📄 مقاله
سرگذشت نوبلیست حامی چاوز
چرا کارنامه موضعگیریهای جوزف استیگلیتز قابل دفاع نیست؟
◽️@utfinance◽️
سرگذشت نوبلیست حامی چاوز
چرا کارنامه موضعگیریهای جوزف استیگلیتز قابل دفاع نیست؟
◽️@utfinance◽️
Telegraph
چرا کارنامه موضعگیریهای جوزف استیگلیتز قابل دفاع نیست؟
دنیای اقتصاد : جوزف استیگلیتز، نماد یک آکادمیسین موفق است. او در ۲۶سالگی موفق به کسب درجه استادتمامی شده است و نوبل اقتصاد را در کارنامه دارد. با این حال موضعگیریهای او چنگی به دل نمیزند؛ حمایت از دیکتاتورها و پیشبینیهای نادرست از بحرانهای اقتصادی بخشی…
👍5❤2😱1🤬1
📄 یادداشت
اینترنت طبقاتی یا اینکه دلم برای منبر انحصاریام تنگ شده است
👤 مسعود یوسف حصیرچین
کرۀ شمالی مردم را به سه طبقۀ اصلی و بیش از پنجاه زیر طبقه تقسیم میکند اما همۀ ما میدانیم که «کشور بیطبقه»ای است، درست همان چیزی که طرفداران جامعۀ بیطبقۀ توحیدی میخواستند و درست کردند.
در پیونگیانگ، قلم به دستان حزب، خب طبیعتاً جز حزب کسی قلم ندارد، به اطلاعات سانسور نشده دسترسی دارند. مثلاً آقای جنگ جینسونگ، نویسندۀ کتاب رهبر عزیز میگوید مجلات و برنامههای کرۀ جنوبی به دستش میرسید تا آنها را بخواند و بعد در نشریات کرۀ شمالی مطالبی بنویسد که کیم جونگایل خوشش بیاید!
طرح اینترنت طبقاتی به اتفاق آراء و با حمایت کامل دولت تصویب شد. خانم سخنگو البته میگوید یک اینترنت بیطبقۀ توحیدی است که برای بعضی، از جمله «خبرنگاران»، آزادتر خواهد بود، اسم طبقه را هم نیاورید که ناراحت میشود، به جان ناپلئون.
یان لیانکه، نویسنده و دگراندیش چینی میگوید در کشور ما نسیان، ورزشی ملی است و دولت اسپانسرش است. اگر به موقع رو برگردانید، چیزی را که نباید بگویید، به زبان نیاورید و عملکرد قابل قبولی داشته باشید، پاداش خوبی میگیرید، برای رفتارهای بد هم که مجازات همیشه هست.
همین حالا در چین نظام اعتبار اجتماعی وجود دارد که بهازای رفتارهای «خوب کمونیستپسند» به شهروندان امتیاز مثبت میدهد و بهازای رفتارهای دیگر، امتیاز منفی. این امتیازات هم به دسترسی به خدمات یا محرومیت از آنها ترجمه میشود، از وام تا بلیت هواپیما و ... .
از جورج اورول نقل میکنند که «کار خبرنگار، چاپ چیزهایی است که نمیخواهند چاپ شود، باقی ماجرا روابط عمومی است.»
اگر قرار است دولت دسترسی ویژهای به کسی بدهد، خطر از دست دادنش مثل شمشیر داموکلس بالای سر طرف است؛ باید بچۀ خوبی باشد و مطابق میل دولت رفتار کند، وگرنه آن را از دست خواهد داد. همانطور که بعضی از جامعۀ بیطبقۀ توحیدی بهرهمند شدند، از اینترنت بیطبقۀ توحیدی هم کسانی سود خواهند برد. منبرهای انحصاریشان را بازخواهند یافت. احتمالاً باید از والتر دورانتیها ترجمه کنند و به گوش ما برسانند و داستان ما را هم والتر دورانتیوار به گوش سایرین برسانند، مخصوصاً در حالیکه ما در طبقۀ زیرزمین ساختمان اینترنت طبقاتی دسترسیمان قطع است.
اگر قرار است خبرنگاری خبری بیاورد که نتوانم راستیآزماییاش کنم، من یکی بلاکش میکنم، حالا که قرار است به آن طرف ماجرا دسترسی نداشته باشم، بهتر است روابط عمومیچیها را هم نبینم. بلاهت میآورند.
منبع: کانال شرق وحشی
◽️@utfinance◽️
اینترنت طبقاتی یا اینکه دلم برای منبر انحصاریام تنگ شده است
👤 مسعود یوسف حصیرچین
کرۀ شمالی مردم را به سه طبقۀ اصلی و بیش از پنجاه زیر طبقه تقسیم میکند اما همۀ ما میدانیم که «کشور بیطبقه»ای است، درست همان چیزی که طرفداران جامعۀ بیطبقۀ توحیدی میخواستند و درست کردند.
