📊اگه توی یه پایگاه داده، Cannabis و Psychosis/ Schizophrenia رو سرچ کنید، صدها مطالعه رو میبینید که چند دهه است دارند روی ارتباط این دو کار میکنند و این بحث جدی وجود داره که مصرف گل خصوصا در نوجوانی، «ممکنه» احتمال بروز اختلالات سایکوتیک رو به اندازه قابل توجهی افزایش بده.
چند نکته:
۱) پژوهشهای کافی حاکی از همبستگی بالای مصرف گل (خصوصا از نوجوانی) و سایکوز هستند.
۲) پژوهشهای زیادی حاکی از افزایش ریسک ابتلا به سایکوز در اثر مصرف گل، در افراد مستعد (ژنتیکی و تحولی) ابتلاست.
۳) پژوهشهای نورولوژیک کافی وجود ندارد که نشان دهد مصرف گل علت سایکوز است.
یک مقالهی مروری درباره ارتباط سایکوز و مصرف گل:
https://www.cureus.com/articles/36042-the-association-between-cannabisuse-and-schiz#!/
فارغ از اسکیزوفرنی، تحقیقات مختلفی، تاثیر منفی مصرف گل روی کارکردهای اجرایی (Executive function) مثل توجه رو هم نشون دادند.
بنابراین بیضرر بودن گل واقعیت نداره. کلا تجربه نشون داده هیچ ماده محرک/ مخدر/ توهمزایی بیضرر نیست، حتی درباره کوکائین زمانی تصور پزشکان بر بیضرری بود!
رشته توییت از سعید پایدارفرد
🧠 @UTpsychologic
چند نکته:
۱) پژوهشهای کافی حاکی از همبستگی بالای مصرف گل (خصوصا از نوجوانی) و سایکوز هستند.
۲) پژوهشهای زیادی حاکی از افزایش ریسک ابتلا به سایکوز در اثر مصرف گل، در افراد مستعد (ژنتیکی و تحولی) ابتلاست.
۳) پژوهشهای نورولوژیک کافی وجود ندارد که نشان دهد مصرف گل علت سایکوز است.
یک مقالهی مروری درباره ارتباط سایکوز و مصرف گل:
https://www.cureus.com/articles/36042-the-association-between-cannabisuse-and-schiz#!/
فارغ از اسکیزوفرنی، تحقیقات مختلفی، تاثیر منفی مصرف گل روی کارکردهای اجرایی (Executive function) مثل توجه رو هم نشون دادند.
بنابراین بیضرر بودن گل واقعیت نداره. کلا تجربه نشون داده هیچ ماده محرک/ مخدر/ توهمزایی بیضرر نیست، حتی درباره کوکائین زمانی تصور پزشکان بر بیضرری بود!
رشته توییت از سعید پایدارفرد
🧠 @UTpsychologic
👍25👎1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 مستند مهین؛ نخستین قاتل سریالی زن - قسمت اول
🚧 تا سال ۱۳۸۷، ایرانیها هنوز با یک قاتل سریالی زن آشنا نشده بودند. در بهمن سال ۸۷، با پیدا شدن جسد زنی میانسال در قزوین، داستان قتلهای زنجیرهای که بعدها مشخص شد، به دست یک زن اتفاق میافتد، آغاز شد...
🔻فایل قبلی یه مشکلی داشت برطرف شد. این یکی رو دانلود کنید
🔎 @UTpsychologic
🚧 تا سال ۱۳۸۷، ایرانیها هنوز با یک قاتل سریالی زن آشنا نشده بودند. در بهمن سال ۸۷، با پیدا شدن جسد زنی میانسال در قزوین، داستان قتلهای زنجیرهای که بعدها مشخص شد، به دست یک زن اتفاق میافتد، آغاز شد...
🔻فایل قبلی یه مشکلی داشت برطرف شد. این یکی رو دانلود کنید
🔎 @UTpsychologic
👍34🔥6😱2❤1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 مستند مهین؛ نخستین قاتل سریالی زن - قسمت دوم
🚧 تا سال ۱۳۸۷، ایرانیها هنوز با یک قاتل سریالی زن آشنا نشده بودند. در بهمن سال ۸۷، با پیدا شدن جسد زنی میانسال در قزوین، داستان قتلهای زنجیرهای که بعدها مشخص شد، به دست یک زن اتفاق میافتد، آغاز شد...
🔻لینک قسمت اول
🔎 @UTpsychologic
🚧 تا سال ۱۳۸۷، ایرانیها هنوز با یک قاتل سریالی زن آشنا نشده بودند. در بهمن سال ۸۷، با پیدا شدن جسد زنی میانسال در قزوین، داستان قتلهای زنجیرهای که بعدها مشخص شد، به دست یک زن اتفاق میافتد، آغاز شد...
🔻لینک قسمت اول
🔎 @UTpsychologic
👍25😱2🔥1
🧠 سایکوپاتی (psychopathy) و سوسیوپاتی (sociopathy) چه تفاوتی با هم دارن؟
سایکوپاتی و سوسیوپاتی(جامعه ستیزی) دو اصطلاحی هستند که اغلب به جای یکدیگر برای توصیف افرادی با مجموعه خاصی از ویژگیهای شخصیتی بکار می روند. با این حال، آنها کاملاً یکسان نیستند.
سایکوپاتی اغلب به عنوان شکل "نهایی" اختلال شخصیت ضد اجتماعی(Antisocial Personality Disorder) دیده می شود. مثلا کاراکتر جوکر را در نظر بگیرید - دلربا، حیله گر و کاملاً فاقد همدلی یا عذاب وجدان. سایکوپات ها اغلب به عنوان "سنگدل" توصیف می شوند و می توانند به طرز باورنکردنی فریبکاری کنند.
از سوی دیگر، سوسیوپاتی (جامعه ستیزی) بیشتر شبیه ورژن با شدت کمتر سایکوپاتی است. مانند نسخه "لایت" جوکر است. افراد جامعه ستیز هم در احساس همدلی و ایجاد روابط مشکل دارند، اما نسبت به سایکوپات ها کمتر محاسبهگر هستند و بیشتر عجولانه و بی فکر رفتار می کنند.
در حالی که هم سایکوپات ها و هم سوسیوپات ها میتوانند رفتار مجرمانه از خود نشان دهند، سایکوپاتها اغلب در اعمال خود روشمندتر و محتاطتر هستند، در حالی که سوسیوپات ها ممکن است بیپرواتر باشند.
