Finance & Economics
12.6K subscribers
1.72K photos
951 videos
1.16K files
3.2K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
لیبرترین‌ها(لیبرال¬های مترقی)
قسمت دوم

نویسنده در ابتدای متن خود لیبرتارین‌ها را با لیبرال‌های پروگرسیو یکسان دانسته که خطایی فاحش است. زمانی می‌توان ابعاد این خطا را درک کرد که بدانیم روتبارد، به عنوان پدر لیبرتارینیسم، کتابی با عنوان  «عصر پراگرسیو» نگاشته و در روایتی تاریخی، تک تک عناصر لیبرالیسم‌نو یا همان لیبرالیسم پراگرسیو را نقد می‌کند.

اما لیبرالیسم‌نو یا لیبرالیسم پراگرسیو چیست؟ چه تفاوتی با نسخه کلاسیک دارد؟ تلاش کردم متن خلاصه‌ای بنویسم، اما این توضیح خلاصه شده رایکو برای این بحث کفایت می‌کند:


"" بی‌تردید واژهٔ «لیبرال» در طول زمان به‌طور چشمگیری دگرگون شده است. یوزف شومپیتر (1954: ص 394) با طعنه یادآور شد که دشمنان نظام اقتصاد آزاد در واقع با به‌کار بردن نام «لیبرال» برای عقاید خود ــ که از لحاظ تاریخی درست نقطهٔ مقابل معنای اصلی لیبرالیسم بود ــ ناخواسته به آن نظام احترام گذاشتند.

روایت رایج

روایت متعارف چنین است: از قرن هجدهم به بعد، لیبرال‌ها به‌طور معمول به عدم‌مداخلهٔ دولت (لِسه‌فِر) باور داشتند. اما از دهه‌های پایانی قرن نوزدهم، اندیشمندانی چون  گرین و هابهاوس در بریتانیا (و همتایانشان در آمریکا، آلمان و جاهای دیگر) دریافتند که لسه‌فر دیگر برای شرایط جامعهٔ مدرن کفایت نمی‌کند. آنان غالباً از جان استوارت میل الهام می‌گرفتند.

در این دیدگاه، دولت ــ که لیبرال‌های قدیم آن را دشمن آزادی فردی می‌دانستند ــ اکنون «موتوری نیرومند» برای پیشبرد آزادی در ابعاد مهم قلمداد می‌شد. بدین ترتیب، لیبرالیسم قدیم جای خود را به لیبرالیسم جدید (لیبرالیسم پروگرسیو) داد.

نقدِ این روایت

نخست باید اشاره کرد که این دگرگونی معنایی هدفی سیاسی داشت: آسان کردن راه برای گسترش عظیم برنامه‌های دولت (که در نهایت به‌طور نظری به برنامه‌ای بی‌حدومرز تبدیل شد). اما این ضرورت ادعایی بر اساس نظریه‌ای بسیار مشکوک استوار بود. طبق این نظریه، لیبرالیسم قدیمِ لسه‌فر بر اثر تغییرات عمیق اجتماعی «منسوخ» شده بود. بنیان‌گذاران «لیبرالیسم جدید» ادعا می‌کردند که قدرتِ بنگاه‌های اقتصادی بر مصرف‌کنندگان و کارگران چنان عظیم شده که اقتصاد آزاد دیگر نمی‌تواند عدالت و آزادی را تأمین کند.

از همه مهم‌تر، استدلال برای «لیبرالیسم جدید» از اساس نادرست است. زیرا هدفِ «فرد آزاد» نمی‌تواند معیار تعریف لیبرالیسم باشد. ایدئولوژی‌های دیگری مانند آنارشیسم کمونیستی و بسیاری از انواع سوسیالیسم نیز همین هدف را دارند.

آنچه لیبرالیسم را از ایدئولوژی‌های رقیب جدا می‌کند، نتایج نیست، بلکه ابزارها و برنامهٔ عملی‌اش است:
مالکیت خصوصی، اقتصاد بازار، و محدودسازی قدرت دولت و نهادهای دولتی.

