🖥 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
🔗 لینک مقاله آصف بیات
🔗 نسخه صوتی
◽️@utfinance◽️
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
🔗 لینک مقاله آصف بیات
🔗 نسخه صوتی
◽️@utfinance◽️
YouTube
#23 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
شماره ۲۳: جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
با حضور:
امیر یحیی آیتاللهی
البرز زاهدی
مهرداد محمدی
نسخه صوتی این گفتوگو را در پادگیرها و تلگرام زیرورو بشنوید.
اردیبهشت ۱۴۰۵
با حضور:
امیر یحیی آیتاللهی
البرز زاهدی
مهرداد محمدی
نسخه صوتی این گفتوگو را در پادگیرها و تلگرام زیرورو بشنوید.
اردیبهشت ۱۴۰۵
👍5👎1
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
سر ِ تخت شاهی، بپیچد سه کار
نخستین، ز بیدادگر شهریار
دگر آن که بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند، سر درکشد
سه دیگر که با گنج، خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
_ فردوسی
🔹 بیست و پنج اردیبشهت، روز بزرگداشت فردوسی، پیر شهنامهگوی توس، فرخنده باد.
@tarikh_eghtesaad1
نخستین، ز بیدادگر شهریار
دگر آن که بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند، سر درکشد
سه دیگر که با گنج، خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
_ فردوسی
🔹 بیست و پنج اردیبشهت، روز بزرگداشت فردوسی، پیر شهنامهگوی توس، فرخنده باد.
@tarikh_eghtesaad1
❤21👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 از اسطوره تا تاریخ در شاهنامه
▫️واکاوی چهره اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایه پرورش اندیشه سیاسی ایرانیان باشد.
▫️چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینش شاهنامه در بردارنده خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفه سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
◽️@utfinance◽️
▫️واکاوی چهره اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایه پرورش اندیشه سیاسی ایرانیان باشد.
▫️چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینش شاهنامه در بردارنده خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفه سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
◽️@utfinance◽️
👍2🤬1
📄 خبرنگار-کمپرادور؛ نقدی بر واردات ایدئولوژیک و توهمات مد روز در رسانههای ایران
«خبرنگار-کمپرادور» کیست؟
اگر در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، «کمپرادور» به واسطهای اطلاق میشد که منافع سرمایه و کالای خارجی را در بازارهای بومی نمایندگی میکرد و اقتصاد ملی را به زائدهای از بازارهای جهانی تقلیل میداد، خبرنگار-کمپرادورِ امروزین، دلالِ کالاهای مادی نیست؛ او واردکننده دستچندمِ ایدئولوژیها، رتوریکها و افکار مد روزی است که در محافل آکادمیک و رسانههای چپگرای غربی تولید میشوند.
این قشر از روزنامهنگاران، که عمدتاً در طیفهای چپ و اصلاحطلبِ فضای سیاسی ایران جاخوش کردهاند، مفاهیم و دغدغههایی چون «سیاست هویت»، «محیطزیستگرایی رادیکال»، «نقد نئولیبرالیسم» و «فمینیسم تقاطعی» (اینترسکشنالیتی) را بیهیچ اعتنایی به بستر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، به افکار عمومی پمپاژ میکنند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#خبرنگار_کمپرادور
«خبرنگار-کمپرادور» کیست؟
اگر در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، «کمپرادور» به واسطهای اطلاق میشد که منافع سرمایه و کالای خارجی را در بازارهای بومی نمایندگی میکرد و اقتصاد ملی را به زائدهای از بازارهای جهانی تقلیل میداد، خبرنگار-کمپرادورِ امروزین، دلالِ کالاهای مادی نیست؛ او واردکننده دستچندمِ ایدئولوژیها، رتوریکها و افکار مد روزی است که در محافل آکادمیک و رسانههای چپگرای غربی تولید میشوند.
این قشر از روزنامهنگاران، که عمدتاً در طیفهای چپ و اصلاحطلبِ فضای سیاسی ایران جاخوش کردهاند، مفاهیم و دغدغههایی چون «سیاست هویت»، «محیطزیستگرایی رادیکال»، «نقد نئولیبرالیسم» و «فمینیسم تقاطعی» (اینترسکشنالیتی) را بیهیچ اعتنایی به بستر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، به افکار عمومی پمپاژ میکنند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#خبرنگار_کمپرادور
❤6👍3😱1
📚 معرفی مجموعه «ایدههای بنیادین»
مجموعه ایدههای بنیادین (The Essential) که توسط موسسه فریزر تدوین شده، در ایران توسط انتشارات فراهم ترجمه و منتشر شده است.
◽️ عناوین منتشر شده:
- ادام اسمیت
- دیوید هیوم
- جان لاک
- فردریش فون هایک
- مکتب اقتصادی اتریش
- ژوزف شومپیتر
- رابرت نوزیک
- رونالد کوز
- میلتون فریدمن
- قانون طبیعی
- زنان آزادی
- مکتب اقتصادی یو سی ال ای
- روشنگری
🔗 وبسایت انتشارت فراهم
◽️@utfinance◽️
مجموعه ایدههای بنیادین (The Essential) که توسط موسسه فریزر تدوین شده، در ایران توسط انتشارات فراهم ترجمه و منتشر شده است.
◽️ عناوین منتشر شده:
- ادام اسمیت
- دیوید هیوم
- جان لاک
- فردریش فون هایک
- مکتب اقتصادی اتریش
- ژوزف شومپیتر
- رابرت نوزیک
- رونالد کوز
- میلتون فریدمن
- قانون طبیعی
- زنان آزادی
- مکتب اقتصادی یو سی ال ای
- روشنگری
🔗 وبسایت انتشارت فراهم
◽️@utfinance◽️
👌5❤3🔥1
Audio
🎧 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
تماشای این گفتوگو در یوتیوب
شنیدن این گفتوگو در:
کستباکس
اسپاتیفای
اپل پادکست
🔗 لینک مقاله آصف بیات
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
تماشای این گفتوگو در یوتیوب
شنیدن این گفتوگو در:
کستباکس
اسپاتیفای
اپل پادکست
🔗 لینک مقاله آصف بیات
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👍3👎2
📄 چرا برخی کشورها ثروتمندند و ما نیستیم؟
از زمانی که ایرانیان با اروپاییها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آنها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح میشود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آنها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جستوجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان میدهد هرچه دست و پای افراد در فعالیتهای اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در میآید.
وقتی از آزادی اقتصادی حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که به یک شهروند اجازه میدهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایهگذاری کند، بدون عبور از هفتخوان مجوزهای دولتی کسبوکار راه بیندازد و بدون محدودیتهای سنگین تعرفهای، با دنیا داد و ستد کند.
◽️@utfinance◽️
از زمانی که ایرانیان با اروپاییها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آنها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح میشود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آنها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جستوجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان میدهد هرچه دست و پای افراد در فعالیتهای اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در میآید.
وقتی از آزادی اقتصادی حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که به یک شهروند اجازه میدهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایهگذاری کند، بدون عبور از هفتخوان مجوزهای دولتی کسبوکار راه بیندازد و بدون محدودیتهای سنگین تعرفهای، با دنیا داد و ستد کند.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
چرا برخی کشورها ثروتمندند و ما نیستیم؟ | فرمول ثروت ملل در قرن ۲۱ | آزادی اقتصادی؛ حقی که از آن محرومیم یا نسخهای که به آن بیاعتمادیم؟
اقتصادنیوز: وقتی از آزادی اقتصادی حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که به یک شهروند اجازه میدهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایهگذاری کند، بدون عبور از هفتخوان مجوزهای دولتی کسبوکار راه بیندازد و بدون محدودیتهای سنگین تعرفهای،…
❤3👍2👎1
📄 در باب آزادی و دین!
