👤 مورای روتبارد
«جنگ کشتار دسته جمعی است، سربازی اجباری بردهداری است، مالیات دزدی است.»
“War is Mass Murder, Conscription is Slavery, Taxation is Robbery.”
— Murray N. Rothbard
◽️@utfinance◽️
#مالیات_دزدی_است
#مالیات
#بودجه۱۴۰۵
#بودجه_۱۴۰۵
«جنگ کشتار دسته جمعی است، سربازی اجباری بردهداری است، مالیات دزدی است.»
“War is Mass Murder, Conscription is Slavery, Taxation is Robbery.”
— Murray N. Rothbard
◽️@utfinance◽️
#مالیات_دزدی_است
#مالیات
#بودجه۱۴۰۵
#بودجه_۱۴۰۵
👍41👎11❤4👏1
📄 بنیان ذهنیت جمعگرا
👤 وانجیرو نجویا*
✍ ترجمه: محمد هندی
مفهوم ذهن گروهی توسط نویسندگان جمعگرایی ابداع شد که هدفشان توضیح رویدادهای تاریخی با ارجاع به گروههایی بود که آن رویدادها نسبتی با آنها داشته است. نویسندگان جمعگرا در اشتیاق خود برای حذف هرگونه اشاره به افراد و رویدادهای فردی از تاریخ، به یک ساختار وهمآلود، یعنی ذهن گروهی یا ذهن اجتماعی متوسل شدند.
*دکتر وانجیرو نجویا، اقتصاددان و نویسنده کتابهای «آزادی اقتصادی و عدالت اجتماعی» (انتشارات پالگریو مکمیلان، ۲۰۲۱)، «جبران بیعدالتی تاریخی» (انتشارات پالگریو مکمیلان، ۲۰۲۳، به همراه دیوید گوردون) و «نقدی بر قانونگذاری برابری در اقتصادهای بازار لیبرال» (انتشارات مجله مطالعات آزادیخواهانه، ۲۰۲۱) است.
◽️@utfinance◽️
👤 وانجیرو نجویا*
✍ ترجمه: محمد هندی
مفهوم ذهن گروهی توسط نویسندگان جمعگرایی ابداع شد که هدفشان توضیح رویدادهای تاریخی با ارجاع به گروههایی بود که آن رویدادها نسبتی با آنها داشته است. نویسندگان جمعگرا در اشتیاق خود برای حذف هرگونه اشاره به افراد و رویدادهای فردی از تاریخ، به یک ساختار وهمآلود، یعنی ذهن گروهی یا ذهن اجتماعی متوسل شدند.
*دکتر وانجیرو نجویا، اقتصاددان و نویسنده کتابهای «آزادی اقتصادی و عدالت اجتماعی» (انتشارات پالگریو مکمیلان، ۲۰۲۱)، «جبران بیعدالتی تاریخی» (انتشارات پالگریو مکمیلان، ۲۰۲۳، به همراه دیوید گوردون) و «نقدی بر قانونگذاری برابری در اقتصادهای بازار لیبرال» (انتشارات مجله مطالعات آزادیخواهانه، ۲۰۲۱) است.
◽️@utfinance◽️
❤3👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍38👎22❤5🔥1😢1
📄 ۵۷ی چه کسی است؟
👤 خشایار دیهیمی
اگر کسی در یک انقلاب شرکت کند به او میگویند انقلابی. اما چون انقلابها یکی دوتا نیستند لازم است انقلابیها را از هم متمایز کرد. پس کسی را که در انقلاب ۱۳۵۷ نقش آفرینی کرده پنجاه و هفتی مینامیم. حالا چرا عدهای میگویند این انگ زدن است؟ این فقط نامیدن است.
حالا اگر کسی از نقش آفرینیاش در آن انقلاب پشیمان باشد میشود پنجاه و هفتی پشیمان. من هم که از انقلاب آن سال خوشم نمیآمد ، اسمم بود ضدانقلاب. خب، چه جای شکایت؟ طبیعتا انقلابیها و ضدانقلابها از همدیگر بدشان میآید. بین انقلابیها هم اختلاف افتاد و به جان هم افتادند. این هم یک واقعیت است. تعدادی گفتند انقلاب از اصلش منحرف شده، اما رهبر انقلاب، برعکس، خود آنها را منحرف نامید.
بنابراین بحث در ماهیت است نه در نامگذاری. بیخود دعواها را به حاشیه نبرید. عضو هر گروه یا حزبی به همان نام باید نامیده شود. این محل دعوا نیست. عضو حرب توده، تودهای است. عضو خرب رستاخیز، رستاخیزی است. عضو گروه چریکهای فدایی خلق، چریک فدایی است. اینها اتهام زنی یا فحاشی نیست. هوادارپرسپولیس پرسپولیسی است و هواداراستقلال استقلالی (یا تاجی) است. البته به همدیگر لنگی و شیش تایی هم میگویند. خب، دعوا دارند. در سیاست هم همین است. دعوایتان را بکنید اما منکر هویتتان نشوید. دم خروس همهمان پیداست. بروید سر اصل مطلب.
پینوشت
◽️@utfinance◽️
👤 خشایار دیهیمی
اگر کسی در یک انقلاب شرکت کند به او میگویند انقلابی. اما چون انقلابها یکی دوتا نیستند لازم است انقلابیها را از هم متمایز کرد. پس کسی را که در انقلاب ۱۳۵۷ نقش آفرینی کرده پنجاه و هفتی مینامیم. حالا چرا عدهای میگویند این انگ زدن است؟ این فقط نامیدن است.
حالا اگر کسی از نقش آفرینیاش در آن انقلاب پشیمان باشد میشود پنجاه و هفتی پشیمان. من هم که از انقلاب آن سال خوشم نمیآمد ، اسمم بود ضدانقلاب. خب، چه جای شکایت؟ طبیعتا انقلابیها و ضدانقلابها از همدیگر بدشان میآید. بین انقلابیها هم اختلاف افتاد و به جان هم افتادند. این هم یک واقعیت است. تعدادی گفتند انقلاب از اصلش منحرف شده، اما رهبر انقلاب، برعکس، خود آنها را منحرف نامید.
بنابراین بحث در ماهیت است نه در نامگذاری. بیخود دعواها را به حاشیه نبرید. عضو هر گروه یا حزبی به همان نام باید نامیده شود. این محل دعوا نیست. عضو حرب توده، تودهای است. عضو خرب رستاخیز، رستاخیزی است. عضو گروه چریکهای فدایی خلق، چریک فدایی است. اینها اتهام زنی یا فحاشی نیست. هوادارپرسپولیس پرسپولیسی است و هواداراستقلال استقلالی (یا تاجی) است. البته به همدیگر لنگی و شیش تایی هم میگویند. خب، دعوا دارند. در سیاست هم همین است. دعوایتان را بکنید اما منکر هویتتان نشوید. دم خروس همهمان پیداست. بروید سر اصل مطلب.
