◼️ اکنون که او نیست، هر دروغی راست مینماید.
-مرگ یزدگرد-
بهرام بیضایی (۱۴۰۴-۱۳۱۷)
◼️@utfinance◼️
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
-مرگ یزدگرد-
بهرام بیضایی (۱۴۰۴-۱۳۱۷)
◼️@utfinance◼️
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
💔34❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بهرام بیضایی: شاهنامه را بخوانید
[#شاهنامه] نشان میدهد چطور هر بار یک کسانی میآیند، یک وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و...
و کمکم این قدرت فاسد میشود و تبدیل به چه گندی میشود.
و این تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود... و تا الان، اکنون و تا امروز هم تکرار شده و دارد میشود به هر اسمی، به اسم پادشاهی، به اسم جمهوریت، به اسم دین، هر دینی، هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.
میشود خواند و میشود دید آن را.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی
[#شاهنامه] نشان میدهد چطور هر بار یک کسانی میآیند، یک وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و...
و کمکم این قدرت فاسد میشود و تبدیل به چه گندی میشود.
و این تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود... و تا الان، اکنون و تا امروز هم تکرار شده و دارد میشود به هر اسمی، به اسم پادشاهی، به اسم جمهوریت، به اسم دین، هر دینی، هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.
میشود خواند و میشود دید آن را.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی
❤28👍3👎1👏1💔1
◼️ در آب روان میبینم؛ در خوابهایم و میانِ دو انگشتِ خودم، ما سَرو میکاریم و مرگ میدرویم. ما همه جوان میمیریم...
#سیاوشخوانی
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
#سیاوشخوانی
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
👍21❤6😢3💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 جفای روشنفکران چپ به ایران
#بهرام_بیضایی در این ویدیو از ستم و جفای روشنفکری چپ بهویژه ابراهیم گلستان و احمد شاملو بر ایران و فردوسی و شاهنامه میگوید.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی در این ویدیو از ستم و جفای روشنفکری چپ بهویژه ابراهیم گلستان و احمد شاملو بر ایران و فردوسی و شاهنامه میگوید.
◽️@utfinance◽️
👌30❤5👍1
◼️ مانی بشرزاد:
بدرود بهرام بیضایی🖤
شعر مورد علاقه من از بهرام بیضایی:
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقۀ اميّد و گيجِ سهمِ نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
آنچه از فرداى آن دانسته شد
خودپرستى تا برون از سايه شد!
تلخ آمد آهِ نادانستگان
پا به زنجيرى گرانتر بستگان!
خُدعه و تبعيض و غارت گشت دين
لال شد يكباره اَرحَمْ راحمين!
وين عبادت تا عبوديّت كشيد
بَرده جز زنجير خود چيزى نديد!
سهم ما شد داعش و القاعده
مُفتيان بردند صدها فايده!
بشنويد اكنون در اين آتشفشان
اى نمانَد از ستمكاران نشان!
باطل است آن رأىِ ناميمونِ زشت
نسل ما رأى دگر خواهد نوشت!
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
خُدعه بس، غارت بس و سيلِ دروغ
بس حراجِ كشورت با بانگ و بوق!
بشكند دستى كه دستى را شكست
بُگسلد بندى كه خواهد دست بست!
هان پدر جنگ تو با فرزند توست
يادگير از وى دُرُست از نادُرُست!
بَركن از گردن نشان بندگى
درشكن تاریک با تابندگى!
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردۀ اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
◼️@utfinance◼️
بدرود بهرام بیضایی🖤
شعر مورد علاقه من از بهرام بیضایی:
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقۀ اميّد و گيجِ سهمِ نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
آنچه از فرداى آن دانسته شد
خودپرستى تا برون از سايه شد!
تلخ آمد آهِ نادانستگان
پا به زنجيرى گرانتر بستگان!
خُدعه و تبعيض و غارت گشت دين
لال شد يكباره اَرحَمْ راحمين!
وين عبادت تا عبوديّت كشيد
بَرده جز زنجير خود چيزى نديد!
سهم ما شد داعش و القاعده
مُفتيان بردند صدها فايده!
بشنويد اكنون در اين آتشفشان
اى نمانَد از ستمكاران نشان!
باطل است آن رأىِ ناميمونِ زشت
نسل ما رأى دگر خواهد نوشت!
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
خُدعه بس، غارت بس و سيلِ دروغ
بس حراجِ كشورت با بانگ و بوق!
