Forwarded from توییتر دانشگاه تهرانی ها
#پیشنهاد_کتاب
📖
یکی از اختلافات سیاسی ریشهدار در عصر ما، نبرد میان سرمایهداری و سوسیالیسم است. مردم از مزایا و امکانات رایگان آن، مثل مراقبتهای بهداشتی رایگان، تحصیلات دانشگاهی رایگان و موارد دیگر بسیار میشنوند. اما افراد زیادی هم مخالف سوسیالیسماند.
سوسیالیسم میلیونها نفر را به کام مرگ کشانده است، اما اکنون به ایدئولوژی غالب در فضای آکادمیک آمریکا تبدیل شده است. این ایدئولوژی که افرادی مانند برنی سندرز و الکساندریا اوکازیو-کورتز در آمریکا سردمدار آناند، در قالب درخواستهای خیالپردازانه مطرح میشود.
در این کتاب، رند پال تاریخ سوسیالیسم را از گولاگهای استالین تا قحطی کنونی در ونزوئلا شرح میدهد. او به تصورات غلط رایج در مورد "آرمانشهر" اروپای سوسیالیست میپردازد. همانطور که مشخص میشود، کشورهای اسکاندیناوی به اندازه آمریکایی سرمایهداریاند.
بازگشت سوسیالیسم تنها به این دلیل ممکن است که بسیاری از آمریکاییها خطرات واقعی این ایدئولوژی قرن بیستم را فراموش کردهاند.
پال میگوید، در ازای هر دانشجوی کالج که تیشرت چه گوارا به تن دارد، یک کودک ونزوئلایی از گرسنگی میمیرد. پناهندگان ناامید از کوبای کمونیست فرار میکنند تا از سانسور ظالمانه، جیرهبندی غذا و بیمارستانهای کثیف نجات یابند، نه برای "مراقبتهای درمانی رایگان".
«چرا سوسیالیست نیستم»
رند پال، کِلی اشبی پال
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
-parseh-
@uttweet
📖
یکی از اختلافات سیاسی ریشهدار در عصر ما، نبرد میان سرمایهداری و سوسیالیسم است. مردم از مزایا و امکانات رایگان آن، مثل مراقبتهای بهداشتی رایگان، تحصیلات دانشگاهی رایگان و موارد دیگر بسیار میشنوند. اما افراد زیادی هم مخالف سوسیالیسماند.
سوسیالیسم میلیونها نفر را به کام مرگ کشانده است، اما اکنون به ایدئولوژی غالب در فضای آکادمیک آمریکا تبدیل شده است. این ایدئولوژی که افرادی مانند برنی سندرز و الکساندریا اوکازیو-کورتز در آمریکا سردمدار آناند، در قالب درخواستهای خیالپردازانه مطرح میشود.
در این کتاب، رند پال تاریخ سوسیالیسم را از گولاگهای استالین تا قحطی کنونی در ونزوئلا شرح میدهد. او به تصورات غلط رایج در مورد "آرمانشهر" اروپای سوسیالیست میپردازد. همانطور که مشخص میشود، کشورهای اسکاندیناوی به اندازه آمریکایی سرمایهداریاند.
بازگشت سوسیالیسم تنها به این دلیل ممکن است که بسیاری از آمریکاییها خطرات واقعی این ایدئولوژی قرن بیستم را فراموش کردهاند.
پال میگوید، در ازای هر دانشجوی کالج که تیشرت چه گوارا به تن دارد، یک کودک ونزوئلایی از گرسنگی میمیرد. پناهندگان ناامید از کوبای کمونیست فرار میکنند تا از سانسور ظالمانه، جیرهبندی غذا و بیمارستانهای کثیف نجات یابند، نه برای "مراقبتهای درمانی رایگان".
«چرا سوسیالیست نیستم»
رند پال، کِلی اشبی پال
ترجمه مسعود یوسفحصیرچین
بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه
-parseh-
@uttweet
❤15⚡1👎1
📄 چرا رند پال سوسیالیست نیست؟
کتاب «چرا سوسیالیست نیستم» نوشته رَند پال، سناتور جمهوریخواه آمریکایی و از چهرههای شناختهشده جنبش لیبرتارین در ایالات متحده، یکی از مهمترین کتابها در نقد سوسیالیسم و دفاع از اقتصاد بازار آزاد است که در سالهای اخیر در ایران ترجمه و منتشر شدهاند.
کتاب را مسعود یوسفحصیرچین ترجمه کرده و انتشارات پارسه آن را منتشر کرده است.
این کتاب نه صرفاً یک متن حزبی و سیاسی، بلکه پاسخی فلسفی، تاریخی و اقتصادی به پرسش بنیادین درباره این است که چرا اندیشه سوسیالیستی، با وجود جذابیتهای ظاهری و وعدههای عدالتخواهانه، در عمل ناکارآمد و حتی زیانبار از کار درآمده است.
رند پال در این کتاب با اتکا به شواهد تاریخی، دادههای اقتصادی و استدلالهای فلسفی، نشان میدهد که چرا سوسیالیسم نه تنها در تحقق عدالت و رفاه شکست خورده، بلکه همواره منجر به گسترش دولتهای اقتدارگرا و محدود شدن آزادیهای فردی شده است. او در ابتدای کتاب توضیح میدهد که چگونه وعدههای برابری و عدالت اجتماعی در نظامهای سوسیالیستی بهتدریج جای خود را به سرکوب، کمبود منابع و اتلاف سرمایه دادهاند. پال بر تجربههای تاریخی قرن بیستم ـ از اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی گرفته تا کوبا و ونزوئلا ـ تأکید میکند و این نظامها را نمونههای روشن شکست ایدهآلهای سوسیالیستی میداند.
یکی از نقاط برجسته کتاب، نقد پال بر برداشتهای رایج از «عدالت» در سوسیالیسم است. او نشان میدهد که عدالت در معنای سوسیالیستی آن، بیشتر معطوف به برابری نتایج است تا برابری فرصتها، و همین تفاوت کوچک، نتایج بسیار بزرگی در پی دارد. به باور پال، هرگاه دولت کوشیده است نتایج اقتصادی و اجتماعی را برابر کند، بهناچار آزادیهای فردی را محدود کرده است، چرا که برای تحقق چنین برابریای باید دست به اجبار، مصادره و کنترل همهجانبه اقتصاد بزند.
