Forwarded from گاراژ ــ مهدی تدینی
پاسخ به ادعاهای کوروش احمدی
آقای احمدی، دیپلمات سابق، در مناظرهای با آقای اتفاق ادعا میکنند که ملی شدن نفت هیچ ربطی به ترور رزمآرا نداشت. البته مستندات فراوانی در رد این ادعای عجیب میشه ارائه داد. چند مورد رو که در ذهن داشتم اینجا ارائه میدم.
گویا اطلاعات آقای احمدی از اطلاعات دکتر محمد مصدق بیشتره! در تصویر شمارۀ یک به اظهارنظر خود دکتر مصدق که سکاندار اون وقایع بود نگاه کنید. خود دکتر مصدق میگه ملی شدن نفت در کمیسیون نفت در مجلس مدتها بود که مطرح میشد و بلاتکلیف مونده بود «تا اینکه واقعۀ قتل رزم آرا روی داد و سایر اعضای کمیسیون با مادۀ واحده موافقت کردند». از این صریحتر؟ خود مصدق اذعان میکنه که ترور رزمآرا ضربهای بود که راه رو باز کرد. مسئله سادهست: هزینۀ مخالفت با ملی شدن نفت مرگ بود (که البته همۀ منابع در ایران «ملی» بود و نیازی به ملی شدن نداشت؛ در واقع در اینجا منظور «دولتی شدن» بود).
اما برای نمونه نظر یک فرد صاحبنظر دیگه رو در برگۀ شمارۀ دو ببینید. برگی از کتاب «خون و نفت»، نوشتۀ منوچهر فرمانفرمائیان که نمایندۀ دولت در کمیسیون نفت بود و از تمام جزئیات مباحث نفت خبر داشت. فرمانفرماییان که خودش پسردایی مصدق بود، اون زمان چند سالی بود که در «ادارۀ نفت و امتیازات» در وزارت دارایی اول معاون و بعد رئیس بود (یعنی بلندپایهترین کارمند دولت در امور نفتی). او هم مدتها بود سعی میکرد با استعفا دادن از اون کمیسیون ترسناک نفت که به رهبری مصدق در مجلس تشکیل جلسه میداد فرار کنه. فرمانفرمائیان هم میگه: رزمآرا آخرین مانع سر ملی شدن نفت بود و حالا همۀ دروازهها گشوده شده بود.
اما خواهش میکنم برگۀ شمارۀ سه رو کامل بخونید. یک صفحۀ عجیب از تاریخ ایران رو در این برگ میتونید درک کنید. از کتاب کارنامۀ دکتر مصدق، اثر جلال متینی. در کمال شگفتی آقای کوروش احمدی ادعا میکنند مذاکرات راحت برگزار میشد، اما ببینید غلامحسین فروهر، وزیر دارایی که مسئول مذاکرات با انگلیس بود در مجلس چی میگه و نمایندگان جبهۀ ملی (جناح مصدق) فریاد میزنند: «خیانت کردند خائنها! هفتتیر میخواهند! گلوله میخواهند!» حالا گناه وزیر داراییِ دولت رزمآرا چه بود که در مجلس تهدید به قتل میشد؟ هیچی! مجلس با قرارداد پیشنهادی با شرکت نفت (موسوم به قرارداد الحاقی) مخالفت کرده بود و دولت میخواست قرارداد رو پس بگیره و مذاکرات جدیدی انجام بده. اینها با نفس مذاکره مخالف بودند و به هر چیز کمتر از ملی شدن میگفتند «خیانتی» که جوابش «گلوله» است. در ادامۀ همون صفحۀ سه صحبتهای یکی از نمایندگان مجلس رو بخونید که میگه در این مجلس حرف نمیشه زد.
حالا نکتۀ جالبتر اینکه قبل از فروهر، تقی نصر وزیر دارایی بود. تقی نصر که اصلاً فرار کرد! به بهانۀ کنفرانسی از ایران رفت و برنگشت! حتی استعفا نداد! جونش رو برداشت و در رفت! فروهر به جای او منصوب شد.
و البته کسانی هم که زیاد تاریخ نخوندن، میدونند در روزهایی که رزمآرا برای کسب رأی اعتماد و شروع کار نخستوزیری به مجلس آمده بود، مصدق فریاد میزد خون میکنیم! یعنی حاضریم بکشیم و بمیریم، ولی اجازه ندیم کسی مثل رزمآرا نخستوزیر بشه ــ و خب چنین سرنوشتی برای رزمآرا عجیب هم نبود.
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
آقای احمدی، دیپلمات سابق، در مناظرهای با آقای اتفاق ادعا میکنند که ملی شدن نفت هیچ ربطی به ترور رزمآرا نداشت. البته مستندات فراوانی در رد این ادعای عجیب میشه ارائه داد. چند مورد رو که در ذهن داشتم اینجا ارائه میدم.
گویا اطلاعات آقای احمدی از اطلاعات دکتر محمد مصدق بیشتره! در تصویر شمارۀ یک به اظهارنظر خود دکتر مصدق که سکاندار اون وقایع بود نگاه کنید. خود دکتر مصدق میگه ملی شدن نفت در کمیسیون نفت در مجلس مدتها بود که مطرح میشد و بلاتکلیف مونده بود «تا اینکه واقعۀ قتل رزم آرا روی داد و سایر اعضای کمیسیون با مادۀ واحده موافقت کردند». از این صریحتر؟ خود مصدق اذعان میکنه که ترور رزمآرا ضربهای بود که راه رو باز کرد. مسئله سادهست: هزینۀ مخالفت با ملی شدن نفت مرگ بود (که البته همۀ منابع در ایران «ملی» بود و نیازی به ملی شدن نداشت؛ در واقع در اینجا منظور «دولتی شدن» بود).
اما برای نمونه نظر یک فرد صاحبنظر دیگه رو در برگۀ شمارۀ دو ببینید. برگی از کتاب «خون و نفت»، نوشتۀ منوچهر فرمانفرمائیان که نمایندۀ دولت در کمیسیون نفت بود و از تمام جزئیات مباحث نفت خبر داشت. فرمانفرماییان که خودش پسردایی مصدق بود، اون زمان چند سالی بود که در «ادارۀ نفت و امتیازات» در وزارت دارایی اول معاون و بعد رئیس بود (یعنی بلندپایهترین کارمند دولت در امور نفتی). او هم مدتها بود سعی میکرد با استعفا دادن از اون کمیسیون ترسناک نفت که به رهبری مصدق در مجلس تشکیل جلسه میداد فرار کنه. فرمانفرمائیان هم میگه: رزمآرا آخرین مانع سر ملی شدن نفت بود و حالا همۀ دروازهها گشوده شده بود.
اما خواهش میکنم برگۀ شمارۀ سه رو کامل بخونید. یک صفحۀ عجیب از تاریخ ایران رو در این برگ میتونید درک کنید. از کتاب کارنامۀ دکتر مصدق، اثر جلال متینی. در کمال شگفتی آقای کوروش احمدی ادعا میکنند مذاکرات راحت برگزار میشد، اما ببینید غلامحسین فروهر، وزیر دارایی که مسئول مذاکرات با انگلیس بود در مجلس چی میگه و نمایندگان جبهۀ ملی (جناح مصدق) فریاد میزنند: «خیانت کردند خائنها! هفتتیر میخواهند! گلوله میخواهند!» حالا گناه وزیر داراییِ دولت رزمآرا چه بود که در مجلس تهدید به قتل میشد؟ هیچی! مجلس با قرارداد پیشنهادی با شرکت نفت (موسوم به قرارداد الحاقی) مخالفت کرده بود و دولت میخواست قرارداد رو پس بگیره و مذاکرات جدیدی انجام بده. اینها با نفس مذاکره مخالف بودند و به هر چیز کمتر از ملی شدن میگفتند «خیانتی» که جوابش «گلوله» است. در ادامۀ همون صفحۀ سه صحبتهای یکی از نمایندگان مجلس رو بخونید که میگه در این مجلس حرف نمیشه زد.
