Upload Magazine
1.07K subscribers
33 photos
7 videos
13 links
Powered by Autism and Corrupted Data

Contact: @Mhmdreza
Download Telegram
Artist: The KVB
Album: Always Then (LP)
Release Date: 2012-01-30
Origin: London, England
Label: Clan Destine Records
Genre: #Post_Punk, #Shoegaze, #Dark_Wave, #Psychedelic

@UploadMagazine
👍8
Upload Magazine
Artist: The KVB Album: Always Then (LP) Release Date: 2012-01-30 Origin: London, England Label: Clan Destine Records Genre: #Post_Punk, #Shoegaze, #Dark_Wave, #Psychedelic @UploadMagazine
صدایی الهام‌گرفته از گروه Joy Division با حس‌وحالی دیستوپیایی که شنونده را با خود به فضایی تاریک و سایبرپانکی می‌برد؛ آلبوم Always Then از The KVB یکی از آثار کلاسیک و قابل‌احترام دارک‌ویو مدرن به‌شمار می‌رود.
اعضای گروه:
نیکلاس وود (Nicholas Wood): خواننده، نوازنده و آهنگ‌ساز
کت دی (Kat Day): خواننده، نوازندهٔ کیبورد و سینث‌سایزر

@UploadMagazine
👍5
Upload Magazine
صدایی الهام‌گرفته از گروه Joy Division با حس‌وحالی دیستوپیایی که شنونده را با خود به فضایی تاریک و سایبرپانکی می‌برد؛ آلبوم Always Then از The KVB یکی از آثار کلاسیک و قابل‌احترام دارک‌ویو مدرن به‌شمار می‌رود. اعضای گروه: نیکلاس وود (Nicholas Wood): خواننده،…
ستارهٔ اصلی این آلبوم نه وکال‌های کم‌رنگ و بی‌روح آن هستند و نه درامز ۷۰۷ که در پس‌زمینه محو شده‌اند؛ بلکه ترکیب میکس سردِ گیتار و سینث‌سایزرهای شلوغِ این اثر است که شخصیت اصلی آلبوم را شکل می‌دهد.

شیوهٔ ضبط این آلبوم نیز نقش مهمی در شکل‌گیری این حس‌وحال سرد و پولیش‌نشده دارد؛ نیکلاس وود، بنیان‌گذار گروه، تمام قطعات را به‌تنهایی در سال ۲۰۱۱ با یک دستگاه Tascam 414 MKII و یک ضبط نواری Fostex ضبط کرد. این روش غیرحرفه‌ای نیز حسی خام به آلبوم بخشیده است؛ حسی که در بسیاری از آثار حرفه‌ای و استودیویی به‌سختی پیدا می‌شود.

در سال ۲۰۱۷ نیز نسخه‌ی بازخوانی‌شده‌ی این آلبوم با نام Always Then Revisited منتشر شد. اگر از علاقه‌مندان Molchat Doma یا دیگر گروه‌های پست‌پانک و سینث‌راک هستید، این آلبوم را به شما پیشنهاد می‌کنم.

@UploadMagazine
👍6
Artist: Daft Punk
Album: Human After All (LP)
Release Date: 2005-03-14
Origin: Paris, France
Label: Virgin Records
Genre: #French_Electro, #Electroclash, #Dance_Rock, #Electronic_Rock

@UploadMagazine
👍9
Upload Magazine
Artist: Daft Punk Album: Human After All (LP) Release Date: 2005-03-14 Origin: Paris, France Label: Virgin Records Genre: #French_Electro, #Electroclash, #Dance_Rock, #Electronic_Rock @UploadMagazine
"Computers were never designed in the first place to become musical instruments. Within a computer, everything is sterile — there's no sound, there's no air. It's totally code. Like with computer-generated effects in movies, you can create wonders. But it's really hard to create emotion."
— Thomas Bangalter


به نظر میاد Human After All شدیداً درگیر همون ذهنیت قدیمی «احساس خطر از سمت تکنولوژی» باشه؛ همون ترسی که از زمان اوج گرفتن انقلاب صنعتی تا امروز، بارها توی هنر و فرهنگ غرب خودش رو نشون داده.
همون نگرانی‌ای که شاید یکی از مهم‌ترین نمونه‌های اولیه‌ش رو بشه توی فیلم Metropolis (1927) ساخته‌ی Fritz Lang دید.