تصاحب واژهٔ لیبرال از سوی سوسیال‌دموکرات‌ها بسیار موفق بود، تا جایی که برخی طرفداران اقتصاد آزاد (لیبرتارین‌ها) ترجیح دادند خود را «فردگرا» بنامند (رایکو 1997). اما جالب‌تر این بود که سوسیالیست‌هایی مانند جان دیوئی به‌سراغ همین واژه نیز رفتند.

به‌گفتهٔ دیوئی، «فردگرایی قدیم» ــ که به دوران پیش از شرکت‌های بزرگ و علوم اجتماعی مدرن تعلق داشت ــ باید کنار گذاشته شود و جای خود را به فردگرایی نوین بدهد (دیوئی 1930).

یکی از نتایج این «فردگرایی نوین» ایجاد شورای هماهنگ‌کننده و هدایت‌گر اقتصاد بود؛ جایی که «سران صنعت و مالیه» در کنار «نمایندگان کارگران و مقامات دولتی» اقتصاد را برنامه‌ریزی می‌کردند. این طرح آشکارا نسخه‌ای از دولت شرکتی بود که موسولینی در ایتالیا بنا می‌کرد؛ اما دیوئی این شباهت را نادیده گرفت.""


به این ترتیب می‌توان دریافت که نویسنده سطور کوت شده، اساسا درباره اینکه لیبرتارینیسم چیست و لیبرتارین دارای چه عقیده‌ای است، تصور دقیقی ندارد.


پایان قسمت دوم
👍53👎2
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
چه اشتراک دیگری میان این دو قرائت از لیبرالیسم وجود دارد؟ پاسخ به همان اندازه پرسش ساده است؛ هیچ! مطلقاً هیچ
قسمت سوم

خیر، لیبرتارینیسم نام دیگر لیبرالیسم کلاسیک است. تفاوت چشمگیری بین این دو نحله سیاسی وجود ندارد. لیبرتارینیسم صرفا اصول لیبرالیسم کلاسیک را در حوزه‌های بیشتری اعمال می‌کند.

موری روتبارد، لیبرتارینیسم را بخشی از از لیبرالیسم کلاسیک می‌دانست و معتقد بود تاریخ این ایدئولوژی دستکم به قرن هفدهم بازمی‌گردد. او در کتاب «برای یک آزادی نوین، مانیفست لیبرتارین» می‌نویسد:

هدف لیبرال‌های کلاسیک تحقق آزادی فردی در تمام جنبه‌های مرتبط آن بود. در حوزهٔ اقتصاد، مالیات‌ها باید به‌طور چشمگیری کاهش می‌یافت، کنترل‌ها و مقررات حذف می‌شد، و انرژی، ابتکار و بازارهای انسانی آزاد می‌شدند تا در تبادلاتی تولید و خلق کنند که به نفع همگان و اکثریت مصرف‌کنندگان باشد.

نظریه‌پردازان اولیهٔ لیبرتارینیسم کلاسیک، هم‌ترازگران در جریان انقلاب انگلستان و فیلسوف شهیر جان لاک در اواخر قرن هفدهم بودند، و پس از آن، اپوزیسیون لیبرتارین رادیکال یا «ویگ واقعی» علیه «ویگ مستقر» ــ رژیم بریتانیای قرن هجدهم ــ ظهور کرد.

اساسا پروژه فکری روتبارد احیای لیبرالیسم کلاسیک بود. تمام مقدمه کتاب فوق این ادعا را تایید می‌کند. نام لیبرتارین صرفا به این خاطر انتخاب شد که واژه لیبرال از سوی سوسیال‌دموکرات‌ها مصادره شده بود و به واژه جدیدی برای تاکید بر تمایز با آن‌ها نیاز بود.

از طرفی، لیبرتارینیسم بر دو اصل «عدم تجاوز» و «حقوق مالکیت خصوصی» استوار است که استدلال‌ها در بخش حقوق مالکیت خصوصی، مستقیما از لاک اخذ شده‌اند.

شاید بتوان جدی‌ترین تفاوت لیبرتارین‌های آنارشیست با لیبرال‌های کلاسیک را در عدم‌اعتقاد یا اعتقاد به نوعی توافق جمعی یا با اغماض، «توافق اجتماعی» خلاصه کرد.