سایکوپات ها اغلب باهوش تر و تواناتر از افراد جامعه ستیز هستند و حتی ممکن است بتوانند مشاغل سطح بالا یا موقعیت های قدرت را حفظ کنند. از سوی دیگر، افراد جامعه ستیز ممکن است برای حفظ شغل یا روابط پایدار با مشکل مواجه شوند.
باور بر این است که سایکوپاتی و سوسیوپاتی هر دو دارای مؤلفه ژنتیکی هستند، اما سوسیوپاتی ممکن است بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی مانند ترومای دوران کودکی باشد.
متأسفانه، درمانهای مؤثر کمی برای هر دو اختلال وجود دارد، زیرا افراد مبتلا به این اختلالات ممکن است انگیزه یا ظرفیت تغییر را نداشته باشند.
بنابراین در حالی که سایکوپاتی و سوسیوپاتی اشتراکاتی با یکدیگر دارند، اما اختلالاتی متمایز با ویژگیهای منحصر به فرد خود هستند.
🔎 @UTpsychologic
سایکوپاتی و سوسیوپاتی(جامعه ستیزی) دو اصطلاحی هستند که اغلب به جای یکدیگر برای توصیف افرادی با مجموعه خاصی از ویژگیهای شخصیتی بکار می روند. با این حال، آنها کاملاً یکسان نیستند.
سایکوپاتی اغلب به عنوان شکل "نهایی" اختلال شخصیت ضد اجتماعی(Antisocial Personality Disorder) دیده می شود. مثلا کاراکتر جوکر را در نظر بگیرید - دلربا، حیله گر و کاملاً فاقد همدلی یا عذاب وجدان. سایکوپات ها اغلب به عنوان "سنگدل" توصیف می شوند و می توانند به طرز باورنکردنی فریبکاری کنند.
از سوی دیگر، سوسیوپاتی (جامعه ستیزی) بیشتر شبیه ورژن با شدت کمتر سایکوپاتی است. مانند نسخه "لایت" جوکر است. افراد جامعه ستیز هم در احساس همدلی و ایجاد روابط مشکل دارند، اما نسبت به سایکوپات ها کمتر محاسبهگر هستند و بیشتر عجولانه و بی فکر رفتار می کنند.
در حالی که هم سایکوپات ها و هم سوسیوپات ها میتوانند رفتار مجرمانه از خود نشان دهند، سایکوپاتها اغلب در اعمال خود روشمندتر و محتاطتر هستند، در حالی که سوسیوپات ها ممکن است بیپرواتر باشند.
سایکوپات ها اغلب باهوش تر و تواناتر از افراد جامعه ستیز هستند و حتی ممکن است بتوانند مشاغل سطح بالا یا موقعیت های قدرت را حفظ کنند. از سوی دیگر، افراد جامعه ستیز ممکن است برای حفظ شغل یا روابط پایدار با مشکل مواجه شوند.
باور بر این است که سایکوپاتی و سوسیوپاتی هر دو دارای مؤلفه ژنتیکی هستند، اما سوسیوپاتی ممکن است بیشتر تحت تأثیر عوامل محیطی مانند ترومای دوران کودکی باشد.
متأسفانه، درمانهای مؤثر کمی برای هر دو اختلال وجود دارد، زیرا افراد مبتلا به این اختلالات ممکن است انگیزه یا ظرفیت تغییر را نداشته باشند.
بنابراین در حالی که سایکوپاتی و سوسیوپاتی اشتراکاتی با یکدیگر دارند، اما اختلالاتی متمایز با ویژگیهای منحصر به فرد خود هستند.
🔎 @UTpsychologic
👍38👎1😱1😢1
▫لوسیا جویس، دختر جیمز جویس نویسنده، مبتلا به اسکیزوفرنی بوده. در جوانی به عنوان رقاص حرفهای فعالیت داشته، ولی در ۲۰ سالگی رقص رو رها میکنه. در ۲۱ سالگی عاشق ساموئل بکت میشه، ولی عشق دوطرفه نبوده. بعد از بریدن از اون رابطه، دچار فروپاشی روانی میشه در حدی که در تیمارستان بستری میشه.
▫بکت تا مدتها بهش سر میزد و ارتباط رو قطع نکرد. پزشکهای مختلفی رو امتحان میکنه ولی در نهایت زیر نظر کارل یونگ تحت درمان قرار میگیره. رابطهٔ جویس و دخترش رازآلود بوده، وابستگی متقابل و قرابت ذهنی عجیبی بینشون برقرار بود. میگن رقص لوسیا بیان سبک ادبی پدرش به وسیلهٔ بدنه.
▫یونگ معتقد بوده که خود جویس هم اسکیزوفرنی داشته، ولی چون نابغهست مشکلی درعملکردش ایجاد نشده!
عکسها مال سالهای ۱۹۲۸-۱۹۲۹ هست، احتمالاً قبل این که لوسیا دچار فروپاشی روانی بشه.
-Elpasoperdido-
🧠 @UTpsychologic
▫بکت تا مدتها بهش سر میزد و ارتباط رو قطع نکرد. پزشکهای مختلفی رو امتحان میکنه ولی در نهایت زیر نظر کارل یونگ تحت درمان قرار میگیره. رابطهٔ جویس و دخترش رازآلود بوده، وابستگی متقابل و قرابت ذهنی عجیبی بینشون برقرار بود. میگن رقص لوسیا بیان سبک ادبی پدرش به وسیلهٔ بدنه.
▫یونگ معتقد بوده که خود جویس هم اسکیزوفرنی داشته، ولی چون نابغهست مشکلی درعملکردش ایجاد نشده!
عکسها مال سالهای ۱۹۲۸-۱۹۲۹ هست، احتمالاً قبل این که لوسیا دچار فروپاشی روانی بشه.
-Elpasoperdido-
🧠 @UTpsychologic
👍35😢5❤3🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽 مستند مهین؛ نخستین قاتل سریالی زن - قسمت چهارم
🔺لینک قسمت اول
🔺لینک قسمت دوم
🔺لینک قسمت سوم
🧠 @UTpsychologic
🔺لینک قسمت اول
🔺لینک قسمت دوم
🔺لینک قسمت سوم
🧠 @UTpsychologic
👍14🔥2😱1
📌بپردازیم به مفهوم اثر ریباند (Rebound Effect) در زمینه تفکر و مثال هوشمندانه ای که داستایِفسکی برای نشان دادن آن استفاده کرد: خرس سفید
▫️تا بحال پیش آمده که به سختی تلاش کردید فکر خاصی را از ذهن خود بیرون کنید، اما بعد متوجه شدید که آن فکر دوباره قوی تر باز می گردد؟ این پدیده در عمل همان اثر ریباند یا بازگشت است. اثر ریباند یک پدیده روانشناختی است که زمانی رخ میدهد که ما فعالانه سعی میکنیم یک فکر یا احساس خاص را سرکوب کنیم یا از آن اجتناب کنیم؛ ولی در نهایت آن را پایدارتر و کنترل آن را دشوارتر میسازیم.
