📄 انستیتو لیبرتی:
فاجعه در لحظه کشیدن ماشه زاده نمیشود بلکه در زمینی که از مدتها پیش آماده شده بود شکل میگیرد.
سالها به ما آموختند که کلمات میتوانند خشونت باشند، ایدههای متفاوت تهدیدات وجودی هستند و اختلاف نظر سیاسی دلیل گناهکاری اخلاقی است.
زمانی که دانشگاهها جستوجوی حقیقت را با اصول هویت محور جایگزین میکنند شهروند تربیت نمیکنند؛ بلکه بازجو پرورش میدهند.
چارلی کرک تنها قربانی یک تیرانداز نبود بلکه قربانی فرهنگی بود که نفرت را در پوشش فضیلت عادی سازی کرد، سانسور را عدالت و آزار و اذیت را پیشرفت نامید.
و تا زمانی که بپذیریم برخی افراد شایسته حرف زدن نیستند، همیشه یک قدم با توجیه این باور فاصله داریم که برخی افراد شایسته زندگی کردن نیستند.
این سرانجام غمانگیز یک چرخه منحرف است، زمانی که جامعه اصول جهان شمول را رها میکند خشونت دیگر استثنا نیست و به سرنوشت تبدیل میشود.
◽️@utfinance◽️
فاجعه در لحظه کشیدن ماشه زاده نمیشود بلکه در زمینی که از مدتها پیش آماده شده بود شکل میگیرد.
سالها به ما آموختند که کلمات میتوانند خشونت باشند، ایدههای متفاوت تهدیدات وجودی هستند و اختلاف نظر سیاسی دلیل گناهکاری اخلاقی است.
زمانی که دانشگاهها جستوجوی حقیقت را با اصول هویت محور جایگزین میکنند شهروند تربیت نمیکنند؛ بلکه بازجو پرورش میدهند.
چارلی کرک تنها قربانی یک تیرانداز نبود بلکه قربانی فرهنگی بود که نفرت را در پوشش فضیلت عادی سازی کرد، سانسور را عدالت و آزار و اذیت را پیشرفت نامید.
و تا زمانی که بپذیریم برخی افراد شایسته حرف زدن نیستند، همیشه یک قدم با توجیه این باور فاصله داریم که برخی افراد شایسته زندگی کردن نیستند.
این سرانجام غمانگیز یک چرخه منحرف است، زمانی که جامعه اصول جهان شمول را رها میکند خشونت دیگر استثنا نیست و به سرنوشت تبدیل میشود.
◽️@utfinance◽️
👍21👎1
Forwarded from تلویزیون منوتو
مانی بشرزاد، روزنامهنگار اقتصادی، در مقالهای در CAPX به رابطه میان ایدهها، خشونت و آزادی بیان میپردازد. او با اشاره به قتل چارلی کرک، نشان میدهد که وقتی گفتوگو کنار گذاشته شود، جای آن خشونت و ایدههای شکستخورده مینشینند.
جزییات بیشتر را در اسلایدها میخوانید.
جزییات بیشتر را در اسلایدها میخوانید.
❤18👍7👎1
📄 مقاله
تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
👤 شاهین کارخانه
◽️ تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروهها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.
◽️ با آن که بنیانهای نظری تفکر چپ، در کلیترین معنای خود، بر مفاهیمی چون رهایی انسان از سلطه، عدالت اجتماعی و طرد استثمار استوار است؛ مفاهیمی که در نگاه نخست، در تضاد کامل با هرگونه کنش خشونتآمیز و تروریستی قرار میگیرند. اما تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونههایی از گروهها، جنبشها و دولتهایی است که با استناد به همین مبانی نظری، به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداختهاند.
◽️ ریشههای این بحث را میتوان تا خود کارل مارکس و فریدریش انگلس پی گرفت. اگرچه در آثار مارکس، بهویژه در دوره پختگی فکری او، بهندرت میتوان دفاعیهای صریح از تروریسم به معنای مدرن آن یافت، اما بذر نظریهای که میتوانست چنین تفسیری را برتابد، در تحلیل او از تاریخ و دولت کاشته شده بود. مفهوم محوری در این زمینه، تلقی تاریخ به مثابه «تاریخ مبارزات طبقاتی» و تعریف دولت به عنوان «ابزار سرکوب یک طبقه توسط طبقهای دیگر» است. در این چارچوب، خشونت نه یک انحراف، بلکه نیرویی ضروری است که هر جامعه کهنهای را که آبستن جامعهای نوین است، در زایش یاری میرساند.
