Forwarded from A New Liberty
آموزش رسمی با فرزندانمان چه میکند؟
دوست من در کانال همسایه، مطلبی چند قسمتی درباره آموزش رسمی و درسهایی که به فرزندان ما میآموزد، آماده کرده است. جزئیات آن در خور توجه بوده و از جنبهای کمتر آشنا به آن پرداخته است. در آن میخوانیم:
در مباحث عمومی، هنگامی که بحث از آموزش و پرورش به میان میآید، عموماً مردم پرسشهایی نظیر این پرسشها را مدّنظر قرار میدهند: آیا آموزش و پرورش باید خصوصیسازی شود؟ چگونه آموزش و پرورش ملّی تأسیس کنیم که برای تمامی کودکان و فرهنگهای ایرانی مناسب باشد؟ آیا درست است که برای آموزش و پرورش مالیات بگیریم؟ و هزاران مسئله دیگر از این دست یا در این باره. من در این مطلب نمیخواهم به هیچ یک از این مطالب بپردازم زیرا آنها را حواشیای بر مسئله اصلی میدانم و پرداختن به حواشی را، پیش از روشن شدن مسئله اصلی، بیراهه ارزیابی میکنم. مسئله اصلی که باید بدان پرداخت روش آموزش رسمی کنونی است. به عبارت دیگر؛ پیش از اینکه ثمرات، فرضیات و کارکرد این آموزش مشخّص شود، صحبت از خصوصیسازی با ملّیسازی آن کژراههای بیش نیست.
جان کلامی که میخواهم آن را با شما در میان بگذارم این است: آموزش و پرورش کنونی ما بیمار است و این بیماری امری تصادفی یا عارضی نیست بلکه از ماهیت این آموزش ناشی میشود. به عبارت دیگر؛ حرف من این است که تمامی مباحث پیرامون بد کارکردنِ آموزش و پرورش فعلی بیهوده است زیرا آموزش کنونی دارد کار خود را به خوبی انجام میدهد: تولید انسانهایی میانمایه و بیمار. تا این مسئله به درستی تشخیص داده نشود صحبت درباره سایر مسائل حاشیه است: روش جاری آموزشی روشی است ضد زندگی، ضد خانواده، ضدّ انسانیت. درواقع، روش جاری آموزشی درحال تخریب زندگی و آینده و همچنین نابودی رشد و شکوفایی کودکان ماست.
دسترسی کامل به مطلب:
مقدمه؛ درسهای آموزش رسمی به فرزندانمان
درس اول: همواره راه خود در جهان را گم کنید
درس دوم: چگونه یک برده خوب باشید
درس سوم: به درک! چیز با اهمیتی در جهان وجود ندارد
درس چهارم: شما هیچ حقوقی ندارید
درس پنجم: همواره مقلد بمانید
درس ششم: همیشه محتاج تایید دیگران باشید
درس هفتم: حریم خصوصی حرف مفت است!
جمعبندی
@Mehrannotes
دوست من در کانال همسایه، مطلبی چند قسمتی درباره آموزش رسمی و درسهایی که به فرزندان ما میآموزد، آماده کرده است. جزئیات آن در خور توجه بوده و از جنبهای کمتر آشنا به آن پرداخته است. در آن میخوانیم:
در مباحث عمومی، هنگامی که بحث از آموزش و پرورش به میان میآید، عموماً مردم پرسشهایی نظیر این پرسشها را مدّنظر قرار میدهند: آیا آموزش و پرورش باید خصوصیسازی شود؟ چگونه آموزش و پرورش ملّی تأسیس کنیم که برای تمامی کودکان و فرهنگهای ایرانی مناسب باشد؟ آیا درست است که برای آموزش و پرورش مالیات بگیریم؟ و هزاران مسئله دیگر از این دست یا در این باره. من در این مطلب نمیخواهم به هیچ یک از این مطالب بپردازم زیرا آنها را حواشیای بر مسئله اصلی میدانم و پرداختن به حواشی را، پیش از روشن شدن مسئله اصلی، بیراهه ارزیابی میکنم. مسئله اصلی که باید بدان پرداخت روش آموزش رسمی کنونی است. به عبارت دیگر؛ پیش از اینکه ثمرات، فرضیات و کارکرد این آموزش مشخّص شود، صحبت از خصوصیسازی با ملّیسازی آن کژراههای بیش نیست.
جان کلامی که میخواهم آن را با شما در میان بگذارم این است: آموزش و پرورش کنونی ما بیمار است و این بیماری امری تصادفی یا عارضی نیست بلکه از ماهیت این آموزش ناشی میشود. به عبارت دیگر؛ حرف من این است که تمامی مباحث پیرامون بد کارکردنِ آموزش و پرورش فعلی بیهوده است زیرا آموزش کنونی دارد کار خود را به خوبی انجام میدهد: تولید انسانهایی میانمایه و بیمار. تا این مسئله به درستی تشخیص داده نشود صحبت درباره سایر مسائل حاشیه است: روش جاری آموزشی روشی است ضد زندگی، ضد خانواده، ضدّ انسانیت. درواقع، روش جاری آموزشی درحال تخریب زندگی و آینده و همچنین نابودی رشد و شکوفایی کودکان ماست.
دسترسی کامل به مطلب:
مقدمه؛ درسهای آموزش رسمی به فرزندانمان
درس اول: همواره راه خود در جهان را گم کنید
درس دوم: چگونه یک برده خوب باشید
درس سوم: به درک! چیز با اهمیتی در جهان وجود ندارد
درس چهارم: شما هیچ حقوقی ندارید
درس پنجم: همواره مقلد بمانید
درس ششم: همیشه محتاج تایید دیگران باشید
درس هفتم: حریم خصوصی حرف مفت است!
جمعبندی
@Mehrannotes
Telegram
پراکسیس πρᾶξις
@Praxis1878
«پراگماتیسم فلسفهای است برای عمل، برای انجام دادن، برای تبدیل کردن و برای خلق کردن»
جیوانی پاپینی
آزادی، کنش، شکوفایی🌱✌🏻
لینک گروه:
https://t.me/tekhne22
انبار کتاب هایم:
https://t.me/anbaricapital
«پراگماتیسم فلسفهای است برای عمل، برای انجام دادن، برای تبدیل کردن و برای خلق کردن»
جیوانی پاپینی
آزادی، کنش، شکوفایی🌱✌🏻
لینک گروه:
https://t.me/tekhne22
انبار کتاب هایم:
https://t.me/anbaricapital
👍9❤1👎1👏1
📄 آیا فناوری آمریکا شکاف رفاهی با اروپا را بیشتر کرده است؟
👤 امیرمحمد علوی
مناقشه میان #پل_کروگمن و منتقدان اروپایی او تنها یک اختلاف فنی درباره نحوه محاسبه #بهرهوری نیست. این جدال در لایهای عمیقتر، بازتاب دو نگاه متفاوت به ماهیت شاخصهای کلان اقتصادی و توانایی آنها در بازنمایی واقعیت است؛ همان پرسشی که فریدریش #هایک دههها پیش در نقد رویکردهای کلگرایانه اقتصاد مطرح کرده بود.
