This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مداخله نظامی آمریکا در عراق چه اثری بر اقتصاد این کشور گذاشت؟
سالها به ما گفتن #آمريكا باعث نابودی #سوريه و #عراق و… شده اما كافيه يه سرچ بكنيم ببينيم آمريكا كی وارد عراق و سوريه شد و ايران كی وارد شد و خارج شد و بعد بريم شاخصهای اقتصادی و اجتماعی رو بررسی كنيم تا بفهميم کدام كشور اونجا خرابكاری میكرد.
© منبع: میکوفایننس
همچنین ببینید: 📊 روند تغییر نرخ تورم سالانه عراق
◽️@utfinance◽️
سالها به ما گفتن #آمريكا باعث نابودی #سوريه و #عراق و… شده اما كافيه يه سرچ بكنيم ببينيم آمريكا كی وارد عراق و سوريه شد و ايران كی وارد شد و خارج شد و بعد بريم شاخصهای اقتصادی و اجتماعی رو بررسی كنيم تا بفهميم کدام كشور اونجا خرابكاری میكرد.
© منبع: میکوفایننس
همچنین ببینید: 📊 روند تغییر نرخ تورم سالانه عراق
◽️@utfinance◽️
👏55👎9❤3👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ۱۸ و ۱۹ دی نقطه عطف تاریخ معاصر ایران است
👤 شروین وکیلی
◽️@utfinance◽️
👤 شروین وکیلی
شرایط ایران به پیش از کشتار مردم برنمیگردد.
◽️@utfinance◽️
👍42👎9🤬3❤1
📄 الاکلنگ تهدید آزادی؛ دیکتاتوری یا پوپولیسم، کدام مهمتر است؟
✍ کوروش پیروزان
در تقلیلیافتهترین حالت، وظیفهی دولت، حفاظت از جان و مال شهروندان است. و این یعنی فراهم آوردن آزادی و رفاه برای آنان.
پس یک دولت زمانی موفقتر است که در فراهمآوری زمینهی برخورداری از آزدای و رفاه برای شهروندانش، موفقتر باشد؛ بدیهیست که در اینجا شرط بیشینهسازی آزادی، مانعیست برای مداخلات بیش از اندازهی دولت به بهانهی بیشینهسازی رفاه.
اکنون با در دست داشتن این معیار، در طرّاحی یک رژیم سیاسی، میباید تمرکز بر روی مدلی باشد که در آن، در کنار بیشینهسازی رفاه، آزادی نیز در حالت بیشینهی خود باشد و امکان حفظ پایدار این شرایط در بلندمدت وجود داشته باشد.
بر این اساس، در کلّیترین حالت، از دو راه امکان محدودسازی آزادی وجود خواهد داشت: همراه نداشتن رضایت و خواست اکثریت (دیکتاتوری) و همراه داشتن رضایت و خواست اکثریت (شکلهای مختلف پوپولیسم).
بنابراین رژیمِ سیاسیِ برآمده از مدلی که تمرکز خود را بر روی محدودسازی و چارچوبمندیِ قدرت در دستگاههای «دولت»ی (اعم از اجرایی و قانونگذارانه)، بیآنکه توجّهی به کمینهسازی امکان محدودسازی آزادی از طریق انتخابات و رفراندوم یعنی خطر پوپولیسم کرده باشد؛ کامل و بینقص نیست.
ناگفته پیداست که در این میان، مدلی که چشمش را بیشتر بر خطر پوپولیسم بسته، ناگزیر به شکل «جمهوری» صورتبندی میشود.
اما مدل «پادشاهی پارلمانی» چهگونه این کاستی را پوشش میدهد و در کنار چارچوبمندسازی و پاسخگوسازی قدرت سیاسی، خطر دستدرازی به آزادی در شکلهای مختلف پوپولیسم با همراه داشتن خواست و رضایت اکثریت و با توسّل به «ارادهی عمومی» و «دموکراسی» کاهش میدهد؟
پاسخ کوتاه این است که به دو شکل؛
نخست اینکه جامعهای که در آن اکثریت پذیرفتهاند که رئیس کشور (head of state) نه بر اساس سازوکاری انتخابی و بر اساس رأی مستقیم مردم و یا پارلمان کشور برای مدّت محدود، بلکه بر اساس یک قرارداد اجتماعی و بر اساس نهاد وراثت به یک خاندان و به صورت مادامالعمر تفویض شود، همچنین پیشاپیش پذیرفته است که در اموری که ممکن است آزادی محدود شود، نه «ارادهی عمومی»، که «نهاد پادشاهی» تصمیمگیرنده خواهد بود؛ بدین معنا که پادشاهی بودن رژیم سیاسی در یک کشور، تنها یک ویژگی حقوقی مربوط به آن کشور نیست بلکه بازگوکنندهی یک ویژگی اجتماعی برای آن جامعه، یعنی موضع آن جامعه نسبت به سازوکارهای حفاظت از آزادی نیز میتواند باشد.
دودیگر آنکه به شکل قانونی و حقوقی و در عمل نیز هنگامی که میان رأی مردم با حفاظت از آزادی ناهمخوانی وجود داشته باشد، نهاد پادشاهی با توسّل به اختیارات قانونی خود (توشیح قانونهای تصویبشده در پارلمان، و اختیار انحلال پارلمان برای جلوگیری از شکلگیری دیکتاتوری پارلمانی و حقّ برگماری و برکناری نخستوزیر برای جلوگیری از شکلگیری دیکتاتوری اجرایی) و نیز بیاتّکایی به کاهش محبوبیت مقطعی ناشی از اتّخاذ تصمیمهای نامحبوب از نظر شهروندان، در مجموع و نسبت به رئیسجمهور، که او نیز در سیستم پارلمانی دارای همین اختیارات است، امکان بیشتری برای پاسداری از آزادیهای اساسی دارد.
و این نقشِ نهاد شاهی در حفاظت از آزادی در برابر پوپولیسم در جامعههایی که ارزش و سنّتهای آزادیستیزانه و در ستیز با حقوق شهروندی مانند هنجارهای دینی، تاریخی، قومی و عشیرهای و جز آن ریشهدار و بانفوذ هستند، اهمیت بیشتری خواهند داشت، موضوعی که نمونههای آن را در مهمترین اقدامات و رفرمهای خاندان پهلوی میتوان دید.
◽️@utfinance◽️
✍ کوروش پیروزان
در تقلیلیافتهترین حالت، وظیفهی دولت، حفاظت از جان و مال شهروندان است. و این یعنی فراهم آوردن آزادی و رفاه برای آنان.
پس یک دولت زمانی موفقتر است که در فراهمآوری زمینهی برخورداری از آزدای و رفاه برای شهروندانش، موفقتر باشد؛ بدیهیست که در اینجا شرط بیشینهسازی آزادی، مانعیست برای مداخلات بیش از اندازهی دولت به بهانهی بیشینهسازی رفاه.
اکنون با در دست داشتن این معیار، در طرّاحی یک رژیم سیاسی، میباید تمرکز بر روی مدلی باشد که در آن، در کنار بیشینهسازی رفاه، آزادی نیز در حالت بیشینهی خود باشد و امکان حفظ پایدار این شرایط در بلندمدت وجود داشته باشد.
بر این اساس، در کلّیترین حالت، از دو راه امکان محدودسازی آزادی وجود خواهد داشت: همراه نداشتن رضایت و خواست اکثریت (دیکتاتوری) و همراه داشتن رضایت و خواست اکثریت (شکلهای مختلف پوپولیسم).
بنابراین رژیمِ سیاسیِ برآمده از مدلی که تمرکز خود را بر روی محدودسازی و چارچوبمندیِ قدرت در دستگاههای «دولت»ی (اعم از اجرایی و قانونگذارانه)، بیآنکه توجّهی به کمینهسازی امکان محدودسازی آزادی از طریق انتخابات و رفراندوم یعنی خطر پوپولیسم کرده باشد؛ کامل و بینقص نیست.
ناگفته پیداست که در این میان، مدلی که چشمش را بیشتر بر خطر پوپولیسم بسته، ناگزیر به شکل «جمهوری» صورتبندی میشود.
