◽️ پنجم دی ماه سالروز تولد 90 سالگی استاد #عزتاله_فولادوند است.
استاد فولادوند، مترجم برجستهای است که چندین دهه با ترجمه آثار ارزشمند گوناگونی دریچههای جدیدی برای ایرانیان گشوده است.
از جمله آثار ترجمه شده استاد فولادوند:
◽️ جامعه باز و دشمنان آن، کارل پوپر
◽️ در سنگر آزادی، فردریش فون هایک
◽️ گریز از آزادی، اریش فروم
◽️ آزادی و خیانت به آزادی، آیزایا برلین
◽️ قدرت اندیشه، آیزایا برلین
◽️ مردان اندیشه، برایان مگی
◽️ خشونت، هانا آرنت
◽️ انقلاب، هانا آرنت
◽️ به یاد کاتالونیا، جورج اورول
◽️ ماکیاولی، کوئنتین اسکینر
◽️ برج فرازان، باربارا تاکمن
◽️ قول، فردریش دورنمات
◽️ آمریکایی آرام، گراهام گرین
◽️@utfinance◽️
استاد فولادوند، مترجم برجستهای است که چندین دهه با ترجمه آثار ارزشمند گوناگونی دریچههای جدیدی برای ایرانیان گشوده است.
از جمله آثار ترجمه شده استاد فولادوند:
◽️ جامعه باز و دشمنان آن، کارل پوپر
◽️ در سنگر آزادی، فردریش فون هایک
◽️ گریز از آزادی، اریش فروم
◽️ آزادی و خیانت به آزادی، آیزایا برلین
◽️ قدرت اندیشه، آیزایا برلین
◽️ مردان اندیشه، برایان مگی
◽️ خشونت، هانا آرنت
◽️ انقلاب، هانا آرنت
◽️ به یاد کاتالونیا، جورج اورول
◽️ ماکیاولی، کوئنتین اسکینر
◽️ برج فرازان، باربارا تاکمن
◽️ قول، فردریش دورنمات
◽️ آمریکایی آرام، گراهام گرین
◽️@utfinance◽️
❤35
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بسه برگرد / موزیک جدید هنگامه قاضیانی
#هنگامه_قاضیانی، بازیگر سینما است که پس از بازداشت در سال 1401، از فعالیت در سینما منع شده است.
◽️@utfinance◽️
#هنگامه_قاضیانی، بازیگر سینما است که پس از بازداشت در سال 1401، از فعالیت در سینما منع شده است.
◽️@utfinance◽️
❤11👍2👌1
📄 اقتصاد نهادگرا؛ شبهِ علم در لباس علم
/ماهیت ایدئولوژیک شبهِ علم نهادگرایی؛ تکنولوژیِ قدرت و ابزارِ توجیهگرِ دولتگرایی/
#مکتب_نهادگرایی با توسل به #تاریخگرایی، #جمعگرایی و انباشت دادههای تجربی، مدعی ارائه تفسیری واقعگرایانه از اقتصاد است، حال آنکه آنچه نهادگرایی عرضه میکند، نه تنها #علم_اقتصاد نیست، بلکه نوعی شبهعلم است که با پوشاندن لباس فاخر دادهها و نمودارها بر تنِ بیجانِ تاریخ، سعی در پنهان کردن خلأ تئوریک خود دارد.
نهادگرایی با فروکاستن کنشگر اقتصادی به محصولی از ساختارها و با انکار قوانین پیشینی و ضروری اقتصاد، از دایره «علم» خارج شده و به وادی توصیفگریِ صرف و مهندسیِ اجتماعیِ خطرناک درمیغلتد.
برای درک عمیق انحراف نهادگرایی، ابتدا باید به سرچشمههای معرفتشناختی علم اقتصاد بازگشت. اقتصاد، علمی متفاوت از علوم طبیعی است و در حالی که فیزیک و شیمی با اشیاء بیجان و روابط علّی و معلولیِ ثابت و تکرارپذیر سر و کار دارند، اقتصاد با انسانِ انتخابگر، هدفمند و دارای اراده مواجه است و از این رو، روششناسی پوزیتیویستی و تجربهگرایانه که نهادگرایان و نئوکلاسیکها بر آن اصرار میورزند، تلاشی عبث برای اندازهگیریِ امرِ اندازهناپذیر است؛ نهادگرایان با شیفتگی بیمارگونه نسبت به «مشاهده» و «تجربه»، گمان میبرند که حقیقت اقتصادی در لابلای پروندههای حقوقی، ساختارهای سازمانی و عادات اجتماعی پنهان شده است و اگر بتوانند به اندازه کافی داده جمعآوری کنند، قوانین اقتصادی خود به خود آشکار خواهند شد، اما این رویکرد، غفلت از این اصل بنیادین است که «داده» بدون «تئوری»، خاموش است و تاریخِ اقتصادی بدون نورِ تئوری، تاریک و تنها تودهای از وقایعِ بیارتباط است، بنابراین نخستین و بزرگترین خطای نهادگرایی که آن را به ورطه شبهعلم میکشاند، «تاریخگرایی» است، بدین معنا که آنها منکر وجود قوانین اقتصادیِ جهانشمول و تغییرناپذیر هستند و مدعیاند که هر دوره تاریخی و هر بستر نهادی، قوانین خاص خود را دارد، ادعایی که عملاً امکان وجود علم اقتصاد را به عنوان یک پیکره دانش منسجم نفی میکند و آن را به شاخهای از تاریخ یا جامعهشناسی تقلیل میدهد.
وضعیت نهادگرایان در ایران بغرنجتر است، نهادگرایان ایرانی نه تنها در دام شبهعلم افتادهاند بلکه به ورطه بیراهههای سوسیالیستی نیز افتادهاند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
/ماهیت ایدئولوژیک شبهِ علم نهادگرایی؛ تکنولوژیِ قدرت و ابزارِ توجیهگرِ دولتگرایی/
#مکتب_نهادگرایی با توسل به #تاریخگرایی، #جمعگرایی و انباشت دادههای تجربی، مدعی ارائه تفسیری واقعگرایانه از اقتصاد است، حال آنکه آنچه نهادگرایی عرضه میکند، نه تنها #علم_اقتصاد نیست، بلکه نوعی شبهعلم است که با پوشاندن لباس فاخر دادهها و نمودارها بر تنِ بیجانِ تاریخ، سعی در پنهان کردن خلأ تئوریک خود دارد.
نهادگرایی با فروکاستن کنشگر اقتصادی به محصولی از ساختارها و با انکار قوانین پیشینی و ضروری اقتصاد، از دایره «علم» خارج شده و به وادی توصیفگریِ صرف و مهندسیِ اجتماعیِ خطرناک درمیغلتد.
