Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
918 videos
1.15K files
3.07K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📄 کینز خود را سوسیالیست می‌نامید؛ حق با او بود

👤 ادوارد فولر

در سال ۱۹۹۷، رالف رایکو مقاله‌ای با عنوان «کینز و سرخ‌ها» منتشر کرد. مقاله رایکو به نقد جان مینارد کینز از کتابی در سال ۱۹۳۶ نوشته‌ی سوسیالیست‌های بریتانیایی، سیدنی و بئاتریس وب، با عنوان «کمونیسم شوروی» اشاره داشت. کینز در نقد خود، اتحاد جماهیر شوروی جوزف استالین را مورد بحث قرار می‌دهد و نتیجه می‌گیرد: «نتیجه چشمگیر است.» از نظر رایکو، مورخی در سنت لیبرال کلاسیک، این گفته با ایده‌ی مرسوم مبنی بر اینکه کینز یک لیبرال نمونه بوده است، در تضاد است.

متاسفانه، مدافعان کینز هنوز او را به عنوان یک لیبرال نمونه به تصویر می‌کشند. به عنوان مثال، رابرت اسکیدلسکی ادعا می‌کند: «کینز در تمام طول عمرش یک لیبرال بود» و «او یک سوسیالیست نبود». راجر بکهاوس و بردلی بیتمن اصرار دارند: «او در سیاست خود یک لیبرال کلاسیک بود و به اندازه‌ی سرسخت‌ترین آزادی‌خواه که در طول زندگی‌اش سوسیالیسم را رد می‌کرد، به آزادی فردی پایبند بود.»

این مقاله دنباله «کینز و سرخ‌ها» است و شواهد بیشتری ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد کینز با سوسیالیسم شوروی همدل بوده و یک لیبرال واقعی نبوده است.

◽️@utfinance◽️
1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 سناریوهای قدرت خرید تا پایان ۱۴۰۵

👤 محمد ماشین‌چیان

© برنامه چرتکه

🔗 تماشای نسخه کامل «چرتکه» در یوتیوب

◽️@utfinance◽️
4👎1
سر ِ تخت شاهی، بپیچد سه کار
نخستین، ز بیدادگر شهریار

دگر آن که بی‌سود را برکشد
ز مرد هنرمند، سر درکشد

سه دیگر که با گنج، خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
_ فردوسی

🔹 بیست و پنج اردیبشهت، روز بزرگداشت فردوسی، پیر شهنامه‌گوی توس، فرخنده باد.


@tarikh_eghtesaad1
21👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 از اسطوره تا تاریخ در شاهنامه

▫️واکاوی چهره اسطوره‌ای شاهنامه می‌تواند دستمایه پرورش اندیشه سیاسی ایرانیان باشد.

▫️چرا که اسطوره‌ها و حماسه‌های نهفته در داستان آفرینش شاهنامه در بردارنده خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفه سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه می‌دارد.

◽️@utfinance◽️
👍2🤬1
📄 خبرنگار-کمپرادور؛ نقدی بر واردات ایدئولوژیک و توهمات مد روز در رسانه‌های ایران

«خبرنگار-کمپرادور» کیست؟

اگر در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، «کمپرادور» به واسطه‌ای اطلاق می‌شد که منافع سرمایه و کالای خارجی را در بازارهای بومی نمایندگی می‌کرد و اقتصاد ملی را به زائده‌ای از بازارهای جهانی تقلیل می‌داد، خبرنگار-کمپرادورِ امروزین، دلالِ کالاهای مادی نیست؛ او واردکننده دست‌چندمِ ایدئولوژی‌ها، رتوریک‌ها و افکار مد روزی است که در محافل آکادمیک و رسانه‌های چپ‌گرای غربی تولید می‌شوند.
این قشر از روزنامه‌نگاران، که عمدتاً در طیف‌های چپ و اصلاح‌طلبِ فضای سیاسی ایران جاخوش کرده‌اند، مفاهیم و دغدغه‌هایی چون «سیاست هویت»، «محیط‌زیست‌گرایی رادیکال»، «نقد نئولیبرالیسم» و «فمینیسم تقاطعی» (اینترسکشنالیتی) را بی‌هیچ اعتنایی به بستر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، به افکار عمومی پمپاژ می‌کنند.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️

#خبرنگار_کمپرادور
6👍3😱1
📚 معرفی مجموعه «ایده‌های بنیادین»

مجموعه ایده‌های بنیادین (The Essential) که توسط موسسه فریزر تدوین شده، در ایران توسط انتشارات فراهم ترجمه و منتشر شده است.

