✅ مولفه های رابطه دوستی
✍️مصطفی ملکیان
🔹یکی از انواعِ پرشمارِ روابطِ شخصی رابطهیِ دوستی است. رابطهیِ دوستی میانِ دو شخص 4 مؤلّفه دارد: دو دوست الف) یکدیگر را میشناسند، ب) نیکخواهِ یکدیگر اند، پ) نسبت به یکدیگر عاطفه دارند، و ت) به هم وفادار اند. امّا، چنانکه ارسطو گفته است، علّتِ دوستشدنِ دو شخص با یکدیگر یکی از این سه چیز میتواند بود: الف) منفعترسانیِ متقابل: به این معنا که هر یک از دو دوست از دیگری نفعی میبرد، مانندِ دوستیِ میان مریض و طبیب، شاگرد و استاد، و مرئوس و رئیس؛ ب) لذّتِ حضور، به این معنا که هر یک از دو دوست از حضورِ دوستِ دیگرِ خود لذّت میبرد و از غیابِ او رنج؛ و پ) یکدیگر را دارایِ سلامتِ روانی و فضیلتِ اخلاقی یافتن، به این معنا که هر یک از دو دوست شخصیّت و منشِ دوستِ دیگر را میپسندد و خوش دارد.
🔹واژهیِ «عشق»و معادلهایِ آن در زبانهایِ دیگر معانیِ بسیار متعدّد دارند؛ امّا، رایجترین و متداولترین معنایِ این واژه از سنخِ دوستیِ از نوعِ دوم است. به عبارتِ دیگر، «عشق» یک نوع دوستی است که در آن، اوّلاً لذّتِ حضور هست، به این معنا که هر یک از دو طرف سخت طالب و مشتاقِ آن است که در حضورِ دیگری باشد و اگر این حضور پیش نیاید آشفته و پریشان میشود (مؤلّفهیِ شور و شیدایی)؛ ثانیاً، التزام و تعهّد هست، به این معنا که هر یک از دو طرف درد و رنجِ دیگری را درد و رنجِ خود میداند و لذّت، خوشی، شادمانی، و رضایتِ دیگری را، نیز، از آنِ خود میداند و، بنابراین، برای کاستن از موجباتِ درد و رنجِ دیگری و افزودن بر موجباتِ لذّت، خوشی، شادمانی، و رضایتِ او از هیچ کاری مضایقه نمیکند؛ و ثالثاً، صمیمیّت و مَحرَمیّت هست، به این معنا که هر یک از دو طرف نهفقط حاضر، بل، راغب است که در نزدِ دیگری کاملاً شفّاف و بلوروار شود: یعنی همهیِ باورها، احساسات و عواطف، و خواستههای خود را در دیدرسِ او قرار دهد و هیچ چیز از شخصیّت و منشِ خود را از او پوشیده ندارد. جمعِ 3 مؤلّفهیِ شور و شیدایی، التزام و تعهّد، و صمیمیّت و مَحرَمیّت عشق را از دیگر اقسامِ دوستیِ از نوعِ دوم متمایز میکند.
💢گفت و گوی روزنامه اعتماد با استاد مصطفی ملکیان با عنوان «اصلاح فرهنگ و دگرگونی های پایدار»
@UTpsychologic
✍️مصطفی ملکیان
🔹یکی از انواعِ پرشمارِ روابطِ شخصی رابطهیِ دوستی است. رابطهیِ دوستی میانِ دو شخص 4 مؤلّفه دارد: دو دوست الف) یکدیگر را میشناسند، ب) نیکخواهِ یکدیگر اند، پ) نسبت به یکدیگر عاطفه دارند، و ت) به هم وفادار اند. امّا، چنانکه ارسطو گفته است، علّتِ دوستشدنِ دو شخص با یکدیگر یکی از این سه چیز میتواند بود: الف) منفعترسانیِ متقابل: به این معنا که هر یک از دو دوست از دیگری نفعی میبرد، مانندِ دوستیِ میان مریض و طبیب، شاگرد و استاد، و مرئوس و رئیس؛ ب) لذّتِ حضور، به این معنا که هر یک از دو دوست از حضورِ دوستِ دیگرِ خود لذّت میبرد و از غیابِ او رنج؛ و پ) یکدیگر را دارایِ سلامتِ روانی و فضیلتِ اخلاقی یافتن، به این معنا که هر یک از دو دوست شخصیّت و منشِ دوستِ دیگر را میپسندد و خوش دارد.
