📄 سان تزو پلاس: در دوران جدید چطور باید جنگید؟
👤 امیرحسین خالقی
این خلاصه ای است از کتابی خواندنی به نام «قوانین جنگ های جدید» اثر شان مک فیت که مرورش برای ما ایرانی ها وسط جنگ بد نیست؛ به نظر او غرب از بعد از جنگ جهانی دوم راهِ پیروز شدن در جنگها را فراموش کرده است. غرب با وجود برتری تکنولوژیک مدام از دشمنان ضعیفتر شکست میخورند چون سرشت جنگ های جدید را نمی فهمد؛ اما قوانین جنگهای جدید چیست؟
قانون ۱: جنگ متعارف مرده است! نبردهای کلاسیک بین ارتشهای دو کشوردر تاریخ یک استثناست. جنگ مدرن در واقع «سیاستِ مسلحانه» یا armed politics است؛ یعنی بهره جستن از خشونت سازمانیافته برای تحمیل أراده خود، بدون توجه به ابزار آن.
قانون ۲: تکنولوژی کافی نیست! جنگ افزارهای گرانقیمت مثل جنگنده F-35 یا ناوهای هواپیمابر، حس امنیت کاذب میدهند و غرب را مقابل تهدیدهای نامتقارن و کمهزینه آسیبپذیر میکنند.
قانون ۳: دوره جنگ یا صلح گذشته است. در عصر «نظمیگریزی پایدار» همزمان جنگ و صلح داریم و مرزی میان ثبات و نبرد نیست و ما همواره در وضعیت «جنگهای غیرجنگی» هستیم.
قانون ۴: بی خیال قلبها و ذهنها شوید! جلب رضایت مردم با کمکهای بشردوستانه و ملتسازی کمکی نمی کند. یانکی ها به جای این کار باید از «لژیون های خارجی» استفاده کند تا بدون تلفات انسانی جدی بتونند قدرت خود را حفظ کنند. لژیون خارجی هم یعنی ارتش امریکا از داوطلبان غیرامریکایی سراسر جهان نیرو بگیرد. این افراد برای پول و ماجراجویی یا حتی به امید دریافت شهروندی آمریکا (پس از پایان خدمت) میجنگند.ولی تمام افسران ردهبالا و ساختار فرماندهی باید آمریکایی و تحت نظارت پنتاگون باشند.
قانون ۵: بهترین سلاحها از قضا اصلا گلوله شلیک نمیکنند! اطلاعات، پناهندگان، ایدئولوژی و اهرمهای اقتصادی در جنگهای مدرن بسیار قدرتمندتر از جنگ افزارهای سنتی هستند.
قانون ۶: به نیروهای مزدور (همان mercenaries) عادت کنید: جنگ هم در حال خصوصی سازی است! «جنگجویان بخش خصوصی» به بازیگران غیردولتی، مایه دارها و شرکتها اجازه میدهد تا قدرت کشورها را به چالش بکشند.
قانون ۷: قدرتهای دیگری هم جز دولت ها حکومت خواهند کرد! قدرت از دولت-ملتهای سنتی به شرکتهای چندملیتی، کارتلهای جنایی و جنبشهای مذهبی هم منتقل شده.
قانون ۸: جنگهای بدون دولت زیاد خواهیم داشت: در جنگ ها به جای ارتشهای رسمی ملی از نیروهای نیابتی، ارتشهای خصوصی و جنگسالاران محلی بیشتر خواهیم شنید.
قانون ۹: جنگهای سایه shadow wars شکل غالب جنگ خواهند شد: «توانایی انکار» اصل ماجراست؛ باید بتوان نقش داشتن در جنگ را پنهان کرد. برنده کسی نیست که بزرگترین بمب را دارد، بلکه کسی است که میتواند در حالی که به دشمن ضربه میزند، لبخند بزند و بگوید: «من نبودم!» و دنیا هم حرف او را باور کند. هدف اصلی نابود کردن فیزیکی دشمن نیست، بلکه از بین بردن توانایی او در تشخیص واقعیت از دروغ است
قانون ۱۰: راه های رسیدن به پیروزی متعدد است: پیروزی دیگر به معنای تصرف خاک یا امضای معاهده صلح نیست. پیروزی با رویکردهای غیرمستقیم و فریب دادن دشمن («هنرمندی جنگاورانه» war artistry ) به دست میآید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
◽️@utfinance◽️
👤 امیرحسین خالقی
این خلاصه ای است از کتابی خواندنی به نام «قوانین جنگ های جدید» اثر شان مک فیت که مرورش برای ما ایرانی ها وسط جنگ بد نیست؛ به نظر او غرب از بعد از جنگ جهانی دوم راهِ پیروز شدن در جنگها را فراموش کرده است. غرب با وجود برتری تکنولوژیک مدام از دشمنان ضعیفتر شکست میخورند چون سرشت جنگ های جدید را نمی فهمد؛ اما قوانین جنگهای جدید چیست؟
قانون ۱: جنگ متعارف مرده است! نبردهای کلاسیک بین ارتشهای دو کشوردر تاریخ یک استثناست. جنگ مدرن در واقع «سیاستِ مسلحانه» یا armed politics است؛ یعنی بهره جستن از خشونت سازمانیافته برای تحمیل أراده خود، بدون توجه به ابزار آن.
قانون ۲: تکنولوژی کافی نیست! جنگ افزارهای گرانقیمت مثل جنگنده F-35 یا ناوهای هواپیمابر، حس امنیت کاذب میدهند و غرب را مقابل تهدیدهای نامتقارن و کمهزینه آسیبپذیر میکنند.