◽️ عناوین منتشر شده:

- ادام اسمیت
- دیوید هیوم
- جان لاک
- فردریش فون هایک
- مکتب اقتصادی اتریش
- ژوزف شومپیتر
- رابرت نوزیک
- رونالد کوز
- میلتون فریدمن
- قانون طبیعی
- زنان آزادی
- مکتب اقتصادی یو سی ال ای
- روشنگری

🔗 وبسایت انتشارت فراهم

◽️@utfinance◽️
👌53🔥1
Audio
🎧 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دی‌ماه

👤 امیر یحیی آیت‌اللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی

© پادکست زیرورو

تماشای این‌ گفت‌وگو در یوتیوب

شنیدن این گفت‌وگو در:

کست‌باکس

اسپاتیفای

اپل پادکست


🔗 لینک مقاله آصف بیات

◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👍3👎2
📄 چرا برخی کشورها ثروتمندند و ما نیستیم؟

از زمانی که ایرانیان با اروپا‌یی‌ها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آن‌ها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح می‌شود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آن‌ها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟ 

پاسخ به این پرسش‌ها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جست‌وجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان می‌دهد هرچه دست و پای افراد در فعالیت‌های اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در می‌آید. 

وقتی از آزادی اقتصادی حرف می‌زنیم، در واقع از حقی سخن می‌گوییم که به یک شهروند اجازه می‌دهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایه‌گذاری کند، بدون عبور از هفت‌خوان مجوزهای دولتی کسب‌وکار راه بیندازد و بدون محدودیت‌های سنگین تعرفه‌ای، با دنیا داد و ستد کند.

◽️@utfinance◽️
3👍2👎1
📄 در باب آزادی و دین!

✍️ مهران خسروزاده

این روزها و با اینترنتی که شرایطش نیاز به گفتن ندارد، به تلاش‌های بانمک و بی‌ثمری درباره آشتی دادن لیبرالیسم و دین، یا که سوار کردن مبانی هر یک بر دیگری برمی‌خورم که لبخند بر لبم می‌نشاند. گروهی هم که از این حرف‌ها فراتر رفته و آن قضیه سند زدن اکتشافات علمی به نام کتب الهی را، که با پیوست «محققان ژاپنی نشان‌داده‌اند» تزئین می‌شد، به حوزه علوم اجتماعی کشانده‌اند و با زنده کردن یاد امثال گلسرخی، شریعتی و مهدی بازرگان، موجبات شادی و خنده روح آن را فراهم آورده‌اند؛ که چه نشسته‌اید که این لیبرتی و مالکیت و رقابت و چه و چه را که هر دم از آن صحبت می‌کنید و تحفه غرب و فلان فیلسوف و متاله‌اش می‌دانید، بهترش را خودمان داریم؛ حالا اینکه هیچ نشانی از آن‌ها و ترمینولوژی‌شان را تا همین 10 سال پیش در این سرزمین نمی‌یافتیم هم مشکل خیلی بزرگی نیست؛ به اندک التقاطی (که این یکی در تاریخ این خاک ریشه ستبری دارد) می‌توان آن را به زیر فرش هل داد و با اعتماد به‌نفس به پریشان‌گویی ادامه داد.

