👍13❤1
همهی آدمها که دوستت دارند،
لزوماً بلد نیستند به تو احساس امنیت بدهند.
عشقِ سالم، فقط علاقه نیست؛
آرامش روانی هم هست.
@UTpsychologic
لزوماً بلد نیستند به تو احساس امنیت بدهند.
عشقِ سالم، فقط علاقه نیست؛
آرامش روانی هم هست.
@UTpsychologic
❤22👍6
اعتمادبهنفس سالم نه همیشه در «درست میگم و حق با منه» بلکه گاهی در «شایدم اشتباه میکنم و اوکیه و یاد میگیرم» پیدا میشه.
@UTpsychologic
@UTpsychologic
👍25❤4
شخص، لشکری از جانهاست.
به محض اینکه رو به خودم میکنم و میخواهم از «من» حرف بزنم، میبینم اصلاً یک منِ واحد در کار نیست؛ با لشکری از جانها مواجهام. جانهایی که گاهی در تخالفاند، گاهی در تضاد و گاهی در لحظهای کوتاه در وحدت. این جانِ منتشر در دقیقههای مختلفی از خودش را تجربه میکند؛ میلهای متفاوت دارد، تجربههای متفاوت دارد.
نمیتوانم ساده بگویم «من میترسم».
باید بگویم یک تکه از من میترسد.
تکهای دیگر شجاع است.
تکهای از آزار دادن خوشش لذت میبرد.
و تکهای دیگر میخواهد از خودش دفاع کند.
اینها لشکری هستند با انگیزههای گوناگون، و در نبردی مدامشان است که به من امکان میدهند در لحظهای خاص، در دقیقهای مشخص، به شکلی واحد ظاهر شوم. ما خودمان را جز به مثابهی تعارضِ مدام تجربه نمیکنیم؛ و آنچه وحدت مینامیم، اغلب توهمی است که برای آرام کردن ذهن خود میسازیم.
اگر بخواهیم این وحدت را واقعاً بفهمیم، راهی جز گذر از دل همین کثرت نداریم:
جز فهمیدنِ خود بهمثابهی مجموعهای از نیروها، میلها، و جانهایی که در تنِ ما با هم زندگی میکنند.
🛑برشی از سخنرانی دکتر امیرحسین یزدانی؛ در سمپوزیوم علمی «شخصیت، جبر و آزادی» با عنوان «گذشته و آینده شخصیت» — در دستوجوی خود گمشده
@UTpsychologic
به محض اینکه رو به خودم میکنم و میخواهم از «من» حرف بزنم، میبینم اصلاً یک منِ واحد در کار نیست؛ با لشکری از جانها مواجهام. جانهایی که گاهی در تخالفاند، گاهی در تضاد و گاهی در لحظهای کوتاه در وحدت. این جانِ منتشر در دقیقههای مختلفی از خودش را تجربه میکند؛ میلهای متفاوت دارد، تجربههای متفاوت دارد.
نمیتوانم ساده بگویم «من میترسم».
باید بگویم یک تکه از من میترسد.
تکهای دیگر شجاع است.
تکهای از آزار دادن خوشش لذت میبرد.
و تکهای دیگر میخواهد از خودش دفاع کند.
اینها لشکری هستند با انگیزههای گوناگون، و در نبردی مدامشان است که به من امکان میدهند در لحظهای خاص، در دقیقهای مشخص، به شکلی واحد ظاهر شوم. ما خودمان را جز به مثابهی تعارضِ مدام تجربه نمیکنیم؛ و آنچه وحدت مینامیم، اغلب توهمی است که برای آرام کردن ذهن خود میسازیم.
اگر بخواهیم این وحدت را واقعاً بفهمیم، راهی جز گذر از دل همین کثرت نداریم:
جز فهمیدنِ خود بهمثابهی مجموعهای از نیروها، میلها، و جانهایی که در تنِ ما با هم زندگی میکنند.
