Finance & Economics
12K subscribers
1.63K photos
902 videos
1.14K files
2.98K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📄 پُتکی بر سر روشنفکران کافه‌نشین

روایتی از کتابی که سارتر را خشمگین کرد؛ «نه مارکس، نه عیسی»|چرا روشنفکران اروپایی عاشق دیکتاتوری‌های خونین بودند؟

ژان پل سارتر زمانی گفته بود که «هر ضد کمونیستی، یک سگ است». در زمانه‌ای که #سارتر پیامبر فرهنگی اروپا بود، #ژان_فرانسوا_رول با نوشتن کتاب «نه مارکس، نه عیسی» علیه روشنفکری چپ شورش کرد و نشان داد که چگونه یک ایدئولوژی که ادعای رهایی انسان را دارد، به ابزاری برای سرکوب و طرد و کشتار انسان‌ها تبدیل شده است.

تصور کنید در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی زندگی می‌کنید. جهان به دو نیمه تاریک و روشن، یا بهتر است بگوییم به دو اردوگاه متخاصم تقسیم شده است: از یک سو بلوک شرق با محوریت اتحاد جماهیر شوروی که شعار برابری و رهایی کارگران را سر می‌دهد، و از سوی دیگر بلوک غرب با محوریت ایالات متحده آمریکا که خود را پرچمدار جهان آزاد و سرمایه‌داری می‌داند. در چنین فضایی، تب «انقلاب» در سراسر جهان داغ است. در ویتنام جنگی خونین در جریان است، در خیابان‌های پاریس دانشجویان در ماه می ۱۹۶۸ سنگربندی کرده‌اند و خواهان سرنگونی نظام سرمایه‌داری هستند، و در کشورهای جهان سوم، چریک‌های چپ‌گرا با الهام از چه گوارا و فیدل کاسترو در کوه‌ها و جنگل‌ها می‌جنگند.

در این دوران، اگر شما یک فرد به اصطلاح «روشنفکر» در اروپا بودید، تقریباً شک نداشتید که آینده جهان متعلق به سوسیالیسم و مارکسیسم است. همه منتظر یک انقلاب بزرگ جهانی بودند که از مسکو، پکن یا هاوانا آغاز شود و طومار سرمایه‌داری را در هم بپیچد.

درست در همین اوضاع و احوال، در سال ۱۹۷۰، یک روزنامه‌نگار و فیلسوف فرانسوی به نام «ژان فرانسوا رُوِل» کتابی منتشر کرد که مانند یک سطل آب یخ روی سر روشنفکران چپ‌گرای اروپا بود. نام این کتاب «نه مارکس، نه عیسی: انقلاب جهانی جدید در آمریکا آغاز شده است» بود.

◽️@utfinance◽️

#نه_مارکس_نه_عیسی
17👏1
📕 تازه‌های نشر

بچه‌های لوس پنجاه‌وهفت
شیرین‌عقل‌ها، ایران‌ستیزان و رویافروشان

👤 اشکان زارع

📌 انتشار به‌صورت الکترونیکی

◽️@utfinance◽️
1👍326👌5👎4
📄 اتوپیای سوئدی

👤 محمد طاهری

سوئد کشوری است که برخی روشنفکران ایرانی به شیوه حکمرانی آن علاقه نشان می‌دهند و زمانی که می‌خواهند نمونه‌ای از یک کشور توسعه‌یافته غیرسرمایه‌داری معرفی کنند، از این کشور نام می‌برند و اغلب، تصورشان این است که سوئد بر پایه نظامی سوسیالیستی اداره می‌شود. این برداشت تا حدی ناشی از نقش تاریخی حزب سوسیال‌دموکرات در شکل‌گیری پایه‌های حکمرانی سوئد و گسترش دولت رفاه در این کشور است. بااین‌حال، ساختار اقتصادی سوئد در دهه‌های اخیر به‌روشنی بر پایه اقتصاد بازار، مالکیت خصوصی، آزادی تجارت و رقابت شکل گرفته است.
سوئد در کنار نظام گسترده تامین اجتماعی و خدمات عمومی، یکی از بازترین اقتصادهای اروپا را دارد. شاخص‌های مربوط به آزادی اقتصادی، سهولت کسب‌وکار، حمایت از حقوق مالکیت و آزادی تجارت خارجی نشان می‌دهد که این کشور از نظر ساختاری به اقتصادهای بازارمحور نزدیک است. بسیاری از صنایع بزرگ سوئد در فضای رقابتی و خصوصی فعالیت می‌کنند و نقش دولت عمدتاً در تنظیم‌گری و ارائه خدمات عمومی تعریف می‌شود، نه در مالکیت مستقیم ابزار تولید. 
در واقع، تجربه سوئد بیش از آنکه نمونه‌ای از سوسیالیسم باشد، مصداقی از ترکیب اقتصاد بازار آزاد با نظام رفاه اجتماعی گسترده است.

