Finance & Economics
12.6K subscribers
1.69K photos
945 videos
1.15K files
3.15K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
🔴 مصوبات امروز مجلس:

1️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای هرگونه همکاری علمی با دانشگاه ها، موسسات و سازمانهای خارجی که وزارت اطلاعات تایید نکند
.

2️⃣ ۵ تا ۱۰ سال زندان برای برگزارکنندگان دوره‌ها، کلاس‌ها یا کارگاه‌های آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگارند؛ ۶ ماه تا ۲ سال زندان هم برای شرکت در این دوره‌ها.

3️⃣ محرومیت مادام‌ العمر برای تولید یا کارگردانی فیلم، مستند، تئاتر، موسیقی و کتابی که مروج فرهنگ ضد اسلامی باشد یا چهره سیاه از کشور نشان دهد.

4️⃣ ۳۰ سال زندان برای پیشنهادات سیاستی یا تقنینی یا اجرایی به نهادهای حاکمیتی و دولتی که برخلاف مصالح اساسی نظام است یا آرای مردم را ‌به نفع گروه یا جریان خاصی جهت‌دهی کند.

5️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای مصاحبه، شرکت در گفت‌و‌گو یا هرگونه ارتباط با رسانه‌های آمریکایی یا رسانه‌هایی که آمریکا آن‌ها را تأمین مالی می‌کند.
(مصاحبه با رسانه‌های خارجی منوط به اطلاع‌رسانی به وزارت اطلاعات است.)

6️⃣ ۶ ماه تا ۲ سال زندان برای ارتباط با سفارتخانه‌ها و نهاد‌های غیر ایرانی در داخل یا خارج، بدون اخذ مجوز کتبی از وزارت خارجه.

◽️@utfinance◽️
🤬50👌4😱21🔥1💔1
◽️ رویداد

📚 گفت‌وگو دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی»
/سیری در جهان اندیشه پیرامون مِکنَت و عُسرَت/

👤 محمد طبیبیان
👤 حسین عبده‌تبریزی
👤 فرهاد نیلی
👤 مرتضی کاظمی
👤 امیرحسین خالقی

اقتصاد فقط دربارهٔ اعداد، بازارها و شاخص‌های اقتصادی نیست؛ در بنیاد خود، با پرسش‌هایی دربارهٔ انسان، رفاه، فقر، ثروت و شیوهٔ زیستن او پیوند دارد.

در این نشست، دربارهٔ کتاب «اقتصاد از دیدگاه انسانی» و سیر اندیشه دربارهٔ مِکنَت و عُسرَت گفت‌وگو خواهیم کرد؛ روایتی از چگونگی شکل‌گیری و تحول نگاه انسان به ثروت، فقر و اقتصاد.

🗓 جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
🕔 ساعت ۱۷
📍 تهران، خیابان ولیعصر، بعد از باغ فردوس، کوچه کیارستمی، کوچه دلبر، پلاک ۹، کتابسرای راوی

◽️@utfinance◽️
👍71
🔷 سالروز کودتای ۲۵ امرداد

🔹 در چنین روزی در ۲۵ امرداد سال ۱۳۳۲، دکتر محمد مصدق با تحریک چتد نفر از اعضای تندروی کابینه‌اش با مخفی کردن فرمان برکناری‌اش از سوی شاه، پروژه کودتا و عزل شاه، برخلاف قانون اساسی را آغاز کرد.

🔹 کودتای ۲۵ امرداد، پس از سه روز جست و خیز در روز ۲۸ امرداد با عدم همراهی نیروهای مسلح و مردم با کودتاچیان، شکست خورد و به پایان رسید.


@tarikh_eghtesaad1
37👍20👎9
——

«کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه»

«استفاده از نیروهای مسلح از لحظه‌ای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود»

مقاله‌ای از شیدا باوند در فریدون

شیدا باوند - که نام مستعار نویسنده این مقاله است - در بخشی از مقاله در دلیل‌آوری برای ادعای محوری، کودتای مصدق علیه پادشاهی مشروطه، چنین می‌نویسد:

«تعریف کودتا اقدام نظامی از طرف نیروهای مسلح علیه دولت رسمی کشور است. مصداق واقعی این امر، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است که رضا‌خان میرپنج و سید ضیا‌ءالدین طباطبایی در رأس قوای قزاق وارد پایتخت شدند. سازمان‌های دولتی را در اختیار گرفتند و شاه را وا داشتند که فرمان نخست‌وزیری به نام سید ضیاء‌الدین صادر کند.

عزل مصدق با تعریف "کودتا" نمی‌خواند. مصدق خود دولت بود و نیروهای مسلح را در کنترل کامل خود داشت. اما استفاده از آن نیرو از لحظه‌ای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود و نظام منحصر به مقام سلطنت نبود، بلکه مجموعه‌ای از نهادهاست که همه لگد‌مال شدند:

قانون اساسی (که در آن اختیارات و مسئولیت‌های همه نهادها و شخص پادشاه به‌روشنی تعریف شده بود و مصدق با بی‌اعتنایی کامل به نص صریح قانون عمل کرد)، مجلسین (که‌ به طور غیرقانونی آن‌ها را منحل کرده بود)، قوه مجریه (که در تمام دوران نخست‌وزیری او به قوه مقننه تبدیل شده بود و قانون‌گذاری می‌کرد)؛ قوه قضاییه (که با برکناری قضات عالی‌رتبه و انتصاب قضات فرمانبر از دولت به ابزار دست دولت در پیشبرد اهداف و برنامه‌هایش تبدیل شده بود)».