✍️ مهران خسروزاده
این روزها و با اینترنتی که شرایطش نیاز به گفتن ندارد، به تلاشهای بانمک و بیثمری درباره آشتی دادن لیبرالیسم و دین، یا که سوار کردن مبانی هر یک بر دیگری برمیخورم که لبخند بر لبم مینشاند. گروهی هم که از این حرفها فراتر رفته و آن قضیه سند زدن اکتشافات علمی به نام کتب الهی را، که با پیوست «محققان ژاپنی نشاندادهاند» تزئین میشد، به حوزه علوم اجتماعی کشاندهاند و با زنده کردن یاد امثال گلسرخی، شریعتی و مهدی بازرگان، موجبات شادی و خنده روح آن را فراهم آوردهاند؛ که چه نشستهاید که این لیبرتی و مالکیت و رقابت و چه و چه را که هر دم از آن صحبت میکنید و تحفه غرب و فلان فیلسوف و متالهاش میدانید، بهترش را خودمان داریم؛ حالا اینکه هیچ نشانی از آنها و ترمینولوژیشان را تا همین 10 سال پیش در این سرزمین نمییافتیم هم مشکل خیلی بزرگی نیست؛ به اندک التقاطی (که این یکی در تاریخ این خاک ریشه ستبری دارد) میتوان آن را به زیر فرش هل داد و با اعتماد بهنفس به پریشانگویی ادامه داد.
پس از این مقدمه کوتاه، لازم میدانم چند نکته را برای افرادی که با این پریشانگوییها گیجشدهاند روشن کنم:
1. سازگاری شرط کافی برای معتبر بودن یک ساختار صوری و توانایی آن در توضیح واقعیت نیست. صدق آکسیومها و قابل دفاع بودن آنها نیز اهمیت حیاتی دارد. اینکه این آکسیومها را از امری غیرقابلبررسی و متعلق به ساحت ایمان (وحی) اقتباس کنیم، به همان اندازه اعتبار ساختار صوری را از ساحت عقل خارج و بر ایمان متکی میکند.
تاکید امثال میزس یا روتبارد بر «تردیدناپذیری» آکسیومهای اولیه خود در بنا کردن پراکسیولوژی، از آگاهی ایشان به همین نکته بازمیگردد.
2. در بررسی آراء عمده متفکران لیبرال به صراحت و به طور ضمنی، به این نکته برمیخوریم که آنها در نگاه به جهان، بر نظمی بدون ناظم و بدون غایت تاکید دارند که از اساس با اصول دین، از قبیل وجود یک خالق هوشمند، نبوت، امامت و معاد متعارض یا در خوشبینانه ترین حالت متنافر است. البته لیبرالیسم با باور فرد به اصول دین مشکل خاصی ندارد اما عکس این موضوع برقرار نیست.
3. حتی اگر وجود دین در نظریه یا ایده سیاسی/اخلاقی ما ضرورت داشته باشد، نمیتوان از آن ضرورت، دلالت به دین خاصی را نتیجه گرفت. اشاره (دلبخواهی) بر یک دین خاص نیز به ساحت ایمان بازمیگردد نه عقل. (مورد1)
4. لیبرالیسم در کنه خود یک ایده اخلاقی است که با اخلاق دینی تعارضات غیرقابل حل دارد. در واقع تلاش برای آشتی دادن دین شریعتمند با ایده اخلاقی لیبرال تنها در حالتی ممکن است که شریعت را از احکام آن تهی کنیم که البته نقض غرض است. در واقع احکام بیشماری وجود دارد که درآنها مالکیت افراد بر جان و مالشان به واسطه باورها یا اقداماتشان مورد تبعیض و تعرض قرار میگیرد و ریشه آنها به کتاب مقدس بازمیگردد.
5. در کشوری که انکار قصص قرآنی سابقه دریافت حکم اعدام داشته، بررسی کامل چنین ایدهای ممکن نیست. به عبارت بهتر، سستی این ایده به گونهای است که میتواند موضوع استندآپ کمدیها و شوهای طنز قرار بگیرد و یا در حالتی جدیتر، با مجموعهای از سوالات تمسخرآمیز پوچی آن نمایانده شود.
◽️@utfinance◽️
✍️ مهران خسروزاده
این روزها و با اینترنتی که شرایطش نیاز به گفتن ندارد، به تلاشهای بانمک و بیثمری درباره آشتی دادن لیبرالیسم و دین، یا که سوار کردن مبانی هر یک بر دیگری برمیخورم که لبخند بر لبم مینشاند. گروهی هم که از این حرفها فراتر رفته و آن قضیه سند زدن اکتشافات علمی به نام کتب الهی را، که با پیوست «محققان ژاپنی نشاندادهاند» تزئین میشد، به حوزه علوم اجتماعی کشاندهاند و با زنده کردن یاد امثال گلسرخی، شریعتی و مهدی بازرگان، موجبات شادی و خنده روح آن را فراهم آوردهاند؛ که چه نشستهاید که این لیبرتی و مالکیت و رقابت و چه و چه را که هر دم از آن صحبت میکنید و تحفه غرب و فلان فیلسوف و متالهاش میدانید، بهترش را خودمان داریم؛ حالا اینکه هیچ نشانی از آنها و ترمینولوژیشان را تا همین 10 سال پیش در این سرزمین نمییافتیم هم مشکل خیلی بزرگی نیست؛ به اندک التقاطی (که این یکی در تاریخ این خاک ریشه ستبری دارد) میتوان آن را به زیر فرش هل داد و با اعتماد بهنفس به پریشانگویی ادامه داد.
پس از این مقدمه کوتاه، لازم میدانم چند نکته را برای افرادی که با این پریشانگوییها گیجشدهاند روشن کنم:
1. سازگاری شرط کافی برای معتبر بودن یک ساختار صوری و توانایی آن در توضیح واقعیت نیست. صدق آکسیومها و قابل دفاع بودن آنها نیز اهمیت حیاتی دارد. اینکه این آکسیومها را از امری غیرقابلبررسی و متعلق به ساحت ایمان (وحی) اقتباس کنیم، به همان اندازه اعتبار ساختار صوری را از ساحت عقل خارج و بر ایمان متکی میکند.
تاکید امثال میزس یا روتبارد بر «تردیدناپذیری» آکسیومهای اولیه خود در بنا کردن پراکسیولوژی، از آگاهی ایشان به همین نکته بازمیگردد.
2. در بررسی آراء عمده متفکران لیبرال به صراحت و به طور ضمنی، به این نکته برمیخوریم که آنها در نگاه به جهان، بر نظمی بدون ناظم و بدون غایت تاکید دارند که از اساس با اصول دین، از قبیل وجود یک خالق هوشمند، نبوت، امامت و معاد متعارض یا در خوشبینانه ترین حالت متنافر است. البته لیبرالیسم با باور فرد به اصول دین مشکل خاصی ندارد اما عکس این موضوع برقرار نیست.
3. حتی اگر وجود دین در نظریه یا ایده سیاسی/اخلاقی ما ضرورت داشته باشد، نمیتوان از آن ضرورت، دلالت به دین خاصی را نتیجه گرفت. اشاره (دلبخواهی) بر یک دین خاص نیز به ساحت ایمان بازمیگردد نه عقل. (مورد1)
4. لیبرالیسم در کنه خود یک ایده اخلاقی است که با اخلاق دینی تعارضات غیرقابل حل دارد. در واقع تلاش برای آشتی دادن دین شریعتمند با ایده اخلاقی لیبرال تنها در حالتی ممکن است که شریعت را از احکام آن تهی کنیم که البته نقض غرض است. در واقع احکام بیشماری وجود دارد که درآنها مالکیت افراد بر جان و مالشان به واسطه باورها یا اقداماتشان مورد تبعیض و تعرض قرار میگیرد و ریشه آنها به کتاب مقدس بازمیگردد.