برای درک عمیق انحراف نهادگرایی، ابتدا باید به سرچشمههای معرفتشناختی علم اقتصاد بازگشت. اقتصاد، علمی متفاوت از علوم طبیعی است و در حالی که فیزیک و شیمی با اشیاء بیجان و روابط علّی و معلولیِ ثابت و تکرارپذیر سر و کار دارند، اقتصاد با انسانِ انتخابگر، هدفمند و دارای اراده مواجه است و از این رو، روششناسی پوزیتیویستی و تجربهگرایانه که نهادگرایان و نئوکلاسیکها بر آن اصرار میورزند، تلاشی عبث برای اندازهگیریِ امرِ اندازهناپذیر است؛ نهادگرایان با شیفتگی بیمارگونه نسبت به «مشاهده» و «تجربه»، گمان میبرند که حقیقت اقتصادی در لابلای پروندههای حقوقی، ساختارهای سازمانی و عادات اجتماعی پنهان شده است و اگر بتوانند به اندازه کافی داده جمعآوری کنند، قوانین اقتصادی خود به خود آشکار خواهند شد، اما این رویکرد، غفلت از این اصل بنیادین است که «داده» بدون «تئوری»، خاموش است و تاریخِ اقتصادی بدون نورِ تئوری، تاریک و تنها تودهای از وقایعِ بیارتباط است، بنابراین نخستین و بزرگترین خطای نهادگرایی که آن را به ورطه شبهعلم میکشاند، «تاریخگرایی» است، بدین معنا که آنها منکر وجود قوانین اقتصادیِ جهانشمول و تغییرناپذیر هستند و مدعیاند که هر دوره تاریخی و هر بستر نهادی، قوانین خاص خود را دارد، ادعایی که عملاً امکان وجود علم اقتصاد را به عنوان یک پیکره دانش منسجم نفی میکند و آن را به شاخهای از تاریخ یا جامعهشناسی تقلیل میدهد.
وضعیت نهادگرایان در ایران بغرنجتر است، نهادگرایان ایرانی نه تنها در دام شبهعلم افتادهاند بلکه به ورطه بیراهههای سوسیالیستی نیز افتادهاند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
اقتصاد نهادگرا؛ شبهِ علم در لباس علم
مکتب نهادگرایی با توسل به تاریخگرایی، جمعگرایی و انباشت دادههای تجربی، مدعی ارائه تفسیری واقعگرایانه از اقتصاد است، حال آنکه آنچه نهادگرایی عرضه میکند، نه تنها علم اقتصاد نیست، بلکه نوعی شبهعلم است که با پوشاندن لباس فاخر دادهها و نمودارها بر تنِ بیجانِ…
👎13👍9❤2
📄 دربارهی ترانه علیدوستی نیست!
👤 ساسان آقایی
این را هرگز فراموش نکنید که تمام "دستآوردی" که به آن میبالند، یک هزارم آن چیزیست که شاه در سینی گذاشت و تقدیم زنان ایرانی کرد اما همین ویروس چپ که آلودهاش شدهاند، از زنان ایران دزدید.
کاش جای جملههای کلیشه، یک بار شجاعت اندیشیدن و بلند گفتن این را داشتند که آن زنان تظاهرات ۸ اسفند ۵۷ اگر به مردان و زنان دلیری میپیوستند که در ۵ بهمن یا ۲۰ بهمن با تمام خطرها و تهدیدها به خیابان آمدند تا از قانون اساسی و ایران پاسداری کنند، آنگاه نیاز نبود ۴۵ سال بعد برای داشتن یک هزارم حقوق زن ایرانی در سال ۲۵۳۶ (۱۳۵۶) آنهم با هزینهکرد صدها جان شیفته و جوان، رخ عقاب بگیرند!
متاسفانه جمهوری اسلامی شما را عادت داده به حقیر بودن و به مانند پدران و مادرانتان، فهمی از "رویای ایرانی" ندارید! درکی از آن نقطهی طلایی ندارید که ایران مسیرش را میپیمود، آن را از دست داد و اکنون مردمش، از بیراهه، مسیری تازه برایش یافته و ساختهاند. مبارزه برای شما همین بالماسکهی میانمایهها به همراه کمی شعرِ آیرونیک و قهوه در کافهایست که "تیپ" دارد!
و این دربارهی #ترانه_علیدوستی نبود، دربارهی سوارشدگان روی کول زن ایرانی بود که سُرنا را از سر گشادش میزنند!
◽️@utfinance◽️
👤 ساسان آقایی
این را هرگز فراموش نکنید که تمام "دستآوردی" که به آن میبالند، یک هزارم آن چیزیست که شاه در سینی گذاشت و تقدیم زنان ایرانی کرد اما همین ویروس چپ که آلودهاش شدهاند، از زنان ایران دزدید.
کاش جای جملههای کلیشه، یک بار شجاعت اندیشیدن و بلند گفتن این را داشتند که آن زنان تظاهرات ۸ اسفند ۵۷ اگر به مردان و زنان دلیری میپیوستند که در ۵ بهمن یا ۲۰ بهمن با تمام خطرها و تهدیدها به خیابان آمدند تا از قانون اساسی و ایران پاسداری کنند، آنگاه نیاز نبود ۴۵ سال بعد برای داشتن یک هزارم حقوق زن ایرانی در سال ۲۵۳۶ (۱۳۵۶) آنهم با هزینهکرد صدها جان شیفته و جوان، رخ عقاب بگیرند!
متاسفانه جمهوری اسلامی شما را عادت داده به حقیر بودن و به مانند پدران و مادرانتان، فهمی از "رویای ایرانی" ندارید! درکی از آن نقطهی طلایی ندارید که ایران مسیرش را میپیمود، آن را از دست داد و اکنون مردمش، از بیراهه، مسیری تازه برایش یافته و ساختهاند. مبارزه برای شما همین بالماسکهی میانمایهها به همراه کمی شعرِ آیرونیک و قهوه در کافهایست که "تیپ" دارد!
و این دربارهی #ترانه_علیدوستی نبود، دربارهی سوارشدگان روی کول زن ایرانی بود که سُرنا را از سر گشادش میزنند!
◽️@utfinance◽️
👏59👎30👍8❤3👌1
📄 ناکامیِ نوابغ
چرا معتبرترین اقتصاددانان غرب از پیشبینی مرگ شوروی ناتوان بودند؟
👤 علیرضا میردیده
چگونه ممکن است بزرگترین مغزهای اقتصادی جهان در دانشگاههای تراز اول آمریکا، در برابر فروپاشی یکی از دو ابرقدرت قرن بیستم دچار «کوریِ علمی» شوند؟
در حالی که غول سرخ از درون در حال پوسیدن بود، چرا کتب درسی ساموئلسون و مککانل تصویری از یک رقیب شکستناپذیر را ترسیم میکردند؟
این گزارش به کالبدشکافیِ یک رسوایی بزرگ علمی میپردازد؛ جایی که مدلهای ریاضی و آمارهای صوری، چشمِ نخبگانِ کینزی را بر واقعیتِ انگیزههای انسانی و نابودی رفاه عمومی بستند.
