📄 نقدی بر سیاستگذاری «تقاضامحور»
اقتصاد کینزی از نگاه لیبرالیسم کلاسیک و مکتب اتریشی
👤 پوریا تاجیک
◽️@utfinance◽️
اقتصاد کینزی از نگاه لیبرالیسم کلاسیک و مکتب اتریشی
👤 پوریا تاجیک
◽️@utfinance◽️
Telegraph
نقدی بر سیاستگذاری «تقاضامحور»
اقتصاد کینزی از نگاه لیبرالیسم کلاسیک و مکتب اتریشی اقتصاد کینزی در قرن بیستم، در واکنش به رکود بزرگ شکل گرفت و خیلی زود به الگوی مسلط سیاستگذاری در بسیاری از کشورها تبدیل شد. جان مینارد کینز در کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» استدلال کرد که علت اصلی…
❤2👍1
📄 جنگ و تحریم نمیتواند افزایش قیمت ارز و طلا را توضیح دهد
👤 مهرپویا علا
جنگ و تحریم نمیتواند افزایش قیمت ارز و طلا را توضیح دهد. بله، اگر سرعت کاهش عرضۀ هر کالایی بالاتر از سرعت کاهش تقاضا برای آن کالا باشد، قیمت آن کالا افزایش مییابد و این شامل ارز و طلا هم میشود. جنگ و تحریم میتواند تقاضا برای ارز و طلا را افزایش دهد و عرضۀ دلار را کاهش دهد؛ ولی چقدر و تا چه مدت؟ هیچکس نمیتواند این را که دلار ظرف کمتر از ده سال از ۳ هزار تومان به ۱۲۳ هزار تومان رسید، با کاهش عرضۀ دلار توضیح بدهد. مثلاً شما اگر ارز حاصل از صادرات را به داخل کشور بیاورید، شاید بتوانید قدری قیمت ارز را کاهش دهید. من این استدلال را میپذیرم که کسی بگوید اگر کسبوکاری به شیوههای گوناگون از دولت یارانه میگیرد، دیگر حق ندارد بگوید ارز حاصل از صادرات خود را به ترتیبی که خودم صلاح بدانم خرج میکنم. ما در ایران کسبوکار بزرگ بهراستی خصوصی نداریم.
بااینحال زمانی که ایران درآمد نفتی بالای صد میلیارد دلار داشت، باز هم افزایش قیمت دلار داشتیم. البته آن زمان این افزایش قیمت کمتر بود، اما دلیلش بیش از آنکه به موجودی زیاد ارز ربط داشته باشد، به این ربط داشت که اختلاف میان هزینههای دولت با درآمد واقعیاش کمتر بود. پولی که به خزانۀ دولت وارد میشد بیشتر بود و در نتیجه بیشتر میتوانست ولخرجی کند. بعداً پولی که وارد خزانۀ دولت میشود بر اثر تحریم و کاهش قیمت نفت افت کرد، درحالیکه آن ولخرجیها نهادینه شده بودند. پولی که آن زمان باید صرف سرمایهگذاری میشد، در ساختار دولتی اقتصاد ایران به هدر رفت. انواع و اقسام سازمانها با رسالتهای مندرآوردی بدون خروجی مشخصی از دولت بودجه گرفتند و الان دولت دیگر زورش نمیرسد بودجۀ آنها قطع کند و بگوید بروید بازار دنبال کار بگردید.
هر روز که میگذرد اختلاف میان درآمد واقعی دولت و هزینههایش افزایش مییابد. تا کجا میخواهد مالیات را افزایش دهد؟ اصلاً باید کسبوکار خصوصی و درآمدی وجود داشته باشد که بعد شما بتوانید از آن مالیات بگیرید. کسبوکار خصوصی چاه نفت نیست که دائم از آن بکشید. پس دولت ناچار است به خلق پول و تورم روی بیاورد تا فعلاً بتواند پرداختهای خود را انجام دهد. دوران هر رئیسجمهوری از دوران رئیسجمهور قبلی بدتر میشود. هر رئیسجمهوری میتواند با استناد به آمارها ادعا کند که از رئیسجمهور پس از خودش بهتر کشور را اداره کرده است. در واقعیت هیچکدام قدرت این را که بودجه کشور را منضبط کنند ندارند. در انضباط مالی تنها زورشان به ضعیفترین و مولدترین اقشار میرسد. مؤسسات و سازمانهای نامولد زورشان میرسد و بودجهشان قطع نمیشود. اما این تا کی میتواند ادامه پیدا کند؟ شما تا یک حدی میتوانید اقشار مولد را بدوشید و به یک اقلیت نامولد بدهید. قشر مولد سرانجام ورشکست میشود و دیگر چیزی تولید نمیکند. پس از آن چه میکنید؟
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
جنگ و تحریم نمیتواند افزایش قیمت ارز و طلا را توضیح دهد. بله، اگر سرعت کاهش عرضۀ هر کالایی بالاتر از سرعت کاهش تقاضا برای آن کالا باشد، قیمت آن کالا افزایش مییابد و این شامل ارز و طلا هم میشود. جنگ و تحریم میتواند تقاضا برای ارز و طلا را افزایش دهد و عرضۀ دلار را کاهش دهد؛ ولی چقدر و تا چه مدت؟ هیچکس نمیتواند این را که دلار ظرف کمتر از ده سال از ۳ هزار تومان به ۱۲۳ هزار تومان رسید، با کاهش عرضۀ دلار توضیح بدهد. مثلاً شما اگر ارز حاصل از صادرات را به داخل کشور بیاورید، شاید بتوانید قدری قیمت ارز را کاهش دهید. من این استدلال را میپذیرم که کسی بگوید اگر کسبوکاری به شیوههای گوناگون از دولت یارانه میگیرد، دیگر حق ندارد بگوید ارز حاصل از صادرات خود را به ترتیبی که خودم صلاح بدانم خرج میکنم. ما در ایران کسبوکار بزرگ بهراستی خصوصی نداریم.
بااینحال زمانی که ایران درآمد نفتی بالای صد میلیارد دلار داشت، باز هم افزایش قیمت دلار داشتیم. البته آن زمان این افزایش قیمت کمتر بود، اما دلیلش بیش از آنکه به موجودی زیاد ارز ربط داشته باشد، به این ربط داشت که اختلاف میان هزینههای دولت با درآمد واقعیاش کمتر بود. پولی که به خزانۀ دولت وارد میشد بیشتر بود و در نتیجه بیشتر میتوانست ولخرجی کند. بعداً پولی که وارد خزانۀ دولت میشود بر اثر تحریم و کاهش قیمت نفت افت کرد، درحالیکه آن ولخرجیها نهادینه شده بودند. پولی که آن زمان باید صرف سرمایهگذاری میشد، در ساختار دولتی اقتصاد ایران به هدر رفت. انواع و اقسام سازمانها با رسالتهای مندرآوردی بدون خروجی مشخصی از دولت بودجه گرفتند و الان دولت دیگر زورش نمیرسد بودجۀ آنها قطع کند و بگوید بروید بازار دنبال کار بگردید.
