🖥 The Petrodollar Cracks, the Skyscraper Stalls, and the Commodity Firestorm
👤 Mark Thornton
Mark Thornton opens this episode with a strategic assessment of the war’s economic fallout: not the headlines, but the second- and third-order effects that are only now becoming visible. Oil production facilities across the Gulf have been destroyed, disrupted, or shut down, and restarting them is not a matter of flipping a switch. Some older wells will need to be redrilled entirely. Meanwhile, the disruption to fertilizer production threatens the next crop season and potentially longer-term food prices worldwide
Mark also provides a skyscraper curse update: the Jeddah Tower, once expected to reach record height in early 2027, has been pushed further out as Saudi finances and Gulf logistics are redirected toward reconstruction. The commodity super cycle thesis, he argues, remains fully intact despite the gold correction.
The second half features a detailed interview from Palisades Gold Radio in which Mark unpacks these themes further, covering the Austrian micro approach versus the Keynesian macro framework, why the stock market can hit all-time highs while the real economy deteriorates, and why the world is slowly but steadily moving back toward commodity money.
◽️@utfinance◽️
👤 Mark Thornton
Mark Thornton opens this episode with a strategic assessment of the war’s economic fallout: not the headlines, but the second- and third-order effects that are only now becoming visible. Oil production facilities across the Gulf have been destroyed, disrupted, or shut down, and restarting them is not a matter of flipping a switch. Some older wells will need to be redrilled entirely. Meanwhile, the disruption to fertilizer production threatens the next crop season and potentially longer-term food prices worldwide
Mark also provides a skyscraper curse update: the Jeddah Tower, once expected to reach record height in early 2027, has been pushed further out as Saudi finances and Gulf logistics are redirected toward reconstruction. The commodity super cycle thesis, he argues, remains fully intact despite the gold correction.
The second half features a detailed interview from Palisades Gold Radio in which Mark unpacks these themes further, covering the Austrian micro approach versus the Keynesian macro framework, why the stock market can hit all-time highs while the real economy deteriorates, and why the world is slowly but steadily moving back toward commodity money.
◽️@utfinance◽️
YouTube
The Petrodollar Cracks, the Skyscraper Stalls, and the Commodity Firestorm | Mark Thornton
Mark Thornton opens this episode with a strategic assessment of the war’s economic fallout: not the headlines, but the second- and third-order effects that are only now becoming visible. Oil production facilities across the Gulf have been destroyed, disrupted…
👍4👎1
Forwarded from Liberty Institute / انستیتو لیبرتی
فردریش آگوست فونهایک
برنده نوبل اقتصاد (۱۹۷۴)
برای کارهای پیشگامانه او در زمینه نظریه پولی، تحلیل نوسانات اقتصادی و وابستگی متقابل پدیدههای اقتصادی، اجتماعی و نهادی.
نویسنده این متن، فون هایک است، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴. او به دلیل کارهایش در زمینه تئوری پول و تحلیل نوسانات اقتصادی شناخته شده است. فون هایک معتقد بود که اقتصاد به طور طبیعی به تعادل میرسد و نیازی به دخالت دولت نیست. او همچنین بر اهمیت آزادی فردی و مسئولیت شخصی در رشد اقتصادی تأکید کرد. فون هایک بر بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران تأثیر گذاشته است و ایدههای او هنوز هم در بحثهای اقتصادی معاصر مورد بحث قرار میگیرد.
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
برنده نوبل اقتصاد (۱۹۷۴)
برای کارهای پیشگامانه او در زمینه نظریه پولی، تحلیل نوسانات اقتصادی و وابستگی متقابل پدیدههای اقتصادی، اجتماعی و نهادی.
نویسنده این متن، فون هایک است، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴. او به دلیل کارهایش در زمینه تئوری پول و تحلیل نوسانات اقتصادی شناخته شده است. فون هایک معتقد بود که اقتصاد به طور طبیعی به تعادل میرسد و نیازی به دخالت دولت نیست. او همچنین بر اهمیت آزادی فردی و مسئولیت شخصی در رشد اقتصادی تأکید کرد. فون هایک بر بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران تأثیر گذاشته است و ایدههای او هنوز هم در بحثهای اقتصادی معاصر مورد بحث قرار میگیرد.
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
❤7👍1
📄 رشد اقتصادی امکانپذیر است؟
اقتصاد ایران پیش از جنگ دچار همآیندی بحرانهای مختلفی بود، بر این بحرانها جنگ آوار شد و اصلاحات اقتصادی را ممتنع کرد، اصلاحاتی که بتواند با رکود تورمی مقابله کند و زمینه رشد اقتصادی را فراهم کند. آیا پس از جنگ، اصلاحات اقتصادی ممکن میشود؟
اقتصاد کلان ایران با درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام و در دهههای اخیر، با درآمدهای محصولات پتروشیمی گره خورده است. نتیجه این وضعیت، ساختاری رانتی و به شدت آسیبپذیر است که در مواجهه با تکانههای برونزا به سرعت دچار عدم تعادلهای بنیادین میشود.
این وابستگی ساختاری، که نمود بارز آن در رکود تورمی و سرکوب تولیدات صنعتی غیرنفتی در دوران وفور درآمدهای ارزی قابل مشاهده است، اکنون در وضعیت جدیدی قرار دارد که کاهش یا اختلال در صادرات این دو محور اصلی، نه تنها یک بحران تراز پرداختها، بلکه یک بحران تمامعیار در تأمین مالی دولت و ثبات اقتصاد کلان ایجاد میکند.
در چنین مختصاتی، راهحلهای کوتاهمدت، مسکنهای پولی و سیاستهای انبساطی نه تنها کارکردی نخواهند داشت، بلکه به دلیل قرار گرفتن اقتصاد در فاز رکود تورمی و پدیده سلطه مالی، هرگونه تلاش برای تحریک تقاضا از طریق انبساط پولی، مستقیماً به جهش نرخ ارز و ابرتورم منجر خواهد شد. بنابراین، ایجاد رشد اقتصادی در این بستر ملتهب، نیازمند اصلاحات اقتصادی، تغییر نقش دولت به یک دولت تنظیمگر و اتکا به موتورهای رشد درونزا و بهرهوریمحور است.