-------
این مقاله را با عنوان «کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه» در «فریدون» بخوانید:

https://www.fereydoun.org/articles/sheida-bavand-60345

@fereydoun_magazine
👍27👎5
Finance & Economics
📄 شریعتی: از «شاندل» تا اصل ۴۴ قانون اساسی 👤 علی دینی ترکمانی صحبت‌های موسی غنی‌نژاد درباره‌ی علی شریعتی در هفته‌های اخیر به موضوع داغی در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد. وی با استناد به استفاده‌ی شریعتی از نام «پروفسور شاندل» در آثارش، وی را به شیادی علمی متهم…
📄 علی دینی‌ترکمانی و اصل ۴۴ قانون اساسی

👤 امیررضا عبدلی

به نظر می‌رسد مهم‌ترین نگرانی چپ‌ها و ملّی‌کن‌های حرفه‌ای، تأسیس هر سازمان سیاسی جدیدی است که چیزی مثل اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی نداشته باشد.

این اصل ساختمان عظیم و تودرتویی از فساد بنا کرده که در آن سفره رنگین رانت همیشه پهن است.
اگر بتوانید دربان دم در را قانع کنید که خودی هستید و وارد این ساختمان شوید، نانتان مادام‌العمر در روغن خواهد بود چون به عنوان مدیر، معاون، مشاور، رایزن، مسئول روابط عمومی یا ده‌ها نوع طفیلی دیگر تا پایان عمر از انواع مزایا و امتیازات پیدا و پنهان بهره‌مند می‌شوید و به دیگران فخر می‌فروشید، بی‌آن‌که زحمت خاصّی بکشید یا در معرض ریسکی قرار بگیرید.

دولت‌ها و رئیس دولت‌های مختلفی که بر سر کار می‌آیند چیزی بیش از مدیر این ساختمان نیستند. بنابراین حتی اگر هم لیبرال و نولیبرال باشند ( که نیستند، ولی پیره‌منتقدان لیبرالیسم هرگز از تکرار این دروغ شاخدار حیا نمی‌کنند) اختیاری برای برداشتن سقف و ستون‌ها و پی‌ریزی یک عمارت جدید ندارند.

شهادت می‌دهم که من هم اگر از خودی‌های ساکن این ساختمان بودم کوچکترین نقدی به این اصل، یا اندیشه و اخلاقیات باعث و بانیان این اصل را در حکم تیری می‌دیدم که به تخم چشمم شلیک شده باشد.

پی‌نوشت: از این درد بی درمان که هزار کار واجب را زمین می‌گذارم تا به سخنرانی‌ فرشاد مؤمنی گوش کنم یا نوشته‌های علی دینی ترکمانی را بخوانم به ستوه آمده‌ام.

🆔https://t.me/AmirrezaAbdolii

◽️@utfinance◽️
👍182👎1
Forwarded from ساسان آقایی
۲۵ امرداد: آغاز کودتای ۳ روزه‌ی مصدق

📜 #تاریخ_نگاری

روز ۲۵ امرداد، یادآور کودتای محمد مصدق علیه قانون اساسی‌ست.

او شامگاه ۲۵ امرداد ۳۲ فرمان انتصاب قانونی سرلشگر زاهدی به نخست‌وزیری و عزل خود از سوی شاه را دریافت کرد اما از اجرای فرمان سرباز زد و دستور بازداشت سرهنگ نصیری، مامور ابلاغ حکم و فرمانده گارد شاهنشاهی را داد. مصدق فرمان عزل خود را از مردم پنهان کرد و برخی از وزرای تندروی او، به شکل رسمی فرآیند انحلال حکومت را به اجرا گذارند. شاه برای آگاهی یافتن مردم از وخامت اوضاع و کودتای دولت، از کشور خارج شد که نگرانی گسترده‌ای در نزد مردم برانگیخت.

عمر حکومت کودتا اما تنها ۳ روز بود و در روز ۲۸ امرداد محمد مصدق که شیرازه‌ی امور از دستش خارج شده بود و کنترلی بر اوضاع نداشت و حزب توده را در آستانه‌ی کودتای دوم علیه خودش می‌دید، تسلیم شد و ساعت ۵ عصر ۲۸ امرداد، به شکل رسمی، رادیو خبر پایان عمر دولت کودتا را اعلام کرد.

