📄 گزارههای بنیادی علم اقتصاد اتریشی
✍🏻 پیتر جی. بوتکه
1️⃣ گزاره اول: فقط افراد هستند که انتخاب میکنند.
2️⃣ گزاره دوم: مطالعه نظم بازار اساساً درباره رفتار مبادله و نهادهایی است که مبادلات در چارچوب آنها صورت میگیرد.
3️⃣ گزاره سوم: «واقعیات» علوم اجتماعی عبارت است از؛ آنچه مردم باور دارند و فکر میکنند.
4️⃣ گزاره چهارم: مطلوبیت و هزینهها ذهنی هستند.
5️⃣ گزاره پنجم: مکانیزم قیمتها اطلاعات لازم را که مردم برای تصمیمگیری نیاز دارند، به آنها منتقل میکند.
6️⃣ گزاره ششم: مالکیت خصوصی در ابزار تولید شرطی است لازم برای محاسبه اقتصادی.
7️⃣ گزاره هفتم: بازار رقابتی یک فرآیند اکتشاف کارآفرینی است.
8️⃣ گزاره هشتم: پول خنثی نیست.
9️⃣ گزاره نهم: ساختار سرمایه شامل کالاهای ناهمگنی است که دارای استفادههای متعددی هستند و باید با هم هماهنگ شوند.
🔟 گزاره دهم: نهادهای اجتماعی اغلب نتیجه کنش انسانی هستند، ولی نه نتیجه طراحی انسان.
◽️@utfinance◽️
✍🏻 پیتر جی. بوتکه
1️⃣ گزاره اول: فقط افراد هستند که انتخاب میکنند.
2️⃣ گزاره دوم: مطالعه نظم بازار اساساً درباره رفتار مبادله و نهادهایی است که مبادلات در چارچوب آنها صورت میگیرد.
3️⃣ گزاره سوم: «واقعیات» علوم اجتماعی عبارت است از؛ آنچه مردم باور دارند و فکر میکنند.
4️⃣ گزاره چهارم: مطلوبیت و هزینهها ذهنی هستند.
5️⃣ گزاره پنجم: مکانیزم قیمتها اطلاعات لازم را که مردم برای تصمیمگیری نیاز دارند، به آنها منتقل میکند.
6️⃣ گزاره ششم: مالکیت خصوصی در ابزار تولید شرطی است لازم برای محاسبه اقتصادی.
7️⃣ گزاره هفتم: بازار رقابتی یک فرآیند اکتشاف کارآفرینی است.
8️⃣ گزاره هشتم: پول خنثی نیست.
9️⃣ گزاره نهم: ساختار سرمایه شامل کالاهای ناهمگنی است که دارای استفادههای متعددی هستند و باید با هم هماهنگ شوند.
🔟 گزاره دهم: نهادهای اجتماعی اغلب نتیجه کنش انسانی هستند، ولی نه نتیجه طراحی انسان.
◽️@utfinance◽️
❤13👍2🔥1
📄 یک لیگ دیگر
👤 امیررضا عبدلی
بعضیها به شیوه کوچکزاده جزّ جگر میزنند و اقدام بانک مرکزی را جنایت میخوانند. بعضیها مثل صادقالحسینی از #دلارفروشی بانک مرکزی دفاع میکنند و آن را کار معقولی میدانند. بعضیهای دیگر هم ممکن است موضعی میان این دو داشته باشند. ولی سرتاپای این دعوا مربوط به لیگ بازندههاست.
جمهوری اسلامی برای آن که ادای دولت بودن دربیاورد ناچار بود ظاهر بعضی نهادهای مدرن را حفظ کند، در حالی که باطناً میخواست خلافت باشد و عملاً هم خلافت بود. در این خلافت هیچ نهاد مدرنی روح و اصالت و هویت نداشت. غیر از رابطه یکطرفه خلیفه و اتباع، هر چیز دیگری نمایش و بازیچه بود؛ از وزارت خارجه و مجلس گرفته تا انتخابات و تفکیک قوا. بانک مرکزی هم از این قاعده مستثنا نیست. راستش را میخواهید؟ جمهوری اسلامی اصولاً بانک مرکزی ندارد تا بتوان بر سر شیوه درست اداره آن وارد بحث معناداری شد. چیزی که اینها بانک مرکزی مینامند، از نظر قوانین صوری و بیخاصیتشان هرچه که باشد، در حقیقت یکی از ادارات تحت امر خزانه است که وظیفه اصلیاش تدارک پولهایی است که دولت میخواهد و ندارد.
اگر روزی این خلافت برچیده شود، میشود به جای این جنگهای زرگری از بیخ بیهوده وارد بحثهایی مهم و واقعی شد: وظایف #بانک_مرکزی چیست؟ ترتیب و اولویت این وظایف در شرایط مختلف را چه کسی تعیین میکند؟ چه نهادی مسئول رسیدگی به تخلّف و اهمال در بانک مرکزی است؟ و هزاران سؤال دیگر مربوط به کلیّات یا جزئیات. تا آن روز بحث موافقان و مخالفان همّتی یا هرکس دیگری که جای او را بگیرد به خودشان مربوط است. مهم نیست حرف کدامشان معقولتر یا نامعقولتر به نظر میآید چون اصولاً موضوعشان خیر و صلاح عمومی نیست، حفظ و بقای دستگاه خلافت است.
یکی از قهرمانان لیگ خلافت همان حسن روحانی است که گفت طبق فتوای حضرت امام دلار مال دولت است و قیمتش را هم دولت تعیین میکند. یا اسحاق جهانگیری که گفت از نظر دولت قیمت دلار 4200 تومان است و هر قیمتی غیر از این خلاف است. و تازه اینها معتدلها و اصلاحطلبهایش بودند، بقیه که جای خود دارند. در این لیگ بالا و پایین جدول مثل سر و ته یک کرباسند، در نتیجه تورّم مهارشدنی نیست و ریال سرنوشتی جز سقوط ندارد.
اگر پول باثبات یکی از لوازم مثل آدم زندگی کردن است، که حتماً هست، باید از این باختهها و بازندهها روگرداند و به لیگ دیگری فکر کرد. لیگ دیگری که در آن مثل آب خوردن آدمها را اعدام نمیکنند، جنگ راه نمیاندازند، و به قتل و ترور افتخار نمیکنند.
لیگ دیگری که در آن مثل آدم بازی کردن، اگر پاداش نمیگیرد، لااقل مجازات نداشته باشد.
🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
بعضیها به شیوه کوچکزاده جزّ جگر میزنند و اقدام بانک مرکزی را جنایت میخوانند. بعضیها مثل صادقالحسینی از #دلارفروشی بانک مرکزی دفاع میکنند و آن را کار معقولی میدانند. بعضیهای دیگر هم ممکن است موضعی میان این دو داشته باشند. ولی سرتاپای این دعوا مربوط به لیگ بازندههاست.
جمهوری اسلامی برای آن که ادای دولت بودن دربیاورد ناچار بود ظاهر بعضی نهادهای مدرن را حفظ کند، در حالی که باطناً میخواست خلافت باشد و عملاً هم خلافت بود. در این خلافت هیچ نهاد مدرنی روح و اصالت و هویت نداشت. غیر از رابطه یکطرفه خلیفه و اتباع، هر چیز دیگری نمایش و بازیچه بود؛ از وزارت خارجه و مجلس گرفته تا انتخابات و تفکیک قوا. بانک مرکزی هم از این قاعده مستثنا نیست. راستش را میخواهید؟ جمهوری اسلامی اصولاً بانک مرکزی ندارد تا بتوان بر سر شیوه درست اداره آن وارد بحث معناداری شد. چیزی که اینها بانک مرکزی مینامند، از نظر قوانین صوری و بیخاصیتشان هرچه که باشد، در حقیقت یکی از ادارات تحت امر خزانه است که وظیفه اصلیاش تدارک پولهایی است که دولت میخواهد و ندارد.
اگر روزی این خلافت برچیده شود، میشود به جای این جنگهای زرگری از بیخ بیهوده وارد بحثهایی مهم و واقعی شد: وظایف #بانک_مرکزی چیست؟ ترتیب و اولویت این وظایف در شرایط مختلف را چه کسی تعیین میکند؟ چه نهادی مسئول رسیدگی به تخلّف و اهمال در بانک مرکزی است؟ و هزاران سؤال دیگر مربوط به کلیّات یا جزئیات. تا آن روز بحث موافقان و مخالفان همّتی یا هرکس دیگری که جای او را بگیرد به خودشان مربوط است. مهم نیست حرف کدامشان معقولتر یا نامعقولتر به نظر میآید چون اصولاً موضوعشان خیر و صلاح عمومی نیست، حفظ و بقای دستگاه خلافت است.
یکی از قهرمانان لیگ خلافت همان حسن روحانی است که گفت طبق فتوای حضرت امام دلار مال دولت است و قیمتش را هم دولت تعیین میکند. یا اسحاق جهانگیری که گفت از نظر دولت قیمت دلار 4200 تومان است و هر قیمتی غیر از این خلاف است. و تازه اینها معتدلها و اصلاحطلبهایش بودند، بقیه که جای خود دارند. در این لیگ بالا و پایین جدول مثل سر و ته یک کرباسند، در نتیجه تورّم مهارشدنی نیست و ریال سرنوشتی جز سقوط ندارد.
اگر پول باثبات یکی از لوازم مثل آدم زندگی کردن است، که حتماً هست، باید از این باختهها و بازندهها روگرداند و به لیگ دیگری فکر کرد. لیگ دیگری که در آن مثل آب خوردن آدمها را اعدام نمیکنند، جنگ راه نمیاندازند، و به قتل و ترور افتخار نمیکنند.
لیگ دیگری که در آن مثل آدم بازی کردن، اگر پاداش نمیگیرد، لااقل مجازات نداشته باشد.
🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
👍17❤5👎1🔥1
📄 اسلام و لیبرالیسم کلاسیک
👤 مانی بشرزاد
الکسی دو توکویل نماد محافظهکاری لیبرال و پراگماتیسمی بود که، برخلاف بسیاری از روشنفکران انقلابی فرانسه، علیه دین نمیشورید و معتقد بود مسیحیت برای حفاظت از جامعه آزاد و دموکراتیک ضروری است. اندیشمندان محافظهکار ــ لیبرال پس از او نیز مسیحیت را چارچوبی برای حفاظت مدنی از دموکراسی میدانستند؛ از ویلیام اف. باکلی، از ایدئولوگهای مهم ریگانیسم، در کتاب خدا و انسان در ییل گرفته تا آتئیستهایی مانند ریچارد داوکینز که، به یک معنا، خود را مسیحی فرهنگی میدانند.
