📄 مقاله
احمد توکلی، چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
👤 شادی معرفتی
احمد توکلی را میتوان مردی دانست که همیشه در چهارراه ایستاده بود؛ چهارراهی میان «عدالت» و «توسعه»، میان «افشاگری» و «سیاستورزی». او بارها بانگ زد که برای عدالت میجنگد، رانتها را برملا کرد، نامههای تند نوشت و خود را در قامت وجدان بیدار مجلس نشان داد. اما هربار که به دوراهی بزرگ تاریخ رسید، گامهایش نه به سوی آینده، که به سوی عقب متمایل شد. در دهه 60، منتقد اقتصاد دولتی بود، اما در دهه 80، پرچم تثبیت قیمتها را بر دوش گرفت. روزی علیه سیاستهای دولتی شعار داد و روزی دیگر در برابر برنامه چهارم توسعه و استراتژی صنعتی، سد ساخت. نگاهش به جهان همچنان محصور در مرزها ماند؛ در حالی که تجربه کشورهای در حال توسعه نشان میداد بدون گشودن درها، صنعتی شدن بیشتر شبیه رویاست تا امکان. حالا که مدتی است از خاکسپاری احمد توکلی گذشته است، پرسش اینجاست که او چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
احمد توکلی از همان آغاز دهه ۶۰، به چهرهای متفاوت در سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی بدل شد. او که در کابینه اول میرحسین موسوی وزیر کار بود، خیلی زود به دلیل اختلافات عمیق با چپهای اقتصادی از دولت جدا شد و راه دیگری برگزید: تأسیس روزنامه رسالت بهعنوان سنگر فکری راستهای اسلامی و پرچمدار گفتمان تازهای که «بازار اسلامی» را در برابر «اقتصاد کوپنی» قرار میداد.
در روزگاری که دولت موسوی با جنگ، تحریم و کمبود منابع، راه نجات را در کنترل شدید واردات و صادرات، نظام چندنرخی ارز، توزیع کوپن و تثبیت قیمتها میدید، توکلی هشدار میداد این مسیر به رانت، فساد اداری و پرورش طبقهای وابسته به دولت میانجامد. او عدالت را در «کار و تولید» میجست، نه در مساوات کوپنی.
اوایل دهه هشتاد، در پایان برنامه سوم توسعه، ایران آماده گام بعدی بود: تدوین یک نقشه راه برای صنعتیشدن. «طرح جامع استراتژی توسعه صنعتی» به مدیریت مسعود نیلی با همکاری بیش از ۶۸ اقتصاددان در سال ۱۳۸۲ تدوین شد؛ نخستین سند منسجم برای تبدیل ایران به کشوری صنعتی و پیوندخورده با اقتصاد جهانی. این طرح قرار بود دولت را از بنگاهداری دور کند، بخش خصوصی را محور توسعه بداند و تعامل با جهان را به فرصت بدل کند.
اما تنها چند روز پس از رونمایی، احمد توکلی و ۹ اقتصاددان دیگر با نامهای سرگشاده به خاتمی، این سند را «نئولیبرالی» و «مخل استقلال» خواندند. آنها مدعی بودند که طرح، عدالت اجتماعی را نادیده میگیرد، راه سلطه شرکتهای فراملی را هموار میکند و استقلال اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد. مخالفتی که بیش از آنکه نقد علمی باشد، رنگ ایدئولوژیک داشت.
نتیجه روشن بود: دولت سند را کنار گذاشت و یکی از معدود تلاشهای علمی برای طراحی استراتژی صنعتی ملی در نطفه خفه شد. در حالی که ترکیه، مالزی و ویتنام در همان سالها جهش صنعتی را آغاز کردند، ایران منابع نفتی را صرف تثبیت قیمتها و یارانههای پرهزینه کرد. پراکندگی سیاست صنعتی، کشور را از رقبا عقب راند.
توکلی، بهظاهر در جستوجوی عدالت، اغلب در دام شعار افتاد. عدالت در سخن او رنگ آرمان داشت، اما در عمل به سیاستهایی بدل شد که نه تورم را مهار کرد، نه فقر را کاهش داد. تثبیت قیمتها، که او از آن همچون «دستاورد مجلس هفتم» یاد میکرد، جز اتلاف منابع و گسترش کسری بودجه حاصلی نداشت. نامه مخالفت با استراتژی توسعه صنعتی نیز، فرصت تاریخی ایران برای ترسیم نقشه راه صنعتی شدن را بر باد داد و سرانجام، در بزنگاه سیاسی سال ۱۳۸۴، با وجود همه تردیدهایش، در کارزار هاشمیرفسنجانی و احمدینژاد از محمود احمدینژاد حمایت کرد؛ انتخابی که نهتنها کشور را به عقب برد، بلکه نشانهای بود از ترجیح مصالح جناحی بر آینده ملی. اینگونه بود که احمد توکلی، در حافظه اقتصاد سیاسی ایران، نه بهعنوان معمار توسعه، بلکه بهعنوان سیاستمداری پارادوکسیکال ثبت شد: عدالتخواهی که راه عدالت را بست، افشاگری که نقشهای برای ساختن نداشت، و سیاستمداری که میتوانست چراغی برافروزد، اما بارها در بزنگاه، شعلهها را خاموش کرد.