مک‌میکن در این سطور، بررسی دقیق‌تری از یکسان بودن مقصود از دو عبارت لیبرتارین و لیبرال‌کلاسیک داده است.

به بیانی دیگر، نویسنده سطور کوت شده، توجه دقیقی به خاستگاه لیبرتارینیسم نداشته و آن را بی‌ارتباط با لیبرالیسم کلاسیک معرفی می‌کند.

پایان قسمت سوم.
👍4👎32
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
لیبرتارین¬ها ایدئولوگ‌هایی ¬اند که یک نقص بزرگ دارند، نگاه متعصبانه‌ی آن‌ها به پافشاری بر یک اصل انتزاعی و البته یگانه ایستاده است. آنها بر اصل «آزادی فردی»، غایت تمام‌وکمال نظم اجتماعی و بلکه کل هستی انسان ارا توضیح می¬دهند.
قسمت چهارم.

خیر، یک اصل نیست، دو اصل است. حتی یکی از آن دو اصل هم آزادی فردی نیست. آن دو اصل، «اصل عدم تجاوز» یا NAP و «حقوق مالکیت خصوصی» هستند.

تصویر بخشی از مقدمه اختصاصی والتر بلاک برای خوانندگان نسخه فارسی کتاب «اخلاق آزادی» است که پشت جلد آن چاپ شده.

پایان قسمت چهار.
👍5👎1
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
آنها کهنه پرستانی¬اند که در بند انتزاعیات قرن نوزدهم زندگی می‌کنند. آن‌ها، آموزه‌های جان استوارت میل را – البته پیش از آنکه همسرش او را به سوسیالیسم متمایل کند – به سرحد پوچی کشانده‌اند.
قسمت پنجم

اگر فرض کنیم ریشه‌های اندیشه لیبرتارین به قرن نوزدهم بازمی‌گردد، برچسب کهنه‌پرستی به نظر درست نمی‌رسد.

برای اطلاع، ریشه‌های باستانی این ایده سیاسی به چین و «لائوتسه» بازمی‌گردد.(برای آزادی‌نوین ص77) اولین تئوریسین منجسم «آنارشیست» آن در عصر مدرن نیز «گوستاو دو مولیناری» است.

پایان قسمت پنج.
👍4👎2
Forwarded from A New Liberty
اشکان زارع
اگر زور را از محاسبات خود حذف کنیم، به‌زودی تسلیم اراده‌ی مردانی خواهیم شد که در به‌کارگیری زور علیه ما هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهند.
قسمت هفت

اصلا هدف حذف زور از محاسبات نیست.

روتبارد، صفحه 54 اخلاق آزادی:

«به عبارت دیگر، استفاده از خشونت علیه چه کسانی مشروع است؟»

تورقی کرده باشید متوجه این نکته خواهید شد.

پایان قسمت هفت
👍6👎1
Forwarded from A New Liberty
همچنان دو مورد دیگر از فکت‌های نادرست در قسمت نخست از سه قسمت نگارش شده باقی مانده. خواستم دستکم ده مورد را بنویسم، اما پشیمان شدم.

به نظرم تا همین‌جا هم توانسته‌ام از ادعایم در اینجا دفاع کنم.

اگر قرار بر نقد و نظری هم هست، این سطح از بی‌دقتی بیشتر توی ذوق می‌زند.
👍7👎4
📄 آیا لیبرال‌ها «راست» هستند؟

فردریش فون هایک، در مقاله درخشان «چرا محافظه‌کار نیستم»، که به صورت یک مؤخره در کتاب «منشور آزادی» آمده است، خط بطلانی بر یک کژفهمی رایج سیاسی می‌کشد. بسیار شنیده‌ایم که لیبرال‌های کلاسیک و مدافعان بازار آزاد را در کنار محافظه‌کاران در یک جبهه قرار می‌دهند؛ جبهه‌ای که معمولاً «راست» نامیده می‌شود. اما هایک با دقت و تأکید نشان می‌دهد که این هم‌نشینی، نه از سرِ اشتراکِ مبنایی، بلکه صرفاً تاکتیکی و حاصلِ وجودِ دشمنِ مشترکی به نام «سوسیالیسم» بوده است.

