🖥 زندگی در خلال فاجعه
👤 مهرداد محمدی
👤 محمدرضا مردانیان
👤 سیما مبارکشاهی
👤 مهرناز حاجیعلی
👤 علیرضا شاهحسینی
◽️ گفتوگوی جمعی؛ احساس شرم و جا ماندن پس از قتل عام
©️ پادکست زیرورو
◽️@utfinance◽️
👤 مهرداد محمدی
👤 محمدرضا مردانیان
👤 سیما مبارکشاهی
👤 مهرناز حاجیعلی
👤 علیرضا شاهحسینی
◽️ گفتوگوی جمعی؛ احساس شرم و جا ماندن پس از قتل عام
©️ پادکست زیرورو
◽️@utfinance◽️
YouTube
#9 زندگی در خلال فاجعه؛ گفتوگوی جمعی: احساس شرم و جا ماندن پس از قتلعام
شماره ۹: زندگی در خلال فاجعه؛ گفتوگوی جمعی: احساس شرم و جا ماندن پس از قتلعام
گفتگوی جمعی با:
سیما مبارک شاهی
مهرناز حاجیعلی
محمدرضا مردانیان
علیرضا شاه حسینی
مهرداد محمدی
بهمن ۱۴۰۴
گفتگوی جمعی با:
سیما مبارک شاهی
مهرناز حاجیعلی
محمدرضا مردانیان
علیرضا شاه حسینی
مهرداد محمدی
بهمن ۱۴۰۴
❤6👎1
📄 انسانی که دیگر بلد نیست عادی باشد
👤 محمد الف
بسیاری از کسانی که از آشوویتس زنده بیرون آمدند، هیچگاه آن خالکوبی شماره روی دستشان را پاک نکردند، زیرا برگشتن به «زندگی عادی» یک جورهایی غیر ممکن بود.
آنها راوی چیزی بودند که نباید فراموش میشد. همیشه کسانی هستند که چنان رنج بزرگی را انکار کنند، آن شمارهها سندی بود بر اینکه «من آنجا بودم و دیدم چه شد. من سند زنده آن شرایطم.»
حقیقت این است که شما هیچوقت قرار نیست هیچ چیز برایتان عادی بشود، یعنی نمیتواند که بشود. بعضی زخمها چنان ویرانکنندهاند که حتی با تغییر نظم سیاسی موجود هم ترمیم کردنشان نسلها زمان میبرد.
یک نسل میجنگد و زخم میخورد، نسل بعد راوی زخم نسل پیشینش میشود و نسل بعدتر میتواند ثمره زندگی عادی را بچشد.
شما میجنگید تا نسلهای بعدیتان این روزها را که شما به چشم دیدید، فقط در کتابهای تاریخ بخوانند. اگر اشتباه نکنم، سولژنیتسین بود که میگفت: مسئله اردوگاههای شوروی این بود که انسانی را میساخت که دیگر بلد نبود عادی باشد. من پیتزا میبینم یاد سارینا میافتم. کلمن آب میبینم یاد ربیعی میافتم. رنگین کمان میبینم یاد کیان میافتم. به هرچیزی که نگاه میکنم، نشانهای از یک رنج بزرگ است. نمیشود این همه جنایت را زیر فرش جارو کنی و بگویی هیچی نشده است و به زندگی ادامه بدهید، این جامعه کاملا ویران شده است.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد الف
بسیاری از کسانی که از آشوویتس زنده بیرون آمدند، هیچگاه آن خالکوبی شماره روی دستشان را پاک نکردند، زیرا برگشتن به «زندگی عادی» یک جورهایی غیر ممکن بود.
آنها راوی چیزی بودند که نباید فراموش میشد. همیشه کسانی هستند که چنان رنج بزرگی را انکار کنند، آن شمارهها سندی بود بر اینکه «من آنجا بودم و دیدم چه شد. من سند زنده آن شرایطم.»
حقیقت این است که شما هیچوقت قرار نیست هیچ چیز برایتان عادی بشود، یعنی نمیتواند که بشود. بعضی زخمها چنان ویرانکنندهاند که حتی با تغییر نظم سیاسی موجود هم ترمیم کردنشان نسلها زمان میبرد.
یک نسل میجنگد و زخم میخورد، نسل بعد راوی زخم نسل پیشینش میشود و نسل بعدتر میتواند ثمره زندگی عادی را بچشد.
شما میجنگید تا نسلهای بعدیتان این روزها را که شما به چشم دیدید، فقط در کتابهای تاریخ بخوانند. اگر اشتباه نکنم، سولژنیتسین بود که میگفت: مسئله اردوگاههای شوروی این بود که انسانی را میساخت که دیگر بلد نبود عادی باشد. من پیتزا میبینم یاد سارینا میافتم. کلمن آب میبینم یاد ربیعی میافتم. رنگین کمان میبینم یاد کیان میافتم. به هرچیزی که نگاه میکنم، نشانهای از یک رنج بزرگ است. نمیشود این همه جنایت را زیر فرش جارو کنی و بگویی هیچی نشده است و به زندگی ادامه بدهید، این جامعه کاملا ویران شده است.
◽️@utfinance◽️
💔30👍7❤2😢1
📄 پروپاگاندا خود جنایت است!
👤 اشکان زارع
اکتبر ۱۹۳۳، گوبلز شاهکارِ خود را رو کرد: قانونِ سردبیران.
این قانون، روزنامهنگاری را از یک «حرفه» به یک «مأموریت دولتی» تبدیل کرد. روزنامهنگار دیگر مسئول در برابرِ حقیقت یا مردم نبود؛ او کارمندِ دولت بود.
آن ها وقتی شیشههای مغازههای یهودیان میشکست (کریستالناخت)، آنها تیتر میزدند: «خشمِ خودجوشِ ملت علیه استثمارگران».
روزنامهنگاران نازی شکست در استالینگراد را «عقبنشینیِ استراتژیک برای کوتاهکردنِ خطوطِ نبرد» مینامیدند.
مهمترین کارشان انسان زدایی بود. آنها یهودیان، اسلاوها و مخالفان را «موش»، «باکتری» و «سرطان» مینامیدند.
نمادِ تاموتمامِ این مالهکشیِ جنایتبار، یولیوس اشترایخر، سردبیر روزنامهی Der Stürmer (مهاجم) بود.
او هرگز تفنگ دست نگرفت. او هرگز کسی را شخصاً نکشت. او فقط مینوشت.
او ۲۵ سال تمام، با کاریکاتورها و مقالاتش، ذهنِ آلمانیها را مسموم کرد تا آمادهی هولوکاست شوند. او «تئوریسینِ نفرت» بود.
وقتی جنگ تمام شد، متفقین فقط ژنرالها را محاکمه نکردند. آنها سراغِ «مالهکشان» هم رفتند.
در دادگاه نورنبرگ، یولیوس اشترایخر به اعدام محکوم شد.
دفاعیاتِ او شنیدنی بود، او میگفت: «من فقط نظرم را نوشتم! آزادی بیان کجاست؟ من که کسی را نکشتم!»
اما قضاتِ نورنبرگ حکمی تاریخی دادند: «پروپاگاندا، خودِ جنایت است.»
آنها اعلام کردند که کسی که بسترِ روانیِ کشتار را فراهم میکند، به اندازهی کسی که گازِ سیکلون-بی را در اتاقها رها میکند، قاتل است.
◼️ @iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
اکتبر ۱۹۳۳، گوبلز شاهکارِ خود را رو کرد: قانونِ سردبیران.
این قانون، روزنامهنگاری را از یک «حرفه» به یک «مأموریت دولتی» تبدیل کرد. روزنامهنگار دیگر مسئول در برابرِ حقیقت یا مردم نبود؛ او کارمندِ دولت بود.
آن ها وقتی شیشههای مغازههای یهودیان میشکست (کریستالناخت)، آنها تیتر میزدند: «خشمِ خودجوشِ ملت علیه استثمارگران».
روزنامهنگاران نازی شکست در استالینگراد را «عقبنشینیِ استراتژیک برای کوتاهکردنِ خطوطِ نبرد» مینامیدند.
مهمترین کارشان انسان زدایی بود. آنها یهودیان، اسلاوها و مخالفان را «موش»، «باکتری» و «سرطان» مینامیدند.
نمادِ تاموتمامِ این مالهکشیِ جنایتبار، یولیوس اشترایخر، سردبیر روزنامهی Der Stürmer (مهاجم) بود.
او هرگز تفنگ دست نگرفت. او هرگز کسی را شخصاً نکشت. او فقط مینوشت.
او ۲۵ سال تمام، با کاریکاتورها و مقالاتش، ذهنِ آلمانیها را مسموم کرد تا آمادهی هولوکاست شوند. او «تئوریسینِ نفرت» بود.
وقتی جنگ تمام شد، متفقین فقط ژنرالها را محاکمه نکردند. آنها سراغِ «مالهکشان» هم رفتند.