@UploadMagazine
👍8
Upload Magazine
"Computers were never designed in the first place to become musical instruments. Within a computer, everything is sterile — there's no sound, there's no air. It's totally code. Like with computer-generated effects in movies, you can create wonders. But it's…
لانگ توی اون فیلم، یه تصویر دیستوپیایی (ویران‌شهری) از آینده‌ی بشر نشون می‌ده؛ جهانی که توش تکنولوژی و سیستم صنعتی اون‌قدر رشد کرده که انسان تبدیل به یه قطعه از یک ماشین بزرگ شده.
کار تکراری، زندگی روتین و حرکت‌های کاملاً برنامه‌ریزی‌شده، کم‌کم جایی برای فردیت و انسان بودن باقی نمی‌ذارن. از طرف دیگه، رسانه‌ها و تبلیغات هم تبدیل به ابزاری برای کنترل ذهن آدم‌ها می‌شن و ارتباط واقعی انسان با چیزی که اطرافش اتفاق می‌افته، روزبه‌روز کمتر می‌شه.
این ترس و نگاه انتقادی نسبت به تکنولوژی و صنعتی شدن انسان، هنوز هم ادامه داره و خیلی از آثار هنری قرن بیستم و بیست‌ویکم دقیقاً با همین دغدغه ساخته شدن.

@UploadMagazine
👍10
Upload Magazine
لانگ توی اون فیلم، یه تصویر دیستوپیایی (ویران‌شهری) از آینده‌ی بشر نشون می‌ده؛ جهانی که توش تکنولوژی و سیستم صنعتی اون‌قدر رشد کرده که انسان تبدیل به یه قطعه از یک ماشین بزرگ شده. کار تکراری، زندگی روتین و حرکت‌های کاملاً برنامه‌ریزی‌شده، کم‌کم جایی برای فردیت…
یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، آلبوم The Man-Machine از Kraftwerk هست؛ اثری که به نظرم یکی از منابع الهام اصلی برای ایده‌ی Human After All بوده.
کاور آلبوم
روی کاور Human After All یه تصویر خیلی ساده می‌بینیم: لوگوی Daft Punk روی صفحه‌ی یک تلویزیون قدیمی.
در نگاه اول شاید خیلی ساده به نظر بیاد، ولی همین تصویر کلی مفهوم پشت خودش داره.
تلویزیون اینجا نمادی از رسانه‌های جمعی، تبلیغات و کنترل افکار عمومیه؛ همون ابزاری که در دهه‌های گذشته نقش خیلی بزرگی در شکل دادن به ذهن مردم داشته.
اما نکته جالب‌تر اینه که لوگوی خود Daft Punk هم داخل همین تلویزیون قرار گرفته.
یعنی گروه فقط بیرون از این سیستم نایستاده که نقدش کنه؛ بلکه خودش رو هم بخشی از همین سیستم می‌بینه.
یه جور طعنه به خودشون و مخاطبشون:
«ما هم بخشی از همین مدیایی هستیم که داریم درباره‌ش حرف می‌زنیم.»

@UploadMagazine
👍11👎1
Upload Magazine
یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها، آلبوم The Man-Machine از Kraftwerk هست؛ اثری که به نظرم یکی از منابع الهام اصلی برای ایده‌ی Human After All بوده. کاور آلبوم روی کاور Human After All یه تصویر خیلی ساده می‌بینیم: لوگوی Daft Punk روی صفحه‌ی یک تلویزیون قدیمی. در نگاه…
قطعه یک - Human After All: از همون ثانیه‌های اول ترک اول، تفاوت این آلبوم با کارهای قبلی Daft Punk کاملاً مشخص می‌شه. دیگه خبری از فضای دیسکو، فانک و اون حس شاد و کلابی آلبوم‌های قبلی نیست. اینجا با یه صدای خشن‌تر، سردتر و ماشینی‌تر طرفیم. ریف‌های سینتی‌سایزر تقریباً بدون تغییر مدام تکرار می‌شن و ساختار آهنگ عمداً روی تکرار بنا شده. حتی وکال رباتیک گروه هم نسبت به قبل، حالت خشن‌تر و بی‌روح‌تری پیدا کرده. تکرار مداوم چند جمله ساده در لیریک، برای من تصویر یه ربات انسان‌نماست؛ موجودی که برنامه‌ریزی شده تا فقط یه سری پیام و شعار انسانی رو تکرار کنه، بدون اینکه واقعاً درباره‌شون فکر کنه.
یه چیزی شبیه خیلی از آدم‌های مدرن قرن بیست‌ویکم که تبدیل شدن به چرخ‌دنده‌های یه سیستم؛ کار می‌کنن، حرکت می‌کنن، شعارهای درست می‌دن، ولی شاید کمتر درباره‌ی چرایی این چرخه فکر می‌کنن.

قطعه دوم - The Prime Time Of Your Life: حتی از ترک قبلی هم تاریک‌تر و خشن‌تر شروع می‌شه. اینجا هم Daft Punk همون مسیر قبلی رو ادامه می‌ده و به نوعی داره به تصویری که جامعه و مدیا از «جوانی کردن» می‌سازن، طعنه می‌زنه.
اون فشاری که به آدم‌ها وارد می‌شه که باید یه مدل خاصی زندگی کنن؛ باید خوش بگذرونن، تجربه کنن، همیشه هیجان داشته باشن و طبق یه تعریف آماده از جوان بودن حرکت کنن. (اینکه دقیقاً این «جوانی کردن به زور» از کجا میاد، خودش بحث مفصلیه، ولی احتمالاً خیلی‌هاتون می‌دونید منظورم چیه؛ از فرهنگ پارتی و مصرف مواد گرفته تا نمایش یک سبک زندگی خاص که رسانه و جامعه به عنوان مدل ایده‌آل معرفی می‌کنن.) قطعه از یه فضای خیلی مینیمال شروع می‌شه و بعد ناگهان تغییر می‌کنه و شدت می‌گیره. برداشت شخصی من اینه که این تغییر می‌تونه نمادی از ورود به دوره جوانی باشه؛ جایی که سرعت تغییرات، فشارها و سردرگمی‌ها ناگهان بیشتر می‌شن.