حالا نکتۀ جالبتر اینکه قبل از فروهر، تقی نصر وزیر دارایی بود. تقی نصر که اصلاً فرار کرد! به بهانۀ کنفرانسی از ایران رفت و برنگشت! حتی استعفا نداد! جونش رو برداشت و در رفت! فروهر به جای او منصوب شد.
و البته کسانی هم که زیاد تاریخ نخوندن، میدونند در روزهایی که رزمآرا برای کسب رأی اعتماد و شروع کار نخستوزیری به مجلس آمده بود، مصدق فریاد میزد خون میکنیم! یعنی حاضریم بکشیم و بمیریم، ولی اجازه ندیم کسی مثل رزمآرا نخستوزیر بشه ــ و خب چنین سرنوشتی برای رزمآرا عجیب هم نبود.
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
👌10❤1
👤 مهدی تدینی:
روزنامه شرق که گویا از عدم برگزاری کنسرت شجریان خیلی ناراحت و عصبانیه، مطلبی درج کرده که از استانداردهای کیهان هم پایینتره.
هیچ دلیلی نمیبینم به شرق توصیه دوستانه یا دلسوزانه کنم. فقط یادآوری میکنم با درج چنین دیدگاههای غیرجامعهشناختی، بیستوسیوار و سبکی همین مقدار مخاطب و تاثیرگذاری رو هم از دست میده.
اگر برنامههای مطلوبتون نمیگیره، باید برگردید و تفکر و عمل خودتون رو آسیبشناسی کنید، وگرنه آدرس غلط دادن و تخریب دگراندیشان مهارتیه که خیلیها قبل از شما داشتند و به جایی نرسیدند و اگر معدود مخاطبانی دارید به این دلیله که بعضی فکر میکردند شما اهل تخریب و آدرس غلط نیستید.
نشنیدن صدای مخالف هنر نیست، حالا هر قدر هم که آسمونریسمون ببافید. همهٔ مدالهایی که بابت نویز انداختن روی صدای جامعه به سینه کیهان زدند، تقدیم شما! اگر فکر میکنید این هنر خاصیه.
◽️@utfinance◽️
روزنامه شرق که گویا از عدم برگزاری کنسرت شجریان خیلی ناراحت و عصبانیه، مطلبی درج کرده که از استانداردهای کیهان هم پایینتره.
هیچ دلیلی نمیبینم به شرق توصیه دوستانه یا دلسوزانه کنم. فقط یادآوری میکنم با درج چنین دیدگاههای غیرجامعهشناختی، بیستوسیوار و سبکی همین مقدار مخاطب و تاثیرگذاری رو هم از دست میده.
اگر برنامههای مطلوبتون نمیگیره، باید برگردید و تفکر و عمل خودتون رو آسیبشناسی کنید، وگرنه آدرس غلط دادن و تخریب دگراندیشان مهارتیه که خیلیها قبل از شما داشتند و به جایی نرسیدند و اگر معدود مخاطبانی دارید به این دلیله که بعضی فکر میکردند شما اهل تخریب و آدرس غلط نیستید.
نشنیدن صدای مخالف هنر نیست، حالا هر قدر هم که آسمونریسمون ببافید. همهٔ مدالهایی که بابت نویز انداختن روی صدای جامعه به سینه کیهان زدند، تقدیم شما! اگر فکر میکنید این هنر خاصیه.
◽️@utfinance◽️
👏32👎4❤3👍3
Forwarded from شرق وحشی
پلیس استان هوبئی چین اعلام کرده مرد ۴۷سالهای را که در فضای آنلاین سخنانی انتقادی درباره رژه نظامی ارتش آزادیبخش خلق منتشر کرده بابت «سخنان فتنهانگیز» دستگیر کره و این مرد اعتراف کرده «با کفرگویی درباره کشور، احساسات مردم را جریحهدار کرده» است.
در حالیکه معلوم نیست این مرد چه کسی است و چه چیزی گفته، پلیس هشدار داده «نهادهای امنیت عمومی کسی را که به احساسات میهندوستانه ضربه بزند، شدیداً سرکوب خواهند کرد.»
آیا باید باور کنیم در نظر کسانی که برای ایران و جهان نسخه چینی میپیچند، آزادی کوچکترین اهمیتی دارد؟
شرق وحشی
تلگرام| یوتوب
در حالیکه معلوم نیست این مرد چه کسی است و چه چیزی گفته، پلیس هشدار داده «نهادهای امنیت عمومی کسی را که به احساسات میهندوستانه ضربه بزند، شدیداً سرکوب خواهند کرد.»
آیا باید باور کنیم در نظر کسانی که برای ایران و جهان نسخه چینی میپیچند، آزادی کوچکترین اهمیتی دارد؟
شرق وحشی
تلگرام| یوتوب
❤26👎3🔥1
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
رتبهبندی ثروتمندترین کشورها براساس «سرانهٔ تولید ناخالص داخلی»، «سرانهٔ درآمد ناخالص ملّی» و «میانه ثروت» در سال ۲۰۲۵ میلادی.
نکته جالب: جمهوری خلق چین، جزء هیچکدام از کشورهای این فهرست نیست.
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
نکته جالب: جمهوری خلق چین، جزء هیچکدام از کشورهای این فهرست نیست.
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
❤13👏3👌1
🖥 سقوط آزادی بیان در انگلستان
کمدین مشهور بهخاطر چند توییت دستگیر شد
©️ ویدیوکست 1776
◽️@utfinance◽️
کمدین مشهور بهخاطر چند توییت دستگیر شد
©️ ویدیوکست 1776
◽️@utfinance◽️
YouTube
کمدین مشهور بهخاطر چند توییت دستگیر شد | واکنش به فایل صوتی لحظه بازداشت در فرودگاه لندن
کمدین بریتانیایی گراهام لنهن فقط بهخاطر چند توییت جنجالی بازداشت شد. در این ویدئو فایل صوتی لحظه درگیری او با پلیس در فرودگاه را میشنویم و بررسی میکنیم آزادی بیان در غرب چه سرنوشتی پیدا کرده است.
🤬3🔥1
📄 مقاله
لزوم مالکیت خصوصی در صنعت آب
👤 مهرپویا علا
🆔@alamehrpouia
◽️@utfinance◽️
لزوم مالکیت خصوصی در صنعت آب
👤 مهرپویا علا
از متن:
ما ادعا میکنیم که صنعت آب نیز میتواند و حتی مطلوبتر و واجب است که در اختیار بخش خصوصی باشد؛ بخش خصوصی که به معنای واقعی مستقل از دولت باشد. صنعت آب هیچ ویژگی به خصوصی ندارد که باعث شود دولت همان ناکارآمدی را که در صنعت خودروسازی از خود نشان داد در اینجا نشان ندهد و کارآمد عمل کند. کسانی که چنین ادعایی را قابلپذیرش نمیدانند از چند جنبه دچار خطای تحلیلی هستند.
🆔@alamehrpouia
◽️@utfinance◽️
اکوایران
لزوم مالکیت خصوصی در صنعت آب
به نظر میرسد چندین دهه خودروسازی دولتی همراه با ممنوعیت کامل واردات خودروی خارجی و سپس اعمال تعرفههای سنگین برای واردات آن تا حد زیادی افکار عمومی
❤13👎2
Audio
🎧 پادکست
ایدهها و پدیدهها
4⃣1️⃣ قسمت چهاردهم
🎙 امیررضا عبدلی
با ظهور بانک مرکزی به عنوان نهاد انحصاری کنترل ملی پول، نظام بینالمللی استاندارد طلا رفتهرفته تضعیف شد و از میان رفت.