پال همچنین در این اثر به مقایسه تجربه کشورهایی میپردازد که به درجات مختلف از سیاستهای سوسیالیستی استفاده کردهاند. او مثالهایی از اسکاندیناوی را ذکر میکند و توضیح میدهد که کشورهای شمال اروپا بهغلط بهعنوان نمونههای موفق سوسیالیسم معرفی میشوند، در حالی که بنیان اصلی اقتصاد آنها بر بازار آزاد و مالکیت خصوصی استوار است و تنها در حوزه خدمات اجتماعی، مالیاتهای بالاتری وضع کردهاند.
بخش مهم دیگری از کتاب به دفاع از آزادی اقتصادی و نقش آن در ایجاد رفاه اختصاص دارد. رند پال نشان میدهد که تنها در سایه بازار آزاد و رقابت است که نوآوری، پیشرفت و رفاه عمومی حاصل میشود. او تأکید میکند که اگرچه سرمایهداری کامل بیعیب نیست، اما در مقایسه با سوسیالیسم، بهترین سازوکار شناختهشده برای حفظ آزادی و تولید ثروت است.
از لحاظ سبک نگارش، کتاب بهگونهای نوشته شده است که برای مخاطب دانشگاهی و همچنین عموم علاقهمندان به سیاست و اقتصاد قابلفهم باشد. پال تلاش میکند از زبان ساده و مثالهای تاریخی روشن استفاده کند تا نشان دهد نقد او بر سوسیالیسم صرفاً یک بحث نظری یا حزبی نیست، بلکه ریشه در تجربه زیسته ملتها دارد.
اهمیت کتاب در فضای فکری امروز، بهویژه در ایالات متحده و اروپا، بیشتر به این دلیل است که موجی از گرایشهای سوسیالیستی در میان نسل جوان پدید آمده است. رند پال با نوشتن این کتاب میکوشد نسل جدید را متوجه هزینههای پنهان و آشکار این اندیشه کند و در مقابل، آنها را به ارزش آزادی فردی و اقتصاد بازار متکی بر حقوق مالکیت دعوت کند.
◽️@utfinance◽️
کتاب «چرا سوسیالیست نیستم» نوشته رَند پال، سناتور جمهوریخواه آمریکایی و از چهرههای شناختهشده جنبش لیبرتارین در ایالات متحده، یکی از مهمترین کتابها در نقد سوسیالیسم و دفاع از اقتصاد بازار آزاد است که در سالهای اخیر در ایران ترجمه و منتشر شدهاند.
کتاب را مسعود یوسفحصیرچین ترجمه کرده و انتشارات پارسه آن را منتشر کرده است.
این کتاب نه صرفاً یک متن حزبی و سیاسی، بلکه پاسخی فلسفی، تاریخی و اقتصادی به پرسش بنیادین درباره این است که چرا اندیشه سوسیالیستی، با وجود جذابیتهای ظاهری و وعدههای عدالتخواهانه، در عمل ناکارآمد و حتی زیانبار از کار درآمده است.
رند پال در این کتاب با اتکا به شواهد تاریخی، دادههای اقتصادی و استدلالهای فلسفی، نشان میدهد که چرا سوسیالیسم نه تنها در تحقق عدالت و رفاه شکست خورده، بلکه همواره منجر به گسترش دولتهای اقتدارگرا و محدود شدن آزادیهای فردی شده است. او در ابتدای کتاب توضیح میدهد که چگونه وعدههای برابری و عدالت اجتماعی در نظامهای سوسیالیستی بهتدریج جای خود را به سرکوب، کمبود منابع و اتلاف سرمایه دادهاند. پال بر تجربههای تاریخی قرن بیستم ـ از اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی گرفته تا کوبا و ونزوئلا ـ تأکید میکند و این نظامها را نمونههای روشن شکست ایدهآلهای سوسیالیستی میداند.
یکی از نقاط برجسته کتاب، نقد پال بر برداشتهای رایج از «عدالت» در سوسیالیسم است. او نشان میدهد که عدالت در معنای سوسیالیستی آن، بیشتر معطوف به برابری نتایج است تا برابری فرصتها، و همین تفاوت کوچک، نتایج بسیار بزرگی در پی دارد. به باور پال، هرگاه دولت کوشیده است نتایج اقتصادی و اجتماعی را برابر کند، بهناچار آزادیهای فردی را محدود کرده است، چرا که برای تحقق چنین برابریای باید دست به اجبار، مصادره و کنترل همهجانبه اقتصاد بزند.
پال همچنین در این اثر به مقایسه تجربه کشورهایی میپردازد که به درجات مختلف از سیاستهای سوسیالیستی استفاده کردهاند. او مثالهایی از اسکاندیناوی را ذکر میکند و توضیح میدهد که کشورهای شمال اروپا بهغلط بهعنوان نمونههای موفق سوسیالیسم معرفی میشوند، در حالی که بنیان اصلی اقتصاد آنها بر بازار آزاد و مالکیت خصوصی استوار است و تنها در حوزه خدمات اجتماعی، مالیاتهای بالاتری وضع کردهاند.
بخش مهم دیگری از کتاب به دفاع از آزادی اقتصادی و نقش آن در ایجاد رفاه اختصاص دارد. رند پال نشان میدهد که تنها در سایه بازار آزاد و رقابت است که نوآوری، پیشرفت و رفاه عمومی حاصل میشود. او تأکید میکند که اگرچه سرمایهداری کامل بیعیب نیست، اما در مقایسه با سوسیالیسم، بهترین سازوکار شناختهشده برای حفظ آزادی و تولید ثروت است.
از لحاظ سبک نگارش، کتاب بهگونهای نوشته شده است که برای مخاطب دانشگاهی و همچنین عموم علاقهمندان به سیاست و اقتصاد قابلفهم باشد. پال تلاش میکند از زبان ساده و مثالهای تاریخی روشن استفاده کند تا نشان دهد نقد او بر سوسیالیسم صرفاً یک بحث نظری یا حزبی نیست، بلکه ریشه در تجربه زیسته ملتها دارد.