در پیونگیانگ، قلم به دستان حزب، خب طبیعتاً جز حزب کسی قلم ندارد، به اطلاعات سانسور نشده دسترسی دارند. مثلاً آقای جنگ جینسونگ، نویسندۀ کتاب رهبر عزیز میگوید مجلات و برنامههای کرۀ جنوبی به دستش میرسید تا آنها را بخواند و بعد در نشریات کرۀ شمالی مطالبی بنویسد که کیم جونگایل خوشش بیاید!
طرح اینترنت طبقاتی به اتفاق آراء و با حمایت کامل دولت تصویب شد. خانم سخنگو البته میگوید یک اینترنت بیطبقۀ توحیدی است که برای بعضی، از جمله «خبرنگاران»، آزادتر خواهد بود، اسم طبقه را هم نیاورید که ناراحت میشود، به جان ناپلئون.
یان لیانکه، نویسنده و دگراندیش چینی میگوید در کشور ما نسیان، ورزشی ملی است و دولت اسپانسرش است. اگر به موقع رو برگردانید، چیزی را که نباید بگویید، به زبان نیاورید و عملکرد قابل قبولی داشته باشید، پاداش خوبی میگیرید، برای رفتارهای بد هم که مجازات همیشه هست.
همین حالا در چین نظام اعتبار اجتماعی وجود دارد که بهازای رفتارهای «خوب کمونیستپسند» به شهروندان امتیاز مثبت میدهد و بهازای رفتارهای دیگر، امتیاز منفی. این امتیازات هم به دسترسی به خدمات یا محرومیت از آنها ترجمه میشود، از وام تا بلیت هواپیما و ... .
از جورج اورول نقل میکنند که «کار خبرنگار، چاپ چیزهایی است که نمیخواهند چاپ شود، باقی ماجرا روابط عمومی است.»
اگر قرار است دولت دسترسی ویژهای به کسی بدهد، خطر از دست دادنش مثل شمشیر داموکلس بالای سر طرف است؛ باید بچۀ خوبی باشد و مطابق میل دولت رفتار کند، وگرنه آن را از دست خواهد داد. همانطور که بعضی از جامعۀ بیطبقۀ توحیدی بهرهمند شدند، از اینترنت بیطبقۀ توحیدی هم کسانی سود خواهند برد. منبرهای انحصاریشان را بازخواهند یافت. احتمالاً باید از والتر دورانتیها ترجمه کنند و به گوش ما برسانند و داستان ما را هم والتر دورانتیوار به گوش سایرین برسانند، مخصوصاً در حالیکه ما در طبقۀ زیرزمین ساختمان اینترنت طبقاتی دسترسیمان قطع است.
اگر قرار است خبرنگاری خبری بیاورد که نتوانم راستیآزماییاش کنم، من یکی بلاکش میکنم، حالا که قرار است به آن طرف ماجرا دسترسی نداشته باشم، بهتر است روابط عمومیچیها را هم نبینم. بلاهت میآورند.
منبع: کانال شرق وحشی
◽️@utfinance◽️
👌7👍2
📄 یادداشت
درباره والتر دورانتی
👤 امیرهادی انواری
والتر دورانتی، خبرنگار مشهور نیویورک تایمز در شوروی بود.
او ارتباط بسیار خوبی با مقامات شوروی داشت و گزارشهای خوبی هم برای نیویورک تایمز ارسال میکرد.
جایزه پولیتزر هم گرفته بود.
در دورانی از کار حرفهای خودش - احتمالا به دلیل زلفی که با مقامات شوروی گره زده بود- تمام حرف و حدیثها درباره قحطی بزرگ اوکراین را قاطعانه و شاید تحقیرآمیز به نفع رژیم شوروی «افسانه» و «اغراق» توصیف میکرد.
در این شرایط، گرت جونز، خبرنگاری که یک هزارم شهرت دورانتی را نداشت، مرعوب نام او و رسانه اش نشد و در پی «حقیقت» با حداقل امکانات خودش را به اوکراین رساند و گزارش شرایط اسفناک مردم در قحطی که شوروی ساخته بود را ثبت کرد.
حالا بعد از ۹۰ سال، پردهها کنار رفتند، شاهدان تاریخ هم شهادت خودشان را دادند.
ما امروز به خاطر پاکی روح، صداقت، شهامت و اعتقادی که جونز به راستی داشت، تمام قد می ایستیم.
اما دورانتی چطور؟ پولیتزر او هم نمیتونه او را از قضاوت سخت تاریخ نجات بده.
همین 🙂
فیلم بسیار زیبایی هم درباره این داستان واقعی ساخته شده به نام Mr Jones اگر دوست داشتید ببینید.
◽️@utfinance◽️
درباره والتر دورانتی
👤 امیرهادی انواری
والتر دورانتی، خبرنگار مشهور نیویورک تایمز در شوروی بود.
او ارتباط بسیار خوبی با مقامات شوروی داشت و گزارشهای خوبی هم برای نیویورک تایمز ارسال میکرد.