5. در کشوری که انکار قصص قرآنی سابقه دریافت حکم اعدام داشته، بررسی کامل چنین ایدهای ممکن نیست. به عبارت بهتر، سستی این ایده به گونهای است که میتواند موضوع استندآپ کمدیها و شوهای طنز قرار بگیرد و یا در حالتی جدیتر، با مجموعهای از سوالات تمسخرآمیز پوچی آن نمایانده شود.
◽️@utfinance◽️
Telegram
A New Liberty
اینجا تجارب و مطالبی که در روزمره باهاشون برخورد میکنم رو یادداشت میکنم
@mehran_khosrozade
@mehran_khosrozade
❤13👍7👎6🔥4
📄 حقوق طبیعی؛ حقی که در طبیعت وجود ندارد
✍️ مهران خسروزاده
میان خواندن و فهمیدن فاصله زیادی وجود دارد. مثلا امکان دارد با مطالعه اولیه درباب حقوق طبیعی گمان کنید که براساس آراء نظریهپردازانش، آن بیرون این حقوق مانند میوهای از درخت آویزان است و تنها منتظر شماست که آن را بچینید و حظش را ببرید. و لابد چون آن بیرون چیزی جز دریدن ضعفا از سوی اقویا نمیبینید، با خود بیاندیشید که پس این بحث از اساس بیخود است و آن صاحبنظران جملگی گه خوردهاند؛ پس بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
اما فهم جهان با شهود و اینجور آسمان و ریسمان بافتنها جلو نمیرود. بله، طبق تجربه روزمره آهن روی آب نمیایستد و متعاقبا کشتیها فولادی چند صدهزار تنی باید در قعر اقیانوس میبودند، اما وجود این شناورها نشان میدهد که جهان پیچیدهتر از آزمایشهای ساده کتابهای علوم دوران ابتدایی است. اصولا اگر شهود کار راه میانداخت، دیگر چه نیازی به استدلال منطقی بود؟
برخلاف تصور رایج، واژه طبیعی در عبارت «حقوق طبیعی» به وجود و استقرار آن در طبیعت یا منشا الهی آن اشاره نمیکند، بلکه بر این نکته دلالت دارد که با توجه به شرایط بشر و جهان پیرامون او، از بدنمندی مادی انسان گرفته تا وجود عنصر زمان و واقعیت محرز و قطعی «کمیابی»، هر تلاش عقلانی برای دستیابی به یک اخلاق «جهانشمول» و «امکانپذیر»، دستیابی به آن را ایجاب میکند.
به عبارت دیگر، در جهانی زیست میکنید که ویژگیهای آن (همان طبیعتش) اقتضا میکند که هر تلاشی برای بنا کردن عمارتی اخلاقی، که درباره هر موجود هوشمندی به یک اندازه صادق باشد و همچنان بتواند برقرار شود، به آنچه «حقوق طبیعی» مینامیم ختم شود. جهانی که تنها نظم عادلانه ممکن قابلتصور در آن، آزادی است. آزمون جامعیت و امکانپذیری، دو غربال اصلی نظام اخلاقی عقلایی است که دست بر قضا مورد نخست اخلاق دینی را مردود میشمارد.
اما سوءتفاهمها به اینجا ختم نمیشود. گروهی که در پست قبلی از آنها یاد کردیم تصور میکنند که متقن نبودن نظریه مانع اصلی برای دفاع از آن چیزی است که زعم آنها آزادی نام دارد.
این مسئله به لحاظ منطقی و تجربی نادرست است؛ باورها و نظامهای ایدئولوژیک متناقض و مضحک بسیاری توانستهاند نظم اجتماعی مد نظر خود را بنا کنند؛ اصولا نظریه اخلاقی و جاری کردن آن در حیات اجتماعی، دو مقوله جدا از هم است؛ این تصور که «حقوق طبیعی یعنی در طبیعت وجود دارد» و «چون در طبیعت وجود دارد، پس برقرار است» تصویری از اساس پوچ و ناشی از کجفهمی است. نویسنده «اخلاق آزادی» نیز از این مسئله غافل نبود.
به زعم روتبارد، برقراری آزادی در حیات اجتماعی مستلزم وجود آزادیخواهان تماموقت و تلاشی فکری و اجتماعی در جهت تبلیغ، اقناع، جذب و اقدام در موقعیت مناسب است و از این جهت مثال از فعالیت راهبان بودایی و فیزیکدانان میآورد(چیزی شبیه به تلاش آخوند و کشیش در تبلیغ دین). اصولا نمیتوان از آراء او چنین برداشت کرد که حقوق طبیعی همین الان در طبیعت وجود دارد؛ بلکه به نظر او، باید با استفاده از عقل این حقوق را فهمید و کشف کرد، جزئیات عملی و نظریاش را صیقل داد، برای استقرار آن کوشید و به دفاع از آن پرداخت.
در جمعبندی خود، باید بگویم که اصولا احساس نیاز به مبنای دینی برای آزادی، از یک کجفهمی عمیق ناشی میشود که بیشتر به مغلطه پهلوان پنبه شبیه است. در مقابل، عقبگرد به وحی و ایمان و خروج از ساحت عقل، بیشتر از آن که راهحلی برای تقویت مبانی باشد، آفت اندیشه آزادی و دروازه تولید شطحیات بیپایه و اساس است؛ عقبگردی که شاید بتواند چند صباحی عدهای کمخرد سطحیاندیش را به خود مشغول کند، اما در بلندمدت، جز ایجاد دافعه برای هر عقل سلیم، نتیجهای ندارد.
◽️@utfinance◽️
✍️ مهران خسروزاده
میان خواندن و فهمیدن فاصله زیادی وجود دارد. مثلا امکان دارد با مطالعه اولیه درباب حقوق طبیعی گمان کنید که براساس آراء نظریهپردازانش، آن بیرون این حقوق مانند میوهای از درخت آویزان است و تنها منتظر شماست که آن را بچینید و حظش را ببرید. و لابد چون آن بیرون چیزی جز دریدن ضعفا از سوی اقویا نمیبینید، با خود بیاندیشید که پس این بحث از اساس بیخود است و آن صاحبنظران جملگی گه خوردهاند؛ پس بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
اما فهم جهان با شهود و اینجور آسمان و ریسمان بافتنها جلو نمیرود. بله، طبق تجربه روزمره آهن روی آب نمیایستد و متعاقبا کشتیها فولادی چند صدهزار تنی باید در قعر اقیانوس میبودند، اما وجود این شناورها نشان میدهد که جهان پیچیدهتر از آزمایشهای ساده کتابهای علوم دوران ابتدایی است. اصولا اگر شهود کار راه میانداخت، دیگر چه نیازی به استدلال منطقی بود؟
برخلاف تصور رایج، واژه طبیعی در عبارت «حقوق طبیعی» به وجود و استقرار آن در طبیعت یا منشا الهی آن اشاره نمیکند، بلکه بر این نکته دلالت دارد که با توجه به شرایط بشر و جهان پیرامون او، از بدنمندی مادی انسان گرفته تا وجود عنصر زمان و واقعیت محرز و قطعی «کمیابی»، هر تلاش عقلانی برای دستیابی به یک اخلاق «جهانشمول» و «امکانپذیر»، دستیابی به آن را ایجاب میکند.