✔️ @SasanAghaei
👍42👎101
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ۲۸ مرداد یک فرقه مذهبی شده است

👤 فریدون مجلسی

به اسم ملی کردن، مصادره کردند
به اسم مقاومت، صنعت نفت را تعطیل کردند

شوروی چون بازنده ۲۸ مرداد بود به پروپاگاندا ادامه می‌داد

◽️@utfinance◽️

#۲۸مرداد
#مصدق
#فریدون_مجلسی
👍42👎92
یک صفحه از کتاب ایران بین دو انقلاب
بخش نخست: نگاهی به جدول ساختار قومی

۱/۲

این نوشته قرار نبود اینقدر مفصل شود ولی در حین بررسی منابع به موارد و جزییاتی برخوردم که اشاره به آنها به نظرم مهم رسید. با این حال آنچه که در ابتدا مدنظرم بود را اینجا شرح می‌دهم و آن ریزه‌کاریها را منتقل می‌کنم به بخش دوم یادداشت که اگر مخاطبی وقت و حوصله خواندن کل نوشته را نداشت جان کلام را اینجا دریابد.
یرواند آبراهامیان کتاب مشهور و شناخته‌‌شده‌ای دارد به نام ایران بین دو انقلاب. این کتاب از منابع اصلی و کلاسیک مطالعه تاریخ ایران معاصر است. در دانشگاه‌های خارج از کشور می‌توان گفت اصلی‌ترین منبع است و در داخل نیز بسیار مطرح و مورد ارجاع. اگرچه که چندسالی است صداهای بسیاری در نقد این کتاب و به طورکلی در نقد روایتهای مسلط از تاریخ ایران معاصر شنیده می‌شود، اما همچنان تسلط گفتمانی به خصوص در فضای آکادمی با این دست روایتها است. بر منتقدان نیز خرده می‌گیرند که خب شما آن تاریخی را که فکر می‌کنید درست است بنویسید و کسی دست و پایتان را نبسته. بخشی از این نقد قابل درک است اما بخش دیگرش نه و صرف نوشتن و گفتن فضای برابری ایجاد نمی‌کند و دست بالای برخی نگاه‌ها به عوامل دیگری نیز مرتبط است. با این حال چاره‌ای جز نقد و بررسی و گفتگو نیست، بلکه بخشی از ماجراها را بتوان روشن کرد. نقد کتابی چون ایران بین دو انقلاب نیاز به پژوهش و صرف وقت فراوان دارد که نه بازه زمانی کتاب کار اصلی من است و نه متاسفانه وقت کافی برای بررسی موشکافانه دارم. با این حال چیزهایی اگر به ذهنم برسد و از پس نقدش بربیایم می‌نویسم.
در همان ابتدای کتاب جدولی ارائه شده از ساختار قومی‌ ایران که هدف این نوشته بررسی همین یک صفحه و منابع آن است. جایی که میان ترجمه فارسی و متن اصلی اختلافی نباشد من همان ترجمه فارسی را مبنا قرار می‌دهم و اینجا هم تصویر ترجمه فارسی را می‌گذارم.
عنوان جدول ساختار قومی ایران است که در دو بازه زمانی ۱۹۵۶ و ۱۸۵۰ بررسی شده. خود نویسنده در پاورقی اشاره کرده که در آمارهای داخلی ترکیب قومی جمعیت مشخص نیست و برآوردها تخمینی مبهم است که از منابع به دست آمده و در مورد سال ۱۸۵۰ نیز هیچ آماری از ترکیب قومی نیست و اعداد بر مبنای تخمین و نسبت به سال ۱۹۵۶ به دست آمده. بنابراین خود نویسنده معترف است که ما با آمار دقیق سروکار نداریم اما در همین تخمین هم بی‌دقتی‌ها و عددسازی‌هایی است که تا حدی به آن خواهم پرداخت.
مشکل اصلی اما تقسیم‌بندی این ساختار قومی است. آبراهامیان چهار دسته ایرانیان، ترک‌زبانان، عرب و غیر مسلمانان را به عنوان گروه‌های اصلی درنظر گرفته و بعد به زیرشاخه‌ها پرداخته. بی‌تعارف، این تقسیم‌بندی مزخرف محض است. تقسیمات قومی/اتنیکی با تمام نقدها و مشکلاتی که در تعاریف وجود دارد عمدتا بر پایه یک عامل مبنی بر یکی از عوامل ممیز یعنی زبان، هویت قومی، مذهب یا چیزهایی از این دست صورت می‌گیرد. این آش درهم آقای آبراهمیان به هیچکدام این عوامل متعهد نیست. اگر مبنا زبان است چرا غیرمسلمانان در تقسیمی جدا آمده‌اند؟ اگر مذهب است پس آن بخش مبتنی بر زبان چه می‌گوید؟ اگر مبنای گروه‌های زبانی است (که البته مبنایی اشتباه است) چرا مثلا عرب‌ها و آسوری‌ها که می‌توانستند در دسته زبانهای سامی کنار هم قرار بگیرند جدا آمده‌اند اما مثلا ترکمن و آذری یا گیلک و بلوچ زیر دسته یک گروه قرار گرفته‌اند؟
بدترین بخش این تقسیم‌بندی همان گروه اول است یعنی ایرانیان. در این تقسیم‌بندی عملا یک دیگری‌سازی علیه بخش بزرگی از جمعیت ایران شکل گرفته و گروه‌های ترک‌زبان و عرب و غیرمسلمان ایرانی درنظر گرفته نشده‌اند. مبنایی که هیچ انطباقی با تاریخ کشور ما و نگاه مردمان این سرزمین به خود ندارد و برگرفته از خطاهای عامدانه یا سوتفاهمهای نویسندگانی است که بخشی از تقسیم‌بندیهایشان بر مبنای نگاهی غلط در علم مردم‌شناسی بوده که در همان زمان نگارش کتاب آبراهامیان هم منقرض شده‌بود و به تفصیل در ابطالش نوشته‌اند. ما تقریبا در هیچ نوشته و سند و نگاهی که خود ایرانیان به خود دارند تقسیمی اینچنینی نداریم. در میان منابع کتاب تنها یک منبع ( از میان آنهایی که بهشان دسترسی داشته‌ام ) چنین تقسیم بندی دارد و آن کتاب Area Handbook on Iran است، هرچند در همان کتاب هم جاهای دیگری این تقسیم‌بندی نقض شده و متن مشوش است. اما دیگر منابع چنین مهملی را ذکر نکرده‌اند و آبراهمیانِ متخصص قاعدتا باید خطای آن یک منبع را تشخیص می‌داد نه آنکه عدل همان یکی را مبنا قرار داد.
