Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
919 videos
1.15K files
3.08K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
◽️@utfinance◽️
👍111
📄 انستیتو لیبرتی:

فاجعه در لحظه کشیدن ماشه زاده نمی‌شود بلکه در زمینی که از مدت‌ها پیش آماده شده بود شکل می‌گیرد.

سال‌ها به ما آموختند که کلمات می‌توانند خشونت باشند، ایده‌های متفاوت تهدیدات وجودی هستند و اختلاف نظر سیاسی دلیل گناهکاری اخلاقی است.

زمانی که دانشگاه‌ها جست‌وجوی حقیقت را با اصول هویت محور جایگزین می‌کنند شهروند تربیت نمی‌کنند؛ بلکه بازجو پرورش می‌دهند.

چارلی کرک تنها قربانی یک تیرانداز نبود بلکه قربانی فرهنگی بود که نفرت را در پوشش فضیلت عادی سازی کرد، سانسور را عدالت و آزار و اذیت را پیشرفت نامید.

و تا زمانی که بپذیریم برخی افراد شایسته حرف زدن نیستند، همیشه یک قدم با توجیه این باور فاصله داریم که برخی افراد شایسته زندگی کردن نیستند.

این سرانجام غم‌انگیز یک چرخه منحرف است، زمانی که جامعه اصول جهان شمول را رها می‌کند خشونت دیگر استثنا نیست و به سرنوشت تبدیل می‌شود.

◽️@utfinance◽️
👍21👎1
مانی بشرزاد، روزنامه‌نگار اقتصادی، در مقاله‌ای در CAPX به رابطه میان ایده‌ها، خشونت و آزادی بیان می‌پردازد. او با اشاره به قتل چارلی کرک، نشان می‌دهد که وقتی گفت‌وگو کنار گذاشته شود، جای آن خشونت و ایده‌های شکست‌خورده می‌نشینند.
جزییات بیشتر را در اسلایدها می‌خوانید.
18👍7👎1
📄 مقاله

تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ

👤 شاهین کارخانه

◽️ تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیده‌هایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونت‌های سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشه‌هایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروه‌ها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.

◽️ با آن که بنیان‌های نظری تفکر چپ، در کلی‌ترین معنای خود، بر مفاهیمی چون رهایی انسان از سلطه، عدالت اجتماعی و طرد استثمار استوار است؛ مفاهیمی که در نگاه نخست، در تضاد کامل با هرگونه کنش خشونت‌آمیز و تروریستی قرار می‌گیرند. اما تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونه‌هایی از گروه‌ها، جنبش‌ها و دولت‌هایی است که با استناد به همین مبانی نظری، به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداخته‌اند.

◽️ ریشه‌های این بحث را می‌توان تا خود کارل مارکس و فریدریش انگلس پی گرفت. اگرچه در آثار مارکس، به‌ویژه در دوره پختگی فکری او، به‌ندرت می‌توان دفاعیه‌ای صریح از تروریسم به معنای مدرن آن یافت، اما بذر نظریه‌ای که می‌توانست چنین تفسیری را برتابد، در تحلیل او از تاریخ و دولت کاشته شده بود. مفهوم محوری در این زمینه، تلقی تاریخ به مثابه «تاریخ مبارزات طبقاتی» و تعریف دولت به عنوان «ابزار سرکوب یک طبقه توسط طبقه‌ای دیگر» است. در این چارچوب، خشونت نه یک انحراف، بلکه نیرویی ضروری است که هر جامعه کهنه‌ای را که آبستن جامعه‌ای نوین است، در زایش یاری می‌رساند.

◽️ در ایران نیز تنی چند از نویسندگان و کنشگران سیاسی به ویژه در دهه‌های منتهی به انقلاب 57، به تئوری پردازی در جهت اعمال خشونت و ترور پرداختند. این افراد عمدتاً اعضای احزاب چپ‌گرا مثل حزب توده، چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق بودند که می‌توان به عبدالصمد کامبخش، احسان طبری، نورالدین کیانوری، جعفر پیشه وری، خسرو روزبه، بیژن جزنی، مسعود احمدزاده، صمد بهرنگی، امیرپرویز پویان، حمید اشرف، اشرف دهقانی، تقی شهرام، مسعود رجوی و فرخ نگهدار اشاره کرد.