جایزه پولیتزر هم گرفته بود.
در دورانی از کار حرفهای خودش - احتمالا به دلیل زلفی که با مقامات شوروی گره زده بود- تمام حرف و حدیثها درباره قحطی بزرگ اوکراین را قاطعانه و شاید تحقیرآمیز به نفع رژیم شوروی «افسانه» و «اغراق» توصیف میکرد.
در این شرایط، گرت جونز، خبرنگاری که یک هزارم شهرت دورانتی را نداشت، مرعوب نام او و رسانه اش نشد و در پی «حقیقت» با حداقل امکانات خودش را به اوکراین رساند و گزارش شرایط اسفناک مردم در قحطی که شوروی ساخته بود را ثبت کرد.
حالا بعد از ۹۰ سال، پردهها کنار رفتند، شاهدان تاریخ هم شهادت خودشان را دادند.
ما امروز به خاطر پاکی روح، صداقت، شهامت و اعتقادی که جونز به راستی داشت، تمام قد می ایستیم.
اما دورانتی چطور؟ پولیتزر او هم نمیتونه او را از قضاوت سخت تاریخ نجات بده.
همین 🙂
فیلم بسیار زیبایی هم درباره این داستان واقعی ساخته شده به نام Mr Jones اگر دوست داشتید ببینید.
◽️@utfinance◽️
IMDb
▶️ Mr. Jones - Official Trailer
Watch Trailer | 1:32
👍5
📄 مقاله
ایده شکست خورده بریکس
👤 مانی بشرزاد
منتشر شده در: Centre for Policy Studies (Capx)
نیچه روزی نوشت: «خدا مرده است. خدا همچنان مرده است. و ما او را کشتهایم.» در مورد گروه بریکس، دو جملهٔ اول صدق میکنند – اما سومی نه. ما آن را نکشتیم. پروژهٔ بریکس از همان ابتدا یک خودکشی آهسته بود.
کشورهای عضو بریکس که در دهههای اخیر رشد اقتصادی بالایی تجربه کردند همه به لطف بازار آمریکا و غرب به این موفقیت رسیدند اما بریکس بر پایه این توهم شکل گرفت که این کشورها میتوانند خود نقش «خدا» را برای کشورهای کوچک تر بازی کنند. ایدهای که ثابت شد یک توهمی بیش نبود. بریکس که قرار بود جایگزین غرب شود امروز بدون غرب نمیتواند دوام بیاورد.
بله، بریکس ۳۹٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهد، اما تنها ۱۸٪ از تجارت آن درون این بلوک انجام میشود. این تصادفی نیست. یکی از دلایل اصلی آن، نوسانات ارزی است. بازار این واقعیت را بازتاب میدهد: حدود ۶۲٪ از ذخایر ارزی جهان به دلار آمریکاست. تنها ۲٪ به یوان چین اختصاص دارد.
و ارقام رشد اقتصادی گویای همهچیزند. رشد تولید ناخالص داخلی ترکیبی کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۴ به تنها ۳.۲٪ رسید، در حالی که این رقم بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ به طور میانگین ۴.۵٪ بود.
یوبیاس رشد اقتصادی چین را در سال ۲۰۲۵ معادل ۴.۰٪ و در سال ۲۰۲۶ تنها ۳.۰٪ پیشبینی میکند. بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۳، رشد سالانه چین از بیش از ۱۴٪ به کمتر از ۶٪ کاهش یافت. افزون بر این، نقش دولت چین در اقتصاد در حال گسترش است. در سال ۲۰۲۰، بیش از ۶۰٪ از کل درآمد شرکتهای چینی حاضر در فهرست فورچون گلوبال ۵۰۰ از بنگاههای دولتی بهدست آمده بود.
🔗 لینک متن کامل مقاله:
https://capx.co/the-brics-project-was-a-slowmotion-suicide
◽️@utfinance◽️
ایده شکست خورده بریکس
👤 مانی بشرزاد
منتشر شده در: Centre for Policy Studies (Capx)
نیچه روزی نوشت: «خدا مرده است. خدا همچنان مرده است. و ما او را کشتهایم.» در مورد گروه بریکس، دو جملهٔ اول صدق میکنند – اما سومی نه. ما آن را نکشتیم. پروژهٔ بریکس از همان ابتدا یک خودکشی آهسته بود.
کشورهای عضو بریکس که در دهههای اخیر رشد اقتصادی بالایی تجربه کردند همه به لطف بازار آمریکا و غرب به این موفقیت رسیدند اما بریکس بر پایه این توهم شکل گرفت که این کشورها میتوانند خود نقش «خدا» را برای کشورهای کوچک تر بازی کنند. ایدهای که ثابت شد یک توهمی بیش نبود. بریکس که قرار بود جایگزین غرب شود امروز بدون غرب نمیتواند دوام بیاورد.