تنها توجیهی که برای این خطای مضحک در منبع اولیه و نه در کتاب آبراهمیان می‌توان یافت آن نگاه قدیمی است که مردم‌شناسی را منحصرا بر مبنای گروه‌های زبانی انجام می‌داد و خود قصه مفصلی است.
👌14👎5👍2
۲/۲
مختصر آنکه در علم زبانشناسی تقسیم‌بندی‌هایی بر اساس شاخه‌های زبانی و نسبت میان آنها وجود دارد که گاهی نامگذاری‌های آن سوتفاهمهایی را ایجاد می‌کند. البته آن علم بسیار دقیق است و تقسیم‌بندیهایش هم درست اما مشکل در برداشتهایی بوده‌است که خواسته‌اند همان سازوکار در علم زبانشناسی را با مردم‌شناسی منطبق کنند. مثلا ما زبانهای هندواروپایی داریم، بعد در شاخه‌ای از آن زبانهای هندوایرانی، و بعد در زیرشاخه‌ای دیگر زبانهای ایرانی. این اما به آن معنی نیست که هر گویشور این زبانها لزوما ایرانی است یا به ملیت ایرانی خط و ربطی دارد و بالعکس هر گویشور شاخه‌ای از زبانهای دیگر نمی‌تواند ایرانی باشد. فی‌المثل آسی و یغنابی از زبانهای ایرانی‌محسوب می‌شوند اما مدتهاست که در حوزه سرزمین ایران نیستند، اما چند دسته از زبانهای ترکی که متعلق به شاخه‌ی دیگری از زبانها هستند قرنهاست ساکن ایران و بخشی از هویت این سرزمین هستند. فعلا مسامحتا باید گفت میان زبانهای ایرانی(در معنای زبان‌شناسیش) و زبانهای مردم ایران تفاوت وجود دارد و این دو را نباید قاطی کرد. فهم این نکته به نظرم سخت نمی‌آید اما اگر کسی غرض و مرض ندارد و بازهم برایش پیچیده است می‌تواند در تقسیم‌بندی زبانشناسی به جای این اسمها سیب و گلابی و پرتقال بگذارد که دچار اشتباه نشود.
اینها البته توضیحاتی بود خارج از مساله آبراهامیان. تقسیم‌بندی ایشان مستقیما بر این مبنا نبوده که خطاهایش را به این مساله ربط بدهیم. صرفا توضیحی بود در باب ریشه این سوتفاهمات، چرا که در سده ۱۸ و ۱۹ باور دانشمندان چنان بود که ارتباطی مستقیمی بین زبان و نژاد وجود دارد و البته بعدها این مدعا رد شد و صرفا یادگارش برای هواداران روایتهای نژادپرستانه باقی مانده.
برگردیم سراغ کتاب، پس علی‌الحساب آبراهمیان به جز آن یک منبع، منابع دیگر و البته تخصص و عقل و منطق داشته که دچار این خطای فاحش و تفکیک و دیگری‌سازی نشود. حال تصور کنید یک دانشجوی ۲۰ ساله‌ در اروپا یا آمریکا می‌خواهد با تاریخ ایران آشنا شود و همان اول با این مزخرف روبه‌رو می‌شود و در ذهنش رسوخ می‌کند یا مخاطب ایرانی (چنان که ما هم در همین وضعیت بودیم) با خود می‌گوید اثر آبراهمیانِ بزرگ است و اسمش را تریلی نمی‌کشد لابد چیزی بوده و ما بلد نیستیم. خیر دوستان! چیزی نبوده که ما بلد نباشیم. گروه‌بندی این جدول جفنگ است. همین.
دیدیم که این تقسیم‌بندی چهارگانه در یکی از منابع کتاب آمده، اما زیرشاخه‌هایی که آبراهمیان تعریف کرده اختراع خودش است و از هر منبعی چیزی چیده و کنار هم ردیف کرده. مثلا افشار و بیات و قاجار و شاهسون هرکدام در بعضی از این منابع آمده‌اند و در برخی نه. مشخص نیست چطور نویسنده تصمیم‌گرفته افشار و شاهسون را جدا قرار دهد و عددی برایش جور کند ولی قاجار و بیات را با غیره یکی کند. یا اصلا چرا تصمیم گرفته در گروه زبانهای ترکی بخشی از طوایف و ایلات را جدا جدا قرار دهد اما مثلا در کردی نه. هزاره‌ها و جمشیدی‌ها و تیموری‌ها که در مجله دنیا آمده اصلا درباره ایران نیست و به افغانستان اشاره دارد واشتباه برداشت شده، هرچند در منبع کمی با کژتابی ذکر شده اما ایشان مخاطب معمولی نیست که این را درک نکند یا نسنجد. ولی اینکه چطور به این نتیجه رسیده که جمشیدی‌ها و تیموری‌ها را در شاخه ترک‌زبانان قرار دهد و هزاره‌ها را در ایرانیان، اینها دیگر تردستی‌های بدون توضیح نویسنده است. در این بخش زیرشاخه‌ها تقریبا اکثر اعداد ساخته شده‌است و در منابع نیست. دو رقم جمعیت کلی کشور نزدیک به همین اعداد ذکر شده اما باقی آمار هیچ حساب و کتاب خاصی ندارد. در مقاله علیف که برای برخی از این گروه‌ها عدد ذکر شده تقریبا هیچکدام شبیه اینهایی که آبراهمیان ساخته، نیست. برای مثال آنجا جمعیت گیلک ۱.۲۰۰.۰۰۰ و مازندرانی ۹۲۰.۰۰۰ نفر آمده اما آبراهامیان ۵۰۰.۰۰۰ نوشته. یا مثلا مشخص نیست بختیاری و لر که هر کدام ۴۰۰.۰۰۰ در سال۱۹۵۶ ذکر شده روی چه حساب و تخمینی در ۱۸۵۰ خیلی دقیق شده ۲۵۰.۰۰۰۰ و ۲۱۰.۰۰۰. در حالیکه آمار ۱۸۵۰ تخمینی است چطور این اختلاف جزیی ۴۰ هزارتایی تخمین زده شده؟ موارد بسیار دیگری نیز هست و از ذکر جزییات می‌گذرم. خلاصه آنکه این اعدادی که نویسنده خود اشاره کرده حاصل تخمین است حاصل تخمینی بی‌حساب و کتاب و نادقیق است. بعضی‌هایش هم من‌درآوردی است.