🔹واژهیِ «عشق»و معادلهایِ آن در زبانهایِ دیگر معانیِ بسیار متعدّد دارند؛ امّا، رایجترین و متداولترین معنایِ این واژه از سنخِ دوستیِ از نوعِ دوم است. به عبارتِ دیگر، «عشق» یک نوع دوستی است که در آن، اوّلاً لذّتِ حضور هست، به این معنا که هر یک از دو طرف سخت طالب و مشتاقِ آن است که در حضورِ دیگری باشد و اگر این حضور پیش نیاید آشفته و پریشان میشود (مؤلّفهیِ شور و شیدایی)؛ ثانیاً، التزام و تعهّد هست، به این معنا که هر یک از دو طرف درد و رنجِ دیگری را درد و رنجِ خود میداند و لذّت، خوشی، شادمانی، و رضایتِ دیگری را، نیز، از آنِ خود میداند و، بنابراین، برای کاستن از موجباتِ درد و رنجِ دیگری و افزودن بر موجباتِ لذّت، خوشی، شادمانی، و رضایتِ او از هیچ کاری مضایقه نمیکند؛ و ثالثاً، صمیمیّت و مَحرَمیّت هست، به این معنا که هر یک از دو طرف نهفقط حاضر، بل، راغب است که در نزدِ دیگری کاملاً شفّاف و بلوروار شود: یعنی همهیِ باورها، احساسات و عواطف، و خواستههای خود را در دیدرسِ او قرار دهد و هیچ چیز از شخصیّت و منشِ خود را از او پوشیده ندارد. جمعِ 3 مؤلّفهیِ شور و شیدایی، التزام و تعهّد، و صمیمیّت و مَحرَمیّت عشق را از دیگر اقسامِ دوستیِ از نوعِ دوم متمایز میکند.
💢گفت و گوی روزنامه اعتماد با استاد مصطفی ملکیان با عنوان «اصلاح فرهنگ و دگرگونی های پایدار»
@UTpsychologic
❤13👍8
🔷 در چالشها و در هنگام برانگیختگی، چگونه هیجاناتم را تنظیم کنم؟
✅ احساسات و واکنشهای بدنتان را بدون قضاوت مشاهده کنید و به خودتان یادآوری کنید که آنچه در حال رخ دادن است نشانهی فعال شدن سیستم تهدید در مغزتان است:
👈مثال: همین الان دارم متوجه میشوم که قلبم تند میزند، تنش را در بدنم احساس میکنم، حالتی از تحریکپذیری یا میل به کنارهگیری در من وجود دارد. این واکنشها نشانهای از «سیستم تهدید» در مغزم هستند که برای محافظت از من فعال شده است.
✅ ببینید ذهنتان از موقعیت پیش آمده چه روایتی میسازد و بعد به خودتان یادآوری کنید که این روایت برخاسته از تلاش مغز من برای درک شرایط و پیشبینی خطرات احتمالی است. اما آیا این تنها تفسیر ممکن از موقعیت است؟
✅ مشفقانه وخردمندانه، آسیبها و تروماهای گذشتهتان و اثر آنها بر شکلگیری ترسها و نحوه واکنشتان به ترسها را به یاد بیاورید:
👈 مثال: در گذشته، تجربههایی از طرد شدن یا نادیده گرفته شدن از سوی افراد مهم و مورد اعتمادِ زندگیام داشتهام. اکنون و در این لحظه تفسیر ذهن من از این موقعیت بر اساس آسیبها، ترسها و تروماهای گذشتهی من است، اما مهم است که به خودم یادآوری کنم که داستانی که ذهنم میسازد، لزوماً حقیقت ندارد. این، صدای گذشته است، نه لزوماً حقیقتِ اکنون.
