📄 مقدمه لارنس وایت بر کتاب «تئوری بانکداری آزاد»
👤 لارنس اچ. وایت
تئوری بانکداری آزاد، نوشته جورج سلجین، با ترجمه محمد جوادی و محد سرافراز، توسط نشر آماره منتشر شده است.
🔗 لینک خرید کتاب
🔗 متن مقدمه لارنس وایت بر کتاب «تئوری بانکداری آزاد» را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👤 لارنس اچ. وایت
تئوری بانکداری آزاد، نوشته جورج سلجین، با ترجمه محمد جوادی و محد سرافراز، توسط نشر آماره منتشر شده است.
🔗 لینک خرید کتاب
🔗 متن مقدمه لارنس وایت بر کتاب «تئوری بانکداری آزاد» را اینجا بخوانید
جورج سلجین، عضو ارشد و مدیر بازنشسته مرکز جایگزینهای پولی و مالی در موسسه کیتو و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه جورجیا است. تحقیقات او طیف گستردهای از موضوعات در حوزه اقتصاد پولی، از جمله تاریخ پولی، نظریه اقتصاد کلان و تاریخ اندیشه پولی را پوشش میدهد.
لارنس اچ. وایت، عضو ارشد مرکز جایگزینهای پولی و مالی موسسه کاتو و از سال ۲۰۰۹ استاد اقتصاد در دانشگاه جورج میسون است. او که متخصص بانکداری و سیاست پولی است، نویسنده کتابهای «برخورد ایدههای اقتصادی» (انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۱۲)، «نظریه نهادهای پولی» (بازیل بلکول، ۱۹۹۹)، «بانکداری آزاد در بریتانیا» (ویرایش دوم، موسسه امور اقتصادی، ۱۹۹۵) و «رقابت و ارز» (انتشارات دانشگاه نیویورک، ۱۹۸۹) است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مقدمه لارنس وایت بر کتاب «تئوری بانکداری آزاد»
این کتاب یکی از مهمترین آثار در زمینۀ اقتصاد پولی است و یادآور یکی از جملاتی است که اندیشمند فاضل آقای جان هیکس در یکی از تألیفاتش نوشته است و من همیشه آن را برای دانشجویان جوان در تئوری پولی نقل میکنم:
❤4
به یاد ایران.pdf
452.3 KB
❤13👍2🔥1
◽️ بازدید محمدرضا شاه از پروژه شهرک خورشیدی و تمسخر خمینی
تصویر سمت راست مربوط به بازدید محمدرضاشاه از پروژهٔ ساخت شهرکی در مشهد با ۲،۰۰۰ آپارتمان است که قرار بود بخش عمدهٔ انرژیاش از باتریهای خورشیدی تأمین شود. طراحی این پروژه توسط «داریوش بوربور» انجام شده بود. پروژههای مشابهی نیز در سایر نقاط ایران در دست مطالعه بودند که با وقوع انقلاب ۵۷ رها شدند.
خمینی در همان دوران (نیمهٔ نخست سال۵۷)، چنین طرحهایی را به باد تمسخر گرفت (ویدیوی سمت چپ): «میخوان از انرژی خورشید استفاده کنن. آقا چرا؟ این حرفها چیه میزنی؟ خجالت بکش. این حرفها را برای کی میزنی؟ دیگه توی رادیو نگن مردم و اروپا بشنوند بخندند.»
تصویر سمت راست مربوط به بازدید محمدرضاشاه از پروژهٔ ساخت شهرکی در مشهد با ۲،۰۰۰ آپارتمان است که قرار بود بخش عمدهٔ انرژیاش از باتریهای خورشیدی تأمین شود. طراحی این پروژه توسط «داریوش بوربور» انجام شده بود. پروژههای مشابهی نیز در سایر نقاط ایران در دست مطالعه بودند که با وقوع انقلاب ۵۷ رها شدند.
خمینی در همان دوران (نیمهٔ نخست سال۵۷)، چنین طرحهایی را به باد تمسخر گرفت (ویدیوی سمت چپ): «میخوان از انرژی خورشید استفاده کنن. آقا چرا؟ این حرفها چیه میزنی؟ خجالت بکش. این حرفها را برای کی میزنی؟ دیگه توی رادیو نگن مردم و اروپا بشنوند بخندند.»
