Finance & Economics
12.6K subscribers
1.72K photos
951 videos
1.16K files
3.2K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
لیبرتارین¬ها ایدئولوگ‌هایی ¬اند که یک نقص بزرگ دارند، نگاه متعصبانه‌ی آن‌ها به پافشاری بر یک اصل انتزاعی و البته یگانه ایستاده است. آنها بر اصل «آزادی فردی»، غایت تمام‌وکمال نظم اجتماعی و بلکه کل هستی انسان ارا توضیح می¬دهند.
قسمت چهارم.

خیر، یک اصل نیست، دو اصل است. حتی یکی از آن دو اصل هم آزادی فردی نیست. آن دو اصل، «اصل عدم تجاوز» یا NAP و «حقوق مالکیت خصوصی» هستند.

تصویر بخشی از مقدمه اختصاصی والتر بلاک برای خوانندگان نسخه فارسی کتاب «اخلاق آزادی» است که پشت جلد آن چاپ شده.

پایان قسمت چهار.
👍5👎1
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
آنها کهنه پرستانی¬اند که در بند انتزاعیات قرن نوزدهم زندگی می‌کنند. آن‌ها، آموزه‌های جان استوارت میل را – البته پیش از آنکه همسرش او را به سوسیالیسم متمایل کند – به سرحد پوچی کشانده‌اند.
قسمت پنجم

اگر فرض کنیم ریشه‌های اندیشه لیبرتارین به قرن نوزدهم بازمی‌گردد، برچسب کهنه‌پرستی به نظر درست نمی‌رسد.

برای اطلاع، ریشه‌های باستانی این ایده سیاسی به چین و «لائوتسه» بازمی‌گردد.(برای آزادی‌نوین ص77) اولین تئوریسین منجسم «آنارشیست» آن در عصر مدرن نیز «گوستاو دو مولیناری» است.

پایان قسمت پنج.
👍4👎2
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
اگر زور را از محاسبات خود حذف کنیم، به‌زودی تسلیم اراده‌ی مردانی خواهیم شد که در به‌کارگیری زور علیه ما هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهند.
قسمت هفت

اصلا هدف حذف زور از محاسبات نیست.

روتبارد، صفحه 54 اخلاق آزادی:

«به عبارت دیگر، استفاده از خشونت علیه چه کسانی مشروع است؟»

تورقی کرده باشید متوجه این نکته خواهید شد.

پایان قسمت هفت
👍6👎1
Forwarded from A New Liberty
همچنان دو مورد دیگر از فکت‌های نادرست در قسمت نخست از سه قسمت نگارش شده باقی مانده. خواستم دستکم ده مورد را بنویسم، اما پشیمان شدم.

به نظرم تا همین‌جا هم توانسته‌ام از ادعایم در اینجا دفاع کنم.

اگر قرار بر نقد و نظری هم هست، این سطح از بی‌دقتی بیشتر توی ذوق می‌زند.
👍7👎4
📄 آیا لیبرال‌ها «راست» هستند؟

فردریش فون هایک، در مقاله درخشان «چرا محافظه‌کار نیستم»، که به صورت یک مؤخره در کتاب «منشور آزادی» آمده است، خط بطلانی بر یک کژفهمی رایج سیاسی می‌کشد. بسیار شنیده‌ایم که لیبرال‌های کلاسیک و مدافعان بازار آزاد را در کنار محافظه‌کاران در یک جبهه قرار می‌دهند؛ جبهه‌ای که معمولاً «راست» نامیده می‌شود. اما هایک با دقت و تأکید نشان می‌دهد که این هم‌نشینی، نه از سرِ اشتراکِ مبنایی، بلکه صرفاً تاکتیکی و حاصلِ وجودِ دشمنِ مشترکی به نام «سوسیالیسم» بوده است.