اما مدل «پادشاهی پارلمانی» چهگونه این کاستی را پوشش میدهد و در کنار چارچوبمندسازی و پاسخگوسازی قدرت سیاسی، خطر دستدرازی به آزادی در شکلهای مختلف پوپولیسم با همراه داشتن خواست و رضایت اکثریت و با توسّل به «ارادهی عمومی» و «دموکراسی» کاهش میدهد؟
پاسخ کوتاه این است که به دو شکل؛
نخست اینکه جامعهای که در آن اکثریت پذیرفتهاند که رئیس کشور (head of state) نه بر اساس سازوکاری انتخابی و بر اساس رأی مستقیم مردم و یا پارلمان کشور برای مدّت محدود، بلکه بر اساس یک قرارداد اجتماعی و بر اساس نهاد وراثت به یک خاندان و به صورت مادامالعمر تفویض شود، همچنین پیشاپیش پذیرفته است که در اموری که ممکن است آزادی محدود شود، نه «ارادهی عمومی»، که «نهاد پادشاهی» تصمیمگیرنده خواهد بود؛ بدین معنا که پادشاهی بودن رژیم سیاسی در یک کشور، تنها یک ویژگی حقوقی مربوط به آن کشور نیست بلکه بازگوکنندهی یک ویژگی اجتماعی برای آن جامعه، یعنی موضع آن جامعه نسبت به سازوکارهای حفاظت از آزادی نیز میتواند باشد.
دودیگر آنکه به شکل قانونی و حقوقی و در عمل نیز هنگامی که میان رأی مردم با حفاظت از آزادی ناهمخوانی وجود داشته باشد، نهاد پادشاهی با توسّل به اختیارات قانونی خود (توشیح قانونهای تصویبشده در پارلمان، و اختیار انحلال پارلمان برای جلوگیری از شکلگیری دیکتاتوری پارلمانی و حقّ برگماری و برکناری نخستوزیر برای جلوگیری از شکلگیری دیکتاتوری اجرایی) و نیز بیاتّکایی به کاهش محبوبیت مقطعی ناشی از اتّخاذ تصمیمهای نامحبوب از نظر شهروندان، در مجموع و نسبت به رئیسجمهور، که او نیز در سیستم پارلمانی دارای همین اختیارات است، امکان بیشتری برای پاسداری از آزادیهای اساسی دارد.
و این نقشِ نهاد شاهی در حفاظت از آزادی در برابر پوپولیسم در جامعههایی که ارزش و سنّتهای آزادیستیزانه و در ستیز با حقوق شهروندی مانند هنجارهای دینی، تاریخی، قومی و عشیرهای و جز آن ریشهدار و بانفوذ هستند، اهمیت بیشتری خواهند داشت، موضوعی که نمونههای آن را در مهمترین اقدامات و رفرمهای خاندان پهلوی میتوان دید.
◽️@utfinance◽️
👍19👎17❤3
🖥 دی ماه خونین و آینده ایران
👤 سجاد فتاحی
👤 حسام سلامت
👤 میلاد دخانچی
🖥 یوتیوب
🎧 نسخه صوتی
◽️@utfinance◽️
👤 سجاد فتاحی
👤 حسام سلامت
👤 میلاد دخانچی
🖥 یوتیوب
🎧 نسخه صوتی
◽️@utfinance◽️
YouTube
دیماه خونین و آینده ایران | گفتگوی سیاسی حسام سلامت، سجاد فتاحی و میلاد دخانچی
حمایت ارزی از آزاد (patreon):
https://www.patreon.com/azad579
حمایت ریالی از آزاد:
https://donito.me/azadsocial
در صورت نیاز، از آدرسهای زیر هم میتوانید جهت حمایت از ما استفاده کنید. حتما بعد از هر نقل و انتقال از طریق ایمیل «آزاد» با ما در ارتباط…
https://www.patreon.com/azad579
حمایت ریالی از آزاد:
https://donito.me/azadsocial
در صورت نیاز، از آدرسهای زیر هم میتوانید جهت حمایت از ما استفاده کنید. حتما بعد از هر نقل و انتقال از طریق ایمیل «آزاد» با ما در ارتباط…
🤬13❤9👎1
📄 فیلسوف در دامِ بازیگر
آیشمن پیش از اورشلیم؛ نقابِ دلقک بر چهرهی شیطان
چرا «ابتذال شر» یک آدرسِ غلطِ فلسفی بود؟ بازخوانی پرونده آدولف آیشمن در پرتو اسنادِ بتینا استنگنت
👤 اشکان زارع
تاریخ اندیشه گاهی با یک «سوءتفاهم بزرگ» مسیر خود را کج و به بیراهه میرسد. در سال ۱۹۶۱، حنا (به قول ما ایرانیها هانا) آرنت، روزنامهنگار علاقهمند به فلسفه و تیزبینِ آلمانی-یهودی، در جایگاه مطبوعات دادگاه اورشلیم نشسته بود و به مردی که در قفس شیشهای گیر افتاده بود، خیره شده بود؛ آدولف #آیشمن آن زندانی در قفس بود که #هانا_آرنت انتظار داشت هنگام دیدن او یک هیولا ببیند؛ انتظار آرنت یک «یاگو»ی شکسپیری یا یک «مفیستوفلس» بود که میبایست بوی گوگرد دهد. اما آنچه حنا دید، مردی سرماخورده، با کتوشلواری گشاد، که حالتی ژولیده و پولیده داشت؛ آن هیولا که آرنت دیگر نمیدیدیش با زبانی الکن و بوروکراتیک، مدام تکرار میکرد: «من فقط دستورات را اجرا کردم.»؛ که مأمور بوده و معذور.
آرنت از این مشاهده، دچار وسوسه هوش هیجانی شد، گرفتار در آن هوش نظریهی مشهور و شاذ «#ابتذال_شر» (Banality of Evil) را استخراج و وارد تاریخ اندیشه کرد. او نتیجه گرفت که آیشمن نه یک ایدئولوگِ شیطانصفت از حزب هیتلر که یک «دلقک» (Hanswurst) عضو آن حزب است؛ آرنت آیشمن را کارمندی بیفکرفهمید که قادر به تشخیص خیر و شر نیست و تنها گناهش را اطاعتِ کورکورانه از قانون مستقر میداند. این نظریه حنا آرنت برای نیمقرن، ذهنِ روشنفکرانِ جهان را تسخیر کرد. این ایده جذاب بود، زیرا بارِ گناه را از دوش «فرد» برمیداشت و بر دوش «سیستم» میگذاشت. همین که مسئولیت فردی را جایگزین یک سیستم میکند سبب شد که مشتری زیاد پیدا کند.
وانگهی، انتشار کتابِ ویرانگرِ «آیشمن پیش از اورشلیم: زندگیِ بررسینشدهی یک قاتلِ جمعی» (۲۰۱۴) نوشتهی فیلسوف و مورخ معاصر، بتینا استنگنت (Bettina Stangneth)، همچون پتکی بر این سازهی شیشهای از نظریات آرنت فرود آمد. استنگنت با بررسی اسنادی که آرنت هرگز ندیده بود، ثابت کرد که آن «کارمندِ بیفکر» در اورشلیم، تنها یک «نقش» بوده است؛ نقابی که یک شیطانِ متفکر و متعهد به ایدئولوژی حزب، با مهارتی استادانه به چهره زد تا فیلسوفان و قضات و تاریخ را فریب دهد. تردستی که توانست حنا آرنت را در نظریه پردازی آچمز کند.
◼️ @iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
آیشمن پیش از اورشلیم؛ نقابِ دلقک بر چهرهی شیطان
چرا «ابتذال شر» یک آدرسِ غلطِ فلسفی بود؟ بازخوانی پرونده آدولف آیشمن در پرتو اسنادِ بتینا استنگنت
👤 اشکان زارع
تاریخ اندیشه گاهی با یک «سوءتفاهم بزرگ» مسیر خود را کج و به بیراهه میرسد. در سال ۱۹۶۱، حنا (به قول ما ایرانیها هانا) آرنت، روزنامهنگار علاقهمند به فلسفه و تیزبینِ آلمانی-یهودی، در جایگاه مطبوعات دادگاه اورشلیم نشسته بود و به مردی که در قفس شیشهای گیر افتاده بود، خیره شده بود؛ آدولف #آیشمن آن زندانی در قفس بود که #هانا_آرنت انتظار داشت هنگام دیدن او یک هیولا ببیند؛ انتظار آرنت یک «یاگو»ی شکسپیری یا یک «مفیستوفلس» بود که میبایست بوی گوگرد دهد. اما آنچه حنا دید، مردی سرماخورده، با کتوشلواری گشاد، که حالتی ژولیده و پولیده داشت؛ آن هیولا که آرنت دیگر نمیدیدیش با زبانی الکن و بوروکراتیک، مدام تکرار میکرد: «من فقط دستورات را اجرا کردم.»؛ که مأمور بوده و معذور.
آرنت از این مشاهده، دچار وسوسه هوش هیجانی شد، گرفتار در آن هوش نظریهی مشهور و شاذ «#ابتذال_شر» (Banality of Evil) را استخراج و وارد تاریخ اندیشه کرد. او نتیجه گرفت که آیشمن نه یک ایدئولوگِ شیطانصفت از حزب هیتلر که یک «دلقک» (Hanswurst) عضو آن حزب است؛ آرنت آیشمن را کارمندی بیفکرفهمید که قادر به تشخیص خیر و شر نیست و تنها گناهش را اطاعتِ کورکورانه از قانون مستقر میداند. این نظریه حنا آرنت برای نیمقرن، ذهنِ روشنفکرانِ جهان را تسخیر کرد. این ایده جذاب بود، زیرا بارِ گناه را از دوش «فرد» برمیداشت و بر دوش «سیستم» میگذاشت. همین که مسئولیت فردی را جایگزین یک سیستم میکند سبب شد که مشتری زیاد پیدا کند.
