Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
918 videos
1.15K files
3.06K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
◽️ قتل «کوئنتین درنک» -فعال راست‌گرا- توسط نیروهای چپ افراطی در فرانسه

#کوئنتین_درنک، ۲۳ ساله، روز پنجشنبه در جریان اعتراضی علیه ریما حسن، سیاستمدار فلسطینی که عضو پارلمان اروپا و عضو حزب #چپ_افراطی «فرانسه نافرمان» است، مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید.
ریما حسن در مراسمی در شهر لیون شرکت کرده بود. به گفته رسانه‌های فرانسوی، درنک در حال تأمین امنیت معترضان از اردوگاه خود بود و توسط فعالان رقیب مورد حمله قرار گرفت. پس از ضرب و شتم، او در بیمارستان بستری و به کما رفت. او روز شنبه بر اثر جراحات وارده درگذشت.

بر اساس اعلام دادستانی فرانسه، چهار مرد زیر ۲۰ سال بازداشت شده‌اند. در میان بازداشت‌شدگان، نام «ژاک-الی فاورُو» دیده می‌شود که دستیار پارلمانی «رافائل آرنو»، نماینده حزب «فرانسه تسلیم‌ناپذیر» با دیدگاه‌های چپ‌ افراطی است.

آقای آرنو همچنین از بنیان‌گذاران گروه چپ افراطی «ژون گارد» به شمار می‌رود که در ماه ژوئن ۲۰۲۵ با تصمیم دولت فرانسه منحل شد.

امروز تجمع اعتراضی در فرانسه برگزار خواهد شد.

#QuentinDrenck

◽️@utfinance◽️
🤬63💔53
📄 پاسخ صریح و کوبنده دانشگاه

👤 علی رضائی حسن‌آبادی

دوگانه‌ مارکسیستی رایج در روشنفکری دانشگاهی ایران که پادشاهی را نماد سلطه فئودالی یا بورژوازی و دانشگاه را -در مقابل- محل مقاومت علیه این سلطه می‌داند و در کل دولت را چیزی جز ابزار طبقه مسلط نمی‌تواند تصویر کند، در درک گرایش فراطبقاتی اقشار جامعه از جمله دانشگاه به شاهنشاهی انگشت به دهان مانده است.
چرا که در قدم اول به دلیل همان مقدمه‌اش در تعریف ابزارگونه دولت و بسته‌بندی آن همچون همه ساحات اجتماعی با برچسب نبرد طبقاتی، از درک ماهیت تاریخی واقعی شاهنشاهی به عنوان قدرت نمادین پایدارکننده فراطبقاتی ناتوان است. امیدوارم «نه پادگان، نه بنگاهی‌»ها و باورمندان به وجود تضاد تاریخی میان نهاد دانشگاه و پادشاهی، امروز پاسخ صریح و کوبنده به مدعیاتشان را از نهادی که ادعای نمایندگی‌اش را دارند دریافت کرده باشند.

◽️@utfinance◽️
60👍12🤬2
🇫🇷 تظاهرات علیه قتل یک دانشجوی ملی‌گرا

امروز هزاران نفر در شهر لیون فرانسه در اعتراض به قتل کوئنتین درنک، فعال راست‌گرا، توسط فعالان چپ افراطی، شرکت کردند.

#کوئنتین_درنک، ۲۳ ساله، روز پنجشنبه در جریان اعتراضی علیه ریما حسن، سیاستمدار فلسطینی که عضو پارلمان اروپا و عضو حزب #چپ_افراطی «فرانسه نافرمان» است، مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید.


🔗 بیشتر بخوانید

#QuentinDrenck

◽️@utfinance◽️
👍55💔123👎2
📄 ملی‌گرایی؛ خلق افق سیاسی نو از دل حافظه‌ی جمعی

👤 محمدحسین همت‌پور

‏۱.نماد در ملی‌گرایی رسانه‌ای فشرده از معناست؛ آنچه یک حزب سیاسی باید در ده‌ها جلسه و هزاران صفحه بیانیه توضیح دهد، نماد ملی در یک لحظه و به‌صورت انفجاری عینیت می‌بخشد. مستقیم به حافظه جمعی متصل می‌شود و بی‌واسطه مرز میان «ما» و «دیگری» را ترسیم می‌کند.