در این روند تدریجی حدوداً شصتساله، کنفرانس برتونوودز نقش بسیار مهمی داشت زیرا ارتباط مستقیم اسکناس با طلا را را به ارتباطی غیرمستقیم تبدیل کرد تا زمینه پذیرش جهانی پول بیپشتوانه فراهم شود.
1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید
2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید
3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید
4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید
5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید
6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید
7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید
8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید
9️⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید
🔟 قسمت دهم را اینجا گوش دهید
1️⃣1️⃣ قسمت یازدهم را اینجا گوش دهید
2⃣1⃣ قسمت دوازدهم را اینجا گوش دهید
3⃣1⃣ قسمت سیزدهم را اینجا گوش دهید
◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
ایدهها و پدیدهها
4⃣1️⃣ قسمت چهاردهم
🎙 امیررضا عبدلی
«ایدهها و پدیدهها» پادکستی درباره تاریخ اندیشههای اقتصادی است.
با ظهور بانک مرکزی به عنوان نهاد انحصاری کنترل ملی پول، نظام بینالمللی استاندارد طلا رفتهرفته تضعیف شد و از میان رفت.
در این روند تدریجی حدوداً شصتساله، کنفرانس برتونوودز نقش بسیار مهمی داشت زیرا ارتباط مستقیم اسکناس با طلا را را به ارتباطی غیرمستقیم تبدیل کرد تا زمینه پذیرش جهانی پول بیپشتوانه فراهم شود.
1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید
2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید
3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید
4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید
5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید
6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید
7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید
8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید
9️⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید
🔟 قسمت دهم را اینجا گوش دهید
1️⃣1️⃣ قسمت یازدهم را اینجا گوش دهید
2⃣1⃣ قسمت دوازدهم را اینجا گوش دهید
3⃣1⃣ قسمت سیزدهم را اینجا گوش دهید
◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
👌6❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چرا ایده کمونیسم با وجود آرمانهای برابری خواهش شکست خورد؟
👤 آسیه علیخواه
استیون پینکر در کتاب The Blank Slate | لوح سفید توضیح میدهد:
۱- كمونيسم بر این ایده بنا شد که انسان «لوح سفید» است؛ یعنی هیچ طبیعت ثابتی ندارد و میتوان او را هر طور خواست بازنویسی کرد.
۲- اما واقعیت تکاملی این است که انسان سرشت فرگشتی دارد: میل به رقابت، خودخواهی نسبی، تعلق به خانواده و آزادی.
۳- وقتی این غرایز نادیده گرفته شد، دولتهای کمونیستی برای اجرای آرمانها مجبور به سرکوب و اجبار شدند.
۴- نتیجه این شد: اردوگاههای کار اجباری، دیکتاتوری و فجایع انسانی.
پینکر میگوید: هر ایدئولوژیای که طبیعت انسان را نادیده بگیرد، حتی اگر نیتش عدالت باشد در نهایت به شکست و خشونت میانجامد.
🔗 اینستاگرام آسیه علیخواه
◼️@asiehalikhah◼️
◽️@utfinance◽️
👤 آسیه علیخواه
استیون پینکر در کتاب The Blank Slate | لوح سفید توضیح میدهد:
۱- كمونيسم بر این ایده بنا شد که انسان «لوح سفید» است؛ یعنی هیچ طبیعت ثابتی ندارد و میتوان او را هر طور خواست بازنویسی کرد.
۲- اما واقعیت تکاملی این است که انسان سرشت فرگشتی دارد: میل به رقابت، خودخواهی نسبی، تعلق به خانواده و آزادی.
۳- وقتی این غرایز نادیده گرفته شد، دولتهای کمونیستی برای اجرای آرمانها مجبور به سرکوب و اجبار شدند.
۴- نتیجه این شد: اردوگاههای کار اجباری، دیکتاتوری و فجایع انسانی.
پینکر میگوید: هر ایدئولوژیای که طبیعت انسان را نادیده بگیرد، حتی اگر نیتش عدالت باشد در نهایت به شکست و خشونت میانجامد.
🔗 اینستاگرام آسیه علیخواه
◼️@asiehalikhah◼️
◽️@utfinance◽️
👍24❤1
📄 مقاله
ابداع فردیت؛ چگونه فردگرایی از دل الهیات مسیحی بیرون آمد؟
در پهنهی وسیع تاریخنگاری اندیشه، کمتر اثری توانسته است همچون کتاب «ابداع فرد: خاستگاههای لیبرالیسم غربی» نوشتهی لری سیدنتاپ، روایتهای مسلط و مفروضات بنیادین ما را دربارهی سرآغاز مدرنیته به چالش بکشد. این کتاب، صرفاً یک بازخوانی تاریخی نیست، بلکه یک تبارشناسی جسورانه و ویرانگر است که میکوشد حجاب از چهرهی یک فراموشی بزرگ تاریخی بردارد که به اعتقاد سیدنتاپ، تمدن غرب را در درک چیستی خود و دفاع از ارزشهای بنیادینش دچار بحران کرده است.
تز اصلی کتاب، در عین سادگی، تکاندهنده است: فرد خودمختار، برابر، و برخوردار از حقوق ذاتی که سنگ بنای تمدن مدرن را تشکیل میدهد، محصول دوران رنسانس یا عصر روشنگری نیست. این فرد، ابداع فیلسوفان قرن هفدهم و هجدهم و انقلابیون فرانسوی نبود، بلکه آفریدهی یک انقلاب اخلاقی و مفهومی بسیار کهنتر و تدریجیتر است که ریشههای آن مستقیماً در دل الهیات مسیحی، بهویژه در پیام پولس قدیس و تحولاتی که در بطن کلیسای قرون وسطی رخ داد، نهفته است. سیدنتاپ با شکیبایی یک باستانشناس مفاهیم، لایههای رسوبکردهی تاریخ را کنار میزند تا نشان دهد که ارزشهای لیبرال، نه در مقام نفی و ضدیت با مسیحیت، بلکه بهعنوان وارث ناخوانده و ناآگاه آن، به ثمر نشسته است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
INSTANT VIEW
◽️@utfinance◽️
ابداع فردیت؛ چگونه فردگرایی از دل الهیات مسیحی بیرون آمد؟
در پهنهی وسیع تاریخنگاری اندیشه، کمتر اثری توانسته است همچون کتاب «ابداع فرد: خاستگاههای لیبرالیسم غربی» نوشتهی لری سیدنتاپ، روایتهای مسلط و مفروضات بنیادین ما را دربارهی سرآغاز مدرنیته به چالش بکشد. این کتاب، صرفاً یک بازخوانی تاریخی نیست، بلکه یک تبارشناسی جسورانه و ویرانگر است که میکوشد حجاب از چهرهی یک فراموشی بزرگ تاریخی بردارد که به اعتقاد سیدنتاپ، تمدن غرب را در درک چیستی خود و دفاع از ارزشهای بنیادینش دچار بحران کرده است.