وانگهی، انتشار کتابِ ویرانگرِ «آیشمن پیش از اورشلیم: زندگیِ بررسینشدهی یک قاتلِ جمعی» (۲۰۱۴) نوشتهی فیلسوف و مورخ معاصر، بتینا استنگنت (Bettina Stangneth)، همچون پتکی بر این سازهی شیشهای از نظریات آرنت فرود آمد. استنگنت با بررسی اسنادی که آرنت هرگز ندیده بود، ثابت کرد که آن «کارمندِ بیفکر» در اورشلیم، تنها یک «نقش» بوده است؛ نقابی که یک شیطانِ متفکر و متعهد به ایدئولوژی حزب، با مهارتی استادانه به چهره زد تا فیلسوفان و قضات و تاریخ را فریب دهد. تردستی که توانست حنا آرنت را در نظریه پردازی آچمز کند.
◼️ @iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
اکوایران
آیشمن پیش از اورشلیم؛ نقابِ دلقک بر چهرهی شیطان
تاریخ اندیشه گاهی با یک «سوءتفاهم بزرگ» مسیر خود را کج و به بیراهه میرسد. در سال ۱۹۶۱، حنا (به قول ما ایرانیها هانا) آرنت، روزنامهنگار علاقهمند به فلسفه و تیزبینِ آلمانی-یهودی، در جایگاه مطبوعات دادگاه اورشلیم نشسته بود و به مردی که در قفس شیشهای گیر…
👍32👎4❤2👏1
Forwarded from Liberty Institute / انستیتو لیبرتی
گروه کتابخوانی لیبرتی
شنبهها / از ۲ اسفند / ۶ جلسه
کتاب راه بردگی / نوشته فون هایک
تسهیلگر: محمد کهربی
https://pay.ravantahlil.com/link/764342
دوشنبهها / از ۴ اسفند / ۶ جلسه
کتاب روشنفکران و جامعه / نوشته سلول
تسهیلگر: اوویس ارشادیان
https://pay.ravantahlil.com/link/764343
ظرفیت ۲۰ نفر.
بعد از ثبت نام، لینک گروه تلگرامی کلاس برایتان ارسال خواهد شد.
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
شنبهها / از ۲ اسفند / ۶ جلسه
کتاب راه بردگی / نوشته فون هایک
تسهیلگر: محمد کهربی
https://pay.ravantahlil.com/link/764342
دوشنبهها / از ۴ اسفند / ۶ جلسه
کتاب روشنفکران و جامعه / نوشته سلول
تسهیلگر: اوویس ارشادیان
https://pay.ravantahlil.com/link/764343
ظرفیت ۲۰ نفر.
بعد از ثبت نام، لینک گروه تلگرامی کلاس برایتان ارسال خواهد شد.
🆔 @liberty_institute | انستیتو لیبرتی
❤2
📄 هنری هازلیت؛ روزنامهنگاری که آموزگار اقتصاد میلیونها نفر شد
بهترین آموزگار اقتصاد در آمریکا هرگز حتی در یک کلاس دانشگاهی هم تدریس نکرد. هنری هازلیت (۱۸۹۴-۱۹۹۳) از طریق روزنامهنگاری به مخاطبان بیشتری در مقایسه با آنچه بیشتر اقتصاددانان دانشگاهی در طول عمرشان به آن میرسند، دست یافت. بدین ترتیب او کاری کرد که دیگر کسی نتواند ایدههای پیچیده را نادیده بگیرد.
◽️@utfinance◽️
بهترین آموزگار اقتصاد در آمریکا هرگز حتی در یک کلاس دانشگاهی هم تدریس نکرد. هنری هازلیت (۱۸۹۴-۱۹۹۳) از طریق روزنامهنگاری به مخاطبان بیشتری در مقایسه با آنچه بیشتر اقتصاددانان دانشگاهی در طول عمرشان به آن میرسند، دست یافت. بدین ترتیب او کاری کرد که دیگر کسی نتواند ایدههای پیچیده را نادیده بگیرد.
◽️@utfinance◽️
❤18
🖥 آینده ایران پس از کشتار دی ماه
👤 سجاد فتاحی
◽️@utfinance◽️
👤 سجاد فتاحی
📌 همچنین ببینید:
دی ماه خونین و آینده ایران / مناظره سجاد فتاحی، حسام سلامت و میلاد دخانچی
◽️@utfinance◽️
YouTube
آینده ایران، پس از کشتار دی ماه! گفتگو سجاد فتاحی و عباس سوری
آینده ایران پس از اعتراضات ۱۴۰۴ به میزان زیادی تغییر کرد. به طوری که جامعه و ایرانی که امروز با آن مواجه هستیم با ایران پیش از اعتراضات و کشتار دی ماه ۱۴۰۴ بسیار متفاوت است. عواملی همچون دخالت خارجی و کنش های داخلی سیاست گذاران و کنشگران پس از اتفاقات اخیر…
👍16❤3👎1
◽️ یادآوری از جنگ ۱۲ روزه:
توئیت اول: ترامپ ترجیح میدهد پرونده ایران از طریق دیپلماسی حل شود
توئیت دوم: تاسیسات هستهای ایران بمباران شد
فاصله این دو توئیت؛ ۵ دقیقه!
◽️@utfinance◽️
توئیت اول: ترامپ ترجیح میدهد پرونده ایران از طریق دیپلماسی حل شود
توئیت دوم: تاسیسات هستهای ایران بمباران شد
فاصله این دو توئیت؛ ۵ دقیقه!
◽️@utfinance◽️
👌46👍7👎3
🖥 زندگی در خلال فاجعه
👤 مهرداد محمدی
👤 محمدرضا مردانیان
👤 سیما مبارکشاهی
👤 مهرناز حاجیعلی
👤 علیرضا شاهحسینی
◽️ گفتوگوی جمعی؛ احساس شرم و جا ماندن پس از قتل عام
©️ پادکست زیرورو
◽️@utfinance◽️
👤 مهرداد محمدی
👤 محمدرضا مردانیان
👤 سیما مبارکشاهی
👤 مهرناز حاجیعلی
👤 علیرضا شاهحسینی
◽️ گفتوگوی جمعی؛ احساس شرم و جا ماندن پس از قتل عام
©️ پادکست زیرورو
◽️@utfinance◽️
YouTube
#9 زندگی در خلال فاجعه؛ گفتوگوی جمعی: احساس شرم و جا ماندن پس از قتلعام
شماره ۹: زندگی در خلال فاجعه؛ گفتوگوی جمعی: احساس شرم و جا ماندن پس از قتلعام
گفتگوی جمعی با:
سیما مبارک شاهی
مهرناز حاجیعلی
محمدرضا مردانیان
علیرضا شاه حسینی
مهرداد محمدی
بهمن ۱۴۰۴
گفتگوی جمعی با:
سیما مبارک شاهی
مهرناز حاجیعلی
محمدرضا مردانیان
علیرضا شاه حسینی
مهرداد محمدی
بهمن ۱۴۰۴
❤6👎1
📄 انسانی که دیگر بلد نیست عادی باشد
👤 محمد الف
بسیاری از کسانی که از آشوویتس زنده بیرون آمدند، هیچگاه آن خالکوبی شماره روی دستشان را پاک نکردند، زیرا برگشتن به «زندگی عادی» یک جورهایی غیر ممکن بود.
آنها راوی چیزی بودند که نباید فراموش میشد. همیشه کسانی هستند که چنان رنج بزرگی را انکار کنند، آن شمارهها سندی بود بر اینکه «من آنجا بودم و دیدم چه شد. من سند زنده آن شرایطم.»
حقیقت این است که شما هیچوقت قرار نیست هیچ چیز برایتان عادی بشود، یعنی نمیتواند که بشود. بعضی زخمها چنان ویرانکنندهاند که حتی با تغییر نظم سیاسی موجود هم ترمیم کردنشان نسلها زمان میبرد.
یک نسل میجنگد و زخم میخورد، نسل بعد راوی زخم نسل پیشینش میشود و نسل بعدتر میتواند ثمره زندگی عادی را بچشد.