هر روز که میگذرد اختلاف میان درآمد واقعی دولت و هزینههایش افزایش مییابد. تا کجا میخواهد مالیات را افزایش دهد؟ اصلاً باید کسبوکار خصوصی و درآمدی وجود داشته باشد که بعد شما بتوانید از آن مالیات بگیرید. کسبوکار خصوصی چاه نفت نیست که دائم از آن بکشید. پس دولت ناچار است به خلق پول و تورم روی بیاورد تا فعلاً بتواند پرداختهای خود را انجام دهد. دوران هر رئیسجمهوری از دوران رئیسجمهور قبلی بدتر میشود. هر رئیسجمهوری میتواند با استناد به آمارها ادعا کند که از رئیسجمهور پس از خودش بهتر کشور را اداره کرده است. در واقعیت هیچکدام قدرت این را که بودجه کشور را منضبط کنند ندارند. در انضباط مالی تنها زورشان به ضعیفترین و مولدترین اقشار میرسد. مؤسسات و سازمانهای نامولد زورشان میرسد و بودجهشان قطع نمیشود. اما این تا کی میتواند ادامه پیدا کند؟ شما تا یک حدی میتوانید اقشار مولد را بدوشید و به یک اقلیت نامولد بدهید. قشر مولد سرانجام ورشکست میشود و دیگر چیزی تولید نمیکند. پس از آن چه میکنید؟
◽️@utfinance◽️
👌8👏3❤1
Forwarded from شرق وحشی
داستان ونزوئلا؛ از عرش به فرش با همدستی سوسیالیسم، چاوز و مادورو را در شرق وحشی ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=MLM3si7rdAo
چند وقتی است که ونزوئلا به صدر اخبار برگشته و حضور نظامی ایالات متحده در اطراف این کشور و اعلام منطقۀ پرواز ممنوع بر فراز آن، باعث کنجکاویهای بسیاری دربارۀ این کشور و وضعیت آنجا شده است.
به همین مناسبت، در این ویدیو دربارۀ ونزوئلا صحبت کردم. از زمانیکه از لحاظ تولید ناخالص داخلی رتبۀ 4 جهان بود تا زمانیکه در صدر شاخص فلاکت قرار داشت.
این ویدیو، داستان سوسیالیسم و مردم ونزوئلاست، داستان اینکه سوسیالیسم چطور عمل میکند و همه چیز را میبلعد، کشور را به «زندان بردگان» تبدیل میکند و مردم ونزوئلا چطور روز به روز فقیرتر و ضعیفتر شدند.
این ویدیو را در شرق وحشی ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=MLM3si7rdAo
شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
https://www.youtube.com/watch?v=MLM3si7rdAo
چند وقتی است که ونزوئلا به صدر اخبار برگشته و حضور نظامی ایالات متحده در اطراف این کشور و اعلام منطقۀ پرواز ممنوع بر فراز آن، باعث کنجکاویهای بسیاری دربارۀ این کشور و وضعیت آنجا شده است.
به همین مناسبت، در این ویدیو دربارۀ ونزوئلا صحبت کردم. از زمانیکه از لحاظ تولید ناخالص داخلی رتبۀ 4 جهان بود تا زمانیکه در صدر شاخص فلاکت قرار داشت.
این ویدیو، داستان سوسیالیسم و مردم ونزوئلاست، داستان اینکه سوسیالیسم چطور عمل میکند و همه چیز را میبلعد، کشور را به «زندان بردگان» تبدیل میکند و مردم ونزوئلا چطور روز به روز فقیرتر و ضعیفتر شدند.
این ویدیو را در شرق وحشی ببینید:
https://www.youtube.com/watch?v=MLM3si7rdAo
شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
YouTube
چگونه سوسیالیسم قرن بیست و یکم، چاوز و مادورو ونزوئلا را فقیر کردند
چند وقتی است که ونزوئلا به صدر اخبار برگشته و حضور نظامی ایالات متحده در اطراف این کشور و اعلام منطقۀ پرواز ممنوع بر فراز آن، باعث کنجکاویهای بسیاری دربارۀ این کشور و وضعیت آنجا شده است.
به همین مناسبت، من، مسعود یوسف حصیرچین، تصمیم گرفتم در این ویدیو دربارۀ…
به همین مناسبت، من، مسعود یوسف حصیرچین، تصمیم گرفتم در این ویدیو دربارۀ…
❤4
📄 موافقم، ولی تدریجی!
👤 مهرپویا علا
«تدریجی» یکی از بزرگترین مغالطات رایج در گفتار سیاسی و بحثهای نظری است. تقریباً تمام کسانی که میگویند «با فلان چیز موافقم، ولی باید تدریجی عمل کرد»، منظورشان درواقع این است که با آن مخالفم و معتقدم تا میتوان باید جلوی تحقق آن را گرفت، ولی چون نمیشود قاطع عمل کرد بهتر است به تدریج و با دوز و کلک جلوی تحقق آن را گرفت!
مثلاً وقتی میگویند بله آزادسازی اقتصادی خوب است، ولی نباید گذاشت صنعت خودروسازی داخلی ورشکسته شود و نباید «شوکدرمانی» کرد؛ منظورشان این است که تا مغز استخوان با آزادی بازار مخالفم و اگر منطق امور اجازه میداد برای ریزترین کنشهای اقتصادی تک تک آدمها برنامه مینوشتم و بالا سر تمام آدمها دوربین مداربسته نصب میکردم و هر کس تخطی کرد میدادم اعدامش کنند، ولی چون چنین کاری در عمل شدنی نیست باید نرمش نشان داد و تا میتوان مطالبۀ آزادسازی را به تعویق انداخت.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
«تدریجی» یکی از بزرگترین مغالطات رایج در گفتار سیاسی و بحثهای نظری است. تقریباً تمام کسانی که میگویند «با فلان چیز موافقم، ولی باید تدریجی عمل کرد»، منظورشان درواقع این است که با آن مخالفم و معتقدم تا میتوان باید جلوی تحقق آن را گرفت، ولی چون نمیشود قاطع عمل کرد بهتر است به تدریج و با دوز و کلک جلوی تحقق آن را گرفت!