در دادگاه نورنبرگ، یولیوس اشترایخر به اعدام محکوم شد.
دفاعیاتِ او شنیدنی بود، او میگفت: «من فقط نظرم را نوشتم! آزادی بیان کجاست؟ من که کسی را نکشتم!»
اما قضاتِ نورنبرگ حکمی تاریخی دادند: «پروپاگاندا، خودِ جنایت است.»
آنها اعلام کردند که کسی که بسترِ روانیِ کشتار را فراهم میکند، به اندازهی کسی که گازِ سیکلون-بی را در اتاقها رها میکند، قاتل است.
◼️ @iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
❤35👍20👎3
📄 درک «گلیشفتهایی» از اقتصاد
👤 البرز نظامی
هنوز برخی در جهان پیشا جنگ دوم جهانی بسر میبرند. آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند برای تولید ثروت نیازمند منابع و نیروی کار کشورهای دیگر هستند. در نتیجه این تفسیر، آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند به دنبال کشورگشایی هستند تا منابع و نیروی کار کشورهای دیگر را به استخدام خود درآورند و اگر هم نتوانند در این امر موفق شوند؛ به طرقی به دنبال غارت منابع کشورهای ضعیفتر با حیلههای مختلف میروند. در این نظرگاه است که «اجنبی» تمام قد شر است و باید از آن ترسید. به ویژه مایی که کشورمان «روی طلا» خوابیده است و نفتمان همواره چشم طمع «بیگانگان» را به خود جلب میکند. این منابع بیانتها کاری میکند که ما لقمه چرب و نرمی به نظر برسیم که جهان فقط منتظر یک لحظه غفلت از ما باشد تا ما را در خود ببلعد. لکن، این جهانبینی معصومانه اگر زمانی نیز معنا داشت، در عصر امروز حرف پرتی است که نشان از بیاطلاعی گویندگانش دارد.
واقعیت آن است که اقتصاد جهان دهههاست که از این مراحل عبور کردهاست. درست به همین دلیل است که کشورگشایی در عصر ما دستکم از لحاظ اقتصادی بیمعناست و اگر نزاعهای سرزمینی هم دیده میشود یا جنبه امنیتی دارد یا دلایل هویتی. در عصر پسا جنگ دوم جهانی و به ویژه پس از انقلابی که سولو در اقتصاد به راه انداخت، #تکنولوژی و پیشرفت آن حرف اول را میزند. در این تفسیر مدرن از اقتصاد، رشد و توسعه اقتصادی به این وابسته است که ما چقدر در حوزه تکنولوژی پیشرفت کردهایم. این روند آنچنان ادامه یافت که ما اکنون خود را در دل جهانی پیدا میکنیم که در آن ارزش شرکتهایی همچون NVIDIA، اپل، گوگل یا مایکروسافت و متا به تنهایی میتواند از ارزش کل منابع نفتی یک کشور فراتر رود. به عنوان مثال، از ۱۰ شرکت بزرگ جهان تنها یک شرکت آرامکو نفتی است و باقی شرکتهای حوزه تکنولوژی و AI هستند. بنابراین، در جهان امروز بیشتر از منابع نفتی، این تکنولوژیهای جدید چون AI و سرمایه انسانی است که رشد اقتصادی را میسازد و وقتی کسی از «غارت» منابع سخن میگوید و از توطئه دیگران برای تاراج #نفت و منابع معدنی حرف میزند، در واقع از ذهن فقیر خود در حوزه اقتصاد پرده برمیدارد. ذهنی که معلوم است که درکش از تولید ثروت، خامفروشی است و نه چیزی بیشتر.
مضاف بر این، درکی اینچنین از اقتصاد مشخص است که تاکنون با چیزی به عنوان سرمایهگذاری خارجی آشنا نیست. شاید حتی اگر آشنا نیز باشد، آن را «#غارت» و «#استعمار» و «#امپریالیزم» خطاب کند. لکن، باید برای این ذهنهای فقیر یادآوری کرد که کشورهای در حال توسعه با بحران سرمایه مواجهند و اتفاقا ورود سرمایه خارجی به کشور، قیمت نسبی سرمایه را میکاهد و در نتیجه، کشور را در ریل رشد و توسعه اقتصادی قرار میدهد.
تازه شاید این ذهنهای الکن از مطالعات جدید مبنی بر «سرریز مثبت استعمار» در قرنهای گذشته که در برخی مناطق جهان مانند هنگکنگ را بخوانند، یقه پاره کنند و سر به بیابان بگذارند. من نیز در این نوشتار کوتاه قصد ورود به آن را ندارم؛ اما، بر خود لازم میبینم که به واقعیتی در پایان اشاره کنم. سرمایه خارجی نه شر که اتفاقا منشا خیر است. سرمایه خارجی کمک میکند تا مشاغل جدید و پیچیدهتری در مملکت پا بگیرد و در نتیجه، نهتنها رونق بیشتری در اقتصاد شکل بگیرد؛ بلکه، کمک میکند تا با افزایش درآمد سرانه، تقاضا برای کالاهای لوکس همچون مطالبات سیاسی و فرهنگی هم ایجاد شود.
◽️@utfinance◽️
#گلشیفته
#گلشیفته_فراهانی
👤 البرز نظامی
هنوز برخی در جهان پیشا جنگ دوم جهانی بسر میبرند. آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند برای تولید ثروت نیازمند منابع و نیروی کار کشورهای دیگر هستند. در نتیجه این تفسیر، آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند به دنبال کشورگشایی هستند تا منابع و نیروی کار کشورهای دیگر را به استخدام خود درآورند و اگر هم نتوانند در این امر موفق شوند؛ به طرقی به دنبال غارت منابع کشورهای ضعیفتر با حیلههای مختلف میروند. در این نظرگاه است که «اجنبی» تمام قد شر است و باید از آن ترسید. به ویژه مایی که کشورمان «روی طلا» خوابیده است و نفتمان همواره چشم طمع «بیگانگان» را به خود جلب میکند. این منابع بیانتها کاری میکند که ما لقمه چرب و نرمی به نظر برسیم که جهان فقط منتظر یک لحظه غفلت از ما باشد تا ما را در خود ببلعد. لکن، این جهانبینی معصومانه اگر زمانی نیز معنا داشت، در عصر امروز حرف پرتی است که نشان از بیاطلاعی گویندگانش دارد.
واقعیت آن است که اقتصاد جهان دهههاست که از این مراحل عبور کردهاست. درست به همین دلیل است که کشورگشایی در عصر ما دستکم از لحاظ اقتصادی بیمعناست و اگر نزاعهای سرزمینی هم دیده میشود یا جنبه امنیتی دارد یا دلایل هویتی. در عصر پسا جنگ دوم جهانی و به ویژه پس از انقلابی که سولو در اقتصاد به راه انداخت، #تکنولوژی و پیشرفت آن حرف اول را میزند. در این تفسیر مدرن از اقتصاد، رشد و توسعه اقتصادی به این وابسته است که ما چقدر در حوزه تکنولوژی پیشرفت کردهایم. این روند آنچنان ادامه یافت که ما اکنون خود را در دل جهانی پیدا میکنیم که در آن ارزش شرکتهایی همچون NVIDIA، اپل، گوگل یا مایکروسافت و متا به تنهایی میتواند از ارزش کل منابع نفتی یک کشور فراتر رود. به عنوان مثال، از ۱۰ شرکت بزرگ جهان تنها یک شرکت آرامکو نفتی است و باقی شرکتهای حوزه تکنولوژی و AI هستند. بنابراین، در جهان امروز بیشتر از منابع نفتی، این تکنولوژیهای جدید چون AI و سرمایه انسانی است که رشد اقتصادی را میسازد و وقتی کسی از «غارت» منابع سخن میگوید و از توطئه دیگران برای تاراج #نفت و منابع معدنی حرف میزند، در واقع از ذهن فقیر خود در حوزه اقتصاد پرده برمیدارد. ذهنی که معلوم است که درکش از تولید ثروت، خامفروشی است و نه چیزی بیشتر.
مضاف بر این، درکی اینچنین از اقتصاد مشخص است که تاکنون با چیزی به عنوان سرمایهگذاری خارجی آشنا نیست. شاید حتی اگر آشنا نیز باشد، آن را «#غارت» و «#استعمار» و «#امپریالیزم» خطاب کند. لکن، باید برای این ذهنهای فقیر یادآوری کرد که کشورهای در حال توسعه با بحران سرمایه مواجهند و اتفاقا ورود سرمایه خارجی به کشور، قیمت نسبی سرمایه را میکاهد و در نتیجه، کشور را در ریل رشد و توسعه اقتصادی قرار میدهد.
