📄 افسانه مصدق: کودتایی که هرگز اتفاق نیفتاد
بعضی داستانها آنقدر زیاد گفته شدهاند که دیگر کسی از واقعیت آنها نمیپرسد. داستان کودتای سیا علیه محمد مصدق یکی از آنهاست.
داستان تقریباً به این شکل است: در اوت ۱۹۵۳، سیا و MI6، به نمایندگی از منافع آمریکا و بریتانیا، نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را سرنگون کردند. آنها شاه را به عنوان عروسک خیمهشببازی به قدرت رساندند. با این کار، آینده دموکراتیک ایران را نابود کردند و زمینه را برای انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، برای آمریکاستیزی، برای ملاها، برای هر چیزی که از آن زمان به بعد اشتباه پیش رفته است، فراهم کردند.
در طول چند دهه گذشته، این روایت به یک دگم غربی تبدیل شده است. این روایت در کتابهای درسی مدارس، در روزنامهنگاری جریان اصلی آمریکا و در خاطرات کسانی که سیاست ایالات متحده را شکل دادهاند، دیده میشود. نیویورک تایمز، سیانان و بیبیسی (خیلی خیلی خوب) آن را به عنوان گناه اصلی سیاست غرب در خاورمیانه تقدیس کردهاند. هالیوود نیز همین فیلمنامه را اقتباس کرد: فیلم آرگو (۲۰۱۲) ساخته بن افلک، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم، با یک مقدمه انیمیشن سه دقیقهای آغاز میشود که مخاطب را در سال ۱۹۵۳ به عنوان عامل محرک همه اتفاقات بعدی همراهی میکند. به گفته کریس تریو، فیلمنامهنویس، اعضای کنگره بعداً هنگام رأی دادن به توافق هستهای ۲۰۱۵، از این مقدمه به عنوان منبع آنچه در مورد تاریخ ایران میدانستند، یاد کردند. حتی کنت اف. مککنزی جونیور، فرمانده سنتکام که دستور حمله به قاسم سلیمانی را داد، فیلم نقطه ذوب (۲۰۲۴) را با اشارهای به سال ۱۹۵۳ آغاز میکند.
اینجا در آلمان، همخوانی آرامتر از این نیست: اولاف شولتز اخیراً اعلام کرد که کل معضل ایران به سرنگونی دولت دموکراتیک ایران توسط بریتانیا و آمریکا برمیگردد، که بدون آن ایران امروز "یک کشور غربی بسیار موفق" بود. ریچارد دیوید پرشت همین جمله را در مارکوس لانز و پادکست او تکرار میکند. ناتالی امیری و دیگر افراد موسوم به «کارشناسان ایران» در مصاحبههای خود با ARD به سال ۱۹۵۳ به عنوان تاریخ کلیدی اشاره میکنند که بدون آن نمیتوان ایران را درک کرد. اینس شوردتنر از حزب چپ آلمان نیز همین خط را در مجلس فدرال ترسیم کرد. حتی «آژانس فدرال آموزش مدنی» آلمان، سال ۱۹۵۳ را «فاجعه اولیه» ایران مینامد.
تنها مشکل این است: این داستان درست نیست.
◽️@utfinance◽️
بعضی داستانها آنقدر زیاد گفته شدهاند که دیگر کسی از واقعیت آنها نمیپرسد. داستان کودتای سیا علیه محمد مصدق یکی از آنهاست.
داستان تقریباً به این شکل است: در اوت ۱۹۵۳، سیا و MI6، به نمایندگی از منافع آمریکا و بریتانیا، نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را سرنگون کردند. آنها شاه را به عنوان عروسک خیمهشببازی به قدرت رساندند. با این کار، آینده دموکراتیک ایران را نابود کردند و زمینه را برای انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، برای آمریکاستیزی، برای ملاها، برای هر چیزی که از آن زمان به بعد اشتباه پیش رفته است، فراهم کردند.
در طول چند دهه گذشته، این روایت به یک دگم غربی تبدیل شده است. این روایت در کتابهای درسی مدارس، در روزنامهنگاری جریان اصلی آمریکا و در خاطرات کسانی که سیاست ایالات متحده را شکل دادهاند، دیده میشود. نیویورک تایمز، سیانان و بیبیسی (خیلی خیلی خوب) آن را به عنوان گناه اصلی سیاست غرب در خاورمیانه تقدیس کردهاند. هالیوود نیز همین فیلمنامه را اقتباس کرد: فیلم آرگو (۲۰۱۲) ساخته بن افلک، برنده جایزه اسکار بهترین فیلم، با یک مقدمه انیمیشن سه دقیقهای آغاز میشود که مخاطب را در سال ۱۹۵۳ به عنوان عامل محرک همه اتفاقات بعدی همراهی میکند. به گفته کریس تریو، فیلمنامهنویس، اعضای کنگره بعداً هنگام رأی دادن به توافق هستهای ۲۰۱۵، از این مقدمه به عنوان منبع آنچه در مورد تاریخ ایران میدانستند، یاد کردند. حتی کنت اف. مککنزی جونیور، فرمانده سنتکام که دستور حمله به قاسم سلیمانی را داد، فیلم نقطه ذوب (۲۰۲۴) را با اشارهای به سال ۱۹۵۳ آغاز میکند.
اینجا در آلمان، همخوانی آرامتر از این نیست: اولاف شولتز اخیراً اعلام کرد که کل معضل ایران به سرنگونی دولت دموکراتیک ایران توسط بریتانیا و آمریکا برمیگردد، که بدون آن ایران امروز "یک کشور غربی بسیار موفق" بود. ریچارد دیوید پرشت همین جمله را در مارکوس لانز و پادکست او تکرار میکند. ناتالی امیری و دیگر افراد موسوم به «کارشناسان ایران» در مصاحبههای خود با ARD به سال ۱۹۵۳ به عنوان تاریخ کلیدی اشاره میکنند که بدون آن نمیتوان ایران را درک کرد. اینس شوردتنر از حزب چپ آلمان نیز همین خط را در مجلس فدرال ترسیم کرد. حتی «آژانس فدرال آموزش مدنی» آلمان، سال ۱۹۵۳ را «فاجعه اولیه» ایران مینامد.
تنها مشکل این است: این داستان درست نیست.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
افسانه مصدق: کودتایی که هرگز اتفاق نیفتاد
بعضی داستانها آنقدر زیاد گفته شدهاند که دیگر کسی از واقعیت آنها نمیپرسد. داستان کودتای سیا علیه محمد مصدق یکی از آنهاست. داستان تقریباً به این شکل است: در اوت ۱۹۵۳، سیا و MI6، به نمایندگی از منافع آمریکا و بریتانیا، نخستوزیر منتخب دموکراتیک ایران را سرنگون…
❤27👍9👎6⚡1👏1
📄 دفاع بلاک از میلی؛ یادداشت «والتر بلاک» در واکنش به مقاله نیویورکتایمز درباره «خاویر میلی»
دنبالکنندگان خاویر میلی، از جمله خود من، از اینکه نیویورک تایمز مقالهای درباره او منتشر کرده، بسیار خوشحال هستند. در مجموع، این مقاله کاملاً دقیق است. مقاله درست گفته که او از سرمایهداری مقررات زدایی شده، حقوق مالکیت خصوصی، انگیزه سود و هر چیز دیگری که فلسفه بازار آزاد به همراه دارد، دفاع میکند. و بله، او همچنین با تورم آرژانتین تا مرز غلبه بر آن مبارزه کرده است. همچنین درست است که در گذشته، او نادیده گرفته میشد. این با دقت قابل توجهی (در مقاله نیویورک تایمز) بیان شده است:
«... در سال ۲۰۱۹، ... میلی یک اقتصاددان آزادیخواه و چهره مشهور رسانهای کمتر شناخته شده بود که از حاشیه طبقه سیاسی که او را جدی نمیگرفتند، فریاد میزد. از آن زمان، او با یک صعود برقآسا به ریاست جمهوری، جهان را شگفتزده کرده است.»