قطعه سوم - Robot Rock: مثل اسمش، راک تولیدی مهندسی رباتی. اما مثل خیلی از قطعات این آلبوم، ساختارش روی تکرار بنا شده. راکی که انگار از قبل طراحی شده، فرمول داره و مثل یه ماشین فقط همون چیزی رو تولید می‌کنه که انتظار می‌ره. ولی نکته جالب اینجاست که Daft Punk حتی با همین ایده، باز هم موفق می‌شه یه قطعه‌ی واقعاً گیرنده و کچی (Catchy) بسازه.

قطعه چهارم - Steam Machine: شاید یکی از معدود ترک هایی که کمتر حس می‌کنم مستقیماً درگیر مفهوم کلی آلبوم باشه. بیشتر شبیه یه تجربه‌ی دنس متفاوت و یه بازی خلاقانه با صداهاست. حداقل برداشت شخصی خاصی از نظر مفهومی ازش ندارم، ولی همچنان قطعه جذابیه و نسبت به بخش زیادی از آلبوم، تغییرات و جزئیات بیشتری توی ساختارش دیده می‌شه.

@UploadMagazine
👍9👎1
Upload Magazine
قطعه یک - Human After All: از همون ثانیه‌های اول ترک اول، تفاوت این آلبوم با کارهای قبلی Daft Punk کاملاً مشخص می‌شه. دیگه خبری از فضای دیسکو، فانک و اون حس شاد و کلابی آلبوم‌های قبلی نیست. اینجا با یه صدای خشن‌تر، سردتر و ماشینی‌تر طرفیم. ریف‌های سینتی‌سایزر…
قطعه پنجم - Make Love: شاید نزدیک‌ترین قطعه‌ی آلبوم به فضای احساسی آثار قبلی Daft Punk باشه. اینجا گروه دوباره تلاش می‌کنه چیزی انسانی‌تر و احساسی‌تر خلق کنه؛ همون چیزی که Thomas Bangalter درباره‌ش گفته بود: اینکه ساختن احساس واقعی با موسیقی کامپیوتری، کار بسیار سختیه. استفاده از گیتار الکتریک، پیانوی افکت‌دار و فضای آرام‌تر قطعه، کاملاً اون رو از باقی آلبوم جدا می‌کنه. اما حتی اینجا هم به نظرم یه لایه‌ی طعنه وجود داره. تکرار جمله‌ی Make Love، با وجود زیبایی خودش، می‌تونه اشاره‌ای به کلیشه‌های موسیقی عاشقانه و تصویری باشه که جامعه از عشق، رابطه و احساسات انسانی می‌سازه. انگار حتی احساسات هم در دنیای مدرن تبدیل به چیزی قابل تولید و مصرف شدن.

قطعه ششم - The Brainwasher: انگار خلاصه‌ای از تمام برداشت‌هایی هست که از قطعات قبلی داریم. یه صدای رباتیک که می‌تونه نمادی از همون نیروی پشت پرده‌ی رسانه‌های جمعی باشه؛ چیزی که ذهن انسان رو شکل می‌ده، اطلاعات رو کنترل می‌کنه و در نهایت تعیین می‌کنه مردم چی ببینن، چی بشنون و حتی چطور فکر کنن.

قطعه هفتم - Television Rules The Nation: فکر نمی‌کنم این ترک نیاز به توضیح خیلی زیادی داشته باشه. اسم قطعه، لیریک و ساختار کلی آهنگ تقریباً همه چیز رو مستقیم بیان می‌کنن. تلویزیون به عنوان یکی از مهم‌ترین ابزارهای کنترل و شکل‌دهی افکار عمومی معرفی می‌شه. ولی نکته جالب اینجاست که اینجا برخلاف خیلی از ترک های دیگه، خود لیریک خیلی آیرونیک نیست؛ اما موسیقی چرا. یه تضاد عجیب وجود داره: درباره سلطه‌ی تلویزیون حرف می‌زنه، ولی خودش یه قطعه‌ی شاد و پرانرژیه. و همین تضاد، به نظرم بخشی از شوخی و هوشمندی کاره.