شما میجنگید تا نسلهای بعدیتان این روزها را که شما به چشم دیدید، فقط در کتابهای تاریخ بخوانند. اگر اشتباه نکنم، سولژنیتسین بود که میگفت: مسئله اردوگاههای شوروی این بود که انسانی را میساخت که دیگر بلد نبود عادی باشد. من پیتزا میبینم یاد سارینا میافتم. کلمن آب میبینم یاد ربیعی میافتم. رنگین کمان میبینم یاد کیان میافتم. به هرچیزی که نگاه میکنم، نشانهای از یک رنج بزرگ است. نمیشود این همه جنایت را زیر فرش جارو کنی و بگویی هیچی نشده است و به زندگی ادامه بدهید، این جامعه کاملا ویران شده است.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد الف
بسیاری از کسانی که از آشوویتس زنده بیرون آمدند، هیچگاه آن خالکوبی شماره روی دستشان را پاک نکردند، زیرا برگشتن به «زندگی عادی» یک جورهایی غیر ممکن بود.
آنها راوی چیزی بودند که نباید فراموش میشد. همیشه کسانی هستند که چنان رنج بزرگی را انکار کنند، آن شمارهها سندی بود بر اینکه «من آنجا بودم و دیدم چه شد. من سند زنده آن شرایطم.»
حقیقت این است که شما هیچوقت قرار نیست هیچ چیز برایتان عادی بشود، یعنی نمیتواند که بشود. بعضی زخمها چنان ویرانکنندهاند که حتی با تغییر نظم سیاسی موجود هم ترمیم کردنشان نسلها زمان میبرد.
یک نسل میجنگد و زخم میخورد، نسل بعد راوی زخم نسل پیشینش میشود و نسل بعدتر میتواند ثمره زندگی عادی را بچشد.
شما میجنگید تا نسلهای بعدیتان این روزها را که شما به چشم دیدید، فقط در کتابهای تاریخ بخوانند. اگر اشتباه نکنم، سولژنیتسین بود که میگفت: مسئله اردوگاههای شوروی این بود که انسانی را میساخت که دیگر بلد نبود عادی باشد. من پیتزا میبینم یاد سارینا میافتم. کلمن آب میبینم یاد ربیعی میافتم. رنگین کمان میبینم یاد کیان میافتم. به هرچیزی که نگاه میکنم، نشانهای از یک رنج بزرگ است. نمیشود این همه جنایت را زیر فرش جارو کنی و بگویی هیچی نشده است و به زندگی ادامه بدهید، این جامعه کاملا ویران شده است.
◽️@utfinance◽️
💔30👍7❤2😢1
📄 پروپاگاندا خود جنایت است!
👤 اشکان زارع
اکتبر ۱۹۳۳، گوبلز شاهکارِ خود را رو کرد: قانونِ سردبیران.
این قانون، روزنامهنگاری را از یک «حرفه» به یک «مأموریت دولتی» تبدیل کرد. روزنامهنگار دیگر مسئول در برابرِ حقیقت یا مردم نبود؛ او کارمندِ دولت بود.
آن ها وقتی شیشههای مغازههای یهودیان میشکست (کریستالناخت)، آنها تیتر میزدند: «خشمِ خودجوشِ ملت علیه استثمارگران».
روزنامهنگاران نازی شکست در استالینگراد را «عقبنشینیِ استراتژیک برای کوتاهکردنِ خطوطِ نبرد» مینامیدند.
مهمترین کارشان انسان زدایی بود. آنها یهودیان، اسلاوها و مخالفان را «موش»، «باکتری» و «سرطان» مینامیدند.
نمادِ تاموتمامِ این مالهکشیِ جنایتبار، یولیوس اشترایخر، سردبیر روزنامهی Der Stürmer (مهاجم) بود.
او هرگز تفنگ دست نگرفت. او هرگز کسی را شخصاً نکشت. او فقط مینوشت.
او ۲۵ سال تمام، با کاریکاتورها و مقالاتش، ذهنِ آلمانیها را مسموم کرد تا آمادهی هولوکاست شوند. او «تئوریسینِ نفرت» بود.
وقتی جنگ تمام شد، متفقین فقط ژنرالها را محاکمه نکردند. آنها سراغِ «مالهکشان» هم رفتند.
در دادگاه نورنبرگ، یولیوس اشترایخر به اعدام محکوم شد.
دفاعیاتِ او شنیدنی بود، او میگفت: «من فقط نظرم را نوشتم! آزادی بیان کجاست؟ من که کسی را نکشتم!»
اما قضاتِ نورنبرگ حکمی تاریخی دادند: «پروپاگاندا، خودِ جنایت است.»
آنها اعلام کردند که کسی که بسترِ روانیِ کشتار را فراهم میکند، به اندازهی کسی که گازِ سیکلون-بی را در اتاقها رها میکند، قاتل است.
◼️ @iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
👤 اشکان زارع
اکتبر ۱۹۳۳، گوبلز شاهکارِ خود را رو کرد: قانونِ سردبیران.
این قانون، روزنامهنگاری را از یک «حرفه» به یک «مأموریت دولتی» تبدیل کرد. روزنامهنگار دیگر مسئول در برابرِ حقیقت یا مردم نبود؛ او کارمندِ دولت بود.
آن ها وقتی شیشههای مغازههای یهودیان میشکست (کریستالناخت)، آنها تیتر میزدند: «خشمِ خودجوشِ ملت علیه استثمارگران».
روزنامهنگاران نازی شکست در استالینگراد را «عقبنشینیِ استراتژیک برای کوتاهکردنِ خطوطِ نبرد» مینامیدند.
مهمترین کارشان انسان زدایی بود. آنها یهودیان، اسلاوها و مخالفان را «موش»، «باکتری» و «سرطان» مینامیدند.
نمادِ تاموتمامِ این مالهکشیِ جنایتبار، یولیوس اشترایخر، سردبیر روزنامهی Der Stürmer (مهاجم) بود.
او هرگز تفنگ دست نگرفت. او هرگز کسی را شخصاً نکشت. او فقط مینوشت.
او ۲۵ سال تمام، با کاریکاتورها و مقالاتش، ذهنِ آلمانیها را مسموم کرد تا آمادهی هولوکاست شوند. او «تئوریسینِ نفرت» بود.
وقتی جنگ تمام شد، متفقین فقط ژنرالها را محاکمه نکردند. آنها سراغِ «مالهکشان» هم رفتند.
در دادگاه نورنبرگ، یولیوس اشترایخر به اعدام محکوم شد.
دفاعیاتِ او شنیدنی بود، او میگفت: «من فقط نظرم را نوشتم! آزادی بیان کجاست؟ من که کسی را نکشتم!»
اما قضاتِ نورنبرگ حکمی تاریخی دادند: «پروپاگاندا، خودِ جنایت است.»
آنها اعلام کردند که کسی که بسترِ روانیِ کشتار را فراهم میکند، به اندازهی کسی که گازِ سیکلون-بی را در اتاقها رها میکند، قاتل است.
◼️ @iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
❤35👍20👎3
📄 درک «گلیشفتهایی» از اقتصاد
👤 البرز نظامی
هنوز برخی در جهان پیشا جنگ دوم جهانی بسر میبرند. آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند برای تولید ثروت نیازمند منابع و نیروی کار کشورهای دیگر هستند. در نتیجه این تفسیر، آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند به دنبال کشورگشایی هستند تا منابع و نیروی کار کشورهای دیگر را به استخدام خود درآورند و اگر هم نتوانند در این امر موفق شوند؛ به طرقی به دنبال غارت منابع کشورهای ضعیفتر با حیلههای مختلف میروند. در این نظرگاه است که «اجنبی» تمام قد شر است و باید از آن ترسید. به ویژه مایی که کشورمان «روی طلا» خوابیده است و نفتمان همواره چشم طمع «بیگانگان» را به خود جلب میکند. این منابع بیانتها کاری میکند که ما لقمه چرب و نرمی به نظر برسیم که جهان فقط منتظر یک لحظه غفلت از ما باشد تا ما را در خود ببلعد. لکن، این جهانبینی معصومانه اگر زمانی نیز معنا داشت، در عصر امروز حرف پرتی است که نشان از بیاطلاعی گویندگانش دارد.