🔗 متن کامل را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
👏142👍1👎1👌1
🔴 زیدآبادی نام‌هایی که باد شدند

۱- سال‌ها پیش که دانشجویی خام و ساده‌اندیش بودم به دیدار زندانی سیاسی معروفی رفتم که به مرخصی آمده بود. برخورد این زندانی محبوب و مشهور چنان با غرور و تکبر و تبختر همراه بود که تلنگری به ذهنم خورد؛ گویی برخی ظرفیت چنین محبوبیت و شهرتی را ندارند.

۲- این تجربه در برخورد با تنی چند از دیگر اصلاحطلبان تکرار شد. جالب اینکه بعضی‌ها این تکبر را لای زر ورقی از فروتنی و سادگی پیچیده بودند که البته زودتر از چیزی که فکر می‌کنند فاش می‌شود.

۳- سال‌ها گذشت و من که به برخورد متکبرانه اساتید دانشگاه هم عادت کرده بودم، هراس داشتم از نزدیک شدن به هر نویسنده یا استاد نادیده‌ای که از کتابش آموخته بودم، مبادا که تکبرش آزارم دهد.

۴- روزی مرتضی مردیها را در نمایشگاه کتاب دیدم، زبانش رسمی و فاخر بود اما چنان صمیمانه روی پله‌ها کنارم نشست و به گپ و گفت ادامه داد که برایم عجیب بود.
این تجربه -به شکلی دیگر- با موسی غنی‌نژاد و جوان‌ترهایی مثل مهدی تدینی هم تکرار شد.

۵- بعد از آن فهمیدم تکبر و خودبزرگ‌بینی می‌تواند پشت ظاهر ساده زیدآبادی و زیدآبادی‌های روستازاده باشد اما پشت ظاهر شیک و کراوات زده مردیها مردی صمیمی و صادق و فروتن باشد.
بر من خرده نگیرید، در تمام کودکی و نوجوانی در تلویزیون دیده بودم روستایی‌ها و ساده‌پوش‌ها آدم‌های خوبی هستند و کراواتی آدم‌هایی فریبکار و بی‌اخلاق!

۶- امروز، در آن مرد متکبر، صفتی دیگر ظاهر شد. او به سبک کیهان و کیهانیان، با خشم دست به کیبورد برد و برچسبی هولناک به مهدی تدینی زد.
برچسب «سوسیال-ناسیونالیست» که همه آن را با «حزب نازی» و «هیتلر» می‌شناسند.
این برچسب از دو جهت عجیب و اسف‌ناک است. یک اینکه مهدی تدینی در تمامی نوشته‌ها و ترجمه‌هایش علیه فاشیسم و سوسیالیسم قلم رانده. او خصم تمامی چپ‌های ایرانی است.

دوم آنکه، زیدآبادی به خوبی می‌داند این روزها برچسب «فاشیست» و «راست افراطی» و «نازی» چه معنایی دارد و نمایانگر کدام صف‌بندی سیاسی است. هر کس که دغدغه ایران و وطن را داشته باشد با این برچسب‌ها آشناست و مورد هجوم قرار گرفته. و در این میان، کار زیدآبادی اعلام بیعت با دشمنان ایران است.
حالا دیگر فقط مجاهدین و رادیوزمانه و بی‌بی‌سی فارسی و کیهان و پیرمردهایی مثل فرخ نگهدار و اکبر معصوم‌بیگی و فرج سرکوهی نیستند که به وطن‌پرستان برچسب فاشیست می‌زنند. حالا زیدآبادی هم در اردوگاه آن‌هاست.