🔗 همچنین بخوانید: احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
◽️@utfinance◽️
احمد توکلی، چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
👤 شادی معرفتی
احمد توکلی را میتوان مردی دانست که همیشه در چهارراه ایستاده بود؛ چهارراهی میان «عدالت» و «توسعه»، میان «افشاگری» و «سیاستورزی». او بارها بانگ زد که برای عدالت میجنگد، رانتها را برملا کرد، نامههای تند نوشت و خود را در قامت وجدان بیدار مجلس نشان داد. اما هربار که به دوراهی بزرگ تاریخ رسید، گامهایش نه به سوی آینده، که به سوی عقب متمایل شد. در دهه 60، منتقد اقتصاد دولتی بود، اما در دهه 80، پرچم تثبیت قیمتها را بر دوش گرفت. روزی علیه سیاستهای دولتی شعار داد و روزی دیگر در برابر برنامه چهارم توسعه و استراتژی صنعتی، سد ساخت. نگاهش به جهان همچنان محصور در مرزها ماند؛ در حالی که تجربه کشورهای در حال توسعه نشان میداد بدون گشودن درها، صنعتی شدن بیشتر شبیه رویاست تا امکان. حالا که مدتی است از خاکسپاری احمد توکلی گذشته است، پرسش اینجاست که او چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
احمد توکلی از همان آغاز دهه ۶۰، به چهرهای متفاوت در سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی بدل شد. او که در کابینه اول میرحسین موسوی وزیر کار بود، خیلی زود به دلیل اختلافات عمیق با چپهای اقتصادی از دولت جدا شد و راه دیگری برگزید: تأسیس روزنامه رسالت بهعنوان سنگر فکری راستهای اسلامی و پرچمدار گفتمان تازهای که «بازار اسلامی» را در برابر «اقتصاد کوپنی» قرار میداد.
در روزگاری که دولت موسوی با جنگ، تحریم و کمبود منابع، راه نجات را در کنترل شدید واردات و صادرات، نظام چندنرخی ارز، توزیع کوپن و تثبیت قیمتها میدید، توکلی هشدار میداد این مسیر به رانت، فساد اداری و پرورش طبقهای وابسته به دولت میانجامد. او عدالت را در «کار و تولید» میجست، نه در مساوات کوپنی.
اوایل دهه هشتاد، در پایان برنامه سوم توسعه، ایران آماده گام بعدی بود: تدوین یک نقشه راه برای صنعتیشدن. «طرح جامع استراتژی توسعه صنعتی» به مدیریت مسعود نیلی با همکاری بیش از ۶۸ اقتصاددان در سال ۱۳۸۲ تدوین شد؛ نخستین سند منسجم برای تبدیل ایران به کشوری صنعتی و پیوندخورده با اقتصاد جهانی. این طرح قرار بود دولت را از بنگاهداری دور کند، بخش خصوصی را محور توسعه بداند و تعامل با جهان را به فرصت بدل کند.
اما تنها چند روز پس از رونمایی، احمد توکلی و ۹ اقتصاددان دیگر با نامهای سرگشاده به خاتمی، این سند را «نئولیبرالی» و «مخل استقلال» خواندند. آنها مدعی بودند که طرح، عدالت اجتماعی را نادیده میگیرد، راه سلطه شرکتهای فراملی را هموار میکند و استقلال اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد. مخالفتی که بیش از آنکه نقد علمی باشد، رنگ ایدئولوژیک داشت.
نتیجه روشن بود: دولت سند را کنار گذاشت و یکی از معدود تلاشهای علمی برای طراحی استراتژی صنعتی ملی در نطفه خفه شد. در حالی که ترکیه، مالزی و ویتنام در همان سالها جهش صنعتی را آغاز کردند، ایران منابع نفتی را صرف تثبیت قیمتها و یارانههای پرهزینه کرد. پراکندگی سیاست صنعتی، کشور را از رقبا عقب راند.
توکلی، بهظاهر در جستوجوی عدالت، اغلب در دام شعار افتاد. عدالت در سخن او رنگ آرمان داشت، اما در عمل به سیاستهایی بدل شد که نه تورم را مهار کرد، نه فقر را کاهش داد. تثبیت قیمتها، که او از آن همچون «دستاورد مجلس هفتم» یاد میکرد، جز اتلاف منابع و گسترش کسری بودجه حاصلی نداشت. نامه مخالفت با استراتژی توسعه صنعتی نیز، فرصت تاریخی ایران برای ترسیم نقشه راه صنعتی شدن را بر باد داد و سرانجام، در بزنگاه سیاسی سال ۱۳۸۴، با وجود همه تردیدهایش، در کارزار هاشمیرفسنجانی و احمدینژاد از محمود احمدینژاد حمایت کرد؛ انتخابی که نهتنها کشور را به عقب برد، بلکه نشانهای بود از ترجیح مصالح جناحی بر آینده ملی. اینگونه بود که احمد توکلی، در حافظه اقتصاد سیاسی ایران، نه بهعنوان معمار توسعه، بلکه بهعنوان سیاستمداری پارادوکسیکال ثبت شد: عدالتخواهی که راه عدالت را بست، افشاگری که نقشهای برای ساختن نداشت، و سیاستمداری که میتوانست چراغی برافروزد، اما بارها در بزنگاه، شعلهها را خاموش کرد.
🔗 همچنین بخوانید: احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
◽️@utfinance◽️
👍8👎2❤1
📄 چرا بازارها شعور درست و حسابی ندارند؟
👤 امیررضا عبدلی
طرف بیش از سی سال فرمانده و فرماندار و استاندار و نماینده مجلس بوده. و حالا با کوهی از تجارب گرانسنگ سیاسی و نظامی و امنیتی در واکنش به دلار بالای صدهزار تومانی هشتم شهریور در میآید که: «واکنش بازار به اسنپبک تند و اشتباه بود. رفتار هوشمندانه و خردمندانهای نبود».
طرف واقعاً تعجّب کرده و ناراحت شده که چرا بازار هم مثل رسانههای فرمایشیِ «هوشمند و خردمند»، مطیع و منتظر ابلاغ اوامر نیست.
طرف نمیفهمد و نمیتواند بفهمد که بازار از میلیونها خریدار و فروشندهای تشکیل شده که فرد فردشان از امثال او هوشمندترند. آنها ناگزیرند هوشمند باشند چون در غیر این صورت بهای خبطهایشان را با ضرر یا ورشکستگی خواهند پرداخت. آنها مثل سیاستمداران و بوروکراتهای یک سیستم فاسد نیستند که هرچه بیشتر بر خطا و جهالت اصرار کنند، بختشان برای ترفیع و دریافت نشان لیاقت بیشتر شود.