تازه شاید این ذهنهای الکن از مطالعات جدید مبنی بر «سرریز مثبت استعمار» در قرنهای گذشته که در برخی مناطق جهان مانند هنگکنگ را بخوانند، یقه پاره کنند و سر به بیابان بگذارند. من نیز در این نوشتار کوتاه قصد ورود به آن را ندارم؛ اما، بر خود لازم میبینم که به واقعیتی در پایان اشاره کنم. سرمایه خارجی نه شر که اتفاقا منشا خیر است. سرمایه خارجی کمک میکند تا مشاغل جدید و پیچیدهتری در مملکت پا بگیرد و در نتیجه، نهتنها رونق بیشتری در اقتصاد شکل بگیرد؛ بلکه، کمک میکند تا با افزایش درآمد سرانه، تقاضا برای کالاهای لوکس همچون مطالبات سیاسی و فرهنگی هم ایجاد شود.
◽️@utfinance◽️
#گلشیفته
#گلشیفته_فراهانی
❤69👎14👍11😱2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مصطفی تاجزاده سه سال پیش: حمایت مردم از آقای رضا پهلوی و مقاومت حکومت با اسلحه در برابر مردم و ایشون یک توهمه!
👤 نجات بهرامی:
جالب اینجاست که این اصلاحطلبان عاشق جملاتی هستند با این مضمون که «مردم ایران شعور بالایی دارند و دیگر تن به تحمیل و اجبار نمیدهند» و یا نسل زد فلان است و بهمان!
اما آیا الان حاضرند به اشتباه و فقدان شناخت واقعی از جامعه ایران اعتراف کنند؟ بنده بعید میدانم. احتمالا مثل خامنهای میآیند و گرایش شدید مردم به پهلوی را ربط میدهند به هر چیزی تا فقط واقعیت را نپذیرند. یا آن را تقلیل میدهند و میگویند: این مردم به خاطر نفرت از خامنهای است که از پهلوی تمجید میکنند و… .
◽️@utfinance◽️
#تاجزاده
#مصطفی_تاجزاده
👤 نجات بهرامی:
جالب اینجاست که این اصلاحطلبان عاشق جملاتی هستند با این مضمون که «مردم ایران شعور بالایی دارند و دیگر تن به تحمیل و اجبار نمیدهند» و یا نسل زد فلان است و بهمان!
اما آیا الان حاضرند به اشتباه و فقدان شناخت واقعی از جامعه ایران اعتراف کنند؟ بنده بعید میدانم. احتمالا مثل خامنهای میآیند و گرایش شدید مردم به پهلوی را ربط میدهند به هر چیزی تا فقط واقعیت را نپذیرند. یا آن را تقلیل میدهند و میگویند: این مردم به خاطر نفرت از خامنهای است که از پهلوی تمجید میکنند و… .
◽️@utfinance◽️
#تاجزاده
#مصطفی_تاجزاده
👍72👎9❤5👌1
📄 انقلاب «ملی» در کشاکش ایدئولوژیهای ضد ملی
/نگاهی به نظریه جواد طباطبایی/
سیدجواد طباطبایی معتقد بود نخستین انقلاب ملی ایران با پیروزی جنبش مشروطه آغاز شد و مسیر ایران به سوی تجدد را گشود. این حرکت مبنای نظری تجدد ایرانی بود و نخستین «امر ملی» را در تاریخ جدید ایران آشکار کرد. امر ملی که ریشه در تاریخ ایران داشت، به تدوین قانون اساسی و نظام حقوقی و حکومتی منجر شد که حقوق ملی را تعیین میکرد. مهمترین دستاورد این جنبش، علیرغم چالشهای بعدی، ایجاد نظام حقوقی و دستگاه عدالت بود.
طباطبایی تأکید میکند که ملت ایران دارای خودآگاهی ملی و هویت تاریخی منحصربهفردی است که ریشه در روایت و تاریخ خود دارد. این هویت ملی، بر خلاف مفهوم امت، امری تاریخی است و ایرانیان آن را در طول تاریخ با «خاطره» خود آبیاری کردهاند.
به نظر طباطبایی، اعتراضات مردمی در ایران (از جمله جنبش سال 1401) تجلی همان خودآگاهی عمیق ملی و یک «انقلاب ملی» است. این حرکت واکنشی به سیاستهای ضد ملی جمهوری اسلامی، بهویژه مهندسی فرهنگی شکستخورده، است. این انقلاب ملی در واقع ادامه راه به سوی حاکمیت قانون و آزادی است که با جنبش مشروطه آغاز شد. ماهیت این انقلاب کنونی بر بنیاد حقوق و آزادیها است که اموری ذاتی و قابل دستیابی از طریق عقل مستقل دانسته میشوند. این حرکت، بر خلاف مدلهای انقلابی پیشین، اساساً غیرخشونتآمیز است، مگر آنکه خشونت به آن تحمیل شود.
🔗 همچنین بخوانید: مقاله «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» نوشته سیدجواد طباطبائی
◽️@utfinance◽️
#انقلاب_ملی_در_انقلاب_اسلامی
#انقلاب_ملی
#طباطبایی
#سیدجواد_طباطبایی
#ایرانشهر
/نگاهی به نظریه جواد طباطبایی/
سیدجواد طباطبایی معتقد بود نخستین انقلاب ملی ایران با پیروزی جنبش مشروطه آغاز شد و مسیر ایران به سوی تجدد را گشود. این حرکت مبنای نظری تجدد ایرانی بود و نخستین «امر ملی» را در تاریخ جدید ایران آشکار کرد. امر ملی که ریشه در تاریخ ایران داشت، به تدوین قانون اساسی و نظام حقوقی و حکومتی منجر شد که حقوق ملی را تعیین میکرد. مهمترین دستاورد این جنبش، علیرغم چالشهای بعدی، ایجاد نظام حقوقی و دستگاه عدالت بود.
طباطبایی تأکید میکند که ملت ایران دارای خودآگاهی ملی و هویت تاریخی منحصربهفردی است که ریشه در روایت و تاریخ خود دارد. این هویت ملی، بر خلاف مفهوم امت، امری تاریخی است و ایرانیان آن را در طول تاریخ با «خاطره» خود آبیاری کردهاند.
به نظر طباطبایی، اعتراضات مردمی در ایران (از جمله جنبش سال 1401) تجلی همان خودآگاهی عمیق ملی و یک «انقلاب ملی» است. این حرکت واکنشی به سیاستهای ضد ملی جمهوری اسلامی، بهویژه مهندسی فرهنگی شکستخورده، است. این انقلاب ملی در واقع ادامه راه به سوی حاکمیت قانون و آزادی است که با جنبش مشروطه آغاز شد. ماهیت این انقلاب کنونی بر بنیاد حقوق و آزادیها است که اموری ذاتی و قابل دستیابی از طریق عقل مستقل دانسته میشوند. این حرکت، بر خلاف مدلهای انقلابی پیشین، اساساً غیرخشونتآمیز است، مگر آنکه خشونت به آن تحمیل شود.
🔗 همچنین بخوانید: مقاله «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» نوشته سیدجواد طباطبائی
◽️@utfinance◽️
#انقلاب_ملی_در_انقلاب_اسلامی
#انقلاب_ملی
#طباطبایی
#سیدجواد_طباطبایی
#ایرانشهر
Telegraph
انقلاب «ملی» در کشاکش ایدئولوژیهای ضد ملی
نگاهی به نظریه جواد طباطبایی
👍24👎12❤5
🗓 امروز ۱۱ فوریه، پنجاهویکمین سالگرد به قدرت رسیدن #مارگارت_تاچر در حزب محافظهکار بریتانیا است.
بانوی آهنین، در دهه ۸۰ پیشگام نبرد با ویروس سوسیالیسم در جهان بود.
◽️@utfinance◽️
بانوی آهنین، در دهه ۸۰ پیشگام نبرد با ویروس سوسیالیسم در جهان بود.
◽️@utfinance◽️
❤89👍19👎4🤬3😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ایرج مصداقی: یک موی گندیده پرویز ثابتی به میرحسین موسوی میارزد
ایرج مصداقی خطاب به رضا علیجانی: شما حاضرید کنار جانیان بایستید اما کنار رضا پهلوی نایستید.
◽️@utfinance◽️
#پرویز_ثابتی
#میرحسین_موسوی
#ایرج_مصداقی
#رضا_علیجانی
ایرج مصداقی خطاب به رضا علیجانی: شما حاضرید کنار جانیان بایستید اما کنار رضا پهلوی نایستید.
◽️@utfinance◽️
#پرویز_ثابتی
#میرحسین_موسوی
#ایرج_مصداقی
#رضا_علیجانی
👌111👎20👍11🔥5👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چپ محور مقاومتی و بیعت مجدد با جمهوری اسلامی
جریان چپ ضدآمریکایی -موسوم به محور مقاومتی- که مدافع دولتها و گروههای ضدآمریکا و ضداسرائیل به ویژه در خاورمیانه است، این روزها به تکاپو افتاده و مجدد با جمهوری اسلامی بیعت کرده است.
