Finance & Economics
12K subscribers
1.63K photos
902 videos
1.14K files
2.98K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Finance & Economics
📑 سهم حق بیمه کارفرما کاهش می‌یابد احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در مکاتبه‌ای با وزیر امور اقتصادی و دارایی، جزئیات اصلاحات این وزارتخانه برای گنجاندن در «لایحه ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» را تشریح کرد. بر این اساس سهم حق بیمه پرداختی کارفرمایان…
📄 نقد یک اقتصاددان بر «لایحه ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی»

👤 محمد طبیبیان

نمی دانم نامه فوق واقعی است یا ساختگی. اگر واقعی باشد واقعا عجیب و نگران کننده است. می‌خواهند بار تامین اجتماعی را به دوش دولت، بودجه عمومی و در واقع مالیات دهنده بیاندازند که هر دو آه ندارند با ناله سودا کنند.

تأمین اجتماعی قرار بوده یک نظام بیمه‌ای باشد، کارگر یا کارمند تحت پوشش به مرور مبالغی پرداخت کند، کارفرما نیز بخشی را تأمین و این منابع سرمایه‌گذاری شود و پس از باز نشسته شدن، در آمد حاصل به باز نشسته پرداخت گردد.
نگران کننده است. چرا؟ چون صحبتی که از مدت‌ها قبل مطرح بود پیرامون این که کف‌گیرهای صندوق‌ها به ته دیگ خورده دارد رو می‌شود.

دیگر نگرانی این که طبق پیش‌نهاد متن نامه قرار است از محل مالیات پرداخت‌ها انجام شود!! بسی تعجب، در آمد نفت که جدا جداً جدا جدا! در شرایط موجود مالیات دهنده نه کسب و کار درست و درمانی نه فعالیت اقتصادی پایداری دارد. فشار بر دریافت دارایی‌های موجود مردم بیشتر می‌شود و فقر گسترده‌تر.
راه دیگر خلق پول به صورت فزاینده است و این محتمل‌تر، این هم یعنی تورم و فقر و بهم پاشیدگی بیشتر نظم اقتصاد و اجتماع. برادران یک فکر اساسی بکنید این شیوه‌ها که سیب‌زمینی داغ را کف دست بغل دستی پرتاب کنید راه کار نیست و راه به جایی نمی‌برد.

◽️@utfinance◽️
👍101
👤 امروز، باب مورفی ۵۰ ساله می‌شود

پروفسور رابرت مورفی، در طول چند دهه گذشته، به یکی از محبوب‌ترین اقتصاددانان تبدیل شده است.
کتاب‌ها، مقالات و پادکست‌های او بدون شک هزاران نفر را برای اولین بار با ایده‌های علم اقتصاد و مکتب اتریشی آشنا کرده‌اند.

امروز روزی برای بزرگداشت سهم او در گسترش ایده‌های آزادی است.

کتاب «درک و سازدوکارهای پول» نگاهی به نظریه، تاریخ و عملکرد پول و سیستم بانکی مدرن ارائه می‌دهد.
مورفی از ریشه‌های پول کالایی و استاندارد طلای کلاسیک شروع می‌کند، از طریق ایجاد فدرال رزرو و سازوکار خلق پول توسط بانک‌های مرکزی و بانک‌های تجاری پیش می‌رود و به جدیدترین عملیات فدرال رزرو می‌رسد.

◽️@utfinance◽️
2
سرگردان میان واقعیت و ایدئولوژی.pdf
121 KB
📄 سرگردان میان واقعیت و ایدئولوژی؛ آصف بیات و شعارهای خیزش دی ماه

👤 کاوه کاردگر

پیش از این در نوشته‌ای (اینجا) به نقد روایت #آصف_بیات در مورد دی‌ماه 404 پرداختم و سعی کردم نشان‌ دهم چطور روایت ایشان در بررسی میزان استقبال از اعتراضات مبتنی بر قومیت، نادرست بوده و منجر به تحریف، حذف، و بی‌صداسازی بخش بزرگی از جامعه ایران شده‌ است.