واقعیت آن است که اقتصاد جهان دهههاست که از این مراحل عبور کردهاست. درست به همین دلیل است که کشورگشایی در عصر ما دستکم از لحاظ اقتصادی بیمعناست و اگر نزاعهای سرزمینی هم دیده میشود یا جنبه امنیتی دارد یا دلایل هویتی. در عصر پسا جنگ دوم جهانی و به ویژه پس از انقلابی که سولو در اقتصاد به راه انداخت، #تکنولوژی و پیشرفت آن حرف اول را میزند. در این تفسیر مدرن از اقتصاد، رشد و توسعه اقتصادی به این وابسته است که ما چقدر در حوزه تکنولوژی پیشرفت کردهایم. این روند آنچنان ادامه یافت که ما اکنون خود را در دل جهانی پیدا میکنیم که در آن ارزش شرکتهایی همچون NVIDIA، اپل، گوگل یا مایکروسافت و متا به تنهایی میتواند از ارزش کل منابع نفتی یک کشور فراتر رود. به عنوان مثال، از ۱۰ شرکت بزرگ جهان تنها یک شرکت آرامکو نفتی است و باقی شرکتهای حوزه تکنولوژی و AI هستند. بنابراین، در جهان امروز بیشتر از منابع نفتی، این تکنولوژیهای جدید چون AI و سرمایه انسانی است که رشد اقتصادی را میسازد و وقتی کسی از «غارت» منابع سخن میگوید و از توطئه دیگران برای تاراج #نفت و منابع معدنی حرف میزند، در واقع از ذهن فقیر خود در حوزه اقتصاد پرده برمیدارد. ذهنی که معلوم است که درکش از تولید ثروت، خامفروشی است و نه چیزی بیشتر.
مضاف بر این، درکی اینچنین از اقتصاد مشخص است که تاکنون با چیزی به عنوان سرمایهگذاری خارجی آشنا نیست. شاید حتی اگر آشنا نیز باشد، آن را «#غارت» و «#استعمار» و «#امپریالیزم» خطاب کند. لکن، باید برای این ذهنهای فقیر یادآوری کرد که کشورهای در حال توسعه با بحران سرمایه مواجهند و اتفاقا ورود سرمایه خارجی به کشور، قیمت نسبی سرمایه را میکاهد و در نتیجه، کشور را در ریل رشد و توسعه اقتصادی قرار میدهد.
تازه شاید این ذهنهای الکن از مطالعات جدید مبنی بر «سرریز مثبت استعمار» در قرنهای گذشته که در برخی مناطق جهان مانند هنگکنگ را بخوانند، یقه پاره کنند و سر به بیابان بگذارند. من نیز در این نوشتار کوتاه قصد ورود به آن را ندارم؛ اما، بر خود لازم میبینم که به واقعیتی در پایان اشاره کنم. سرمایه خارجی نه شر که اتفاقا منشا خیر است. سرمایه خارجی کمک میکند تا مشاغل جدید و پیچیدهتری در مملکت پا بگیرد و در نتیجه، نهتنها رونق بیشتری در اقتصاد شکل بگیرد؛ بلکه، کمک میکند تا با افزایش درآمد سرانه، تقاضا برای کالاهای لوکس همچون مطالبات سیاسی و فرهنگی هم ایجاد شود.
◽️@utfinance◽️
#گلشیفته
#گلشیفته_فراهانی
👤 البرز نظامی
هنوز برخی در جهان پیشا جنگ دوم جهانی بسر میبرند. آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند برای تولید ثروت نیازمند منابع و نیروی کار کشورهای دیگر هستند. در نتیجه این تفسیر، آنها گمان میکنند که کشورهای قدرتمند به دنبال کشورگشایی هستند تا منابع و نیروی کار کشورهای دیگر را به استخدام خود درآورند و اگر هم نتوانند در این امر موفق شوند؛ به طرقی به دنبال غارت منابع کشورهای ضعیفتر با حیلههای مختلف میروند. در این نظرگاه است که «اجنبی» تمام قد شر است و باید از آن ترسید. به ویژه مایی که کشورمان «روی طلا» خوابیده است و نفتمان همواره چشم طمع «بیگانگان» را به خود جلب میکند. این منابع بیانتها کاری میکند که ما لقمه چرب و نرمی به نظر برسیم که جهان فقط منتظر یک لحظه غفلت از ما باشد تا ما را در خود ببلعد. لکن، این جهانبینی معصومانه اگر زمانی نیز معنا داشت، در عصر امروز حرف پرتی است که نشان از بیاطلاعی گویندگانش دارد.
واقعیت آن است که اقتصاد جهان دهههاست که از این مراحل عبور کردهاست. درست به همین دلیل است که کشورگشایی در عصر ما دستکم از لحاظ اقتصادی بیمعناست و اگر نزاعهای سرزمینی هم دیده میشود یا جنبه امنیتی دارد یا دلایل هویتی. در عصر پسا جنگ دوم جهانی و به ویژه پس از انقلابی که سولو در اقتصاد به راه انداخت، #تکنولوژی و پیشرفت آن حرف اول را میزند. در این تفسیر مدرن از اقتصاد، رشد و توسعه اقتصادی به این وابسته است که ما چقدر در حوزه تکنولوژی پیشرفت کردهایم. این روند آنچنان ادامه یافت که ما اکنون خود را در دل جهانی پیدا میکنیم که در آن ارزش شرکتهایی همچون NVIDIA، اپل، گوگل یا مایکروسافت و متا به تنهایی میتواند از ارزش کل منابع نفتی یک کشور فراتر رود. به عنوان مثال، از ۱۰ شرکت بزرگ جهان تنها یک شرکت آرامکو نفتی است و باقی شرکتهای حوزه تکنولوژی و AI هستند. بنابراین، در جهان امروز بیشتر از منابع نفتی، این تکنولوژیهای جدید چون AI و سرمایه انسانی است که رشد اقتصادی را میسازد و وقتی کسی از «غارت» منابع سخن میگوید و از توطئه دیگران برای تاراج #نفت و منابع معدنی حرف میزند، در واقع از ذهن فقیر خود در حوزه اقتصاد پرده برمیدارد. ذهنی که معلوم است که درکش از تولید ثروت، خامفروشی است و نه چیزی بیشتر.
مضاف بر این، درکی اینچنین از اقتصاد مشخص است که تاکنون با چیزی به عنوان سرمایهگذاری خارجی آشنا نیست. شاید حتی اگر آشنا نیز باشد، آن را «#غارت» و «#استعمار» و «#امپریالیزم» خطاب کند. لکن، باید برای این ذهنهای فقیر یادآوری کرد که کشورهای در حال توسعه با بحران سرمایه مواجهند و اتفاقا ورود سرمایه خارجی به کشور، قیمت نسبی سرمایه را میکاهد و در نتیجه، کشور را در ریل رشد و توسعه اقتصادی قرار میدهد.
تازه شاید این ذهنهای الکن از مطالعات جدید مبنی بر «سرریز مثبت استعمار» در قرنهای گذشته که در برخی مناطق جهان مانند هنگکنگ را بخوانند، یقه پاره کنند و سر به بیابان بگذارند. من نیز در این نوشتار کوتاه قصد ورود به آن را ندارم؛ اما، بر خود لازم میبینم که به واقعیتی در پایان اشاره کنم. سرمایه خارجی نه شر که اتفاقا منشا خیر است. سرمایه خارجی کمک میکند تا مشاغل جدید و پیچیدهتری در مملکت پا بگیرد و در نتیجه، نهتنها رونق بیشتری در اقتصاد شکل بگیرد؛ بلکه، کمک میکند تا با افزایش درآمد سرانه، تقاضا برای کالاهای لوکس همچون مطالبات سیاسی و فرهنگی هم ایجاد شود.
◽️@utfinance◽️
#گلشیفته
#گلشیفته_فراهانی
❤69👎14👍11😱2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مصطفی تاجزاده سه سال پیش: حمایت مردم از آقای رضا پهلوی و مقاومت حکومت با اسلحه در برابر مردم و ایشون یک توهمه!
👤 نجات بهرامی:
جالب اینجاست که این اصلاحطلبان عاشق جملاتی هستند با این مضمون که «مردم ایران شعور بالایی دارند و دیگر تن به تحمیل و اجبار نمیدهند» و یا نسل زد فلان است و بهمان!
اما آیا الان حاضرند به اشتباه و فقدان شناخت واقعی از جامعه ایران اعتراف کنند؟ بنده بعید میدانم. احتمالا مثل خامنهای میآیند و گرایش شدید مردم به پهلوی را ربط میدهند به هر چیزی تا فقط واقعیت را نپذیرند. یا آن را تقلیل میدهند و میگویند: این مردم به خاطر نفرت از خامنهای است که از پهلوی تمجید میکنند و… .
◽️@utfinance◽️
#تاجزاده
#مصطفی_تاجزاده
👤 نجات بهرامی:
جالب اینجاست که این اصلاحطلبان عاشق جملاتی هستند با این مضمون که «مردم ایران شعور بالایی دارند و دیگر تن به تحمیل و اجبار نمیدهند» و یا نسل زد فلان است و بهمان!
اما آیا الان حاضرند به اشتباه و فقدان شناخت واقعی از جامعه ایران اعتراف کنند؟ بنده بعید میدانم. احتمالا مثل خامنهای میآیند و گرایش شدید مردم به پهلوی را ربط میدهند به هر چیزی تا فقط واقعیت را نپذیرند. یا آن را تقلیل میدهند و میگویند: این مردم به خاطر نفرت از خامنهای است که از پهلوی تمجید میکنند و… .