✅ به بدنتان کمک کنید تا هیجان را پردازش کند:
👈 مثال: میتوانید بدنتان را تکان بدهید، حرکات کششی انجام بدهید، فریاد بزنید، بدوید، برقصید یا چند نفس عمیق و آرام بکشید. این کارها به سیستم عصبیتان کمک میکنند تا از حالت تهدید خارج شده و به تعادل برسد.
✅ انتخاب کنید که به جای واکنشهای همیشگیِ ناسالم به آشفتگیهایتان، واکنشهای جایگزینِ سالم نشان دهید و از خودتان مراقبت کنید:
👈مثال: به جای سرزنش خودم، یا ماندن در افکار نشخوارگونه، یا فرار از موقعیت، یا کنترل کردن، چه روشهای سالمی برای واکنش و یا حل مساله وجود دارد که میتوانم آنها را انتخاب کنم؟
✨ تنظیم هیجان با این روشها، یک مهارت است که نیاز به تمرین و تکرار دارد. در این مسیر، به جای سرزنش و قضاوت، با خردمندی، ملایمت و شجاعت در کنار خودتان بمانید.
🖌️دکتر مهرنوش اثباتی؛ روانشناس
📌 پینوشت: هرچند این روشها میتوانند بسیار کمککننده باشند، اما برای برخی افراد، بهویژه کسانی که تجربههای آسیبزای عمیقی داشتهاند، این روشها بهتنهایی کافی نخواهند بود. در اینصورت بهتر است از یک رواندرمانگر متخصص کمک بگیرید. حمایت تخصصی میتواند به شما کمک کند تا ریشهی هیجانات خود را بهتر درک کنید و راهکارهایی متناسب با نیازهای خود بیابید.
@UTpsychologic
✅ احساسات و واکنشهای بدنتان را بدون قضاوت مشاهده کنید و به خودتان یادآوری کنید که آنچه در حال رخ دادن است نشانهی فعال شدن سیستم تهدید در مغزتان است:
👈مثال: همین الان دارم متوجه میشوم که قلبم تند میزند، تنش را در بدنم احساس میکنم، حالتی از تحریکپذیری یا میل به کنارهگیری در من وجود دارد. این واکنشها نشانهای از «سیستم تهدید» در مغزم هستند که برای محافظت از من فعال شده است.
✅ ببینید ذهنتان از موقعیت پیش آمده چه روایتی میسازد و بعد به خودتان یادآوری کنید که این روایت برخاسته از تلاش مغز من برای درک شرایط و پیشبینی خطرات احتمالی است. اما آیا این تنها تفسیر ممکن از موقعیت است؟
✅ مشفقانه وخردمندانه، آسیبها و تروماهای گذشتهتان و اثر آنها بر شکلگیری ترسها و نحوه واکنشتان به ترسها را به یاد بیاورید:
👈 مثال: در گذشته، تجربههایی از طرد شدن یا نادیده گرفته شدن از سوی افراد مهم و مورد اعتمادِ زندگیام داشتهام. اکنون و در این لحظه تفسیر ذهن من از این موقعیت بر اساس آسیبها، ترسها و تروماهای گذشتهی من است، اما مهم است که به خودم یادآوری کنم که داستانی که ذهنم میسازد، لزوماً حقیقت ندارد. این، صدای گذشته است، نه لزوماً حقیقتِ اکنون.