اهمیت کتاب در فضای فکری امروز، بهویژه در ایالات متحده و اروپا، بیشتر به این دلیل است که موجی از گرایشهای سوسیالیستی در میان نسل جوان پدید آمده است. رند پال با نوشتن این کتاب میکوشد نسل جدید را متوجه هزینههای پنهان و آشکار این اندیشه کند و در مقابل، آنها را به ارزش آزادی فردی و اقتصاد بازار متکی بر حقوق مالکیت دعوت کند.
◽️@utfinance◽️
Telegram
شرق وحشی
مسعود یوسف حصیرچین
بعضی از ترجمهها:
فرار از اردوگاه 14
رهبر عزیز
اتهام
آداب دیکتاتوری
خوردوخوراک دیکتاتورها
جمهوری خلق نسیان
ما هماهنگ شدهایم
درون اردوگاهها
مهیای رقصی در برف
چرا سوسیالیست نیستم
نظریههای منفیباف
اینستاگرام
instagram.com/masoud.yusef
بعضی از ترجمهها:
فرار از اردوگاه 14
رهبر عزیز
اتهام
آداب دیکتاتوری
خوردوخوراک دیکتاتورها
جمهوری خلق نسیان
ما هماهنگ شدهایم
درون اردوگاهها
مهیای رقصی در برف
چرا سوسیالیست نیستم
نظریههای منفیباف
اینستاگرام
instagram.com/masoud.yusef
❤10👍1😱1
📄 مقاله
رشد اقتصادی، چگونه رفاه مردم را بالا میبرد؟
/گذر از «جدال توزیع کیک» به «بزرگتر کردن کیک اقتصاد»/
◽️ جدیدترین آمار رشد اقتصادی نشان میدهد که رشد اقتصادی ماهانه نقطهای (چه با احتساب نفت چه بدون آن) در اولین ماه تابستان امسال منفی برآورد شده و حتی نسبت به رشد خردادماه که باز هم منفی بوده، کاهش بیشتری را تجربه کرده است.
◽️ کشور ما، ایران، با وجود بهرهمندی از منابع طبیعی غنی و جمعیت جوان تحصیلکرده به لحاظ اقتصادی در دهههای گذشته از بسیاری از کشورهای همسایه عقب افتاده است. چرا ایران از توسعه باز مانده است؟ چرا درآمد سرانه هر ایرانی پایینتر از کشورهای همسایه است؟
◽️ معمولاً هر گاه سخن از مشکلات اقتصادی ایران میشود محور مباحث، نرخ بالای تورم است. اما یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد: نرخ رشد اقتصادی پایین.
◽️@utfinance◽️
رشد اقتصادی، چگونه رفاه مردم را بالا میبرد؟
/گذر از «جدال توزیع کیک» به «بزرگتر کردن کیک اقتصاد»/
◽️ جدیدترین آمار رشد اقتصادی نشان میدهد که رشد اقتصادی ماهانه نقطهای (چه با احتساب نفت چه بدون آن) در اولین ماه تابستان امسال منفی برآورد شده و حتی نسبت به رشد خردادماه که باز هم منفی بوده، کاهش بیشتری را تجربه کرده است.
◽️ کشور ما، ایران، با وجود بهرهمندی از منابع طبیعی غنی و جمعیت جوان تحصیلکرده به لحاظ اقتصادی در دهههای گذشته از بسیاری از کشورهای همسایه عقب افتاده است. چرا ایران از توسعه باز مانده است؟ چرا درآمد سرانه هر ایرانی پایینتر از کشورهای همسایه است؟
◽️ معمولاً هر گاه سخن از مشکلات اقتصادی ایران میشود محور مباحث، نرخ بالای تورم است. اما یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد: نرخ رشد اقتصادی پایین.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
رشد اقتصادی، چگونه رفاه مردم را بالا میبرد؟ گذر از «جدال توزیع کیک» به «بزرگتر کردن کیک اقتصاد»
جدیدترین آمار رشد اقتصادی نشان میدهد که رشد اقتصادی ماهانه نقطهای (چه با احتساب نفت چه بدون آن) در اولین ماه تابستان امسال منفی برآورد شده و حتی نسبت به رشد خردادماه که باز هم منفی بوده، کاهش بیشتری را تجربه کرده است.
❤2
Forwarded from داروین صبوری (Darwin sabouri)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸در نخستین رویداد مماس «مجموعه ملاقاتهای انسانی» به ملاقات «مفهوم رنج» خواهیم رفت.
📅 پنحشنبه، ۱۳ شهریور
🕒 ساعت ۱۵ تا ۱۸
📬 سالن کنفرانس برج بینالمللی تهران
⬅️ ثبتنام از طریق سایت؛
https://www.darwinsabouri.ir
📅 پنحشنبه، ۱۳ شهریور
🕒 ساعت ۱۵ تا ۱۸
📬 سالن کنفرانس برج بینالمللی تهران
⬅️ ثبتنام از طریق سایت؛
https://www.darwinsabouri.ir
❤6
Tejarat Farda 604.pdf
619.4 KB
👥 میزگرد
خشت کج
بررسی ماهیت و کارکرد بخش تعاون در اقتصاد ایران در میزگرد موسی غنینژاد و عباس آخوندی
مجله تجارت فردا، شماره ۶۰۴
۸ شهریور ۱۴۰۴
◽️@utfinance◽️
خشت کج
بررسی ماهیت و کارکرد بخش تعاون در اقتصاد ایران در میزگرد موسی غنینژاد و عباس آخوندی
مجله تجارت فردا، شماره ۶۰۴
۸ شهریور ۱۴۰۴
◽️@utfinance◽️
❤1
مصاحبه توماس سوئل و رابینسون 2025.pdf
747.7 KB
📄 واقعیات در برابر زبانبازی
👥 گفتوگوی پیتر رابینسون با توماس سوئل
✍🏻 ترجمه: امیر امجدیان
◽️@utfinance◽️
👥 گفتوگوی پیتر رابینسون با توماس سوئل
✍🏻 ترجمه: امیر امجدیان
◽️@utfinance◽️
❤5
📄 مقاله
احمد توکلی، چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
👤 شادی معرفتی
احمد توکلی را میتوان مردی دانست که همیشه در چهارراه ایستاده بود؛ چهارراهی میان «عدالت» و «توسعه»، میان «افشاگری» و «سیاستورزی». او بارها بانگ زد که برای عدالت میجنگد، رانتها را برملا کرد، نامههای تند نوشت و خود را در قامت وجدان بیدار مجلس نشان داد. اما هربار که به دوراهی بزرگ تاریخ رسید، گامهایش نه به سوی آینده، که به سوی عقب متمایل شد. در دهه 60، منتقد اقتصاد دولتی بود، اما در دهه 80، پرچم تثبیت قیمتها را بر دوش گرفت. روزی علیه سیاستهای دولتی شعار داد و روزی دیگر در برابر برنامه چهارم توسعه و استراتژی صنعتی، سد ساخت. نگاهش به جهان همچنان محصور در مرزها ماند؛ در حالی که تجربه کشورهای در حال توسعه نشان میداد بدون گشودن درها، صنعتی شدن بیشتر شبیه رویاست تا امکان. حالا که مدتی است از خاکسپاری احمد توکلی گذشته است، پرسش اینجاست که او چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
احمد توکلی از همان آغاز دهه ۶۰، به چهرهای متفاوت در سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی بدل شد. او که در کابینه اول میرحسین موسوی وزیر کار بود، خیلی زود به دلیل اختلافات عمیق با چپهای اقتصادی از دولت جدا شد و راه دیگری برگزید: تأسیس روزنامه رسالت بهعنوان سنگر فکری راستهای اسلامی و پرچمدار گفتمان تازهای که «بازار اسلامی» را در برابر «اقتصاد کوپنی» قرار میداد.