لیبرالیسم سوئدی

برخلاف تصور روشنفکران ایرانی، دفاع از اندیشه آزادی، تجارت آزاد و مبارزه با انحصار و تمرکز دولتی، سنتی ریشه‌دار در کشورهای اسکاندیناوی، به‌ویژه در سوئد است. سنتی که از «آندرس کیودنیوس» آغاز شده و تا روزگار ما با اندیشمندانی چون «یوهان نوربرگ» ادامه یافته است. در قرن هجدهم، کیودنیوس با نقد نظام امتیازها و محدودیت‌های تجاری، از آزادی مبادله و برابری حقوق اقتصادی دفاع کرد. استدلالش این بود که شکوفایی کشورها از دل آزادی افراد برمی‌خیزد، نه از نظارت‌های گسترده حکومتی. در قرن بیستم و بیست‌ویکم نیز، همزمان با گسترش دولت رفاه، بحث‌ها درباره حدود و کارآمدی مداخله دولت ادامه یافت. بحران اقتصادی دهه ۱۹۹۰ در سوئد، به اصلاحات ساختاری مهمی ختم شد که شامل آزادسازی بازارها، تقویت رقابت، افزایش استقلال بانک مرکزی و بازنگری اساسی در سیاست‌های اقتصادی بود. همین چهارچوب‌ها هستند که در حال حاضر این امکان را فراهم کرده‌اند تا صنایع رقابتی، نوآوری و رشد پایدار اقتصادی در سوئد تداوم داشته باشد.
شکل‌گیری این وضعیت بدون شک، مدیون اندیشمندان لیبرال و به‌طور مشخص، آندرس کیودنیوس است. کشیش، اقتصاددان و سیاستمدار عصر روشنگری که در بخش فنلاند پادشاهی سوئد زندگی می‌کرد. او از نخستین مدافعان جدی آزادی تجارت، حقوق مدنی و محدودسازی قدرت دولت در شمال اروپا به‌شمار می‌آید و برخی او را پیشگام لیبرالیسم اقتصادی در اسکاندیناوی می‌دانند. کیودنیوس، در خانواده‌ای روحانی به دنیا آمد و افزون بر الهیات، به علوم طبیعی، پزشکی و اقتصاد نیز علاقه‌مند بود و ذهنی تجربی و داده‌محور داشت. زندگی و فعالیت در مناطق نسبتاً محروم پادشاهی سوئد باعث شد از نزدیک با پیامدهای سیاست‌های تجاری محدودکننده و امتیازهای انحصاری آشنا شود و به نقد آنها بپردازد. شهرت اصلی او به‌سبب رساله معروفش با عنوان «منفعت ملی» است. او در این اثر، با استدلالی روشن و مبتنی بر منافع عمومی، از آزادی تجارت، حذف امتیازهای انحصاری و کاهش مداخلات دولت دفاع کرد و معتقد بود، اگر افراد آزاد باشند منافع شخصی خود را دنبال کنند، درنهایت «نفع ملی» نیز افزایش می‌یابد. این ایده‌ها پیش از انتشار کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت مطرح شده بود و شباهت‌هایی با مفهوم «دست نامرئی» دارد.
کیودنیوس فقط یک نظریه‌پرداز نبود و در پارلمان سوئد نیز حضوری فعال داشت. یکی از مهم‌ترین دستاوردهایش، نقش‌آفرینی در تصویب قانون آزادی مطبوعات سوئد در سال ۱۷۶۶ بود که از نخستین قوانین آزادی مطبوعات در جهان به‌شمار می‌آید. او همچنین از آزادی مذهبی برای اقلیت‌ها، برابری حقوق اقتصادی و رفع محدودیت‌های صنفی حمایت کرد.
اندیشه کیودنیوس بر این باور استوار بود که رفاه عمومی نه از طریق کنترل گسترده حکومت‌ها، بلکه از راه آزادی اقتصادی، رقابت و حاکمیت قانون حاصل می‌شود. هرچند نام او به اندازه متفکران علم اقتصاد چون آدام اسمیت شناخته‌شده نیست، اما در تاریخ اندیشه اقتصادی اسکاندیناوی جایگاهی ویژه دارد و امروز نیز در فنلاند و سوئد به‌عنوان یکی از پیشگامان آزادی‌های اقتصادی و مدنی مورد احترام است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍101
📑 سهم حق بیمه کارفرما کاهش می‌یابد

احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در مکاتبه‌ای با وزیر امور اقتصادی و دارایی، جزئیات اصلاحات این وزارتخانه برای گنجاندن در «لایحه ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» را تشریح کرد.

بر این اساس سهم حق بیمه پرداختی کارفرمایان از 23 درصد به 7 درصد کاهش می یابد. هدف از این اقدام کاهش هزینه‌های تولید، تسهیل فعالیت بنگاه‌های اقتصادی و افزایش انگیزه برای جذب نیروی کار عنوان شده است.

براین اساس حق بیمه کارفرما و بیمه شده به صورت برابر 7 درصد و در مجموع 14 درصد است. همچنین 16 درصد مابقی حق بیمه از محل درامدهای مالیاتی تامین خواهد شد.

◽️@utfinance◽️
👎2
Finance & Economics
📑 سهم حق بیمه کارفرما کاهش می‌یابد احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، در مکاتبه‌ای با وزیر امور اقتصادی و دارایی، جزئیات اصلاحات این وزارتخانه برای گنجاندن در «لایحه ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی» را تشریح کرد. بر این اساس سهم حق بیمه پرداختی کارفرمایان…
📄 نقد یک اقتصاددان بر «لایحه ایجاد نظام جدید تأمین اجتماعی»

👤 محمد طبیبیان

نمی دانم نامه فوق واقعی است یا ساختگی. اگر واقعی باشد واقعا عجیب و نگران کننده است. می‌خواهند بار تامین اجتماعی را به دوش دولت، بودجه عمومی و در واقع مالیات دهنده بیاندازند که هر دو آه ندارند با ناله سودا کنند.

تأمین اجتماعی قرار بوده یک نظام بیمه‌ای باشد، کارگر یا کارمند تحت پوشش به مرور مبالغی پرداخت کند، کارفرما نیز بخشی را تأمین و این منابع سرمایه‌گذاری شود و پس از باز نشسته شدن، در آمد حاصل به باز نشسته پرداخت گردد.
نگران کننده است. چرا؟ چون صحبتی که از مدت‌ها قبل مطرح بود پیرامون این که کف‌گیرهای صندوق‌ها به ته دیگ خورده دارد رو می‌شود.

دیگر نگرانی این که طبق پیش‌نهاد متن نامه قرار است از محل مالیات پرداخت‌ها انجام شود!! بسی تعجب، در آمد نفت که جدا جداً جدا جدا! در شرایط موجود مالیات دهنده نه کسب و کار درست و درمانی نه فعالیت اقتصادی پایداری دارد. فشار بر دریافت دارایی‌های موجود مردم بیشتر می‌شود و فقر گسترده‌تر.
راه دیگر خلق پول به صورت فزاینده است و این محتمل‌تر، این هم یعنی تورم و فقر و بهم پاشیدگی بیشتر نظم اقتصاد و اجتماع. برادران یک فکر اساسی بکنید این شیوه‌ها که سیب‌زمینی داغ را کف دست بغل دستی پرتاب کنید راه کار نیست و راه به جایی نمی‌برد.

◽️@utfinance◽️
👍101
👤 امروز، باب مورفی ۵۰ ساله می‌شود

پروفسور رابرت مورفی، در طول چند دهه گذشته، به یکی از محبوب‌ترین اقتصاددانان تبدیل شده است.
کتاب‌ها، مقالات و پادکست‌های او بدون شک هزاران نفر را برای اولین بار با ایده‌های علم اقتصاد و مکتب اتریشی آشنا کرده‌اند.