به عبارت دیگر، در جهانی زیست میکنید که ویژگیهای آن (همان طبیعتش) اقتضا میکند که هر تلاشی برای بنا کردن عمارتی اخلاقی، که درباره هر موجود هوشمندی به یک اندازه صادق باشد و همچنان بتواند برقرار شود، به آنچه «حقوق طبیعی» مینامیم ختم شود. جهانی که تنها نظم عادلانه ممکن قابلتصور در آن، آزادی است. آزمون جامعیت و امکانپذیری، دو غربال اصلی نظام اخلاقی عقلایی است که دست بر قضا مورد نخست اخلاق دینی را مردود میشمارد.
اما سوءتفاهمها به اینجا ختم نمیشود. گروهی که در پست قبلی از آنها یاد کردیم تصور میکنند که متقن نبودن نظریه مانع اصلی برای دفاع از آن چیزی است که زعم آنها آزادی نام دارد.
این مسئله به لحاظ منطقی و تجربی نادرست است؛ باورها و نظامهای ایدئولوژیک متناقض و مضحک بسیاری توانستهاند نظم اجتماعی مد نظر خود را بنا کنند؛ اصولا نظریه اخلاقی و جاری کردن آن در حیات اجتماعی، دو مقوله جدا از هم است؛ این تصور که «حقوق طبیعی یعنی در طبیعت وجود دارد» و «چون در طبیعت وجود دارد، پس برقرار است» تصویری از اساس پوچ و ناشی از کجفهمی است. نویسنده «اخلاق آزادی» نیز از این مسئله غافل نبود.
به زعم روتبارد، برقراری آزادی در حیات اجتماعی مستلزم وجود آزادیخواهان تماموقت و تلاشی فکری و اجتماعی در جهت تبلیغ، اقناع، جذب و اقدام در موقعیت مناسب است و از این جهت مثال از فعالیت راهبان بودایی و فیزیکدانان میآورد(چیزی شبیه به تلاش آخوند و کشیش در تبلیغ دین). اصولا نمیتوان از آراء او چنین برداشت کرد که حقوق طبیعی همین الان در طبیعت وجود دارد؛ بلکه به نظر او، باید با استفاده از عقل این حقوق را فهمید و کشف کرد، جزئیات عملی و نظریاش را صیقل داد، برای استقرار آن کوشید و به دفاع از آن پرداخت.
در جمعبندی خود، باید بگویم که اصولا احساس نیاز به مبنای دینی برای آزادی، از یک کجفهمی عمیق ناشی میشود که بیشتر به مغلطه پهلوان پنبه شبیه است. در مقابل، عقبگرد به وحی و ایمان و خروج از ساحت عقل، بیشتر از آن که راهحلی برای تقویت مبانی باشد، آفت اندیشه آزادی و دروازه تولید شطحیات بیپایه و اساس است؛ عقبگردی که شاید بتواند چند صباحی عدهای کمخرد سطحیاندیش را به خود مشغول کند، اما در بلندمدت، جز ایجاد دافعه برای هر عقل سلیم، نتیجهای ندارد.
◽️@utfinance◽️
Telegram
A New Liberty
اینجا تجارب و مطالبی که در روزمره باهاشون برخورد میکنم رو یادداشت میکنم
@mehran_khosrozade
@mehran_khosrozade
❤5👍2👎1
Forwarded from ساسان آقایی
🌀 #توییتباز
به یاد امیرحسین رضایی ایرانخواه که در روزگار سفلِگان، بیباک بود ...
✔️ @SasanAghaei
#رسانه #روزنامهنگاری
به یاد امیرحسین رضایی ایرانخواه که در روزگار سفلِگان، بیباک بود ...
✔️ @SasanAghaei
#رسانه #روزنامهنگاری
❤5
📄 جنگ از نمای اقتصاد آزاد
میزس و هایک، مکانیسمهای جهانشمول جنگ را تبیین میکنند
👥 کریستوفر وستلی، ویلیام ال. اندرسون و اسکات ای. کیار
Westley, Christopher, William L. Anderson, and Scott A. Kjar
ترجمه: دنیای اقتصاد
◽️@utfinance◽️
میزس و هایک، مکانیسمهای جهانشمول جنگ را تبیین میکنند
👥 کریستوفر وستلی، ویلیام ال. اندرسون و اسکات ای. کیار
Westley, Christopher, William L. Anderson, and Scott A. Kjar
ترجمه: دنیای اقتصاد
Westley, Christopher, William L. Anderson, and Scott A. Kjar. "War and the Austrian School: Ludwig von Mises and Friedrich von Hayek." The Economics of Peace and Security Journal 6.1(2011).
◽️@utfinance◽️
Telegraph
میزس و هایک، مکانیسمهای جهانشمول جنگ را تبیین میکنند
جنگ از نمای اقتصاد آزاد کریستوفر وستلی، ویلیام ال. اندرسون و اسکات ای. کیار: میزس و هایک بهعنوان دو چهره مدافع بازار آزاد، فضای دو جنگجهانی را تجربه کردند. همین تجربه موجب شد تا آنها آثار شناختهشدهای را درباره جنگ خلق کنند و نسبت به آثار ویرانگر آن بر…
❤5👍1👎1
📄 گناه فرانسوی
👤 بریویل لو پوگم
میخواهم از طرف مردم فرانسه به خاطر به دنیا آوردن نظریه فرانسوی (که به نوبه خود بدترین زباله ایدئولوژیک را به وجود آورد: #ووکیسم) عذرخواهی کنم.
ما به جهان دکارت، پاسکال و توکویل را دادیم. و سپس، در ویرانههای فکری دوران پس از ۱۹۶۸، فوکو، دریدا و دلوز را به دنیا دادیم. سه مرد درخشان که با ظرافت زبان ما، سلاح ایدئولوژیکی را ساختند که غرب امروز را فلج میکند.
ما باید بفهمیم که آنها چه کردند. #فوکو آموخت که حقیقت وجود ندارد، که تنها روابط قدرت در لباس دانش پنهان شدهاند. که علم، عقل، عدالت، موسسه پزشکی، مدرسه، زندان، تمایلات جنسی - همه چیز صرفاً صحنهسازی سلطه است. #دریدا آموخت که متون معنای پایداری ندارند، که هر دالی لغزنده است، که هر خوانشی خیانت است، که نویسنده مرده است، و اینکه خواننده سلطنت میکند. #دلوز آموخت که باید ریزوم را به درخت، کوچنشین را به ساکن، میل به قانون، شدن را به بودن، تفاوت را به هویت ترجیح داد.
اینها به صورت جداگانه، تزهای قابل بحثی هستند. وقتی ترکیب شوند، صادر شوند، عمومی شوند، یک سیستم را تشکیل میدهند. و این سیستم «سم» است.
زیرا اتفاقی که افتاد این بود. این متون که در فرانسه قابل خواندن نبودند، از اقیانوس اطلس عبور کردند. دانشکدههای ییل، برکلی و کلمبیا آنها را در دهه ۱۹۸۰ جذب کردند. در آنجا، آنها زمینه حاصلخیزی یافتند که در فرانسه وجود نداشت: پیوریتانیسم آمریکایی، گناه نژادی آن، وسواس هویت.
نظریه فرانسوی خود را با این بستر پیوند داد و فرزند این پیوند، ووکیسم نامیده میشود.
جودیت باتلر، فوکو میخواند و ژانر نمایشی را ابداع میکند. ادوارد سعید، فوکو میخواند و پسااستعمارگرایی دانشگاهی را ابداع میکند. کیمبرلی کرنشاو این چارچوب را به ارث برد و اینترسکشنالیتی را ابداع کرد. در هر مرحله، اصل اساسی فرانسوی است: هیچ حقیقتی وجود ندارد، فقط قدرت، بنابراین همه سلسله مراتب مشکوک هستند، همه نهادها سرکوبگر، همه هنجارها خشونتآمیز، همه هویتها ساخته شده و بنابراین قابل مذاکره هستند و همه اکثریتها گناهکارند.