پینوشت
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
پینوشت
👤 خشایار دیهیمی
یادداشت بسیار کوتاه من دربارهی مسئلهای بزرگ و بسیار بحث انگیز، با توجه به واکنشهای منتظرهای که در پی داشت، از چند جهت نیازمند ایضاح است.
اول اینکه چرا حالا، دو دیگر آنکه ملاک ومعیار من برای تشخیص یک پنجاه و هفتی چیست، و سوم…
👤 خشایار دیهیمی
یادداشت بسیار کوتاه من دربارهی مسئلهای بزرگ و بسیار بحث انگیز، با توجه به واکنشهای منتظرهای که در پی داشت، از چند جهت نیازمند ایضاح است.
اول اینکه چرا حالا، دو دیگر آنکه ملاک ومعیار من برای تشخیص یک پنجاه و هفتی چیست، و سوم…
❤17👍6👌2👎1
پینوشت
👤 خشایار دیهیمی
یادداشت بسیار کوتاه من دربارهی مسئلهای بزرگ و بسیار بحث انگیز، با توجه به واکنشهای منتظرهای که در پی داشت، از چند جهت نیازمند ایضاح است.
اول اینکه چرا حالا، دو دیگر آنکه ملاک ومعیار من برای تشخیص یک پنجاه و هفتی چیست، و سوم مصادیق آن.
باز هم با رعایت ایجاز (مخل !) توضیح میدهم. من با توجه به سن و سالم آن دوران را تجربه کردهام و شباهتهای بسیار میان آن دوران (۵۶ و ۵۷) و اوضاع کنونی میبینم. البته چون به این نتیجه رسیدهام که بحث (اقناعی) با افراد کاری لغو و بیهوده است کمتر مینویسم و وارد بحث نمیشوم. اما گاهی سخن گفتن از تجربهها و دادن برخی هشدارها به نظرم بیهوده نمیآیند و شاید ثمری و اثری داشته باشند.
این نوشته هم از این جنس بود و هست. در صحبت از ملاکها و معیارها این شباهتها آشکار میشوند. پنجاه و هفت یک عدد یا حتی یک رخداد (انقلاب) نیست. پنجاه و هفت مجموعهای است از صفات و خصلتهای مشهود که میتواند شامل افرادی هم بشود که در آن زمان دیگر در قید حیات نبودند و یا هنوز خردسال بودند یا حتی به دنیا نیامده بودند. اهمّ این صفات نادانی (بیسوادی)، توهّم دانایی، و فریبکاری و خدعه (و اصرار بر این صفات) هستند.
البته صفات دیگری هم میتوان برشمرد، اما عجالتاً به همینها بسنده میکنم. پنجاه و هفتی یا کتاب نمیخواند یا فقط کتابهای سفارشی را میخواند. با همان اندک خوانده یا نخواندهاش ادعای اشراف بر زمین و زمان و تاریخ و سیاست و اقتصاد و... داشت (و دارد). برای قبولاندن نظرش به دیگران مثل آب خوردن دروغ میساخت و میبافت و به خورد خلق الله میدا د.
چنین است که بسیاری از افرادی که به خیابان آمدند و آلت دست شدند خود قربانیان این پنجاه و هفتیها بودند. در میان چپیها، تودهای ها نمونهی بارز یا بارزترین نمونهی این پنجاه و هفتیها بودند (و هستند) . در میان مسلمانها مجاهدین خلق چنین بودند (و هستند) . اگر حواسمان جمع نباشد اینها زیرکانه هر بحثی را به همان سمتی میکشانند که از دلش ماهی دلخواهشان را میگیرند. خیلیها در این تله افتادند و هنوز هم میافتند. اینها با توجه به حوصلهی اندک افراد و شتابشان برای رسیدن به نتیجه از ساده سازی و فکتهای دروغین استفاده میکنند.
ژست روشنفکرانه هم یکی از صفات اینان است. نگاه عاقل اندر سفیهی هم دارند . فلسفهشان در حد اصول مقدماتی فلسفه پولیتسر و ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی استالین بود. ( باور کنید یا نه، مجاهدین و دیگر گروههای اسلامی – انقلابی هم همینها را میخواندند! ) اینها مطمئن بودند و هستند که اکثر افراد وقت و حوصله ی رجوع به اسناد و آرشیو را ندارند پس دروغ میگویند با خیالی آسوده حتی ممکن است مستند هم بسازند یا کتاب تاریخ مرجع هم بنویسند. مهمترین رسانهشان بیبیسی بود و هست. در تنگناها با حرفهای گری نوعی کلک مرغابی سوار میکنند.
پنجاه و هفتی یک گروه یا مدافع یک اندیشهی خاص نیست. فرصت طلب و موج سوار است. خلاصه، مسئله بیش از آن که سیاسی یا عقیدتی باشد اخلاقی و روانشناختی است. مثالهای تاریخی و اکنونی بسیاری برای این احوال میتوان یافت. اما حالا خودتان با این ملاکها و معیارها بگردید و مصادیق را بیابید. کار سختی نیست!
◽️@utfinance◽️
👤 خشایار دیهیمی
یادداشت بسیار کوتاه من دربارهی مسئلهای بزرگ و بسیار بحث انگیز، با توجه به واکنشهای منتظرهای که در پی داشت، از چند جهت نیازمند ایضاح است.
اول اینکه چرا حالا، دو دیگر آنکه ملاک ومعیار من برای تشخیص یک پنجاه و هفتی چیست، و سوم مصادیق آن.
باز هم با رعایت ایجاز (مخل !) توضیح میدهم. من با توجه به سن و سالم آن دوران را تجربه کردهام و شباهتهای بسیار میان آن دوران (۵۶ و ۵۷) و اوضاع کنونی میبینم. البته چون به این نتیجه رسیدهام که بحث (اقناعی) با افراد کاری لغو و بیهوده است کمتر مینویسم و وارد بحث نمیشوم. اما گاهی سخن گفتن از تجربهها و دادن برخی هشدارها به نظرم بیهوده نمیآیند و شاید ثمری و اثری داشته باشند.
