📄 یادداشت
۳۰ تیر؛ ظهور مصدق در قامت انقلابی
رخداد سیام تیر ۱۳۳۱، بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، غالباً با نگاهی جانبدارانه از سوی هواداران جبهه ملی و شخص دکتر محمد مصدق روایت شده است. اما برای بازشناسی واقعبینانه این واقعه، باید آن را در متن ساختار حقوقی کشور، حدود اختیارات قانونی پادشاه مصرح در قانون اساسی مشروطه و انگیزههای واقعی نیروهای دخیل تحلیل کرد. اگر منطقی و منصفانه نگاه کنیم، رخداد سیام تیر بیش از آنکه تجلی اراده مردم باشد، جلوهای از بیانضباطی سیاسی، شورش کور و عدول از سازوکارهای قانونی بود.
مصدق، قدرتطلبِ شورشی
در بهار ۱۳۳۰، مجلس شورای ملی، محمد مصدق را بهعنوان نخستوزیر انتخاب کرد. مصدق در آغاز کار، بهویژه با تکیه بر شعار ملیشدن صنعت نفت، مورد حمایت افکار عمومی قرار گرفت. با این حال، ماهیت واقعی سیاستورزی او، بهتدریج خود را در قالب تمرکز بیسابقه قدرت در دستان نخستوزیر، تضعیف نهاد سلطنت و سوءظن به دربار نشان داد.
در تیر ماه سال ۱۳۳۱، مصدق تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ و کنترل مستقیم ارتش را مطرح کرد؛ درخواستی که از منظر قانون اساسی مشروطه و تعادل قوا میان ارکان حکومت کاملاً ناموجه بود. محمدرضاشاه، مطابق با اختیارات قانونی خود و از بیم آنکه ارتش، ابزار یک جناح خاص قرار گیرد، از پذیرش این خواسته سر باز زد.
استعفای تاکتیکی و تحریک خیابان
محمد مصدق پس از رد پیشنهادش، استعفا داد. شاه، طبق اختیارات قانونی، استعفای نخستوزیر را پذیرفت و احمد قوام را مأمور تشکیل کابینه کرد. قوام، چهرهای مجرب، اهل سیاست و مرد دورانهای بحرانی بود. او در بیانیهی معروف خود هشدار داد: «اکنون وقت آن رسیده که دستجات سیاسی، میدان را به دولت قانونی بدهند.» این موضع، هرچند قاطعانه، اما در چارچوب نظم حقوقی کشور بود.
در واکنش، جبهه ملی و متحدان چپگرای آن، بهویژه حزب توده، با تحریک مردم، سازماندهی تظاهرات خیابانی و تهییج احساسات، سعی در القای این تصور داشتند که تنها راه مشروعیت، کف خیابان است نه سازوکار پارلمانی. ۳۰ تیر، نتیجهی همین بسیج احساسات بود. تظاهراتی در تهران و چند شهر دیگر رخ داد، نیروهای انتظامی و ارتش درگیر ماجرا شدند و کشور در آستانه هرج و مرج قرار گرفت.
تسلیم شاه در برابر معترضان
محمدرضاشاه، برای پایان دادن به درگیریها و پرهیز از خونریزی بیشتر، در نهایت به خواستهی معترضان تن داد و مصدق را به قدرت بازگرداند. اما این بازگشت، نه بر اساس رأی مجلس، که تحت فشار اعتراضات خیابانی بود.
رخداد ۳۰ تیر، یک پیروزی برای مصدق و حامیانش بود و بسیاری برای دفاع از مصدق جان دادند. محمدرضاشاه بعدها در خاطرات خود با تلخی از این روز یاد میکند و مینویسد: «اگر آن روز ایستادگی کرده بودم، شاید کشور هرگز به ورطهی بیثباتی و هرج و مرجهای سالهای بعد نمیافتاد.»
از نکات مهم اما مغفول در تحلیلهای رایج این است که جبهه ملی، هرچند خود را وفادار به مشروطه میدانست، اما عملاً دست در دست نیروهای چپ گذاشته بود. حزب توده، با نفوذ در بدنهی تظاهرات و نشر شعارهایی با گرایشهای آشکارا کمونیستی، از ۳۰ تیر بهرهبرداری کرد تا اقتدار شاه را تضعیف و شرایط را برای نفوذ بلوک شرق فراهم کند.
۳۰ تیر ۱۳۳۱، اگرچه از سوی تاریخ نگاران بسیاری «قیام ملت» نامیده شده، اما در حقیقت گامی به سوی سیاست خیابانی و عبور از چارچوب قانون اساسی مشروطه بود. حمایت بیقید و شرط چهرهها و گروههای سیاسی بانفوذ -جبهه ملی، آیتالله کاشانی و حزب توده- از محمد مصدق در نهایت کشور را به سوی بحرانهای سالهای بعد سوق داد؛ بحرانی که سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با پایان کار مصدق و بازگشت نظم، بهطور موقت مهار شد.
◽️@utfinance◽️
۳۰ تیر؛ ظهور مصدق در قامت انقلابی
رخداد سیام تیر ۱۳۳۱، بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، غالباً با نگاهی جانبدارانه از سوی هواداران جبهه ملی و شخص دکتر محمد مصدق روایت شده است. اما برای بازشناسی واقعبینانه این واقعه، باید آن را در متن ساختار حقوقی کشور، حدود اختیارات قانونی پادشاه مصرح در قانون اساسی مشروطه و انگیزههای واقعی نیروهای دخیل تحلیل کرد. اگر منطقی و منصفانه نگاه کنیم، رخداد سیام تیر بیش از آنکه تجلی اراده مردم باشد، جلوهای از بیانضباطی سیاسی، شورش کور و عدول از سازوکارهای قانونی بود.