در مجموع این یک صفحه از کتاب جناب آبراهامیان پر است از اغلاط ریز و درشت. اما آنچه بیشتر از همه برجسته و مهم است آن گروه‌سازی و تفکیک نژادی نادرست میان ایرانیان و اطلاق گروه ایرانیان تنها به بخش خاصی از مردمان این سرزمین است. رویه‌ای که اگر خودش را نژادپرستانه ندانیم، دستکم ابزار و منبعی است برای روایتهای نژادپرستانه.
👌10👎5👍4
جدول ساختار قومی
👎11👌4👍3
یک صفحه از کتاب ایران بین دو انقلاب
بخش دوم: منابع آبراهامیان

۱/۲

در بخش اول به پاره‌ای از ایرادات جدول ساختار قومی در کتاب پرداختم. در این بخش نگاهی خواهیم انداخت به منابع آن جدول.
منبع نخست کتاب Area Handbook on Iran است. این اثر از پروژه مطالعات منطقه‌ای در آمریکا بوده که در دانشگاه آمریکایی واشنگتن انجام می‌شد و کتابها عمدتا برای نهادهای دولتی و به خصوص ارتش تهیه می‌شدند. کتاب ۶۴۵ است و حقیقتا من فرصت نداشته‌ام کل آن را بخوانم و تنها فصل پنج که مربوط به گروه‌های قومی و زبانها است را بررسی کردم. پیشتر اشاره شد آن تقسیم‌بندی چهارگانه کذا از همین کتاب گرفته‌شده اما در همین فصل چندین مورد هست که کتاب به همان تقسیم‌بندی مهمل خود هم پایبند نبوده و در مجموع مشوش است. مثلا در همان گروه اول یعنی ایرانیان بخش آخر با عنوان others آمده و به ترکها و اعراب اشاره شده اما دوباره برای آنها گروه جدا هم در نظر گرفته. خطاها و تناقضهایی از این دست کم نیست.

منبع دوم Handbook on Persian Minorities وزارت امور خارجه بریتانیا است که نتوانستم نسخه‌ای از آن پیدا کنم.