هرگز سخنان درستتری گفته نشده است. و همچنین نمیتوان انکار کرد، همانطور که اما بوبولا (نویسنده مقاله نیویورک تایمز) به درستی ادعا میکند، فریدریش هایک، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، یکی از درخشانترین ستارگان آسمان اوست. لودویگ فون میزس نیز همینطور.
با این حال، نویسنده در برخی موارد، رئیس جمهور میلی و دیدگاه آزادیخواهانه او را به اشتباه تفسیر میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
دنبالکنندگان خاویر میلی، از جمله خود من، از اینکه نیویورک تایمز مقالهای درباره او منتشر کرده، بسیار خوشحال هستند. در مجموع، این مقاله کاملاً دقیق است. مقاله درست گفته که او از سرمایهداری مقررات زدایی شده، حقوق مالکیت خصوصی، انگیزه سود و هر چیز دیگری که فلسفه بازار آزاد به همراه دارد، دفاع میکند. و بله، او همچنین با تورم آرژانتین تا مرز غلبه بر آن مبارزه کرده است. همچنین درست است که در گذشته، او نادیده گرفته میشد. این با دقت قابل توجهی (در مقاله نیویورک تایمز) بیان شده است:
«... در سال ۲۰۱۹، ... میلی یک اقتصاددان آزادیخواه و چهره مشهور رسانهای کمتر شناخته شده بود که از حاشیه طبقه سیاسی که او را جدی نمیگرفتند، فریاد میزد. از آن زمان، او با یک صعود برقآسا به ریاست جمهوری، جهان را شگفتزده کرده است.»
هرگز سخنان درستتری گفته نشده است. و همچنین نمیتوان انکار کرد، همانطور که اما بوبولا (نویسنده مقاله نیویورک تایمز) به درستی ادعا میکند، فریدریش هایک، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، یکی از درخشانترین ستارگان آسمان اوست. لودویگ فون میزس نیز همینطور.
با این حال، نویسنده در برخی موارد، رئیس جمهور میلی و دیدگاه آزادیخواهانه او را به اشتباه تفسیر میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
دفاع بلاک از میلی؛ یادداشت «والتر بلاک» در واکنش به مقاله نیویورکتایمز درباره «خاویر میلی»
دنبالکنندگان خاویر میلی، از جمله خود من، از اینکه نیویورک تایمز مقالهای درباره او منتشر کرده، بسیار خوشحال هستند. در مجموع، این مقاله کاملاً دقیق است. مقاله درست گفته که او از سرمایهداری مقررات زدایی شده، حقوق مالکیت خصوصی، انگیزه سود و هر چیز دیگری که…
❤10👍5👎1
📄 عبرت تاریخ
| چرا باید کتاب چالشهای صنعتی شدن ایران را خواند؟ |
👤 محمد طاهری
وقتی درباره پیشرفت شگرف کشورها صحبت میکنیم، این پرسش در ذهنمان نقش میبندد؛ چرا ایران که بهطور جدی میخواست صنعتی شود، صنعتی نشد؟
بسیاری شرح دادهاند که ایران در طول تاریخ معاصر چند بار تلاش کرده مسیر صنعتی شدن را دنبال کند، هر بار با شدت و ضعف متفاوت، اما موفق نشده است. نخستین گامها به دوران قاجار بازمیگردد؛ زمانی که برنامههای محدود برای تولید داخلی و ایجاد صنایع سبک آغاز شد، اما زیرساختها و سرمایهگذاری کافی وجود نداشت. در دوره پهلوی اول، با تمرکز بیشتر بر نوسازی و مدرنسازی کشور، پروژههای صنعتی بزرگتری راهاندازی شد؛ ایجاد کارخانههای نساجی، سیمان، فولاد و صنایع غذایی نمونههایی از این تلاشها بود که با حمایت دولت و سرمایهگذاری خارجی پیش رفت. در این دوره، علی زاهدی، فارغالتحصیل مهندسی معدن از فرانسه، در سال ۱۳۱۰ برنامهای هفتساله با عنوان «لزوم پروگرام صنعتی» به دولت ارائه داد. این برنامه شامل مجموعهای از پروژههای صنعتی بود که هدف آن ایجاد زیرساختهای توسعه اقتصادی در ایران بود، اما مورد توجه مقامات قرار نگرفت و اجرایی نشد. چند سال بعد، معجزه صنعتی ایران در دهه ۱۳۴۰ رخ داد. این دهه نزد برخی اقتصاددانان، از جمله موسی غنینژاد، به «دهه طلایی اقتصاد ایران» مشهور است؛ دههای که میانگین رشد اقتصادی سالانه بالای ۱۰ درصد و میانگین نرخ تورم سالانه کمتر از سه درصد بود. دولت در این دوره، به برنامهریزی جامع برای تخصیص کل منابع اقتصادی کشور روی آورد و سرمایهگذاری در صنایع مادر و صنایع استراتژیک را عمدتاً در اختیار خود قرار داد، اما همزمان فضا را برای فعالیت بخش خصوصی در صنایع تبدیلی کوچک و متوسط باز کرد. فعالان این بخش از طریق سیاستهای حمایتی و استراتژی جایگزینی واردات مورد پشتیبانی جدی دولت قرار گرفتند. نقش سرمایهگذاری و فناوری پیشرفته خارجی، که از اواسط دهه ۱۳۳۰ آغاز شده بود، نیز در پیشرفت صنعتی کشور چشمگیر بود و هم در بخش خصوصی و هم در بخش دولتی اثرگذار بود. دادههای آماری نشان میدهد رشد اقتصادی ایران در دهه ۱۳۴۰ بیسابقه بود و در سطح جهانی نیز کمنظیر بهشمار میرفت. این رشد عمدتاً در بخش صنعت و خدمات رخ داد و چهره اقتصادی جامعه ایرانی را دگرگون کرد.
اما روند صنعتی شدن ایران، یک دهه بعد و با افزایش نقش نفت در اقتصاد نهفقط متوقف شد که خیلیها تخریب آن را نیز منسوب به این دوره میدانند که بیماری هلندی در اقتصاد کشور رخ داد و نخستین فرآیند صنعتزدایی در این دوره آغاز شد. بیماری هلندی به وضعیتی اقتصادی اشاره دارد که در آن افزایش ناگهانی درآمدهای حاصل از منابع طبیعی، بهویژه نفت، باعث تقویت ارزش پول ملی، کاهش رقابتپذیری بخشهای تولیدی مانند صنعت و کشاورزی، و تورم شدید میشود. این پدیده معمولاً با تزریق سریع درآمدها به اقتصاد، افزایش تقاضا و بههمریختن تعادل اقتصادی همراه است.
اوایل دهه ۱۳۵۰ برای اقتصاد ایران دورهای متفاوت بود که با جهش قابلتوجه درآمدهای نفتی همراه شد. درآمد نفتی ایران از 5 /2 میلیارد دلار در سال ۱۳۵۱ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۳ افزایش یافت. اقتصاد ایران در سالهای ابتدایی دهه 1350 با در نظر گرفتن قیمتهای امروز، از درآمدهای 18 و 23 میلیارددلاری یکباره به درآمدهای 120 تا 200 میلیارد دلار رسید که به معنای 10 برابر شدن درآمدها بود؛ یا افزایش شدید واردات و اینکه بودجه دولت در دو دهه 1340 و 1350، 10 برابر شد، همه اینها مشابه یک تزریق سریع بود که به جامعه شوک وارد کرد.