امروز روزی برای بزرگداشت سهم او در گسترش ایده‌های آزادی است.

کتاب «درک و سازدوکارهای پول» نگاهی به نظریه، تاریخ و عملکرد پول و سیستم بانکی مدرن ارائه می‌دهد.
مورفی از ریشه‌های پول کالایی و استاندارد طلای کلاسیک شروع می‌کند، از طریق ایجاد فدرال رزرو و سازوکار خلق پول توسط بانک‌های مرکزی و بانک‌های تجاری پیش می‌رود و به جدیدترین عملیات فدرال رزرو می‌رسد.

◽️@utfinance◽️
2
سرگردان میان واقعیت و ایدئولوژی.pdf
121 KB
📄 سرگردان میان واقعیت و ایدئولوژی؛ آصف بیات و شعارهای خیزش دی ماه

👤 کاوه کاردگر

پیش از این در نوشته‌ای (اینجا) به نقد روایت #آصف_بیات در مورد دی‌ماه 404 پرداختم و سعی کردم نشان‌ دهم چطور روایت ایشان در بررسی میزان استقبال از اعتراضات مبتنی بر قومیت، نادرست بوده و منجر به تحریف، حذف، و بی‌صداسازی بخش بزرگی از جامعه ایران شده‌ است.

در این یادداشت و احتمالا یادداشت‌های دیگری در ادامه، به وجوه دیگر متن آقای بیات می‌پردازم. تحلیل کلی من همچنان مانند نوشتۀ پیشین چنین است که گزارش و روایتی که آقای بیات از اعتراضات دی‌ماه ارائه می‌دهد به خصوص مقایسه آن با جنبش پیشین یعنی زن، زندگی، آزادی؛ نادرست، غرض‌ورزانه و غیرمنطبق با واقعیت جامعه ایران و این موج اعتراضی است.



🔗 همچنین بخوانید: آیا می‌توان گفت روایت آصف بیات فاشیستی است؟ 

◽️@utfinance◽️
👌6👎1
📄 سرگردان میان واقعیت و ایدئولوژی؛ آصف بیات و شعارهای خیزش دی ماه

👤 کاوه کاردگر

پیش از این در نوشته‌ای (اینجا) به نقد روایت #آصف_بیات در مورد دی‌ماه 404 پرداختم و سعی کردم نشان‌ دهم چطور روایت ایشان در بررسی میزان استقبال از اعتراضات مبتنی بر قومیت، نادرست بوده و منجر به تحریف، حذف، و بی‌صداسازی بخش بزرگی از جامعه ایران شده‌ است.

در این یادداشت و احتمالا یادداشت‌های دیگری در ادامه، به وجوه دیگر متن آقای بیات می‌پردازم. تحلیل کلی من همچنان مانند نوشتۀ پیشین چنین است که گزارش و روایتی که آقای بیات از اعتراضات دی‌ماه ارائه می‌دهد به خصوص مقایسه آن با جنبش پیشین یعنی زن، زندگی، آزادی؛ نادرست، غرض‌ورزانه و غیرمنطبق با واقعیت جامعه ایران و این موج اعتراضی است.

ادامه را اینجا بخوانید


🔗 همچنین بخوانید: آیا می‌توان گفت روایت آصف بیات فاشیستی است؟ 

◽️@utfinance◽️
👍1
Audio
🎧 ریشه‌های اقتصاد دستوری در ایران؛ معرفی کتاب اقتصاد و دولت در ایران نوشته موسی غنی‌نژاد

🎙 علی میرزاخانی

◻️کتاب #اقتصاد_و_دولت_در_ایران با رویکرد کاملا متفاوتی به تحولات اقتصادی ایران و زمینه‌های آن می‌پردازد. #موسی_غنی‌نژاد اعتقاد دارد که اکثر نظریات رایج از نقش تعیین کننده اندیشه‌ها در سیر تحولات اقتصادی و اجتماعی غفلت دارند.

◻️نویسنده‌ با اعتقاد بر اینکه در تحلیل نهایی تحولات تاریخی جوامع را باید با منطق اندیشه توضیح داد متد پژوهشی کتاب را تکیه بر این گزاره معرفی می‌کند. بر همین مبنا دکتر موسی غنی‌نژاد در ابتدا به تحولات فکری منتهی به مشروطیت به عنوان اولین تلاش ایرانیان برای برپایی دولت مدرن می‌پردازد و سپس علل انحراف از دولت مدرن به اقتصاد دولتی را توضیح می‌دهد. در فصلی دیگر به نقش روشنفکران دهه ۲۰ در بسط چپگرایی پرداخته می‌شود.

◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
4
🖥 سانسور و نوشتن؛ قسمت چهارم: امیر احمدی آریان

👤 سیما مبارکشاهی
👤 البرز زاهدی

© پادکست زیرورو

🔗 نسخه صوتی

#امیر_احمدی_آریان نویسنده و استاد دانشگاه، چند سالی‌ست که زبان حرفه‌اش را تغییر داده است. به انگلیسی می‌نویسد و تدریس می‌کند.
در این گفت‌وگو از تجربه‌اش از مواجهه با #سانسور و سانسورچی در سال‌های دور زندگی در ایران گفت. اما علاوه بر آن به نکات بسیار نو و مهمی اشاره کرد؛ او به ضعف زبان فارسی در برخی از جنبه‌هایش اشاره کرد که نتیجه‌ی نیم ‌قرن سانسور و سرکوب است و همچنین از فضای نوشتن و نشر در نیویورک گفت که نکات بدیعی داشت که شاید شنیدنش برای شما هم تازگی داشته باشد.

◽️@utfinance◽️
👎1
«آنچه شکست کمونیسم را رقم می‌زند، سقوط دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ نیست، بلکه ساخت دیوار در سال ۱۹۶۱ است».

👤 ژان فرانسوا رُوِل

◽️@utfinance◽️
👍355👏4🔥3
📄 تله «سرمایه‌داری رفاقتی» در پوشش نام «سرمایه داری ایرانی»

#کیومرث_اشتریان، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، چندی پیش در یادداشتی با عنوان «اداره دولت جنگ و سرمایه‌داری ایرانی» برای حل مشکلات اقتصادی کشور در شرایط جنگی پیشنهاد داده که اختیارات مجلس به دولت و اختیارات دولت به سرمایه داران بزرگ، که آن‌ها را «سرمایه‌داری ایرانی» می‌نامد، واگذار شود. اما این ایده چه پیامدهای مخربی خواهد داشت؟

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ایران را از دولت پس بگیرید

👤 امیرعلی سعیدی

فلسفه هگل بدون کانت غیرممکن بود و فلسفه کانت بدون افلاطون. این سه نفر، بیش از هرکس دیگری، سازندگان فکری آشویتس (اردوگاه کار اجباری آلمان نازی) بودند.

لئونارد پیکاف⁩ - کتاب ریشه‌های آلمان هیتلری⁩

◽️@utfinance◽️
👎45👍277
📄 پول آسان همیشه به بحران اقتصادی ختم می‌شود

دو سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول، #لودویگ_فون_میزس کتاب «#نظریه_پول_و_اعتبار» را منتشر کرد. کتاب طرحی ارائه داد برای درک هرج و مرج پولی که پس از آن رخ داد.

بانک‌های مرکزی چرخه‌های رونق و رکود را ایجاد می‌کنند که جنگ‌ها را از نظر مالی ممکن می‌سازد. نظریه چرخه تجاری اتریشی که او در سال ۱۹۱۲ ارائه داد، دقیقاً پیش‌بینی کرد که وقتی دولت‌های اروپایی در سال ۱۹۱۴ تبدیل‌پذیری طلا را کنار گذاشتند، چه اتفاقی افتاد.

وقتی اعتبار را به طور مصنوعی پایین‌تر از نرخ طبیعی بازار گسترش می‌دهید، ساختار تولید را تحریف می‌کنید. کارآفرینان سیگنال‌های نادرستی در مورد پس‌اندازهای موجود دریافت می‌کنند و پروژه‌های بلندمدتی را آغاز می‌کنند که اقتصاد واقعی نمی‌تواند آنها را تحمل کند. گسترش اعتبار، سرمایه‌گذاری نادرست را در مقیاس وسیع ایجاد می‌کند. اقتصاد جنگی ۱۹۱۴-۱۹۱۸ به آزمایشگاه کاملی برای نظریه او تبدیل شد: دولت‌ها برای تأمین هزینه‌های نظامی بی‌سابقه، ارزهای خود را متورم کردند، در حالی که کنترل قیمت‌ها، تخریب پولی اساسی را پنهان می‌کرد.