مثلاً وقتی میگویند بله آزادسازی اقتصادی خوب است، ولی نباید گذاشت صنعت خودروسازی داخلی ورشکسته شود و نباید «شوکدرمانی» کرد؛ منظورشان این است که تا مغز استخوان با آزادی بازار مخالفم و اگر منطق امور اجازه میداد برای ریزترین کنشهای اقتصادی تک تک آدمها برنامه مینوشتم و بالا سر تمام آدمها دوربین مداربسته نصب میکردم و هر کس تخطی کرد میدادم اعدامش کنند، ولی چون چنین کاری در عمل شدنی نیست باید نرمش نشان داد و تا میتوان مطالبۀ آزادسازی را به تعویق انداخت.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
موافقم، ولی تدریجی!
«تدریجی» یکی از بزرگترین مغالطات رایج در گفتار سیاسی و بحثهای نظری است. تقریباً تمام کسانی که میگویند «با فلان چیز موافقم، ولی باید تدریجی عمل کرد»، منظورشان درواقع این است که با آن مخالفم و معتقدم تا میتوان باید جلوی تحقق آن را گرفت، ولی چون نمیشود…
👍13👎5👌2
📄 نشانههای پیتزا در قورمهسبزی
👤 مهرپویا علا
اینکه ما برویم از متنهای قدیمی و متعلق به صدها سال پیش لیبرالیسم، سوسیالیسم یا هر ایسم مدرن دیگری را در بیاوریم، به فرض که چنین کاری شدنی باشد، چه فایدهای دارد؟ گیرم ما توانستیم از مثنوی مولوی نوعی رواداری را نتیجه بگیریم که شباهتهایی به رواداری لیبرال دارد؛ از تاریخ بیهقی یا نهجالبلاغه یا هر کتاب شعر و نثر یا کتاب مذهبی دیگری آموزههایی پیدا کردیم که با برخی گزارههای اقتصاد لیبرال یا سوسیالیست شباهت داشته باشند؛ یا به فرض توانستیم نشان دهیم که ابنسینا در «دانشنامه علایی» سخنانی را گفته بود که با سخنان فلان فیلسوف در قرن بیستم یک جورایی همانند هستند؛ یا حتی فراتر از همانندی اصلاً معلوم شود که ابنسینا همان حرفها را نهصد سال زودتر گفته بود. پرسش بسیار سادهای که کمتر دیدم مطرح بشود اینجاست: خب که چه؟
البته منظورم این نیست که چنین مطالعاتی فایدۀ پژوهشی ندارند؛ اما تمام این مطالعات در نهایت و در بهترین حالت به دانش تاریخی ما میافزایند و نه به دانش نظری ما. نه به نظریه عمق میبخشند و نه بیان نظریه را شفافتر میکنند. ما اگر بتوانیم با کندوکاو بسیار در قرآن یا شاهنامه گزارههایی در تأیید اقتصاد بازار بیابیم، باز به اندازۀ کتاب «اقتصاد در یک درس» هازلیت، بهعنوان مثالی از یک کتاب آموزشی ساده، به فهم ما از اقتصاد بازار نمیافزاید. پس به فرض که توانستیم از درون «سنت» رگههایی از اندیشه مدرن را پیدا کنیم؛ باز اثر ویژهای روی طرز فکر ما ندارد.
تازه با این فرض اینها را میگویم که مدعی چنین یافتههایی بهراستی نشسته و پژوهش کرده باشد. کسی که قدری با متون تاریخی سروکله زده باشد میداند که چنین پژوهشهایی تا چه میزان دشوارند. شما برای اینکه یک جملۀ جدید و قابل اعتنا ناظر بر یک دورۀ تاریخی بگویید، باید هزاران صفحه مطالعه کرده باشید. تازه پس از این هزاران صفحه مطالعه نیمی از راه را رفتهاید. فرض بر این است که قبلاً نیمی دیگر از راه را رفته بودید - یعنی هزاران صفحه هم از مکتب فکریای که میخواهید نشانههای آن را در متون کهن پیدا کنید خوانده باشید و کاملاً بر روی آن مسلط شده باشید. برای نمونه شما اگر بخواهید نشان دهید که رگههایی از آموزههای مارکس را میتوان در دیوان حافظ یافت، باید دانش بسیار ژرفی همزمان از دورۀ حافظ، دورۀ مارکس، آموزههای حافظ، آموزههای مارکس، آموزههای عرفا و کسانی که حافظ از آنان متأثر بود، آموزههای سوسیالیستها و کسانی که مارکس از آنان متأثر بود و... داشته باشید. کسی که تصور میکند به دست آوردن هریک از این دانشها کار سادۀ یک سال و دو سال است، اساساً تصوری از پژوهش در علوم انسانی ندارد. بگذریم که چقدر باید حضور ذهن و خلاقیت فکری داشته باشد تا بتواند اشعار حافظ را کنار جملات مارکس بگذارد و مقایسه کند و نتیجه بگیرد؛ و گیرم که چنین کرد. یکی مانند من پیدا میشود و میگوید من اصلاً مارکس را قبول ندارم و هیچکدام از حرفهایش درست نیستند! چنین کسی اگر زمانش را صرف فهم بهتر از اقتصاد یا حتی فهم بهتر از مارکس و جریان سوسیالیسم میکرد بهتر نمیتوانست در مقابل من نوعی در بیاید؟
آیا کسانی که در تاریخ معاصر ما تا امروز مانند آب خوردن از متون مذهبی و ادبی متعلق به صدها سال پیش انواع و اقسام نظریههای جدید را استخراج میکردند، بهراستی دشواری چنین پژوهشهایی را بر خودشان هموار کرده بودند؟ باور کنید اکثریت قریب به اتفاقشان چنین نکردهاند. نمیگویم تمامشان چون شاید افراد گمنام یا نه چندان مشهوری باشند که در قالب مقاله و کتاب و پایاننامه کارهای مشابهی انجام داده باشند. چنین پژوهشی حتماً میتواند دارای ارزشهایی باشد؛ ولی باز مخاطبان این پژوهشها نه تودۀ مردم بلکه طیف بسیار محدودی از پژوهشگران تاریخند.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
اینکه ما برویم از متنهای قدیمی و متعلق به صدها سال پیش لیبرالیسم، سوسیالیسم یا هر ایسم مدرن دیگری را در بیاوریم، به فرض که چنین کاری شدنی باشد، چه فایدهای دارد؟ گیرم ما توانستیم از مثنوی مولوی نوعی رواداری را نتیجه بگیریم که شباهتهایی به رواداری لیبرال دارد؛ از تاریخ بیهقی یا نهجالبلاغه یا هر کتاب شعر و نثر یا کتاب مذهبی دیگری آموزههایی پیدا کردیم که با برخی گزارههای اقتصاد لیبرال یا سوسیالیست شباهت داشته باشند؛ یا به فرض توانستیم نشان دهیم که ابنسینا در «دانشنامه علایی» سخنانی را گفته بود که با سخنان فلان فیلسوف در قرن بیستم یک جورایی همانند هستند؛ یا حتی فراتر از همانندی اصلاً معلوم شود که ابنسینا همان حرفها را نهصد سال زودتر گفته بود. پرسش بسیار سادهای که کمتر دیدم مطرح بشود اینجاست: خب که چه؟
البته منظورم این نیست که چنین مطالعاتی فایدۀ پژوهشی ندارند؛ اما تمام این مطالعات در نهایت و در بهترین حالت به دانش تاریخی ما میافزایند و نه به دانش نظری ما. نه به نظریه عمق میبخشند و نه بیان نظریه را شفافتر میکنند. ما اگر بتوانیم با کندوکاو بسیار در قرآن یا شاهنامه گزارههایی در تأیید اقتصاد بازار بیابیم، باز به اندازۀ کتاب «اقتصاد در یک درس» هازلیت، بهعنوان مثالی از یک کتاب آموزشی ساده، به فهم ما از اقتصاد بازار نمیافزاید. پس به فرض که توانستیم از درون «سنت» رگههایی از اندیشه مدرن را پیدا کنیم؛ باز اثر ویژهای روی طرز فکر ما ندارد.