◽️@utfinance◽️
چرا معتبرترین اقتصاددانان غرب از پیشبینی مرگ شوروی ناتوان بودند؟
👤 علیرضا میردیده
چگونه ممکن است بزرگترین مغزهای اقتصادی جهان در دانشگاههای تراز اول آمریکا، در برابر فروپاشی یکی از دو ابرقدرت قرن بیستم دچار «کوریِ علمی» شوند؟
در حالی که غول سرخ از درون در حال پوسیدن بود، چرا کتب درسی ساموئلسون و مککانل تصویری از یک رقیب شکستناپذیر را ترسیم میکردند؟
این گزارش به کالبدشکافیِ یک رسوایی بزرگ علمی میپردازد؛ جایی که مدلهای ریاضی و آمارهای صوری، چشمِ نخبگانِ کینزی را بر واقعیتِ انگیزههای انسانی و نابودی رفاه عمومی بستند.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
ناکامیِ نوابغ؛ چرا معتبرترین اقتصاددانان غرب از پیشبینی مرگ شوروی ناتوان بودند؟
اکوایران: چگونه ممکن است بزرگترین مغزهای اقتصادی جهان در دانشگاههای تراز اول آمریکا، در برابر فروپاشی یکی از دو ابرقدرت قرن بیستم دچار «کوریِ علمی» شوند؟ در حالی که غول سرخ از درون در حال پوسیدن بود، چرا کتب درسی ساموئلسون و مککانل تصویری از یک رقیب شکستناپذیر…
👍14❤1
🔴 جریان نئوکلاسیک انحراف از علم اقتصاد است
از جمله انحرافات خطرناکی که جریان نئوکلاسیک به واسطه سلطه آن بر دانشکدههای اقتصاد توانسته در افکار عمومی، رسانهها و اقتصادخواندهها ایجاد کند؛ مشروع کردن #دزدی دولت از مردم و #مالیات گرفتن است.
دولت، حتی به فرض برآمدن از آرای اکثریت، حقی برای مالیات گرفتن و برداشتن از درآمد و سود افراد ندارد.
علاوه بر این، #مالیاتستانی دولت عملی غیراخلاقی است، چرا که مجازاتیست برای کسی که سود ایجاد میکند، اقتصاد را رشد میدهد و #ثروت میسازد.
#رشد_اقتصادی تنها و تنها در #بنگاه ایجاد میشود، ثروت تنها و تنها در بنگاه تولید میشود، مجازات #بنگاه_اقاقتصادی از طریق مالیات، در واقع برداشتن پول از جیب کسی است که به اقتصاد کشور نفع میرساند و دادن آن پول به کسانی که وابسته به دولت هستند.
اگر توجیه مالیاتستانی، کاهش فقر است، اینجا نیز با یک انحراف خطرناک دیگر مواجهیم. تنها و تنها راهحل مبارزه با #فقر، برداشتن موانع از سر راه بنگاه برای تولید ثروت و بزرگ کردن اقتصاد کشور است. از این رو است که میلتون فریدمن -با روشنبینی- تنها مسئولیت اجتماعی بنگاه را ایجاد سود میداند.
این بنگاه اقتصادی است که میتواند #شغل ایجاد کند و #بیکاری را کاهش دهد، مالیاتستانی از بنگاه چیزی جز تضعیف بازار کار نیست.
ادامه دارد
◽️@utfinance◽️
از جمله انحرافات خطرناکی که جریان نئوکلاسیک به واسطه سلطه آن بر دانشکدههای اقتصاد توانسته در افکار عمومی، رسانهها و اقتصادخواندهها ایجاد کند؛ مشروع کردن #دزدی دولت از مردم و #مالیات گرفتن است.
دولت، حتی به فرض برآمدن از آرای اکثریت، حقی برای مالیات گرفتن و برداشتن از درآمد و سود افراد ندارد.
علاوه بر این، #مالیاتستانی دولت عملی غیراخلاقی است، چرا که مجازاتیست برای کسی که سود ایجاد میکند، اقتصاد را رشد میدهد و #ثروت میسازد.
#رشد_اقتصادی تنها و تنها در #بنگاه ایجاد میشود، ثروت تنها و تنها در بنگاه تولید میشود، مجازات #بنگاه_اقاقتصادی از طریق مالیات، در واقع برداشتن پول از جیب کسی است که به اقتصاد کشور نفع میرساند و دادن آن پول به کسانی که وابسته به دولت هستند.
اگر توجیه مالیاتستانی، کاهش فقر است، اینجا نیز با یک انحراف خطرناک دیگر مواجهیم. تنها و تنها راهحل مبارزه با #فقر، برداشتن موانع از سر راه بنگاه برای تولید ثروت و بزرگ کردن اقتصاد کشور است. از این رو است که میلتون فریدمن -با روشنبینی- تنها مسئولیت اجتماعی بنگاه را ایجاد سود میداند.
این بنگاه اقتصادی است که میتواند #شغل ایجاد کند و #بیکاری را کاهش دهد، مالیاتستانی از بنگاه چیزی جز تضعیف بازار کار نیست.
ادامه دارد
◽️@utfinance◽️
👏14👎8❤5
📄 چگونه اصلاحات گورباچف موجب فروپاشی شوروی شد؟
👤 علیرضا میردیده
آیا فروپاشی یکی از بزرگترین ابرقدرتهای قرن بیستم، تنها حادثهای سیاسی بود یا تاوان جنگی بیهوده با قوانین تغییرناپذیر اقتصاد؟
چه شد که نسخههای اصلاحیِ مرد شماره یک کرملین، به جای «شتاب» بخشیدن به تولید، قفسهها را خالی و صفها را طولانیتر کرد؟
در گزارش پیشرو، پرده از راز بزرگترین تراژدی اقتصادی قرن کنار میرود؛ روایتی از اینکه چگونه رؤیای شیرینِ آشتی دادن سوسیالیسم با بازار، به کابوسی از تورم و فروپاشی تبدیل شد.