در این یادداشت و احتمالا یادداشت‌های دیگری در ادامه، به وجوه دیگر متن آقای بیات می‌پردازم. تحلیل کلی من همچنان مانند نوشتۀ پیشین چنین است که گزارش و روایتی که آقای بیات از اعتراضات دی‌ماه ارائه می‌دهد به خصوص مقایسه آن با جنبش پیشین یعنی زن، زندگی، آزادی؛ نادرست، غرض‌ورزانه و غیرمنطبق با واقعیت جامعه ایران و این موج اعتراضی است.



🔗 همچنین بخوانید: آیا می‌توان گفت روایت آصف بیات فاشیستی است؟ 

◽️@utfinance◽️
👌6👎1
📄 سرگردان میان واقعیت و ایدئولوژی؛ آصف بیات و شعارهای خیزش دی ماه

👤 کاوه کاردگر

پیش از این در نوشته‌ای (اینجا) به نقد روایت #آصف_بیات در مورد دی‌ماه 404 پرداختم و سعی کردم نشان‌ دهم چطور روایت ایشان در بررسی میزان استقبال از اعتراضات مبتنی بر قومیت، نادرست بوده و منجر به تحریف، حذف، و بی‌صداسازی بخش بزرگی از جامعه ایران شده‌ است.

در این یادداشت و احتمالا یادداشت‌های دیگری در ادامه، به وجوه دیگر متن آقای بیات می‌پردازم. تحلیل کلی من همچنان مانند نوشتۀ پیشین چنین است که گزارش و روایتی که آقای بیات از اعتراضات دی‌ماه ارائه می‌دهد به خصوص مقایسه آن با جنبش پیشین یعنی زن، زندگی، آزادی؛ نادرست، غرض‌ورزانه و غیرمنطبق با واقعیت جامعه ایران و این موج اعتراضی است.

ادامه را اینجا بخوانید


🔗 همچنین بخوانید: آیا می‌توان گفت روایت آصف بیات فاشیستی است؟ 

◽️@utfinance◽️
👍1
Audio
🎧 ریشه‌های اقتصاد دستوری در ایران؛ معرفی کتاب اقتصاد و دولت در ایران نوشته موسی غنی‌نژاد

🎙 علی میرزاخانی

◻️کتاب #اقتصاد_و_دولت_در_ایران با رویکرد کاملا متفاوتی به تحولات اقتصادی ایران و زمینه‌های آن می‌پردازد. #موسی_غنی‌نژاد اعتقاد دارد که اکثر نظریات رایج از نقش تعیین کننده اندیشه‌ها در سیر تحولات اقتصادی و اجتماعی غفلت دارند.

◻️نویسنده‌ با اعتقاد بر اینکه در تحلیل نهایی تحولات تاریخی جوامع را باید با منطق اندیشه توضیح داد متد پژوهشی کتاب را تکیه بر این گزاره معرفی می‌کند. بر همین مبنا دکتر موسی غنی‌نژاد در ابتدا به تحولات فکری منتهی به مشروطیت به عنوان اولین تلاش ایرانیان برای برپایی دولت مدرن می‌پردازد و سپس علل انحراف از دولت مدرن به اقتصاد دولتی را توضیح می‌دهد. در فصلی دیگر به نقش روشنفکران دهه ۲۰ در بسط چپگرایی پرداخته می‌شود.

◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
4
🖥 سانسور و نوشتن؛ قسمت چهارم: امیر احمدی آریان

👤 سیما مبارکشاهی
👤 البرز زاهدی

© پادکست زیرورو

🔗 نسخه صوتی

#امیر_احمدی_آریان نویسنده و استاد دانشگاه، چند سالی‌ست که زبان حرفه‌اش را تغییر داده است. به انگلیسی می‌نویسد و تدریس می‌کند.
در این گفت‌وگو از تجربه‌اش از مواجهه با #سانسور و سانسورچی در سال‌های دور زندگی در ایران گفت. اما علاوه بر آن به نکات بسیار نو و مهمی اشاره کرد؛ او به ضعف زبان فارسی در برخی از جنبه‌هایش اشاره کرد که نتیجه‌ی نیم ‌قرن سانسور و سرکوب است و همچنین از فضای نوشتن و نشر در نیویورک گفت که نکات بدیعی داشت که شاید شنیدنش برای شما هم تازگی داشته باشد.