در روزگاری که دولت موسوی با جنگ، تحریم و کمبود منابع، راه نجات را در کنترل شدید واردات و صادرات، نظام چندنرخی ارز، توزیع کوپن و تثبیت قیمتها میدید، توکلی هشدار میداد این مسیر به رانت، فساد اداری و پرورش طبقهای وابسته به دولت میانجامد. او عدالت را در «کار و تولید» میجست، نه در مساوات کوپنی.
اوایل دهه هشتاد، در پایان برنامه سوم توسعه، ایران آماده گام بعدی بود: تدوین یک نقشه راه برای صنعتیشدن. «طرح جامع استراتژی توسعه صنعتی» به مدیریت مسعود نیلی با همکاری بیش از ۶۸ اقتصاددان در سال ۱۳۸۲ تدوین شد؛ نخستین سند منسجم برای تبدیل ایران به کشوری صنعتی و پیوندخورده با اقتصاد جهانی. این طرح قرار بود دولت را از بنگاهداری دور کند، بخش خصوصی را محور توسعه بداند و تعامل با جهان را به فرصت بدل کند.
اما تنها چند روز پس از رونمایی، احمد توکلی و ۹ اقتصاددان دیگر با نامهای سرگشاده به خاتمی، این سند را «نئولیبرالی» و «مخل استقلال» خواندند. آنها مدعی بودند که طرح، عدالت اجتماعی را نادیده میگیرد، راه سلطه شرکتهای فراملی را هموار میکند و استقلال اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد. مخالفتی که بیش از آنکه نقد علمی باشد، رنگ ایدئولوژیک داشت.
نتیجه روشن بود: دولت سند را کنار گذاشت و یکی از معدود تلاشهای علمی برای طراحی استراتژی صنعتی ملی در نطفه خفه شد. در حالی که ترکیه، مالزی و ویتنام در همان سالها جهش صنعتی را آغاز کردند، ایران منابع نفتی را صرف تثبیت قیمتها و یارانههای پرهزینه کرد. پراکندگی سیاست صنعتی، کشور را از رقبا عقب راند.
توکلی، بهظاهر در جستوجوی عدالت، اغلب در دام شعار افتاد. عدالت در سخن او رنگ آرمان داشت، اما در عمل به سیاستهایی بدل شد که نه تورم را مهار کرد، نه فقر را کاهش داد. تثبیت قیمتها، که او از آن همچون «دستاورد مجلس هفتم» یاد میکرد، جز اتلاف منابع و گسترش کسری بودجه حاصلی نداشت. نامه مخالفت با استراتژی توسعه صنعتی نیز، فرصت تاریخی ایران برای ترسیم نقشه راه صنعتی شدن را بر باد داد و سرانجام، در بزنگاه سیاسی سال ۱۳۸۴، با وجود همه تردیدهایش، در کارزار هاشمیرفسنجانی و احمدینژاد از محمود احمدینژاد حمایت کرد؛ انتخابی که نهتنها کشور را به عقب برد، بلکه نشانهای بود از ترجیح مصالح جناحی بر آینده ملی. اینگونه بود که احمد توکلی، در حافظه اقتصاد سیاسی ایران، نه بهعنوان معمار توسعه، بلکه بهعنوان سیاستمداری پارادوکسیکال ثبت شد: عدالتخواهی که راه عدالت را بست، افشاگری که نقشهای برای ساختن نداشت، و سیاستمداری که میتوانست چراغی برافروزد، اما بارها در بزنگاه، شعلهها را خاموش کرد.
🔗 همچنین بخوانید: احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
◽️@utfinance◽️
احمد توکلی، چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
👤 شادی معرفتی
احمد توکلی را میتوان مردی دانست که همیشه در چهارراه ایستاده بود؛ چهارراهی میان «عدالت» و «توسعه»، میان «افشاگری» و «سیاستورزی». او بارها بانگ زد که برای عدالت میجنگد، رانتها را برملا کرد، نامههای تند نوشت و خود را در قامت وجدان بیدار مجلس نشان داد. اما هربار که به دوراهی بزرگ تاریخ رسید، گامهایش نه به سوی آینده، که به سوی عقب متمایل شد. در دهه 60، منتقد اقتصاد دولتی بود، اما در دهه 80، پرچم تثبیت قیمتها را بر دوش گرفت. روزی علیه سیاستهای دولتی شعار داد و روزی دیگر در برابر برنامه چهارم توسعه و استراتژی صنعتی، سد ساخت. نگاهش به جهان همچنان محصور در مرزها ماند؛ در حالی که تجربه کشورهای در حال توسعه نشان میداد بدون گشودن درها، صنعتی شدن بیشتر شبیه رویاست تا امکان. حالا که مدتی است از خاکسپاری احمد توکلی گذشته است، پرسش اینجاست که او چرا و چگونه در برابر توسعه ایستاد؟
احمد توکلی از همان آغاز دهه ۶۰، به چهرهای متفاوت در سیاست و اقتصاد جمهوری اسلامی بدل شد. او که در کابینه اول میرحسین موسوی وزیر کار بود، خیلی زود به دلیل اختلافات عمیق با چپهای اقتصادی از دولت جدا شد و راه دیگری برگزید: تأسیس روزنامه رسالت بهعنوان سنگر فکری راستهای اسلامی و پرچمدار گفتمان تازهای که «بازار اسلامی» را در برابر «اقتصاد کوپنی» قرار میداد.