👍29🤬16💔7❤2👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 دولت یا بازار؟ کدامیک خیرخواه و دانایند؟
👥 گفتوگوی مصطفی صادق و امیرحسین خالقی
🎙نسخه صوتی
▫️۱. نظمهای اقتصادی غیرسرمایهداری چه جایگزینی برای مالکیت خصوصی، بازار و سودجویی پیشنهاد میدهند و چگونه از کارایی و حقبنیادی پیشنهاد خود دفاع میکنند؟
▫️۲. اینکه نظم برنامهریزی مرکزی به میانجی دولتمرد میتواند جایگزین بازار شود بر پیشفرض دانایی و خیرخواهی سیاستگذار ساخته شده که با واقعیت سازگاری ندارد!
#سروستان
📺 @ecoiran_webtv
🔗 همچنین ببینید: کارآیی آزادی
◽️@utfinance◽️
👥 گفتوگوی مصطفی صادق و امیرحسین خالقی
🎙نسخه صوتی
▫️۱. نظمهای اقتصادی غیرسرمایهداری چه جایگزینی برای مالکیت خصوصی، بازار و سودجویی پیشنهاد میدهند و چگونه از کارایی و حقبنیادی پیشنهاد خود دفاع میکنند؟
▫️۲. اینکه نظم برنامهریزی مرکزی به میانجی دولتمرد میتواند جایگزین بازار شود بر پیشفرض دانایی و خیرخواهی سیاستگذار ساخته شده که با واقعیت سازگاری ندارد!
#سروستان
📺 @ecoiran_webtv
🔗 همچنین ببینید: کارآیی آزادی
◽️@utfinance◽️
😱2
Forwarded from تلویزیون منوتو
نشریه بریتانیایی اسپکتیتر در یادداشتی به قلم مانی بشرزاد، پژوهشگر اقتصادی موسسه مطالعات اقتصادی در لندن نوشته است که اعتراضات اخیر در ایران برای نخستین بار از مرحله نفی عبور کرده و با طرح نام ولیعهد رضا پهلوی، به مطالبهای آشکار برای بازگشت پادشاهی و ارائه یک جایگزین سیاسی رسیده است.
👍65👎37❤6🤬2
◽️ دکترهای متکبر
محمد مصدق، عصاره رذایل زمانهاش بود.
یکی از این رذیلتهای او تفاخر به مدرک دکتری بود، تا جایی که لفظ «دکتر» را در امضاء خود لحاظ میکرد.
البته از این جهت او استثنا نبود، «دکتر» کریم سنجابی هم از او سرمشق میگرفت.
◽️@utfinance◽️
محمد مصدق، عصاره رذایل زمانهاش بود.
یکی از این رذیلتهای او تفاخر به مدرک دکتری بود، تا جایی که لفظ «دکتر» را در امضاء خود لحاظ میکرد.
البته از این جهت او استثنا نبود، «دکتر» کریم سنجابی هم از او سرمشق میگرفت.
◽️@utfinance◽️
👍72👎15⚡1👌1
◽️ دولت مادورو سقوط کرد
سقوط دولت در طی 15 ساعت و دستگیری رئیس دولت در طی 5 ساعت بدون مقاومت مردم، عاقبت سیاستهای سوسیالیستی و به فقر و فلاکت کشاندن مردم است.
#ونزوئلا
◽️@utfinance◽️
سقوط دولت در طی 15 ساعت و دستگیری رئیس دولت در طی 5 ساعت بدون مقاومت مردم، عاقبت سیاستهای سوسیالیستی و به فقر و فلاکت کشاندن مردم است.
#ونزوئلا
◽️@utfinance◽️
👌83👎8❤5👏3👍2🔥2
📄 گزارش فرارو درباره بدهیهای تسویه نشده ونزوئلا به ایران
تاریخ گزارش: 22 آذر 1404
◽️ بدهی یک میلیارد دلاری به شرکت نفت ایران
مردادماه امسال، احمد بیگدلی نماینده خدابنده در مجلس، از بدهی یک میلیارد دلاری ونزوئلا به ایران خبر داد. او گفت: «در کمیسیون سوالی از وزیر نفت ثبت کردیم و ایشان باید در خصوص یک میلیارد دلار بدهی نفت ونزوئلا به شرکت نفت ایران توضیح دهند. معلوم نیست این مبلغ چرا پیگیری نمیشود؛ آقای وزیر باید روشنگری کنند.» سرنوشت این سوال و همچنین ادعا درباره وجود این بدهی، مشخص نیست.
