📕 تازههای نشر
کتاب جدید انتشارات دنیایاقتصاد را پیشخرید کنید
سرانجام انسان طراز نوین
👤 نویسنده: سوتلانا الکسیویچ
برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۵
👥 مترجمان: مهشید معیری- موسی غنینژاد
انتشارات دنیای اقتصاد
580 صفحه
قیمت روی جلد: 800 هزار تومان
انتشارات دنیای اقتصاد این کتاب را با 15 درصد تخفیف و ارسال رایگان در تهران و شهرستانها در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
اگر تمایل به پیش خرید این کتاب دارید، مبلغ 680 هزار تومان به شماره حساب 5054167000245812 بانک گردشگری به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 واتساپ یا تلگرام کنید.
ما کتاب را پس از چاپ دست شما میرسانیم.
اگر سوال یا ابهامی دارید، با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید تا همکاران ما پاسخگوی شما باشند.
@eco_philo_book
◽️@utfinance◽️
کتاب جدید انتشارات دنیایاقتصاد را پیشخرید کنید
سرانجام انسان طراز نوین
👤 نویسنده: سوتلانا الکسیویچ
برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۲۰۱۵
👥 مترجمان: مهشید معیری- موسی غنینژاد
انتشارات دنیای اقتصاد
580 صفحه
قیمت روی جلد: 800 هزار تومان
انتشارات دنیای اقتصاد این کتاب را با 15 درصد تخفیف و ارسال رایگان در تهران و شهرستانها در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
اگر تمایل به پیش خرید این کتاب دارید، مبلغ 680 هزار تومان به شماره حساب 5054167000245812 بانک گردشگری به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 واتساپ یا تلگرام کنید.
ما کتاب را پس از چاپ دست شما میرسانیم.
اگر سوال یا ابهامی دارید، با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید تا همکاران ما پاسخگوی شما باشند.
@eco_philo_book
◽️@utfinance◽️
❤5👍2
📄 حاصل دسترنج رعیت در طهران که پایتخت است جمع میشود و آنگاه صرف چه اموری میشود؟
در یک شب قصر قجر را به یک رقاص مطرب میبخشند یا چهارده کرور انعام یک نفر سید میدهند و یا خرج سفر فرنگی شاه میشود یا به پای خانمهایی میریزند که قرار است فلان جای شاه را لیس بزنند!
این است که بارها گفتهام و بار دیگر میگویم که که کسیکه خانههای رعیت را خراب کرده است، محال است راضی شود که بنای تجدد برپا شود، کسی که در سالی به صد هزار تومان قانع نبود در صورت برقراری مشروطه و اجرای عدالت چگونه به سالی هزارتومان قانع میشود؟
شاهزادهای که در یک شب ده هزار تومان خرج اسافل اعضایش (آلت تناسلیاش) میکند چگونه راضی خواهد شد که عدالتخانهای برپا گردد و در آنجا در مقابل یک بیچارهی مظلوم جواب پس بدهد؟!
اشراف و اغنیای پایتخت هیچ وقت راضی به عدالت مشروطیت نخواهند شد. فلان آقازادهی زنازاده محال است راضی به عدالت بشود، پسر فلان وزیر ممکن نیست معارف ایران را تکمیل نماید. کسی که سالها خون رعیت را خورده و اعصاب و عروقش با آن خون پرورش یافته محال است راضی به عدالت و تجددخواهی بشود.
آن حرامزادهای که مثل درندگان در زمان استبداد در فارس و کرمان آدم کشته محال است راضی شود که این بنای عدالت برپا گردد. این ظالمان بدانند ده سال دیگر ملت ایران، جسد خائن را از زیر خاک بیرون کشیده و آتش خواهند زد و بدانند از اولاد و نوادگان آنها انتقام خواهند کشید و بدانند که نام آنها موجب ننگ خواهد بود و بترسند که اعمالشان را تاریخ ظاهر خواهد ساخت. باری در این زمان بگذار تا وقت دگر.
📌 منبع:
https://x.com/phiilosophus/status/1959431497087402360?t=HRLbgxYlbF7IvCae0T-wqA&s=19
◽️@utfinance◽️
در یک شب قصر قجر را به یک رقاص مطرب میبخشند یا چهارده کرور انعام یک نفر سید میدهند و یا خرج سفر فرنگی شاه میشود یا به پای خانمهایی میریزند که قرار است فلان جای شاه را لیس بزنند!
این است که بارها گفتهام و بار دیگر میگویم که که کسیکه خانههای رعیت را خراب کرده است، محال است راضی شود که بنای تجدد برپا شود، کسی که در سالی به صد هزار تومان قانع نبود در صورت برقراری مشروطه و اجرای عدالت چگونه به سالی هزارتومان قانع میشود؟
شاهزادهای که در یک شب ده هزار تومان خرج اسافل اعضایش (آلت تناسلیاش) میکند چگونه راضی خواهد شد که عدالتخانهای برپا گردد و در آنجا در مقابل یک بیچارهی مظلوم جواب پس بدهد؟!
اشراف و اغنیای پایتخت هیچ وقت راضی به عدالت مشروطیت نخواهند شد. فلان آقازادهی زنازاده محال است راضی به عدالت بشود، پسر فلان وزیر ممکن نیست معارف ایران را تکمیل نماید. کسی که سالها خون رعیت را خورده و اعصاب و عروقش با آن خون پرورش یافته محال است راضی به عدالت و تجددخواهی بشود.
آن حرامزادهای که مثل درندگان در زمان استبداد در فارس و کرمان آدم کشته محال است راضی شود که این بنای عدالت برپا گردد. این ظالمان بدانند ده سال دیگر ملت ایران، جسد خائن را از زیر خاک بیرون کشیده و آتش خواهند زد و بدانند از اولاد و نوادگان آنها انتقام خواهند کشید و بدانند که نام آنها موجب ننگ خواهد بود و بترسند که اعمالشان را تاریخ ظاهر خواهد ساخت. باری در این زمان بگذار تا وقت دگر.
بخشی از کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» نوشته: ناظمالاسلام کرمانی (به اهتمام علیاکبر سعیدی سیرجانی)
📌 منبع:
https://x.com/phiilosophus/status/1959431497087402360?t=HRLbgxYlbF7IvCae0T-wqA&s=19
◽️@utfinance◽️
X (formerly Twitter)
کاهن اعظم (@phiilosophus) on X
حاصل دسترنج رعیت در طهران که پایتخت است جمع میشود و آنگاه صرف چه اموری میشود؟ در یک شب قصر قجر را به یک رقاص مطرب میبخشند یا چهارده کرور انعام یک نفر سید میدهند و یا خرج سفر فرنگی شاه میشود یا به پای خانمهایی میریزند که قرار است فلان جای شاه را لیس…
👍9👎4
📄 یادداشت
هزار نقاب اصلاحطلبان
👤 آزاد عندلیبی
نقد شاهنامه؟ هرچه بیشتر بهتر. تفسیر شاهنامه؟ هرچه بیشتر بهتر. هجو شاهنامه؟ بفرمایید. شوخی با شاهنامه، نفی شاهنامه، اصلاً هر کاری علیه شاهنامه یا هر متن یا نماد دیگری میکنید حق شماست. کسی هم نمیتواند این حق را از شما بگیرد. شما آزادید که هرچیزی را نقد و نفی و هجو کنید. با هرکسی هم میتوانید این کارها را بکنید، مادامکه حقوقش را نقض نکنید؛ و متقابلاً دیگران آزادند (آزادند؟) نسبت به شما و اعتقادات و علایقتان همین کارها را ولو کوبندهتر بکنند. آزادی تابع وضعیت حساس کنونی و شرایط اضطراری نیست. استثنابردار هم نیست.
