Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
919 videos
1.15K files
3.08K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
ایران_بین_دو_انقلاب_آبرامیان_231016_112816.pdf
345.2 KB
📄 مقاله

نقدی بر «ایران بین دو انقلاب» آبرامیان

👤 جواد طباطبایی

◽️@utfinance◽️
یک_نکته_دربارۀ_آبراهامیان_و_مشروطیت_231016_112835_1.pdf
240.9 KB
📄 مقاله

یک نکته درباره «آبرامیان و مشروطیت»

👤 جواد طباطبایی

◽️@utfinance◽️
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چه کسی دروغ می‌گوید؟ حداد عادل یا فرشاد مؤمنی؟

هدیه شوم چپ‌ها که اقتصاد ایران را فلج کرد


👤مرسده صفری / اکوایران:
در سال 1383، قانونی تحت عنوان «تثبیت قیمت‌ها» به تصویب مجلس رسید که به عنوان یک هدیه به ملت معرفی شد.
اما فرشاد مومنی، اقتصاددان، در گفت‌وگو با ایرنا به این نکته اشاره کرد که این طرح هیچ‌گاه به تصویب نرسید و در واقع، تصمیمات مجلس هفتم باعث لغو افزایش قیمت‌ها و ایجاد ناترازی در اقتصاد شد.
 آیا این ادعا درست است؟ آیا یکی از جنجالی‌ترین مصوبات تاریخ اقتصادی مجلس ایران، فقط یک «دروغ نهادینه شده» است؟


◽️@utfinance◽️
👌10
📄 مقاله

چرا رشد حداقل دستمزد فریبنده است؟

👤 امیرمحمد علوی

◽️@utfinance◽️
👍8👎1
به نظر شما مصاحبه بی‌بی‌سی فارسی با دبیر اول حزب کومله اقدامی درست یا حرفه‌ای محسوب می‌شود؟
Anonymous Poll
58%
غیرحرفه‌ای و غلط است
23%
حرفه‌ای اما غلط است
20%
هم حرفه‌ای و هم درست است
🔗 لینک مرتبط

لینک مصاحبه بی‌بی‌سی فارسی با دبیر اول حزب کومله




لینک نظرسنجی: https://t.me/UTfinance/5459

به نظر شما مصاحبه بی‌بی‌سی فارسی با دبیر اول حزب کومله اقدامی درست یا حرفه‌ای محسوب می‌شود؟


◽️@utfinance◽️
👎16💔1
📄 مقاله

سیاست صنعتی توجیه توزیع رانت است

تجارت آزاد بین‌المللی چیزی جز بسط و گسترش اصل بنیادین تبادل داوطلبانه در سراسر جهان نیست. این صرفاً به معنای آن است که به افراد اجازه داده شود تا با هر کس دیگری، در هر کجای جهان، که مایل به معامله باشد، بدون مانع و اجبار، وارد تبادل شوند. مخالفت با تجارت آزاد بین‌المللی، در تحلیل نهایی، مخالفت با حق افراد برای بهبود وضعیت خود از طریق توافقات مسالمت‌آمیز و داوطلبانه است. این مخالفت، دفاع از استفاده از زور برای جلوگیری از کنش‌های سودمند متقابل است. بنابراین، هر بحثی در مورد تعرفه‌ها، سهمیه‌ها یا هر شکل دیگری از حمایت‌گرایی و سیاست صنعتی، بحثی است در مورد توجیه استفاده از خشونت یا تهدید به آن برای مداخله در بازار.

◽️@utfinance◽️
4👎3👍1
Forwarded from شرق وحشی
مائو؛ دیکتاتور خوش‌شانس را در یوتوب شرق وحشی ببینید:
https://youtu.be/lLBYCM1WgP0?si=Jwgf1kBr4B77e5Y3
*
به مناسبت سالگرد مرگ مائو تسه‌تونگ، رهبر جمهوری خلق چین، در این ویدیو نگاهی گذرا داشتم به کارنامه مائو تسه‌تونگ و اینکه چطور این دیکتاتور زیر سایه دیگر دیکتاتورهای قرن بیستم قرار گرفت و کمتر از او به‌عنوان دیکتاتور خشنی یاد می‌شود که بیش از یک‌پنجم مردم جهان را تحت پرچم سرخ کمونیسم برد و به فلاکت و بدبختی کشاند و جان ده‌ها میلیون نفر را گرفت.