🛑برشی از سخنرانی دکتر امیرحسین یزدانی؛ در سمپوزیوم علمی «شخصیت، جبر و آزادی» با عنوان «گذشته و آینده شخصیت» — در دستوجوی خود گمشده
@UTpsychologic
👍13❤2
تو رابطۀ threesome فقط «سه نفر بودن» نیست؛
مشکل اونجاست که آدمها گاهی از تنوع، مثل مسکن، خلأ استفاده میکنن.
یعنی بهجای اینکه بپرسن «چرا صمیمیت برام سخت شده؟»
میرن سراغ هیجان بیشتر تا صدای اون خلأ کمتر شنیده بشه.
خیلی وقتها آزادیِ مطلق، شبیه آزادی نیست!
شبیه فرار شیک و مدرن از مواجههست
Ahoorakavosi
@UTpsychologic
مشکل اونجاست که آدمها گاهی از تنوع، مثل مسکن، خلأ استفاده میکنن.
یعنی بهجای اینکه بپرسن «چرا صمیمیت برام سخت شده؟»
میرن سراغ هیجان بیشتر تا صدای اون خلأ کمتر شنیده بشه.
خیلی وقتها آزادیِ مطلق، شبیه آزادی نیست!
شبیه فرار شیک و مدرن از مواجههست
Ahoorakavosi
@UTpsychologic
👍24🤔2
🧠 سایکولاجیک | روانشناسی pinned «شخص، لشکری از جانهاست. به محض اینکه رو به خودم میکنم و میخواهم از «من» حرف بزنم، میبینم اصلاً یک منِ واحد در کار نیست؛ با لشکری از جانها مواجهام. جانهایی که گاهی در تخالفاند، گاهی در تضاد و گاهی در لحظهای کوتاه در وحدت. این جانِ منتشر در دقیقههای…»
در روانشناسی، سوگ فقط واکنش به مرگ نیست.
انسان میتواند برای از دست دادن رابطه، هویت، امنیت، خانه، آیندهای که تصور میکرد، یا حتی تصویری که از خودش داشت، سوگواری کند.
به این تجربهها گاهی «سوگهای بهرسمیت شناختهنشده» گفته میشود؛ سوگهایی که اطرافیان ممکن است جدی نگیرند، چون «کسی نمرده»، اما دردشان واقعی است.
اما گذشتن از سوگ یعنی فراموش کردن؟ نه همیشه.
مدلهای جدید سوگ میگویند سازگاری سالم معمولاً یعنی رفتوبرگشت بین روبهرو شدن با درد فقدان و برگشتن به زندگی روزمره؛ یعنی گاهی گریه، گاهی ادامه دادن، گاهی یادآوری، گاهی ساختن دوباره.
پس اگر چیزی را از دست دادهای که دیگران نمیبینند، این به معنای بیاهمیت بودنش نیست.
بعضی فقدانها را دیگران نه میبینند و نه میشنوند، اما درون ما زندگی میکنند.
و «شفقت با خود» یعنی به خودت بگویی:
«حق دارم برای چیزی سوگواری کنم
که هیچکس آن را کامل نمیفهمد.»
✍🏻 دکتر مهرنوش اثباتی، روانشناس
@UTpsychologic
انسان میتواند برای از دست دادن رابطه، هویت، امنیت، خانه، آیندهای که تصور میکرد، یا حتی تصویری که از خودش داشت، سوگواری کند.
به این تجربهها گاهی «سوگهای بهرسمیت شناختهنشده» گفته میشود؛ سوگهایی که اطرافیان ممکن است جدی نگیرند، چون «کسی نمرده»، اما دردشان واقعی است.
اما گذشتن از سوگ یعنی فراموش کردن؟ نه همیشه.
مدلهای جدید سوگ میگویند سازگاری سالم معمولاً یعنی رفتوبرگشت بین روبهرو شدن با درد فقدان و برگشتن به زندگی روزمره؛ یعنی گاهی گریه، گاهی ادامه دادن، گاهی یادآوری، گاهی ساختن دوباره.