‏۲. این همبستگی حول نمادها را رسانه نمی‌سازد؛ رسانه نهایتا آن را مرئی می‌کند. اینکه با چند مصاحبه و گزارش می‌توان چنین موجی آفرید، ساده‌انگاری است. آنچه این اتحاد را ممکن می‌کند، انباشت چند‌هزارساله‌ تجربه‌های مشترک در حافظه‌ جمعی ملت است؛ سرمایه‌ای که در لحظه‌ای خاص فعال می‌شود.

‏۳. وقتی سیاست با جامعه بیگانه می‌شود، ملت به لایه‌ای عمیق‌تر عقب‌نشینی می‌کند و سیاست را از دل تاریخ خود بازمی‌سازد. کار ملی‌گرایی دقیقا همین است: پیوند گذشته‌ باشکوه با اکنون برای خلق افق سیاسی نو از دل حافظه‌ی جمعی که هنوز زنده و فعال است.

◽️@utfinance◽️
33👍5👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 در تاریخ اینگونه خواهند نوشت: سروهایی بودند که با دل پر از درد رقصیدند، تا دشمن شاد نشود

تماشای این رقص‌ها، تماشایِ غم نیست؛
تماشایِ شکوهِ یک رنجِ بی‌پایان ایران است.

چقدر باید قوی باشی که در اوجِ دلتنگی و خشم، بایستی و با پاهای خسته بر زمین بکوبی تا نشان دهی که ریشه داری، که هنوز هستی... تا انتقام بگیری.

این رقصیدن یعنی: ما شکستن را بلد نیستیم. حتی وقتی دلمان خون است، قامت‌مان را راست نگه می‌داریم تا هیچ‌کس لرزشِ شانه‌هایمان را نبیند.

#فرزند_ایران_و_جان_فدای_میهن
#ایران
#چهلم_جاویدنامان_۱۴۰۴
#انقلاب_ملی_ایران
#جاوید_نام

◽️@utfinance◽️
52👍15💔7👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دانشگاه تهران آخرین سنگر سه فاسد هم آزاد شد

طنین شعار #مرگ_بر_سه_فاسد #ملا_چپی_مجاهد در دانشگاه تهران

یکشنبه | ۳ اسفند ۱۴۰۴
#دانشگاه_تهران

#انقلاب_شیروخورشید

◽️@utfinance◽️
🔥6312👏7👍4👎3👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 شعار #داس_چکش_عمامه، #۵۷_تمامه

یکشنبه | ۳ اسفند ۱۴۰۴
دانشگاه صنعتی #خواجه_نصیر

#انقلاب_شیروخورشید

◽️@utfinance◽️
🔥6112👍6👏4👎1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 دانشجویان دانشگاه آریامهر نام جعلی شریف را کنار گذاشتند:
آریامهر اسمشه، شریف دیگه بسشه

عنوان شریف، برگرفته از نام مجید شریف‌واقفی، تروریست مجاهد و موسس سازمان مجاهدین خلق بود.

یکشنبه | ۳ اسفند ۱۴۰۴
دانشگاه صنعتی #آریامهر (شریف)

#انقلاب_شیروخورشید

◽️@utfinance◽️
90👍10👏62
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 این است شعار ملی؛ رضا، رضا، پهلوی

یکشنبه | ۳ اسفند ۱۴۰۴
دانشگاه صنعتی #امیرکبیر (#پلی‌تکنیک تهران)

#انقلاب_شیروخورشید

◽️@utfinance◽️
65👍9👎8🔥4👏4
📄 پایانِ ۵۷

👤 ناهید زمانیان

از گورستان‌ تا دانشگاه تنها یک صدا و یک مطالبه به گوش می‌رسد. اما روشنفکرهای چپ و اصلاح‌طلب باز هم در مدل پیشاپنجاه و هفتی بیرون از خواست قلبی مردم ایستاده‌اند و با وارونه کردن واقعیت و زدن برچسب‌هایی هم‌چون واپس‌گرایی می‌خواهند مطالبات مردم را تحریف یا تاثیر رسانه بنامند.

اما مردمِ امروز با مردم ۵۷ فرق دارند. زمانه‌شان نیز تفاوت دارد. پیش از انقلاب مردم نتوانستند افقِ آینده را ببینند. شما روشنفکران، با خیانت خود، میان مردم و واقعیت ایستادید و اجازه ندادید آنان "زیستنِ شرافت‌مندانه" را انتخاب کنند، زیرا به دروغ، ایدئولوژی را رنگ کردید و به جای شرافت به مردم فروختید.