بشكند دستى كه دستى را شكست
بُگسلد بندى كه خواهد دست بست!
هان پدر جنگ تو با فرزند توست
يادگير از وى دُرُست از نادُرُست!
بَركن از گردن نشان بندگى
درشكن تاریک با تابندگى!
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردۀ اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
◼️@utfinance◼️
❤33👏5👎2🔥1
📄 اقتصاد دنیا در سال ۲۰۲۵؛ نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا
👤 محمد ماشینچیان
پژوهشگر اقتصادی در دانشگاه پیتزبورگ ایالات متحده، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار اقتصادی
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
پژوهشگر اقتصادی در دانشگاه پیتزبورگ ایالات متحده، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار اقتصادی
◽️@utfinance◽️
Iranintl
اقتصاد دنیا در سال ۲۰۲۵؛ نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا
در سالی که گذشت، در حالیکه اکثر تحلیلگران نگران تاثیر هوش مصنوعی، سرنوشت تورم و رکود پیش رو بودند، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از ایدهای رونمایی کرد که هیچکس انتظارش را نداشت؛ طرحی برای در هم کوبیدن نظم لیبرال حاکم بر دنیا و بازسازی رابطه اقتصاد…
❤3👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آیا ظهور راستگرایان در جهان نشانه زوال سرمایهداری است؟
👤 محمد طبیبیان
▫️استاد محمد طبیبیان، اقتصاددان، معتقد است که تعرفهگذاری و سیاستهای ضدمهاجرت نشانه زوال سرمایه داری نیست.
▫️طبیبیان میگوید چین از طریق استثمار آمریکا توانسته توسعه پیدا کند و تعرفه گذاری آمریکاییها واکنشی است به استثمارگری چین و آمریکاییها ناگزیر از اصلاح تجارت خود با چین هستند.
📺 @ecoiran_webtv
◽️@utfinance◽️
👤 محمد طبیبیان
▫️استاد محمد طبیبیان، اقتصاددان، معتقد است که تعرفهگذاری و سیاستهای ضدمهاجرت نشانه زوال سرمایه داری نیست.
▫️طبیبیان میگوید چین از طریق استثمار آمریکا توانسته توسعه پیدا کند و تعرفه گذاری آمریکاییها واکنشی است به استثمارگری چین و آمریکاییها ناگزیر از اصلاح تجارت خود با چین هستند.
📺 @ecoiran_webtv
◽️@utfinance◽️
👎8👍5❤1
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای تعادل عمومی و توابع مطلوبیت جمعی است، میکوشد تا با توسل به مفاهیمی نظیر «کالای عمومی»، «اثرات جانبی» و «شکست بازار»، مداخلهی قهری در داراییهای افراد را به عنوان یک ضرورت فنی یا اخلاقی جلوه دهد؛ اما این رویکرد تعمداً یا سهواً چشم بر ماهیت واقعیِ رابطهی میان فرد و دولت میبندد. حقیقت عریان که در پس پردهی ضخیم اصطلاحات تکنیکال پنهان شده، این است که انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش عمومی فاقد مولفهی بنیادینِ هر تراکنش اقتصادیِ مشروع، یعنی «رضایت داوطلبانه» است و بنابراین، مالیاتستانی تفاوتی ماهوی با دزدی و غارت ندارد، ولو اینکه این غارت با تشریفات قانونی و بوروکراتیک آراسته شده باشد.