بعد از حضور فعال #میلاد_دخانچی در رسانهها، از جمله در صداوسیما و حضور در برنامه یوتیوبی آزاد و جلسات نقد فیلم جشنواره فجر مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری (که این روزها گعده #اصلاحطلبان_روزنهگشا مثل #محمدرضا_جلائیپور است)، حال خانم ز.گ که از فعالین #مارکسیست #محور_مقاومتی دانشگاه تهران و دانشآموخته علوم سیاسی است در راهپیمایی ۲۲ بهمن با دوربین SNN (خبرگزاری دانشجو، وابسته به سازمان #بسیج) مصاحبه کرده و از «#مقاومت» حرف میزند و از بقای جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی میکند.
◽️@utfinance◽️
#چپ
#چپ_محور_مقاومتی
#محور_مقاومت
#مارکسیسم
جریان چپ ضدآمریکایی -موسوم به محور مقاومتی- که مدافع دولتها و گروههای ضدآمریکا و ضداسرائیل به ویژه در خاورمیانه است، این روزها به تکاپو افتاده و مجدد با جمهوری اسلامی بیعت کرده است.
بعد از حضور فعال #میلاد_دخانچی در رسانهها، از جمله در صداوسیما و حضور در برنامه یوتیوبی آزاد و جلسات نقد فیلم جشنواره فجر مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری (که این روزها گعده #اصلاحطلبان_روزنهگشا مثل #محمدرضا_جلائیپور است)، حال خانم ز.گ که از فعالین #مارکسیست #محور_مقاومتی دانشگاه تهران و دانشآموخته علوم سیاسی است در راهپیمایی ۲۲ بهمن با دوربین SNN (خبرگزاری دانشجو، وابسته به سازمان #بسیج) مصاحبه کرده و از «#مقاومت» حرف میزند و از بقای جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی میکند.
◽️@utfinance◽️
#چپ
#چپ_محور_مقاومتی
#محور_مقاومت
#مارکسیسم
🤬92👍11👏4❤1👎1
📄 آداب زندگی در جهنم
👤 اریک
زمانی که من درباره این مینوشتم که چطور باید در جهنم زندگی کرد (و مهمترینش این بود که باید حداقل یک نفر رو داشت که محبت خرجش کرد)، سوال مردم درباره زندگی بلژیکی در ایران بود (که بریم شریف یا تهران؟ طوری که انگار بین کمبریج و آکسفورد گیر کرده بودند).
و حالا سوال همه این شده که چطور باید در #جهنم زندگی کرد؟
آدم توقع داره این چرخش در طول یک قرن رخ بده، و یک پدر برای پسرش تعریف کنه، ولی بین فاصله سونوگرافی قبلیام و سونوگرافی جدیدم طی شد.
بهرحال پاسخ من هنوز همونه. در جهنم هیچ راهی برای خوب زندگی کردن وجود نداره، و امکان نداره بتونید خوب زندگی کنید. اگه تا الان فکر میکردید احتمالاتی وجود داره که بتونید خوب زندگی کنید، از ذهنتون بیرون کنید. چون امکان نداره. شما جایی هستید که کل زندگیتون یک اسکناس که وسطش چهره بنجامین فرانکلین قرار داره میارزه. و هزاران فرد و نهاد آمادهاند اون اسکناس رو بگیرند و شما رو دفن کنند.
شما جایی هستید که هیچ حق و حقوقی ندارید، هیچ شأنی ندارید، و هیچ پشتیبانی ندارید. شغلتون پانتومیم فعالیته، غذایی که روزانه میخورید کمتر از جیره زندانیان آمریکاست، و اصلیترین تفریحتون راه رفتنه.
در جهنم فقط میشه تسلیم نشد، نمیشه خوب زندگی کرد. و تسلیم نشدن یعنی به شکل جهنم درنیامدن. معمولا جهنم توسط کسانی پر شده که خودشون هم جهنم هستند. تسلیم نشدن یعنی به اون شکل درنیامدن.
برای به اون شکل درنیامدن هم فقط یک راه وجود داره، و اون نادیده گرفتن خودتونه. نادیده گرفتن آرزوهاتون، و رویاهاتون، و نیازهاتون؛ تا بعدش بتونید به بقیه خیر برسونید.
در واقع تنها راه تسلیم نشدن در جهنم، کشتن خوده. اگه خودتون رو نکشید اذیت میشید، و خیری هم به کسی نرسیده، که یعنی یک معامله باخت-باخت. یکی از انواع خیر رسوندن هم محبت کردن به کسانیه که انتظارش رو ندارند.
اگه راه دیگهای وجود داشت حتما میگفتم.
◽️@utfinance◽️
👤 اریک
زمانی که من درباره این مینوشتم که چطور باید در جهنم زندگی کرد (و مهمترینش این بود که باید حداقل یک نفر رو داشت که محبت خرجش کرد)، سوال مردم درباره زندگی بلژیکی در ایران بود (که بریم شریف یا تهران؟ طوری که انگار بین کمبریج و آکسفورد گیر کرده بودند).
و حالا سوال همه این شده که چطور باید در #جهنم زندگی کرد؟
آدم توقع داره این چرخش در طول یک قرن رخ بده، و یک پدر برای پسرش تعریف کنه، ولی بین فاصله سونوگرافی قبلیام و سونوگرافی جدیدم طی شد.
بهرحال پاسخ من هنوز همونه. در جهنم هیچ راهی برای خوب زندگی کردن وجود نداره، و امکان نداره بتونید خوب زندگی کنید. اگه تا الان فکر میکردید احتمالاتی وجود داره که بتونید خوب زندگی کنید، از ذهنتون بیرون کنید. چون امکان نداره. شما جایی هستید که کل زندگیتون یک اسکناس که وسطش چهره بنجامین فرانکلین قرار داره میارزه. و هزاران فرد و نهاد آمادهاند اون اسکناس رو بگیرند و شما رو دفن کنند.
شما جایی هستید که هیچ حق و حقوقی ندارید، هیچ شأنی ندارید، و هیچ پشتیبانی ندارید. شغلتون پانتومیم فعالیته، غذایی که روزانه میخورید کمتر از جیره زندانیان آمریکاست، و اصلیترین تفریحتون راه رفتنه.
در جهنم فقط میشه تسلیم نشد، نمیشه خوب زندگی کرد. و تسلیم نشدن یعنی به شکل جهنم درنیامدن. معمولا جهنم توسط کسانی پر شده که خودشون هم جهنم هستند. تسلیم نشدن یعنی به اون شکل درنیامدن.
برای به اون شکل درنیامدن هم فقط یک راه وجود داره، و اون نادیده گرفتن خودتونه. نادیده گرفتن آرزوهاتون، و رویاهاتون، و نیازهاتون؛ تا بعدش بتونید به بقیه خیر برسونید.
در واقع تنها راه تسلیم نشدن در جهنم، کشتن خوده. اگه خودتون رو نکشید اذیت میشید، و خیری هم به کسی نرسیده، که یعنی یک معامله باخت-باخت. یکی از انواع خیر رسوندن هم محبت کردن به کسانیه که انتظارش رو ندارند.
اگه راه دیگهای وجود داشت حتما میگفتم.
◽️@utfinance◽️
👏24👎17👍6❤4💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 تقی رحمانی میگوید آنهایی که نزدیک به یکصدهزار تن از مردم ایران را در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی کشتار کردند به خاطر دفاع از جان خودشان بوده؛ چرا که این مردم بودند که به آنها حمله کردند.
#تقی_رحمانی، فعال #ملی_مذهبی و #چپ_مصدقی بزرگترین کشتار مردم ایران در تاریخ معاصر، که به آن هولوکاست ایرانی نیز گفته میشود، را یک «واقعه بسیار تلخی» میخواند که نیاز به بررسی دارد.
تقی رحمانی همسر #نرگس_محمدی و همه کسانی که، به هر نحوی، کشتار ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی را توجیه میکنند، در این جنایت بزرگ علیه بشریت شریک جرمند.
◽️@utfinance◽️
#تقی_رحمانی، فعال #ملی_مذهبی و #چپ_مصدقی بزرگترین کشتار مردم ایران در تاریخ معاصر، که به آن هولوکاست ایرانی نیز گفته میشود، را یک «واقعه بسیار تلخی» میخواند که نیاز به بررسی دارد.
تقی رحمانی همسر #نرگس_محمدی و همه کسانی که، به هر نحوی، کشتار ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی را توجیه میکنند، در این جنایت بزرگ علیه بشریت شریک جرمند.
