This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آنونس
گفتوگوی آرته با موسی غنینژاد
یوتیوب:
https://B2n.ir/kg2676
سایت انگلیسی:
https://artebox.org/ghaninejad-01
سایت فارسی:
https://B2n.ir/mt9307
◽️@utfinance◽️
گفتوگوی آرته با موسی غنینژاد
یوتیوب:
https://B2n.ir/kg2676
سایت انگلیسی:
https://artebox.org/ghaninejad-01
سایت فارسی:
https://B2n.ir/mt9307
◽️@utfinance◽️
❤11
📕 به زودی منتشر میشود
راهنمای مختصر محافظهکاری
👤 راسل کرک
✍🏻 ترجمه اشکان زارع
©️ نشر فراهم
https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
راهنمای مختصر محافظهکاری
👤 راسل کرک
✍🏻 ترجمه اشکان زارع
©️ نشر فراهم
https://t.me/iranpazhohi
◽️@utfinance◽️
❤17👍2👎2⚡1
📕 در دست انتشار
آزادی و برابری؛ درسگفتارهای کلژ دوفرانس
👤 رمون آرون
✍ ترجمه از فرانسه: حمید هاشمیکهندانی
ویراستار و دبیر مجموعه: احسان عزیزی
به زودی از نشر کتابستان برخط
برشهایی از کتاب:
هدف از برپایی جامعهی آزاد باید محدود کردن حکومت انسان بر انسان و تقویت حکومت انسان بر قوانین تا حد امکان باشد...
تحقق جامعهای که در آن هرکس خدایان و ارزشهای خود را انتخاب میکند، به مثابه یک آرمان زمانی ممکن میشود که افراد برای زندگی جمعی آموزش ببینند...
📚برخطبوک(کتابستان برخط)👇
🆔 @BarkhatBook
◽️@utfinance◽️
آزادی و برابری؛ درسگفتارهای کلژ دوفرانس
👤 رمون آرون
✍ ترجمه از فرانسه: حمید هاشمیکهندانی
ویراستار و دبیر مجموعه: احسان عزیزی
به زودی از نشر کتابستان برخط
برشهایی از کتاب:
هدف از برپایی جامعهی آزاد باید محدود کردن حکومت انسان بر انسان و تقویت حکومت انسان بر قوانین تا حد امکان باشد...
تحقق جامعهای که در آن هرکس خدایان و ارزشهای خود را انتخاب میکند، به مثابه یک آرمان زمانی ممکن میشود که افراد برای زندگی جمعی آموزش ببینند...
📚برخطبوک(کتابستان برخط)👇
🆔 @BarkhatBook
◽️@utfinance◽️
👌8❤3👍2
📄 خاویر میلی: مسئله من محبوبیت نیست، انجام کار درست است
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در آستانهی انتخابات میاندورهای در اکتبر پیشرو، در یک سخنرانی ملی به گزارش دستاوردهای اقتصادی در یک سال و نیم اول ریاستجمهوری خود پرداخت و موضع خود را در برابر قوانین اخیر تصویبشده توسط کنگره اعلام کرد. این سخنرانی بر اهمیت حفظ تعادل مالی، مبارزه با تورم و مخالفت با افزایش هزینههای عمومی تأکید دارد.
◽️@utfinance◽️
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در آستانهی انتخابات میاندورهای در اکتبر پیشرو، در یک سخنرانی ملی به گزارش دستاوردهای اقتصادی در یک سال و نیم اول ریاستجمهوری خود پرداخت و موضع خود را در برابر قوانین اخیر تصویبشده توسط کنگره اعلام کرد. این سخنرانی بر اهمیت حفظ تعادل مالی، مبارزه با تورم و مخالفت با افزایش هزینههای عمومی تأکید دارد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
خاویر میلی: مسئله من محبوبیت نیست، انجام کار درست است
خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، در آستانهی انتخابات میاندورهای در اکتبر پیشرو، در یک سخنرانی ملی به گزارش دستاوردهای اقتصادی در یک سال و نیم اول ریاستجمهوری خود پرداخت و موضع خود را در برابر قوانین اخیر تصویبشده توسط کنگره اعلام کرد. این سخنرانی بر…
❤24👌6👍3
📄 بلومبرگ:
مسی، میلی، میکی ماوس؛ آرژانتینیها رکورددار سفر به آمریکا شدند
ترجمه: محمدرضا قاسمی
◽️@utfinance◽️
مسی، میلی، میکی ماوس؛ آرژانتینیها رکورددار سفر به آمریکا شدند
ترجمه: محمدرضا قاسمی
◽️@utfinance◽️
اکوایران
پزوی قوی و تب فوتبال؛ آرژانتینیها رکورددار سفر به آمریکا شدند
اکوایران: آرژانتین در میان ۲۰ کشور اصلی مبدا سفر به آمریکا، بیشترین رشد ورود گردشگران را ثبت کرده است. ترکیب اقتصاد رو به بهبود، ارز قدرتمند و تب فوتبال، شهروندان این کشور را بیش از پیش راهی ایالات متحده کرده است.
👍11
📄 یادداشت
👤 مرتضی کاظمی
من یک معلم هستم
معلمی شغل انبیا است!
درآمد ناچیزی دارم اما مجبورم به ادامه این شغل ...
من یک معلم هستم. اینجا عراق؛ سال ۱۹۸۴ به ریاست صدامحسین
در میانهی جنگی که هر روزش بوی خون و خاک میدهد در دفترچهی برنامه درسیام نوشتهاند: «شجاعت، وفاداری به رهبر، و فداکاری برای میهن.» ریاضی را با مثالهایی از شمارش گلولهها درس میدهم، و ادبیات را با شعرهایی که نام رهبر را میستاید. به من گفتهاند که بچهها باید یاد بگیرند دشمن کیست، حتی قبل از آنکه جدول ضرب را حفظ کنند.