◽️@utfinance◽️
#تاجزاده
#مصطفی_تاجزاده
👍72👎9❤5👌1
📄 انقلاب «ملی» در کشاکش ایدئولوژیهای ضد ملی
/نگاهی به نظریه جواد طباطبایی/
سیدجواد طباطبایی معتقد بود نخستین انقلاب ملی ایران با پیروزی جنبش مشروطه آغاز شد و مسیر ایران به سوی تجدد را گشود. این حرکت مبنای نظری تجدد ایرانی بود و نخستین «امر ملی» را در تاریخ جدید ایران آشکار کرد. امر ملی که ریشه در تاریخ ایران داشت، به تدوین قانون اساسی و نظام حقوقی و حکومتی منجر شد که حقوق ملی را تعیین میکرد. مهمترین دستاورد این جنبش، علیرغم چالشهای بعدی، ایجاد نظام حقوقی و دستگاه عدالت بود.
طباطبایی تأکید میکند که ملت ایران دارای خودآگاهی ملی و هویت تاریخی منحصربهفردی است که ریشه در روایت و تاریخ خود دارد. این هویت ملی، بر خلاف مفهوم امت، امری تاریخی است و ایرانیان آن را در طول تاریخ با «خاطره» خود آبیاری کردهاند.
به نظر طباطبایی، اعتراضات مردمی در ایران (از جمله جنبش سال 1401) تجلی همان خودآگاهی عمیق ملی و یک «انقلاب ملی» است. این حرکت واکنشی به سیاستهای ضد ملی جمهوری اسلامی، بهویژه مهندسی فرهنگی شکستخورده، است. این انقلاب ملی در واقع ادامه راه به سوی حاکمیت قانون و آزادی است که با جنبش مشروطه آغاز شد. ماهیت این انقلاب کنونی بر بنیاد حقوق و آزادیها است که اموری ذاتی و قابل دستیابی از طریق عقل مستقل دانسته میشوند. این حرکت، بر خلاف مدلهای انقلابی پیشین، اساساً غیرخشونتآمیز است، مگر آنکه خشونت به آن تحمیل شود.
🔗 همچنین بخوانید: مقاله «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» نوشته سیدجواد طباطبائی
◽️@utfinance◽️
#انقلاب_ملی_در_انقلاب_اسلامی
#انقلاب_ملی
#طباطبایی
#سیدجواد_طباطبایی
#ایرانشهر
/نگاهی به نظریه جواد طباطبایی/
سیدجواد طباطبایی معتقد بود نخستین انقلاب ملی ایران با پیروزی جنبش مشروطه آغاز شد و مسیر ایران به سوی تجدد را گشود. این حرکت مبنای نظری تجدد ایرانی بود و نخستین «امر ملی» را در تاریخ جدید ایران آشکار کرد. امر ملی که ریشه در تاریخ ایران داشت، به تدوین قانون اساسی و نظام حقوقی و حکومتی منجر شد که حقوق ملی را تعیین میکرد. مهمترین دستاورد این جنبش، علیرغم چالشهای بعدی، ایجاد نظام حقوقی و دستگاه عدالت بود.
طباطبایی تأکید میکند که ملت ایران دارای خودآگاهی ملی و هویت تاریخی منحصربهفردی است که ریشه در روایت و تاریخ خود دارد. این هویت ملی، بر خلاف مفهوم امت، امری تاریخی است و ایرانیان آن را در طول تاریخ با «خاطره» خود آبیاری کردهاند.
به نظر طباطبایی، اعتراضات مردمی در ایران (از جمله جنبش سال 1401) تجلی همان خودآگاهی عمیق ملی و یک «انقلاب ملی» است. این حرکت واکنشی به سیاستهای ضد ملی جمهوری اسلامی، بهویژه مهندسی فرهنگی شکستخورده، است. این انقلاب ملی در واقع ادامه راه به سوی حاکمیت قانون و آزادی است که با جنبش مشروطه آغاز شد. ماهیت این انقلاب کنونی بر بنیاد حقوق و آزادیها است که اموری ذاتی و قابل دستیابی از طریق عقل مستقل دانسته میشوند. این حرکت، بر خلاف مدلهای انقلابی پیشین، اساساً غیرخشونتآمیز است، مگر آنکه خشونت به آن تحمیل شود.
🔗 همچنین بخوانید: مقاله «انقلاب ملی در انقلاب اسلامی» نوشته سیدجواد طباطبائی
◽️@utfinance◽️
#انقلاب_ملی_در_انقلاب_اسلامی
#انقلاب_ملی
#طباطبایی
#سیدجواد_طباطبایی
#ایرانشهر
Telegraph
انقلاب «ملی» در کشاکش ایدئولوژیهای ضد ملی
نگاهی به نظریه جواد طباطبایی
👍24👎12❤5
🗓 امروز ۱۱ فوریه، پنجاهویکمین سالگرد به قدرت رسیدن #مارگارت_تاچر در حزب محافظهکار بریتانیا است.
بانوی آهنین، در دهه ۸۰ پیشگام نبرد با ویروس سوسیالیسم در جهان بود.
◽️@utfinance◽️
بانوی آهنین، در دهه ۸۰ پیشگام نبرد با ویروس سوسیالیسم در جهان بود.
◽️@utfinance◽️
❤89👍19👎4🤬3😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ایرج مصداقی: یک موی گندیده پرویز ثابتی به میرحسین موسوی میارزد
ایرج مصداقی خطاب به رضا علیجانی: شما حاضرید کنار جانیان بایستید اما کنار رضا پهلوی نایستید.
◽️@utfinance◽️
#پرویز_ثابتی
#میرحسین_موسوی
#ایرج_مصداقی
#رضا_علیجانی
ایرج مصداقی خطاب به رضا علیجانی: شما حاضرید کنار جانیان بایستید اما کنار رضا پهلوی نایستید.
◽️@utfinance◽️
#پرویز_ثابتی
#میرحسین_موسوی
#ایرج_مصداقی
#رضا_علیجانی
👌111👎20👍11🔥5👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چپ محور مقاومتی و بیعت مجدد با جمهوری اسلامی
جریان چپ ضدآمریکایی -موسوم به محور مقاومتی- که مدافع دولتها و گروههای ضدآمریکا و ضداسرائیل به ویژه در خاورمیانه است، این روزها به تکاپو افتاده و مجدد با جمهوری اسلامی بیعت کرده است.
بعد از حضور فعال #میلاد_دخانچی در رسانهها، از جمله در صداوسیما و حضور در برنامه یوتیوبی آزاد و جلسات نقد فیلم جشنواره فجر مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری (که این روزها گعده #اصلاحطلبان_روزنهگشا مثل #محمدرضا_جلائیپور است)، حال خانم ز.گ که از فعالین #مارکسیست #محور_مقاومتی دانشگاه تهران و دانشآموخته علوم سیاسی است در راهپیمایی ۲۲ بهمن با دوربین SNN (خبرگزاری دانشجو، وابسته به سازمان #بسیج) مصاحبه کرده و از «#مقاومت» حرف میزند و از بقای جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی میکند.
◽️@utfinance◽️
#چپ
#چپ_محور_مقاومتی
#محور_مقاومت
#مارکسیسم
جریان چپ ضدآمریکایی -موسوم به محور مقاومتی- که مدافع دولتها و گروههای ضدآمریکا و ضداسرائیل به ویژه در خاورمیانه است، این روزها به تکاپو افتاده و مجدد با جمهوری اسلامی بیعت کرده است.
بعد از حضور فعال #میلاد_دخانچی در رسانهها، از جمله در صداوسیما و حضور در برنامه یوتیوبی آزاد و جلسات نقد فیلم جشنواره فجر مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری (که این روزها گعده #اصلاحطلبان_روزنهگشا مثل #محمدرضا_جلائیپور است)، حال خانم ز.گ که از فعالین #مارکسیست #محور_مقاومتی دانشگاه تهران و دانشآموخته علوم سیاسی است در راهپیمایی ۲۲ بهمن با دوربین SNN (خبرگزاری دانشجو، وابسته به سازمان #بسیج) مصاحبه کرده و از «#مقاومت» حرف میزند و از بقای جمهوری اسلامی ابراز خوشحالی میکند.
◽️@utfinance◽️
#چپ
#چپ_محور_مقاومتی
#محور_مقاومت
#مارکسیسم
🤬92👍11👏4❤1👎1
📄 آداب زندگی در جهنم
👤 اریک
زمانی که من درباره این مینوشتم که چطور باید در جهنم زندگی کرد (و مهمترینش این بود که باید حداقل یک نفر رو داشت که محبت خرجش کرد)، سوال مردم درباره زندگی بلژیکی در ایران بود (که بریم شریف یا تهران؟ طوری که انگار بین کمبریج و آکسفورد گیر کرده بودند).