امروز اما ملت به سخنوری‌های توخالی شما وقعی نمی‌دهند. دیگر مشتری ندارید. ادبیاتِ صیقل‌یافته‌ی اصلاح‌طلبانه‌تان را در کوزه بگذارید. امیدوارم کوزه‌‌ی شکسته‌ی خیانت‌هایتان در هیچ دوره‌ای از تاریخ ایران باز نشود و به فراموشی ابدی سپرده شود.
آمین

◽️@utfinance◽️
65👍16👏7👎2
پرسش‌های بی پاسخ.pdf
70.5 KB
📄 فاجعه ملی و برخی پرسش‌های بی پاسخ

👤 موسی غنی‌نژاد

فاجعه ملی روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه پرسش‌های مهم و دردناکی را در ذهن‌ها ایجاد کرده که هیچ مقام رسمی مسئولی تاکنون بیش از یک ماه پس از واقعه پاسخ قانع کننده‌ای به آنها نداده است.

جناب رئیس جمهور پزشکیان می‌فرماید دولت «نوکر» مردم است و در برابر ملت ایران از بابت این فاجعه اظهار «شرمندگی» می‌کند. اگر جناب پزشکيان واقعا معتقد است دولت نوکر و ملت ارباب است پس چرا این دولت مستخدم ملت توضيح قانع کننده و منطقی در باره کشتار جنایت‌بار بخشی از این ملت نمی‌دهد؟

اگر دولت نوکر مستخدم ملت است چطور به خود اجازه می‌دهد که در قالب ارباب و قیم ملت ابزار ارتباطی میان آن‌ها را قطع کند؟ خاموشی تمام عیار اینترنت و ارتباطات تلفنی هفته‌ها پس از وقوع فاجعه در شرایطی که ملت ایران در بهت و نگرانی فرو رفته بود با چه هدفی صورت گرفت و چه کارکردی داشت؟

◽️@utfinance◽️
👍37🤬96👎5👏1
📄 چپ یعنی ستیز با همه چیز

✍️محمد مهدی وکیلی

چپ سیاسی، از کمونیسم کلاسیک تا روایت‌های متأخرِ چپ نو، همواره خود را وجدان بیدار تاریخ دانسته است؛ اما به واقع، مسئله نه نیت اخلاقی بلکه سازگاری درونی نظریه و کارآمدی نهادی آن است. مارکسیسم ارتدوکس با این پیش‌فرض آغاز کرد که می‌توان از خلال تمرکز قدرت در دولت، به الغای سلطه دست یافت؛ تناقضی که در سطح نظری، دولت را هم ابزار رهایی و هم منشأ بیگانگی می‌خواست. شبیه همان تناقضی که چپ‌ها پس از پوشیدن اورکت آمریکایی به جنگ امپریالیسم می‌رفتند!

در سطح عملی نیز تجربه‌های گوناگون نشان دادند که حذف سازوکار قیمت و رقابت، به‌جای تحقق عدالت پایدار، اغلب به ناکارآمدی ساختاری و تمرکز قدرت انجامیده است. مسئله دانش پراکنده، انگیزه‌های فردی و محدودیت اطلاعات در این دستگاه فکری یا نادیده گرفته شد یا به سوءظن‌های ایدئولوژیک فروکاهیده شد. سرانجام نتیجه آن بود که وعده برابری، در عمل به هم‌سطح‌سازی در فقر یا وابستگی بدل شد.

چپ نو، در واکنش به این شکست‌ها، از اقتصاد سیاسی کلاسیک فاصله گرفت و به قلمرو گفتمان، هویت و نقد فرهنگی کوچ کرد. اما این جابه‌جایی، اگرچه افق‌های تازه‌ای در تحلیل قدرت نمادین گشود، اغلب به گسست از پرسش بنیادین حکمرانی انجامید: چگونه می‌توان در شرایط کمیابی، قواعدی عادلانه و پایدار برای همکاری اجتماعی طراحی کرد؟ سیاست، در این قرائت، بیش از آنکه هنر سامان‌دادن به تعارض منافع در چارچوب نهادهای عمومی باشد، به میدان داوری اخلاقی و افشاگری بدل شد. در چنین وضعی، کنش سیاسی از طرح ایجابی برای اصلاح تدریجی ساختارها فاصله می‌گیرد و به موضعی سلبی و دائماً معترض تقلیل می‌یابد؛ گویی کافی است نظم موجود را نفی کنیم تا نظمی کارآمد و عادلانه خودبه‌خود پدید آید.