من یک معلم هستم. اینجا سوریه سال ۱۹۹۵ به ریاست حافظاسد
کتاب تاریخ کلاس پنجم با عکس تمامقد رهبر شروع میشود. نخستین درس من این است که «رهبر، پدر ملت است». در جغرافیا، نقشه کشور همیشه بزرگتر از آن چیزی است که در حقیقت هست، و مرزهایی را نشان میدهیم که «بهزودی» باز خواهد گشت. اگر بچهای از بیکاریِ پدرش بپرسد، پاسخ آماده است: «این توطئه دشمن است.» حتی وقتی از نباریدنِ باران حرف میزنیم، یک «عامل خارجی» مقصر است.
من یک معلم هستم. اینجا آلمانشرقی سال ۱۹۸۸ به رهبری اریشهونهکر
صبحها پیش از زنگ اول، همه بچهها باید سرود حزب سوسیالیست متحد آلمان را بخوانند. علوم را طوری درس میدهم که نشان دهد دستاوردهای سوسیالیسم بر سرمایهداری پیروز است. از غرب، تنها چیزی که باید بیاموزند، «فساد» و «بیعدالتی» است. وقتی گاهی رادیوی غربی در گوشهای روشن میشود، باید وانمود کنم که چیزی نشنیدهام ...
من یک معلم هستم. اینجا شوروی در سال ۱۹۷۵ به رهبری لئونید برژنف
هر صفحه کتاب درسی، تصویری از کارخانهها، تراکتورها، و کارگرانی لبخند به لب دارد. ریاضی یعنی شمارش تولید فولاد، ادبیات یعنی شعر در ستایش حزب، و تاریخ یعنی شرح پیروزی ما در جنگ کبیر میهنی. به من یاد دادهاند باید همان نسخهای را بگویم که به من دادهاند.
من یک معلم هستم. اینجا کوبا در سال ۲۰۰۲ در روزگار فیدلکاسترو
کلاس من پنجرهای به خیابان دارد که هر روز شاهد صفهای طولانی برای نان است، اما در کتابها نوشتهاند «ملت در رفاه کامل». به بچهها میگویم تحریم دشمن ما را فقیر کرده، و آنها سر تکان میدهند. اما میدانم که بعضیشان شبها صدای رادیوی میامی را پنهانی میشنوند.
من یک معلم هستم. اینجا کره شمالی در سال ۲۰۲۵ به رهبری کیمجونگاون
هر روز صبح، قبل از هر درس، بچهها باید تعظیم کنند و شعار دهند: «زنده باد رهبر بزرگ.» نقشه جهان روی دیوار، کشور ما را در مرکز زمین نشان میدهد و بقیه جهان را کوچک و مبهم. اینترنت وجود ندارد، اما داستانهای زیادی درباره جهنمی که خارج از مرزهای ما است گفته میشود.
میگویند «معلمی شغل انبیا است» و واقعاً همینطور است. من یک معلم باهوشی هستم که میدانم منظورشان از این جملهی «معلمی شغل انبیا است» معلم ریاضی و شیمی نیست، بلکه کسی است که «درس زندگی» را به این کودکانِ طفلِ معصوم منتقل میکند.
قبول که درآمد ناچیزی دارم، اما این تنها شغلی است که بلدم؛
معلمی شغل انبیا است!
من یک معلم هستم
درآمد ناچیزی دارم اما مجبورم به ادامه این شغل ...
🔗 https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
👤 مرتضی کاظمی
من یک معلم هستم
معلمی شغل انبیا است!
درآمد ناچیزی دارم اما مجبورم به ادامه این شغل ...
من یک معلم هستم. اینجا عراق؛ سال ۱۹۸۴ به ریاست صدامحسین
در میانهی جنگی که هر روزش بوی خون و خاک میدهد در دفترچهی برنامه درسیام نوشتهاند: «شجاعت، وفاداری به رهبر، و فداکاری برای میهن.» ریاضی را با مثالهایی از شمارش گلولهها درس میدهم، و ادبیات را با شعرهایی که نام رهبر را میستاید. به من گفتهاند که بچهها باید یاد بگیرند دشمن کیست، حتی قبل از آنکه جدول ضرب را حفظ کنند.
من یک معلم هستم. اینجا سوریه سال ۱۹۹۵ به ریاست حافظاسد
کتاب تاریخ کلاس پنجم با عکس تمامقد رهبر شروع میشود. نخستین درس من این است که «رهبر، پدر ملت است». در جغرافیا، نقشه کشور همیشه بزرگتر از آن چیزی است که در حقیقت هست، و مرزهایی را نشان میدهیم که «بهزودی» باز خواهد گشت. اگر بچهای از بیکاریِ پدرش بپرسد، پاسخ آماده است: «این توطئه دشمن است.» حتی وقتی از نباریدنِ باران حرف میزنیم، یک «عامل خارجی» مقصر است.
من یک معلم هستم. اینجا آلمانشرقی سال ۱۹۸۸ به رهبری اریشهونهکر
صبحها پیش از زنگ اول، همه بچهها باید سرود حزب سوسیالیست متحد آلمان را بخوانند. علوم را طوری درس میدهم که نشان دهد دستاوردهای سوسیالیسم بر سرمایهداری پیروز است. از غرب، تنها چیزی که باید بیاموزند، «فساد» و «بیعدالتی» است. وقتی گاهی رادیوی غربی در گوشهای روشن میشود، باید وانمود کنم که چیزی نشنیدهام ...
من یک معلم هستم. اینجا شوروی در سال ۱۹۷۵ به رهبری لئونید برژنف
هر صفحه کتاب درسی، تصویری از کارخانهها، تراکتورها، و کارگرانی لبخند به لب دارد. ریاضی یعنی شمارش تولید فولاد، ادبیات یعنی شعر در ستایش حزب، و تاریخ یعنی شرح پیروزی ما در جنگ کبیر میهنی. به من یاد دادهاند باید همان نسخهای را بگویم که به من دادهاند.
من یک معلم هستم. اینجا کوبا در سال ۲۰۰۲ در روزگار فیدلکاسترو
کلاس من پنجرهای به خیابان دارد که هر روز شاهد صفهای طولانی برای نان است، اما در کتابها نوشتهاند «ملت در رفاه کامل». به بچهها میگویم تحریم دشمن ما را فقیر کرده، و آنها سر تکان میدهند. اما میدانم که بعضیشان شبها صدای رادیوی میامی را پنهانی میشنوند.