اینگونه است که سه فیلسوف پاریسی، که احتمالاً هرگز عواقب عملی آن را تصور نمیکردند، نرمافزار عملیاتی را در اختیار یک نسل کامل از فعالان، بوروکراتهای دانشگاهی، مدیران منابع انسانی، روزنامهنگاران و قانونگذاران قرار دادند. اینگونه است که ما به تمدنی رسیدهایم که دیگر نمیتواند بگوید آیا یک زن زن است، آیا داستان خودش ارزش دفاع دارد، آیا شایستگی وجود دارد یا خیر، یا اینکه حقیقت از نظر متمایز است یا خیر.
این مزخرفات به یک دلیل ساده است و باید با آرامش گفته شود. یک #تمدن بر سه ستون استوار است: باور به اینکه حقیقتی وجود دارد که عقل به آن دسترسی دارد، باور به اینکه خیر از شر متمایز است، و باور به اینکه میراثی برای انتقال وجود دارد.
نظریه فرانسوی قصد داشت هر سه را منفجر کند. نه از روی بدخواهی. به عنوان یک تمرین فکری، از روی شیفتگی به سوءظن، از روی نفرت از #بورژوازی که آنها را پرورش داده بود. اما نتیجه غیرقابل انکار است. یک نسل کامل، #ساختارشکنی را آموخته و هرگز ساختن را نیاموخته است. یک نسل کامل میداند چگونه #شک کند و دیگر نمیداند چگونه تحسین کند. یک نسل کامل، #قدرت را همه جا و #زیبایی را هیچ جا نمیبیند.
من عذرخواهی میکنم زیرا ما فرانسویها مسئولیت ویژهای داریم. زبان ما، دانشگاههای ما، ناشران ما، و اعتبار ما است که به این پوچگرایی، بستهبندی شیک خود را بخشیده است. بدون مشروعیت سوربن و وینسنس، این ایدهها هرگز از اقیانوس عبور نمیکردند. ما شک را صادر کردهایم، همانطور که دیگران سلاح صادر میکنند.
آنچه اکنون در سیلیکون ولی، در آزمایشگاههای هوش مصنوعی، در استارتاپها، در کارگاهها، در تمام مکانهایی که مردم هنوز به جای جدا کردن چیزها، آنها را میسازند، ساخته میشود، پاسخ است.
یک تمدن توسط سازندگان بازسازی میشود، نه مفسران. توسط کسانی که معتقدند «#حقیقت» وجود دارد و ارزش دنبال کردن را دارد. توسط کسانی که سلسله مراتب زیبایی، حقیقت و خوبی را میپذیرند و از به اشتراک گذاشتن آن شرمنده نیستند.
پس، مرا ببخشید. و بیایید شروع به کار کنیم.
◽️@utfinance◽️
👤 بریویل لو پوگم
میخواهم از طرف مردم فرانسه به خاطر به دنیا آوردن نظریه فرانسوی (که به نوبه خود بدترین زباله ایدئولوژیک را به وجود آورد: #ووکیسم) عذرخواهی کنم.
ما به جهان دکارت، پاسکال و توکویل را دادیم. و سپس، در ویرانههای فکری دوران پس از ۱۹۶۸، فوکو، دریدا و دلوز را به دنیا دادیم. سه مرد درخشان که با ظرافت زبان ما، سلاح ایدئولوژیکی را ساختند که غرب امروز را فلج میکند.
ما باید بفهمیم که آنها چه کردند. #فوکو آموخت که حقیقت وجود ندارد، که تنها روابط قدرت در لباس دانش پنهان شدهاند. که علم، عقل، عدالت، موسسه پزشکی، مدرسه، زندان، تمایلات جنسی - همه چیز صرفاً صحنهسازی سلطه است. #دریدا آموخت که متون معنای پایداری ندارند، که هر دالی لغزنده است، که هر خوانشی خیانت است، که نویسنده مرده است، و اینکه خواننده سلطنت میکند. #دلوز آموخت که باید ریزوم را به درخت، کوچنشین را به ساکن، میل به قانون، شدن را به بودن، تفاوت را به هویت ترجیح داد.
اینها به صورت جداگانه، تزهای قابل بحثی هستند. وقتی ترکیب شوند، صادر شوند، عمومی شوند، یک سیستم را تشکیل میدهند. و این سیستم «سم» است.
زیرا اتفاقی که افتاد این بود. این متون که در فرانسه قابل خواندن نبودند، از اقیانوس اطلس عبور کردند. دانشکدههای ییل، برکلی و کلمبیا آنها را در دهه ۱۹۸۰ جذب کردند. در آنجا، آنها زمینه حاصلخیزی یافتند که در فرانسه وجود نداشت: پیوریتانیسم آمریکایی، گناه نژادی آن، وسواس هویت.
نظریه فرانسوی خود را با این بستر پیوند داد و فرزند این پیوند، ووکیسم نامیده میشود.
جودیت باتلر، فوکو میخواند و ژانر نمایشی را ابداع میکند. ادوارد سعید، فوکو میخواند و پسااستعمارگرایی دانشگاهی را ابداع میکند. کیمبرلی کرنشاو این چارچوب را به ارث برد و اینترسکشنالیتی را ابداع کرد. در هر مرحله، اصل اساسی فرانسوی است: هیچ حقیقتی وجود ندارد، فقط قدرت، بنابراین همه سلسله مراتب مشکوک هستند، همه نهادها سرکوبگر، همه هنجارها خشونتآمیز، همه هویتها ساخته شده و بنابراین قابل مذاکره هستند و همه اکثریتها گناهکارند.
اینگونه است که سه فیلسوف پاریسی، که احتمالاً هرگز عواقب عملی آن را تصور نمیکردند، نرمافزار عملیاتی را در اختیار یک نسل کامل از فعالان، بوروکراتهای دانشگاهی، مدیران منابع انسانی، روزنامهنگاران و قانونگذاران قرار دادند. اینگونه است که ما به تمدنی رسیدهایم که دیگر نمیتواند بگوید آیا یک زن زن است، آیا داستان خودش ارزش دفاع دارد، آیا شایستگی وجود دارد یا خیر، یا اینکه حقیقت از نظر متمایز است یا خیر.
این مزخرفات به یک دلیل ساده است و باید با آرامش گفته شود. یک #تمدن بر سه ستون استوار است: باور به اینکه حقیقتی وجود دارد که عقل به آن دسترسی دارد، باور به اینکه خیر از شر متمایز است، و باور به اینکه میراثی برای انتقال وجود دارد.
نظریه فرانسوی قصد داشت هر سه را منفجر کند. نه از روی بدخواهی. به عنوان یک تمرین فکری، از روی شیفتگی به سوءظن، از روی نفرت از #بورژوازی که آنها را پرورش داده بود. اما نتیجه غیرقابل انکار است. یک نسل کامل، #ساختارشکنی را آموخته و هرگز ساختن را نیاموخته است. یک نسل کامل میداند چگونه #شک کند و دیگر نمیداند چگونه تحسین کند. یک نسل کامل، #قدرت را همه جا و #زیبایی را هیچ جا نمیبیند.
من عذرخواهی میکنم زیرا ما فرانسویها مسئولیت ویژهای داریم. زبان ما، دانشگاههای ما، ناشران ما، و اعتبار ما است که به این پوچگرایی، بستهبندی شیک خود را بخشیده است. بدون مشروعیت سوربن و وینسنس، این ایدهها هرگز از اقیانوس عبور نمیکردند. ما شک را صادر کردهایم، همانطور که دیگران سلاح صادر میکنند.