بنا به مطالعاتی که در کتاب چالشهای صنعتی شدن ایران صورت گرفته، این جریان سریع درآمدها به عدم توازن ساختاری، معروف به «بیماری هلندی» منجر شد. هزینههای سنگین دولت و تورم سالانه ۱۵درصدی، وابستگی به واردات را تشدید و رشد صنایع غیرنفتی را متوقف کرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت تازهتاسیس با تمرکز بر توسعه صنایع سنگین، نفت و گاز، خودرو و فولاد، بار دیگر صنعتی شدن را در دستور کار قرار داد. از دهه ۱۳۷۰ تا میانههای دهه ۱۳۸۰، شمار قابلتوجهی از بنگاههای صنعتی در کشور شکل گرفت و سیاستهای خصوصیسازی و تلاش برای جذب سرمایههای داخلی و خارجی بهعنوان راهبردی برای تقویت بخش صنعت دنبال شد. بااینحال، همزمانی این روند با اوجگیری درآمدهای نفتی و گرفتار شدن اقتصاد ایران در موج دوم بیماری هلندی، به تضعیف بخش صنعت انجامید. افزایش وابستگی به منابع نفتی، تقویت نرخ ارز واقعی و رشد واردات، رقابتپذیری تولید داخلی را کاهش داد و درنهایت، بار دیگر نشانههای صنعتزدایی در اقتصاد ایران پدیدار شد. به اینها، تشدید محدودیتهای بینالمللی و تحریمها را نیز اضافه کنید که از میانههای دهه 1380 به اقتصاد ایران تحمیل شد و همچنان ادامه دارد.
1/2
| چرا باید کتاب چالشهای صنعتی شدن ایران را خواند؟ |
👤 محمد طاهری
وقتی درباره پیشرفت شگرف کشورها صحبت میکنیم، این پرسش در ذهنمان نقش میبندد؛ چرا ایران که بهطور جدی میخواست صنعتی شود، صنعتی نشد؟
بسیاری شرح دادهاند که ایران در طول تاریخ معاصر چند بار تلاش کرده مسیر صنعتی شدن را دنبال کند، هر بار با شدت و ضعف متفاوت، اما موفق نشده است. نخستین گامها به دوران قاجار بازمیگردد؛ زمانی که برنامههای محدود برای تولید داخلی و ایجاد صنایع سبک آغاز شد، اما زیرساختها و سرمایهگذاری کافی وجود نداشت. در دوره پهلوی اول، با تمرکز بیشتر بر نوسازی و مدرنسازی کشور، پروژههای صنعتی بزرگتری راهاندازی شد؛ ایجاد کارخانههای نساجی، سیمان، فولاد و صنایع غذایی نمونههایی از این تلاشها بود که با حمایت دولت و سرمایهگذاری خارجی پیش رفت. در این دوره، علی زاهدی، فارغالتحصیل مهندسی معدن از فرانسه، در سال ۱۳۱۰ برنامهای هفتساله با عنوان «لزوم پروگرام صنعتی» به دولت ارائه داد. این برنامه شامل مجموعهای از پروژههای صنعتی بود که هدف آن ایجاد زیرساختهای توسعه اقتصادی در ایران بود، اما مورد توجه مقامات قرار نگرفت و اجرایی نشد. چند سال بعد، معجزه صنعتی ایران در دهه ۱۳۴۰ رخ داد. این دهه نزد برخی اقتصاددانان، از جمله موسی غنینژاد، به «دهه طلایی اقتصاد ایران» مشهور است؛ دههای که میانگین رشد اقتصادی سالانه بالای ۱۰ درصد و میانگین نرخ تورم سالانه کمتر از سه درصد بود. دولت در این دوره، به برنامهریزی جامع برای تخصیص کل منابع اقتصادی کشور روی آورد و سرمایهگذاری در صنایع مادر و صنایع استراتژیک را عمدتاً در اختیار خود قرار داد، اما همزمان فضا را برای فعالیت بخش خصوصی در صنایع تبدیلی کوچک و متوسط باز کرد. فعالان این بخش از طریق سیاستهای حمایتی و استراتژی جایگزینی واردات مورد پشتیبانی جدی دولت قرار گرفتند. نقش سرمایهگذاری و فناوری پیشرفته خارجی، که از اواسط دهه ۱۳۳۰ آغاز شده بود، نیز در پیشرفت صنعتی کشور چشمگیر بود و هم در بخش خصوصی و هم در بخش دولتی اثرگذار بود. دادههای آماری نشان میدهد رشد اقتصادی ایران در دهه ۱۳۴۰ بیسابقه بود و در سطح جهانی نیز کمنظیر بهشمار میرفت. این رشد عمدتاً در بخش صنعت و خدمات رخ داد و چهره اقتصادی جامعه ایرانی را دگرگون کرد.
اما روند صنعتی شدن ایران، یک دهه بعد و با افزایش نقش نفت در اقتصاد نهفقط متوقف شد که خیلیها تخریب آن را نیز منسوب به این دوره میدانند که بیماری هلندی در اقتصاد کشور رخ داد و نخستین فرآیند صنعتزدایی در این دوره آغاز شد. بیماری هلندی به وضعیتی اقتصادی اشاره دارد که در آن افزایش ناگهانی درآمدهای حاصل از منابع طبیعی، بهویژه نفت، باعث تقویت ارزش پول ملی، کاهش رقابتپذیری بخشهای تولیدی مانند صنعت و کشاورزی، و تورم شدید میشود. این پدیده معمولاً با تزریق سریع درآمدها به اقتصاد، افزایش تقاضا و بههمریختن تعادل اقتصادی همراه است.
اوایل دهه ۱۳۵۰ برای اقتصاد ایران دورهای متفاوت بود که با جهش قابلتوجه درآمدهای نفتی همراه شد. درآمد نفتی ایران از 5 /2 میلیارد دلار در سال ۱۳۵۱ به بیش از ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۳ افزایش یافت. اقتصاد ایران در سالهای ابتدایی دهه 1350 با در نظر گرفتن قیمتهای امروز، از درآمدهای 18 و 23 میلیارددلاری یکباره به درآمدهای 120 تا 200 میلیارد دلار رسید که به معنای 10 برابر شدن درآمدها بود؛ یا افزایش شدید واردات و اینکه بودجه دولت در دو دهه 1340 و 1350، 10 برابر شد، همه اینها مشابه یک تزریق سریع بود که به جامعه شوک وارد کرد.
بنا به مطالعاتی که در کتاب چالشهای صنعتی شدن ایران صورت گرفته، این جریان سریع درآمدها به عدم توازن ساختاری، معروف به «بیماری هلندی» منجر شد. هزینههای سنگین دولت و تورم سالانه ۱۵درصدی، وابستگی به واردات را تشدید و رشد صنایع غیرنفتی را متوقف کرد.
پس از انقلاب ۱۳۵۷، حکومت تازهتاسیس با تمرکز بر توسعه صنایع سنگین، نفت و گاز، خودرو و فولاد، بار دیگر صنعتی شدن را در دستور کار قرار داد. از دهه ۱۳۷۰ تا میانههای دهه ۱۳۸۰، شمار قابلتوجهی از بنگاههای صنعتی در کشور شکل گرفت و سیاستهای خصوصیسازی و تلاش برای جذب سرمایههای داخلی و خارجی بهعنوان راهبردی برای تقویت بخش صنعت دنبال شد. بااینحال، همزمانی این روند با اوجگیری درآمدهای نفتی و گرفتار شدن اقتصاد ایران در موج دوم بیماری هلندی، به تضعیف بخش صنعت انجامید. افزایش وابستگی به منابع نفتی، تقویت نرخ ارز واقعی و رشد واردات، رقابتپذیری تولید داخلی را کاهش داد و درنهایت، بار دیگر نشانههای صنعتزدایی در اقتصاد ایران پدیدار شد. به اینها، تشدید محدودیتهای بینالمللی و تحریمها را نیز اضافه کنید که از میانههای دهه 1380 به اقتصاد ایران تحمیل شد و همچنان ادامه دارد.