بنیاد استدلال جریان اصلی بر این فرض استوار است که دولت، نمایندهای خیرخواه است که با دریافت بخشی از درآمد افراد، خدماتی را ارائه میدهد که بازار آزاد به دلیل ناتوانیهای ذاتیاش (شکست بازار) قادر به تامین آنها نیست. این استدلال بر پایه نظریه کالای عمومی بنا شده است؛ کالاهایی که ادعا میشود مصرف آنها رقابتپذیر و استثناپذیر نیست. اما این تحلیل از منظر معرفتشناختی دچار خطای فاحش است. ارزش اقتصادی یک پدیده عینی و ذاتی در اشیاء یا خدمات نیست، بلکه پدیدهای کاملاً ذهنی است که تنها در ذهن کنشگر نهایی معنا مییابد. در بازار آزاد، افراد با پرداخت داوطلبانه پول، «ترجیحات» خود را نشان میدهند و ثابت میکنند که ارزشِ کالای دریافتی برای آنها بیش از ارزشِ پول پرداختی است. اما در فرآیند مالیاتستانی، رابطه میان پرداخت و دریافت قطع میشود. دولت با اعمال زور، منابع را تصاحب میکند و خدماتی را ارائه میدهد که هیچ مکانیزم قیمتی واقعی برای سنجش ارزش آنها وجود ندارد. وقتی فردی مجبور میشود برای ساخت یک جاده یا تامین امنیت پولی بپردازد که اگر مختار بود نمیپرداخت، به این معناست که از دیدگاه او، آن خدمت ارزشِ آن مبلغ را ندارد. بنابراین، ادعای اینکه دولت با مالیاتستانی رفاه عمومی را افزایش میدهد، یک گزارهی علمی باطل است، زیرا امکانِ مقایسه میانفردیِ مطلوبیت وجود ندارد و نمیتوان مطلوبیت از دست رفتهی مالیاتدهنده را با مطلوبیت احتمالی دریافتکننده خدمات جمع زد.
فریب بزرگ دیگرِ اقتصاد نئوکلاسیک، مفهوم «قرارداد اجتماعی» ضمنی است؛ اینکه شهروندان با زندگی در جامعه، به طور ضمنی پذیرفتهاند که بخشی از اموال خود را به دولت واگذار کنند. این استدلال، نوعی سفسطهی دوری است که با نادیده گرفتن حقوق مالکیت خصوصی آغاز میشود.
مالکیت، حق انحصاری کنترل بر منابع کمیاب است که یا از طریق تولید (کار بر روی منابع بکر) و یا از طریق مبادله داوطلبانه حاصل میشود. هرگونه تعرض به این حق، تجاوز است. دولت تنها نهادی در جامعه است که درآمد خود را نه از طریق ارائه خدمت داوطلبانه، بلکه از طریق تهدید به اعمال خشونت (زندان یا مصادره اموال) کسب میکند. اگر یک بنگاه امنیتی خصوصی در همسایگی شما، بدون درخواست شما شروع به گشتزنی کند و سپس با تهدید اسلحه از شما «حقالزحمه» طلب کند، تمامی دادگاهها و وجدانهای بیدار آن را اخاذی و دزدی مینامند. حال پرسش اینجاست که چه کیمیایی در ماهیت دولت نهفته است که همان عملِ یکسان (گرفتن مال بدون رضایت صریح مالک) را وقتی توسط مامور دولت انجام میشود، «مالیات» و «وظیفه شهروندی» مینامد؟ تغییر نام یک عمل، ماهیت اخلاقی و اقتصادی آن را دگرگون نمیکند؛ مالیات، تصاحب قهری ثمره کار افراد است و این دقیقاً تعریف دزدی است.
ادامه در پست بعد
◽️@utfinance◽️
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای تعادل عمومی و توابع مطلوبیت جمعی است، میکوشد تا با توسل به مفاهیمی نظیر «کالای عمومی»، «اثرات جانبی» و «شکست بازار»، مداخلهی قهری در داراییهای افراد را به عنوان یک ضرورت فنی یا اخلاقی جلوه دهد؛ اما این رویکرد تعمداً یا سهواً چشم بر ماهیت واقعیِ رابطهی میان فرد و دولت میبندد. حقیقت عریان که در پس پردهی ضخیم اصطلاحات تکنیکال پنهان شده، این است که انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش عمومی فاقد مولفهی بنیادینِ هر تراکنش اقتصادیِ مشروع، یعنی «رضایت داوطلبانه» است و بنابراین، مالیاتستانی تفاوتی ماهوی با دزدی و غارت ندارد، ولو اینکه این غارت با تشریفات قانونی و بوروکراتیک آراسته شده باشد.