✅ به بدنتان کمک کنید تا هیجان را پردازش کند:
👈 مثال: میتوانید بدنتان را تکان بدهید، حرکات کششی انجام بدهید، فریاد بزنید، بدوید، برقصید یا چند نفس عمیق و آرام بکشید. این کارها به سیستم عصبیتان کمک میکنند تا از حالت تهدید خارج شده و به تعادل برسد.
✅ انتخاب کنید که به جای واکنشهای همیشگیِ ناسالم به آشفتگیهایتان، واکنشهای جایگزینِ سالم نشان دهید و از خودتان مراقبت کنید:
👈مثال: به جای سرزنش خودم، یا ماندن در افکار نشخوارگونه، یا فرار از موقعیت، یا کنترل کردن، چه روشهای سالمی برای واکنش و یا حل مساله وجود دارد که میتوانم آنها را انتخاب کنم؟
✨ تنظیم هیجان با این روشها، یک مهارت است که نیاز به تمرین و تکرار دارد. در این مسیر، به جای سرزنش و قضاوت، با خردمندی، ملایمت و شجاعت در کنار خودتان بمانید.
🖌️دکتر مهرنوش اثباتی؛ روانشناس
📌 پینوشت: هرچند این روشها میتوانند بسیار کمککننده باشند، اما برای برخی افراد، بهویژه کسانی که تجربههای آسیبزای عمیقی داشتهاند، این روشها بهتنهایی کافی نخواهند بود. در اینصورت بهتر است از یک رواندرمانگر متخصص کمک بگیرید. حمایت تخصصی میتواند به شما کمک کند تا ریشهی هیجانات خود را بهتر درک کنید و راهکارهایی متناسب با نیازهای خود بیابید.
@UTpsychologic
👍10❤3
سه تا از رایجترین جاهایی که آدما پا پس میکشن وقتیه که:
۱. حس تهدید بکنن.
۲. بهشون بیاحترامی بشه.
۳. ازشون خواسته بشه که مسئولیتپذیر باشن.
@UTpsychologic
۱. حس تهدید بکنن.
۲. بهشون بیاحترامی بشه.
۳. ازشون خواسته بشه که مسئولیتپذیر باشن.
@UTpsychologic
❤22👍12
از نامهی ونگوگ به برادرش تئو:
«من اجتماع را دوست ندارم. معاشرت و مصاحبت با مردم اغلب روحم را عذاب میدهد... اما درعینحال احساس میکنم احتیاج به همدردی و شفقت دیگران دارم و تشنهی لطف و مهربانیام.»
کتابِ "نامههای ونگوگ" ترجمهی رضا فروزی
@UTpsychologic
«من اجتماع را دوست ندارم. معاشرت و مصاحبت با مردم اغلب روحم را عذاب میدهد... اما درعینحال احساس میکنم احتیاج به همدردی و شفقت دیگران دارم و تشنهی لطف و مهربانیام.»
کتابِ "نامههای ونگوگ" ترجمهی رضا فروزی
@UTpsychologic
💔28👍10❤5😢2
افسردگی در مردان با افسردگی در زنان تفاوت دارد.
افسردگی در مردان اغلب اوقات ریشه در درماندگی آموختهشده دارد؛ اما متخصصان سلامت روان معمولاً با آن مشابه افسردگی در زنان برخورد میکنند و بهجای اینکه به مردان کمک کنند احساس توانمندی و کنترل بیشتری بر زندگیشان داشته باشند، تلاش میکنند به آنها احساس دوستداشتهشدن بدهند.
- آدام لین اسمیت، روانشناس خانواده
@UTpsychologic
افسردگی در مردان اغلب اوقات ریشه در درماندگی آموختهشده دارد؛ اما متخصصان سلامت روان معمولاً با آن مشابه افسردگی در زنان برخورد میکنند و بهجای اینکه به مردان کمک کنند احساس توانمندی و کنترل بیشتری بر زندگیشان داشته باشند، تلاش میکنند به آنها احساس دوستداشتهشدن بدهند.