منبع سوم و چهارم دو مقاله هستند از مجله Central Asian review. نکته عجیب آن است که یکی از آنها آدرس دقیقی دارد و به راحتی پیدا شد اما دیگری نه. در این مجله چه شماره هشتم که آبراهمیان ارجاع داده چه یک شماره پس و پیشش که من محض احتیاط چک کردم مقاله‌ای با عنوان The Ethnic Composition of Iran وجود ندارد. اما مقاله دیگر یعنی آنکه با نام The Problem of Nationalities in Iran از علیف ارجاع داده شده آدرس و شماره صفحه‌اش درست است البته عنوان مقاله این نیست و The Problem of Nationalities in Contemporary Persia است. این مجله در لندن چاپ می‌شده و از عنوانش مشخص است به مطالعه آسیای مرکزی اختصاص داشته و یک بخش مهمش در هر شماره جمع‌آوری و خلاصه‌سازی و تحلیل مطالب منتشر شده در شوروی بوده است. این مقاله علیف هم از همین دست است و تلخیصی از آن به انگلیسی چاپ شده. در همان صفحه اول اشاره‌شده که علیرغم ارزشهای مقاله در بسیاری از مسائل باید نسبت به نوع نگاه و تحلیل‌های نویسنده محتاط بود و نکاتی را پیش از ترجمه گوشزد کرده‌اند. اما آنچه علیف نوشته یک تحقیق کلاسیک مارکسیستی-لنینیستی و در فضای آکادمی شوروی است. نویسنده تمام گزارش خود را بر مبنای همان قرائت ارائه می‌دهد و بعد از گذشت این دهه‌ها ما دیگر تا حد زیادی می‌دانیم نگاه و نقشه شوروی نسبت به مساله خلقها در ایران چه بوده. نویسنده در فضایی کاملا جانبدارانه هر جنبشی که تحت تاثیر یا همسو با شوروی شکل گرفته را می‌ستاید و به قول خودش "جامعه مترقی ایران موضع خود را برمبنای دکترین مارکسیستی-لنینیستی قرار می‌دهد" و هر جا که این جنبشها در آن راستا نیست و با بریتانیا سر و سری دارد مثلا عمده ماجراهای فارس و خوزستان، آنها فریب فئودالها و امپریالیسم می‌داند. ماجرای آذربایجان و آذری‌ها نیز در این دست نوشته‌ها جالب است. بد نیست بدانیم این تاکید بر آذری به جای ترک که در بین برخی ملی‌گرایان ایرانی هم رایج است در میان محققان و فعالین شوروی بسیار مهم بوده. مشخصا در تقابل با جریانهای پان‌ترک در ترکیه آن زمان سعی می‌کردند هویتی آذری را متفاوت جلوه دهند و از ترکان جوان و گروههای ملی‌گرای ترکیه بسیار بد می‌گفتند و در همین مقاله هم اشاراتی به ترکیه و همدستیش با فاشیسم آلمانی هست. با تمام تحولات این سالها و روابط نسبتا نزدیک جمهوری آذربایجان و ترکیه در مسائل هویتی هنوز هم این فاصله‌گذاری میان آذری-ترک کمابیش جاری است.

منبع بعدی مطلبی است در مجله دنیا که آبراهمیان در نسخه انگلیسی با عنوان The Question of Nationalities in Iran از آن یاد کرده و مترجمان آن را "مساله ملیتها در ایران" ترجمه کرده‌اند. اول آنکه این مقاله در بهار چاپ نشده و در شماره پاییز ۱۳۵۰ منتشرشده. مخاطب اگر به ارجاع کتاب اعتماد کند این مطلب را پیدا نخواهد کرد. دوم آنکه عنوان مقاله "درباره مسئله ملی بطور اعم و مسئله ملی در ایران" است. سوای از ترجمه نادقیق نویسنده به انگلیسی بهتر بود مترجمان برای ذکر عنوان به منبع فارسی رجوع می‌کردند نه آنکه همان عنوان انگلیسی را ترجمه ‌کنند. دنیا نشریه تئوریک و سیاسی کمیته مرکزی حزب توده ایران بوده و همین می‌تواند نوع نگاه نشریه را نشان دهد. مقاله مذکور برگرفته از کتابی است به نام پروسه‌های ملی در کشورهای خاورمیانه و نزدیک زیر نظر میخائیل سرکویچ ایوانف که مقدمه و مقاله مربوط به ایران را خود ایوانف نوشته و این دو بخش در مجله دنیا به فارسی ترجمه شده. مقدمه تحت عنوان " مارکسیسم-لنینیسم و مختصات رشد ملی در کشورهای خاورمیانه و نزدیک" و بخش مربوط به ایران تحت عنوان "پروسه‌های ملی در ایران". این مقالات هم عمیقا تحت تاثیر همان نظریات مارکسیستی-لنینیستی نگاشته شده‌اند.
👍8👎3
۲/۲
مبنای اصلی آن نگاه تکامل تاریخی مارکس است و نویسنده می‌خواهد نشان دهد چطور در این فرایند یک قبیله به یک "گروه اتنوگرافیک" تبدیل می‌شود. نویسنده بورژوازی فارس‌ و آذربایجانی را از باقی جمعیت‌های ایران که معتقد است در پروسه‌های فئودالی مانده‌‌بودند جدا می‌کند و بعد در ادامه می‌خواهد نشان دهد چطور بورژوازی فارس در خلل انقلاب مشروطه و قانون اساسیش امتیازاتی برای خود قائل شد. اینجا هم باز جنبشها در شاقول رابطه‌‌شان با شوروی سنجیده می‌شود و مثلا اگرچه درباره جنگ جهانی اول از اشغال و حضور نظامی روسیه تزاری و انگلستان سخن به میان می‌آید اما وقتی نوبت به جنگ دوم می‌رسد خبری از چکمه‌های ارتش اشغالگر سرخ در خاک ایران نیست و "پروسه‌های ملی" حزب دموکرات در خلا شکل گرفته. آن اشاره به جمشیدی‌ها و تیموری‌ها و هزاره‌ها که در بخش پیشین گفتم در همین مقاله بوده که چون کمی بد نوشته شده و از خراسان شرقی حرف زده‌شده آبراهمیان نفهمیده در مورد افغانستان است نه ایران. نکته جالب و عجیبی که هم در این مقاله و هم در مقاله علیف به آنها پرداخته‌شده آن است که نگارندگان داشتن کرسی خاص برای اقلیتهای مذهبی و در مقابل نبود چنین کرسی برای گروه‌های قومی را امری منفی تلقی کرده‌اند. داستان کرسی‌های خاص برای برخی گروه‌های جمعیتی در مجالس و پارلمان‌های کشورهای مختلف موضوع جالبی برای بررسی است اما نقدا نمی‌دانم چرا این موضوع برای نگارندگان منفی بوده است. اتفاقا نداشتن کرسی خاص نشان از همبستگی هویتی و یکی دانستن و خودی دانستن گروه‌های جمعیتی است و باید امری مثبت انگاشته‌شود.
منبع دیگری که ارجاع داده‌شده کتابی است با نام Contributions to the Anthropology of Iran از H.Field صفحات ۶۰۱ تا ۶۵۱. این کتاب و دقیقا همین چاپی که آبراهمیان به آن ارجاع داده ۵۰۷ صفحه بیشتر ندارد. من دیگر محتوایش را بررسی نکردم.