قانون ۳: دوره جنگ یا صلح گذشته است. در عصر «نظمیگریزی پایدار» همزمان جنگ و صلح داریم و مرزی میان ثبات و نبرد نیست و ما همواره در وضعیت «جنگهای غیرجنگی» هستیم.
قانون ۴: بی خیال قلبها و ذهنها شوید! جلب رضایت مردم با کمکهای بشردوستانه و ملتسازی کمکی نمی کند. یانکی ها به جای این کار باید از «لژیون های خارجی» استفاده کند تا بدون تلفات انسانی جدی بتونند قدرت خود را حفظ کنند. لژیون خارجی هم یعنی ارتش امریکا از داوطلبان غیرامریکایی سراسر جهان نیرو بگیرد. این افراد برای پول و ماجراجویی یا حتی به امید دریافت شهروندی آمریکا (پس از پایان خدمت) میجنگند.ولی تمام افسران ردهبالا و ساختار فرماندهی باید آمریکایی و تحت نظارت پنتاگون باشند.
قانون ۵: بهترین سلاحها از قضا اصلا گلوله شلیک نمیکنند! اطلاعات، پناهندگان، ایدئولوژی و اهرمهای اقتصادی در جنگهای مدرن بسیار قدرتمندتر از جنگ افزارهای سنتی هستند.
قانون ۶: به نیروهای مزدور (همان mercenaries) عادت کنید: جنگ هم در حال خصوصی سازی است! «جنگجویان بخش خصوصی» به بازیگران غیردولتی، مایه دارها و شرکتها اجازه میدهد تا قدرت کشورها را به چالش بکشند.
قانون ۷: قدرتهای دیگری هم جز دولت ها حکومت خواهند کرد! قدرت از دولت-ملتهای سنتی به شرکتهای چندملیتی، کارتلهای جنایی و جنبشهای مذهبی هم منتقل شده.
قانون ۸: جنگهای بدون دولت زیاد خواهیم داشت: در جنگ ها به جای ارتشهای رسمی ملی از نیروهای نیابتی، ارتشهای خصوصی و جنگسالاران محلی بیشتر خواهیم شنید.
قانون ۹: جنگهای سایه shadow wars شکل غالب جنگ خواهند شد: «توانایی انکار» اصل ماجراست؛ باید بتوان نقش داشتن در جنگ را پنهان کرد. برنده کسی نیست که بزرگترین بمب را دارد، بلکه کسی است که میتواند در حالی که به دشمن ضربه میزند، لبخند بزند و بگوید: «من نبودم!» و دنیا هم حرف او را باور کند. هدف اصلی نابود کردن فیزیکی دشمن نیست، بلکه از بین بردن توانایی او در تشخیص واقعیت از دروغ است
قانون ۱۰: راه های رسیدن به پیروزی متعدد است: پیروزی دیگر به معنای تصرف خاک یا امضای معاهده صلح نیست. پیروزی با رویکردهای غیرمستقیم و فریب دادن دشمن («هنرمندی جنگاورانه» war artistry ) به دست میآید.
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی
@RahbordChannel
حمایت از راهبرد:
https://bit.ly/2Hja5HY
◽️@utfinance◽️
Amazon
The New Rules of War: Victory in the Age of Durable Disorder
The New Rules of War: Victory in the Age of Durable Disorder
❤14👎4🔥1
Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
باید ترتیبی دهیم تا محتواهای مسئلهدار [در فضای مجازی] سریعاً گزارش داده و پاک شود. باید ترتیبی دهیم این الگوریتمهای اعتیادآور بالاخره ممنوع شود.
نظرات رئیس فراکسیون چپهای آلمان. هر جا چندتا چپ دور هم جمع شن فقط به این فکر میکنند که چی رو ممنوع کنند، چطوری در زندگی مردم دخالت کنند، چه چیزِ بهزعم خودشون بد رو به زور از مردم بگیرند، چهچیز بهزعمِ خودشون خوب رو به زور به خورد مردم بدن. یه زمانی تیغشون میبُرید کل مالکیت خصوصی رو برداشتند و فرد رو برده دولتهای مهیب و جانی کردند، الان تیغشون کندتر شده در این حد میتونند قانون بتراشند و ممنوع کنند. فردا زورشون بیشتر شه، باز سطح دخالت در زندگی مردم رو میبرند بالا — از بس طرفدار "آزادی"اند! الان این خانم اگر در دوران آلمان شرقی بود، میشد رئیس ادارهٔ سانسور اشتازی (پلیس مخفی)
@Garajetadayoni | گاراژ
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥30❤7👌6👎2
21-34falsafe.pdf
179.6 KB
❤16👍1👌1💔1
سوگ سیاوش.pdf
4.7 MB
❤8👌3👎1
📄 بینشهای اقتصادی و سیاسی در نثر فارسی: نگاهی به گلستان سعدی
👤 مهرپویا علا
یکی از طولانیترین حکایتهای گلستان با عنوان «جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی» در پایان باب هفتم و پیش از آغاز باب هشتم واقع شده است و بسته به چاپ اثر چندین صفحه را به خود اختصاص میدهد (1). حکایت مذکور، یک «دیالکتیک» از همان نوعی است که مشابه آن در دوره آثار افلاطون معمولاً میان سقراط و دیگران اتفاق میافتد. در یک طرف جدال خود سعدی قرار دارد که نمایندۀ عقلانیت متعارف آن روزگار است و در طرف دیگر درویشی ایستاده که «در صورتِ درویشان نه بر صفت ایشان» و سرزنش توانگران میکند. سرزنش درویش بر سعدی که به گفتۀ خود «پروردۀ نعمتِ بزرگان» است، گران میآید و به دفاع بر میخیزد.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
🗓 یکم اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی
یکی از طولانیترین حکایتهای گلستان با عنوان «جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی» در پایان باب هفتم و پیش از آغاز باب هشتم واقع شده است و بسته به چاپ اثر چندین صفحه را به خود اختصاص میدهد (1). حکایت مذکور، یک «دیالکتیک» از همان نوعی است که مشابه آن در دوره آثار افلاطون معمولاً میان سقراط و دیگران اتفاق میافتد. در یک طرف جدال خود سعدی قرار دارد که نمایندۀ عقلانیت متعارف آن روزگار است و در طرف دیگر درویشی ایستاده که «در صورتِ درویشان نه بر صفت ایشان» و سرزنش توانگران میکند. سرزنش درویش بر سعدی که به گفتۀ خود «پروردۀ نعمتِ بزرگان» است، گران میآید و به دفاع بر میخیزد.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
بینشهای اقتصادی و سیاسی در نثر فارسی: نگاهی به گلستان سعدی
سعدی بیگمان اقتصاددان نبود و در قرن سیزدهم میلادی/هفتم هجری نظریۀ اقتصادی به معنایی که بعداً در قرن هجدهم در اروپا تکوین یافت، وجود نداشت. بهفرض اگر در متون کلاسیک اعم از گلستان سعدی یا هر متن کهن دیگری، بتوان نشانههایی از نظریههای مدرن را پیدا کرد، باز…
👍7❤3
📈 پیشبینی قیمت گاز به ۴.۲۰ دلار افزایش یافت
پیشبینیهای قیمت گاز در ایالات متحده در حال افزایش است و اکنون نزدیک به ۴.۲۰ دلار است که نسبت به حدود ۴.۰۵ دلار پیشین افزایش یافته است.
نمودار روند صعودی هفتگی ثابتی را نشان میدهد که تا امروز ۲۴ آوریل- شتاب گرفته است. پس از نوسانات اولیه، انتظارات در مورد نگرانیهای مربوط به عرضه و ریسک ژئوپلیتیکی تقویت شد.
◽️@utfinance◽️
پیشبینیهای قیمت گاز در ایالات متحده در حال افزایش است و اکنون نزدیک به ۴.۲۰ دلار است که نسبت به حدود ۴.۰۵ دلار پیشین افزایش یافته است.
نمودار روند صعودی هفتگی ثابتی را نشان میدهد که تا امروز ۲۴ آوریل- شتاب گرفته است. پس از نوسانات اولیه، انتظارات در مورد نگرانیهای مربوط به عرضه و ریسک ژئوپلیتیکی تقویت شد.
◽️@utfinance◽️
❤3👍1
📄 مقاله
تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
◽️ تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروهها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.
◽️ با آن که بنیانهای نظری تفکر چپ، در کلیترین معنای خود، بر مفاهیمی چون رهایی انسان از سلطه، عدالت اجتماعی و طرد استثمار استوار است؛ مفاهیمی که در نگاه نخست، در تضاد کامل با هرگونه کنش خشونتآمیز و تروریستی قرار میگیرند. اما تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونههایی از گروهها، جنبشها و دولتهایی است که با استناد به همین مبانی نظری، به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداختهاند.
◽️ ریشههای این بحث را میتوان تا خود کارل مارکس و فریدریش انگلس پی گرفت. اگرچه در آثار مارکس، بهویژه در دوره پختگی فکری او، بهندرت میتوان دفاعیهای صریح از تروریسم به معنای مدرن آن یافت، اما بذر نظریهای که میتوانست چنین تفسیری را برتابد، در تحلیل او از تاریخ و دولت کاشته شده بود. مفهوم محوری در این زمینه، تلقی تاریخ به مثابه «تاریخ مبارزات طبقاتی» و تعریف دولت به عنوان «ابزار سرکوب یک طبقه توسط طبقهای دیگر» است. در این چارچوب، خشونت نه یک انحراف، بلکه نیرویی ضروری است که هر جامعه کهنهای را که آبستن جامعهای نوین است، در زایش یاری میرساند.
◽️ در ایران نیز تنی چند از نویسندگان و کنشگران سیاسی به ویژه در دهههای منتهی به انقلاب 57، به تئوری پردازی در جهت اعمال خشونت و ترور پرداختند. این افراد عمدتاً اعضای احزاب چپگرا مثل حزب توده، چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق بودند که میتوان به عبدالصمد کامبخش، احسان طبری، نورالدین کیانوری، جعفر پیشه وری، خسرو روزبه، بیژن جزنی، مسعود احمدزاده، صمد بهرنگی، امیرپرویز پویان، حمید اشرف، اشرف دهقانی، تقی شهرام، مسعود رجوی و فرخ نگهدار اشاره کرد.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
بازنشر به مناسبت ترور نافرجام رئیس جمهور آمریکا
◽️ تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروهها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.
◽️ با آن که بنیانهای نظری تفکر چپ، در کلیترین معنای خود، بر مفاهیمی چون رهایی انسان از سلطه، عدالت اجتماعی و طرد استثمار استوار است؛ مفاهیمی که در نگاه نخست، در تضاد کامل با هرگونه کنش خشونتآمیز و تروریستی قرار میگیرند. اما تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونههایی از گروهها، جنبشها و دولتهایی است که با استناد به همین مبانی نظری، به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداختهاند.