این ویدیو را می‌توانید در کانال یوتوبی شرق وحشی ببینید:
https://youtu.be/lLBYCM1WgP0?si=Jwgf1kBr4B77e5Y3

شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
👍5👎5👏2
📄 یادداشت

فقط تو نیستی که خودت را حق می‌دانی و فقط تو نیستی که بلدی آدم بکشی

👤 مهرپویا علا

هرچقدر بیشتر می‌گذرد آدم بیشتر به درستی آن حرف میزس در کتاب لیبرالیسم پی می‌برد که وقتی طرف مقابل خود را مقید به هیچ قیدی نمی‌داند و تصور می‌کند خشونت‌ورزی تنها از آنها ساخته است، برای مثال جواب حرف و استدلال را با گلوله می‌دهند، آنگاه فاشیسم به‌عنوان راه‌حل موقت ظهور می‌کند و می‌تواند نقش مفیدی ایفا کند.
یک طرف دچار این توهم می‌شود که چون حق با ماست پس خشونت ما نه تنها اشکالی ندارد بلکه با توسل به هنر به آن صورت زیبا و حماسی می‌بخشد و در مقابل از قربانی خشونت چهرۀ شیطانی می‌سازد.

بسیار خب چرا تصور می‌کنند این کار را فقط خودشان بلدند؟ چرا تصور می‌کنند فقط آن‌ها هستند که خود را طرف حق می‌دانند؟
وقتی تمام قیدهای یک جامعۀ متمدن را زیر پا می‌گذاری و قانون جنگل را حاکم می‌کنی باید این را هم بدانی که در جنگل کسی پیروز است که قدرت درندگی بالاتری داشته باشد.

اگر می‌خواهی جامعۀ انسانی داشته باشی و چنگ و دندان در آن ابزار پیشبرد کارها نشود، باید به یک اصل بسیار مهم و بنیادین احترام بگذاری که آن نفی و محکومیت مطلق هرگونه آغازگریِ اعمالِ خشونت فیزیکی به هر بهانه‌ای و تحت هر شرایطی و از سوی هر کسی است.
درست یا غلط بودن حرف‌ها در مرحله بعد و پس از پذیرش این اصل بنیادین مورد بحث قرار می‌گیرد.

در اروپای اوایل قرن بیستم کمونیست‌های اروپایی به تأسی از بلشویک‌های روسی کارهای مشابهی را انجام می‌دادند و مانند لنین دکترین تصرف قهرآمیز قدرت را دنبال می‌کردند. فاشیسم آمد و محکم توی دهانشان زد. فاشیست‌ها اغلب خودشان کمونیست بودند. برای مثال موسولینی خودش فعال مهم حزب کمونیست بود. پس از فاشیست شدنشان هم اعتقاد به اقتصاد دولتی و کنترل همه‌جانبۀ بازار را از دست ندادند. اما تحمل نمی‌کردند کاری را که امپراتوری روسیه با ارتش خود نتوانست انجام دهد تعدادی فعال حزبی تروریست برای بلشویک‌های حاکم بر مسکو انجام دهند. این نقش تاریخی را ایفا کردند و جلوی کمونیست شدن ایتالیا را در آن مقطع گرفتند. اما مجموع این رویدادها به نفع آزادی فردی و لیبرالیسم و در نهایت به نفع هیچ‌کس نشد. ای کاش امور طور دیگری پیش می‌رفت و از ابتدا جامعه تبدیل به جنگل نمی‌شد که بعد مجبور باشند درون آن جنگل دنبال حیوان کم‌خطرتر بروند. امروز هنوز اوضاع به وخامت آن زمان نشده است ولی مسیر رویدادها همین است. حالا من کاری با آمریکا ندارم ولی در ایران هم اگر می‌خواهیم از جنگل کنونی به جنگلی دیگر گذار نکنیم و سرانجام جنگل را برای اولین بار تبدیل به جامعه کنیم باید همان اصل بنیادین که اشاره کردم پذیرفته شود.