و حالا سوال همه این شده که چطور باید در #جهنم زندگی کرد؟
آدم توقع داره این چرخش در طول یک قرن رخ بده، و یک پدر برای پسرش تعریف کنه، ولی بین فاصله سونوگرافی قبلیام و سونوگرافی جدیدم طی شد.
بهرحال پاسخ من هنوز همونه. در جهنم هیچ راهی برای خوب زندگی کردن وجود نداره، و امکان نداره بتونید خوب زندگی کنید. اگه تا الان فکر میکردید احتمالاتی وجود داره که بتونید خوب زندگی کنید، از ذهنتون بیرون کنید. چون امکان نداره. شما جایی هستید که کل زندگیتون یک اسکناس که وسطش چهره بنجامین فرانکلین قرار داره میارزه. و هزاران فرد و نهاد آمادهاند اون اسکناس رو بگیرند و شما رو دفن کنند.
شما جایی هستید که هیچ حق و حقوقی ندارید، هیچ شأنی ندارید، و هیچ پشتیبانی ندارید. شغلتون پانتومیم فعالیته، غذایی که روزانه میخورید کمتر از جیره زندانیان آمریکاست، و اصلیترین تفریحتون راه رفتنه.
در جهنم فقط میشه تسلیم نشد، نمیشه خوب زندگی کرد. و تسلیم نشدن یعنی به شکل جهنم درنیامدن. معمولا جهنم توسط کسانی پر شده که خودشون هم جهنم هستند. تسلیم نشدن یعنی به اون شکل درنیامدن.
برای به اون شکل درنیامدن هم فقط یک راه وجود داره، و اون نادیده گرفتن خودتونه. نادیده گرفتن آرزوهاتون، و رویاهاتون، و نیازهاتون؛ تا بعدش بتونید به بقیه خیر برسونید.
در واقع تنها راه تسلیم نشدن در جهنم، کشتن خوده. اگه خودتون رو نکشید اذیت میشید، و خیری هم به کسی نرسیده، که یعنی یک معامله باخت-باخت. یکی از انواع خیر رسوندن هم محبت کردن به کسانیه که انتظارش رو ندارند.
اگه راه دیگهای وجود داشت حتما میگفتم.
◽️@utfinance◽️
👤 اریک
زمانی که من درباره این مینوشتم که چطور باید در جهنم زندگی کرد (و مهمترینش این بود که باید حداقل یک نفر رو داشت که محبت خرجش کرد)، سوال مردم درباره زندگی بلژیکی در ایران بود (که بریم شریف یا تهران؟ طوری که انگار بین کمبریج و آکسفورد گیر کرده بودند).
و حالا سوال همه این شده که چطور باید در #جهنم زندگی کرد؟
آدم توقع داره این چرخش در طول یک قرن رخ بده، و یک پدر برای پسرش تعریف کنه، ولی بین فاصله سونوگرافی قبلیام و سونوگرافی جدیدم طی شد.
بهرحال پاسخ من هنوز همونه. در جهنم هیچ راهی برای خوب زندگی کردن وجود نداره، و امکان نداره بتونید خوب زندگی کنید. اگه تا الان فکر میکردید احتمالاتی وجود داره که بتونید خوب زندگی کنید، از ذهنتون بیرون کنید. چون امکان نداره. شما جایی هستید که کل زندگیتون یک اسکناس که وسطش چهره بنجامین فرانکلین قرار داره میارزه. و هزاران فرد و نهاد آمادهاند اون اسکناس رو بگیرند و شما رو دفن کنند.
شما جایی هستید که هیچ حق و حقوقی ندارید، هیچ شأنی ندارید، و هیچ پشتیبانی ندارید. شغلتون پانتومیم فعالیته، غذایی که روزانه میخورید کمتر از جیره زندانیان آمریکاست، و اصلیترین تفریحتون راه رفتنه.
در جهنم فقط میشه تسلیم نشد، نمیشه خوب زندگی کرد. و تسلیم نشدن یعنی به شکل جهنم درنیامدن. معمولا جهنم توسط کسانی پر شده که خودشون هم جهنم هستند. تسلیم نشدن یعنی به اون شکل درنیامدن.
برای به اون شکل درنیامدن هم فقط یک راه وجود داره، و اون نادیده گرفتن خودتونه. نادیده گرفتن آرزوهاتون، و رویاهاتون، و نیازهاتون؛ تا بعدش بتونید به بقیه خیر برسونید.
در واقع تنها راه تسلیم نشدن در جهنم، کشتن خوده. اگه خودتون رو نکشید اذیت میشید، و خیری هم به کسی نرسیده، که یعنی یک معامله باخت-باخت. یکی از انواع خیر رسوندن هم محبت کردن به کسانیه که انتظارش رو ندارند.
اگه راه دیگهای وجود داشت حتما میگفتم.
◽️@utfinance◽️
👏24👎17👍6❤4💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 تقی رحمانی میگوید آنهایی که نزدیک به یکصدهزار تن از مردم ایران را در دو روز ۱۸ و ۱۹ دی کشتار کردند به خاطر دفاع از جان خودشان بوده؛ چرا که این مردم بودند که به آنها حمله کردند.
#تقی_رحمانی، فعال #ملی_مذهبی و #چپ_مصدقی بزرگترین کشتار مردم ایران در تاریخ معاصر، که به آن هولوکاست ایرانی نیز گفته میشود، را یک «واقعه بسیار تلخی» میخواند که نیاز به بررسی دارد.
تقی رحمانی همسر #نرگس_محمدی و همه کسانی که، به هر نحوی، کشتار ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی را توجیه میکنند، در این جنایت بزرگ علیه بشریت شریک جرمند.
◽️@utfinance◽️
#تقی_رحمانی، فعال #ملی_مذهبی و #چپ_مصدقی بزرگترین کشتار مردم ایران در تاریخ معاصر، که به آن هولوکاست ایرانی نیز گفته میشود، را یک «واقعه بسیار تلخی» میخواند که نیاز به بررسی دارد.
تقی رحمانی همسر #نرگس_محمدی و همه کسانی که، به هر نحوی، کشتار ایرانیان در ۱۸ و ۱۹ دی را توجیه میکنند، در این جنایت بزرگ علیه بشریت شریک جرمند.
◽️@utfinance◽️
🤬113👍17👎10❤3👏2
📄 یادداشت مهمان
◽️ در باب یک تقدم و تأخر، ملاحظهای در مورد رفراندوم و مشروطیت
امروز در ایران میبینیم که از یک سو طرفداران منسجم #پادشاهی #پهلوی مصرانه بر اساس «#صندوق_رأی» و «#قانون_اساسی» از «#دموکراتیک» و «#مشروطه» بودن پادشاهی و، به دنبالش، «مشروع» بودنش دفاع میکنند و از سوی دیگر مخالفان نامنسجم آنها یا در مورد عملی و مطلوب بودن یا مشروع بودن آن تردیدهایی وارد میکنند و به نظر میرسد هر نوع پادشاهی را — دستکم در کشورهای پیرامونی — معادل یا آبستن #دیکتاتوری میدانند.
در این میان، اخیراً یاسر میردامادی، سازشکاری که البته حق نظر دادن دارد اما — مثل همهٔ سازشکارهای دیگر — شأنیت خطاب قرار دادن نیروهای مخالف نظم موجود را ندارد، مدعی شده است که هر نوع رفراندومی در راستای بازگرداندن پادشاهی، به دلیل همیشگی بودن آن، نامشروع است. میردامادی در این استدلال تفاوت میان «پادشاهی مطلقه» و «پادشاهی مشروطه» را — که اولی واقعا رفراندومبردار نیست — نادیده گرفته و، بنا به دلایل تاریخی، پادشاهی را اساساً پیشامدرن و لاجرم محمل استبداد و سوژهستیزی دانسته است.
اگر از دلایل تاریخی بگذریم و بحث را بر مشروعیت، طبق فلسفهٔ سیاسی، متمرکز کنیم، به نظر میرسد که یک راه — و فقط یک راه — برای رد استدلال میردامادی وجود دارد و فضایی نظری و عملی برای مجاز دانستن #رفراندوم و گزینه شدن پادشاهی مشروطه فراهم میکند. این راه میتواند نگرانیها در مورد ظهور پادشاه مطلق در پوستهٔ فورمالیستی #قانون یا #جمهوری گسیخته یا فاسد را پوشش دهد و اشکال «صندوقسالاری» را رفع کند.
مکرر از #شاهزاده_رضا_پهلوی و حامیان او شنیدهایم «شکل حکومت» دخلی به مشروعیت آن ندارد و اجمالاً یک جمهوری خوب با یک پادشاهی مشروطهٔ خوب تفاوتی ندارد، مگر نهایتاً در کارآمدی و سهولتهای عملی برآمده از روانشناسی اجتماعی و روح تاریخی.