▫️به قول داستایفسکی، "سعی کن این تمرین را برای خودت در نظر بگیری: به خرس قطبی فکر نکن، و خواهی دید که آن نفرین شده هر دقیقه به ذهنت خواهد آمد." داستایفسکی مدتها قبل از اینکه روانشناسان این اصطلاح را ابداع کنند، تأثیر بازگشت در تفکر را درک کرده بود. هر چه بیشتر سعی کنیم از فکر کردن به چیزی اجتناب کنیم، در نهایت بیشتر به آن فکر می کنیم.
▫️تحقیقات نشان داده است که اثر ریباند یک نیروی واقعی و قدرتمند در ذهن انسان است. هنگامی که ما فعالانه سعی می کنیم برخی از افکار یا احساسات را سرکوب کنیم یا از آنها اجتناب کنیم، مغز ما با افزایش تمرکز بر روی همان چیزها پاسخ می دهد. انگار ذهن ما در برابر اینکه می گوییم چه کار باید انجام دهد، عصیان می کند.
▫️اکنون راه حل چیست؟ خب، داستایفسکی پاسخ قطعی ارائه نکرد، اما بسیاری از روانشناسان پیشنهاد می کنند که پذیرش و ذهن آگاهی (Mindfulness) می تواند در مدیریت اثر ریباند مفید باشد. به جای تلاش برای سرکوب یا اجتناب از افکار یا احساسات ناخواسته، میتوانیم یاد بگیریم که آنها را به رسمیت بشناسیم، بپذیریم و روی ایجاد مکانیسمهای مقابلهای سالم تمرکز کنیم که به ما امکان میدهد تأثیر آنها را مدیریت کنیم.
▫️بنابراین دفعه بعد که سعی کردید فکری را از ذهنتان بیرون کنید، به یاد داشته باشید که گاهی اوقات بهترین راه برای مقابله با فکر ناخوانده این است که آن را بپذیرید و اجازه دهید که باشد.
🧠 @UTpsychologic
▫️تا بحال پیش آمده که به سختی تلاش کردید فکر خاصی را از ذهن خود بیرون کنید، اما بعد متوجه شدید که آن فکر دوباره قوی تر باز می گردد؟ این پدیده در عمل همان اثر ریباند یا بازگشت است. اثر ریباند یک پدیده روانشناختی است که زمانی رخ میدهد که ما فعالانه سعی میکنیم یک فکر یا احساس خاص را سرکوب کنیم یا از آن اجتناب کنیم؛ ولی در نهایت آن را پایدارتر و کنترل آن را دشوارتر میسازیم.
▫️به قول داستایفسکی، "سعی کن این تمرین را برای خودت در نظر بگیری: به خرس قطبی فکر نکن، و خواهی دید که آن نفرین شده هر دقیقه به ذهنت خواهد آمد." داستایفسکی مدتها قبل از اینکه روانشناسان این اصطلاح را ابداع کنند، تأثیر بازگشت در تفکر را درک کرده بود. هر چه بیشتر سعی کنیم از فکر کردن به چیزی اجتناب کنیم، در نهایت بیشتر به آن فکر می کنیم.
▫️تحقیقات نشان داده است که اثر ریباند یک نیروی واقعی و قدرتمند در ذهن انسان است. هنگامی که ما فعالانه سعی می کنیم برخی از افکار یا احساسات را سرکوب کنیم یا از آنها اجتناب کنیم، مغز ما با افزایش تمرکز بر روی همان چیزها پاسخ می دهد. انگار ذهن ما در برابر اینکه می گوییم چه کار باید انجام دهد، عصیان می کند.
▫️اکنون راه حل چیست؟ خب، داستایفسکی پاسخ قطعی ارائه نکرد، اما بسیاری از روانشناسان پیشنهاد می کنند که پذیرش و ذهن آگاهی (Mindfulness) می تواند در مدیریت اثر ریباند مفید باشد. به جای تلاش برای سرکوب یا اجتناب از افکار یا احساسات ناخواسته، میتوانیم یاد بگیریم که آنها را به رسمیت بشناسیم، بپذیریم و روی ایجاد مکانیسمهای مقابلهای سالم تمرکز کنیم که به ما امکان میدهد تأثیر آنها را مدیریت کنیم.
▫️بنابراین دفعه بعد که سعی کردید فکری را از ذهنتان بیرون کنید، به یاد داشته باشید که گاهی اوقات بهترین راه برای مقابله با فکر ناخوانده این است که آن را بپذیرید و اجازه دهید که باشد.
🧠 @UTpsychologic
👍33🔥1
شنوایی،
بدون «اوه، بابا منم همینطور»،
بدون «بیا تجربههام رو بریزم تو حلقت»،
بدون «بیا بهت راهحل بدم»،
بدون «مسالهت سخت نیست»،
بدون «بابا تو خفنی و جای نگرانی نیست»،
بدون هیچچی...
فقط شنوایی خالص
باعث میشه مخاطب اعتماد کنه
و میتونه خیلی اصل حال رو خوب کنه.
توی این دنیای شلوغ و مملو از اطلاعات، یه سرچ گوگل گاهی هزاران تجربه و راهحل دقیق و علمی و کارشناسیشده میده.
واسه همینه که آدما گاهی هدفشون از بیان، رسیدن به چیزیه که گوگل نمیده بهشون: حس درک شدن. حس خسته نباشی که داری تلاشت رو میکنی. حس من به تلاشت افتخار میکنم. همین فقط.
-Locomo-
🧠 @UTpsychologic
بدون «اوه، بابا منم همینطور»،
بدون «بیا تجربههام رو بریزم تو حلقت»،
بدون «بیا بهت راهحل بدم»،
بدون «مسالهت سخت نیست»،
بدون «بابا تو خفنی و جای نگرانی نیست»،
بدون هیچچی...
فقط شنوایی خالص
باعث میشه مخاطب اعتماد کنه
و میتونه خیلی اصل حال رو خوب کنه.