بله، بریکس ۳۹٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل میدهد، اما تنها ۱۸٪ از تجارت آن درون این بلوک انجام میشود. این تصادفی نیست. یکی از دلایل اصلی آن، نوسانات ارزی است. بازار این واقعیت را بازتاب میدهد: حدود ۶۲٪ از ذخایر ارزی جهان به دلار آمریکاست. تنها ۲٪ به یوان چین اختصاص دارد.
و ارقام رشد اقتصادی گویای همهچیزند. رشد تولید ناخالص داخلی ترکیبی کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۴ به تنها ۳.۲٪ رسید، در حالی که این رقم بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ به طور میانگین ۴.۵٪ بود.
یوبیاس رشد اقتصادی چین را در سال ۲۰۲۵ معادل ۴.۰٪ و در سال ۲۰۲۶ تنها ۳.۰٪ پیشبینی میکند. بین سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۳، رشد سالانه چین از بیش از ۱۴٪ به کمتر از ۶٪ کاهش یافت. افزون بر این، نقش دولت چین در اقتصاد در حال گسترش است. در سال ۲۰۲۰، بیش از ۶۰٪ از کل درآمد شرکتهای چینی حاضر در فهرست فورچون گلوبال ۵۰۰ از بنگاههای دولتی بهدست آمده بود.
🔗 لینک متن کامل مقاله:
https://capx.co/the-brics-project-was-a-slowmotion-suicide
◽️@utfinance◽️
CapX
How the BRICS countries destroyed their potential
BRICS lacks the institutional foundations that underpin Western democracies – a bloc of unstable regimes doesn’t form a stable alliance
👌8👍6❤3👏2👎1
📄 مقاله
دونالد ترامپ و شورش علیه سرمایهداری
بسیاری از مردم جهان آمریکا را نماد سرمایه داری میدانند. اما در کشوری که اقتصاد اول جهان است، رئیس جمهوری بر مسند قدرت نشسته که علیه تجارت آزاد شورش کرده است. تعرفهگذاری او بر واردات کالاهای خارجی، نظام تجارت آزاد کل جهان را مختل کرده است.
◽️@utfinance◽️
دونالد ترامپ و شورش علیه سرمایهداری
بسیاری از مردم جهان آمریکا را نماد سرمایه داری میدانند. اما در کشوری که اقتصاد اول جهان است، رئیس جمهوری بر مسند قدرت نشسته که علیه تجارت آزاد شورش کرده است. تعرفهگذاری او بر واردات کالاهای خارجی، نظام تجارت آزاد کل جهان را مختل کرده است.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
دونالد ترامپ و شورش علیه سرمایهداری
بسیاری از مردم جهان آمریکا را نماد سرمایه داری میدانند. اما در کشوری که اقتصاد اول جهان است، رئیس جمهوری بر مسند قدرت نشسته که علیه تجارت آزاد شورش کرده است. تعرفهگذاری او بر واردات کالاهای خارجی، نظام تجارت آزاد کل جهان را مختل کرده است.
👎11👍8❤4
📄 یادداشت
جزئیات زندگی میلان کوندرا به روایت جاسوسان
👤 مصطفی خلجی
اگر در کوچههای حاشیه ولتاوا در پراگ قدم بزنید، ساختمانی سیمانی را میبینید که در میان ساختمانهای تر و تمیز و بازسازی شده، هنوز قدیمی باقی است: چرک و دلگیر.
در نگاه اول، نردههای آهنی جلوی پنجرههای طبقه اول ساختمان توجه آدم را جلب میکند؛ نامنطبق با ساختمانهای اروپایی و شبیه بازداشتگاهها.
این یکی از ساختمانهای نیروی پلیس مخفی چکسلواکی بوده که جاسوسانش در کمین مخالفان و منتقدان بودند و هیچ گوشه پراگ از حضورشان در امان نبود.
این ساختمان، الان محل بایگانی اسناد رژیم کمونیستی چکسلواکی است، حکومتی که در نیمه اول دهه ۱۹۷۰ بیش از هر زمان دیگری میلان کوندرا را زیر نظر داشت و اسم رمز او را «الیتار» گذاشته بودند.
در این اسناد، کوندرا «فردی بسیار باهوش اما ناسازگار، و آشکارا منتقد» است که «مهارناپذیر، و بنابراین خطرناک» طبقهبندی شده.
عکسهای پلیس مخفی از کوندرا فوقالعاده است که چند تایش مربوط به دیدار او با جورج گیبیان، استاد وقت ادبیات روسی دانشگاه کرنل است.
قبلا کارلوس فوئنتس نوشته که کوندرا خودش به تحت نظر بودن خود آگاهی داشت.
یکی از تکاندهندهترین اسناد، گزارش جاسوسان از تعقیب کوندرا در یک روز معمولی است:
«ساعت ۹:۵۰: الیتار خانهاش را ترک میکند. او سر برهنه است، کتوشلوار تیره و کفشهای مشکی به پا دارد. همراه همسرش است. برای مدتی کوتاه، مقابل خانه منتظر میمانند.