◽️ ریشههای این بحث را میتوان تا خود کارل مارکس و فریدریش انگلس پی گرفت. اگرچه در آثار مارکس، بهویژه در دوره پختگی فکری او، بهندرت میتوان دفاعیهای صریح از تروریسم به معنای مدرن آن یافت، اما بذر نظریهای که میتوانست چنین تفسیری را برتابد، در تحلیل او از تاریخ و دولت کاشته شده بود. مفهوم محوری در این زمینه، تلقی تاریخ به مثابه «تاریخ مبارزات طبقاتی» و تعریف دولت به عنوان «ابزار سرکوب یک طبقه توسط طبقهای دیگر» است. در این چارچوب، خشونت نه یک انحراف، بلکه نیرویی ضروری است که هر جامعه کهنهای را که آبستن جامعهای نوین است، در زایش یاری میرساند.
◽️ در ایران نیز تنی چند از نویسندگان و کنشگران سیاسی به ویژه در دهههای منتهی به انقلاب 57، به تئوری پردازی در جهت اعمال خشونت و ترور پرداختند. این افراد عمدتاً اعضای احزاب چپگرا مثل حزب توده، چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق بودند که میتوان به عبدالصمد کامبخش، احسان طبری، نورالدین کیانوری، جعفر پیشه وری، خسرو روزبه، بیژن جزنی، مسعود احمدزاده، صمد بهرنگی، امیرپرویز پویان، حمید اشرف، اشرف دهقانی، تقی شهرام، مسعود رجوی و فرخ نگهدار اشاره کرد.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه…
1❤3👍3👌1
📓 تازههای نشر
سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی
👤 ترجمه: سیدجواد طباطبایی
تجدید چاپ: نشر هرمس (لینک خرید کتاب در وبسایت نشر هرمس)
لینک خرید کتاب در سایت ایران کتاب
◽️@utfinance◽️
سقوط اصفهان به روایت کروسینسکی
👤 ترجمه: سیدجواد طباطبایی
تجدید چاپ: نشر هرمس (لینک خرید کتاب در وبسایت نشر هرمس)
لینک خرید کتاب در سایت ایران کتاب
◽️@utfinance◽️
❤6👎3
📄 تبارشناسی فاشیسم چپ
فاشیسم چپ، یک جنبش سیاسی سازمانیافته با یونیفرم و رژه نبود اما گفتمان و گفتار آن همچنان و در قرن بیست و یکم نیز در میان چپگرایان دیده میشود، به طوری که میتوان از شبح فاشیسم چپ بر فراز چپ قرن بیست و یکمی سخن گفت.
فاشیسم چپ، در واقع یک وسوسهی فکری بود که در آن، بخشهایی از روشنفکران چپ، بهویژه در دوران پساساختارگرایی و در فرانسه به بازتولید و ترویج مفاهیمی پرداختهاند که ریشههای مستقیم در سنت ضدروشنگری و تفکر فاشیستی دارد.
◽️@utfinance◽️
#فاشیسم
#فاشیسم_چپ
#کارل_اشمیت
#ژرژ_باتای
فاشیسم چپ، یک جنبش سیاسی سازمانیافته با یونیفرم و رژه نبود اما گفتمان و گفتار آن همچنان و در قرن بیست و یکم نیز در میان چپگرایان دیده میشود، به طوری که میتوان از شبح فاشیسم چپ بر فراز چپ قرن بیست و یکمی سخن گفت.
فاشیسم چپ، در واقع یک وسوسهی فکری بود که در آن، بخشهایی از روشنفکران چپ، بهویژه در دوران پساساختارگرایی و در فرانسه به بازتولید و ترویج مفاهیمی پرداختهاند که ریشههای مستقیم در سنت ضدروشنگری و تفکر فاشیستی دارد.
◽️@utfinance◽️
#فاشیسم
#فاشیسم_چپ
#کارل_اشمیت
#ژرژ_باتای
اکوایران
تبارشناسی فاشیسم چپ
فاشیسم چپ، یک جنبش سیاسی سازمانیافته با یونیفرم و رژه نبود اما گفتمان و گفتار آن همچنان و در قرن بیست و یکم نیز در میان چپگرایان دیده میشود، به طوری که میتوان از شبح فاشیسم چپ بر فراز چپ قرن بیست و یکمی سخن گفت.
👌9❤3👎2
🖥 سخنرانی تاریخی خاویر میلی در شام سالانه بنیاد آزادی ۲۰۲۶
رئیس جمهور آرژانتین در ابتدای مراسم، جایزه لیبرتاد 2026 را از آلبرتو بنگاس لینچ دریافت کرد.
خاویر میلی در ضیافت شام سالانه بنیاد لیبرتاد، در حضور بیش از هزار نفر از رهبران تجاری، سیاسی و فکری، سخنرانی تاریخی ایراد کرد. میلی دستاوردهای اصلی دولت خود را مرور کرد، علیه کرشنریسم موضع گرفت، از برنامه اصلاحات دفاع کرد و اطمینان داد که تورم شکست خواهد خورد.
◽️@utfinance◽️
رئیس جمهور آرژانتین در ابتدای مراسم، جایزه لیبرتاد 2026 را از آلبرتو بنگاس لینچ دریافت کرد.
خاویر میلی در ضیافت شام سالانه بنیاد لیبرتاد، در حضور بیش از هزار نفر از رهبران تجاری، سیاسی و فکری، سخنرانی تاریخی ایراد کرد. میلی دستاوردهای اصلی دولت خود را مرور کرد، علیه کرشنریسم موضع گرفت، از برنامه اصلاحات دفاع کرد و اطمینان داد که تورم شکست خواهد خورد.