اصلاحناپذیری یک حکومت ناشی از همین ضدّاندیشههایی است که در ذهن بیمار رهبران و کارگزارانش جریان دارد. از نظر آنها واقعیت چیزی نیست که باید بفهمیم و بپذیریم، چیزی است که باید آنقدر زیر فشارش بگذاریم تا تسلیم خیالات و اوهام مقدّس ما شود.
خلاصه جای بسی تأسف است که بازارها از آن شعور و بصیرتی که مقامات مسئول انتظار دارند برخوردار نیستند و اجازه نمیدهند وفاق لازم بر جامعه حکمفرما شود. بنابراین دلار باز هم گرانتر خواهد شد و ریال به روند پنجاهساله بیارزش شدن ادامه خواهد داد؛ تا روزی که افق روشنی پیش روی اقتصاد نیست، و تا روزی که دولت به قدرت خرید شهروندان دستبرد میزند و هزینههای ندانمکاریهایش را از محل افزایش حجم پول تأمین میکند.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
طرف بیش از سی سال فرمانده و فرماندار و استاندار و نماینده مجلس بوده. و حالا با کوهی از تجارب گرانسنگ سیاسی و نظامی و امنیتی در واکنش به دلار بالای صدهزار تومانی هشتم شهریور در میآید که: «واکنش بازار به اسنپبک تند و اشتباه بود. رفتار هوشمندانه و خردمندانهای نبود».
طرف واقعاً تعجّب کرده و ناراحت شده که چرا بازار هم مثل رسانههای فرمایشیِ «هوشمند و خردمند»، مطیع و منتظر ابلاغ اوامر نیست.
طرف نمیفهمد و نمیتواند بفهمد که بازار از میلیونها خریدار و فروشندهای تشکیل شده که فرد فردشان از امثال او هوشمندترند. آنها ناگزیرند هوشمند باشند چون در غیر این صورت بهای خبطهایشان را با ضرر یا ورشکستگی خواهند پرداخت. آنها مثل سیاستمداران و بوروکراتهای یک سیستم فاسد نیستند که هرچه بیشتر بر خطا و جهالت اصرار کنند، بختشان برای ترفیع و دریافت نشان لیاقت بیشتر شود.
اصلاحناپذیری یک حکومت ناشی از همین ضدّاندیشههایی است که در ذهن بیمار رهبران و کارگزارانش جریان دارد. از نظر آنها واقعیت چیزی نیست که باید بفهمیم و بپذیریم، چیزی است که باید آنقدر زیر فشارش بگذاریم تا تسلیم خیالات و اوهام مقدّس ما شود.
خلاصه جای بسی تأسف است که بازارها از آن شعور و بصیرتی که مقامات مسئول انتظار دارند برخوردار نیستند و اجازه نمیدهند وفاق لازم بر جامعه حکمفرما شود. بنابراین دلار باز هم گرانتر خواهد شد و ریال به روند پنجاهساله بیارزش شدن ادامه خواهد داد؛ تا روزی که افق روشنی پیش روی اقتصاد نیست، و تا روزی که دولت به قدرت خرید شهروندان دستبرد میزند و هزینههای ندانمکاریهایش را از محل افزایش حجم پول تأمین میکند.
◽️@utfinance◽️
👍8👏5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نسیم نوروزی اصلاحطلب ساکن کانادا: «مهسا امینی مظهر هر چیزی بود که میتوانست باعث تجزیه ایران شود.»
«غرب منتظر اتفاقی برای تغییر رژیم در ایران بود و (بعد از کشته شدن مهسا امینی) آنها گفتند حالا وقتش است. بنابراین آنها تمام کارتهایشان را بازی کردند. این در ذهن من یک عملیات کامل برای تغییر رژیم بود.»
◽️@utfinance◽️
«غرب منتظر اتفاقی برای تغییر رژیم در ایران بود و (بعد از کشته شدن مهسا امینی) آنها گفتند حالا وقتش است. بنابراین آنها تمام کارتهایشان را بازی کردند. این در ذهن من یک عملیات کامل برای تغییر رژیم بود.»
◽️@utfinance◽️
👎26🤬11❤2👍1
📄 یادداشت نسیم نوروزی در روزنامه جوان -وابسته به سپاه پاسداران- در تاریخ 5 آبان 1401
نسیم نوروزی در این یادداشت با تیتر «زن، زندگی، آزادی؛ حکایت یک تصاحب صورتی» مینویسد:
«وقتی شعار «زن، زندگی، آزادی» را میشنویم و بسیج رسانهها و حتی سلبریتیهایی همچون کیم کارداشیان و مگان مارکل را برای حمایت از چنین شعاری مشاهده میکنیم، ناخودآگاه حکایت صورتیشویی در ذهنمان مجسم میشود. به خصوص وقتی اخبار مرگ کودکان پروانهای یا بیماران تالاسمی به واسطه نرسیدن داروهای تحریمی به گوشمان میرسد.
زن، زندگی، آزادی پوششی صورتی برای اهداف پشت پردهای است که طراحان تئوری براندازی به دنبال آن هستند! شعاری با ظاهری جذاب و فریبنده که به دنبال جذب و تحریک نیمهای از بدنه جامعه است.»
نوروزی در ادامه مینویسد:
«مفهوم رسانهای پرکاربرد صورتیشویی (Pink Washing) به معنای استفاده از عناوینی فریبنده و عوامپسند، صرفاً با هدف تحتالشعاع قرار دادن برخی رفتارهای غیرانسانی همچون جنایت علیه بشریت یا اقدامات منفعتطلبانه و سوداگرانه افراد یا گروهی خاص است. »
◽️@utfinance◽️
نسیم نوروزی در این یادداشت با تیتر «زن، زندگی، آزادی؛ حکایت یک تصاحب صورتی» مینویسد:
«وقتی شعار «زن، زندگی، آزادی» را میشنویم و بسیج رسانهها و حتی سلبریتیهایی همچون کیم کارداشیان و مگان مارکل را برای حمایت از چنین شعاری مشاهده میکنیم، ناخودآگاه حکایت صورتیشویی در ذهنمان مجسم میشود. به خصوص وقتی اخبار مرگ کودکان پروانهای یا بیماران تالاسمی به واسطه نرسیدن داروهای تحریمی به گوشمان میرسد.