توی این دنیای شلوغ و مملو از اطلاعات، یه سرچ گوگل گاهی هزاران تجربه و راهحل دقیق و علمی و کارشناسیشده میده.
واسه همینه که آدما گاهی هدفشون از بیان، رسیدن به چیزیه که گوگل نمیده بهشون: حس درک شدن. حس خسته نباشی که داری تلاشت رو میکنی. حس من به تلاشت افتخار میکنم. همین فقط.
-Locomo-
🧠 @UTpsychologic
👍38❤1👎1
🧠 سایکولاجیک | روانشناسی
📌بپردازیم به مفهوم اثر ریباند (Rebound Effect) در زمینه تفکر و مثال هوشمندانه ای که داستایِفسکی برای نشان دادن آن استفاده کرد: خرس سفید ▫️تا بحال پیش آمده که به سختی تلاش کردید فکر خاصی را از ذهن خود بیرون کنید، اما بعد متوجه شدید که آن فکر دوباره قوی تر…
'
🌕 در رابطه با داستان "خرس قطبی" داستایفسکی و اثر ریباند، یک داستان نیز در ادبیات شفاهی مازندران سینه به سینه نقل شده است: یک روستایی گاو خود را گم میکند و بعد از بارها جستجوی نافرجام، به دعانویس دهکده پناه میبرد و از او میخواهد برایش دعا کند تا فردا که به جستجو میرود حتما گاو را پیدا کند.
دعانویس میگوید :"فردا صبح دوباره به جستجو برو، اما در تمام مسیر نباید به "خرگوش سفید" فکر کنی".
روستایی غروب فردا نزد دعانویس میآید و میگوید گاو را پیدا نکرده است. دعانویس میپرسد :"به خرگوش سفید که فکر نکردی؟" و وقتی روستایی پاسخ میدهد که بارها فکر خرگوش سفید به ذهنش آمده است، میگوید: "دعای من مشکل نداشته، اشکال از خودت است که نتوانستی به خرگوش سفید فکر نکنی".
📚از کتاب آسیب شناسی روانی اثر مهدی گنجی
🧠 @UTpsychologic
🌕 در رابطه با داستان "خرس قطبی" داستایفسکی و اثر ریباند، یک داستان نیز در ادبیات شفاهی مازندران سینه به سینه نقل شده است: یک روستایی گاو خود را گم میکند و بعد از بارها جستجوی نافرجام، به دعانویس دهکده پناه میبرد و از او میخواهد برایش دعا کند تا فردا که به جستجو میرود حتما گاو را پیدا کند.
دعانویس میگوید :"فردا صبح دوباره به جستجو برو، اما در تمام مسیر نباید به "خرگوش سفید" فکر کنی".
روستایی غروب فردا نزد دعانویس میآید و میگوید گاو را پیدا نکرده است. دعانویس میپرسد :"به خرگوش سفید که فکر نکردی؟" و وقتی روستایی پاسخ میدهد که بارها فکر خرگوش سفید به ذهنش آمده است، میگوید: "دعای من مشکل نداشته، اشکال از خودت است که نتوانستی به خرگوش سفید فکر نکنی".
📚از کتاب آسیب شناسی روانی اثر مهدی گنجی
🧠 @UTpsychologic
👍35😱1😍1
میشه رفیق بامرام بود و در جاهایی «نه» گفت.
میشه تلاش کرد یاد گرفت و در جاهایی «نه» گفت.
میشه کارمند نمونه، رئیس مهربون یا والد حامی بود و بازم جاهایی «نه» گفت.
میشه عاشق بود و در جاهایی همچنان «نه» گفت.
احداث و تثبیت حریمها از نیازهای حیاتی برای بقا در این دنیای شلوغ هستن.
-locomo-
🧠 @UTpsychologic
میشه تلاش کرد یاد گرفت و در جاهایی «نه» گفت.
میشه کارمند نمونه، رئیس مهربون یا والد حامی بود و بازم جاهایی «نه» گفت.
میشه عاشق بود و در جاهایی همچنان «نه» گفت.
احداث و تثبیت حریمها از نیازهای حیاتی برای بقا در این دنیای شلوغ هستن.
-locomo-
🧠 @UTpsychologic
👍49❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📽مستند مهین، اولین قاتل سریالی زن - قسمت پنجم و پایانی
قسمت های پیشین رو بصورت کامل جهت دسترسی بهتر اینجا قرار دادم. مشکل فایل ها هم رفع شد
🧠 @UTpsychologic
قسمت های پیشین رو بصورت کامل جهت دسترسی بهتر اینجا قرار دادم. مشکل فایل ها هم رفع شد
🧠 @UTpsychologic
👍18🔥2👎1
🧵 اصطلاح take for granted در انگلیسی چیز جالبیه: ارزش و بودنِ چیزی یا کسی خیلی بدیهی، علیالسویه و -حالا هستش دیگه- (granted) تلقی (take) بشه.
وقتی کسی یا چیزی رو take for granted میکنیم، در ناخودآگاهمون وجود و کیفیتش رو بخشی از وظیفهش و یه اصل دائمی میانگاریم.
دونستن، تشخیص، مقابله و اجتناب از این قضیه (هر ۴ تاش، که میبینیم در پایین) میتونه از خیلی شکستهای ارتباطی و رابطهای پیشگیری کنه. و اینا نیاز مبرم به یه خودآگاهی، ارادهی بهبود و رشد، و نیت خالص و سازنده دارن.
1️⃣ مثالهایی از take for granted:
- چیز: سلامتی، تا وقتی مریض شیم. مثل توانایی دویدن، یا نداشتن دندوندرد
- شخص (فاعل): دوست خوبی که همیشه جواب مسیج رو بلافاصله میده.
- شخص (مفعول): خواهر یا برادری یا فامیلی که انتظار داره همیشه فلان تیپ مشکلش رو ما براش حل کنیم.
2️⃣ از کجا بفهمیم داریم take for granted میشیم؟
۱. ازت برای کارایی که وظیفهی تو نیست (و حتی هست) هرگز تشکر و قدردانی نمیشه.
۲. مداماً درخواستهای زیاد و غیرمنطقی دریافت میکنی.
۳. توی تصمیمات از تو نظر نمیخوان.
۴. احساس ناکافیبودن، بدهیداشتن و اینسکیوریتی(ناامنی روانی) میکنی در حضورشون.
3️⃣ حالا چیکار کنیم که take for granted نشیم؟
توی پست بعد دربارهش میگیم...