از نگاه فردریش فون هایک، لیبرالیسم جایگاهی مستقل دارد و در یک مثلث سیاسی قرار می‌گیرد که دو رأس دیگر آن سوسیالیسم و محافظه‌کاری‌اند؛ رئوسی که هر دو، اگرچه با اهدافی متفاوت، در تمایل به «اقتدار» و «کنترل جامعه» اشتراک دارند.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍27👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹حکومت قادر مطلق

👥 گفت‌وگوی امیرحسین خالقی با موسی غنی‌نژاد درباره کتاب «حکومت قادر مطلق» نوشته لودویگ فون میزس

🎙نسخه صوتی

◽️@utfinance◽️
9
📄 سوسیالیسم یک آموزه سیاسی است، نه اقتصادی

👤 ویلیام اندرسون

ترجمه: هوش مصنوعی

اغلب گفته می‌شود که لودویگ فون میزس نشان داد سوسیالیسم غیرممکن است. این گفته کاملاً درست است، اما دقیقاً به چه معناست؟ و سوسیالیسم چیست؟

برای درک استدلال میزس و ماهیت سوسیالیسم، باید بین علم اقتصاد و آموزه‌های سیاسی تمایز قائل شویم. اقتصاد مطالعه کنش انسانی است؛ علمی است توصیفی که به بررسی قوانین حاکم بر استفاده انسان از ابزارها برای رسیدن به اهداف می‌پردازد. در مقابل، فلسفه سیاسی یا نظریه سیاسی، هنجاری است؛ این حوزه به این می‌پردازد که چه کسی باید صاحب چه چیزی باشد و جامعه چگونه باید سازماندهی شود.

◽️@utfinance◽️

#سوسیالیسم
#میزس
👍31
📄 بلومبرگ: طرح ممدانی برای بازنگری پلیس نیویورک، در مرحله آزمون قرار گرفت

شهردار منتخب نیویورک، زهران ممدانی، در اولین حضور عمومی خود پس از پیروزی در انتخابات، با کمیسر پلیس جسیکا تیش دیدار و گفتگو کرد.

این ملاقات که در بنای یادبود پلیس شهر نیویورک، واقع در نزدیکی مرکز مالی جهانی برگزار شد، به بحث درباره طرح‌های ممدانی برای بازنگری در عملکرد اداره پلیس نیویورک (NYPD) اختصاص داشت.

ممدانی که پیشتر برنامه‌هایی برای اصلاحات گسترده در نیروی پلیس ۱۷۸ ساله این شهر ارائه کرده بود، در حال حاضر با چالش‌های اولیه در اجرای این طرح‌ها در داخل NYPD مواجه است. کمیسر تیش قرار است در سمت خود باقی بماند.

این رویداد، که حاکی از آغاز دوران جدیدی در مدیریت شهری نیویورک است، تاثیر مستقیم و قابل توجهی بر بازارهای مالی نخواهد داشت، اما از اهمیت محلی بالایی برخوردار است.

#زهران‌ممدانی

◽️@utfinance◽️
👤 پیتر بوتکه درباره #شکست‌بازار می‌گوید:

«اگر شما دست و پای مایکل فلپس (شناگر طلایی المپیک‌ها) را ببندید و با زنجیر سنگینش کنید و داخل یک استخر پرتش کنید و او غرق شود، مسلما این را "شکست ورزش شنا" اعلام نخواهید کرد. به همین ترتیب وقتی بازارها زیر بار مقررات بی‌جا و اضافی سنگین و منحرف شده‌اند، چطور این را "شکست بازار" می‌نامید؟»

◽️@utfinance◽️
👍26👏3
📄 یورش به سنگر علم‌زدگی
/معرفی کتاب «ضدانقلاب علم» نوشته فردریش فون هایک/

در میانه قرن بیستم و در روزگاری که فاشیسم و کمونیسم در حال تخریب تمدن بشری بودند و سایه‌های سنگین توتالیتاریسم و برنامه‌ریزی متمرکز بر جوامع غربی افتاده بود، فردریش فون هایک،، یکی از مهم‌ترین آثار خود را برای کالبدشکافی ریشه‌های این «طغیان علیه عقل» منتشر کرد. کتاب «ضدانقلاب علم: مطالعاتی در باب سوءاستفاده از عقل» (The Counter-Revolution of Science: Studies on the Abuse of Reason) که بخش‌های اصلی آن در قالب مقالاتی در نشریه «اکونومیکا» بین سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ منتشر شد، سرانجام به صورت کتابی یکپارچه در سال ۱۹۵۲ به چاپ رسید.
کتاب «ضدانقلاب علم»، برخلاف آثار مشهورتر فردریش هایک همچون «راه بردگی» که هشداری سیاسی بود یا «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» که طرحی حقوقی-سیاسی ارائه می‌داد، پژوهشی فلسفی و معرفت‌شناختی در بنیان‌های تفکری است که به باور او، تمدن غرب را به بیراهه کشانده بود. «ضدانقلاب علم» در واقع یک تبارشناسی فکری است؛ تبارشناسی ایده‌ای خطرناک که هایک آن را «ساینتیسم» (Scientism) یا «علم‌زدگی» یا «علم سالاری» می‌نامد. این کتاب را می‌توانیم مانیفست هایک علیه تکبر مهندسان اجتماعی معرفی کینم که نقدی بر تلاش برای بازسازی جامعه بر اساس الگوهای علوم طبیعی است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 خاطره عجیب محمد موسوی از بازیکنان کوبایی