◽️@utfinance◽️
👤 علیرضا میردیده
آیا فروپاشی یکی از بزرگترین ابرقدرتهای قرن بیستم، تنها حادثهای سیاسی بود یا تاوان جنگی بیهوده با قوانین تغییرناپذیر اقتصاد؟
چه شد که نسخههای اصلاحیِ مرد شماره یک کرملین، به جای «شتاب» بخشیدن به تولید، قفسهها را خالی و صفها را طولانیتر کرد؟
در گزارش پیشرو، پرده از راز بزرگترین تراژدی اقتصادی قرن کنار میرود؛ روایتی از اینکه چگونه رؤیای شیرینِ آشتی دادن سوسیالیسم با بازار، به کابوسی از تورم و فروپاشی تبدیل شد.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
چگونه اصلاحات گورباچف موجب فروپاشی شوروی شد؟
اکوایران: آیا فروپاشی یکی از بزرگترین ابرقدرتهای قرن بیستم، تنها حادثهای سیاسی بود یا تاوان جنگی بیهوده با قوانین تغییرناپذیر اقتصاد؟ چه شد که نسخههای اصلاحیِ مرد شماره یک کرملین، به جای «شتاب» بخشیدن به تولید، قفسهها را خالی و صفها را طولانیتر کرد؟…
👍11
◼️ دریغ
◼️ و بادی به نیرو میرفت و مردی سخت بزرگ افتاده بود و باقی تاریخ این سرزمین چون خواهد گذشت که نام بهرام نبشته ناید بر روز آزادی این خاک؟
(✍ مسعود بربر)
◼️ استاد #بهرام_بیضایی، در غربت و دور از وطن درگذشت.
◼️@utfinance◼️
◼️ و بادی به نیرو میرفت و مردی سخت بزرگ افتاده بود و باقی تاریخ این سرزمین چون خواهد گذشت که نام بهرام نبشته ناید بر روز آزادی این خاک؟
(✍ مسعود بربر)
◼️ استاد #بهرام_بیضایی، در غربت و دور از وطن درگذشت.
◼️@utfinance◼️
💔38❤3
◼️ بدان که دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت میمیرند.
#طومار_شیخ_شرزین
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
#طومار_شیخ_شرزین
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
👍18💔11😢2❤1
🖤 به جرم ایرانخواهی
▫️ دربارهی فقدان بهرام بیضایی که در نسل ۵۷، یگانه بود
👤 ساسان آقایی
دردا و دریغا! بهرام بیضایی بزرگ، کسی که دههها از ایران گفت و نوشت و به مملکتش عشق میورزید، در غربت، نقاب در خاک کشید و دور از میهن درگذشت.
او نماد روشن "مسوولیت هنرمند" بود و تکذیب اینکه هنرمند و فیلمساز و نویسنده، باید ضد مملکتش باشد و از آن نفرت داشته باشد. نسل او، به ویژه، دستاندرکاران سینمای ارتجاع ادبیات ارتجاع، به این مریضی گرفتار بودند و ریشه به تیشهی ایران زدند، که اگر نمیزدند، از بهرام بیضایی و مانند او، ویترینی بسیار بزرگتر باقی میماند.
دریغ که بهرام بیضایی رفت، بیآنکه مملکتش را آباد و آزاد ببیند، او به بیانی همان «شیخ شرزین» نسل خود بود که در نمایشنامهی درخشان "طومار شیخ شرزین"، به تصویرش کشید: مردی که در عصر جهالت، هنوز به شمههای روشن ایرانخواهی تکیه دارد، در برابر جهل، تعصب مذهبی، قدرت فاسد و هممسلکهای بیخرد خود میایستد و حقیقت را فدا نمیکند.
یادش گرامی و نامش جاوید که صدایی تنها در نسل ۵۷یها بود!
📌 از بیضایی و دربارهی او:
🎙 ستیز چپ با ایران
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد انترفکران ۵۷ی
👁 میراث پسران رضاشاهی
◽ دربارهی سخنان بیضایی در استنفورد
📖 طومار شیخ شرزیرین
▫️بخشی از نمایشنامهی درخشان بیضایی
◼️@utfinance◼️
▫️ دربارهی فقدان بهرام بیضایی که در نسل ۵۷، یگانه بود
👤 ساسان آقایی
دردا و دریغا! بهرام بیضایی بزرگ، کسی که دههها از ایران گفت و نوشت و به مملکتش عشق میورزید، در غربت، نقاب در خاک کشید و دور از میهن درگذشت.
او نماد روشن "مسوولیت هنرمند" بود و تکذیب اینکه هنرمند و فیلمساز و نویسنده، باید ضد مملکتش باشد و از آن نفرت داشته باشد. نسل او، به ویژه، دستاندرکاران سینمای ارتجاع ادبیات ارتجاع، به این مریضی گرفتار بودند و ریشه به تیشهی ایران زدند، که اگر نمیزدند، از بهرام بیضایی و مانند او، ویترینی بسیار بزرگتر باقی میماند.
دریغ که بهرام بیضایی رفت، بیآنکه مملکتش را آباد و آزاد ببیند، او به بیانی همان «شیخ شرزین» نسل خود بود که در نمایشنامهی درخشان "طومار شیخ شرزین"، به تصویرش کشید: مردی که در عصر جهالت، هنوز به شمههای روشن ایرانخواهی تکیه دارد، در برابر جهل، تعصب مذهبی، قدرت فاسد و هممسلکهای بیخرد خود میایستد و حقیقت را فدا نمیکند.
یادش گرامی و نامش جاوید که صدایی تنها در نسل ۵۷یها بود!
📌 از بیضایی و دربارهی او:
🎙 ستیز چپ با ایران
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد انترفکران ۵۷ی
👁 میراث پسران رضاشاهی
◽ دربارهی سخنان بیضایی در استنفورد
📖 طومار شیخ شرزیرین
▫️بخشی از نمایشنامهی درخشان بیضایی
◼️@utfinance◼️
Telegram
ساسان آقایی
❇️ ستیز چپ با ایران
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد #انترفکران ۵۷ی
بهرام #بیضایی سال گذشته در یک سخنرانی به دشمنی «روشنفکری جریان چپ» با ایران و زبان فارسی پرداخت و از ستیز بیسوادانی چون گلستان و شاملو با شاهنامه سخن گفت. سخنرانی وی را بشنوید:
🔻 گزیدهها:…
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد #انترفکران ۵۷ی
بهرام #بیضایی سال گذشته در یک سخنرانی به دشمنی «روشنفکری جریان چپ» با ایران و زبان فارسی پرداخت و از ستیز بیسوادانی چون گلستان و شاملو با شاهنامه سخن گفت. سخنرانی وی را بشنوید:
🔻 گزیدهها:…
😢12❤8💔3
◼️ اکنون که او نیست، هر دروغی راست مینماید.
-مرگ یزدگرد-
بهرام بیضایی (۱۴۰۴-۱۳۱۷)
◼️@utfinance◼️
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
-مرگ یزدگرد-
بهرام بیضایی (۱۴۰۴-۱۳۱۷)
◼️@utfinance◼️
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
💔34❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بهرام بیضایی: شاهنامه را بخوانید
[#شاهنامه] نشان میدهد چطور هر بار یک کسانی میآیند، یک وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و...
و کمکم این قدرت فاسد میشود و تبدیل به چه گندی میشود.