◽️@utfinance◽️
👤 امیرمحمد علوی
مناقشه میان #پل_کروگمن و منتقدان اروپایی او تنها یک اختلاف فنی درباره نحوه محاسبه #بهرهوری نیست. این جدال در لایهای عمیقتر، بازتاب دو نگاه متفاوت به ماهیت شاخصهای کلان اقتصادی و توانایی آنها در بازنمایی واقعیت است؛ همان پرسشی که فریدریش #هایک دههها پیش در نقد رویکردهای کلگرایانه اقتصاد مطرح کرده بود.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
تحلیل یک مناقشه اقتصادی؛ آیا فناوری آمریکا شکاف رفاهی با اروپا را بیشتر کرده است؟
اکوایران: مناقشه میان پل کروگمن و منتقدان اروپایی او تنها یک اختلاف فنی درباره نحوه محاسبه بهرهوری نیست. این جدال در لایهای عمیقتر، بازتاب دو نگاه متفاوت به ماهیت شاخصهای کلان اقتصادی و توانایی آنها در بازنمایی واقعیت است؛ همان پرسشی که فریدریش هایک…
❤7
Forwarded from A New Liberty
🔻در توجیه پیامدگرایانه اخلاق عینی
هایک ، اقتصاددان طرفدار بازار آزاد، که به هیچوجه یک «افراطی» به حساب نمیآید، به شیوایی تمام درباره اهمیت حیاتی حفظ ایدئولوژی ناب و افراطی، بهعنوان کیشی که هرگز نباید فراموش شود، در موفقیت آزادی قلم زده است. هایک مینویسد که یکی از جنبههای جذاب سوسیالیسم این بوده است که دائما بر هدف «ایدهآل» خود تاکید دارد؛ ایدهآلی که بر تمام کسانی که برای تحققش میکوشند نفوذ دارد، آگاهشان میکند و چراغ راه اقداماتشان است. هایک میافزاید:
در اینجا هایک به حقیقتی مهم و علتی کلیدی اشاره میکند که چرا باید بر هدف نهایی پافشاری کنیم: شور و اشتیاقی که یک نظام منطقی نامتناقض و استوار میتواند القا کند. در مقابل، چه کسی برای کاهش دو درصدی مالیاتها راهی سنگر میشود؟
موری روتبارد، برای یک آزادی نوین، مانیفست لیبرتارین
@Mehrannotes
هایک ، اقتصاددان طرفدار بازار آزاد، که به هیچوجه یک «افراطی» به حساب نمیآید، به شیوایی تمام درباره اهمیت حیاتی حفظ ایدئولوژی ناب و افراطی، بهعنوان کیشی که هرگز نباید فراموش شود، در موفقیت آزادی قلم زده است. هایک مینویسد که یکی از جنبههای جذاب سوسیالیسم این بوده است که دائما بر هدف «ایدهآل» خود تاکید دارد؛ ایدهآلی که بر تمام کسانی که برای تحققش میکوشند نفوذ دارد، آگاهشان میکند و چراغ راه اقداماتشان است. هایک میافزاید:
بار دیگر، باید ساخت یک جامعه آزاد را به یک ماجراجویی فکری و اقدامی از سر شجاعت تبدیل کنیم. آن چه که نداریم یک آرمانشهر لیبرال است؛ یعنی برنامهای که نه یک دفاعِ صرف از آن چه که هست باشد و نه نوعی سوسیالیسم رقیق به شمار بیاید؛ یعنی یک رادیکالیسمِ واقعا لیبرال که چشمش را بر فسادپذیری قدرتمندان (از جمله اتحادیههای تجاری) نمیبندد، بر عملگرایی تاکید بیش از اندازه ندارد، و خود را به آنچه که اکنون به لحاظ سیاسی امکانپذیر به نظر میرسد محدود نمیسازد. ما نیازمند آن دسته از رهبران فکری هستیم که آماده مقاومت در مقابل چاپلوسی قدرت و نفوذ باشند و مشتاقانه خود را وقف آرمانی کنند که ممکن است چشمانداز تحقق آن در آینده نزدیک بعید باشد. آنها باید انسانهایی باشند که میخواهند به اصول پایبند بمانند و برای تحقق کامل آنها، هرقدر بعید، بجنگند. ... «تجارت آزاد» و «آزادی فرصت» آرمانهایی هستند که همچنان میتوانند خیالات انبوهی را برانگیزند، اما صرفِ «آزادی معقول تجارت» یا «تعدیل محدودیتها» نه به لحاظ فکری شایسته احترام است و نه احتمالا بتواند هیچ شور و اشتیاقی را برانگیزد. مهمترین درسی که یک لیبرال راستین باید از موفقیت سوسیالیستها بیاموزد این است که شجاعت آنها برای آرمانشهرگرایی، که حمایت روشنفکران و متعاقبا نفوذ بر افکار عمومی را برایشان به همراه داشت، موجب شد تا چیزی را که مطلقاً دور از دسترس بهنظر میرسید روزبهروز امکانپذیرتر شود. کسانی که خود را صرفا درگیر چیزی میسازند که در چارچوب عقاید موجود عملی بهنظر میرسد، همواره درمییابند که در نتیجه تغییر افکار عمومی – که هیچ کاری برای هدایت آن انجام ندادهاند- حتی این کار نیز از لحاظ سیاسی بهسرعت غیرممکن شده است. چنانچه نتوانیم بنیادهای فلسفی یک جامعه آزاد را باردیگر به یک مسئله فکری زنده تبدیل کنیم، و اجرای آن را به وظیفهای بدل سازیم که نبوغ و خیال سرزندهترین اذهان ما را به چالش میکشند، جای تردید ندارد که چشمانداز آزادی تاریک خواهد بود. اما اگر بتوانیم آن باور به قدرت ایدهها را که نشانه لیبرالیسم در عالیترین دوران خود بود، دوباره به دست بیاوریم نبرد را نباختهایم.
در اینجا هایک به حقیقتی مهم و علتی کلیدی اشاره میکند که چرا باید بر هدف نهایی پافشاری کنیم: شور و اشتیاقی که یک نظام منطقی نامتناقض و استوار میتواند القا کند. در مقابل، چه کسی برای کاهش دو درصدی مالیاتها راهی سنگر میشود؟
موری روتبارد، برای یک آزادی نوین، مانیفست لیبرتارین
@Mehrannotes
❤9👍1👎1
📄 چرا دولتها شکست میخورند؟
👤 امیرمحمد علوی
پدیدهای به نام #شکست_بازار نقل محافل سیاستمداران، فعالان اجتماعی، اقتصاددانان و دیگر گروههای اجتماعی است؛ اینکه بازار در برخی موارد، که البته هر سال تعداد این موردها افزایش مییابد، با شکست مواجه میشود و راهحل، ورود دولت و مداخله این نهاد است؛ گویی که بازار چون یک بیماری در انسان ظهور میکند و دولت مانند طبیبی حاذق به درمان آن میپردازد.