◽️@utfinance◽️
🤬113👍17👎10❤3👏2
📄 یادداشت مهمان
◽️ در باب یک تقدم و تأخر، ملاحظهای در مورد رفراندوم و مشروطیت
امروز در ایران میبینیم که از یک سو طرفداران منسجم #پادشاهی #پهلوی مصرانه بر اساس «#صندوق_رأی» و «#قانون_اساسی» از «#دموکراتیک» و «#مشروطه» بودن پادشاهی و، به دنبالش، «مشروع» بودنش دفاع میکنند و از سوی دیگر مخالفان نامنسجم آنها یا در مورد عملی و مطلوب بودن یا مشروع بودن آن تردیدهایی وارد میکنند و به نظر میرسد هر نوع پادشاهی را — دستکم در کشورهای پیرامونی — معادل یا آبستن #دیکتاتوری میدانند.
در این میان، اخیراً یاسر میردامادی، سازشکاری که البته حق نظر دادن دارد اما — مثل همهٔ سازشکارهای دیگر — شأنیت خطاب قرار دادن نیروهای مخالف نظم موجود را ندارد، مدعی شده است که هر نوع رفراندومی در راستای بازگرداندن پادشاهی، به دلیل همیشگی بودن آن، نامشروع است. میردامادی در این استدلال تفاوت میان «پادشاهی مطلقه» و «پادشاهی مشروطه» را — که اولی واقعا رفراندومبردار نیست — نادیده گرفته و، بنا به دلایل تاریخی، پادشاهی را اساساً پیشامدرن و لاجرم محمل استبداد و سوژهستیزی دانسته است.
اگر از دلایل تاریخی بگذریم و بحث را بر مشروعیت، طبق فلسفهٔ سیاسی، متمرکز کنیم، به نظر میرسد که یک راه — و فقط یک راه — برای رد استدلال میردامادی وجود دارد و فضایی نظری و عملی برای مجاز دانستن #رفراندوم و گزینه شدن پادشاهی مشروطه فراهم میکند. این راه میتواند نگرانیها در مورد ظهور پادشاه مطلق در پوستهٔ فورمالیستی #قانون یا #جمهوری گسیخته یا فاسد را پوشش دهد و اشکال «صندوقسالاری» را رفع کند.
مکرر از #شاهزاده_رضا_پهلوی و حامیان او شنیدهایم «شکل حکومت» دخلی به مشروعیت آن ندارد و اجمالاً یک جمهوری خوب با یک پادشاهی مشروطهٔ خوب تفاوتی ندارد، مگر نهایتاً در کارآمدی و سهولتهای عملی برآمده از روانشناسی اجتماعی و روح تاریخی.
با این فرض که کارآمدی دخلی به مشروعیت ندارد و خصوصاً اینکه مشروعیت نباید، در صورت پیشآمدن تعارضهای ظاهری یا عملی، قربانی کارآمدی شود، تنها توضیح تفصیلی درست در مورد ادعای بالا — یعنی اینکه دو «شکل» مورد بحث فرقی در مشروعیت ندارند — این میتواند باشد که «محتوای» مشروعیتبخش به هر دو، همان بدنهٔ اصلی «قانون اساسی» شامل حقهای اساسی و اکتسابی و ساختار تفکیک قوا، «یکسان» باشد.
اگر قرار باشد، با فروکاستن مشروعیت به کارآمدی یا حتی دخالت دادن کارآمدی در مشروعیت، توضیح دیگری برای ادعای اجمالی بالا بدهند یا اصلاً از آن عقبنشینی کنند، بهای آن از دست رفتن مشروعیت رفراندوم است، زیرا ناگزیر گزینههای رقیب از «شکل» فراتر میروند و به محتوا میرسند که مشروعیتش یا به اکثریت نیست یا اگر هم باشد از طریق انتخاب نمایندگان #مجلس_مؤسسان و رفراندوم جداگانهای است مختص #قانوناساسی تنظیمشده.
همچنین در صورتی که تا اینجا در مسیر درستی پیش رفته باشم، حال میخواهم به سراغ «#دفترچه_مدیریت_دوره_اضطرار» بروم. مطابق بند ۱۲.۶ بخش ب، برگزاری رفراندوم برای «نوع حکومت» (نمیدانم استفاده از نوع به جای شکل عمدی است یا سهوی) یا تعیین «سامانهٔ دموکراتیک حکومت»، آن هم فقط ظرف چهار ماه، مقدم بر برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان است که، مطابق بند ۱۲.۸، دستور کارش «تنظیم قانوناساسی نوین بر اساس نوع حکومتی است که ملت در همهپرسی بند ۱۲.۶ تعیین کردهاند».
بند ۱۲.۹ نیز مربوط به همهپرسی در مورد قانوناساسی تنظیمشده از طرف مجلس مؤسسان است.
آنچه میتوان بر اساس توضیحات بالا پیش نهاد این است که مقدم شدن بند ۱۲.۸ (و طبعاً ۱۲.۹) بر بند ۱۲.۶ — و ایجاد تغییرات دیگر متناسب با این جابهجایی خصوصاً در این مورد که تعیین تکلیف بخش «شکل حکومت» قانوناساسی به تعویق میافتد — تنها راهی است که میتواند جمهوری و #پادشاهی_مشروطه را واقعاً همارز هم قرار دهد، جلوی بیشترخواهی هر دو را بگیرد — چون بنیان هر دو قانوناساسی مشروع است — و رفراندوم را معنادار و مشروع کند.
«#دموکراسی»، چه خودبنیاد فهمیده شود چه وابسته به، و برآمده از، «حق افراد»، اینطور میتواند همهجانبه و زاینده و دربرگیرنده باشد و از دل گذار محقق شود.
◽️@utfinance◽️
◽️ در باب یک تقدم و تأخر، ملاحظهای در مورد رفراندوم و مشروطیت
امروز در ایران میبینیم که از یک سو طرفداران منسجم #پادشاهی #پهلوی مصرانه بر اساس «#صندوق_رأی» و «#قانون_اساسی» از «#دموکراتیک» و «#مشروطه» بودن پادشاهی و، به دنبالش، «مشروع» بودنش دفاع میکنند و از سوی دیگر مخالفان نامنسجم آنها یا در مورد عملی و مطلوب بودن یا مشروع بودن آن تردیدهایی وارد میکنند و به نظر میرسد هر نوع پادشاهی را — دستکم در کشورهای پیرامونی — معادل یا آبستن #دیکتاتوری میدانند.
در این میان، اخیراً یاسر میردامادی، سازشکاری که البته حق نظر دادن دارد اما — مثل همهٔ سازشکارهای دیگر — شأنیت خطاب قرار دادن نیروهای مخالف نظم موجود را ندارد، مدعی شده است که هر نوع رفراندومی در راستای بازگرداندن پادشاهی، به دلیل همیشگی بودن آن، نامشروع است. میردامادی در این استدلال تفاوت میان «پادشاهی مطلقه» و «پادشاهی مشروطه» را — که اولی واقعا رفراندومبردار نیست — نادیده گرفته و، بنا به دلایل تاریخی، پادشاهی را اساساً پیشامدرن و لاجرم محمل استبداد و سوژهستیزی دانسته است.
اگر از دلایل تاریخی بگذریم و بحث را بر مشروعیت، طبق فلسفهٔ سیاسی، متمرکز کنیم، به نظر میرسد که یک راه — و فقط یک راه — برای رد استدلال میردامادی وجود دارد و فضایی نظری و عملی برای مجاز دانستن #رفراندوم و گزینه شدن پادشاهی مشروطه فراهم میکند. این راه میتواند نگرانیها در مورد ظهور پادشاه مطلق در پوستهٔ فورمالیستی #قانون یا #جمهوری گسیخته یا فاسد را پوشش دهد و اشکال «صندوقسالاری» را رفع کند.
مکرر از #شاهزاده_رضا_پهلوی و حامیان او شنیدهایم «شکل حکومت» دخلی به مشروعیت آن ندارد و اجمالاً یک جمهوری خوب با یک پادشاهی مشروطهٔ خوب تفاوتی ندارد، مگر نهایتاً در کارآمدی و سهولتهای عملی برآمده از روانشناسی اجتماعی و روح تاریخی.
با این فرض که کارآمدی دخلی به مشروعیت ندارد و خصوصاً اینکه مشروعیت نباید، در صورت پیشآمدن تعارضهای ظاهری یا عملی، قربانی کارآمدی شود، تنها توضیح تفصیلی درست در مورد ادعای بالا — یعنی اینکه دو «شکل» مورد بحث فرقی در مشروعیت ندارند — این میتواند باشد که «محتوای» مشروعیتبخش به هر دو، همان بدنهٔ اصلی «قانون اساسی» شامل حقهای اساسی و اکتسابی و ساختار تفکیک قوا، «یکسان» باشد.
اگر قرار باشد، با فروکاستن مشروعیت به کارآمدی یا حتی دخالت دادن کارآمدی در مشروعیت، توضیح دیگری برای ادعای اجمالی بالا بدهند یا اصلاً از آن عقبنشینی کنند، بهای آن از دست رفتن مشروعیت رفراندوم است، زیرا ناگزیر گزینههای رقیب از «شکل» فراتر میروند و به محتوا میرسند که مشروعیتش یا به اکثریت نیست یا اگر هم باشد از طریق انتخاب نمایندگان #مجلس_مؤسسان و رفراندوم جداگانهای است مختص #قانوناساسی تنظیمشده.