من یک معلم هستم. اینجا کره شمالی در سال ۲۰۲۵ به رهبری کیمجونگاون
هر روز صبح، قبل از هر درس، بچهها باید تعظیم کنند و شعار دهند: «زنده باد رهبر بزرگ.» نقشه جهان روی دیوار، کشور ما را در مرکز زمین نشان میدهد و بقیه جهان را کوچک و مبهم. اینترنت وجود ندارد، اما داستانهای زیادی درباره جهنمی که خارج از مرزهای ما است گفته میشود.
میگویند «معلمی شغل انبیا است» و واقعاً همینطور است. من یک معلم باهوشی هستم که میدانم منظورشان از این جملهی «معلمی شغل انبیا است» معلم ریاضی و شیمی نیست، بلکه کسی است که «درس زندگی» را به این کودکانِ طفلِ معصوم منتقل میکند.
قبول که درآمد ناچیزی دارم، اما این تنها شغلی است که بلدم؛
معلمی شغل انبیا است!
من یک معلم هستم
درآمد ناچیزی دارم اما مجبورم به ادامه این شغل ...
🔗 https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
Telegram
مرتضی کاظمی
- یادداشتهایی درباره «اقتصاد» «آزادی» و «ایران»
تماس با مرتضی کاظمی
@MortezaaKazemii
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mortezaakazemii
تماس با مرتضی کاظمی
@MortezaaKazemii
اینستاگرام
https://www.instagram.com/mortezaakazemii
👍16❤1👎1
◽️ عدم تعلق به «نظم اعتقادی»؛ ممکن یا ناممکن؟
تا چه حد میتوان در اقتصاد، هنجارگرا (normative) نبود؟ و چقدر میتوان در این علم اثباتگرا (positive) ماند؟ تعاریف مرسوم از علم اقتصاد، تا چه میزان ایدئولوژیگرایی را به همراه دارند و اساسا رویکرد بنیانگذاران علم اقتصاد، چگونه بوده و در طول زمان دستخوش چه تحولاتی شده است؟
🔗 دو مقاله زیر را از کیوان حسینوند بخوانید:
📄 ایدئولوژی به مثابه هوا
📄 ایدئولوژی آری ؛ دگماتیسم نه!
◽️@utfinance◽️
تا چه حد میتوان در اقتصاد، هنجارگرا (normative) نبود؟ و چقدر میتوان در این علم اثباتگرا (positive) ماند؟ تعاریف مرسوم از علم اقتصاد، تا چه میزان ایدئولوژیگرایی را به همراه دارند و اساسا رویکرد بنیانگذاران علم اقتصاد، چگونه بوده و در طول زمان دستخوش چه تحولاتی شده است؟
🔗 دو مقاله زیر را از کیوان حسینوند بخوانید:
📄 ایدئولوژی به مثابه هوا
📄 ایدئولوژی آری ؛ دگماتیسم نه!
◽️@utfinance◽️
Telegraph
ایدئولوژی به مثابه هوا
عدم تعلق به «نظم اعتقادی»؛ ممکن یا ناممکن؟ سوال اساسی آن است که در حقیقت تا چه حد میتوان در اقتصاد، هنجارگرا (normative) نبود؟ و چقدر میتوان در این علم اثباتگرا (positive) ماند؟ تعاریف مرسوم از علم اقتصاد، تا چه میزان ایدئولوژیگرایی را به همراه دارند…
👍3👏2❤1
Audio
👍1
🖥 ویدیو
گفتوگوی نیل فرگوسن با خوزه دل ریو +ترجمه همزمان فارسی
🎙 ترجمه از مسعود یوسفحصیرچین
©️ یوتیوب شرق وحشی
◽️@utfinance◽️
گفتوگوی نیل فرگوسن با خوزه دل ریو +ترجمه همزمان فارسی
🎙 ترجمه از مسعود یوسفحصیرچین
©️ یوتیوب شرق وحشی
اخیراً نیل فرگوسن، مورخ برجستۀ بریتانیایی، سفری به آرژانتین داشته تا دستاوردهای حدود دو سال ریاستجمهوری خاویر میلی لیبرال را ببیند و هم با او دیدار کند.
فرگوسن در این مصاحبه با تحلیلهای تاریخی و اقتصادی خود، دیدگاههای میلی را در پرتو تحولات سیاسی و اقتصادی امروز آمریکای لاتین بررسی میکند. نظر به اهمیت دیدگاههای نیل فرگوسن و ژرفاندیشی او و همینطور اهمیت خاویر میلی بهعنوان سیاستمداری آزادیخواه و عملکردش برای لیبرالها و لیبرتارینهای کل جهان، این مصاحبه را ترجمه کردم تا مخاطبان ایرانی از آن بهرهمند شوند.
این گفتوگو فرصتی است برای آشنایی عمیقتر با یکی از پرچمداران آزادی اقتصادی و سیاسی در منطقه و تأثیرات احتمالی ایدههای او بر آینده منطقه و جهان.
همچنین باید از محمدرضا مردانیان هم تشکر کنم که کنارم بود و پرسشهای مجری را با صدای او میشنوید.
◽️@utfinance◽️
YouTube
ترجمۀ مصاحبۀ نیل فرگوسن دربارۀ عملکرد خاویر میلی
اخیراً نیل فرگوسن، مورخ برجستۀ بریتانیایی، سفری به آرژانتین داشته تا دستاوردهای حدود دو سال ریاستجمهوری خاویر میلی لیبرال را ببیند و هم با او دیدار کند.
فرگوسن در این مصاحبه با تحلیلهای تاریخی و اقتصادی خود، دیدگاههای میلی را در پرتو تحولات سیاسی و اقتصادی…
فرگوسن در این مصاحبه با تحلیلهای تاریخی و اقتصادی خود، دیدگاههای میلی را در پرتو تحولات سیاسی و اقتصادی…
6❤8👌1
◽️ عکس روز
خاویر میلی جایزه «اقتصاددان سال ۲۰۲۵» را از انجمن اقتصاددانان برزیل دریافت کرد.