پس از این مقدمه کوتاه، لازم می‌دانم چند نکته را برای افرادی که با این پریشان‌گویی‌ها گیج‌شده‌اند روشن کنم:

1. سازگاری شرط کافی برای معتبر بودن یک ساختار صوری و توانایی آن در توضیح واقعیت نیست. صدق آکسیوم‌ها و قابل دفاع بودن آن‌ها نیز اهمیت حیاتی دارد. اینکه این آکسیوم‌ها را از امری غیرقابل‌بررسی و متعلق به ساحت ایمان (وحی) اقتباس کنیم، به همان اندازه اعتبار ساختار صوری را از ساحت عقل خارج و بر ایمان متکی می‌کند.
تاکید امثال میزس یا روتبارد بر «تردیدناپذیری» آکسیوم‌های اولیه خود در بنا کردن پراکسیولوژی، از آگاهی ایشان به همین نکته بازمی‌گردد.

2. در بررسی آراء عمده متفکران لیبرال به صراحت و به طور ضمنی، به این نکته برمی‌خوریم که آن‌ها در نگاه به جهان، بر نظمی بدون ناظم و بدون غایت تاکید دارند که از اساس با اصول دین، از قبیل وجود یک خالق هوشمند، نبوت، امامت و معاد متعارض یا در خوشبینانه ترین حالت متنافر است. البته لیبرالیسم با باور فرد به اصول دین مشکل خاصی ندارد اما عکس این موضوع برقرار نیست.

3. حتی اگر وجود دین در نظریه یا ایده سیاسی/اخلاقی ما ضرورت داشته باشد، نمی‌توان از آن ضرورت، دلالت به دین خاصی را نتیجه گرفت. اشاره (دلبخواهی) بر یک دین خاص نیز به ساحت ایمان بازمی‌گردد نه عقل. (مورد1)

4. لیبرالیسم در کنه خود یک ایده اخلاقی است که با اخلاق دینی تعارضات غیرقابل حل دارد. در واقع تلاش برای آشتی دادن دین شریعتمند با ایده اخلاقی لیبرال تنها در حالتی ممکن است که شریعت را از احکام آن تهی کنیم که البته نقض غرض است. در واقع احکام بی‌شماری وجود دارد که درآن‌ها مالکیت افراد بر جان و مالشان به واسطه باورها یا اقداماتشان مورد تبعیض و تعرض قرار می‌گیرد و ریشه آن‌ها به کتاب مقدس بازمی‌گردد.

5. در کشوری که انکار قصص قرآنی سابقه دریافت حکم اعدام داشته، بررسی کامل چنین ایده‌ای ممکن نیست. به عبارت بهتر، سستی این ایده به گونه‌ای است که می‌تواند موضوع استندآپ کمدی‌ها و شوهای طنز قرار بگیرد و یا در حالتی جدی‌تر، با مجموعه‌ای از سوالات تمسخرآمیز پوچی آن نمایانده شود.

◽️@utfinance◽️
13👍7👎6🔥4
📄 حقوق طبیعی؛ حقی که در طبیعت وجود ندارد

✍️ مهران خسروزاده

میان خواندن و فهمیدن فاصله زیادی وجود دارد. مثلا امکان دارد با مطالعه اولیه درباب حقوق طبیعی گمان کنید که براساس آراء نظریه‌پردازانش، آن بیرون این حقوق مانند میوه‌ای از درخت آویزان است و تنها منتظر شماست که آن را بچینید و حظش را ببرید. و لابد چون آن بیرون چیزی جز دریدن ضعفا از سوی اقویا نمی‌بینید، با خود بیاندیشید که پس این بحث از اساس بیخود است و آن صاحب‌نظران جملگی گه خورده‌اند؛ پس بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.

اما فهم جهان با شهود و این‌جور آسمان و ریسمان بافتن‌ها جلو نمی‌رود. بله، طبق تجربه روزمره آهن روی آب نمی‌ایستد و متعاقبا کشتی‌ها فولادی چند صدهزار تنی باید در قعر اقیانوس می‌بودند، اما وجود این شناورها نشان می‌دهد که جهان پیچیده‌تر از آزمایش‌های ساده کتاب‌های علوم دوران ابتدایی است. اصولا اگر شهود کار راه می‌انداخت، دیگر چه نیازی به استدلال منطقی بود؟

برخلاف تصور رایج، واژه طبیعی در عبارت «حقوق طبیعی» به وجود و استقرار آن در طبیعت یا منشا الهی آن اشاره نمی‌کند، بلکه بر این نکته دلالت دارد که با توجه به شرایط بشر و جهان پیرامون او، از بدنمندی مادی انسان گرفته تا وجود عنصر زمان و واقعیت محرز و قطعی «کمیابی»، هر تلاش عقلانی برای دستیابی به یک اخلاق «جهان‌شمول» و «امکان‌پذیر»، دستیابی به آن را ایجاب می‌کند.