در روزگاری که دولت موسوی با جنگ، تحریم و کمبود منابع، راه نجات را در کنترل شدید واردات و صادرات، نظام چندنرخی ارز، توزیع کوپن و تثبیت قیمتها میدید، توکلی هشدار میداد این مسیر به رانت، فساد اداری و پرورش طبقهای وابسته به دولت میانجامد. او عدالت را در «کار و تولید» میجست، نه در مساوات کوپنی.
اوایل دهه هشتاد، در پایان برنامه سوم توسعه، ایران آماده گام بعدی بود: تدوین یک نقشه راه برای صنعتیشدن. «طرح جامع استراتژی توسعه صنعتی» به مدیریت مسعود نیلی با همکاری بیش از ۶۸ اقتصاددان در سال ۱۳۸۲ تدوین شد؛ نخستین سند منسجم برای تبدیل ایران به کشوری صنعتی و پیوندخورده با اقتصاد جهانی. این طرح قرار بود دولت را از بنگاهداری دور کند، بخش خصوصی را محور توسعه بداند و تعامل با جهان را به فرصت بدل کند.
اما تنها چند روز پس از رونمایی، احمد توکلی و ۹ اقتصاددان دیگر با نامهای سرگشاده به خاتمی، این سند را «نئولیبرالی» و «مخل استقلال» خواندند. آنها مدعی بودند که طرح، عدالت اجتماعی را نادیده میگیرد، راه سلطه شرکتهای فراملی را هموار میکند و استقلال اقتصادی ایران را تهدید خواهد کرد. مخالفتی که بیش از آنکه نقد علمی باشد، رنگ ایدئولوژیک داشت.
نتیجه روشن بود: دولت سند را کنار گذاشت و یکی از معدود تلاشهای علمی برای طراحی استراتژی صنعتی ملی در نطفه خفه شد. در حالی که ترکیه، مالزی و ویتنام در همان سالها جهش صنعتی را آغاز کردند، ایران منابع نفتی را صرف تثبیت قیمتها و یارانههای پرهزینه کرد. پراکندگی سیاست صنعتی، کشور را از رقبا عقب راند.
توکلی، بهظاهر در جستوجوی عدالت، اغلب در دام شعار افتاد. عدالت در سخن او رنگ آرمان داشت، اما در عمل به سیاستهایی بدل شد که نه تورم را مهار کرد، نه فقر را کاهش داد. تثبیت قیمتها، که او از آن همچون «دستاورد مجلس هفتم» یاد میکرد، جز اتلاف منابع و گسترش کسری بودجه حاصلی نداشت. نامه مخالفت با استراتژی توسعه صنعتی نیز، فرصت تاریخی ایران برای ترسیم نقشه راه صنعتی شدن را بر باد داد و سرانجام، در بزنگاه سیاسی سال ۱۳۸۴، با وجود همه تردیدهایش، در کارزار هاشمیرفسنجانی و احمدینژاد از محمود احمدینژاد حمایت کرد؛ انتخابی که نهتنها کشور را به عقب برد، بلکه نشانهای بود از ترجیح مصالح جناحی بر آینده ملی. اینگونه بود که احمد توکلی، در حافظه اقتصاد سیاسی ایران، نه بهعنوان معمار توسعه، بلکه بهعنوان سیاستمداری پارادوکسیکال ثبت شد: عدالتخواهی که راه عدالت را بست، افشاگری که نقشهای برای ساختن نداشت، و سیاستمداری که میتوانست چراغی برافروزد، اما بارها در بزنگاه، شعلهها را خاموش کرد.
🔗 همچنین بخوانید: احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
◽️@utfinance◽️
👍8👎2❤1
📄 چرا بازارها شعور درست و حسابی ندارند؟
👤 امیررضا عبدلی
طرف بیش از سی سال فرمانده و فرماندار و استاندار و نماینده مجلس بوده. و حالا با کوهی از تجارب گرانسنگ سیاسی و نظامی و امنیتی در واکنش به دلار بالای صدهزار تومانی هشتم شهریور در میآید که: «واکنش بازار به اسنپبک تند و اشتباه بود. رفتار هوشمندانه و خردمندانهای نبود».
طرف واقعاً تعجّب کرده و ناراحت شده که چرا بازار هم مثل رسانههای فرمایشیِ «هوشمند و خردمند»، مطیع و منتظر ابلاغ اوامر نیست.
طرف نمیفهمد و نمیتواند بفهمد که بازار از میلیونها خریدار و فروشندهای تشکیل شده که فرد فردشان از امثال او هوشمندترند. آنها ناگزیرند هوشمند باشند چون در غیر این صورت بهای خبطهایشان را با ضرر یا ورشکستگی خواهند پرداخت. آنها مثل سیاستمداران و بوروکراتهای یک سیستم فاسد نیستند که هرچه بیشتر بر خطا و جهالت اصرار کنند، بختشان برای ترفیع و دریافت نشان لیاقت بیشتر شود.
اصلاحناپذیری یک حکومت ناشی از همین ضدّاندیشههایی است که در ذهن بیمار رهبران و کارگزارانش جریان دارد. از نظر آنها واقعیت چیزی نیست که باید بفهمیم و بپذیریم، چیزی است که باید آنقدر زیر فشارش بگذاریم تا تسلیم خیالات و اوهام مقدّس ما شود.
خلاصه جای بسی تأسف است که بازارها از آن شعور و بصیرتی که مقامات مسئول انتظار دارند برخوردار نیستند و اجازه نمیدهند وفاق لازم بر جامعه حکمفرما شود. بنابراین دلار باز هم گرانتر خواهد شد و ریال به روند پنجاهساله بیارزش شدن ادامه خواهد داد؛ تا روزی که افق روشنی پیش روی اقتصاد نیست، و تا روزی که دولت به قدرت خرید شهروندان دستبرد میزند و هزینههای ندانمکاریهایش را از محل افزایش حجم پول تأمین میکند.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
طرف بیش از سی سال فرمانده و فرماندار و استاندار و نماینده مجلس بوده. و حالا با کوهی از تجارب گرانسنگ سیاسی و نظامی و امنیتی در واکنش به دلار بالای صدهزار تومانی هشتم شهریور در میآید که: «واکنش بازار به اسنپبک تند و اشتباه بود. رفتار هوشمندانه و خردمندانهای نبود».