این نوشته هم از این جنس بود و هست. در صحبت از ملاکها و معیارها این شباهتها آشکار میشوند. پنجاه و هفت یک عدد یا حتی یک رخداد (انقلاب) نیست. پنجاه و هفت مجموعهای است از صفات و خصلتهای مشهود که میتواند شامل افرادی هم بشود که در آن زمان دیگر در قید حیات نبودند و یا هنوز خردسال بودند یا حتی به دنیا نیامده بودند. اهمّ این صفات نادانی (بیسوادی)، توهّم دانایی، و فریبکاری و خدعه (و اصرار بر این صفات) هستند.
البته صفات دیگری هم میتوان برشمرد، اما عجالتاً به همینها بسنده میکنم. پنجاه و هفتی یا کتاب نمیخواند یا فقط کتابهای سفارشی را میخواند. با همان اندک خوانده یا نخواندهاش ادعای اشراف بر زمین و زمان و تاریخ و سیاست و اقتصاد و... داشت (و دارد). برای قبولاندن نظرش به دیگران مثل آب خوردن دروغ میساخت و میبافت و به خورد خلق الله میدا د.
چنین است که بسیاری از افرادی که به خیابان آمدند و آلت دست شدند خود قربانیان این پنجاه و هفتیها بودند. در میان چپیها، تودهای ها نمونهی بارز یا بارزترین نمونهی این پنجاه و هفتیها بودند (و هستند) . در میان مسلمانها مجاهدین خلق چنین بودند (و هستند) . اگر حواسمان جمع نباشد اینها زیرکانه هر بحثی را به همان سمتی میکشانند که از دلش ماهی دلخواهشان را میگیرند. خیلیها در این تله افتادند و هنوز هم میافتند. اینها با توجه به حوصلهی اندک افراد و شتابشان برای رسیدن به نتیجه از ساده سازی و فکتهای دروغین استفاده میکنند.
ژست روشنفکرانه هم یکی از صفات اینان است. نگاه عاقل اندر سفیهی هم دارند . فلسفهشان در حد اصول مقدماتی فلسفه پولیتسر و ماتریالیسم دیالکتیکی و تاریخی استالین بود. ( باور کنید یا نه، مجاهدین و دیگر گروههای اسلامی – انقلابی هم همینها را میخواندند! ) اینها مطمئن بودند و هستند که اکثر افراد وقت و حوصله ی رجوع به اسناد و آرشیو را ندارند پس دروغ میگویند با خیالی آسوده حتی ممکن است مستند هم بسازند یا کتاب تاریخ مرجع هم بنویسند. مهمترین رسانهشان بیبیسی بود و هست. در تنگناها با حرفهای گری نوعی کلک مرغابی سوار میکنند.
پنجاه و هفتی یک گروه یا مدافع یک اندیشهی خاص نیست. فرصت طلب و موج سوار است. خلاصه، مسئله بیش از آن که سیاسی یا عقیدتی باشد اخلاقی و روانشناختی است. مثالهای تاریخی و اکنونی بسیاری برای این احوال میتوان یافت. اما حالا خودتان با این ملاکها و معیارها بگردید و مصادیق را بیابید. کار سختی نیست!
◽️@utfinance◽️
Telegram
Finance & Economics
📄 ۵۷ی چه کسی است؟
👤 خشایار دیهیمی
اگر کسی در یک انقلاب شرکت کند به او میگویند انقلابی. اما چون انقلابها یکی دوتا نیستند لازم است انقلابیها را از هم متمایز کرد. پس کسی را که در انقلاب ۱۳۵۷ نقش آفرینی کرده پنجاه و هفتی مینامیم. حالا چرا عدهای میگویند…
👤 خشایار دیهیمی
اگر کسی در یک انقلاب شرکت کند به او میگویند انقلابی. اما چون انقلابها یکی دوتا نیستند لازم است انقلابیها را از هم متمایز کرد. پس کسی را که در انقلاب ۱۳۵۷ نقش آفرینی کرده پنجاه و هفتی مینامیم. حالا چرا عدهای میگویند…
❤18
📄 یادداشت پگاه آهنگرانی درباره مستند «ترانه»
👤 پگاه آهنگرانی -کارگردان و تهیهکننده مستند ترانه-
📌 ببینید:
🔗 ویدیوی کامل مستند ترانه علیدوستی
◽️@utfinance◽️
#مستند_ترانه_علیدوستی
#مستند_ترانه
#ترانه_علیدوستی
#پگاه_آهنگرانی
👤 پگاه آهنگرانی -کارگردان و تهیهکننده مستند ترانه-
📌 ببینید:
🔗 ویدیوی کامل مستند ترانه علیدوستی
◽️@utfinance◽️
#مستند_ترانه_علیدوستی
#مستند_ترانه
#ترانه_علیدوستی
#پگاه_آهنگرانی
Telegraph
یادداشت پگاه آهنگرانی درباره مستند «ترانه»
ترانه علیدوستی به روایت پگاه آهنگرانی؛ در هیچ شرایطی «با حجاب بازی نخواهم کرد»
👎16❤10🔥2
📕 در دست انتشار
تئوری بانکداری آزاد؛
عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز
👤 جورج سلجین
✍ ترجمه: محمد جوادی و محمد سرافراز
© نشر آماره
◽️@utfinance◽️
تئوری بانکداری آزاد؛
عرضۀ پول با استفاده از رقابت در انتشار ارز
👤 جورج سلجین
✍ ترجمه: محمد جوادی و محمد سرافراز
© نشر آماره
◽️@utfinance◽️
❤11👍3
📄 چرا «بازار مبادله سهمیه بنزین» یک بازار اصولی نیست؟
👤 مرتضی کاظمی
منتشر شده در صفحه اندیشه روزنامه دنیایاقتصاد
۴ دی ۱۴۰۴
◽️@utfinance◽️
👤 مرتضی کاظمی
منتشر شده در صفحه اندیشه روزنامه دنیایاقتصاد
۴ دی ۱۴۰۴
◽️@utfinance◽️
روزنامه دنیای اقتصاد
چرا «بازار مبادله سهمیه بنزین» یک بازار اصولی نیست؟
گفته میشود اگر سهمیه بنزین شهروندی، قابل خریدوفروش باشد «قیمت بازار» شکل میگیرد و بهاینشکل، مساله بغرنج بنزین حل میشود. این استدلال در ظاهر جذاب بهنظر میرسد اما دارای یک خطای مفهومی است؛ این استدلال اشتباه گرفتن مفهوم «مبادله» با «بازار» است. برای…
👌2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 روشنفکران چپ از صدر مشروطه اسباب انحراف بودند
👤 محمد طبیبیان
استاد محمد طبیبیان، اقتصاددان، معتقد است روشنفکران اروپایی از تجارب تاریخی درس گرفتهاند اما روشنفکران چپ ایرانی از صدر مشروطه اسباب انحراف بودند.