انجمن اقتصاددانان برزیل Ordem Dos Economistas do Brasil (OEB) یک سازمان مدنی مستقر در سائوپائولو (برزیل) است که هدف آن انتشار دانش اقتصادی در منطقه آمریکای جنوبی است.
◽️@utfinance◽️
خاویر میلی جایزه «اقتصاددان سال ۲۰۲۵» را از انجمن اقتصاددانان برزیل دریافت کرد.
انجمن اقتصاددانان برزیل Ordem Dos Economistas do Brasil (OEB) یک سازمان مدنی مستقر در سائوپائولو (برزیل) است که هدف آن انتشار دانش اقتصادی در منطقه آمریکای جنوبی است.
◽️@utfinance◽️
❤16👏3
📄 مقاله
سرمایه چیست و چه ساختاری دارد؟
در مقابل رویکرد نئوکلاسیک که سرمایه را به یک موجودی همگن و کمّی تقلیل میدهد، یک دیدگاه هترودوکس وجود دارد که سرمایه را ساختاری ناهمگن و متأثر از انتظارات فردی مینگرد.
لودویگ لاخمان، اقتصاددان آلمانی، به تفصیل به موضوع سرمایه پرداخته است. یکی از مهمترین کتابهای لاخمان، «سرمایه و ساختار آن» است که با ترجمه محمد جوادی و امیررضا عبدلی توسط انتشارات دنیای اقتصاد ترجمه و منتشر شده است.
◽️@utfinance◽️
سرمایه چیست و چه ساختاری دارد؟
در مقابل رویکرد نئوکلاسیک که سرمایه را به یک موجودی همگن و کمّی تقلیل میدهد، یک دیدگاه هترودوکس وجود دارد که سرمایه را ساختاری ناهمگن و متأثر از انتظارات فردی مینگرد.
لودویگ لاخمان، اقتصاددان آلمانی، به تفصیل به موضوع سرمایه پرداخته است. یکی از مهمترین کتابهای لاخمان، «سرمایه و ساختار آن» است که با ترجمه محمد جوادی و امیررضا عبدلی توسط انتشارات دنیای اقتصاد ترجمه و منتشر شده است.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
سرمایه چیست و چه ساختاری دارد؟
در مقابل رویکرد نئوکلاسیک که سرمایه را به یک موجودی همگن و کمّی تقلیل میدهد، یک دیدگاه هترودوکس وجود دارد که سرمایه را ساختاری ناهمگن و متأثر از انتظارات فردی مینگرد.
❤4👌1
🖥 اقتصاد سیاسی آب
👤 شهرام اتفاق
1️⃣ جلسه یکم
2️⃣ جلسه دوم
3️⃣ جلسه سوم
4️⃣ جلسه چهارم
5️⃣ جلسه پنجم
6️⃣ جلسه ششم
7️⃣ جلسه هفتم
8️⃣ جلسه هشتم
◽️@utfinance◽️
👤 شهرام اتفاق
1️⃣ جلسه یکم
2️⃣ جلسه دوم
3️⃣ جلسه سوم
4️⃣ جلسه چهارم
5️⃣ جلسه پنجم
6️⃣ جلسه ششم
7️⃣ جلسه هفتم
8️⃣ جلسه هشتم
◽️@utfinance◽️
YouTube
اقتصاد سیاسی آب - جلسه اول - شهرام اتفاق
کارگاه آموزشی «اندیشه سیاسی و تحولات نهادی در مدیریت آبِ ایران» - جلسه اول - شهرام اتفاق
مجری: پویش فکری بر مدار آب
معرفی کارگاه
▪️درک پیچیدگیهای مدیریت آبِ ایران مستلزم کَند و کاو در اندیشههای سیاسی و مبانی نظری آن است. تحولات نهادی طی یکصدسال در مدیریت…
مجری: پویش فکری بر مدار آب
معرفی کارگاه
▪️درک پیچیدگیهای مدیریت آبِ ایران مستلزم کَند و کاو در اندیشههای سیاسی و مبانی نظری آن است. تحولات نهادی طی یکصدسال در مدیریت…
❤4👏2
🖥 تبارشناسی اصلاحات و اصلاحطلبی در ایران -قسمت دوم
گفتوگوی اشکان زارع با مسعود کوهستانینژاد
کانال یوتیوب تأملات
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
گفتوگوی اشکان زارع با مسعود کوهستانینژاد
کانال یوتیوب تأملات
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
YouTube
تبار شناسی اصلاحات و اصلاح طلبی (دوم خردادی ها)- مصاحبه اشکان زارع با مسعود کوهستانی نژاد(بخش دوم)
آیا اصلاحایون دینی حقیقت را مد نظر خویش دارند، یا آنکه به طبق جایگاه قدرت خویش در دولتها مواضع شان تغییر می کند؟
منافع ملی در تفکر اصلاحیون دینی کجاست؟
آیا این تفکر بر طبق زمانه و فضای سیاسی در اصل خویش تغییری ایجاد کرد؟
اینها مختصری از پرسش هایی است که…
منافع ملی در تفکر اصلاحیون دینی کجاست؟
آیا این تفکر بر طبق زمانه و فضای سیاسی در اصل خویش تغییری ایجاد کرد؟
اینها مختصری از پرسش هایی است که…
❤8⚡1
📄 مقاله
همیشه غلط!
چرا اقتصاددانهای چپگرا از زمان تاچر تا میلی همیشه در اشتباه بودند؟
👤 مانی بشرزاد
اولین مقاله به عنوان ستون نویس هفتگی Capx
۳۶۴ اقتصاددان درباره اصلاحات تاچر هشدار دادند و ۱۰۰ اقتصاددان علیه شوک درمانی میلی نامه نوشتند، اما امروز نیل فرگوسن آرژانتین را معجزه دست ساز بشر نامیده است.