و این تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود... و تا الان، اکنون و تا امروز هم تکرار شده و دارد میشود به هر اسمی، به اسم پادشاهی، به اسم جمهوریت، به اسم دین، هر دینی، هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.
میشود خواند و میشود دید آن را.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی
[#شاهنامه] نشان میدهد چطور هر بار یک کسانی میآیند، یک وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و...
و کمکم این قدرت فاسد میشود و تبدیل به چه گندی میشود.
و این تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود... و تا الان، اکنون و تا امروز هم تکرار شده و دارد میشود به هر اسمی، به اسم پادشاهی، به اسم جمهوریت، به اسم دین، هر دینی، هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.
میشود خواند و میشود دید آن را.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی
❤28👍3👎1👏1💔1
◼️ در آب روان میبینم؛ در خوابهایم و میانِ دو انگشتِ خودم، ما سَرو میکاریم و مرگ میدرویم. ما همه جوان میمیریم...
#سیاوشخوانی
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
#سیاوشخوانی
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
👍21❤6😢3💔3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 جفای روشنفکران چپ به ایران
#بهرام_بیضایی در این ویدیو از ستم و جفای روشنفکری چپ بهویژه ابراهیم گلستان و احمد شاملو بر ایران و فردوسی و شاهنامه میگوید.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی در این ویدیو از ستم و جفای روشنفکری چپ بهویژه ابراهیم گلستان و احمد شاملو بر ایران و فردوسی و شاهنامه میگوید.
◽️@utfinance◽️
👌30❤5👍1
◼️ مانی بشرزاد:
بدرود بهرام بیضایی🖤
شعر مورد علاقه من از بهرام بیضایی:
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقۀ اميّد و گيجِ سهمِ نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
آنچه از فرداى آن دانسته شد
خودپرستى تا برون از سايه شد!
تلخ آمد آهِ نادانستگان
پا به زنجيرى گرانتر بستگان!
خُدعه و تبعيض و غارت گشت دين
لال شد يكباره اَرحَمْ راحمين!
وين عبادت تا عبوديّت كشيد
بَرده جز زنجير خود چيزى نديد!
سهم ما شد داعش و القاعده
مُفتيان بردند صدها فايده!
بشنويد اكنون در اين آتشفشان
اى نمانَد از ستمكاران نشان!
باطل است آن رأىِ ناميمونِ زشت
نسل ما رأى دگر خواهد نوشت!
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
خُدعه بس، غارت بس و سيلِ دروغ
بس حراجِ كشورت با بانگ و بوق!
بشكند دستى كه دستى را شكست
بُگسلد بندى كه خواهد دست بست!
هان پدر جنگ تو با فرزند توست
يادگير از وى دُرُست از نادُرُست!
بَركن از گردن نشان بندگى
درشكن تاریک با تابندگى!
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردۀ اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
◼️@utfinance◼️
بدرود بهرام بیضایی🖤
شعر مورد علاقه من از بهرام بیضایی:
مردمِ خوشباورِ پنجاه و هفت
غرقۀ اميّد و گيجِ سهمِ نفت،
حقِّ نسلِ بعد رفت از يادشان
بشنويد اين روزها فريادشان:
باطل است آن رأى بر نشناخته
كز خدا و دين چه دكّان ساخته!
رأى بر نيّاتِ پنهان داشته
بيرق خُودمحورى افراشته!
آنچه از فرداى آن دانسته شد
خودپرستى تا برون از سايه شد!
تلخ آمد آهِ نادانستگان
پا به زنجيرى گرانتر بستگان!
خُدعه و تبعيض و غارت گشت دين
لال شد يكباره اَرحَمْ راحمين!
وين عبادت تا عبوديّت كشيد
بَرده جز زنجير خود چيزى نديد!
سهم ما شد داعش و القاعده
مُفتيان بردند صدها فايده!
بشنويد اكنون در اين آتشفشان
اى نمانَد از ستمكاران نشان!
باطل است آن رأىِ ناميمونِ زشت
نسل ما رأى دگر خواهد نوشت!
هَموطن برخيز و فريادى برآر
خون به خون جوشيده در اين كارزار!
مادرِ ايران زِ جا برخاسته
كشورش را از دَدان پس خواسته!
كشورِ اشغالىِ ايرانزمين
كِى شود آزاد از اين آياتِ كين!
خُدعه بس، غارت بس و سيلِ دروغ
بس حراجِ كشورت با بانگ و بوق!
بشكند دستى كه دستى را شكست
بُگسلد بندى كه خواهد دست بست!
هان پدر جنگ تو با فرزند توست
يادگير از وى دُرُست از نادُرُست!
بَركن از گردن نشان بندگى
درشكن تاریک با تابندگى!
پيشْبندِ كاوه روشن كرد راه
روسرىْسوزانِ مَه، شد اين پگاه!
وين درختِ گيسوى جاندادگان
بيرق پيروزى آزادگان!
بردۀ اين بىوطنها نيستيم
روز فردا گفت خواهد كيستيم!
مُهر باطل بر نظام الظالمين
كَنده باد اين ريشه از روى زمين!
◼️@utfinance◼️
❤33👏5👎2🔥1
📄 اقتصاد دنیا در سال ۲۰۲۵؛ نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا
👤 محمد ماشینچیان
پژوهشگر اقتصادی در دانشگاه پیتزبورگ ایالات متحده، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار اقتصادی
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
پژوهشگر اقتصادی در دانشگاه پیتزبورگ ایالات متحده، مترجم، نویسنده و روزنامهنگار اقتصادی
◽️@utfinance◽️
Iranintl
اقتصاد دنیا در سال ۲۰۲۵؛ نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا
در سالی که گذشت، در حالیکه اکثر تحلیلگران نگران تاثیر هوش مصنوعی، سرنوشت تورم و رکود پیش رو بودند، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، از ایدهای رونمایی کرد که هیچکس انتظارش را نداشت؛ طرحی برای در هم کوبیدن نظم لیبرال حاکم بر دنیا و بازسازی رابطه اقتصاد…
❤3👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آیا ظهور راستگرایان در جهان نشانه زوال سرمایهداری است؟
👤 محمد طبیبیان
▫️استاد محمد طبیبیان، اقتصاددان، معتقد است که تعرفهگذاری و سیاستهای ضدمهاجرت نشانه زوال سرمایه داری نیست.
▫️طبیبیان میگوید چین از طریق استثمار آمریکا توانسته توسعه پیدا کند و تعرفه گذاری آمریکاییها واکنشی است به استثمارگری چین و آمریکاییها ناگزیر از اصلاح تجارت خود با چین هستند.