اما توکویل در اسلام پدیدهای متفاوت میدید. او در جلد دوم دموکراسی در آمریکا مینویسد:
«محمد نهتنها آموزههای دینی، بلکه احکام سیاسی، قوانین مدنی و کیفری، و نظریههای علمی را نیز از آسمان فرود آورد و در قرآن قرار داد. انجیل، در مقابل، تنها از روابط کلی انسانها با خدا و با یکدیگر سخن میگوید.»
پس از حمله فرانسه به الجزایر در سال ۱۸۳۰، الکسی دو توکویل توجه خود را به اسلام معطوف کرد. او بر این باور بود که حاکمان فرانسه، اگر میخواستند با مسئولیتپذیری بر جمعیت مسلمانِ تحت استعمار حکومت کنند، ابتدا باید دینی را که این جامعه را شکل داده بود، میشناختند و درک میکردند. توکویل در مارس ۱۸۳۸ مجموعهای از یادداشتها درباره قرآن نوشت تا خود را برای سفر به الجزایر، که سه سال بعد انجام شد، آماده کند. این یادداشتها در زمان حیات او منتشر نشدند و سالها پس از مرگش، در مجموعهای همراه با دیگر نوشتههای او درباره دین، به چاپ رسیدند.
توکویل در قرائت خود از این دو سنت دینی، معتقد بود که مسیحیت خود را به بیان رابطه کلی میان انسان و خدا و نیز رابطه انسان با انسان محدود کرده و امر قانونگذاری و حکومت را به تدبیر و تصمیمگیری بشری واگذار کرده است؛ در حالی که از نظر او، محمد احکام سیاسی، قوانین مدنی و کیفری و حتی آموزههای علمی را نیز در متن وحی وارد کرده بود.
این تمایز را میتوان در سنت مسیحی با تفکیک میان امر دینی و امر سیاسی نیز توضیح داد: «آنچه از آنِ قیصر است به قیصر ادا کنید و آنچه از آنِ خداست به خدا.» این جمله در انجیل مرقس، باب ۱۲، آیه ۱۷ آمده است.
از نظر توکویل، همین درهمآمیختگی امر دینی و امر سیاسی یکی از عواملی بود که مانع میشد اسلام خود را با شرایط جدیدِ عصر روشنگری و دموکراسی سازگار کند.
خلاصه دیدگاهی که من درباره این موضوع، و در فضای فکری فارسی، به آن رسیدهام این است: اسلام سیاسیتر از آن است که بتوان بهآسانی از دل آن لیبرالیسم استخراج کرد. اسلام صرفاً مجموعهای از آموزههای فردی درباره رابطه انسان و خدا نیست؛ بلکه درباره مالیاتگیری، مجازات، حقوق، خانواده، جنگ، نظم اجتماعی و حکومت نیز احکام و قواعدی ارائه میدهد. در نتیجه، مسئله فقط این نیست که آیا مسلمانان میتوانند لیبرال باشند؛ پرسش بنیادیتر این است که آیا میتوان میان ساختار حقوقی ـ سیاسی اسلام و اصول بنیادین لیبرالیسم کلاسیک، مانند محدودیت قدرت سیاسی، تفکیک حوزه عمومی و خصوصی، حاکمیت قانون و آزادی وجدان، سازگاری پایداری ایجاد کرد یا خیر.
اسلام، مسیحیت نیست؛ و اگر این دو سنت در نسبت خود با قدرت سیاسی تفاوتهای بنیادین داشته باشند، نمیتوان تجربه تاریخی مسیحیت و رابطه آن با لیبرالیسم را بیواسطه به اسلام تعمیم داد. تکامل معرفتشناختیای که در دل مسیحیت اتفاق افتاد، یعنی آنچه چارلز تیلور از آن با عنوان Latin Christendom یاد میکند، در نهایت به نوعی تکامل ارگانیک سکولاریسم از دل الهیات مسیحی انجامید؛ بهگونهای که باور به خدا دیگر نه صرفاً یک پیشفرض پذیرفتهشده، بلکه باوری بود که میتوانست به چالش کشیده شود. در آن طرفقضیه، مدعیان اسلام لیبرال در سال ۲۰۲۶، هنوز به بریدن دست برای محافظت از اصول اعتقاد دارند.
اما امر مهم این است، چه نسل قدیم روشنفکران دینی، چه نسل نو ظهور اسلام گرایان لیبرال، به جای بحث و جدل با لیبرال های آتئیست، باید به اوباشی که در دو روز دهها هزارنفر را کشتند، به پرستاران تجاوز کردند، و همین چند ساعت پیش یکی از ما را اعدام کردند، توضیح بدهند که دین اسلام دین آزادی خواهی است.
دلیل امر این است که هرکس تورقی از کتاب مقدس اسلام کرده باشد آخرین ایدئولوژی سیاسی نزدیک آن را لیبرالیسم میداند و اوباشی که نیم قرن است حکومت الله روی زمین را در دست دارند، مطمئنا بیشتر از دوستان لیبرال، قرآن خواندهاند. شاید بهجا باشد این بحث را با حافظ تمام کنیم: «دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خواند.»
🆔https://t.me/manibasharzad
◽️@utfinance◽️
👤 مانی بشرزاد
الکسی دو توکویل نماد محافظهکاری لیبرال و پراگماتیسمی بود که، برخلاف بسیاری از روشنفکران انقلابی فرانسه، علیه دین نمیشورید و معتقد بود مسیحیت برای حفاظت از جامعه آزاد و دموکراتیک ضروری است. اندیشمندان محافظهکار ــ لیبرال پس از او نیز مسیحیت را چارچوبی برای حفاظت مدنی از دموکراسی میدانستند؛ از ویلیام اف. باکلی، از ایدئولوگهای مهم ریگانیسم، در کتاب خدا و انسان در ییل گرفته تا آتئیستهایی مانند ریچارد داوکینز که، به یک معنا، خود را مسیحی فرهنگی میدانند.
اما توکویل در اسلام پدیدهای متفاوت میدید. او در جلد دوم دموکراسی در آمریکا مینویسد:
«محمد نهتنها آموزههای دینی، بلکه احکام سیاسی، قوانین مدنی و کیفری، و نظریههای علمی را نیز از آسمان فرود آورد و در قرآن قرار داد. انجیل، در مقابل، تنها از روابط کلی انسانها با خدا و با یکدیگر سخن میگوید.»
پس از حمله فرانسه به الجزایر در سال ۱۸۳۰، الکسی دو توکویل توجه خود را به اسلام معطوف کرد. او بر این باور بود که حاکمان فرانسه، اگر میخواستند با مسئولیتپذیری بر جمعیت مسلمانِ تحت استعمار حکومت کنند، ابتدا باید دینی را که این جامعه را شکل داده بود، میشناختند و درک میکردند. توکویل در مارس ۱۸۳۸ مجموعهای از یادداشتها درباره قرآن نوشت تا خود را برای سفر به الجزایر، که سه سال بعد انجام شد، آماده کند. این یادداشتها در زمان حیات او منتشر نشدند و سالها پس از مرگش، در مجموعهای همراه با دیگر نوشتههای او درباره دین، به چاپ رسیدند.
توکویل در قرائت خود از این دو سنت دینی، معتقد بود که مسیحیت خود را به بیان رابطه کلی میان انسان و خدا و نیز رابطه انسان با انسان محدود کرده و امر قانونگذاری و حکومت را به تدبیر و تصمیمگیری بشری واگذار کرده است؛ در حالی که از نظر او، محمد احکام سیاسی، قوانین مدنی و کیفری و حتی آموزههای علمی را نیز در متن وحی وارد کرده بود.
این تمایز را میتوان در سنت مسیحی با تفکیک میان امر دینی و امر سیاسی نیز توضیح داد: «آنچه از آنِ قیصر است به قیصر ادا کنید و آنچه از آنِ خداست به خدا.» این جمله در انجیل مرقس، باب ۱۲، آیه ۱۷ آمده است.
از نظر توکویل، همین درهمآمیختگی امر دینی و امر سیاسی یکی از عواملی بود که مانع میشد اسلام خود را با شرایط جدیدِ عصر روشنگری و دموکراسی سازگار کند.
خلاصه دیدگاهی که من درباره این موضوع، و در فضای فکری فارسی، به آن رسیدهام این است: اسلام سیاسیتر از آن است که بتوان بهآسانی از دل آن لیبرالیسم استخراج کرد. اسلام صرفاً مجموعهای از آموزههای فردی درباره رابطه انسان و خدا نیست؛ بلکه درباره مالیاتگیری، مجازات، حقوق، خانواده، جنگ، نظم اجتماعی و حکومت نیز احکام و قواعدی ارائه میدهد. در نتیجه، مسئله فقط این نیست که آیا مسلمانان میتوانند لیبرال باشند؛ پرسش بنیادیتر این است که آیا میتوان میان ساختار حقوقی ـ سیاسی اسلام و اصول بنیادین لیبرالیسم کلاسیک، مانند محدودیت قدرت سیاسی، تفکیک حوزه عمومی و خصوصی، حاکمیت قانون و آزادی وجدان، سازگاری پایداری ایجاد کرد یا خیر.
اسلام، مسیحیت نیست؛ و اگر این دو سنت در نسبت خود با قدرت سیاسی تفاوتهای بنیادین داشته باشند، نمیتوان تجربه تاریخی مسیحیت و رابطه آن با لیبرالیسم را بیواسطه به اسلام تعمیم داد. تکامل معرفتشناختیای که در دل مسیحیت اتفاق افتاد، یعنی آنچه چارلز تیلور از آن با عنوان Latin Christendom یاد میکند، در نهایت به نوعی تکامل ارگانیک سکولاریسم از دل الهیات مسیحی انجامید؛ بهگونهای که باور به خدا دیگر نه صرفاً یک پیشفرض پذیرفتهشده، بلکه باوری بود که میتوانست به چالش کشیده شود. در آن طرفقضیه، مدعیان اسلام لیبرال در سال ۲۰۲۶، هنوز به بریدن دست برای محافظت از اصول اعتقاد دارند.