تز اصلی کتاب، در عین سادگی، تکاندهنده است: فرد خودمختار، برابر، و برخوردار از حقوق ذاتی که سنگ بنای تمدن مدرن را تشکیل میدهد، محصول دوران رنسانس یا عصر روشنگری نیست. این فرد، ابداع فیلسوفان قرن هفدهم و هجدهم و انقلابیون فرانسوی نبود، بلکه آفریدهی یک انقلاب اخلاقی و مفهومی بسیار کهنتر و تدریجیتر است که ریشههای آن مستقیماً در دل الهیات مسیحی، بهویژه در پیام پولس قدیس و تحولاتی که در بطن کلیسای قرون وسطی رخ داد، نهفته است. سیدنتاپ با شکیبایی یک باستانشناس مفاهیم، لایههای رسوبکردهی تاریخ را کنار میزند تا نشان دهد که ارزشهای لیبرال، نه در مقام نفی و ضدیت با مسیحیت، بلکه بهعنوان وارث ناخوانده و ناآگاه آن، به ثمر نشسته است.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
INSTANT VIEW
◽️@utfinance◽️
Telegraph
ابداع فردیت؛ چگونه فردگرایی از دل الهیات مسیحی بیرون آمد؟
در پهنهی وسیع تاریخنگاری اندیشه، کمتر اثری توانسته است همچون کتاب «ابداع فرد: خاستگاههای لیبرالیسم غربی» نوشتهی لری سیدنتاپ، روایتهای مسلط و مفروضات بنیادین ما را دربارهی سرآغاز مدرنیته به چالش بکشد. این کتاب، صرفاً یک بازخوانی تاریخی نیست، بلکه یک…
❤8👎2
Forwarded from پژوهشگاه مالکیّت و بازار
به زودی...
برای نخستین بار نسخهٔ دیجیتال از ترجمهٔ فارسی «کنش انسانی؛ رسالهای در باب اقتصاد» اثر جاودانهٔ «لودویگ فون میزس» با ترجمهٔ «سلیمان عبدی» بهصورت رایگان از طریق وبسایت و کانال تلگرامی پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام) در اختیار عموم علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
همراه با انتشار نسخهٔ دیجیتال این اثر بزرگ، ترجمهٔ رایگان دو اثر دیگر در حوزهٔ پولی مکتب اتریشی اقتصاد با عناوین:
«دولت با پول ما چه کرد؟» اثر موری نیوتن راتبارد
«تورمزدایی و آزادی» اثر یورگ گایدو هالسمن
نیز از طریق وبسایت و کانال تلگرامی ایفام در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
⚜️برای خرید نسخه چاپی کتب ذکر شده مطابق با راهنمای ذکر شده در عکس عمل کنید.⚜️
🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
برای نخستین بار نسخهٔ دیجیتال از ترجمهٔ فارسی «کنش انسانی؛ رسالهای در باب اقتصاد» اثر جاودانهٔ «لودویگ فون میزس» با ترجمهٔ «سلیمان عبدی» بهصورت رایگان از طریق وبسایت و کانال تلگرامی پژوهشگاه مالکیّت و بازار(ایفام) در اختیار عموم علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
همراه با انتشار نسخهٔ دیجیتال این اثر بزرگ، ترجمهٔ رایگان دو اثر دیگر در حوزهٔ پولی مکتب اتریشی اقتصاد با عناوین:
«دولت با پول ما چه کرد؟» اثر موری نیوتن راتبارد
«تورمزدایی و آزادی» اثر یورگ گایدو هالسمن
نیز از طریق وبسایت و کانال تلگرامی ایفام در اختیار علاقهمندان قرار خواهد گرفت.
⚜️برای خرید نسخه چاپی کتب ذکر شده مطابق با راهنمای ذکر شده در عکس عمل کنید.⚜️
▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬🟡➣ @IIFOM_CO
⚫️➣ instagram.com/iifom.co
🌐➣ iifom.com
🔥6❤4👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ضدروایت
«من عرب اهل غزه هستم، فلسطینی نیستم»
👤 مصعب حسن یوسف
مصعب فرزند شیخ حسن یوسف از رهبران حماس، است. در این ویدیو، او روایت غالب درباره مناقشه میان اسرائیل و حماس را به چالش میکشد.
مصعب میگوید: «من توسط پدرم به مرگ محکوم شدهام. او خون مرا مباح اعلام کرده است. چرا؟ چون من حملات انتحاری که غیرنظامیان را هدف گرفته بود، گزارش کردم.»
او در این جلسه سخنرانی که در «آکسفورد یونیون» برگزار میشود، از حاضران میپرسد که اگر از حمله 7 اکتبر آگاه بودید، آن را گزارش میکردید؟ در پاسخ به این سوال، تعداد کمی (به تعبیر سخنران 5 درصد) دستهای خود بالا میبرند.
◽️@utfinance◽️
«من عرب اهل غزه هستم، فلسطینی نیستم»
👤 مصعب حسن یوسف
مصعب فرزند شیخ حسن یوسف از رهبران حماس، است. در این ویدیو، او روایت غالب درباره مناقشه میان اسرائیل و حماس را به چالش میکشد.
مصعب میگوید: «من توسط پدرم به مرگ محکوم شدهام. او خون مرا مباح اعلام کرده است. چرا؟ چون من حملات انتحاری که غیرنظامیان را هدف گرفته بود، گزارش کردم.»
او در این جلسه سخنرانی که در «آکسفورد یونیون» برگزار میشود، از حاضران میپرسد که اگر از حمله 7 اکتبر آگاه بودید، آن را گزارش میکردید؟ در پاسخ به این سوال، تعداد کمی (به تعبیر سخنران 5 درصد) دستهای خود بالا میبرند.
◽️@utfinance◽️
👍22🤬4❤1
📄 آبراهامیان و تاریخنگاری مارکسیستی - شورویستی
👤 سیدجواد طباطبائی
«... این آبراهامیان، هموطن سابق ارمنیتبار، تودهای آمریکایی و استاد ممتاز کالجی در نیویورک آیتی در سفاهت بازمانده چپ وطنی است و با اینکه بیش از شصت سال را در انگلستان و آمریکا گذرانده، حتی یکذره هم از این سفاهت کاسته نشده و به نوعی مصداق آن آسیبشناسی عامیانه از خلق تودهای است که آنان «بر این زادهاند، بر این هم بگذرند»!
تاریخنویسی ایدئولوژیک یکی از رایجترین شیوههای تاریخنویسی معاصر ایران است که با تولیدات نویسندگان شوروی و حزب توده آغاز شده و مرده ریگ آن نیز از طریق نویسندگانی مانند «احسان طبری» به فعالان سازمانهای تروریستی مانند «بیژن جزنی» رسیده و با مهاجرت فعالان سیاسی به اروپا و آمریکا نیز تولّد دوبارهای در غرب پیدا کرده است.
آن چه میان همه این جریانها مشترک است، همانا بیخبری آنان از ایران و تقدّم [بخشیدن] ایدئولوژی بر امر واقع تاریخی است که به صورتهای گوناگون در همه این نوشتهها آمده است. نیازی به گفتن نیست که نه از شوروی اثری باقی مانده، نه از حزب توده اما عقبماندگی، آن هم در کشورهای عقبمانده، چنان فاجعه ای است که مشکل بتوان به اعماق آن رسید.
شیوه تاریخنویسی ایدئولوژیک نوعی از تاریخ سیاسی است که بیشتر فعالان سیاسی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود نوشتهاند. بدیهی است که این نوشتهها را نمیتوان تاریخ در معنای دقیق آن دانست. این شیوه تاریخنویسی، در دهههای اخیر که گروههای بیشتری از ایرانیان فعال سیاسی جایی در دانشگاههای آمریکایی پیدا کردهاند، بیش از پیش رواج پیدا کرده و اگرچه ظاهری علمی دارد اما روایتی خاص- بهتر بگویم: یک روایت یگانه- را در تحلیل تاریخی دنبال میکند.