خاطره محمد موسوی، بازیکن والیبال، نمونه کوچکی از وضعیت فلاکت‌بار مردم کوبا تحت حکومت سوسیالیستی است.

◽️@utfinance◽️
👍16😱2😢21👎1👌1
🖥 شریعتی انگلی برای جامعه ایران

👤 عباس سوری


علی شریعتی کمدین و متفکر‌نمایی که پس از سفر به مصر در وصف کارگرانی که در ساخت اهرام مصر شرکت داشتند مرثیه سرایید و هنگام مرگ وصیت کرد تا مانند فراعنه مصر پیکرش را مومیایی کنند.

علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت. علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت.
علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.

©️ رسانه پارسی

◽️@utfinance◽️
👍36👎6👌3👏1
◽️ قیمت بنزین سوپر کشف شد

پس از انجام اولین معامله بنزین سوپر در بورس انرژی، قیمت هر لیتر از این محصول ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومان کشف قیمت شد.

عرضه بنزین ویژه امروز ۲ آذر ماه راس ساعت ۱۲ انجام شد.
هشتم آذرماه این محموله در بندر امام خمینی (ره) تحویل توزیع‌کنندگان و جایگاه‌داران خواهد شد.

◽️@utfinance◽️
😱8👏21😢1
Forwarded from مرتضی کاظمی
در مورد بنزین؛ اصلاح را از حکومت شروع کنید، نه از مردم!

دولتِ بنزین‌فروش از ابتدا تا انتهای زنجیره‌ی تولید و توزیعِ بنزین از استخراج و پالایش تا قیمت‌گذاری و نحوه‌ی عرضه، حضور پررنگ و تعیین‌کننده دارد؛ اما هنگامی که سخن از «اصلاح» به میان می‌آید، به‌جای آن‌که بر ساختارهای دولتی و تصمیم‌گیری در ابتدای زنجیره یعنی تولید و توزیع متمرکز باشد، فشار را به انتهای زنجیره یعنی مصرف‌کنندگان منتقل می‌کند.

ذهنیت کنترل‌گرا همیشه در حال دستور و کنترل‌گری است؛
از اقتصاد تا سبک زندگی


این جابه‌جایی در نقطه‌ی آغاز اصلاح تصادفی نیست. بخش قابل‌توجهی از ذهنیت سیاست‌گذاری به‌ویژه در میان تکنوکرات‌های دولتی بر کنترل، هدایت از بالا و نظارت دائمی بر رفتار مردم استوار است. همان ذهنیتی که سال‌ها تلاش کرده مردم را از طریق اجبار «هدایت» کند در حوزه انرژی نیز به دنبال دیکته کردنِ نحوه و میزان مصرف است. طبیعی است که اولین ایده‌ای که در موضوع بنزین به ذهن این گروه خطور می‌کند، سهمیه‌بندی، کارت سوخت و طرح‌هایی از جنس «سبد انرژی» باشد؛ سیاست‌هایی که به‌جای اصلاح ساختار، تنها می‌کوشند رفتار مصرف‌کننده را تحت کنترل بگیرند.

اصلاح را از مردم شروع نکنید؛
به ساختارِ فاسد فکر کنید!

اما پرسش اصلی در همین نقطه است: آیا تا امروز دیده‌ایم که همین سیاست‌گذاران، با همان جدیتی که سهمیه و سامانه و کنترل را پیگیری می‌کنند، خواستار شفافیت در وزارت نفت، انتشار عمومی اطلاعاتِ مربوط به هزینه‌ها، کیفیت و بهره‌وری در پالایشگاه‌ها یا اصلاح نظام مدیریتی شرکت نفت باشند؟ در واقع، سیاست‌گذار اصلاح را از جایی آغاز می‌کند که کم‌مسئولیت‌ترین بخش برای حکومت است: از مردم، نه از ساختار خودشان.