مشکل کجاست؟ اینجاست که نقد و نفی و توهین و دهنکجی دیگر نه صرفاً یک «کنش شخصی» که جزئی از یک پروژهٔ کلان باشد. اینجاست که دلقکهای تحتقرارداد یک حکومت یا دولت یا جناح خاص پروژه بگیرند تا سازمانیافته به متنی یا شخصی یا گفتمانی حمله کنند. این دیگر نه «استفاده از حقوق فردی» که «اجرای پروژهٔ حکومتی»ست. پروژههای دیگر کم نیستند. آخرینش همین عکسهای گوگولی خوشآبورنگ خاتمیپسند از دختران بیحجاب و باحجاب شاداب در میزانسنهای «یهویی» در تهران. در اینطور موارد ما صرفاً با افرادی روبهرو نیستیم که دارند زندگیشان را میکنند و از حقوقشان استفاده میکنند. با پروژهبگیرها و پیمانکارهایی مواجهیم که بفرموده میکوشند گفتمان مسلط جامعه را که خطری جدی برای کارفرماهاست هدف بگیرند و مستقیم و غیرمستقیم، آشکار و پنهان، به عقل سلیم شهروندان سوءقصد کنند.
از یاد نبریم که همهٔ این پروژهها در زمانی انجام میشود که مخالفان کارفرماها حق ندارند نظراتشان را دستکم در بعضی موضوعات حیاتی مطرح کنند. حق ندارند بعضی چیزها و بعضی اشخاص را نقد کنند. هزینهٔ نقدشان چنان سنگین به نظر میرسد که از ارائهاش صرفنظر میکنند. متهم ردیف اول تا دهم چه کسی است؟ نیرویی که نوعی حکومتنظامی اعلامنشده در عرصهٔ عمومی و فضای مجازی به راه انداخته است. همین نیروست که با یک دست دهان مخالفان را میبندد و با دست دیگرش به اینها پروژه میدهد تا اجرا کنند.
تا وقتی که بخشی از ملت (اینجا اکثریت) آزاد نیستند که حرفشان را بزنند، دفاع از آزادی کارفرماها و پیمانکارها بیمعنیست یا به زیان آزادی ملت تمام میشود. اصلاً دولت چرا باید آزاد باشد که علیه ملت پروژه تعریف کند؟ وقتی «همهٔ شهروندان» نمیتوانند آزادانه «همهچیز» را نقد کند و از حقوقشان استفاده کنند، دعوت آنها به خویشتنداری و سکوت در برابر پروژهها، نه دفاع از آزادی که یکجور رشوهٔ خواسته یا ناخواسته به کافرماهاست. دستشان بازتر میشود تا بتوانند پروژههایشان را راحتتر پیش ببرند.
و ضمناً نباید جای شاکی و متهم را عوض کرد. شاکی شهروندان بیشماری هستند که از بدیهیترین حقوقشان محروم شدهاند. شهروندانی که دستکم در این صد سال اخیر نمیتوان حتا یک مورد یافت که در دفاع از شاهنامه یا هر مظهر ملی دیگری خراشی بر کسی انداخته باشند. اگر نتوانند دو کلام حرف هم بزنند یا گیرم پرخاش هم بکنند چه کنند؟ در مقابل، کسانی ایستادهاند که تاریخچهای از ترور و ارعاب و سرکوبی و خفقان ساختهاند و همچنان ادامه میدهند. اگر با آنها در نمیافتید دستکم دفاع بیمورد هم نکنید.
در قضیهٔ این خانم و همکارهایش بهوضوح با پروژهای طرفیم که کاملاً همجهت با ارادهٔ دستکم بخشهایی از دولت و حاکمیت است؛ دولتی که از رأس تا برخی از مهمترین اضلاعش به زبان بیزبانی نمادها و نشانههای ملیت ایرانی را هدف گرفتهاند و میکوشند علائق قبیلهای و بدویشان را نرمنرمک جایگزین کنند. و این «دیجیتالکارها» در کنار سلبریتیهای باقیمانده آخرین ذخایر روزنهگشایان شدهاند بلکه بتوانند کسادی بقالی ایشان را چاره کنند. امروز از روزنامهنگار و نویسندهٔ اجارهای قیمتیتر و کارراهاندازترند. در لولای طبقهٔ متوسط و دولتی ایستادهاند که در تأمین نیازهای اولیهٔ ملت هم وامانده است.
در آخر یادآوری کنم که اینها، این کارفرماها، از تبار همان کسانیاند که دستکم یک قرن است که کمر به تحقیر و محو و حذف هر آن چیزی بستهاند که این ملت را ملت و این کشور را کشور کرده است. شاهنامهٔ فردوسی یکی از مهمترین ستونهاییست که از انگزهانگزه و عر و تیز اینها گزندی ندیده است. حساسیت و عصبانیت عمدهٔ شهروندانی که من دیدهام نه از سر چهارتا لیچار و چشم و ابرو آمدن و توهین مشتی بیمایهٔ نکره به فردوسی که پردهٔ جدید از نمایشیست که سالهاست با آن آشنایند. فرقش با گذشته این است که فعلاً صفحهای دارند و میتوانند صدایشان را بلند کنند. کلید قطع و وصل همین هم دست کارفرماهاست.
◽️@utfinance◽️
هزار نقاب اصلاحطلبان
👤 آزاد عندلیبی
نقد شاهنامه؟ هرچه بیشتر بهتر. تفسیر شاهنامه؟ هرچه بیشتر بهتر. هجو شاهنامه؟ بفرمایید. شوخی با شاهنامه، نفی شاهنامه، اصلاً هر کاری علیه شاهنامه یا هر متن یا نماد دیگری میکنید حق شماست. کسی هم نمیتواند این حق را از شما بگیرد. شما آزادید که هرچیزی را نقد و نفی و هجو کنید. با هرکسی هم میتوانید این کارها را بکنید، مادامکه حقوقش را نقض نکنید؛ و متقابلاً دیگران آزادند (آزادند؟) نسبت به شما و اعتقادات و علایقتان همین کارها را ولو کوبندهتر بکنند. آزادی تابع وضعیت حساس کنونی و شرایط اضطراری نیست. استثنابردار هم نیست.
مشکل کجاست؟ اینجاست که نقد و نفی و توهین و دهنکجی دیگر نه صرفاً یک «کنش شخصی» که جزئی از یک پروژهٔ کلان باشد. اینجاست که دلقکهای تحتقرارداد یک حکومت یا دولت یا جناح خاص پروژه بگیرند تا سازمانیافته به متنی یا شخصی یا گفتمانی حمله کنند. این دیگر نه «استفاده از حقوق فردی» که «اجرای پروژهٔ حکومتی»ست. پروژههای دیگر کم نیستند. آخرینش همین عکسهای گوگولی خوشآبورنگ خاتمیپسند از دختران بیحجاب و باحجاب شاداب در میزانسنهای «یهویی» در تهران. در اینطور موارد ما صرفاً با افرادی روبهرو نیستیم که دارند زندگیشان را میکنند و از حقوقشان استفاده میکنند. با پروژهبگیرها و پیمانکارهایی مواجهیم که بفرموده میکوشند گفتمان مسلط جامعه را که خطری جدی برای کارفرماهاست هدف بگیرند و مستقیم و غیرمستقیم، آشکار و پنهان، به عقل سلیم شهروندان سوءقصد کنند.
از یاد نبریم که همهٔ این پروژهها در زمانی انجام میشود که مخالفان کارفرماها حق ندارند نظراتشان را دستکم در بعضی موضوعات حیاتی مطرح کنند. حق ندارند بعضی چیزها و بعضی اشخاص را نقد کنند. هزینهٔ نقدشان چنان سنگین به نظر میرسد که از ارائهاش صرفنظر میکنند. متهم ردیف اول تا دهم چه کسی است؟ نیرویی که نوعی حکومتنظامی اعلامنشده در عرصهٔ عمومی و فضای مجازی به راه انداخته است. همین نیروست که با یک دست دهان مخالفان را میبندد و با دست دیگرش به اینها پروژه میدهد تا اجرا کنند.