آخرین مقاله مورد استفاده در این جدول برای بررسی جمعیت سده نوزدهم ایران مقاله‌ای است از گیلبار در ژورنال مطالعات آسیایی و آفریقایی. آرشیو این ژورنال در وبسایت انتشارات بریل موجود است و چنین مقاله‌ای در شماره یادشده یافت نشد. موضوع کمی عجیب است چون یک مدخل در دانشنامه ایرانیکا و چندین اثر دیگر هم دقیقا به همین مقاله با همین آدرس ارجاع داده‌اند. فعلا فرض را بر این می‌گذارم که من مجله‌ اشتباهی را پیدا کرده‌ام یا آرشیو نقص دارد. نمی‌دانم.
فرصتی باید دست دهد تا منابع موجود در زمان نگارش کتاب بررسی شود و ببینیم آبراهامیان به چه منابع دیگری می‌توانسته نگاه بیندازد. تا اینجا ایرادات در منابع منتخب وی کم نبوده و دستکم دو اثر‌ در فضای آکادمی علوم شوروی و با سوگیری‌ها و سیاستهای خاص آن به خصوص در زمینه گروه‌های قومی در ایران نوشته‌شده. این موضوع البته این منابع را کامل بی‌ارزش نمی‌کند اما پژوهشگر باید با دقت بیشتر و آگاهی نسبت به آن سوگیری عمیق به آنها مراجعه کند، بماند که آبراهمیان خود در دریای آن سوگیری غرق است و قطعا که چنین نگاه نقادانه‌ای نداشته‌است.
👍9👎2
پاورقی جدول و توضیحات و ارجاعات
👍4👎1
🔷 #دکتر مصدق پیشوای مسلکی مجاهدین خلق

@tarikh_eghtesaad1
👍22👎41
تکمله
دوست بسیار عزیزی با دقت و حوصله رد یکی از آن مقالاتی که پیدا‌ نشده‌بود را زد. آدرسی که آبراهامیان از مقاله The Ethnic Composition of Iran از Bruk داده کامل غلط است. اما در شماره ۴ سال ۱۹۵۶ مجله در دو شماره ۳ و ۴ مقالاتی درباره ایران چاپ شده‌است. در شماره ۴ بخشی مختص اتنوگرافی است که محتوای مطالبش برگرفته از مقاله‌ای است از Bruk به نام The ethnic composition of the countries of Wetern Aisa. نسخه انگلیسی خلاصه‌ای از گزارش این مقاله است و حاوی آمار جمعیت اقوام که البته متفاوت از اعدادی است که آبراهامیان ارائه‌داده. اما مقاله اصلی به زبان روسی جدولی دارد که بسیار شبیه به جدول کتاب ایران بین دو انقلاب است. سوای آنکه ارجاع آبراهامیان کاملا غلط و اشتباه است حتی اگر فرض بگیریم منظورش این مقاله بوده باز هم مشخص نیست آیا جدول نسخه روسی را دیده یا نه و اگر دیده چرا به خود مقاله اصلی ارجاع نداده؟ به هرحال اما این جدول شبیه‌ترین نمونه به جدول آبراهامیان است. جدول Bruk البته تقسیم‌بندی اقوام کشورهای غرب آسیا است و نه ایران، و همان مشکلی را دارد که در بخش نخست یادداشت ذکر کرده‌ام. مبنایش برای تقسیم‌بندی گروه‌های زبانی است. اگر فرض بگیریم که آبراهامیان این جدول را دیده‌، احتمالا آن را مبنا قرار داده و دستکاری‌های بی‌موردی در آن کرده است. مثلا همانطور که پیشتر اشاره کردم مشخص نیست چرا جمشیدی‌ها و تیموری‌ها را در دسته گروه‌های ترک‌زبان قرار داده یا چرا گروه‌های زبانهای سامی را از هم جدا کرده.
👍9👎1
تصویر جدول مقاله روسی و ترجمه انگلیسی گوگل‌ترنسلیت
🔥3
📄 اصلاحات اضطراری، اصلاحات عقیم