همچنین در صورتی که تا اینجا در مسیر درستی پیش رفته باشم، حال میخواهم به سراغ «#دفترچه_مدیریت_دوره_اضطرار» بروم. مطابق بند ۱۲.۶ بخش ب، برگزاری رفراندوم برای «نوع حکومت» (نمیدانم استفاده از نوع به جای شکل عمدی است یا سهوی) یا تعیین «سامانهٔ دموکراتیک حکومت»، آن هم فقط ظرف چهار ماه، مقدم بر برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان است که، مطابق بند ۱۲.۸، دستور کارش «تنظیم قانوناساسی نوین بر اساس نوع حکومتی است که ملت در همهپرسی بند ۱۲.۶ تعیین کردهاند».
بند ۱۲.۹ نیز مربوط به همهپرسی در مورد قانوناساسی تنظیمشده از طرف مجلس مؤسسان است.
آنچه میتوان بر اساس توضیحات بالا پیش نهاد این است که مقدم شدن بند ۱۲.۸ (و طبعاً ۱۲.۹) بر بند ۱۲.۶ — و ایجاد تغییرات دیگر متناسب با این جابهجایی خصوصاً در این مورد که تعیین تکلیف بخش «شکل حکومت» قانوناساسی به تعویق میافتد — تنها راهی است که میتواند جمهوری و #پادشاهی_مشروطه را واقعاً همارز هم قرار دهد، جلوی بیشترخواهی هر دو را بگیرد — چون بنیان هر دو قانوناساسی مشروع است — و رفراندوم را معنادار و مشروع کند.
«#دموکراسی»، چه خودبنیاد فهمیده شود چه وابسته به، و برآمده از، «حق افراد»، اینطور میتواند همهجانبه و زاینده و دربرگیرنده باشد و از دل گذار محقق شود.
◽️@utfinance◽️
👍21👎5❤3
🖥 از زن زندگی آزادی تا انقلاب شیر و خورشید
👤 البرز زاهدی
👤 مولود حاجیزاده
👤 امین ریاحی
👤 مهرداد محمدی
©️ پادکست زیرورو
◽️@utfinance◽️
👤 البرز زاهدی
👤 مولود حاجیزاده
👤 امین ریاحی
👤 مهرداد محمدی
©️ پادکست زیرورو
◽️@utfinance◽️
YouTube
از زن زندگی آزادی تا انقلاب شیر و خورشید
#12 از زن زندگی آزادی
تا انقلاب شیر و خورشید
با حضور
مولود حاجیزاده
امین ریاحی
البرز زاهدی
مهرداد محمدی
تا انقلاب شیر و خورشید
با حضور
مولود حاجیزاده
امین ریاحی
البرز زاهدی
مهرداد محمدی
👎7❤4
🎧 کتاب صوتی
📕 کنش انسانی
👤 لودویگ فون میزس
✍🏻 ترجمه : سلیمان عبدی
🎙 خوانش محمد نادی
©️ انجمن علمی اقتصاد پژوهان
t.me/Anjoman_elmi_eqtesad
◽️@utfinance◽️
📕 کنش انسانی
👤 لودویگ فون میزس
✍🏻 ترجمه : سلیمان عبدی
🎙 خوانش محمد نادی
©️ انجمن علمی اقتصاد پژوهان
t.me/Anjoman_elmi_eqtesad
◽️@utfinance◽️
Telegram
Human Action
کتاب صوتی کنش انسانی
لودویگ فون میزس
ترجمه : سلیمان عبدی
خوانش محمد نادی
انجمن علمی اقتصاد پژوهان
t.me/Anjoman_elmi_eqtesad
2026/01/05
لودویگ فون میزس
ترجمه : سلیمان عبدی
خوانش محمد نادی
انجمن علمی اقتصاد پژوهان
t.me/Anjoman_elmi_eqtesad
2026/01/05
❤11
🖥 نمایشنامهخوانی «سهرابکُشی» | اثری از بهرام بیضائی
👤 محمد رحمانیان
👤 مهتاب نصیرپور
این نمایشنامه بهمناسبت چهلمین روز درگذشت بهرام بیضایی و ماهگرد کشتهشدگان اعتراضات دی به اجرا درآمد.
#بهرام_بیضائی نمایشنامه «سهرابکُشی» را میان سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ نوشت، او در سال ۱۳۸۸ قصد داشت «#سهرابکشی» را در تهران به صحنه ببرد، اما این اثر مجوز اجرای رسمی دریافت نکرد و این نمایش هرگز اجرای صحنهای عمومی نیافت.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد رحمانیان
👤 مهتاب نصیرپور
این نمایشنامه بهمناسبت چهلمین روز درگذشت بهرام بیضایی و ماهگرد کشتهشدگان اعتراضات دی به اجرا درآمد.
#بهرام_بیضائی نمایشنامه «سهرابکُشی» را میان سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ نوشت، او در سال ۱۳۸۸ قصد داشت «#سهرابکشی» را در تهران به صحنه ببرد، اما این اثر مجوز اجرای رسمی دریافت نکرد و این نمایش هرگز اجرای صحنهای عمومی نیافت.
◽️@utfinance◽️
YouTube
نمایشنامهخوانی «سهرابکُشی» | اثری از بهرام بیضائی
روایتی از اسطوره، تراژدی و تاریخِ اجرا نشده در تئاتر ایران
بهرام بیضائی نمایشنامهی «سهرابکُشی» را میان سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ نوشت؛ متنی درخشان و بازاندیشانه بر تراژدی رستم و سهراب در شاهنامه که با رویکردی اسطورهشناختی و ساختاری نو، یکی از مهمترین آثار…
بهرام بیضائی نمایشنامهی «سهرابکُشی» را میان سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ نوشت؛ متنی درخشان و بازاندیشانه بر تراژدی رستم و سهراب در شاهنامه که با رویکردی اسطورهشناختی و ساختاری نو، یکی از مهمترین آثار…
❤24
📄 بنیانهای تقسیم کار و بدفهمی آدام اسمیت
👤 مارک تورنتون
✍🏻 ترجمه: محمد هندی
◽️@utfinance◽️
👤 مارک تورنتون
✍🏻 ترجمه: محمد هندی
در هیچ کجای بحث ادام اسمیت -کتاب ثروت ملل- در مورد تقسیم کار، کارآفرین (آنتروپرونر)، مالک یا مدیر جایی ندارد. اسمیت نظریهای در مورد ارزش کار داشت که توسط کارل مارکس پذیرفته شد. اما لودویگ فون میزس، کارآفرین را به عنوان نیروی مرکزی در فرآیند تقسیم کار قرار داد.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
بنیانهای تقسیم کار و بدفهمی آدام اسمیت
در هیچ کجای بحث ادام اسمیت -کتاب ثروت ملل- در مورد تقسیم کار، کارآفرین (آنتروپرونر)، مالک یا مدیر جایی ندارد. اسمیت نظریهای در مورد ارزش کار داشت که توسط کارل مارکس پذیرفته شده بود. اما لودویگ فون میزس، کارآفرین را به عنوان نیروی مرکزی در فرآیند تقسیم کار…
❤16👍1
📄 صدای این مردم باشید
👤 بامداد اعتماد
در یک درام بسیار نفسگیر، زنی که سالهاست ربوده شده، و ارتباطش با جهان خارج قطع گشته است، فرزندش را با ترفندی به بیرون از اتاقکی میفرستد که در واقع زندان اوست. در جیب او نامهای میگذارد تا پیامی باشد به جهان آزاد؛ که در اینجا آدمی به اسارت گرفته شده و سالهاست که مورد تجاوز قرار میگیرد.
فیلم «Room» داستان ایران است، و شمایی که در خارج از ایراناید همان فرزندی هستید که مادر برای آوردن کمک به بیرون از اتاقک فرستاده است. دردهای این مادر را فراموش نکنید! صدای این مردم باشید!
◽️@utfinance◽️
👤 بامداد اعتماد
در یک درام بسیار نفسگیر، زنی که سالهاست ربوده شده، و ارتباطش با جهان خارج قطع گشته است، فرزندش را با ترفندی به بیرون از اتاقکی میفرستد که در واقع زندان اوست. در جیب او نامهای میگذارد تا پیامی باشد به جهان آزاد؛ که در اینجا آدمی به اسارت گرفته شده و سالهاست که مورد تجاوز قرار میگیرد.
فیلم «Room» داستان ایران است، و شمایی که در خارج از ایراناید همان فرزندی هستید که مادر برای آوردن کمک به بیرون از اتاقک فرستاده است. دردهای این مادر را فراموش نکنید! صدای این مردم باشید!