◽️@utfinance◽️
تاریخ گزارش: 22 آذر 1404
◽️ بدهی یک میلیارد دلاری به شرکت نفت ایران
مردادماه امسال، احمد بیگدلی نماینده خدابنده در مجلس، از بدهی یک میلیارد دلاری ونزوئلا به ایران خبر داد. او گفت: «در کمیسیون سوالی از وزیر نفت ثبت کردیم و ایشان باید در خصوص یک میلیارد دلار بدهی نفت ونزوئلا به شرکت نفت ایران توضیح دهند. معلوم نیست این مبلغ چرا پیگیری نمیشود؛ آقای وزیر باید روشنگری کنند.» سرنوشت این سوال و همچنین ادعا درباره وجود این بدهی، مشخص نیست.
◽️@utfinance◽️
😢9🤬4❤1
Finance & Economics
📄 گزارش فرارو درباره بدهیهای تسویه نشده ونزوئلا به ایران تاریخ گزارش: 22 آذر 1404 ◽️ بدهی یک میلیارد دلاری به شرکت نفت ایران مردادماه امسال، احمد بیگدلی نماینده خدابنده در مجلس، از بدهی یک میلیارد دلاری ونزوئلا به ایران خبر داد. او گفت: «در کمیسیون سوالی…
📌 تخمین بدهیهای ونزوئلا به ایران
◽️ تازه ترین برآوردهای اعلام شده توسط نمایندگان مجلس و گزارشهای نفتی نشان میدهد که مجموع بدهیهای قطعی و تسویهنشده ونزوئلا به ایران رقمی در حدود ۲ میلیارد دلار است.
◽️ اخیراً (در آذر و دی ۱۴۰۴) هشدارهایی از سوی برخی مقامات سابق و فعلی ایران مطرح شده که با توجه به احتمال تغییرات سیاسی در ونزوئلا، ایران باید هرچه سریعتر تکلیف این ۲ میلیارد دلار را روشن کند تا به سرنوشت مطالبات از سایر کشورها دچار نشود.
◽️ در سالهای گذشته ارقام کوچکتری نیز به عنوان بدهی وجود داشته است؛ برای مثال خودروسازان ایرانی در مقطعی حدود ۷۵ میلیون دلار از طرف ونزوئلا طلب داشتند که مربوط به پروژههای نیمهکاره تولید خودرو بود.
◽️ چندی پیش، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، و همچنین برخی گزارشهای اقتصادی داخلی، هشدار داده بودند که با توجه به تحولات سیاسی و فشارهای اخیر بر دولت مادورو، ایران باید فوراً تکلیف بازگشت «بیش از ۲ میلیارد دلار» طلب خود را روشن کند تا این سرمایه ملی به سرنوشت مطالبات ایران در سوریه دچار نشود. این بدهی مربوط به دورهای است که ایران تأمین خوراک پالایشگاههای ونزوئلا را بر عهده داشت.
◽️ علاوه بر اینها، تکلیف قراردادهای امضا شده نوسازی پالایشگاههای «الپالیتو» (El Palito) و «پاراگوآنا» (Paraguaná) مشخص نیست. گفته میشود قرارداد پاراگوآنا ارزشی حدود ۴۶۰ میلیون یورو (حدود نیم میلیارد دلار) داشته است.
◽️@utfinance◽️
◽️ تازه ترین برآوردهای اعلام شده توسط نمایندگان مجلس و گزارشهای نفتی نشان میدهد که مجموع بدهیهای قطعی و تسویهنشده ونزوئلا به ایران رقمی در حدود ۲ میلیارد دلار است.
◽️ اخیراً (در آذر و دی ۱۴۰۴) هشدارهایی از سوی برخی مقامات سابق و فعلی ایران مطرح شده که با توجه به احتمال تغییرات سیاسی در ونزوئلا، ایران باید هرچه سریعتر تکلیف این ۲ میلیارد دلار را روشن کند تا به سرنوشت مطالبات از سایر کشورها دچار نشود.
◽️ در سالهای گذشته ارقام کوچکتری نیز به عنوان بدهی وجود داشته است؛ برای مثال خودروسازان ایرانی در مقطعی حدود ۷۵ میلیون دلار از طرف ونزوئلا طلب داشتند که مربوط به پروژههای نیمهکاره تولید خودرو بود.