از نمونههای جالب توجه این نوع تاریخنویسی نوشتههای همین یرواند آبراهامیان است که با تهماندههایی از تاریخنویسی شورویستی-توده ای، در ادامه تاریخنویسان چپ اروپایی، کوشش کرده است روایت سیاسی چپی از تاریخ معاصر ایران عرضه کند. البته، ادعای نویسنده مبنی بر این که روش تحلیل جامعهشناسان چپ جدید را دنبال کرده، گزافی بیش نیست، زیرا او نتوانسته است با میراث تودهای خود تصفیه حساب کند. این اثر، مانند بسیاری از تاریخهای سیاسی با گرایش جامعهشناسی سیاسی، از زمانی آغاز میشود که روایت تاریخی قصد توضیح تاریخ با تکیه بر آن را دارد. از اینرو، تاریخ دو انقلاب ایران ناچار باید با ظهور طبقه کارگر و آرایش جدید در مناسبات طبقاتی آغاز شود.
... این شیوه تاریخنویسی، در کشوری مانند ایران که تاریخی طولانی دارد، روشی یک سره اَبتَر است. در پیش گفتار نویسنده بر کتاب به تصریح آمده است:«نگارش این اثر... به منظور بررسی پایگاه حزب توده، مهمترین سازمان کمونیستی در ایران، آغاز شد.» آن گاه، نویسنده، با اشارهای به شکست حزب توده و این که انقلاب [سال] ۵۷، انقلابی اسلامی بود و حزب توده توان آن را نداشت که قدرت را به دست گیرد، میافزاید: «کتاب حاضر، در واقع، بنیادهای اجتماعی سیاست در ایران را تحلیل و این موضوع را بررسی می کند که چگونه توسعه اقتصادی-سیاسی، به تدریج، ویژگیهای زندگی سیاسی در ایران را از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی شکل داده است.» در واقع، این تاریخ، در اصل، ایرانِ تاریخِ حزبِ توده بوده اما با شکست آن حزب به «تاریخ ایران میان دو انقلاب» تبدیل شده است.»
◽️@utfinance◽️
👤 سیدجواد طباطبائی
«... این آبراهامیان، هموطن سابق ارمنیتبار، تودهای آمریکایی و استاد ممتاز کالجی در نیویورک آیتی در سفاهت بازمانده چپ وطنی است و با اینکه بیش از شصت سال را در انگلستان و آمریکا گذرانده، حتی یکذره هم از این سفاهت کاسته نشده و به نوعی مصداق آن آسیبشناسی عامیانه از خلق تودهای است که آنان «بر این زادهاند، بر این هم بگذرند»!
تاریخنویسی ایدئولوژیک یکی از رایجترین شیوههای تاریخنویسی معاصر ایران است که با تولیدات نویسندگان شوروی و حزب توده آغاز شده و مرده ریگ آن نیز از طریق نویسندگانی مانند «احسان طبری» به فعالان سازمانهای تروریستی مانند «بیژن جزنی» رسیده و با مهاجرت فعالان سیاسی به اروپا و آمریکا نیز تولّد دوبارهای در غرب پیدا کرده است.
آن چه میان همه این جریانها مشترک است، همانا بیخبری آنان از ایران و تقدّم [بخشیدن] ایدئولوژی بر امر واقع تاریخی است که به صورتهای گوناگون در همه این نوشتهها آمده است. نیازی به گفتن نیست که نه از شوروی اثری باقی مانده، نه از حزب توده اما عقبماندگی، آن هم در کشورهای عقبمانده، چنان فاجعه ای است که مشکل بتوان به اعماق آن رسید.
شیوه تاریخنویسی ایدئولوژیک نوعی از تاریخ سیاسی است که بیشتر فعالان سیاسی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک خود نوشتهاند. بدیهی است که این نوشتهها را نمیتوان تاریخ در معنای دقیق آن دانست. این شیوه تاریخنویسی، در دهههای اخیر که گروههای بیشتری از ایرانیان فعال سیاسی جایی در دانشگاههای آمریکایی پیدا کردهاند، بیش از پیش رواج پیدا کرده و اگرچه ظاهری علمی دارد اما روایتی خاص- بهتر بگویم: یک روایت یگانه- را در تحلیل تاریخی دنبال میکند.
از نمونههای جالب توجه این نوع تاریخنویسی نوشتههای همین یرواند آبراهامیان است که با تهماندههایی از تاریخنویسی شورویستی-توده ای، در ادامه تاریخنویسان چپ اروپایی، کوشش کرده است روایت سیاسی چپی از تاریخ معاصر ایران عرضه کند. البته، ادعای نویسنده مبنی بر این که روش تحلیل جامعهشناسان چپ جدید را دنبال کرده، گزافی بیش نیست، زیرا او نتوانسته است با میراث تودهای خود تصفیه حساب کند. این اثر، مانند بسیاری از تاریخهای سیاسی با گرایش جامعهشناسی سیاسی، از زمانی آغاز میشود که روایت تاریخی قصد توضیح تاریخ با تکیه بر آن را دارد. از اینرو، تاریخ دو انقلاب ایران ناچار باید با ظهور طبقه کارگر و آرایش جدید در مناسبات طبقاتی آغاز شود.
... این شیوه تاریخنویسی، در کشوری مانند ایران که تاریخی طولانی دارد، روشی یک سره اَبتَر است. در پیش گفتار نویسنده بر کتاب به تصریح آمده است:«نگارش این اثر... به منظور بررسی پایگاه حزب توده، مهمترین سازمان کمونیستی در ایران، آغاز شد.» آن گاه، نویسنده، با اشارهای به شکست حزب توده و این که انقلاب [سال] ۵۷، انقلابی اسلامی بود و حزب توده توان آن را نداشت که قدرت را به دست گیرد، میافزاید: «کتاب حاضر، در واقع، بنیادهای اجتماعی سیاست در ایران را تحلیل و این موضوع را بررسی می کند که چگونه توسعه اقتصادی-سیاسی، به تدریج، ویژگیهای زندگی سیاسی در ایران را از انقلاب مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی شکل داده است.» در واقع، این تاریخ، در اصل، ایرانِ تاریخِ حزبِ توده بوده اما با شکست آن حزب به «تاریخ ایران میان دو انقلاب» تبدیل شده است.»
◽️ به تلخیص از: سید جواد طباطبایی (۱۴۰۰)، «ملیتسازی جعلی، سرمقاله شماره شانزدهم سیاستنامه»، فصلنامۀ سیاستنامه، شمارۀ شانزدهم ویژۀ نوروز ۱۴۰۰، صص ۴-۸.
◽️@utfinance◽️
👍19👎6❤1
📄 مقاله
دو دیدگاه متضاد لیبرتارینها نسبت به اسرائیل
چرا اعضای مکتب اقصاد اتریشی در مواجهه با مناقشهی میان اسرائیل و فلسطین، دچار انشقاق شدهاند؟
پاسخ در این واقعیت نهفته است که این نزاع، صرفاً یک اختلاف نظر سیاسی نیست، بلکه تجلیگاه یک گسل عمیقتر در تفسیر افراد از فلسفهی سیاسی لیبرتارینیسم است؛ نقطهای که در آن، اصول انتزاعی و جهانشمول این مکتب، بهویژه «اصل عدم تجاوز» (Non-Aggression Principle) و «نظریهی حقوق مالکیت» مبتنی بر تملک اولیه (Homesteading)، با واقعیت پیچیده، پرآشوب، و تاریخمند یک منازعهی ارضی و هویتی برخورد میکند.