1/2
2/2
ادامه:
چنان که نیلی و همکارانش شرح دادهاند، چند دهه از اولین تلاشها برای صنعتی سازی اقتصاد ایران میگذرد. این در حالی است که مدتی است در فرآیند افول صنعتی قرار گرفتهایم. صنعت نقشی در رشد اقتصادی ایفا نمیکند، محصولات صنعتی ما از قدرت رقابت پایینی در بازار جهانی برخوردارند و بسیاری از آنها، حتی در بازار داخل، فقط با اعمال تعرفههای بالا و موانع غیرتعرفهای میتوانند به فروش برسند. بنگاههای بزرگ و مهم صنعتی که سهم اصلی را در ارزش افزوده صنعت ایفا میکنند، عمدتاً غیرخصوصیاند و تعداد مهمی از آنها، بهرغم در اختیار داشتن نسبتاً بدون رقیب بازار داخلی، زیانده و دارای بدهیهای بزرگ به نهادهای مالی هستند. بخش مسلط صنعت ایران را واحدهای تولیدکننده مواد خام تشکیل میدهند و تحولات شگرف جهانی، هنوز نتوانسته خود را در ارقام عملکرد صنعت ایران منعکس کند. تعداد کثیر واحدهای تولیدی در مقیاس خرد با خلق ارزش افزوده ناچیز، مشغول فعالیتاند، بدون آنکه رشد کرده و به تولیدکنندگان بزرگ تبدیل شوند. صنعت ایران، در مواجهه با انواع محدودیتهای خارج از کنترل خود، به منابع ارزی نفت، انرژی برآمده از گاز و منابع زیرزمینی آب، پناه برده است. اینک محدودیتهای برآمده از هر سه منبع ذکرشده، صنعت ایران را در معرض تهدید جدیِ موجودیتی قرار داده است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
ادامه:
چنان که نیلی و همکارانش شرح دادهاند، چند دهه از اولین تلاشها برای صنعتی سازی اقتصاد ایران میگذرد. این در حالی است که مدتی است در فرآیند افول صنعتی قرار گرفتهایم. صنعت نقشی در رشد اقتصادی ایفا نمیکند، محصولات صنعتی ما از قدرت رقابت پایینی در بازار جهانی برخوردارند و بسیاری از آنها، حتی در بازار داخل، فقط با اعمال تعرفههای بالا و موانع غیرتعرفهای میتوانند به فروش برسند. بنگاههای بزرگ و مهم صنعتی که سهم اصلی را در ارزش افزوده صنعت ایفا میکنند، عمدتاً غیرخصوصیاند و تعداد مهمی از آنها، بهرغم در اختیار داشتن نسبتاً بدون رقیب بازار داخلی، زیانده و دارای بدهیهای بزرگ به نهادهای مالی هستند. بخش مسلط صنعت ایران را واحدهای تولیدکننده مواد خام تشکیل میدهند و تحولات شگرف جهانی، هنوز نتوانسته خود را در ارقام عملکرد صنعت ایران منعکس کند. تعداد کثیر واحدهای تولیدی در مقیاس خرد با خلق ارزش افزوده ناچیز، مشغول فعالیتاند، بدون آنکه رشد کرده و به تولیدکنندگان بزرگ تبدیل شوند. صنعت ایران، در مواجهه با انواع محدودیتهای خارج از کنترل خود، به منابع ارزی نفت، انرژی برآمده از گاز و منابع زیرزمینی آب، پناه برده است. اینک محدودیتهای برآمده از هر سه منبع ذکرشده، صنعت ایران را در معرض تهدید جدیِ موجودیتی قرار داده است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
هفته نامه تجارت فردا
عبرت تاریخ
محمد طاهری / سردبیر
طی قرنهای متمادی، سطح زندگی انسانها در سراسر جهان تقریباً در وضعیتی ایستا قرار داشت و تحولی در کیفیت معیشت
❤1👎1
📕 درباره کتاب «چالشهای صنعتی شدن ایران»
👥 نوشته مسعود نیلی و همکاران
◽️@utfinance◽️
👥 نوشته مسعود نیلی و همکاران
آیین رونمایی این کتاب، امروز چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ از ساعت ۱۶ تا ۱۸ برگزار میشود
انتشارات دنیایاقتصاد آیین رونمایی از کتاب «چالشهای صنعتی شدن ایران» را برگزار میکند. این کتاب که بهتازگی منتشر شده، به بررسی ریشههای صنعتینشدن ایران میپردازد.
این نشست با محوریت بررسی موانع تحقق انقلاب چهارم صنعتی در ایران، از حکمرانی اقتصادی تا مسائلی همچون قطعی اینترنت، برگزار میشود و مسعود نیلی، امینه محمودزاده و علیرضا ساعدی نظرات خود را در این زمینه مطرح میکنند.
شرکت در جلسه رونمایی رایگان اما مستلزم ثبتنام قبلی است.
@eco_philo_book
◽️@utfinance◽️
👎1
📄 دفاع از ایدئولوژیک اندیشیدن
👤 شاهین کارخانه
یکی از خطاهای معرفتشناختی که در دوران مدرن شکل گرفته است، اتکای افراطی بر تجربهگرایی و تلاش برای الگوبرداری کورکورانه از #روششناسی علوم طبیعی در حوزه #علومانسانی است. این خطا که با توهم دستیابی به نوعی عینیتِ عاری از ارزش و پیشفرض همراه است، تحلیلیگری در #علوماجتماعی و انسانی را به ورطههای متعددی کشانده است.
امروزه در دانشکدههای علوم انسانی سراسر جهان، در فقدان یک نظام فکری یکپارچه، تحلیلگران به گردآورندگان بیهدفِ دادههای آماری و وقایع تاریخی پراکنده تبدیل شدهاند، بیآنکه ابزار مفهومی لازم برای استخراج معنا از این انبوه دادهها را در اختیار داشته باشند. واقعیت این است که دادهها و فکتهای اجتماعی، هرگز به خودی خود سخن نمیگویند. آنها تکههایی از یک پازل بینهایت پیچیده هستند که تنها در پرتو یک چارچوب نظری منسجم، پیشینی و استنتاجی میتوانند در جایگاه درست خود قرار گیرند و تصویری معنادار از واقعیت ارائه دهند.
از این رو، لزوم برخورداری از یک دستگاه فکری کاملاً درهمتنیده و یکپارچه، نه یک انتخاب ترجیحی، بلکه شرط امکانِ هرگونه تحلیل معتبر در حوزه علوم انسانی است؛ ضرورتی که در نهایت، ما را به دفاعی گریزناپذیر از «#ایدئولوژیکاندیشیدن» رهنمون میسازد.
◽️@utfinance◽️
#ایدئولوژی
👤 شاهین کارخانه
یکی از خطاهای معرفتشناختی که در دوران مدرن شکل گرفته است، اتکای افراطی بر تجربهگرایی و تلاش برای الگوبرداری کورکورانه از #روششناسی علوم طبیعی در حوزه #علومانسانی است. این خطا که با توهم دستیابی به نوعی عینیتِ عاری از ارزش و پیشفرض همراه است، تحلیلیگری در #علوماجتماعی و انسانی را به ورطههای متعددی کشانده است.
امروزه در دانشکدههای علوم انسانی سراسر جهان، در فقدان یک نظام فکری یکپارچه، تحلیلگران به گردآورندگان بیهدفِ دادههای آماری و وقایع تاریخی پراکنده تبدیل شدهاند، بیآنکه ابزار مفهومی لازم برای استخراج معنا از این انبوه دادهها را در اختیار داشته باشند. واقعیت این است که دادهها و فکتهای اجتماعی، هرگز به خودی خود سخن نمیگویند. آنها تکههایی از یک پازل بینهایت پیچیده هستند که تنها در پرتو یک چارچوب نظری منسجم، پیشینی و استنتاجی میتوانند در جایگاه درست خود قرار گیرند و تصویری معنادار از واقعیت ارائه دهند.
از این رو، لزوم برخورداری از یک دستگاه فکری کاملاً درهمتنیده و یکپارچه، نه یک انتخاب ترجیحی، بلکه شرط امکانِ هرگونه تحلیل معتبر در حوزه علوم انسانی است؛ ضرورتی که در نهایت، ما را به دفاعی گریزناپذیر از «#ایدئولوژیکاندیشیدن» رهنمون میسازد.