◽️ چندی پیش، حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، و همچنین برخی گزارشهای اقتصادی داخلی، هشدار داده بودند که با توجه به تحولات سیاسی و فشارهای اخیر بر دولت مادورو، ایران باید فوراً تکلیف بازگشت «بیش از ۲ میلیارد دلار» طلب خود را روشن کند تا این سرمایه ملی به سرنوشت مطالبات ایران در سوریه دچار نشود. این بدهی مربوط به دورهای است که ایران تأمین خوراک پالایشگاههای ونزوئلا را بر عهده داشت.
◽️ علاوه بر اینها، تکلیف قراردادهای امضا شده نوسازی پالایشگاههای «الپالیتو» (El Palito) و «پاراگوآنا» (Paraguaná) مشخص نیست. گفته میشود قرارداد پاراگوآنا ارزشی حدود ۴۶۰ میلیون یورو (حدود نیم میلیارد دلار) داشته است.
◽️@utfinance◽️
🤬9
Forwarded from سودابه قیصری
از صمیم قلب به الهه محمدی و رفقاش تسلیت میگم.
در غمتان شادمانه پا میکوبم.
در غمتان شادمانه پا میکوبم.
👏72👌6😱3❤1👍1
📄 غروبِ کمونیست
آغازش طوفانی بود و پایانش، غباری در باد.
کمونیست آمد؛ با مشتهای گرهکرده و حنجرهای که فریاد میزد. بر فرازِ تاریخ ایستاد و وعده داد که «کوهها را میتراشم تا درهها پر شوند»؛ وعده داد که سفرهی اربابان را میدرد تا نانِ رعیت را چرب کند. نامش را «ناجی» نهادند و راهش را «مسیرِ سرخِ عدالت».
او میپنداشت که اقتصاد، سربازی است در میدانِ مشق که با تشرِ فرمانده خبردار میایستد.
پس فرمان داد: «ای بازار! مکوش. ای سرمایه! بجوش. ای قیمت! بمیر.»
اما دریغا که قانونِ اعداد، سرسختتر از قانونِ استبداد بود. او میخواست با تبرِ ایدئولوژی، درختِ تناورِ واقعیت را قطع کند. غافل از آنکه چون درخت افتاد، سایه نیز میمیرد و آفتابِ سوزانِ فقر، بر سرِ همگان یکسان میتابد.
دیری نپایید که چرخدندههای صنعت، زیرِ بارِ شعارهای توخالی، نالیدند و از حرکت باز ایستادند. آنجا که قرار بود «ثروت» تقسیم شود، تنها «فلاکت» بود که عادلانه سهمیهبندی شد.
پولِ ملی، آن کاغذِ رنگینِ بیاعتبار، چون برگهای خزان در کوی و برزن ریخت. مردمانی که روزگاری صادرکنندگانِ رفاه بودند، اکنون برای تکهای نان و جرعهای دارو، در صفهای طویل، عزتِ خویش را حراج میکردند. قفسههای دکانها، خالیتر از وعدههای حاکم بود و شکمهای گرسنه، پرصداتر از طبلهای تبلیغاتش.
و آنگاه، لحظهی موعود فرا رسید.
او از فرازِ کاخِ شیشهایاش نگریست. دید که آن تودههایی که روزی برایش هورا میکشیدند، اکنون از خیابان غایب هستند.
حاکم سقوط کرد و تاریخ بر سنگمزارِ حکومتش خواهد نوشت:
«اینجا کسی خفته است که پنداشت میتوان با جنگیدن علیه ثروت، فقر را شکست داد؛ اما تنها فقیران را شکست داد».
◽️@utfinance◽️
◽️ یادداشت یکی از مخاطبان کانال به مناسبت سقوط مادورو در ونزوئلا:
آغازش طوفانی بود و پایانش، غباری در باد.
کمونیست آمد؛ با مشتهای گرهکرده و حنجرهای که فریاد میزد. بر فرازِ تاریخ ایستاد و وعده داد که «کوهها را میتراشم تا درهها پر شوند»؛ وعده داد که سفرهی اربابان را میدرد تا نانِ رعیت را چرب کند. نامش را «ناجی» نهادند و راهش را «مسیرِ سرخِ عدالت».
او میپنداشت که اقتصاد، سربازی است در میدانِ مشق که با تشرِ فرمانده خبردار میایستد.
پس فرمان داد: «ای بازار! مکوش. ای سرمایه! بجوش. ای قیمت! بمیر.»