تنها از یک سال پس از آنکه اقتصاددانان نسبت به اصلاحات میلی هشدار دادند، آرژانتین برای نخستین بار در ۱۲۳ سال گذشته کسری بودجه خود را از بین برد، تورم را از ۲۱۱ درصد به ۴۳ درصد کاهش داد، ۱.۷ میلیون کودک را از فقر خارج کرد و رشد سالانه ۸ درصدی را تجربه کرد.
چرا این اقتصاددانان همیشه در سمت غلط هستند؟
ساعتی که خراب است، روزی دو بار زمان را درست نشان میدهد. اما ساعتی که پنج دقیقه جلو باشد، هیچوقت درست نیست. این اقتصاددانان شبیه دسته دوماند، و دلیلش بدشانسی نیست بلکه نظریهی غلط است.
آنها فکر میکنند بازار فقط تحت پیشفرضهای غیرواقعبینانهٔ نئوکلاسیک مثل اطلاعات کامل و رقابت کامل کار میکند. اما این هرگز دلیل دفاع فریدریش هایک از بازارها نبود. او «رقابت کامل» را بهعنوان توصیفی از دنیای واقعی نقد میکرد.
استدلال او برای بازار بر فرآیند کشف آن استوار بود: در زندگی واقعی، انسانها اطلاعات کامل ندارند و بازارها کاملاً کارا و رقابتی نیستند، اما فرآیند کشف از طریق آزمون و خطای کارآفرینانه ما را بهمرور به کارایی نزدیکتر میکند. کارآفرینان به دنبال سود میروند و زندگی دیگران را بهتر میکنند، نه چون فرشتهاند، بلکه چون بازارها به کسانی پاداش میدهند که ناکارآمدیها را پیدا و اصلاح کنند.
پس چرا با وجود چنین سابقهای از پیشبینیهای غلط، آنها همچنان توجه گسترده رسانهها را جلب میکنند، کتابهای پرفروش مینویسند و بر مباحث سیاستگذاری اثر میگذارند؟
در اینجا، اقتصاددان کمتر شناختهشده کنث بولدینگ سرنخی به ما میدهد. او در مقالهٔ سال ۱۹۶۲ خود با عنوان «تخصیص غلط منابع فکری» اشاره کرد که برخلاف بازار سرمایه، «بازار ایدهها» فاقد یک سازوکار بازخورد شفاف است. همانطور که او مشاهده کرد، در حوزهٔ منابع فکری «هیچ معیار سادهای، مانند آنچه در سرمایهٔ مالی داریم، به شکل نرخ بازده روشن وجود ندارد».
ایدههای بد میتوانند به میلیونها نفر آسیب بزنند، و با این حال همچنان مورد ستایش قرار گیرند.
مصرفکنندگان میتوانند پس از یک وعده، یک رستوران بد را ترک کنند؛ اما رأیدهندگان بهراحتی نمیتوانند ایدههای زیانآور را به پیامدهای واقعی پیوند دهند.
بیایید منصف باشیم، پیشبینی کار دشواری است، بهویژه در حوزهای که با «اتمهایی دارای احساسات» سر و کار دارد. اما باید از دو افراط پرهیز کنیم: رد هرگونه نظریهٔ جهان شمول از سوی مکتب تاریخی آلمان از یک طرف، و «تظاهر به دانایی» تکنوکراتیک از طرف دیگر. باور به اینکه میتوانیم نتایج کمی دقیق را پیشبینی کنیم، باوری اشتباه است. اقتصاد ابزاری قدرتمند است، همانطور که میلی و تاچر هر دو نشان دادند، اما قدرت آن در این است که مردم آزاد انتخابهای خود را انجام دهند، آزمایش کنند و راههای بهتری برای انجام امور کشف کنند، نه در این که کارشناسان برنامه و هدفهای بزرگ برای جامعه ترسیم کنند.
مقاله کامل:
https://capx.co/why-are-leftleaning-economists-always-wrong
©️ منبع: کانال مانی بشرزاد
◽️@utfinance◽️
همیشه غلط!
چرا اقتصاددانهای چپگرا از زمان تاچر تا میلی همیشه در اشتباه بودند؟
👤 مانی بشرزاد
اولین مقاله به عنوان ستون نویس هفتگی Capx
۳۶۴ اقتصاددان درباره اصلاحات تاچر هشدار دادند و ۱۰۰ اقتصاددان علیه شوک درمانی میلی نامه نوشتند، اما امروز نیل فرگوسن آرژانتین را معجزه دست ساز بشر نامیده است.
تنها از یک سال پس از آنکه اقتصاددانان نسبت به اصلاحات میلی هشدار دادند، آرژانتین برای نخستین بار در ۱۲۳ سال گذشته کسری بودجه خود را از بین برد، تورم را از ۲۱۱ درصد به ۴۳ درصد کاهش داد، ۱.۷ میلیون کودک را از فقر خارج کرد و رشد سالانه ۸ درصدی را تجربه کرد.
چرا این اقتصاددانان همیشه در سمت غلط هستند؟
ساعتی که خراب است، روزی دو بار زمان را درست نشان میدهد. اما ساعتی که پنج دقیقه جلو باشد، هیچوقت درست نیست. این اقتصاددانان شبیه دسته دوماند، و دلیلش بدشانسی نیست بلکه نظریهی غلط است.
آنها فکر میکنند بازار فقط تحت پیشفرضهای غیرواقعبینانهٔ نئوکلاسیک مثل اطلاعات کامل و رقابت کامل کار میکند. اما این هرگز دلیل دفاع فریدریش هایک از بازارها نبود. او «رقابت کامل» را بهعنوان توصیفی از دنیای واقعی نقد میکرد.
استدلال او برای بازار بر فرآیند کشف آن استوار بود: در زندگی واقعی، انسانها اطلاعات کامل ندارند و بازارها کاملاً کارا و رقابتی نیستند، اما فرآیند کشف از طریق آزمون و خطای کارآفرینانه ما را بهمرور به کارایی نزدیکتر میکند. کارآفرینان به دنبال سود میروند و زندگی دیگران را بهتر میکنند، نه چون فرشتهاند، بلکه چون بازارها به کسانی پاداش میدهند که ناکارآمدیها را پیدا و اصلاح کنند.