تازه با این فرض اینها را میگویم که مدعی چنین یافتههایی بهراستی نشسته و پژوهش کرده باشد. کسی که قدری با متون تاریخی سروکله زده باشد میداند که چنین پژوهشهایی تا چه میزان دشوارند. شما برای اینکه یک جملۀ جدید و قابل اعتنا ناظر بر یک دورۀ تاریخی بگویید، باید هزاران صفحه مطالعه کرده باشید. تازه پس از این هزاران صفحه مطالعه نیمی از راه را رفتهاید. فرض بر این است که قبلاً نیمی دیگر از راه را رفته بودید - یعنی هزاران صفحه هم از مکتب فکریای که میخواهید نشانههای آن را در متون کهن پیدا کنید خوانده باشید و کاملاً بر روی آن مسلط شده باشید. برای نمونه شما اگر بخواهید نشان دهید که رگههایی از آموزههای مارکس را میتوان در دیوان حافظ یافت، باید دانش بسیار ژرفی همزمان از دورۀ حافظ، دورۀ مارکس، آموزههای حافظ، آموزههای مارکس، آموزههای عرفا و کسانی که حافظ از آنان متأثر بود، آموزههای سوسیالیستها و کسانی که مارکس از آنان متأثر بود و... داشته باشید. کسی که تصور میکند به دست آوردن هریک از این دانشها کار سادۀ یک سال و دو سال است، اساساً تصوری از پژوهش در علوم انسانی ندارد. بگذریم که چقدر باید حضور ذهن و خلاقیت فکری داشته باشد تا بتواند اشعار حافظ را کنار جملات مارکس بگذارد و مقایسه کند و نتیجه بگیرد؛ و گیرم که چنین کرد. یکی مانند من پیدا میشود و میگوید من اصلاً مارکس را قبول ندارم و هیچکدام از حرفهایش درست نیستند! چنین کسی اگر زمانش را صرف فهم بهتر از اقتصاد یا حتی فهم بهتر از مارکس و جریان سوسیالیسم میکرد بهتر نمیتوانست در مقابل من نوعی در بیاید؟
آیا کسانی که در تاریخ معاصر ما تا امروز مانند آب خوردن از متون مذهبی و ادبی متعلق به صدها سال پیش انواع و اقسام نظریههای جدید را استخراج میکردند، بهراستی دشواری چنین پژوهشهایی را بر خودشان هموار کرده بودند؟ باور کنید اکثریت قریب به اتفاقشان چنین نکردهاند. نمیگویم تمامشان چون شاید افراد گمنام یا نه چندان مشهوری باشند که در قالب مقاله و کتاب و پایاننامه کارهای مشابهی انجام داده باشند. چنین پژوهشی حتماً میتواند دارای ارزشهایی باشد؛ ولی باز مخاطبان این پژوهشها نه تودۀ مردم بلکه طیف بسیار محدودی از پژوهشگران تاریخند.
◽️@utfinance◽️
👍21❤7👎5😱1
📄 شهادتنامهی یک ونزوئلایی
👤 مکس منرز، حقوقدان و کنشگر ونزوئلایی
بهعنوان یک ونزوئلایی، بگذارید بیرحمانه صادق باشم:
پس از ۲۶ سال، ما همه چیز را امتحان کردهایم: اعتراضات، انتخابات، گفتوگو، فشار بینالمللی. در عوض، با شکنجه، زندان، ناپدیدشدن و کشتن انسانهای بیگناه روبهرو شدهایم. هر کسی که جرات مخالفت داشته باشد تحت تعقیب قرار میگیرد، شکار میشود یا خاموشش میکنند. ما در این مسیر جانها، امید و چندین نسل را از دست دادهایم.
هیچکدام از اینها به یک دلیل ساده جواب نداده است: رژیم مادورو هرگز اجازهی تغییر واقعی را نخواهد داد.
آیا ما خواهان یک حملهی نظامی هستیم؟ نه.
اما آیا به کمک خارجی نیاز داریم؟ قطعن، هیچ انتخاب دیگری نداریم.
این یک حکومت اقتدارگرای معمولی نیست.
این رژیمی است که به شکل بینالمللی به ارتباط با قاچاق مواد مخدر، فساد و همکاری با شبکههای جنایی متهم شده است. افزون بر آن، گزارشهای گستردهی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و آمریکای لاتین دربارهی حضور هستهها و گروههای افراطی خارجیِ دشمن ایالات متحده هشدار دادهاند که از خاک ونزوئلا بهعنوان پناهگاه امن استفاده میکنند.
هیچ جمعیت غیرنظامیای نمیتواند دیکتاتوریای را که ارتش، دادگاهها، رسانهها، زندانها و تکتک نهادها را از بالا تا پایین کنترل میکند، سرنگون کند، بهویژه دیکتاتوریای که حاضر است شهروندان خودش را شکنجه کند و بکشد.
انتظار اینکه فقط ونزوئلاییها بتوانند آن ماشین را از هم بپاشند نهتنها غیرواقعبینانه است، بلکه غیرانسانی است.