این برخورد، به جای ایجاد یک اجماع لیبرتارین، به دو تفسیر متضاد انجامیده است که کانون اصلی آن، بهویژه در دهههای اخیر، در تقابل میان اندیشمندان لیبرتارین قرار گرفته است. به نظر میرسد این منازعه، بیش از آنکه دربارهی اسرائیل و فلسطین باشد، دربارهی روح و ماهیت خود فلسفهی لیبرتارین است. حال سوال این است که چگونه استنتاجات منطقی از مقدمات واحد، میتواند به نتایجی متضاد منتهی شود؟
◽️@utfinance◽️
دو دیدگاه متضاد لیبرتارینها نسبت به اسرائیل
چرا اعضای مکتب اقصاد اتریشی در مواجهه با مناقشهی میان اسرائیل و فلسطین، دچار انشقاق شدهاند؟
پاسخ در این واقعیت نهفته است که این نزاع، صرفاً یک اختلاف نظر سیاسی نیست، بلکه تجلیگاه یک گسل عمیقتر در تفسیر افراد از فلسفهی سیاسی لیبرتارینیسم است؛ نقطهای که در آن، اصول انتزاعی و جهانشمول این مکتب، بهویژه «اصل عدم تجاوز» (Non-Aggression Principle) و «نظریهی حقوق مالکیت» مبتنی بر تملک اولیه (Homesteading)، با واقعیت پیچیده، پرآشوب، و تاریخمند یک منازعهی ارضی و هویتی برخورد میکند.
این برخورد، به جای ایجاد یک اجماع لیبرتارین، به دو تفسیر متضاد انجامیده است که کانون اصلی آن، بهویژه در دهههای اخیر، در تقابل میان اندیشمندان لیبرتارین قرار گرفته است. به نظر میرسد این منازعه، بیش از آنکه دربارهی اسرائیل و فلسطین باشد، دربارهی روح و ماهیت خود فلسفهی لیبرتارین است. حال سوال این است که چگونه استنتاجات منطقی از مقدمات واحد، میتواند به نتایجی متضاد منتهی شود؟
◽️@utfinance◽️
Telegraph
دو دیدگاه متضاد لیبرتارینها نسبت به اسرائیل
چرا اعضای مکتب اقصاد اتریشی در مواجهه با مناقشهی میان اسرائیل و فلسطین، دچار انشقاق شدهاند؟ پاسخ در این واقعیت نهفته است که این نزاع، صرفاً یک اختلاف نظر سیاسی نیست، بلکه تجلیگاه یک گسل عمیقتر در تفسیر افراد از فلسفهی سیاسی لیبرتارینیسم است؛ نقطهای…
👍13❤3
📄 گزارش
شکست سوسیالیسم در بولیوی؛ نقشه سیاسی آمریکای لاتین در حال تغییر است
©️ گزارش اپک تایمز
◽️@utfinance◽️
شکست سوسیالیسم در بولیوی؛ نقشه سیاسی آمریکای لاتین در حال تغییر است
©️ گزارش اپک تایمز
◽️@utfinance◽️
Persian Epoch Times
شکست سوسیالیسم در بولیوی؛ نقشه سیاسی آمریکای لاتین در حال تغییر است
در آمریکای لاتین که نام آن با اعطای یارانههای دولتی عجین شده است، شاهد ظهور افرادی هستیم که با وعده کاهش مخارج دولت، کوچک کردن دولت و افزایش آزادیهای فردی وارد صحنه شدهاند.
👍7
🖥 مجموعه تلویزیونی
امپراتوری: چگونه بریتانیا دنیای مدرن را ساخت
Empire: How Britain Made the Modern World
👤 نیل فرگوسن
1️⃣ قسمت یک
2️⃣ قسمت دو
3️⃣ قسمت سه
4️⃣ قسمت چهار
5️⃣ قسمت پنج
6️⃣ قسمت شش و پایانی
◽️@utfinance◽️
امپراتوری: چگونه بریتانیا دنیای مدرن را ساخت
Empire: How Britain Made the Modern World
👤 نیل فرگوسن
1️⃣ قسمت یک
2️⃣ قسمت دو
3️⃣ قسمت سه
4️⃣ قسمت چهار
5️⃣ قسمت پنج
6️⃣ قسمت شش و پایانی
◽️@utfinance◽️
YouTube
Empire How Britain Made the Modern World 1of6 Why Britain
Once vast swathes of the globe were coloured imperial red and Britannia ruled not just the waves, but the prairies of America, the plains of Asia, the jungles of Africa and the deserts of Arabia. Just how did a small, rainy island in the North Atlantic achieve…
❤6
📄 «مهارت تخصصی و تفکر سیاسی»
👤 مهدی تدینی
هنرمند بودن، ورزشکار بودن، شاعر و نویسنده بودن، موسیقیدان بودن... اینها هیچکدوم دلیل نمیشه یک نفر الزاماً دیدگاه سیاسیش هم درست باشه. دیدگاه سیاسی و اجتماعیِ یک شخصیت بزرگِ هنری و علمی و ادبی همونقدر میتونه درست یا غلط باشه، که دیدگاه سیاسی و اجتماعی سایر افراد جامعه میتونه درست یا غلط باشه ــ تازه بگذریم که از اینکه اصلاً شاید تعبیرِ «درست و غلط» خیلی جاها دقیق نباشه؛ یعنی برخی اوقات مسئله اختلاف سلیقهست.
چیزی که یک جامعۀ پیشرفته باید درک کنه اینه که دیدگاه سیاسی و اجتماعی رو از سایر مهارتها و تواناییهای فرد تفکیک کنه. اینکه یک نفر تولیدکنندۀ بزرگی باشه، الزاماً به این معنا نیست که دیدگاه سیاسی و اجتماعیش هم باید اندازۀ توانایی تولیدش ارج و ارزش داشته باشه. ما در دنیایی زندگی میکنیم که بر پایۀ تقسیم کار پیش رفته. هر کسی در یک زمینهای تخصص پیدا کرده. بهترین جراح یک نقش خیلی بزرگ برای جامعه ایفا میکنه و باید به مهارتش در جراحی ارج نهاد، اما مهارت در جراحی نمیتونه دلیلی باشه بر اینکه دیدگاههای سیاسی و اجتماعی اون فرد هم به اندازۀ مهارتش در جراحی بینقصه.
این «تفکیک» کاریه که جامعۀ ایران یاد گرفته انجام بده. اتفاقاً این از نشانههای بلوغ جامعهست. چیزی که عجیبه اینه که دقیقاً یک بخش از جامعه که میلی ندارند به این دیدگاه پیشرفته گذار کنند، دیگران رو متهم میکنند به اینکه قدر بزرگان رو نمیدونید! هر چقدر یک نفر در هنر و مهارتش بزرگ باشه، در دیدگاه سیاسی و اجتماعی همسطح دیگرانه. اگر کسی نمیتونه این تفکیک رو بین سطح بالای تخصصی و سطح معمولِ نظری انجام بده، دچار «مقدسانگاری» شده؛ به فرد «تقدس» بخشیده.
چیزی که ما نیاز داریم سادهست: احترام به مهارت تخصصی، و نقد دیدگاههای عمومی.
پس از درگذشت شجریان عباس میلانی ادعا کرد شجریان یک قانوناساسی برای دوران گذار در اختیارش قرار داده. اگر آقای میلانی ادعای دروغ کرده باشه که هیچ... اما اگر صحت داشته باشه این یعنی شجریان قصد داشته از نام خودش برای ترویچ دیدگاه سیاسی خودش بهره ببره. پس طبیعیه که دیدگاه سیاسیش «نقد» هم بشه. اگر کسانی براشون سخته که چهرۀ هنری محبوبشون نقد بشه، توانایی این تفکیک میان تفکر سیاسی و مهارت هنری رو ندارند، در حالی که این توانایی تفکیک قطعاً از مصادیق توسعۀ فرهنگ سیاسیه.