پس چرا با وجود چنین سابقهای از پیشبینیهای غلط، آنها همچنان توجه گسترده رسانهها را جلب میکنند، کتابهای پرفروش مینویسند و بر مباحث سیاستگذاری اثر میگذارند؟
در اینجا، اقتصاددان کمتر شناختهشده کنث بولدینگ سرنخی به ما میدهد. او در مقالهٔ سال ۱۹۶۲ خود با عنوان «تخصیص غلط منابع فکری» اشاره کرد که برخلاف بازار سرمایه، «بازار ایدهها» فاقد یک سازوکار بازخورد شفاف است. همانطور که او مشاهده کرد، در حوزهٔ منابع فکری «هیچ معیار سادهای، مانند آنچه در سرمایهٔ مالی داریم، به شکل نرخ بازده روشن وجود ندارد».
ایدههای بد میتوانند به میلیونها نفر آسیب بزنند، و با این حال همچنان مورد ستایش قرار گیرند.
مصرفکنندگان میتوانند پس از یک وعده، یک رستوران بد را ترک کنند؛ اما رأیدهندگان بهراحتی نمیتوانند ایدههای زیانآور را به پیامدهای واقعی پیوند دهند.
بیایید منصف باشیم، پیشبینی کار دشواری است، بهویژه در حوزهای که با «اتمهایی دارای احساسات» سر و کار دارد. اما باید از دو افراط پرهیز کنیم: رد هرگونه نظریهٔ جهان شمول از سوی مکتب تاریخی آلمان از یک طرف، و «تظاهر به دانایی» تکنوکراتیک از طرف دیگر. باور به اینکه میتوانیم نتایج کمی دقیق را پیشبینی کنیم، باوری اشتباه است. اقتصاد ابزاری قدرتمند است، همانطور که میلی و تاچر هر دو نشان دادند، اما قدرت آن در این است که مردم آزاد انتخابهای خود را انجام دهند، آزمایش کنند و راههای بهتری برای انجام امور کشف کنند، نه در این که کارشناسان برنامه و هدفهای بزرگ برای جامعه ترسیم کنند.
مقاله کامل:
https://capx.co/why-are-leftleaning-economists-always-wrong
©️ منبع: کانال مانی بشرزاد
◽️@utfinance◽️
CapX
Why do we listen to economists who are always wrong?
The belief that we can predict precise quantitative outcomes is a mistaken one
👍15👏3❤2👎2
Forwarded from مرتضی کاظمی
مدرسه گلاسر
آموزش، انتخاب یا اجبار؟
بازخوانی نظراتِ ویلیام گلاسر
در بحثهای پیشین درباره «آموزش و آزادی» عرض کردم مسئله اصلی، نه فقط کیفیت کتابها و روش تدریس، بلکه ساختار نهادی آموزش و توجه به این پرسش است که:
آیا دانشآموز و خانواده حق انتخاب دارند، یا همه باید زیر یک الگو و برنامه واحد قرار گیرند؟
این پرسش، در نگاه ویلیام گلاسر – روانشناس و نظریهپرداز آمریکایی – جایگاهی محوری دارد. ویلیام گلاسر در کتاب تئوری انتخاب و همچنین کتاب مدرسه بدون شکست بر این باور بود: یادگیری زمانی مؤثر است که دانشآموز احساس کند خودش مسیر یادگیری را انتخاب میکند.
مدرسه ویلیام گلاسر
گلاسر تنها به نوشتن نظریه اکتفا نکرد. او در دهه ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی، ایدههایش را در مدارس مختلف آمریکا آزمایش کرد. یکی از نمونههای شاخص، مدرسهای بود که بر اساس «نظریه انتخاب» اداره میشد. در این مدرسه:
- دانشآموزان در انتخاب دروس و پروژهها آزادی داشتند.
- ارزشیابی بیشتر بر مبنای پیشرفت فردی بود تا مقایسه با دیگران.
- معلمان نقش راهنما و تسهیلکننده داشتند، نه ناظر و بازجو.
- انضباط جایگزین تنبیه شد؛ یعنی رفتارهای نامطلوب با گفتوگو و یافتن راهحل اصلاح میشد، نه با اجبار و ترس.
گلاسر معتقد بود اجبار و انحصار در آموزش، انگیزه را از بین میبرد و منجر به یادگیری سطحی میشود. در مقابل، انتخاب و رقابت باعث میشود دانشآموزان مسئولیت یادگیری را بپذیرند و ارتباط عمیقتری با محتوای آموزشی برقرار کنند. این دیدگاه تأکید میکند احساس مالکیت بر فرآیند یادگیری
Ownership of Learning
یکی از کلیدهای موفقیت تحصیلی است. به بیان سادهتر، وقتی فرد بداند که میتواند مسیر، روش و حتی بخشی از محتوای یادگیریاش را انتخاب کند، مسئولیت یادگیری را شخصاً بر عهده میگیرد. در مقابل، نظام آموزشی که بر پایه اجبار و انحصار طراحی شده، ناخودآگاه پیام میدهد که یادگیری وظیفه دانشآموز نیست، بلکه تکلیفی است که «دیگران» یعنی معلم، مدرسه و دولت به دانشآموز یا دانشجو تحمیل میکنند.
تجربه کشورها
در برخی کشورها، آزادی انتخاب دانشآموزان بخشی جداییناپذیر از نظام آموزشی است. برای مثال:
آمریکا: در بسیاری از ایالتها، پس از گذراندن هسته دروس اجباری، دانشآموزان میتوانند میان دهها واحد اختیاری در حوزههای هنر، علوم، فناوری، کارآفرینی یا مطالعات اجتماعی انتخاب کنند. مدارس «چارتر» و «مگنت» نیز مسیرهای تخصصی متنوعی ارائه میدهند.
فنلاند: برنامه درسی ملی چارچوب کلی را تعیین میکند، اما مدارس و حتی معلمان اختیار بالایی برای طراحی دروس انتخابی دارند.