مارک آلمان بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۳، ۹۹ درصد از ارزش خود را از دست داد.
پوند انگلیس در طول سال‌های جنگ از ۴.۸۶ دلار به ۳.۴۰ دلار در برابر دلار سقوط کرد.
سیاستمداران فرانسوی عرضه پول خود را دو برابر کردند در حالی که نان را برای شهروندان سهمیه‌بندی می‌کردند.
هر پیش‌بینی میزس در مورد گسترش اعتبار، در زمان واقعی به وقوع پیوست، زیرا بانک‌های مرکزی اروپا تورم را بر مسؤولیت مالی ترجیح دادند.

پول آسان همیشه به بحران اقتصادی ختم می‌شود. #فدرال_رزرو، که تنها یک سال پس از انتشار کتاب او تأسیس شد، بیش از یک قرن است که همین چرخه رونق و رکود را تکرار کرده است. بانکداران مرکزی امروز از همان دستورالعملی پیروی می‌کنند که سنگرهای وردن و پسندال را تأمین مالی می‌کرد.

طرفداران پول سالم دهه‌هاست که این خودکشی پولی را تماشا می‌کنند. تنها سؤال باقی مانده این است که آیا شما از #میزس درس خواهید گرفت قبل از اینکه رونق اجتناب‌ناپذیر بعدی، آنچه از قدرت خرید شما باقی مانده است را نابود کند.

🔗 همچنین بخوانید: رکود اقتصادی چیزی جز خماری پس از مستی پولی نیست

◽️@utfinance◽️
9👌2👍1
📄 چرا پیامد «جنبش وُکیسم»، برآمدن «راست‌گراییِ ضدِ مهاجرت» بود؟

وقتی یک فرد «نسبی‌گرا» ادعا می‌کند که جنبه‌هایی از حقیقت نزد دیدگاه‌های مختلف یافت می‌شود پس در نتیجه «هر عقیده‌ای محترم است»، در نگاه اول ممکن است جذاب، آزاداندیشانه و حتی دموکراتیک به نظر برسد. وقتی می‌گوییم «هر کسی #حقیقت خودش را دارد»، گویی به همه انسان‌ها و فرهنگ‌ها احترام گذاشته‌ایم و از تحمیل عقاید خود بر دیگران جلوگیری کرده‌ایم. اما این تنها یک سراب فریبنده است.

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که در آن هیچ ترازویی برای وزن کردن وجود ندارد، هیچ خط‌کشی برای اندازه‌گیری طول ساخته نشده است و هیچ ساعتی زمان را نشان نمی‌دهد.
در چنین شهری، اگر کسی ادعا کند که یک سنگ ده کیلویی از یک پر کاه سبک‌تر است، شما هیچ ابزار عینی و قاطعی برای رد کردن حرف او ندارید. اگر کسی بگوید که فاصله چند قدمی تا خیابان بعدی صد کیلومتر است، باز هم نمی‌توانید با اطمینان او را دروغگو بنامید، زیرا معیار مشترکی برای سنجش حقیقت وجود ندارد. این شهر خیالی، تصویر دقیقی از جهانی است که فلسفه‌هایی مانند «#نسبی‌گرایی» و «#پست‌مدرنیسم» تلاش می‌کنند در ذهن ما بسازند؛ جهانی که در آن حقیقت عینی، واقعیت ملموس و معیارهای مشترک انسانی انکار می‌شوند و همه‌چیز به زاویه دید، سلیقه و ویژگی‌های شخصی یا گروهی تقلیل می‌یابد.

جنبش «پست‌مدرنیسم» که در نیمه دوم قرن بیستم در غرب و به ویژه در فرانسه شکل گرفت، ایده نسبی‌گرایی را بسط داد و به یک مکتب فکری پیچیده تبدیل کرد.
متفکران پست‌مدرن ادعا کردند که تمام دستاوردهای بشر در دوران روشنگری، از جمله علم، عقلانیت، حقوق بشر و دموکراسی، تنها «روایت‌هایی کلان» هستند که برای تسلط بر دیگران ساخته شده‌اند. آن‌ها معتقدند که عقل انسان نمی‌تواند جهان را آن‌گونه که هست بشناسد و هر آنچه ما «حقیقت» می‌نامیم، در واقع ساخته و پرداخته قدرت‌ها و ساختارهای زبانی است. در این دیدگاه، علم پزشکی با خرافات باستانی هیچ تفاوت ماهوی ندارد، زیرا هر دو تنها روایت‌هایی متفاوت از جهان هستند و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارند.