۱۰:۰۵: خودرویی با پلاک ABJ 67 97 مقابل خانه میرسد. الیتار و همسرش سوار خودرو میشوند که به سمت خیابان ریچنا حرکت و در آنجا توقف میکند. پس از پیادهشدن از خودرو، همگی از پارک کناری عبور میکنند.
۱۰:۲۵: وارد خانه یان وریش میشوند.
۱۲:۰۰: دستورات تعقیب به گروه بعدی منتقل میشود...»
وریش نویسندهای بود که در همان دوران کمونیسم درگذشت.
نکته جالب گزارشها این است که جاسوسان عین یک رماننویسان، تمام صحنهها را با جزئیات توصیف کردهاند؛ مثلا این که کوندرا در فلان کافه، روی کدام صندلی نشست و چه نوع آبجویی و چند تا لیوان سفارش داد...
استعدادهایی که شاید اگر حکومتی جاسوسپرور وجود نداشت، در راه دیگری به کار گرفته میشد...
◽️@utfinance◽️
جزئیات زندگی میلان کوندرا به روایت جاسوسان
👤 مصطفی خلجی
اگر در کوچههای حاشیه ولتاوا در پراگ قدم بزنید، ساختمانی سیمانی را میبینید که در میان ساختمانهای تر و تمیز و بازسازی شده، هنوز قدیمی باقی است: چرک و دلگیر.
در نگاه اول، نردههای آهنی جلوی پنجرههای طبقه اول ساختمان توجه آدم را جلب میکند؛ نامنطبق با ساختمانهای اروپایی و شبیه بازداشتگاهها.
این یکی از ساختمانهای نیروی پلیس مخفی چکسلواکی بوده که جاسوسانش در کمین مخالفان و منتقدان بودند و هیچ گوشه پراگ از حضورشان در امان نبود.
این ساختمان، الان محل بایگانی اسناد رژیم کمونیستی چکسلواکی است، حکومتی که در نیمه اول دهه ۱۹۷۰ بیش از هر زمان دیگری میلان کوندرا را زیر نظر داشت و اسم رمز او را «الیتار» گذاشته بودند.
در این اسناد، کوندرا «فردی بسیار باهوش اما ناسازگار، و آشکارا منتقد» است که «مهارناپذیر، و بنابراین خطرناک» طبقهبندی شده.
عکسهای پلیس مخفی از کوندرا فوقالعاده است که چند تایش مربوط به دیدار او با جورج گیبیان، استاد وقت ادبیات روسی دانشگاه کرنل است.
قبلا کارلوس فوئنتس نوشته که کوندرا خودش به تحت نظر بودن خود آگاهی داشت.
یکی از تکاندهندهترین اسناد، گزارش جاسوسان از تعقیب کوندرا در یک روز معمولی است:
«ساعت ۹:۵۰: الیتار خانهاش را ترک میکند. او سر برهنه است، کتوشلوار تیره و کفشهای مشکی به پا دارد. همراه همسرش است. برای مدتی کوتاه، مقابل خانه منتظر میمانند.
۱۰:۰۵: خودرویی با پلاک ABJ 67 97 مقابل خانه میرسد. الیتار و همسرش سوار خودرو میشوند که به سمت خیابان ریچنا حرکت و در آنجا توقف میکند. پس از پیادهشدن از خودرو، همگی از پارک کناری عبور میکنند.
۱۰:۲۵: وارد خانه یان وریش میشوند.
۱۲:۰۰: دستورات تعقیب به گروه بعدی منتقل میشود...»
وریش نویسندهای بود که در همان دوران کمونیسم درگذشت.
نکته جالب گزارشها این است که جاسوسان عین یک رماننویسان، تمام صحنهها را با جزئیات توصیف کردهاند؛ مثلا این که کوندرا در فلان کافه، روی کدام صندلی نشست و چه نوع آبجویی و چند تا لیوان سفارش داد...
استعدادهایی که شاید اگر حکومتی جاسوسپرور وجود نداشت، در راه دیگری به کار گرفته میشد...
◽️@utfinance◽️
👍4❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 عوضش امنیت دارند!؟
👤 مسعود یوسف حصیرچین
این روزها خیلی از این صحبت میکنند که ایران هم باید مثل کرۀ شمالی بمب اتم بسازد. معمولاً هم بهانهشان امنیت کشور و مردم است. به همین مناسبت، فکر کردم که خوب است وضعیت کرۀ شمالی را بررسی کنم و ببینیم آیا این سلاحهای هستهای امنیت کشور و مردم را تأمین کردهاند؟
بهعنوان کسی که چند کتاب دربارۀ کرۀ شمالی ترجمه کرده و سالهاست پیگیر اخبار این کشور است، به نظرم بهترین کار این بود که دربارۀ وضعیت کرۀ شمالی گزارشی بدهم تا اگر کسی پیشنهاد کرۀ شمالی شدن را داد، حواسمان باشد که چه میگوید.