آنچه اکنون در سیلیکون ولی، در آزمایشگاههای هوش مصنوعی، در استارتاپها، در کارگاهها، در تمام مکانهایی که مردم هنوز به جای جدا کردن چیزها، آنها را میسازند، ساخته میشود، پاسخ است.
یک تمدن توسط سازندگان بازسازی میشود، نه مفسران. توسط کسانی که معتقدند «#حقیقت» وجود دارد و ارزش دنبال کردن را دارد. توسط کسانی که سلسله مراتب زیبایی، حقیقت و خوبی را میپذیرند و از به اشتراک گذاشتن آن شرمنده نیستند.
پس، مرا ببخشید. و بیایید شروع به کار کنیم.
◽️@utfinance◽️
👍16❤7👏4
📚 معرفی کتاب
در سالهای گذشته، بارها اعضای کانال درباره یک مسیر مطالعاتی مناسب برای یادگیری اقتصاد پرسیدهاند.
تعداد کتابهای مقدماتی خوب برای شروع مطالعه اقتصاد کم هستند. اما سال گذشته یک کتاب بسیار مناسب برای آغاز مطالعه اقتصاد منتشر شد:
چگونه درباره اقتصاد فکر کنیم
👤 نوشته: پر بایلوند
پر بایلوند، دکترای اقتصاد، عضو ارشد موسسه میزس و دانشیار کارآفرینی و کرسی جانی دی پاپ در دانشکده کارآفرینی در دانشکده بازرگانی اسپیرز در دانشگاه ایالتی اوکلاهاما و عضو وابسته موسسه راتیو در استکهلم است.
او قبلاً در دانشگاه بیلور و دانشگاه میسوری عضو هیئت علمی بوده است. دکتر بایلوند تحقیقاتی را در مجلات برتر در زمینه کارآفرینی و مدیریت و همچنین در فصلنامه اقتصاد اتریش و بررسی اقتصاد اتریش منتشر کرده است.
📌 لینک خرید با تخفیف کتاب از وبسایت انتشارات فراهم
◽️@utfinance◽️
در سالهای گذشته، بارها اعضای کانال درباره یک مسیر مطالعاتی مناسب برای یادگیری اقتصاد پرسیدهاند.
تعداد کتابهای مقدماتی خوب برای شروع مطالعه اقتصاد کم هستند. اما سال گذشته یک کتاب بسیار مناسب برای آغاز مطالعه اقتصاد منتشر شد:
چگونه درباره اقتصاد فکر کنیم
👤 نوشته: پر بایلوند
پر بایلوند، دکترای اقتصاد، عضو ارشد موسسه میزس و دانشیار کارآفرینی و کرسی جانی دی پاپ در دانشکده کارآفرینی در دانشکده بازرگانی اسپیرز در دانشگاه ایالتی اوکلاهاما و عضو وابسته موسسه راتیو در استکهلم است.
او قبلاً در دانشگاه بیلور و دانشگاه میسوری عضو هیئت علمی بوده است. دکتر بایلوند تحقیقاتی را در مجلات برتر در زمینه کارآفرینی و مدیریت و همچنین در فصلنامه اقتصاد اتریش و بررسی اقتصاد اتریش منتشر کرده است.
📌 لینک خرید با تخفیف کتاب از وبسایت انتشارات فراهم
◽️@utfinance◽️
❤8👍2
📄 فراموش نکنیم مدیسون درباره جنگ چه گفت
👤 جیکوب جی. هورنبرگر
بنیانگذار و رئیس بنیاد آینده آزادی (The Future of Freedom Foundation)
◽️@utfinance◽️
👤 جیکوب جی. هورنبرگر
بنیانگذار و رئیس بنیاد آینده آزادی (The Future of Freedom Foundation)
◽️@utfinance◽️
Telegraph
فراموش نکنیم مدیسون درباره جنگ چه گفت
در میان افزایش سرسامآور قیمت بنزین و آسیبهای اقتصادی چشمگیر به مردم آمریکا که از جنگ رئیسجمهور ترامپ علیه ایران ناشی شده، ما هرگز نباید مهمترین عامل در جنگهای خارجی بیپایان آمریکا را فراموش کنیم: نابودی آزادیمان در داخل کشور. در این باره، یادآوری…
👎13👍4❤3
📄 توهم بزرگ دولتها درباره هدایت نقدینگی | چرا پول تزریقی به تولید سر از بازار طلا و دلار درمیآورد؟ | پول را میتوان اهلی کرد؟ | مالیات پنهانی که تولیدکنندگان از جیب فقرا میگیرند!
◽️ روز جمعه، غلامعلی رحیمی، مدیر طرح حمایت از بنگاههای اقتصادی در شرایط اضطرار وزارت اقتصاد و دارایی، در گفتوگو با خبرگزاری فارس، خبر داد که از ابتدای خرداد وام سرمایه در گردش به واحدهای تولیدی پرداخت میشود. این خبر، یادآور طرحهای سالهای گذشته در دولتهای مختلف برای هدایت نقدینگی به بخش تولید است. آیا تزریق پول به یک بخش اقتصاد تبعاتی برای دیگر بخشها ندارد؟ آیا نقدینگی را میتوان هدایت کرد؟
◽️ یکی از پرتکرارترین وعدههایی که سیاستمداران و دولتمردان، به مردم میدهند این است که میخواهند با تزریق پول به بخش تولید، چرخهای اقتصاد را به حرکت درآورند. آنها در سخنرانیهای خود با اطمینان کامل میگویند که این بار چاپ پول یا خلق نقدینگی جدید منجر به تورم نخواهد شد، زیرا این پول قرار نیست وارد بازارهای سفتهبازی، طلا، ارز یا مسکن شود؛ بلکه مستقیماً به دست کارخانهداران و تولیدکنندگان میرسد تا مواد اولیه بخرند، دستگاههای جدید وارد کنند و اشتغال ایجاد کنند.
◽️ این ادعا در نگاه اول و برای مخاطبی که با پیچیدگیهای علم اقتصاد آشنا نیست، بسیار منطقی، دلسوزانه و حتی نجاتبخش به نظر میرسد. اما در پس این وعده شیرین، یکی از بزرگترین توهمات و خطاهای شناختی اقتصاد پنهان شده است: توهمِ امکانِ هدایت و قرنطینه کردن پول در یک بخش خاص از اقتصاد.
◽️@utfinance◽️
◽️ روز جمعه، غلامعلی رحیمی، مدیر طرح حمایت از بنگاههای اقتصادی در شرایط اضطرار وزارت اقتصاد و دارایی، در گفتوگو با خبرگزاری فارس، خبر داد که از ابتدای خرداد وام سرمایه در گردش به واحدهای تولیدی پرداخت میشود. این خبر، یادآور طرحهای سالهای گذشته در دولتهای مختلف برای هدایت نقدینگی به بخش تولید است. آیا تزریق پول به یک بخش اقتصاد تبعاتی برای دیگر بخشها ندارد؟ آیا نقدینگی را میتوان هدایت کرد؟
◽️ یکی از پرتکرارترین وعدههایی که سیاستمداران و دولتمردان، به مردم میدهند این است که میخواهند با تزریق پول به بخش تولید، چرخهای اقتصاد را به حرکت درآورند. آنها در سخنرانیهای خود با اطمینان کامل میگویند که این بار چاپ پول یا خلق نقدینگی جدید منجر به تورم نخواهد شد، زیرا این پول قرار نیست وارد بازارهای سفتهبازی، طلا، ارز یا مسکن شود؛ بلکه مستقیماً به دست کارخانهداران و تولیدکنندگان میرسد تا مواد اولیه بخرند، دستگاههای جدید وارد کنند و اشتغال ایجاد کنند.