با این همه، آیا رشد اقتصادی امکانپذیر است؟
◽️@utfinance◽️
اقتصاد ایران پیش از جنگ دچار همآیندی بحرانهای مختلفی بود، بر این بحرانها جنگ آوار شد و اصلاحات اقتصادی را ممتنع کرد، اصلاحاتی که بتواند با رکود تورمی مقابله کند و زمینه رشد اقتصادی را فراهم کند. آیا پس از جنگ، اصلاحات اقتصادی ممکن میشود؟
اقتصاد کلان ایران با درآمدهای حاصل از صادرات نفت خام و در دهههای اخیر، با درآمدهای محصولات پتروشیمی گره خورده است. نتیجه این وضعیت، ساختاری رانتی و به شدت آسیبپذیر است که در مواجهه با تکانههای برونزا به سرعت دچار عدم تعادلهای بنیادین میشود.
این وابستگی ساختاری، که نمود بارز آن در رکود تورمی و سرکوب تولیدات صنعتی غیرنفتی در دوران وفور درآمدهای ارزی قابل مشاهده است، اکنون در وضعیت جدیدی قرار دارد که کاهش یا اختلال در صادرات این دو محور اصلی، نه تنها یک بحران تراز پرداختها، بلکه یک بحران تمامعیار در تأمین مالی دولت و ثبات اقتصاد کلان ایجاد میکند.
در چنین مختصاتی، راهحلهای کوتاهمدت، مسکنهای پولی و سیاستهای انبساطی نه تنها کارکردی نخواهند داشت، بلکه به دلیل قرار گرفتن اقتصاد در فاز رکود تورمی و پدیده سلطه مالی، هرگونه تلاش برای تحریک تقاضا از طریق انبساط پولی، مستقیماً به جهش نرخ ارز و ابرتورم منجر خواهد شد. بنابراین، ایجاد رشد اقتصادی در این بستر ملتهب، نیازمند اصلاحات اقتصادی، تغییر نقش دولت به یک دولت تنظیمگر و اتکا به موتورهای رشد درونزا و بهرهوریمحور است.
با این همه، آیا رشد اقتصادی امکانپذیر است؟
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
فرصتهای اقتصاد ایران در صورت قطع صادرات نفت و محصولات پتروشیمی | رشد اقتصادی در پساجنگ ممکن است؟
اقتصادنیوز: اقتصاد ایران پیش از جنگ دچار همآیندی بحرانهای مختلفی بود، بر این بحرانها جنگ آوار شد و اصلاحات اقتصادی را ممتنع کرد، اصلاحاتی که بتواند با رکود تورمی مقابله کند و زمینه رشد اقتصادی را فراهم کند. آیا پس از جنگ، اصلاحات اقتصادی ممکن میشود؟
❤1
📄 چرا سوسیالیسم به شکست میانجامد
👤 نویسنده: دبورا پالما
© ترجمه از: اپکتایمز
اقتصاد یک بازی حاصلصفر نیست که در آن سود شما بهمعنی ضرر طرف مقابل باشد. از این گذشته، اقتصاد صرفاً با اعداد یا مجموعههای آماری بیهوده سروکار ندارد، بلکه به کنش آگاهانه ما انسانها گره خورده است.
◽️@utfinance◽️
👤 نویسنده: دبورا پالما
© ترجمه از: اپکتایمز
اقتصاد یک بازی حاصلصفر نیست که در آن سود شما بهمعنی ضرر طرف مقابل باشد. از این گذشته، اقتصاد صرفاً با اعداد یا مجموعههای آماری بیهوده سروکار ندارد، بلکه به کنش آگاهانه ما انسانها گره خورده است.
دبورا پالما، نویسنده برزیلی، مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی دارد. او مقالاتی در مؤسسه میلنیوم، بولتن آزادی و آیافال برزیل منتشر کرده و برای مؤسسه «داماس د فهرو» مطلب مینویسد. پالما با مؤسسه آتن همکاری میکند، در تهیه برنامه «استعدادهای جوان حامی آزادی» در مؤسسه میلنیوم مشارکت دارد و هماهنگکننده سازمان «دانشجویان حامی آزادی برزیل» است. او همچنین درباره آموزش امور مالی سخنرانی میکند و در انجمن مناظره دانشگاه اینترکامبیو عضویت دارد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چرا سوسیالیسم به شکست میانجامد
اقتصاد یک بازی حاصلصفر نیست که در آن سود شما بهمعنی ضرر طرف مقابل باشد. از این گذشته، اقتصاد صرفاً با اعداد یا مجموعههای آماری بیهوده سروکار ندارد، بلکه به کنش آگاهانه ما انسانها گره خورده است. لودویگ فون میزس در کتاب «کنش انسانی» توضیح میدهد که انسانها…
❤5👎1
📄 «صف» و «بازار سیاه» از کجا میآیند؟ | مقصر تورم «گرانفروشان» هستند؟ | «احتکار» معلول کمبود است نه علت آن | تغییر مسیر اخلاقی جامعه با سرکوب قیمتها
شاید اسم ناصرخسرو شما را هم بیشتر از آن که به یاد شاعر قرن پنجم بیندازد، یادآور نام خیابانی باشد که در آن داروهای کمیاب پیدا میشود. بازاری غیررسمی که قیمتها نیز در آن بالاتر از داروخانهها هستند. تا به حال به این فکر کردهاید که بازارهای غیررسمی، زیرزمینی و به اصطلاح «بازار سیاه» چگونه شکل میگیرد؟
تصویر ایستادن در صفهای طولانی برای خرید یک کالای اساسی، یا جستوجوی مخفیانه در کوچهپسکوچههای شهر و اینترنت برای پیدا کردن دلالی که کالای نایاب را با قیمتی گزاف میفروشد، برای بسیاری از مردم تجربهای آشنا و تلخ است.
وقتی در چنین موقعیتهایی قرار میگیریم، اولین واکنش طبیعی ما خشم است؛ خشمی که معمولاً مستقیم به سمت فروشندگان و دلالان و یا حتی افرادی که جلوی ما در صف ایستادهاند نشانه میرود. اما اگر احساسات و خشم لحظهای را کنار بگذاریم و با دیدی عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم، متوجه میشویم که «صف و بازار سیاه»، پدیدههایی تصادفی، بلایای آسمانی، یا نتیجه سوءاستفاده افراد فاسد و محتکر نیست.