از نگاه فردریش فون هایک، لیبرالیسم جایگاهی مستقل دارد و در یک مثلث سیاسی قرار می‌گیرد که دو رأس دیگر آن سوسیالیسم و محافظه‌کاری‌اند؛ رئوسی که هر دو، اگرچه با اهدافی متفاوت، در تمایل به «اقتدار» و «کنترل جامعه» اشتراک دارند.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍27👎3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹حکومت قادر مطلق

👥 گفت‌وگوی امیرحسین خالقی با موسی غنی‌نژاد درباره کتاب «حکومت قادر مطلق» نوشته لودویگ فون میزس

🎙نسخه صوتی

◽️@utfinance◽️
9
📄 سوسیالیسم یک آموزه سیاسی است، نه اقتصادی

👤 ویلیام اندرسون

ترجمه: هوش مصنوعی

اغلب گفته می‌شود که لودویگ فون میزس نشان داد سوسیالیسم غیرممکن است. این گفته کاملاً درست است، اما دقیقاً به چه معناست؟ و سوسیالیسم چیست؟

برای درک استدلال میزس و ماهیت سوسیالیسم، باید بین علم اقتصاد و آموزه‌های سیاسی تمایز قائل شویم. اقتصاد مطالعه کنش انسانی است؛ علمی است توصیفی که به بررسی قوانین حاکم بر استفاده انسان از ابزارها برای رسیدن به اهداف می‌پردازد. در مقابل، فلسفه سیاسی یا نظریه سیاسی، هنجاری است؛ این حوزه به این می‌پردازد که چه کسی باید صاحب چه چیزی باشد و جامعه چگونه باید سازماندهی شود.

◽️@utfinance◽️

#سوسیالیسم
#میزس
👍31
📄 بلومبرگ: طرح ممدانی برای بازنگری پلیس نیویورک، در مرحله آزمون قرار گرفت

شهردار منتخب نیویورک، زهران ممدانی، در اولین حضور عمومی خود پس از پیروزی در انتخابات، با کمیسر پلیس جسیکا تیش دیدار و گفتگو کرد.

این ملاقات که در بنای یادبود پلیس شهر نیویورک، واقع در نزدیکی مرکز مالی جهانی برگزار شد، به بحث درباره طرح‌های ممدانی برای بازنگری در عملکرد اداره پلیس نیویورک (NYPD) اختصاص داشت.

ممدانی که پیشتر برنامه‌هایی برای اصلاحات گسترده در نیروی پلیس ۱۷۸ ساله این شهر ارائه کرده بود، در حال حاضر با چالش‌های اولیه در اجرای این طرح‌ها در داخل NYPD مواجه است. کمیسر تیش قرار است در سمت خود باقی بماند.

این رویداد، که حاکی از آغاز دوران جدیدی در مدیریت شهری نیویورک است، تاثیر مستقیم و قابل توجهی بر بازارهای مالی نخواهد داشت، اما از اهمیت محلی بالایی برخوردار است.

#زهران‌ممدانی

◽️@utfinance◽️
👤 پیتر بوتکه درباره #شکست‌بازار می‌گوید:

«اگر شما دست و پای مایکل فلپس (شناگر طلایی المپیک‌ها) را ببندید و با زنجیر سنگینش کنید و داخل یک استخر پرتش کنید و او غرق شود، مسلما این را "شکست ورزش شنا" اعلام نخواهید کرد. به همین ترتیب وقتی بازارها زیر بار مقررات بی‌جا و اضافی سنگین و منحرف شده‌اند، چطور این را "شکست بازار" می‌نامید؟»

◽️@utfinance◽️
👍26👏3
📄 یورش به سنگر علم‌زدگی
/معرفی کتاب «ضدانقلاب علم» نوشته فردریش فون هایک/