◽️@utfinance◽️
❤54👍10👎3
👤 محبوبه داوودی، اقتصاددان:
محمدرضا شاه پهلوی کشور رو در وضعیت ابرتورم، قحطی و اشغال تحویل گرفت و فقط در ۱۸ سال آخر حکومتش که داده داریم، #شاخص_رفاه (درآمد سرانه هر ایرانی) رو شش و نیم برابر کرد، شاخصی که از اون زمان تا الان نصف شده!
حالا بعد ۴۷ سال در خیابونها، در داخل و خارج، مردم اسم #پهلوی رو صدا میزنند.
صرف نظر از هر اتفاقی که بعدا بیفته، انگار دنیا این صحنهها را به #محمدرضاشاه بدهکار بود.
🔗 پینوشت: پاسخ به سوالات و انتقادات
◽️@utfinance◽️
#درآمد_سرانه
#محبوبه_داوودی
محمدرضا شاه پهلوی کشور رو در وضعیت ابرتورم، قحطی و اشغال تحویل گرفت و فقط در ۱۸ سال آخر حکومتش که داده داریم، #شاخص_رفاه (درآمد سرانه هر ایرانی) رو شش و نیم برابر کرد، شاخصی که از اون زمان تا الان نصف شده!
حالا بعد ۴۷ سال در خیابونها، در داخل و خارج، مردم اسم #پهلوی رو صدا میزنند.
صرف نظر از هر اتفاقی که بعدا بیفته، انگار دنیا این صحنهها را به #محمدرضاشاه بدهکار بود.
🔗 پینوشت: پاسخ به سوالات و انتقادات
◽️@utfinance◽️
#درآمد_سرانه
#محبوبه_داوودی
❤120👎20👌12👍4
✍🏻 اویس ارشادیان
این روزها بیشتر از اینکه کتاب بخونم، گفتگو میبینم.
بعضی از جهتگیریها یا ژستهای اخلاقیِ این تحلیلگران یا روشنفکران واقعاً مشمئزکننده است. البته هر کسی حق داره و آزاده که نظر خودش رو داشته باشه، بیانش کنه و تبلیغش کنه؛ بنابراین من حق این افراد برای بیان نظراتشون رو به هیچ عنوان نفی نمیکنم.
اجازه بدید قبل از بیان نظرم در مورد این افراد، به یک رخداد در آمریکا اشاره کنم که بیشباهت به رخدادهای امروز ما نیست.
بسیاری از مخالفان ترامپ از فاشیست و هیتلر برای خطاب قراردادن ترامپ استفاده میکنند. مثلاً میگن: «ترامپ، هیتلره». استفاده از این صفتها/برچسبها قبل از انتخابات اخیر ریاستجمهوری آمریکا خیلی شدید شده بود. این روند همینطور ادامه پیدا کرد تا رسید به واقعه ترور ترامپ.
یک سری از افرادی که از این برچسبها برای ترامپ استفاده کردند، از ترور ترامپ ابراز ناراحتی کردند و گفتند ما خوشحالیم که ترامپ زنده است و سالمه.
یکی از طرفدارهای ترامپ، این دسته از افراد رو خطاب قرار داد و گفت مگه شما نمیگفتید که ترامپ هیتلره، ترامپ فاشیسته؛ پس چرا الان میگید خوشحالید از اینکه سالمه. این موضعگیری شما دو حالت داره، یا اون زمان که بهش میگفتید هیتلره داشتید دروغ میگفتید و فقط میخواستین با برچسب زدن به ترامپ اعتبارش رو از بین ببرید، یا الان که دارید ابراز خوشحالی میکنید از سالم بودنش، دروغ میگید و اصلا خوشحال نیستید. مگه میشه آدم از اینکه هیتلر از یک ترور جان سالم به در ببره خوشحال باشه. هیتلر رو باید کشت، هر روز زنده بودن هیتلر یعنی مرگ انسانهای بیگناه. پس این آرزوی سلامتی کردن شما برای زنده ماندن ترامپ صرفاً به این خاطره که یک موضع اخلاقی بگیرید و خودتون رو در جایگاه اخلاقی فراتر از دیگران قرار بدید تا بتونید دوباره به طرفداران ترامپ سرکوفت بزنید، بابت حمایتشون از ترامپ و همچنین از زیر بار مسئولیت اخلاقیای که به خاطر ترور ترامپ بر گردن شماست شونه خالی کنید.
برگردم به بحث اصلی. تسلیت گفتن یا ابراز ناراحتی کردن بعضی از این روشنفکران/تحلیلگران که در گفتوگوهای این روزها شرکت میکنند، از همون جنسیه که پیشتر ذکر کردم. بالا میرن، پایین میرن، زمین و زمان رو بهم میبافن، انواع و اقسام چارچوبهای نظری رو به کار میبرن، حتی تاریخ رو دستکاری میکنند تا بتونند یک سیر تاریخیای رو ترسیم کنند که چیزی که مردم گفتند رو به شکلی که خودشون میخوان تفسیر کنند.
لطفاً به ما حق بدید که شما رو باور نکنیم، ما یادداشتهای قبلی شما رو خوندیم، ما گفتوگوها و مناظرههای شما قبل از وقایع اخیر رو دیدیم و خوندیم، مفاهیم و کلیدواژههایی که به کار میبردین رو به یاد داریم، وقتی خیلی ماهرانه و بیسروصدا ادبیاتتون رو تغییر میدین، مفاهیم و کلیدواژههای اصلی خودتون رو تغییر میدین، ما متوجه میشیم. وقتی راهحلهایی که ارائه میدین، عملاً به ادامه همین مسیر رو به قهقرا منتهی میشه، و بعدش میگین ما از کشته شدن افراد ناراحتیم، یک نفر هم نباید کشته بشه، به ما حق بدین که به شما اعتماد نکنیم، به ما حق بدین که گمان کنیم نیت شما چیزی غیر از اون چیزی است که آشکارا بیان میکنید. به ما حق بدین که گمان کنیم شما اصلاً به دنبال بهبود شرایط نیستید، ماهیت و مبانی ایدههای شما به گونهایه که همیشه باید اعتراض کنید، همیشه باید مخالف باشید. اعتراض کردن، بخشی از هویت شماست، شما اعتراض میکنید برای اعتراض کردن، تا خودتون رو در یک موضع اخلاقی برتر قرار بدید؛ بنابراین، به ما حق بدین که ابراز ناراحتی شما رو باور نکنیم.
◽️@utfinance◽️
این روزها بیشتر از اینکه کتاب بخونم، گفتگو میبینم.
بعضی از جهتگیریها یا ژستهای اخلاقیِ این تحلیلگران یا روشنفکران واقعاً مشمئزکننده است. البته هر کسی حق داره و آزاده که نظر خودش رو داشته باشه، بیانش کنه و تبلیغش کنه؛ بنابراین من حق این افراد برای بیان نظراتشون رو به هیچ عنوان نفی نمیکنم.
اجازه بدید قبل از بیان نظرم در مورد این افراد، به یک رخداد در آمریکا اشاره کنم که بیشباهت به رخدادهای امروز ما نیست.
بسیاری از مخالفان ترامپ از فاشیست و هیتلر برای خطاب قراردادن ترامپ استفاده میکنند. مثلاً میگن: «ترامپ، هیتلره». استفاده از این صفتها/برچسبها قبل از انتخابات اخیر ریاستجمهوری آمریکا خیلی شدید شده بود. این روند همینطور ادامه پیدا کرد تا رسید به واقعه ترور ترامپ.
یک سری از افرادی که از این برچسبها برای ترامپ استفاده کردند، از ترور ترامپ ابراز ناراحتی کردند و گفتند ما خوشحالیم که ترامپ زنده است و سالمه.
یکی از طرفدارهای ترامپ، این دسته از افراد رو خطاب قرار داد و گفت مگه شما نمیگفتید که ترامپ هیتلره، ترامپ فاشیسته؛ پس چرا الان میگید خوشحالید از اینکه سالمه. این موضعگیری شما دو حالت داره، یا اون زمان که بهش میگفتید هیتلره داشتید دروغ میگفتید و فقط میخواستین با برچسب زدن به ترامپ اعتبارش رو از بین ببرید، یا الان که دارید ابراز خوشحالی میکنید از سالم بودنش، دروغ میگید و اصلا خوشحال نیستید. مگه میشه آدم از اینکه هیتلر از یک ترور جان سالم به در ببره خوشحال باشه. هیتلر رو باید کشت، هر روز زنده بودن هیتلر یعنی مرگ انسانهای بیگناه. پس این آرزوی سلامتی کردن شما برای زنده ماندن ترامپ صرفاً به این خاطره که یک موضع اخلاقی بگیرید و خودتون رو در جایگاه اخلاقی فراتر از دیگران قرار بدید تا بتونید دوباره به طرفداران ترامپ سرکوفت بزنید، بابت حمایتشون از ترامپ و همچنین از زیر بار مسئولیت اخلاقیای که به خاطر ترور ترامپ بر گردن شماست شونه خالی کنید.