-locomo-
🧠 @UTpsychologic
وقتی کسی یا چیزی رو take for granted میکنیم، در ناخودآگاهمون وجود و کیفیتش رو بخشی از وظیفهش و یه اصل دائمی میانگاریم.
دونستن، تشخیص، مقابله و اجتناب از این قضیه (هر ۴ تاش، که میبینیم در پایین) میتونه از خیلی شکستهای ارتباطی و رابطهای پیشگیری کنه. و اینا نیاز مبرم به یه خودآگاهی، ارادهی بهبود و رشد، و نیت خالص و سازنده دارن.
1️⃣ مثالهایی از take for granted:
- چیز: سلامتی، تا وقتی مریض شیم. مثل توانایی دویدن، یا نداشتن دندوندرد
- شخص (فاعل): دوست خوبی که همیشه جواب مسیج رو بلافاصله میده.
- شخص (مفعول): خواهر یا برادری یا فامیلی که انتظار داره همیشه فلان تیپ مشکلش رو ما براش حل کنیم.
2️⃣ از کجا بفهمیم داریم take for granted میشیم؟
۱. ازت برای کارایی که وظیفهی تو نیست (و حتی هست) هرگز تشکر و قدردانی نمیشه.
۲. مداماً درخواستهای زیاد و غیرمنطقی دریافت میکنی.
۳. توی تصمیمات از تو نظر نمیخوان.
۴. احساس ناکافیبودن، بدهیداشتن و اینسکیوریتی(ناامنی روانی) میکنی در حضورشون.
3️⃣ حالا چیکار کنیم که take for granted نشیم؟
توی پست بعد دربارهش میگیم...
-locomo-
🧠 @UTpsychologic
👍32❤2👎2
🧠 سایکولاجیک | روانشناسی
🧵 اصطلاح take for granted در انگلیسی چیز جالبیه: ارزش و بودنِ چیزی یا کسی خیلی بدیهی، علیالسویه و -حالا هستش دیگه- (granted) تلقی (take) بشه. وقتی کسی یا چیزی رو take for granted میکنیم، در ناخودآگاهمون وجود و کیفیتش رو بخشی از وظیفهش و یه اصل دائمی…
.
ادامه پست قبلی
3️⃣ چیکار کنیم که take for granted نشیم؟
شدنش، توسط بقیه، حس بدیه. یه حس تخلیهشدن و سرویس دادن دائمی. که شاید اوایلش لذت و ذوقی از جنس کمک کردن و مفید بودن داشته باشه، اما از یهجایی به بعد وقتی «وظیفه» یا granted بشیم، فقط خستگی داره و گاهی یأس، کلافگی، عصبانیت یا غم.
🔺۱۵ راهکار قوی برای مقابله و غلبه بر take for granted شدن:
۱. مرز/boundaryهای واضح بذار و اگه کسی ردشون کرد محترمانه و قاطعانه وایسا.
۲. شادی خودت رو همیشه اولویت بذار و از انجامدادن «همهچیز برای همهکس» بهصرف تونستنت، دست بردار.
۳. از «نه گفتن» نترس. تا بقیه (و خودت) بدونین که افسار و کنترل زندگی تو فقط دست خودته.
۴. در حد توانت تعهد بردار (overcommit نکن) که بعدش بخوای از فرط سرویس دادن از پا در بیای (burnout کنی). و ظرفیت توانت رو بشناس.
۵. انتظاراتت رو واضح و رسا بیان کن. این شکلی بقیه میدونن که تو مخزن نامتناهی سرویسدهی نیستی. و یاد میگیرن چهطور بات رفتار کنن.
۶. جلوی بقیه در بیا (stand up کن) برای محافظت از خودت و بنا کردن حریمت. و بذار بدونن هزینهی بودن تو، حداقل یه احترام و یه قدردانی ساده هست که اگه ندن، ممکنه دیگه نباشی.
۷. محترم و مهربون باش و بخواه که اینا کاملاً متقابل باشه.
۸. قدرت/power رو دودستی تقدیم کسی نکن!
۹. احترام رو واضح طلب کن. و تخطیها رو گوشزد کن و نذار تکرار شه.
۱۰. عواطف و احساساتت رو بیان کن که بدونن یه ماشین خستگیناپذیر نیستی. بگو و یاد بده که چیا شاد یا ناراحتت میکنه.
۱۱. انتظارات رو (چه دادنی، چه گرفتنی) ست کن. مثلاً بگو تا کی هستی، یا بخواه تا فلان زمان جواب بدن.
۱۲. به خودت و توانمندیهات ایمان داشته باش. و بدون که برای اعتماد و عزت به خودت نیاز به تأیید و طلب از بقیه نداری.
۱۳. رفتاری که انتظار داری رو با مثال بهشون نشون بده و بعد طلب کن.
۱۴. برخوردهای درست و خوب رو تأیید و تشویق کن.
۱۵. قوی و پایدار و مستحکم بمون، مخصوصاً برای خودت!
4️⃣ چی کار کنیم که ناخواسته کسی یا چیزی رو take for granted نکنیم؟
۱. کمی آرومتر و صبورتر باش. زندگی نه یه مسابقهس، نه یه پروژه. بلکه یه مسیره که گاهی لازمه بزنی بغل و از مناظرش عکس بگیری، یه افق خیره شی، چشماتو ببندی، دست یه دوست خوب رو بگیری، نفس عمیق بکشی و خوشحال باشی که هنوز تموم نشده.
۲. فک کن چه چیزهایی از اطرافت رو (که زیاد بهشون فکر نمیکنی) اگه از دست بدی، واقعاً ناراحت میشی. این چیزا احتمالاً آرزوی خیلیا هست و یه زمانی، شاید ۱۰ سال پیش، آرزوی خودت هم بوده در گذشته.
قدر اونا رو بدون و ازشون تشکر کن برای بودنشون برات!
۳. ژورنال (روزانه یا هفتگی) بنویس و توش حسهای خوبت مثل شادی، امنیت و حمایتشدن رو هم بنویس. و ببین ریشههاشون چیه که باید محکم بگیریشون و قدردانشون باشی. و بهشون بگو.
۴. انتظاراتت رو بیار پایین. شاید بد نیست بپذیری که کسی بهت بدهکار نیست و خیلی از طلبهات، واقعاً لطف بقیهس.
۵. حتی بابت وظایف بقیه، وقتی خوب و درست انجام میشه، ازشون تشکر کن و بهشون دلگرمی بده. حتی آدمای روزمره که ممکنه دیگه نبینیشون، چه برسه به اطرافیان.