زن، زندگی، آزادی پوششی صورتی برای اهداف پشت پردهای است که طراحان تئوری براندازی به دنبال آن هستند! شعاری با ظاهری جذاب و فریبنده که به دنبال جذب و تحریک نیمهای از بدنه جامعه است.»
نوروزی در ادامه مینویسد:
«مفهوم رسانهای پرکاربرد صورتیشویی (Pink Washing) به معنای استفاده از عناوینی فریبنده و عوامپسند، صرفاً با هدف تحتالشعاع قرار دادن برخی رفتارهای غیرانسانی همچون جنایت علیه بشریت یا اقدامات منفعتطلبانه و سوداگرانه افراد یا گروهی خاص است. »
◽️@utfinance◽️
🤬18❤1
◽️ توئیت روز
👤 امیر جوادی، اقتصاددان:
«اگر مدارس و دانشگاهها بکلی خصوصی باشند نیازی به کنکور نیست.
نیاز به هر تخصص، سبب میشود بازارهای مالی و اقدامات بنگاهداران مسئلهی تامین هزینهی تحصیل همهی اقشار را حل کنند. حمایت دولتی هم میتواند مکمل باشد.»
◽️@utfinance◽️
👤 امیر جوادی، اقتصاددان:
«اگر مدارس و دانشگاهها بکلی خصوصی باشند نیازی به کنکور نیست.
نیاز به هر تخصص، سبب میشود بازارهای مالی و اقدامات بنگاهداران مسئلهی تامین هزینهی تحصیل همهی اقشار را حل کنند. حمایت دولتی هم میتواند مکمل باشد.»
◽️@utfinance◽️
👍28❤5👎5
📚 معرفی کتاب
آثار فرانسوا فوره، مورخ فرانسوی که انتشارات «کتابستان برخط» منتشر کرده است:
◽️ گذشتهی یک توهم
جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
◽️ فاشیسم و کمونیسم
فرانسوا فوره و ارنست نولته
◽️ دروغها، شورها، توهمات
تخیل دموکراتیک در قرن بیستم
◽️ تفکر در باب انقلاب فرانسه
◽️@utfinance◽️
#فرانسوا_فوره
#گذشته_یک_توهم
#تفکر_در_باب_انقلاب_فرانسه
#ارنست_نولته
آثار فرانسوا فوره، مورخ فرانسوی که انتشارات «کتابستان برخط» منتشر کرده است:
◽️ گذشتهی یک توهم
جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
◽️ فاشیسم و کمونیسم
فرانسوا فوره و ارنست نولته
◽️ دروغها، شورها، توهمات
تخیل دموکراتیک در قرن بیستم
◽️ تفکر در باب انقلاب فرانسه
◽️@utfinance◽️
#فرانسوا_فوره
#گذشته_یک_توهم
#تفکر_در_باب_انقلاب_فرانسه
#ارنست_نولته
👌8
📄 مغالطه عاملیت سرعت گردش پول
جان مینارد کینز در کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» (۱۹۳۶) برای رد نظریه مقداری پول کلاسیک (MV=PY) از یک ابزار مفهومی استفاده کرد که بعدها به یکی از خطاهای مشهور او تبدیل شد.
کینز برای مقابله با نظریه کلاسیکها گفت:
رابطه MV=PY درست است اما V (سرعت گردش پول) یک متغیر ناپایدار است و نمیتوان آن را ثابت گرفت.
چون V در شرایط رکود یا عدم اطمینان ممکن است تغییر کند، افزایش حجم پول (M) الزاماً به همان نسبت به افزایش تولید یا قیمت (PY) نمیانجامد.
او در عمل V را بهعنوان یک پارامتر مستقل معرفی کرد، در حالی که سرعت گردش پول متغیر مستقل نیست؛ بلکه یک برآیند حسابداری است از تصمیمات مردم در نگهداری موجودی نقد.
به زبان دیگر، «V» چیزی نیست که افراد در بازار انتخاب کنند، بلکه صرفاً یک نسبت PY/M است.
چرا این استدلال غلط بود؟
رابطه مقداری پول یک تعریف است، نه یک متغیر رفتاری مستقل. وقتی M تغییر میکند، PY هم بهطور متناسب تغییر میکند؛ V خودش تعدیل میشود.
اقتصاددانان بعدی (بهویژه میلتون فریدمن) نشان دادند چیزی که واقعاً اهمیت دارد تقاضای نگهداری پول است، نه سرعت گردش آن.
اگر افراد بخواهند موجودی نقد بیشتری نگه دارند، به این معناست که V پایین میآید؛ اما این نتیجه یک رفتار واقعی (تقاضای پول) است، نه یک عامل مستقل.
وقتی کینز «سرعت گردش» را عامل ناپایداری معرفی کرد، در واقع یک مفهوم حسابداری را بهصورت یک «علت اقتصادی مستقل» جا زد.
این باعث شد که بسیاری از اقتصاددانان بعدی، به جای تمرکز روی تقاضای پول، سراغ تحلیلهای گمراهکننده از «سرعت» بروند.
هایك در نقد استدلال کینز درباره سرعت گردش پول و اثرات آن بر اقتصاد دیدگاهی بسیار دقیق و فلسفی داشت، که ریشهاش به تحلیل او از دانش پراکنده و فرآیندهای بازار برمیگردد.
از دید هایک، سرعت گردش پول یک پدیده ناشی از رفتار واقعی بازیگران بازار است، نه یک عامل مستقل که بتواند سیاستهای پولی را کنترل کند.
به عبارت دیگر، تغییرات در V نتیجه تغییر در ترجیحات نگهداری نقد، سرمایهگذاری، و تولید است، نه علت رکود یا تورم.