وقتی دولتها با چاپ پول بدون پشتوانه یا سیاستهای غلط اقتصادی باعث کاهش ارزش پول ملی میشوند، قیمت همه کالاها شروع به بالا رفتن میکند. در این نقطه، دولت به جای اینکه ریشه مشکل (یعنی چاپ پول و کسری بودجه خود) را حل کند، به سراغ معلول میرود و سعی میکند با زور بخشنامه، دستور و بازرسی، قیمتها را در سطح پایینی نگه دارد.
سیاستمدار در مقابل دوربین تلویزیون ظاهر میشود و اعلام میکند که برای حمایت از اقشار آسیبپذیر، هیچ تولیدکنندهای حق ندارد کالای خود را بالاتر از قیمت مصوب دولتی بفروشد. در نگاه اول، این یک پیروزی بزرگ برای مردم به نظر میرسد؛ چه چیزی بهتر از اینکه قانون تضمین کند کالاها ارزان به دست ما میرسند؟ اما در دنیای واقعی، قواعد اقتصادی با بخشنامههای دولتی تغییر نمیکنند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
شاید اسم ناصرخسرو شما را هم بیشتر از آن که به یاد شاعر قرن پنجم بیندازد، یادآور نام خیابانی باشد که در آن داروهای کمیاب پیدا میشود. بازاری غیررسمی که قیمتها نیز در آن بالاتر از داروخانهها هستند. تا به حال به این فکر کردهاید که بازارهای غیررسمی، زیرزمینی و به اصطلاح «بازار سیاه» چگونه شکل میگیرد؟
تصویر ایستادن در صفهای طولانی برای خرید یک کالای اساسی، یا جستوجوی مخفیانه در کوچهپسکوچههای شهر و اینترنت برای پیدا کردن دلالی که کالای نایاب را با قیمتی گزاف میفروشد، برای بسیاری از مردم تجربهای آشنا و تلخ است.
وقتی در چنین موقعیتهایی قرار میگیریم، اولین واکنش طبیعی ما خشم است؛ خشمی که معمولاً مستقیم به سمت فروشندگان و دلالان و یا حتی افرادی که جلوی ما در صف ایستادهاند نشانه میرود. اما اگر احساسات و خشم لحظهای را کنار بگذاریم و با دیدی عمیقتر به ماجرا نگاه کنیم، متوجه میشویم که «صف و بازار سیاه»، پدیدههایی تصادفی، بلایای آسمانی، یا نتیجه سوءاستفاده افراد فاسد و محتکر نیست.
وقتی دولتها با چاپ پول بدون پشتوانه یا سیاستهای غلط اقتصادی باعث کاهش ارزش پول ملی میشوند، قیمت همه کالاها شروع به بالا رفتن میکند. در این نقطه، دولت به جای اینکه ریشه مشکل (یعنی چاپ پول و کسری بودجه خود) را حل کند، به سراغ معلول میرود و سعی میکند با زور بخشنامه، دستور و بازرسی، قیمتها را در سطح پایینی نگه دارد.
سیاستمدار در مقابل دوربین تلویزیون ظاهر میشود و اعلام میکند که برای حمایت از اقشار آسیبپذیر، هیچ تولیدکنندهای حق ندارد کالای خود را بالاتر از قیمت مصوب دولتی بفروشد. در نگاه اول، این یک پیروزی بزرگ برای مردم به نظر میرسد؛ چه چیزی بهتر از اینکه قانون تضمین کند کالاها ارزان به دست ما میرسند؟ اما در دنیای واقعی، قواعد اقتصادی با بخشنامههای دولتی تغییر نمیکنند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
«صف» و «بازار سیاه» از کجا میآیند؟ | مقصر تورم «گرانفروشان» هستند؟ | تغییر مسیر اخلاقی جامعه با سرکوب قیمتها
اقتصادنیوز: شاید اسم ناصرخسرو شما را هم بیشتر از آن که به یاد شاعر قرن پنجم بیندازد، یادآور نام خیابانی باشد که در آن داروهای کمیاب پیدا میشود. بازاری غیررسمی که قیمتها نیز در آن بالاتر از داروخانهها هستند. تا به حال به این فکر کردهاید که بازارهای غیررسمی،…
👍6🔥1
🖥 ایران و تغییر رژیم حکمرانی
پس از جمهوری اسلامی، چه نوع سیستم حکمرانی میتواند آیندهای پایدارتر، آزادتر، دموکراتتر و با حفظ منافع ملی برای ایران بسازد؟
با حضور:
👤 دکتر سجاد فتاحی
/جامعهشناس سیاسی و پژوهشگر سیستمهای حکمرانی/
👤 دکتر جواد حسینزاده
/باستانشناس/
👤 دکتر شروین وکیلی
/جامعهشناس و تاریخنگار/
👤 دکتر مهدی شفا
/زیست شناس، میزبان/
© یوتیوب هشیوار
◽️@utfinance◽️
پس از جمهوری اسلامی، چه نوع سیستم حکمرانی میتواند آیندهای پایدارتر، آزادتر، دموکراتتر و با حفظ منافع ملی برای ایران بسازد؟
با حضور:
👤 دکتر سجاد فتاحی
/جامعهشناس سیاسی و پژوهشگر سیستمهای حکمرانی/
👤 دکتر جواد حسینزاده
/باستانشناس/
👤 دکتر شروین وکیلی
/جامعهشناس و تاریخنگار/
👤 دکتر مهدی شفا
/زیست شناس، میزبان/
© یوتیوب هشیوار
◽️@utfinance◽️
YouTube
ایران وتغییر رژیمحکمرانی: چه نوع سیستم حکومتی برای ایران مناسب تر است؟
در این گفتوگوی ویژه از پادکست هشیوار، به یکی از مهمترین پرسشهای کنونی جامعه میپردازیم:
چه نوع سیستم سیاسی و حکومتی میتواند آیندهای پایدارتر، آزادتر، عقلانیتر و دموکرات تر با حفظ منافع ملی برای ایران رقم بزند؟
در این مباحثه، از زاویههای متفاوت جامعهشناسی…
چه نوع سیستم سیاسی و حکومتی میتواند آیندهای پایدارتر، آزادتر، عقلانیتر و دموکرات تر با حفظ منافع ملی برای ایران رقم بزند؟
در این مباحثه، از زاویههای متفاوت جامعهشناسی…
👌4👎3
📄 کینز خود را سوسیالیست مینامید؛ حق با او بود
👤 ادوارد فولر
در سال ۱۹۹۷، رالف رایکو مقالهای با عنوان «کینز و سرخها» منتشر کرد. مقاله رایکو به نقد جان مینارد کینز از کتابی در سال ۱۹۳۶ نوشتهی سوسیالیستهای بریتانیایی، سیدنی و بئاتریس وب، با عنوان «کمونیسم شوروی» اشاره داشت. کینز در نقد خود، اتحاد جماهیر شوروی جوزف استالین را مورد بحث قرار میدهد و نتیجه میگیرد: «نتیجه چشمگیر است.» از نظر رایکو، مورخی در سنت لیبرال کلاسیک، این گفته با ایدهی مرسوم مبنی بر اینکه کینز یک لیبرال نمونه بوده است، در تضاد است.