بنیاد استدلال جریان اصلی بر این فرض استوار است که دولت، نمایندهای خیرخواه است که با دریافت بخشی از درآمد افراد، خدماتی را ارائه میدهد که بازار آزاد به دلیل ناتوانیهای ذاتیاش (شکست بازار) قادر به تامین آنها نیست. این استدلال بر پایه نظریه کالای عمومی بنا شده است؛ کالاهایی که ادعا میشود مصرف آنها رقابتپذیر و استثناپذیر نیست. اما این تحلیل از منظر معرفتشناختی دچار خطای فاحش است. ارزش اقتصادی یک پدیده عینی و ذاتی در اشیاء یا خدمات نیست، بلکه پدیدهای کاملاً ذهنی است که تنها در ذهن کنشگر نهایی معنا مییابد. در بازار آزاد، افراد با پرداخت داوطلبانه پول، «ترجیحات» خود را نشان میدهند و ثابت میکنند که ارزشِ کالای دریافتی برای آنها بیش از ارزشِ پول پرداختی است. اما در فرآیند مالیاتستانی، رابطه میان پرداخت و دریافت قطع میشود. دولت با اعمال زور، منابع را تصاحب میکند و خدماتی را ارائه میدهد که هیچ مکانیزم قیمتی واقعی برای سنجش ارزش آنها وجود ندارد. وقتی فردی مجبور میشود برای ساخت یک جاده یا تامین امنیت پولی بپردازد که اگر مختار بود نمیپرداخت، به این معناست که از دیدگاه او، آن خدمت ارزشِ آن مبلغ را ندارد. بنابراین، ادعای اینکه دولت با مالیاتستانی رفاه عمومی را افزایش میدهد، یک گزارهی علمی باطل است، زیرا امکانِ مقایسه میانفردیِ مطلوبیت وجود ندارد و نمیتوان مطلوبیت از دست رفتهی مالیاتدهنده را با مطلوبیت احتمالی دریافتکننده خدمات جمع زد.
فریب بزرگ دیگرِ اقتصاد نئوکلاسیک، مفهوم «قرارداد اجتماعی» ضمنی است؛ اینکه شهروندان با زندگی در جامعه، به طور ضمنی پذیرفتهاند که بخشی از اموال خود را به دولت واگذار کنند. این استدلال، نوعی سفسطهی دوری است که با نادیده گرفتن حقوق مالکیت خصوصی آغاز میشود.
مالکیت، حق انحصاری کنترل بر منابع کمیاب است که یا از طریق تولید (کار بر روی منابع بکر) و یا از طریق مبادله داوطلبانه حاصل میشود. هرگونه تعرض به این حق، تجاوز است. دولت تنها نهادی در جامعه است که درآمد خود را نه از طریق ارائه خدمت داوطلبانه، بلکه از طریق تهدید به اعمال خشونت (زندان یا مصادره اموال) کسب میکند. اگر یک بنگاه امنیتی خصوصی در همسایگی شما، بدون درخواست شما شروع به گشتزنی کند و سپس با تهدید اسلحه از شما «حقالزحمه» طلب کند، تمامی دادگاهها و وجدانهای بیدار آن را اخاذی و دزدی مینامند. حال پرسش اینجاست که چه کیمیایی در ماهیت دولت نهفته است که همان عملِ یکسان (گرفتن مال بدون رضایت صریح مالک) را وقتی توسط مامور دولت انجام میشود، «مالیات» و «وظیفه شهروندی» مینامد؟ تغییر نام یک عمل، ماهیت اخلاقی و اقتصادی آن را دگرگون نمیکند؛ مالیات، تصاحب قهری ثمره کار افراد است و این دقیقاً تعریف دزدی است.
ادامه در پست بعد
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند…
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند…
👎12👍10❤2
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند که کمیابی نسبی و ترجیحات مصرفکنندگان را مخابره میکنند. وقتی دولت از طریق مالیات منابع را از بخش خصوصی (جایی که تحت دیسیپلین سود و زیان مدیریت میشوند) خارج کرده و به بخش دولتی (که فاقد مکانیزم سود و زیان است) منتقل میکند، عملاً امکان محاسبه اقتصادی عقلانی را از بین میبرد. بوروکراتهای دولتی، هرچقدر هم که متخصص باشند، فاقد ابزار لازم (قیمتهای بازار) برای تخصیص بهینه منابع هستند. آنها نمیدانند که آیا ساخت یک پل در منطقهای خاص واقعاً بیشترین ارزش افزوده را ایجاد میکند یا خیر، زیرا سرمایهی آن پروژه از طریق ریسک داوطلبانه سرمایهگذاران تامین نشده، بلکه از طریق مصادرهی اجباری اموال مودیان مالیاتی (بخوانید: دزدی) به دست آمده است. بنابراین، هر ریال مالیات، نه تنها یک انتقال ثروت ناعادلانه است، بلکه به معنای اتلاف منابع و تخریب ساختار سرمایهی جامعه است، چرا که منابع را از مصارف با ارزشدهی بالا (که توسط صاحبان اصلی انتخاب میشدند) به مصارف با ارزشدهی پایین یا منفی (که توسط بوروکراتها و سیاستمداران انتخاب میشوند) منحرف میکند.