هایک اعتقاد داشت تمرکز روی تغییر دادن M یا V بهطور مصنوعی، بدون توجه به ساختار سرمایه و ترجیحات زمانی افراد، خطرناک است.
او معتقد بود سیاستهای پولی که بر اساس پارامترهای مثل V طراحی میشوند، بهجای تعدیل بازار، اغلب بینظمی و چرخههای اقتصادی شدیدتر ایجاد میکنند.
هایک این استدلال را با نظریه معروف خودش درباره دانش پراکنده در جامعه پیوند میداد؛ هیچ سیاستگذار مرکزی نمیتواند مقدار پول یا سرعت گردش را بهصورت بهینه تعیین کند، زیرا اطلاعات مربوط به ترجیحات و فرصتهای افراد در بازار جزئی و پراکنده است.
بنابراین، اصرار کینز بر تغییر حجم پول و کنترل ناپایدار V، از دید هایک، نوعی توهم دانایی بود.
◽️@utfinance◽️
جان مینارد کینز در کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» (۱۹۳۶) برای رد نظریه مقداری پول کلاسیک (MV=PY) از یک ابزار مفهومی استفاده کرد که بعدها به یکی از خطاهای مشهور او تبدیل شد.
کینز برای مقابله با نظریه کلاسیکها گفت:
رابطه MV=PY درست است اما V (سرعت گردش پول) یک متغیر ناپایدار است و نمیتوان آن را ثابت گرفت.
چون V در شرایط رکود یا عدم اطمینان ممکن است تغییر کند، افزایش حجم پول (M) الزاماً به همان نسبت به افزایش تولید یا قیمت (PY) نمیانجامد.
او در عمل V را بهعنوان یک پارامتر مستقل معرفی کرد، در حالی که سرعت گردش پول متغیر مستقل نیست؛ بلکه یک برآیند حسابداری است از تصمیمات مردم در نگهداری موجودی نقد.
به زبان دیگر، «V» چیزی نیست که افراد در بازار انتخاب کنند، بلکه صرفاً یک نسبت PY/M است.
چرا این استدلال غلط بود؟
رابطه مقداری پول یک تعریف است، نه یک متغیر رفتاری مستقل. وقتی M تغییر میکند، PY هم بهطور متناسب تغییر میکند؛ V خودش تعدیل میشود.
اقتصاددانان بعدی (بهویژه میلتون فریدمن) نشان دادند چیزی که واقعاً اهمیت دارد تقاضای نگهداری پول است، نه سرعت گردش آن.
اگر افراد بخواهند موجودی نقد بیشتری نگه دارند، به این معناست که V پایین میآید؛ اما این نتیجه یک رفتار واقعی (تقاضای پول) است، نه یک عامل مستقل.
وقتی کینز «سرعت گردش» را عامل ناپایداری معرفی کرد، در واقع یک مفهوم حسابداری را بهصورت یک «علت اقتصادی مستقل» جا زد.
این باعث شد که بسیاری از اقتصاددانان بعدی، به جای تمرکز روی تقاضای پول، سراغ تحلیلهای گمراهکننده از «سرعت» بروند.
هایك در نقد استدلال کینز درباره سرعت گردش پول و اثرات آن بر اقتصاد دیدگاهی بسیار دقیق و فلسفی داشت، که ریشهاش به تحلیل او از دانش پراکنده و فرآیندهای بازار برمیگردد.
از دید هایک، سرعت گردش پول یک پدیده ناشی از رفتار واقعی بازیگران بازار است، نه یک عامل مستقل که بتواند سیاستهای پولی را کنترل کند.
به عبارت دیگر، تغییرات در V نتیجه تغییر در ترجیحات نگهداری نقد، سرمایهگذاری، و تولید است، نه علت رکود یا تورم.
هایک اعتقاد داشت تمرکز روی تغییر دادن M یا V بهطور مصنوعی، بدون توجه به ساختار سرمایه و ترجیحات زمانی افراد، خطرناک است.
او معتقد بود سیاستهای پولی که بر اساس پارامترهای مثل V طراحی میشوند، بهجای تعدیل بازار، اغلب بینظمی و چرخههای اقتصادی شدیدتر ایجاد میکنند.
هایک این استدلال را با نظریه معروف خودش درباره دانش پراکنده در جامعه پیوند میداد؛ هیچ سیاستگذار مرکزی نمیتواند مقدار پول یا سرعت گردش را بهصورت بهینه تعیین کند، زیرا اطلاعات مربوط به ترجیحات و فرصتهای افراد در بازار جزئی و پراکنده است.
بنابراین، اصرار کینز بر تغییر حجم پول و کنترل ناپایدار V، از دید هایک، نوعی توهم دانایی بود.
◽️@utfinance◽️
👍3❤2👎2👏1
Forwarded from پادکست خوره کتاب | KhoreKetab Podcast
فروپاشی یکشبه اتفاق نمیافته...
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس دیگه چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟ چرا به دولت قدرت ندن که همه چیز رو براشون رایگان تامین کنه؟"
بنابراین اونها دست از کار و تلاش و رقابت کشیدن
زندگی بیزحمت رو انتخاب کردن
و "آینده" رو خرج کردن
و نتیجهاش؟
ونزوئلایی 🇻🇪 که روزگاری بهخاطر ثروت نفتی و مردم شادش شهره بود...
ونزوئلایی که روزگاری مردم دنیا آرزوشون بود بیان و اونجا زندگی و تفریح کنن...
امروز نماد قحطی، تورم و خاموشی شده
به نظر ما شباهت اتفاقاتی که در ایران میافته با سرنوشت تلخ ونزوئلا ترسناکه
به همین خاطر گفتیم داستان ونزوئلا رو روایت کنیم
امید که زنگ خطری باشه برای تمام وجدانهای بیداری که
تو این شرایط سخت
آرزو دارن که این مسیر فروپاشی تغییر کنه
عنوان ویدیو 👈🏻 داستان ونزوئلا: بهشتی که جهنم شد
👈🏻 اینجا ببین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس دیگه چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟ چرا به دولت قدرت ندن که همه چیز رو براشون رایگان تامین کنه؟"
بنابراین اونها دست از کار و تلاش و رقابت کشیدن
زندگی بیزحمت رو انتخاب کردن
و "آینده" رو خرج کردن
و نتیجهاش؟
ونزوئلایی 🇻🇪 که روزگاری بهخاطر ثروت نفتی و مردم شادش شهره بود...