◽️@utfinance◽️
YouTube
HISTÓRICO DISCURSO DEL PRESIDENTE MILEI EN LA CENA ANUAL DE LA FUNDACIÓN LIBERTAD 2026
¡SUSCRIBITE A LA DERECHA DIARIO! ¡Dejá tu comentario, tu like y activá la campanita! ¡Ayudanos a crecer!
Para más información léenos en derechadiario.com.ar
Twitter 𝕏: @laderechadiario
Instagram: laderechadiario
Tiktok: laderechadiario
WhatsApp: La Derecha…
Para más información léenos en derechadiario.com.ar
Twitter 𝕏: @laderechadiario
Instagram: laderechadiario
Tiktok: laderechadiario
WhatsApp: La Derecha…
👍9👎3❤1😱1
📄 به یاد راجر گریسون
👤 امیررضا عبدلی
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
۱۳ فوریه ۲۰۲۶ راجر گریسون اقتصاددان آمریکایی، استاد دانشگاه آبرن و یکی از چهرههای شاخص مکتب اتریش در ۸۲ سالگی از دنیا رفت. اهل فن معمولا گریسون را با یک ساختار نموداری میشناسند که در جوانی برای توضیح اقتصاد کلان اتریشی ابداع کرد. او در کتاب «زمان و پول» که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد با کمک همین نمودارها نظریات اقتصاد کلان مکاتب مختلف اندیشه اقتصادی معاصر (از جمله اتریشیها، کینزیها و پولگرایان) را کنار هم گذاشت و توانست با سرراستی کمنظیری فرصت مقایسه این دیدگاههای متعارض تئوریک را برای خواننده فراهم کند.
گریسون در تمام طول عمر یک اقتصاددان و یک آموزگار اقتصاد باقی ماند و حیطه فعالیتش را به امور تخصصی آکادمیک محدود کرد، و شاید به همین جهت است که دامنه شهرت و نفوذ فکریاش با کسانی مثل میزس و هایک و روتبارد قابل مقایسه نیست. آن چهرههای صاحبنام مطالبشان را خطاب به بخش بزرگی از علاقهمندان علوم اجتماعی و گاه خطاب به عموم کتابخوانها مینوشتند، ولی مخاطب آثار گریسون فقط متخصصان اقتصاد کلان بودند. البته یکی دیگر از تفاوتهای راجر گریسون با بزرگان نامدار مکتب اتریش نیز این است که او هرگز تلخکامیها، هول و هراسها، و تلاطمهای عالمسوز دوره و زمانه آنها را تجربه نکرد و زندگی شخصی و حرفهایاش تقریبا به آرامش سپری شد.
◽️@utfinance◽️
روزنامه دنیای اقتصاد
به یاد راجر گریسون
13 فوریه 2026 راجر گریسون اقتصاددان آمریکایی، استاد دانشگاه آبرن و یکی از چهرههای شاخص مکتب اتریش در 82 سالگی از دنیا رفت. اهل فن معمولا گریسون را با یک ساختار نموداری میشناسند که در جوانی برای توضیح اقتصاد کلان اتریشی ابداع کرد. او در کتاب «زمان و پول»…
❤9
👤 راجر گریسون:
همه مسائل اقتصاد کلان، فقط راهحلهای اقتصاد خرد دارند
◽️ راجر دبلیو. گریسون مدرک دکترای خود را در سال 1981 از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. او عضو موسسه میزس و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه آبرن در آلاباما بود جایی که از سال 1978 تا 2012 اقتصاد کلان و تاریخ اندیشه اقتصادی (در میان سایر دروس) را تدریس میکرد.
او در سال 1981 در دانشگاه نیویورک برنده جایزه اسمیت در اقتصاد اتریشی برای کتاب «زمان و پول: اقتصاد کلان ساختار سرمایه» شد. همچنین در سال 2004 به عنوان رئیس انجمن توسعه اقتصاد اتریشی خدمت کرد.
گریسون 13 فوریه 2026 در 82 سالگی درگذشت.
◽️@utfinance◽️
همه مسائل اقتصاد کلان، فقط راهحلهای اقتصاد خرد دارند
زمان، واسطه عمل و پول واسطه مبادله است. ماهیت واحد اقتصاد کلان دقیقا از تقاطع «بازار زمان» و «بازار پول» معنا میگیرد.
◽️ راجر دبلیو. گریسون مدرک دکترای خود را در سال 1981 از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد. او عضو موسسه میزس و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه آبرن در آلاباما بود جایی که از سال 1978 تا 2012 اقتصاد کلان و تاریخ اندیشه اقتصادی (در میان سایر دروس) را تدریس میکرد.
او در سال 1981 در دانشگاه نیویورک برنده جایزه اسمیت در اقتصاد اتریشی برای کتاب «زمان و پول: اقتصاد کلان ساختار سرمایه» شد. همچنین در سال 2004 به عنوان رئیس انجمن توسعه اقتصاد اتریشی خدمت کرد.
گریسون 13 فوریه 2026 در 82 سالگی درگذشت.
◽️@utfinance◽️
❤8
📘 بریدهای از کتاب «زمان و پول»:
«در حالی که کینز بر تصویر کوتاه مدت اقتصاد تمرکز کرده است و اقتصاددانان کلاسیک تصویر بلندمدت را مد نظر قرار دادهاند، اقتصاددانان اتریشی (به ویژه هایک) توجه خود را به ارتباط حقیقی بین این دو تصویر معطوف کردهاند.