در نهایت، نقد وارد بر جریان اصلی این است که آنها دولت را به عنوان یک ناظر بیطرف و خارج از بازار مدلسازی میکنند که صرفاً اصطکاکها را رفع میکند. اما دولت در واقع خود یک بازیگر ذینفع است که به دنبال حداکثرسازی قدرت و درآمد خویش است. مالیات ابزاری برای تامین کالای عمومی نیست، بلکه ابزاری برای توزیع رانت و تثبیت قدرت طبقه حاکم است. تلاش برای توجیه علمیِ این غارت سیستماتیک با استفاده از معادلات ریاضی پیچیده و مفاهیم انتزاعیِ رفاه اجتماعی، نمیتواند این واقعیت عریان را بپوشاند که مالیات نقض آشکار حق مالکیت بر خود و ثمره کار خویش است. اگر بپذیریم که هر فرد مالک بدن و ذهن خود است، لاجرم باید بپذیریم که مالک محصول کار خود نیز هست. تصاحب بخشی از این محصول توسط شخص ثالث بدون رضایت، بردهداری است. جامعهای که بر مبنای احترام به حقوق مالکیت و آزادی مبادله بنا شده باشد، نیازی به این مکانیسم غارتگرانه ندارد و تمامی خدمات مورد نیاز، از آموزش گرفته تا امنیت و زیرساخت، در یک بازار آزاد و بر اساس همکاری داوطلبانه قابل تامین است، جایی که پرداخت پول تنها در قبال دریافت ارزش واقعی و مورد تایید مشتری صورت میگیرد، نه تحت سایهی تهدید و اجبار.
◽️@utfinance◽️
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند که کمیابی نسبی و ترجیحات مصرفکنندگان را مخابره میکنند. وقتی دولت از طریق مالیات منابع را از بخش خصوصی (جایی که تحت دیسیپلین سود و زیان مدیریت میشوند) خارج کرده و به بخش دولتی (که فاقد مکانیزم سود و زیان است) منتقل میکند، عملاً امکان محاسبه اقتصادی عقلانی را از بین میبرد. بوروکراتهای دولتی، هرچقدر هم که متخصص باشند، فاقد ابزار لازم (قیمتهای بازار) برای تخصیص بهینه منابع هستند. آنها نمیدانند که آیا ساخت یک پل در منطقهای خاص واقعاً بیشترین ارزش افزوده را ایجاد میکند یا خیر، زیرا سرمایهی آن پروژه از طریق ریسک داوطلبانه سرمایهگذاران تامین نشده، بلکه از طریق مصادرهی اجباری اموال مودیان مالیاتی (بخوانید: دزدی) به دست آمده است. بنابراین، هر ریال مالیات، نه تنها یک انتقال ثروت ناعادلانه است، بلکه به معنای اتلاف منابع و تخریب ساختار سرمایهی جامعه است، چرا که منابع را از مصارف با ارزشدهی بالا (که توسط صاحبان اصلی انتخاب میشدند) به مصارف با ارزشدهی پایین یا منفی (که توسط بوروکراتها و سیاستمداران انتخاب میشوند) منحرف میکند.
در نهایت، نقد وارد بر جریان اصلی این است که آنها دولت را به عنوان یک ناظر بیطرف و خارج از بازار مدلسازی میکنند که صرفاً اصطکاکها را رفع میکند. اما دولت در واقع خود یک بازیگر ذینفع است که به دنبال حداکثرسازی قدرت و درآمد خویش است. مالیات ابزاری برای تامین کالای عمومی نیست، بلکه ابزاری برای توزیع رانت و تثبیت قدرت طبقه حاکم است. تلاش برای توجیه علمیِ این غارت سیستماتیک با استفاده از معادلات ریاضی پیچیده و مفاهیم انتزاعیِ رفاه اجتماعی، نمیتواند این واقعیت عریان را بپوشاند که مالیات نقض آشکار حق مالکیت بر خود و ثمره کار خویش است. اگر بپذیریم که هر فرد مالک بدن و ذهن خود است، لاجرم باید بپذیریم که مالک محصول کار خود نیز هست. تصاحب بخشی از این محصول توسط شخص ثالث بدون رضایت، بردهداری است. جامعهای که بر مبنای احترام به حقوق مالکیت و آزادی مبادله بنا شده باشد، نیازی به این مکانیسم غارتگرانه ندارد و تمامی خدمات مورد نیاز، از آموزش گرفته تا امنیت و زیرساخت، در یک بازار آزاد و بر اساس همکاری داوطلبانه قابل تامین است، جایی که پرداخت پول تنها در قبال دریافت ارزش واقعی و مورد تایید مشتری صورت میگیرد، نه تحت سایهی تهدید و اجبار.