تا وقتی که بخشی از ملت (اینجا اکثریت) آزاد نیستند که حرفشان را بزنند، دفاع از آزادی کارفرماها و پیمانکارها بیمعنیست یا به زیان آزادی ملت تمام میشود. اصلاً دولت چرا باید آزاد باشد که علیه ملت پروژه تعریف کند؟ وقتی «همهٔ شهروندان» نمیتوانند آزادانه «همهچیز» را نقد کند و از حقوقشان استفاده کنند، دعوت آنها به خویشتنداری و سکوت در برابر پروژهها، نه دفاع از آزادی که یکجور رشوهٔ خواسته یا ناخواسته به کافرماهاست. دستشان بازتر میشود تا بتوانند پروژههایشان را راحتتر پیش ببرند.
و ضمناً نباید جای شاکی و متهم را عوض کرد. شاکی شهروندان بیشماری هستند که از بدیهیترین حقوقشان محروم شدهاند. شهروندانی که دستکم در این صد سال اخیر نمیتوان حتا یک مورد یافت که در دفاع از شاهنامه یا هر مظهر ملی دیگری خراشی بر کسی انداخته باشند. اگر نتوانند دو کلام حرف هم بزنند یا گیرم پرخاش هم بکنند چه کنند؟ در مقابل، کسانی ایستادهاند که تاریخچهای از ترور و ارعاب و سرکوبی و خفقان ساختهاند و همچنان ادامه میدهند. اگر با آنها در نمیافتید دستکم دفاع بیمورد هم نکنید.
در قضیهٔ این خانم و همکارهایش بهوضوح با پروژهای طرفیم که کاملاً همجهت با ارادهٔ دستکم بخشهایی از دولت و حاکمیت است؛ دولتی که از رأس تا برخی از مهمترین اضلاعش به زبان بیزبانی نمادها و نشانههای ملیت ایرانی را هدف گرفتهاند و میکوشند علائق قبیلهای و بدویشان را نرمنرمک جایگزین کنند. و این «دیجیتالکارها» در کنار سلبریتیهای باقیمانده آخرین ذخایر روزنهگشایان شدهاند بلکه بتوانند کسادی بقالی ایشان را چاره کنند. امروز از روزنامهنگار و نویسندهٔ اجارهای قیمتیتر و کارراهاندازترند. در لولای طبقهٔ متوسط و دولتی ایستادهاند که در تأمین نیازهای اولیهٔ ملت هم وامانده است.
در آخر یادآوری کنم که اینها، این کارفرماها، از تبار همان کسانیاند که دستکم یک قرن است که کمر به تحقیر و محو و حذف هر آن چیزی بستهاند که این ملت را ملت و این کشور را کشور کرده است. شاهنامهٔ فردوسی یکی از مهمترین ستونهاییست که از انگزهانگزه و عر و تیز اینها گزندی ندیده است. حساسیت و عصبانیت عمدهٔ شهروندانی که من دیدهام نه از سر چهارتا لیچار و چشم و ابرو آمدن و توهین مشتی بیمایهٔ نکره به فردوسی که پردهٔ جدید از نمایشیست که سالهاست با آن آشنایند. فرقش با گذشته این است که فعلاً صفحهای دارند و میتوانند صدایشان را بلند کنند. کلید قطع و وصل همین هم دست کارفرماهاست.
◽️@utfinance◽️
Telegram
اندیشه
👍18👎12❤3⚡1
📄 مقاله
چرا تعرفهها ابزار بدی برای تامین مالی دولت هستند؟
👤 برایان آلبرشت، اقتصاددان
✍🏻 ترجمه مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
چرا تعرفهها ابزار بدی برای تامین مالی دولت هستند؟
👤 برایان آلبرشت، اقتصاددان
✍🏻 ترجمه مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
روزنامه دنیای اقتصاد
۶ دلیل برای رد درآمد تعرفهای
اقتصاددانان طرفدار تعرفهها نیستند. در مقابل، مردم عادی معمولا تصور میکنند تعرفهها برای اشتغال خوباند. دستکم ممکن است بپرسند: «مشکل چیست؟ تعرفه صرفا یک مالیات بر واردات است.
👍5❤1
📄 دیکتاتوری لودهها
👤 امیررضا عبدلی
فکر نمیکنم چیزی بیشتر از مسخره کردن جدّیات عصبانیم کند. شدیدترین خشمها را در لحظاتی تجربه کردهام که کسی اموری از جنس حقیقت یا مسئولیت را انکار کرده یا به مسخره گرفته است. در واقع لحظههای زیادی در زندگیام بوده که از شدّت این خشم احساس خفگی کردهام. بعضی از آن لحظهها را خوب به خاطر دارم. مثلاً وقتهایی که احمدینژاد به مخالفانش پوزخند میزد، یا روزی که حمید نوری دادگاهش را به مسخرهبازی تبدیل کرد، یا روزی که عراقچی اطّلاعات لو رفته تورقوزآباد را دست انداخت، یا روزی که رحمانی فضلی مطایبه فرمود و گفت: فقط به سر نزدیم به پا هم زدیم.
بیشتر که فکر میکنم میبینم شاید عصبانیت و افسردگی و نومیدی همیشگیام مال همین است که از هر وقت به یادم میآید، دارم وسط لودههایی زندگی میکنم که هیچچیز برایشان جدّی نیست؛ نه قانون، نه اخلاقیات، نه بدیهیات عقلی و واقعیات علمی، نه اظهارات و آمارهای رسمی، و نه هیچ چیز دیگر.
به نظر میآید دلشان فقط به همین خوش است که منافع نامشروعشان تأمین شود، ارزشهای غیرقابل دفاعشان به زور به کرسی بنشیند، و از هرگونه قضاوت و پاسخگویی مصون باشند. به ماشین ظلمی که این جایگاه غصبی را برایشان تضمین میکند میگویند «نظام». حفظ «نظام» برایشان اوجب واجبات است، و اگر چیزی را جزء پیچ و مهرههای این ماشین مقدّس تشخیص ندهند، ذرّهای حرمت برایش قائل نیستند.
لودهها گهگاه دروغ نمیگویند، آنها اصولاً از دروغ ساخته شدهاند و از دروغ تغذیه میکنند. لودهها به حقیقت جوری نگاه میکنند که من و شما به سیانور نگاه میکنیم. و نفس وجود یک «نظام» متشکل از این لودهها پوزخند کریهی است به اساسیترین حقوق و حقایقی که پشتوانه زندگی و خوشبختی انسانند.
اینها را گفتم تا بگویم برای کسی که موهایش در این خفقان لودگی سفید شدهاند، اهمیتی ندارد که فلان شغال ماه بلند را دشنام گفت. شوخی زشت فلان کمدین با شاهنامه ناراحتم نمیکند. برعکس، از واکنشهای شدید و عجیب آدمهای دور و نزدیک به این ماجرا تعجّب میکنم.
تا چندی پیش تصوّرم این بود که همه ماها (ماها یعنی غیرلودهها) ایرانی را میخواهیم که در آن چاپ کردن کاریکاتور شخص اوّل مملکت روی صفحه اوّل روزنامه هول و هراس نداشته باشد. ایرانی که در آن جُرمی با عنوان «توهین به مقدّسات» تعریف نشده باشد. ایرانی که در آن «مقدّسات» رانتها را توجیه نکنند و به رانتخوارها مصونیت نبخشند. ولی حالا میبینم که گویا باید به آزادیخواهی بسیاری از آزادیخواهان شک داشت. گویا خیلیها از نفس سانسور بدشان نمیآید، بلکه مشکلشان فقط این است که چرا قدرت سانسور در دست من و دوستان من نیست!
آزادی بیان، آرزوی دیرینهای که امیدوارم به گورش نبرم، فقط زمانی جدّی است که آزادی دشنام و توهین را هم در بر بگیرد، و در غیر این صورت فقط یک مسخرهبازی است برای بزک کردن اقتدارهای نقدناپذیر. من دیوانه حرمت «اصل آزادی بیان» را از حرمت هر شخص یا کتاب یا عقیدهای واجبتر میدانم. عاقلان دانند.