ونزوئلایی که روزگاری مردم دنیا آرزوشون بود بیان و اونجا زندگی و تفریح کنن...
امروز نماد قحطی، تورم و خاموشی شده
به نظر ما شباهت اتفاقاتی که در ایران میافته با سرنوشت تلخ ونزوئلا ترسناکه
به همین خاطر گفتیم داستان ونزوئلا رو روایت کنیم
امید که زنگ خطری باشه برای تمام وجدانهای بیداری که
تو این شرایط سخت
آرزو دارن که این مسیر فروپاشی تغییر کنه
عنوان ویدیو 👈🏻 داستان ونزوئلا: بهشتی که جهنم شد
👈🏻 اینجا ببین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
YouTube
داستان ونزوئلا: بهشتی که جهنم شد
فروپاشی یکشبه اتفاق نمیافته...
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟"
بنابراین اونها…
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟"
بنابراین اونها…
👍18👎1
Forwarded from مرتضی کاظمی
کنکور؛ صفی طولانی برای یک مالِ مفت
کنکور در ایران یک صف طولانی است؛ صفی برای دستیابی به چیزی که «مال مفت» تلقی میشود: دانشگاه رایگان. این صف، درست مانند هر صف دیگری که برای کالای رایگان تشکیل میشود، حاصل ترکیب رانت، کمیابی مصنوعی و توزیع ناعادلانه منابع عمومی است.
کنکور را بسیاری «مسئله» میدانند و در پی حذف یا اصلاح آن هستند. اما واقعیت این است که کنکور، مسئله نیست؛ معلول است. تا زمانی که دانشگاه رایگان باقی بماند، صفی طولانی برای ورود به آن هم وجود خواهد داشت.
دانشگاه رایگان؛ ابزار فقرزدایی یا رانت؟
اقتصاددانانی مانند میلتون فریدمن
(در Capitalism and Freedom)
نشان دادهاند که دانشگاه رایگان، در عمل بیشتر به سود خانوارهای مرفهتز تمام میشود؛ کسانی که از مدارس بهتر، معلمان خصوصی و منابع آموزشی غنیتر بهرهمند بودهاند، در رقابت جلوترند و سهم بیشتری از «رایگان» میبرند.
فردریش هایک نیز هشدار داده بود که وقتی دولت به جای فراهم کردن چارچوبی عادلانه، به تأمین مستقیم کالاها و خدمات روی میآورد، رقابت سالم جای خود را به «صف» و «رانت» میدهد
(The Constitution of Liberty).
مطالعات تجربی در کشورهای مختلف هم این را تأیید کرده است:
در برزیل، دانشگاههای رایگان بیشتر در دسترس فرزندان طبقات ثروتمند قرار گرفتند
(World Bank, 2001).
در هند، بخش عمدهی یارانه آموزش عالی نصیب قشر بالاتر درآمدی شد
(Tilak, 2005).
حتی در کشورهای اروپایی با دانشگاههای رایگان، سهم دانشجویان طبقات مرفه بهطور نامتناسب بالاتر است
(OECD, Education at a Glance).
همینجا در تهران بررسی کنید ببینید چه کسانی در دانشگاه شریف تحصیل میکنند. برآورد شده بیش از ۹۵ درصد از اقشار بالاتر از متوسط هستند. فقرا شرایط رقابت با کسانی که اموزشهای سنگین برای تستزنی داشتهاند را ندارند و تقریباً هیچ راهی برای ورود به دانشگاهی مثل شریف پیدا نمیکنند.
هزینههای پنهان و دانشگاه رایگان
صدها هزار نفر در ایران، تنها به خاطر اینکه دانشگاه رایگان بوده در رشتههایی تحصیل کردهاند که هیچ علاقه یا چشمانداز کاری در آن نداشتهاند. نتیجه چه شد؟ آن رشتهها را به سادگی کنار گذاشتند و حتی یک روز هم در آن حوزه کار نکردند.
هزینهی این بازی اما از جیب همه مردم پرداخت شد: از کشاورز و کارگر گرفته تا مالیاتدهندگان خاموش. این یعنی «آموزش عالی رایگان» نه فقط فقر را کاهش نداد، بلکه منبعی برای اتلاف سرمایه انسانی و تحمیل هزینههای عمومی شد.
تجربهی دانشگاههای معتبر دنیا
در اکثر دانشگاههای معتبر دنیا، آموزش عالی رایگان نیست. اما تلاش میشود کسی بهخاطر فقر از تحصیل بازنماند. چرا؟ چون تلاش میشود منابع مالی بهصورت هدفمند به کسانی برسد که واقعاً نیازمندند.
دانشگاههای بزرگ از هاروارد و استنفورد گرفته تا آکسفورد و کمبریج، صندوقهای عظیمی دارند که شهریهی فقرا یا استعدادهایی که از لحاظ مالی ضعیف هستند را پوشش میدهد. نتیجه این است که منابع بهتر مصرف میشود: ثروتمندان هزینه واقعی تحصیل را میپردازند و نیازمندان حمایت میشوند. این الگو بسیار عادلانهتر از «دانشگاه رایگان» است که در عمل به یارانهای برای برخورداران تبدیل میشود.
کنکور؛ نتیجه طبیعی «مال مفت»
کنکور نه به خاطر علاقه به علم، که به خاطر دسترسی به یک کالای یارانهای شکل گرفته است. همانطور که گریبکر در نظریه سرمایه انسانی توضیح میدهد وقتی هزینهی آموزش از جیب شخص پرداخت نشود، افراد بیشتری وارد چرخه میشوند، حتی اگر بازده شخصی و اجتماعی آن پایین باشد. نتیجه، هجوم گسترده به دانشگاه، مدرکگرایی و صفی به نام کنکور است.