اون لبخند عمیق رضایتشون از تشکرشدن میتونه یادت بندازه که مهربونی و قدرشناسی توی این دنیا میوهی کمیابی شده!
🔸منابع مورد استفاده:
https://www.minimalismmadesimple.com/home/taken-for-granted/
https://liveboldandbloom.com/11/relationships/taken-for-granted
-locomo-
🧠 @UTpsychologic
ادامه پست قبلی
3️⃣ چیکار کنیم که take for granted نشیم؟
شدنش، توسط بقیه، حس بدیه. یه حس تخلیهشدن و سرویس دادن دائمی. که شاید اوایلش لذت و ذوقی از جنس کمک کردن و مفید بودن داشته باشه، اما از یهجایی به بعد وقتی «وظیفه» یا granted بشیم، فقط خستگی داره و گاهی یأس، کلافگی، عصبانیت یا غم.
🔺۱۵ راهکار قوی برای مقابله و غلبه بر take for granted شدن:
۱. مرز/boundaryهای واضح بذار و اگه کسی ردشون کرد محترمانه و قاطعانه وایسا.
۲. شادی خودت رو همیشه اولویت بذار و از انجامدادن «همهچیز برای همهکس» بهصرف تونستنت، دست بردار.
۳. از «نه گفتن» نترس. تا بقیه (و خودت) بدونین که افسار و کنترل زندگی تو فقط دست خودته.
۴. در حد توانت تعهد بردار (overcommit نکن) که بعدش بخوای از فرط سرویس دادن از پا در بیای (burnout کنی). و ظرفیت توانت رو بشناس.
۵. انتظاراتت رو واضح و رسا بیان کن. این شکلی بقیه میدونن که تو مخزن نامتناهی سرویسدهی نیستی. و یاد میگیرن چهطور بات رفتار کنن.
۶. جلوی بقیه در بیا (stand up کن) برای محافظت از خودت و بنا کردن حریمت. و بذار بدونن هزینهی بودن تو، حداقل یه احترام و یه قدردانی ساده هست که اگه ندن، ممکنه دیگه نباشی.
۷. محترم و مهربون باش و بخواه که اینا کاملاً متقابل باشه.
۸. قدرت/power رو دودستی تقدیم کسی نکن!
۹. احترام رو واضح طلب کن. و تخطیها رو گوشزد کن و نذار تکرار شه.
۱۰. عواطف و احساساتت رو بیان کن که بدونن یه ماشین خستگیناپذیر نیستی. بگو و یاد بده که چیا شاد یا ناراحتت میکنه.
۱۱. انتظارات رو (چه دادنی، چه گرفتنی) ست کن. مثلاً بگو تا کی هستی، یا بخواه تا فلان زمان جواب بدن.
۱۲. به خودت و توانمندیهات ایمان داشته باش. و بدون که برای اعتماد و عزت به خودت نیاز به تأیید و طلب از بقیه نداری.
۱۳. رفتاری که انتظار داری رو با مثال بهشون نشون بده و بعد طلب کن.
۱۴. برخوردهای درست و خوب رو تأیید و تشویق کن.
۱۵. قوی و پایدار و مستحکم بمون، مخصوصاً برای خودت!
4️⃣ چی کار کنیم که ناخواسته کسی یا چیزی رو take for granted نکنیم؟
۱. کمی آرومتر و صبورتر باش. زندگی نه یه مسابقهس، نه یه پروژه. بلکه یه مسیره که گاهی لازمه بزنی بغل و از مناظرش عکس بگیری، یه افق خیره شی، چشماتو ببندی، دست یه دوست خوب رو بگیری، نفس عمیق بکشی و خوشحال باشی که هنوز تموم نشده.
۲. فک کن چه چیزهایی از اطرافت رو (که زیاد بهشون فکر نمیکنی) اگه از دست بدی، واقعاً ناراحت میشی. این چیزا احتمالاً آرزوی خیلیا هست و یه زمانی، شاید ۱۰ سال پیش، آرزوی خودت هم بوده در گذشته.
قدر اونا رو بدون و ازشون تشکر کن برای بودنشون برات!
۳. ژورنال (روزانه یا هفتگی) بنویس و توش حسهای خوبت مثل شادی، امنیت و حمایتشدن رو هم بنویس. و ببین ریشههاشون چیه که باید محکم بگیریشون و قدردانشون باشی. و بهشون بگو.
۴. انتظاراتت رو بیار پایین. شاید بد نیست بپذیری که کسی بهت بدهکار نیست و خیلی از طلبهات، واقعاً لطف بقیهس.
۵. حتی بابت وظایف بقیه، وقتی خوب و درست انجام میشه، ازشون تشکر کن و بهشون دلگرمی بده. حتی آدمای روزمره که ممکنه دیگه نبینیشون، چه برسه به اطرافیان.
اون لبخند عمیق رضایتشون از تشکرشدن میتونه یادت بندازه که مهربونی و قدرشناسی توی این دنیا میوهی کمیابی شده!
🔸منابع مورد استفاده:
https://www.minimalismmadesimple.com/home/taken-for-granted/
https://liveboldandbloom.com/11/relationships/taken-for-granted
-locomo-
🧠 @UTpsychologic
👍33❤5👎2
⏳ تا به حال به این نکته توجه کردهاید زمانهایی که باید کاری را در مهلت بهخصوصی تحویل دهیم، بهرهوری بیشتری داریم؟ یا مثلا طی چند روز مانده به شروع تعطیلات و مسافرت، چقدر کارهای مانده را با سرعت بیشتری انجام میدهیم؟
این پدیدهای است که اسمش را اثر ضربالاجل (Deadline Effect) گذاشتهاند و جالب است بدانید روی آن پژوهشهای متعددی هم انجام شده. برای مثال نشان داده شده دانشآموزانی که در انجام تکالیف، برای خودشان مهلت زمانی تعیین میکنند، نسبت به دیگران موفقتر هستند.
یا مشخص شده در افراد بیشفعال (ADHD)، اِعمال ضربالاجل زمانی باعث افزایش قابل توجه تمرکز آنها روی کار میشود. این یکی از ترفندهای کلیدی است که این اشخاص میتوانند برای افزایش تمرکزشان از آن استفاده کنند.
البته تعیین ضربالاجل یک نکته مهم هم دارد: باید مراقب باشیم برای خودمان ضربالاجلهای غیر منطقی و متعدد تعریف نکنیم. چون معلوم شده در این صورت حسمان را نسبت به آنها از دست میدهیم و در مقابلشان بیتفاوت خواهیم شد.
