Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
918 videos
1.15K files
3.06K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📄 مشروطه‌خالی

👤 محمدحسین همت‌پور

مشکل اساسی افرادی که خود را به نام #مشروطه‌خواه جعل می‌کنند، عدم شناخت کافی نسبت به تفاوت امر حقوقی و امر سیاسی است.

امر حقوقی محصول امر سیاسی است، نه منشأ آن. در واقع، زمانی که امر سیاسی قرار است به صورت عینی به تایید همگان برسد و از پس آن قراردادی نوشته شود که صاحب وجوه سیاست‌های جاری است، #قانون متولد می‌شود.
پس در زمانی که وضعیت استثنایی است و قانونی وجود ندارد، امر سیاسی (اراده و تصمیم نیروهای میدان قدرت و به تبع آن رهبر فرهمند که به صورت ضمنی به تایید همگان رسیده) بر وضعیت مقدم است. اصولا اگر قانونی در کار بود این وضعیت رخ نمی‌داد و همه چیز به صورت حقوقی و آیین نامه‌ای جلو میرفت.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👏11👎10👍3🤬2
📄 چگونه «میلتون فریدمن» نظریه «کینز» را باطل کرد | مرگ اقتصاد کینزی با وقوع «رکود تورمی»

◽️ وقوع بحران‌های اقتصادی دهه ۱۹۷۰ در ایالات متحده، چارچوب نظری جان مینارد کینز را زیر سوال برد و پدیده‌ای را آشکار کرد که تئوری کینزی توانایی تبیین آن را نداشت: «#رکود_تورمی».

◽️ تئوری اقتصاد کلان جان مینارد #کینز که پس از رکود بزرگ ابتدای دهه ۱۹۳۰ به عنوان نظریه غالب اقتصادی در جهان غرب ظهور کرد، بر این فرض استوار بود که نوسانات اقتصادی عمدتاً ناشی از تغییرات در تقاضای کل است. کینز و پیروانش استدلال می‌کردند که مکانیزم بازار آزاد فاقد توانایی خوداصلاحی سریع برای رسیدن به تعادل و دستیابی به اشتغال کامل است، بنابراین، دولت‌ها باید از طریق سیاست‌های مالی، مانند افزایش مخارج دولتی و ایجاد کسری بودجه، تقاضا را تحریک کنند تا اقتصاد را از #رکود خارج سازند.

◽️ برای چندین دهه، این رویکرد به نظر موفقیت‌آمیز می‌رسید و دوره‌ای از رشد پایدار و بیکاری پایین را رقم زد. مبنای تجربی و ابزار اصلی سیاست‌گذاری کینزین‌ها در این دوران، #منحنی_فیلیپس بود؛ یک رابطه آماری معکوس میان نرخ تورم و نرخ بیکاری که در سال ۱۹۵۸ توسط ویلیام فیلیپس کشف شد. بر اساس این منحنی، سیاست‌گذاران تصور می‌کردند که با یک مبادله یا بده-بستان دائمی روبرو هستند: آن‌ها می‌توانند با پذیرش کمی #تورم بیشتر، #بیکاری را کاهش دهند یا برعکس.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

#میلتون_فریدمن

◽️@utfinance◽️
👍101
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 حاکمیتِ قانون یا حاکمیتِ حقوق؟

👤 مرتضی کاظمی

🔗 ویدیوی کامل نشست

◽️@utfinance◽️
👌2
Forwarded from اشکان زارع
به زودی؛ علاقه مندان پیام بگذارند.
@ashkanzarereflection
👌12👎93👍3
Forwarded from A New Liberty
آموزش رسمی با فرزندانمان چه می‌کند؟

دوست من در کانال همسایه، مطلبی چند قسمتی درباره آموزش رسمی و درس‌هایی که به فرزندان ما می‌آموزد، آماده کرده است. جزئیات آن در خور توجه بوده و از جنبه‌ای کمتر آشنا به آن پرداخته است. در آن می‌خوانیم:

در مباحث عمومی، هنگامی که بحث از آموزش و پرورش به میان می‌آید، عموماً مردم پرسش‌هایی نظیر این پرسش‌ها را مدّنظر قرار می‌دهند: آیا آموزش و پرورش باید خصوصی‌سازی شود؟ چگونه آموزش و پرورش ملّی تأسیس کنیم که برای تمامی کودکان و فرهنگ‌های ایرانی مناسب باشد؟ آیا درست است که برای آموزش و پرورش مالیات بگیریم؟ و هزاران مسئله دیگر از این دست یا در این باره. من در این مطلب نمی‌خواهم به هیچ یک از این مطالب بپردازم زیرا آن‌ها را حواشی‌‌ای بر مسئله اصلی میدانم و پرداختن به حواشی را، پیش از روشن شدن مسئله اصلی، بیراهه ارزیابی می‌کنم. مسئله اصلی که باید بدان پرداخت روش آموزش رسمی کنونی است. به عبارت دیگر؛ پیش از اینکه ثمرات، فرضیات و کارکرد این آموزش مشخّص شود، صحبت از خصوصی‌سازی با ملّی‌سازی آن کژراهه‌ای بیش نیست.

جان کلامی که می‌خواهم آن را با شما در میان بگذارم این است: آموزش و پرورش کنونی ما بیمار است و این بیماری امری تصادفی یا عارضی نیست بلکه از ماهیت این آموزش ناشی می‌شود. به عبارت دیگر؛ حرف من این است که تمامی مباحث پیرامون بد کارکردنِ آموزش و پرورش فعلی بیهوده است زیرا آموزش کنونی دارد کار خود را به خوبی انجام می‌دهد: تولید انسان‌هایی میان‌مایه و بیمار. تا این مسئله به درستی تشخیص داده نشود صحبت درباره سایر مسائل حاشیه است: روش جاری آموزشی روشی است ضد زندگی، ضد خانواده، ضدّ انسانیت. درواقع، روش جاری آموزشی درحال تخریب زندگی و آینده و همچنین نابودی رشد و شکوفایی کودکان ماست.


دسترسی کامل به مطلب:

مقدمه؛ درس‌های آموزش رسمی به فرزندانمان

درس اول: همواره راه خود در جهان را گم کنید

درس دوم: چگونه یک برده خوب باشید

درس سوم: به درک! چیز با اهمیتی در جهان وجود ندارد

درس چهارم: شما هیچ حقوقی ندارید

درس پنجم: همواره مقلد بمانید

درس ششم: همیشه محتاج تایید دیگران باشید

درس هفتم: حریم خصوصی حرف مفت است!

جمع‌بندی

@Mehrannotes
👍91👎1👏1
📄 آیا فناوری آمریکا شکاف رفاهی با اروپا را بیشتر کرده است؟

👤 امیرمحمد علوی

مناقشه میان #پل_کروگمن و منتقدان اروپایی او تنها یک اختلاف فنی درباره نحوه محاسبه #بهره‌وری نیست. این جدال در لایه‌ای عمیق‌تر، بازتاب دو نگاه متفاوت به ماهیت شاخص‌های کلان اقتصادی و توانایی آن‌ها در بازنمایی واقعیت است؛ همان پرسشی که فریدریش #هایک دهه‌ها پیش در نقد رویکردهای کل‌گرایانه اقتصاد مطرح کرده بود.

◽️@utfinance◽️
7
Forwarded from A New Liberty
🔻در توجیه پیامدگرایانه اخلاق عینی


هایک ، اقتصاددان طرفدار بازار آزاد، که به هیچ‌وجه یک «افراطی» به حساب نمی‌آید، به شیوایی تمام درباره‌ اهمیت حیاتی حفظ ایدئولوژی ناب و افراطی، به‌عنوان کیشی که هرگز نباید فراموش شود، در موفقیت آزادی قلم زده است. هایک می‌نویسد که یکی از جنبه‌های جذاب سوسیالیسم این بوده است که دائما بر هدف «ایده‌آل» خود تاکید دارد؛ ایده‌آلی که بر تمام کسانی که برای تحققش می‌کوشند نفوذ دارد، آگاهشان می‌کند و چراغ راه اقداماتشان است. هایک می‌افزاید:

بار دیگر، باید ساخت یک جامعه‌ آزاد را به یک ماجراجویی فکری و اقدامی از سر شجاعت تبدیل کنیم. آن چه که نداریم یک آرمانشهر لیبرال است؛ یعنی برنامه‌ای که نه یک دفاعِ صرف از آن چه که هست باشد و نه نوعی سوسیالیسم رقیق به شمار بیاید؛ یعنی یک رادیکالیسمِ واقعا لیبرال که چشمش را بر فسادپذیری قدرتمندان (از جمله اتحادیه‌های تجاری) نمی‌بندد، بر عملگرایی تاکید بیش از اندازه ندارد، و خود را به آنچه که اکنون به لحاظ سیاسی امکان‌پذیر به نظر می‌رسد محدود نمی‌سازد. ما نیازمند آن دسته از رهبران فکری هستیم که آماده مقاومت در مقابل چاپلوسی‌ قدرت و نفوذ باشند و مشتاقانه خود را وقف آرمانی کنند که ممکن است چشم‌انداز تحقق آن در آینده نزدیک بعید باشد. آن‌ها باید انسان‌هایی باشند که می‌خواهند به اصول پایبند بمانند و برای تحقق کامل آن‌ها، هرقدر بعید، بجنگند. ... «تجارت آزاد» و «آزادی فرصت» آرمان‌هایی هستند که همچنان می‌توانند خیالات انبوهی را برانگیزند، اما صرفِ «آزادی معقول تجارت» یا «تعدیل محدودیت‌ها» نه به لحاظ فکری شایسته‌ احترام است و نه احتمالا بتواند هیچ شور و اشتیاقی را برانگیزد. مهم‌ترین درسی که یک لیبرال راستین باید از موفقیت سوسیالیست‌ها بیاموزد این است که شجاعت آن‌ها برای آرمانشهرگرایی، که حمایت روشنفکران و متعاقبا نفوذ بر افکار عمومی را برایشان به همراه داشت، موجب شد تا چیزی را که مطلقاً دور از دسترس به‌نظر می‌رسید روزبه‌روز امکان‌پذیرتر شود. کسانی که خود را صرفا درگیر چیزی می‌سازند که در چارچوب عقاید موجود عملی به‌نظر می‌رسد، همواره درمی‌یابند که در نتیجه تغییر افکار عمومی – که هیچ کاری برای هدایت آن انجام نداده‌اند- حتی این کار نیز از لحاظ سیاسی به‌سرعت غیرممکن شده است. چنانچه نتوانیم بنیادهای فلسفی یک جامعه‌ آزاد را باردیگر به یک مسئله‌ فکری زنده تبدیل کنیم، و اجرای آن را به وظیفه‌ای بدل سازیم‌ که نبوغ و خیال سرزنده‌ترین اذهان ما را به چالش می‌کشند، جای تردید ندارد که چشم‌انداز آزادی تاریک خواهد بود. اما اگر بتوانیم آن باور به قدرت ایده‌ها را که نشانه لیبرالیسم در عالی‌ترین دوران خود بود، دوباره به دست بیاوریم نبرد را نباخته‌ایم.

در اینجا هایک به حقیقتی مهم و علتی کلیدی اشاره می‌کند که چرا باید بر هدف نهایی پافشاری کنیم: شور و اشتیاقی که یک نظام منطقی نامتناقض و استوار می‌تواند القا کند. در مقابل، چه کسی برای کاهش دو درصدی مالیات‌ها راهی سنگر می‌شود؟

موری روتبارد، برای یک آزادی نوین، مانیفست لیبرتارین

@Mehrannotes
9👍1👎1
📄 چرا دولت‌ها شکست می‌خورند؟

👤 امیرمحمد علوی

پدیده‌ای به نام #شکست_بازار نقل محافل سیاستمداران، فعالان اجتماعی، اقتصاددانان و دیگر گروه‌های اجتماعی است؛ اینکه بازار در برخی موارد،‌ که البته هر سال تعداد این موردها افزایش می‌یابد، با شکست مواجه می‌شود و راه‌حل، ورود دولت و مداخله این نهاد است؛ گویی که بازار چون یک بیماری در انسان ظهور می‌کند و دولت مانند طبیبی حاذق به درمان آن می‌پردازد.
فارغ از اینکه استدلال‌ها در رابطه با شکست بازار چقدر معتبر و دقیق هستند، سوالی که در اینجا می‌توان طرح کرد این است که اصلا بر فرض بازار شکست خورد؛ آیا دولت توان این را دارد که این به عبارتی شکست را به پیروزی تبدیل کند؟