◽️@utfinance◽️
👎1
«آنچه شکست کمونیسم را رقم می‌زند، سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ نیست، بلکه ساخت دیوار در سال ۱۹۶۱ است».

👤 ژان فرانسوا رُوِل

◽️@utfinance◽️
👍355👏4🔥3
📄 تله «سرمایه‌داری رفاقتی» در پوشش نام «سرمایه داری ایرانی»

#کیومرث_اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، چندی پیش در یادداشتی با عنوان «اداره دولت جنگ و سرمایه‌داری ایرانی» برای حل مشکلات اقتصادی کشور در شرایط جنگی پیشنهاد داده که اختیارات مجلس به دولت و اختیارات دولت به سرمایه داران بزرگ، که آن‌ها را «سرمایه‌داری ایرانی» می‌نامد، واگذار شود. اما این ایده چه پیامدهای مخربی خواهد داشت؟

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ایران را از دولت پس بگیرید

👤 امیرعلی سعیدی

فلسفه هگل بدون کانت غیرممکن بود و فلسفه کانت بدون افلاطون. این سه نفر، بیش از هرکس دیگری، سازندگان فکری آشویتس (اردوگاه کار اجباری آلمان نازی) بودند.

لئونارد پیکاف⁩ - کتاب ریشه‌های آلمان هیتلری⁩

◽️@utfinance◽️
👎45👍277
📄 پول آسان همیشه به بحران اقتصادی ختم می‌شود

دو سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول، #لودویگ_فون_میزس کتاب «#نظریه_پول_و_اعتبار» را منتشر کرد. کتاب طرحی ارائه داد برای درک هرج و مرج پولی که پس از آن رخ داد.

بانک‌های مرکزی چرخه‌های رونق و رکود را ایجاد می‌کنند که جنگ‌ها را از نظر مالی ممکن می‌سازد. نظریه چرخه تجاری اتریشی که او در سال ۱۹۱۲ ارائه داد، دقیقاً پیش‌بینی کرد که وقتی دولت‌های اروپایی در سال ۱۹۱۴ تبدیل‌پذیری طلا را کنار گذاشتند، چه اتفاقی افتاد.

وقتی اعتبار را به طور مصنوعی پایین‌تر از نرخ طبیعی بازار گسترش می‌دهید، ساختار تولید را تحریف می‌کنید. کارآفرینان سیگنال‌های نادرستی در مورد پس‌اندازهای موجود دریافت می‌کنند و پروژه‌های بلندمدتی را آغاز می‌کنند که اقتصاد واقعی نمی‌تواند آنها را تحمل کند. گسترش اعتبار، سرمایه‌گذاری نادرست را در مقیاس وسیع ایجاد می‌کند. اقتصاد جنگی ۱۹۱۴-۱۹۱۸ به آزمایشگاه کاملی برای نظریه او تبدیل شد: دولت‌ها برای تأمین هزینه‌های نظامی بی‌سابقه، ارزهای خود را متورم کردند، در حالی که کنترل قیمت‌ها، تخریب پولی اساسی را پنهان می‌کرد.

مارک آلمان بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۳، ۹۹ درصد از ارزش خود را از دست داد.
پوند انگلیس در طول سال‌های جنگ از ۴.۸۶ دلار به ۳.۴۰ دلار در برابر دلار سقوط کرد.
سیاستمداران فرانسوی عرضه پول خود را دو برابر کردند در حالی که نان را برای شهروندان سهمیه‌بندی می‌کردند.
هر پیش‌بینی میزس در مورد گسترش اعتبار، در زمان واقعی به وقوع پیوست، زیرا بانک‌های مرکزی اروپا تورم را بر مسؤولیت مالی ترجیح دادند.