راهحل؛ آزادسازی آموزش
راه حذف کنکور، همان است که بیشتر کشورهای دنیا انجام دادند:
۱. پایان دانشگاه رایگان.
دانشگاه اگر هزینه دارد، باید توسط کسی پرداخت شود که از آن بهرهمند میشود.
۲. وامهای دانشجویی و کمکهزینههای هدفمند.
فریدمن پیشنهاد کرده بود دولت به جای تأمین مستقیم دانشگاه، وامهای مبتنی بر درآمد
(Income Contingent Loans)
بدهد تا هرکس مطابق درآمد آیندهاش بازپرداخت کند.
۳. رقابت و تنوع.
وقتی دانشگاهها مستقل و متکی به درآمد واقعی دانشجویان باشند، کیفیت و تنوع افزایش مییابد و صفهای طولانی بیمعنا میشود.
جمعبندی
کنکور یک «دیوار» نیست که با جابهجایی یا اصلاح فرو بریزد. کنکور سایهی یک واقعیت است: دانشگاه رایگان، مال مفتی که به صفی طولانی میانجامد.
تا زمانی که این مال مفت توزیع میشود، صف و رانت هم وجود خواهد داشت.
و تا زمانی که صف باقی است، نه آزادی انتخاب داریم و نه عدالت آموزشی.
➖➖➖
در ارتباط با این موضوع پرونده آموزش و آزادی را مطالعه بفرمایید
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
https://t.me/mortezakazemii
کنکور در ایران یک صف طولانی است؛ صفی برای دستیابی به چیزی که «مال مفت» تلقی میشود: دانشگاه رایگان. این صف، درست مانند هر صف دیگری که برای کالای رایگان تشکیل میشود، حاصل ترکیب رانت، کمیابی مصنوعی و توزیع ناعادلانه منابع عمومی است.
کنکور را بسیاری «مسئله» میدانند و در پی حذف یا اصلاح آن هستند. اما واقعیت این است که کنکور، مسئله نیست؛ معلول است. تا زمانی که دانشگاه رایگان باقی بماند، صفی طولانی برای ورود به آن هم وجود خواهد داشت.
دانشگاه رایگان؛ ابزار فقرزدایی یا رانت؟
اقتصاددانانی مانند میلتون فریدمن
(در Capitalism and Freedom)
نشان دادهاند که دانشگاه رایگان، در عمل بیشتر به سود خانوارهای مرفهتز تمام میشود؛ کسانی که از مدارس بهتر، معلمان خصوصی و منابع آموزشی غنیتر بهرهمند بودهاند، در رقابت جلوترند و سهم بیشتری از «رایگان» میبرند.
فردریش هایک نیز هشدار داده بود که وقتی دولت به جای فراهم کردن چارچوبی عادلانه، به تأمین مستقیم کالاها و خدمات روی میآورد، رقابت سالم جای خود را به «صف» و «رانت» میدهد
(The Constitution of Liberty).
مطالعات تجربی در کشورهای مختلف هم این را تأیید کرده است:
در برزیل، دانشگاههای رایگان بیشتر در دسترس فرزندان طبقات ثروتمند قرار گرفتند
(World Bank, 2001).
در هند، بخش عمدهی یارانه آموزش عالی نصیب قشر بالاتر درآمدی شد
(Tilak, 2005).
حتی در کشورهای اروپایی با دانشگاههای رایگان، سهم دانشجویان طبقات مرفه بهطور نامتناسب بالاتر است
(OECD, Education at a Glance).
همینجا در تهران بررسی کنید ببینید چه کسانی در دانشگاه شریف تحصیل میکنند. برآورد شده بیش از ۹۵ درصد از اقشار بالاتر از متوسط هستند. فقرا شرایط رقابت با کسانی که اموزشهای سنگین برای تستزنی داشتهاند را ندارند و تقریباً هیچ راهی برای ورود به دانشگاهی مثل شریف پیدا نمیکنند.
هزینههای پنهان و دانشگاه رایگان
صدها هزار نفر در ایران، تنها به خاطر اینکه دانشگاه رایگان بوده در رشتههایی تحصیل کردهاند که هیچ علاقه یا چشمانداز کاری در آن نداشتهاند. نتیجه چه شد؟ آن رشتهها را به سادگی کنار گذاشتند و حتی یک روز هم در آن حوزه کار نکردند.
هزینهی این بازی اما از جیب همه مردم پرداخت شد: از کشاورز و کارگر گرفته تا مالیاتدهندگان خاموش. این یعنی «آموزش عالی رایگان» نه فقط فقر را کاهش نداد، بلکه منبعی برای اتلاف سرمایه انسانی و تحمیل هزینههای عمومی شد.
تجربهی دانشگاههای معتبر دنیا
در اکثر دانشگاههای معتبر دنیا، آموزش عالی رایگان نیست. اما تلاش میشود کسی بهخاطر فقر از تحصیل بازنماند. چرا؟ چون تلاش میشود منابع مالی بهصورت هدفمند به کسانی برسد که واقعاً نیازمندند.
دانشگاههای بزرگ از هاروارد و استنفورد گرفته تا آکسفورد و کمبریج، صندوقهای عظیمی دارند که شهریهی فقرا یا استعدادهایی که از لحاظ مالی ضعیف هستند را پوشش میدهد. نتیجه این است که منابع بهتر مصرف میشود: ثروتمندان هزینه واقعی تحصیل را میپردازند و نیازمندان حمایت میشوند. این الگو بسیار عادلانهتر از «دانشگاه رایگان» است که در عمل به یارانهای برای برخورداران تبدیل میشود.