◽️@utfinance◽️
#ایدئولوژی
Telegraph
دفاع از ایدئولوژیک اندیشیدن
یکی از خطاهای معرفتشناختی که در دوران مدرن شکل گرفته است، اتکای افراطی بر تجربهگرایی و تلاش برای الگوبرداری کورکورانه از روششناسی علوم طبیعی در حوزه علوم انسانی است. این خطا که با توهم دستیابی به نوعی عینیتِ عاری از ارزش و پیشفرض همراه است، تحلیلیگری…
1👍5👎4❤2👏2
پزشکی مرگ یک حرفه.pdf
352.9 KB
📄 پزشکی؛ مرگ یک حرفه
👤 لئونارد پیکاف
✍🏻 ترجمه: عرفان
🔗 همچنین بخوانید: معرفی عینیتگرایی 👤 نوشته: آین رند ✍🏻 ترجمه: امین فهیما
◽️@utfinance◽️
👤 لئونارد پیکاف
✍🏻 ترجمه: عرفان
🔗 همچنین بخوانید: معرفی عینیتگرایی 👤 نوشته: آین رند ✍🏻 ترجمه: امین فهیما
◽️@utfinance◽️
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چرا ترامپ آتشبس داد؟ بازی «دیوانه» یا محاسبه دقیق معامله
👥 گفتوگوی مهدی نوروزیان با امیرحسین خالقی
◽️@utfinance◽️
👥 گفتوگوی مهدی نوروزیان با امیرحسین خالقی
◽️@utfinance◽️
❤1
🔻بیبیسی:
در نبود اینترنت کسب و کارهای آنلاین در ایران به روش قدیمی ارسال پیامک روی آوردهاند
سایت #اقتصادنیوز در ایران در گزارشی درباره تاثیر قطعی دو ماه و نیم اینترنت میگوید که «بسیاری از فروشگاهها، رستورانها، کافهها، مراکز آموزشی، آرایشگاهها، داروخانهها، کلینیکها و کسبوکارهای خدماتی»دوباره سراغ روش قدیمی ارسال «پیامک تبلیغاتی» رفتند.
در این گزارش به قلم #مطهره_خردمندان، این یک نوع «عقبگرد اجباری بازار» در ایران توصیف شده و آمده: «فقط بازگشت به یک ابزار بازاریابی نیست؛ تصویری از عقبگرد اجباری بازاردر شرایطی است که اینترنت، به جای یک امکان اضافه، به زیرساخت حیاتی کسبوکار تبدیل شده بود.»
در این گزارش از «تهدید معیشت» مردم نوشته شده و آمده: «کسبوکاری که با مشتری بینالمللی کار میکند، فروشندهای که روی اینستاگرام زندگی اقتصادی ساخته، معلمی که کلاس آنلاین دارد، پزشکی که نوبتدهی دیجیتال کرده و تولیدکنندهای که بازارش را از شبکههای اجتماعی پیدا کرده، در چنین شرایطی فقط با کندی اینترنت مواجه نیست؛ با قطعی اینترنت و در نتیجه آن تهدید معیشت روبهروست.»
https://bbc.in/496G5Jl
◽️@utfinance◽️
در نبود اینترنت کسب و کارهای آنلاین در ایران به روش قدیمی ارسال پیامک روی آوردهاند
سایت #اقتصادنیوز در ایران در گزارشی درباره تاثیر قطعی دو ماه و نیم اینترنت میگوید که «بسیاری از فروشگاهها، رستورانها، کافهها، مراکز آموزشی، آرایشگاهها، داروخانهها، کلینیکها و کسبوکارهای خدماتی»دوباره سراغ روش قدیمی ارسال «پیامک تبلیغاتی» رفتند.
در این گزارش به قلم #مطهره_خردمندان، این یک نوع «عقبگرد اجباری بازار» در ایران توصیف شده و آمده: «فقط بازگشت به یک ابزار بازاریابی نیست؛ تصویری از عقبگرد اجباری بازاردر شرایطی است که اینترنت، به جای یک امکان اضافه، به زیرساخت حیاتی کسبوکار تبدیل شده بود.»
در این گزارش از «تهدید معیشت» مردم نوشته شده و آمده: «کسبوکاری که با مشتری بینالمللی کار میکند، فروشندهای که روی اینستاگرام زندگی اقتصادی ساخته، معلمی که کلاس آنلاین دارد، پزشکی که نوبتدهی دیجیتال کرده و تولیدکنندهای که بازارش را از شبکههای اجتماعی پیدا کرده، در چنین شرایطی فقط با کندی اینترنت مواجه نیست؛ با قطعی اینترنت و در نتیجه آن تهدید معیشت روبهروست.»
https://bbc.in/496G5Jl
◽️@utfinance◽️
🤬6❤3👍1
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
ماهی سوسیالیستی یا ماهیگیری کاپیتالیستی؟
سوسیالیسم اصرار داره که به مردم ماهی بده، اما بازار آزاد میخواد مردم ماهیگیری یاد بگیرند. اگر شما این ضربالمثلِ "ماهی دادن یا ماهیگیری یاد گرفتن" رو به هر کسی بگی، قبول میکنه بهتره آدم به کسی ماهیگیری یاد بده. اما...
اما یاد گرفتن ماهیگیری شاید اولش جالب و جذاب به نظر برسه، ولی وقتی درگیرش میشید به سختیهاش پی میبرید... باید سوار قایق شد و به آب زد. موج داره، باد و بارون و توفان داره، تور خالی داره... و از همه دردسرآورتر: رقابت داره. ممکنه ماهیگیران بهتری پیدا شن، ممکنه در حین رقابت شرکتهای ماهیگیری بزرگی پیدا بشن و رقابت باهاشون خیلی سخت و نفسگیر باشه.
اینجاست که اصلاً بعید نیست کسانی به این نتیجه برسند کاش به جای ماهیگیری، یه سیستمی بود یه کاری در توان آدم از آدم میخواست و در عوض مرتب تعدادی ماهی به آدم میداد — از گهواره تا گور.
این فشار روانی (و البته احتمال شکست) همیشه یکی از عوامل گرایش به سوسیالیسمه. یعنی اینطور نیست همهٔ علاقهمندان به سوسیالیسم آدمهای اخلاقگرا* و آرمانگرایی** باشند، بلکه اتفاقاً دنبال یک زندگی کمفشار و بیدغدغهاند که بار زندگی اقتصادی از دوششون برداشته بشه و دولت — یا به قولِ اشتباه خودشون "جامعه" — امور اقتصادی رو سامان بده، سهم همه رو هم بده.
اما در اینجا پرسشهای بزرگتری پیش میاد که دیگه فراتر از این نوشته کوتاهه و باید مجموعه نوشتهها و مطالب بنده رو پیگیری کنید تا به ابعاد واقعی پرسش پی ببرید. ولی فقط اجازه بدید یک اشاره مختصر کنم:
بین دو گزینه کاپیتالیسم و سوسیالیسم ما با یک پرسش زیستی بزرگ روبروییم که سرنوشتمون رو صفر تا صد رقم میزنه. چه فرقی بین جامعهای وجود داره که آدمها مجبورند ماهیگیری رو با همهٔ عواقب و سختیهاش یاد بگیرند، و جامعهای که دولت ماهیانه به شهروندانش ماهی میده.
این دو سیستم اجتماعی کاملاً متفاوتند و ویژگیهای کاملاً متفاوتی دارند که طبعاً بازدههای متفاوتی هم دارند. اینطور نیست که بازده جامعه ربطی به سیستمش نداشته باشه. جامعهای که مردمش مجبورند درگیر یادگیری ماهیگیری و رقابت بعدش باشند، بازده بسیار بالاتری داره. در نتیجهٔ این بازده بالاتر شهروندِ فقیرِ جامعهٔ ماهیگیران وضعش از شهروند متوسطِ جامعهای که دولتش ماهی میده، بهتره. جامعهٔ ماهیگیران — جامعه کاپیتالیستی — دائم در حال بهبود مصرف و نوآوریه و گاهی فقط یک فقره از این نوآوریها به کل زندگی در اون جامعهٔ سوسیالیستی میارزه. در جامعهٔ ماهیگیران کسانی که ماهیگیران خوبی نیستند، از پیشرفت ماهیگیران قهار بهره میبرند و راه پیشرفت اقتصادی از سود رساندن به دیگران میگذره.