◽️@utfinance◽️
👤 مکس منرز، حقوقدان و کنشگر ونزوئلایی
بهعنوان یک ونزوئلایی، بگذارید بیرحمانه صادق باشم:
پس از ۲۶ سال، ما همه چیز را امتحان کردهایم: اعتراضات، انتخابات، گفتوگو، فشار بینالمللی. در عوض، با شکنجه، زندان، ناپدیدشدن و کشتن انسانهای بیگناه روبهرو شدهایم. هر کسی که جرات مخالفت داشته باشد تحت تعقیب قرار میگیرد، شکار میشود یا خاموشش میکنند. ما در این مسیر جانها، امید و چندین نسل را از دست دادهایم.
هیچکدام از اینها به یک دلیل ساده جواب نداده است: رژیم مادورو هرگز اجازهی تغییر واقعی را نخواهد داد.
آیا ما خواهان یک حملهی نظامی هستیم؟ نه.
اما آیا به کمک خارجی نیاز داریم؟ قطعن، هیچ انتخاب دیگری نداریم.
این یک حکومت اقتدارگرای معمولی نیست.
این رژیمی است که به شکل بینالمللی به ارتباط با قاچاق مواد مخدر، فساد و همکاری با شبکههای جنایی متهم شده است. افزون بر آن، گزارشهای گستردهی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و آمریکای لاتین دربارهی حضور هستهها و گروههای افراطی خارجیِ دشمن ایالات متحده هشدار دادهاند که از خاک ونزوئلا بهعنوان پناهگاه امن استفاده میکنند.
هیچ جمعیت غیرنظامیای نمیتواند دیکتاتوریای را که ارتش، دادگاهها، رسانهها، زندانها و تکتک نهادها را از بالا تا پایین کنترل میکند، سرنگون کند، بهویژه دیکتاتوریای که حاضر است شهروندان خودش را شکنجه کند و بکشد.
انتظار اینکه فقط ونزوئلاییها بتوانند آن ماشین را از هم بپاشند نهتنها غیرواقعبینانه است، بلکه غیرانسانی است.
◽️@utfinance◽️
👍52👎5❤2👌2💔2
Audio
🎧 اقتصاد و دولت در ایران
چرا باید کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» را خواند؟
کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» نوشته موسی غنینژاد، یکی از مهمترین روایتها درباره ریشههای فکری اقتصاد دولتی در ایران است؛ روایتی که برخلاف توضیحات رایجِ مادی، نشان میدهد چگونه ایدهها و ذهنیتها مسیر یک قرن توسعه ایران را شکل دادهاند.
◽️@utfinance◽️
#اقتصاد_و_دولت_در_ایران
#موسی_غنینژاد
چرا باید کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» را خواند؟
کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» نوشته موسی غنینژاد، یکی از مهمترین روایتها درباره ریشههای فکری اقتصاد دولتی در ایران است؛ روایتی که برخلاف توضیحات رایجِ مادی، نشان میدهد چگونه ایدهها و ذهنیتها مسیر یک قرن توسعه ایران را شکل دادهاند.
◽️@utfinance◽️
#اقتصاد_و_دولت_در_ایران
#موسی_غنینژاد
👍12👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چالش ۱۰ ویدیو؛ رد ۱۰ ادعای بیاساس سوسیالیستها
قسمت چهارم: مالیات
👤 پوریا تاجیک
🔗 اینستاگرام
◽️@utfinance◽️
#مالیات
#پوریا_تاجیک
قسمت چهارم: مالیات
👤 پوریا تاجیک
🔗 اینستاگرام
◽️@utfinance◽️
#مالیات
#پوریا_تاجیک
❤7👎4👍2👌2
📄 شاعران تروریست
دهههای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، یکی از تاریکترین فصول تاریخ روشنفکری ایرانی است که در آن بخشی از جامعه هنر و ادبیات متعهد به ایدهی «مبارزهی مسلحانه» و توجیه خشونت سیاسی پیوست.
این جریان، که در بستر مبارزه سیاسی با رژیم پهلوی و تحت تأثیر امواج جهانی جنبشهای چپگرایانه و ضدامپریالیستی سر برآورد، بهتدریج از نقد صرف ساختارهای قدرت فراتر رفت و به تقدیس کنش رادیکالی رسید که در آن، اسلحه و کلمه درهم آمیختند و خشونت به مثابهی یک ضرورت تاریخی و حتی یک فضیلت انقلابی، تئوریزه و زیباسازی شد.
این رویکرد، بیش از آنکه محصول یک تحلیل استراتژیک دقیق باشد، برآمده از یک رمانتیسیسم تراژیک بود که در آن، «فدایی» یا چریک، به جایگاه یک اسطورهی معصوم و قهرمان رستگاریبخش ارتقا مییافت.
شاعران و هنرمندان این دوره، بهویژه آنان که به سازمانهای چریکی مارکسیستی-لنینیستی گرایش داشتند، نقش مهمی در ساخت و پرداخت این تصویر ایفا کردند. در آثار آنان، خشونت از ماهیت دهشتناک و ضدانسانی خود تهی میشد و در قالب استعارههایی چون «خون دادن برای آبیاری نهال آزادی» یا «سلاح در دست گرفتن به عنوان امتداد قلم»، به یک کنش انقلابی و پالایشدهنده تبدیل میشد.
خسرو گلسرخی، سعید سلطانپور، غلامحسین ساعدی، رضا براهنی و احمد شاملو چند نمونهی برجسته از این جریان فکری هستند که دادگاه و دفاعیات برخی از آنها به یک پرفورمنس سیاسی تمامعیار برای ترویج ایدئولوژی مبارزهی مسلحانه بدل شد. شعرها و نمایشنامههای آنان، صرفاً بیانیهی هنری نبود، بلکه به منزلهی کیفرخواستی علیه نظم مستقر و در عین حال، دعوتی آشکار به برهم زدن آن از طریق قهرآمیز بود.
در این جهانبینی، مرز میان «ترور» و «عمل انقلابی» بهکلی محو میشد. هرگونه اقدام خشونتآمیز علیه نمادهای حاکمیت، فارغ از پیامدهای انسانی آن، به عنوان یک گام ضروری در مسیر تاریخ و تجلی ارادهی خلق ستمدیده، مشروعیت مییافت. این گفتمان، با خلق یک دوقطبی مطلق میان «خلق» و «ضد خلق»، هر فرد وابسته به سیستم حاکم را از انسانیت خود تهی میکرد و او را به یک هدف مشروع برای حذف فیزیکی تقلیل میداد. هنرمند در این پارادایم، دیگر یک ناظر یا منتقد بیطرف نبود، بلکه یک سرباز ایدئولوژیک بود که وظیفه داشت با سلاح هنر، راه را برای سربازان مسلح هموار سازد و به مرگ در راه آرمان، هالهای از قداست ببخشد. این رویکرد، در نهایت به بنبست اخلاقی و سیاسی رسید. تقدیس خشونت چرخهی خشونتی را به راه انداخت که قربانیان اصلی آن، خودِ بسیاری از معتقدان به همین راه بودند. این جریان فکری، در درک این واقعیت بنیادین ناکام ماند که ابزارها و وسایل، سرشت اهداف را تعیین میکنند.