بنابراین تعیین ضربالاجل، چه توسط دیگران و چه خودمان یک کار مفید به حساب میآید. بهشرطی که مهلت تعیین شده «منطقی» و «قابل اجرا» باشد.
📝منبع مورد استفاده:
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/12009041/
-Honarmand-
@UTpsychologic
این پدیدهای است که اسمش را اثر ضربالاجل (Deadline Effect) گذاشتهاند و جالب است بدانید روی آن پژوهشهای متعددی هم انجام شده. برای مثال نشان داده شده دانشآموزانی که در انجام تکالیف، برای خودشان مهلت زمانی تعیین میکنند، نسبت به دیگران موفقتر هستند.
یا مشخص شده در افراد بیشفعال (ADHD)، اِعمال ضربالاجل زمانی باعث افزایش قابل توجه تمرکز آنها روی کار میشود. این یکی از ترفندهای کلیدی است که این اشخاص میتوانند برای افزایش تمرکزشان از آن استفاده کنند.
البته تعیین ضربالاجل یک نکته مهم هم دارد: باید مراقب باشیم برای خودمان ضربالاجلهای غیر منطقی و متعدد تعریف نکنیم. چون معلوم شده در این صورت حسمان را نسبت به آنها از دست میدهیم و در مقابلشان بیتفاوت خواهیم شد.
بنابراین تعیین ضربالاجل، چه توسط دیگران و چه خودمان یک کار مفید به حساب میآید. بهشرطی که مهلت تعیین شده «منطقی» و «قابل اجرا» باشد.
📝منبع مورد استفاده:
https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/12009041/
-Honarmand-
@UTpsychologic
👍36❤2🔥1😱1😍1
یکی از دلایلی که آدما تراپی میرن اینه که بتونن کسی که هستن رو از کسی که بقیه میخوان باشه تفکیک کنن.
کردیت: اپیزود ۴۱ سیزن ۱ سریال In :Treatment
"One of the reasons even adults go into therapy is to separate who they are from what other people want them to be."
@UTpsychologic
کردیت: اپیزود ۴۱ سیزن ۱ سریال In :Treatment
"One of the reasons even adults go into therapy is to separate who they are from what other people want them to be."
@UTpsychologic
👍41
▫ چه ایراد گرفتن و چه تمجید کردن خوبه از رفتار شخص باشه، و نه خود شخص.
▪ ایراد گرفتن از خود شخص باعث سرخوردگی میشه و طرف بصورت ناخودآگاه اون مشکل رو یه بخش جداییناپذیر و غیرقابلترمیم از وجودش میبینه.
▫تمجید از خود شخص باعث افزایش سطح انتظار میشه. و بار استرسِ الزامِ مدام-درخشیدن میتونه تدریجاً مستأصلش کنه.
-locomo-
@UTpsychologic
▪ ایراد گرفتن از خود شخص باعث سرخوردگی میشه و طرف بصورت ناخودآگاه اون مشکل رو یه بخش جداییناپذیر و غیرقابلترمیم از وجودش میبینه.
▫تمجید از خود شخص باعث افزایش سطح انتظار میشه. و بار استرسِ الزامِ مدام-درخشیدن میتونه تدریجاً مستأصلش کنه.
-locomo-
@UTpsychologic
👍54❤2
🧵 صرف ایرانی بودن اندازه ۱۵۰ صفحه اینسکیوریتی(ناامنی روانی)* با خودش داره.
از بچگی تو مدرسه بهت یه تفکر جبری و بهزور بهشت رفتن تحمیل شده و برای فرار ازش چه دروغهایی که نباید بگی.
تو نوجوانی و بلوغ باید طبیعیترین چیزهای زندگی رو به سختترین و پیچیدهترین حالت ممکن یواشکی تجربه کنی.
اولین بوسهت پر از ترسه و اضطرابه. اولین شکوفایی جسمیت پره از فشار و سرزنش و محدودیت. بلوغت رو باید با جنگ و و سرکوب و پنهانکاری طی کنی و بقیه عمر سعی کنی یادش نیافتی. و رابطه و برخورد با آدما رو باید با آزمون و خطا، خطاهایی که هزینهشون کم نیست، خودت از تو این جنگل پیدا کنی.
فشار کنکور و رقابت باعث میشه زندگی رو بر خودت حرام کنی و آخرش یه سرزنش و حس کمکفایتی یا بیکفایتی رو بکشی با خودت. یه انگ کم بودن و کافی نبودن. یه حسرت اینکه شاید اگه یه شب کمتر میخوابیدی و یه روز کمتر مغموم میبودی، سرنوشتت خیلی متفاوت میبود. یه حسرت و استرس گذشته در آینده.
تو دانشگاه باید همهی زیباییهای یادگیری رو فدای نمره و جلب رضایت یهسری استاد ایگوتیستیک بکنی اونم با مطالب و فرمت قدیمی و خسته کننده و بهدردنخورشون. و کلی واحد مزخرف که فقط حیف عمرن. و یه جو خفقان که تو رو یک محصول از یک جعبهی بزرگ دربسته میکنه، نه یک انسان فهمیده... و حتی سربازی.
استرس کار و تأمین نیازهای اولیه زندگی مدام بات هست بعدش. که برای سادهترین چیزها هم باید بجنگی و یا به بقیه دروغ بگی یا به خودت، که بتونی زندگی کنی.
مهاجرت اگه بخوای بکنی، کلی بیچارگی داره. کلی گشتن دنبال اسم کشورت توی منوی سایتهایی که ایران ندارن. کلی خفت که قید کلی از کرامات انسانی رو بزنی. و بعدش هم هرگز مفهوم «خونه» رو نخواهی تونست بهصورت یکتا و باثبات تجربه کنی. خونه، خونه نیست.
بعد مهاجرت دوباره زندگی پره از دلتنگی. پره از جایی که فیزیکی نیست ولی توی دل جا مونده.
حتی اگه خودت مهاجرت نکنی ولی دوستات برن هم دلت پره از دلتنگی و آوارگی و دور شدن از دوستایی که آدم امنت بودهن. پره از ازدستدادن، با لبخندهای تلخ. پره از حسرت یه سمتِ طنابِ پاره جا موندم.
و استرس اخبار ایران، هر جای دنیا هم که باشی، ولت نمیکنه. فردا چی میشه. پسفردا کجای خونهای که باید خونه میبود قراره گند بخوره توش.
