❤12💔2👍1
همسری که واقعا بهش نیاز داریم کسی نیست که تو همه سلایق و علایق با ما مشترک باشه، بلکه کسیه که یه روح مهربونی داره که یاد گرفته با فروتنی و جستجوگری درباره اختلاف سلیقهها مذاکره کنه.
@UTpsychologic
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤31👍1
آیا شریفتر آنست که ضربات و لطمات روزگار نامساعد را متحمل شویم و یا آنکه سلاح نبرد به دست گرفته با انبوه مشکلات بجنگیم تا آن نا گواری ها را از میان برداریم؟
📚هملت
📝شکسپیر
@UTpsychologic
📚هملت
📝شکسپیر
@UTpsychologic
❤16
آدمی که ذات اجتماعی داره بعد از خسته شدن از تنهاییش نیاز داره یه مدت با جمع باشه تا شارژ شه.
آدمی که ذات تنها داره بعد از خسته شدن از معاشرت با جمع نیاز داره یه مدت تنها باشه تا شارژ شه.
-Loco-
@UTpsychologic
آدمی که ذات تنها داره بعد از خسته شدن از معاشرت با جمع نیاز داره یه مدت تنها باشه تا شارژ شه.
-Loco-
@UTpsychologic
👍27
كمكم فهم عرفي ما دارد ميپذيرد كه عشق بدون توجه به نفع ، امکان ندارد ؛ و من نگران اين هستم و واقعاًمعتقدم اينكه كسي عاشق شود و نخواهد از معشوق نفعي ببرد در عالم انساني واقعيت دارد.
✏️استاد مصطفی ملکیان
@UTpsychologic
✏️استاد مصطفی ملکیان
@UTpsychologic
👍12❤1
«با توجه به این که زندگی بسیار کوتاه است و موضوعات بااهمیتِ آن بسیار، دعوا کردن به خاطر موضوع بیاهمیت، واقعاً وقت ما را هدر میدهد»
📚کتاب سیر عشق
📝آلن دو باتن
@UTpsychologic
📚کتاب سیر عشق
📝آلن دو باتن
@UTpsychologic
👍23
@UTpsychologic
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤26👍1
شوخیِ سالم، احترام رو حفظ میکنه و رابطه رو زنده نگه میداره. وقتی یکی میخنده و دیگری در خودش جمع میشه، چیزی که رخ داده «شوخی» نیست؛ نمایان شدن پرخاش به نام صمیمیته.
@UTpsychologic
@UTpsychologic
👍28❤4
👍13❤1
همهی آدمها که دوستت دارند،
لزوماً بلد نیستند به تو احساس امنیت بدهند.
عشقِ سالم، فقط علاقه نیست؛
آرامش روانی هم هست.
@UTpsychologic
لزوماً بلد نیستند به تو احساس امنیت بدهند.
عشقِ سالم، فقط علاقه نیست؛
آرامش روانی هم هست.
@UTpsychologic
❤22👍6
اعتمادبهنفس سالم نه همیشه در «درست میگم و حق با منه» بلکه گاهی در «شایدم اشتباه میکنم و اوکیه و یاد میگیرم» پیدا میشه.
@UTpsychologic
@UTpsychologic
👍25❤4
شخص، لشکری از جانهاست.
به محض اینکه رو به خودم میکنم و میخواهم از «من» حرف بزنم، میبینم اصلاً یک منِ واحد در کار نیست؛ با لشکری از جانها مواجهام. جانهایی که گاهی در تخالفاند، گاهی در تضاد و گاهی در لحظهای کوتاه در وحدت. این جانِ منتشر در دقیقههای مختلفی از خودش را تجربه میکند؛ میلهای متفاوت دارد، تجربههای متفاوت دارد.
نمیتوانم ساده بگویم «من میترسم».
باید بگویم یک تکه از من میترسد.
تکهای دیگر شجاع است.
تکهای از آزار دادن خوشش لذت میبرد.
و تکهای دیگر میخواهد از خودش دفاع کند.
اینها لشکری هستند با انگیزههای گوناگون، و در نبردی مدامشان است که به من امکان میدهند در لحظهای خاص، در دقیقهای مشخص، به شکلی واحد ظاهر شوم. ما خودمان را جز به مثابهی تعارضِ مدام تجربه نمیکنیم؛ و آنچه وحدت مینامیم، اغلب توهمی است که برای آرام کردن ذهن خود میسازیم.
اگر بخواهیم این وحدت را واقعاً بفهمیم، راهی جز گذر از دل همین کثرت نداریم:
جز فهمیدنِ خود بهمثابهی مجموعهای از نیروها، میلها، و جانهایی که در تنِ ما با هم زندگی میکنند.
🛑برشی از سخنرانی دکتر امیرحسین یزدانی؛ در سمپوزیوم علمی «شخصیت، جبر و آزادی» با عنوان «گذشته و آینده شخصیت» — در دستوجوی خود گمشده
@UTpsychologic
به محض اینکه رو به خودم میکنم و میخواهم از «من» حرف بزنم، میبینم اصلاً یک منِ واحد در کار نیست؛ با لشکری از جانها مواجهام. جانهایی که گاهی در تخالفاند، گاهی در تضاد و گاهی در لحظهای کوتاه در وحدت. این جانِ منتشر در دقیقههای مختلفی از خودش را تجربه میکند؛ میلهای متفاوت دارد، تجربههای متفاوت دارد.
نمیتوانم ساده بگویم «من میترسم».