در ایران نیز بخش مهمی از جریان‌های چپ، از حزب‌گرایی‌های ایدئولوژیک قرن بیستم تا صورت‌بندی‌های روشنفکری متأخر، کمتر توانسته‌اند طرحی منسجم و عملی برای اقتصاد و سیاست عرضه کنند که در عرصه نهادی آزمون پس دهد. در غیاب برنامه‌ای دقیق برای سیاست‌گذاری، نقد سرمایه‌داری یا دولت به شعار تقلیل یافته و نسبت با سنت تاریخی و فرهنگی کشور نیز غالباً آمیخته با ستیز بوده است. برای نمونه مواجهه انتقادیِ احمد شاملو با شاهنامه فردوسی را می‌توان نمادی از این تنش دانست: جایی که به‌جای گفت‌وگوی تفسیری با متنی که ستون فقرات هویت تاریخی ایرانیان را شکل داده، رویکردی تقابلی غلبه می‌یابد. مسئله در اینجا دفاع غیرانتقادی از سنت نیست، بلکه این پرسش است که آیا می‌توان با نفی مستمر میراث تاریخی، هویتی سیاسی و مدنیِ پایدار بنا کرد؟

از منظر لیبرالیسم سیاسی، فضیلت یک نظریه در توانایی آن برای طراحی نهادهایی است که آزادی فردی، حاکمیت قانون و مسئولیت‌پذیری را در چارچوبی پایدار جمع کند. جامعه‌ای که از فردوسی تا تجربه‌های مدرن دولت‌سازی را در کارنامه خود دارد، نیازمند اندیشه‌ای است که هم به محدودیت‌های اقتصاد سیاسی واقف باشد و هم با سنت فرهنگی خود در نسبت گفت‌وگویی قرار گیرد. چپ ایرانی، اگر بخواهد از حاشیه نقد به متن سیاست وارد شود، ناگزیر است از سلب‌گرایی دائمی فاصله بگیرد، در باب نهادسازی و کارآمدی اقتصادی سخن دقیق بگوید و نشان دهد که آزادی و عدالت را نه در سطح شعار، بلکه در سطح قواعد عملی همکاری اجتماعی درک می‌کند. تنها در این صورت است که می‌توان آن را به‌ عنوان رقیبی جدی در میدان اندیشه سیاسی به رسمیت شناخت.

📊Ravand | روند

◽️@utfinance◽️
29👌9👎3👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 اصلاح بدون فهم ریشه اصلی تباهی ممکن نیست

👤 جواد طباطبائی

/حاشیه درسگفتار منتسکیو، در مورد مفهوم اصلی اصلاحات/

◽️@utfinance◽️
👍193👏3👎2
📄 منشأ ارزش چیست؟

در سال ۱۸۴۸ میلادی، کارل مارکس و فریدریش انگلس با انتشار «مانیفست کمونیست»، نظریه‌ای درباره‌ی استثمار ارائه کردند که بر «نظریه‌ی ارزش کار» استوار بود. در چارچوب فکری مارکس، تنها «کار» است که ارزش می‌آفریند. از این منظر، سود زمانی حاصل می‌شود که کارگران به دلیل عدم مالکیت بر ابزار تولید، ناگزیر نیروی کار خود را به سرمایه‌داران بفروشند و آن‌ها نیز بخشی از تولیدِ کارگران را به نفع خود مصادره کنند. مارکس و انگلس کارگران را به تسخیر ابزار تولید و بازپس‌گیری کنترل زندگی خویش فراخواندند؛ ایده‌هایی که بعدها الهام‌بخش جنبش‌های انقلابی در سراسر جهان شد. با این حال، تلاش‌های قرن بیستمی برای پیاده‌سازی این الگو، غالباً به فروپاشی اقتصادی، سرکوب سیاسی و رنج گسترده‌ی انسانی منتهی گشت.