◽️@utfinance◽️
👤 امیررضا عبدلی
فکر نمیکنم چیزی بیشتر از مسخره کردن جدّیات عصبانیم کند. شدیدترین خشمها را در لحظاتی تجربه کردهام که کسی اموری از جنس حقیقت یا مسئولیت را انکار کرده یا به مسخره گرفته است. در واقع لحظههای زیادی در زندگیام بوده که از شدّت این خشم احساس خفگی کردهام. بعضی از آن لحظهها را خوب به خاطر دارم. مثلاً وقتهایی که احمدینژاد به مخالفانش پوزخند میزد، یا روزی که حمید نوری دادگاهش را به مسخرهبازی تبدیل کرد، یا روزی که عراقچی اطّلاعات لو رفته تورقوزآباد را دست انداخت، یا روزی که رحمانی فضلی مطایبه فرمود و گفت: فقط به سر نزدیم به پا هم زدیم.
بیشتر که فکر میکنم میبینم شاید عصبانیت و افسردگی و نومیدی همیشگیام مال همین است که از هر وقت به یادم میآید، دارم وسط لودههایی زندگی میکنم که هیچچیز برایشان جدّی نیست؛ نه قانون، نه اخلاقیات، نه بدیهیات عقلی و واقعیات علمی، نه اظهارات و آمارهای رسمی، و نه هیچ چیز دیگر.
به نظر میآید دلشان فقط به همین خوش است که منافع نامشروعشان تأمین شود، ارزشهای غیرقابل دفاعشان به زور به کرسی بنشیند، و از هرگونه قضاوت و پاسخگویی مصون باشند. به ماشین ظلمی که این جایگاه غصبی را برایشان تضمین میکند میگویند «نظام». حفظ «نظام» برایشان اوجب واجبات است، و اگر چیزی را جزء پیچ و مهرههای این ماشین مقدّس تشخیص ندهند، ذرّهای حرمت برایش قائل نیستند.
لودهها گهگاه دروغ نمیگویند، آنها اصولاً از دروغ ساخته شدهاند و از دروغ تغذیه میکنند. لودهها به حقیقت جوری نگاه میکنند که من و شما به سیانور نگاه میکنیم. و نفس وجود یک «نظام» متشکل از این لودهها پوزخند کریهی است به اساسیترین حقوق و حقایقی که پشتوانه زندگی و خوشبختی انسانند.
اینها را گفتم تا بگویم برای کسی که موهایش در این خفقان لودگی سفید شدهاند، اهمیتی ندارد که فلان شغال ماه بلند را دشنام گفت. شوخی زشت فلان کمدین با شاهنامه ناراحتم نمیکند. برعکس، از واکنشهای شدید و عجیب آدمهای دور و نزدیک به این ماجرا تعجّب میکنم.
تا چندی پیش تصوّرم این بود که همه ماها (ماها یعنی غیرلودهها) ایرانی را میخواهیم که در آن چاپ کردن کاریکاتور شخص اوّل مملکت روی صفحه اوّل روزنامه هول و هراس نداشته باشد. ایرانی که در آن جُرمی با عنوان «توهین به مقدّسات» تعریف نشده باشد. ایرانی که در آن «مقدّسات» رانتها را توجیه نکنند و به رانتخوارها مصونیت نبخشند. ولی حالا میبینم که گویا باید به آزادیخواهی بسیاری از آزادیخواهان شک داشت. گویا خیلیها از نفس سانسور بدشان نمیآید، بلکه مشکلشان فقط این است که چرا قدرت سانسور در دست من و دوستان من نیست!
آزادی بیان، آرزوی دیرینهای که امیدوارم به گورش نبرم، فقط زمانی جدّی است که آزادی دشنام و توهین را هم در بر بگیرد، و در غیر این صورت فقط یک مسخرهبازی است برای بزک کردن اقتدارهای نقدناپذیر. من دیوانه حرمت «اصل آزادی بیان» را از حرمت هر شخص یا کتاب یا عقیدهای واجبتر میدانم. عاقلان دانند.
◽️@utfinance◽️
👍21👎10❤1
📄 مقاله
اختلال در قیمتهای نسبی
👤 حسین جلیلی / دانشجوی دکترای اقتصاد و مدرس دانشگاه سایمون فریزر
در شرایطی که اقتصاد ایران برای چند دهه با تورم بالا، نوسانات تولید و بحرانهای پیدرپی در منابع انرژی و آب دستوپنجه نرم میکند، یکی از عوامل کمتر دیدهشده، اما تاثیرگذار در این وضعیت، «برهمخوردن قیمتهای نسبی» است. ثبات طولانیمدت قیمت حاملهای انرژی در کنار رشد فزاینده سایر قیمتها، منجر به تحریف سیگنالهای قیمتی و بروز ناکارآمدی در تخصیص منابع شده است؛ موضوعی که امروزه خود را در قالب بحرانهایی نظیر کمآبی، خاموشی برق، ناتوانی تولید و وابستگی شدید بنگاهها به تسهیلات بانکی نشان میدهد.
◽️@utfinance◽️
اختلال در قیمتهای نسبی
👤 حسین جلیلی / دانشجوی دکترای اقتصاد و مدرس دانشگاه سایمون فریزر
در شرایطی که اقتصاد ایران برای چند دهه با تورم بالا، نوسانات تولید و بحرانهای پیدرپی در منابع انرژی و آب دستوپنجه نرم میکند، یکی از عوامل کمتر دیدهشده، اما تاثیرگذار در این وضعیت، «برهمخوردن قیمتهای نسبی» است. ثبات طولانیمدت قیمت حاملهای انرژی در کنار رشد فزاینده سایر قیمتها، منجر به تحریف سیگنالهای قیمتی و بروز ناکارآمدی در تخصیص منابع شده است؛ موضوعی که امروزه خود را در قالب بحرانهایی نظیر کمآبی، خاموشی برق، ناتوانی تولید و وابستگی شدید بنگاهها به تسهیلات بانکی نشان میدهد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
اختلال در قیمتهای نسبی
در شرایطی که اقتصاد ایران برای چند دهه با تورم بالا، نوسانات تولید و بحرانهای پیدرپی در منابع انرژی و آب دستوپنجه نرم میکند، یکی از عوامل کمتر دیدهشده، اما تاثیرگذار در این وضعیت، «برهمخوردن قیمتهای نسبی» است. ثبات طولانیمدت قیمت حاملهای انرژی…
❤6
🖥 نقطه مقابل دیکتاتوری چیست؟ دموکراسی یا آزادی؟
👤 امین فهیما
👤 مصطفی صادق
👤 محمدمهدی کهربی
و 👤 اویس ارشادیان
◽️@utfinance◽️
👤 امین فهیما
👤 مصطفی صادق
👤 محمدمهدی کهربی
و 👤 اویس ارشادیان
◽️@utfinance◽️
YouTube
نقطه مقابل دیکتاتوری چیست؟ دموکراسی یا آزادی
در این ویدئو با آقایان مصطفی صادق، محمدمهدی کهربی و امین فهیما به این موضوع پرداختیم که دموکراسی الزاما در نقطه مقابل دیکتاتوری قرار نمی گیرد؛ آنچه در برابر استبداد و دیکتاتوری قرار میگیرد آزادی است.
👌2
📄 یادداشت
فردوسی اولین و آخرین تیر ترکش ماست!
نوشتاری درباره فردوسی، حکیم ایرانی
👤 اشکان زارع
https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
فردوسی اولین و آخرین تیر ترکش ماست!
نوشتاری درباره فردوسی، حکیم ایرانی
👤 اشکان زارع
https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
Telegraph
فردوسی اولین و آخرین تیر ترکش ماست!
اشکان زارع آفرین بر روان فردوسـی آن همایون همای فرخنده او نه استاد بود و ما شاگرد او خداوند بود و ما بنده ابیات بالا را انوری، شاعر برجسته، خطاب به فردوسی سروده است. مطالب زیادی درباره زندگی فردوسی در دسترس است، بنابراین در اینجا به روایت زندگی…
👍18👎15❤6🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 بهرام بیضایی: شاهنامه را بخوانید
[#شاهنامه] نشان میدهد چطور هر بار یک کسانی میآیند، یک وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و...