📺 @ecoiran_webtv
◽️@utfinance◽️
👤 محمد طبیبیان
▫️استاد محمد طبیبیان، اقتصاددان، معتقد است که تعرفهگذاری و سیاستهای ضدمهاجرت نشانه زوال سرمایه داری نیست.
▫️طبیبیان میگوید چین از طریق استثمار آمریکا توانسته توسعه پیدا کند و تعرفه گذاری آمریکاییها واکنشی است به استثمارگری چین و آمریکاییها ناگزیر از اصلاح تجارت خود با چین هستند.
📺 @ecoiran_webtv
◽️@utfinance◽️
👎8👍5❤1
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای تعادل عمومی و توابع مطلوبیت جمعی است، میکوشد تا با توسل به مفاهیمی نظیر «کالای عمومی»، «اثرات جانبی» و «شکست بازار»، مداخلهی قهری در داراییهای افراد را به عنوان یک ضرورت فنی یا اخلاقی جلوه دهد؛ اما این رویکرد تعمداً یا سهواً چشم بر ماهیت واقعیِ رابطهی میان فرد و دولت میبندد. حقیقت عریان که در پس پردهی ضخیم اصطلاحات تکنیکال پنهان شده، این است که انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش عمومی فاقد مولفهی بنیادینِ هر تراکنش اقتصادیِ مشروع، یعنی «رضایت داوطلبانه» است و بنابراین، مالیاتستانی تفاوتی ماهوی با دزدی و غارت ندارد، ولو اینکه این غارت با تشریفات قانونی و بوروکراتیک آراسته شده باشد.
بنیاد استدلال جریان اصلی بر این فرض استوار است که دولت، نمایندهای خیرخواه است که با دریافت بخشی از درآمد افراد، خدماتی را ارائه میدهد که بازار آزاد به دلیل ناتوانیهای ذاتیاش (شکست بازار) قادر به تامین آنها نیست. این استدلال بر پایه نظریه کالای عمومی بنا شده است؛ کالاهایی که ادعا میشود مصرف آنها رقابتپذیر و استثناپذیر نیست. اما این تحلیل از منظر معرفتشناختی دچار خطای فاحش است. ارزش اقتصادی یک پدیده عینی و ذاتی در اشیاء یا خدمات نیست، بلکه پدیدهای کاملاً ذهنی است که تنها در ذهن کنشگر نهایی معنا مییابد. در بازار آزاد، افراد با پرداخت داوطلبانه پول، «ترجیحات» خود را نشان میدهند و ثابت میکنند که ارزشِ کالای دریافتی برای آنها بیش از ارزشِ پول پرداختی است. اما در فرآیند مالیاتستانی، رابطه میان پرداخت و دریافت قطع میشود. دولت با اعمال زور، منابع را تصاحب میکند و خدماتی را ارائه میدهد که هیچ مکانیزم قیمتی واقعی برای سنجش ارزش آنها وجود ندارد. وقتی فردی مجبور میشود برای ساخت یک جاده یا تامین امنیت پولی بپردازد که اگر مختار بود نمیپرداخت، به این معناست که از دیدگاه او، آن خدمت ارزشِ آن مبلغ را ندارد. بنابراین، ادعای اینکه دولت با مالیاتستانی رفاه عمومی را افزایش میدهد، یک گزارهی علمی باطل است، زیرا امکانِ مقایسه میانفردیِ مطلوبیت وجود ندارد و نمیتوان مطلوبیت از دست رفتهی مالیاتدهنده را با مطلوبیت احتمالی دریافتکننده خدمات جمع زد.
فریب بزرگ دیگرِ اقتصاد نئوکلاسیک، مفهوم «قرارداد اجتماعی» ضمنی است؛ اینکه شهروندان با زندگی در جامعه، به طور ضمنی پذیرفتهاند که بخشی از اموال خود را به دولت واگذار کنند. این استدلال، نوعی سفسطهی دوری است که با نادیده گرفتن حقوق مالکیت خصوصی آغاز میشود.
مالکیت، حق انحصاری کنترل بر منابع کمیاب است که یا از طریق تولید (کار بر روی منابع بکر) و یا از طریق مبادله داوطلبانه حاصل میشود. هرگونه تعرض به این حق، تجاوز است. دولت تنها نهادی در جامعه است که درآمد خود را نه از طریق ارائه خدمت داوطلبانه، بلکه از طریق تهدید به اعمال خشونت (زندان یا مصادره اموال) کسب میکند. اگر یک بنگاه امنیتی خصوصی در همسایگی شما، بدون درخواست شما شروع به گشتزنی کند و سپس با تهدید اسلحه از شما «حقالزحمه» طلب کند، تمامی دادگاهها و وجدانهای بیدار آن را اخاذی و دزدی مینامند. حال پرسش اینجاست که چه کیمیایی در ماهیت دولت نهفته است که همان عملِ یکسان (گرفتن مال بدون رضایت صریح مالک) را وقتی توسط مامور دولت انجام میشود، «مالیات» و «وظیفه شهروندی» مینامد؟ تغییر نام یک عمل، ماهیت اخلاقی و اقتصادی آن را دگرگون نمیکند؛ مالیات، تصاحب قهری ثمره کار افراد است و این دقیقاً تعریف دزدی است.
ادامه در پست بعد
◽️@utfinance◽️
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای تعادل عمومی و توابع مطلوبیت جمعی است، میکوشد تا با توسل به مفاهیمی نظیر «کالای عمومی»، «اثرات جانبی» و «شکست بازار»، مداخلهی قهری در داراییهای افراد را به عنوان یک ضرورت فنی یا اخلاقی جلوه دهد؛ اما این رویکرد تعمداً یا سهواً چشم بر ماهیت واقعیِ رابطهی میان فرد و دولت میبندد. حقیقت عریان که در پس پردهی ضخیم اصطلاحات تکنیکال پنهان شده، این است که انتقال منابع از بخش خصوصی به بخش عمومی فاقد مولفهی بنیادینِ هر تراکنش اقتصادیِ مشروع، یعنی «رضایت داوطلبانه» است و بنابراین، مالیاتستانی تفاوتی ماهوی با دزدی و غارت ندارد، ولو اینکه این غارت با تشریفات قانونی و بوروکراتیک آراسته شده باشد.