آن اصل بیش از آنکه اخلاقی باشد منطقی است و منطق آن هم ساده و صریح است: فقط تو نیستی که خودت را حق می‌دانی و فقط تو نیستی که بلدی آدم بکشی. به فرض که فعلاً در آدم کشتن بهتر باشی همیشه بهتر نخواهی ماند و آنگاه که چنگ و دندان کسی دیگر برنده‌تر از تو شد دیگر کسی به موعظه‌های اخلاقی تو گوش نخواهد داد.

◽️@utfinance◽️
11👍6👌4
Forwarded from شرق وحشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
*بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه به‌زودی منتشر می‌کند:

نظریه‌های منفی‌باف: چگونه پژوهش‌کنشگری همه چیز را به نژاد، جنسیت و هویت ربط می‌دهد ... و چرا این مسئله به ضرر همه است

نوشته هلن پلاک‌رز و جیمز لینزی
ترجمه مسعود یوسف‌حصیرچین

شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
👍93
📄 یادداشت

مهدی نصیری در پاسخ به حمیدرضا جلائی‌پور چه گفت؟

👤 نیما افشارنادری

مهدی نصیری در پاسخ به مقاله‌ حمیدرضا جلایی‌پور که او را «وطن‌فروش» نامیده، ابتدا سوءبرداشت‌ها از گفت‌وگویش درباره جنگ حماس و اسرائیل را رفع می‌کند: می‌گوید هرگز کنش اسرائیل در غزه را توجیه نکرده و فقط توضیح داده که مسئله را نمی‌توان یک‌سویه دید و اسرائیل ممکن است حمله‌اش را با استناد به قاعده فقهی «تترس» یا قاعده عقلایی «دفع شرّ بزرگ‌تر» توجیه کند؛ نه اینکه او این استدلال‌ها را تأیید کرده باشد. تأکید می‌کند که باید راه‌حلی جست تا نه حماس توان بازتولید حمله‌ای مشابه ۷ اکتبر را بیابد و نه مردم غزه قربانی شوند؛ و اگر راهِ بدیلِ کم‌هزینه‌ای بوده و اسرائیل نرفته، باید محکوم شود.

سپس به نقد مقاله‌ جلایی‌پور می‌پردازد و پیشینه‌ سیاسی او و نقش جریان‌های «چپِ دهه شصت» را یادآور می‌شود تا بگوید نسبت دادن «ایران‌گرایی» به اصلاح‌طلبانِ آن دوره تحریف تاریخی است. نصیری با اشاره به شعار «ایران برای همه ایرانیان» می‌گوید اختلاف اصلی جلایی‌پور با او، پیشنهاد «ائتلاف از تاجزاده تا شاهزاده» است و می‌پرسد چرا رضا پهلوی جزو «ایرانیان» شمرده نشود؛ ضمن آنکه خودِ شاهزاده در نوشته‌هایش به کاستی‌های پهلوی انتقاد کرده است. او نقش اصلاح‌طلبانِ امروز را در شکل‌گیری ولایت مطلقه فقیه، حمایت از سیاست هسته‌ای در دهه‌های گذشته، و سرکوب‌های امنیتی (از جمله آبان ۹۸) یادآوری می‌کند و دوگانۀ «وطن‌دوستیِ اصلاح‌طلبان» در برابر «وطن‌فروشیِ مخالفان» را وارونه می‌خواند.

در بخش پایانی، نصیری می‌گوید جنگ اخیر، جنگ اسرائیل با «جمهوری اسلامی» و سیاست‌های منطقه‌ای و هسته‌ای آن است، نه با «ملت ایران»؛ نشانه‌اش نیز ناتوانی حکومت در بسیج افکار عمومی داخل علیه اسرائیل است. او حمله جلایی‌پور به رسانه‌هایی چون ایران‌اینترنشنال و روزنامه‌نگاران منتقد را رد می‌کند و مسئولیت اصلی وضعیت کنونی را متوجه جمهوری اسلامی می‌داند؛ از «امت‌گراییِ» حاکمیت تا تخریب منافع ملی و سرکوب داخلی. نصیری در پایان اصلاح‌طلبانِ هم‌نزدیک به حاکمیت را فرامی‌خواند از حکومت فاصله بگیرند، زیرا به باور او توازن به زیان جمهوری اسلامی چرخیده و فرصت برای توضیح نزد افکار عمومی رو به پایان است.