و در نهایت وای به حال و روز شهروندی که مجبوره در ساحل منتظر بایسته تا بوروکرات (مامور دولت) دفتر و دستکش رو بیاره و ماهیها رو تقسیم کنه.
___
* اخلاقگرایی سوسیالیستها توهمی بیش نیست.
** آرمانشهرشون هم ویرانشهره
#سوسیالیسم #کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
سوسیالیسم اصرار داره که به مردم ماهی بده، اما بازار آزاد میخواد مردم ماهیگیری یاد بگیرند. اگر شما این ضربالمثلِ "ماهی دادن یا ماهیگیری یاد گرفتن" رو به هر کسی بگی، قبول میکنه بهتره آدم به کسی ماهیگیری یاد بده. اما...
اما یاد گرفتن ماهیگیری شاید اولش جالب و جذاب به نظر برسه، ولی وقتی درگیرش میشید به سختیهاش پی میبرید... باید سوار قایق شد و به آب زد. موج داره، باد و بارون و توفان داره، تور خالی داره... و از همه دردسرآورتر: رقابت داره. ممکنه ماهیگیران بهتری پیدا شن، ممکنه در حین رقابت شرکتهای ماهیگیری بزرگی پیدا بشن و رقابت باهاشون خیلی سخت و نفسگیر باشه.
اینجاست که اصلاً بعید نیست کسانی به این نتیجه برسند کاش به جای ماهیگیری، یه سیستمی بود یه کاری در توان آدم از آدم میخواست و در عوض مرتب تعدادی ماهی به آدم میداد — از گهواره تا گور.
این فشار روانی (و البته احتمال شکست) همیشه یکی از عوامل گرایش به سوسیالیسمه. یعنی اینطور نیست همهٔ علاقهمندان به سوسیالیسم آدمهای اخلاقگرا* و آرمانگرایی** باشند، بلکه اتفاقاً دنبال یک زندگی کمفشار و بیدغدغهاند که بار زندگی اقتصادی از دوششون برداشته بشه و دولت — یا به قولِ اشتباه خودشون "جامعه" — امور اقتصادی رو سامان بده، سهم همه رو هم بده.
اما در اینجا پرسشهای بزرگتری پیش میاد که دیگه فراتر از این نوشته کوتاهه و باید مجموعه نوشتهها و مطالب بنده رو پیگیری کنید تا به ابعاد واقعی پرسش پی ببرید. ولی فقط اجازه بدید یک اشاره مختصر کنم:
بین دو گزینه کاپیتالیسم و سوسیالیسم ما با یک پرسش زیستی بزرگ روبروییم که سرنوشتمون رو صفر تا صد رقم میزنه. چه فرقی بین جامعهای وجود داره که آدمها مجبورند ماهیگیری رو با همهٔ عواقب و سختیهاش یاد بگیرند، و جامعهای که دولت ماهیانه به شهروندانش ماهی میده.
این دو سیستم اجتماعی کاملاً متفاوتند و ویژگیهای کاملاً متفاوتی دارند که طبعاً بازدههای متفاوتی هم دارند. اینطور نیست که بازده جامعه ربطی به سیستمش نداشته باشه. جامعهای که مردمش مجبورند درگیر یادگیری ماهیگیری و رقابت بعدش باشند، بازده بسیار بالاتری داره. در نتیجهٔ این بازده بالاتر شهروندِ فقیرِ جامعهٔ ماهیگیران وضعش از شهروند متوسطِ جامعهای که دولتش ماهی میده، بهتره. جامعهٔ ماهیگیران — جامعه کاپیتالیستی — دائم در حال بهبود مصرف و نوآوریه و گاهی فقط یک فقره از این نوآوریها به کل زندگی در اون جامعهٔ سوسیالیستی میارزه. در جامعهٔ ماهیگیران کسانی که ماهیگیران خوبی نیستند، از پیشرفت ماهیگیران قهار بهره میبرند و راه پیشرفت اقتصادی از سود رساندن به دیگران میگذره.
و در نهایت وای به حال و روز شهروندی که مجبوره در ساحل منتظر بایسته تا بوروکرات (مامور دولت) دفتر و دستکش رو بیاره و ماهیها رو تقسیم کنه.
___
* اخلاقگرایی سوسیالیستها توهمی بیش نیست.
** آرمانشهرشون هم ویرانشهره
#سوسیالیسم #کاپیتالیسم
@Garajetadayoni | گاراژ
👍15❤4👎2
Forwarded from پادکست مناظره قرن و ایدهها و پدیدهها
Audio
🎧 پادکست
ایدهها و پدیدهها
7️⃣1️⃣ قسمت هفدهم
🎙 امیررضا عبدلی
در قسمت هفدهم از پادکست ایدهها و پدیدهها زمینههای تئوریک چند موضوع بهینگی اجتماعی، اثرات خارجی و کالاهای عمومی را بررسی میکنیم. این بررسی شامل نگاهی کوتاه به اندیشههای اقتصاددانانی نظیر آدام اسمیت، ویلفردو پارتو، آرتور پیگو، و پل ساموئلسون در رابطه با این موضوعات است.
1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید
2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید
3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید
4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید
5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید
6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید
7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید
8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید
9️⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید
🔟 قسمت دهم را اینجا گوش دهید
1️⃣1️⃣ قسمت یازدهم را اینجا گوش دهید
2️⃣1️⃣ قسمت دوازدهم را اینجا گوش دهید
3️⃣1️⃣ قسمت سیزدهم را اینجا گوش دهید
4️⃣1️⃣ قسمت چهاردهم را اینجا گوش دهید
5️⃣1️⃣ قسمت پانزدهم را اینجا گوش دهید
6️⃣1️⃣ قسمت شانزدهم را اینجا گوش دهید
◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
ایدهها و پدیدهها
7️⃣1️⃣ قسمت هفدهم
🎙 امیررضا عبدلی
«ایدهها و پدیدهها» پادکستی درباره تاریخ اندیشههای اقتصادی است.
در قسمت هفدهم از پادکست ایدهها و پدیدهها زمینههای تئوریک چند موضوع بهینگی اجتماعی، اثرات خارجی و کالاهای عمومی را بررسی میکنیم. این بررسی شامل نگاهی کوتاه به اندیشههای اقتصاددانانی نظیر آدام اسمیت، ویلفردو پارتو، آرتور پیگو، و پل ساموئلسون در رابطه با این موضوعات است.
1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید
2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید
3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید
4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید
5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید
6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید
7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید
8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید
9️⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید
🔟 قسمت دهم را اینجا گوش دهید
1️⃣1️⃣ قسمت یازدهم را اینجا گوش دهید
2️⃣1️⃣ قسمت دوازدهم را اینجا گوش دهید
3️⃣1️⃣ قسمت سیزدهم را اینجا گوش دهید
4️⃣1️⃣ قسمت چهاردهم را اینجا گوش دهید
5️⃣1️⃣ قسمت پانزدهم را اینجا گوش دهید
6️⃣1️⃣ قسمت شانزدهم را اینجا گوش دهید
◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
❤2
📄 فرخرو پارسا؛ از وزارت تا اعدام
پنج شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹، فرخرو پارسا اعدام شد. امروز چهل و ششمین سالگرد قتل اوست.
او اولین مدیرکل زن در ایران و نخستین وزیر زن کشورمان بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، با اینکه سالها از برکناری مقام وزارتش میگذشت، در دادگاه انقلاب تهران محاکمه و اعدام شد.
◽️@utfinance◽️
پنج شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹، فرخرو پارسا اعدام شد. امروز چهل و ششمین سالگرد قتل اوست.