◽️ این ادعا در نگاه اول و برای مخاطبی که با پیچیدگیهای علم اقتصاد آشنا نیست، بسیار منطقی، دلسوزانه و حتی نجاتبخش به نظر میرسد. اما در پس این وعده شیرین، یکی از بزرگترین توهمات و خطاهای شناختی اقتصاد پنهان شده است: توهمِ امکانِ هدایت و قرنطینه کردن پول در یک بخش خاص از اقتصاد.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
چرا پول تزریقی به تولید سر از بازار طلا و دلار درمیآورد؟ | پول را میتوان اهلی کرد؟ | مالیات پنهانی که تولیدکنندگان از جیب فقرا…
اقتصادنیوز: روز جمعه، غلامعلی رحیمی، مدیر طرح حمایت از بنگاههای اقتصادی در شرایط اضطرار وزارت اقتصاد و دارایی، در گفتوگو با خبرگزاری فارس، خبر داد که از ابتدای خرداد وام سرمایه در گردش به واحدهای تولیدی پرداخت میشود. این خبر، یادآور طرحهای سالهای گذشته…
👍7
Finance & Economics
📄 توهم بزرگ دولتها درباره هدایت نقدینگی | چرا پول تزریقی به تولید سر از بازار طلا و دلار درمیآورد؟ | پول را میتوان اهلی کرد؟ | مالیات پنهانی که تولیدکنندگان از جیب فقرا میگیرند! ◽️ روز جمعه، غلامعلی رحیمی، مدیر طرح حمایت از بنگاههای اقتصادی در شرایط…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◽️ پول در یک بخش متوقف نمیماند
اقتصاد یک سیستم بسته با اتاقهای عایق و مجزا نیست، بلکه دقیقاً شبیه به #قانون_ظروف_مرتبطه در فیزیک عمل میکند.
اگر شما چند ظرف آب با شکلها و اندازههای مختلف داشته باشید که از کف به یکدیگر متصل باشند، هرگز نمیتوانید با ریختن آب در یکی از ظرفها، سطح آب را فقط در همان ظرف بالا ببرید. به محض اینکه قطرات آب وارد ظرف اول میشوند، فشار ایجاد شده باعث میشود آب از طریق لولههای ارتباطی به تمام ظروف دیگر نفوذ کند و در نهایت، سطح آب در تمام ظروف به یک اندازه بالا میآید.
اقتصاد یک کشور نیز شبکه در هم تنیدهای از انسانها، کسبوکارها، بازارها و نیازهاست و پول، نقش همان آب را در این سیستم بازی میکند. وقتی دولت از طریق بانک مرکزی پول جدیدی خلق میکند و آن را در قالب وامهای ارزانقیمت یا یارانههای تولیدی به حساب یک کارخانه میریزد، در واقع در حال ریختن آب در یکی از این ظروف مرتبط است و انتظار دارد این آب به ظروف دیگر نشت نکند؛ انتظاری که با قوانین بنیادین رفتار انسانی و مبادلات اقتصادی در تضاد است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصاد یک سیستم بسته با اتاقهای عایق و مجزا نیست، بلکه دقیقاً شبیه به #قانون_ظروف_مرتبطه در فیزیک عمل میکند.
اگر شما چند ظرف آب با شکلها و اندازههای مختلف داشته باشید که از کف به یکدیگر متصل باشند، هرگز نمیتوانید با ریختن آب در یکی از ظرفها، سطح آب را فقط در همان ظرف بالا ببرید. به محض اینکه قطرات آب وارد ظرف اول میشوند، فشار ایجاد شده باعث میشود آب از طریق لولههای ارتباطی به تمام ظروف دیگر نفوذ کند و در نهایت، سطح آب در تمام ظروف به یک اندازه بالا میآید.
اقتصاد یک کشور نیز شبکه در هم تنیدهای از انسانها، کسبوکارها، بازارها و نیازهاست و پول، نقش همان آب را در این سیستم بازی میکند. وقتی دولت از طریق بانک مرکزی پول جدیدی خلق میکند و آن را در قالب وامهای ارزانقیمت یا یارانههای تولیدی به حساب یک کارخانه میریزد، در واقع در حال ریختن آب در یکی از این ظروف مرتبط است و انتظار دارد این آب به ظروف دیگر نشت نکند؛ انتظاری که با قوانین بنیادین رفتار انسانی و مبادلات اقتصادی در تضاد است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👍7❤2
◽️ هیئت تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد در بیانیهای اعلام کرد: سناریوهای اقلیمی آخرالزمانی این سازمان درباره گرمایش زمین «غیرمحتمل» بودهاند.
◽️هیئت بینالمللی تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (IPCC) اذعان کرده که سناریوهای اقلیمی «آخر الزمانی» که بیش از یک دهه سیاست انرژی جهانی، تیتر رسانهها و تریلیونها هزینه را هدایت کردهاند، هرگز واقعبینانه نبودهاند.
در بهروزرسانی بزرگی که IPCC برای چارچوب مدلسازی خود برای گزارش ارزیابی هفتم (CMIP7) که بهزودی منتشر میشود، انجام داده است، سناریوهای «اکتشافی» سطح بالا - از جمله مسیرهای بدنام RCP8.5 و SSP5-8.5 - را به عنوان سناریوهای غیرممکن تنزل رتبه داده است. این سناریوها که تا سال ۲۱۰۰، گرمایش ۴ تا ۵ درجه سانتیگراد را پیشبینی میکردند، سالها بر تحقیقات اقلیمی، سیاستگذاری و گفتمان عمومی حاکم بودند.
◽️@utfinance◽️
◽️هیئت بینالمللی تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد (IPCC) اذعان کرده که سناریوهای اقلیمی «آخر الزمانی» که بیش از یک دهه سیاست انرژی جهانی، تیتر رسانهها و تریلیونها هزینه را هدایت کردهاند، هرگز واقعبینانه نبودهاند.
در بهروزرسانی بزرگی که IPCC برای چارچوب مدلسازی خود برای گزارش ارزیابی هفتم (CMIP7) که بهزودی منتشر میشود، انجام داده است، سناریوهای «اکتشافی» سطح بالا - از جمله مسیرهای بدنام RCP8.5 و SSP5-8.5 - را به عنوان سناریوهای غیرممکن تنزل رتبه داده است. این سناریوها که تا سال ۲۱۰۰، گرمایش ۴ تا ۵ درجه سانتیگراد را پیشبینی میکردند، سالها بر تحقیقات اقلیمی، سیاستگذاری و گفتمان عمومی حاکم بودند.
◽️@utfinance◽️
🤬4
📄 راهپیمایی طولانی از میان نهادها
👤 روتموس Rothmus
نقش محوری مکتب فرانکفورت، در کنار پستمدرنیستهای فرانسوی، در شکلگیری نظریه انتقادی و صدور آن به آمریکا، جایی که به یکی از تأثیرگذارترین و مخربترین ایدئولوژیهای زمان ما تبدیل شد، اغلب نادیده گرفته میشود.
#موسسه_تحقیقات_اجتماعی در سال ۱۹۲۳ در #فرانکفورت به عنوان یک نهاد آشکارا مارکسیستی تأسیس شد.
هنگامی که طبقه کارگر اروپا از تحقق پیشگویی #مارکس در مورد انقلاب خودداری کرد، #ماکس_هورکهایمر و همکارانش مسیر خود را تغییر دادند.
آنها نظریه انتقادی را توسعه دادند: نه ابزاری برای اصلاحات اقتصادی، بلکه یک سلاح فکری پیچیده که برای از بین بردن فرهنگ غربی، خانواده، اقتدار سنتی و مفاهیم عقل عینی و حقیقت طراحی شده بود.