#شکست_دولت
◽️@utfinance◽️
8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 قبیله‌ای به‌نام دولت

👤 گفت‌وگو با مهشید معیری
یکی از دو مترجم کتاب «قبیله علیه آزادی» نوشته ماریو بارگاس یوسا

◽️@utfinance◽️
10
#منتشر_شد

تراژدی آزادی (تاریخ انقلاب چین 1945-1957)
فرانک دیکوتر
ترجمه امین یوسفی
دبیر مجموعه: احسان عزیزی
کتابستان برخط
چاپ اول 1405
800.000 640.000 ت

پشت پوسترهای تبلیغاتی چینِ مائو چه می‌گذشت؟
آیا تولد یک حکومت جدید، ارزش نابودی رؤیای میلیون‌ها انسان را داشت؟

همه چیز با وعده‌ی آزادی، عدالت و رهایی از بند استعمار آغاز شد؛ اما پشت دیوارهای بلند چینِ مائو، رخدادهای تراژیک و متفاوتی در حال رقم خوردن بود. فرانک دیکوتر در کتاب تراژدی رهایی، با دسترسی بی‌سابقه به آرشیوهای محرمانه‌ی حزب کمونیست، پرده از سال‌هایی برمی‌دارد که تا پیش از این در تاریکی تاریخ پنهان مانده بود.

این کتاب، روایتگر داستانِ مردمی است که به نام آزادی، گرفتار یکی از مخوف‌ترین نظام‌های توتالیتر جهان شدند. دیکوتر با قلمی پرکشش و مستند، ما را به دل سال‌های ۱۹۴۹ تا ۱۹۵۷ می‌برد؛ جایی که امید به سرعت جای خود را به وحشت، پاکسازی‌های عقیدتی و سکوت مرگبار داد.

تراژدی آزادی صرفاً یک کتاب تاریخی نیست؛ یک هشدار زنده و تکان‌دهنده است درباره‌ی اینکه چگونه آرمان‌شهرهای سیاسی می‌توانند به کابوس‌های بشری تبدیل شوند.


🔗سفارش از برخط بوک


🆔 @BarkhatBook
👍9👎21
۱. مقدمه
اقتصاد در یک درس، هنری هازلیت
🎧 اقتصاد در یک درس

خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت

🎙 اویس ارشادیان

یک. مقدمه


درود دوستان.

این اولین فایل صوتی از کتاب اقتصاد در یک درس، نوشته هنری هازلیته. در ابتدا نکاتی که دونستنش برای شنونده لازم بود رو بیان کردم.

در ادامه، پیشگفتار و مقدمه نویسنده رو خوندم.
در مقدمه نویسنده توضیح می‌ده که هدف کتاب چیه، انگیزه‌ش از نوشتن کتاب چی بوده و از اندیشه کدام اقتصاددان‌ها در نوشتن کتاب استفاده کرده.


#هنری_هازلیت
#اقتصاد_در_یک_درس
#مقدمه

🆔 @oveissershadian  |  اویس ارشادیان

لینک اینستاگرام و ایکس:
Instagram | X | YouTube

◼️@LiberalPodcast◼️
9👍3
📄 هنری هازلیت؛ روزنامه‌نگاری که آموزگار اقتصاد میلیون‌ها نفر شد

بهترین آموزگار اقتصاد در آمریکا هرگز حتی در یک کلاس دانشگاهی هم تدریس نکرد.
#هنری_هازلیت (1894-1993) از طریق روزنامه‌نگاری به مخاطبان بیشتری در مقایسه با آنچه بیشتر اقتصاددانان دانشگاهی در طول عمرشان به آن می‌رسند، دست یافت. بدین ترتیب او کاری کرد که دیگر کسی نتواند ایده‌های پیچیده را نادیده بگیرد.

#روزنامه‌نگاری مدرن، با یک مشکل انگیزشی روبه‌روست. ساختار آن سرعت را بر دقت، واکنش هیجانی را بر بینش و گفتن آنچه را که مخاطبان می‌خواهند بشنوند بر آنچه نیاز دارند بفهمند، ترجیح می‌دهند. الگوریتم‌ها هرآنچه کلیک ایجاد کند تقویت می‌کنند. حقیقت به موضوعی درجه‌دوم تبدیل می‌شود. هازلیت اما بر اساس اصولی کاملاً متفاوت عمل می‌کرد.