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای…
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای…
👍11👎11❤3
📄 رویکرد فلسفۀ تاریخ در برابر رویکرد فردگرایانه به تاریخ
👤 مهرپویا علا
از متن:
ما سه روششناسی متمایز را تشخیص میدهیم: ۱. روششناسی تجربهگرا که کاربرد صحیح آن در تحلیل تمام پدیدههایی است که ذهن و ارادۀ انسان در پیدایش آنها دخیل نیست؛ ۲. روششناسی فردگرا – و قیاسی – که کاربرد آن در تحلیل پدیدههای انسانی است؛ ۳. نوعی از روششناسی که در طرحهای فلسفۀ تاریخ به کار میرود. این روش در تحلیل هیچ پدیدهای کاربرد ندارد.
فلسفۀ تاریخ از جنبۀ غایتانگار بودن با تجربهگرایی متفاوت است؛ و از جنبۀ اینکه در تحلیلِ شکلگیری پدیدههای جمعی، نقش تعیینکنندهای برای غایت و ارادۀ آزاد هر انسان قائل نیست و غایت را به جمعها نسبت میدهد، با روششناسی فردگرا تفاوت دارد.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
از متن:
ما سه روششناسی متمایز را تشخیص میدهیم: ۱. روششناسی تجربهگرا که کاربرد صحیح آن در تحلیل تمام پدیدههایی است که ذهن و ارادۀ انسان در پیدایش آنها دخیل نیست؛ ۲. روششناسی فردگرا – و قیاسی – که کاربرد آن در تحلیل پدیدههای انسانی است؛ ۳. نوعی از روششناسی که در طرحهای فلسفۀ تاریخ به کار میرود. این روش در تحلیل هیچ پدیدهای کاربرد ندارد.
فلسفۀ تاریخ از جنبۀ غایتانگار بودن با تجربهگرایی متفاوت است؛ و از جنبۀ اینکه در تحلیلِ شکلگیری پدیدههای جمعی، نقش تعیینکنندهای برای غایت و ارادۀ آزاد هر انسان قائل نیست و غایت را به جمعها نسبت میدهد، با روششناسی فردگرا تفاوت دارد.
◽️@utfinance◽️
❤12👎1😱1
🖥 اقتصاد سیاسی بنزین و نقد طرح «بنزین شهروندی»
👤 موسی غنینژاد
👤 مرتضی کاظمی
👤 علیرضا توکلی کاشی
👤 مهدی نصرتی
👤 یاسر میرزایی
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
👤 مرتضی کاظمی
👤 علیرضا توکلی کاشی
👤 مهدی نصرتی
👤 یاسر میرزایی
◽️@utfinance◽️
YouTube
ایدهی «بنزین شهروندی» و اختلافات کارشناسی
نشستی با حضور موسی غنینژاد، اقتصاددانان و کارشناسان
▫️در نشست «اقتصاد سیاسی بنزین» که در ۲۵ آذرماه در سالن همایش دنیایاقتصاد برگزار شد پس از ارائههایی درباره «بنزین شهروندی» و «بازار مبادلهی سهمیه انرژی» توسط مهدی نصرتی و علیرضا توکلیکاشی، نقدهایی…
▫️در نشست «اقتصاد سیاسی بنزین» که در ۲۵ آذرماه در سالن همایش دنیایاقتصاد برگزار شد پس از ارائههایی درباره «بنزین شهروندی» و «بازار مبادلهی سهمیه انرژی» توسط مهدی نصرتی و علیرضا توکلیکاشی، نقدهایی…
👍2
📄 مقدمۀ «جورج سلجین» نویسنده کتاب «تئوری بانکداری آزاد» برای مخاطبان فارسیزبان
👤 جورج سلجین
تئوری بانکداری آزاد، نوشته جورج سلجین، با ترجمه محمد جوادی و محد سرافراز، توسط نشر آماره منتشر شده است.