قطعه هشتم - Emotion: و در پایان آلبوم، به یکی از عجیب‌ترین قطعاتش می‌رسیم. شاید ساده‌ترین قطعه‌ی آلبوم از نظر ساختاری باشه، ولی از نظر مفهومی یکی از مهم‌ترین‌هاست. اون صدای ضعیف وکال که مدام فقط کلمه‌ی Emotion رو تکرار می‌کنه، برای من شبیه تصویری از احساسات انسانی‌ایه که دارن زیر فشار یک جهان ماشینی و بی‌روح خفه می‌شن.
انگار یه صدای خیلی دور که هنوز تلاش می‌کنه خودش رو ثابت کنه. یه جور درخواست کمک. و جالب‌ترین بخش ماجرا اینه که Daft Punk دقیقاً با همون چیزی که درباره‌ش هشدار داده شده بود، یعنی موسیقی کامپیوتری و مصنوعی، موفق می‌شه احساس واقعی خلق کنه. شاید همین بزرگ‌ترین تناقض و موفقیت آلبوم باشه.

@UploadMagazine
👍10👎1
Upload Magazine
قطعه پنجم - Make Love: شاید نزدیک‌ترین قطعه‌ی آلبوم به فضای احساسی آثار قبلی Daft Punk باشه. اینجا گروه دوباره تلاش می‌کنه چیزی انسانی‌تر و احساسی‌تر خلق کنه؛ همون چیزی که Thomas Bangalter درباره‌ش گفته بود: اینکه ساختن احساس واقعی با موسیقی کامپیوتری، کار…
جمع‌بندی:
با اینکه خیلی از منتقدها و مخاطب‌ها Human After All رو ضعیف‌ترین آلبوم Daft Punk می‌دونن، برداشت من اینه که این اثر از نظر جامعه‌شناسی هنر، یکی از جالب‌ترین کارهای گروهه.
چون کمتر آلبومی از Daft Punk این‌قدر مستقیم درباره رابطه‌ی انسان، تکنولوژی، رسانه و فرهنگ مدرن حرف می‌زنه.
برای من، تقریباً هیچ جای آلبوم ناامیدکننده نیست.
دفت پانک تونسته ایده‌ای که پشت اثر داشته رو نه فقط با لیریک، بلکه با خود فرم موسیقی منتقل کنه.
همون تکرارهای آزاردهنده، همون خشونت صوتی و همون حس ماشینی بودن، خودشون بخشی از پیام آلبوم هستن.
البته قبول دارم که از یه جایی به بعد این تکرارها می‌تونن واقعاً خسته‌کننده بشن و شاید بعضی قطعات می‌تونستن از نظر موسیقایی بیشتر توسعه پیدا کنن.
اما به نظرم این تصمیم کاملاً عامدانه بوده.
تو این آلبوم Daft Punk می‌خواسته شنونده همون حس گیر افتادن در یک چرخه‌ی تکراری و ماشینی رو تجربه کنه.
انگار خود موسیقی تبدیل می‌شه به همون ماشینی که درباره‌ش حرف می‌زنه.
در نهایت، Human After All شاید بهترین آلبوم Daft Punk از نظر سرگرم‌کنندگی نباشه، اما یکی از عمیق‌ترین و مفهومی‌ترین آثارشونه.
امتیاز شخصی من: 4/5

@UploadMagazine
👍15👎1
Upload Magazine pinned «ما تو گروه اینجا هم پذیرای حضور و سلیقه موسیقیاییتون هستیم. تشریف بیارید: @UploadMagazineGp»
Artist: She Past Away
Album: Mizantrop
Release Date: 2026-02-06
Origin: Turkey
Label: Creature Comfort
Genre: #Dark_Wave, #Atmospheric_Post_Punk, #Gothic_Rock, #Cold_Wave

@UploadMagazine
👍9
Upload Magazine
Artist: She Past Away Album: Mizantrop Release Date: 2026-02-06 Origin: Turkey Label: Creature Comfort Genre: #Dark_Wave, #Atmospheric_Post_Punk, #Gothic_Rock, #Cold_Wave @UploadMagazine
گروه ترکیه‌ای She Past Away بعد از حدود چهار سال دوری از انتشار آلبوم‌های استودیویی، آلبوم جدیدی به اسم Mizantrop منتشر کرده است. آخرین کار آن‌ها انتشار آلبوم ریمیکس X در سال ۲۰۲۰ بود، اما Mizantrop جدیدترین اثر مستقل و استودیویی آن‌ها محسوب می‌شود.