اما امر مهم این است، چه نسل قدیم روشنفکران دینی، چه نسل نو ظهور اسلام گرایان لیبرال، به جای بحث و جدل با لیبرال های آتئیست، باید به اوباشی که در دو روز دهها هزارنفر را کشتند، به پرستاران تجاوز کردند، و همین چند ساعت پیش یکی از ما را اعدام کردند، توضیح بدهند که دین اسلام دین آزادی خواهی است.
دلیل امر این است که هرکس تورقی از کتاب مقدس اسلام کرده باشد آخرین ایدئولوژی سیاسی نزدیک آن را لیبرالیسم میداند و اوباشی که نیم قرن است حکومت الله روی زمین را در دست دارند، مطمئنا بیشتر از دوستان لیبرال، قرآن خواندهاند. شاید بهجا باشد این بحث را با حافظ تمام کنیم: «دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خواند.»
🆔https://t.me/manibasharzad
◽️@utfinance◽️
Telegram
مانی بشرزاد
مجری برنامه کتاب فردا (میزبان برنده نوبل اقتصاد ۲۰۱۰)فردای اقتصاد
نوشتههای خودم و کتابها و مقالات جذاب رو به اشتراک میزارم📚
ارتباط با من:
@ManiBashar
نوشتههای خودم و کتابها و مقالات جذاب رو به اشتراک میزارم📚
ارتباط با من:
@ManiBashar
❤29👍17👎9👏5🔥1
📄 شهروند ایران؛ نه بیشتر نه کمتر
👤 کاوه
📌 توضیح نویسنده:
نگاه حقوقی به مساله ایران و شهروندانش عموما از بحثهای پیرامون هویت ایران و ایرانی غایب است.
در این نوشته خیلی چکیده از آسیبهای سیطره حوزههای دیگر گفتم که البته جداگانه نیاز به تفصیلبیشتر دارد، و بعد سعی کردم مساله را با فرض عدم وجود مولفههای تاریخی و فرهنگی و اجتماعی کمی از منظر حقوقی و حول مفهوم شهروند بررسی کنم. این البته اصلا به معنی بیتاثیر بودن آن مولفهها نیست، صرفا نگاهی آزمایشی است برای پررنگ کردن مولفهای دیگر.
🔗 یادداشت را میتوانید اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👤 کاوه
📌 توضیح نویسنده:
نگاه حقوقی به مساله ایران و شهروندانش عموما از بحثهای پیرامون هویت ایران و ایرانی غایب است.
در این نوشته خیلی چکیده از آسیبهای سیطره حوزههای دیگر گفتم که البته جداگانه نیاز به تفصیلبیشتر دارد، و بعد سعی کردم مساله را با فرض عدم وجود مولفههای تاریخی و فرهنگی و اجتماعی کمی از منظر حقوقی و حول مفهوم شهروند بررسی کنم. این البته اصلا به معنی بیتاثیر بودن آن مولفهها نیست، صرفا نگاهی آزمایشی است برای پررنگ کردن مولفهای دیگر.
🔗 یادداشت را میتوانید اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegram
یادداشتهای کاوه
شهروند ایران؛ نه بیشتر نه کمتر
نگاه حقوقی به مساله ایران و شهروندانش عموما از بحثهای پیرامون هویت ایران و ایرانی غایب است. در این نوشته خیلی چکیده از آسیبهای سیطره حوزههای دیگر گفتم که البته جداگانه نیاز به تفصیلبیشتر دارد، و بعد سعی کردم مساله را با…
نگاه حقوقی به مساله ایران و شهروندانش عموما از بحثهای پیرامون هویت ایران و ایرانی غایب است. در این نوشته خیلی چکیده از آسیبهای سیطره حوزههای دیگر گفتم که البته جداگانه نیاز به تفصیلبیشتر دارد، و بعد سعی کردم مساله را با…
❤4👎3
والتر بلاک_غزه.pdf
181.2 KB
📄 نامهای سرگشاده به کودکان غزه
📌 بازنشر به مناسبت 7 اکتبر
👤 نویسنده: والتر بلاک -اقتصاددان-
✍️ مترجم: بیبی
◽️@utfinance◽️
#والتر_بلاک
#هفت_اکتبر
📌 بازنشر به مناسبت 7 اکتبر
👤 نویسنده: والتر بلاک -اقتصاددان-
✍️ مترجم: بیبی
📌 مقدمه مترجم:
«والتر بلاک، یکی از تاثیرگذار ترین و مهمترین اقتصاددانهای زنده مکتب اتریش است که هایک برای یکی از کتابهای او نوشته بود: من را به یاد میزس میاندازد.
تراژدی زمانه این است که امروز او از موسسه میزس به دلیل نوشتن این مقاله اخراج شده است.
اینک ترجمهی این مقالهی مهم و متفاوت را در اختیار شما عزیزان قرار دادهایم. به مهر بخوانید.»
◽️@utfinance◽️
#والتر_بلاک
#هفت_اکتبر
👏27👎18❤6🤬2
تفاوت نرخ بهره و ربا.pdf
401.9 KB
📄 مقاله
تفاوت نرخ بهره و ربا
/ مساله قطعیت یا عدم قطعیت درآمد از پیش تعیین شده در نظام بانکى جدید/
👤 موسی غنینژاد
#موسی_غنینژاد در این مقاله توضیح میدهد که نباید «ربا» در معنای تاریخی و اقتصادی آن را با «#بهره_بانکی» در اقتصاد مدرن یکی دانست؛ زیرا این دو پدیده از نظر ماهیت، کارکرد، خاستگاه تاریخی و میزان ریسک تفاوت اساسی دارند.
غنینژاد با تأکید بر اینکه «در اقتصاد بازار، #نرخ_بهره در واقع بازتابی از کمیابی #پسانداز و #بازدهی_نهایی_سرمایه است»، نشان میدهد که با گسترش اقتصاد بازار، تقسیم کار، تخصصیشدن تولید، پسانداز و نظام بانکی و اعتباری، پول به تدریج کارکرد سرمایهای پیدا کرد. پساندازهای کوچک و متوسط از طریق بانکها به منابع سرمایهگذاری تبدیل شدند و نرخ بهره وظیفه هماهنگ کردن پسانداز و سرمایهگذاری را بر عهده گرفت. بنابراین، #غنینژاد تأکید میکند که #بهره بانکی ادامه تاریخی #ربا نیست؛ حتی از نظر تاریخی، #نظام_بانکی مدرن در بسیاری از موارد علیه انحصار رباخواران شکل گرفت.
◽️@utfinance◽️
#تفاوت_نرخ_بهره_و_ربا
#تفاوت_بهره_و_ربا
تفاوت نرخ بهره و ربا
/ مساله قطعیت یا عدم قطعیت درآمد از پیش تعیین شده در نظام بانکى جدید/
👤 موسی غنینژاد
#موسی_غنینژاد در این مقاله توضیح میدهد که نباید «ربا» در معنای تاریخی و اقتصادی آن را با «#بهره_بانکی» در اقتصاد مدرن یکی دانست؛ زیرا این دو پدیده از نظر ماهیت، کارکرد، خاستگاه تاریخی و میزان ریسک تفاوت اساسی دارند.
غنینژاد با تأکید بر اینکه «در اقتصاد بازار، #نرخ_بهره در واقع بازتابی از کمیابی #پسانداز و #بازدهی_نهایی_سرمایه است»، نشان میدهد که با گسترش اقتصاد بازار، تقسیم کار، تخصصیشدن تولید، پسانداز و نظام بانکی و اعتباری، پول به تدریج کارکرد سرمایهای پیدا کرد. پساندازهای کوچک و متوسط از طریق بانکها به منابع سرمایهگذاری تبدیل شدند و نرخ بهره وظیفه هماهنگ کردن پسانداز و سرمایهگذاری را بر عهده گرفت. بنابراین، #غنینژاد تأکید میکند که #بهره بانکی ادامه تاریخی #ربا نیست؛ حتی از نظر تاریخی، #نظام_بانکی مدرن در بسیاری از موارد علیه انحصار رباخواران شکل گرفت.
◽️@utfinance◽️
#تفاوت_نرخ_بهره_و_ربا
#تفاوت_بهره_و_ربا
👍16👎3❤1
📄 نوبلی نهادگرا
👤 دیردره نانسن مککلاسکی
اکتبر ۲۰۲۴
✍ ترجمۀ مسعود یوسفحصیرچین
https://t.me/yusefmasoud
اکتبر ۲۰۲۴، دارون عجماوغلوی ترک-آمریکایی برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد شد. دو برندۀ دیگر این جایزه همکارانش، سیمون جانسون اقتصاددان و دانشمند علوم سیاسی، جیمز رابینسون، هستند. برنده شدن هیچ کدامشان ضرورتی نداشت. لطف آکادمی سوئدی است که با این کارش شادی بیشتری به وجود آورد. و برای ترکیه هم خوب است که جایزۀ نوبلی داشته باشد. اردوغان خوشش خواهد آمد چون درونمایۀ عجم اوغلو با رژیم کنونی این کشور جور درمیآید. بالا به پایین. هورا برای اربابان. دولت بزرگتر. آه که باشکوه است.
مقدر شده بود که #عجم_اوغلو بالاخره این جایزه را ببرد. بیست سال است که در نوشتههایش از دو ادعا دفاع میکند. یکی اینکه دولت کاملاً خردمند است. دیگری اینکه تنها چیزی که برای جامعهای خوب به آن نیاز داریم، نهادهایی مثل دیوان عالی، انتخابات و ساعت ثبت ورود و خروج در کارخانههاست. چنین نهادهایی کافی خواهند بود تا تضمین شود تصمیمات خوب دربارۀ آزادی بیان اِعمال میشوند، خردمندترین رهبران مانند لولا و بولسونارو به قدرت میرسند و کارگران همۀ کارخانههای برزیل همیشه سخت و هشت ساعت کار خواهند کرد، نه کمتر و نه بیشتر.
من به جایزۀ عجماوغلو واکنش نشان میدهم، همانطوری که به فاشیسم روزمرۀ دونالد ترامپ واکنش نشان میدهم. این جایزه از یک طرف ناراحتم کرد -میتوانم به کلی آدم دیگر فکر کنم، مثلاً ایزرائیل کرزنر یا آریو کلامر که شایستهتر از این اقتصاددان متوسط هستند. اما از طرف دیگر، غافلگیر نشدهام -این کمیته پیوسته جایزه را بابت آنچه امروز محبوب است، مانند اقتصاد رفتاری و نونهادگرایی، به دولتگراهای متوسط میدهد.