طرف واقعاً تعجّب کرده و ناراحت شده که چرا بازار هم مثل رسانههای فرمایشیِ «هوشمند و خردمند»، مطیع و منتظر ابلاغ اوامر نیست.
طرف نمیفهمد و نمیتواند بفهمد که بازار از میلیونها خریدار و فروشندهای تشکیل شده که فرد فردشان از امثال او هوشمندترند. آنها ناگزیرند هوشمند باشند چون در غیر این صورت بهای خبطهایشان را با ضرر یا ورشکستگی خواهند پرداخت. آنها مثل سیاستمداران و بوروکراتهای یک سیستم فاسد نیستند که هرچه بیشتر بر خطا و جهالت اصرار کنند، بختشان برای ترفیع و دریافت نشان لیاقت بیشتر شود.
اصلاحناپذیری یک حکومت ناشی از همین ضدّاندیشههایی است که در ذهن بیمار رهبران و کارگزارانش جریان دارد. از نظر آنها واقعیت چیزی نیست که باید بفهمیم و بپذیریم، چیزی است که باید آنقدر زیر فشارش بگذاریم تا تسلیم خیالات و اوهام مقدّس ما شود.
خلاصه جای بسی تأسف است که بازارها از آن شعور و بصیرتی که مقامات مسئول انتظار دارند برخوردار نیستند و اجازه نمیدهند وفاق لازم بر جامعه حکمفرما شود. بنابراین دلار باز هم گرانتر خواهد شد و ریال به روند پنجاهساله بیارزش شدن ادامه خواهد داد؛ تا روزی که افق روشنی پیش روی اقتصاد نیست، و تا روزی که دولت به قدرت خرید شهروندان دستبرد میزند و هزینههای ندانمکاریهایش را از محل افزایش حجم پول تأمین میکند.
◽️@utfinance◽️
👍8👏5❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نسیم نوروزی اصلاحطلب ساکن کانادا: «مهسا امینی مظهر هر چیزی بود که میتوانست باعث تجزیه ایران شود.»
«غرب منتظر اتفاقی برای تغییر رژیم در ایران بود و (بعد از کشته شدن مهسا امینی) آنها گفتند حالا وقتش است. بنابراین آنها تمام کارتهایشان را بازی کردند. این در ذهن من یک عملیات کامل برای تغییر رژیم بود.»
◽️@utfinance◽️
«غرب منتظر اتفاقی برای تغییر رژیم در ایران بود و (بعد از کشته شدن مهسا امینی) آنها گفتند حالا وقتش است. بنابراین آنها تمام کارتهایشان را بازی کردند. این در ذهن من یک عملیات کامل برای تغییر رژیم بود.»
◽️@utfinance◽️
👎26🤬11❤2👍1
📄 یادداشت نسیم نوروزی در روزنامه جوان -وابسته به سپاه پاسداران- در تاریخ 5 آبان 1401
نسیم نوروزی در این یادداشت با تیتر «زن، زندگی، آزادی؛ حکایت یک تصاحب صورتی» مینویسد:
«وقتی شعار «زن، زندگی، آزادی» را میشنویم و بسیج رسانهها و حتی سلبریتیهایی همچون کیم کارداشیان و مگان مارکل را برای حمایت از چنین شعاری مشاهده میکنیم، ناخودآگاه حکایت صورتیشویی در ذهنمان مجسم میشود. به خصوص وقتی اخبار مرگ کودکان پروانهای یا بیماران تالاسمی به واسطه نرسیدن داروهای تحریمی به گوشمان میرسد.
زن، زندگی، آزادی پوششی صورتی برای اهداف پشت پردهای است که طراحان تئوری براندازی به دنبال آن هستند! شعاری با ظاهری جذاب و فریبنده که به دنبال جذب و تحریک نیمهای از بدنه جامعه است.»
نوروزی در ادامه مینویسد:
«مفهوم رسانهای پرکاربرد صورتیشویی (Pink Washing) به معنای استفاده از عناوینی فریبنده و عوامپسند، صرفاً با هدف تحتالشعاع قرار دادن برخی رفتارهای غیرانسانی همچون جنایت علیه بشریت یا اقدامات منفعتطلبانه و سوداگرانه افراد یا گروهی خاص است. »
◽️@utfinance◽️
نسیم نوروزی در این یادداشت با تیتر «زن، زندگی، آزادی؛ حکایت یک تصاحب صورتی» مینویسد:
«وقتی شعار «زن، زندگی، آزادی» را میشنویم و بسیج رسانهها و حتی سلبریتیهایی همچون کیم کارداشیان و مگان مارکل را برای حمایت از چنین شعاری مشاهده میکنیم، ناخودآگاه حکایت صورتیشویی در ذهنمان مجسم میشود. به خصوص وقتی اخبار مرگ کودکان پروانهای یا بیماران تالاسمی به واسطه نرسیدن داروهای تحریمی به گوشمان میرسد.
زن، زندگی، آزادی پوششی صورتی برای اهداف پشت پردهای است که طراحان تئوری براندازی به دنبال آن هستند! شعاری با ظاهری جذاب و فریبنده که به دنبال جذب و تحریک نیمهای از بدنه جامعه است.»
نوروزی در ادامه مینویسد:
«مفهوم رسانهای پرکاربرد صورتیشویی (Pink Washing) به معنای استفاده از عناوینی فریبنده و عوامپسند، صرفاً با هدف تحتالشعاع قرار دادن برخی رفتارهای غیرانسانی همچون جنایت علیه بشریت یا اقدامات منفعتطلبانه و سوداگرانه افراد یا گروهی خاص است. »
◽️@utfinance◽️
🤬18❤1
◽️ توئیت روز
👤 امیر جوادی، اقتصاددان:
«اگر مدارس و دانشگاهها بکلی خصوصی باشند نیازی به کنکور نیست.