پس اگر چیزی را از دست دادهای که دیگران نمیبینند، این به معنای بیاهمیت بودنش نیست.
بعضی فقدانها را دیگران نه میبینند و نه میشنوند، اما درون ما زندگی میکنند.
و «شفقت با خود» یعنی به خودت بگویی:
«حق دارم برای چیزی سوگواری کنم
که هیچکس آن را کامل نمیفهمد.»
✍🏻 دکتر مهرنوش اثباتی، روانشناس
@UTpsychologic
💔15❤13👍2
❤25🔥1
وقتی بدن در سوگ است
سوگ فقط در ذهن اتفاق نمیافتد؛
بدنها هم سوگوار میشوند.
خستگیِ عمیق،
سنگینی در قفسهٔ سینه،
بیحوصلگی،
بیخوابی یا خوابِ بیش از حد،
کمشدن یا زیادشدن اشتها…
اینها نشانهٔ «ضعف» نیستند؛
اینها زبانِ بدن در مواجهه با فقداناند.
وقتی چیزی در زندگیمان میشکند،
سیستم عصبی وارد حالت بقا میشود.
بدن انرژی را نگه میدارد،
حرکت را کمتر میکند،
و تلاش میکند ما را از فشارِ بیشتر حفظ کند.
برای همین است که در سوگ،
کارهای ساده هم سخت میشوند.
اگر این روزها شبیه قبل نیستید،
بدنهایتان دارند به یک واقعیتِ دردناک پاسخ میدهند؛
و این پاسخ، کاملاً انسانی است.
اگر امروز فقط توانستهاید
کف پاهایتان را روی زمین حس کنید
یا یک بازدمِ آهسته داشته باشید،
بدن این را میفهمد.
همین، برای حالا کافیست.
✍🏻دکتر امیدی،روانشناس
@UTpsychologic
سوگ فقط در ذهن اتفاق نمیافتد؛
بدنها هم سوگوار میشوند.
خستگیِ عمیق،
سنگینی در قفسهٔ سینه،
بیحوصلگی،
بیخوابی یا خوابِ بیش از حد،
کمشدن یا زیادشدن اشتها…
اینها نشانهٔ «ضعف» نیستند؛
اینها زبانِ بدن در مواجهه با فقداناند.
وقتی چیزی در زندگیمان میشکند،
سیستم عصبی وارد حالت بقا میشود.
بدن انرژی را نگه میدارد،
حرکت را کمتر میکند،
و تلاش میکند ما را از فشارِ بیشتر حفظ کند.
برای همین است که در سوگ،
کارهای ساده هم سخت میشوند.
اگر این روزها شبیه قبل نیستید،
بدنهایتان دارند به یک واقعیتِ دردناک پاسخ میدهند؛
و این پاسخ، کاملاً انسانی است.
اگر امروز فقط توانستهاید
کف پاهایتان را روی زمین حس کنید
یا یک بازدمِ آهسته داشته باشید،
بدن این را میفهمد.
همین، برای حالا کافیست.
✍🏻دکتر امیدی،روانشناس
@UTpsychologic
❤20💔8👍1
انسان امروز دستخوش خلأ كامل معنوى است. ملال، احساس پوچى و پريشانى، انتقاد افراطى و در معرض شك و شبهه آوردن همه چيز، سخن گفتن از بيهودگى و موفقيتهاى بشر، و ياد و دريغ وضعيتى آرمانى كه پيشتر بود و اكنون ديگر نيست و «نوعى نوستالژى و غم يا درد بازگشت» از مهمترين آثار و علائم اين خلأمعنوى است.
✍🏻دکتر داریوش شایگان،فیلسوف
@UTpsychologic
✍🏻دکتر داریوش شایگان،فیلسوف
@UTpsychologic
👍12❤7🤔1
هرگاه احساس سرنوشت مشترک با دیگران داشته باشیم، شفقت (همدلی و همدردی) ما با آنها افزایش مییابد و مهمترین سرنوشت مشترک ما آدمیان، تنهایی است.