و کمکم این قدرت فاسد میشود و تبدیل به چه گندی میشود.
و این تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود... و تا الان، اکنون و تا امروز هم تکرار شده و دارد میشود به هر اسمی، به اسم پادشاهی، به اسم جمهوریت، به اسم دین، هر دینی، هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.
میشود خواند و میشود دید آن را.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی
[#شاهنامه] نشان میدهد چطور هر بار یک کسانی میآیند، یک وعدهای میدهند برای بهبود جهان، عدالت و...
و کمکم این قدرت فاسد میشود و تبدیل به چه گندی میشود.
و این تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود و تکرار میشود... و تا الان، اکنون و تا امروز هم تکرار شده و دارد میشود به هر اسمی، به اسم پادشاهی، به اسم جمهوریت، به اسم دین، هر دینی، هر شکلی از دین اینجا فاسد شده و نابود شده.
میشود خواند و میشود دید آن را.
◽️@utfinance◽️
#بهرام_بیضایی
👍25👎9❤7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
بهرام بیضایی در کنفرانسی درباره شاهرخ مِسکوب در دانشگاه استنفورد از #شاهنامه و جفاهایی که در حق #فردوسی از سوی روشنفکران ایدئولوژی زده و شوروی زده رفته است، سخن میگوید.
از چپ زدگی و سردرگمی جریانی که «پهلوی ستیزی» را با شاهنامه ستیزی برابر گرفته و بدون شناخت و فهم تاریخی به فردوسی حملهور میشد.
از روشنفکران و شاعرانی چون ملک الشعرای بهار، مهرداد بهار، اخوان ثالث، شاهرخ مسکوب و عبدالحسین نوشین و شناخت جایگاه شاهنامه نزد ایشان و در سوی دیگر از ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین که در دو طیف متفاوت همچون وظیفهای ایدئولوژیک و حزبی به شاهنامه حملهور میشدند، تحلیلی شنیدنی ارائه میدهد.
◽️@utfinance◽️
بهرام بیضایی در کنفرانسی درباره شاهرخ مِسکوب در دانشگاه استنفورد از #شاهنامه و جفاهایی که در حق #فردوسی از سوی روشنفکران ایدئولوژی زده و شوروی زده رفته است، سخن میگوید.
از چپ زدگی و سردرگمی جریانی که «پهلوی ستیزی» را با شاهنامه ستیزی برابر گرفته و بدون شناخت و فهم تاریخی به فردوسی حملهور میشد.
از روشنفکران و شاعرانی چون ملک الشعرای بهار، مهرداد بهار، اخوان ثالث، شاهرخ مسکوب و عبدالحسین نوشین و شناخت جایگاه شاهنامه نزد ایشان و در سوی دیگر از ابراهیم گلستان، احمد شاملو و محمود بهآذین که در دو طیف متفاوت همچون وظیفهای ایدئولوژیک و حزبی به شاهنامه حملهور میشدند، تحلیلی شنیدنی ارائه میدهد.
◽️@utfinance◽️
❤10👍7👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 جفای روشنفکران چپ به ایران
بهرام بیضایی در این ویدیو از ستم و جفای روشنفکری چپ بهویژه ابراهیم گلستان و احمد شاملو بر ایران و فردوسی و شاهنامه می گوید.
◽️@utfinance◽️
بهرام بیضایی در این ویدیو از ستم و جفای روشنفکری چپ بهویژه ابراهیم گلستان و احمد شاملو بر ایران و فردوسی و شاهنامه می گوید.
◽️@utfinance◽️
👍13👎9❤6
📕 منتشر شد
راهنمای مختصر محافظهکاری
👤 راسل کرک
✍🏻 ترجمه اشکان زارع
©️ نشر فراهم
https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
راهنمای مختصر محافظهکاری
👤 راسل کرک
✍🏻 ترجمه اشکان زارع
©️ نشر فراهم
سیاست را فراموش کنید.
راسل کرک محافظهکاری را از بند ایدئولوژیهای خشک رها میکند و آن را چون یک «بینش» معرفی میکند: شیوهای از نگریستن به جهان که ریشه در عشق به خانه، اجتماع و میراث معنوی ما دارد. این کتاب دعوتی است برای کشف اصولی پایدار در عصری بیقرار.
https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
❤7🔥3
Forwarded from شرق وحشی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سالهاست که حزب کمونیست چین در تلاش است مدل و الگوی چینی را به جهان بفروشد و بگوید مدل کارآمد دیگری وجود دارد. این رویکرد در ایران هم طرفداران زیادی دارد و تبلیغ میشود. به بهانۀ صحبتهای دکتر محمد فاضلی دربارۀ مدل چینی و کارآمدیاش، تصمیم گرفتم با استناد به چند کتاب این روایت را بررسی کنم و نتیجهاش را با شما به اشتراک بگذارم. ویدیو بررسی این ادعا و مخالفتم با آن را در یوتوب شرق وحشی ببینید:
https://youtu.be/deKMe1qwF9g
شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
https://youtu.be/deKMe1qwF9g
شرق وحشی
تلگرام | یوتوب
👍8😱4👎2
جواد ظریف، ۲۹ شهریور ۱۳۹۹:
ماشه یا اسنپبک در برجام و قطعنامه نیامده، کلک تبلیغاتی آمریکا است. اسنپبکی در قطعنامه وجود ندارد
میگویند ما اطلاعیه را میدهیم، یک ماه بعدش هم قطعنامهها برمیگردد. اینطور نیست
@hafezeye_tarikhi
◽️@utfinance◽️
ماشه یا اسنپبک در برجام و قطعنامه نیامده، کلک تبلیغاتی آمریکا است. اسنپبکی در قطعنامه وجود ندارد
میگویند ما اطلاعیه را میدهیم، یک ماه بعدش هم قطعنامهها برمیگردد. اینطور نیست
@hafezeye_tarikhi
◽️@utfinance◽️
🤬24😱3❤1
📄 بخش تعاون چگونه در قانون اساسی گنجانده شد؟
👤 محمد طاهری
آیتالله سیدمحمد بهشتی روحانی خوشنامی بود که در ابتدای انقلاب، محافل چپ به او انگ لیبرال زده بودند اما طرفه آنکه این روحانی متهم به غربگرایی، بهشدت از طرحهایی حمایت میکرد که ریشه در آرمانها و برنامههای اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی داشتند. بهطور مشخص آیتالله بهشتی نقش محوری در ترویج و گنجاندن بخش تعاون در اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی داشت. او که از رهبران فکری انقلاب بود، تحتتاثیر تفکرات سوسیالیستی و مدلهای تعاونی شوروی، بهویژه کلخوزها و سوخوزها، تعاونیها را بهعنوان راهحلی برای حذف سرمایهداری و درعینحال پرهیز از استبداد دولتی مطرح کرد. بهشتی معتقد بود تعاونیها میتوانند با توزیع عادلانه سرمایه و ابزار تولید، از استثمار نیروی کار توسط سرمایهداران جلوگیری کنند، ضمن اینکه مالکیت خصوصی را نیز به رسمیت میشناخت. او در نقطهنظراتی که داشت، استدلال کرد که شرکتهای تعاونی تولید و توزیع، پیشرفتهتر از شرکتهای سهامی هستند و ناکامی آنها را نتیجه موانع ایجادشده توسط سیاستهای سرمایهداری استعماری و رباخواران جهانی دانست. شهید بهشتی در فرآیند تدوین قانون اساسی، بهویژه در نشستهای خبرگان قانون اساسی، از تعریف تعاونی بهعنوان یک بخش مستقل اقتصادی در کنار بخشهای دولتی و خصوصی دفاع کرد. او تعاونی را ابزاری برای تحقق عدالت اجتماعی و کاهش نقش دولت در اقتصاد میدید و خواستار واگذاری تدریجی امور اقتصادی به این بخش بود. این دیدگاه، که بهوضوح متاثر از فضای چپگرایانه و انقلابی دهه 50 بود، به گنجاندن بخش تعاونی در اصل 44 قانون اساسی منجر شد.