پول آسان همیشه به بحران اقتصادی ختم می‌شود. #فدرال_رزرو، که تنها یک سال پس از انتشار کتاب او تأسیس شد، بیش از یک قرن است که همین چرخه رونق و رکود را تکرار کرده است. بانکداران مرکزی امروز از همان دستورالعملی پیروی می‌کنند که سنگرهای وردن و پسندال را تأمین مالی می‌کرد.

طرفداران پول سالم دهه‌هاست که این خودکشی پولی را تماشا می‌کنند. تنها سؤال باقی مانده این است که آیا شما از #میزس درس خواهید گرفت قبل از اینکه رونق اجتناب‌ناپذیر بعدی، آنچه از قدرت خرید شما باقی مانده است را نابود کند.

🔗 همچنین بخوانید: رکود اقتصادی چیزی جز خماری پس از مستی پولی نیست

◽️@utfinance◽️
9👌2👍1
📄 چرا پیامد «جنبش وُکیسم»، برآمدن «راست‌گراییِ ضدِ مهاجرت» بود؟

وقتی یک فرد «نسبی‌گرا» ادعا می‌کند که جنبه‌هایی از حقیقت نزد دیدگاه‌های مختلف یافت می‌شود پس در نتیجه «هر عقیده‌ای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی می‌گوییم «هر کسی #حقیقت خودش را دارد»، گویی به همه انسان‌ها و فرهنگ‌ها احترام گذاشته‌ایم و از تحمیل عقاید خود بر دیگران جلوگیری کرده‌ایم. اما این تنها یک سراب فریبنده است.

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که در آن هیچ ترازویی برای وزن کردن وجود ندارد، هیچ خط‌کشی برای اندازه‌گیری طول ساخته نشده است و هیچ ساعتی زمان را نشان نمی‌دهد.
در چنین شهری، اگر کسی ادعا کند که یک سنگ ده کیلویی از یک پر کاه سبک‌تر است، شما هیچ ابزار عینی و قاطعی برای رد کردن حرف او ندارید. اگر کسی بگوید که فاصله چند قدمی تا خیابان بعدی صد کیلومتر است، باز هم نمی‌توانید با اطمینان او را دروغگو بنامید، زیرا معیار مشترکی برای سنجش حقیقت وجود ندارد. این شهر خیالی، تصویر دقیقی از جهانی است که فلسفه‌هایی مانند «#نسبی‌گرایی» و «#پست‌مدرنیسم» تلاش می‌کنند در ذهن ما بسازند؛ جهانی که در آن حقیقت عینی، واقعیت ملموس و معیارهای مشترک انسانی انکار می‌شوند و همه‌چیز به زاویه دید، سلیقه و ویژگی‌های شخصی یا گروهی تقلیل می‌یابد.

جنبش «پست‌مدرنیسم» که در نیمه دوم قرن بیستم در غرب و به ویژه در فرانسه شکل گرفت، ایده نسبی‌گرایی را بسط داد و به یک مکتب فکری پیچیده تبدیل کرد.
متفکران پست‌مدرن ادعا کردند که تمام دستاوردهای بشر در دوران روشنگری، از جمله علم، عقلانیت، حقوق بشر و دموکراسی، تنها «روایت‌هایی کلان» هستند که برای تسلط بر دیگران ساخته شده‌اند. آن‌ها معتقدند که عقل انسان نمی‌تواند جهان را آن‌گونه که هست بشناسد و هر آنچه ما «حقیقت» می‌نامیم، در واقع ساخته و پرداخته قدرت‌ها و ساختارهای زبانی است. در این دیدگاه، علم پزشکی با خرافات باستانی هیچ تفاوت ماهوی ندارد، زیرا هر دو تنها روایت‌هایی متفاوت از جهان هستند و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند.