فارغ از اینکه استدلالها در رابطه با شکست بازار چقدر معتبر و دقیق هستند، سوالی که در اینجا میتوان طرح کرد این است که اصلا بر فرض بازار شکست خورد؛ آیا دولت توان این را دارد که این به عبارتی شکست را به پیروزی تبدیل کند؟
#شکست_دولت
◽️@utfinance◽️
👤 امیرمحمد علوی
پدیدهای به نام #شکست_بازار نقل محافل سیاستمداران، فعالان اجتماعی، اقتصاددانان و دیگر گروههای اجتماعی است؛ اینکه بازار در برخی موارد، که البته هر سال تعداد این موردها افزایش مییابد، با شکست مواجه میشود و راهحل، ورود دولت و مداخله این نهاد است؛ گویی که بازار چون یک بیماری در انسان ظهور میکند و دولت مانند طبیبی حاذق به درمان آن میپردازد.
فارغ از اینکه استدلالها در رابطه با شکست بازار چقدر معتبر و دقیق هستند، سوالی که در اینجا میتوان طرح کرد این است که اصلا بر فرض بازار شکست خورد؛ آیا دولت توان این را دارد که این به عبارتی شکست را به پیروزی تبدیل کند؟
#شکست_دولت
◽️@utfinance◽️
اکوایران
چرا دولتها شکست میخورند؟
اکوایران: بارها شده که یک سیاستمدار یا بوروکرات در رسانهها صحبت از طرحی کند که قرار است دولت آن را به مرحله اجرا برساند. او با چنان ذوق و شوقی این برنامه را تبلیغ و در بوق و کرنا میکند که مردم اغلب فکر میکنند احتمالا معجزهای در راه است. اما در بیشتر موارد…
❤8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 قبیلهای بهنام دولت
👤 گفتوگو با مهشید معیری
یکی از دو مترجم کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشته ماریو بارگاس یوسا
◽️@utfinance◽️
👤 گفتوگو با مهشید معیری
یکی از دو مترجم کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشته ماریو بارگاس یوسا
◽️@utfinance◽️
❤10
Forwarded from برخط بوک (کتابستان برخط)
#منتشر_شد
تراژدی آزادی (تاریخ انقلاب چین 1945-1957)
فرانک دیکوتر
ترجمه امین یوسفی
دبیر مجموعه: احسان عزیزی
کتابستان برخط
چاپ اول 1405
800.000 640.000 ت
پشت پوسترهای تبلیغاتی چینِ مائو چه میگذشت؟
آیا تولد یک حکومت جدید، ارزش نابودی رؤیای میلیونها انسان را داشت؟
همه چیز با وعدهی آزادی، عدالت و رهایی از بند استعمار آغاز شد؛ اما پشت دیوارهای بلند چینِ مائو، رخدادهای تراژیک و متفاوتی در حال رقم خوردن بود. فرانک دیکوتر در کتاب تراژدی رهایی، با دسترسی بیسابقه به آرشیوهای محرمانهی حزب کمونیست، پرده از سالهایی برمیدارد که تا پیش از این در تاریکی تاریخ پنهان مانده بود.
این کتاب، روایتگر داستانِ مردمی است که به نام آزادی، گرفتار یکی از مخوفترین نظامهای توتالیتر جهان شدند. دیکوتر با قلمی پرکشش و مستند، ما را به دل سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۷ میبرد؛ جایی که امید به سرعت جای خود را به وحشت، پاکسازیهای عقیدتی و سکوت مرگبار داد.
تراژدی آزادی صرفاً یک کتاب تاریخی نیست؛ یک هشدار زنده و تکاندهنده است دربارهی اینکه چگونه آرمانشهرهای سیاسی میتوانند به کابوسهای بشری تبدیل شوند.
🔗سفارش از برخط بوک
🆔 @BarkhatBook
تراژدی آزادی (تاریخ انقلاب چین 1945-1957)
فرانک دیکوتر
ترجمه امین یوسفی
دبیر مجموعه: احسان عزیزی
کتابستان برخط
چاپ اول 1405
پشت پوسترهای تبلیغاتی چینِ مائو چه میگذشت؟
آیا تولد یک حکومت جدید، ارزش نابودی رؤیای میلیونها انسان را داشت؟
همه چیز با وعدهی آزادی، عدالت و رهایی از بند استعمار آغاز شد؛ اما پشت دیوارهای بلند چینِ مائو، رخدادهای تراژیک و متفاوتی در حال رقم خوردن بود. فرانک دیکوتر در کتاب تراژدی رهایی، با دسترسی بیسابقه به آرشیوهای محرمانهی حزب کمونیست، پرده از سالهایی برمیدارد که تا پیش از این در تاریکی تاریخ پنهان مانده بود.
این کتاب، روایتگر داستانِ مردمی است که به نام آزادی، گرفتار یکی از مخوفترین نظامهای توتالیتر جهان شدند. دیکوتر با قلمی پرکشش و مستند، ما را به دل سالهای ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۷ میبرد؛ جایی که امید به سرعت جای خود را به وحشت، پاکسازیهای عقیدتی و سکوت مرگبار داد.
تراژدی آزادی صرفاً یک کتاب تاریخی نیست؛ یک هشدار زنده و تکاندهنده است دربارهی اینکه چگونه آرمانشهرهای سیاسی میتوانند به کابوسهای بشری تبدیل شوند.
🔗سفارش از برخط بوک
🆔 @BarkhatBook
👍9👎2❤1
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
۱. مقدمه
اقتصاد در یک درس، هنری هازلیت
🎧 اقتصاد در یک درس
خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت
🎙 اویس ارشادیان
درود دوستان.
این اولین فایل صوتی از کتاب اقتصاد در یک درس، نوشته هنری هازلیته. در ابتدا نکاتی که دونستنش برای شنونده لازم بود رو بیان کردم.
در ادامه، پیشگفتار و مقدمه نویسنده رو خوندم.
در مقدمه نویسنده توضیح میده که هدف کتاب چیه، انگیزهش از نوشتن کتاب چی بوده و از اندیشه کدام اقتصاددانها در نوشتن کتاب استفاده کرده.
#هنری_هازلیت
#اقتصاد_در_یک_درس
#مقدمه
🆔 @oveissershadian | اویس ارشادیان
لینک اینستاگرام و ایکس:
Instagram | X | YouTube
◼️@LiberalPodcast◼️
خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت
🎙 اویس ارشادیان
یک. مقدمه
درود دوستان.
این اولین فایل صوتی از کتاب اقتصاد در یک درس، نوشته هنری هازلیته. در ابتدا نکاتی که دونستنش برای شنونده لازم بود رو بیان کردم.
در ادامه، پیشگفتار و مقدمه نویسنده رو خوندم.
در مقدمه نویسنده توضیح میده که هدف کتاب چیه، انگیزهش از نوشتن کتاب چی بوده و از اندیشه کدام اقتصاددانها در نوشتن کتاب استفاده کرده.
#هنری_هازلیت
#اقتصاد_در_یک_درس
#مقدمه
🆔 @oveissershadian | اویس ارشادیان
لینک اینستاگرام و ایکس:
Instagram | X | YouTube
◼️@LiberalPodcast◼️
❤9👍3
📄 هنری هازلیت؛ روزنامهنگاری که آموزگار اقتصاد میلیونها نفر شد
بهترین آموزگار اقتصاد در آمریکا هرگز حتی در یک کلاس دانشگاهی هم تدریس نکرد.