مسئله بنزین، مسئله حکمرانی است

بنزین، پیش از آن‌که مسئله‌ای مربوط به مصرف‌کننده باشد، مسئله‌ای مربوط به حکمرانی انرژی است. اصلاح واقعی باید از همان‌جایی شروع شود که ناکارآمدی شروع و تصمیم‌ها گرفته می‌شود، نه از جایی که مردم مجبور به تبعیت‌اند. تمرکز بر مصرف‌کننده، فرار از مسئولیت اصلی یعنی فرار از اصلاح ساختارِ دولتِ بنزین‌فروش، شفاف‌سازی زنجیره‌ی تولید و توزیع، و فرار از پایان دادن به مدیریت دستوری و غیرپاسخگو است.

خلاصه اینکه؛ در مورد بنزین؛ اصلاح را از حکومت شروع کنید، نه از مردم!

✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۲ آذر ۱۴۰۴
🔗 t.me/mortezakazemii
👌8
🖥 چگونه ترقی به ارتجاع منجر می‌شود

👤 مسعود یوسف حصیرچین
👤 علی آردم

در برنامۀ عصر پارسه 5، به بهانۀ انتشار کتاب نظریه‌های منفی باف، نوشتۀ هلن پلاک‌رز و جیمز لینزی، با ترجمۀ مسعود یوسف‌حصیرچین از جانب بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، جلسه‌ای با حضور مترجم و علی آردم به‌عنوان منتقد برگزار شد.

در این برنامه، علی آردم دربارۀ علل استفاده از نام منفی‌باف برای نظریات چپ نو، همچون مطالعات پسااستعماری، مطالعات جنسیت، کوییر و معلولیت صحبت کرد.

حصیرچین نیز دربارۀ تأثیر این نظریات در جهان فعلی، پیشینۀ آن‌ها، آثار آن‌ها در جهان امروز و البته ایران و اهمیت آن برای وضعیت ایران گفت.

همچنین هر دو سخنران دربارۀ تفاوت دیدگاه‌های چپ‌گرایانه و منفی‌بافانه و رویکرد لیبرال و همینطور مسائل دیگر صحبت کردند.

🔗 https://youtu.be/GBRyHmaKBYs


کتاب نظریه‌های منفی‌باف را می‌توانید از اینجا تهیه کنید: ایران کتاب | بنوبوک | سی‌بوک

©️ شرق وحشی
تلگرام | یوتوب

◽️@utfinance◽️
3👍3
📄 افسانه طبقه: نقد مبانی فلسفی مارکسیسم از منظر میزس

👤 اویس ارشادیان

یکی از مفاهیم کلیدی در فلسفه تاریخ مارکس، مفهوم طبقه است. با این حال، او هرگز تعریف مشخصی از طبقه ارائه نکرد؛ تنها در جلد سوم سرمایه، که پس از مرگش به دست انگلس منتشر شد، در چند صفحه توضیح داده است که طبقه چه چیزی نیست. باید توجه داشت که ذهن انسان به‌طور طبیعی به دسته‌بندی پدیده‌ها گرایش دارد و «طبقه» نیز، مانند بسیاری از مفاهیم دیگر، یک مقوله تحلیلی است و نه یک واقعیت عینیِ مستقل که در طبیعت وجود داشته باشد. اما مارکس درباره طبقه به‌گونه‌ای سخن می‌گوید که گویی با یک موجودیت ثابت و بیرونی مواجهیم؛ موجودیتی که می‌توان منافع آن را مستقل از افراد تشخیص داد و بر اساس آن رفتارهایش را تبیین یا حتی پیش‌بینی کرد.



◼️@oveissershadian
◽️@utfinance◽️
7
📄 دودهایی از آتش مالکیت عمومی

👤 امیررضا عبدلی

فرض کنید اسکله بندرعباس مالک یا مالکان خصوصی داشت، یا این که توسط بخش خصوصی اداره و کنترل می‌شد. آیا به همین راحتی می‌شد محموله‌های بسیار خطرناک مواد منفجره را در آن انبار کرد و جان و مال شهروندان کاملاً بی‌دفاع و بی‌گناه و بی‌خبر از همه جا را به خطر انداخت؟ و به فرض محال هم که چنین اهمالی صورت می‌گرفت و چنان فاجعه‌ای رخ می‌داد، آیا کشف حقیقت و پیگرد و تعقیب مجرمان و مقصّران مثل امروز غیرممکن بود؟ عقل سلیم به هر دو سؤال با قاطعیت پاسخ منفی می‌دهد.