◽️ در ایران نیز تنی چند از نویسندگان و کنشگران سیاسی به ویژه در دهههای منتهی به انقلاب 57، به تئوری پردازی در جهت اعمال خشونت و ترور پرداختند. این افراد عمدتاً اعضای احزاب چپگرا مثل حزب توده، چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق بودند که میتوان به عبدالصمد کامبخش، احسان طبری، نورالدین کیانوری، جعفر پیشه وری، خسرو روزبه، بیژن جزنی، مسعود احمدزاده، صمد بهرنگی، امیرپرویز پویان، حمید اشرف، اشرف دهقانی، تقی شهرام، مسعود رجوی و فرخ نگهدار اشاره کرد.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
👤 شاهین کارخانه
◽️ تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروهها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.
◽️ با آن که بنیانهای نظری تفکر چپ، در کلیترین معنای خود، بر مفاهیمی چون رهایی انسان از سلطه، عدالت اجتماعی و طرد استثمار استوار است؛ مفاهیمی که در نگاه نخست، در تضاد کامل با هرگونه کنش خشونتآمیز و تروریستی قرار میگیرند. اما تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونههایی از گروهها، جنبشها و دولتهایی است که با استناد به همین مبانی نظری، به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداختهاند.
◽️ ریشههای این بحث را میتوان تا خود کارل مارکس و فریدریش انگلس پی گرفت. اگرچه در آثار مارکس، بهویژه در دوره پختگی فکری او، بهندرت میتوان دفاعیهای صریح از تروریسم به معنای مدرن آن یافت، اما بذر نظریهای که میتوانست چنین تفسیری را برتابد، در تحلیل او از تاریخ و دولت کاشته شده بود. مفهوم محوری در این زمینه، تلقی تاریخ به مثابه «تاریخ مبارزات طبقاتی» و تعریف دولت به عنوان «ابزار سرکوب یک طبقه توسط طبقهای دیگر» است. در این چارچوب، خشونت نه یک انحراف، بلکه نیرویی ضروری است که هر جامعه کهنهای را که آبستن جامعهای نوین است، در زایش یاری میرساند.
◽️ در ایران نیز تنی چند از نویسندگان و کنشگران سیاسی به ویژه در دهههای منتهی به انقلاب 57، به تئوری پردازی در جهت اعمال خشونت و ترور پرداختند. این افراد عمدتاً اعضای احزاب چپگرا مثل حزب توده، چریکهای فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق بودند که میتوان به عبدالصمد کامبخش، احسان طبری، نورالدین کیانوری، جعفر پیشه وری، خسرو روزبه، بیژن جزنی، مسعود احمدزاده، صمد بهرنگی، امیرپرویز پویان، حمید اشرف، اشرف دهقانی، تقی شهرام، مسعود رجوی و فرخ نگهدار اشاره کرد.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه…
👏14❤2👍1👎1👌1
🔴 زیدآبادی نامهایی که باد شدند
۱- سالها پیش که دانشجویی خام و سادهاندیش بودم به دیدار زندانی سیاسی معروفی رفتم که به مرخصی آمده بود. برخورد این زندانی محبوب و مشهور چنان با غرور و تکبر و تبختر همراه بود که تلنگری به ذهنم خورد؛ گویی برخی ظرفیت چنین محبوبیت و شهرتی را ندارند.
۲- این تجربه در برخورد با تنی چند از دیگر اصلاحطلبان تکرار شد. جالب اینکه بعضیها این تکبر را لای زر ورقی از فروتنی و سادگی پیچیده بودند که البته زودتر از چیزی که فکر میکنند فاش میشود.
۳- سالها گذشت و من که به برخورد متکبرانه اساتید دانشگاه هم عادت کرده بودم، هراس داشتم از نزدیک شدن به هر نویسنده یا استاد نادیدهای که از کتابش آموخته بودم، مبادا که تکبرش آزارم دهد.
۴- روزی مرتضی مردیها را در نمایشگاه کتاب دیدم، زبانش رسمی و فاخر بود اما چنان صمیمانه روی پلهها کنارم نشست و به گپ و گفت ادامه داد که برایم عجیب بود.
این تجربه -به شکلی دیگر- با موسی غنینژاد و جوانترهایی مثل مهدی تدینی هم تکرار شد.