نظریهاش که با آنچه امروزه مردم دوست دارند حین حرکت در راه بردگی بشنوند جور درمیآید -که سیاست خوب بسیار ساده است و اربابان ما در انجام آن بسیار ماهرند. این نظریه کاری میکند که احساس امنیت کنیم، مانند کودکانی که منتظرند کسی به آنها غذا بدهد. ما در مقام فرد نیازی به اخلاقیات خوب، حرفهایگری یا آرمانهای والای سیاسی نداریم. دولت، در مقام بابا و مامان، مراقب این چیزهاست.
عجماوغلو عاشق دولت است. مثلاً دولت برزیل. او اخیراً عریضهای را در ستایش دیوان عالی برزیل امضا کرد -که احتمالاً دربارهاش شنیدهاید- که به آزادی بیان ایلان ماسک حمله کرد. ایلان احمق است، بحثی درش نیست. یک بار دیگر این مسئله را در حمایتش از ترامپ در انتخابات ایالات متحده نشان میدهد. اما هر چه که باشد، در یک جامعۀ آزاد، ثروتمندان میتوانند روزنامه و انتشارات کتاب و از این جور چیزها بخرند و نظرات احمقانه و غیرواقعی منتشر کنند.
عجماوغلو نظرات احمقانه و غیرواقعی خودش را چاپ میکند. مثلاً، او، همراه با جانسون، در کتابی ادعا کرد که «یارانههای دولتی برای توسعۀ فناوریهایی که بیشتر به سود جامعه باشند یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر مسیر فناوری در یک اقتصاد بازاری هستند.» مانند اقتصاددانان رسماً چپگرایی مثل توماس پیکتی و ماریانا مازوکاتو که به شکل عجیبی اسمشان در نوشتههای عجماوغلو به چشم نمیخورد، او اقتصاد خصوصی را عمدتاً دارای نقص میداند و باور دارد دولت ایالات متحده یا برزیل بهترین درمان برای آن نقصهاست. هیچ مدرک علمی برای هیچ کدامشان وجود ندارد. اگرچه در میان بردگان کودکمآبِ ساختۀ دولتهای مدرن، چنین چیزی طرفدار دارد، آدم در مواجهه با آن انگشت به دهان میماند. لابد از خودتان میپرسید عجماوغلو در کدام سیاره زندگی میکند؟
پاسخ: سیارهای که در آن آکادمی سوئدی کاملاً طرفدار نهادگراییِ موجود در نظریات اقتصاددانان متوسط است.
◽️@utfinance◽️
#نوبل_اقتصاد
#مک_کلاسکی
#دیردره_مککلاسکی
👤 دیردره نانسن مککلاسکی
اکتبر ۲۰۲۴
✍ ترجمۀ مسعود یوسفحصیرچین
https://t.me/yusefmasoud
اکتبر ۲۰۲۴، دارون عجماوغلوی ترک-آمریکایی برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد شد. دو برندۀ دیگر این جایزه همکارانش، سیمون جانسون اقتصاددان و دانشمند علوم سیاسی، جیمز رابینسون، هستند. برنده شدن هیچ کدامشان ضرورتی نداشت. لطف آکادمی سوئدی است که با این کارش شادی بیشتری به وجود آورد. و برای ترکیه هم خوب است که جایزۀ نوبلی داشته باشد. اردوغان خوشش خواهد آمد چون درونمایۀ عجم اوغلو با رژیم کنونی این کشور جور درمیآید. بالا به پایین. هورا برای اربابان. دولت بزرگتر. آه که باشکوه است.
مقدر شده بود که #عجم_اوغلو بالاخره این جایزه را ببرد. بیست سال است که در نوشتههایش از دو ادعا دفاع میکند. یکی اینکه دولت کاملاً خردمند است. دیگری اینکه تنها چیزی که برای جامعهای خوب به آن نیاز داریم، نهادهایی مثل دیوان عالی، انتخابات و ساعت ثبت ورود و خروج در کارخانههاست. چنین نهادهایی کافی خواهند بود تا تضمین شود تصمیمات خوب دربارۀ آزادی بیان اِعمال میشوند، خردمندترین رهبران مانند لولا و بولسونارو به قدرت میرسند و کارگران همۀ کارخانههای برزیل همیشه سخت و هشت ساعت کار خواهند کرد، نه کمتر و نه بیشتر.
من به جایزۀ عجماوغلو واکنش نشان میدهم، همانطوری که به فاشیسم روزمرۀ دونالد ترامپ واکنش نشان میدهم. این جایزه از یک طرف ناراحتم کرد -میتوانم به کلی آدم دیگر فکر کنم، مثلاً ایزرائیل کرزنر یا آریو کلامر که شایستهتر از این اقتصاددان متوسط هستند. اما از طرف دیگر، غافلگیر نشدهام -این کمیته پیوسته جایزه را بابت آنچه امروز محبوب است، مانند اقتصاد رفتاری و نونهادگرایی، به دولتگراهای متوسط میدهد.
نظریهاش که با آنچه امروزه مردم دوست دارند حین حرکت در راه بردگی بشنوند جور درمیآید -که سیاست خوب بسیار ساده است و اربابان ما در انجام آن بسیار ماهرند. این نظریه کاری میکند که احساس امنیت کنیم، مانند کودکانی که منتظرند کسی به آنها غذا بدهد. ما در مقام فرد نیازی به اخلاقیات خوب، حرفهایگری یا آرمانهای والای سیاسی نداریم. دولت، در مقام بابا و مامان، مراقب این چیزهاست.
عجماوغلو عاشق دولت است. مثلاً دولت برزیل. او اخیراً عریضهای را در ستایش دیوان عالی برزیل امضا کرد -که احتمالاً دربارهاش شنیدهاید- که به آزادی بیان ایلان ماسک حمله کرد. ایلان احمق است، بحثی درش نیست. یک بار دیگر این مسئله را در حمایتش از ترامپ در انتخابات ایالات متحده نشان میدهد. اما هر چه که باشد، در یک جامعۀ آزاد، ثروتمندان میتوانند روزنامه و انتشارات کتاب و از این جور چیزها بخرند و نظرات احمقانه و غیرواقعی منتشر کنند.
عجماوغلو نظرات احمقانه و غیرواقعی خودش را چاپ میکند. مثلاً، او، همراه با جانسون، در کتابی ادعا کرد که «یارانههای دولتی برای توسعۀ فناوریهایی که بیشتر به سود جامعه باشند یکی از قدرتمندترین ابزارهای تغییر مسیر فناوری در یک اقتصاد بازاری هستند.» مانند اقتصاددانان رسماً چپگرایی مثل توماس پیکتی و ماریانا مازوکاتو که به شکل عجیبی اسمشان در نوشتههای عجماوغلو به چشم نمیخورد، او اقتصاد خصوصی را عمدتاً دارای نقص میداند و باور دارد دولت ایالات متحده یا برزیل بهترین درمان برای آن نقصهاست. هیچ مدرک علمی برای هیچ کدامشان وجود ندارد. اگرچه در میان بردگان کودکمآبِ ساختۀ دولتهای مدرن، چنین چیزی طرفدار دارد، آدم در مواجهه با آن انگشت به دهان میماند. لابد از خودتان میپرسید عجماوغلو در کدام سیاره زندگی میکند؟
پاسخ: سیارهای که در آن آکادمی سوئدی کاملاً طرفدار نهادگراییِ موجود در نظریات اقتصاددانان متوسط است.
◽️@utfinance◽️
#نوبل_اقتصاد
#مک_کلاسکی
#دیردره_مککلاسکی
Telegram
شرق وحشی
مسعود یوسف حصیرچین
بعضی از ترجمهها:
فرار از اردوگاه 14
رهبر عزیز
اتهام
آداب دیکتاتوری
خوردوخوراک دیکتاتورها
جمهوری خلق نسیان
ما هماهنگ شدهایم
درون اردوگاهها
مهیای رقصی در برف
چرا سوسیالیست نیستم
نظریههای منفیباف
اینستاگرام
instagram.com/masoud.yusef
بعضی از ترجمهها:
فرار از اردوگاه 14
رهبر عزیز
اتهام
آداب دیکتاتوری
خوردوخوراک دیکتاتورها
جمهوری خلق نسیان
ما هماهنگ شدهایم
درون اردوگاهها
مهیای رقصی در برف
چرا سوسیالیست نیستم
نظریههای منفیباف
اینستاگرام
instagram.com/masoud.yusef
❤27👍6👎3💔3
🖥 شمشیر دولبهٔ سوسیالیسم
🎙 امید اطهرینژاد
©️ یوتیوب آوای فلسفه
#سوسیالیسم با وعدهای جذاب آغاز میشود: برابری، #عدالت_اجتماعی و حمایت از اقشار ضعیف. اما آیا این وعدهها همیشه به نتایج مطلوب منتهی میشوند؟
در این ویدیو، با بررسی سیاستهای اقتصادی #ظهران_ممدانی در نیویورک، اندیشههای #فریدریش_هایک در کتاب «#راه_بردگی» و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی فرانسه، به لبهٔ پنهان شمشیر سوسیالیسم میپردازیم: پیامدهای ناخواستهٔ مداخلهٔ دولت، تضعیف انگیزههای اقتصادی و تقابل میان حقوق فردی و مسئولیتهای اجتماعی.
آیا میتوان به نام #عدالت، #آزادی و #رفاه نسلهای آینده را به خطر انداخت؟
◽️@utfinance◽️
🎙 امید اطهرینژاد
©️ یوتیوب آوای فلسفه
#سوسیالیسم با وعدهای جذاب آغاز میشود: برابری، #عدالت_اجتماعی و حمایت از اقشار ضعیف. اما آیا این وعدهها همیشه به نتایج مطلوب منتهی میشوند؟
در این ویدیو، با بررسی سیاستهای اقتصادی #ظهران_ممدانی در نیویورک، اندیشههای #فریدریش_هایک در کتاب «#راه_بردگی» و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی فرانسه، به لبهٔ پنهان شمشیر سوسیالیسم میپردازیم: پیامدهای ناخواستهٔ مداخلهٔ دولت، تضعیف انگیزههای اقتصادی و تقابل میان حقوق فردی و مسئولیتهای اجتماعی.