کانادا، نیوزیلند و استرالیا: دانشآموزان از مقاطع راهنمایی و دبیرستان میتوانند مسیرهای متفاوت آموزشی را بر اساس علاقه و هدف شغلی خود انتخاب کنند.
هلند: آزادی انتخاب مدرسه و مسیر تحصیلی یکی از بالاترین سطوح در اروپا را دارد و حتی امکان ترکیب واحدها از رشتههای مختلف وجود دارد.
شاخصها و سنجش بینالمللی
هرچند من شاخص مستقلی نمیشناسم که دقیقاً «آزادی برای انتخاب محتوای آموزشی توسط دانشآموز» را سنجش کند با این حال چند شاخص و ابزار بینالمللی هستند که بخشهایی از این موضوع را بهطور غیرمستقیم میسنجند:
1. OECD – Index of School Autonomy & Student Voice
در پروژههای PISA، OECD چند شاخص فرعی دارد که «میزان اختیار دانشآموز در انتخاب دروس و فعالیتهای یادگیری» و «میزان اختیار مدرسه در طراحی برنامه درسی» را بررسی میکند.
2. UNESCO – Global Education Monitoring (GEM) Indicators
در بخش «Curriculum Flexibility» به میزان انعطاف برنامه درسی ملی و امکان انتخاب توسط دانشآموز اشاره میشود.
3. Education Policy Outlook (OECD)
شاخصهای مرتبط با «School Choice» و «Curricular Choice» دارد و نشان میدهد در هر کشور چه میزان از دروس، اجباری و چه میزان اختیاری هستند.
4. School Choice & Competition Index (Brookings)
هرچند تمرکز این شاخص بر آمریکا و آزادی انتخاب مدرسه است، ولی برخی معیارهای آن به تنوع و آزادی انتخاب دروس هم اشاره دارد.
5. Education Freedom Index
در بعضی کشورها (مانند آمریکا) این شاخص در سطح ایالتها منتشر میشود و بخشی از آن مربوط به آزادی انتخاب مسیر آموزشی توسط دانشآموز است.
تجربه کشورهایی که انتخاب و آزادی را در قلب نظام آموزشی خود قرار دادهاند و یافتههای نظریهپردازانی مانند ویلیام گلاسر نشان میدهد که آزادی انتخاب و رقابت سالم نهتنها کیفیت یادگیری را افزایش میدهد، بلکه آموزش را به تجربهای انسانیتر و انگیزهبخشتر تبدیل میکند.
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
🔗 https://t.me/mortezakazemii
آموزش، انتخاب یا اجبار؟
بازخوانی نظراتِ ویلیام گلاسر
در بحثهای پیشین درباره «آموزش و آزادی» عرض کردم مسئله اصلی، نه فقط کیفیت کتابها و روش تدریس، بلکه ساختار نهادی آموزش و توجه به این پرسش است که:
آیا دانشآموز و خانواده حق انتخاب دارند، یا همه باید زیر یک الگو و برنامه واحد قرار گیرند؟
این پرسش، در نگاه ویلیام گلاسر – روانشناس و نظریهپرداز آمریکایی – جایگاهی محوری دارد. ویلیام گلاسر در کتاب تئوری انتخاب و همچنین کتاب مدرسه بدون شکست بر این باور بود: یادگیری زمانی مؤثر است که دانشآموز احساس کند خودش مسیر یادگیری را انتخاب میکند.
مدرسه ویلیام گلاسر
گلاسر تنها به نوشتن نظریه اکتفا نکرد. او در دهه ۱۹۶۰ و ۷۰ میلادی، ایدههایش را در مدارس مختلف آمریکا آزمایش کرد. یکی از نمونههای شاخص، مدرسهای بود که بر اساس «نظریه انتخاب» اداره میشد. در این مدرسه:
- دانشآموزان در انتخاب دروس و پروژهها آزادی داشتند.
- ارزشیابی بیشتر بر مبنای پیشرفت فردی بود تا مقایسه با دیگران.
- معلمان نقش راهنما و تسهیلکننده داشتند، نه ناظر و بازجو.
- انضباط جایگزین تنبیه شد؛ یعنی رفتارهای نامطلوب با گفتوگو و یافتن راهحل اصلاح میشد، نه با اجبار و ترس.
گلاسر معتقد بود اجبار و انحصار در آموزش، انگیزه را از بین میبرد و منجر به یادگیری سطحی میشود. در مقابل، انتخاب و رقابت باعث میشود دانشآموزان مسئولیت یادگیری را بپذیرند و ارتباط عمیقتری با محتوای آموزشی برقرار کنند. این دیدگاه تأکید میکند احساس مالکیت بر فرآیند یادگیری
Ownership of Learning
یکی از کلیدهای موفقیت تحصیلی است. به بیان سادهتر، وقتی فرد بداند که میتواند مسیر، روش و حتی بخشی از محتوای یادگیریاش را انتخاب کند، مسئولیت یادگیری را شخصاً بر عهده میگیرد. در مقابل، نظام آموزشی که بر پایه اجبار و انحصار طراحی شده، ناخودآگاه پیام میدهد که یادگیری وظیفه دانشآموز نیست، بلکه تکلیفی است که «دیگران» یعنی معلم، مدرسه و دولت به دانشآموز یا دانشجو تحمیل میکنند.
تجربه کشورها
در برخی کشورها، آزادی انتخاب دانشآموزان بخشی جداییناپذیر از نظام آموزشی است. برای مثال:
آمریکا: در بسیاری از ایالتها، پس از گذراندن هسته دروس اجباری، دانشآموزان میتوانند میان دهها واحد اختیاری در حوزههای هنر، علوم، فناوری، کارآفرینی یا مطالعات اجتماعی انتخاب کنند. مدارس «چارتر» و «مگنت» نیز مسیرهای تخصصی متنوعی ارائه میدهند.
فنلاند: برنامه درسی ملی چارچوب کلی را تعیین میکند، اما مدارس و حتی معلمان اختیار بالایی برای طراحی دروس انتخابی دارند.