توصیف هایک از این ارتباط، نظریه سرمایه را شکل داده است؛ نظریه ساختار سرمایه توسط کارل منگر مطرح شد و توسط بوم باورک بسط یافت. دههها قبل از ظهور اقتصاد کلان، بوم باورک بینش اساسی منگر درباره یک نظریه اقتصاد کلان را مدل سازی کرد تا توزیع درآمد بین عوامل تولید را توضیح دهد.
از اواخر دهه ۱۹۲۰، هایک به پیروی از میزس این نظریه را با ملاحظات پولی ساخته و پرداخته کرد. او نشان داد سیاست اعتباری که توسط یک مرجع پولی مرکزی پیگیری میشود میتواند منشأ اعوجاجات در تخصیص بین دورهای منابع در سطح کل اقتصاد باشد و بنابراین یک علت مهم ادوار تجاری باشد».
📘 زمان و پول | راجر گریسون | ترجمه: محمد جوادی و امیررضا عبدلی
◽️@utfinance◽️
«در حالی که کینز بر تصویر کوتاه مدت اقتصاد تمرکز کرده است و اقتصاددانان کلاسیک تصویر بلندمدت را مد نظر قرار دادهاند، اقتصاددانان اتریشی (به ویژه هایک) توجه خود را به ارتباط حقیقی بین این دو تصویر معطوف کردهاند.
توصیف هایک از این ارتباط، نظریه سرمایه را شکل داده است؛ نظریه ساختار سرمایه توسط کارل منگر مطرح شد و توسط بوم باورک بسط یافت. دههها قبل از ظهور اقتصاد کلان، بوم باورک بینش اساسی منگر درباره یک نظریه اقتصاد کلان را مدل سازی کرد تا توزیع درآمد بین عوامل تولید را توضیح دهد.
از اواخر دهه ۱۹۲۰، هایک به پیروی از میزس این نظریه را با ملاحظات پولی ساخته و پرداخته کرد. او نشان داد سیاست اعتباری که توسط یک مرجع پولی مرکزی پیگیری میشود میتواند منشأ اعوجاجات در تخصیص بین دورهای منابع در سطح کل اقتصاد باشد و بنابراین یک علت مهم ادوار تجاری باشد».
📘 زمان و پول | راجر گریسون | ترجمه: محمد جوادی و امیررضا عبدلی
◽️@utfinance◽️
❤7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ملت، دولت و حکومت قانون - بخش نخست
👥 گفتوگوی مصطفی صادق و ابراهیم صحافی
برنامه سروستان
◽️@utfinance◽️
👥 گفتوگوی مصطفی صادق و ابراهیم صحافی
برنامه سروستان
◽️@utfinance◽️
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 فردریش هایک توضیح میدهد که چرا #عدالت_اجتماعی اصطلاحی بیمعنی است:
«عدالت ویژگی عمل فردی است. من میتوانم نسبت به همنوعانم عادل یا ظالم باشم.»
«اما مفهوم عدالت اجتماعی - انتظار نتیجهای عادلانه از یک فرآیند غیرشخصی که هیچکس نمیتواند آن را کنترل کند - بیمعنی و کاملاً غیرممکن است.»
“Justice is an attribute of individual action. I can be just or unjust towards my fellow men.”
“But the conception of a social justice—to expect a just result from an impersonal process which nobody can control—is meaningless and completely impossible.”
◽️@utfinance◽️
«عدالت ویژگی عمل فردی است. من میتوانم نسبت به همنوعانم عادل یا ظالم باشم.»
«اما مفهوم عدالت اجتماعی - انتظار نتیجهای عادلانه از یک فرآیند غیرشخصی که هیچکس نمیتواند آن را کنترل کند - بیمعنی و کاملاً غیرممکن است.»
“Justice is an attribute of individual action. I can be just or unjust towards my fellow men.”
“But the conception of a social justice—to expect a just result from an impersonal process which nobody can control—is meaningless and completely impossible.”
◽️@utfinance◽️
❤24👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 «اگر دولت فدرال ۴۵۰ میلیارد دلار هزینه کند و فقط ۴۰۰ میلیارد دلار مالیات جمع کند، فکر میکنید آن ۵۰ میلیارد دلار دیگر را چه کسی پرداخت میکند؟ فکر میکنید یک پری دندان این کار را میکند؟»
👤 میلتون فریدمن
“If the federal government spends $450 billion and only raises $400 billion in taxes, who do you suppose pays that other $50 billion? Do you suppose a tooth fairy does?”
◽️@utfinance◽️
👤 میلتون فریدمن
“If the federal government spends $450 billion and only raises $400 billion in taxes, who do you suppose pays that other $50 billion? Do you suppose a tooth fairy does?”
◽️@utfinance◽️
👍12👎2👌2❤1
📄 کیفرخواست علیه اقتصاد کلان | اقتصاد علم مشاوره به دولت نیست
اقتصاد کلان، در رویکردهای مسلط و ارتدوکس خود، غالباً به گونهای نظریهپردازی میکند که گویی متغیرهای کلان و تجمیعشده -نظیر تولید ناخالص داخلی، سطح عمومی قیمتها، نرخ بیکاری کل و تقاضای کل- دارای حیات، عاملیت و روابط علّی و معلولی مستقلی از انتخابها و کنشهای فردی هستند. این رویکرد مکانیکی، اقتصاد را به مثابه یک ماشین هیدرولیک یا یک سیستم مهندسی مینگرد که در آن، سیاستگذار میتواند با دستکاری چند اهرم کلان، خروجیهای مطلوب را به دست آورد. در حالی که هرگونه نظریهپردازی و مدلسازی در اقتصاد کلان، چنانچه فاقد پایههای مستحکم و ارگانیک در اقتصاد خرد باشد، نه تنها از تبیین واقعیت باز میماند، بلکه به تجویزهای سیاستی مخرب و بحرانسازی منجر میشود که تعادل و هماهنگی ساختاری اقتصاد را از بین میبرد.