هدف از شکلگیری بخش تعاون در کنار دو بخش دولتی و خصوصی، شیرین کردن کام مردم با عدالت اجتماعی، ترویج همکاریهای جمعی، کاهش نابرابری و دستیابی به توسعه اقتصادی بود، اما شواهد نشان میدهد که به دلایل متعدد، این اهداف محقق نشده است. نظام اداری با نامگذاری یک روز به نام «روز تعاون» سعی کرده به این بخش اهمیت ویژهای بدهد اما در واقعیت، بخش تعاون نه به یک بخش تاثیرگذار در اقتصاد ایران تبدیل شده و نه چشماندازی برای فعالیت دارد.
شاید پاسخ حاضری این باشد که بخش تعاون نیز همچون بخش خصوصی، توسط هیولای بزرگتری بلعیده شده است. درحالیکه تصمیمگیران اقتصادی کشور احتمالاً انتظار داشتند ۵۰ درصد اقتصاد به بخش دولتی، ۲۵ درصد به بخش خصوصی و ۲۵ درصد به بخش تعاونی اختصاص یابد، در عمل، بخش دیگری جای این سه رکن را پر کرده است؛ بخشی که نامش در قانون اساسی نیامده اما این روزها بازیگر اصلی اقتصاد ایران است.
ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۴ و تصویب قانون اجرایی آن در سال ۱۳۸۶ که در اصل با هدف تقویت مشارکت بخش خصوصی و تعاونی و کاهش بنگاهداری دولت انجام شد، عملاً باعث شکلگیری بخش پرقدرتی تحت عنوان «بخش حاکمیتی غیردولتی» در اقتصاد ایران شد.
اما سوال این است که اگر شرایط به اینگونه پیش نمیرفت، آیا گنجاندن بخش تعاون در قانون اساسی کار درستی بود؟
برخلاف بخشهای عمومی و خصوصی که در اقتصادهای جهانی جایگاه مشخصی دارند، بخش تعاونی در کشورهای توسعه یافته، بهعنوان یک بخش مستقل اقتصادی شناخته نمیشود.
اقتصاددانان عموماً کارکرد تعاونیها را بهعنوان یک مدل کسبوکار رد نمیکنند، اما با تعریف آن بهعنوان یک «بخش» مستقل اقتصادی، چنان که در اصل 44 قانون اساسی ایران آمده، مخالفاند. آنها معتقدند تعاونیها باید بهعنوان نوعی شرکت در چهارچوب بخش خصوصی تعریف شوند، نه یک بخش جداگانه در کنار بخش دولتی و خصوصی.
اقتصاددانان پیشنهاد میکنند که در بازه زمانی مشخص، تعاونیهای دولتی منحل شوند و ایجاد تعاونیهای خصوصی نیز به خواست و اراده مردم واگذار شود. وجود وزارت تعاون و قوانین خاص برای تعاونیها غیرضروری است، زیرا تعاونیها باید مانند دیگر شرکتهای خصوصی تحت قوانین عام تجاری فعالیت کنند. حمایتهای دولتی، که اغلب به نفع گروههای خاص و جناحی بوده، نهتنها کارایی تعاونیها را کاهش داده، بلکه به فساد و رانتجویی دامن زده است. برای اصلاح این وضعیت، تعاونیها باید از چتر دولت خارج شوند، قوانین زائد حذف شوند و این شرکتها بهعنوان بخش خصوصی، بدون مداخله دولت، توسط مردم ایجاد و مدیریت شوند. این رویکرد، با بستن مجرای رانت و فساد، میتواند به کارایی و خلاقیت تعاونیها کمک کند. در غیر این صورت، تعاونیهای دولتی یا وابسته به دولت، همانطور که تجربه دهههای گذشته نشان داده، جز اتلاف منابع و زیان به مردم نتیجهای نخواهند داشت.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد طاهری
آیتالله سیدمحمد بهشتی روحانی خوشنامی بود که در ابتدای انقلاب، محافل چپ به او انگ لیبرال زده بودند اما طرفه آنکه این روحانی متهم به غربگرایی، بهشدت از طرحهایی حمایت میکرد که ریشه در آرمانها و برنامههای اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی داشتند. بهطور مشخص آیتالله بهشتی نقش محوری در ترویج و گنجاندن بخش تعاون در اصل 44 قانون اساسی جمهوری اسلامی داشت. او که از رهبران فکری انقلاب بود، تحتتاثیر تفکرات سوسیالیستی و مدلهای تعاونی شوروی، بهویژه کلخوزها و سوخوزها، تعاونیها را بهعنوان راهحلی برای حذف سرمایهداری و درعینحال پرهیز از استبداد دولتی مطرح کرد. بهشتی معتقد بود تعاونیها میتوانند با توزیع عادلانه سرمایه و ابزار تولید، از استثمار نیروی کار توسط سرمایهداران جلوگیری کنند، ضمن اینکه مالکیت خصوصی را نیز به رسمیت میشناخت. او در نقطهنظراتی که داشت، استدلال کرد که شرکتهای تعاونی تولید و توزیع، پیشرفتهتر از شرکتهای سهامی هستند و ناکامی آنها را نتیجه موانع ایجادشده توسط سیاستهای سرمایهداری استعماری و رباخواران جهانی دانست. شهید بهشتی در فرآیند تدوین قانون اساسی، بهویژه در نشستهای خبرگان قانون اساسی، از تعریف تعاونی بهعنوان یک بخش مستقل اقتصادی در کنار بخشهای دولتی و خصوصی دفاع کرد. او تعاونی را ابزاری برای تحقق عدالت اجتماعی و کاهش نقش دولت در اقتصاد میدید و خواستار واگذاری تدریجی امور اقتصادی به این بخش بود. این دیدگاه، که بهوضوح متاثر از فضای چپگرایانه و انقلابی دهه 50 بود، به گنجاندن بخش تعاونی در اصل 44 قانون اساسی منجر شد.
هدف از شکلگیری بخش تعاون در کنار دو بخش دولتی و خصوصی، شیرین کردن کام مردم با عدالت اجتماعی، ترویج همکاریهای جمعی، کاهش نابرابری و دستیابی به توسعه اقتصادی بود، اما شواهد نشان میدهد که به دلایل متعدد، این اهداف محقق نشده است. نظام اداری با نامگذاری یک روز به نام «روز تعاون» سعی کرده به این بخش اهمیت ویژهای بدهد اما در واقعیت، بخش تعاون نه به یک بخش تاثیرگذار در اقتصاد ایران تبدیل شده و نه چشماندازی برای فعالیت دارد.
شاید پاسخ حاضری این باشد که بخش تعاون نیز همچون بخش خصوصی، توسط هیولای بزرگتری بلعیده شده است. درحالیکه تصمیمگیران اقتصادی کشور احتمالاً انتظار داشتند ۵۰ درصد اقتصاد به بخش دولتی، ۲۵ درصد به بخش خصوصی و ۲۵ درصد به بخش تعاونی اختصاص یابد، در عمل، بخش دیگری جای این سه رکن را پر کرده است؛ بخشی که نامش در قانون اساسی نیامده اما این روزها بازیگر اصلی اقتصاد ایران است.
ابلاغ سیاستهای کلی اصل ۴۴ در سال ۱۳۸۴ و تصویب قانون اجرایی آن در سال ۱۳۸۶ که در اصل با هدف تقویت مشارکت بخش خصوصی و تعاونی و کاهش بنگاهداری دولت انجام شد، عملاً باعث شکلگیری بخش پرقدرتی تحت عنوان «بخش حاکمیتی غیردولتی» در اقتصاد ایران شد.
اما سوال این است که اگر شرایط به اینگونه پیش نمیرفت، آیا گنجاندن بخش تعاون در قانون اساسی کار درستی بود؟
برخلاف بخشهای عمومی و خصوصی که در اقتصادهای جهانی جایگاه مشخصی دارند، بخش تعاونی در کشورهای توسعه یافته، بهعنوان یک بخش مستقل اقتصادی شناخته نمیشود.