اما ماه فوریه مصادف با زادروز کارل منگر (متولد ۲۸ فوریه ۱۸۴۰) نیز هست. در همان دورانی که مارکس در حال پی‌ریزی نظام فکری خود بود، منگر نظریه‌ای بنیادین و کاملاً متفاوت درباره‌ی ارزش تبیین می‌کرد. او با نارضایتی از تبیین‌های کلاسیک، استدلال کرد که منشأ ارزش، «کار» نیست؛ بلکه برعکس، مردم به این دلیل کار می‌کنند که برای کالاهای حاصل از آن کار، ارزش قائل‌اند. افراد نیازهای خود را به صورت «ذهنی» اولویت‌بندی کرده و تلاش خود را معطوف به اموری می‌کنند که از نظر آن‌ها اهمیت بیشتری دارد. بنابراین، ارزش از ترجیحات انسانی نشئت می‌گیرد، نه از ساعات صرف‌شده برای کار.

این نگرش، روایت علّی مارکس را دگرگون ساخت. اگر ارزش بازتاب‌دهنده‌ی قضاوت مردم درباره‌ی واحدهای نهایی (نهایی‌گرایی) کالاها و خدمات باشد، سود زمانی پدید می‌آید که کارآفرینان نیازهای مصرف‌کننده را پیش‌بینی کرده و منابع را به شیوه‌ای ارزشمندتر با یکدیگر ترکیب کنند. در این دیدگاه، سود نه حاصل استثمار نظام‌مند از کارگران، بلکه نتیجه‌ی هماهنگی، کشف فرصت‌ها و نوآوری است.

اوژن فون بوهم-باورک با تکیه بر مبانی فکری منگر، یکی از نخستین نقد‌های جدی را بر مارکس وارد کرد. او نشان داد که نظریه‌ی مارکس مستلزم نرخ سود بالاتر در صنایع «کاربر» (با نیروی کار متراکم) است؛ پیش‌بینی‌ای که با واقعیتِ بازارهای رقابتی در تضاد است، چرا که بازارها تمایل دارند بازدهی را در بخش‌های مختلف هم‌تراز کنند. اگرچه مارکس متوجه این تناقض بود و کوشید آن را مرتفع سازد، اما اکثر اقتصاددانان راهکار او را ناموفق قلمداد می‌کنند.

✍🏻 ترجمه: محمد کهربی

🔺 - یک جنرالیست
🔻 @be_a_generalist
| Twitter | Instagram | Telegram |

◽️@utfinance◽️
👍2111👌2👏1
📄 جمهوری‌خواهی یا اقلیت‌گرایی؟

👤 محمدحسین همت‌پور

۱. اقلیت‌گرایی در میان یک جنبش اکثریتی، زمانی که به سانسور، نفی و بی‌اعتبارسازی اراده غالب بیانجامد، نه نشانه دموکراسی‌خواهی بلکه بیانگر نوعی گرایش اقتدارگرایانه است. مسئله «حق اقلیت برای مخالفت» نیست؛ مسئله آنجاست که اقلیت می‌گوید: ما می‌فهمیم و شما نمی‌فهمید!

۲. اقلیت حق دارد صدایش را بلند کند، هشدار دهد و حتی مقاومت کند؛ اما همان اقلیت زمانی که اکثریت اجتماعی را نادان و عقب‌افتاده می‌خواند و خود را تنها مرجع تشخیص خیر عمومی می‌داند، دیگر از حقوق اقلیت دفاع نمی‌کند؛ بلکه در حال صورت‌بندی نوعی اشرافیت فکری است.

۳. در یک جنبش اکثریتی، عقلانیت سیاسی اقتضا می‌کند که نیروهای منتقد در افق مشترک ملی گفتگو کنند، نه اینکه با ادعای نمایندگی ایده‌ای خاص، شعارهای دانشگاه را سانسور کنند و خود را از بدنه اجتماعی جداسازند. دموکراسی از دل مشارکت همگانی ساخته می‌شود.

۴. دموکراسی‌خواهی یعنی پذیرش خطا؛ یعنی این فروتنی که شاید من تمام حقیقت نباشم. اقلیت دموکراتیک، اقلیتی است که می‌کوشد به جای حذف کردن، اقناع کنند؛ به جای قهر کردن، ائتلاف بسازد؛ تا بتواند همسو با اراده عمومی شود، نه آنکه بر برج عاج بنشیند و اکثریت را تحقیر کند.

۵. استبداد از جایی شروع می‌شود که اقلیتی احساس کند حقیقت به صورت انحصاری در اختیار اوست و هیچ‌کس نمی‌تواند آن را نمایندگی کند. تا اینجا روشن شد که برنامه سیاسی این اقلیت پرسر و صدا، صرفا چرخش نخبگانی است، نه چرخش در قدرت به نفع مردم؛ گذار از استبداد به استبدادی دیگر!