در میانه قرن بیستم و در روزگاری که فاشیسم و کمونیسم در حال تخریب تمدن بشری بودند و سایه‌های سنگین توتالیتاریسم و برنامه‌ریزی متمرکز بر جوامع غربی افتاده بود، فردریش فون هایک،، یکی از مهم‌ترین آثار خود را برای کالبدشکافی ریشه‌های این «طغیان علیه عقل» منتشر کرد. کتاب «ضدانقلاب علم: مطالعاتی در باب سوءاستفاده از عقل» (The Counter-Revolution of Science: Studies on the Abuse of Reason) که بخش‌های اصلی آن در قالب مقالاتی در نشریه «اکونومیکا» بین سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۴ منتشر شد، سرانجام به صورت کتابی یکپارچه در سال ۱۹۵۲ به چاپ رسید.
کتاب «ضدانقلاب علم»، برخلاف آثار مشهورتر فردریش هایک همچون «راه بردگی» که هشداری سیاسی بود یا «قانون، قانون‌گذاری و آزادی» که طرحی حقوقی-سیاسی ارائه می‌داد، پژوهشی فلسفی و معرفت‌شناختی در بنیان‌های تفکری است که به باور او، تمدن غرب را به بیراهه کشانده بود. «ضدانقلاب علم» در واقع یک تبارشناسی فکری است؛ تبارشناسی ایده‌ای خطرناک که هایک آن را «ساینتیسم» (Scientism) یا «علم‌زدگی» یا «علم سالاری» می‌نامد. این کتاب را می‌توانیم مانیفست هایک علیه تکبر مهندسان اجتماعی معرفی کینم که نقدی بر تلاش برای بازسازی جامعه بر اساس الگوهای علوم طبیعی است.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👍52
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 خاطره عجیب محمد موسوی از بازیکنان کوبایی

خاطره محمد موسوی، بازیکن والیبال، نمونه کوچکی از وضعیت فلاکت‌بار مردم کوبا تحت حکومت سوسیالیستی است.

◽️@utfinance◽️
👍16😱2😢21👎1👌1
🖥 شریعتی انگلی برای جامعه ایران

👤 عباس سوری


علی شریعتی کمدین و متفکر‌نمایی که پس از سفر به مصر در وصف کارگرانی که در ساخت اهرام مصر شرکت داشتند مرثیه سرایید و هنگام مرگ وصیت کرد تا مانند فراعنه مصر پیکرش را مومیایی کنند.

علی شریعتی تئوریسین اعتراض برای اعتراض بود. کسی که در وصف زن ایرانی فاطمه فاطمه است را نوشت و زن ایرانی را فقط در پستوی خانه تصور کرد، اما همسرش بدون حجاب در فرانسه به گردش میرفت. علی شریعتی نماد و تئوریسین اعتراض و تخریب نظم عمومی بود. تمام چیز هایی که علی شریعتی در طول عمرش نفی میکرد در زندگی شخصی اش نمود کامل داشت.
علی شریعتی یکی از موفق ترین تئوریسین های قرن معاصر است. چراکه تمام تلاش هایش نتیجه داد و امروزه کارنامه علی شریعتی را بصورت زنده میتوان در جامعه ایران مشاهده کرد.

©️ رسانه پارسی

◽️@utfinance◽️
👍36👎6👌3👏1
◽️ قیمت بنزین سوپر کشف شد

پس از انجام اولین معامله بنزین سوپر در بورس انرژی، قیمت هر لیتر از این محصول ۶۵ هزار و ۸۰۰ تومان کشف قیمت شد.

عرضه بنزین ویژه امروز ۲ آذر ماه راس ساعت ۱۲ انجام شد.
هشتم آذرماه این محموله در بندر امام خمینی (ره) تحویل توزیع‌کنندگان و جایگاه‌داران خواهد شد.

◽️@utfinance◽️
😱8👏21😢1
Forwarded from مرتضی کاظمی
در مورد بنزین؛ اصلاح را از حکومت شروع کنید، نه از مردم!

دولتِ بنزین‌فروش از ابتدا تا انتهای زنجیره‌ی تولید و توزیعِ بنزین از استخراج و پالایش تا قیمت‌گذاری و نحوه‌ی عرضه، حضور پررنگ و تعیین‌کننده دارد؛ اما هنگامی که سخن از «اصلاح» به میان می‌آید، به‌جای آن‌که بر ساختارهای دولتی و تصمیم‌گیری در ابتدای زنجیره یعنی تولید و توزیع متمرکز باشد، فشار را به انتهای زنجیره یعنی مصرف‌کنندگان منتقل می‌کند.