آیا میتوان به نام #عدالت، #آزادی و #رفاه نسلهای آینده را به خطر انداخت؟
◽️@utfinance◽️
YouTube
فریدریش هایک - شمشیر دولبهٔ سوسیالیسم
سوسیالیسم با وعدهای جذاب آغاز میشود: برابری، عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار ضعیف. اما آیا این وعدهها همیشه به نتایج مطلوب منتهی میشوند؟
در این ویدیو، با بررسی سیاستهای اقتصادی ظهران ممدانی در نیویورک، اندیشههای فریدریش هایک در کتاب «راه بردگی» و بحرانهای…
در این ویدیو، با بررسی سیاستهای اقتصادی ظهران ممدانی در نیویورک، اندیشههای فریدریش هایک در کتاب «راه بردگی» و بحرانهای…
❤10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 دنده معکوس لندن؛ از تاچریسم تا منچستریسم
📌مارگارت تاچر بریتانیا را در سال ۱۹۷۹، در شرایطی از تورم بالا، اعتصابهای گسترده، بیکاری و رشد ضعیف، تحویل گرفت و با اجرای مجموعهای از سیاستهای اقتصادی که بعدها «تاچریسم» نام گرفت، تلاش کرد نقش دولت و اتحادیههای کارگری را کاهش دهد، تورم را مهار کند، مالیات بر درآمدهای بالا را پایین بیاورد و اقتصاد را به سمت بازار آزاد سوق دهد.
📌چهار دهه بعد، بریتانیا با مشکلی متفاوت روبهروست: بدهی عمومی بسیار بالاتر، هزینه سنگین بهره و رشد اقتصادی ضعیفتر؛ در نتیجه، بازار اوراق قرضه به محدودیتی جدی برای سیاستهای دولت تبدیل شده است.
📌اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، خود را منتقد جدی میراث تاچر معرفی میکند و خواهان نقش فعالتر دولت، کنترل عمومی بیشتر بر برخی خدمات و صنعتیسازی مجدد است و به دنبال معکوس کردن روند تاچریسم است.
📌 او الگوی «منچستریسم» را مطرح میکند که بر واگذاری قدرت از لندن به شهرها و مناطق، تقویت دولت محلی و سرمایهگذاری در خدمات عمومی تأکید دارد. بااینحال، اجرای این برنامه با محدودیت مالی جدی روبهروست.
@EconPolicyFa
📌مارگارت تاچر بریتانیا را در سال ۱۹۷۹، در شرایطی از تورم بالا، اعتصابهای گسترده، بیکاری و رشد ضعیف، تحویل گرفت و با اجرای مجموعهای از سیاستهای اقتصادی که بعدها «تاچریسم» نام گرفت، تلاش کرد نقش دولت و اتحادیههای کارگری را کاهش دهد، تورم را مهار کند، مالیات بر درآمدهای بالا را پایین بیاورد و اقتصاد را به سمت بازار آزاد سوق دهد.
📌چهار دهه بعد، بریتانیا با مشکلی متفاوت روبهروست: بدهی عمومی بسیار بالاتر، هزینه سنگین بهره و رشد اقتصادی ضعیفتر؛ در نتیجه، بازار اوراق قرضه به محدودیتی جدی برای سیاستهای دولت تبدیل شده است.
📌اندی برنهام، نخستوزیر بریتانیا، خود را منتقد جدی میراث تاچر معرفی میکند و خواهان نقش فعالتر دولت، کنترل عمومی بیشتر بر برخی خدمات و صنعتیسازی مجدد است و به دنبال معکوس کردن روند تاچریسم است.
📌 او الگوی «منچستریسم» را مطرح میکند که بر واگذاری قدرت از لندن به شهرها و مناطق، تقویت دولت محلی و سرمایهگذاری در خدمات عمومی تأکید دارد. بااینحال، اجرای این برنامه با محدودیت مالی جدی روبهروست.
@EconPolicyFa
❤5👍1
📄 پنجاهونهمین سالگرد کشته شدن چگوارا
👤 محمد الف
دقیقا ۵۹ سال پیش در این روز #چگوارا کشته شد.
اگر او را از این تیشرتهای نوجوان پسند، پوسترهای اتاق خواب و خالکوبیهای روی بازو کنار بگذاریم، چگوارا هیولایی بود که هیچ محدودیت و مرزی در خشونت و خونریزی در راه انقلاب و آرمانها برایش معنا نداشت.
در آن روزهای شور انقلابی اوایل دهه ۶۰ #ژان_پل_سارتر و #سیمون_دوبوار هم برای دیدن ماه عسل انقلاب به #کوبا رفته بودند و چگوارا برای سیگار برگشان فندک میزد.
سیمون دوبوار که انگار مجذوب کاریزمای چگوارا شده بود و سر از پا نمیشناخت بعد از بازگشت به فرانسه در وصف انقلاب کوبا گفته بود «بالخره برای اولین بار در زندگیمان شاهد خوشبختیای بودیم که از طریق خشونت به دست آمده بود.»
یک بار هم نشد که روشنفکر از خودش بپرسد خب چه تضمینی هست که این خشونتی که اکنون اینطور ستایشش میکنی را فردا علیه مردم و مخالفان کنونی انقلاب به کار نبرند که بردند و نتیجه انقلاب کوبا را هم که امروز بعد از دههها میشود دید.
#سارتر بعد از مرگ او گفته بود «معتقدم که چگوارا نه فقط یک روشنفکر که اصلا کاملترین نمونه انسان عصر ما بود.»
سارتر و دوبوار که #روشنفکر بودند و برایشان فرش قرمز بود که پهن میشد نتایج ترسناک آرمانهای قشنگ در انقلابهای معاصرشان و در راس آنها روی کار آمدن کمونیستها در #شوروی را ندیده بودند که دیده بودند اما وقتی همه چیز در #ایدئولوژی خلاصه میشود، داوری منطق دیگر وجود ندارد و فرد به جای سنجش اعمال قدرت با متر و معیار مشخصی و نه فقط #اخلاق، همه چیز را با وعده یک آینده آرمانی توجیه میکند.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد الف
دقیقا ۵۹ سال پیش در این روز #چگوارا کشته شد.
اگر او را از این تیشرتهای نوجوان پسند، پوسترهای اتاق خواب و خالکوبیهای روی بازو کنار بگذاریم، چگوارا هیولایی بود که هیچ محدودیت و مرزی در خشونت و خونریزی در راه انقلاب و آرمانها برایش معنا نداشت.
در آن روزهای شور انقلابی اوایل دهه ۶۰ #ژان_پل_سارتر و #سیمون_دوبوار هم برای دیدن ماه عسل انقلاب به #کوبا رفته بودند و چگوارا برای سیگار برگشان فندک میزد.
سیمون دوبوار که انگار مجذوب کاریزمای چگوارا شده بود و سر از پا نمیشناخت بعد از بازگشت به فرانسه در وصف انقلاب کوبا گفته بود «بالخره برای اولین بار در زندگیمان شاهد خوشبختیای بودیم که از طریق خشونت به دست آمده بود.»
یک بار هم نشد که روشنفکر از خودش بپرسد خب چه تضمینی هست که این خشونتی که اکنون اینطور ستایشش میکنی را فردا علیه مردم و مخالفان کنونی انقلاب به کار نبرند که بردند و نتیجه انقلاب کوبا را هم که امروز بعد از دههها میشود دید.
#سارتر بعد از مرگ او گفته بود «معتقدم که چگوارا نه فقط یک روشنفکر که اصلا کاملترین نمونه انسان عصر ما بود.»
سارتر و دوبوار که #روشنفکر بودند و برایشان فرش قرمز بود که پهن میشد نتایج ترسناک آرمانهای قشنگ در انقلابهای معاصرشان و در راس آنها روی کار آمدن کمونیستها در #شوروی را ندیده بودند که دیده بودند اما وقتی همه چیز در #ایدئولوژی خلاصه میشود، داوری منطق دیگر وجود ندارد و فرد به جای سنجش اعمال قدرت با متر و معیار مشخصی و نه فقط #اخلاق، همه چیز را با وعده یک آینده آرمانی توجیه میکند.
◽️@utfinance◽️
👌25❤2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 میرسلیم:
چه کسی گفته نفت ایران متعلق به مردم ایران است؟ نفت ایران مال مردم نیست، نفت انفال است و متعلق به خدا و پیامبر است.
◽️@utfinance◽️
چه کسی گفته نفت ایران متعلق به مردم ایران است؟ نفت ایران مال مردم نیست، نفت انفال است و متعلق به خدا و پیامبر است.
◽️@utfinance◽️
🤬93👏4👍2❤1👎1😢1
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻رشد اقتصادی از کجا میآید؟ | در ماشین اقتصاد، موتور حرکت و رشد، «بنگاه» است | دولت، داور بازی است نه بازیکن!
🔹️اقتصاددانان همواره درباره اهمیت رشد اقتصادی صحبت میکنند. همچنین در اخبار، رسانهها، برنامههای تلویزیونی، تحلیلهای روزمره و اظهار نظر مقامات دولتی یا نمایندگان مجلس میشنویم که «دولت باید رشد اقتصادی ایجاد کند»، «دولت باید چرخ تولید را به حرکت درآورد» یا «سیاستهای اقتصادی دولت باید منجر به افزایش تولید و اشتغال شود».
🔹️این جملات آنقدر تکرار شدهاند که گویی دولت میتواند تولید را افزایش دهد و رشد اقتصادی ایجاد کند. این باور به قدری در اذهان عمومی ریشه دوانده که هرگاه رکودی پیش میآید یا سفره مردم کوچکتر میشود، انگشت اتهام به سوی کمکاری، بیبرنامگی یا ترک فعل دولتها در «ایجاد رشد و تولید و اشتغال» اشاره میرود.
🔹️اما از دید علم اقتصاد، دولتها نه توانایی ایجاد رشد اقتصادی را دارند و نه اساساً دولت منشأ و جایگاه رشد اقتصاد است. منشأ واقعی، جایگاه اصلی و موتور محرک رشد اقتصادی، جایی نیست جز «بنگاه اقتصادی» و ساختارِ پویای تصمیمگیریهای فردی و کارآفرینانه.
⬅️ گزارش کامل
@EghtesadNews_com
🔹️اقتصاددانان همواره درباره اهمیت رشد اقتصادی صحبت میکنند. همچنین در اخبار، رسانهها، برنامههای تلویزیونی، تحلیلهای روزمره و اظهار نظر مقامات دولتی یا نمایندگان مجلس میشنویم که «دولت باید رشد اقتصادی ایجاد کند»، «دولت باید چرخ تولید را به حرکت درآورد» یا «سیاستهای اقتصادی دولت باید منجر به افزایش تولید و اشتغال شود».