مصدق، قدرتطلبِ شورشی
در بهار ۱۳۳۰، مجلس شورای ملی، محمد مصدق را بهعنوان نخستوزیر انتخاب کرد. مصدق در آغاز کار، بهویژه با تکیه بر شعار ملیشدن صنعت نفت، مورد حمایت افکار عمومی قرار گرفت. با این حال، ماهیت واقعی سیاستورزی او، بهتدریج خود را در قالب تمرکز بیسابقه قدرت در دستان نخستوزیر، تضعیف نهاد سلطنت و سوءظن به دربار نشان داد.
در تیر ماه سال ۱۳۳۱، مصدق تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ و کنترل مستقیم ارتش را مطرح کرد؛ درخواستی که از منظر قانون اساسی مشروطه و تعادل قوا میان ارکان حکومت کاملاً ناموجه بود. محمدرضاشاه، مطابق با اختیارات قانونی خود و از بیم آنکه ارتش، ابزار یک جناح خاص قرار گیرد، از پذیرش این خواسته سر باز زد.
استعفای تاکتیکی و تحریک خیابان
محمد مصدق پس از رد پیشنهادش، استعفا داد. شاه، طبق اختیارات قانونی، استعفای نخستوزیر را پذیرفت و احمد قوام را مأمور تشکیل کابینه کرد. قوام، چهرهای مجرب، اهل سیاست و مرد دورانهای بحرانی بود. او در بیانیهی معروف خود هشدار داد: «اکنون وقت آن رسیده که دستجات سیاسی، میدان را به دولت قانونی بدهند.» این موضع، هرچند قاطعانه، اما در چارچوب نظم حقوقی کشور بود.
در واکنش، جبهه ملی و متحدان چپگرای آن، بهویژه حزب توده، با تحریک مردم، سازماندهی تظاهرات خیابانی و تهییج احساسات، سعی در القای این تصور داشتند که تنها راه مشروعیت، کف خیابان است نه سازوکار پارلمانی. ۳۰ تیر، نتیجهی همین بسیج احساسات بود. تظاهراتی در تهران و چند شهر دیگر رخ داد، نیروهای انتظامی و ارتش درگیر ماجرا شدند و کشور در آستانه هرج و مرج قرار گرفت.
تسلیم شاه در برابر معترضان
محمدرضاشاه، برای پایان دادن به درگیریها و پرهیز از خونریزی بیشتر، در نهایت به خواستهی معترضان تن داد و مصدق را به قدرت بازگرداند. اما این بازگشت، نه بر اساس رأی مجلس، که تحت فشار اعتراضات خیابانی بود.
رخداد ۳۰ تیر، یک پیروزی برای مصدق و حامیانش بود و بسیاری برای دفاع از مصدق جان دادند. محمدرضاشاه بعدها در خاطرات خود با تلخی از این روز یاد میکند و مینویسد: «اگر آن روز ایستادگی کرده بودم، شاید کشور هرگز به ورطهی بیثباتی و هرج و مرجهای سالهای بعد نمیافتاد.»
از نکات مهم اما مغفول در تحلیلهای رایج این است که جبهه ملی، هرچند خود را وفادار به مشروطه میدانست، اما عملاً دست در دست نیروهای چپ گذاشته بود. حزب توده، با نفوذ در بدنهی تظاهرات و نشر شعارهایی با گرایشهای آشکارا کمونیستی، از ۳۰ تیر بهرهبرداری کرد تا اقتدار شاه را تضعیف و شرایط را برای نفوذ بلوک شرق فراهم کند.
۳۰ تیر ۱۳۳۱، اگرچه از سوی تاریخ نگاران بسیاری «قیام ملت» نامیده شده، اما در حقیقت گامی به سوی سیاست خیابانی و عبور از چارچوب قانون اساسی مشروطه بود. حمایت بیقید و شرط چهرهها و گروههای سیاسی بانفوذ -جبهه ملی، آیتالله کاشانی و حزب توده- از محمد مصدق در نهایت کشور را به سوی بحرانهای سالهای بعد سوق داد؛ بحرانی که سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با پایان کار مصدق و بازگشت نظم، بهطور موقت مهار شد.
◽️@utfinance◽️
👍16❤2👎2🔥2
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
شماره نخست مجله تاریخ اقتصاد به زودی منتشر میشود:
🔷 سالهای پاندمی: همهگیری مارکسیسم در تهران
🔹 همراه با گفتگویی منتشر نشده با ابوالحسن بنیصدر
🔹 چگونه دانشجوها شیفته "شبه علم" شدند؟
🔹 همراه با ضمیمه تحلیلی مالینگر: ذوب آهن اصفهان، چگونه دوباره زیانده شد؟
🔹مجله تحلیلی تاریخ اقتصاد دو زبان فارسی و انگلیسی و به چهار شکل: نسخه کاغذی (قطع جیبی)، نسخه الکترونیک (E Book)، نسخه صوتی (پادکست) و نسخه تصویری (ویدئو کست) در سکوهای انتشار گوناگون در ایران و سراسر جهان، در دسترس علاقهمندان به تاریخ اقتصاد خواهد بود.
@tarikh_eghtesaad1
🔷 سالهای پاندمی: همهگیری مارکسیسم در تهران
🔹 همراه با گفتگویی منتشر نشده با ابوالحسن بنیصدر
🔹 چگونه دانشجوها شیفته "شبه علم" شدند؟
🔹 همراه با ضمیمه تحلیلی مالینگر: ذوب آهن اصفهان، چگونه دوباره زیانده شد؟
🔹مجله تحلیلی تاریخ اقتصاد دو زبان فارسی و انگلیسی و به چهار شکل: نسخه کاغذی (قطع جیبی)، نسخه الکترونیک (E Book)، نسخه صوتی (پادکست) و نسخه تصویری (ویدئو کست) در سکوهای انتشار گوناگون در ایران و سراسر جهان، در دسترس علاقهمندان به تاریخ اقتصاد خواهد بود.