مدلهایی که اقتصاد را تنها از منظر کلهای تجمیعی و با فرضِ عقلانیتِ کاملِ نمایندههای اقتصادی تحلیل میکردند، به دلیل بیتوجهی به انباشتِ ریسکهای خرد، ساختارهای پاداشدهیِ معیوب در درون نهادهای مالی، و اعوجاج در تخصیص سرمایه ناشی از سیاستهای پولی انبساطی، به طور کامل از پیشبینی و حتی درک بحرانهایی مثل رکود بزرگ در سال 1929 و بحران مالی 2008 بازماندند. آنها تصور میکردند تا زمانی که شاخص قیمت مصرفکننده (تورم کلان) پایین است و تولید ناخالص داخلی رشد میکند، اقتصاد در وضعیت ثبات و سلامت قرار دارد. آنها حبابهای دارایی و سرمایهگذاریهای نادرستی که در عمق ساختار ناهمگن اقتصاد خرد در حال شکلگیری بود را نمیدیدند، زیرا لنز تحلیلی آنها قادر به زوم کردن بر روی جزئیاتِ زمانمند و ساختاریِ فرآیند تولید نبود.
◽️@utfinance◽️
اقتصاد کلان، در رویکردهای مسلط و ارتدوکس خود، غالباً به گونهای نظریهپردازی میکند که گویی متغیرهای کلان و تجمیعشده -نظیر تولید ناخالص داخلی، سطح عمومی قیمتها، نرخ بیکاری کل و تقاضای کل- دارای حیات، عاملیت و روابط علّی و معلولی مستقلی از انتخابها و کنشهای فردی هستند. این رویکرد مکانیکی، اقتصاد را به مثابه یک ماشین هیدرولیک یا یک سیستم مهندسی مینگرد که در آن، سیاستگذار میتواند با دستکاری چند اهرم کلان، خروجیهای مطلوب را به دست آورد. در حالی که هرگونه نظریهپردازی و مدلسازی در اقتصاد کلان، چنانچه فاقد پایههای مستحکم و ارگانیک در اقتصاد خرد باشد، نه تنها از تبیین واقعیت باز میماند، بلکه به تجویزهای سیاستی مخرب و بحرانسازی منجر میشود که تعادل و هماهنگی ساختاری اقتصاد را از بین میبرد.
مدلهایی که اقتصاد را تنها از منظر کلهای تجمیعی و با فرضِ عقلانیتِ کاملِ نمایندههای اقتصادی تحلیل میکردند، به دلیل بیتوجهی به انباشتِ ریسکهای خرد، ساختارهای پاداشدهیِ معیوب در درون نهادهای مالی، و اعوجاج در تخصیص سرمایه ناشی از سیاستهای پولی انبساطی، به طور کامل از پیشبینی و حتی درک بحرانهایی مثل رکود بزرگ در سال 1929 و بحران مالی 2008 بازماندند. آنها تصور میکردند تا زمانی که شاخص قیمت مصرفکننده (تورم کلان) پایین است و تولید ناخالص داخلی رشد میکند، اقتصاد در وضعیت ثبات و سلامت قرار دارد. آنها حبابهای دارایی و سرمایهگذاریهای نادرستی که در عمق ساختار ناهمگن اقتصاد خرد در حال شکلگیری بود را نمیدیدند، زیرا لنز تحلیلی آنها قادر به زوم کردن بر روی جزئیاتِ زمانمند و ساختاریِ فرآیند تولید نبود.
◽️@utfinance◽️
اقتصادنیوز
کیفرخواست علیه اقتصاد کلان | اقتصاد علم مشاوره به دولت نیست | اهمیت ترجیحات زمانی افراد و مسئله «سرمایهگذاریهای نادرست»
اقتصادنیوز: مدلهایی که اقتصاد را تنها از منظر کلهای تجمیعی و با فرضِ عقلانیتِ کاملِ نمایندههای اقتصادی تحلیل میکردند، به دلیل بیتوجهی به انباشتِ ریسکهای خرد، ساختارهای پاداشدهیِ معیوب در درون نهادهای مالی، و اعوجاج در تخصیص سرمایه ناشی از سیاستهای…
👍2
📄 کنترل اجاره؛ کارآمدترین تکنیک نابودی شهرها | وضعیت استثنایی، توجیهی برای مداخله در بازار مسکن | تجربه شکست مداخله دولت آمریکا در بازار مسکن در میانه دو جنگ جهانی
◽️همواره جنگ و وضعیت استثنایی دلیلی موجه برای افزایش مداخلات دولت در اقتصاد معرفی شده است، به ویژه اگر دولتها بتوانند به افکار عمومی بقبولانند که این مداخلات به سود عموم مردم یا دست کم طبقات پایین جامعه است. اما این مداخلات چه تبعاتی برای اقتصاد کشورها داشته است؟ تجربههای تاریخی به ما چه میگوید؟
◽️تجربه ایالات متحده در فاصله سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹، مثال جالبی است. وقوع جنگ جهانی اول، شوک عظیمی به اقتصاد آمریکا و به طور خاص بازار مسکن وارد کرد.