◽️@utfinance◽️
بازنشر به مناسبت ۲۱ آذر، صدمین سالروز تولد احمد شاملو
دهههای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، یکی از تاریکترین فصول تاریخ روشنفکری ایرانی است که در آن بخشی از جامعه هنر و ادبیات متعهد به ایدهی «مبارزهی مسلحانه» و توجیه خشونت سیاسی پیوست.
این جریان، که در بستر مبارزه سیاسی با رژیم پهلوی و تحت تأثیر امواج جهانی جنبشهای چپگرایانه و ضدامپریالیستی سر برآورد، بهتدریج از نقد صرف ساختارهای قدرت فراتر رفت و به تقدیس کنش رادیکالی رسید که در آن، اسلحه و کلمه درهم آمیختند و خشونت به مثابهی یک ضرورت تاریخی و حتی یک فضیلت انقلابی، تئوریزه و زیباسازی شد.
این رویکرد، بیش از آنکه محصول یک تحلیل استراتژیک دقیق باشد، برآمده از یک رمانتیسیسم تراژیک بود که در آن، «فدایی» یا چریک، به جایگاه یک اسطورهی معصوم و قهرمان رستگاریبخش ارتقا مییافت.
شاعران و هنرمندان این دوره، بهویژه آنان که به سازمانهای چریکی مارکسیستی-لنینیستی گرایش داشتند، نقش مهمی در ساخت و پرداخت این تصویر ایفا کردند. در آثار آنان، خشونت از ماهیت دهشتناک و ضدانسانی خود تهی میشد و در قالب استعارههایی چون «خون دادن برای آبیاری نهال آزادی» یا «سلاح در دست گرفتن به عنوان امتداد قلم»، به یک کنش انقلابی و پالایشدهنده تبدیل میشد.
خسرو گلسرخی، سعید سلطانپور، غلامحسین ساعدی، رضا براهنی و احمد شاملو چند نمونهی برجسته از این جریان فکری هستند که دادگاه و دفاعیات برخی از آنها به یک پرفورمنس سیاسی تمامعیار برای ترویج ایدئولوژی مبارزهی مسلحانه بدل شد. شعرها و نمایشنامههای آنان، صرفاً بیانیهی هنری نبود، بلکه به منزلهی کیفرخواستی علیه نظم مستقر و در عین حال، دعوتی آشکار به برهم زدن آن از طریق قهرآمیز بود.
در این جهانبینی، مرز میان «ترور» و «عمل انقلابی» بهکلی محو میشد. هرگونه اقدام خشونتآمیز علیه نمادهای حاکمیت، فارغ از پیامدهای انسانی آن، به عنوان یک گام ضروری در مسیر تاریخ و تجلی ارادهی خلق ستمدیده، مشروعیت مییافت. این گفتمان، با خلق یک دوقطبی مطلق میان «خلق» و «ضد خلق»، هر فرد وابسته به سیستم حاکم را از انسانیت خود تهی میکرد و او را به یک هدف مشروع برای حذف فیزیکی تقلیل میداد. هنرمند در این پارادایم، دیگر یک ناظر یا منتقد بیطرف نبود، بلکه یک سرباز ایدئولوژیک بود که وظیفه داشت با سلاح هنر، راه را برای سربازان مسلح هموار سازد و به مرگ در راه آرمان، هالهای از قداست ببخشد. این رویکرد، در نهایت به بنبست اخلاقی و سیاسی رسید. تقدیس خشونت چرخهی خشونتی را به راه انداخت که قربانیان اصلی آن، خودِ بسیاری از معتقدان به همین راه بودند. این جریان فکری، در درک این واقعیت بنیادین ناکام ماند که ابزارها و وسایل، سرشت اهداف را تعیین میکنند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
شاعران تروریست
در تحلیل گفتمان روشنفکری ایران در دهههای منتهی به انقلاب ۱۳۵۷، یکی از پیچیدهترین و در عین حال تاریکترین فصول، به پیوند بخشی از جامعه هنر و ادبیات متعهد با ایدهی «مبارزهی مسلحانه» و توجیه خشونت سیاسی بازمیگردد. این جریان، که در بستر مبارزه سیاسی با رژیم…
❤14👍6👎5😱1
انسان دستساز شوروی
دنیای اقتصاد
🎧 انسان دست ساز شوروی
اگر روزی چارچوبهای معنای زندگی انسانها فروبپاشد، چه خواهد شد؟
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، بسیاری از شهروندان روسیه با این پرسش مواجه شدند که دنیای جدید چگونه باید زندگی کرد؟
اقتصاد کوپنی، فقر و کمبود که حالا جای خود را به آزادیهای اقتصادی داده بود، مسئولیت تمام ابعاد زندگی، از یافتن معنا تا پیدا کردن شغلی برای تهیه نیازهای زندگی را به دوش انسان گذاشت. انسانهایی که در اتحاد جماهیر شوروی به دنیا آمدند و شاهد فروپاشی شوروی بودند.
👤 نویسنده و راوی: فاطمه نصیری
◽️@utfinance◽️
اگر روزی چارچوبهای معنای زندگی انسانها فروبپاشد، چه خواهد شد؟
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، بسیاری از شهروندان روسیه با این پرسش مواجه شدند که دنیای جدید چگونه باید زندگی کرد؟
اقتصاد کوپنی، فقر و کمبود که حالا جای خود را به آزادیهای اقتصادی داده بود، مسئولیت تمام ابعاد زندگی، از یافتن معنا تا پیدا کردن شغلی برای تهیه نیازهای زندگی را به دوش انسان گذاشت. انسانهایی که در اتحاد جماهیر شوروی به دنیا آمدند و شاهد فروپاشی شوروی بودند.