@tarikh_eghtesaad1
❤8👍3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 گوشت در دست گربه
محسن کدیور و قانون اساسی جدید با نظارت حسن روحانی! سیدمحمد خاتمی! میرحسین موسوی!
👤 محمدامیر قدوسی
👤 سیدعلیرضا صالحی
◽️@utfinance◽️
محسن کدیور و قانون اساسی جدید با نظارت حسن روحانی! سیدمحمد خاتمی! میرحسین موسوی!
👤 محمدامیر قدوسی
👤 سیدعلیرضا صالحی
◽️@utfinance◽️
👍9👎5🤬2
📄 یادداشت
یک پیشنهاد برای رفع ناترازی
👤 مهرپویا علا
از زمان کرونا به این طرف هر چند گاه یکبار به بهانههای مختلف ادارات دولتی تعطیل یا یک روز در میان میشوند.
اغلب این تعطیلیهای گاز و آب و برق و پنجشنبهها و... در عمل فقط شامل مستخدمین دولت میشود و بقیه چیزی به نام تعطیلی ندارند.
تعداد زیادی از کارگاهها و تولیدیها و مزارع به ظاهر خصوصی هم درواقع خصوصی نیستند چون به زور یارانۀ گاز و برق و آب یا بازار انحصاری ادامه میدهند. یعنی باید گاز را با قیمت ارزان تحویل اینها داد تا «تولید» کنند، یا برق و آب را با قیمت ارزان داد تا گندم بیکیفیت بکارند و پدر محیط زیست را در بیاورند.
از این رو من یک پیشنهاد برای حل مشکل ناترازی دارم: به کارمندان دولت و کلیۀ کارگاهها و کارخانجات و مزارع بهرهمند از یارانه کماکان پول و حقوق داده شود ولی از آنان خواهش شود که دیگر سر «کار» نیایند.
درب اغلب ادارات دولتی را ببندند. اینگونه هم این عزیزان حقوقشان را تمام و کمال دریافت میکنند، هم از میزان کاغذبازی و بروکراسی زاید و دستوپاگیر کاسته میشود و هم آب و برق کمتری مصرف میشود و مردم در فصل تابستان برق و در فصل زمستان گاز کم نمیآورند.
من چند وزارتخانه و نهاد را میتوانم نام ببرم که با بسته شدن دربشان اوضاع در حوزۀ فعالیت آنان قدری بهتر خواهد شد. حقوق کارمندان این نهادها را بدهید و از آن خواهش کنید که شما همان در خانه بنشینید و کیف کنید! نوش جانتان پارتی و روابط داشتید زرنگ بودید توانستید خود را در جایی در دولت جا بدهید یا از دولت مجوزهای لازم را برای «تولید» بگیرید و از انواع یارانهها برخوردار شوید. بنشینید و بخورید و کیف کنید. فقط لطف کنید و منت سر مردم بگذارید و سر کار نروید و تولید نکنید.
اگر حوصلهتان سر میرود این را به عنوان فداکاری تقبل کنید. میتوانید حتی منت بگذارید که ما سر کار نمیآییم و این آب و برق و گاز و هوای پاکتر و ترافیک کمتری که دارید صدقه سر همین لطف ما به شماست که حاضر شدیم سر کار نرویم و به همان پول گرفتن از دولت اکتفا کنیم.
برای آنکه این عزیزان دچار سرخوردگی نشوند میتوان یک قانون تصویب کرد که مطابق آن کسی حق ندارد به آنان حس ناکافی بودن بدهد یا اعتراض کند که دولت چرا باید به یک عده همینطور پول بدهد.
◽️@utfinance◽️
یک پیشنهاد برای رفع ناترازی
👤 مهرپویا علا
از زمان کرونا به این طرف هر چند گاه یکبار به بهانههای مختلف ادارات دولتی تعطیل یا یک روز در میان میشوند.
اغلب این تعطیلیهای گاز و آب و برق و پنجشنبهها و... در عمل فقط شامل مستخدمین دولت میشود و بقیه چیزی به نام تعطیلی ندارند.
تعداد زیادی از کارگاهها و تولیدیها و مزارع به ظاهر خصوصی هم درواقع خصوصی نیستند چون به زور یارانۀ گاز و برق و آب یا بازار انحصاری ادامه میدهند. یعنی باید گاز را با قیمت ارزان تحویل اینها داد تا «تولید» کنند، یا برق و آب را با قیمت ارزان داد تا گندم بیکیفیت بکارند و پدر محیط زیست را در بیاورند.
از این رو من یک پیشنهاد برای حل مشکل ناترازی دارم: به کارمندان دولت و کلیۀ کارگاهها و کارخانجات و مزارع بهرهمند از یارانه کماکان پول و حقوق داده شود ولی از آنان خواهش شود که دیگر سر «کار» نیایند.
درب اغلب ادارات دولتی را ببندند. اینگونه هم این عزیزان حقوقشان را تمام و کمال دریافت میکنند، هم از میزان کاغذبازی و بروکراسی زاید و دستوپاگیر کاسته میشود و هم آب و برق کمتری مصرف میشود و مردم در فصل تابستان برق و در فصل زمستان گاز کم نمیآورند.
من چند وزارتخانه و نهاد را میتوانم نام ببرم که با بسته شدن دربشان اوضاع در حوزۀ فعالیت آنان قدری بهتر خواهد شد. حقوق کارمندان این نهادها را بدهید و از آن خواهش کنید که شما همان در خانه بنشینید و کیف کنید! نوش جانتان پارتی و روابط داشتید زرنگ بودید توانستید خود را در جایی در دولت جا بدهید یا از دولت مجوزهای لازم را برای «تولید» بگیرید و از انواع یارانهها برخوردار شوید. بنشینید و بخورید و کیف کنید. فقط لطف کنید و منت سر مردم بگذارید و سر کار نروید و تولید نکنید.
اگر حوصلهتان سر میرود این را به عنوان فداکاری تقبل کنید. میتوانید حتی منت بگذارید که ما سر کار نمیآییم و این آب و برق و گاز و هوای پاکتر و ترافیک کمتری که دارید صدقه سر همین لطف ما به شماست که حاضر شدیم سر کار نرویم و به همان پول گرفتن از دولت اکتفا کنیم.
برای آنکه این عزیزان دچار سرخوردگی نشوند میتوان یک قانون تصویب کرد که مطابق آن کسی حق ندارد به آنان حس ناکافی بودن بدهد یا اعتراض کند که دولت چرا باید به یک عده همینطور پول بدهد.
◽️@utfinance◽️
👍16👎6❤1
📄 مقاله
دینخویی ایرانی
نگاهی به نظریه دین خویی آرامش دوستدار
در تاریخ تفکر مدرن ایران، کمتر متفکری به ژرفای فرهنگی و روانشناختی پدیده دینگرایی و دینخویی چون آرامش دوستدار نگریسته است.
دوستدار، که خود را «فیلسوف فرهنگ» مینامد، پروژه فکریاش را نه صرفاً در نقد دین، بلکه در فهم تأثیرات مزمن و ساختاری دینخویی بر عقلانیت، علم، و تاریخنگری ایرانی بنیان نهاده است.
نقد او از «فرهنگ دینی» بهمثابه یک صورتبندی معرفتی و هستیشناختی، در تقابل کامل با رویکردهای اصلاحطلبانه یا مدرنساز دین قرار دارد.
دین، نزد دوستدار، صرفاً یک ساختار نهادی یا الهیاتی نیست، بلکه یک شیوه زیست، تفکر، و احساس است که در تار و پود ذهن و ضمیر ایرانی تنیده شده است.
◽️@utfinance◽️
دینخویی ایرانی
نگاهی به نظریه دین خویی آرامش دوستدار
در تاریخ تفکر مدرن ایران، کمتر متفکری به ژرفای فرهنگی و روانشناختی پدیده دینگرایی و دینخویی چون آرامش دوستدار نگریسته است.
دوستدار، که خود را «فیلسوف فرهنگ» مینامد، پروژه فکریاش را نه صرفاً در نقد دین، بلکه در فهم تأثیرات مزمن و ساختاری دینخویی بر عقلانیت، علم، و تاریخنگری ایرانی بنیان نهاده است.
نقد او از «فرهنگ دینی» بهمثابه یک صورتبندی معرفتی و هستیشناختی، در تقابل کامل با رویکردهای اصلاحطلبانه یا مدرنساز دین قرار دارد.
دین، نزد دوستدار، صرفاً یک ساختار نهادی یا الهیاتی نیست، بلکه یک شیوه زیست، تفکر، و احساس است که در تار و پود ذهن و ضمیر ایرانی تنیده شده است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
دینخویی ایرانی
نگاهی به نظریه دین خویی آرامش دوستدار در تاریخ تفکر مدرن ایران، کمتر متفکری به ژرفای فرهنگی و روانشناختی پدیده دینگرایی و دینخویی چون آرامش دوستدار نگریسته است. دوستدار، که خود را «فیلسوف فرهنگ» مینامد، پروژه فکریاش را نه صرفاً در نقد دین، بلکه در فهم…
👍5👎3👏2
📄 مقاله
احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
روزگاری سیاستمداری خبرساز بود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1372 به رقابت با هاشمی رفسنجانی برخاست و در سال 1380 نیز به رقابت با رئیس جمهور مستقر، محمد خاتمی پرداخت. آرای احمد توکلی اندک بود اما آنچه را که اعتقاد داشت با زبان صریح بیان میکرد. احمد توکلی در دهه 60 و در دولت میرحسین موسوی وزیر کار بود و نقش مهمی در شکل گیری قانون کار داشت. علاوه بر آن، در ابتدای دهه 80 و زمانی که نماینده مجلس بود نقش مهمی در تصویب قانون تثبیت قیمت انرژی داشت. احمد توکلی درگذشت اما میراث او برای اقتصاد ایران پا بر جاست.
احمد توکلی از موثرترین افراد در تصویب طرح تثبیت قیمت انرژی در اسفند 1383 بود. طرحی که رئیس مجلس هفتم، غلامعلی حداد عادل، آن را عیدی به مردم ایران نامید، چند سال بعد وزیر نیرو آن را اینگونه توصیف کرد: «این مصوبه کمر صنعت برق را شکست».
◽️@utfinance◽️
احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
روزگاری سیاستمداری خبرساز بود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1372 به رقابت با هاشمی رفسنجانی برخاست و در سال 1380 نیز به رقابت با رئیس جمهور مستقر، محمد خاتمی پرداخت. آرای احمد توکلی اندک بود اما آنچه را که اعتقاد داشت با زبان صریح بیان میکرد. احمد توکلی در دهه 60 و در دولت میرحسین موسوی وزیر کار بود و نقش مهمی در شکل گیری قانون کار داشت. علاوه بر آن، در ابتدای دهه 80 و زمانی که نماینده مجلس بود نقش مهمی در تصویب قانون تثبیت قیمت انرژی داشت. احمد توکلی درگذشت اما میراث او برای اقتصاد ایران پا بر جاست.