@UploadMagazine
👍11
Upload Magazine
گروه ترکیه‌ای She Past Away بعد از حدود چهار سال دوری از انتشار آلبوم‌های استودیویی، آلبوم جدیدی به اسم Mizantrop منتشر کرده است. آخرین کار آن‌ها انتشار آلبوم ریمیکس X در سال ۲۰۲۰ بود، اما Mizantrop جدیدترین اثر مستقل و استودیویی آن‌ها محسوب می‌شود. @UploadMagazine
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موزیک‌ویدئوی «انزوا» İnziva یک فیلم کوتاه و ادای احترامی مستقیم به سینمای صامت و ترسناک دهه ۲۰ میلادی و میراث اکسپرسیونیسم آلمان است. این موزیک‌ویدئو داستان شخصیتی به نام «آواره» را در هزارتویی کابوس‌وار و معماری قدیمی به تصویر می‌کشد که در مسیر خود با نمادهای زشتی و گناهان بشری (طمع، شهوت و...) روبرو می‌شود و راه فراری ندارد.
باقی موزیک‌ویدیو‌های این آلبوم هم کاملا درباره همین مفهوم است و تصاویری کاملا سیاه و سفید با کنتراست بالا را می‌بینیم که از روایت‌های شلوغ دوری می‌کند و دقیقا همان تضاد بین آرامش در انزوا و هیاهوی دنیای بیرون را به تصویر می‌کشد.


@UploadMagazine
👍11
Upload Magazine
موزیک‌ویدئوی «انزوا» İnziva یک فیلم کوتاه و ادای احترامی مستقیم به سینمای صامت و ترسناک دهه ۲۰ میلادی و میراث اکسپرسیونیسم آلمان است. این موزیک‌ویدئو داستان شخصیتی به نام «آواره» را در هزارتویی کابوس‌وار و معماری قدیمی به تصویر می‌کشد که در مسیر خود با نمادهای…
آثارهای قبلی این گروه معمولاً با الهام از موسیقی دهه‌ی هشتاد میلادی، اتمسفری به شدت تاریک و گاثیک داشتند. آلبوم Mizantrop نیز دقیقاً همین امضا را حفظ کرده، اما این بار با فضایی سردتر و منزوی‌تر که بیس‌های پست‌پانک را با مفاهیم روان‌شناختی ترکیب می‌کند.
در مقایسه با آثار کلاسیک و معروف گروه مانند آلبوم‌های Belirdi Gece (۲۰۱۲) و Narin Yalnızlık (۲۰۱۵) که تمرکز بیشتری روی ریف‌های سریع گیتار و ملودی‌های کلاب‌های آندرگروند داشتند، اثر جدید آنها ریتم پخته‌تر و سنگین‌تری را ارائه می‌دهد. همچنین نسبت به آلبوم Disko Anksiyete (۲۰۱۹) که رگه‌هایی از synthpop و موسیقی الکترونیک در آن پررنگ‌تر بود، این آلبوم جدید دوباره به ریشه‌های دارک مینیمال و پست‌پانکِ اصیل گروه بازگشته است؛ با این تفاوت که صداسازی‌ها در اینجا مدرن‌تر و فضا به مراتب سردتر طراحی شده است.
داستان و تم اصلی این آلبوم درباره‌ی خستگی از هنجارهای جامعه و برچسب‌هایی است که به آدم‌های گوشه‌گیر زده میشه. ولی در این اثر از زاویه دید یک فرد منزوی صحبت می‌کند که از دنیای مدرن فاصله گرفته. در واقع آن‌ها در این آلبوم به این موضوع می‌پردازند که چطور دوری از شلوغی و آدم‌ها، دیگه یک نقطه‌ضعف نیست، بلکه یک سپر دفاعی برای محافظت از آرامش درون در برابر فشارهای اجتماعی هست.

@UploadMagazine
👍11
Artist: Loathe
Album: A Stranger To You (LP)
Release Date: 2026-07-17
Origin: Liverpool, England
Label: SharpTone Records
Genre: #Experimental_Metalcore, #Nu_Metalcore, #Progressive_Metalcore, #Alternative_Metal, #Post_Metal, #Industrial_Metal, #Shoegaze

@UploadMagazine
👍8
شش سال انتظار برای آغاز یک جنجال:
در دنیای موسیقی همیشه یک قاعده وجود دارد:
نوآوری همواره همه را راضی نمیکند.

این را میتوان در طول تاریخ موسیقی بارها مشاهده کرد و برایش مثالهای متعددی آورد ولی اکنون فقط چند روز از یک اثر خارق‌العاده و نوآورانه در دنیای موسیقی متال میگذرد که نماینده یک جنجال قابل انتظار بود.

بند متالکور Loathe، که کار خود را از ده سال قبل آغاز کرده است، اکنون با سومین آلبوم خود به نام A Stranger To You بازگشته است. این آلبوم با فاصله شش ساله از آلبوم قبلی I Let It in and It Took Everything منتشر شده است؛ اثری که توجه طرفداران موسیقی مدرن را از همه نظر جلب کرد و همچنان یک نماد از ارتقای متال مدرن است. بی شک همگی در طول این شش سال در انتظار یک اثر مرزشکن بوده اند زیرا قول انتشار آن از ۲۰۲۲ داده شده بود ولی بارها وقفه افتاد.