متاسفانه، مدافعان کینز هنوز او را به عنوان یک لیبرال نمونه به تصویر میکشند. به عنوان مثال، رابرت اسکیدلسکی ادعا میکند: «کینز در تمام طول عمرش یک لیبرال بود» و «او یک سوسیالیست نبود». راجر بکهاوس و بردلی بیتمن اصرار دارند: «او در سیاست خود یک لیبرال کلاسیک بود و به اندازهی سرسختترین آزادیخواه که در طول زندگیاش سوسیالیسم را رد میکرد، به آزادی فردی پایبند بود.»
این مقاله دنباله «کینز و سرخها» است و شواهد بیشتری ارائه میدهد که نشان میدهد کینز با سوسیالیسم شوروی همدل بوده و یک لیبرال واقعی نبوده است.
◽️@utfinance◽️
👤 ادوارد فولر
در سال ۱۹۹۷، رالف رایکو مقالهای با عنوان «کینز و سرخها» منتشر کرد. مقاله رایکو به نقد جان مینارد کینز از کتابی در سال ۱۹۳۶ نوشتهی سوسیالیستهای بریتانیایی، سیدنی و بئاتریس وب، با عنوان «کمونیسم شوروی» اشاره داشت. کینز در نقد خود، اتحاد جماهیر شوروی جوزف استالین را مورد بحث قرار میدهد و نتیجه میگیرد: «نتیجه چشمگیر است.» از نظر رایکو، مورخی در سنت لیبرال کلاسیک، این گفته با ایدهی مرسوم مبنی بر اینکه کینز یک لیبرال نمونه بوده است، در تضاد است.
متاسفانه، مدافعان کینز هنوز او را به عنوان یک لیبرال نمونه به تصویر میکشند. به عنوان مثال، رابرت اسکیدلسکی ادعا میکند: «کینز در تمام طول عمرش یک لیبرال بود» و «او یک سوسیالیست نبود». راجر بکهاوس و بردلی بیتمن اصرار دارند: «او در سیاست خود یک لیبرال کلاسیک بود و به اندازهی سرسختترین آزادیخواه که در طول زندگیاش سوسیالیسم را رد میکرد، به آزادی فردی پایبند بود.»
این مقاله دنباله «کینز و سرخها» است و شواهد بیشتری ارائه میدهد که نشان میدهد کینز با سوسیالیسم شوروی همدل بوده و یک لیبرال واقعی نبوده است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
کینز خود را سوسیالیست مینامید؛ حق با او بود
مقدمه در سال ۱۹۹۷، رالف رایکو مقالهای با عنوان «کینز و سرخها» منتشر کرد. مقاله رایکو به نقد جان مینارد کینز از کتابی در سال ۱۹۳۶ نوشتهی سوسیالیستهای بریتانیایی، سیدنی و بئاتریس وب، با عنوان «کمونیسم شوروی» اشاره داشت. کینز در نقد خود، اتحاد جماهیر شوروی…
❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 سناریوهای قدرت خرید تا پایان ۱۴۰۵
👤 محمد ماشینچیان
© برنامه چرتکه
🔗 تماشای نسخه کامل «چرتکه» در یوتیوب
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
© برنامه چرتکه
🔗 تماشای نسخه کامل «چرتکه» در یوتیوب
◽️@utfinance◽️
❤4👎1
🖥 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
🔗 لینک مقاله آصف بیات
🔗 نسخه صوتی
◽️@utfinance◽️
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
🔗 لینک مقاله آصف بیات
🔗 نسخه صوتی
◽️@utfinance◽️
YouTube
#23 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
شماره ۲۳: جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
با حضور:
امیر یحیی آیتاللهی
البرز زاهدی
مهرداد محمدی
نسخه صوتی این گفتوگو را در پادگیرها و تلگرام زیرورو بشنوید.
اردیبهشت ۱۴۰۵
با حضور:
امیر یحیی آیتاللهی
البرز زاهدی
مهرداد محمدی
نسخه صوتی این گفتوگو را در پادگیرها و تلگرام زیرورو بشنوید.
اردیبهشت ۱۴۰۵
👍5👎1
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
سر ِ تخت شاهی، بپیچد سه کار
نخستین، ز بیدادگر شهریار
دگر آن که بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند، سر درکشد
سه دیگر که با گنج، خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
_ فردوسی
🔹 بیست و پنج اردیبشهت، روز بزرگداشت فردوسی، پیر شهنامهگوی توس، فرخنده باد.
@tarikh_eghtesaad1
نخستین، ز بیدادگر شهریار
دگر آن که بیسود را برکشد
ز مرد هنرمند، سر درکشد
سه دیگر که با گنج، خویشی کند
به دینار کوشد که بیشی کند
_ فردوسی
🔹 بیست و پنج اردیبشهت، روز بزرگداشت فردوسی، پیر شهنامهگوی توس، فرخنده باد.
@tarikh_eghtesaad1
❤21👍1👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 از اسطوره تا تاریخ در شاهنامه
▫️واکاوی چهره اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایه پرورش اندیشه سیاسی ایرانیان باشد.
▫️چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینش شاهنامه در بردارنده خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفه سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
◽️@utfinance◽️
▫️واکاوی چهره اسطورهای شاهنامه میتواند دستمایه پرورش اندیشه سیاسی ایرانیان باشد.
▫️چرا که اسطورهها و حماسههای نهفته در داستان آفرینش شاهنامه در بردارنده خویشکاری و رستگاری آدمیزادی است که به بوی زندگی شادکامانه از مینو به گیتی آمده است و درخت زندگی ایرانی را با فلسفه سیاسیِ پیروزی بر اهریمن بالنده نگه میدارد.