او اولین مدیرکل زن در ایران و نخستین وزیر زن کشورمان بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، با اینکه سالها از برکناری مقام وزارتش میگذشت، در دادگاه انقلاب تهران محاکمه و اعدام شد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
فرخرو پارسا؛ از وزارت تا اعدام
پنج شنبه، ۱۸ اردیبهشت ۱۳۵۹، فرخرو پارسا میان چوبه و چادر، چوبه دار را برگزید. او اولین مدیرکل زن در ایران و نخستین وزیر زن کشورمان بود. پس از انقلاب ۱۳۵۷، با اینکه سالها از برکناری مقام وزارتش میگذشت، در دادگاه انقلاب اسلامی شعبه تهران به ریاست محمدی…
💔8❤7👎1
Forwarded from Liberal Podcast پادکست لیبرال
Audio
🎧 الگوی آلمانی اداره «اقتصاد پساجنگ» | ویرانه آلمان چگونه به نماد معجزه اقتصادی تبدیل شد؟
👤علی میرزاخانی
چه عاملی باعث شد در ویرانه به جا مانده از آلمان پس از جنگ جهانی دوم یک معجزه اقتصادی خلق شود و آلمان را در عرض ۱۰ سال به دومین ابرقدرت اقتصادی جهان پس از آمریکا تبدیل کند؟
آیا آنطور که تصور میشود طرح مارشال آمریکاییها یا فرهنگ سختکوشی آلمانیها باعث این تحول شد یا عامل اصلی را باید در جای دیگری جستوجو کرد؟ اصول حکمرانی اقتصادی که باعث خلق معجزه میشود چیست و آلمان چگونه در این راه گام نهاد؟
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👤علی میرزاخانی
چه عاملی باعث شد در ویرانه به جا مانده از آلمان پس از جنگ جهانی دوم یک معجزه اقتصادی خلق شود و آلمان را در عرض ۱۰ سال به دومین ابرقدرت اقتصادی جهان پس از آمریکا تبدیل کند؟
آیا آنطور که تصور میشود طرح مارشال آمریکاییها یا فرهنگ سختکوشی آلمانیها باعث این تحول شد یا عامل اصلی را باید در جای دیگری جستوجو کرد؟ اصول حکمرانی اقتصادی که باعث خلق معجزه میشود چیست و آلمان چگونه در این راه گام نهاد؟
◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
📄 حذف قیمتگذاری دستوری و ایجاد بازار آزاد | معجزهای که «ارهارد» پس از جنگ جهانی رقم زد
تاریخ اقتصاد مدرن، گورستان سیاستهایی است که با نیت خیرخواهانه کنترل تورم یا حمایت از مصرفکننده، مکانیسم قیمتها را که به تعبیر فریدریش فون هایک، «سیستم مخابراتی» اقتصاد است، از کار انداختند و در نهایت به کمیابی، بازار سیاه و فروپاشی تولید انجامیدند.
وقتی از حذف قیمتگذاری دستوری سخن میگوییم، در واقع از گذار پارادایمی از «تخصیص اداری منابع» به «تخصیص بازاری منابع» حرف میزنیم؛ فرآیندی که اگرچه در بلندمدت رفاهآفرین است، اما در کوتاهمدت میتواند شوکهای قیمتی را به همراه داشته باشد. تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با این پدیده، طیفی وسیع از «شوکدرمانی» تا «آزادسازی تدریجی» را در بر میگیرد که بررسی آنها، نقشه راهی برای عبور از گردنههای سخت تصمیمگیری در اقتصادهای تورمزدهای همچون ایران فراهم میآورد.
درخشانترین و دراماتیکترین نمونه در تاریخ آزادسازی قیمتها، تجربهای آلمان در سال ۱۹۴۸ است که بعدها «معجزه اقتصادی» نام گرفت.
◽️@utfinance◽️
تاریخ اقتصاد مدرن، گورستان سیاستهایی است که با نیت خیرخواهانه کنترل تورم یا حمایت از مصرفکننده، مکانیسم قیمتها را که به تعبیر فریدریش فون هایک، «سیستم مخابراتی» اقتصاد است، از کار انداختند و در نهایت به کمیابی، بازار سیاه و فروپاشی تولید انجامیدند.
وقتی از حذف قیمتگذاری دستوری سخن میگوییم، در واقع از گذار پارادایمی از «تخصیص اداری منابع» به «تخصیص بازاری منابع» حرف میزنیم؛ فرآیندی که اگرچه در بلندمدت رفاهآفرین است، اما در کوتاهمدت میتواند شوکهای قیمتی را به همراه داشته باشد. تجربه کشورهای مختلف در مواجهه با این پدیده، طیفی وسیع از «شوکدرمانی» تا «آزادسازی تدریجی» را در بر میگیرد که بررسی آنها، نقشه راهی برای عبور از گردنههای سخت تصمیمگیری در اقتصادهای تورمزدهای همچون ایران فراهم میآورد.
درخشانترین و دراماتیکترین نمونه در تاریخ آزادسازی قیمتها، تجربهای آلمان در سال ۱۹۴۸ است که بعدها «معجزه اقتصادی» نام گرفت.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
حذف قیمتگذاری دستوری و ایجاد بازار آزاد | از هراس ایرانیها تا جسارت آلمانیها | معجزهای که «ارهارد» پس از جنگ جهانی رقم زد
اقتصادنیوز: درخشانترین و دراماتیکترین نمونه در تاریخ آزادسازی قیمتها، تجربهای آلمان در سال ۱۹۴۸ است که بعدها «معجزه اقتصادی» نام گرفت.
👌1
👤 ۱۸ اردیبهشت، مصادف با 8 می، سالروز تولد فردریش فون هایک، اندیشمند و اقتصاددان برنده جایزه نوبل اقتصاد است.
هایک، متولد 8 می 1899 در وین پایتخت اتریش بود و در طول زندگی علمی خود در دانشگاههای انگلستان، ایالات متحده و آلمان اشتغال داشت.
هایک کمک قابل توجهی به درک ما از آزادی فردی و عملکرد جوامع آزاد کرد. محور کار او مفهوم «نهاد آزادی» است، چارچوبی که بر اهمیت حکومت محدود، حاکمیت قانون، نظم خودجوش و اهمیت آزادی انسانها تأکید دارد.
هایک در سال 1944 کتاب معروف «راه بردگی» را منتشر کرد که خیلی زود در ایالات متحده به یکی از پرفروشترین کتابها تبدیل شد. راه بردگی امروزه به یک کتاب کلاسیک در زمینه فلسفه سیاسی و اندیشه اقتصادی تبدیل شده است.
تز اصلی هایک در این کتاب حول خطرات برنامهریزی متمرکز و فرسایش آزادیهای فردی در جوامعی است که تحت کنترل بیش از حد دولت قرار میگیرند.
◽️@utfinance◽️
هایک، متولد 8 می 1899 در وین پایتخت اتریش بود و در طول زندگی علمی خود در دانشگاههای انگلستان، ایالات متحده و آلمان اشتغال داشت.
هایک کمک قابل توجهی به درک ما از آزادی فردی و عملکرد جوامع آزاد کرد. محور کار او مفهوم «نهاد آزادی» است، چارچوبی که بر اهمیت حکومت محدود، حاکمیت قانون، نظم خودجوش و اهمیت آزادی انسانها تأکید دارد.
هایک در سال 1944 کتاب معروف «راه بردگی» را منتشر کرد که خیلی زود در ایالات متحده به یکی از پرفروشترین کتابها تبدیل شد. راه بردگی امروزه به یک کتاب کلاسیک در زمینه فلسفه سیاسی و اندیشه اقتصادی تبدیل شده است.
تز اصلی هایک در این کتاب حول خطرات برنامهریزی متمرکز و فرسایش آزادیهای فردی در جوامعی است که تحت کنترل بیش از حد دولت قرار میگیرند.
◽️@utfinance◽️
❤17👍2
Forwarded from اِپُک تایمز فارسی
🔸بازداشت امیرحسین رضایی، دانشجوی دانشگاه تهران و روزنامهنگار در اراک
🔻براساس اطلاعات رسیده به اپک تایمز، امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران، روزنامهنگار سابق دنیای اقتصاد توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده است.