ذهنیت کنترل‌گرا همیشه در حال دستور و کنترل‌گری است؛
از اقتصاد تا سبک زندگی


این جابه‌جایی در نقطه‌ی آغاز اصلاح تصادفی نیست. بخش قابل‌توجهی از ذهنیت سیاست‌گذاری به‌ویژه در میان تکنوکرات‌های دولتی بر کنترل، هدایت از بالا و نظارت دائمی بر رفتار مردم استوار است. همان ذهنیتی که سال‌ها تلاش کرده مردم را از طریق اجبار «هدایت» کند در حوزه انرژی نیز به دنبال دیکته کردنِ نحوه و میزان مصرف است. طبیعی است که اولین ایده‌ای که در موضوع بنزین به ذهن این گروه خطور می‌کند، سهمیه‌بندی، کارت سوخت و طرح‌هایی از جنس «سبد انرژی» باشد؛ سیاست‌هایی که به‌جای اصلاح ساختار، تنها می‌کوشند رفتار مصرف‌کننده را تحت کنترل بگیرند.

اصلاح را از مردم شروع نکنید؛
به ساختارِ فاسد فکر کنید!

اما پرسش اصلی در همین نقطه است: آیا تا امروز دیده‌ایم که همین سیاست‌گذاران، با همان جدیتی که سهمیه و سامانه و کنترل را پیگیری می‌کنند، خواستار شفافیت در وزارت نفت، انتشار عمومی اطلاعاتِ مربوط به هزینه‌ها، کیفیت و بهره‌وری در پالایشگاه‌ها یا اصلاح نظام مدیریتی شرکت نفت باشند؟ در واقع، سیاست‌گذار اصلاح را از جایی آغاز می‌کند که کم‌مسئولیت‌ترین بخش برای حکومت است: از مردم، نه از ساختار خودشان.

مسئله بنزین، مسئله حکمرانی است

بنزین، پیش از آن‌که مسئله‌ای مربوط به مصرف‌کننده باشد، مسئله‌ای مربوط به حکمرانی انرژی است. اصلاح واقعی باید از همان‌جایی شروع شود که ناکارآمدی شروع و تصمیم‌ها گرفته می‌شود، نه از جایی که مردم مجبور به تبعیت‌اند. تمرکز بر مصرف‌کننده، فرار از مسئولیت اصلی یعنی فرار از اصلاح ساختارِ دولتِ بنزین‌فروش، شفاف‌سازی زنجیره‌ی تولید و توزیع، و فرار از پایان دادن به مدیریت دستوری و غیرپاسخگو است.

خلاصه اینکه؛ در مورد بنزین؛ اصلاح را از حکومت شروع کنید، نه از مردم!

✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۲ آذر ۱۴۰۴
🔗 t.me/mortezakazemii
👌8
🖥 چگونه ترقی به ارتجاع منجر می‌شود

👤 مسعود یوسف حصیرچین
👤 علی آردم

در برنامۀ عصر پارسه 5، به بهانۀ انتشار کتاب نظریه‌های منفی باف، نوشتۀ هلن پلاک‌رز و جیمز لینزی، با ترجمۀ مسعود یوسف‌حصیرچین از جانب بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، جلسه‌ای با حضور مترجم و علی آردم به‌عنوان منتقد برگزار شد.

در این برنامه، علی آردم دربارۀ علل استفاده از نام منفی‌باف برای نظریات چپ نو، همچون مطالعات پسااستعماری، مطالعات جنسیت، کوییر و معلولیت صحبت کرد.

حصیرچین نیز دربارۀ تأثیر این نظریات در جهان فعلی، پیشینۀ آن‌ها، آثار آن‌ها در جهان امروز و البته ایران و اهمیت آن برای وضعیت ایران گفت.

همچنین هر دو سخنران دربارۀ تفاوت دیدگاه‌های چپ‌گرایانه و منفی‌بافانه و رویکرد لیبرال و همینطور مسائل دیگر صحبت کردند.

🔗 https://youtu.be/GBRyHmaKBYs


کتاب نظریه‌های منفی‌باف را می‌توانید از اینجا تهیه کنید: ایران کتاب | بنوبوک | سی‌بوک

©️ شرق وحشی
تلگرام | یوتوب

◽️@utfinance◽️
3👍3