باید بگویم یک تکه از من میترسد.
تکهای دیگر شجاع است.
تکهای از آزار دادن خوشش لذت میبرد.
و تکهای دیگر میخواهد از خودش دفاع کند.
اینها لشکری هستند با انگیزههای گوناگون، و در نبردی مدامشان است که به من امکان میدهند در لحظهای خاص، در دقیقهای مشخص، به شکلی واحد ظاهر شوم. ما خودمان را جز به مثابهی تعارضِ مدام تجربه نمیکنیم؛ و آنچه وحدت مینامیم، اغلب توهمی است که برای آرام کردن ذهن خود میسازیم.
اگر بخواهیم این وحدت را واقعاً بفهمیم، راهی جز گذر از دل همین کثرت نداریم:
جز فهمیدنِ خود بهمثابهی مجموعهای از نیروها، میلها، و جانهایی که در تنِ ما با هم زندگی میکنند.
🛑برشی از سخنرانی دکتر امیرحسین یزدانی؛ در سمپوزیوم علمی «شخصیت، جبر و آزادی» با عنوان «گذشته و آینده شخصیت» — در دستوجوی خود گمشده
@UTpsychologic
👍13❤2
تو رابطۀ threesome فقط «سه نفر بودن» نیست؛
مشکل اونجاست که آدمها گاهی از تنوع، مثل مسکن، خلأ استفاده میکنن.
یعنی بهجای اینکه بپرسن «چرا صمیمیت برام سخت شده؟»
میرن سراغ هیجان بیشتر تا صدای اون خلأ کمتر شنیده بشه.
خیلی وقتها آزادیِ مطلق، شبیه آزادی نیست!
شبیه فرار شیک و مدرن از مواجههست
Ahoorakavosi
@UTpsychologic
مشکل اونجاست که آدمها گاهی از تنوع، مثل مسکن، خلأ استفاده میکنن.
یعنی بهجای اینکه بپرسن «چرا صمیمیت برام سخت شده؟»
میرن سراغ هیجان بیشتر تا صدای اون خلأ کمتر شنیده بشه.
خیلی وقتها آزادیِ مطلق، شبیه آزادی نیست!
شبیه فرار شیک و مدرن از مواجههست
Ahoorakavosi
@UTpsychologic
👍24🤔2
🧠 سایکولاجیک | روانشناسی pinned «شخص، لشکری از جانهاست. به محض اینکه رو به خودم میکنم و میخواهم از «من» حرف بزنم، میبینم اصلاً یک منِ واحد در کار نیست؛ با لشکری از جانها مواجهام. جانهایی که گاهی در تخالفاند، گاهی در تضاد و گاهی در لحظهای کوتاه در وحدت. این جانِ منتشر در دقیقههای…»
در روانشناسی، سوگ فقط واکنش به مرگ نیست.
انسان میتواند برای از دست دادن رابطه، هویت، امنیت، خانه، آیندهای که تصور میکرد، یا حتی تصویری که از خودش داشت، سوگواری کند.
به این تجربهها گاهی «سوگهای بهرسمیت شناختهنشده» گفته میشود؛ سوگهایی که اطرافیان ممکن است جدی نگیرند، چون «کسی نمرده»، اما دردشان واقعی است.
اما گذشتن از سوگ یعنی فراموش کردن؟ نه همیشه.
مدلهای جدید سوگ میگویند سازگاری سالم معمولاً یعنی رفتوبرگشت بین روبهرو شدن با درد فقدان و برگشتن به زندگی روزمره؛ یعنی گاهی گریه، گاهی ادامه دادن، گاهی یادآوری، گاهی ساختن دوباره.
پس اگر چیزی را از دست دادهای که دیگران نمیبینند، این به معنای بیاهمیت بودنش نیست.
بعضی فقدانها را دیگران نه میبینند و نه میشنوند، اما درون ما زندگی میکنند.
و «شفقت با خود» یعنی به خودت بگویی:
«حق دارم برای چیزی سوگواری کنم
که هیچکس آن را کامل نمیفهمد.»
✍🏻 دکتر مهرنوش اثباتی، روانشناس
@UTpsychologic
انسان میتواند برای از دست دادن رابطه، هویت، امنیت، خانه، آیندهای که تصور میکرد، یا حتی تصویری که از خودش داشت، سوگواری کند.
به این تجربهها گاهی «سوگهای بهرسمیت شناختهنشده» گفته میشود؛ سوگهایی که اطرافیان ممکن است جدی نگیرند، چون «کسی نمرده»، اما دردشان واقعی است.
اما گذشتن از سوگ یعنی فراموش کردن؟ نه همیشه.
مدلهای جدید سوگ میگویند سازگاری سالم معمولاً یعنی رفتوبرگشت بین روبهرو شدن با درد فقدان و برگشتن به زندگی روزمره؛ یعنی گاهی گریه، گاهی ادامه دادن، گاهی یادآوری، گاهی ساختن دوباره.
پس اگر چیزی را از دست دادهای که دیگران نمیبینند، این به معنای بیاهمیت بودنش نیست.
بعضی فقدانها را دیگران نه میبینند و نه میشنوند، اما درون ما زندگی میکنند.
و «شفقت با خود» یعنی به خودت بگویی:
«حق دارم برای چیزی سوگواری کنم
که هیچکس آن را کامل نمیفهمد.»
✍🏻 دکتر مهرنوش اثباتی، روانشناس
@UTpsychologic
💔15❤13👍2
❤25🔥1