به عبارت دیگر، در جهانی زیست می‌کنید که ویژگی‌های آن (همان طبیعتش) اقتضا می‌کند که هر تلاشی برای بنا کردن عمارتی اخلاقی، که درباره هر موجود هوشمندی به یک اندازه صادق باشد و همچنان بتواند برقرار شود، به آنچه «حقوق طبیعی» می‌نامیم ختم شود. جهانی که تنها نظم عادلانه ممکن قابل‌تصور در آن، آزادی است. آزمون جامعیت و امکان‌پذیری، دو غربال اصلی نظام اخلاقی عقلایی است که دست بر قضا مورد نخست اخلاق دینی را مردود می‌شمارد.

اما سوءتفاهم‌ها به اینجا ختم نمی‌شود. گروهی که در پست قبلی از آن‌ها یاد کردیم تصور می‌کنند که متقن نبودن نظریه مانع اصلی برای دفاع از آن چیزی است که زعم آن‌ها آزادی نام دارد.

این مسئله به لحاظ منطقی و تجربی نادرست است؛ باورها و نظام‌های ایدئولوژیک متناقض و مضحک بسیاری توانسته‌اند نظم اجتماعی مد نظر خود را بنا کنند؛ اصولا نظریه اخلاقی و جاری کردن آن در حیات اجتماعی، دو مقوله جدا از هم است؛ این تصور که «حقوق طبیعی یعنی در طبیعت وجود دارد» و «چون در طبیعت وجود دارد، پس برقرار است» تصویری از اساس پوچ و ناشی از کج‌فهمی است. نویسنده «اخلاق آزادی» نیز از این مسئله غافل نبود.

به زعم روتبارد، برقراری آزادی در حیات اجتماعی مستلزم وجود آزادی‌خواهان تمام‌وقت و تلاشی فکری و اجتماعی در جهت تبلیغ، اقناع، جذب و اقدام در موقعیت مناسب است و از این جهت مثال از فعالیت راهبان بودایی و فیزیکدانان می‌آورد(چیزی شبیه به تلاش آخوند و کشیش در تبلیغ دین). اصولا نمی‌توان از آراء او چنین برداشت کرد که حقوق طبیعی همین الان در طبیعت وجود دارد؛ بلکه به نظر او، باید با استفاده از عقل این حقوق را فهمید و کشف کرد، جزئیات عملی و نظری‌اش را صیقل داد، برای استقرار آن کوشید و به دفاع از آن پرداخت.

در جمع‌بندی خود، باید بگویم که اصولا احساس نیاز به مبنای دینی برای آزادی، از یک کج‌‌فهمی عمیق ناشی می‌شود که بیشتر به مغلطه پهلوان‌ پنبه شبیه است. در مقابل، عقبگرد به وحی و ایمان و خروج از ساحت عقل، بیشتر از آن که راه‌حلی برای تقویت مبانی باشد، آفت اندیشه آزادی و دروازه تولید شطحیات بی‌پایه و اساس است؛ عقبگردی که شاید بتواند چند صباحی عده‌ای کم‌خرد سطحی‌اندیش را به خود مشغول کند، اما در بلندمدت، جز ایجاد دافعه برای هر عقل سلیم، نتیجه‌ای ندارد.

◽️@utfinance◽️
5👍2👎1
Forwarded from ساسان آقایی
🌀 #توییت‌باز

به یاد امیرحسین رضایی ایران‌خواه که در روزگار سفلِگان،‌ بی‌باک بود ...