اما دریغا که قانونِ اعداد، سرسختتر از قانونِ استبداد بود. او میخواست با تبرِ ایدئولوژی، درختِ تناورِ واقعیت را قطع کند. غافل از آنکه چون درخت افتاد، سایه نیز میمیرد و آفتابِ سوزانِ فقر، بر سرِ همگان یکسان میتابد.
دیری نپایید که چرخدندههای صنعت، زیرِ بارِ شعارهای توخالی، نالیدند و از حرکت باز ایستادند. آنجا که قرار بود «ثروت» تقسیم شود، تنها «فلاکت» بود که عادلانه سهمیهبندی شد.
پولِ ملی، آن کاغذِ رنگینِ بیاعتبار، چون برگهای خزان در کوی و برزن ریخت. مردمانی که روزگاری صادرکنندگانِ رفاه بودند، اکنون برای تکهای نان و جرعهای دارو، در صفهای طویل، عزتِ خویش را حراج میکردند. قفسههای دکانها، خالیتر از وعدههای حاکم بود و شکمهای گرسنه، پرصداتر از طبلهای تبلیغاتش.
و آنگاه، لحظهی موعود فرا رسید.
او از فرازِ کاخِ شیشهایاش نگریست. دید که آن تودههایی که روزی برایش هورا میکشیدند، اکنون از خیابان غایب هستند.
حاکم سقوط کرد و تاریخ بر سنگمزارِ حکومتش خواهد نوشت:
«اینجا کسی خفته است که پنداشت میتوان با جنگیدن علیه ثروت، فقر را شکست داد؛ اما تنها فقیران را شکست داد».
◽️@utfinance◽️
👍33❤6👎4😱1
◽️ سوز سرما میآید و دمهای گرمی سکوت را میشکنند و فریاد میزنند: برمیگرده!
مباد که زمانه تازه شود، جهان نو شود اما وطن، ایرانِ ما، به سرما بماند، به زمستان، به سیاهی.
بهار بر ما هم باریدن خواهد گرفت... و بر حیاط خلوت ما قدم میگذارد...
زمستان میرود، فریاد آزادی به گوشمان میرسد، بالاخره، آن دم که به ناگاه یگانهات میکند با تمام آنچه تازه میشود با بهار...
خیابان پر از طنین نام #ایران است، از سرزمینی که دیگر حصارها صورتش را نمیپوشاند. جهان ما را میبیند که خو نکردهایم به تباهی، به ارتجاع.
مباد که بر دامن ما بماند این لکههای سرخ و سیاه. مباد که این نقاب خزانزده دوباره بر چهره ایران بنشیند.
آری. برمیگردیم؛ به شکفتن و بالیدن و از تمام بیراههی رفته.
میخوانیم؛ از امید، از آنچه ما را زنده میدارد در ازدحام مرگ که خانه را دوره کرده است.
از پس این زمستان، بهار وطن آنجاست که جوانی نترسد از زندگی. بهار، لبخند ایران است وقتی به نامش میبالیم... بهار آنجاست که ما به خود میبالیم...
بازمیستانیم غرورمان را، ایستاده بر خاک وطن، غمزده و زخمی اما امیدوار.◽️
مباد که زمانه تازه شود، جهان نو شود اما وطن، ایرانِ ما، به سرما بماند، به زمستان، به سیاهی.
بهار بر ما هم باریدن خواهد گرفت... و بر حیاط خلوت ما قدم میگذارد...
زمستان میرود، فریاد آزادی به گوشمان میرسد، بالاخره، آن دم که به ناگاه یگانهات میکند با تمام آنچه تازه میشود با بهار...
خیابان پر از طنین نام #ایران است، از سرزمینی که دیگر حصارها صورتش را نمیپوشاند. جهان ما را میبیند که خو نکردهایم به تباهی، به ارتجاع.
مباد که بر دامن ما بماند این لکههای سرخ و سیاه. مباد که این نقاب خزانزده دوباره بر چهره ایران بنشیند.
آری. برمیگردیم؛ به شکفتن و بالیدن و از تمام بیراههی رفته.
میخوانیم؛ از امید، از آنچه ما را زنده میدارد در ازدحام مرگ که خانه را دوره کرده است.
از پس این زمستان، بهار وطن آنجاست که جوانی نترسد از زندگی. بهار، لبخند ایران است وقتی به نامش میبالیم... بهار آنجاست که ما به خود میبالیم...
بازمیستانیم غرورمان را، ایستاده بر خاک وطن، غمزده و زخمی اما امیدوار.◽️
1❤127👎37🔥3