احمد توکلی از موثرترین افراد در تصویب طرح تثبیت قیمت انرژی در اسفند 1383 بود. طرحی که رئیس مجلس هفتم، غلامعلی حداد عادل، آن را عیدی به مردم ایران نامید، چند سال بعد وزیر نیرو آن را اینگونه توصیف کرد: «این مصوبه کمر صنعت برق را شکست».
◽️@utfinance◽️
🤬12👍3👎3😢3⚡1🔥1
📄 مقاله
۹ کتابی که باید از لودویگ فون میزس بخوانیم
👤 مهرپویا علا
۹ کتابی که باید از لودویگ فون میزس بخوانیم
👤 مهرپویا علا
لودویگ فون میزس (1881-1973) را اغلب بهعنوان اقتصاددان و یکی از اندیشمندان کانونی مکتب اقتصاد اتریش میشناسند. اما یک اقتصاددان از نگاه میزس باید در حوزههای بسیار فراگیری از زندگی اجتماعی مطالعه داشته باشد و کار او منحصر به سروکله زدن با عدد و رقم نمیشود. درواقع او باور چندانی به نقش ریاضیات در نظریۀ اقتصادی و درک فرایندهای اجتماعی کلان نداشت. میزس در یک بازۀ زمانی بالاتر از نیم قرن آثار بسیاری را به رشتۀ تحریر درآورد که در آنها مسائل و گرفتاریهای بشر در قرن بیستم را از جنبههای گوناگون مورد بررسی قرار داد. مسائلی که شاید اکنون در حوزۀ تمدنی غرب تا اندازهای برطرف یا تعدیل شده باشند، اما هنوز در چهارگوشۀ جهان چهبسا با شدت بیشتر بر جای ماندهاند و موجب رنج بشر میگردند. در اینجا معرفی کوتاهی را از شماری از آثار مهم او به دست میدهیم. اعداد روبهروی هر عنوان تاریخ انتشار نخستین ویرایش کتاب است. گفتنی است که این فهرست شامل تمامی آثار منتشرشدۀ او نمیشود.◽️@utfinance◽️
اکوایران
9 کتابی که باید از لودویگ فون میزس بخوانیم
لودویگ فون میزس (1881-1973) را اغلب بهعنوان اقتصاددان و یکی از اندیشمندان کانونی مکتب اقتصاد اتریش میشناسند. اما یک اقتصاددان از نگاه
👍16👎5❤1
📄 مقاله
معمای اصلاحات: چرا خطرناکترین لحظه برای یک حکومت بد، آغاز اصلاحات آن است؟
/نگاهی به فروپاشی نظامهای تمامیتخواه از منظر معمای توکویل/
👤 اشکان زارع
©️ منبع: کانال ایرانپژوهی / اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
معمای اصلاحات: چرا خطرناکترین لحظه برای یک حکومت بد، آغاز اصلاحات آن است؟
/نگاهی به فروپاشی نظامهای تمامیتخواه از منظر معمای توکویل/
👤 اشکان زارع
©️ منبع: کانال ایرانپژوهی / اشکان زارع
◽️@utfinance◽️
Telegraph
معمای اصلاحات: چرا خطرناکترین لحظه برای یک حکومت بد، آغاز اصلاحات آن است؟
نگاهی به فروپاشی نظامهای تمامیتخواه از منظر معمای توکویل تاریخ قرن بیستم با یک تناقض مبهم به پایان رسید؛ این تناقض فروپاشی کشور شوراها بود. اتحاد جماهیر شوروی، آن امپراتوری پولادین که به نظر میرسید تا پایان تاریخ بر نیمی از جهان سیطره داشته باشد، نه در…
👍9👌3👎1👏1
Forwarded from Vahid Rahimi
🔰 کارگاه آنلاین ایده و امکان تاریخی
ـ شروع کلاس ۱۲ مرداد ماه
ـ یکشنبهها ساعت ۲٠:۳٠
ـ چهار جلسه دو ساعته
ـ آنلاین؛ گوگل میت
🤝🏻 جهت ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید:
🆔 @Vd_Rahimi
ـ شروع کلاس ۱۲ مرداد ماه
ـ یکشنبهها ساعت ۲٠:۳٠
ـ چهار جلسه دو ساعته
ـ آنلاین؛ گوگل میت
🤝🏻 جهت ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید:
🆔 @Vd_Rahimi
Forwarded from Caissa Hub Official
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 چگونه میتوان یک کشور چندفرهنگی با مذاهب و اقوام مختلف را اداره کرد؟
👤 یل مک گریگور، استاد تاریخ دانشگاه گلاسکو مدیر موزهی بریتانیا، پاسخ میدهد.
او میگوید بنیانگذاران امریکا به ویژه توماس جفرسون هنگام تدوین قانون اساسی به روش حکومتداری «کورُش» مراجعه کردند.
◽️@utfinance◽️
👤 یل مک گریگور، استاد تاریخ دانشگاه گلاسکو مدیر موزهی بریتانیا، پاسخ میدهد.
او میگوید بنیانگذاران امریکا به ویژه توماس جفرسون هنگام تدوین قانون اساسی به روش حکومتداری «کورُش» مراجعه کردند.
◽️@utfinance◽️
👌12❤6👎5
🖥 تبارشناسی اصلاحات و اصلاحطلبی در ایران -بخش نخست
گفتوگوی اشکان زارع با مسعود کوهستانینژاد
کانال یوتیوب تأملات
◽️@utfinance◽️
گفتوگوی اشکان زارع با مسعود کوهستانینژاد
کانال یوتیوب تأملات
◽️@utfinance◽️
❤6
📄 مقاله
درسهای موفقیت سیاستهای لیبرتارین در آرژانتین برای جهان
/موفقیت سیاستهای لیبرترین در مهار تورم و احیای رشد، اجماع جهانی علیه نئولیبرالیسم را به چالش میکشد/
👤 نوآ اسمیت / اقتصاددان
◽️@utfinance◽️
درسهای موفقیت سیاستهای لیبرتارین در آرژانتین برای جهان
/موفقیت سیاستهای لیبرترین در مهار تورم و احیای رشد، اجماع جهانی علیه نئولیبرالیسم را به چالش میکشد/
👤 نوآ اسمیت / اقتصاددان
◽️@utfinance◽️
Telegraph
درسهای موفقیت سیاستهای لیبرتارین در آرژانتین برای جهان
موفقیت سیاستهای لیبرترین در مهار تورم و احیای رشد، اجماع جهانی علیه نئولیبرالیسم را به چالش میکشد نوآ اسميت - اقتصاددان به نظر میرسد در دهه گذشته، یکی از معدود حوزههای مورد اجماع دو حزب در آمریکا این ایده بوده که اقتصاد بازار آزاد (یا به اصطلاح «نئولیبرالیسم»)…
❤9👍3👎3
📄 یادداشت
فیلسوف نیستی؛ نقد سه جانبه بر اندیشههای ژان پل سارتر
ژان پل سارتر در ایران چهرهای شناخته شده است که علاقهمندان زیادی یافته است، اما نقدهای نوشته شده بر سارتر کمتر در ایران خوانده شدهاند. سه اندیشمند بزرگ بر آثار و اندیشههای سارتر نقدهایی جدی نوشتهاند. رمون آرون، راجر اسکروتن و آلبر کامو از سه زاویه متفاوت سارتر را نقد کردهاند.
از مهمترین وجوه انتقادها به سارتر، موضعگیریهای سیاسی او در قبال رژیمهای تمامیتخواه بود. سارتر در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، بارها از رژیمهایی چون شوروی، چین مائوئیستی و کوبای فیدل کاسترو دفاع کرد؛ حمایتهایی که از دید منتقدان، ریاکارانه و برخلاف ادعای آزادیخواهانه او بود.
◽️@utfinance◽️
فیلسوف نیستی؛ نقد سه جانبه بر اندیشههای ژان پل سارتر
ژان پل سارتر در ایران چهرهای شناخته شده است که علاقهمندان زیادی یافته است، اما نقدهای نوشته شده بر سارتر کمتر در ایران خوانده شدهاند. سه اندیشمند بزرگ بر آثار و اندیشههای سارتر نقدهایی جدی نوشتهاند. رمون آرون، راجر اسکروتن و آلبر کامو از سه زاویه متفاوت سارتر را نقد کردهاند.
از مهمترین وجوه انتقادها به سارتر، موضعگیریهای سیاسی او در قبال رژیمهای تمامیتخواه بود. سارتر در دهههای ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، بارها از رژیمهایی چون شوروی، چین مائوئیستی و کوبای فیدل کاسترو دفاع کرد؛ حمایتهایی که از دید منتقدان، ریاکارانه و برخلاف ادعای آزادیخواهانه او بود.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
فیلسوف نیستی؛ نقد سه جانبه بر اندیشههای ژان پل سارتر
ژان پل سارتر در ایران چهرهای شناخته شده است که علاقهمندان زیادی یافته است، اما نقدهای نوشته شده بر سارتر کمتر در ایران خوانده شدهاند. سه اندیشمند بزرگ بر آثار و اندیشههای سارتر نقدهایی جدی نوشتهاند. رمون آرون، راجر اسکروتن و آلبر کامو از سه زاویه متفاوت…
👍11❤1
📄 گفتوگوی توماس رومان با ارنست نولته
مترجم: اشکان زارع
منبع: کانال تلگرام مترجم
📎 فایل WORD مقاله را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
مترجم: اشکان زارع
منبع: کانال تلگرام مترجم
اشکان زارع:
قرار بود که در مجله ای چاپ شود گویا دوستان اصلاحطلب درباره نظریاتم در باب مجلس موسسان و گفتو گوی اخیرم با مسعود کوهستانی نژاد ناراحت شده و آن را منتشر نکردند.
تقریبا ممنوع الکاریام در رسانههای ج ا آغاز شده است. اما فضای مجازی هست و زین پس این فضا را مجله خواهم کرد.
این گفتوگو قرار بود به مهدی تدینی عزیزم تقدیم شود؛ پس تقدیم به مهدی عزیزم
📎 فایل WORD مقاله را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
گفت و گوی توماس رومان[1] با ارنست نولته
پرسشهایی از ارنست نولته ارنست نولته، مورخ برجسته و جنجالی، در این مصاحبه از آثار خود سخن میگوید و دیدگاهش درباره قرن بیستم را به عنوان «جنگ ایدئولوژیها» ارائه میدهد. توماس رومان: نخست، ممکن است از مسیر زندگی خود برایمان بگویید؟ کدام آثار و افکار بر اندیشه…
👍8❤3👎1
📄 مقاله
از شوروی تا آزادی: سفری که یک زن را به پیامبر فردگرایی تبدیل کرد
در میان آثار کلاسیکی که به دفاع از آزادی فردی پرداختهاند، کتاب «آزادیام ده» (Give Me Liberty) نوشتۀ رُز وایلدر لین، جایگاهی منحصربهفرد دارد.
این کتاب که در سال ۱۹۳۶، در بحبوحۀ بحران بزرگ اقتصادی و ظهور ایدئولوژیهای تمامیتخواه در جهان منتشر شد، تنها یک رمان یا یک بیانیۀ سیاسی صرف نیست؛ بلکه روایتی عمیق، شخصی و تکاندهنده از یک دگرگونی فکری است.
این اثر، داستان سفر معنوی زنی است که از باور به آرمانشهرهای سوسیالیستی به کشف دوبارهی قدرت و اهمیت فرد و آزادیهای او میرسد.
◽️@utfinance◽️
از شوروی تا آزادی: سفری که یک زن را به پیامبر فردگرایی تبدیل کرد
در میان آثار کلاسیکی که به دفاع از آزادی فردی پرداختهاند، کتاب «آزادیام ده» (Give Me Liberty) نوشتۀ رُز وایلدر لین، جایگاهی منحصربهفرد دارد.
این کتاب که در سال ۱۹۳۶، در بحبوحۀ بحران بزرگ اقتصادی و ظهور ایدئولوژیهای تمامیتخواه در جهان منتشر شد، تنها یک رمان یا یک بیانیۀ سیاسی صرف نیست؛ بلکه روایتی عمیق، شخصی و تکاندهنده از یک دگرگونی فکری است.
این اثر، داستان سفر معنوی زنی است که از باور به آرمانشهرهای سوسیالیستی به کشف دوبارهی قدرت و اهمیت فرد و آزادیهای او میرسد.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
از شوروی تا آزادی: سفری که یک زن را به پیامبر فردگرایی تبدیل کرد
در میان آثار کلاسیکی که به دفاع از آزادی فردی پرداختهاند، کتاب «آزادیام ده» (Give Me Liberty) نوشتۀ رُز وایلدر لین، جایگاهی منحصربهفرد دارد.
🔥6👌1
Audio
🎧 پادکست
ایدهها و پدیدهها
1⃣1⃣ قسمت یازدهم
🎙 امیررضا عبدلی
«ایدهها و پدیدهها» پادکستی درباره تاریخ اندیشههای اقتصادی است.
اقتصاد آلمان در پی شکست خوردن در جنگ جهانی دوم و سقوط رژیم نازی به وضع بسیار اسفباری دچار شده بود. امّا پس از اجرای متهوّرانه سیاست کنترلزدایی و آزادسازی قیمتها، این اقتصاد نه تنها احیا شد و سروسامان یافت بلکه ده سال بعد از جنگ در جایگاه یکی از اقتصادهای قدرتمند اروپا و جهان قرار گرفت.
پدیده «معجزه اقتصادی» آلمان و ایدههای پشتوانه آن که از مکتب اردولیبرالیسم (Ordoliberalism) سرچشمه گرفته بودند، موضوع قسمت یازدهم از پادکست ایدهها و پدیدهها هستند.
1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید
2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید
3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید
4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید
5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید
6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید
7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید
8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید
9⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید
🔟 قسمت دهم را اینجا گوش دهید
◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
ایدهها و پدیدهها
1⃣1⃣ قسمت یازدهم
🎙 امیررضا عبدلی
«ایدهها و پدیدهها» پادکستی درباره تاریخ اندیشههای اقتصادی است.
اقتصاد آلمان در پی شکست خوردن در جنگ جهانی دوم و سقوط رژیم نازی به وضع بسیار اسفباری دچار شده بود. امّا پس از اجرای متهوّرانه سیاست کنترلزدایی و آزادسازی قیمتها، این اقتصاد نه تنها احیا شد و سروسامان یافت بلکه ده سال بعد از جنگ در جایگاه یکی از اقتصادهای قدرتمند اروپا و جهان قرار گرفت.
پدیده «معجزه اقتصادی» آلمان و ایدههای پشتوانه آن که از مکتب اردولیبرالیسم (Ordoliberalism) سرچشمه گرفته بودند، موضوع قسمت یازدهم از پادکست ایدهها و پدیدهها هستند.
1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید
2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید
3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید
4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید
5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید
6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید
7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید
8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید
9⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید
🔟 قسمت دهم را اینجا گوش دهید
◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
👍5❤2👎1
اقتصاد و دیدگاه انسانی.pdf
39.9 MB
📕 کتاب
اقتصاد و دیدگاه انسانی
👤 محمد طبیبیان
این مجلد، در واقع جلد دوم کتاب «اقتصاد علم انسانیت» است.
🔗 جلد نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
اقتصاد و دیدگاه انسانی
👤 محمد طبیبیان
این مجلد، در واقع جلد دوم کتاب «اقتصاد علم انسانیت» است.
🔗 جلد نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
👎2
📄 یادداشت
سنگرهای کوچک شرافت: در زمانه طاعون چگونه انسان بمانیم؟
👤 اشکان زارع
گاهی تاریخ، کتابهای کهنه را از قفسه بیرون میکشد و جلوی رویمان میگذارد؛ نه برای تجدید خاطره، که برای فهم امروز. رمان «طاعون» آلبر کامو یکی از همین کتابهاست. قصهی شهری محاصره شده توسط مرگ که امروز بیش از هر زمان دیگری برای ما آشنا به نظر میرسد. در این شهر طاعونزده، که استعارهای از هر وضعیت بستهی انسانی است—خواه جنگ، خواه استبداد—کامو به دنبال پاسخ این سوال میگردد: وقتی شر همهگیر میشود و راه فراری نیست، وظیفهی ما چیست؟
پاسخ کامو یک بیانیه آتشین انقلابی برای برهم زدن جهان نیست. برعکس، پاسخی است عمیقاً محافظهکارانه؛ فراخوانی برای حفظ کردن آن چیزهایی که در هجوم وحشت در حال نابودی است: انسانیت، وظیفهشناسی و همبستگی.
قهرمان او، دکتر برنار ریو، یک چریک یا یک ایدئولوگ نیست. او مردی است خسته که هر روز با مرگ روبرو میشود. انگیزهی او برای مبارزه، ساختن دنیایی بهتر نیست، بلکه انجام وظیفهاش است. وقتی از او میپرسند چرا خود را به خطر میاندازی، پاسخی میدهد که چکیدهی تمام فلسفهی مقاومت در این کتاب است: «این شغل من است». در جهانی که از هم میپاشد، شرافت در انجام درستِ کارِ خودت خلاصه میشود. پزشک باید درمان کند، معلم باید درس بدهد و یک نویسنده باید کلمات دقیق را پیدا کند. اینها سنگرهای کوچکی هستند در برابر هرجومرج.
این نبرد درونی برای حفظ انسانیت، در شخصیت رامبر، روزنامهنگار، به اوج میرسد. او که از بیرون به شهر آمده، تمام تلاشش را میکند تا فرار کند و به زندگی شخصی و عشقش بازگردد. او باور دارد که این فاجعه به او ربطی ندارد. اما درست در لحظهای که راه فرار باز میشود، میماند. چرا؟ چون به قول خودش، «شرمآور است که انسان به تنهایی خوشبخت باشد». این کشف دردناک، همان نقطهای است که فردیت به مسئولیت اجتماعی گره میخورد. کامو به ما میگوید در بحرانهای جمعی، خوشبختی فردی یک دروغ آرامشبخش بیشتر نیست.
پایان «طاعون» یک پیروزی شیرین نیست؛ یک هشدار تلخ است. وقتی دروازههای شهر باز میشود و مردم غرق در شادیاند، دکتر ریو میداند که این فقط یک آتشبس است. او میداند که «میکروب طاعون هرگز نمیمیرد» و صبورانه در جایی پنهان میشود تا روزی دوباره بازگردد.این همان حقیقت عریانی است که کامو پیش روی ما میگذارد. مبارزه با شر، یک پروژه با نقطه پایان مشخص نیست؛ یک وظیفهی انسانی بیپایان است. وظیفهی ما ساختن آرمانشهر نیست، بلکه ساختن همین سنگرهای کوچک شرافت در برابر هر طاعونی است که در هر نسل، دوباره از راه میرسد. این سنگرها، شاید تنها چیزی است که در نهایت برایمان باقی میماند.
◽️@utfinance◽️
سنگرهای کوچک شرافت: در زمانه طاعون چگونه انسان بمانیم؟
👤 اشکان زارع
گاهی تاریخ، کتابهای کهنه را از قفسه بیرون میکشد و جلوی رویمان میگذارد؛ نه برای تجدید خاطره، که برای فهم امروز. رمان «طاعون» آلبر کامو یکی از همین کتابهاست. قصهی شهری محاصره شده توسط مرگ که امروز بیش از هر زمان دیگری برای ما آشنا به نظر میرسد. در این شهر طاعونزده، که استعارهای از هر وضعیت بستهی انسانی است—خواه جنگ، خواه استبداد—کامو به دنبال پاسخ این سوال میگردد: وقتی شر همهگیر میشود و راه فراری نیست، وظیفهی ما چیست؟
پاسخ کامو یک بیانیه آتشین انقلابی برای برهم زدن جهان نیست. برعکس، پاسخی است عمیقاً محافظهکارانه؛ فراخوانی برای حفظ کردن آن چیزهایی که در هجوم وحشت در حال نابودی است: انسانیت، وظیفهشناسی و همبستگی.
قهرمان او، دکتر برنار ریو، یک چریک یا یک ایدئولوگ نیست. او مردی است خسته که هر روز با مرگ روبرو میشود. انگیزهی او برای مبارزه، ساختن دنیایی بهتر نیست، بلکه انجام وظیفهاش است. وقتی از او میپرسند چرا خود را به خطر میاندازی، پاسخی میدهد که چکیدهی تمام فلسفهی مقاومت در این کتاب است: «این شغل من است». در جهانی که از هم میپاشد، شرافت در انجام درستِ کارِ خودت خلاصه میشود. پزشک باید درمان کند، معلم باید درس بدهد و یک نویسنده باید کلمات دقیق را پیدا کند. اینها سنگرهای کوچکی هستند در برابر هرجومرج.
این نبرد درونی برای حفظ انسانیت، در شخصیت رامبر، روزنامهنگار، به اوج میرسد. او که از بیرون به شهر آمده، تمام تلاشش را میکند تا فرار کند و به زندگی شخصی و عشقش بازگردد. او باور دارد که این فاجعه به او ربطی ندارد. اما درست در لحظهای که راه فرار باز میشود، میماند. چرا؟ چون به قول خودش، «شرمآور است که انسان به تنهایی خوشبخت باشد». این کشف دردناک، همان نقطهای است که فردیت به مسئولیت اجتماعی گره میخورد. کامو به ما میگوید در بحرانهای جمعی، خوشبختی فردی یک دروغ آرامشبخش بیشتر نیست.
پایان «طاعون» یک پیروزی شیرین نیست؛ یک هشدار تلخ است. وقتی دروازههای شهر باز میشود و مردم غرق در شادیاند، دکتر ریو میداند که این فقط یک آتشبس است. او میداند که «میکروب طاعون هرگز نمیمیرد» و صبورانه در جایی پنهان میشود تا روزی دوباره بازگردد.این همان حقیقت عریانی است که کامو پیش روی ما میگذارد. مبارزه با شر، یک پروژه با نقطه پایان مشخص نیست؛ یک وظیفهی انسانی بیپایان است. وظیفهی ما ساختن آرمانشهر نیست، بلکه ساختن همین سنگرهای کوچک شرافت در برابر هر طاعونی است که در هر نسل، دوباره از راه میرسد. این سنگرها، شاید تنها چیزی است که در نهایت برایمان باقی میماند.
◽️@utfinance◽️
👏12❤1