اکنون باید به چشم یک انتقاد سرسختانه به این آلبوم جدید نگاه کنیم. توقعات طرفداران از همه نظر بیشتر شده و از سمتی در همین چند روز بین طرفداران و منتقدان در همه‌جا جنجالی بزرگ راه افتاده است، که آیا این اثر توانسته متفاوت‌تر از آلبوم قبلی باشد یا خیر؟

از همین ابتدا باید بگویم که این نقدی طولانی خواهد بود زیرا اثری که Loathe به ما تحویل داده است بواقع یک اثر چند لایه است. شما از نظر موسیقی باید یک تحلیل بکنید، از نظر پروداکشن یک تحلیل و از نظر لیریکال یک تحلیل دیگر. کلیت این آلبوم قابل خلاصه کردن نیست و هر لایه آن برای شما این را نشان میدهد که واقعا چرا شش سال انتظار ارزشش را داشت.

@UploadMagazine
👍8
Upload Magazine
شش سال انتظار برای آغاز یک جنجال: در دنیای موسیقی همیشه یک قاعده وجود دارد: نوآوری همواره همه را راضی نمیکند. این را میتوان در طول تاریخ موسیقی بارها مشاهده کرد و برایش مثالهای متعددی آورد ولی اکنون فقط چند روز از یک اثر خارق‌العاده و نوآورانه در دنیای موسیقی…
یک جهش الزامی و جسورانه در آهنگسازی:
بند Loathe به عنوان یک خالق آثار منحصربفرد و تازه‌وارد از آلبوم پیشین خود گفت که قرار نیست اثری که می‌سازند با دیگران قابل مقایسه باشد. گیتاریست از بندهای اولیه ژانر نو-متال بسیار الهام گرفته، وکالیست صدایش پر از تنوع است که میتوان از کلین های نرم تا اسکریم‌هایی در سطح Chino Moreno را ایجاد کند، درامر در هر ژانری تبحر دارد و بیسیست استاد ساخت دیوار صوتی پست-متالی است.

این بند همانگونه که عده‌ای منتظر بودند یکی از آثار بشدت اکسپریمنتال خود را ارائه داده است و این واقعا یک جهش هنرمندانه است که پله به پله در آلبوم دنبال می‌شود. شما میتوانید تاثیرات بندهای معروف مانند Korn و Deftones را در آن ببینید و در عین حال آن را به سمت بندهای کمتر شناخته شده متالکور ببرید و بررسی کنید. بندهایی مانند VCTMS، Darknet و Varials به عنوان نمونه‌ای خاص از ژانر نومتالکور و همچنین بندهای آندرریتدی چون NuREALITY، MUNTJACK، Voidletter و Sleepsculptor بعنوان نمونه هایی از ژانر اکسپریمنتال متالکور بهترین گزینه ها هستند.

یک چیز در اینجا واضح است که بیشتر جنجالی که رخ داده بخاطر این سطح نوآوری و نداشتن قالب کلی برای این آلبوم است. این آلبوم فراتر از آلبوم پیشین رفته و عملا هیچ دسته بندی کاملی برای آن نمیتوان انجام داد و هر ترک دارای یک سورپرایز جدید است. در راحت‌ترین حالت میتوان به آنها ژانر Experimental Metalcore را نسبت داد. داشتن لایه های نومتال، پراگرسیو، ایندستریال، پست متال و شوگیز و حتی لحظاتی بریت‌پاپ یا جزگونه در این آلبوم کاملا قابل احساس است.

میتوان یک خاصیت مهم را در آلبوم مشاهده کرد: این یک مسیر قدم به قدم برای رسیدن به صدایی خاص است. گرچه با انتشار سینگل Gifted Every Strength، در می ۲۰۲۵، بوضوح می‌توانستیم تفاوت این آلبوم را متوجه بشویم و همچنین در سینگل های Revenant و Fangs لحظات خاصی را مشاهده کنیم، ولی وقتی آلبوم شنیده میشود احساس قدم گذاشتن بر روی یک مسیر حس میشود.

قدم اول آلبوم برای نشان دادن یک آغاز در ادامه پایان آلبوم پیشین است. قطعه Entrance در اول را باز میکند و ما را همراه غزلی به داخل می‌کشد و سپس Block of Flats یک اثر قابل انتظار را با المان‌هایی از آلبوم قبلی را نشان میدهد و Fortress Down وقتی به پایان می‌رسد میگوید تکرار آثار پیشین کافیست. قطعه Gemini با ریف‌هایی دیسوننت سعی در ساخت دیوار صوتی خاصی دارد که بخش دوم آلبوم را آغاز می‌کند و پس یک استراحت کوتاه با Nothing Like The Knife به Harder to Pretend اجازه می‌دهد هرچیزی را داخل یک مخلوط‌کن بریزد و آزمایش کند.

وقتی آزمایش ها تمام میشود اعلامیه اثینا می‌آید تا بگوید قدم دوم ما ساخت صدای خاص است. قطعه Revenant، با حضور Jami Morgan، حاصل یک آزمایش موفق و جدید برای بند است که ما را به اوج آلبوم در The Way It Breaks میرساند که همه چیز در آزمایشات جدید را دارد. قطعه Meet My Maker نیز این را نشان میدهد که شخصیت منحصربفرد این آلبوم با این سه قطعه میانی قابل تشخیص است.