کنکور؛ نتیجه طبیعی «مال مفت»
کنکور نه به خاطر علاقه به علم، که به خاطر دسترسی به یک کالای یارانهای شکل گرفته است. همانطور که گریبکر در نظریه سرمایه انسانی توضیح میدهد وقتی هزینهی آموزش از جیب شخص پرداخت نشود، افراد بیشتری وارد چرخه میشوند، حتی اگر بازده شخصی و اجتماعی آن پایین باشد. نتیجه، هجوم گسترده به دانشگاه، مدرکگرایی و صفی به نام کنکور است.
راهحل؛ آزادسازی آموزش
راه حذف کنکور، همان است که بیشتر کشورهای دنیا انجام دادند:
۱. پایان دانشگاه رایگان.
دانشگاه اگر هزینه دارد، باید توسط کسی پرداخت شود که از آن بهرهمند میشود.
۲. وامهای دانشجویی و کمکهزینههای هدفمند.
فریدمن پیشنهاد کرده بود دولت به جای تأمین مستقیم دانشگاه، وامهای مبتنی بر درآمد
(Income Contingent Loans)
بدهد تا هرکس مطابق درآمد آیندهاش بازپرداخت کند.
۳. رقابت و تنوع.
وقتی دانشگاهها مستقل و متکی به درآمد واقعی دانشجویان باشند، کیفیت و تنوع افزایش مییابد و صفهای طولانی بیمعنا میشود.
جمعبندی
کنکور یک «دیوار» نیست که با جابهجایی یا اصلاح فرو بریزد. کنکور سایهی یک واقعیت است: دانشگاه رایگان، مال مفتی که به صفی طولانی میانجامد.
تا زمانی که این مال مفت توزیع میشود، صف و رانت هم وجود خواهد داشت.
و تا زمانی که صف باقی است، نه آزادی انتخاب داریم و نه عدالت آموزشی.
➖➖➖
در ارتباط با این موضوع پرونده آموزش و آزادی را مطالعه بفرمایید
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۱۰ شهریور ۱۴۰۳
https://t.me/mortezakazemii
👍15👏7❤4👎3
📄 مقاله
سقلمه تغییر
کاس سانستین چگونه نظریه تلنگر را در سیاستگذاری بسط داد؟
👤 محمد علینژاد
◽️@utfinance◽️
سقلمه تغییر
کاس سانستین چگونه نظریه تلنگر را در سیاستگذاری بسط داد؟
👤 محمد علینژاد
◽️@utfinance◽️
Telegraph
کاس سانستین چگونه نظریه تلنگر را در سیاستگذاری بسط داد؟
سقلمه تغییر فرض کنید یک فرزند 10ساله دارید و میخواهید او را به جای خوردن زیاد تنقلات، به میوه خوردن عادت دهید. احتمالاً اینکه برایش تنقلات نخرید یا خوردنش را ممنوع کنید نهتنها جواب نمیدهد بلکه ممکن است نتیجه معکوس بدهد و رغبتش را به خوردن خوراکیهای ناسالم…
📄 مرز باریک تلنگر و دستکاری
نقش اقتصاد رفتاری در سیاستگذاری در گفتوگو با کاس سانستین
©️ تجارت فردا
◽️@utfinance◽️
نقش اقتصاد رفتاری در سیاستگذاری در گفتوگو با کاس سانستین
©️ تجارت فردا
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مرز باریک تلنگر و دستکاری
نقش اقتصاد رفتاری در سیاستگذاری در گفتوگو با کاس سانستین
🔥1
📄 مقاله
انیشتین و سوسیالیسم
تأملی بر دیدگاههای اقتصادی آلبرت انیشتین
👤 محمدحسن وکیلی
©️ منبع: کانال تلگرام ذهن محافظهکار
◽️@utfinance◽️
انیشتین و سوسیالیسم
تأملی بر دیدگاههای اقتصادی آلبرت انیشتین
👤 محمدحسن وکیلی
©️ منبع: کانال تلگرام ذهن محافظهکار
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تأملی بر دیدگاههای اقتصادی آلبرت انیشتین
انیشتین و سوسیالیسم در سال ۱۹۴۹، اولین شماره از نشریۀ سوسیالیستی مانتلی ریویو در نیویورک منتشر شد. در میان مجموعه مقالات، یکی از مقالات خاصتر بود و توجهها را به خود جلب کرد. علت این جلب توجهها نویسندۀ نامدار آن بود. نویسندۀ آن مقاله کسی نبود جز آلبرت…
👏4👎2
Why Socialism_.pdf
1.7 MB
📄 مقاله
چرا سوسیالیسم؟
👤 آلبرت انیشتین
📎 PDF - English
©️ منبع: کانال تلگرام ذهن محافظهکار
◽️@utfinance◽️
چرا سوسیالیسم؟
👤 آلبرت انیشتین
📎 PDF - English
©️ منبع: کانال تلگرام ذهن محافظهکار
◽️@utfinance◽️
👌4👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 در مناظره تحلیل اقتصادی، اتریشیها پیروز شدهاند
👤 خاویر میلی
سخنرانی در پردیس روزاریو - دانشگاه کاتولیک آرژانتین - 2016
📌 زیرنویس فارسی از یوتیوب لرنکست
در این سخنرانی، #خاویرمیلی در مقام استاد اقتصاد دانشگاه به تبیین ادعای خود میپردازد.
◽️@utfinance◽️
👤 خاویر میلی
سخنرانی در پردیس روزاریو - دانشگاه کاتولیک آرژانتین - 2016
📌 زیرنویس فارسی از یوتیوب لرنکست
در این سخنرانی، #خاویرمیلی در مقام استاد اقتصاد دانشگاه به تبیین ادعای خود میپردازد.
◽️@utfinance◽️
👍11👎4❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چپ و راست سیاسی از نگاه استیون پینکر
👤 آسیه علیخواه
🔗 اینستاگرام آسیه علیخواه
◼️@asiehalikhah◼️
◽️@utfinance◽️
👤 آسیه علیخواه
🔗 اینستاگرام آسیه علیخواه
◼️@asiehalikhah◼️
◽️@utfinance◽️
👌4❤1🤬1