فلسفه او این بود: وضوح، احترام است. او باور داشت که خوانندگان شایسته آن هستند که حقیقت اقتصادی به‌خوبی برایشان توضیح داده شود: نه آن‌قدر ساده‌سازی شود که بی‌معنا گردد، نه زیر انبوهی از اصطلاحات دانشگاهی دفن شود و نه برای تأیید سوگیری‌هایشان تحریف شود. هدف او این بود که سازوکارهای پیچیده اقتصادی را آن‌قدر روشن کند که مردم عادی بتوانند با آن‌ها دنیای خود را بفهمند. وقتی به هوش مخاطب‌تان احترام بگذارید، آن‌ها هم پاداش‌تان را با اعتماد به شما می‌دهند.

#هازلیت از ۱۹۳۴ تا ۱۹۶۶ برای تأثیرگذارترین #نشریات آمریکا نوشت. سرمقاله‌هایش در #نیویورک_تایمز به دست میلیون‌ها نفر می‌رسیدند. ستون‌هایش در #نیوزویک بیست سال بی‌وقفه منتشر شدند. اما نکته مهم این است: در سال ۱۹۴۶ کتاب «#اقتصاد_در_یک_درس» را منتشر کرد. دویست صفحه‌ای که تفکر اقتصادی را به چنان زبانی فشرده می‌کرد که هرکسی می‌توانست درک کند. این کتاب بیش از یک میلیون نسخه فروخت و هشتاد سال بعد هم‌چنان چاپ می‌شود. این همان میوه‌ای است که وقتی از انتخاب میان دقت علمی یا وضوح سر باز می‌زنید، به دست می‌آید.

نوشته‌های او شکست دهه‌ها سیاست‌گذاری را با دقتی ناراحت‌کننده پیش‌بینی کرد. در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ هشدار می‌داد که کنترل قیمت‌ها کمبود ایجاد خواهد کرد؛ هشدار می‌داد که #تورم از گسترش پولی ناشی می‌شود، نه از طمع شرکت‌ها؛ و اینکه قوانین حداقل دستمزد اشتغال کم‌مهارت‌ترین افراد را کاهش خواهد داد. بسیاری از اقتصاددانان جریان اصلی این استدلال‌ها را ایدئولوژیک می‌دانستند. پس از آن دهه ۱۹۷۰ فرا رسید و در تک‌تک موارد حقانیت او را ثابت کرد.

او به مدارک رسمی نیاز نداشت. چیزی بهتر در چنته داشت: توانایی نشان دادن استدلال‌هایش به زبانی ساده تا خوانندگان خودشان بتوانند منطق را بررسی کنند. این همان صداقت فکری است که عصر الگوریتم‌ها به‌شدت به آن نیاز دارد.

رسانه‌های امروز بیش از هر زمان دیگری به این الگو نیاز دارند. انگیزه‌هایی که به پوشش سطحی امور پاداش می‌دهند، نه‌تنها از میان نرفته‌اند، بلکه تشدید هم شده‌اند. مدل‌های کسب‌وکار سرعت را بر عمق ترجیح می‌دهند. فشارهای تحریریه‌ای، به چالش کشیدن منافع قدرتمند را دلسرد می‌کند. الگوریتم‌ها هرآنچه را که تعامل ایجاد کند، فارغ از دقت آن، ترویج می‌دهند؛ بااین‌همه، مخاطبان همچنان تشنه روزنامه‌نگارانی‌اند که بتوانند واقعیت اقتصادی را روشن و صادقانه توضیح دهند.

بدون روزنامه‌نگارانی مانند هازلیت ما سامانه‌ی هشدار زودهنگام خود را از دست می‌دهیم. وقتی حرفه‌ی روزنامه‌نگاری به اجرای صرف فروکاسته شود، سیاست‌گذاری‌های بد، بدون چالش باقی می‌مانند، استدلال‌های معیوب بی‌مهار گسترش می‌یابند و مردم دیگر به هیچ منبعی اعتماد نمی‌کنند. راهکار، نه رها کردن روزنامه‌نگاری، بلکه پرورش نسل جدیدی است که آنچه را که هازلیت می‌دانست، درک کنند: وضوح و پایبندی به اصول تأثیری می‌آفریند که از «وایرال‌شدن‌های» لحظه‌ای ماندگارتر است.