◽️@utfinance◽️
👍2🤬1
📄 خبرنگار-کمپرادور؛ نقدی بر واردات ایدئولوژیک و توهمات مد روز در رسانههای ایران
«خبرنگار-کمپرادور» کیست؟
اگر در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، «کمپرادور» به واسطهای اطلاق میشد که منافع سرمایه و کالای خارجی را در بازارهای بومی نمایندگی میکرد و اقتصاد ملی را به زائدهای از بازارهای جهانی تقلیل میداد، خبرنگار-کمپرادورِ امروزین، دلالِ کالاهای مادی نیست؛ او واردکننده دستچندمِ ایدئولوژیها، رتوریکها و افکار مد روزی است که در محافل آکادمیک و رسانههای چپگرای غربی تولید میشوند.
این قشر از روزنامهنگاران، که عمدتاً در طیفهای چپ و اصلاحطلبِ فضای سیاسی ایران جاخوش کردهاند، مفاهیم و دغدغههایی چون «سیاست هویت»، «محیطزیستگرایی رادیکال»، «نقد نئولیبرالیسم» و «فمینیسم تقاطعی» (اینترسکشنالیتی) را بیهیچ اعتنایی به بستر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، به افکار عمومی پمپاژ میکنند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#خبرنگار_کمپرادور
«خبرنگار-کمپرادور» کیست؟
اگر در ادبیات کلاسیک اقتصاد سیاسی، «کمپرادور» به واسطهای اطلاق میشد که منافع سرمایه و کالای خارجی را در بازارهای بومی نمایندگی میکرد و اقتصاد ملی را به زائدهای از بازارهای جهانی تقلیل میداد، خبرنگار-کمپرادورِ امروزین، دلالِ کالاهای مادی نیست؛ او واردکننده دستچندمِ ایدئولوژیها، رتوریکها و افکار مد روزی است که در محافل آکادمیک و رسانههای چپگرای غربی تولید میشوند.
این قشر از روزنامهنگاران، که عمدتاً در طیفهای چپ و اصلاحطلبِ فضای سیاسی ایران جاخوش کردهاند، مفاهیم و دغدغههایی چون «سیاست هویت»، «محیطزیستگرایی رادیکال»، «نقد نئولیبرالیسم» و «فمینیسم تقاطعی» (اینترسکشنالیتی) را بیهیچ اعتنایی به بستر تاریخی، اقتصادی و اجتماعی جامعه ایران، به افکار عمومی پمپاژ میکنند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
#خبرنگار_کمپرادور
❤6👍3😱1
📚 معرفی مجموعه «ایدههای بنیادین»
مجموعه ایدههای بنیادین (The Essential) که توسط موسسه فریزر تدوین شده، در ایران توسط انتشارات فراهم ترجمه و منتشر شده است.
◽️ عناوین منتشر شده:
- ادام اسمیت
- دیوید هیوم
- جان لاک
- فردریش فون هایک
- مکتب اقتصادی اتریش
- ژوزف شومپیتر
- رابرت نوزیک
- رونالد کوز
- میلتون فریدمن
- قانون طبیعی
- زنان آزادی
- مکتب اقتصادی یو سی ال ای
- روشنگری
🔗 وبسایت انتشارت فراهم
◽️@utfinance◽️
مجموعه ایدههای بنیادین (The Essential) که توسط موسسه فریزر تدوین شده، در ایران توسط انتشارات فراهم ترجمه و منتشر شده است.
◽️ عناوین منتشر شده:
- ادام اسمیت
- دیوید هیوم
- جان لاک
- فردریش فون هایک
- مکتب اقتصادی اتریش
- ژوزف شومپیتر
- رابرت نوزیک
- رونالد کوز
- میلتون فریدمن
- قانون طبیعی
- زنان آزادی
- مکتب اقتصادی یو سی ال ای
- روشنگری
🔗 وبسایت انتشارت فراهم
◽️@utfinance◽️
👌5❤3🔥1
Audio
🎧 جنگ آصف بیات با واقعیت؛ «پیشروی ناآرام» روی خون دیماه
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
تماشای این گفتوگو در یوتیوب
شنیدن این گفتوگو در:
کستباکس
اسپاتیفای
اپل پادکست
🔗 لینک مقاله آصف بیات
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👤 امیر یحیی آیتاللهی
👤 البرز زاهدی
👤 مهرداد محمدی
© پادکست زیرورو
تماشای این گفتوگو در یوتیوب
شنیدن این گفتوگو در:
کستباکس
اسپاتیفای
اپل پادکست
🔗 لینک مقاله آصف بیات
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👍3👎2
📄 چرا برخی کشورها ثروتمندند و ما نیستیم؟
از زمانی که ایرانیان با اروپاییها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آنها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح میشود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آنها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جستوجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان میدهد هرچه دست و پای افراد در فعالیتهای اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در میآید.
وقتی از آزادی اقتصادی حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که به یک شهروند اجازه میدهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایهگذاری کند، بدون عبور از هفتخوان مجوزهای دولتی کسبوکار راه بیندازد و بدون محدودیتهای سنگین تعرفهای، با دنیا داد و ستد کند.
◽️@utfinance◽️
از زمانی که ایرانیان با اروپاییها برخورد نزدیک پیدا کردند، این سؤال مطرح بود که چرا و چگونه آنها پیشرفت کردند و به توسعه رسیدند. در روزگار ما، این سوال نیز مطرح میشود که در میان کشورهای توسعه یافته غربی، چه وجه تمایزی موجب رشد و رفاه بیشتر برخی از آنها شده است؟ آیا الگویی برای پیشرفت و توسعه اقتصادی وجود دارد؟
پاسخ به این پرسشها را نباید تنها در متغیرهای جغرافیایی یا شانس جستوجو کرد، بلکه ریشه اصلی این تفاوت فاحش در مفهومی به نام «آزادی اقتصادی» نهفته است؛ مفهومی که نشان میدهد هرچه دست و پای افراد در فعالیتهای اقتصادی بازتر باشد و دولت کمتر در جزئیات معیشت مردم دخالت کند، موتور تولید ثروت با قدرت بیشتری به حرکت در میآید.