۷- در فضای گلخانه‌ای جامعه ایران، اصلاحطلبان و بازوهای رسانه‌ای آنان -از جمله همین احمد زیدآبادی- همواره گندم‌نمای جو فروش بوده‌اند.
به ملت ایران قهرمانان پوشالی و مبارزان فاسد فروختند، چریک‌هایی که در راه خیانت به وطن پیر شدند و باشرف‌هایی که شرف قلم را فروختند و قلم به مزد شدند، که همگی در این فضای مصنوعی و گلخانه‌ای باد شدند.
اما امروز زمان ترکیدن این بادکنک‌هاست. نه با سوزنی از جانب کسی، بلکه با انتخاب خود آنها میان وطن/بی‌وطنی و انتخاب میان خدمت به شر یا خدمت به وطن.

◽️@utfinance◽️
👌4911👍6👎4🔥3
Forwarded from اکوایران
📝 تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ

▫️چگونه جنبش‌های چپ با نقاب شعارهای به ظاهر عدالت‌خواهانه، در غیاب تعهد به اصول اخلاقی جهان‌شمول، کثرت‌گرایی و کرامت فردی، توانستند توجیهی برای هولناک‌ترین جنایات باشند؟

▫️تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیده‌هایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونت‌های سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشه‌هایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروه‌ها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.

▫️تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونه‌هایی از گروه‌ها، جنبش‌ها و دولت‌هایی است که به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداخته‌اند.

📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران

📺 @ecoiran_webtv
👍14
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

سرانجام انسان طراز نوین

👥 گفت‌وگوی امیرحسین خالقی با مترجمان کتاب «سرانجام انسان طراز نوین»: موسی غنی‌نژاد و مهشید معیری

صدمین سالگرد وقوع انقلابِ شوروی محرکی برای ترجمه‌ی کتاب سرانجام انسان طراز نوین بوده است. مهشید معیری و همسرش موسی غنی نژاد اثر پر تامل سوتلانا الکسیویچ را به فارسی برگرداندند تا یک گزارش مصاحبه‌ای و‌ توصیفی از زندگی زیر سایه اندیشه کمونیستی و چالش‌های رهایی پس از فروپاشی آن را در اختیار مخاطب پارسی زبان بگذارند.

خود نویسنده در ابتدای کتاب می‌گوید:

«کمونیسم طرحی نامعقول داشت: ساختنِ انسانِ طراز نوین، یعنی دگرگون‌کردنِ انسانِ «قدیمی»، آدم نخستین. واقعاً در این کار موفق شد... شاید تنها کاری که در آن به موفقیت رسید. در هفتادوچند سال، در آزمایشگاه‌های مارکسیستی لنینیستی، نوعی انسان خلق شد: انسانِ شورایی.»

جان‌کلام میزگرد اکوایران این است آزادی همراه با مسئولیت فردی است. سبک زندگی زیر سایه استبداد انسان را وادار می‌کند دولت روح و ‌جسم آنان را تسخیر کند.

◽️@utfinance◽️
👍152
Forwarded from اکوایران
📝 الگوی توسعۀ چینی: چیدن میوۀ آزادی، بدون داشتن آزادی

▫️دستاوردهای اقتصادی چین در دهه‌های اخیر، عده‌ای را به برگرفتن «الگوی چینی» در دیگر کشورها اغوا کرده است.

▫️گویا چین به فرمولی دست یافته است که با آن می‌توان آزادی‌های فردی مندرج در لیبرالیسم را نداشت، ولی میوه‌های آن آزادی را به دست آورد.

▫️باید گفت که حتی این هم آرزوی تازه‌ای نیست. یک زمانی در توجیه کیفیت پایین‌تر زندگی شهروندان اتحاد شوروی در مقایسه با شهروندان غربی چنین استدلال می‌شد که چون کمونیست‌های حاکم بر مسکو میراث‌دار عقب‌ماندگی دورۀ تزاری هستند نباید انتظار داشت که این شکاف به‌سرعت پر گردد، ولی در آیندۀ نه‌چندان دور این شکاف پر خواهد شد و سرانجام اقتصاد اتحاد شوروی از ایالات متحد پیشی خواهد گرفت.