✍🏻مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق
@UTpsychologic
✍🏻مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق
@UTpsychologic
👍17❤4
❤17👍3💔3
ازدواج کنی پشیمان میشوی؛ ازدواج نکنی هم پشیمان میشوی؛ خواه ازدواج کنی خواه نکنی، در هر دو حال پشیمان خواهی شد؛ یا ازدواج میکنی یا ازدواج نمیکنی، به هر حال پشیمان میشوی؛خواه به حماقتهای جهان بخندی، پشیمان میشوی؛ بر آنها بگریی هم پشیمان میشوی، خواه به حماقتهای جهان بخندی و خواه بر آنها بگریی، در هر دو حال پشیمان خواهی شد، خودت را حلق آویز کنی پشیمان میشوی؛ خودت را حلق آویز نکنی هم پشیمان خواهی شد؛ یا خودت را حلق آویز میکنی یا خودت را حلق آویز نمیکنی، به هر حال پشیمان خواهی شد.
این، عصارهی تمامی حکمت زندگی است. فقط در لحظههایی منفرد نیست که من همه چیز را، به قول اسپینوزا، در هوای ابدیت مینگرم. من پیوسته در حال و هوای ابدیتام. خیلیها گمان میکنند وقتی در هوای ابدیت قرار میگیرند که پس از انجام این یا آن کار، این ضدها را با هم متحد سازند یا حد وسط آنها را بگیرند. ولی این نشانهی بدفهمی ایشان است، زیرا ابدیت حقیقی نه پشت یا این/ یا آن بلکه پیش روی آن جای دارد.
📚کتاب این یا آن
📝سورن کیرکگور
@UTpsychologic
این، عصارهی تمامی حکمت زندگی است. فقط در لحظههایی منفرد نیست که من همه چیز را، به قول اسپینوزا، در هوای ابدیت مینگرم. من پیوسته در حال و هوای ابدیتام. خیلیها گمان میکنند وقتی در هوای ابدیت قرار میگیرند که پس از انجام این یا آن کار، این ضدها را با هم متحد سازند یا حد وسط آنها را بگیرند. ولی این نشانهی بدفهمی ایشان است، زیرا ابدیت حقیقی نه پشت یا این/ یا آن بلکه پیش روی آن جای دارد.
📚کتاب این یا آن
📝سورن کیرکگور
@UTpsychologic
👍16❤5
❤18👍12😢1
کتابی با موضوع روانشناسی است اما در آن گاهی به اقتصاد و جامعهشناسی و فلسفه هم اشاره دارد، چون مرتبط میداندشان. اثری غنی با رویکردی اگزیستانسیالیستی است، پیرامون شناختِ خود! این کتابِ خوب را هر جا دیدید، تهیهاش کنید.
انسان در جستجوی خویشتن، رولو مِی
ترجمهی مهدی ثریا، نشر دانژه
-Dehaz-
@UTpsychologic
انسان در جستجوی خویشتن، رولو مِی
ترجمهی مهدی ثریا، نشر دانژه
-Dehaz-
@UTpsychologic
❤11
🧠 سایکولاجیک | روانشناسی pinned «هرگاه احساس سرنوشت مشترک با دیگران داشته باشیم، شفقت (همدلی و همدردی) ما با آنها افزایش مییابد و مهمترین سرنوشت مشترک ما آدمیان، تنهایی است. ✍🏻مصطفی ملکیان، فیلسوف اخلاق @UTpsychologic»
از نشانههای شناختِ گوهرِ آدمی اینکه فردی شریف است یا خیر آن است که بنگری با آنان که در نگاه دنیا فرودستاند چگونه رفتار میکند؛ چرا که آنجا که سودی در میان نیست و ترسی از مقابله وجود ندارد، حقیقتِ اخلاق و طینت انسان آشکار میشود.
✍🏻امید رفیعی، روانشناس
@UTpsychologic
✍🏻امید رفیعی، روانشناس
@UTpsychologic
👍22❤3