🔹️این جملات آنقدر تکرار شدهاند که گویی دولت میتواند تولید را افزایش دهد و رشد اقتصادی ایجاد کند. این باور به قدری در اذهان عمومی ریشه دوانده که هرگاه رکودی پیش میآید یا سفره مردم کوچکتر میشود، انگشت اتهام به سوی کمکاری، بیبرنامگی یا ترک فعل دولتها در «ایجاد رشد و تولید و اشتغال» اشاره میرود.
🔹️اما از دید علم اقتصاد، دولتها نه توانایی ایجاد رشد اقتصادی را دارند و نه اساساً دولت منشأ و جایگاه رشد اقتصاد است. منشأ واقعی، جایگاه اصلی و موتور محرک رشد اقتصادی، جایی نیست جز «بنگاه اقتصادی» و ساختارِ پویای تصمیمگیریهای فردی و کارآفرینانه.
⬅️ گزارش کامل
@EghtesadNews_com
❤9👌2
Forwarded from اکان پالیسی EconPolicy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 وقتی موشکها و پهپادهای جتموتور مزارع را در هم میکوبند؛ نانآور اروپا به زانو در میآید؟
📌بنادر دریای سیاه که یکی از شریانهای اصلی صادرات اوکراین بودند، هدف حملات مکرر قرار گرفته و تعطیل شدهاند؛ در نتیجه، مقادیر زیادی گندم، ذرت، جو و دیگر محصولات کشاورزی در انبارها انباشته شده و بدون امکان صادرات، محصولات فاسد میشود.
📌مسیر زمینی جایگزین نیز بسیار پرهزینه است و حتی تأمین هزینههایی مانند مالیات، سوخت و قطعات یدکی را برای کشاورزان دشوار میکند.
📌روسیه طی سه ماه گذشته حملات خود را افزایش داده و علاوه بر بنادر و انبارها، پستهای برق و دیگر زیرساختهای حیاتی را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. هدف این حملات، وارد کردن فشار مستقیم بر غیرنظامیان و تضعیف اقتصاد و اراده مردم است.
📌اوکراین برای مقابله با پهپادها از واحدهای رهگیر استفاده میکند. بااینحال، پهپادهای جدیدتر و سریعتر مجهز به موتور جت، دفاع هوایی را تحت فشار قرار دادهاند. با وجود این شرایط، مردم اودسا همچنان مقاوماند، اما نگرانی از سختترین زمستان جنگ همچنان پابرجاست.
@EconPolicyFa
📌بنادر دریای سیاه که یکی از شریانهای اصلی صادرات اوکراین بودند، هدف حملات مکرر قرار گرفته و تعطیل شدهاند؛ در نتیجه، مقادیر زیادی گندم، ذرت، جو و دیگر محصولات کشاورزی در انبارها انباشته شده و بدون امکان صادرات، محصولات فاسد میشود.
📌مسیر زمینی جایگزین نیز بسیار پرهزینه است و حتی تأمین هزینههایی مانند مالیات، سوخت و قطعات یدکی را برای کشاورزان دشوار میکند.
📌روسیه طی سه ماه گذشته حملات خود را افزایش داده و علاوه بر بنادر و انبارها، پستهای برق و دیگر زیرساختهای حیاتی را با موشک و پهپاد هدف قرار داده است. هدف این حملات، وارد کردن فشار مستقیم بر غیرنظامیان و تضعیف اقتصاد و اراده مردم است.
📌اوکراین برای مقابله با پهپادها از واحدهای رهگیر استفاده میکند. بااینحال، پهپادهای جدیدتر و سریعتر مجهز به موتور جت، دفاع هوایی را تحت فشار قرار دادهاند. با وجود این شرایط، مردم اودسا همچنان مقاوماند، اما نگرانی از سختترین زمستان جنگ همچنان پابرجاست.
@EconPolicyFa
👌5❤1👎1
Forwarded from اقتصادنیوز
🔻روکشِ نفتی بر سفرههای کوپنی؛ چرا اقتصاد دهه 60 الگوی مقاومت نیست؟ | آیا صفهای کوپن بدون دلارهای نفتی دوام میآوردند؟
🔹سفره مردم در سالهای جنگ تحمیلی نه به خاطر کارآمدی نظام توزیع کوپنی و سیاستهای کنترل قیمت، بلکه به برکت طلای سیاهی برپا بود که از دل زمین استخراج میشد و به دلارهای نفتی تبدیل میگشت
🔹همین دلارهای نفتی هنگفت بودند که به دولت اجازه دادند در چند سال نخست جنگ، نقش یک تولیدکننده و توزیعکننده بزرگ را ایفا کند. دولت با ارزی که از فروش نفت به دست میآورد، حجم عظیمی از کالاهای اساسی شامل گندم، برنج، روغن، شکر، دارو و مواد اولیه کارخانهها را از بازارهای جهانی خریداری میکرد و با نرخهای بسیار پایین و یارانهای در اختیار جامعه قرار میداد
🔹تفاوت بنیادی و حیاتی شرایط سال ۱۴۰۵ با سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی در یک واقعیت ساختاری نهفته است: «افول شدید درآمدهای نفتی و فقدان قدرت بازسازی ارزی
🔹الگوبرداری از دهه شصت بدون در نظر گرفتن درآمد نفتی ۲۰ میلیارد دلاری آن زمان، مانند ساختن یک سد عظیم بر روی رودی است که خشک شده است
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
🔹سفره مردم در سالهای جنگ تحمیلی نه به خاطر کارآمدی نظام توزیع کوپنی و سیاستهای کنترل قیمت، بلکه به برکت طلای سیاهی برپا بود که از دل زمین استخراج میشد و به دلارهای نفتی تبدیل میگشت
🔹همین دلارهای نفتی هنگفت بودند که به دولت اجازه دادند در چند سال نخست جنگ، نقش یک تولیدکننده و توزیعکننده بزرگ را ایفا کند. دولت با ارزی که از فروش نفت به دست میآورد، حجم عظیمی از کالاهای اساسی شامل گندم، برنج، روغن، شکر، دارو و مواد اولیه کارخانهها را از بازارهای جهانی خریداری میکرد و با نرخهای بسیار پایین و یارانهای در اختیار جامعه قرار میداد
🔹تفاوت بنیادی و حیاتی شرایط سال ۱۴۰۵ با سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی در یک واقعیت ساختاری نهفته است: «افول شدید درآمدهای نفتی و فقدان قدرت بازسازی ارزی
🔹الگوبرداری از دهه شصت بدون در نظر گرفتن درآمد نفتی ۲۰ میلیارد دلاری آن زمان، مانند ساختن یک سد عظیم بر روی رودی است که خشک شده است
⬅️ مشروح گزارش
بله | وبسایت | اینستاگرام
@EghtesadNews_com
❤8👌5👍1
📕 «در کارگاه تاریخ» منتشر شد
👤 احسان عزیزی
بالأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همانطور که انتظار میرفت وزارت حقیقت بخش چهارم کتاب تحت عنوان «جنبههایی از تاریخ مدرن یهودیت» را حذف کرد.
درباره این کتاب احتمالاً به طور صوتی یا تصویری سخن خواهم گفت. فعلاً در همین اندازه کفایت میکند که به مهمترین انگیزهام در انتخاب و ترجمهی این کتاب اشاره کنم.
همیشه برایم سؤال بود که چرا برخی فیلسوفان و متفکران غربی، بخصوص ساختارگرایان و پساساختارگرایان فرانسوی در ایران انقدر خریدار دارند و امثال #فوکو را از استاد دانشگاه تا دانشجوی تازه سر از تخم مدرسه درآورده ستایش میکنند! پاسخ این سؤال میتواند بخشی از گرایش ما برای ویران کردن مملکت طی یکصدسال اخیر را روشن کند.
وقتی با انتقادات اندیشمندان غربی نسبت به یکدیگر مواجه میشویم، وقتی میبینیم جریانهای فکری و سیاسی رقیب چگونه طرف مقابل را به حق و با استدلال نقد کردهاند، تازه پی میبریم که بسیاری از آدمها و تفکرات و مفاهیم رسماً در پاچهمان رفتهاند. #فوره جزو معدود متفکرانی است که خیلی رک و پوستکنده و همزمان با استدلال این جریانها و برجستهترین آدمها را نقد کرده است. مثلا #ژیژک، #باتای، #سارتر و ... در ایران همچون پیامبران روشنفکری ستایش میشوند، تقریباً تمامی آثارشان به فارسی ترجمه و منتشر شده، اما دریغ از اینکه از نقد رقبای فکری و سیاسی این آدمها در کشورشان مطلع باشیم.
وقتی با این جریانهای رقیب مواجه میشویم تازه پی میبریم که ما کجای این معادلات فکری و سیاسی بودهایم. که چگونه جریانهای روشنفکری و سیاسی در ایران طی نزدیک به صدسال اخیر بهنوعی بازی خوردهاند و رمهوار به دنبال مفاهیم و شخصیتها و جریانهای پر سروصدا ولی در حقیقت پوچگرا و خالی از راهحل برای ایران و ایرانی دویدهاند... سرتان را درد نیاورم، درباره این کتاب بعداً بیشتر صحبت میکنم، فعلاً بریدهای از مقدمه کتاب و برشهایی از کتاب را در ادامه میآورم و امیدوارم روز و روزگاری این کتاب بدون هیچ سرکوب و سانسوری منتشر شود.
«مجموعهی حاضر، گسترهای غنی از مقالات #فرانسوا_فوره را در بر میگیرد که باوجود تنوع موضوعی، همگی حول یک پرسش بنیادین و مهم میگردند: یک جامعه چگونه به درک تاریخی از خود دست مییابد؟
این مجموعه از تنازعات تئوریک و روششناختی فضای آکادمیک و روشنفکرانه در قرن بیستم تا بنیانهای ایدئولوژیک اروپای قرن هجدهم، و از تجربهی دموکراتیک در جهان امریکایی تا تحلیل مفاهیمی چون دموکراسی را در بر میگیرد؛ در نتیجه، کاوشی همهجانبه و درعینحال عمیقاً باریکبینانه در زمینهی تاریخنگاری، فرهنگ و اندیشهی سیاسی به دست میدهد.