▫️البته شکاف مذکور پس از هفتاد سال پر نشد و به جایش طومار شوروی درهم‌پیچیده شد.

📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران

📺 @ecoiran_webtv
11👍6
جناب آقای زید‌آبادی گرامی،

قربان لهجۀ شیرین‌تون بشم، مظلوم‌نمایی نکنید قربان. اینکه بفرمایید پیام ناخوشایند دریافت کردید و بعد پیام‌ها رو تلویحاً به عنوان دلیلی بر اثبات ادعاتون ــ «نازی» بودن من ــ جلوه بدید، شیوه‌ای که زیبندۀ خود شما باشه نیست.

بحث رو هم بی‌دلیل کش ندیم.

من در طول بیست سال اخیر یک پروژۀ فکری داشته‌م که اسمش رو گذاشته‌م «ایدئولوژی‌پژوهی» و در این راستا برای آشنایی جامعه با «فاشیسم»، «ناسیونال‌سوسیالیسم» و «مارکسیسم» کار کردم و به عنوان پادزهر در برابر این ایدئولوژی‌های اهریمنی هم کوشیده‌م جامعه رو با «لیبرالیسم» آشنا کنم.

به وسع ناچیز خودم یک دید تاریخی و تحلیلی برای فهم سیاست تقدیم جامعه کرده‌م که با هیچ چسب ناجوری نمی‌شه به «نازیسم» (یا به تعبیر شما «ناسیونال‌ــ‌سوسیال») ربطش داد، در حالی که کار من در جهت دور کردن جامعه از انواع توتالیتاریسمِ سوسیالیستی و فاشیستی بوده. بابت این هدف سال‌ها شبانه‌روز زحمت کشیده‌م. گام به گام این مسیر رو هم آگاهانه و سنجیده برداشتم؛ حتی وقتی می‌خواستم جامعه رو با فاشیسم آشنا کنم، مراقبت کردم جامعه رو در تلۀ چپ نیندازم ــ اصلاً کار راحتی نیست قربان.

اینکه شما همۀ این اهداف رو با هم محقق کنید، کار بسیار دشواریه: یعنی اینکه هم با چپ و راست رادیکال مقابله کنید، هم جلوی انواع توتالیتاریسم رو بگیرید، و هم لیبرالیسمی که ارائه می‌دید کیان ملی رو به خطر نندازه. به همین دلیل تا تونستم سعی کردم سنجیده عمل کنم.

بنابراین، اینکه شما به این راحتی به بنده به عنوان کسی که تمام زندگی‌ش تلاش در جهت مقابله با فاشیسم، ناسیونال‌سوسیالیسم و سوسیالیسم، و همچنین بسط آگاهی لیبرال بوده برچسب بزنید، کار شایسته‌ای نیست.

نفس این برچسب شما به حدی ناروا بود که فقط می‌شد با یک شوخی ازش گذشت. نمی‌شه به هر کسی هر نسبت نچسبی رو داد و بعد گفت بیا مناظره کنیم. من چرا باید وارد مناظره‌ای بشم که نفسش اتهامی کاملاً نارواست؟ چرا باید به چنین انگی تن بدم، در حالی که زندگیم در جهت معکوس این انگ بوده؟! چرا به عنوان کسی که زحمات فراوانی برای بسط دیدگاه لیبرال در جامعه کشیده‌ام و اصلاً به خاطر لیبرال بودن سالهاست ناسزا شنیده و نفرت دیده‌ام (و به اندازۀ خودم حبس کشیدم)، حالا باید در دادگاه شما حاضر شوم تا از اتهام من‌درآوری شما از خود دفاع کنم؟ وقتی می‌دونم ده‌ها هزار نفر با آثار بنده، با نوشته‌ها، با فایل‌های صوتی، و برای مثال با شرح گفتاری که بر «لیبرالیسم» و «بوروکراسی» داده‌م، به دیدگاه‌های لیبرال علاقه‌مند شدند، چرا حالا باید خودم رو به دادگاه ماهیتاً ناروای شما تنزل بدم؟ من سال‌های سال بی‌چشمداشت از آزادی و لیبرالیسم دفاع نکرده‌م که امروز بنشیم و با هر کسی که برچسب ناروایی می‌زنه بحث کنم. کارنامۀ من موجوده؛ صفر تا صد.