با این فرض که کارآمدی دخلی به مشروعیت ندارد و خصوصاً اینکه مشروعیت نباید، در صورت پیشآمدن تعارضهای ظاهری یا عملی، قربانی کارآمدی شود، تنها توضیح تفصیلی درست در مورد ادعای بالا — یعنی اینکه دو «شکل» مورد بحث فرقی در مشروعیت ندارند — این میتواند باشد که «محتوای» مشروعیتبخش به هر دو، همان بدنهٔ اصلی «قانون اساسی» شامل حقهای اساسی و اکتسابی و ساختار تفکیک قوا، «یکسان» باشد.
اگر قرار باشد، با فروکاستن مشروعیت به کارآمدی یا حتی دخالت دادن کارآمدی در مشروعیت، توضیح دیگری برای ادعای اجمالی بالا بدهند یا اصلاً از آن عقبنشینی کنند، بهای آن از دست رفتن مشروعیت رفراندوم است، زیرا ناگزیر گزینههای رقیب از «شکل» فراتر میروند و به محتوا میرسند که مشروعیتش یا به اکثریت نیست یا اگر هم باشد از طریق انتخاب نمایندگان #مجلس_مؤسسان و رفراندوم جداگانهای است مختص #قانوناساسی تنظیمشده.
همچنین در صورتی که تا اینجا در مسیر درستی پیش رفته باشم، حال میخواهم به سراغ «#دفترچه_مدیریت_دوره_اضطرار» بروم. مطابق بند ۱۲.۶ بخش ب، برگزاری رفراندوم برای «نوع حکومت» (نمیدانم استفاده از نوع به جای شکل عمدی است یا سهوی) یا تعیین «سامانهٔ دموکراتیک حکومت»، آن هم فقط ظرف چهار ماه، مقدم بر برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان است که، مطابق بند ۱۲.۸، دستور کارش «تنظیم قانوناساسی نوین بر اساس نوع حکومتی است که ملت در همهپرسی بند ۱۲.۶ تعیین کردهاند».
بند ۱۲.۹ نیز مربوط به همهپرسی در مورد قانوناساسی تنظیمشده از طرف مجلس مؤسسان است.
آنچه میتوان بر اساس توضیحات بالا پیش نهاد این است که مقدم شدن بند ۱۲.۸ (و طبعاً ۱۲.۹) بر بند ۱۲.۶ — و ایجاد تغییرات دیگر متناسب با این جابهجایی خصوصاً در این مورد که تعیین تکلیف بخش «شکل حکومت» قانوناساسی به تعویق میافتد — تنها راهی است که میتواند جمهوری و #پادشاهی_مشروطه را واقعاً همارز هم قرار دهد، جلوی بیشترخواهی هر دو را بگیرد — چون بنیان هر دو قانوناساسی مشروع است — و رفراندوم را معنادار و مشروع کند.
«#دموکراسی»، چه خودبنیاد فهمیده شود چه وابسته به، و برآمده از، «حق افراد»، اینطور میتواند همهجانبه و زاینده و دربرگیرنده باشد و از دل گذار محقق شود.
◽️@utfinance◽️
◽️ در باب یک تقدم و تأخر، ملاحظهای در مورد رفراندوم و مشروطیت
امروز در ایران میبینیم که از یک سو طرفداران منسجم #پادشاهی #پهلوی مصرانه بر اساس «#صندوق_رأی» و «#قانون_اساسی» از «#دموکراتیک» و «#مشروطه» بودن پادشاهی و، به دنبالش، «مشروع» بودنش دفاع میکنند و از سوی دیگر مخالفان نامنسجم آنها یا در مورد عملی و مطلوب بودن یا مشروع بودن آن تردیدهایی وارد میکنند و به نظر میرسد هر نوع پادشاهی را — دستکم در کشورهای پیرامونی — معادل یا آبستن #دیکتاتوری میدانند.
در این میان، اخیراً یاسر میردامادی، سازشکاری که البته حق نظر دادن دارد اما — مثل همهٔ سازشکارهای دیگر — شأنیت خطاب قرار دادن نیروهای مخالف نظم موجود را ندارد، مدعی شده است که هر نوع رفراندومی در راستای بازگرداندن پادشاهی، به دلیل همیشگی بودن آن، نامشروع است. میردامادی در این استدلال تفاوت میان «پادشاهی مطلقه» و «پادشاهی مشروطه» را — که اولی واقعا رفراندومبردار نیست — نادیده گرفته و، بنا به دلایل تاریخی، پادشاهی را اساساً پیشامدرن و لاجرم محمل استبداد و سوژهستیزی دانسته است.
اگر از دلایل تاریخی بگذریم و بحث را بر مشروعیت، طبق فلسفهٔ سیاسی، متمرکز کنیم، به نظر میرسد که یک راه — و فقط یک راه — برای رد استدلال میردامادی وجود دارد و فضایی نظری و عملی برای مجاز دانستن #رفراندوم و گزینه شدن پادشاهی مشروطه فراهم میکند. این راه میتواند نگرانیها در مورد ظهور پادشاه مطلق در پوستهٔ فورمالیستی #قانون یا #جمهوری گسیخته یا فاسد را پوشش دهد و اشکال «صندوقسالاری» را رفع کند.
مکرر از #شاهزاده_رضا_پهلوی و حامیان او شنیدهایم «شکل حکومت» دخلی به مشروعیت آن ندارد و اجمالاً یک جمهوری خوب با یک پادشاهی مشروطهٔ خوب تفاوتی ندارد، مگر نهایتاً در کارآمدی و سهولتهای عملی برآمده از روانشناسی اجتماعی و روح تاریخی.
با این فرض که کارآمدی دخلی به مشروعیت ندارد و خصوصاً اینکه مشروعیت نباید، در صورت پیشآمدن تعارضهای ظاهری یا عملی، قربانی کارآمدی شود، تنها توضیح تفصیلی درست در مورد ادعای بالا — یعنی اینکه دو «شکل» مورد بحث فرقی در مشروعیت ندارند — این میتواند باشد که «محتوای» مشروعیتبخش به هر دو، همان بدنهٔ اصلی «قانون اساسی» شامل حقهای اساسی و اکتسابی و ساختار تفکیک قوا، «یکسان» باشد.
اگر قرار باشد، با فروکاستن مشروعیت به کارآمدی یا حتی دخالت دادن کارآمدی در مشروعیت، توضیح دیگری برای ادعای اجمالی بالا بدهند یا اصلاً از آن عقبنشینی کنند، بهای آن از دست رفتن مشروعیت رفراندوم است، زیرا ناگزیر گزینههای رقیب از «شکل» فراتر میروند و به محتوا میرسند که مشروعیتش یا به اکثریت نیست یا اگر هم باشد از طریق انتخاب نمایندگان #مجلس_مؤسسان و رفراندوم جداگانهای است مختص #قانوناساسی تنظیمشده.
همچنین در صورتی که تا اینجا در مسیر درستی پیش رفته باشم، حال میخواهم به سراغ «#دفترچه_مدیریت_دوره_اضطرار» بروم. مطابق بند ۱۲.۶ بخش ب، برگزاری رفراندوم برای «نوع حکومت» (نمیدانم استفاده از نوع به جای شکل عمدی است یا سهوی) یا تعیین «سامانهٔ دموکراتیک حکومت»، آن هم فقط ظرف چهار ماه، مقدم بر برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان است که، مطابق بند ۱۲.۸، دستور کارش «تنظیم قانوناساسی نوین بر اساس نوع حکومتی است که ملت در همهپرسی بند ۱۲.۶ تعیین کردهاند».
بند ۱۲.۹ نیز مربوط به همهپرسی در مورد قانوناساسی تنظیمشده از طرف مجلس مؤسسان است.
آنچه میتوان بر اساس توضیحات بالا پیش نهاد این است که مقدم شدن بند ۱۲.۸ (و طبعاً ۱۲.۹) بر بند ۱۲.۶ — و ایجاد تغییرات دیگر متناسب با این جابهجایی خصوصاً در این مورد که تعیین تکلیف بخش «شکل حکومت» قانوناساسی به تعویق میافتد — تنها راهی است که میتواند جمهوری و #پادشاهی_مشروطه را واقعاً همارز هم قرار دهد، جلوی بیشترخواهی هر دو را بگیرد — چون بنیان هر دو قانوناساسی مشروع است — و رفراندوم را معنادار و مشروع کند.
«#دموکراسی»، چه خودبنیاد فهمیده شود چه وابسته به، و برآمده از، «حق افراد»، اینطور میتواند همهجانبه و زاینده و دربرگیرنده باشد و از دل گذار محقق شود.
◽️@utfinance◽️
👍21👎5❤3