این اثر در چهار بخش مجزا سامان یافته است که هریک همچون منشوری عمل میکنند و به بررسی رابطهی گستردهتر میان تاریخ و هویت جمعی از چشماندازی تازه میپردازد.... این کتاب نه صرفاً یک مجموعهی ساده از مقالات تاریخی، بلکه سفری روشنفکرانه و روشنگرانه است از کلاسهای درس پاریس به سالنهای اشرافی عصر روشنگری، و از جمهوریهای نوپای آمریکا تا پرسشهای بنیادین بقای یک قوم. فوره بهطرز هوشمندانه و قانعکنندهای استدلال میکند که تاریخ، وقایعنامهای ثابت از تاریخها و اعمال نیست، بلکه زبانی پویا، مناقشهبرانگیز و زنده است که جوامع از طریق آن، ارزشهای خود را تعریف میکنند، سلسلهمراتب خود را مشروعیت میبخشند و آیندهی خود را ترسیم میکنند.»
📌 ضمناً این کتاب را از طریق این لینک میتوانید تهیه کنید.
🆔 @EhsaneAzizi
◽️@utfinance◽️
👤 احسان عزیزی
بالأخره پس از دوسال کلنجار با این متن، این کتاب هم منتشر شد. اما متأسفانه همانطور که انتظار میرفت وزارت حقیقت بخش چهارم کتاب تحت عنوان «جنبههایی از تاریخ مدرن یهودیت» را حذف کرد.
درباره این کتاب احتمالاً به طور صوتی یا تصویری سخن خواهم گفت. فعلاً در همین اندازه کفایت میکند که به مهمترین انگیزهام در انتخاب و ترجمهی این کتاب اشاره کنم.
همیشه برایم سؤال بود که چرا برخی فیلسوفان و متفکران غربی، بخصوص ساختارگرایان و پساساختارگرایان فرانسوی در ایران انقدر خریدار دارند و امثال #فوکو را از استاد دانشگاه تا دانشجوی تازه سر از تخم مدرسه درآورده ستایش میکنند! پاسخ این سؤال میتواند بخشی از گرایش ما برای ویران کردن مملکت طی یکصدسال اخیر را روشن کند.
وقتی با انتقادات اندیشمندان غربی نسبت به یکدیگر مواجه میشویم، وقتی میبینیم جریانهای فکری و سیاسی رقیب چگونه طرف مقابل را به حق و با استدلال نقد کردهاند، تازه پی میبریم که بسیاری از آدمها و تفکرات و مفاهیم رسماً در پاچهمان رفتهاند. #فوره جزو معدود متفکرانی است که خیلی رک و پوستکنده و همزمان با استدلال این جریانها و برجستهترین آدمها را نقد کرده است. مثلا #ژیژک، #باتای، #سارتر و ... در ایران همچون پیامبران روشنفکری ستایش میشوند، تقریباً تمامی آثارشان به فارسی ترجمه و منتشر شده، اما دریغ از اینکه از نقد رقبای فکری و سیاسی این آدمها در کشورشان مطلع باشیم.
وقتی با این جریانهای رقیب مواجه میشویم تازه پی میبریم که ما کجای این معادلات فکری و سیاسی بودهایم. که چگونه جریانهای روشنفکری و سیاسی در ایران طی نزدیک به صدسال اخیر بهنوعی بازی خوردهاند و رمهوار به دنبال مفاهیم و شخصیتها و جریانهای پر سروصدا ولی در حقیقت پوچگرا و خالی از راهحل برای ایران و ایرانی دویدهاند... سرتان را درد نیاورم، درباره این کتاب بعداً بیشتر صحبت میکنم، فعلاً بریدهای از مقدمه کتاب و برشهایی از کتاب را در ادامه میآورم و امیدوارم روز و روزگاری این کتاب بدون هیچ سرکوب و سانسوری منتشر شود.
«مجموعهی حاضر، گسترهای غنی از مقالات #فرانسوا_فوره را در بر میگیرد که باوجود تنوع موضوعی، همگی حول یک پرسش بنیادین و مهم میگردند: یک جامعه چگونه به درک تاریخی از خود دست مییابد؟
این مجموعه از تنازعات تئوریک و روششناختی فضای آکادمیک و روشنفکرانه در قرن بیستم تا بنیانهای ایدئولوژیک اروپای قرن هجدهم، و از تجربهی دموکراتیک در جهان امریکایی تا تحلیل مفاهیمی چون دموکراسی را در بر میگیرد؛ در نتیجه، کاوشی همهجانبه و درعینحال عمیقاً باریکبینانه در زمینهی تاریخنگاری، فرهنگ و اندیشهی سیاسی به دست میدهد.
این اثر در چهار بخش مجزا سامان یافته است که هریک همچون منشوری عمل میکنند و به بررسی رابطهی گستردهتر میان تاریخ و هویت جمعی از چشماندازی تازه میپردازد.... این کتاب نه صرفاً یک مجموعهی ساده از مقالات تاریخی، بلکه سفری روشنفکرانه و روشنگرانه است از کلاسهای درس پاریس به سالنهای اشرافی عصر روشنگری، و از جمهوریهای نوپای آمریکا تا پرسشهای بنیادین بقای یک قوم. فوره بهطرز هوشمندانه و قانعکنندهای استدلال میکند که تاریخ، وقایعنامهای ثابت از تاریخها و اعمال نیست، بلکه زبانی پویا، مناقشهبرانگیز و زنده است که جوامع از طریق آن، ارزشهای خود را تعریف میکنند، سلسلهمراتب خود را مشروعیت میبخشند و آیندهی خود را ترسیم میکنند.»
📌 ضمناً این کتاب را از طریق این لینک میتوانید تهیه کنید.
🆔 @EhsaneAzizi
◽️@utfinance◽️
❤8👍1
📄 دموکراسی آدم بزرگها
👤 دیردره مککلاسکی
✍ ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
خوزه و ماری دوقلوهای ۳ سالهای هستند. ماری با عروسکی بازی میکند که خوزه دلش میخواهد آن را بگیرد و مدام به گوشهوکنار اتاق پرت کند. صرفاً از سر تفریح و سرخوشی. خوزه میگوید: «عروسک رو بده به من!» ماری میگوید: «نه!» او به مامان رو میکند و میگوید: «مامان، ماری را مجبور کن اون رو بده به من!» مامان میگوید: «نه خوزه، اون عروسک ماریه.» خوزه در آستانۀ این است که صرفاً عروسک را بقاپد، اما راه دیگری به ذهنش میرسد: «ماری، اگه عروسکت رو بدی باهاش بازی کنم، منم کامیونم رو میدم بازی کنی.» ماری قبول میکند و بازی با آرامش ادامه مییابد.
مقصود این است که دزدی یک شهروند از شهروندی دیگر کاری ناپسند است. دست به دامن دولت شدن برای اینکه از شهروندی بدزدد و به دیگری بدهد نیز کاری ناپسند است. پس چه چیزی خوب است؟ مبادلۀ داوطلبانه.
چگونه میتوان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچههای ۳ ساله.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👤 دیردره مککلاسکی
✍ ترجمه: مسعود یوسفحصیرچین
خوزه و ماری دوقلوهای ۳ سالهای هستند. ماری با عروسکی بازی میکند که خوزه دلش میخواهد آن را بگیرد و مدام به گوشهوکنار اتاق پرت کند. صرفاً از سر تفریح و سرخوشی. خوزه میگوید: «عروسک رو بده به من!» ماری میگوید: «نه!» او به مامان رو میکند و میگوید: «مامان، ماری را مجبور کن اون رو بده به من!» مامان میگوید: «نه خوزه، اون عروسک ماریه.» خوزه در آستانۀ این است که صرفاً عروسک را بقاپد، اما راه دیگری به ذهنش میرسد: «ماری، اگه عروسکت رو بدی باهاش بازی کنم، منم کامیونم رو میدم بازی کنی.» ماری قبول میکند و بازی با آرامش ادامه مییابد.
مقصود این است که دزدی یک شهروند از شهروندی دیگر کاری ناپسند است. دست به دامن دولت شدن برای اینکه از شهروندی بدزدد و به دیگری بدهد نیز کاری ناپسند است. پس چه چیزی خوب است؟ مبادلۀ داوطلبانه.
چگونه میتوان دموکراسی را با لیبرالیسم آشتی داد؟ باید بزرگ شد. به بزرگسالانی بااخلاق بدل شوید، نه بچههای ۳ ساله.
🔗 ادامه را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👍13👎2👌1
◽️ انتشارات روزنه
◽️ انتشارات فراهم
◽️ انتشارات اگر
◽️ انتشارات دنیای اقتصاد
◽️ انتشارات آماره
همگی کتاب «چه بر سر لیبرال دموکراسی آمد؟» نوشته دارون عجم اوغلو را ترجمه و در دست انتشار دارند. تا امروز سه ترجمه به بازار آمده و دو ترجمه دیگر در راه است.
◽️ سؤال جدی: در تفکر آشفته و التقاطی #عجماوغلو چه نکته جالب و ویژهای وجود دارد؟
◽️@utfinance◽️
◽️ انتشارات فراهم
◽️ انتشارات اگر
◽️ انتشارات دنیای اقتصاد
◽️ انتشارات آماره
همگی کتاب «چه بر سر لیبرال دموکراسی آمد؟» نوشته دارون عجم اوغلو را ترجمه و در دست انتشار دارند. تا امروز سه ترجمه به بازار آمده و دو ترجمه دیگر در راه است.
◽️ سؤال جدی: در تفکر آشفته و التقاطی #عجماوغلو چه نکته جالب و ویژهای وجود دارد؟
◽️@utfinance◽️
👌29👍4👎3❤1👏1
آزادیخواهی؛ نه چپ و نه راست
ایده مککلاسکی، هایک و میزس
👤 مرتضی کاظمی
بعد از انتشار یادداشتی با عنوان
"من آزادیخواه هستم؛ نه چپ و نه راست"
از طریق مسعود یوسفحصیرچین متوجه شدم علاوه بر فریدیش هایک، دیردره مککلاسکی، اقتصاددان و اندیشمند آمریکایی در کتاب
Why Liberalism Works
از توصیف مشابهی استفاده کرده است. این کتاب قرار است با ترجمه یوسفحصیرچین منتشر شود.
درباره یک مثلث
هایک و مککلاسکی هر دو از مثال مثلث برای توضیح تفاوت لیبرالیسم با چپ و راست استفاده کردهاند. من سعی کردم این مثلت را ترسیم کنم. در این مثلثی چپ و راست در دو سوی مقابل یکدیگر قرار دارند و آزادیخواهی در رأس بالای مثلث است؛ با این تفاوت که فاصله آزادیخواهی از راست کمتر از فاصله آن از چپ است.