وقتی از آزادی اقتصادی حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که به یک شهروند اجازه میدهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایهگذاری کند، بدون عبور از هفتخوان مجوزهای دولتی کسبوکار راه بیندازد و بدون محدودیتهای سنگین تعرفهای، با دنیا داد و ستد کند.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
چرا برخی کشورها ثروتمندند و ما نیستیم؟ | فرمول ثروت ملل در قرن ۲۱ | آزادی اقتصادی؛ حقی که از آن محرومیم یا نسخهای که به آن بیاعتمادیم؟
اقتصادنیوز: وقتی از آزادی اقتصادی حرف میزنیم، در واقع از حقی سخن میگوییم که به یک شهروند اجازه میدهد بدون ترس از مصادره اموالش توسط قدرتمندان، سرمایهگذاری کند، بدون عبور از هفتخوان مجوزهای دولتی کسبوکار راه بیندازد و بدون محدودیتهای سنگین تعرفهای،…
❤3👍2👎1
📄 در باب آزادی و دین!
✍️ مهران خسروزاده
این روزها و با اینترنتی که شرایطش نیاز به گفتن ندارد، به تلاشهای بانمک و بیثمری درباره آشتی دادن لیبرالیسم و دین، یا که سوار کردن مبانی هر یک بر دیگری برمیخورم که لبخند بر لبم مینشاند. گروهی هم که از این حرفها فراتر رفته و آن قضیه سند زدن اکتشافات علمی به نام کتب الهی را، که با پیوست «محققان ژاپنی نشاندادهاند» تزئین میشد، به حوزه علوم اجتماعی کشاندهاند و با زنده کردن یاد امثال گلسرخی، شریعتی و مهدی بازرگان، موجبات شادی و خنده روح آن را فراهم آوردهاند؛ که چه نشستهاید که این لیبرتی و مالکیت و رقابت و چه و چه را که هر دم از آن صحبت میکنید و تحفه غرب و فلان فیلسوف و متالهاش میدانید، بهترش را خودمان داریم؛ حالا اینکه هیچ نشانی از آنها و ترمینولوژیشان را تا همین 10 سال پیش در این سرزمین نمییافتیم هم مشکل خیلی بزرگی نیست؛ به اندک التقاطی (که این یکی در تاریخ این خاک ریشه ستبری دارد) میتوان آن را به زیر فرش هل داد و با اعتماد بهنفس به پریشانگویی ادامه داد.
پس از این مقدمه کوتاه، لازم میدانم چند نکته را برای افرادی که با این پریشانگوییها گیجشدهاند روشن کنم:
1. سازگاری شرط کافی برای معتبر بودن یک ساختار صوری و توانایی آن در توضیح واقعیت نیست. صدق آکسیومها و قابل دفاع بودن آنها نیز اهمیت حیاتی دارد. اینکه این آکسیومها را از امری غیرقابلبررسی و متعلق به ساحت ایمان (وحی) اقتباس کنیم، به همان اندازه اعتبار ساختار صوری را از ساحت عقل خارج و بر ایمان متکی میکند.
تاکید امثال میزس یا روتبارد بر «تردیدناپذیری» آکسیومهای اولیه خود در بنا کردن پراکسیولوژی، از آگاهی ایشان به همین نکته بازمیگردد.
2. در بررسی آراء عمده متفکران لیبرال به صراحت و به طور ضمنی، به این نکته برمیخوریم که آنها در نگاه به جهان، بر نظمی بدون ناظم و بدون غایت تاکید دارند که از اساس با اصول دین، از قبیل وجود یک خالق هوشمند، نبوت، امامت و معاد متعارض یا در خوشبینانه ترین حالت متنافر است. البته لیبرالیسم با باور فرد به اصول دین مشکل خاصی ندارد اما عکس این موضوع برقرار نیست.
3. حتی اگر وجود دین در نظریه یا ایده سیاسی/اخلاقی ما ضرورت داشته باشد، نمیتوان از آن ضرورت، دلالت به دین خاصی را نتیجه گرفت. اشاره (دلبخواهی) بر یک دین خاص نیز به ساحت ایمان بازمیگردد نه عقل. (مورد1)
4. لیبرالیسم در کنه خود یک ایده اخلاقی است که با اخلاق دینی تعارضات غیرقابل حل دارد. در واقع تلاش برای آشتی دادن دین شریعتمند با ایده اخلاقی لیبرال تنها در حالتی ممکن است که شریعت را از احکام آن تهی کنیم که البته نقض غرض است. در واقع احکام بیشماری وجود دارد که درآنها مالکیت افراد بر جان و مالشان به واسطه باورها یا اقداماتشان مورد تبعیض و تعرض قرار میگیرد و ریشه آنها به کتاب مقدس بازمیگردد.
5. در کشوری که انکار قصص قرآنی سابقه دریافت حکم اعدام داشته، بررسی کامل چنین ایدهای ممکن نیست. به عبارت بهتر، سستی این ایده به گونهای است که میتواند موضوع استندآپ کمدیها و شوهای طنز قرار بگیرد و یا در حالتی جدیتر، با مجموعهای از سوالات تمسخرآمیز پوچی آن نمایانده شود.
◽️@utfinance◽️
✍️ مهران خسروزاده
این روزها و با اینترنتی که شرایطش نیاز به گفتن ندارد، به تلاشهای بانمک و بیثمری درباره آشتی دادن لیبرالیسم و دین، یا که سوار کردن مبانی هر یک بر دیگری برمیخورم که لبخند بر لبم مینشاند. گروهی هم که از این حرفها فراتر رفته و آن قضیه سند زدن اکتشافات علمی به نام کتب الهی را، که با پیوست «محققان ژاپنی نشاندادهاند» تزئین میشد، به حوزه علوم اجتماعی کشاندهاند و با زنده کردن یاد امثال گلسرخی، شریعتی و مهدی بازرگان، موجبات شادی و خنده روح آن را فراهم آوردهاند؛ که چه نشستهاید که این لیبرتی و مالکیت و رقابت و چه و چه را که هر دم از آن صحبت میکنید و تحفه غرب و فلان فیلسوف و متالهاش میدانید، بهترش را خودمان داریم؛ حالا اینکه هیچ نشانی از آنها و ترمینولوژیشان را تا همین 10 سال پیش در این سرزمین نمییافتیم هم مشکل خیلی بزرگی نیست؛ به اندک التقاطی (که این یکی در تاریخ این خاک ریشه ستبری دارد) میتوان آن را به زیر فرش هل داد و با اعتماد بهنفس به پریشانگویی ادامه داد.