🔻به گفته منابع مطلع، #امیرحسین_رضایی بهتازگی در موج تعدیلهای ناشی از «تسویه سیاسی» در دفتر روزنامه دنیای اقتصاد اخراج شده و به منزل پدریاش در اراک بازگشته بود.
📌ادامه خبر را در وبسایت اپکتایمز فارسی بخوانید.
Website|Instagram|Facebook|X|Linkedin|YouTube|GanjingWorld
🔻براساس اطلاعات رسیده به اپک تایمز، امیرحسین رضایی، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران، روزنامهنگار سابق دنیای اقتصاد توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شده است.
🔻به گفته منابع مطلع، #امیرحسین_رضایی بهتازگی در موج تعدیلهای ناشی از «تسویه سیاسی» در دفتر روزنامه دنیای اقتصاد اخراج شده و به منزل پدریاش در اراک بازگشته بود.
📌ادامه خبر را در وبسایت اپکتایمز فارسی بخوانید.
Website|Instagram|Facebook|X|Linkedin|YouTube|GanjingWorld
🤬13💔4❤2
🖥 دنده چپ | قسمت نخست: کارل مارکس متفکر قرن نوزدهمی
👤 امیرحسین رضایی
قسمت اول برنامه دنده چپ اختصاص یافت به کارل مارکس، متفکری که خیلیها به عنوان پیامبر قرن بیستم پیرو او هستند، اما به قول جاناتان اشپربر او نهایتا یک متفکر قرن نوزدهمی است.
به نظر شما کدام بخش تفکر او آسیب بیشتری به جهان ایرانی زده است؟!
◽️@utfinance◽️
👤 امیرحسین رضایی
بازنشر به مناسبت بازداشت امیرحسین رضایی
قسمت اول برنامه دنده چپ اختصاص یافت به کارل مارکس، متفکری که خیلیها به عنوان پیامبر قرن بیستم پیرو او هستند، اما به قول جاناتان اشپربر او نهایتا یک متفکر قرن نوزدهمی است.
به نظر شما کدام بخش تفکر او آسیب بیشتری به جهان ایرانی زده است؟!
◽️@utfinance◽️
YouTube
دنده چپ-قسمت نخست- کارل مارکس #ترند #کمونیسم #چپ #سیاست
«کارل مارکس، متفکر قرن نوزدهمی»
قسمت اول برنامه دنده چپ اختصاص یافت به کارل مارکس، متفکری که خیلیها به عنوان پیامبر قرن بیستم پیرو او هستند، اما به قول جاناتان اشپربر او نهایتا یک متفکر قرن نوزدهمی است.
ما در این قسمت برنامه سعی کردیم گزیدههایی از اندیشههای…
قسمت اول برنامه دنده چپ اختصاص یافت به کارل مارکس، متفکری که خیلیها به عنوان پیامبر قرن بیستم پیرو او هستند، اما به قول جاناتان اشپربر او نهایتا یک متفکر قرن نوزدهمی است.
ما در این قسمت برنامه سعی کردیم گزیدههایی از اندیشههای…
💔16👎2😢1
Forwarded from تلویزیون منوتو
بر پایه گزارشهای منتشر شده امیرحسین رضایی، روزنامهنگار و دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران، ۱۶ اردیبهشت ماه با یورش ماموران امنیتی با یورش به منزل پدری او در اراک بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. ماموران اقدام به ضبط وسائل الکترونیکی و کتابهای این روزنامه نگار روزنامه دنیای اقتصاد، که به تازگی و در موج تعدیل جدید بر پایه تسویه سیاسی درون روزنامه، اخراج شده بود، کردهاند. آقای رضایی، مرشد زورخانه و نوازنده سهتار و خواننده آواز سنتی ایرانی نیز هست.
💔16
🖥 The Petrodollar Cracks, the Skyscraper Stalls, and the Commodity Firestorm
👤 Mark Thornton
Mark Thornton opens this episode with a strategic assessment of the war’s economic fallout: not the headlines, but the second- and third-order effects that are only now becoming visible. Oil production facilities across the Gulf have been destroyed, disrupted, or shut down, and restarting them is not a matter of flipping a switch. Some older wells will need to be redrilled entirely. Meanwhile, the disruption to fertilizer production threatens the next crop season and potentially longer-term food prices worldwide
Mark also provides a skyscraper curse update: the Jeddah Tower, once expected to reach record height in early 2027, has been pushed further out as Saudi finances and Gulf logistics are redirected toward reconstruction. The commodity super cycle thesis, he argues, remains fully intact despite the gold correction.
The second half features a detailed interview from Palisades Gold Radio in which Mark unpacks these themes further, covering the Austrian micro approach versus the Keynesian macro framework, why the stock market can hit all-time highs while the real economy deteriorates, and why the world is slowly but steadily moving back toward commodity money.
◽️@utfinance◽️
👤 Mark Thornton
Mark Thornton opens this episode with a strategic assessment of the war’s economic fallout: not the headlines, but the second- and third-order effects that are only now becoming visible. Oil production facilities across the Gulf have been destroyed, disrupted, or shut down, and restarting them is not a matter of flipping a switch. Some older wells will need to be redrilled entirely. Meanwhile, the disruption to fertilizer production threatens the next crop season and potentially longer-term food prices worldwide
Mark also provides a skyscraper curse update: the Jeddah Tower, once expected to reach record height in early 2027, has been pushed further out as Saudi finances and Gulf logistics are redirected toward reconstruction. The commodity super cycle thesis, he argues, remains fully intact despite the gold correction.
The second half features a detailed interview from Palisades Gold Radio in which Mark unpacks these themes further, covering the Austrian micro approach versus the Keynesian macro framework, why the stock market can hit all-time highs while the real economy deteriorates, and why the world is slowly but steadily moving back toward commodity money.
◽️@utfinance◽️
YouTube
The Petrodollar Cracks, the Skyscraper Stalls, and the Commodity Firestorm | Mark Thornton
Mark Thornton opens this episode with a strategic assessment of the war’s economic fallout: not the headlines, but the second- and third-order effects that are only now becoming visible. Oil production facilities across the Gulf have been destroyed, disrupted…
👍4👎1
Forwarded from Liberty Institute / انستیتو لیبرتی
فردریش آگوست فونهایک
برنده نوبل اقتصاد (۱۹۷۴)
برای کارهای پیشگامانه او در زمینه نظریه پولی، تحلیل نوسانات اقتصادی و وابستگی متقابل پدیدههای اقتصادی، اجتماعی و نهادی.
نویسنده این متن، فون هایک است، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴. او به دلیل کارهایش در زمینه تئوری پول و تحلیل نوسانات اقتصادی شناخته شده است. فون هایک معتقد بود که اقتصاد به طور طبیعی به تعادل میرسد و نیازی به دخالت دولت نیست. او همچنین بر اهمیت آزادی فردی و مسئولیت شخصی در رشد اقتصادی تأکید کرد. فون هایک بر بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران تأثیر گذاشته است و ایدههای او هنوز هم در بحثهای اقتصادی معاصر مورد بحث قرار میگیرد.
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
برنده نوبل اقتصاد (۱۹۷۴)
برای کارهای پیشگامانه او در زمینه نظریه پولی، تحلیل نوسانات اقتصادی و وابستگی متقابل پدیدههای اقتصادی، اجتماعی و نهادی.
نویسنده این متن، فون هایک است، برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۴. او به دلیل کارهایش در زمینه تئوری پول و تحلیل نوسانات اقتصادی شناخته شده است. فون هایک معتقد بود که اقتصاد به طور طبیعی به تعادل میرسد و نیازی به دخالت دولت نیست. او همچنین بر اهمیت آزادی فردی و مسئولیت شخصی در رشد اقتصادی تأکید کرد. فون هایک بر بسیاری از اقتصاددانان و سیاستمداران تأثیر گذاشته است و ایدههای او هنوز هم در بحثهای اقتصادی معاصر مورد بحث قرار میگیرد.
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
❤7👍1