ما به لطف شما اصلاح‌طلبان امیدی که نداریم، حداقل شر مرسانید. بهتره به ما کمک کنید تا با ترویج آزادی از این روزگار پردرد عبور کنیم و به «ایران برای همۀ ایرانیان» برسیم، نه اینکه مدافعان آزادی رو بدنام کنید.

در سیاست هر تعبیر سیاسی تعریفی داره. «ناسیونال‌ــ‌سوسیال(یسم)» هم تعریفی داره. به جای مناظره دعوت می‌کنم ده ویژگیِ ایدئولوژی و عملِ ناسیونال‌سوسیالیسم رو بربشمرید و بفرمایید در کدامیک از نوشته‌هایم این ویژگی‌ها رو ترویج دادم، از آنها دفاع کرده‌م یا منادی آنها بوده‌م. نوشته‌های من هم کانال «تاریخ‌اندیشی» موجوده و هم در کانال «گاراژ».


برای آشنایی با افکار و کردار «ناسیونال‌ـ‌سوسیال» هم منابع زیر رو پیشنهاد می‌کنم:

▫️هانا آرنت: عناصر و خاستگاه‌های حاکمیت توتالیتر، به ویژه جلدِ اول (یهودی‌ستیزی) و جلد سوم (توتالیتاریسم)، ترجمۀ مهدی تدینی، نشر پارسه.

▫️ولفگانگ ویپرمان: نظریه‌های فاشیسم، ترجمۀ مهدی تدینی، نشر ثالث.

▫️ولفگانگ آبندروت: فاشیسم و کاپیتالیسم؛ نظریه‌هایی دربارۀ کارکرد و خاستگاه اجتماعی فاشیسم، ترجمۀ مهدی تدینی، نشر ثالث

▫️ارنست نولته: فاشیسم: آکسیون فرانسز، فاشیسم ایتالیا، ناسیونال‌سوسیالیسم، ترجمۀ مهدی تدینی، نشر پارسه.

▫️ارنست نولته: جنبش‌های فاشیستی؛ بحران نظام لیبرال و تکامل فاشیسم، ترجمۀ مهدی تدینی، انتشارات ققنوس.

▫️ارنست نولته: قرن بیستم: ایدئولوژی‌های خشونت، ترجمۀ مهدی تدینی، انتشارات ققنوس.

▫️دیتریش اکارت: بولشویسم از موسی تا لنین، گفتگو میان من و آدولف هیتلر، ترجمه و تألیف مهدی تدینی، نشر پارسه.

▫️هندریک تُس: دموکراسی بدون دموکرات‌ها؟ سیاست داخلی جمهوری وایمار، ترجمۀ مهدی تدینی، نشر پارسه.

▫️آلکساندر براکل: هولوکاست: کشتار و پیگرد یهودیان، ترجمۀ مهدی تدینی، نشر ثالث.

مهدی تدینی

@Garajetadayoni | گاراژ
20👍8👎4
📕 منتشر شد

سرانجام انسان طراز نوین

👤نوشته: سوتلانا الکسیویچ

👥 ترجمه: موسی غنی‌نژاد و مهشید معیری

📌 مجله تجارت فردا نیز در شماره این هفته به این کتاب پرداخته است.

🔗 راهنمای خرید کتاب از انتشارات دنیای اقتصاد

🔗 همچنین ببینید: گفت‌وگو با مترجمان کتاب

◽️@utfinance◽️
10👍3