آزادیخواهی یا لیبرالیسم کلاسیک با برخی مبانی اقتصادی راستگرایان مانند بازار آزاد و حق مالکیت نزدیکی بیشتری دارد اما نمیتوان آن را با راستگرایی یکسان دانست. راست طیف متنوعی از گرایشها را در بر میگیرد؛ از محافظهکاری سنتی تا ملیگرایی، پوپولیسم، راست رادیکال و Far Right که ترجمه رایج آن به «راست افراطی» به نظرم دقیق نیست.
ترامپ؛ بازار آزاد یا مداخله دولت؟
دونالد ترامپ از کاهش مالیات و مقرراتزدایی دفاع میکند اما همزمان تعرفههای سنگین وارداتی را برای حمایت از تولید داخلی به کار میگیرد. تعرفهها نمونهای از مداخله دولت در تجارت هستند که انتخاب مصرفکنندگان و بنگاهها را محدود میکنند. مککلاسکی در کتابش از گرایش اقتدارگرایانهای انتقاد میکند که به نظر او در محافظهکاری آمریکا و بهویژه تسلط ترامپ بر حزب جمهوریخواه آشکار شده است.
اوربان؛ ملیگرایی و دولت مداخلهگر
ویکتور اوربان در مجارستان نمونه دیگری است. دولت او بر هویت ملی و ارزشهای سنتی تأکید کرده و در اقتصاد نیز از ابزارهایی مانند سقف قیمتها و مالیاتهای ویژه استفاده کرده است. سیاستهای او درباره رسانههای مستقل، نهادهای مدنی و حقوق برخی اقلیتها نیز با انتقاداتی روبهرو شده است. خلاصه اینکه راستِ ملیگرا میتواند در برخی حوزهها از بازار حمایت کند اما در حوزههای دیگر خواهان مداخله گسترده دولت باشد.
هایک؛ چرا آزادیخواهی با محافظهکاری یکی نیست؟
فریدریش هایک در مقاله مشهور چرا محافظهکار نیستم توضیح میدهد که اتحاد مقطعی آزادیخواهان با محافظهکاران به معنای یکسان بودن مبانی فکری آنها نیست. او قرار دادن سوسیالیستها در چپ، محافظهکاران در راست و لیبرالها در میانه را تصویری گمراهکننده میداند و او نیز از مثلث برای توضیح تفاوت این سه جریان استفاده میکند.
لودویگ فون میزس نیز خود را لیبرال کلاسیک میدانست و از آزادی اقتصادی، حقمالکیت و تجارت آزاد دفاع میکرد. نکته مهم اینکه میزس حتی اگر فردی از نظر فرهنگی محافظهکار باشد لزوماً خواهان تحمیل ارزشهای خود از طریق دولت نیست. معیار آزادیخواهی را باید در نگرش او به حدود قدرت دولت جستوجو کرد.
پرسش اصلی؛ دولت تا کجا اختیار دارد؟
ممکن است یک فرد چپگرا خواهان دخالت دولت برای تحقق برابری و یک فرد راستگرا خواهان دخالت دولت برای حفظ سنتها و ارزشهای مورد قبول خود باشد. اختلاف آنها بر سر اهداف دخالت دولت است؛ اما یک فرد آزادیخواه پیش از هر چیز درباره حدود این دخالت سؤال میکند.
پرسش بنیادین آزادیخواهی این نیست که دولت چه اهدافی را دنبال کند؛ بلکه این است که قدرت دولت تا کجا باید محدود باشد.
🆔http://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
ایده مککلاسکی، هایک و میزس
👤 مرتضی کاظمی
بعد از انتشار یادداشتی با عنوان
"من آزادیخواه هستم؛ نه چپ و نه راست"
از طریق مسعود یوسفحصیرچین متوجه شدم علاوه بر فریدیش هایک، دیردره مککلاسکی، اقتصاددان و اندیشمند آمریکایی در کتاب
Why Liberalism Works
از توصیف مشابهی استفاده کرده است. این کتاب قرار است با ترجمه یوسفحصیرچین منتشر شود.
درباره یک مثلث
هایک و مککلاسکی هر دو از مثال مثلث برای توضیح تفاوت لیبرالیسم با چپ و راست استفاده کردهاند. من سعی کردم این مثلت را ترسیم کنم. در این مثلثی چپ و راست در دو سوی مقابل یکدیگر قرار دارند و آزادیخواهی در رأس بالای مثلث است؛ با این تفاوت که فاصله آزادیخواهی از راست کمتر از فاصله آن از چپ است.
آزادیخواهی یا لیبرالیسم کلاسیک با برخی مبانی اقتصادی راستگرایان مانند بازار آزاد و حق مالکیت نزدیکی بیشتری دارد اما نمیتوان آن را با راستگرایی یکسان دانست. راست طیف متنوعی از گرایشها را در بر میگیرد؛ از محافظهکاری سنتی تا ملیگرایی، پوپولیسم، راست رادیکال و Far Right که ترجمه رایج آن به «راست افراطی» به نظرم دقیق نیست.
ترامپ؛ بازار آزاد یا مداخله دولت؟
دونالد ترامپ از کاهش مالیات و مقرراتزدایی دفاع میکند اما همزمان تعرفههای سنگین وارداتی را برای حمایت از تولید داخلی به کار میگیرد. تعرفهها نمونهای از مداخله دولت در تجارت هستند که انتخاب مصرفکنندگان و بنگاهها را محدود میکنند. مککلاسکی در کتابش از گرایش اقتدارگرایانهای انتقاد میکند که به نظر او در محافظهکاری آمریکا و بهویژه تسلط ترامپ بر حزب جمهوریخواه آشکار شده است.
اوربان؛ ملیگرایی و دولت مداخلهگر
ویکتور اوربان در مجارستان نمونه دیگری است. دولت او بر هویت ملی و ارزشهای سنتی تأکید کرده و در اقتصاد نیز از ابزارهایی مانند سقف قیمتها و مالیاتهای ویژه استفاده کرده است. سیاستهای او درباره رسانههای مستقل، نهادهای مدنی و حقوق برخی اقلیتها نیز با انتقاداتی روبهرو شده است. خلاصه اینکه راستِ ملیگرا میتواند در برخی حوزهها از بازار حمایت کند اما در حوزههای دیگر خواهان مداخله گسترده دولت باشد.
هایک؛ چرا آزادیخواهی با محافظهکاری یکی نیست؟
فریدریش هایک در مقاله مشهور چرا محافظهکار نیستم توضیح میدهد که اتحاد مقطعی آزادیخواهان با محافظهکاران به معنای یکسان بودن مبانی فکری آنها نیست. او قرار دادن سوسیالیستها در چپ، محافظهکاران در راست و لیبرالها در میانه را تصویری گمراهکننده میداند و او نیز از مثلث برای توضیح تفاوت این سه جریان استفاده میکند.
لودویگ فون میزس نیز خود را لیبرال کلاسیک میدانست و از آزادی اقتصادی، حقمالکیت و تجارت آزاد دفاع میکرد. نکته مهم اینکه میزس حتی اگر فردی از نظر فرهنگی محافظهکار باشد لزوماً خواهان تحمیل ارزشهای خود از طریق دولت نیست. معیار آزادیخواهی را باید در نگرش او به حدود قدرت دولت جستوجو کرد.
پرسش اصلی؛ دولت تا کجا اختیار دارد؟
ممکن است یک فرد چپگرا خواهان دخالت دولت برای تحقق برابری و یک فرد راستگرا خواهان دخالت دولت برای حفظ سنتها و ارزشهای مورد قبول خود باشد. اختلاف آنها بر سر اهداف دخالت دولت است؛ اما یک فرد آزادیخواه پیش از هر چیز درباره حدود این دخالت سؤال میکند.
پرسش بنیادین آزادیخواهی این نیست که دولت چه اهدافی را دنبال کند؛ بلکه این است که قدرت دولت تا کجا باید محدود باشد.
🆔http://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
Telegram
مرتضی کاظمی
من آزادیخواه هستم؛
نه چپ و نه راست.
🔹 اما فرق راست با آزادیخواهی چیست؟
راست و چپ، با همه تفاوتهایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث میکنند که دولت چه باید بکند.
🔹 آزادیخواهی از سؤال دیگری شروع میکند:
دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟
ممکن…
نه چپ و نه راست.
🔹 اما فرق راست با آزادیخواهی چیست؟
راست و چپ، با همه تفاوتهایشان، هر دو در یک چارچوب سیاسی درباره این بحث میکنند که دولت چه باید بکند.
🔹 آزادیخواهی از سؤال دیگری شروع میکند:
دولت تا کجا باید اختیار داشته باشد؟
ممکن…
👍10❤6👎5
Forwarded from راست
بزرگداشت حافظ.docx
22.3 KB
امروز، روز بزرگداشت حافظ شیرازی، لسانالغیب، است.
به همین مناسبت، متنی از دکتر مرتضی مردیها دربارهٔ زمینههای فکری و سیاسی-اجتماعی حافظ، برگرفته از کتاب «باغ اپیکور»، در کانال قرار میگیرد. این متن ارزش خواندن دارد؛ بخش کوتاهی از آن نیز پیشتر در بخش «ایران» نشریهٔ دوم، با عنوان «شاعران پارسی و اندیشهٔ سیاسی»، منتشر شده است:
مطالعهٔ مطلب
همچنین، ۹ قسمت از مجموعهویدیوهای استاد مردیها با عنوان «حافظ یا سعدی» در کانال قرار میگیرد. فهرست کامل ویدیوها را از این پیوند میتوانید ببینید: «حافظ یا سعدی»
------
#حافظ_شیرازی
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
به همین مناسبت، متنی از دکتر مرتضی مردیها دربارهٔ زمینههای فکری و سیاسی-اجتماعی حافظ، برگرفته از کتاب «باغ اپیکور»، در کانال قرار میگیرد. این متن ارزش خواندن دارد؛ بخش کوتاهی از آن نیز پیشتر در بخش «ایران» نشریهٔ دوم، با عنوان «شاعران پارسی و اندیشهٔ سیاسی»، منتشر شده است:
مطالعهٔ مطلب
همچنین، ۹ قسمت از مجموعهویدیوهای استاد مردیها با عنوان «حافظ یا سعدی» در کانال قرار میگیرد. فهرست کامل ویدیوها را از این پیوند میتوانید ببینید: «حافظ یا سعدی»
------
#حافظ_شیرازی
#مرتضی_مردیها
@RastMag | راست
❤24👍1👎1