اقتصاددانان عموماً کارکرد تعاونیها را بهعنوان یک مدل کسبوکار رد نمیکنند، اما با تعریف آن بهعنوان یک «بخش» مستقل اقتصادی، چنان که در اصل 44 قانون اساسی ایران آمده، مخالفاند. آنها معتقدند تعاونیها باید بهعنوان نوعی شرکت در چهارچوب بخش خصوصی تعریف شوند، نه یک بخش جداگانه در کنار بخش دولتی و خصوصی.
اقتصاددانان پیشنهاد میکنند که در بازه زمانی مشخص، تعاونیهای دولتی منحل شوند و ایجاد تعاونیهای خصوصی نیز به خواست و اراده مردم واگذار شود. وجود وزارت تعاون و قوانین خاص برای تعاونیها غیرضروری است، زیرا تعاونیها باید مانند دیگر شرکتهای خصوصی تحت قوانین عام تجاری فعالیت کنند. حمایتهای دولتی، که اغلب به نفع گروههای خاص و جناحی بوده، نهتنها کارایی تعاونیها را کاهش داده، بلکه به فساد و رانتجویی دامن زده است. برای اصلاح این وضعیت، تعاونیها باید از چتر دولت خارج شوند، قوانین زائد حذف شوند و این شرکتها بهعنوان بخش خصوصی، بدون مداخله دولت، توسط مردم ایجاد و مدیریت شوند. این رویکرد، با بستن مجرای رانت و فساد، میتواند به کارایی و خلاقیت تعاونیها کمک کند. در غیر این صورت، تعاونیهای دولتی یا وابسته به دولت، همانطور که تجربه دهههای گذشته نشان داده، جز اتلاف منابع و زیان به مردم نتیجهای نخواهند داشت.
◽️@utfinance◽️
❤4👎4
📄 یادداشت
سخنی با جناب محمد علی بهمنی قاجار و هواداران محمد مصدق
👤 موسی غنینژاد
جناب آقای محمدعلی بهمنی قاجار چند روز پیش متنی در کانال تلگرامی خود قرار دادند که هواداران محمد مصدق آنرا در کانال تلگرامی «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» عیناً باز نشر کردند.
عنوان متن جالب و در مباحث فکری (روشنفکری) در کشور ما کم سابقه است : «در ستایش کسی که با او مخالفم».
رویکرد جناب بهمنی در این متن بسیار بزرگمنشانه است و شاید جالبتر باز نشر آن از سوی هواداران سرسخت مصدق باشد. من ضمن سپاس از بزرگواری جناب بهمنی و نیز مسئولان محترم کانال تلگرامی «مصدق به روایت تاریخ و اسناد»، این رویکرد و رفتار را به فال نیک میگیرم و خاضعانه تقاضا دارم جناب بهمنی و دیگر هواداران صادق محمد مصدق به چند نکته مهم وکلیدی در مباحث تاریخی سیاسی این قلم توجه فرمایند.
من مصدقستیز نیستم به این دلیل روشن و ساده که مضمون انتقادم از مصدق اندیشه و کُنش او بوده است و نه شخص مصدق. و اصلاً مصدقستیزی چه معنایی دارد و منِ نوعی، به عنوان یک پژوهشگر، پس از نیم سده از درگذشت یک شخصیت سیاسی چرا باید به ستیز با او برخیزم؟
همیشه و همه جا گفتهام که انگیزه و علت نقد من از مصدق ناظر به اندیشه و میراث سیاسی اوست، که در جای جای نوشتههایم به این موضوع پرداختهام. اما منتقدان من به جای پاسخگویی به موارد مشخص انتقاداتم از اندیشه و رفتار سیاسی محمد مصدق، من را متهم به عیبجویی، بهانهتراشی، وارد شدن به جزئیات بیاهمیت، توجیه کودتاچیان و از این قبیل کلیگوییهای فاقد مضمون مشخص کردهاند.
انتقاداتم از مصدق که اساساً مبتنی بر نوشتهها و گفتههای اوست ناظر به این واقعیت است که او به گواه نوشتهها و گفتارهایش،اعتقادی به حکومت قانون نداشت و «مصلحت مردم» را بر آن مقدم میدانست و البته مرجع تشخیص این مصلحت را هم خودش میدانست. گرچه او و طرفدارانش در مجلس در اقلیت بودند او خود را نماینده افکار عمومیمردم تلقی میکرد و خود را در برابر آن پاسخگو میدانست نه نهادهای دموکراتیک مانند مجلس. او به تفکیک قوا عملاً پایبند نبود و در مقام رئیس دولت، به لطائف الحیل، در امور سایر قوا دخالت میکرد. او مخالفان خود را ایادی بیگانگان میخواند و هیچگاه به پرسشهای آنها پاسخ نمیداد. او به جای حضور در مجلس و پاسخ به استیضاح نمایندگان مجلس، که از بزرگترین دستاوردهای نهضت مشروطه بود، مجلس را بدون اینکه اختیار قانونی آنرا داشته باشد منحل کرد و این کار را دموکراسی خواهی نامید. اینها و خیلی بیشتر از اینها را من در نوشتههای خود با استناد به اندیشه و عمل مصدق بهبحث گذاشتهام اما پاسخ درخوری غیر از اتهامزنی، از جمله مصدق ستیزی، نگرفتهام.
در هر صورت آرزوی پیروزی برای همه پژوهشگران حقیقت را دارم و از جناب بهمنی و مسئولان محترم کانال «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» صمیمانه سپاسگزارم.
◽️@utfinance◽️
سخنی با جناب محمد علی بهمنی قاجار و هواداران محمد مصدق
👤 موسی غنینژاد
جناب آقای محمدعلی بهمنی قاجار چند روز پیش متنی در کانال تلگرامی خود قرار دادند که هواداران محمد مصدق آنرا در کانال تلگرامی «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» عیناً باز نشر کردند.
عنوان متن جالب و در مباحث فکری (روشنفکری) در کشور ما کم سابقه است : «در ستایش کسی که با او مخالفم».
رویکرد جناب بهمنی در این متن بسیار بزرگمنشانه است و شاید جالبتر باز نشر آن از سوی هواداران سرسخت مصدق باشد. من ضمن سپاس از بزرگواری جناب بهمنی و نیز مسئولان محترم کانال تلگرامی «مصدق به روایت تاریخ و اسناد»، این رویکرد و رفتار را به فال نیک میگیرم و خاضعانه تقاضا دارم جناب بهمنی و دیگر هواداران صادق محمد مصدق به چند نکته مهم وکلیدی در مباحث تاریخی سیاسی این قلم توجه فرمایند.
من مصدقستیز نیستم به این دلیل روشن و ساده که مضمون انتقادم از مصدق اندیشه و کُنش او بوده است و نه شخص مصدق. و اصلاً مصدقستیزی چه معنایی دارد و منِ نوعی، به عنوان یک پژوهشگر، پس از نیم سده از درگذشت یک شخصیت سیاسی چرا باید به ستیز با او برخیزم؟
همیشه و همه جا گفتهام که انگیزه و علت نقد من از مصدق ناظر به اندیشه و میراث سیاسی اوست، که در جای جای نوشتههایم به این موضوع پرداختهام. اما منتقدان من به جای پاسخگویی به موارد مشخص انتقاداتم از اندیشه و رفتار سیاسی محمد مصدق، من را متهم به عیبجویی، بهانهتراشی، وارد شدن به جزئیات بیاهمیت، توجیه کودتاچیان و از این قبیل کلیگوییهای فاقد مضمون مشخص کردهاند.