#میشل_فوکو متفکر پست‌مدرن و پساساختارگرا معتقد بود که پزشکی مدرن بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه یک «علم» باشد، یک ساختار سیاسی و اجتماعی برای کنترل بدن‌هاست. فوکو تأکید داشت تفاوتی که ما امروز میان طب علمی و خرافات قائل می‌شویم، یک تفاوت معرفت‌شناختیِ محض نیست؛ بلکه حاصل پیروزی یک ساختار قدرت است که توانسته رقبای خود (مانند طب سنتی) را به حاشیه براند و خود را به عنوان تنها حقیقت مطلق جا بزند.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم و شکست عملی ایدئولوژی #مارکسیسم در جهان، انتظار می‌رفت که #روشنفکران_چپ در ایران (مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان) به یک بازنگری عمیق در افکار خود بپردازند، به اشتباهات تاریخی خود اعتراف کنند و به سوی ارزش‌های عقلانی، دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کنند. اما در کمال تعجب، بخش بزرگی از این جریان به جای پذیرش شکست و بازگشت به خردگرایی، به آغوش «پست‌مدرنیسم» پناه بردند.
این انتقال، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال مخرب‌ترین پدیده‌های فکری در ایران معاصر است. روشنفکر سرخورده چپ، که حالا اسطوره‌ی ایدئولوژیک خود (مارکسیسم) را از دست داده بود، تصمیم گرفت کل بازی را برهم بزند. استدلال ناخودآگاه آن‌ها این بود: حالا که ایدئولوژی ما حقیقت مطلق نیست، پس اصلاً هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد! حالا که آرمانشهر ما شکست خورده است، پس تمام دستاوردهای بشریت، از جمله علم، حقوق جهان‌شمول و عقلانیت، دروغ و توهم است!

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍225👏3
📄 سه ماه سکوت

👤 امیررضا عبدلی

کاری که حالا با اینترنت می‌کنند با کاری که اجداد وحشی‌شان هزار و چهارصد سال قبل با کتابخانه‌های ملل متمدن کردند فرقی ندارد.

حالا بعد از سه ماه دوباره می‌توان حرف زد، ولی چیز زیادی برای گفتن نمانده. آرام آرام در نکبت فرو می‌رویم و نکبت بی‌صداست. نکته دراماتیکی ندارد. آدمها در خاموشی و سکوت دائماً مقروض‌تر می‌شوند، وارفته‌تر، نومیدتر، محتاط‌تر و خاکستری‌تر. با فراگیرتر شدن نکبت، قشر خاکستری جامعه هر روز گسترده‌تر می‌شود و با گذشت زمان از آنچه که بودیم ستم‌پذیرتر می‌شویم.

شاید تنها تسکین و تنها قوت قلب این روزها زن و دخترهای بی‌حجابی هستند که در کوی و برزن می‌بینم. نمی‌توانم تصور کنم که جمهوری اسلامی بتواند بار دیگر آن‌ها را به زندان حجاب بیندازد. این تنها بویی از آزادی است که هنوز از ایران (مستعمره نگون‌بخت جمهوری اسلامی) به مشام می‌رسد و جوانه کوچک امید را زنده نگه می‌دارد.

خامنه‌ای و آدمهایش مردند بی آن که میراثی به جا گذاشته باشند. ولی از زندگی‌ها و رنج‌ها و قدم‌ها و کلمات ما چیزی به یادگار می‌ماند که بالاخره روزی طعم رنگ را به این قشر بدبخت خاکستری می‌چشاند و میله‌های زمخت این زندان را می‌شکند: سودای آزادی.

◽️@utfinance◽️
30💔9👎5👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 قیمت‌گذاری دستوری؛ مهربانی با پول دیگران

👤 مصطفی ترنجی

هر بار که یک بحران اقتصادی شکل می‌گیرد، دولت ناگهان در نقش «قهرمان کنترل قیمت‌ها» ظاهر می‌شود. خودرو گران شده؟ می‌گوید خودروساز حق افزایش قیمت ندارد. اجاره‌ها بالا رفته؟ سقف ۲۵ درصدی تعیین می‌کند. کالاها گران شده‌اند؟ قیمت‌گذاری دستوری شروع می‌شود.