مکتب فرانکفورت که توسط نازیها تبعید شد، به دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده نقل مکان کرد. در آنجا، ایدههای آن در دانشگاه ریشه دواند و به بیرون گسترش یافت.
این چارچوب، پایه فکری مستقیمی برای نظریه انتقادی نژاد (Critical Race Theory) فراهم کرد. CRT به سادگی #طبقه را با #نژاد جایگزین کرد، در حالی که همان فرضیههای اصلی را حفظ کرد:
جامعه یک جنگ قدرت با حاصل جمع صفر بین ستمگران و ستمدیدگان است، حقیقت عینی افسانهای است که توسط قدرتمندان به کار گرفته میشود، و نهادهای غربی ذاتاً نژادپرستانه طراحی شدهاند.
پیامدهای آن ما را احاطه کرده است: کلاسهای درس اشباع شده از شکایات نژادی، شرکتهایی که دستورات تفرقهانگیز «دی ای آی» DEI (Diversity, equity, and inclusion) (گوناگونی، انصاف و شمول) را تحمیل میکنند، و فرهنگی که شایستگی، کوررنگی (بیتوجهی به نژاد و قومیت) و مسئولیت فردی را به نفع برابری، سیاستهای هویتی و گناه موروثی رها کرده است.
مکتب فرانکفورت هرگز قصد بهبود غرب را نداشت. این مکتب نسلها را در هنر ساختارشکنی و در نهایت نابودی آن آموزش داد.
پادزهر، بازپسگیری حقیقت، شایستگی، عقل و ارزشهای بنیادی تمدن غرب است.
«راهپیمایی طولانی از میان نهادها» از اینجا آغاز شد. زمان بازگشت فرا رسیده است.
◽️@utfinance◽️
👤 روتموس Rothmus
نقش محوری مکتب فرانکفورت، در کنار پستمدرنیستهای فرانسوی، در شکلگیری نظریه انتقادی و صدور آن به آمریکا، جایی که به یکی از تأثیرگذارترین و مخربترین ایدئولوژیهای زمان ما تبدیل شد، اغلب نادیده گرفته میشود.
#موسسه_تحقیقات_اجتماعی در سال ۱۹۲۳ در #فرانکفورت به عنوان یک نهاد آشکارا مارکسیستی تأسیس شد.
هنگامی که طبقه کارگر اروپا از تحقق پیشگویی #مارکس در مورد انقلاب خودداری کرد، #ماکس_هورکهایمر و همکارانش مسیر خود را تغییر دادند.
آنها نظریه انتقادی را توسعه دادند: نه ابزاری برای اصلاحات اقتصادی، بلکه یک سلاح فکری پیچیده که برای از بین بردن فرهنگ غربی، خانواده، اقتدار سنتی و مفاهیم عقل عینی و حقیقت طراحی شده بود.
مکتب فرانکفورت که توسط نازیها تبعید شد، به دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده نقل مکان کرد. در آنجا، ایدههای آن در دانشگاه ریشه دواند و به بیرون گسترش یافت.
این چارچوب، پایه فکری مستقیمی برای نظریه انتقادی نژاد (Critical Race Theory) فراهم کرد. CRT به سادگی #طبقه را با #نژاد جایگزین کرد، در حالی که همان فرضیههای اصلی را حفظ کرد:
جامعه یک جنگ قدرت با حاصل جمع صفر بین ستمگران و ستمدیدگان است، حقیقت عینی افسانهای است که توسط قدرتمندان به کار گرفته میشود، و نهادهای غربی ذاتاً نژادپرستانه طراحی شدهاند.
پیامدهای آن ما را احاطه کرده است: کلاسهای درس اشباع شده از شکایات نژادی، شرکتهایی که دستورات تفرقهانگیز «دی ای آی» DEI (Diversity, equity, and inclusion) (گوناگونی، انصاف و شمول) را تحمیل میکنند، و فرهنگی که شایستگی، کوررنگی (بیتوجهی به نژاد و قومیت) و مسئولیت فردی را به نفع برابری، سیاستهای هویتی و گناه موروثی رها کرده است.
مکتب فرانکفورت هرگز قصد بهبود غرب را نداشت. این مکتب نسلها را در هنر ساختارشکنی و در نهایت نابودی آن آموزش داد.
پادزهر، بازپسگیری حقیقت، شایستگی، عقل و ارزشهای بنیادی تمدن غرب است.
«راهپیمایی طولانی از میان نهادها» از اینجا آغاز شد. زمان بازگشت فرا رسیده است.
◽️@utfinance◽️
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 این ویدیو لبخند آینده است
👤 بریویل لو پوگم
وقتی دچار افسردگی میشوم، که به ندرت برای من اتفاق میافتد، چون سوار بر موجی از خوشبینی افراطی نسبت به آینده هستم، این ویدیو را تماشا میکنم.
و فوراً، دوباره خوشحال میشوم.
آنها را تماشا کنید. واقعاً، آنها را تماشا کنید.
دو نفری که امروز بیش از هر کس دیگری، ارزش آزادی را تجسم میکنند.
یکی با حذف کل وزارتخانهها، آزادسازی قیمتها و بازگرداندن پول به جیب مردم، تورم آرژانتین را به یک دهم رسانده است.
دیگری موشکهای قابل استفاده مجدد، ماشینهای برقی تولید انبوه ساخته، میدان عمومی جهان را خریده و قرار است رباتهایی را در خانههای ما قرار دهد که تولید ناخالص داخلی جهانی را 10 برابر میکند و صدها میلیون نفر را از فقر نجات میدهد.
و در این ویدیو، آنها نقشی بازی نمیکنند. آنها نمایشی اجرا نمیکنند. آنها فقط آنجا هستند، با هم، با سیبزمینی سرخ کرده. با شادی یک کودک. با لبخند پسرهایی که میدانند برنده میشوند.
اره برقی یک دهانبند نیست. این یک نماد است.
این ویدیو لبخند آینده است.
ما در زمانهی فوقالعادهای زندگی میکنیم. از آن نهایت استفاده را ببرید.
◽️@utfinance◽️
👤 بریویل لو پوگم
وقتی دچار افسردگی میشوم، که به ندرت برای من اتفاق میافتد، چون سوار بر موجی از خوشبینی افراطی نسبت به آینده هستم، این ویدیو را تماشا میکنم.
و فوراً، دوباره خوشحال میشوم.
آنها را تماشا کنید. واقعاً، آنها را تماشا کنید.
دو نفری که امروز بیش از هر کس دیگری، ارزش آزادی را تجسم میکنند.
یکی با حذف کل وزارتخانهها، آزادسازی قیمتها و بازگرداندن پول به جیب مردم، تورم آرژانتین را به یک دهم رسانده است.
دیگری موشکهای قابل استفاده مجدد، ماشینهای برقی تولید انبوه ساخته، میدان عمومی جهان را خریده و قرار است رباتهایی را در خانههای ما قرار دهد که تولید ناخالص داخلی جهانی را 10 برابر میکند و صدها میلیون نفر را از فقر نجات میدهد.
و در این ویدیو، آنها نقشی بازی نمیکنند. آنها نمایشی اجرا نمیکنند. آنها فقط آنجا هستند، با هم، با سیبزمینی سرخ کرده. با شادی یک کودک. با لبخند پسرهایی که میدانند برنده میشوند.
اره برقی یک دهانبند نیست. این یک نماد است.
این ویدیو لبخند آینده است.
ما در زمانهی فوقالعادهای زندگی میکنیم. از آن نهایت استفاده را ببرید.
◽️@utfinance◽️
👍18👎3❤2