◽️@utfinance◽️
👍32👎6👌43👏3
📄 راه آینده از احترام به مردم می‌گذرد

👤 مهدی پرپنچی

‏امروز گسترده‌ترین صف‌بندیِ عملی که بخش‌هایی از نیروهای سیاسی ایران را کنار هم قرار داده، نه حول یک برنامه روشن علیه جمهوری اسلامی، بلکه حول مخالفت با یک قطب مشخص در اپوزیسیون شکل گرفته است.

این صف‌بندی الزاماً به معنای هم‌فکری نیست. جبهه سیاسی می‌تواند با دلایل متضاد شکل بگیرد. اعضای یک جبهه ممکن است در بسیاری موارد اختلاف داشته باشند، اما حول یک هدف مشترک کنار هم می‌ایستند. امروز در عمل، از دستگاه سرکوب و تبلیغات جمهوری اسلامی تا اصلاح‌طلبان و بخشی از نیروهای سیاسی در داخل و خارج از کشور، با انگیزه‌های متفاوت در یک نقطه هم‌راستا می‌شوند: مهار یا حذف شاهزاده پهلوی از معادله.

در چنین وضعی، مسئله اصلی «شخص» نیست، بلکه نسبتِ میان سیاست‌ورزی و جامعه است. وقتی بخش قابل‌توجهی از جامعه، درست یا نادرست، یک قطب سیاسی را برای رهبریِ تغییر برمی‌گزیند و به او امید می‌بندد، حمله به آن قطب اگر با زبانِ تحقیرِ رای و زیر سوال بردن قدرت تشخیصِ مردم همراه شود، به سرعت به معنای تحقیرِ میلیون‌ها نفر و حمله به «امید» آنان فهمیده می‌شود.

توهین به شعور مردم، تحقیر انتخابِ سیاسی مردم، کوبیدن کتاب‌خوانی و کتاب بر سر مردم، نتیجه‌ای جز روی‌گردانی مردم از شما نخواهد داشت.

از منظر منطق سیاسی، هیچ جریان یا گفتمانی از تحقیر مردم سود نمی‌برد. تحقیر شاید در کوتاه‌مدت حس برتری یا «تسویه‌حساب» تولید کند، اما در بلندمدت سرمایه اعتماد عمومی و حق نمایندگی را می‌سوزاند. مردم تماشاگرِ سیاست نیستند؛ موتور محرک سیاست و بلکه خود سیاست‌اند. هر پروژه سیاسی برای تغییر، از جنبش و انقلاب گرفته تا انتخابات و همه‌پرسی، در نهایت مجبور است به یک چیز اتکا کند: رضایت و مشارکت مردمی که قرار است هزینه بدهند، رای بدهند، به خیابان بیایند و پای تصمیم بایستند.

ورشکستگی سیاسی جمهوری اسلامی نیز تا حد زیادی از همین نقطه آغاز شد: از لحظه‌ای که حق انتخاب از مردم سلب و ابراز نظر جرم شد، کرامتِ مردم خرجِ ایدئولوژی شد و زبان تحقیر به زبان رسمی سیاست بدل شد. تحقیرِ مردم فقط دل‌ها را نمی‌شکند؛ رابطه قدرت و مردم را می‌شکند. سیاستی که مردم را حقیر می‌بیند، در واقع زمین زیر پای خود را خالی می‌کند.

این قاعده محدود به حکومت‌ها نیست و در اپوزیسیون هم کار می‌کند. اگر اختلاف نظر به تحقیر تبدیل شود، پل ارتباط با همان مردمی می‌سوزد که در لحظه تصمیمِ تاریخی، تعیین‌کننده‌اند. مردم، فرق نقد و تحقیر را می‌فهمند: نقد یعنی سنجش ایده‌ها؛ تحقیر یعنی نفی کرامت و نفیِ حق انتخاب. نقد می‌تواند هم‌گرایی بسازد، اما تحقیر واگرایی تولید می‌کند.

هر نیرویی که به دنبال تغییر است، ناگزیر به ساختن اعتماد و حفظ ارتباط با جامعه است. راه آینده از احترام به مردم می‌گذرد، نه از کوبیدن امیدها و انتخاب‌های آن.

◽️@utfinance◽️
👌335👍5👎5