✔️ @SasanAghaei
#رسانه #روزنامه‌نگاری
5
📄 جنگ از نمای اقتصاد آزاد
میزس و هایک، مکانیسم‌های جهان‌شمول جنگ را تبیین می‌کنند

👥 کریستوفر وستلی، ویلیام ال. اندرسون و اسکات ای. کیار
Westley, Christopher, William L. Anderson, and Scott A. Kjar

ترجمه: دنیای اقتصاد

Westley, Christopher, William L. Anderson, and Scott A. Kjar. "War and the Austrian School: Ludwig von Mises and Friedrich von Hayek." The Economics of Peace and Security Journal 6.1(2011).‌


◽️@utfinance◽️
5👍1👎1
📄 گناه فرانسوی

👤 بریویل لو پوگم

می‌خواهم از طرف مردم فرانسه به خاطر به دنیا آوردن نظریه فرانسوی (که به نوبه خود بدترین زباله ایدئولوژیک را به وجود آورد: #ووکیسم) عذرخواهی کنم.

ما به جهان دکارت، پاسکال و توکویل را دادیم. و سپس، در ویرانه‌های فکری دوران پس از ۱۹۶۸، فوکو، دریدا و دلوز را به دنیا دادیم. سه مرد درخشان که با ظرافت زبان ما، سلاح ایدئولوژیکی را ساختند که غرب امروز را فلج می‌کند.

ما باید بفهمیم که آنها چه کردند. #فوکو آموخت که حقیقت وجود ندارد، که تنها روابط قدرت در لباس دانش پنهان شده‌اند. که علم، عقل، عدالت، موسسه پزشکی، مدرسه، زندان، تمایلات جنسی - همه چیز صرفاً صحنه‌سازی سلطه است. #دریدا آموخت که متون معنای پایداری ندارند، که هر دالی لغزنده است، که هر خوانشی خیانت است، که نویسنده مرده است، و اینکه خواننده سلطنت می‌کند. #دلوز آموخت که باید ریزوم را به درخت، کوچ‌نشین را به ساکن، میل به قانون، شدن را به بودن، تفاوت را به هویت ترجیح داد.

اینها به صورت جداگانه، تزهای قابل بحثی هستند. وقتی ترکیب شوند، صادر شوند، عمومی شوند، یک سیستم را تشکیل می‌دهند. و این سیستم «سم» است.

زیرا اتفاقی که افتاد این بود. این متون که در فرانسه قابل خواندن نبودند، از اقیانوس اطلس عبور کردند. دانشکده‌های ییل، برکلی و کلمبیا آنها را در دهه ۱۹۸۰ جذب کردند. در آنجا، آنها زمینه حاصلخیزی یافتند که در فرانسه وجود نداشت: پیوریتانیسم آمریکایی، گناه نژادی آن، وسواس هویت.
نظریه فرانسوی خود را با این بستر پیوند داد و فرزند این پیوند، ووکیسم نامیده می‌شود.

جودیت باتلر، فوکو می‌خواند و ژانر نمایشی را ابداع می‌کند. ادوارد سعید، فوکو می‌خواند و پسااستعمارگرایی دانشگاهی را ابداع می‌کند. کیمبرلی کرنشاو این چارچوب را به ارث برد و اینترسکشنالیتی را ابداع کرد. در هر مرحله، اصل اساسی فرانسوی است: هیچ حقیقتی وجود ندارد، فقط قدرت، بنابراین همه سلسله مراتب مشکوک هستند، همه نهادها سرکوبگر، همه هنجارها خشونت‌آمیز، همه هویت‌ها ساخته شده و بنابراین قابل مذاکره هستند و همه اکثریت‌ها گناهکارند.

اینگونه است که سه فیلسوف پاریسی، که احتمالاً هرگز عواقب عملی آن را تصور نمی‌کردند، نرم‌افزار عملیاتی را در اختیار یک نسل کامل از فعالان، بوروکرات‌های دانشگاهی، مدیران منابع انسانی، روزنامه‌نگاران و قانون‌گذاران قرار دادند. اینگونه است که ما به تمدنی رسیده‌ایم که دیگر نمی‌تواند بگوید آیا یک زن زن است، آیا داستان خودش ارزش دفاع دارد، آیا شایستگی وجود دارد یا خیر، یا اینکه حقیقت از نظر متمایز است یا خیر.