هرازگاهی روزنه امیدی میاد و یه دلبستگی به امنیت و خوشبختیای که چند ماه دیگه قراره حاصل بشه. اما یه کم که میگذره میفهمی یه سنگقلاب بوده و شاید سهم بچههات بشه اون رؤیا. و زندگی هنوز همینه.
همیشه هست. اینا پکیجیه که با ایرانی بودن میاد. شاید بشه دو قلمش رو جاخالی داد، ولی تهش باز هست. تهش گریبان دوستات و خانوادهت رو میگیره. تهش جسمت رو هم نجات بدی، سرت رو هم گرم کنی، باز همچنان روحت با کلی از این اینسکیوریتیها روز رو شب میکنه.
خلاصه اگه دور و ورتون ایرانی میبینین حواستون بهش باشه. همین که سرپاست و نفس میکشه، جای تحسین و دمتگرم داره. همین که تونسته از این همه حلقه آتش تو عمرش عبور کنه و با جرقههای امید و چشمبستن روی همه تلخیهای گذشته و آینده صبحها میتونه از تخت در بیاد، ینی خیلییییی کارش درسته.
اگه اطرافتون ایرانی میبینین، باش مهربون باشین و براش امن بمونین.
اون تمام عمرش در حسرت همین امنیتهای نصفهنیمهس که بتونه گاهی کمی تکیه بده، بعد آروم چشمای یک عمر خسته و مضطرب و منتظرش رو ببنده و بدونه اگه بخوابه یکی هست که حتی چند صباحی مراقبشه.
🔺*اینسکیوریتی یعنی ناامنی روحی که یه بازدارنگی و ترس با خودش داره. خصوصاً در تصمیمها و بروز احساسات.
-locomo-
@UTpsychologic
از بچگی تو مدرسه بهت یه تفکر جبری و بهزور بهشت رفتن تحمیل شده و برای فرار ازش چه دروغهایی که نباید بگی.
تو نوجوانی و بلوغ باید طبیعیترین چیزهای زندگی رو به سختترین و پیچیدهترین حالت ممکن یواشکی تجربه کنی.
اولین بوسهت پر از ترسه و اضطرابه. اولین شکوفایی جسمیت پره از فشار و سرزنش و محدودیت. بلوغت رو باید با جنگ و و سرکوب و پنهانکاری طی کنی و بقیه عمر سعی کنی یادش نیافتی. و رابطه و برخورد با آدما رو باید با آزمون و خطا، خطاهایی که هزینهشون کم نیست، خودت از تو این جنگل پیدا کنی.
فشار کنکور و رقابت باعث میشه زندگی رو بر خودت حرام کنی و آخرش یه سرزنش و حس کمکفایتی یا بیکفایتی رو بکشی با خودت. یه انگ کم بودن و کافی نبودن. یه حسرت اینکه شاید اگه یه شب کمتر میخوابیدی و یه روز کمتر مغموم میبودی، سرنوشتت خیلی متفاوت میبود. یه حسرت و استرس گذشته در آینده.
تو دانشگاه باید همهی زیباییهای یادگیری رو فدای نمره و جلب رضایت یهسری استاد ایگوتیستیک بکنی اونم با مطالب و فرمت قدیمی و خسته کننده و بهدردنخورشون. و کلی واحد مزخرف که فقط حیف عمرن. و یه جو خفقان که تو رو یک محصول از یک جعبهی بزرگ دربسته میکنه، نه یک انسان فهمیده... و حتی سربازی.
استرس کار و تأمین نیازهای اولیه زندگی مدام بات هست بعدش. که برای سادهترین چیزها هم باید بجنگی و یا به بقیه دروغ بگی یا به خودت، که بتونی زندگی کنی.
مهاجرت اگه بخوای بکنی، کلی بیچارگی داره. کلی گشتن دنبال اسم کشورت توی منوی سایتهایی که ایران ندارن. کلی خفت که قید کلی از کرامات انسانی رو بزنی. و بعدش هم هرگز مفهوم «خونه» رو نخواهی تونست بهصورت یکتا و باثبات تجربه کنی. خونه، خونه نیست.
بعد مهاجرت دوباره زندگی پره از دلتنگی. پره از جایی که فیزیکی نیست ولی توی دل جا مونده.
حتی اگه خودت مهاجرت نکنی ولی دوستات برن هم دلت پره از دلتنگی و آوارگی و دور شدن از دوستایی که آدم امنت بودهن. پره از ازدستدادن، با لبخندهای تلخ. پره از حسرت یه سمتِ طنابِ پاره جا موندم.
و استرس اخبار ایران، هر جای دنیا هم که باشی، ولت نمیکنه. فردا چی میشه. پسفردا کجای خونهای که باید خونه میبود قراره گند بخوره توش.
هرازگاهی روزنه امیدی میاد و یه دلبستگی به امنیت و خوشبختیای که چند ماه دیگه قراره حاصل بشه. اما یه کم که میگذره میفهمی یه سنگقلاب بوده و شاید سهم بچههات بشه اون رؤیا. و زندگی هنوز همینه.
همیشه هست. اینا پکیجیه که با ایرانی بودن میاد. شاید بشه دو قلمش رو جاخالی داد، ولی تهش باز هست. تهش گریبان دوستات و خانوادهت رو میگیره. تهش جسمت رو هم نجات بدی، سرت رو هم گرم کنی، باز همچنان روحت با کلی از این اینسکیوریتیها روز رو شب میکنه.
خلاصه اگه دور و ورتون ایرانی میبینین حواستون بهش باشه. همین که سرپاست و نفس میکشه، جای تحسین و دمتگرم داره. همین که تونسته از این همه حلقه آتش تو عمرش عبور کنه و با جرقههای امید و چشمبستن روی همه تلخیهای گذشته و آینده صبحها میتونه از تخت در بیاد، ینی خیلییییی کارش درسته.
اگه اطرافتون ایرانی میبینین، باش مهربون باشین و براش امن بمونین.
اون تمام عمرش در حسرت همین امنیتهای نصفهنیمهس که بتونه گاهی کمی تکیه بده، بعد آروم چشمای یک عمر خسته و مضطرب و منتظرش رو ببنده و بدونه اگه بخوابه یکی هست که حتی چند صباحی مراقبشه.
🔺*اینسکیوریتی یعنی ناامنی روحی که یه بازدارنگی و ترس با خودش داره. خصوصاً در تصمیمها و بروز احساسات.
-locomo-
@UTpsychologic
😢54👍33❤8👎4🤔1😱1