نسخۀ کامل این ویدیو را میتوانید در یوتوب شرق وحشی ببینید:
🔗https://www.youtube.com/watch?v=ctSU-KqW71M
خرید فرار از اردوگاه 14 ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک متنی | صوتی
خرید رهبر عزیز ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک متنی | صوتی
خرید اتهام ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک صوتی
کانال تلگرام شرق وحشی: https://t.me/yusefmasoud
◽️@utfinance◽️
👤 مسعود یوسف حصیرچین
این روزها خیلی از این صحبت میکنند که ایران هم باید مثل کرۀ شمالی بمب اتم بسازد. معمولاً هم بهانهشان امنیت کشور و مردم است. به همین مناسبت، فکر کردم که خوب است وضعیت کرۀ شمالی را بررسی کنم و ببینیم آیا این سلاحهای هستهای امنیت کشور و مردم را تأمین کردهاند؟
بهعنوان کسی که چند کتاب دربارۀ کرۀ شمالی ترجمه کرده و سالهاست پیگیر اخبار این کشور است، به نظرم بهترین کار این بود که دربارۀ وضعیت کرۀ شمالی گزارشی بدهم تا اگر کسی پیشنهاد کرۀ شمالی شدن را داد، حواسمان باشد که چه میگوید.
نسخۀ کامل این ویدیو را میتوانید در یوتوب شرق وحشی ببینید:
🔗https://www.youtube.com/watch?v=ctSU-KqW71M
خرید فرار از اردوگاه 14 ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک متنی | صوتی
خرید رهبر عزیز ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک متنی | صوتی
خرید اتهام ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک صوتی
کانال تلگرام شرق وحشی: https://t.me/yusefmasoud
◽️@utfinance◽️
👍10❤2
📄 یادداشت
آب طبقاتی
👤 امیررضا عبدلی
از خواب که بیدار شدم شیر آب را باز کردم و دیدم آب نیست. دو سه دقیقهای منگ ماندم تا به فکرم رسید که میشود از بطری آب یخچال برای شستن صورت استفاده کرد. ولی هرچه خودم را در آینه ورانداز کردم دیدم با این سر و وضع نمیشود سر کار رفت. تصمیم گرفتم منتظر بمانم تا آب وصل شود و دوش بگیرم. ظهر شد. بعد از ظهر شد. برق هم رفت. و آب نیامد و نیامد تا ساعت یک بعد از نیمهشب.
داشتم با خودم فکر میکردم اسرائیل هم وقتی میخواهد منطقهای را بمباران کند از قبل به ساکنان آنجا هشدار میدهد، ولی اداره آبفا حتّی این اندازه شعور و شرف ندارد که یک روز قبل به مردم بگوید فردا تمام روز را بیآب خواهید بود. این که هیچ، اصولاً حتّی گردن نمیگیرد که جایی در تهران آب چند هزار نفر را قطع کرده است. با وقاحت تمام میگویند: قطعی نداریم، محدودیت و کاهش فشار داریم. آدم یاد اقتصاددانهای جمهوریاسلامیچی میافتد که به جای «قحطی» میگویند «ناترازی»، تا خدای نکرده اسائه ادب نکرده باشند.
احتمالاً به رسانهها هم هشدار دادهاند که خبر قطعی آب را منتشر نکنند. 28 تیرماه هیچ رسانهای این خبر را اعلام نکرد که تنش آبی بالاخره به محلّات پایتخت رسید.
****************************************
هدف از سیاستهای سوسیالیستی یاری رساندن به محرومان و فرودستان است. این سیاستها معمولاً با جملاتی دلفریب مثل این شروع میشوند: «دسترسی به آب آشامیدنی حق بدیهی همه شهروندان است». در قدم بعدی برای احقاق این حق مالکیت یا کنترل منابع آب به دولت سپرده میشود. با این ترتیبات یک کالای عادی مثل آب که قاعدتاً و ذاتاً باید مثل همه کالاهای دیگر خرید و فروش شود، حکم کالای عمومی را پیدا میکند؛ یعنی کالایی که دولت موظّف است آن را به رایگان یا به بهایی اندک در اختیار عموم مردم قرار دهد.
ظاهراً همه چیز خوب است الّا این که تولیدکننده دولتی آب انگیزه چندانی برای تولید بهتر و بیشتر ندارد، و مصرفکننده هم دلیلی نمیبیند که خودش را به زحمت بیندازد و آب را مقتصدانه و بهجا مصرف کند. کالایی که ارزان است به زبان بیزبانی به انسانها میگوید: نگران نباش! مرا هدر دادی هم دادی!