این مزخرفات به یک دلیل ساده است و باید با آرامش گفته شود. یک #تمدن بر سه ستون استوار است: باور به اینکه حقیقتی وجود دارد که عقل به آن دسترسی دارد، باور به اینکه خیر از شر متمایز است، و باور به اینکه میراثی برای انتقال وجود دارد.
نظریه فرانسوی قصد داشت هر سه را منفجر کند. نه از روی بدخواهی. به عنوان یک تمرین فکری، از روی شیفتگی به سوءظن، از روی نفرت از #بورژوازی که آنها را پرورش داده بود. اما نتیجه غیرقابل انکار است. یک نسل کامل، #ساختارشکنی را آموخته و هرگز ساختن را نیاموخته است. یک نسل کامل می‌داند چگونه #شک کند و دیگر نمی‌داند چگونه تحسین کند. یک نسل کامل، #قدرت را همه جا و #زیبایی را هیچ جا نمی‌بیند.

من عذرخواهی می‌کنم زیرا ما فرانسوی‌ها مسئولیت ویژه‌ای داریم. زبان ما، دانشگاه‌های ما، ناشران ما، و اعتبار ما است که به این پوچ‌گرایی، بسته‌بندی شیک خود را بخشیده است. بدون مشروعیت سوربن و وینسنس، این ایده‌ها هرگز از اقیانوس عبور نمی‌کردند. ما شک را صادر کرده‌ایم، همانطور که دیگران سلاح صادر می‌کنند.

آنچه اکنون در سیلیکون ولی، در آزمایشگاه‌های هوش مصنوعی، در استارتاپ‌ها، در کارگاه‌ها، در تمام مکان‌هایی که مردم هنوز به جای جدا کردن چیزها، آنها را می‌سازند، ساخته می‌شود، پاسخ است.
یک تمدن توسط سازندگان بازسازی می‌شود، نه مفسران. توسط کسانی که معتقدند «#حقیقت» وجود دارد و ارزش دنبال کردن را دارد. توسط کسانی که سلسله مراتب زیبایی، حقیقت و خوبی را می‌پذیرند و از به اشتراک گذاشتن آن شرمنده نیستند.

پس، مرا ببخشید. و بیایید شروع به کار کنیم.

◽️@utfinance◽️
👍167👏4
📚 معرفی کتاب

در سال‌های گذشته، بارها اعضای کانال درباره یک مسیر مطالعاتی مناسب برای یادگیری اقتصاد پرسیده‌اند.

تعداد کتاب‌های مقدماتی خوب برای شروع مطالعه اقتصاد کم هستند. اما سال گذشته یک کتاب بسیار مناسب برای آغاز مطالعه اقتصاد منتشر شد:

چگونه درباره اقتصاد فکر کنیم

👤 نوشته: پر بایلوند

پر بایلوند، دکترای اقتصاد، عضو ارشد موسسه میزس و دانشیار کارآفرینی و کرسی جانی دی پاپ در دانشکده کارآفرینی در دانشکده بازرگانی اسپیرز در دانشگاه ایالتی اوکلاهاما و عضو وابسته موسسه راتیو در استکهلم است.
او قبلاً در دانشگاه بیلور و دانشگاه میسوری عضو  هیئت علمی بوده است. دکتر بایلوند تحقیقاتی را در مجلات برتر در زمینه کارآفرینی و مدیریت و همچنین در فصلنامه اقتصاد اتریش و بررسی اقتصاد اتریش منتشر کرده است.

📌 لینک خرید با تخفیف کتاب از وبسایت انتشارات فراهم

◽️@utfinance◽️
8👍2
📄 توهم بزرگ دولت‌ها درباره هدایت نقدینگی | چرا پول تزریقی به تولید سر از بازار طلا و دلار درمی‌آورد؟ | پول را می‌توان اهلی کرد؟ | مالیات پنهانی که تولیدکنندگان از جیب فقرا می‌گیرند!