🔗 لینک خرید کتاب
◽️@utfinance◽️
👤 جورج سلجین
تئوری بانکداری آزاد، نوشته جورج سلجین، با ترجمه محمد جوادی و محد سرافراز، توسط نشر آماره منتشر شده است.
🔗 لینک خرید کتاب
جورج سلجین، عضو ارشد و مدیر بازنشسته مرکز جایگزینهای پولی و مالی در موسسه کیتو و استاد بازنشسته اقتصاد در دانشگاه جورجیا است. تحقیقات او طیف گستردهای از موضوعات در حوزه اقتصاد پولی، از جمله تاریخ پولی، نظریه اقتصاد کلان و تاریخ اندیشه پولی را پوشش میدهد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مقدمۀ «جورج سلجین» نویسنده کتاب «تئوری بانکداری آزاد» برای مخاطبان فارسیزبان
نوشتههای محمد جوادی سرشار بود از تمجید و تحسینِ کتاب تئوری بانکداری آزاد، و ضمناً حاوی پیام مسرّتبخشی بود که از آغاز ترجمۀ فارسی و وجود هماهنگی لازم برای انتشار آن خبر میداد؛ اما افزون بر اینها، ایشان صمیمانه پرسیده بودند که آیا راهنمایی و توصیهای در…
👍6
📄 کارد به استخوان بازار رسیده است
👤 محمد ماشینچیان
پژوهشگر اقتصادی در دانشگاه پیتزبورگ ایالات متحده، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار اقتصادی
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
پژوهشگر اقتصادی در دانشگاه پیتزبورگ ایالات متحده، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار اقتصادی
◽️@utfinance◽️
Iranintl
کارد به استخوان بازار رسیده است
رکود شدید قدرت خرید را از مردم گرفته است و تورم در حال بالا بردن قیمتها است. نرخ ارز، افسار گسیخته و هر روز در حال فتح رکوردی جدید است. وعدههای مسئولان، هرسال بازیافت و تکرار میشود اما در واقع سال به سال، دریغ از پارسال.
👍6❤1😢1
📄 تضعیف قدرت خرید پول با اقتصاد چه میکند؟
👤 مهرپویا علا
با اطمینان میتوان ادعا کرد که هیچ پدیده ناگواری در اقتصاد یک کشور وجود ندارد که نتوان آن را با ارجاع به باورها یا ایدههای نادرست رایج در میان سکانداران اقتصادی آن کشور توضیح داد.
البته در بعضی موارد تصمیمگیریهای ناشی از باورهای نادرست سیاستمداران دیگر کشورها، بهویژه قدرتهای مهم اقتصادی، ناچار پیامدهای منفی خود را بر روی اقتصاد ملی تمام کشورها میگذارد؛ برای نمونه سیاستهای تعرفهای جناح راست سیاسی و ضدیت جناح چپ سیاسی با شرکتهای فراملیتی را میتوان صرفاً دو جلوه متفاوت از ضدیتی مشترک با اقتصاد آزاد تلقی کرد. در اینجا نیز چنانکه ملاحظه میگردد، این ایدهها هستند که به تصمیمگیری نادرست میانجامند.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
با اطمینان میتوان ادعا کرد که هیچ پدیده ناگواری در اقتصاد یک کشور وجود ندارد که نتوان آن را با ارجاع به باورها یا ایدههای نادرست رایج در میان سکانداران اقتصادی آن کشور توضیح داد.
البته در بعضی موارد تصمیمگیریهای ناشی از باورهای نادرست سیاستمداران دیگر کشورها، بهویژه قدرتهای مهم اقتصادی، ناچار پیامدهای منفی خود را بر روی اقتصاد ملی تمام کشورها میگذارد؛ برای نمونه سیاستهای تعرفهای جناح راست سیاسی و ضدیت جناح چپ سیاسی با شرکتهای فراملیتی را میتوان صرفاً دو جلوه متفاوت از ضدیتی مشترک با اقتصاد آزاد تلقی کرد. در اینجا نیز چنانکه ملاحظه میگردد، این ایدهها هستند که به تصمیمگیری نادرست میانجامند.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
تضعیف قدرت خرید پول با اقتصاد چه میکند؟
با اطمینان میتوان ادعا کرد که هیچ پدیده ناگواری در اقتصاد یک کشور وجود ندارد که نتوان آن را با ارجاع به باورها یا ایدههای نادرست رایج در میان سکانداران اقتصادی آن کشور توضیح داد. البته در بعضی موارد تصمیمگیریهای ناشی از باورهای نادرست سیاستمداران دیگر…
👍5👎2
📄 «پسران شیکاگو» چگونه تورم 504 درصدی شیلی را پایین آوردند؟ | داستان گذار از سوسیالیسم تخیلی به اقتصاد باز
موفقیت اقتصادی دوران پینوشه، که از آن به عنوان «معجزه شیلی» یاد میشود، نه یک تصادف تاریخی، بلکه محصول پیادهسازی منسجم، علمی و جدی اصول علم اقتصاد بود.