کانادا، نیوزیلند و استرالیا: دانشآموزان از مقاطع راهنمایی و دبیرستان میتوانند مسیرهای متفاوت آموزشی را بر اساس علاقه و هدف شغلی خود انتخاب کنند.
هلند: آزادی انتخاب مدرسه و مسیر تحصیلی یکی از بالاترین سطوح در اروپا را دارد و حتی امکان ترکیب واحدها از رشتههای مختلف وجود دارد.
شاخصها و سنجش بینالمللی
هرچند من شاخص مستقلی نمیشناسم که دقیقاً «آزادی برای انتخاب محتوای آموزشی توسط دانشآموز» را سنجش کند با این حال چند شاخص و ابزار بینالمللی هستند که بخشهایی از این موضوع را بهطور غیرمستقیم میسنجند:
1. OECD – Index of School Autonomy & Student Voice
در پروژههای PISA، OECD چند شاخص فرعی دارد که «میزان اختیار دانشآموز در انتخاب دروس و فعالیتهای یادگیری» و «میزان اختیار مدرسه در طراحی برنامه درسی» را بررسی میکند.
2. UNESCO – Global Education Monitoring (GEM) Indicators
در بخش «Curriculum Flexibility» به میزان انعطاف برنامه درسی ملی و امکان انتخاب توسط دانشآموز اشاره میشود.
3. Education Policy Outlook (OECD)
شاخصهای مرتبط با «School Choice» و «Curricular Choice» دارد و نشان میدهد در هر کشور چه میزان از دروس، اجباری و چه میزان اختیاری هستند.
4. School Choice & Competition Index (Brookings)
هرچند تمرکز این شاخص بر آمریکا و آزادی انتخاب مدرسه است، ولی برخی معیارهای آن به تنوع و آزادی انتخاب دروس هم اشاره دارد.
5. Education Freedom Index
در بعضی کشورها (مانند آمریکا) این شاخص در سطح ایالتها منتشر میشود و بخشی از آن مربوط به آزادی انتخاب مسیر آموزشی توسط دانشآموز است.
تجربه کشورهایی که انتخاب و آزادی را در قلب نظام آموزشی خود قرار دادهاند و یافتههای نظریهپردازانی مانند ویلیام گلاسر نشان میدهد که آزادی انتخاب و رقابت سالم نهتنها کیفیت یادگیری را افزایش میدهد، بلکه آموزش را به تجربهای انسانیتر و انگیزهبخشتر تبدیل میکند.
✍️ مرتضی کاظمی
🗓 ۲۱ مرداد ۱۴۰۴
🔗 https://t.me/mortezakazemii
❤3👍1
📄 حذف چهار صفر از پول ملی
👤 محمد طبیبیان
مجدداً این ایده مطرح شده که چهار صفر از پول ملی حذف شود.
چند سال پیش هم مطرح شد و نظرات مختلفی در این مورد بیان گردید. شاید خلاصه ترین توضیح گویا از کامنت آقای دکتر ناظران در آن زمان را بتوان تکرار کرد:
علاوه بر نکته فوق حذف چهار صفر از پول ملی یک دوران بلا تکلیفی و سر در گمی را به همراه خواهد داشت که در شرایط موجود «قوز بالای قوز» خواهد بود.
موارد کشورهایی که چنین اقدامات را انجام دادهاند و موفق بودهاند آنانی هستند که این کار را در چارچوب یک برنامه جامع اصلاح ساختاری پایدار به ثمر رساندهاند.
شامل اصلاح ساختار بودجه و متعادل کردن و قطع وابستگی آن به ایجاد نقدینگی، رفع مشکلات و عدم تعادلهای سیستم پولی و بانکی و رفع ناترازیهای اقتصاد واقعی.
چون این برنامه تا آخر زمان در دستور کار نیست بهتر است از ایجاد آشفتگی جدید خود داری شود خصوصاً این که میگویند قرار است این کار پنج سال به طول انجامد تضمینی برای آشوب اقتصادی ادامهدار است.
◽️@utfinance◽️
👤 محمد طبیبیان
مجدداً این ایده مطرح شده که چهار صفر از پول ملی حذف شود.
چند سال پیش هم مطرح شد و نظرات مختلفی در این مورد بیان گردید. شاید خلاصه ترین توضیح گویا از کامنت آقای دکتر ناظران در آن زمان را بتوان تکرار کرد:
«افزایش نقدینگی هر ده سال ده برابر» یعنی هر چهل سال چهار تا صفر اضافه میشه.
پاک کردن اثر چهار دهه رشد نقدینگی از روی اسکناسها اشکالی نداره. ولی حذف چهار صفر صرفا یک اتفاق حسابداریه و تبعات اقتصادی واقعی نداره، کما اینکه اگه اتاقی رو بجای متر با کیلومتر اندازه بگیریم، اتاق کوچیک نمیشه.
اگه غرورمون رو کنار نگذاریم و بانکداری مدرن رو یاد نگیریم، چهار دهه دیگه باز چهار تا صفر جدید اومده جلو قیمتها.»
علاوه بر نکته فوق حذف چهار صفر از پول ملی یک دوران بلا تکلیفی و سر در گمی را به همراه خواهد داشت که در شرایط موجود «قوز بالای قوز» خواهد بود.
موارد کشورهایی که چنین اقدامات را انجام دادهاند و موفق بودهاند آنانی هستند که این کار را در چارچوب یک برنامه جامع اصلاح ساختاری پایدار به ثمر رساندهاند.
شامل اصلاح ساختار بودجه و متعادل کردن و قطع وابستگی آن به ایجاد نقدینگی، رفع مشکلات و عدم تعادلهای سیستم پولی و بانکی و رفع ناترازیهای اقتصاد واقعی.
چون این برنامه تا آخر زمان در دستور کار نیست بهتر است از ایجاد آشفتگی جدید خود داری شود خصوصاً این که میگویند قرار است این کار پنج سال به طول انجامد تضمینی برای آشوب اقتصادی ادامهدار است.
◽️@utfinance◽️
❤3👏3