این ترکیب ناکارایی و سوءمصرف در گذار زمان دائماً تقاضا را از عرضه بیشتر میکند، تا وقتی که به قحطی یا به قول حضرات «ناترازی» برسیم. در این نقطه انحصارگر دولتی آب به این سؤال میرسد که این مقدار باقیمانده آب را به چه کسانی باید تخصیص داد؟ یا به عبارت بهتر چه کسانی را باید از آب محروم کرد؟
پاسخ این سؤال برای هیچ دولتمردی مشکل نیست. واضح است که نمیتوان آب جاهایی مثل نیاوران و زعفرانیه و ولنجک را هفده ساعت قطع کرد. آخر زشت است و خوبیت ندارد. آنجاها سفارتخانه خارجی است، منزل بسیاری از خادمان ملّت است، کلّی «خانه امن» آنجاست. به طور کلّی شخصیتهای برجستهای در این مناطق زندگی میکنند که صدا دارند و اگر صدایشان را بلند کنند آبروریزی خواهد شد. پس گزینه بهینه برای قطع آب محلّاتی هستند که در آنها نه اماکن مهم سیاسی و دیپلماتیک باشد، نه منازل سرداران و مدیران و رانتخواران گردنکلفت. محلّات بیصدا. محلّاتی که در کثافت فرورفتنشان خدشهای به وجهه نظام وارد نخواهد کرد.
*****************************************
ملاحظه فرمودید که سیاست سوسیالیستی یا «مُفتگرا» از کجا شروع شد و به کجا رسید؟ این سیاست قرار بود آب رایگان یا ارزان را در اختیار اقشار محروم قرار دهد، امّا در نهایت آب را طبقاتی کرد و همان محرومان را به محرومیتی صدچندان رساند. این یک وضعیت استثنایی نیست، یک قانون است. هر کالای کمیابی را که با یاوهسراییهای ایدئولوژیک در فهرست کالاهای عمومی قرار دهیم، به زودی طبقاتی خواهد شد. و از این مسیر است که کار مدّعیان عدالت و مساوات به غیرقابل توجیهترین و ظالمانهترین شکلهای تبعیض میرسد.
رجال جمهوری اسلامی نیمقرن فرصت داشتهاند تا به همگان ثابت کنند که از بیخ کور و کرند. به آنها و حرفهای مفتشان امید و اعتباری نیست. امّا امیدوارم اگر روزی عنان اداره امور به دست سنخ دیگری از سیاستمداران و سیاستگذاران افتاد، حتماً این واقعیت را پیش چشم داشته باشند که سپردن تولید و توزیع آب به دولت، در حکم استقبال از خودکشی ملّی است.
من به عنوان یک شهروند ایران گران بودن آب را به بیآبی ترجیح میدهم.
منبع: https://t.me/AmirrezaAbdolii/
◽️@utfinance◽️
آب طبقاتی
👤 امیررضا عبدلی
از خواب که بیدار شدم شیر آب را باز کردم و دیدم آب نیست. دو سه دقیقهای منگ ماندم تا به فکرم رسید که میشود از بطری آب یخچال برای شستن صورت استفاده کرد. ولی هرچه خودم را در آینه ورانداز کردم دیدم با این سر و وضع نمیشود سر کار رفت. تصمیم گرفتم منتظر بمانم تا آب وصل شود و دوش بگیرم. ظهر شد. بعد از ظهر شد. برق هم رفت. و آب نیامد و نیامد تا ساعت یک بعد از نیمهشب.
داشتم با خودم فکر میکردم اسرائیل هم وقتی میخواهد منطقهای را بمباران کند از قبل به ساکنان آنجا هشدار میدهد، ولی اداره آبفا حتّی این اندازه شعور و شرف ندارد که یک روز قبل به مردم بگوید فردا تمام روز را بیآب خواهید بود. این که هیچ، اصولاً حتّی گردن نمیگیرد که جایی در تهران آب چند هزار نفر را قطع کرده است. با وقاحت تمام میگویند: قطعی نداریم، محدودیت و کاهش فشار داریم. آدم یاد اقتصاددانهای جمهوریاسلامیچی میافتد که به جای «قحطی» میگویند «ناترازی»، تا خدای نکرده اسائه ادب نکرده باشند.
احتمالاً به رسانهها هم هشدار دادهاند که خبر قطعی آب را منتشر نکنند. 28 تیرماه هیچ رسانهای این خبر را اعلام نکرد که تنش آبی بالاخره به محلّات پایتخت رسید.
****************************************
هدف از سیاستهای سوسیالیستی یاری رساندن به محرومان و فرودستان است. این سیاستها معمولاً با جملاتی دلفریب مثل این شروع میشوند: «دسترسی به آب آشامیدنی حق بدیهی همه شهروندان است». در قدم بعدی برای احقاق این حق مالکیت یا کنترل منابع آب به دولت سپرده میشود. با این ترتیبات یک کالای عادی مثل آب که قاعدتاً و ذاتاً باید مثل همه کالاهای دیگر خرید و فروش شود، حکم کالای عمومی را پیدا میکند؛ یعنی کالایی که دولت موظّف است آن را به رایگان یا به بهایی اندک در اختیار عموم مردم قرار دهد.