#هنری_هازلیت (1894-1993) از طریق روزنامهنگاری به مخاطبان بیشتری در مقایسه با آنچه بیشتر اقتصاددانان دانشگاهی در طول عمرشان به آن میرسند، دست یافت. بدین ترتیب او کاری کرد که دیگر کسی نتواند ایدههای پیچیده را نادیده بگیرد.
#روزنامهنگاری مدرن، با یک مشکل انگیزشی روبهروست. ساختار آن سرعت را بر دقت، واکنش هیجانی را بر بینش و گفتن آنچه را که مخاطبان میخواهند بشنوند بر آنچه نیاز دارند بفهمند، ترجیح میدهند. الگوریتمها هرآنچه کلیک ایجاد کند تقویت میکنند. حقیقت به موضوعی درجهدوم تبدیل میشود. هازلیت اما بر اساس اصولی کاملاً متفاوت عمل میکرد.
فلسفه او این بود: وضوح، احترام است. او باور داشت که خوانندگان شایسته آن هستند که حقیقت اقتصادی بهخوبی برایشان توضیح داده شود: نه آنقدر سادهسازی شود که بیمعنا گردد، نه زیر انبوهی از اصطلاحات دانشگاهی دفن شود و نه برای تأیید سوگیریهایشان تحریف شود. هدف او این بود که سازوکارهای پیچیده اقتصادی را آنقدر روشن کند که مردم عادی بتوانند با آنها دنیای خود را بفهمند. وقتی به هوش مخاطبتان احترام بگذارید، آنها هم پاداشتان را با اعتماد به شما میدهند.
#هازلیت از ۱۹۳۴ تا ۱۹۶۶ برای تأثیرگذارترین #نشریات آمریکا نوشت. سرمقالههایش در #نیویورک_تایمز به دست میلیونها نفر میرسیدند. ستونهایش در #نیوزویک بیست سال بیوقفه منتشر شدند. اما نکته مهم این است: در سال ۱۹۴۶ کتاب «#اقتصاد_در_یک_درس» را منتشر کرد. دویست صفحهای که تفکر اقتصادی را به چنان زبانی فشرده میکرد که هرکسی میتوانست درک کند. این کتاب بیش از یک میلیون نسخه فروخت و هشتاد سال بعد همچنان چاپ میشود. این همان میوهای است که وقتی از انتخاب میان دقت علمی یا وضوح سر باز میزنید، به دست میآید.
نوشتههای او شکست دههها سیاستگذاری را با دقتی ناراحتکننده پیشبینی کرد. در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ هشدار میداد که کنترل قیمتها کمبود ایجاد خواهد کرد؛ هشدار میداد که #تورم از گسترش پولی ناشی میشود، نه از طمع شرکتها؛ و اینکه قوانین حداقل دستمزد اشتغال کممهارتترین افراد را کاهش خواهد داد. بسیاری از اقتصاددانان جریان اصلی این استدلالها را ایدئولوژیک میدانستند. پس از آن دهه ۱۹۷۰ فرا رسید و در تکتک موارد حقانیت او را ثابت کرد.
او به مدارک رسمی نیاز نداشت. چیزی بهتر در چنته داشت: توانایی نشان دادن استدلالهایش به زبانی ساده تا خوانندگان خودشان بتوانند منطق را بررسی کنند. این همان صداقت فکری است که عصر الگوریتمها بهشدت به آن نیاز دارد.
رسانههای امروز بیش از هر زمان دیگری به این الگو نیاز دارند. انگیزههایی که به پوشش سطحی امور پاداش میدهند، نهتنها از میان نرفتهاند، بلکه تشدید هم شدهاند. مدلهای کسبوکار سرعت را بر عمق ترجیح میدهند. فشارهای تحریریهای، به چالش کشیدن منافع قدرتمند را دلسرد میکند. الگوریتمها هرآنچه را که تعامل ایجاد کند، فارغ از دقت آن، ترویج میدهند؛ بااینهمه، مخاطبان همچنان تشنه روزنامهنگارانیاند که بتوانند واقعیت اقتصادی را روشن و صادقانه توضیح دهند.
بدون روزنامهنگارانی مانند هازلیت ما سامانهی هشدار زودهنگام خود را از دست میدهیم. وقتی حرفهی روزنامهنگاری به اجرای صرف فروکاسته شود، سیاستگذاریهای بد، بدون چالش باقی میمانند، استدلالهای معیوب بیمهار گسترش مییابند و مردم دیگر به هیچ منبعی اعتماد نمیکنند. راهکار، نه رها کردن روزنامهنگاری، بلکه پرورش نسل جدیدی است که آنچه را که هازلیت میدانست، درک کنند: وضوح و پایبندی به اصول تأثیری میآفریند که از «وایرالشدنهای» لحظهای ماندگارتر است.
🎧 بشنوید: پادکست اقتصاد در یک درس
◽️@utfinance◽️
بهترین آموزگار اقتصاد در آمریکا هرگز حتی در یک کلاس دانشگاهی هم تدریس نکرد.
#هنری_هازلیت (1894-1993) از طریق روزنامهنگاری به مخاطبان بیشتری در مقایسه با آنچه بیشتر اقتصاددانان دانشگاهی در طول عمرشان به آن میرسند، دست یافت. بدین ترتیب او کاری کرد که دیگر کسی نتواند ایدههای پیچیده را نادیده بگیرد.
#روزنامهنگاری مدرن، با یک مشکل انگیزشی روبهروست. ساختار آن سرعت را بر دقت، واکنش هیجانی را بر بینش و گفتن آنچه را که مخاطبان میخواهند بشنوند بر آنچه نیاز دارند بفهمند، ترجیح میدهند. الگوریتمها هرآنچه کلیک ایجاد کند تقویت میکنند. حقیقت به موضوعی درجهدوم تبدیل میشود. هازلیت اما بر اساس اصولی کاملاً متفاوت عمل میکرد.
فلسفه او این بود: وضوح، احترام است. او باور داشت که خوانندگان شایسته آن هستند که حقیقت اقتصادی بهخوبی برایشان توضیح داده شود: نه آنقدر سادهسازی شود که بیمعنا گردد، نه زیر انبوهی از اصطلاحات دانشگاهی دفن شود و نه برای تأیید سوگیریهایشان تحریف شود. هدف او این بود که سازوکارهای پیچیده اقتصادی را آنقدر روشن کند که مردم عادی بتوانند با آنها دنیای خود را بفهمند. وقتی به هوش مخاطبتان احترام بگذارید، آنها هم پاداشتان را با اعتماد به شما میدهند.
#هازلیت از ۱۹۳۴ تا ۱۹۶۶ برای تأثیرگذارترین #نشریات آمریکا نوشت. سرمقالههایش در #نیویورک_تایمز به دست میلیونها نفر میرسیدند. ستونهایش در #نیوزویک بیست سال بیوقفه منتشر شدند. اما نکته مهم این است: در سال ۱۹۴۶ کتاب «#اقتصاد_در_یک_درس» را منتشر کرد. دویست صفحهای که تفکر اقتصادی را به چنان زبانی فشرده میکرد که هرکسی میتوانست درک کند. این کتاب بیش از یک میلیون نسخه فروخت و هشتاد سال بعد همچنان چاپ میشود. این همان میوهای است که وقتی از انتخاب میان دقت علمی یا وضوح سر باز میزنید، به دست میآید.