🎧 بشنوید: پادکست اقتصاد در یک درس

◽️@utfinance◽️
👍135
02. درس
اقتصاد در یک درس. هنری هازلیت
🎧 اقتصاد در یک درس

خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت

🎙 اویس ارشادیان

دو. درس


درود دوستان.

در این فصل، به این موضوعات پرداخته شده:
• منشأ نظریات متوهمانه در اقتصاد چیه؟
• یک اقتصاددان خوب با یک اقتصاددان بد چه تفاوتی داره؟
• چرا همیشه اقتصاددانان بد در جلب نظر عموم موفق‌تر هستند؟

#خوانش_کتاب #هنری_هازلیت #اقتصاد_در_یک_درس #درس


🆔
@oveissershadian  |  اویس ارشادیان

◼️@LiberalPodcast◼️
11
Forwarded from پادچپ
میلتون فریدمن در مورد سیستم مدارس دولتی:

«آن‌چه ما داریم یک انحصار است و مانند هر انحصار دیگری، محصولی بی‌کیفیت را با هزینه بسیار بالا تولید می‌کند.»

«راه بهبود این وضعیت، ایجاد رقابت است - تا والدین بتوانند مدارسی را که فرزندان‌شان در آن تحصیل می‌کنند، انتخاب کنند.»

@antileft01
👍35👎11👌3👏2
📄 نگاهی به کتاب «نه مارکس، نه عیسی» نوشته ژان فرانسوا رُوِل

سارتر زمانی گفته بود که «هر ضد کمونیستی، یک سگ است». در زمانه‌ای که سارتر پیامبر فرهنگی اروپا بود، ژان فرانسوا رُوِل با نوشتن کتاب «نه مارکس، نه عیسی» علیه روشنفکری چپ شورش کرد و نشان داد که چگونه یک ایدئولوژی که ادعای رهایی انسان را دارد، به ابزاری برای سرکوب و طرد و کشتار انسان‌ها تبدیل شده است.

🔗 اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍28👎32👏2
Forwarded from بی ستون
آن مرد جامعه‌شناس نبود
 
✍️ کیاوش حافظی
 
نام علی شریعتی امروز برای من بازتاب احساساتی دوگانه است. نخستین بار ۱۸–۱۹ سال پیش با او آشنا شدم؛ با گوش دادن به سخنرانی‌ای سرشار از بیان رتوریک و اعتراض: «پدر و مادر، ما متهمیم.»
 
برای منی که سازگاری دینداری با جهان مدرن برایم مسئله شده بود، شریعتی درمان بود؛ کسی که مسلمانی (یا به زبان امروز، زیست معنوی) در عصر جدید را ممکن جلوه می‌داد.
 
به‌هرحال، اگر کسی در جوانی شیفته نویسنده‌ای شود و تصمیم بگیرد همه آثارش را تا انتها بخواند، بالاخره روزی به خط پایان می‌رسد. حتی به صراحت می‌گویم خواندن جامعه‌شناسی نطفه‌ای بود که او در من ایجاد کرد؛ بگذریم که بعدها متوجه شدم او خودش اصلاً جامعه‌شناس نبود.
 
رفته‌رفته در پس نوشته‌هایش دو وجه از شریعتی برایم روشن شد؛ دو وجهی که مبنای نگاه متضاد امروز من به یک شخصیت است.
 
اصلاح مذهبی یا روشنفکری دینی: وجه اول شریعتی، اصلاح دینی و زدودن خرافات بود؛ کسی که بنا داشت جهان جدید را با مذهب شیعه سازگار کند و به این مذهب جنبه‌ای عقلانی و منطقی ببخشد. در این مسیر، امثال او برای هر رخداد دینی به دنبال علتی موجه و علمی بوده‌اند. این نیز اعتراضی به وضع دینداری سنتیِ چشم‌وگوش‌بسته بود.
 