▫️طبیبیان معتقد است روشنفکران چپ عصر مشروطه تصور میکردند آزادی یعنی آزادی فحش دادن.
▫️امروز نیز روشنفکران چپ تصور میکنند حق دارند به مردم فحاشی کنند، به خوانندهای که نمیپسندند فحش بدهند، به مردم فحش بدهند چرا سمفونی بتهوون گوش نمیدهند.
📺 @ecoiran_webtv
◽️@utfinance◽️
👤 محمد طبیبیان
استاد محمد طبیبیان، اقتصاددان، معتقد است روشنفکران اروپایی از تجارب تاریخی درس گرفتهاند اما روشنفکران چپ ایرانی از صدر مشروطه اسباب انحراف بودند.
▫️طبیبیان معتقد است روشنفکران چپ عصر مشروطه تصور میکردند آزادی یعنی آزادی فحش دادن.
▫️امروز نیز روشنفکران چپ تصور میکنند حق دارند به مردم فحاشی کنند، به خوانندهای که نمیپسندند فحش بدهند، به مردم فحش بدهند چرا سمفونی بتهوون گوش نمیدهند.
📺 @ecoiran_webtv
◽️@utfinance◽️
👍18👎3
📄 «اقتصاد نهادگرا» به منزلۀ انکار علم اقتصاد است
👤 مهرپویا علا
از متن: اتهام رایجی که بسیار متوجه هواداران آزادی اقتصادی میشود، این است که آنان توصیههای خود را بدون در نظر گرفتن شرایط موجود مطرح میکنند. برای مثال گفته میشود که بر روی آزادسازی قیمتها تأکید میکنند، بدون آنکه ذینفعان چنین آزادسازی را در نظر بگیرند. اما این اتهام را در مورد تمام توصیههای دیگر هم میتوان تکرار کرد. چرا کسانی که توصیه به افزایش هزینههای عمومی میکنند، در نظر نمیگیرند که مالیات گردآوریشده قرار است وارد یک ساختار ناکارآمد شود؟ چگونه است که ناکارآمدی یک ساختار در اجرای طرحهای آزادسازی را میبینند، اما همان ساختار ناگهان در هزینۀ درآمدهای مالیاتی کارآمد در نظر گرفته میشود؟
اگر در یک جامعه شرایط نهادی بهگونهای است که امکان کسبوکار آزادانه و پیدایش آنتروپرونرهای موفق وجود ندارد، باید شرایط نهادی را در آن جامعه چنان اصلاح کرد که این موانع از میان بروند. اگر به هر دلیلی امکان چنین اصلاحاتی وجود ندارد، آن جامعه محکوم به فقر خواهد بود. دیگر معنا ندارد که کسی بگوید من علم اقتصادی متفاوت در دست دارم که میتواند با لحاظ کردن همین شرایط نهادی ضد آزادی موجود، باز هم برای شما رشد اقتصادی به ارمغان بیاورد. یگانه پیامد رواج یافتن شبهعلمها و خودفریبیها ترغیب هرچه بیشتر دولت و جامعه به رویگردانی از واقعیتها و نگاه داشتن نهادهای ضد آزادی است.
◽️@utfinance◽️
#نهادگرایی
#اقتصاد_نهادگرا
#شبه_علم
#علم_اقتصاد
👤 مهرپویا علا
از متن: اتهام رایجی که بسیار متوجه هواداران آزادی اقتصادی میشود، این است که آنان توصیههای خود را بدون در نظر گرفتن شرایط موجود مطرح میکنند. برای مثال گفته میشود که بر روی آزادسازی قیمتها تأکید میکنند، بدون آنکه ذینفعان چنین آزادسازی را در نظر بگیرند. اما این اتهام را در مورد تمام توصیههای دیگر هم میتوان تکرار کرد. چرا کسانی که توصیه به افزایش هزینههای عمومی میکنند، در نظر نمیگیرند که مالیات گردآوریشده قرار است وارد یک ساختار ناکارآمد شود؟ چگونه است که ناکارآمدی یک ساختار در اجرای طرحهای آزادسازی را میبینند، اما همان ساختار ناگهان در هزینۀ درآمدهای مالیاتی کارآمد در نظر گرفته میشود؟
اگر در یک جامعه شرایط نهادی بهگونهای است که امکان کسبوکار آزادانه و پیدایش آنتروپرونرهای موفق وجود ندارد، باید شرایط نهادی را در آن جامعه چنان اصلاح کرد که این موانع از میان بروند. اگر به هر دلیلی امکان چنین اصلاحاتی وجود ندارد، آن جامعه محکوم به فقر خواهد بود. دیگر معنا ندارد که کسی بگوید من علم اقتصادی متفاوت در دست دارم که میتواند با لحاظ کردن همین شرایط نهادی ضد آزادی موجود، باز هم برای شما رشد اقتصادی به ارمغان بیاورد. یگانه پیامد رواج یافتن شبهعلمها و خودفریبیها ترغیب هرچه بیشتر دولت و جامعه به رویگردانی از واقعیتها و نگاه داشتن نهادهای ضد آزادی است.
◽️@utfinance◽️
#نهادگرایی
#اقتصاد_نهادگرا
#شبه_علم
#علم_اقتصاد
اکوایران
«اقتصاد نهادگرا» به منزلۀ انکار علم اقتصاد است
اگر در یک جامعه شرایط نهادی بهگونهای است که امکان کسبوکار آزادانه و پیدایش آنتروپرونرهای موفق وجود ندارد، باید شرایط نهادی را در آن جامعه چنان اصلاح کرد که این موانع از میان بروند. اگر به هر دلیلی امکان چنین اصلاحاتی وجود ندارد، آن جامعه محکوم به فقر خواهد…
👎9👌9
◽️ پنجم دی ماه سالروز تولد 90 سالگی استاد #عزتاله_فولادوند است.
استاد فولادوند، مترجم برجستهای است که چندین دهه با ترجمه آثار ارزشمند گوناگونی دریچههای جدیدی برای ایرانیان گشوده است.