- آدام لین اسمیت، روانشناس خانواده
@UTpsychologic
❤17👍13🤔2
گاهی آنچه به ترمیم روان کمک میکند، پیدا کردن یک راهحل تازه نیست؛ بلکه تجربهی این است که دیگری واقعاً تلاش کند ما را بفهمد.
اینکه کسی بتواند، حتی برای لحظاتی، جهان را از زاویهی دید ما ببیند؛ بدون اینکه بلافاصله قضاوت کند، نصیحت کند یا بخواهد رنج ما را برطرف کند.
انسان همیشه به راهحل نیاز ندارد. گاهی پیش از هر چیز نیاز دارد تجربهای که در درونش میگذرد، توسط دیگری دیده و فهمیده شود.
شاید یکی از دشوارترین بخشهای رنج روانی، خودِ رنج نباشد؛ بلکه تجربهی تنها ماندن با چیزی باشد که هیچکس واقعاً آن را نفهمیده است.
@UTpsychologic
اینکه کسی بتواند، حتی برای لحظاتی، جهان را از زاویهی دید ما ببیند؛ بدون اینکه بلافاصله قضاوت کند، نصیحت کند یا بخواهد رنج ما را برطرف کند.
انسان همیشه به راهحل نیاز ندارد. گاهی پیش از هر چیز نیاز دارد تجربهای که در درونش میگذرد، توسط دیگری دیده و فهمیده شود.
شاید یکی از دشوارترین بخشهای رنج روانی، خودِ رنج نباشد؛ بلکه تجربهی تنها ماندن با چیزی باشد که هیچکس واقعاً آن را نفهمیده است.
@UTpsychologic
❤21👍7🔥5💔2
Audio
👍5🔥2
اغلب مشکلات زوجین هیچ گاه حل نمی شوند، آن ها باید یاد بگیرند همدیگر را بپذیرند.
گاتمن ( روانشناس)
@UTpsychologic
گاتمن ( روانشناس)
@UTpsychologic
👍21😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این روزها زیاد میشنویم: «یار خوب، تمام ماجراست.»
اما واقعاً اینطور نیست.
رابطهی عاطفی سالم میتونه بخش مهمی از رضایت از زندگی باشه؛ میتونه امنیت، حمایت، صمیمیت و احساس تعلق ایجاد کنه. اما قرار نیست یک نفر، تمام کیفیت زندگی ما رو تعیین کنه.
ضمن اینکه حتی نیاز آدمها به رابطه هم یکسان نیست.
یکی ممکنه به یک رابطهی عمیق و صمیمی نیاز داشته باشه، یکی صمیمیت کمتری بخواد و استقلال بیشتری رو ترجیح بده. یکی از رابطه انرژی بگیره، یکی بخش زیادی از انرژی و رضایتش رو از کار، دوستان، علایق یا تنهایی خودش بگیره.
پس مسئله فقط پیدا کردن «یار خوب» نیست؛
مهم اینه بفهمیم برای خودِ ما، چه نوع رابطهای خوبه.
چون رابطهی خوب لزوماً رابطهای نیست که بیشترین صمیمیت رو داشته باشه؛
رابطهایه که با نیازها، مرزها و ترجیحات دو نفر سازگار باشه.
«یار خوب» شاید تمام ماجرا نباشه؛
اما یار نامناسب میتونه بخش بزرگی از ماجرا رو خراب کنه.
📣دکتر مکری(روانپزشک)
@UTpsychologic
اما واقعاً اینطور نیست.
رابطهی عاطفی سالم میتونه بخش مهمی از رضایت از زندگی باشه؛ میتونه امنیت، حمایت، صمیمیت و احساس تعلق ایجاد کنه. اما قرار نیست یک نفر، تمام کیفیت زندگی ما رو تعیین کنه.