۵- بعد از آن فهمیدم تکبر و خودبزرگبینی میتواند پشت ظاهر ساده زیدآبادی و زیدآبادیهای روستازاده باشد اما پشت ظاهر شیک و کراوات زده مردیها مردی صمیمی و صادق و فروتن باشد.
بر من خرده نگیرید، در تمام کودکی و نوجوانی در تلویزیون دیده بودم روستاییها و سادهپوشها آدمهای خوبی هستند و کراواتی آدمهایی فریبکار و بیاخلاق!
۶- امروز، در آن مرد متکبر، صفتی دیگر ظاهر شد. او به سبک کیهان و کیهانیان، با خشم دست به کیبورد برد و برچسبی هولناک به مهدی تدینی زد.
برچسب «سوسیال-ناسیونالیست» که همه آن را با «حزب نازی» و «هیتلر» میشناسند.
این برچسب از دو جهت عجیب و اسفناک است. یک اینکه مهدی تدینی در تمامی نوشتهها و ترجمههایش علیه فاشیسم و سوسیالیسم قلم رانده. او خصم تمامی چپهای ایرانی است.
دوم آنکه، زیدآبادی به خوبی میداند این روزها برچسب «فاشیست» و «راست افراطی» و «نازی» چه معنایی دارد و نمایانگر کدام صفبندی سیاسی است. هر کس که دغدغه ایران و وطن را داشته باشد با این برچسبها آشناست و مورد هجوم قرار گرفته. و در این میان، کار زیدآبادی اعلام بیعت با دشمنان ایران است.
حالا دیگر فقط مجاهدین و رادیوزمانه و بیبیسی فارسی و کیهان و پیرمردهایی مثل فرخ نگهدار و اکبر معصومبیگی و فرج سرکوهی نیستند که به وطنپرستان برچسب فاشیست میزنند. حالا زیدآبادی هم در اردوگاه آنهاست.
۷- در فضای گلخانهای جامعه ایران، اصلاحطلبان و بازوهای رسانهای آنان -از جمله همین احمد زیدآبادی- همواره گندمنمای جو فروش بودهاند.
به ملت ایران قهرمانان پوشالی و مبارزان فاسد فروختند، چریکهایی که در راه خیانت به وطن پیر شدند و باشرفهایی که شرف قلم را فروختند و قلم به مزد شدند، که همگی در این فضای مصنوعی و گلخانهای باد شدند.
اما امروز زمان ترکیدن این بادکنکهاست. نه با سوزنی از جانب کسی، بلکه با انتخاب خود آنها میان وطن/بیوطنی و انتخاب میان خدمت به شر یا خدمت به وطن.
◽️@utfinance◽️
۱- سالها پیش که دانشجویی خام و سادهاندیش بودم به دیدار زندانی سیاسی معروفی رفتم که به مرخصی آمده بود. برخورد این زندانی محبوب و مشهور چنان با غرور و تکبر و تبختر همراه بود که تلنگری به ذهنم خورد؛ گویی برخی ظرفیت چنین محبوبیت و شهرتی را ندارند.
۲- این تجربه در برخورد با تنی چند از دیگر اصلاحطلبان تکرار شد. جالب اینکه بعضیها این تکبر را لای زر ورقی از فروتنی و سادگی پیچیده بودند که البته زودتر از چیزی که فکر میکنند فاش میشود.
۳- سالها گذشت و من که به برخورد متکبرانه اساتید دانشگاه هم عادت کرده بودم، هراس داشتم از نزدیک شدن به هر نویسنده یا استاد نادیدهای که از کتابش آموخته بودم، مبادا که تکبرش آزارم دهد.
۴- روزی مرتضی مردیها را در نمایشگاه کتاب دیدم، زبانش رسمی و فاخر بود اما چنان صمیمانه روی پلهها کنارم نشست و به گپ و گفت ادامه داد که برایم عجیب بود.
این تجربه -به شکلی دیگر- با موسی غنینژاد و جوانترهایی مثل مهدی تدینی هم تکرار شد.
۵- بعد از آن فهمیدم تکبر و خودبزرگبینی میتواند پشت ظاهر ساده زیدآبادی و زیدآبادیهای روستازاده باشد اما پشت ظاهر شیک و کراوات زده مردیها مردی صمیمی و صادق و فروتن باشد.
بر من خرده نگیرید، در تمام کودکی و نوجوانی در تلویزیون دیده بودم روستاییها و سادهپوشها آدمهای خوبی هستند و کراواتی آدمهایی فریبکار و بیاخلاق!
۶- امروز، در آن مرد متکبر، صفتی دیگر ظاهر شد. او به سبک کیهان و کیهانیان، با خشم دست به کیبورد برد و برچسبی هولناک به مهدی تدینی زد.
برچسب «سوسیال-ناسیونالیست» که همه آن را با «حزب نازی» و «هیتلر» میشناسند.
این برچسب از دو جهت عجیب و اسفناک است. یک اینکه مهدی تدینی در تمامی نوشتهها و ترجمههایش علیه فاشیسم و سوسیالیسم قلم رانده. او خصم تمامی چپهای ایرانی است.
دوم آنکه، زیدآبادی به خوبی میداند این روزها برچسب «فاشیست» و «راست افراطی» و «نازی» چه معنایی دارد و نمایانگر کدام صفبندی سیاسی است. هر کس که دغدغه ایران و وطن را داشته باشد با این برچسبها آشناست و مورد هجوم قرار گرفته. و در این میان، کار زیدآبادی اعلام بیعت با دشمنان ایران است.
حالا دیگر فقط مجاهدین و رادیوزمانه و بیبیسی فارسی و کیهان و پیرمردهایی مثل فرخ نگهدار و اکبر معصومبیگی و فرج سرکوهی نیستند که به وطنپرستان برچسب فاشیست میزنند. حالا زیدآبادی هم در اردوگاه آنهاست.
۷- در فضای گلخانهای جامعه ایران، اصلاحطلبان و بازوهای رسانهای آنان -از جمله همین احمد زیدآبادی- همواره گندمنمای جو فروش بودهاند.
به ملت ایران قهرمانان پوشالی و مبارزان فاسد فروختند، چریکهایی که در راه خیانت به وطن پیر شدند و باشرفهایی که شرف قلم را فروختند و قلم به مزد شدند، که همگی در این فضای مصنوعی و گلخانهای باد شدند.
اما امروز زمان ترکیدن این بادکنکهاست. نه با سوزنی از جانب کسی، بلکه با انتخاب خود آنها میان وطن/بیوطنی و انتخاب میان خدمت به شر یا خدمت به وطن.
◽️@utfinance◽️
Telegram
گاراژ ــ مهدی تدینی
این جدید بود.
ثبت میکنیم: برای اولین بار آقای زیدآبادی به بنده گفت "ناسیونال-سوسیال" که احتمالا همون "نازی" میشه.
این همه با انواع گروهها، خصوصاً چپها طرف بودم، کسی بهم "نازی" نگفته بود.
ایشون گفتند لابد میرنجم. نه آقا چرا برنجم. خوشحال شدم. چون…
ثبت میکنیم: برای اولین بار آقای زیدآبادی به بنده گفت "ناسیونال-سوسیال" که احتمالا همون "نازی" میشه.
این همه با انواع گروهها، خصوصاً چپها طرف بودم، کسی بهم "نازی" نگفته بود.
ایشون گفتند لابد میرنجم. نه آقا چرا برنجم. خوشحال شدم. چون…
👌49❤11👍6👎4🔥3
Forwarded from اکوایران
📝 تبارشناسی خشونت و ترور در اندیشه چپ
▫️چگونه جنبشهای چپ با نقاب شعارهای به ظاهر عدالتخواهانه، در غیاب تعهد به اصول اخلاقی جهانشمول، کثرتگرایی و کرامت فردی، توانستند توجیهی برای هولناکترین جنایات باشند؟
▫️تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروهها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.
▫️تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونههایی از گروهها، جنبشها و دولتهایی است که به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداختهاند.
📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران
📺 @ecoiran_webtv
▫️چگونه جنبشهای چپ با نقاب شعارهای به ظاهر عدالتخواهانه، در غیاب تعهد به اصول اخلاقی جهانشمول، کثرتگرایی و کرامت فردی، توانستند توجیهی برای هولناکترین جنایات باشند؟
▫️تحلیل و تبارشناسی پیوند میان اندیشه چپ با پدیدههایی چون خشونت، ارعاب و ترور، سهم اندکی در مباحث حوزه تاریخ اندیشه دارد اما دارای اهمیت بسیاری است، چرا که اغلب خشونتهای سازمان یافته و گسترده در تاریخ بشریت ریشه در اندیشههایی دارد که خشونت و ترور را توجیه کرده و افراد و گروهها را به اعمال خشونت قانع و مجاب کرده است.