اما یک سؤال ساده همیشه بی‌پاسخ می‌ماند: این مهربانی دقیقاً از جیب چه کسی خرج می‌شود؟

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که مرز میان «حمایت» و «پنهان کردن هزینه» مشخص می‌شود.

◽️@utfinance◽️
9👌4👍1
📄 روشنفکران چپ و ویران کردن حقیقت؛ از مترجمان پست‌مدرن تهران تا چپ‌های «وُک» در لندن و نیویورک

«وُکیسم» یا «بیدارشدگی» در واقع فرزند خلف و تکامل‌یافته پست‌مدرنیسم و نسبی‌گرایی قرن بیستم است که حالا با زبانی جدید و در لباسی اخلاق‌گرایانه، جامعه غربی را به سوی یک ازهم‌گسیختگی عمیق هدایت می‌کند.

شگفتی و تراژدی بزرگ تاریخ معاصر در این است که چطور جریانی که با شعار دفاع از مظلومان، اقلیت‌ها و ایجاد برابری آغاز شد، امروز به بزرگ‌ترین کارخانه تولید نفرت، تفرقه و استبداد فکری تبدیل شده و آنچنان در این راه افراط کرده است که واکنش جوامع غربی روی آوردن به تندروترین احزاب ضد مهاجرت است.

جنبش #وکیسم برخلاف ادعایش مبنی بر بیداری در برابر بی‌عدالتی، بر پایه‌ تفکری بنا شده که جامعه را نه مجموعه‌ای از شهروندان مستقل با حقوق برابر، بلکه میدان جنگی ابدی میان گروه‌های مختلف هویتی می‌بیند. در واقع ووکیسم همان نبرد طبقاتی را این بار در میان گروه‌ها و اقلیت‌های قومی، نژادی، زبانی و جنسیتی دنبال می‌کند. 

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍235👏5👎2
📄 حال غایب

👤 امیررضا عبدلی

چند سال پیش یک بار یک ویراستار محترم به اصطلاح «در حال حاضر» ایراد گرفت و گفت این حشو است. مگر حال غیر حاضر هم داریم؟! بهتر است به جایش بگوییم حالا یا اکنون یا هم‌اکنون یا چیزی مثل اینها.

پریروزها داشتم با خودم فکر می‌کردم که اتفاقا در مواقعی مثل حالا ما دقیقاً داریم در حال غایب زندگی می‌کنیم. چون مهمترین اطلاعاتی را که مربوط به امروز هستند نمی‌دانیم. نمی‌دانیم شخص اول مملکت وجود خارجی دارد یا نه. نمی‌دانیم چه کسی درباره صلح تصمیم می‌گیرد. نمی‌دانیم چه تعداد از شاغلان بیکار شده‌اند. نمی‌دانیم این پول‌های موسوم به حقیقی که سیلی‌شان صورت بورس را  سرخ نگه می‌دارد، واقعا از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند. نمی‌دانیم چه مقدار سرمایه نابود شده است. نمی‌دانیم اینترنت تا کی وصل خواهد بود. نمی‌دانیم کسر بودجه دولت چقدر است و قرار است از کجا تأمین شود. نمی‌دانیم شکم‌روش بانک مرکزی در خلق پول شدیدتر خواهد شد یا خفیف‌تر. تقریباً هیچ چیز نمی‌دانیم.

خدا آن ویراستار محترم را بیامرزد. هرچه فکر می‌کنم می‌بینم «حال» در آن زمانی که او این ایراد را می‌گرفت خیلی حاضرتر از امروز بود.

یکی از مشکلات لاینحل اقتصادهای دستوری و فرمایشی همین است که اطلاعات لازم و حیاتی برای زندگی و کسب و کار امروز تا زمانی که نسوزند و بی‌اهمیت نشوند منتشر نخواهند شد. آنهایی‌مان که زنده بمانیم می‌توانیم فرداها این اطلاعات را از کتاب‌ها و مقالات تاریخی بخوانیم. و البته آن روز دیگر اهمیتشان در این حد خواهد بود که مثلاً من امروز بدانم در زمان وزارت علی مشرف نفیسی ارزش پوند انگلستان در بازار تهران ۱۱ ریال بوده است یا ۲۴ ریال.