#میشل_فوکو متفکر پست‌مدرن و پساساختارگرا معتقد بود که پزشکی مدرن بیش از آنکه به معنای واقعی کلمه یک «علم» باشد، یک ساختار سیاسی و اجتماعی برای کنترل بدن‌هاست. فوکو تأکید داشت تفاوتی که ما امروز میان طب علمی و خرافات قائل می‌شویم، یک تفاوت معرفت‌شناختیِ محض نیست؛ بلکه حاصل پیروزی یک ساختار قدرت است که توانسته رقبای خود (مانند طب سنتی) را به حاشیه براند و خود را به عنوان تنها حقیقت مطلق جا بزند.

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در اواخر قرن بیستم و شکست عملی ایدئولوژی #مارکسیسم در جهان، انتظار می‌رفت که #روشنفکران_چپ در ایران (مانند بسیاری از نقاط دیگر جهان) به یک بازنگری عمیق در افکار خود بپردازند، به اشتباهات تاریخی خود اعتراف کنند و به سوی ارزش‌های عقلانی، دموکراتیک و حقوق بشری حرکت کنند. اما در کمال تعجب، بخش بزرگی از این جریان به جای پذیرش شکست و بازگشت به خردگرایی، به آغوش «پست‌مدرنیسم» پناه بردند.
این انتقال، یکی از عجیب‌ترین و در عین حال مخرب‌ترین پدیده‌های فکری در ایران معاصر است. روشنفکر سرخورده چپ، که حالا اسطوره‌ی ایدئولوژیک خود (مارکسیسم) را از دست داده بود، تصمیم گرفت کل بازی را برهم بزند. استدلال ناخودآگاه آن‌ها این بود: حالا که ایدئولوژی ما حقیقت مطلق نیست، پس اصلاً هیچ حقیقت مطلقی وجود ندارد! حالا که آرمانشهر ما شکست خورده است، پس تمام دستاوردهای بشریت، از جمله علم، حقوق جهان‌شمول و عقلانیت، دروغ و توهم است!

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍225👏3
📄 سه ماه سکوت

👤 امیررضا عبدلی

کاری که حالا با اینترنت می‌کنند با کاری که اجداد وحشی‌شان هزار و چهارصد سال قبل با کتابخانه‌های ملل متمدن کردند فرقی ندارد.

حالا بعد از سه ماه دوباره می‌توان حرف زد، ولی چیز زیادی برای گفتن نمانده. آرام آرام در نکبت فرو می‌رویم و نکبت بی‌صداست. نکته دراماتیکی ندارد. آدمها در خاموشی و سکوت دائماً مقروض‌تر می‌شوند، وارفته‌تر، نومیدتر، محتاط‌تر و خاکستری‌تر. با فراگیرتر شدن نکبت، قشر خاکستری جامعه هر روز گسترده‌تر می‌شود و با گذشت زمان از آنچه که بودیم ستم‌پذیرتر می‌شویم.

شاید تنها تسکین و تنها قوت قلب این روزها زن و دخترهای بی‌حجابی هستند که در کوی و برزن می‌بینم. نمی‌توانم تصور کنم که جمهوری اسلامی بتواند بار دیگر آن‌ها را به زندان حجاب بیندازد. این تنها بویی از آزادی است که هنوز از ایران (مستعمره نگون‌بخت جمهوری اسلامی) به مشام می‌رسد و جوانه کوچک امید را زنده نگه می‌دارد.

خامنه‌ای و آدمهایش مردند بی آن که میراثی به جا گذاشته باشند. ولی از زندگی‌ها و رنج‌ها و قدم‌ها و کلمات ما چیزی به یادگار می‌ماند که بالاخره روزی طعم رنگ را به این قشر بدبخت خاکستری می‌چشاند و میله‌های زمخت این زندان را می‌شکند: سودای آزادی.

◽️@utfinance◽️
30💔9👎5👍3