پینوشت: اگر هم میخواید بدونید من چه نظری دربارۀ هنر شجریان دارم، باید بگم، در نوجوانی هر موقع پولم اندازۀ خرید یک کاست میشد، با دوچرخه میرفتم میدون انقلاب و یک کاست شجریان میخریدم. یکی از حسرتهای زندگیم اینه که چرا اون نوارها رو بیستوپنج سال پیش که سیدی اومد انداختم دور.
◽️@utfinance◽️
👤 مهدی تدینی
هنرمند بودن، ورزشکار بودن، شاعر و نویسنده بودن، موسیقیدان بودن... اینها هیچکدوم دلیل نمیشه یک نفر الزاماً دیدگاه سیاسیش هم درست باشه. دیدگاه سیاسی و اجتماعیِ یک شخصیت بزرگِ هنری و علمی و ادبی همونقدر میتونه درست یا غلط باشه، که دیدگاه سیاسی و اجتماعی سایر افراد جامعه میتونه درست یا غلط باشه ــ تازه بگذریم که از اینکه اصلاً شاید تعبیرِ «درست و غلط» خیلی جاها دقیق نباشه؛ یعنی برخی اوقات مسئله اختلاف سلیقهست.
چیزی که یک جامعۀ پیشرفته باید درک کنه اینه که دیدگاه سیاسی و اجتماعی رو از سایر مهارتها و تواناییهای فرد تفکیک کنه. اینکه یک نفر تولیدکنندۀ بزرگی باشه، الزاماً به این معنا نیست که دیدگاه سیاسی و اجتماعیش هم باید اندازۀ توانایی تولیدش ارج و ارزش داشته باشه. ما در دنیایی زندگی میکنیم که بر پایۀ تقسیم کار پیش رفته. هر کسی در یک زمینهای تخصص پیدا کرده. بهترین جراح یک نقش خیلی بزرگ برای جامعه ایفا میکنه و باید به مهارتش در جراحی ارج نهاد، اما مهارت در جراحی نمیتونه دلیلی باشه بر اینکه دیدگاههای سیاسی و اجتماعی اون فرد هم به اندازۀ مهارتش در جراحی بینقصه.
این «تفکیک» کاریه که جامعۀ ایران یاد گرفته انجام بده. اتفاقاً این از نشانههای بلوغ جامعهست. چیزی که عجیبه اینه که دقیقاً یک بخش از جامعه که میلی ندارند به این دیدگاه پیشرفته گذار کنند، دیگران رو متهم میکنند به اینکه قدر بزرگان رو نمیدونید! هر چقدر یک نفر در هنر و مهارتش بزرگ باشه، در دیدگاه سیاسی و اجتماعی همسطح دیگرانه. اگر کسی نمیتونه این تفکیک رو بین سطح بالای تخصصی و سطح معمولِ نظری انجام بده، دچار «مقدسانگاری» شده؛ به فرد «تقدس» بخشیده.
چیزی که ما نیاز داریم سادهست: احترام به مهارت تخصصی، و نقد دیدگاههای عمومی.
پس از درگذشت شجریان عباس میلانی ادعا کرد شجریان یک قانوناساسی برای دوران گذار در اختیارش قرار داده. اگر آقای میلانی ادعای دروغ کرده باشه که هیچ... اما اگر صحت داشته باشه این یعنی شجریان قصد داشته از نام خودش برای ترویچ دیدگاه سیاسی خودش بهره ببره. پس طبیعیه که دیدگاه سیاسیش «نقد» هم بشه. اگر کسانی براشون سخته که چهرۀ هنری محبوبشون نقد بشه، توانایی این تفکیک میان تفکر سیاسی و مهارت هنری رو ندارند، در حالی که این توانایی تفکیک قطعاً از مصادیق توسعۀ فرهنگ سیاسیه.
پینوشت: اگر هم میخواید بدونید من چه نظری دربارۀ هنر شجریان دارم، باید بگم، در نوجوانی هر موقع پولم اندازۀ خرید یک کاست میشد، با دوچرخه میرفتم میدون انقلاب و یک کاست شجریان میخریدم. یکی از حسرتهای زندگیم اینه که چرا اون نوارها رو بیستوپنج سال پیش که سیدی اومد انداختم دور.
◽️@utfinance◽️
❤11👍5👏4
📄 مقاله
شمشیر دولبه
میل به جاودانگی و مخاطرات آن؛ تأملی بر گفتوگوی پینگ و پوتین دربارۀ نامیرایی
👤محمدحسن وکیلی
◽️@utfinance◽️
شمشیر دولبه
میل به جاودانگی و مخاطرات آن؛ تأملی بر گفتوگوی پینگ و پوتین دربارۀ نامیرایی
👤محمدحسن وکیلی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
میل به جاودانگی و مخاطرات آن؛ تأملی بر گفتوگوی پینگ و پوتین دربارۀ نامیرایی
شمشیر دولبه چند روز پیش در پکن مراسمی برای هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم برگزار شد. در این مراسم، حاکمان جهان شرق — از جمله دیکتاتورهای چین، روسیه و کرهشمالی — حضور داشتند. در میان آنچه که در طول این مراسم رخ داد، یک واقعه جالب توجه بود. در بخشی…
❤6
📄 جعل تاریخ
شبهکتاب «ایران بین دو انقلاب» چگونه نوشته شد؟
👤 ساسان آقایی
من از آوردن نام این مزدور کاگب پرهیز دارم که مبادا دهانم کثیف شود اما چون ۵۷یها، جعلیات سفارشینویس شوروی را به سان قرآن میپرستند، باید برای چندمین بار یادآوری کنم که مهملات آبراهامیان، بخشی از جنگ کمونیسم با تاریخ و پروژهی "تاریخسازی" و "جعل تاریخ" چپها بود که برای سفید کردن ذهن مردم و سوار کردن کمونیسم به فرمان لنین و استالین اجرا میشد.
از نظر قواعد کمونیستی، یکی از نخستین مرحلههای "خلق کمونیسم" و پیادهسازی آن در یک جامعه، پاک کردن تاریخ ملتها و نوشتن تاریخ جدیدی به روایتی کمونیستی و طبقاتی است. ایده لنین و استالین این بود که اگر حافظه و تاریخ یک ملتی را از آن بگیرید، و تاریخی جدید با خوانش چپ و طبقاتی را بر جای آن بنشانید، خلق کمونیسم تبدیل به یک "جریان طبیعی" در تداوم روند تاریخی آن سرزمین میشود، نه یک تحمیل و اجبار که با استفاده از زور و سرکوب و جنایت و کشتار ممکن شده است.
در خود روسیه/شوروی یکی از نخستین مرحلههای پسا کودتای اکتبر ۱۹۱۷، پاک کردن تاریخ کشور به سرعت، و جعل تاریخ جدیدی برای روسیه بود که تا دههها بعد، شهروندان شوروی به عنوان یک امر مسلم، درستی آن را باور داشتند و تنها زمانی تاریخ جعلی نوشتهی کمونیستها رو به زوال رفت که جنبش "بازنگری تاریخی" در زمان گورباچف به دست روشنفکران روسی به راه افتاد و با پس زدن روایت کمونیستها از تاریخ روسیه، به قول پیتر کنز، نویسندهی کتاب تاریخ شوروی، به یک نتیجه رسید:
«شورش انقلابی ۱۹۱۷ و تمام آلامی که به دنبال آن آمد، لازم نبود.رژیم شوروی در نهایت یک حادثهی تاریخی نامیمون بود».
کمونیستها البته نه تنها در روسیه که در تمام "کشورهای هدف" خود نیز دست به "جعل تاریخ" زدند و یکی از این قربانیان، ایران بود. در ایران، به اعضای حزب توده فرمان "کتابسازی" و خلق یک "تاریخ جدید" داده شد، با هدف ایجاد زمینههای شورش و از ریشه زدن نظام شاهنشاهی که چون سدی در برابر نیت غایی روسیه جهت چنگ انداختن بر ایران، پابرجا بود.