ضمن اینکه حتی نیاز آدمها به رابطه هم یکسان نیست.
یکی ممکنه به یک رابطهی عمیق و صمیمی نیاز داشته باشه، یکی صمیمیت کمتری بخواد و استقلال بیشتری رو ترجیح بده. یکی از رابطه انرژی بگیره، یکی بخش زیادی از انرژی و رضایتش رو از کار، دوستان، علایق یا تنهایی خودش بگیره.
پس مسئله فقط پیدا کردن «یار خوب» نیست؛
مهم اینه بفهمیم برای خودِ ما، چه نوع رابطهای خوبه.
چون رابطهی خوب لزوماً رابطهای نیست که بیشترین صمیمیت رو داشته باشه؛
رابطهایه که با نیازها، مرزها و ترجیحات دو نفر سازگار باشه.
«یار خوب» شاید تمام ماجرا نباشه؛
اما یار نامناسب میتونه بخش بزرگی از ماجرا رو خراب کنه.
📣دکتر مکری(روانپزشک)
@UTpsychologic
👍28❤7🔥2💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گاهی برای خروج از یک وضعیت روانی دشوار، لازم نیست از ابتدا سراغ اهداف عمیق و تغییرات بزرگ برویم؛ میتوانیم از یک «هیجان مثبتِ ساده» شروع کنیم، به شرطی که آن رفتار ما را به تجربههای مثبت بعدی متصل کند.
ورزش، رسیدگی به ظاهر، حضور در جمع یا انجام فعالیتی لذتبخش، اگر بتواند احتمال ارتباط اجتماعی، احساس موفقیت، افزایش اعتمادبهنفس یا دستیابی به اهداف بعدی را بیشتر کند، میتواند مانند یک موتور محرکه عمل کند.
بنابراین وقتی در یک دورهی سخت هستید، گاهی لازم است جرات کنید «سطحی» شروع کنید؛ مهم این است که این شروع کوچک، شما را به سمت چرخهای از هیجان مثبت، رفتار سازنده و موفقیتهای بعدی هدایت کند.
~ کانال روانشناسی سایکولاجیک
@UTpsychologic
ورزش، رسیدگی به ظاهر، حضور در جمع یا انجام فعالیتی لذتبخش، اگر بتواند احتمال ارتباط اجتماعی، احساس موفقیت، افزایش اعتمادبهنفس یا دستیابی به اهداف بعدی را بیشتر کند، میتواند مانند یک موتور محرکه عمل کند.
بنابراین وقتی در یک دورهی سخت هستید، گاهی لازم است جرات کنید «سطحی» شروع کنید؛ مهم این است که این شروع کوچک، شما را به سمت چرخهای از هیجان مثبت، رفتار سازنده و موفقیتهای بعدی هدایت کند.
~ کانال روانشناسی سایکولاجیک
@UTpsychologic
❤23👍9🔥1
عشق یعنی
در روزهایی که
حتی خودت با خودت غریبهای،
چشمانی باشد که
حقیقتِ خاموشِ تو را گم نکند؛
و در شبهای ناامنی
پناهی باشد که در آن،
بیهراس از قضاوت،
آشوبهایت با آرامش
در آغوش کشیده شود...
~ کانال روانشناسی سایکولاجیک
@UTpsychologic
در روزهایی که
حتی خودت با خودت غریبهای،
چشمانی باشد که
حقیقتِ خاموشِ تو را گم نکند؛
و در شبهای ناامنی
پناهی باشد که در آن،
بیهراس از قضاوت،
آشوبهایت با آرامش
در آغوش کشیده شود...