پس از این مقدمه کوتاه، لازم میدانم چند نکته را برای افرادی که با این پریشانگوییها گیجشدهاند روشن کنم:
1. سازگاری شرط کافی برای معتبر بودن یک ساختار صوری و توانایی آن در توضیح واقعیت نیست. صدق آکسیومها و قابل دفاع بودن آنها نیز اهمیت حیاتی دارد. اینکه این آکسیومها را از امری غیرقابلبررسی و متعلق به ساحت ایمان (وحی) اقتباس کنیم، به همان اندازه اعتبار ساختار صوری را از ساحت عقل خارج و بر ایمان متکی میکند.
تاکید امثال میزس یا روتبارد بر «تردیدناپذیری» آکسیومهای اولیه خود در بنا کردن پراکسیولوژی، از آگاهی ایشان به همین نکته بازمیگردد.
2. در بررسی آراء عمده متفکران لیبرال به صراحت و به طور ضمنی، به این نکته برمیخوریم که آنها در نگاه به جهان، بر نظمی بدون ناظم و بدون غایت تاکید دارند که از اساس با اصول دین، از قبیل وجود یک خالق هوشمند، نبوت، امامت و معاد متعارض یا در خوشبینانه ترین حالت متنافر است. البته لیبرالیسم با باور فرد به اصول دین مشکل خاصی ندارد اما عکس این موضوع برقرار نیست.
3. حتی اگر وجود دین در نظریه یا ایده سیاسی/اخلاقی ما ضرورت داشته باشد، نمیتوان از آن ضرورت، دلالت به دین خاصی را نتیجه گرفت. اشاره (دلبخواهی) بر یک دین خاص نیز به ساحت ایمان بازمیگردد نه عقل. (مورد1)
4. لیبرالیسم در کنه خود یک ایده اخلاقی است که با اخلاق دینی تعارضات غیرقابل حل دارد. در واقع تلاش برای آشتی دادن دین شریعتمند با ایده اخلاقی لیبرال تنها در حالتی ممکن است که شریعت را از احکام آن تهی کنیم که البته نقض غرض است. در واقع احکام بیشماری وجود دارد که درآنها مالکیت افراد بر جان و مالشان به واسطه باورها یا اقداماتشان مورد تبعیض و تعرض قرار میگیرد و ریشه آنها به کتاب مقدس بازمیگردد.
5. در کشوری که انکار قصص قرآنی سابقه دریافت حکم اعدام داشته، بررسی کامل چنین ایدهای ممکن نیست. به عبارت بهتر، سستی این ایده به گونهای است که میتواند موضوع استندآپ کمدیها و شوهای طنز قرار بگیرد و یا در حالتی جدیتر، با مجموعهای از سوالات تمسخرآمیز پوچی آن نمایانده شود.
◽️@utfinance◽️
Telegram
A New Liberty
اینجا تجارب و مطالبی که در روزمره باهاشون برخورد میکنم رو یادداشت میکنم
@mehran_khosrozade
@mehran_khosrozade
❤13👍7👎6🔥4
📄 حقوق طبیعی؛ حقی که در طبیعت وجود ندارد
✍️ مهران خسروزاده
میان خواندن و فهمیدن فاصله زیادی وجود دارد. مثلا امکان دارد با مطالعه اولیه درباب حقوق طبیعی گمان کنید که براساس آراء نظریهپردازانش، آن بیرون این حقوق مانند میوهای از درخت آویزان است و تنها منتظر شماست که آن را بچینید و حظش را ببرید. و لابد چون آن بیرون چیزی جز دریدن ضعفا از سوی اقویا نمیبینید، با خود بیاندیشید که پس این بحث از اساس بیخود است و آن صاحبنظران جملگی گه خوردهاند؛ پس بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
اما فهم جهان با شهود و اینجور آسمان و ریسمان بافتنها جلو نمیرود. بله، طبق تجربه روزمره آهن روی آب نمیایستد و متعاقبا کشتیها فولادی چند صدهزار تنی باید در قعر اقیانوس میبودند، اما وجود این شناورها نشان میدهد که جهان پیچیدهتر از آزمایشهای ساده کتابهای علوم دوران ابتدایی است. اصولا اگر شهود کار راه میانداخت، دیگر چه نیازی به استدلال منطقی بود؟
برخلاف تصور رایج، واژه طبیعی در عبارت «حقوق طبیعی» به وجود و استقرار آن در طبیعت یا منشا الهی آن اشاره نمیکند، بلکه بر این نکته دلالت دارد که با توجه به شرایط بشر و جهان پیرامون او، از بدنمندی مادی انسان گرفته تا وجود عنصر زمان و واقعیت محرز و قطعی «کمیابی»، هر تلاش عقلانی برای دستیابی به یک اخلاق «جهانشمول» و «امکانپذیر»، دستیابی به آن را ایجاب میکند.
به عبارت دیگر، در جهانی زیست میکنید که ویژگیهای آن (همان طبیعتش) اقتضا میکند که هر تلاشی برای بنا کردن عمارتی اخلاقی، که درباره هر موجود هوشمندی به یک اندازه صادق باشد و همچنان بتواند برقرار شود، به آنچه «حقوق طبیعی» مینامیم ختم شود. جهانی که تنها نظم عادلانه ممکن قابلتصور در آن، آزادی است. آزمون جامعیت و امکانپذیری، دو غربال اصلی نظام اخلاقی عقلایی است که دست بر قضا مورد نخست اخلاق دینی را مردود میشمارد.
اما سوءتفاهمها به اینجا ختم نمیشود. گروهی که در پست قبلی از آنها یاد کردیم تصور میکنند که متقن نبودن نظریه مانع اصلی برای دفاع از آن چیزی است که زعم آنها آزادی نام دارد.
این مسئله به لحاظ منطقی و تجربی نادرست است؛ باورها و نظامهای ایدئولوژیک متناقض و مضحک بسیاری توانستهاند نظم اجتماعی مد نظر خود را بنا کنند؛ اصولا نظریه اخلاقی و جاری کردن آن در حیات اجتماعی، دو مقوله جدا از هم است؛ این تصور که «حقوق طبیعی یعنی در طبیعت وجود دارد» و «چون در طبیعت وجود دارد، پس برقرار است» تصویری از اساس پوچ و ناشی از کجفهمی است. نویسنده «اخلاق آزادی» نیز از این مسئله غافل نبود.