با پایان جنگ و امضای قرارداد ترک مخاصمه در نوامبر ۱۹۱۸، بحران مسکن نه تنها فروکش نکرد، بلکه با بازگشت صدها هزار سرباز از اروپا و تلاش آنها برای تشکیل خانواده و یافتن شغل در شهرها، تشدید شد. در حالی که تورم عمومی در اقتصاد آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۰ به دلیل سیاستهای پولی انبساطی دوران جنگ به شدت افزایش یافته بود، اجارهبها نیز با تأخیری کوتاه اما با شتابی بیسابقه شروع به رشد کرد. در برخی از محلههای کارگرنشین نیویورک، گزارشها حاکی از افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی اجارهبها در فاصله کوتاه سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ بود. این فشار اقتصادی سنگین بر طبقه کارگر و متوسط، موجی از نارضایتیهای اجتماعی، اعتصابات مستأجران و فشارهای سیاسی فزایندهای را برای مداخله دولت ایجاد کرد. سیاستمداران که با خطر از دست دادن پایگاه رأی خود و بیثباتی اجتماعی مواجه بودند، به جای اتخاذ سیاستهای زمانبر طرف عرضه، به سریعترین و در عین حال مخربترین ابزار ممکن یعنی تصویب قوانین کنترل اجاره متوسل شدند.
آمارها نشان میدهد که در سال ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۲۱، سرمایهگذاری در ساخت و ساز آپارتمانهای چندخانواری که مشمول کنترل اجاره میشدند، در شهرهای درگیر قانون به شدت افت کرد. سرمایهگذاران نهادی و سازندگان خصوصی، سرمایههای خود را از بازار مسکن استیجاری خارج کرده و به سمت ساخت و سازهای تجاری، اداری، یا مناطق حومهای که خارج از حوزه استحفاظی قوانین کنترل اجاره بودند، هدایت کردند. این پدیده، که نمونه بارز اثر جانشینی در سرمایهگذاری است، باعث شد تا بحران کمبود مسکن که دلیل اصلی وضع قوانین بود، نه تنها حل نشود، بلکه برای چندین سال در اوایل دهه ۱۹۲۰ تثبیت گردد. در همین دوره، دیوان عالی ایالات متحده در پروندههای متعددی با استناد به شرایط اضطراری، دخالت در حقوق قراردادها و مالکیت خصوصی را تایید کرد که این امر به لحاظ حقوقی، ریسک سیستماتیک سرمایهگذاری در بخش مسکن را در چشمانداز سرمایهگذاران به شدت بالا برد.
1/2
◽️همواره جنگ و وضعیت استثنایی دلیلی موجه برای افزایش مداخلات دولت در اقتصاد معرفی شده است، به ویژه اگر دولتها بتوانند به افکار عمومی بقبولانند که این مداخلات به سود عموم مردم یا دست کم طبقات پایین جامعه است. اما این مداخلات چه تبعاتی برای اقتصاد کشورها داشته است؟ تجربههای تاریخی به ما چه میگوید؟
◽️تجربه ایالات متحده در فاصله سالهای ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹، مثال جالبی است. وقوع جنگ جهانی اول، شوک عظیمی به اقتصاد آمریکا و به طور خاص بازار مسکن وارد کرد.
با پایان جنگ و امضای قرارداد ترک مخاصمه در نوامبر ۱۹۱۸، بحران مسکن نه تنها فروکش نکرد، بلکه با بازگشت صدها هزار سرباز از اروپا و تلاش آنها برای تشکیل خانواده و یافتن شغل در شهرها، تشدید شد. در حالی که تورم عمومی در اقتصاد آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۰ به دلیل سیاستهای پولی انبساطی دوران جنگ به شدت افزایش یافته بود، اجارهبها نیز با تأخیری کوتاه اما با شتابی بیسابقه شروع به رشد کرد. در برخی از محلههای کارگرنشین نیویورک، گزارشها حاکی از افزایش ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی اجارهبها در فاصله کوتاه سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۰ بود. این فشار اقتصادی سنگین بر طبقه کارگر و متوسط، موجی از نارضایتیهای اجتماعی، اعتصابات مستأجران و فشارهای سیاسی فزایندهای را برای مداخله دولت ایجاد کرد. سیاستمداران که با خطر از دست دادن پایگاه رأی خود و بیثباتی اجتماعی مواجه بودند، به جای اتخاذ سیاستهای زمانبر طرف عرضه، به سریعترین و در عین حال مخربترین ابزار ممکن یعنی تصویب قوانین کنترل اجاره متوسل شدند.
آمارها نشان میدهد که در سال ۱۹۲۰ و اوایل ۱۹۲۱، سرمایهگذاری در ساخت و ساز آپارتمانهای چندخانواری که مشمول کنترل اجاره میشدند، در شهرهای درگیر قانون به شدت افت کرد. سرمایهگذاران نهادی و سازندگان خصوصی، سرمایههای خود را از بازار مسکن استیجاری خارج کرده و به سمت ساخت و سازهای تجاری، اداری، یا مناطق حومهای که خارج از حوزه استحفاظی قوانین کنترل اجاره بودند، هدایت کردند. این پدیده، که نمونه بارز اثر جانشینی در سرمایهگذاری است، باعث شد تا بحران کمبود مسکن که دلیل اصلی وضع قوانین بود، نه تنها حل نشود، بلکه برای چندین سال در اوایل دهه ۱۹۲۰ تثبیت گردد. در همین دوره، دیوان عالی ایالات متحده در پروندههای متعددی با استناد به شرایط اضطراری، دخالت در حقوق قراردادها و مالکیت خصوصی را تایید کرد که این امر به لحاظ حقوقی، ریسک سیستماتیک سرمایهگذاری در بخش مسکن را در چشمانداز سرمایهگذاران به شدت بالا برد.
1/2
❤3👍1