بنیاد استدلال جریان اصلی بر این فرض استوار است که دولت، نمایندهای خیرخواه است که با دریافت بخشی از درآمد افراد، خدماتی را ارائه میدهد که بازار آزاد به دلیل ناتوانیهای ذاتیاش (شکست بازار) قادر به تامین آنها نیست. این استدلال بر پایه نظریه کالای عمومی بنا شده است؛ کالاهایی که ادعا میشود مصرف آنها رقابتپذیر و استثناپذیر نیست. اما این تحلیل از منظر معرفتشناختی دچار خطای فاحش است. ارزش اقتصادی یک پدیده عینی و ذاتی در اشیاء یا خدمات نیست، بلکه پدیدهای کاملاً ذهنی است که تنها در ذهن کنشگر نهایی معنا مییابد. در بازار آزاد، افراد با پرداخت داوطلبانه پول، «ترجیحات» خود را نشان میدهند و ثابت میکنند که ارزشِ کالای دریافتی برای آنها بیش از ارزشِ پول پرداختی است. اما در فرآیند مالیاتستانی، رابطه میان پرداخت و دریافت قطع میشود. دولت با اعمال زور، منابع را تصاحب میکند و خدماتی را ارائه میدهد که هیچ مکانیزم قیمتی واقعی برای سنجش ارزش آنها وجود ندارد. وقتی فردی مجبور میشود برای ساخت یک جاده یا تامین امنیت پولی بپردازد که اگر مختار بود نمیپرداخت، به این معناست که از دیدگاه او، آن خدمت ارزشِ آن مبلغ را ندارد. بنابراین، ادعای اینکه دولت با مالیاتستانی رفاه عمومی را افزایش میدهد، یک گزارهی علمی باطل است، زیرا امکانِ مقایسه میانفردیِ مطلوبیت وجود ندارد و نمیتوان مطلوبیت از دست رفتهی مالیاتدهنده را با مطلوبیت احتمالی دریافتکننده خدمات جمع زد.
فریب بزرگ دیگرِ اقتصاد نئوکلاسیک، مفهوم «قرارداد اجتماعی» ضمنی است؛ اینکه شهروندان با زندگی در جامعه، به طور ضمنی پذیرفتهاند که بخشی از اموال خود را به دولت واگذار کنند. این استدلال، نوعی سفسطهی دوری است که با نادیده گرفتن حقوق مالکیت خصوصی آغاز میشود.
مالکیت، حق انحصاری کنترل بر منابع کمیاب است که یا از طریق تولید (کار بر روی منابع بکر) و یا از طریق مبادله داوطلبانه حاصل میشود. هرگونه تعرض به این حق، تجاوز است. دولت تنها نهادی در جامعه است که درآمد خود را نه از طریق ارائه خدمت داوطلبانه، بلکه از طریق تهدید به اعمال خشونت (زندان یا مصادره اموال) کسب میکند. اگر یک بنگاه امنیتی خصوصی در همسایگی شما، بدون درخواست شما شروع به گشتزنی کند و سپس با تهدید اسلحه از شما «حقالزحمه» طلب کند، تمامی دادگاهها و وجدانهای بیدار آن را اخاذی و دزدی مینامند. حال پرسش اینجاست که چه کیمیایی در ماهیت دولت نهفته است که همان عملِ یکسان (گرفتن مال بدون رضایت صریح مالک) را وقتی توسط مامور دولت انجام میشود، «مالیات» و «وظیفه شهروندی» مینامد؟ تغییر نام یک عمل، ماهیت اخلاقی و اقتصادی آن را دگرگون نمیکند؛ مالیات، تصاحب قهری ثمره کار افراد است و این دقیقاً تعریف دزدی است.
ادامه در پست بعد
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند…
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند…
👎12👍10❤2
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند که کمیابی نسبی و ترجیحات مصرفکنندگان را مخابره میکنند. وقتی دولت از طریق مالیات منابع را از بخش خصوصی (جایی که تحت دیسیپلین سود و زیان مدیریت میشوند) خارج کرده و به بخش دولتی (که فاقد مکانیزم سود و زیان است) منتقل میکند، عملاً امکان محاسبه اقتصادی عقلانی را از بین میبرد. بوروکراتهای دولتی، هرچقدر هم که متخصص باشند، فاقد ابزار لازم (قیمتهای بازار) برای تخصیص بهینه منابع هستند. آنها نمیدانند که آیا ساخت یک پل در منطقهای خاص واقعاً بیشترین ارزش افزوده را ایجاد میکند یا خیر، زیرا سرمایهی آن پروژه از طریق ریسک داوطلبانه سرمایهگذاران تامین نشده، بلکه از طریق مصادرهی اجباری اموال مودیان مالیاتی (بخوانید: دزدی) به دست آمده است. بنابراین، هر ریال مالیات، نه تنها یک انتقال ثروت ناعادلانه است، بلکه به معنای اتلاف منابع و تخریب ساختار سرمایهی جامعه است، چرا که منابع را از مصارف با ارزشدهی بالا (که توسط صاحبان اصلی انتخاب میشدند) به مصارف با ارزشدهی پایین یا منفی (که توسط بوروکراتها و سیاستمداران انتخاب میشوند) منحرف میکند.
در نهایت، نقد وارد بر جریان اصلی این است که آنها دولت را به عنوان یک ناظر بیطرف و خارج از بازار مدلسازی میکنند که صرفاً اصطکاکها را رفع میکند. اما دولت در واقع خود یک بازیگر ذینفع است که به دنبال حداکثرسازی قدرت و درآمد خویش است. مالیات ابزاری برای تامین کالای عمومی نیست، بلکه ابزاری برای توزیع رانت و تثبیت قدرت طبقه حاکم است. تلاش برای توجیه علمیِ این غارت سیستماتیک با استفاده از معادلات ریاضی پیچیده و مفاهیم انتزاعیِ رفاه اجتماعی، نمیتواند این واقعیت عریان را بپوشاند که مالیات نقض آشکار حق مالکیت بر خود و ثمره کار خویش است. اگر بپذیریم که هر فرد مالک بدن و ذهن خود است، لاجرم باید بپذیریم که مالک محصول کار خود نیز هست. تصاحب بخشی از این محصول توسط شخص ثالث بدون رضایت، بردهداری است. جامعهای که بر مبنای احترام به حقوق مالکیت و آزادی مبادله بنا شده باشد، نیازی به این مکانیسم غارتگرانه ندارد و تمامی خدمات مورد نیاز، از آموزش گرفته تا امنیت و زیرساخت، در یک بازار آزاد و بر اساس همکاری داوطلبانه قابل تامین است، جایی که پرداخت پول تنها در قبال دریافت ارزش واقعی و مورد تایید مشتری صورت میگیرد، نه تحت سایهی تهدید و اجبار.