نیاز به هر تخصص، سبب میشود بازارهای مالی و اقدامات بنگاهداران مسئلهی تامین هزینهی تحصیل همهی اقشار را حل کنند. حمایت دولتی هم میتواند مکمل باشد.»
◽️@utfinance◽️
👤 امیر جوادی، اقتصاددان:
«اگر مدارس و دانشگاهها بکلی خصوصی باشند نیازی به کنکور نیست.
نیاز به هر تخصص، سبب میشود بازارهای مالی و اقدامات بنگاهداران مسئلهی تامین هزینهی تحصیل همهی اقشار را حل کنند. حمایت دولتی هم میتواند مکمل باشد.»
◽️@utfinance◽️
👍28❤5👎5
📚 معرفی کتاب
آثار فرانسوا فوره، مورخ فرانسوی که انتشارات «کتابستان برخط» منتشر کرده است:
◽️ گذشتهی یک توهم
جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
◽️ فاشیسم و کمونیسم
فرانسوا فوره و ارنست نولته
◽️ دروغها، شورها، توهمات
تخیل دموکراتیک در قرن بیستم
◽️ تفکر در باب انقلاب فرانسه
◽️@utfinance◽️
#فرانسوا_فوره
#گذشته_یک_توهم
#تفکر_در_باب_انقلاب_فرانسه
#ارنست_نولته
آثار فرانسوا فوره، مورخ فرانسوی که انتشارات «کتابستان برخط» منتشر کرده است:
◽️ گذشتهی یک توهم
جستاری در باب اندیشه کمونیسم در قرن بیستم
◽️ فاشیسم و کمونیسم
فرانسوا فوره و ارنست نولته
◽️ دروغها، شورها، توهمات
تخیل دموکراتیک در قرن بیستم
◽️ تفکر در باب انقلاب فرانسه
◽️@utfinance◽️
#فرانسوا_فوره
#گذشته_یک_توهم
#تفکر_در_باب_انقلاب_فرانسه
#ارنست_نولته
👌8
📄 مغالطه عاملیت سرعت گردش پول
جان مینارد کینز در کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» (۱۹۳۶) برای رد نظریه مقداری پول کلاسیک (MV=PY) از یک ابزار مفهومی استفاده کرد که بعدها به یکی از خطاهای مشهور او تبدیل شد.
کینز برای مقابله با نظریه کلاسیکها گفت:
رابطه MV=PY درست است اما V (سرعت گردش پول) یک متغیر ناپایدار است و نمیتوان آن را ثابت گرفت.
چون V در شرایط رکود یا عدم اطمینان ممکن است تغییر کند، افزایش حجم پول (M) الزاماً به همان نسبت به افزایش تولید یا قیمت (PY) نمیانجامد.
او در عمل V را بهعنوان یک پارامتر مستقل معرفی کرد، در حالی که سرعت گردش پول متغیر مستقل نیست؛ بلکه یک برآیند حسابداری است از تصمیمات مردم در نگهداری موجودی نقد.
به زبان دیگر، «V» چیزی نیست که افراد در بازار انتخاب کنند، بلکه صرفاً یک نسبت PY/M است.
چرا این استدلال غلط بود؟
رابطه مقداری پول یک تعریف است، نه یک متغیر رفتاری مستقل. وقتی M تغییر میکند، PY هم بهطور متناسب تغییر میکند؛ V خودش تعدیل میشود.
اقتصاددانان بعدی (بهویژه میلتون فریدمن) نشان دادند چیزی که واقعاً اهمیت دارد تقاضای نگهداری پول است، نه سرعت گردش آن.
اگر افراد بخواهند موجودی نقد بیشتری نگه دارند، به این معناست که V پایین میآید؛ اما این نتیجه یک رفتار واقعی (تقاضای پول) است، نه یک عامل مستقل.
وقتی کینز «سرعت گردش» را عامل ناپایداری معرفی کرد، در واقع یک مفهوم حسابداری را بهصورت یک «علت اقتصادی مستقل» جا زد.
این باعث شد که بسیاری از اقتصاددانان بعدی، به جای تمرکز روی تقاضای پول، سراغ تحلیلهای گمراهکننده از «سرعت» بروند.
هایك در نقد استدلال کینز درباره سرعت گردش پول و اثرات آن بر اقتصاد دیدگاهی بسیار دقیق و فلسفی داشت، که ریشهاش به تحلیل او از دانش پراکنده و فرآیندهای بازار برمیگردد.
از دید هایک، سرعت گردش پول یک پدیده ناشی از رفتار واقعی بازیگران بازار است، نه یک عامل مستقل که بتواند سیاستهای پولی را کنترل کند.
به عبارت دیگر، تغییرات در V نتیجه تغییر در ترجیحات نگهداری نقد، سرمایهگذاری، و تولید است، نه علت رکود یا تورم.
هایک اعتقاد داشت تمرکز روی تغییر دادن M یا V بهطور مصنوعی، بدون توجه به ساختار سرمایه و ترجیحات زمانی افراد، خطرناک است.
او معتقد بود سیاستهای پولی که بر اساس پارامترهای مثل V طراحی میشوند، بهجای تعدیل بازار، اغلب بینظمی و چرخههای اقتصادی شدیدتر ایجاد میکنند.
هایک این استدلال را با نظریه معروف خودش درباره دانش پراکنده در جامعه پیوند میداد؛ هیچ سیاستگذار مرکزی نمیتواند مقدار پول یا سرعت گردش را بهصورت بهینه تعیین کند، زیرا اطلاعات مربوط به ترجیحات و فرصتهای افراد در بازار جزئی و پراکنده است.
بنابراین، اصرار کینز بر تغییر حجم پول و کنترل ناپایدار V، از دید هایک، نوعی توهم دانایی بود.
◽️@utfinance◽️
جان مینارد کینز در کتاب «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول» (۱۹۳۶) برای رد نظریه مقداری پول کلاسیک (MV=PY) از یک ابزار مفهومی استفاده کرد که بعدها به یکی از خطاهای مشهور او تبدیل شد.
کینز برای مقابله با نظریه کلاسیکها گفت:
رابطه MV=PY درست است اما V (سرعت گردش پول) یک متغیر ناپایدار است و نمیتوان آن را ثابت گرفت.