انتقاداتم از مصدق که اساساً مبتنی بر نوشتهها و گفتههای اوست ناظر به این واقعیت است که او به گواه نوشتهها و گفتارهایش،اعتقادی به حکومت قانون نداشت و «مصلحت مردم» را بر آن مقدم میدانست و البته مرجع تشخیص این مصلحت را هم خودش میدانست. گرچه او و طرفدارانش در مجلس در اقلیت بودند او خود را نماینده افکار عمومیمردم تلقی میکرد و خود را در برابر آن پاسخگو میدانست نه نهادهای دموکراتیک مانند مجلس. او به تفکیک قوا عملاً پایبند نبود و در مقام رئیس دولت، به لطائف الحیل، در امور سایر قوا دخالت میکرد. او مخالفان خود را ایادی بیگانگان میخواند و هیچگاه به پرسشهای آنها پاسخ نمیداد. او به جای حضور در مجلس و پاسخ به استیضاح نمایندگان مجلس، که از بزرگترین دستاوردهای نهضت مشروطه بود، مجلس را بدون اینکه اختیار قانونی آنرا داشته باشد منحل کرد و این کار را دموکراسی خواهی نامید. اینها و خیلی بیشتر از اینها را من در نوشتههای خود با استناد به اندیشه و عمل مصدق بهبحث گذاشتهام اما پاسخ درخوری غیر از اتهامزنی، از جمله مصدق ستیزی، نگرفتهام.
در هر صورت آرزوی پیروزی برای همه پژوهشگران حقیقت را دارم و از جناب بهمنی و مسئولان محترم کانال «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» صمیمانه سپاسگزارم.
◽️@utfinance◽️
👍10❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◽️ واکنشها به صحبتهای فرهاد نیلی درباره شبکه بانکی ایران
امیر جوادی -اقتصاددان- در اکس نوشت:
کاربران زیادی نسبت به صحبتهای فرهاد نیلی واکنش نشان دادند. یک کاربر ایرانی مقیم سوئد نوشت:
مهدی خاکیفیروز، روزنامهنگار اقتصادی نیز نوشت:
◽️@utfinance◽️
امیر جوادی -اقتصاددان- در اکس نوشت:
«اساساً تاریخ بانکداری حاکیست صرّافی و بانک برای تسریع و تسهیل و تامین امنیّت جابجایی پول درست شد.
ظاهراً این روزها توصیهها این است که از زمین به آسمان ببارد.
در آمریکا Wire Transfer برای مبالغ بالا فقط چند ساعت طول میکشد.
شرکتها از Fedwire برخوردارند و انتقال لحظهایست.
قبض و حقوق با ACH Transfer یک تا ۳ روز طول میکشد چون رایگانست. قبض و حقوق، نه آربیتراژ!
قدر اینترنت را بدانیم. آدمها را بهتر میشناساند.»
کاربران زیادی نسبت به صحبتهای فرهاد نیلی واکنش نشان دادند. یک کاربر ایرانی مقیم سوئد نوشت:
«کارت به کارت؟ سوئد یه چیزی داره به اسم swish و با داشتن شماره موبایل طرف لحظهای پول میزنی به حسابش.
بجز اون خیلی راحت و زیر یک دقیقه پول به آمریکا انتقال دادم.»
مهدی خاکیفیروز، روزنامهنگار اقتصادی نیز نوشت:
«فرهاد نیلی گفته که چون حواله ساتنا و پایا برخط است، سوداگری و تورم به وجود می آید.
از آدمی که یک کتاب را به چندجا می فروشد، انتظار شرافت علمی نداشته باشید.»
◽️@utfinance◽️
👍13❤1⚡1
◽️ توئیت روز
علت دروغهای عجیب #فرهاد_نیلی در بیخبری او نیست.
علت آن را در مشارکت شرکت او (#رهنمان) در طرح #رمزریال یا همان ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC ایرانی) بیابید.
https://x.com/mises_fa/status/1961366367191343381
◽️@utfinance◽️
علت دروغهای عجیب #فرهاد_نیلی در بیخبری او نیست.
علت آن را در مشارکت شرکت او (#رهنمان) در طرح #رمزریال یا همان ارز دیجیتال بانک مرکزی (CBDC ایرانی) بیابید.
https://x.com/mises_fa/status/1961366367191343381
◽️@utfinance◽️
👍12👌7❤3👎3😢1
شرق وحشی
سالهاست که حزب کمونیست چین در تلاش است مدل و الگوی چینی را به جهان بفروشد و بگوید مدل کارآمد دیگری وجود دارد. این رویکرد در ایران هم طرفداران زیادی دارد و تبلیغ میشود. به بهانۀ صحبتهای دکتر محمد فاضلی دربارۀ مدل چینی و کارآمدیاش، تصمیم گرفتم با استناد…
YouTube
افسانههای کمونیستی: چین کارآمد و عاری از فساد
سالهاست که حزب کمونیست چین در تلاش است مدل و الگوی چینی را به جهان بفروشد و بگوید مدل کارآمد دیگری وجود دارد. این رویکرد در ایران هم طرفداران زیادی دارد و تبلیغ میشود. به بهانۀ صحبتهای دکتر محمد فاضلی دربارۀ مدل چینی و کارآمدیاش، تصمیم گرفتم با استناد…
⚡3❤2👍2
📄 مقاله
خرافههای اقتصادی
باورهای عمومی درباره مسائل اقتصادی، بهویژه در جوامعی که آگاهی عمومی از مفاهیم بنیادین علم اقتصاد در سطح محدودی قرار دارد، اغلب به کلیشههایی تبدیل میشوند که نه تنها فهم دقیق از فرآیندهای اقتصادی را مختل میکنند، بلکه در بسیاری موارد مبنای تصمیمگیریهای سیاستی نیز قرار میگیرند.
همین مسئله به شکل جدی پیامدهایی برای توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و حتی پایداری نظام سیاسی به همراه دارد. ریشه این باورها در سادهسازی بیش از حد واقعیتهای پیچیده اقتصادی و نیز در گرایش ذاتی انسان به پذیرش توضیحاتی است که با شهود و درک روزمره همخوانی دارد.
اقتصاد، برخلاف بسیاری از حوزههای دیگر دانش انسانی، اغلب نتایجی خلاف شهود به دست میدهد و این نکتهای است که اقتصاددانان بارها بر آن تأکید کردهاند. از همین رو آنچه به نظر فرد عادی طبیعی، عادلانه یا منطقی میرسد، در بسیاری مواقع با بنیانهای واقعی علم اقتصاد در تضاد است. اینجا جایی است که تضاد میان «دانش عمومی» و «دانش تخصصی» در اقتصاد آشکار میشود.
◽️@utfinance◽️
خرافههای اقتصادی
باورهای عمومی درباره مسائل اقتصادی، بهویژه در جوامعی که آگاهی عمومی از مفاهیم بنیادین علم اقتصاد در سطح محدودی قرار دارد، اغلب به کلیشههایی تبدیل میشوند که نه تنها فهم دقیق از فرآیندهای اقتصادی را مختل میکنند، بلکه در بسیاری موارد مبنای تصمیمگیریهای سیاستی نیز قرار میگیرند.
همین مسئله به شکل جدی پیامدهایی برای توسعه اقتصادی، رفاه اجتماعی و حتی پایداری نظام سیاسی به همراه دارد. ریشه این باورها در سادهسازی بیش از حد واقعیتهای پیچیده اقتصادی و نیز در گرایش ذاتی انسان به پذیرش توضیحاتی است که با شهود و درک روزمره همخوانی دارد.
اقتصاد، برخلاف بسیاری از حوزههای دیگر دانش انسانی، اغلب نتایجی خلاف شهود به دست میدهد و این نکتهای است که اقتصاددانان بارها بر آن تأکید کردهاند. از همین رو آنچه به نظر فرد عادی طبیعی، عادلانه یا منطقی میرسد، در بسیاری مواقع با بنیانهای واقعی علم اقتصاد در تضاد است. اینجا جایی است که تضاد میان «دانش عمومی» و «دانش تخصصی» در اقتصاد آشکار میشود.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
اکوایران | تصویر اقتصاد ایران
اولین رسانه تصویری تخصصی اقتصاد ایران آخرین اخبار و تحلیل ها از بازارهای داخلی و خارجی همراه با آخرین قیمت ارز، سکه، طلا، رمز ارزها و نرخ های بازارهای جهانی.
👍7❤2👏2