~ کانال روانشناسی سایکولاجیک
@UTpsychologic
❤19💔3👍2🔥1
استاد محمد علی موحد خطاب به معلمان:
باید به کودکان ما بیاموزید هنر دوست داشتن و دوست داشته شدن است. مدرسه آموزشگاه دوستیهای دیرپا، بیغل و غش و خالی از طمع و ریا است؛ یک جاذبه مرموز ملکوتی است که بچهها را به سوی همدیگر میکشاند و آنان بدون ملاحظه وابستگیهای خانوادگی، بدون توجه به جایگاه و پایگاه اجتماعی والدینشان با یکدیگر میجوشند و دوست میشوند و این امر مقدسی است؛ بکوشید تا بچهها قدر این دوستیها را بشناسند و رشته مودتی را که با صفا و صمیمیت در میانشان برقرار میشود همچنان پاک و بیآلایش نگه دارند و این دوستیها را توشه زندگی خود بدانند.
@UTpsychologic
باید به کودکان ما بیاموزید هنر دوست داشتن و دوست داشته شدن است. مدرسه آموزشگاه دوستیهای دیرپا، بیغل و غش و خالی از طمع و ریا است؛ یک جاذبه مرموز ملکوتی است که بچهها را به سوی همدیگر میکشاند و آنان بدون ملاحظه وابستگیهای خانوادگی، بدون توجه به جایگاه و پایگاه اجتماعی والدینشان با یکدیگر میجوشند و دوست میشوند و این امر مقدسی است؛ بکوشید تا بچهها قدر این دوستیها را بشناسند و رشته مودتی را که با صفا و صمیمیت در میانشان برقرار میشود همچنان پاک و بیآلایش نگه دارند و این دوستیها را توشه زندگی خود بدانند.
@UTpsychologic
❤28
از رنجی خسته ام
که از آنِ من نیست
سی. رایت میلز، جامعهشناس معروف آمریکایی، یه مفهوم مهم داره به اسم «تخیل جامعهشناختی».
یعنی وقتی میخوایم رنج و مشکل یه آدم رو بفهمیم، فقط خودِ اون آدم رو نبینیم؛ شرایطی که توش زندگی میکنه رو هم ببینیم.
مثلاً فرض کن توی یه جامعه فقط یه نفر بیکاره. احتمالاً میشه گفت این مسئله تا حدی به شرایط شخصی خودش مربوطه.
اما اگه میلیونها نفر بیکار باشن چی؟
دیگه نمیشه همهچیز رو انداخت گردن خودِ آدمها. باید یه قدم عقبتر بریم و بپرسیم: چه چیزی توی ساختار اقتصادی و اجتماعی این جامعه وجود داره که باعث شده اینهمه آدم نتونن شغل پیدا کنن؟
حالا به جای بیکاری، «افسردگی» رو بذاریم.
اگه یه نفر افسردهست، طبیعتاً بخشی از ماجرا میتونه به زندگی و تجربههای شخصی خودش مربوط باشه.
اما اگه یه جامعه به شکل گستردهای خسته، مضطرب و افسردهست، واقعاً میتونیم بگیم همهشون مشکل شخصی دارن؟
یا بهتره یه سؤال دیگه هم بپرسیم:
چه چیزی توی این جامعه وجود داره که اینهمه آدم رو خسته، مضطرب و ناامید کرده؟
درباره خشم هم همینطوره.
اگه یه نفر دائماً عصبانیه، شاید مسئلهای در تجربه شخصی خودش وجود داشته باشه.
اما وقتی خشم، اضطراب و ناامیدی تبدیل به تجربهای جمعی میشن، دیگه فقط فرد رو بررسی نکنیم.
چون وقتی همیشه انگشت اتهام رو به سمت فرد بگیریم، ممکنه یه بیعدالتی بزرگ در حقش انجام بدیم.
گاهی قبل از اینکه بپرسیم:
«مشکل این آدم چیه؟»
بد نیست یه سؤال مهمتر هم بپرسیم:
«این آدم، در چه شرایطی داره زندگی میکنه؟
گردآوری: امید رفیعی( روانشناس)
@UTpsychologic
که از آنِ من نیست
سی. رایت میلز، جامعهشناس معروف آمریکایی، یه مفهوم مهم داره به اسم «تخیل جامعهشناختی».