یکی از بهترین نتیجههای صدور این فرمان از سوی "برادر بزرگتر"، مهملات آبراهامیان است که توانست کاملترین چارچوب تاریخنگاری کمونیستی را برای جعلیات خود از تاریخ ایران قواره بزند و این جفنگیات را به کشورهای غربی نیز بفروشد. یک شبهکتاب کاملن مهمل، فاقد هیچگونه متد علمی با پوششی علمینما، با نقلقولهای مستقیم فراوان و انبوهی جملههای جانبهدارانه بدون کوچکترین فکتی که بخش عمدهی آن زاییدهی تفکر ارتجاعی نویسنده است نه ارجاع به سند یا فکتی. عموم منابع آن هم، گزارشهای مقامهای انگلیسی، برگرفته از آرشیو ملی انگلستان است که از سطر سطرشان، نفرت انگلیسیها از خاندان پهلوی به دلیل تحقیرهای تاریخیشان به دست دو پادشاه فقید، پیداست، کمابیش شبیه به این است که کتابی دربارهی "نبرد ترموپیل" با استناد به نوشتههای یونانیها بنویسید و اسمش را بگذارید تاریخ!
به اعتراف خود نویسنده در همان سطرهای آغازین، این اراجیفنامه در ابتدا قرار بوده، پروژهای سفارشی باشد به جهت تمجید و برجستهسازی "حزب توده"، در واقع سازمان عملیات جاسوسی شوروی در ایران، و به نوعی یک روایت رسمی تاریخی از فعالیتهای حزب توده را فرآهم آورد اما پروژه به قدری در بهرهگیری از خطمشی تاریخنگاری کمونیستها خوب پیش رفت که بعد تبدیل شد به پروژهای دربارهی "تاریخ معاصر ایران" با یک هستهی مرکزی که "دشمنی با خاندان پهلوی" باشد.
شیوهی تاریخنگاریای که برای نوشتن این اراجیف استفاده شد هم در حقیقت چیزی نبود جز نسخهای به روزشده با رنگ و لعاب علمیتر از همان متد قدیمی تاریخنویسی کاتبان دربار اموی دربارهی ساسانیان و اسلام آوردن ایرانیان پس از حملهی تازیان به ایران، و خب ارزش علمی آن هم، کمابیش در حد همان اراجیف است که امروز حتا به عنوان جک هم خندهدار نیست.
◽️@utfinance◽️
شبهکتاب «ایران بین دو انقلاب» چگونه نوشته شد؟
👤 ساسان آقایی
من از آوردن نام این مزدور کاگب پرهیز دارم که مبادا دهانم کثیف شود اما چون ۵۷یها، جعلیات سفارشینویس شوروی را به سان قرآن میپرستند، باید برای چندمین بار یادآوری کنم که مهملات آبراهامیان، بخشی از جنگ کمونیسم با تاریخ و پروژهی "تاریخسازی" و "جعل تاریخ" چپها بود که برای سفید کردن ذهن مردم و سوار کردن کمونیسم به فرمان لنین و استالین اجرا میشد.
از نظر قواعد کمونیستی، یکی از نخستین مرحلههای "خلق کمونیسم" و پیادهسازی آن در یک جامعه، پاک کردن تاریخ ملتها و نوشتن تاریخ جدیدی به روایتی کمونیستی و طبقاتی است. ایده لنین و استالین این بود که اگر حافظه و تاریخ یک ملتی را از آن بگیرید، و تاریخی جدید با خوانش چپ و طبقاتی را بر جای آن بنشانید، خلق کمونیسم تبدیل به یک "جریان طبیعی" در تداوم روند تاریخی آن سرزمین میشود، نه یک تحمیل و اجبار که با استفاده از زور و سرکوب و جنایت و کشتار ممکن شده است.
در خود روسیه/شوروی یکی از نخستین مرحلههای پسا کودتای اکتبر ۱۹۱۷، پاک کردن تاریخ کشور به سرعت، و جعل تاریخ جدیدی برای روسیه بود که تا دههها بعد، شهروندان شوروی به عنوان یک امر مسلم، درستی آن را باور داشتند و تنها زمانی تاریخ جعلی نوشتهی کمونیستها رو به زوال رفت که جنبش "بازنگری تاریخی" در زمان گورباچف به دست روشنفکران روسی به راه افتاد و با پس زدن روایت کمونیستها از تاریخ روسیه، به قول پیتر کنز، نویسندهی کتاب تاریخ شوروی، به یک نتیجه رسید:
«شورش انقلابی ۱۹۱۷ و تمام آلامی که به دنبال آن آمد، لازم نبود.رژیم شوروی در نهایت یک حادثهی تاریخی نامیمون بود».
کمونیستها البته نه تنها در روسیه که در تمام "کشورهای هدف" خود نیز دست به "جعل تاریخ" زدند و یکی از این قربانیان، ایران بود. در ایران، به اعضای حزب توده فرمان "کتابسازی" و خلق یک "تاریخ جدید" داده شد، با هدف ایجاد زمینههای شورش و از ریشه زدن نظام شاهنشاهی که چون سدی در برابر نیت غایی روسیه جهت چنگ انداختن بر ایران، پابرجا بود.
یکی از بهترین نتیجههای صدور این فرمان از سوی "برادر بزرگتر"، مهملات آبراهامیان است که توانست کاملترین چارچوب تاریخنگاری کمونیستی را برای جعلیات خود از تاریخ ایران قواره بزند و این جفنگیات را به کشورهای غربی نیز بفروشد. یک شبهکتاب کاملن مهمل، فاقد هیچگونه متد علمی با پوششی علمینما، با نقلقولهای مستقیم فراوان و انبوهی جملههای جانبهدارانه بدون کوچکترین فکتی که بخش عمدهی آن زاییدهی تفکر ارتجاعی نویسنده است نه ارجاع به سند یا فکتی. عموم منابع آن هم، گزارشهای مقامهای انگلیسی، برگرفته از آرشیو ملی انگلستان است که از سطر سطرشان، نفرت انگلیسیها از خاندان پهلوی به دلیل تحقیرهای تاریخیشان به دست دو پادشاه فقید، پیداست، کمابیش شبیه به این است که کتابی دربارهی "نبرد ترموپیل" با استناد به نوشتههای یونانیها بنویسید و اسمش را بگذارید تاریخ!
به اعتراف خود نویسنده در همان سطرهای آغازین، این اراجیفنامه در ابتدا قرار بوده، پروژهای سفارشی باشد به جهت تمجید و برجستهسازی "حزب توده"، در واقع سازمان عملیات جاسوسی شوروی در ایران، و به نوعی یک روایت رسمی تاریخی از فعالیتهای حزب توده را فرآهم آورد اما پروژه به قدری در بهرهگیری از خطمشی تاریخنگاری کمونیستها خوب پیش رفت که بعد تبدیل شد به پروژهای دربارهی "تاریخ معاصر ایران" با یک هستهی مرکزی که "دشمنی با خاندان پهلوی" باشد.
شیوهی تاریخنگاریای که برای نوشتن این اراجیف استفاده شد هم در حقیقت چیزی نبود جز نسخهای به روزشده با رنگ و لعاب علمیتر از همان متد قدیمی تاریخنویسی کاتبان دربار اموی دربارهی ساسانیان و اسلام آوردن ایرانیان پس از حملهی تازیان به ایران، و خب ارزش علمی آن هم، کمابیش در حد همان اراجیف است که امروز حتا به عنوان جک هم خندهدار نیست.
◽️@utfinance◽️
👏24👎17👍3❤1