◽️@utfinance◽️
👍13👏1
تجزیه_و_تحلیل_نظام_بانکی_در_سال_1403.pdf
1.4 MB
📄 تجزیه و تحلیل عملکرد نظام بانکی در سال ۱۴۰۳

👤 عباس دادجوی توکلی


◼️ محورهای متن:

◽️متغیرهای حوزه پولی :
کل های پولی (پایه پولی و نقدینگی)، انواع نرخ‌های سود، عملیات بازار باز، سیالیت سپرده ها و ... .

◽️متغیرهای حوزه نظارتی:
نسبت کفایت سرمایه، نسبت مطالبات غیرجاری، نسبت نکول سالانه، نرخ وصول نقدی مطالبات غیرجاری، نرخ درآمدزایی نقدی تسهیلات

◽️متغیرهای حوزه ارزی:
نوسانات نرخ ارز اسمی و علل آن، میزان تخصیص ارز، عملکرد مرکز مبادله در برخی شاخص‌ها

نشست تخصصی «تجزیه و تحلیل عملکرد نظام بانکی در سال ۱۴۰۳»
📌 این نشست در تاریخ ۹ شهریورماه 1404 در موسسه مطبوعاتی بازار پول و ارز برگزار شده است.


◽️@utfinance◽️
👍3
📄 مقاله

خشونت آخرین پناهگاه ایده‌های شکست خورده است

👤 مانی بشرزاد

درباره کشته شدن چارلی کرک

منتشر شده در: CapX📰


از متن:
میزس در لیبرالیسم نوشت “خشونت همواره حکم اعتراف به این است  که آدمی از به کارگیری اسلحه فکر ناتوان است” به بیان دیگر، خشونت آخرین پناهگاه ایده‌های ورشکسته است.

شاید با کرک اختلاف نظر داشته باشید ــ من خودم هم در بسیاری موارد موافق نبودم. اما موضوع اصلی این نیست.
اصل موضوع همان چیزی است که کِرک  وقتی از او پرسیدند چرا این‌همه وقت در دانشگاه می‌گذراند، گفت. پاسخ او ساده بود:

«وقتی ارتباط انسانی خود را با کسی که با او مخالفید از دست بدهید، خیلی راحت‌تر می‌شود خواهان اعمال خشونت علیه آن گروه شد.»
تراژدی اینجاست که فردی که خواهان گفت و گو و به جای خشونت بود، در هنگام گفت و گوی آزادانه به قتل رسید.

پس چرا کسانی که ایده‌های شکست‌خورده را تبلیغ می‌کنند، اغلب از بحث کردن سر باز می‌زنند؟ نخستین دلیل، باور نادرست به برتری اخلاقی است. کسانی که خود را همواره در «سوی درست تاریخ» می‌بینند – که برای آنان یعنی هم‌صف شدن با سرکوب شدگان، چه واقعی و چه خیالی – خود را از وظیفه‌ی اقناع معاف می‌دانند. اگر همیشه حق با شماست، چرا باید با کسانی که در اشتباه‌اند وارد گفت‌وگو شوید؟ این منطق به راهی تاریک می‌انجامد.
مخالفان تنها گمراه نیستند؛ بلکه غیراخلاقی، ارتجاعی و حتی شریر به شمار می‌آیند. اختلاف دیدگاه دیگر یک رویارویی فکری نیست، بلکه مسئله‌ای شخصی است. و هنگامی که اختلاف به این صورت اخلاقی‌سازی شود، گام بعدی انسان‌زدایی است: اگر با من مخالفی، ارزش شنیده شدن نداری. بلکه در واقع، ارزش زیستن هم نداری.

دلیل دوم، جست‌وجوی قدرت به عنوان درمان همه‌چیز است. اگر کسی باور داشته باشد که هر درد اجتماعی – فقر، جنگ، استثمار – تنها از راه اقتدار سیاسی حل‌شدنی است، آنگاه خودِ قدرت به والاترین خیر بدل می‌شود.