▫️تاریخ قرن بیستم و بیست و یکم، مملو از نمونههایی از گروهها، جنبشها و دولتهایی است که به توجیه، تقدیس و اجرای سیستماتیک خشونت و ترور پرداختهاند.
📌 گزارش کامل در وبسایت اکوایران
📺 @ecoiran_webtv
👍14
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
سرانجام انسان طراز نوین
👥 گفتوگوی امیرحسین خالقی با مترجمان کتاب «سرانجام انسان طراز نوین»: موسی غنینژاد و مهشید معیری
صدمین سالگرد وقوع انقلابِ شوروی محرکی برای ترجمهی کتاب سرانجام انسان طراز نوین بوده است. مهشید معیری و همسرش موسی غنی نژاد اثر پر تامل سوتلانا الکسیویچ را به فارسی برگرداندند تا یک گزارش مصاحبهای و توصیفی از زندگی زیر سایه اندیشه کمونیستی و چالشهای رهایی پس از فروپاشی آن را در اختیار مخاطب پارسی زبان بگذارند.
خود نویسنده در ابتدای کتاب میگوید:
«کمونیسم طرحی نامعقول داشت: ساختنِ انسانِ طراز نوین، یعنی دگرگونکردنِ انسانِ «قدیمی»، آدم نخستین. واقعاً در این کار موفق شد... شاید تنها کاری که در آن به موفقیت رسید. در هفتادوچند سال، در آزمایشگاههای مارکسیستی لنینیستی، نوعی انسان خلق شد: انسانِ شورایی.»
جانکلام میزگرد اکوایران این است آزادی همراه با مسئولیت فردی است. سبک زندگی زیر سایه استبداد انسان را وادار میکند دولت روح و جسم آنان را تسخیر کند.
◽️@utfinance◽️
سرانجام انسان طراز نوین
👥 گفتوگوی امیرحسین خالقی با مترجمان کتاب «سرانجام انسان طراز نوین»: موسی غنینژاد و مهشید معیری
صدمین سالگرد وقوع انقلابِ شوروی محرکی برای ترجمهی کتاب سرانجام انسان طراز نوین بوده است. مهشید معیری و همسرش موسی غنی نژاد اثر پر تامل سوتلانا الکسیویچ را به فارسی برگرداندند تا یک گزارش مصاحبهای و توصیفی از زندگی زیر سایه اندیشه کمونیستی و چالشهای رهایی پس از فروپاشی آن را در اختیار مخاطب پارسی زبان بگذارند.
خود نویسنده در ابتدای کتاب میگوید:
«کمونیسم طرحی نامعقول داشت: ساختنِ انسانِ طراز نوین، یعنی دگرگونکردنِ انسانِ «قدیمی»، آدم نخستین. واقعاً در این کار موفق شد... شاید تنها کاری که در آن به موفقیت رسید. در هفتادوچند سال، در آزمایشگاههای مارکسیستی لنینیستی، نوعی انسان خلق شد: انسانِ شورایی.»
جانکلام میزگرد اکوایران این است آزادی همراه با مسئولیت فردی است. سبک زندگی زیر سایه استبداد انسان را وادار میکند دولت روح و جسم آنان را تسخیر کند.
◽️@utfinance◽️
👍15❤2
📄 مقاله
بهای دروغها
ایرینا زاروتسکا، چارلی کرک و فروپاشی روایت غالب چپها و رسانههای جریان اصلی آمریکا
👤 محمدحسن وکیلی
◽️@utfinance◽️
بهای دروغها
ایرینا زاروتسکا، چارلی کرک و فروپاشی روایت غالب چپها و رسانههای جریان اصلی آمریکا
👤 محمدحسن وکیلی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
ایرینا زاروتسکا، چارلی کرک و فروپاشی روایت غالب چپها و رسانههای جریان اصلی آمریکا
بهای دروغها بهتازگی آمریکا شاهد دو قتل بود که توجهها را به خود جلب کرد: ابتدا ایرینا زاروتسکا و سپس چارلی کرک. ایرینا دختری ۲۳ ساله و اوکراینی بود که پس از حملۀ روسیه به اوکراین، از کشورش گریخته و به ایالت کارولینای شمالی آمریکا پناه برده بود. در شب…
👍23👎1