از جمله آثار ترجمه شده استاد فولادوند:
◽️ جامعه باز و دشمنان آن، کارل پوپر
◽️ در سنگر آزادی، فردریش فون هایک
◽️ گریز از آزادی، اریش فروم
◽️ آزادی و خیانت به آزادی، آیزایا برلین
◽️ قدرت اندیشه، آیزایا برلین
◽️ مردان اندیشه، برایان مگی
◽️ خشونت، هانا آرنت
◽️ انقلاب، هانا آرنت
◽️ به یاد کاتالونیا، جورج اورول
◽️ ماکیاولی، کوئنتین اسکینر
◽️ برج فرازان، باربارا تاکمن
◽️ قول، فردریش دورنمات
◽️ آمریکایی آرام، گراهام گرین
◽️@utfinance◽️
استاد فولادوند، مترجم برجستهای است که چندین دهه با ترجمه آثار ارزشمند گوناگونی دریچههای جدیدی برای ایرانیان گشوده است.
از جمله آثار ترجمه شده استاد فولادوند:
◽️ جامعه باز و دشمنان آن، کارل پوپر
◽️ در سنگر آزادی، فردریش فون هایک
◽️ گریز از آزادی، اریش فروم
◽️ آزادی و خیانت به آزادی، آیزایا برلین
◽️ قدرت اندیشه، آیزایا برلین
◽️ مردان اندیشه، برایان مگی
◽️ خشونت، هانا آرنت
◽️ انقلاب، هانا آرنت
◽️ به یاد کاتالونیا، جورج اورول
◽️ ماکیاولی، کوئنتین اسکینر
◽️ برج فرازان، باربارا تاکمن
◽️ قول، فردریش دورنمات
◽️ آمریکایی آرام، گراهام گرین
◽️@utfinance◽️
❤35
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بسه برگرد / موزیک جدید هنگامه قاضیانی
#هنگامه_قاضیانی، بازیگر سینما است که پس از بازداشت در سال 1401، از فعالیت در سینما منع شده است.
◽️@utfinance◽️
#هنگامه_قاضیانی، بازیگر سینما است که پس از بازداشت در سال 1401، از فعالیت در سینما منع شده است.
◽️@utfinance◽️
❤11👍2👌1
📄 اقتصاد نهادگرا؛ شبهِ علم در لباس علم
/ماهیت ایدئولوژیک شبهِ علم نهادگرایی؛ تکنولوژیِ قدرت و ابزارِ توجیهگرِ دولتگرایی/
#مکتب_نهادگرایی با توسل به #تاریخگرایی، #جمعگرایی و انباشت دادههای تجربی، مدعی ارائه تفسیری واقعگرایانه از اقتصاد است، حال آنکه آنچه نهادگرایی عرضه میکند، نه تنها #علم_اقتصاد نیست، بلکه نوعی شبهعلم است که با پوشاندن لباس فاخر دادهها و نمودارها بر تنِ بیجانِ تاریخ، سعی در پنهان کردن خلأ تئوریک خود دارد.
نهادگرایی با فروکاستن کنشگر اقتصادی به محصولی از ساختارها و با انکار قوانین پیشینی و ضروری اقتصاد، از دایره «علم» خارج شده و به وادی توصیفگریِ صرف و مهندسیِ اجتماعیِ خطرناک درمیغلتد.
برای درک عمیق انحراف نهادگرایی، ابتدا باید به سرچشمههای معرفتشناختی علم اقتصاد بازگشت. اقتصاد، علمی متفاوت از علوم طبیعی است و در حالی که فیزیک و شیمی با اشیاء بیجان و روابط علّی و معلولیِ ثابت و تکرارپذیر سر و کار دارند، اقتصاد با انسانِ انتخابگر، هدفمند و دارای اراده مواجه است و از این رو، روششناسی پوزیتیویستی و تجربهگرایانه که نهادگرایان و نئوکلاسیکها بر آن اصرار میورزند، تلاشی عبث برای اندازهگیریِ امرِ اندازهناپذیر است؛ نهادگرایان با شیفتگی بیمارگونه نسبت به «مشاهده» و «تجربه»، گمان میبرند که حقیقت اقتصادی در لابلای پروندههای حقوقی، ساختارهای سازمانی و عادات اجتماعی پنهان شده است و اگر بتوانند به اندازه کافی داده جمعآوری کنند، قوانین اقتصادی خود به خود آشکار خواهند شد، اما این رویکرد، غفلت از این اصل بنیادین است که «داده» بدون «تئوری»، خاموش است و تاریخِ اقتصادی بدون نورِ تئوری، تاریک و تنها تودهای از وقایعِ بیارتباط است، بنابراین نخستین و بزرگترین خطای نهادگرایی که آن را به ورطه شبهعلم میکشاند، «تاریخگرایی» است، بدین معنا که آنها منکر وجود قوانین اقتصادیِ جهانشمول و تغییرناپذیر هستند و مدعیاند که هر دوره تاریخی و هر بستر نهادی، قوانین خاص خود را دارد، ادعایی که عملاً امکان وجود علم اقتصاد را به عنوان یک پیکره دانش منسجم نفی میکند و آن را به شاخهای از تاریخ یا جامعهشناسی تقلیل میدهد.
وضعیت نهادگرایان در ایران بغرنجتر است، نهادگرایان ایرانی نه تنها در دام شبهعلم افتادهاند بلکه به ورطه بیراهههای سوسیالیستی نیز افتادهاند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
/ماهیت ایدئولوژیک شبهِ علم نهادگرایی؛ تکنولوژیِ قدرت و ابزارِ توجیهگرِ دولتگرایی/
#مکتب_نهادگرایی با توسل به #تاریخگرایی، #جمعگرایی و انباشت دادههای تجربی، مدعی ارائه تفسیری واقعگرایانه از اقتصاد است، حال آنکه آنچه نهادگرایی عرضه میکند، نه تنها #علم_اقتصاد نیست، بلکه نوعی شبهعلم است که با پوشاندن لباس فاخر دادهها و نمودارها بر تنِ بیجانِ تاریخ، سعی در پنهان کردن خلأ تئوریک خود دارد.
نهادگرایی با فروکاستن کنشگر اقتصادی به محصولی از ساختارها و با انکار قوانین پیشینی و ضروری اقتصاد، از دایره «علم» خارج شده و به وادی توصیفگریِ صرف و مهندسیِ اجتماعیِ خطرناک درمیغلتد.