👤 نویسنده و راوی: فاطمه نصیری
منابع:
انسان طرازنوین، سوتلانا الکسویج، مهشید معیری و موسیغنینژاد
یک روز از زندگی ایوان دنیسوویج، الکساندر سولژنیستین، رضا فرخ فال
سوفیا پتروونا، الکساندر سولژنیستین، خشایار دیهیمی
روز نحس، میخائیل زوشنکو، رضا قیصریه
قلب سگی، میخائیل بولگاکف، آبتین گلکار
12صندلی، ایلف و پتروف، آبتین گلکار
اگر حافظه یاری کند، جوزف برودسکی، طهورا آیتی
این هم مثالی دیگر، دیوید فاستر والاس، معین فرخی
◽️@utfinance◽️
❤10👎1
Forwarded from برخط بوک (کتابستان برخط)
#پیشنهادکتاب
خصوصیسازی پول
فردریش فون هایک
ترجمهی امیررضا عبدلی و محمد جوادی
نشر آماره
چاپ اول 1404
قیمت:320.000 249600 ت
هایک در این اثر از ایجاد پول خصوصی رقابتی حمایت میکند. به گفته هایک، به جای اینکه یک دولت ملی یک ارز خاص صادر کند، که استفاده از آن به زور به همه اعضای اقتصادش در قالب قوانین مناقصه قانونی تحمیل شده است، مشاغل خصوصی باید اجازه داشته باشند که اشکال مختلف پول خود را منتشر کنند و تصمیم بگیرند که چگونه به تنهایی این کار را انجام دهند. هایک از سیستم پول خصوصی دفاع می کند که در آن موسسات مالی ارزهایی را ایجاد می کنند که برای پذیرش رقابت می کنند. فرض بر این است که ثبات در ارزش، عامل تعیین کننده برای پذیرش است. هایک این فرض را مطرح می کند که رقابت به نفع ارزهایی خواهد بود که دارای بیشترین ثبات در ارزش هستند، زیرا یک ارز کاهش یافته به طلبکاران آسیب می زند و یک ارز با افزایش ارزش به بدهکاران آسیب می زند. از این رو کاربران پول هایی را انتخاب می کنند که انتظار داشتند تقاطع قابل قبولی بین استهلاک و ارزش گذاری ارائه دهند...
متن کامل و سفارش از برخط بوک
📚برخطبوک(کتابستان برخط)⬇️
🆔 @BarkhatBook
خصوصیسازی پول
فردریش فون هایک
ترجمهی امیررضا عبدلی و محمد جوادی
نشر آماره
چاپ اول 1404
قیمت:
هایک در این اثر از ایجاد پول خصوصی رقابتی حمایت میکند. به گفته هایک، به جای اینکه یک دولت ملی یک ارز خاص صادر کند، که استفاده از آن به زور به همه اعضای اقتصادش در قالب قوانین مناقصه قانونی تحمیل شده است، مشاغل خصوصی باید اجازه داشته باشند که اشکال مختلف پول خود را منتشر کنند و تصمیم بگیرند که چگونه به تنهایی این کار را انجام دهند. هایک از سیستم پول خصوصی دفاع می کند که در آن موسسات مالی ارزهایی را ایجاد می کنند که برای پذیرش رقابت می کنند. فرض بر این است که ثبات در ارزش، عامل تعیین کننده برای پذیرش است. هایک این فرض را مطرح می کند که رقابت به نفع ارزهایی خواهد بود که دارای بیشترین ثبات در ارزش هستند، زیرا یک ارز کاهش یافته به طلبکاران آسیب می زند و یک ارز با افزایش ارزش به بدهکاران آسیب می زند. از این رو کاربران پول هایی را انتخاب می کنند که انتظار داشتند تقاطع قابل قبولی بین استهلاک و ارزش گذاری ارائه دهند...
متن کامل و سفارش از برخط بوک
📚برخطبوک(کتابستان برخط)⬇️
🆔 @BarkhatBook
❤9👎1
👤 امیرمحمد گلوانی:
«بانک مرکزی بعد مدتها آمار نرخ تورم رو اعلام کرد و تفاوت جالب اینجاست که در این آمار تورم سالهای ۱۴۰۱-۱۴۰۳ به ترتیب برابر است با:
۵۳.۱، ۴۷.۴ و ۳۵.۸
در حالیکه در دولت مرحوم رئیسی تورم سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بدین ترتیب اعلام شده بود:
۴۶.۵ و ۴۰.۷
و طبعا ۱۴۰۳ نیز این بار اعلام شد. میتوان درک کرد رقم ۱۴۰۲ در محاسبه نهایی تغییر کند، اما تورم ۱۴۰۱ چرا تغییر کرده؟ پاسخ: فرزین در دولت رئیسی نمیتونست به رئیس دولت اعلام کند که رکورد تورم ۱۳۷۴ (۴۹/۵ درصد) شکسته شد.»
🔗 Amir Mohammad Galavani (@Amir_Galavani)
◽️@utfinance◽️
«بانک مرکزی بعد مدتها آمار نرخ تورم رو اعلام کرد و تفاوت جالب اینجاست که در این آمار تورم سالهای ۱۴۰۱-۱۴۰۳ به ترتیب برابر است با:
۵۳.۱، ۴۷.۴ و ۳۵.۸
در حالیکه در دولت مرحوم رئیسی تورم سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بدین ترتیب اعلام شده بود:
۴۶.۵ و ۴۰.۷
و طبعا ۱۴۰۳ نیز این بار اعلام شد. میتوان درک کرد رقم ۱۴۰۲ در محاسبه نهایی تغییر کند، اما تورم ۱۴۰۱ چرا تغییر کرده؟ پاسخ: فرزین در دولت رئیسی نمیتونست به رئیس دولت اعلام کند که رکورد تورم ۱۳۷۴ (۴۹/۵ درصد) شکسته شد.»
🔗 Amir Mohammad Galavani (@Amir_Galavani)
◽️@utfinance◽️
X (formerly Twitter)
Amir Mohammad Galavani (@Amir_Galavani) on X
بانک مرکزی بعد مدتها آمار نرخ تورم رو اعلام کرد و تفاوت جالب اینجاست که در این آمار تورم سالهای ۱۴۰۱-۱۴۰۳ به ترتیب برابر است با:
۵۳.۱، ۴۷.۴ و ۳۵.۸
در حالیکه در دولت مرحوم رئیسی تورم سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بدین ترتیب اعلام شده بود:
۴۶.۵ و ۴۰.۷
و طبعا ۱۴۰۳…
۵۳.۱، ۴۷.۴ و ۳۵.۸
در حالیکه در دولت مرحوم رئیسی تورم سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ بدین ترتیب اعلام شده بود:
۴۶.۵ و ۴۰.۷
و طبعا ۱۴۰۳…
🤬3😢2
📄 هفت گناه کبیره اقتصاد -قسمت نخست
👤 مارک تورنتون
✍ ترجمه: محمد هندی
هفت گناه کبیره در مسیحیت الحق که بزرگ و نابخشودنی هستند. چرا که بذر رفتار نادرست را در جامعه میپراکنند. هفت گناه اقتصادی ِ سیاستگذاران اقتصادی سبب تضعیف نرخ دستمزد و پایین آمدن سطح زندگی میشود. این سیاستها در واقع باعث مرگ آدمها بر اثر فقر، سوءتغذیه، خودکشی و اموری از این دست میشوند.