👤 امیررضا عبدلی

بیهودگی چندین مرتبه اصلاح قیمت بنزین در سال‌های اخیر در درجه اوّل ناشی از تداوم تورّم بوده است. دولت هر چند سال یک بار، با هزار تشویش و مصیبت، قیمت بنزین را افزایش می‌دهد و میخکوب می‌کند. با این کار قیمت فروش بنزین تا حدّی به هزینه تولید آن نزدیک می‌شود. در نتیجه برای چند صباحی بار مالی تأمین یارانه سبک‌تر و انگیزه قاچاق ضعیف‌تر می‌شود، ضمن اینکه بعضی‌ها به فکر صرفه‌جویی می‌افتند. ولی هیچ‌کدام از اینها زیاد طول نمی‌کشند. چون کسی مایل و قادر به مهار رشد حجم پول نیست، و رودخانه خروشان تورّم همیشه در حال طغیان است. پس همه قیمت‌ها به نسبت‌های مختلف بالا می‌روند، به جز قیمت‌هایی که به فرمان دولت میخکوب شده‌اند؛ ازجمله قیمت بنزین. در شرایطی که همه‌چیز گران‌تر می‌شود، کالاهایی مثل بنزین عملاً در حال ارزان‌تر شدن هستند. این کالاهای جامانده از قافله تورّم آن‌قدر ارزان می‌شوند که دولت بار دیگر از تأمین هزینه یارانه‌شان درمانده می‌شود، سود هنگفت قاچاقشان هر هزینه و ریسکی را کمرنگ می‌کند، و کسی بابت حیف و حرام کردنشان ملالی به دل راه نمی‌دهد. روز از نو و روزی از نو. وقت یک افزایش قیمت دیگر است.

اگر به دولت جمهوری اسلامی بگوییم تورّم را مهار کن، مثل این است که به او گفته باشیم از این به بعد دولت جمهوری اسلامی نباش. چنین توصیه‌ای مهمل است. ولی شاید این را بتوان گفت که این بار، خبر مرگتان، قیمت را به هر جا که رساندید دیگر تثبیتش نکنید. بگذارید قیمت بنزین هم مثل قیمت تخم‌مرغ، گوجه فرنگی، خود اتومبیل، یا لوازم یدکی و روغن و لاستیک آن همراه با تحوّلات بازار نوسان کند. بهتر نیست قیمتی که همیشه از پرش کردن ناگزیرش ترسیده و لرزیده‌اید، دیگر پرش نکند و مثل بقیه قیمت‌ها تدریجاً زیاد شود؟

و البته همین توصیه هم مهمل است. این دولت در برابر مافیایی که از انرژی ارزان، تورّم، تحریم، فیلترینگ و سایر شرور تغذیه می‌کند کاره‌ای نیست. کلّ این مجموعه به سراشیب املاء و استدراج افتاده و فقط قطره قطره پیمانه بی‌کفایتی‌اش را پر می‌کند تا به همان سرانجامی برسد که آرامگاه ابدی همه اصلاح‌ناپذیران است. احتمالاً تنها توصیه به چنین حکومت‌هایی همان است که قرآن گفت: اعملوا ما شئتم؛ هر کار دلتان می‌خواهد بکنید. آن که به هیچ قانونی پایبند نبود، چند وقتی مهلت دارد از آزادی مطلق و مرگبارش لذت ببرد.

🆔 https://t.me/AmirrezaAbdolii

◽️@utfinance◽️
👍61💔1
◽️ تقلای وزیر فاسد دولت برای ماندن

پس از تلاش میدری برای خریدن رسانه‌ها که با اعتراض خبرگزاری ایلنا وابسته به خانه کارگر مواجه شد، حالا خبر آمده که پزشکیان از عزل و نصب‌های شبانه و زد و بندهای وزیر کار انتقاد کرده است.

ایلنا نوشته: مسعود پزشکیان با ابراز گلایه شدید از نحوه تصمیم‌گیری و رفتار احمد میدری درباره تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، نسبت به انجام چنین تغییراتی مهم و حساس بدون هماهنگی لازم انتقاد کرده است.

اطلاعات رسیده از جزئیات جلسه یکشنبه هیات دولت حاکی از آن است که مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در واکنش به نحوه تغییر مدیریت سازمان تأمین اجتماعی، با لحنی تند از اقدام جنجالی احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، انتقاد کرده است؛ انتقادی که با تأکید معاون اول رئیس‌جمهور بر ضرورت هماهنگی وزرا با دولت در تغییر مدیران سازمان‌های مهم همراه شده است.

◽️@utfinance◽️
👎9👍4
#تقویم_تاریخ

🔷 ۲۸ امرداد سالروز شکست کودتای محمد مصدق

🔹 کودتای محمد مصدق و جریان تندروی کابینه‌اش که در ۲۵ امرداد سال ۱۳۳۲ با پنهان کردن فرمان برکناری‌اش از نخست وزیری، آغاز شده بود پس از سه روز ِ پر تنش، سرانجام در روز ۲۸ امرداد با عدم همراهی مردم و ارتش با نخست وزیر معزول، شکست خورد و به پایان رسید.


@tarikh_eghtesaad1
42👎8👍7👏2