نوشتههای او شکست دههها سیاستگذاری را با دقتی ناراحتکننده پیشبینی کرد. در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ هشدار میداد که کنترل قیمتها کمبود ایجاد خواهد کرد؛ هشدار میداد که #تورم از گسترش پولی ناشی میشود، نه از طمع شرکتها؛ و اینکه قوانین حداقل دستمزد اشتغال کممهارتترین افراد را کاهش خواهد داد. بسیاری از اقتصاددانان جریان اصلی این استدلالها را ایدئولوژیک میدانستند. پس از آن دهه ۱۹۷۰ فرا رسید و در تکتک موارد حقانیت او را ثابت کرد.
او به مدارک رسمی نیاز نداشت. چیزی بهتر در چنته داشت: توانایی نشان دادن استدلالهایش به زبانی ساده تا خوانندگان خودشان بتوانند منطق را بررسی کنند. این همان صداقت فکری است که عصر الگوریتمها بهشدت به آن نیاز دارد.
رسانههای امروز بیش از هر زمان دیگری به این الگو نیاز دارند. انگیزههایی که به پوشش سطحی امور پاداش میدهند، نهتنها از میان نرفتهاند، بلکه تشدید هم شدهاند. مدلهای کسبوکار سرعت را بر عمق ترجیح میدهند. فشارهای تحریریهای، به چالش کشیدن منافع قدرتمند را دلسرد میکند. الگوریتمها هرآنچه را که تعامل ایجاد کند، فارغ از دقت آن، ترویج میدهند؛ بااینهمه، مخاطبان همچنان تشنه روزنامهنگارانیاند که بتوانند واقعیت اقتصادی را روشن و صادقانه توضیح دهند.
بدون روزنامهنگارانی مانند هازلیت ما سامانهی هشدار زودهنگام خود را از دست میدهیم. وقتی حرفهی روزنامهنگاری به اجرای صرف فروکاسته شود، سیاستگذاریهای بد، بدون چالش باقی میمانند، استدلالهای معیوب بیمهار گسترش مییابند و مردم دیگر به هیچ منبعی اعتماد نمیکنند. راهکار، نه رها کردن روزنامهنگاری، بلکه پرورش نسل جدیدی است که آنچه را که هازلیت میدانست، درک کنند: وضوح و پایبندی به اصول تأثیری میآفریند که از «وایرالشدنهای» لحظهای ماندگارتر است.
🎧 بشنوید: پادکست اقتصاد در یک درس
◽️@utfinance◽️
👍13❤5
🖥 مصدق، عامل نفوذ شوروی در ایران
👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی
#محمد_مصدق
#دکتر_مصدق
#مصدق
#شوروی
◽️@utfinance◽️
👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی
#محمد_مصدق
#دکتر_مصدق
#مصدق
#شوروی
◽️@utfinance◽️
YouTube
مصدق، عامل نفوذ شوروی در ایران
این برنامه به بازخوانی کارنامه سیاسی محمد مصدق پرداخته و او را نه به عنوان یک قهرمان ملیگرا، بلکه به عنوان عامل نفوذ شوروی در ساختار قدرت ایران معرفی میکند. در این گفتگو به سقوط مصدق دقیقاً با مرگ استالین و آشفتگی داخلی در شوروی همزمان شد که نشاندهنده…
👏41👎16👍9❤2🤬2
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
02. درس
اقتصاد در یک درس. هنری هازلیت
🎧 اقتصاد در یک درس
خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت
🎙 اویس ارشادیان
درود دوستان.
در این فصل، به این موضوعات پرداخته شده:
• منشأ نظریات متوهمانه در اقتصاد چیه؟
• یک اقتصاددان خوب با یک اقتصاددان بد چه تفاوتی داره؟
• چرا همیشه اقتصاددانان بد در جلب نظر عموم موفقتر هستند؟
#خوانش_کتاب #هنری_هازلیت #اقتصاد_در_یک_درس #درس
🆔 @oveissershadian | اویس ارشادیان
◼️@LiberalPodcast◼️
خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت
🎙 اویس ارشادیان
دو. درس
درود دوستان.
در این فصل، به این موضوعات پرداخته شده:
• منشأ نظریات متوهمانه در اقتصاد چیه؟
• یک اقتصاددان خوب با یک اقتصاددان بد چه تفاوتی داره؟
• چرا همیشه اقتصاددانان بد در جلب نظر عموم موفقتر هستند؟
#خوانش_کتاب #هنری_هازلیت #اقتصاد_در_یک_درس #درس
🆔 @oveissershadian | اویس ارشادیان
◼️@LiberalPodcast◼️
❤11
Forwarded from پادچپ
میلتون فریدمن در مورد سیستم مدارس دولتی:
«آنچه ما داریم یک انحصار است و مانند هر انحصار دیگری، محصولی بیکیفیت را با هزینه بسیار بالا تولید میکند.»
«راه بهبود این وضعیت، ایجاد رقابت است - تا والدین بتوانند مدارسی را که فرزندانشان در آن تحصیل میکنند، انتخاب کنند.»
@antileft01
«آنچه ما داریم یک انحصار است و مانند هر انحصار دیگری، محصولی بیکیفیت را با هزینه بسیار بالا تولید میکند.»
«راه بهبود این وضعیت، ایجاد رقابت است - تا والدین بتوانند مدارسی را که فرزندانشان در آن تحصیل میکنند، انتخاب کنند.»
@antileft01
👍35👎11👌3👏2
📄 نگاهی به کتاب «نه مارکس، نه عیسی» نوشته ژان فرانسوا رُوِل
سارتر زمانی گفته بود که «هر ضد کمونیستی، یک سگ است». در زمانهای که سارتر پیامبر فرهنگی اروپا بود، ژان فرانسوا رُوِل با نوشتن کتاب «نه مارکس، نه عیسی» علیه روشنفکری چپ شورش کرد و نشان داد که چگونه یک ایدئولوژی که ادعای رهایی انسان را دارد، به ابزاری برای سرکوب و طرد و کشتار انسانها تبدیل شده است.
🔗 اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
سارتر زمانی گفته بود که «هر ضد کمونیستی، یک سگ است». در زمانهای که سارتر پیامبر فرهنگی اروپا بود، ژان فرانسوا رُوِل با نوشتن کتاب «نه مارکس، نه عیسی» علیه روشنفکری چپ شورش کرد و نشان داد که چگونه یک ایدئولوژی که ادعای رهایی انسان را دارد، به ابزاری برای سرکوب و طرد و کشتار انسانها تبدیل شده است.