◽️@utfinance◽️
👍124👏1
📄 چپ نو؛ افسونِ «سیاست هویت» و افیونِ «روشنفکران»

«مارکسیسم فرهنگی» معمولاً به ایده‌هایی اشاره دارد که ریشه در سنت مارکسیستی دارد، اما به‌جای تمرکز مستقیم بر اقتصاد و تولید، حوزه فرهنگ را به‌عنوان میدان اصلی نبرد ایدئولوژیک در نظر می‌گیرد. این نگرش که عمدتاً از میراث نظری #مارکس، #گرامشی و #مکتب_فرانکفورت تغذیه می‌کند، مدعی است که فرهنگ نه یک پدیده خنثی، بلکه میدان بازتولید سلطه است و باید آن را به‌مثابه ابزار کنترل طبقاتی و ایدئولوژیک تحلیل کرد.

منتقدان #مارکسیسم_فرهنگی، این نحوه از تحلیل فرهنگی را نه‌تنها نادرست، بلکه بالقوه خطرناک می‌دانند. آن‌ها بر این باورند که نگاه مارکسیستی به فرهنگ، به‌جای روشن کردن حقیقت، آن را در اسارت ایدئولوژی گرفتار می‌کند و با توسل به تبیین‌های کل‌گرایانه و جزم‌اندیشانه، راه هرگونه گفت‌وگوی آزاد و عقلانی را مسدود می‌سازد.

مارکسیسم فرهنگی در واقع از دل انتقادی بنیادین به #سرمایه‌داری زاده شده است، اما برخلاف مارکسیسم کلاسیک، حوزه تمرکز خود را از تضاد طبقاتی در عرصه تولید اقتصادی، به تضادهای پنهان در عرصه‌های فرهنگی، آموزشی، رسانه‌ای و زبانی منتقل کرده است. این چرخش مفهومی ابتدا در آثار آنتونیو گرامشی و سپس در مکتب فرانکفورت – با اندیشمندانی چون #آدورنو، #هورکهایمر، #مارکوزه، #هابرماس و دیگران – بسط یافت.

گرامشی، با مفهوم «#هژمونی_فرهنگی»، سعی داشت توضیح دهد که سلطه طبقه حاکم تنها از راه ابزارهای اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه از راه سیطره بر زبان، آموزش، رسانه، و سنت‌های فرهنگی نیز اعمال می‌شود. به‌عبارت دیگر، ارزش‌ها، باورها و هنجارهای حاکم، نه برآمده از خرد جمعی، بلکه نتیجه القائات نظام سلطه‌اند. این نگرش در دهه‌های بعدی، به‌ویژه در محافل دانشگاهی غرب، مبنای گسترش نظریه‌های انتقادی، مطالعات فرهنگی، مطالعات پسااستعماری و #فمینیسم رادیکال قرار گرفت.

#رمون_آرون، فیلسوف فرانسوی، با دیده‌ای منتقدانه به این جریان می‌نگرد و در کتاب «#افیون_روشنفکران» می‌نویسد:
«زمانی‌که همه‌چیز به امر ایدئولوژیک تقلیل یابد، تفکر آزاد دیگر محلی از اعراب ندارد؛ چراکه هر مخالفتی نه به‌مثابه استدلال، بلکه به‌مثابه نوعی انحراف طبقاتی تلقی می‌شود.»


#آیزایا_برلین، فیلسوف انگلیسی، نیز معتقد است که گرچه ریشه این جریان در نقد به قدرت است، اما خود به‌نوعی تمرین قدرت بدل شده است:
«خطر اساسی در تئوری‌هایی که خواهان تبیین همه‌چیز از منظر قدرت‌اند، این است که حقیقت و عقلانیت را قربانی تحلیل‌هایی می‌کنند که صرفاً ابزار مبارزه‌اند، نه راهی برای فهم بهتر جهان.»


🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

#چپ_نو
◽️@utfinance◽️
👍146👎1