برگردم به بحث اصلی. تسلیت گفتن یا ابراز ناراحتی کردن بعضی از این روشنفکران/تحلیلگران که در گفتوگوهای این روزها شرکت میکنند، از همون جنسیه که پیشتر ذکر کردم. بالا میرن، پایین میرن، زمین و زمان رو بهم میبافن، انواع و اقسام چارچوبهای نظری رو به کار میبرن، حتی تاریخ رو دستکاری میکنند تا بتونند یک سیر تاریخیای رو ترسیم کنند که چیزی که مردم گفتند رو به شکلی که خودشون میخوان تفسیر کنند.
لطفاً به ما حق بدید که شما رو باور نکنیم، ما یادداشتهای قبلی شما رو خوندیم، ما گفتوگوها و مناظرههای شما قبل از وقایع اخیر رو دیدیم و خوندیم، مفاهیم و کلیدواژههایی که به کار میبردین رو به یاد داریم، وقتی خیلی ماهرانه و بیسروصدا ادبیاتتون رو تغییر میدین، مفاهیم و کلیدواژههای اصلی خودتون رو تغییر میدین، ما متوجه میشیم. وقتی راهحلهایی که ارائه میدین، عملاً به ادامه همین مسیر رو به قهقرا منتهی میشه، و بعدش میگین ما از کشته شدن افراد ناراحتیم، یک نفر هم نباید کشته بشه، به ما حق بدین که به شما اعتماد نکنیم، به ما حق بدین که گمان کنیم نیت شما چیزی غیر از اون چیزی است که آشکارا بیان میکنید. به ما حق بدین که گمان کنیم شما اصلاً به دنبال بهبود شرایط نیستید، ماهیت و مبانی ایدههای شما به گونهایه که همیشه باید اعتراض کنید، همیشه باید مخالف باشید. اعتراض کردن، بخشی از هویت شماست، شما اعتراض میکنید برای اعتراض کردن، تا خودتون رو در یک موضع اخلاقی برتر قرار بدید؛ بنابراین، به ما حق بدین که ابراز ناراحتی شما رو باور نکنیم.
◽️@utfinance◽️
👍55❤6👎3👏1
📄 یادداشت مهمان
✍🏻 سعید طاهری
من پادشاهیخواهم چون استبدادستیزم؛
من پادشاهی خواهم چون لیبرالم
برای من مسئله بر سر مهار قدرت است. پرسش اساسی سیاست این نیست که «چه کسی حکومت میکند»، بلکه این است که «قدرت چگونه محدود میشود».
جان لاک در «دو رساله درباره حکومت» هشدار میدهد که تهدید اصلی آزادی، تمرکز قدرت بدون نظارت است. مشروعیت سیاسی تنها زمانی پایدار میماند که قدرت در چارچوب قانون و زیر نظارت نهادهای مستقل عمل کند.
الکسی دو توکویل در «دموکراسی در آمریکا» خطر ظریفتری را مطرح میکند: «#استبداد_اکثریت».
او توضیح میدهد که حتی نظامهایی که بر پایه رأی مردم بنا شدهاند میتوانند به سرکوب تبدیل شوند اگر هیچ مانع نهادی در برابر اراده متمرکز اکثریت وجود نداشته باشد به بیان دیگر #صندوق_رأی بهتنهایی ضامن آزادی نیست. #آزادی نیازمند معماری پیچیدهای از مهار و توازن قدرت است.
تجربه قرن بیستم این هشدارها را به شکل دردناکی تأیید کرد. بسیاری از خشنترین و تاریکترین دیکتاتوریهای تاریخ از یک جمهوری برآمدند. اتحاد جماهیر شوروی، آلمان نازی که از دل یک جمهوری برخاست، جمهوری خلق چین در دوران مائو، کره شمالی، عراق صدام حسین، سوریه خاندان اسد، جمهوری دموکراتیک کنگو در دورههای دیکتاتوری، و روسیه معاصر که ساختار جمهوری دارد اما تمرکز قدرت در آن بارها مورد انتقاد قرار گرفته است.
این نمونهها نشان میدهد که جمهوری بودن، اگر با نهادهای بازدارنده قوی همراه نباشد، میتواند به تمرکز کامل مشروعیت سیاسی در یک فرد یا حزب ختم شود. وقتی حاکم خود را تجسم «ملت» معرفی میکند، مخالفت سیاسی بهسادگی به دشمنی با مردم تعبیر میشود.
در مقابل، بخش قابل توجهی از باثباتترین دموکراسیهای جهان پادشاهیهای مشروطهاند: بریتانیا، سوئد ،اسپانیا ،نروژ، دانمارک، هلند، بلژیک، ژاپن، کانادا، استرالیا و... .
#پادشاه در این مدل بازیگر اجرایی نیست بلکه یک نهاد غیرحزبی است که تداوم حقوقی را نمایندگی میکند و به معماری مهار قدرت یک لایه اضافی ثبات میبخشد.
مشروطهخواهی برای من نوستالژی تاریخی است، تهران (۱۹۰۶).
دفاع از این اصل که قدرت باید چندپاره محدود و دائماً مهار شود همانگونه که لاک هشدار میدهد آزادی محصول نیت خوب حاکمان نیست محصول طراحی دقیق نهادهاست.
انتخاب پادشاهی مشروطه برای من انتخاب مدلی است که احتمال لغزش به استبداد را بسیار کاهش میدهد.
پاینده ایران
جاوید شاه
◽️@utfinance◽️
#پادشاهی_مشروطه
#دموکراسی
✍🏻 سعید طاهری
من پادشاهیخواهم چون استبدادستیزم؛
من پادشاهی خواهم چون لیبرالم
برای من مسئله بر سر مهار قدرت است. پرسش اساسی سیاست این نیست که «چه کسی حکومت میکند»، بلکه این است که «قدرت چگونه محدود میشود».
جان لاک در «دو رساله درباره حکومت» هشدار میدهد که تهدید اصلی آزادی، تمرکز قدرت بدون نظارت است. مشروعیت سیاسی تنها زمانی پایدار میماند که قدرت در چارچوب قانون و زیر نظارت نهادهای مستقل عمل کند.
الکسی دو توکویل در «دموکراسی در آمریکا» خطر ظریفتری را مطرح میکند: «#استبداد_اکثریت».
او توضیح میدهد که حتی نظامهایی که بر پایه رأی مردم بنا شدهاند میتوانند به سرکوب تبدیل شوند اگر هیچ مانع نهادی در برابر اراده متمرکز اکثریت وجود نداشته باشد به بیان دیگر #صندوق_رأی بهتنهایی ضامن آزادی نیست. #آزادی نیازمند معماری پیچیدهای از مهار و توازن قدرت است.
تجربه قرن بیستم این هشدارها را به شکل دردناکی تأیید کرد. بسیاری از خشنترین و تاریکترین دیکتاتوریهای تاریخ از یک جمهوری برآمدند. اتحاد جماهیر شوروی، آلمان نازی که از دل یک جمهوری برخاست، جمهوری خلق چین در دوران مائو، کره شمالی، عراق صدام حسین، سوریه خاندان اسد، جمهوری دموکراتیک کنگو در دورههای دیکتاتوری، و روسیه معاصر که ساختار جمهوری دارد اما تمرکز قدرت در آن بارها مورد انتقاد قرار گرفته است.
این نمونهها نشان میدهد که جمهوری بودن، اگر با نهادهای بازدارنده قوی همراه نباشد، میتواند به تمرکز کامل مشروعیت سیاسی در یک فرد یا حزب ختم شود. وقتی حاکم خود را تجسم «ملت» معرفی میکند، مخالفت سیاسی بهسادگی به دشمنی با مردم تعبیر میشود.
در مقابل، بخش قابل توجهی از باثباتترین دموکراسیهای جهان پادشاهیهای مشروطهاند: بریتانیا، سوئد ،اسپانیا ،نروژ، دانمارک، هلند، بلژیک، ژاپن، کانادا، استرالیا و... .
#پادشاه در این مدل بازیگر اجرایی نیست بلکه یک نهاد غیرحزبی است که تداوم حقوقی را نمایندگی میکند و به معماری مهار قدرت یک لایه اضافی ثبات میبخشد.
مشروطهخواهی برای من نوستالژی تاریخی است، تهران (۱۹۰۶).
دفاع از این اصل که قدرت باید چندپاره محدود و دائماً مهار شود همانگونه که لاک هشدار میدهد آزادی محصول نیت خوب حاکمان نیست محصول طراحی دقیق نهادهاست.
انتخاب پادشاهی مشروطه برای من انتخاب مدلی است که احتمال لغزش به استبداد را بسیار کاهش میدهد.
پاینده ایران
جاوید شاه
◽️@utfinance◽️
#پادشاهی_مشروطه
#دموکراسی
👏69👎18👍5❤3🔥1