ایدئولوگی برای مبارزه: اما وجه دوم شریعتی را باید در بستر اجتماعی و تاریخ زمانه‌اش دید. در زمانه‌ای که انقلاب‌ها موتور جامعه ایران را هم روشن می‌کرد، این مذهبیون بودند که در میان اپوزیسیون گسترده‌ترین پایگاه اجتماعی را داشتند. از این جهت، انقلاب نیازمند امثال شریعتی بود. این‌گونه روشنفکران کراواتی باید نشان می‌دادند مذهبیون فقط آن آدم‌های سنتی نیستند که در کنج حجره می‌نشینند و از دنیا خبری ندارند. ساخت یک ایدئولوژی از دین برای مبارزه با نظام سیاسی، با شمایل حاجی‌بازاری‌ها و آن پیشانی‌های پینه‌بسته که از دنیا بی‌خبر بودند، ممکن نبود. برای توده مردم، یک روشنفکر کراواتی که از حسین و ابوذر و علی بگوید جذابیت بیشتری داشت، مخصوصاً اگر بر عقلانیت دینی نیز تأکید می‌کرد. به این ترتیب، وجه دوم شریعتی به‌شدت وابسته به وجه اول اوست.
 
احساسات متضاد امروز من نسبت به شریعتی در همین چند خط خلاصه می‌شود.

فارغ از جنبه اعتقادی، شریعتی در وجه اول برای من دعوت به عقلانیت بود و نپذیرفتن هرچه که سنت می‌گفت (به زبان امروزی، تفکر انتقادی).

اما درباره وجه دوم شریعتی، بارها با خود گفته‌ام: ای کاش شریعتی زنده می‌ماند و می‌دید که نتیجه پیوند زدن اسلام و شخصیت‌هایش مثل ابوذر با سوسیالیسم چه دست‌گلی به بار آورده است!

اما شاید به شریعتی نیاز بود تا از عصر دین سنتی به دوره دین اصلاحی و سپس، امروز، به عصر پسادینی برسیم.
15👎9🤬1
Audio
🎧 اقتصاد در یک درس

خوانش کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشته هنری هازلیت

🎙 اویس ارشادیان

سه. شیشه شکسته


درود دوستان.

در این فصل، به این موضوعات پرداخته شده:
• آنچه می‌بینیم، و آنچه نمی‌بینیم؛
• آیا وارد کردن خسارت به افراد برای رونق اقتصاد مفید است؟ برای مثال وقتی کسی شیشه ماشین شما را می‌شکند، به معنی ایجاد یک شغل و کسب درآمد برای شیشه‌بر است؛ آیا چنین خساراتی باعث ثروتمندتر شدن افراد در جامعه می‌شود؟

#خوانش_کتاب #هنری_هازلیت #اقتصاد_در_یک_درس #شیشه_شکسته


🆔
@oveissershadian  |  اویس ارشادیان

◼️@LiberalPodcast◼️
3
Forwarded from مرتضی کاظمی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 ویدیو
☑️ درباره وزارتِ ضدِ رفاه!

درباره وزارت کار،
حمایت از کارگران و
سیرکِ حداقل دستمزد

📹 گفت‌وگوی متین غفاریان با
مرتضی کاظمی

در این گفت‌وگو درباره‌ی چند محور اصلی صحبت کرده‌ام:

▫️ چرا بهتر است وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛ منحل و به یک دپارتمان کوچک در وزارت اقتصاد تبدیل شود؟

▫️ چگونه سازمان تأمین اجتماعی از طریق انحصار و اجبار، با حذف رقابت و کارآمدی به رفاه اقشار کم‌برخوردار آسیب زده است؟

▫️ چرا ماجرای تعیین حداقل دستمزد، بیش از آن‌که سیاستی مؤثر برای حمایت از کارگران باشد؛ یک سیرک دولتی برای پوشاندن ناکارآمدی‌های ساختاری است؟

▫️ چرا اگر دولت واقعاً قصد حمایت از اقشار ضعیف را دارد؛ به‌جای اجرای این نمایش‌های پرهزینه باید جلوی تورم را بگیرد؟

▫️ آیا دولت در سیاست‌گذاریِ دستمزد واقعاً به نفع کارگران عمل کرده است؟
▫️ حکومت تا چه حد توانسته از اقشار کم‌برخوردار حمایت کند؟

🗓 ضبط‌شده در ۱۴ اسفند ۱۴۰۴
مدت: ۷۲ دقیقه

لینک در وبسایت قلمرو رفاه
بخش اول
بخش دوم

http://t.me/mortezakazemii
7👏4👍1