◽️@utfinance◽️
(۲/۲)
ادامه از پست قبل
علاوه بر جنبهی اخلاقی، از منظر کارایی اقتصادی نیز توجیهات مالیاتی با بنبستِ محاسبه مواجهاند. بدون وجود مالکیت خصوصی و مبادله آزاد، قیمتهای واقعی شکل نمیگیرند. قیمتها سیگنالهایی هستند که کمیابی نسبی و ترجیحات مصرفکنندگان را مخابره میکنند. وقتی دولت از طریق مالیات منابع را از بخش خصوصی (جایی که تحت دیسیپلین سود و زیان مدیریت میشوند) خارج کرده و به بخش دولتی (که فاقد مکانیزم سود و زیان است) منتقل میکند، عملاً امکان محاسبه اقتصادی عقلانی را از بین میبرد. بوروکراتهای دولتی، هرچقدر هم که متخصص باشند، فاقد ابزار لازم (قیمتهای بازار) برای تخصیص بهینه منابع هستند. آنها نمیدانند که آیا ساخت یک پل در منطقهای خاص واقعاً بیشترین ارزش افزوده را ایجاد میکند یا خیر، زیرا سرمایهی آن پروژه از طریق ریسک داوطلبانه سرمایهگذاران تامین نشده، بلکه از طریق مصادرهی اجباری اموال مودیان مالیاتی (بخوانید: دزدی) به دست آمده است. بنابراین، هر ریال مالیات، نه تنها یک انتقال ثروت ناعادلانه است، بلکه به معنای اتلاف منابع و تخریب ساختار سرمایهی جامعه است، چرا که منابع را از مصارف با ارزشدهی بالا (که توسط صاحبان اصلی انتخاب میشدند) به مصارف با ارزشدهی پایین یا منفی (که توسط بوروکراتها و سیاستمداران انتخاب میشوند) منحرف میکند.
در نهایت، نقد وارد بر جریان اصلی این است که آنها دولت را به عنوان یک ناظر بیطرف و خارج از بازار مدلسازی میکنند که صرفاً اصطکاکها را رفع میکند. اما دولت در واقع خود یک بازیگر ذینفع است که به دنبال حداکثرسازی قدرت و درآمد خویش است. مالیات ابزاری برای تامین کالای عمومی نیست، بلکه ابزاری برای توزیع رانت و تثبیت قدرت طبقه حاکم است. تلاش برای توجیه علمیِ این غارت سیستماتیک با استفاده از معادلات ریاضی پیچیده و مفاهیم انتزاعیِ رفاه اجتماعی، نمیتواند این واقعیت عریان را بپوشاند که مالیات نقض آشکار حق مالکیت بر خود و ثمره کار خویش است. اگر بپذیریم که هر فرد مالک بدن و ذهن خود است، لاجرم باید بپذیریم که مالک محصول کار خود نیز هست. تصاحب بخشی از این محصول توسط شخص ثالث بدون رضایت، بردهداری است. جامعهای که بر مبنای احترام به حقوق مالکیت و آزادی مبادله بنا شده باشد، نیازی به این مکانیسم غارتگرانه ندارد و تمامی خدمات مورد نیاز، از آموزش گرفته تا امنیت و زیرساخت، در یک بازار آزاد و بر اساس همکاری داوطلبانه قابل تامین است، جایی که پرداخت پول تنها در قبال دریافت ارزش واقعی و مورد تایید مشتری صورت میگیرد، نه تحت سایهی تهدید و اجبار.
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📄 چرا جریان اصلی علم اقتصاد، شبه علم است؟
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای…
(۱/۲)
توجیهات رایج جریان اصلی علم اقتصاد (نئوکلاسبک) برای مشروعیت بخشیدن به مالیاتستانی دولت نه تنها سست، بلکه از اساس با منطق مبادله داوطلبانه و حقوق مالکیت در تضاد هستند.
جریان غالب اقتصاد، که غرق در مدلهای…
👍11👎11❤3
📄 رویکرد فلسفۀ تاریخ در برابر رویکرد فردگرایانه به تاریخ
👤 مهرپویا علا
از متن:
ما سه روششناسی متمایز را تشخیص میدهیم: ۱. روششناسی تجربهگرا که کاربرد صحیح آن در تحلیل تمام پدیدههایی است که ذهن و ارادۀ انسان در پیدایش آنها دخیل نیست؛ ۲. روششناسی فردگرا – و قیاسی – که کاربرد آن در تحلیل پدیدههای انسانی است؛ ۳. نوعی از روششناسی که در طرحهای فلسفۀ تاریخ به کار میرود. این روش در تحلیل هیچ پدیدهای کاربرد ندارد.
فلسفۀ تاریخ از جنبۀ غایتانگار بودن با تجربهگرایی متفاوت است؛ و از جنبۀ اینکه در تحلیلِ شکلگیری پدیدههای جمعی، نقش تعیینکنندهای برای غایت و ارادۀ آزاد هر انسان قائل نیست و غایت را به جمعها نسبت میدهد، با روششناسی فردگرا تفاوت دارد.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
از متن:
ما سه روششناسی متمایز را تشخیص میدهیم: ۱. روششناسی تجربهگرا که کاربرد صحیح آن در تحلیل تمام پدیدههایی است که ذهن و ارادۀ انسان در پیدایش آنها دخیل نیست؛ ۲. روششناسی فردگرا – و قیاسی – که کاربرد آن در تحلیل پدیدههای انسانی است؛ ۳. نوعی از روششناسی که در طرحهای فلسفۀ تاریخ به کار میرود. این روش در تحلیل هیچ پدیدهای کاربرد ندارد.
فلسفۀ تاریخ از جنبۀ غایتانگار بودن با تجربهگرایی متفاوت است؛ و از جنبۀ اینکه در تحلیلِ شکلگیری پدیدههای جمعی، نقش تعیینکنندهای برای غایت و ارادۀ آزاد هر انسان قائل نیست و غایت را به جمعها نسبت میدهد، با روششناسی فردگرا تفاوت دارد.
◽️@utfinance◽️
❤12👎1😱1
🖥 اقتصاد سیاسی بنزین و نقد طرح «بنزین شهروندی»
👤 موسی غنینژاد
👤 مرتضی کاظمی
👤 علیرضا توکلی کاشی
👤 مهدی نصرتی
👤 یاسر میرزایی
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
👤 مرتضی کاظمی
👤 علیرضا توکلی کاشی
👤 مهدی نصرتی
👤 یاسر میرزایی
◽️@utfinance◽️
YouTube
ایدهی «بنزین شهروندی» و اختلافات کارشناسی
نشستی با حضور موسی غنینژاد، اقتصاددانان و کارشناسان
▫️در نشست «اقتصاد سیاسی بنزین» که در ۲۵ آذرماه در سالن همایش دنیایاقتصاد برگزار شد پس از ارائههایی درباره «بنزین شهروندی» و «بازار مبادلهی سهمیه انرژی» توسط مهدی نصرتی و علیرضا توکلیکاشی، نقدهایی…
▫️در نشست «اقتصاد سیاسی بنزین» که در ۲۵ آذرماه در سالن همایش دنیایاقتصاد برگزار شد پس از ارائههایی درباره «بنزین شهروندی» و «بازار مبادلهی سهمیه انرژی» توسط مهدی نصرتی و علیرضا توکلیکاشی، نقدهایی…
👍2