◽️ روز جمعه، غلامعلی رحیمی، مدیر طرح حمایت از بنگاه‌های اقتصادی در شرایط اضطرار وزارت اقتصاد و دارایی، در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس، خبر داد که از ابتدای خرداد وام سرمایه در گردش به واحدهای تولیدی پرداخت می‌شود. این خبر، یادآور طرح‌های سال‌های گذشته در دولت‌های مختلف برای هدایت نقدینگی به بخش تولید است. آیا تزریق پول به یک بخش اقتصاد تبعاتی برای دیگر بخش‌ها ندارد؟ آیا نقدینگی را می‌توان هدایت کرد؟

◽️ یکی از پرتکرارترین وعده‌هایی که سیاست‌مداران و دولتمردان، به مردم می‌دهند این است که می‌خواهند با تزریق پول به بخش تولید، چرخ‌های اقتصاد را به حرکت درآورند. آن‌ها در سخنرانی‌های خود با اطمینان کامل می‌گویند که این بار چاپ پول یا خلق نقدینگی جدید منجر به تورم نخواهد شد، زیرا این پول قرار نیست وارد بازارهای سفته‌بازی، طلا، ارز یا مسکن شود؛ بلکه مستقیماً به دست کارخانه‌داران و تولیدکنندگان می‌رسد تا مواد اولیه بخرند، دستگاه‌های جدید وارد کنند و اشتغال ایجاد کنند.

◽️ این ادعا در نگاه اول و برای مخاطبی که با پیچیدگی‌های علم اقتصاد آشنا نیست، بسیار منطقی، دلسوزانه و حتی نجات‌بخش به نظر می‌رسد. اما در پس این وعده شیرین، یکی از بزرگ‌ترین توهمات و خطاهای شناختی اقتصاد پنهان شده است: توهمِ امکانِ هدایت و قرنطینه کردن پول در یک بخش خاص از اقتصاد.

◽️@utfinance◽️
👍7
Finance & Economics
📄 توهم بزرگ دولت‌ها درباره هدایت نقدینگی | چرا پول تزریقی به تولید سر از بازار طلا و دلار درمی‌آورد؟ | پول را می‌توان اهلی کرد؟ | مالیات پنهانی که تولیدکنندگان از جیب فقرا می‌گیرند! ◽️ روز جمعه، غلامعلی رحیمی، مدیر طرح حمایت از بنگاه‌های اقتصادی در شرایط…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◽️ پول در یک بخش متوقف نمی‌ماند

اقتصاد یک سیستم بسته با اتاق‌های عایق و مجزا نیست، بلکه دقیقاً شبیه به #قانون_ظروف_مرتبطه در فیزیک عمل می‌کند.
اگر شما چند ظرف آب با شکل‌ها و اندازه‌های مختلف داشته باشید که از کف به یکدیگر متصل باشند، هرگز نمی‌توانید با ریختن آب در یکی از ظرف‌ها، سطح آب را فقط در همان ظرف بالا ببرید. به محض اینکه قطرات آب وارد ظرف اول می‌شوند، فشار ایجاد شده باعث می‌شود آب از طریق لوله‌های ارتباطی به تمام ظروف دیگر نفوذ کند و در نهایت، سطح آب در تمام ظروف به یک اندازه بالا می‌آید.

اقتصاد یک کشور نیز شبکه در هم تنیده‌ای از انسان‌ها، کسب‌وکارها، بازارها و نیازهاست و پول، نقش همان آب را در این سیستم بازی می‌کند. وقتی دولت از طریق بانک مرکزی پول جدیدی خلق می‌کند و آن را در قالب وام‌های ارزان‌قیمت یا یارانه‌های تولیدی به حساب یک کارخانه می‌ریزد، در واقع در حال ریختن آب در یکی از این ظروف مرتبط است و انتظار دارد این آب به ظروف دیگر نشت نکند؛ انتظاری که با قوانین بنیادین رفتار انسانی و مبادلات اقتصادی در تضاد است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍72