❤6👍1🔥1👌1
👎5
❤8👍1👌1
📄 مقاله
مارکسیسم فرهنگی و سیاست هویت؛ دستگاهی برای تجزیه هویت ملی
اصطلاح «مارکسیسم فرهنگی» معمولاً به ایدههایی اشاره دارد که ریشه در سنت مارکسیستی دارد، اما بهجای تمرکز مستقیم بر اقتصاد و تولید، حوزه فرهنگ را بهعنوان میدان اصلی نبرد ایدئولوژیک در نظر میگیرد. این نگرش که عمدتاً از میراث نظری مارکس، گرامشی و مکتب فرانکفورت تغذیه میکند، مدعی است که فرهنگ نه یک پدیده خنثی، بلکه میدان بازتولید سلطه است و باید آن را بهمثابه ابزار کنترل طبقاتی و ایدئولوژیک تحلیل کرد.
منتقدان مارکسیسم فرهنگی، این نحوه از تحلیل فرهنگی را نهتنها نادرست، بلکه بالقوه خطرناک میدانند. آنها بر این باورند که نگاه مارکسیستی به فرهنگ، بهجای روشن کردن حقیقت، آن را در اسارت ایدئولوژی گرفتار میکند و با توسل به تبیینهای کلگرایانه و جزماندیشانه، راه هرگونه گفتوگوی آزاد و عقلانی را مسدود میسازد.
نقد مارکسیسم فرهنگی، تنها نقدی بر یک مکتب فکری خاص نیست؛ بلکه دفاعی است از سنتی گستردهتر در اندیشه سیاسی مدرن که بر پایه عقلانیت، فردیت، رواداری و گفتوگوی آزاد استوار است. جامعه جهانی از پس تجربههای قرن بیستم میداند که ایدئولوژیها اگر بر پایه جزماندیشی بنا شوند، میتوانند به ابزار سلطه و سرکوب بدل شوند.
مارکسیسم فرهنگی، با وجود ادعای عدالتخواهانهاش، در صورتی که بهنحو افراطی و ایدئولوژیک دنبال شود، به جای رفع ستم، سازوکار جدیدی از ستم را بنا مینهد: ستم به نام فرهنگ، حذف به نام عدالت، و سانسور به نام رهایی.
سیاست هویت، به جای تأکید بر مفهوم «شهروند» و «حقوق شهروندی» افراد، بر مفاهیمی مثل «اقلیت» تأکید میکند. این تأکید بر «اقلیت»ها موجب شکافهای هویتی در جوامع میشود. تبدیل سیاست هویت -از رهگذر مارکسیسم فرهنگی - به دستگاهی برای تحلیل سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بیراههای است که وحدت ملی را تضعیف میکند، هویت ملی را تجزیه میکند و موجب افزایش شکافهای هویتی -دینی، قومی و زبانی- میشود.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
مارکسیسم فرهنگی و سیاست هویت؛ دستگاهی برای تجزیه هویت ملی
اصطلاح «مارکسیسم فرهنگی» معمولاً به ایدههایی اشاره دارد که ریشه در سنت مارکسیستی دارد، اما بهجای تمرکز مستقیم بر اقتصاد و تولید، حوزه فرهنگ را بهعنوان میدان اصلی نبرد ایدئولوژیک در نظر میگیرد. این نگرش که عمدتاً از میراث نظری مارکس، گرامشی و مکتب فرانکفورت تغذیه میکند، مدعی است که فرهنگ نه یک پدیده خنثی، بلکه میدان بازتولید سلطه است و باید آن را بهمثابه ابزار کنترل طبقاتی و ایدئولوژیک تحلیل کرد.
منتقدان مارکسیسم فرهنگی، این نحوه از تحلیل فرهنگی را نهتنها نادرست، بلکه بالقوه خطرناک میدانند. آنها بر این باورند که نگاه مارکسیستی به فرهنگ، بهجای روشن کردن حقیقت، آن را در اسارت ایدئولوژی گرفتار میکند و با توسل به تبیینهای کلگرایانه و جزماندیشانه، راه هرگونه گفتوگوی آزاد و عقلانی را مسدود میسازد.
نقد مارکسیسم فرهنگی، تنها نقدی بر یک مکتب فکری خاص نیست؛ بلکه دفاعی است از سنتی گستردهتر در اندیشه سیاسی مدرن که بر پایه عقلانیت، فردیت، رواداری و گفتوگوی آزاد استوار است. جامعه جهانی از پس تجربههای قرن بیستم میداند که ایدئولوژیها اگر بر پایه جزماندیشی بنا شوند، میتوانند به ابزار سلطه و سرکوب بدل شوند.
مارکسیسم فرهنگی، با وجود ادعای عدالتخواهانهاش، در صورتی که بهنحو افراطی و ایدئولوژیک دنبال شود، به جای رفع ستم، سازوکار جدیدی از ستم را بنا مینهد: ستم به نام فرهنگ، حذف به نام عدالت، و سانسور به نام رهایی.
سیاست هویت، به جای تأکید بر مفهوم «شهروند» و «حقوق شهروندی» افراد، بر مفاهیمی مثل «اقلیت» تأکید میکند. این تأکید بر «اقلیت»ها موجب شکافهای هویتی در جوامع میشود. تبدیل سیاست هویت -از رهگذر مارکسیسم فرهنگی - به دستگاهی برای تحلیل سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی بیراههای است که وحدت ملی را تضعیف میکند، هویت ملی را تجزیه میکند و موجب افزایش شکافهای هویتی -دینی، قومی و زبانی- میشود.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اکوایران
مارکسیسم فرهنگی و سیاست هویت؛ دستگاهی برای تجزیه هویت ملی
سیاست هویت، به جای تأکید بر مفهوم «شهروند» و «حقوق شهروندی» افراد، بر مفاهیمی مثل «اقلیت» تأکید میکند. این تأکید بر «اقلیت»ها موجب شکافهای هویتی در جوامع میشود. تبدیل سیاست هویت -از رهگذر مارکسیسم فرهنگی - به دستگاهی برای تحلیل سیاسی، اقتصادی یا فرهنگی…
❤7👎2
◽️ توئیت روز
👤 دکتر علی دادپی، اقتصاددان:
«#سریال_تاسیان تمام شد. یک تلاش شجاعانه برای به ترسیم کشیدن دنیایی که بازیهای سیاست آنرا نابود کرد. وقتی که کارگران بر سر #جمشید_نجات میریزند تنم لرزید. یاد همه آن مصادرهها افتادم، خانوادههایی که از خانههایشان بیرون انداخته شدند چون یک روز موفقتر از بقیه بودند. فکرش را بکنید چند تا از برجهای تهران را در خانه یکی مثل آقای نجات ساختهاند؟ جایی که رویاها و آرزوهایش در حیاط خانه زیر بالکون جلوی چشمش مرد؟ انقلاب نشد که عدالت برقرار شود. انقلاب شد چون وقت غارت بود. و هنوز سفره غارت پهن.»
◽️@utfinance◽️
👤 دکتر علی دادپی، اقتصاددان:
«#سریال_تاسیان تمام شد. یک تلاش شجاعانه برای به ترسیم کشیدن دنیایی که بازیهای سیاست آنرا نابود کرد. وقتی که کارگران بر سر #جمشید_نجات میریزند تنم لرزید. یاد همه آن مصادرهها افتادم، خانوادههایی که از خانههایشان بیرون انداخته شدند چون یک روز موفقتر از بقیه بودند. فکرش را بکنید چند تا از برجهای تهران را در خانه یکی مثل آقای نجات ساختهاند؟ جایی که رویاها و آرزوهایش در حیاط خانه زیر بالکون جلوی چشمش مرد؟ انقلاب نشد که عدالت برقرار شود. انقلاب شد چون وقت غارت بود. و هنوز سفره غارت پهن.»
◽️@utfinance◽️
👍26❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 گفتوگوی شبکه «CBS» با «دارا خسروشاهی»، مدیرعامل «اوبر» و مادرش «لیلی خسروشاهی»
خانواده خسروشاهی یکی از کارآفرینان برجسته ایرانی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بودند. «اصغر خسروشاهی»، شرکت «سرمایهگذاری البرز» و چندین مجموعه از جمله «تولیپرس» و «تولید دارو» را بنیان گذاشت.
لیلی خسروشاهی در بخشی از این گفتوگو میگوید: «همهچیز در یک روز اتفاق افتاد، ما مجبور شدیم ایران را ترک کنیم.»
او خطاب به فرزندش دارا میگوید: «در شش سالی که پدرت نبود، حتی اسمش را نمیآوردی، ولی وقتی گفتم آزاد شده یکهو زیر گریه زدی، انگار یاد گرفته بودی احساست را پنهان کنی.»
◽️@utfinance◽️
خانواده خسروشاهی یکی از کارآفرینان برجسته ایرانی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بودند. «اصغر خسروشاهی»، شرکت «سرمایهگذاری البرز» و چندین مجموعه از جمله «تولیپرس» و «تولید دارو» را بنیان گذاشت.
لیلی خسروشاهی در بخشی از این گفتوگو میگوید: «همهچیز در یک روز اتفاق افتاد، ما مجبور شدیم ایران را ترک کنیم.»
او خطاب به فرزندش دارا میگوید: «در شش سالی که پدرت نبود، حتی اسمش را نمیآوردی، ولی وقتی گفتم آزاد شده یکهو زیر گریه زدی، انگار یاد گرفته بودی احساست را پنهان کنی.»
◽️@utfinance◽️
❤22😢2