متن کامل مقاله را اینجا بخوانید:
https://capx.co/when-free-debate-dies-brutality-is-all-thats-left

◽️@utfinance◽️
👍127
📄 مقاله

کاتارسیس (برون‌ریزی) یا تمدن

👤 جیمز لینزی

ترجمۀ مسعود یوسف‌حصیرچین

منتشر شده در نیودیسکورس


چند سالی است که می‌کوشم پیام مشخصی را به گوش دیگران برسانم و تقریباً هیچ وقت نمی‌توانم واژه‌های مناسبش را بیابم. بعید می‌دانم که امشب موفق به انجامش شوم اما باید دوباره تلاشم را بکنم چون امروز شاهد قتل دوست عزیزم بودم.
دو گزینه پیش روی ماست: کاتارسیس یا تمدن.
انتخاب دیگری برایمان وجود ندارد. می‌توانیم تمدنی داشته باشیم که در آن مردم آن‌قدر متمدن هستند که به‌شیوه‌ای مولد، امن و قابل اعتماد با هم زندگی، کار و تجارت کنند یا می‌توانیم رهایش کنیم و دنبال احساسات منفی سال‌ها، دهه یا دهه‌های اخیر برویم و اجازه دهیم ما را ببلعند.
گزینۀ دیگری نداریم.
در صورت انتخاب کاتارسیس، اجازه داده‌ایم احساساتمان، پاتوس ما، بر ما چیره شود. با این کار به خشممان رو می‌کنیم و دنبال توجیهات بیشتری برای آن می‌گردیم. به ستمی که بر ما رفته، خشم، یأس و ترس خود رو می‌کنیم و اجازه می‌دهیم در ما جریان بیابد تا پاتوس به بیرون فوران کند و زمین را فرا بگیرد و نهایتاً در آتش و خون غرق کند.


◽️@utfinance◽️
👏61👎1
◽️ توئیت روز

مجید محمدی، جامعه‌شناس:

«‏دعوت BBC از آرش آرامش برای سخن گفتن در مورد چارلی کرک مثل این است که گوبلز را برای مراسم ختم گلدا مایر دعوت کنند.
آرامش دشمن جنبش ماگا و ترامپ است و اطلاعات وی در مورد امریکا در حد کودکی ۸ ساله که می‌تواند ویکی‌پیدا بخواند. عقد آرامش و BBC فارسی را در کوبا و کره شمالی بسته‌اند.»

◽️@utfinance◽️
👍44👎15👌3🤬1
📄 یادداشت

«ساطور چپ بر هویت و معرفت‌شناسی جمعی»

👤 مهدی تدینی

یه چیزی که چپ‌ها هیچ موقع نخواستند بفهمند یا بپذیرند اینه که «القای مظلوم بودن، القای اقلیتِ سرکوب‌شده بودن، تلقینِ ستمدیدگی و استثمارزدگی» خودش یکی از سرمنشأهای خشونت اجتماعیه.

یعنی وقتی شما دائم به یک اقلیت، به بخشی از مردم، به طبقه‌ای از طبقات اجتماعی، به یک گروه زبانی، قومی، مذهبی، دائم تلقین کنی که اکثریت سرکوبت کرده، مظلوم واقع شدی و «تحت ستمی» (تعبیرِ مطلوب چپِ ایرانی: «تحت ستم»)، این خودش سرمنشأ توجیه خشونته.

تخصص چپ هم (به ویژه چپ نو که دیگه نمی‌تونه به نظام جهانشمول و سترگ مارکسیستی اتکا کنه) اینه که جامعه رو دائم تجزیه می‌کنه و دائم اقلیت‌تراشی می‌کنه.

این اقلیت‌ها رفته رفته فکر می‌کنند در برابر یک سیستم قراردادند که سرتاسر علیهشونه! دیگه چیزی به اسمِ تمایز میان جامعه و سیاست رنگ می‌بازه. یک کلِ سرکوبگر در یک طرفه، و یک اقلیت منزویِ سرکوب‌شده در طرف دیگه. کلِ اون کل مقصرِ وضعیتِ کلِ این اقلیته.