به زعم روتبارد، برقراری آزادی در حیات اجتماعی مستلزم وجود آزادیخواهان تماموقت و تلاشی فکری و اجتماعی در جهت تبلیغ، اقناع، جذب و اقدام در موقعیت مناسب است و از این جهت مثال از فعالیت راهبان بودایی و فیزیکدانان میآورد(چیزی شبیه به تلاش آخوند و کشیش در تبلیغ دین). اصولا نمیتوان از آراء او چنین برداشت کرد که حقوق طبیعی همین الان در طبیعت وجود دارد؛ بلکه به نظر او، باید با استفاده از عقل این حقوق را فهمید و کشف کرد، جزئیات عملی و نظریاش را صیقل داد، برای استقرار آن کوشید و به دفاع از آن پرداخت.
در جمعبندی خود، باید بگویم که اصولا احساس نیاز به مبنای دینی برای آزادی، از یک کجفهمی عمیق ناشی میشود که بیشتر به مغلطه پهلوان پنبه شبیه است. در مقابل، عقبگرد به وحی و ایمان و خروج از ساحت عقل، بیشتر از آن که راهحلی برای تقویت مبانی باشد، آفت اندیشه آزادی و دروازه تولید شطحیات بیپایه و اساس است؛ عقبگردی که شاید بتواند چند صباحی عدهای کمخرد سطحیاندیش را به خود مشغول کند، اما در بلندمدت، جز ایجاد دافعه برای هر عقل سلیم، نتیجهای ندارد.
◽️@utfinance◽️
✍️ مهران خسروزاده
میان خواندن و فهمیدن فاصله زیادی وجود دارد. مثلا امکان دارد با مطالعه اولیه درباب حقوق طبیعی گمان کنید که براساس آراء نظریهپردازانش، آن بیرون این حقوق مانند میوهای از درخت آویزان است و تنها منتظر شماست که آن را بچینید و حظش را ببرید. و لابد چون آن بیرون چیزی جز دریدن ضعفا از سوی اقویا نمیبینید، با خود بیاندیشید که پس این بحث از اساس بیخود است و آن صاحبنظران جملگی گه خوردهاند؛ پس بیایید فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم.
اما فهم جهان با شهود و اینجور آسمان و ریسمان بافتنها جلو نمیرود. بله، طبق تجربه روزمره آهن روی آب نمیایستد و متعاقبا کشتیها فولادی چند صدهزار تنی باید در قعر اقیانوس میبودند، اما وجود این شناورها نشان میدهد که جهان پیچیدهتر از آزمایشهای ساده کتابهای علوم دوران ابتدایی است. اصولا اگر شهود کار راه میانداخت، دیگر چه نیازی به استدلال منطقی بود؟
برخلاف تصور رایج، واژه طبیعی در عبارت «حقوق طبیعی» به وجود و استقرار آن در طبیعت یا منشا الهی آن اشاره نمیکند، بلکه بر این نکته دلالت دارد که با توجه به شرایط بشر و جهان پیرامون او، از بدنمندی مادی انسان گرفته تا وجود عنصر زمان و واقعیت محرز و قطعی «کمیابی»، هر تلاش عقلانی برای دستیابی به یک اخلاق «جهانشمول» و «امکانپذیر»، دستیابی به آن را ایجاب میکند.
به عبارت دیگر، در جهانی زیست میکنید که ویژگیهای آن (همان طبیعتش) اقتضا میکند که هر تلاشی برای بنا کردن عمارتی اخلاقی، که درباره هر موجود هوشمندی به یک اندازه صادق باشد و همچنان بتواند برقرار شود، به آنچه «حقوق طبیعی» مینامیم ختم شود. جهانی که تنها نظم عادلانه ممکن قابلتصور در آن، آزادی است. آزمون جامعیت و امکانپذیری، دو غربال اصلی نظام اخلاقی عقلایی است که دست بر قضا مورد نخست اخلاق دینی را مردود میشمارد.
اما سوءتفاهمها به اینجا ختم نمیشود. گروهی که در پست قبلی از آنها یاد کردیم تصور میکنند که متقن نبودن نظریه مانع اصلی برای دفاع از آن چیزی است که زعم آنها آزادی نام دارد.
این مسئله به لحاظ منطقی و تجربی نادرست است؛ باورها و نظامهای ایدئولوژیک متناقض و مضحک بسیاری توانستهاند نظم اجتماعی مد نظر خود را بنا کنند؛ اصولا نظریه اخلاقی و جاری کردن آن در حیات اجتماعی، دو مقوله جدا از هم است؛ این تصور که «حقوق طبیعی یعنی در طبیعت وجود دارد» و «چون در طبیعت وجود دارد، پس برقرار است» تصویری از اساس پوچ و ناشی از کجفهمی است. نویسنده «اخلاق آزادی» نیز از این مسئله غافل نبود.
به زعم روتبارد، برقراری آزادی در حیات اجتماعی مستلزم وجود آزادیخواهان تماموقت و تلاشی فکری و اجتماعی در جهت تبلیغ، اقناع، جذب و اقدام در موقعیت مناسب است و از این جهت مثال از فعالیت راهبان بودایی و فیزیکدانان میآورد(چیزی شبیه به تلاش آخوند و کشیش در تبلیغ دین). اصولا نمیتوان از آراء او چنین برداشت کرد که حقوق طبیعی همین الان در طبیعت وجود دارد؛ بلکه به نظر او، باید با استفاده از عقل این حقوق را فهمید و کشف کرد، جزئیات عملی و نظریاش را صیقل داد، برای استقرار آن کوشید و به دفاع از آن پرداخت.
در جمعبندی خود، باید بگویم که اصولا احساس نیاز به مبنای دینی برای آزادی، از یک کجفهمی عمیق ناشی میشود که بیشتر به مغلطه پهلوان پنبه شبیه است. در مقابل، عقبگرد به وحی و ایمان و خروج از ساحت عقل، بیشتر از آن که راهحلی برای تقویت مبانی باشد، آفت اندیشه آزادی و دروازه تولید شطحیات بیپایه و اساس است؛ عقبگردی که شاید بتواند چند صباحی عدهای کمخرد سطحیاندیش را به خود مشغول کند، اما در بلندمدت، جز ایجاد دافعه برای هر عقل سلیم، نتیجهای ندارد.
◽️@utfinance◽️
Telegram
A New Liberty
اینجا تجارب و مطالبی که در روزمره باهاشون برخورد میکنم رو یادداشت میکنم
@mehran_khosrozade
@mehran_khosrozade
❤5👍2👎1