خبر خوب اینکه هر هفت گناه اقتصادی از علتی مشترک نشأت میگیرند. و آن علت «تورم پولی»ای است که برونزا و قابل پاکسازی از جامعه است.
◽️@utfinance◽️
👤 مارک تورنتون
✍ ترجمه: محمد هندی
هفت گناه کبیره در مسیحیت الحق که بزرگ و نابخشودنی هستند. چرا که بذر رفتار نادرست را در جامعه میپراکنند. هفت گناه اقتصادی ِ سیاستگذاران اقتصادی سبب تضعیف نرخ دستمزد و پایین آمدن سطح زندگی میشود. این سیاستها در واقع باعث مرگ آدمها بر اثر فقر، سوءتغذیه، خودکشی و اموری از این دست میشوند.
خبر خوب اینکه هر هفت گناه اقتصادی از علتی مشترک نشأت میگیرند. و آن علت «تورم پولی»ای است که برونزا و قابل پاکسازی از جامعه است.
◽️@utfinance◽️
❤8
📄 چرا در مکتب اقتصاد اتریش ریاضیات وارد تحلیل اقتصادی نمیشود؟
👤 مهرپویا علا
احتمالاً کسانی که با متون اقتصادی «مکتب اتریش» آشنایی داشته باشند، متوجه یک نکته در آنها شده باشند: در این متون بهندرت اثری از معادلات و نمودارهای ریاضی یافت میشود؛ و این با تصوری که معمولاً از دانش اقتصاد در میان مردم رواج دارد ناسازگار است.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
احتمالاً کسانی که با متون اقتصادی «مکتب اتریش» آشنایی داشته باشند، متوجه یک نکته در آنها شده باشند: در این متون بهندرت اثری از معادلات و نمودارهای ریاضی یافت میشود؛ و این با تصوری که معمولاً از دانش اقتصاد در میان مردم رواج دارد ناسازگار است.
◽️@utfinance◽️
👍6⚡4😱3❤1👎1👌1
📄 سوسیالیسم یا سرمایهداری؟
👤 اویس ارشادیان
◽️ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ تقریباً تمامی متفکران و روشنفکران غربی به این جمعبندی رسیدند که «تجربه سوسیالیسم شکست خورده است». اما هوپ این پرسش بنیادین را طرح میکند که سوسیالیسم دقیقاً در برابر چه چیزی شکست خورد؟ آیا این شکست را باید شکست در برابر «غرب» دانست؟ و اگر چنین است، «غرب» نماد چه نوع نظامی بود؟
◽️ در یکی دو سال اخیر یکی از مباحث پرتکرار در فضای فکری ایران این بوده است که بالاخره سوسیالیسم و سرمایهداری چه هستند و چه ویژگیهایی آنها را از یکدیگر متمایز میکند. بازتاب این پرسش را میتوان در بحثهایی از این دست دید که آیا محمدرضاشاه پهلوی یک حاکم سوسیالیست بود؟ آیا کشورهای اسکاندیناوی را باید نمونههای موفق سوسیالیسم دانست؟ یا آیا آمریکا را میتوان یک کشور کاملاً سرمایهداری معرفی کرد؟ پاسخ به این پرسشها بسته به اینکه در چه زمینهای و از چه زاویهای مطرح شوند متفاوت است و همین تفاوت، بحث را پیچیده میکند.
◼️@oveissershadian
◽️@utfinance◽️
👤 اویس ارشادیان
◽️ با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ تقریباً تمامی متفکران و روشنفکران غربی به این جمعبندی رسیدند که «تجربه سوسیالیسم شکست خورده است». اما هوپ این پرسش بنیادین را طرح میکند که سوسیالیسم دقیقاً در برابر چه چیزی شکست خورد؟ آیا این شکست را باید شکست در برابر «غرب» دانست؟ و اگر چنین است، «غرب» نماد چه نوع نظامی بود؟
◽️ در یکی دو سال اخیر یکی از مباحث پرتکرار در فضای فکری ایران این بوده است که بالاخره سوسیالیسم و سرمایهداری چه هستند و چه ویژگیهایی آنها را از یکدیگر متمایز میکند. بازتاب این پرسش را میتوان در بحثهایی از این دست دید که آیا محمدرضاشاه پهلوی یک حاکم سوسیالیست بود؟ آیا کشورهای اسکاندیناوی را باید نمونههای موفق سوسیالیسم دانست؟ یا آیا آمریکا را میتوان یک کشور کاملاً سرمایهداری معرفی کرد؟ پاسخ به این پرسشها بسته به اینکه در چه زمینهای و از چه زاویهای مطرح شوند متفاوت است و همین تفاوت، بحث را پیچیده میکند.
◼️@oveissershadian
◽️@utfinance◽️
👍9😱3❤1👎1
◽️ شب هشتاد سالگی سیدجواد طباطبایی
👤 گیتی خرسند
👤 احمد نقیبزاده
👤 حمید احمدی
👤 محمدصادق سجادی
👤 جهانگیر معینی علمداری
👤 حسن حضرتی
👤 احسان هوشمند
👤 زاگرس زند
👤 علی دهباشی
سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۵ عصر
دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی
◽️@utfinance◽️
👤 گیتی خرسند
👤 احمد نقیبزاده
👤 حمید احمدی
👤 محمدصادق سجادی
👤 جهانگیر معینی علمداری
👤 حسن حضرتی
👤 احسان هوشمند
👤 زاگرس زند
👤 علی دهباشی
سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴
ساعت ۵ عصر
دانشگاه تهران، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، تالار فردوسی
◽️@utfinance◽️
❤15👎12
Forwarded from برخط بوک (کتابستان برخط)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 برشی از مصاحبه #فرانسوا_فوره مورخ برجسته فرانسوی دربارهی کتاب "گذشتهیا یک توهم؛ جستاری درباب اندیشهی کمونیسم در قرن بیستم" دربارهی فریفتگی روشنفکران و پذیرش بیچون وچرای ایدئولوژی کمونیستی شوروی در آن زمان
فایل کامل این مصاحبه را به همراه معرفی این کتاب در کانال یوتیوب کتابستان برخط مشاهده کنید.
📚برخطبوک(کتابستان برخط)⬇️
🆔 @BarkhatBook
فایل کامل این مصاحبه را به همراه معرفی این کتاب در کانال یوتیوب کتابستان برخط مشاهده کنید.
📚برخطبوک(کتابستان برخط)⬇️
🆔 @BarkhatBook
👍4❤2