🔗 اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👍28👎3❤2👏2
📄 آیا عدالت باید برای بازارگرایان مهم باشد؟
آیا اقتصاددان میتواند فارغ از ارزشگذاری، صرفاً به تحلیل هزینهها و منافع مبادله بپردازد؟ آیا مشروع بودن مالکیت کالایی که مبادله میشود، مهم نیست؟ آیا اقتصاددان به نظریه عدالت نیاز ندارد؟
◽️@utfinance◽️
آیا اقتصاددان میتواند فارغ از ارزشگذاری، صرفاً به تحلیل هزینهها و منافع مبادله بپردازد؟ آیا مشروع بودن مالکیت کالایی که مبادله میشود، مهم نیست؟ آیا اقتصاددان به نظریه عدالت نیاز ندارد؟
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
پای چوبین اقتصاددانانِ فایدهگرا | تحلیل اقتصادی «فارغ از ارزش» راه به کجا میبرد؟ | آیا عدالت باید برای بازارگرایان مهم باشد؟
اقتصادنیوز: آیا اقتصاددان میتواند فارغ از ارزشگذاری، صرفاً به تحلیل هزینهها و منافع مبادله بپردازد؟ آیا مشروع بودن مالکیت کالایی که مبادله میشود، مهم نیست؟ آیا اقتصاددان به نظریه عدالت نیاز ندارد؟
👍3
Forwarded from بی ستون
آن مرد جامعهشناس نبود
✍️ کیاوش حافظی
نام علی شریعتی امروز برای من بازتاب احساساتی دوگانه است. نخستین بار ۱۸–۱۹ سال پیش با او آشنا شدم؛ با گوش دادن به سخنرانیای سرشار از بیان رتوریک و اعتراض: «پدر و مادر، ما متهمیم.»
برای منی که سازگاری دینداری با جهان مدرن برایم مسئله شده بود، شریعتی درمان بود؛ کسی که مسلمانی (یا به زبان امروز، زیست معنوی) در عصر جدید را ممکن جلوه میداد.
بههرحال، اگر کسی در جوانی شیفته نویسندهای شود و تصمیم بگیرد همه آثارش را تا انتها بخواند، بالاخره روزی به خط پایان میرسد. حتی به صراحت میگویم خواندن جامعهشناسی نطفهای بود که او در من ایجاد کرد؛ بگذریم که بعدها متوجه شدم او خودش اصلاً جامعهشناس نبود.
رفتهرفته در پس نوشتههایش دو وجه از شریعتی برایم روشن شد؛ دو وجهی که مبنای نگاه متضاد امروز من به یک شخصیت است.
اصلاح مذهبی یا روشنفکری دینی: وجه اول شریعتی، اصلاح دینی و زدودن خرافات بود؛ کسی که بنا داشت جهان جدید را با مذهب شیعه سازگار کند و به این مذهب جنبهای عقلانی و منطقی ببخشد. در این مسیر، امثال او برای هر رخداد دینی به دنبال علتی موجه و علمی بودهاند. این نیز اعتراضی به وضع دینداری سنتیِ چشموگوشبسته بود.
ایدئولوگی برای مبارزه: اما وجه دوم شریعتی را باید در بستر اجتماعی و تاریخ زمانهاش دید. در زمانهای که انقلابها موتور جامعه ایران را هم روشن میکرد، این مذهبیون بودند که در میان اپوزیسیون گستردهترین پایگاه اجتماعی را داشتند. از این جهت، انقلاب نیازمند امثال شریعتی بود. اینگونه روشنفکران کراواتی باید نشان میدادند مذهبیون فقط آن آدمهای سنتی نیستند که در کنج حجره مینشینند و از دنیا خبری ندارند. ساخت یک ایدئولوژی از دین برای مبارزه با نظام سیاسی، با شمایل حاجیبازاریها و آن پیشانیهای پینهبسته که از دنیا بیخبر بودند، ممکن نبود. برای توده مردم، یک روشنفکر کراواتی که از حسین و ابوذر و علی بگوید جذابیت بیشتری داشت، مخصوصاً اگر بر عقلانیت دینی نیز تأکید میکرد. به این ترتیب، وجه دوم شریعتی بهشدت وابسته به وجه اول اوست.
احساسات متضاد امروز من نسبت به شریعتی در همین چند خط خلاصه میشود.
فارغ از جنبه اعتقادی، شریعتی در وجه اول برای من دعوت به عقلانیت بود و نپذیرفتن هرچه که سنت میگفت (به زبان امروزی، تفکر انتقادی).
اما درباره وجه دوم شریعتی، بارها با خود گفتهام: ای کاش شریعتی زنده میماند و میدید که نتیجه پیوند زدن اسلام و شخصیتهایش مثل ابوذر با سوسیالیسم چه دستگلی به بار آورده است!
اما شاید به شریعتی نیاز بود تا از عصر دین سنتی به دوره دین اصلاحی و سپس، امروز، به عصر پسادینی برسیم.
✍️ کیاوش حافظی
نام علی شریعتی امروز برای من بازتاب احساساتی دوگانه است. نخستین بار ۱۸–۱۹ سال پیش با او آشنا شدم؛ با گوش دادن به سخنرانیای سرشار از بیان رتوریک و اعتراض: «پدر و مادر، ما متهمیم.»
برای منی که سازگاری دینداری با جهان مدرن برایم مسئله شده بود، شریعتی درمان بود؛ کسی که مسلمانی (یا به زبان امروز، زیست معنوی) در عصر جدید را ممکن جلوه میداد.
بههرحال، اگر کسی در جوانی شیفته نویسندهای شود و تصمیم بگیرد همه آثارش را تا انتها بخواند، بالاخره روزی به خط پایان میرسد. حتی به صراحت میگویم خواندن جامعهشناسی نطفهای بود که او در من ایجاد کرد؛ بگذریم که بعدها متوجه شدم او خودش اصلاً جامعهشناس نبود.
رفتهرفته در پس نوشتههایش دو وجه از شریعتی برایم روشن شد؛ دو وجهی که مبنای نگاه متضاد امروز من به یک شخصیت است.
اصلاح مذهبی یا روشنفکری دینی: وجه اول شریعتی، اصلاح دینی و زدودن خرافات بود؛ کسی که بنا داشت جهان جدید را با مذهب شیعه سازگار کند و به این مذهب جنبهای عقلانی و منطقی ببخشد. در این مسیر، امثال او برای هر رخداد دینی به دنبال علتی موجه و علمی بودهاند. این نیز اعتراضی به وضع دینداری سنتیِ چشموگوشبسته بود.
ایدئولوگی برای مبارزه: اما وجه دوم شریعتی را باید در بستر اجتماعی و تاریخ زمانهاش دید. در زمانهای که انقلابها موتور جامعه ایران را هم روشن میکرد، این مذهبیون بودند که در میان اپوزیسیون گستردهترین پایگاه اجتماعی را داشتند. از این جهت، انقلاب نیازمند امثال شریعتی بود. اینگونه روشنفکران کراواتی باید نشان میدادند مذهبیون فقط آن آدمهای سنتی نیستند که در کنج حجره مینشینند و از دنیا خبری ندارند. ساخت یک ایدئولوژی از دین برای مبارزه با نظام سیاسی، با شمایل حاجیبازاریها و آن پیشانیهای پینهبسته که از دنیا بیخبر بودند، ممکن نبود. برای توده مردم، یک روشنفکر کراواتی که از حسین و ابوذر و علی بگوید جذابیت بیشتری داشت، مخصوصاً اگر بر عقلانیت دینی نیز تأکید میکرد. به این ترتیب، وجه دوم شریعتی بهشدت وابسته به وجه اول اوست.
احساسات متضاد امروز من نسبت به شریعتی در همین چند خط خلاصه میشود.
فارغ از جنبه اعتقادی، شریعتی در وجه اول برای من دعوت به عقلانیت بود و نپذیرفتن هرچه که سنت میگفت (به زبان امروزی، تفکر انتقادی).