چون V در شرایط رکود یا عدم اطمینان ممکن است تغییر کند، افزایش حجم پول (M) الزاماً به همان نسبت به افزایش تولید یا قیمت (PY) نمیانجامد.
او در عمل V را بهعنوان یک پارامتر مستقل معرفی کرد، در حالی که سرعت گردش پول متغیر مستقل نیست؛ بلکه یک برآیند حسابداری است از تصمیمات مردم در نگهداری موجودی نقد.
به زبان دیگر، «V» چیزی نیست که افراد در بازار انتخاب کنند، بلکه صرفاً یک نسبت PY/M است.
چرا این استدلال غلط بود؟
رابطه مقداری پول یک تعریف است، نه یک متغیر رفتاری مستقل. وقتی M تغییر میکند، PY هم بهطور متناسب تغییر میکند؛ V خودش تعدیل میشود.
اقتصاددانان بعدی (بهویژه میلتون فریدمن) نشان دادند چیزی که واقعاً اهمیت دارد تقاضای نگهداری پول است، نه سرعت گردش آن.
اگر افراد بخواهند موجودی نقد بیشتری نگه دارند، به این معناست که V پایین میآید؛ اما این نتیجه یک رفتار واقعی (تقاضای پول) است، نه یک عامل مستقل.
وقتی کینز «سرعت گردش» را عامل ناپایداری معرفی کرد، در واقع یک مفهوم حسابداری را بهصورت یک «علت اقتصادی مستقل» جا زد.
این باعث شد که بسیاری از اقتصاددانان بعدی، به جای تمرکز روی تقاضای پول، سراغ تحلیلهای گمراهکننده از «سرعت» بروند.
هایك در نقد استدلال کینز درباره سرعت گردش پول و اثرات آن بر اقتصاد دیدگاهی بسیار دقیق و فلسفی داشت، که ریشهاش به تحلیل او از دانش پراکنده و فرآیندهای بازار برمیگردد.
از دید هایک، سرعت گردش پول یک پدیده ناشی از رفتار واقعی بازیگران بازار است، نه یک عامل مستقل که بتواند سیاستهای پولی را کنترل کند.
به عبارت دیگر، تغییرات در V نتیجه تغییر در ترجیحات نگهداری نقد، سرمایهگذاری، و تولید است، نه علت رکود یا تورم.
هایک اعتقاد داشت تمرکز روی تغییر دادن M یا V بهطور مصنوعی، بدون توجه به ساختار سرمایه و ترجیحات زمانی افراد، خطرناک است.
او معتقد بود سیاستهای پولی که بر اساس پارامترهای مثل V طراحی میشوند، بهجای تعدیل بازار، اغلب بینظمی و چرخههای اقتصادی شدیدتر ایجاد میکنند.
هایک این استدلال را با نظریه معروف خودش درباره دانش پراکنده در جامعه پیوند میداد؛ هیچ سیاستگذار مرکزی نمیتواند مقدار پول یا سرعت گردش را بهصورت بهینه تعیین کند، زیرا اطلاعات مربوط به ترجیحات و فرصتهای افراد در بازار جزئی و پراکنده است.
بنابراین، اصرار کینز بر تغییر حجم پول و کنترل ناپایدار V، از دید هایک، نوعی توهم دانایی بود.
◽️@utfinance◽️
👍3❤2👎2👏1
Forwarded from پادکست خوره کتاب | KhoreKetab Podcast
فروپاشی یکشبه اتفاق نمیافته...
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس دیگه چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟ چرا به دولت قدرت ندن که همه چیز رو براشون رایگان تامین کنه؟"
بنابراین اونها دست از کار و تلاش و رقابت کشیدن
زندگی بیزحمت رو انتخاب کردن
و "آینده" رو خرج کردن
و نتیجهاش؟
ونزوئلایی 🇻🇪 که روزگاری بهخاطر ثروت نفتی و مردم شادش شهره بود...
ونزوئلایی که روزگاری مردم دنیا آرزوشون بود بیان و اونجا زندگی و تفریح کنن...
امروز نماد قحطی، تورم و خاموشی شده
به نظر ما شباهت اتفاقاتی که در ایران میافته با سرنوشت تلخ ونزوئلا ترسناکه
به همین خاطر گفتیم داستان ونزوئلا رو روایت کنیم
امید که زنگ خطری باشه برای تمام وجدانهای بیداری که
تو این شرایط سخت
آرزو دارن که این مسیر فروپاشی تغییر کنه
عنوان ویدیو 👈🏻 داستان ونزوئلا: بهشتی که جهنم شد
👈🏻 اینجا ببین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس دیگه چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟ چرا به دولت قدرت ندن که همه چیز رو براشون رایگان تامین کنه؟"
بنابراین اونها دست از کار و تلاش و رقابت کشیدن
زندگی بیزحمت رو انتخاب کردن
و "آینده" رو خرج کردن
و نتیجهاش؟
ونزوئلایی 🇻🇪 که روزگاری بهخاطر ثروت نفتی و مردم شادش شهره بود...
ونزوئلایی که روزگاری مردم دنیا آرزوشون بود بیان و اونجا زندگی و تفریح کنن...
امروز نماد قحطی، تورم و خاموشی شده
به نظر ما شباهت اتفاقاتی که در ایران میافته با سرنوشت تلخ ونزوئلا ترسناکه
به همین خاطر گفتیم داستان ونزوئلا رو روایت کنیم
امید که زنگ خطری باشه برای تمام وجدانهای بیداری که
تو این شرایط سخت
آرزو دارن که این مسیر فروپاشی تغییر کنه
عنوان ویدیو 👈🏻 داستان ونزوئلا: بهشتی که جهنم شد
👈🏻 اینجا ببین 📺
#ویدیوکست
@khoreketab_com
YouTube
داستان ونزوئلا: بهشتی که جهنم شد
فروپاشی یکشبه اتفاق نمیافته...
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟"
بنابراین اونها…
برای ونزوئلا بیشتر از یک دهه است که فروپاشی ادامه داره و هنوزم هیچ امیدی دیده نمیشه...
فروپاشی ونزوئلا از زمانی شروع شد که مردمش فکر کردن "نفت دارن پس ثروتمندن. پس چرا زحمت بکشن؟ چرا همه چیز رایگان نباشه؟"
بنابراین اونها…
👍18👎1