یعنی وقتی میخوایم رنج و مشکل یه آدم رو بفهمیم، فقط خودِ اون آدم رو نبینیم؛ شرایطی که توش زندگی میکنه رو هم ببینیم.
مثلاً فرض کن توی یه جامعه فقط یه نفر بیکاره. احتمالاً میشه گفت این مسئله تا حدی به شرایط شخصی خودش مربوطه.
اما اگه میلیونها نفر بیکار باشن چی؟
دیگه نمیشه همهچیز رو انداخت گردن خودِ آدمها. باید یه قدم عقبتر بریم و بپرسیم: چه چیزی توی ساختار اقتصادی و اجتماعی این جامعه وجود داره که باعث شده اینهمه آدم نتونن شغل پیدا کنن؟
حالا به جای بیکاری، «افسردگی» رو بذاریم.
اگه یه نفر افسردهست، طبیعتاً بخشی از ماجرا میتونه به زندگی و تجربههای شخصی خودش مربوط باشه.
اما اگه یه جامعه به شکل گستردهای خسته، مضطرب و افسردهست، واقعاً میتونیم بگیم همهشون مشکل شخصی دارن؟
یا بهتره یه سؤال دیگه هم بپرسیم:
چه چیزی توی این جامعه وجود داره که اینهمه آدم رو خسته، مضطرب و ناامید کرده؟
درباره خشم هم همینطوره.
اگه یه نفر دائماً عصبانیه، شاید مسئلهای در تجربه شخصی خودش وجود داشته باشه.
اما وقتی خشم، اضطراب و ناامیدی تبدیل به تجربهای جمعی میشن، دیگه فقط فرد رو بررسی نکنیم.
چون وقتی همیشه انگشت اتهام رو به سمت فرد بگیریم، ممکنه یه بیعدالتی بزرگ در حقش انجام بدیم.
گاهی قبل از اینکه بپرسیم:
«مشکل این آدم چیه؟»
بد نیست یه سؤال مهمتر هم بپرسیم:
«این آدم، در چه شرایطی داره زندگی میکنه؟
گردآوری: امید رفیعی( روانشناس)
@UTpsychologic
❤22👍14
Stay or Leave 1
Dr Amani & Dr Peykani
🔻 جلسه اول کارگاه «بمانم یا بروم» تقدیم شما.
✍️ محورهای مورد بحث؛
▪️موقعیت تنهای من!
▫️سوال اول؛ آیا مجازیم از او بخواهیم تغییر کند!
▪️سوال دوم؛ آیا تفاوتها ما را به اینجا رسانده!
▫️سوال سوم؛ دلخوش و امیدوار به تغییرش باشم و بمانم!
▪️ هیجاناتی که جلوی تصمیم را میگیرند...
📣دکتر امید امانی ( روانشناس بالینی)
@UTpsychologic
✍️ محورهای مورد بحث؛
▪️موقعیت تنهای من!
▫️سوال اول؛ آیا مجازیم از او بخواهیم تغییر کند!
▪️سوال دوم؛ آیا تفاوتها ما را به اینجا رسانده!
▫️سوال سوم؛ دلخوش و امیدوار به تغییرش باشم و بمانم!
▪️ هیجاناتی که جلوی تصمیم را میگیرند...
📣دکتر امید امانی ( روانشناس بالینی)
@UTpsychologic
❤3👍3🤔1
دوستت به داستانت گوش میدهد
اما درمانگرت کمک میکند بفهمی،
شاید داری آن داستان را به شکل نادرست
برای خودت تعریف میکنی.
— اروین یالوم
@UTpsychologic
اما درمانگرت کمک میکند بفهمی،
شاید داری آن داستان را به شکل نادرست
برای خودت تعریف میکنی.
— اروین یالوم
@UTpsychologic
❤24👍1