حالا فرض کنید که روز و روزگاری جنگل‌های هیرکانی را به حراج گذاشته بودند و به کسانی فروخته بودند. به نظرتان آیا مالکان جنگل دارایی‌شان را با «علفزار» اشتباه می‌گرفتند؟ آیا می‌نشستند و نگاه می‌کردند تا مِلکشان آتش بگیرد؟ آیا روزها وقوع آتش‌سوزی را انکار می‌کردند؟ آیا با تأخیری طولانی و با کاهلی تمام دست به کار اطفاء حریق می‌شدند؟ باورش سخت است.

حال که زحمت کشیدید و این همه احتمالات بعید را از قوه ‌مخیله‌تان گذراندید، لطفاً یک حالت دیگر را هم فرض کنید، و آن اینکه حفظ کیفیت هوای کلان‌شهرها را هم به یک یا چند بنگاه خصوصی سپرده بودند. یعنی بنگاه‌هایی که سودشان از پاکیزگی هوای شهر تأمین می‌شد و برای رسیدن به این سود احتمالاً هزاران ترفند حقوقی یا تکنولوژیک خلاقانه‌ای را امتحان می‌کردند که امروز حتّی یکی از آن‌ها هم به فکر من و شما نمی‌رسد. البته که در این صورت دنیا بهشت نمی‌شد و مشکل آلودگی از میان نمی‌رفت، ولی حتماً روزگارمان به از امروز بود که دم به دقیقه وضع بدتر می‌شود و دست هیچکس هم به هیچ‌جا بند نیست. حداقل این بود که در مسیر دشوار اصلاح و بهبود حرکت می‌کردیم، نه در برهوت بلاتکلیفی.

تصوّر می‌کنم اگر واقعاً دل‌نگران زندگی و بسترهای حفظ و رشد و ترقّی زندگی بودیم (از جنگل و هوا و آب گرفته تا آموزش و بهداشت و فرهنگ)، دیگر خیلی به این فکر نمی‌کردیم که این‌ ثروت‌ها «مال» چه کسی هستند، و دیگر برایمان عجیب و نپذیرفتنی نبود که فلان جنگل یا رودخانه یا جادّه «مال» فلان سرمایه‌دار یا فلان شرکت باشد، بلکه در درجه اوّل به این فکر می‌کردیم که با کدام روش می‌توان این ساز و برگ‌های زندگی را از شرّ اتلاف و اسراف و نابودی در امان نگاه داشت. امّا به نظر می‌رسد دغدغه‌ها و اولویت‌های مهمتری وجود دارند.

می‌دانیم و می‌بینیم که مالکیت و اداره عمومی روش خوبی برای حفظ ثروت‌هایی که ملّی نامیده می‌شوند نیست؛ به‌خصوص در مناطقی از جهان که طبق سنّت‌های کهن دولتمردان همیشه طلبکارند و هیچ تصوّری از مسئول بودن ندارند. ولی علی‌رغم این دانستن و دیدن، همچنان بر مشاع بودن مهم‌ترین منابع ثروت اصرار داریم و همه مشکلات را به بی‌کفایتی «این» دولت یا «این» حکومت خاص نسبت می‌دهیم. شاید به این خاطر که عدالت (به معنای نفی حتّی‌المقدور همه نابرابری‌ها) آن‌قدر ضروری به نظرمان می‌رسد که اگر شده حاضریم حتّی خود زندگی را هم به پایش قربانی کنیم. به بیان بسیار عامیانه‌: اگر دیگی عادلانه نمی‌جوشد، می‌خواهم سر سگ در آن بجوشد.

در هر صورت که کار از کار گذشته، ولی اگر قرار بود در یک جمله به همه فرزندان آینده این سرزمین وصیت کنم احتمالاً می‌گفتم: باقی ماندن زندگی از عادلانه به نظر رسیدن آن مهم‌تر است.


◽️@utfinance◽️
👍13👎21👏1