قدم سوم با Fangs است که خوش‌آهنگی بی‌بدیلی دارد و نشان میدهد که از آن پس آلبوم مانند ضربانی بین آزمایشات جدید و آلبوم پیشین است. کورس این قطعه پرستیدنی ‌است. قطعه The Ladder با یک آکوستیک زیبا و همراهی Jordan Rakei که یک تهیه‌کننده ژانر Jazz-Soul است یک اتمسفر مختص به خود میسازد. سپس Gifted Every Strength با خود مجموعه‌ای ساختاریافته‌تر شامل Gemini تا Is It Really You در آلبوم پیشین را با لحظات خاص بریت‌پاپ به همراه دارد. در آخر، No Stranger To You یک خداحافظی صمیمانه که می‌خواهد بگوید این آلبوم در قالب یک بیانیه برای آغاز سطح جدید بند، کار خود را به اتمام رسانده است.

@UploadMagazine
👍8
نتیجه یک تولید جنجال برانگیز؛ اشتباه یا هدفمند؟:
استاندارد‌های یک تولید خوب برای دیده شدن از نظر هر شخصی ممکن است متغیر باشد. ما در طول میکس و مسترینگ یک آلبوم حضور نداریم و درنهایت حاصل را میشنویم و اگر بخواهیم ویدیو پشت صحنه را میبینیم. گاهی این مسیر تولید میتواند خیلی متفاوت باشد و بارها باعث تغییرات پایه‌ای شود. بند Loathe هم به عنوان بندی که خودش همواره این مسئولیت را به عهده میگیرد، این بار نیز خواسته است اثرش را خودش به نتیجه برساند.

همانند فضای اکسپریمنتال آلبوم، میکس و مسترینگ را میتوان در اینجا هم اکسپریمنتال تلقی کرد و این باعث دوگانگی شد. تمامی نظرات متناقض از همین جا نشأت گرفت. یکی میکس را یک کار خام و گل‌آلود میبیند و دیگری آن را یک اثر آنالوگ و جذاب میبیند.

کار برای نظر دادن سخت‌تر می‌شود وقتی دقت می‌کنید که در این آلبوم قرار است انواع صداها را بشنوید و در اقیانوس سبک ها غرق شوید. قطعا باید هر بخش که ژانر تغییر می‌کند محسوس باشد و در عین حال، مانند بخش جداگانه جلوه نکند و همراه با بقیه بخش ها باشد. بند Loathe واقعا نیاز به وقت زیادی داشت که چنین کاری را بکند و به نظر خودم این مورد رعایت شده است.

از طرف دیگر، یکسری نقدها سر من را به درد آوردند. نمیدانم چگونه لحظات سنگین و جسورانه آلبوم، مانند قطعات Gemini و Revenant، را میتوان بخش های فیلر در آلبوم تلقی کرد. این سطح از جسارت و ساخت فضای دیسوننت، که ریف‌هایشان دیوار صوتی متغیری دارد، یک هسته سخت در آلبوم است که نمیتوان اهمیت آنها را انگار کرد، ولی برخی آنها تکراری برای نگهداشتن مخاطبان آلبوم های پیشین میدانند.

ما در این آلبوم با مجموعه‌ای از همکاری های مختلف سروکار داریم که هر کدام نقش‌آفرینی خاص خود را دارند. برای بخش های اسپوکن‌ورد (Spoken Word)، Bucki Sugar انتخاب شده است و واقعا آنجایی که باید استراحتی برای آلبوم باشد را بخوبی اجرا کرده است. بند Nowhere2run، همراه با وکالیست پیشین بند Code Orange، حضور خوبی در بخش‌ مهم آلبوم دارد. از طرفی همکاری غیرقابل انتظار بند راک Static Dress و حتی Mansur Brown سورپرایزهای آلبوم بشمار میروند. تاثیر حضور Jordan Rakei در The Ladder غیرقابل چشم پوشی است.

اینکه بند Loathe این همه فاکتور برای خلاقیت خود در این آلبوم جای داده است قابل تحسین است و به واقع چیزی که ارائه داده اند شاید همه را راضی نکند ولی قطعا نقطه عطفی برای باز کردن قفل های جدید است و جایی است که باید هرچیز جدیدی در آن آزمایش شود و نتیجه‌اش دیده شود. من حتی این اثر را بطور کامل میپسندم و میگویم که با احترام به تمام نقدها، ما یک مرحله جدید را آغاز کرده‌ایم که انتظارات ما را برای آثار بعدی افزایش میدهد.