برای درک عمیق انحراف نهادگرایی، ابتدا باید به سرچشمههای معرفتشناختی علم اقتصاد بازگشت. اقتصاد، علمی متفاوت از علوم طبیعی است و در حالی که فیزیک و شیمی با اشیاء بیجان و روابط علّی و معلولیِ ثابت و تکرارپذیر سر و کار دارند، اقتصاد با انسانِ انتخابگر، هدفمند و دارای اراده مواجه است و از این رو، روششناسی پوزیتیویستی و تجربهگرایانه که نهادگرایان و نئوکلاسیکها بر آن اصرار میورزند، تلاشی عبث برای اندازهگیریِ امرِ اندازهناپذیر است؛ نهادگرایان با شیفتگی بیمارگونه نسبت به «مشاهده» و «تجربه»، گمان میبرند که حقیقت اقتصادی در لابلای پروندههای حقوقی، ساختارهای سازمانی و عادات اجتماعی پنهان شده است و اگر بتوانند به اندازه کافی داده جمعآوری کنند، قوانین اقتصادی خود به خود آشکار خواهند شد، اما این رویکرد، غفلت از این اصل بنیادین است که «داده» بدون «تئوری»، خاموش است و تاریخِ اقتصادی بدون نورِ تئوری، تاریک و تنها تودهای از وقایعِ بیارتباط است، بنابراین نخستین و بزرگترین خطای نهادگرایی که آن را به ورطه شبهعلم میکشاند، «تاریخگرایی» است، بدین معنا که آنها منکر وجود قوانین اقتصادیِ جهانشمول و تغییرناپذیر هستند و مدعیاند که هر دوره تاریخی و هر بستر نهادی، قوانین خاص خود را دارد، ادعایی که عملاً امکان وجود علم اقتصاد را به عنوان یک پیکره دانش منسجم نفی میکند و آن را به شاخهای از تاریخ یا جامعهشناسی تقلیل میدهد.
وضعیت نهادگرایان در ایران بغرنجتر است، نهادگرایان ایرانی نه تنها در دام شبهعلم افتادهاند بلکه به ورطه بیراهههای سوسیالیستی نیز افتادهاند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
اقتصاد نهادگرا؛ شبهِ علم در لباس علم
مکتب نهادگرایی با توسل به تاریخگرایی، جمعگرایی و انباشت دادههای تجربی، مدعی ارائه تفسیری واقعگرایانه از اقتصاد است، حال آنکه آنچه نهادگرایی عرضه میکند، نه تنها علم اقتصاد نیست، بلکه نوعی شبهعلم است که با پوشاندن لباس فاخر دادهها و نمودارها بر تنِ بیجانِ…
👎13👍9❤2
📄 دربارهی ترانه علیدوستی نیست!
👤 ساسان آقایی
این را هرگز فراموش نکنید که تمام "دستآوردی" که به آن میبالند، یک هزارم آن چیزیست که شاه در سینی گذاشت و تقدیم زنان ایرانی کرد اما همین ویروس چپ که آلودهاش شدهاند، از زنان ایران دزدید.
کاش جای جملههای کلیشه، یک بار شجاعت اندیشیدن و بلند گفتن این را داشتند که آن زنان تظاهرات ۸ اسفند ۵۷ اگر به مردان و زنان دلیری میپیوستند که در ۵ بهمن یا ۲۰ بهمن با تمام خطرها و تهدیدها به خیابان آمدند تا از قانون اساسی و ایران پاسداری کنند، آنگاه نیاز نبود ۴۵ سال بعد برای داشتن یک هزارم حقوق زن ایرانی در سال ۲۵۳۶ (۱۳۵۶) آنهم با هزینهکرد صدها جان شیفته و جوان، رخ عقاب بگیرند!
متاسفانه جمهوری اسلامی شما را عادت داده به حقیر بودن و به مانند پدران و مادرانتان، فهمی از "رویای ایرانی" ندارید! درکی از آن نقطهی طلایی ندارید که ایران مسیرش را میپیمود، آن را از دست داد و اکنون مردمش، از بیراهه، مسیری تازه برایش یافته و ساختهاند. مبارزه برای شما همین بالماسکهی میانمایهها به همراه کمی شعرِ آیرونیک و قهوه در کافهایست که "تیپ" دارد!
و این دربارهی #ترانه_علیدوستی نبود، دربارهی سوارشدگان روی کول زن ایرانی بود که سُرنا را از سر گشادش میزنند!
◽️@utfinance◽️
👤 ساسان آقایی
این را هرگز فراموش نکنید که تمام "دستآوردی" که به آن میبالند، یک هزارم آن چیزیست که شاه در سینی گذاشت و تقدیم زنان ایرانی کرد اما همین ویروس چپ که آلودهاش شدهاند، از زنان ایران دزدید.
کاش جای جملههای کلیشه، یک بار شجاعت اندیشیدن و بلند گفتن این را داشتند که آن زنان تظاهرات ۸ اسفند ۵۷ اگر به مردان و زنان دلیری میپیوستند که در ۵ بهمن یا ۲۰ بهمن با تمام خطرها و تهدیدها به خیابان آمدند تا از قانون اساسی و ایران پاسداری کنند، آنگاه نیاز نبود ۴۵ سال بعد برای داشتن یک هزارم حقوق زن ایرانی در سال ۲۵۳۶ (۱۳۵۶) آنهم با هزینهکرد صدها جان شیفته و جوان، رخ عقاب بگیرند!
متاسفانه جمهوری اسلامی شما را عادت داده به حقیر بودن و به مانند پدران و مادرانتان، فهمی از "رویای ایرانی" ندارید! درکی از آن نقطهی طلایی ندارید که ایران مسیرش را میپیمود، آن را از دست داد و اکنون مردمش، از بیراهه، مسیری تازه برایش یافته و ساختهاند. مبارزه برای شما همین بالماسکهی میانمایهها به همراه کمی شعرِ آیرونیک و قهوه در کافهایست که "تیپ" دارد!
و این دربارهی #ترانه_علیدوستی نبود، دربارهی سوارشدگان روی کول زن ایرانی بود که سُرنا را از سر گشادش میزنند!
◽️@utfinance◽️
👏59👎30👍8❤3👌1
📄 ناکامیِ نوابغ
چرا معتبرترین اقتصاددانان غرب از پیشبینی مرگ شوروی ناتوان بودند؟
👤 علیرضا میردیده
چگونه ممکن است بزرگترین مغزهای اقتصادی جهان در دانشگاههای تراز اول آمریکا، در برابر فروپاشی یکی از دو ابرقدرت قرن بیستم دچار «کوریِ علمی» شوند؟
در حالی که غول سرخ از درون در حال پوسیدن بود، چرا کتب درسی ساموئلسون و مککانل تصویری از یک رقیب شکستناپذیر را ترسیم میکردند؟
این گزارش به کالبدشکافیِ یک رسوایی بزرگ علمی میپردازد؛ جایی که مدلهای ریاضی و آمارهای صوری، چشمِ نخبگانِ کینزی را بر واقعیتِ انگیزههای انسانی و نابودی رفاه عمومی بستند.
◽️@utfinance◽️
چرا معتبرترین اقتصاددانان غرب از پیشبینی مرگ شوروی ناتوان بودند؟
👤 علیرضا میردیده
چگونه ممکن است بزرگترین مغزهای اقتصادی جهان در دانشگاههای تراز اول آمریکا، در برابر فروپاشی یکی از دو ابرقدرت قرن بیستم دچار «کوریِ علمی» شوند؟
در حالی که غول سرخ از درون در حال پوسیدن بود، چرا کتب درسی ساموئلسون و مککانل تصویری از یک رقیب شکستناپذیر را ترسیم میکردند؟
این گزارش به کالبدشکافیِ یک رسوایی بزرگ علمی میپردازد؛ جایی که مدلهای ریاضی و آمارهای صوری، چشمِ نخبگانِ کینزی را بر واقعیتِ انگیزههای انسانی و نابودی رفاه عمومی بستند.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
ناکامیِ نوابغ؛ چرا معتبرترین اقتصاددانان غرب از پیشبینی مرگ شوروی ناتوان بودند؟
اکوایران: چگونه ممکن است بزرگترین مغزهای اقتصادی جهان در دانشگاههای تراز اول آمریکا، در برابر فروپاشی یکی از دو ابرقدرت قرن بیستم دچار «کوریِ علمی» شوند؟ در حالی که غول سرخ از درون در حال پوسیدن بود، چرا کتب درسی ساموئلسون و مککانل تصویری از یک رقیب شکستناپذیر…
👍14❤1
🔴 جریان نئوکلاسیک انحراف از علم اقتصاد است
از جمله انحرافات خطرناکی که جریان نئوکلاسیک به واسطه سلطه آن بر دانشکدههای اقتصاد توانسته در افکار عمومی، رسانهها و اقتصادخواندهها ایجاد کند؛ مشروع کردن #دزدی دولت از مردم و #مالیات گرفتن است.
دولت، حتی به فرض برآمدن از آرای اکثریت، حقی برای مالیات گرفتن و برداشتن از درآمد و سود افراد ندارد.
علاوه بر این، #مالیاتستانی دولت عملی غیراخلاقی است، چرا که مجازاتیست برای کسی که سود ایجاد میکند، اقتصاد را رشد میدهد و #ثروت میسازد.
#رشد_اقتصادی تنها و تنها در #بنگاه ایجاد میشود، ثروت تنها و تنها در بنگاه تولید میشود، مجازات #بنگاه_اقاقتصادی از طریق مالیات، در واقع برداشتن پول از جیب کسی است که به اقتصاد کشور نفع میرساند و دادن آن پول به کسانی که وابسته به دولت هستند.
اگر توجیه مالیاتستانی، کاهش فقر است، اینجا نیز با یک انحراف خطرناک دیگر مواجهیم. تنها و تنها راهحل مبارزه با #فقر، برداشتن موانع از سر راه بنگاه برای تولید ثروت و بزرگ کردن اقتصاد کشور است. از این رو است که میلتون فریدمن -با روشنبینی- تنها مسئولیت اجتماعی بنگاه را ایجاد سود میداند.
این بنگاه اقتصادی است که میتواند #شغل ایجاد کند و #بیکاری را کاهش دهد، مالیاتستانی از بنگاه چیزی جز تضعیف بازار کار نیست.
ادامه دارد
◽️@utfinance◽️
از جمله انحرافات خطرناکی که جریان نئوکلاسیک به واسطه سلطه آن بر دانشکدههای اقتصاد توانسته در افکار عمومی، رسانهها و اقتصادخواندهها ایجاد کند؛ مشروع کردن #دزدی دولت از مردم و #مالیات گرفتن است.
دولت، حتی به فرض برآمدن از آرای اکثریت، حقی برای مالیات گرفتن و برداشتن از درآمد و سود افراد ندارد.
علاوه بر این، #مالیاتستانی دولت عملی غیراخلاقی است، چرا که مجازاتیست برای کسی که سود ایجاد میکند، اقتصاد را رشد میدهد و #ثروت میسازد.
#رشد_اقتصادی تنها و تنها در #بنگاه ایجاد میشود، ثروت تنها و تنها در بنگاه تولید میشود، مجازات #بنگاه_اقاقتصادی از طریق مالیات، در واقع برداشتن پول از جیب کسی است که به اقتصاد کشور نفع میرساند و دادن آن پول به کسانی که وابسته به دولت هستند.
اگر توجیه مالیاتستانی، کاهش فقر است، اینجا نیز با یک انحراف خطرناک دیگر مواجهیم. تنها و تنها راهحل مبارزه با #فقر، برداشتن موانع از سر راه بنگاه برای تولید ثروت و بزرگ کردن اقتصاد کشور است. از این رو است که میلتون فریدمن -با روشنبینی- تنها مسئولیت اجتماعی بنگاه را ایجاد سود میداند.
این بنگاه اقتصادی است که میتواند #شغل ایجاد کند و #بیکاری را کاهش دهد، مالیاتستانی از بنگاه چیزی جز تضعیف بازار کار نیست.
ادامه دارد
◽️@utfinance◽️
👏14👎8❤5
📄 چگونه اصلاحات گورباچف موجب فروپاشی شوروی شد؟
👤 علیرضا میردیده
آیا فروپاشی یکی از بزرگترین ابرقدرتهای قرن بیستم، تنها حادثهای سیاسی بود یا تاوان جنگی بیهوده با قوانین تغییرناپذیر اقتصاد؟
چه شد که نسخههای اصلاحیِ مرد شماره یک کرملین، به جای «شتاب» بخشیدن به تولید، قفسهها را خالی و صفها را طولانیتر کرد؟
در گزارش پیشرو، پرده از راز بزرگترین تراژدی اقتصادی قرن کنار میرود؛ روایتی از اینکه چگونه رؤیای شیرینِ آشتی دادن سوسیالیسم با بازار، به کابوسی از تورم و فروپاشی تبدیل شد.