این درکِ مهم و اساسی که تمام افراد جامعه تحت یک سیستم هستند، کاملاً رنگ می‌بازه. شما دیگه به هیچ عنوان نمی‌تونید به عنوان یک تهرانی به یک نفر  «دور از مرکز» بقبولونی که مشکلاتت کاملاً شبیهِ مشکلاتِ همون فرد مرزنشینه. چرا؟ چون برای مثال،  در ایدئولوژی چپ، وجود و معرفت‌شناسیِ انسان مرکزنشین با ساطور از وجود و معرفت‌شناسیِ انسان حاشیه‌نشین جدا شده. یعنی شما حتی نمی‌تونی ادعا کنی مشکلاتت شاید از جهاتی کمتر یا بیشتر از هموطنت باشه، اما به هر حال تو هم مشکلاتی داری که ماهیتاً از همون جنس مشکلاتِ مردم حاشیه‌نشینه.

کلام آخر اینه، این چپ نو، تخصص داره در متلاشی کردن هویتِ جمعی. به جای هویت جمعی، هویت‌های جزیره‌ای و مجزای جغرافیایی، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی، جنسیتی و زبانی تعریف می‌شه. این هویت‌ها توانایی درک همدیگه رو ندارند ــ در حدی که هم زبانشون با هم فرق داره، هم افکارشون، هم دنیاشون و هم منافعشون. اشتراک منافع ندارند، بلکه باید به ستیز با همدیگر برخیزند، چون نفع یکی در ضرر دیگریه.

این چیزی که توضیح دادم، جانمایۀ تفکرات چپ نوئه. همون‌قدر خطرناک که مارکسیسم کلاسیک بود...

برگردم به اول حرف. چپ نو حتی موفق شده در جوامع غربی که وضعیت شهروندان تراجنسی واقعاً خوب و روبه‌بهبوده و حتی شرایط لاکچری پیدا کردند، چنان احساس «سرکوب‌شدگی» ایجاد کنه که اینها با جامعه به ستیز برخیزند و حتی حاضر به آدمکشی باشند.


◽️@utfinance◽️
👌20👎5👍3👏1
📄 مقاله

سیاست صنعتی و اقتدارگرایی سیاسی

👤 مهرپویا علا

©️ اکوایران / سرویس اندیشه

📌 از متن:
سیاست صنعتی یک رویکرد مداخله‌گرایانه (interventionist) و حمایتی (protective) در اقتصاد است. به دست دولتی متمرکز و دارای اختیارات گسترده اجرا می‌شود. هدف آن تقویت حوزه‌هایی معین از کسب‌وکارها و عمدتاً مرتبط با صنایع «زیرساختی» است تا به‌واسطۀ تقویت این حوزه‌ها مجموعۀ اقتصاد کشور به تحرک واداشته شود و در نهایت توسعه و افزایش سطح رفاه عمومی محقق شود.

سیاست صنعتی در ظاهر رویکردی سوسیالیستی نیست. به دنبال واگذاری تمام‌کمال امر ادارۀ کسب‌وکارها به مدیران دولتی نیست. خواهان از میان بردن کامل سودجویی و اختلاف در میزان درآمد میان شهروندان هم نیست. چه از جنبۀ منطق درونی آن و چه از جنبۀ تجربۀ تاریخی الزامی وجود نداشته است که تنها احزاب و جریان‌های دست چپی از آن حمایت کنند یا دولتی اجرای آن را بر عهده بگیرد که گرایش سوسیالیستی یا چپ داشته باشد. اتفاقاً در بسیاری از موارد به دست احزاب و دولت‌هایی انجام شده است که دست راستی بودند یا دولت‌های کمونیستی بودند که بعداً با حفظ اقتدارگرایی سیاسی گردش به راست انجام دادند.

اجرای سیاست صنعتی مستلزم برقراری تعدادی پیش‌شرط نهادی است که مهم‌ترین آن اقتدارگرایی سیاسی و تمرکز امور در دست یک دولت است؛ چراکه پیش‌فرض آن این است که عرضه و تقاضا در بازار به‌تنهایی کافی نیست.

◽️@utfinance◽️
👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 کُلت بر کمرها!

👤 داروین صبوری

◽️@utfinance◽️
14👎6👍3😱1🤬1👌1