@UploadMagazine
👍8
Upload Magazine
نتیجه یک تولید جنجال برانگیز؛ اشتباه یا هدفمند؟: استاندارد‌های یک تولید خوب برای دیده شدن از نظر هر شخصی ممکن است متغیر باشد. ما در طول میکس و مسترینگ یک آلبوم حضور نداریم و درنهایت حاصل را میشنویم و اگر بخواهیم ویدیو پشت صحنه را میبینیم. گاهی این مسیر تولید…
کیمیاگری رنج در بوته‌ی دگرگونی؛ از ابزوردیسم تا اگزیستانسیالیسم:
در این آلبوم، Loathe ما را به مسیری می‌کشاند که باید مرحله به مرحله شکست یک کالبد قدیمی و ساختن کالبد جدید و قوی‌تر از پیش را بررسی کنیم. هر نقطه از آلبوم یک مرحله برای بازسازی چیزی است که درنهایت بدست می‌آوریم و باید درنظر داشت که ممکن است هر قطعه را بصورت جدا، به شکلی خاص ترجمه کرد ولی در کنار هم یک قالب داستانی خاص می‌سازند. این را میتوان از خاصیت زبان سهل و ممتنع و تصاویر سوررئال آن دانست که روایت را در قالب آلبوم شکل میگیرد ولی بصورت جداگانه هم معنا میدهد.

وقتی Entrance را نگاه میکنیم معنای کل آلبوم در آن خلاصه شده است. این قطعه از شکستن چیزهای سخت میگوید ولی درنهایت به اینکه الماس از دل زغال ساخته میشود اشاره میکند. درگرگونی ها از دل فشار شکل می‌گیرند و اینجاست که کیمیاگری رنج به ما هر نیرویی را هدیه میدهد. سپس Block of Flats اولین لحظه ترک برداشتن خودِ قدیمی است که میخواهد ارتباطات یکطرفه و بی نتیجه را کنار بگذارد و یک خودِ مصمم را فریاد بزند که دارد ساخته میشود.

قطعه Fortress Down لحظه‌ای برای نمایش یک فروپاشی است که خودش به چیزی نیازمند است. شما باید بخزید و به اینکه به چیزی که نیاز دارید برای ساخت دوباره خود برسید متعهد باشید. قطعه Gemini فریاد پست-مدرن شکافی بین چهره و نقاب است که دلیل فروپاشی را بیان میکند و از پوچی هر کنش بی‌هدفی که با نقاب صورت میگیرد سخن میگوید. اینجا باید برای خزیدن باید رها بود تا از چرخه دوگانگی خودِ واقعی و خودِ نمایشی عبور کرد.

قطعه Nothing Like The Knife شاید یک وقفه کوتاه موسیقایی باشد ولی در چند کلام تلنگری مهم میزند و می‌گوید که هر کلام گزنده در نهایت خود گوینده را قربانی میکند و باعث خودویرانگری میشود. سپس Harder to Pretend فریاد را برای خودویرانگری حاصل تظاهر سر میدهد و از فاجعه سرکوب عواطف میگوید. همه اینها ما را به اثینا میرساند که قرار است بخش دوم داستان را با اشاره به فرزانگی حاصل رنج آغاز کند و بگوید وقت حرکت کردن است.

قطعه Revenant یک نبرد بزرگ را وصف می‌کند که در آن قرار است خودِ جدید از خودِ قدیم برخیزد و فرایند دگرگونی از دل زخم های عظیم را نمایش دهد. این یک تولد تراژیک از دل دوگانگی خود/دیگری است. سپس The Way It Breaks به دنبال همدلی برای تصدیق رنج مشترک میگردد و درنهایت سرودی برای دلهای شکسته میخواند. این قطعه‌ی محوری کل آلبوم است. Meet My Maker نقطه‌ای است که سوالی می‌پرسد که پاسخش آرامش‌بخش است. اینجا باید دلیرانه سرنوشت را پذیرفت و به سوی خودِ حقیقی حرکت کرد.

قطعه Fangs می‌گوید این پذیرش سخت و تلخ است ولی درحالیکه از غربت وجودی تو را دربر گرفته است، از خود رنج و فرایند دگرگونی لذت ببر. وقتی سوژه بر زمان خود حاکم میشود وقتش است که با The Ladder که سرودی دعاگونه‌ است باید صعود کنی ولی نردبان از جنس خاک است و امکان فروریزش دارد. اکنون باید چرخه‌ی صعود و نزول را بپذیری و بدانی موفقیت ابدی بی‌معنی است و Gifted Every Strength این اعتراض سقراطی به عمل می‌آورد.

وقت آن می‌رسد که خداحافظی شکوهمند را در No Stranger To You ببینیم، دقیقا جایی که باید به آرامش برسیم یک آشتی ابدی رخ میدهد و باید پذیرفت که گذشته نابود نمیشود اما ما را از حرکت هم بازنمی‌دارد. حرکت به سوی خودِ جدید و حقیقی یک حرکت ابدی است که باید کل پروسه رنج و فروپاشی های آن را قبول کرد و ادامه داد. اینجا میفهمیم خودِ قدیمی غریبه نیست، بلکه یاوری بوده برای درک مسیر دگرگونی سوژه.

@UploadMagazine
👍9