◽️@utfinance◽️
👤 علیرضا میردیده
آیا فروپاشی یکی از بزرگترین ابرقدرتهای قرن بیستم، تنها حادثهای سیاسی بود یا تاوان جنگی بیهوده با قوانین تغییرناپذیر اقتصاد؟
چه شد که نسخههای اصلاحیِ مرد شماره یک کرملین، به جای «شتاب» بخشیدن به تولید، قفسهها را خالی و صفها را طولانیتر کرد؟
در گزارش پیشرو، پرده از راز بزرگترین تراژدی اقتصادی قرن کنار میرود؛ روایتی از اینکه چگونه رؤیای شیرینِ آشتی دادن سوسیالیسم با بازار، به کابوسی از تورم و فروپاشی تبدیل شد.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
چگونه اصلاحات گورباچف موجب فروپاشی شوروی شد؟
اکوایران: آیا فروپاشی یکی از بزرگترین ابرقدرتهای قرن بیستم، تنها حادثهای سیاسی بود یا تاوان جنگی بیهوده با قوانین تغییرناپذیر اقتصاد؟ چه شد که نسخههای اصلاحیِ مرد شماره یک کرملین، به جای «شتاب» بخشیدن به تولید، قفسهها را خالی و صفها را طولانیتر کرد؟…
👍11
◼️ دریغ
◼️ و بادی به نیرو میرفت و مردی سخت بزرگ افتاده بود و باقی تاریخ این سرزمین چون خواهد گذشت که نام بهرام نبشته ناید بر روز آزادی این خاک؟
(✍ مسعود بربر)
◼️ استاد #بهرام_بیضایی، در غربت و دور از وطن درگذشت.
◼️@utfinance◼️
◼️ و بادی به نیرو میرفت و مردی سخت بزرگ افتاده بود و باقی تاریخ این سرزمین چون خواهد گذشت که نام بهرام نبشته ناید بر روز آزادی این خاک؟
(✍ مسعود بربر)
◼️ استاد #بهرام_بیضایی، در غربت و دور از وطن درگذشت.
◼️@utfinance◼️
💔38❤3
◼️ بدان که دنیا به دست اوباش است و نیکان به گناه لیاقت میمیرند.
#طومار_شیخ_شرزین
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
#طومار_شیخ_شرزین
#بهرام_بیضایی
◼️@utfinance◼️
👍18💔11😢2❤1
🖤 به جرم ایرانخواهی
▫️ دربارهی فقدان بهرام بیضایی که در نسل ۵۷، یگانه بود
👤 ساسان آقایی
دردا و دریغا! بهرام بیضایی بزرگ، کسی که دههها از ایران گفت و نوشت و به مملکتش عشق میورزید، در غربت، نقاب در خاک کشید و دور از میهن درگذشت.
او نماد روشن "مسوولیت هنرمند" بود و تکذیب اینکه هنرمند و فیلمساز و نویسنده، باید ضد مملکتش باشد و از آن نفرت داشته باشد. نسل او، به ویژه، دستاندرکاران سینمای ارتجاع ادبیات ارتجاع، به این مریضی گرفتار بودند و ریشه به تیشهی ایران زدند، که اگر نمیزدند، از بهرام بیضایی و مانند او، ویترینی بسیار بزرگتر باقی میماند.
دریغ که بهرام بیضایی رفت، بیآنکه مملکتش را آباد و آزاد ببیند، او به بیانی همان «شیخ شرزین» نسل خود بود که در نمایشنامهی درخشان "طومار شیخ شرزین"، به تصویرش کشید: مردی که در عصر جهالت، هنوز به شمههای روشن ایرانخواهی تکیه دارد، در برابر جهل، تعصب مذهبی، قدرت فاسد و هممسلکهای بیخرد خود میایستد و حقیقت را فدا نمیکند.
یادش گرامی و نامش جاوید که صدایی تنها در نسل ۵۷یها بود!
📌 از بیضایی و دربارهی او:
🎙 ستیز چپ با ایران
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد انترفکران ۵۷ی
👁 میراث پسران رضاشاهی
◽ دربارهی سخنان بیضایی در استنفورد
📖 طومار شیخ شرزیرین
▫️بخشی از نمایشنامهی درخشان بیضایی
◼️@utfinance◼️
▫️ دربارهی فقدان بهرام بیضایی که در نسل ۵۷، یگانه بود
👤 ساسان آقایی
دردا و دریغا! بهرام بیضایی بزرگ، کسی که دههها از ایران گفت و نوشت و به مملکتش عشق میورزید، در غربت، نقاب در خاک کشید و دور از میهن درگذشت.
او نماد روشن "مسوولیت هنرمند" بود و تکذیب اینکه هنرمند و فیلمساز و نویسنده، باید ضد مملکتش باشد و از آن نفرت داشته باشد. نسل او، به ویژه، دستاندرکاران سینمای ارتجاع ادبیات ارتجاع، به این مریضی گرفتار بودند و ریشه به تیشهی ایران زدند، که اگر نمیزدند، از بهرام بیضایی و مانند او، ویترینی بسیار بزرگتر باقی میماند.
دریغ که بهرام بیضایی رفت، بیآنکه مملکتش را آباد و آزاد ببیند، او به بیانی همان «شیخ شرزین» نسل خود بود که در نمایشنامهی درخشان "طومار شیخ شرزین"، به تصویرش کشید: مردی که در عصر جهالت، هنوز به شمههای روشن ایرانخواهی تکیه دارد، در برابر جهل، تعصب مذهبی، قدرت فاسد و هممسلکهای بیخرد خود میایستد و حقیقت را فدا نمیکند.
یادش گرامی و نامش جاوید که صدایی تنها در نسل ۵۷یها بود!
📌 از بیضایی و دربارهی او:
🎙 ستیز چپ با ایران
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد انترفکران ۵۷ی
👁 میراث پسران رضاشاهی
◽ دربارهی سخنان بیضایی در استنفورد
📖 طومار شیخ شرزیرین
▫️بخشی از نمایشنامهی درخشان بیضایی
◼️@utfinance◼️
Telegram
ساسان آقایی
❇️ ستیز چپ با ایران
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد #انترفکران ۵۷ی
بهرام #بیضایی سال گذشته در یک سخنرانی به دشمنی «روشنفکری جریان چپ» با ایران و زبان فارسی پرداخت و از ستیز بیسوادانی چون گلستان و شاملو با شاهنامه سخن گفت. سخنرانی وی را بشنوید:
🔻 گزیدهها:…
▫️ سخنان بهرام بیضایی در نقد #انترفکران ۵۷ی
بهرام #بیضایی سال گذشته در یک سخنرانی به دشمنی «روشنفکری جریان چپ» با ایران و زبان فارسی پرداخت و از ستیز بیسوادانی چون گلستان و شاملو با شاهنامه سخن گفت. سخنرانی وی را بشنوید:
🔻 گزیدهها:…
😢12❤8💔3
◼️ اکنون که او نیست، هر دروغی راست مینماید.
-مرگ یزدگرد-
بهرام بیضایی (۱۴۰۴-۱۳۱۷)
◼️@utfinance◼️
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
-مرگ یزدگرد-
بهرام بیضایی (۱۴۰۴-۱۳۱۷)
◼️@utfinance◼️
#مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
💔34❤1