اما درباره وجه دوم شریعتی، بارها با خود گفتهام: ای کاش شریعتی زنده میماند و میدید که نتیجه پیوند زدن اسلام و شخصیتهایش مثل ابوذر با سوسیالیسم چه دستگلی به بار آورده است!
اما شاید به شریعتی نیاز بود تا از عصر دین سنتی به دوره دین اصلاحی و سپس، امروز، به عصر پسادینی برسیم.
❤16👎9🤬1
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
Audio
🎧 اقتصاد در یک درس
خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت
🎙 اویس ارشادیان
درود دوستان.
در این فصل، به این موضوعات پرداخته شده:
• آنچه میبینیم، و آنچه نمیبینیم؛
• آیا وارد کردن خسارت به افراد برای رونق اقتصاد مفید است؟ برای مثال وقتی کسی شیشه ماشین شما را میشکند، به معنی ایجاد یک شغل و کسب درآمد برای شیشهبر است؛ آیا چنین خساراتی باعث ثروتمندتر شدن افراد در جامعه میشود؟
#خوانش_کتاب #هنری_هازلیت #اقتصاد_در_یک_درس #شیشه_شکسته
🆔 @oveissershadian | اویس ارشادیان
◼️@LiberalPodcast◼️
خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت
🎙 اویس ارشادیان
سه. شیشه شکسته
درود دوستان.
در این فصل، به این موضوعات پرداخته شده:
• آنچه میبینیم، و آنچه نمیبینیم؛
• آیا وارد کردن خسارت به افراد برای رونق اقتصاد مفید است؟ برای مثال وقتی کسی شیشه ماشین شما را میشکند، به معنی ایجاد یک شغل و کسب درآمد برای شیشهبر است؛ آیا چنین خساراتی باعث ثروتمندتر شدن افراد در جامعه میشود؟
#خوانش_کتاب #هنری_هازلیت #اقتصاد_در_یک_درس #شیشه_شکسته
🆔 @oveissershadian | اویس ارشادیان
◼️@LiberalPodcast◼️
❤3
Forwarded from مرتضی کاظمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 ویدیو
☑️ درباره وزارتِ ضدِ رفاه!
درباره وزارت کار،
حمایت از کارگران و
سیرکِ حداقل دستمزد
📹 گفتوگوی متین غفاریان با
مرتضی کاظمی
در این گفتوگو دربارهی چند محور اصلی صحبت کردهام:
▫️ چرا بهتر است وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ منحل و به یک دپارتمان کوچک در وزارت اقتصاد تبدیل شود؟
▫️ چگونه سازمان تأمین اجتماعی از طریق انحصار و اجبار، با حذف رقابت و کارآمدی به رفاه اقشار کمبرخوردار آسیب زده است؟
▫️ چرا ماجرای تعیین حداقل دستمزد، بیش از آنکه سیاستی مؤثر برای حمایت از کارگران باشد؛ یک سیرک دولتی برای پوشاندن ناکارآمدیهای ساختاری است؟
▫️ چرا اگر دولت واقعاً قصد حمایت از اقشار ضعیف را دارد؛ بهجای اجرای این نمایشهای پرهزینه باید جلوی تورم را بگیرد؟
▫️ آیا دولت در سیاستگذاریِ دستمزد واقعاً به نفع کارگران عمل کرده است؟
▫️ حکومت تا چه حد توانسته از اقشار کمبرخوردار حمایت کند؟
🗓 ضبطشده در ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
⏱ مدت: ۷۲ دقیقه
لینک در وبسایت قلمرو رفاه
بخش اول
بخش دوم
http://t.me/mortezakazemii
☑️ درباره وزارتِ ضدِ رفاه!
درباره وزارت کار،
حمایت از کارگران و
سیرکِ حداقل دستمزد
📹 گفتوگوی متین غفاریان با
مرتضی کاظمی
در این گفتوگو دربارهی چند محور اصلی صحبت کردهام:
▫️ چرا بهتر است وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ منحل و به یک دپارتمان کوچک در وزارت اقتصاد تبدیل شود؟
▫️ چگونه سازمان تأمین اجتماعی از طریق انحصار و اجبار، با حذف رقابت و کارآمدی به رفاه اقشار کمبرخوردار آسیب زده است؟
▫️ چرا ماجرای تعیین حداقل دستمزد، بیش از آنکه سیاستی مؤثر برای حمایت از کارگران باشد؛ یک سیرک دولتی برای پوشاندن ناکارآمدیهای ساختاری است؟
▫️ چرا اگر دولت واقعاً قصد حمایت از اقشار ضعیف را دارد؛ بهجای اجرای این نمایشهای پرهزینه باید جلوی تورم را بگیرد؟
▫️ آیا دولت در سیاستگذاریِ دستمزد واقعاً به نفع کارگران عمل کرده است؟
▫️ حکومت تا چه حد توانسته از اقشار کمبرخوردار حمایت کند؟
🗓 ضبطشده در ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
⏱ مدت: ۷۲ دقیقه
لینک در وبسایت قلمرو رفاه
بخش اول
بخش دوم
http://t.me/mortezakazemii
❤7👏4👍1
🖥 چرا خرها نمیفهمند؟
👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی
چه اتفاقی برای جوامع #چپ میافتد؟ در جامعه جهانی حتی یک مورد وجود ندارد که چپها به قدرت رسیده باشند و درد و رنج و قحطی در آن جامعه شروع نشده باشد.
چگونه است که با وجود تمام این تجربههای بشری همچنان تلاش برای ساخت یک جامعه چپ صورت میگیرد. چگونه است که سردمداران چپ نمیفهمند؟
چرا برای فهم مسائل پایهای به کنشگران چپ ساعتها باید بحث کرد؟ چرا چپها نمیفهمند؟
#چرا_چپها_نمیفهمند
#چپ_هرگز_نفهمید
◽️@utfinance◽️
👤 عباس سوری
©️ رسانه پارسی
چه اتفاقی برای جوامع #چپ میافتد؟ در جامعه جهانی حتی یک مورد وجود ندارد که چپها به قدرت رسیده باشند و درد و رنج و قحطی در آن جامعه شروع نشده باشد.
چگونه است که با وجود تمام این تجربههای بشری همچنان تلاش برای ساخت یک جامعه چپ صورت میگیرد. چگونه است که سردمداران چپ نمیفهمند؟
چرا برای فهم مسائل پایهای به کنشگران چپ ساعتها باید بحث کرد؟ چرا چپها نمیفهمند؟
#چرا_چپها_نمیفهمند
#چپ_هرگز_نفهمید
◽️@utfinance◽️
YouTube
چرا چپ ها نمی فهمند؟
چه اتفاقی برای جوامع چپ می افتد؟ در جامعه جهانی حتی یک مورد وجود ندارد که چپ ها به قدرت رسیده باشند و درد و رنج و قحطی در آن جامعه شروع نشده باشد. چگونه است که با وجود تمام این تجربه های بشری همچنان تلاش برای ساخت یک جامعه چپ صورت می گیرد. چگونه است که سردمداران…
🔥21👍9❤5👎4👏3🤬1
Forwarded from راهبرد (Amir Hossein KhaleQi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
توهم افول دلار
آیا دلار باید تاجوتخت خود را به یُوان واگذار کند!؟ یا داستان هژمونی دلار بسیار پیچیدهتر از این هاست؟
در نخستین قسمت «اکونومی پلیطیک» به سراغ یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد سیاسی جهان رفتهایم: هژمونی دلار!