تیمی از تکنوکراتهای شیلیایی که در دانشگاه شیکاگو تحصیل کرده بودند و به «پسران شیکاگو» معروف شدند، برنامهای مدون تحت عنوان «آجر» تدوین کرده بودند که نقشه راه آزادسازی اقتصاد شیلی بود.
اصلاحات پینوشه فراتر از تثبیت اقتصاد کلان بود و به سمت تغییرات ساختاری حرکت کرد که موتور محرک رشد در دهههای بعد شد. یکی از مهمترین این اصلاحات، آزادسازی تجاری بود.
یکی دیگر از ارکان موفقیت اقتصادی شیلی در دوران پس از پینوشه که ریشه در تفکرات آن دوران داشت، ایجاد صندوقهای ثباتساز (مانند صندوق ثبات مس) بود.
◽️@utfinance◽️
موفقیت اقتصادی دوران پینوشه، که از آن به عنوان «معجزه شیلی» یاد میشود، نه یک تصادف تاریخی، بلکه محصول پیادهسازی منسجم، علمی و جدی اصول علم اقتصاد بود.
تیمی از تکنوکراتهای شیلیایی که در دانشگاه شیکاگو تحصیل کرده بودند و به «پسران شیکاگو» معروف شدند، برنامهای مدون تحت عنوان «آجر» تدوین کرده بودند که نقشه راه آزادسازی اقتصاد شیلی بود.
اصلاحات پینوشه فراتر از تثبیت اقتصاد کلان بود و به سمت تغییرات ساختاری حرکت کرد که موتور محرک رشد در دهههای بعد شد. یکی از مهمترین این اصلاحات، آزادسازی تجاری بود.
یکی دیگر از ارکان موفقیت اقتصادی شیلی در دوران پس از پینوشه که ریشه در تفکرات آن دوران داشت، ایجاد صندوقهای ثباتساز (مانند صندوق ثبات مس) بود.
◽️@utfinance◽️
🔥15👎5❤4👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 راهکار خروج اقتصاد ایران از بحران چیست؟
👤 محمدقلی یوسفی
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی
◽️@utfinance◽️
👤 محمدقلی یوسفی
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی
◽️@utfinance◽️
❤5👍1👎1
◽️ پایان وارن بافت
فردا آخرین روز کاری وارن بافت به عنوان مدیرعامل برکشایر هاتاوی است.
بافت سهام این شرکت را از 19 دلار به ازای هر سهم در سال 1965 به 750,000 دلار به ازای هر سهم امروز رساند.
◽️@utfinance◽️
فردا آخرین روز کاری وارن بافت به عنوان مدیرعامل برکشایر هاتاوی است.
بافت سهام این شرکت را از 19 دلار به ازای هر سهم در سال 1965 به 750,000 دلار به ازای هر سهم امروز رساند.
◽️@utfinance◽️
❤25👏4👍1
📄 رونالد کوز: اقتصاددان مکتب شیکاگو یا مکتب ویرجینیا؟
👤 روسولینو کندلا
✍ ترجمه: مهرپویا علا
◽️@utfinance◽️
👤 روسولینو کندلا
✍ ترجمه: مهرپویا علا
◽️@utfinance◽️
اکوایران
رونالد کوز: اقتصاددان مکتب شیکاگو یا مکتب ویرجینیا؟
اکوایران: رونالد کوز اقتصاددان نهادگرای بریتانیایی نزدیک به هشت دهه از عمر 102 ساله خود را صرف مطالعه و پژوهش در حوزه اقتصاد و حقوق کرد. جایزه نوبل اقتصاد سال 1991 را به پاس «کشف و برجستهسازی اهمیت هزینههای مبادله و حقوق مالکیت برای ساختار نهادی و عملکرد…
❤4👎2👍1