در این برنامه بررسی میکنیم:
• چگونه دلار به ارز مسلط جهان تبدیل شد؟
• بازار یورودلار چیست و چرا بسیاری آن را ستون اصلی نظام مالی جهانی میدانند؟
• آیا سلطه دلار در حال افول است یا همچنان آقای اقتصاد جهان باقی خواهد ماند؟
از برتون وودز تا یورودلار و پترودلار، در این قسمت تلاش میکنیم تصویری جامع از سازوکار قدرت مالی آمریکا و جایگاه دلار در نظم جهانی ارائه دهیم.
در "اکونومی پلیطیک" دلار را از "تقاطع قدرت و ثروت" تماشا کنید!
لینک تماشای برنامه
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
آیا دلار باید تاجوتخت خود را به یُوان واگذار کند!؟ یا داستان هژمونی دلار بسیار پیچیدهتر از این هاست؟
در نخستین قسمت «اکونومی پلیطیک» به سراغ یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد سیاسی جهان رفتهایم: هژمونی دلار!
در این برنامه بررسی میکنیم:
• چگونه دلار به ارز مسلط جهان تبدیل شد؟
• بازار یورودلار چیست و چرا بسیاری آن را ستون اصلی نظام مالی جهانی میدانند؟
• آیا سلطه دلار در حال افول است یا همچنان آقای اقتصاد جهان باقی خواهد ماند؟
از برتون وودز تا یورودلار و پترودلار، در این قسمت تلاش میکنیم تصویری جامع از سازوکار قدرت مالی آمریکا و جایگاه دلار در نظم جهانی ارائه دهیم.
در "اکونومی پلیطیک" دلار را از "تقاطع قدرت و ثروت" تماشا کنید!
لینک تماشای برنامه
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
🖥 راست چیست؟
👤 اشکان زارع
© تأملات
آیا کسانی که در سیاست چپ نیستند را میتوان راست نامید؟ چرا سیاست از دریچه چپ سنجیده می شود؟
چه اتفاقاتی در قرون اخیر به این دیدگاه دامن زده است؟ کسانی که از سوی چپها راست نامیده میشوند دنبال چه اهدافی در امر سیاسی هستند؟
شما چه فکر میکنید، آیا راست گرایی به معنای نفی چپ است؟ آیا چپ گرایی اصول سیاست را تعیین میکند؟
این ویدیو در یکی از کلاسهای #چپ_نو در سالهای گذشته ضبط شده است.
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
© تأملات
آیا کسانی که در سیاست چپ نیستند را میتوان راست نامید؟ چرا سیاست از دریچه چپ سنجیده می شود؟
چه اتفاقاتی در قرون اخیر به این دیدگاه دامن زده است؟ کسانی که از سوی چپها راست نامیده میشوند دنبال چه اهدافی در امر سیاسی هستند؟
شما چه فکر میکنید، آیا راست گرایی به معنای نفی چپ است؟ آیا چپ گرایی اصول سیاست را تعیین میکند؟
این ویدیو در یکی از کلاسهای #چپ_نو در سالهای گذشته ضبط شده است.
◽️@utfinance◽️
YouTube
شما چه فکر می کنید، آیا راست گرایی به معنای نفی چپ است؟ آیاچپ گرایی اصول سیاست را تعیین می کند؟
آیا کسانیکه در سیاست چپ نیستند را می توان راست نامید؟ چرا سیاست از دریچه چپ سنجیده می شود؟ چه اتفاقاتی در قرون اخیر به این دیدگاه دامن زده است؟ کسانیکه از سوی چپ ها راست نامیده می شوند دنبال چه اهدافی در امر سیاسی هستند؟
شما چه فکر می کنید، آیا راست گرایی…
شما چه فکر می کنید، آیا راست گرایی…
👍7❤4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اولین حکومت لیبرال
👤 فاطمه نصیری
©️ برنامه دیکست / دنیای اقتصاد
سومین قسمت از «پرونده #لیبرالیسم» به بررسی ویژگیهای مختلف نخستین حکومت #لیبرال جهان، یعنی هلند قرن هفدهم پرداخته است.
در این زمان که اروپا زیر سلطه پادشاهان مطلقه و کلیسا اداره میشد، جمهوری هلند با رد سلطنت مطلقه، ساختاری غیرمتمرکز، جمهوریخواهانه و نمایندگی ایجاد کرد که قدرت را بین استانها، شهرها و مجالس محلی پخش کرده بود.
مدل از حکومت بر پایه تساهل مذهبی، آزادی بیان، مالکیت خصوصی، اقتصاد بازار آزاد و جدایی نسبی دین از سیاست بنا شده بود.
میتوان گفت که بورس آمستردام، به عنوان نخستین بورس سهام در جهان و همچنین بانک آمستردام از جمله مهمترین نمادهای اقتصاد این کشور بودند.
جمهوری هلند در این قرن، با جذب مهاجران که در میان آنها افرادی مانند دکارت نیز حضور داشتند، به پناهگاه آزادی تبدیل شد و نشان داد که آزادی سیاسی و مذهبی نه تنها با ثروت و نوآوری تعارضی ندارد، بلکه موتور اصلی پیشرفت است.
بنابراین میتوان گفت که هلند پیش از انگلستان و آمریکا، نخستین آزمایش موفق حکومت لیبرال را اجرا کرد.
◽️@utfinance◽️
👤 فاطمه نصیری
©️ برنامه دیکست / دنیای اقتصاد
سومین قسمت از «پرونده #لیبرالیسم» به بررسی ویژگیهای مختلف نخستین حکومت #لیبرال جهان، یعنی هلند قرن هفدهم پرداخته است.
در این زمان که اروپا زیر سلطه پادشاهان مطلقه و کلیسا اداره میشد، جمهوری هلند با رد سلطنت مطلقه، ساختاری غیرمتمرکز، جمهوریخواهانه و نمایندگی ایجاد کرد که قدرت را بین استانها، شهرها و مجالس محلی پخش کرده بود.
مدل از حکومت بر پایه تساهل مذهبی، آزادی بیان، مالکیت خصوصی، اقتصاد بازار آزاد و جدایی نسبی دین از سیاست بنا شده بود.
میتوان گفت که بورس آمستردام، به عنوان نخستین بورس سهام در جهان و همچنین بانک آمستردام از جمله مهمترین نمادهای اقتصاد این کشور بودند.
جمهوری هلند در این قرن، با جذب مهاجران که در میان آنها افرادی مانند دکارت نیز حضور داشتند، به پناهگاه آزادی تبدیل شد و نشان داد که آزادی سیاسی و مذهبی نه تنها با ثروت و نوآوری تعارضی ندارد، بلکه موتور اصلی پیشرفت است.
بنابراین میتوان گفت که هلند پیش از انگلستان و آمریکا، نخستین آزمایش موفق حکومت لیبرال را اجرا کرد.
◽️@utfinance◽️
❤22👍4👎1