ظاهراً همه چیز خوب است الّا این که تولیدکننده دولتی آب انگیزه چندانی برای تولید بهتر و بیشتر ندارد، و مصرفکننده هم دلیلی نمیبیند که خودش را به زحمت بیندازد و آب را مقتصدانه و بهجا مصرف کند. کالایی که ارزان است به زبان بیزبانی به انسانها میگوید: نگران نباش! مرا هدر دادی هم دادی!
این ترکیب ناکارایی و سوءمصرف در گذار زمان دائماً تقاضا را از عرضه بیشتر میکند، تا وقتی که به قحطی یا به قول حضرات «ناترازی» برسیم. در این نقطه انحصارگر دولتی آب به این سؤال میرسد که این مقدار باقیمانده آب را به چه کسانی باید تخصیص داد؟ یا به عبارت بهتر چه کسانی را باید از آب محروم کرد؟
پاسخ این سؤال برای هیچ دولتمردی مشکل نیست. واضح است که نمیتوان آب جاهایی مثل نیاوران و زعفرانیه و ولنجک را هفده ساعت قطع کرد. آخر زشت است و خوبیت ندارد. آنجاها سفارتخانه خارجی است، منزل بسیاری از خادمان ملّت است، کلّی «خانه امن» آنجاست. به طور کلّی شخصیتهای برجستهای در این مناطق زندگی میکنند که صدا دارند و اگر صدایشان را بلند کنند آبروریزی خواهد شد. پس گزینه بهینه برای قطع آب محلّاتی هستند که در آنها نه اماکن مهم سیاسی و دیپلماتیک باشد، نه منازل سرداران و مدیران و رانتخواران گردنکلفت. محلّات بیصدا. محلّاتی که در کثافت فرورفتنشان خدشهای به وجهه نظام وارد نخواهد کرد.
*****************************************
ملاحظه فرمودید که سیاست سوسیالیستی یا «مُفتگرا» از کجا شروع شد و به کجا رسید؟ این سیاست قرار بود آب رایگان یا ارزان را در اختیار اقشار محروم قرار دهد، امّا در نهایت آب را طبقاتی کرد و همان محرومان را به محرومیتی صدچندان رساند. این یک وضعیت استثنایی نیست، یک قانون است. هر کالای کمیابی را که با یاوهسراییهای ایدئولوژیک در فهرست کالاهای عمومی قرار دهیم، به زودی طبقاتی خواهد شد. و از این مسیر است که کار مدّعیان عدالت و مساوات به غیرقابل توجیهترین و ظالمانهترین شکلهای تبعیض میرسد.
رجال جمهوری اسلامی نیمقرن فرصت داشتهاند تا به همگان ثابت کنند که از بیخ کور و کرند. به آنها و حرفهای مفتشان امید و اعتباری نیست. امّا امیدوارم اگر روزی عنان اداره امور به دست سنخ دیگری از سیاستمداران و سیاستگذاران افتاد، حتماً این واقعیت را پیش چشم داشته باشند که سپردن تولید و توزیع آب به دولت، در حکم استقبال از خودکشی ملّی است.
من به عنوان یک شهروند ایران گران بودن آب را به بیآبی ترجیح میدهم.
منبع: https://t.me/AmirrezaAbdolii/
◽️@utfinance◽️
Telegram
بهلول
amirreza abdoli
👍13👎2👌1
Forwarded from Finance & Economics
📚 معرفی کتاب
چهار عنوان کتاب با محوریت «اقتصاد» و «محیط زیست» منتشر شده توسط انتشارات آماره:
◽️ تغییر اقلیم و اقتصاد بازار
/گفتارهایی درباره اقتصادسیاسی محیط زیست/
شهرام اتفاق
◽️ طبقه و محیط زیست
شهرام اتفاق
◽️ محیط زیست؛ سرمایه داری یا سوسیالیسم؟
گفتوگوهای شهرام اتفاق با علی دینی ترکمانی، کاظم علمداری، کاوه مدنی، محمدرضا جعفری، شهریار عامری، علی شمس اردکانی، محمدابراهیم رئیسی و یداله سبوحی
◽️ اقتصاد محیط زیست
استیون اسمیت (صفحه استیون اسمیت در وبسایت دانشگاه UCL)
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#کاظم_علمداری
#استیون_اسمیت
چهار عنوان کتاب با محوریت «اقتصاد» و «محیط زیست» منتشر شده توسط انتشارات آماره:
◽️ تغییر اقلیم و اقتصاد بازار
/گفتارهایی درباره اقتصادسیاسی محیط زیست/
شهرام اتفاق
◽️ طبقه و محیط زیست
شهرام اتفاق
◽️ محیط زیست؛ سرمایه داری یا سوسیالیسم؟
گفتوگوهای شهرام اتفاق با علی دینی ترکمانی، کاظم علمداری، کاوه مدنی، محمدرضا جعفری، شهریار عامری، علی شمس اردکانی، محمدابراهیم رئیسی و یداله سبوحی
◽️ اقتصاد محیط زیست
استیون اسمیت (صفحه استیون اسمیت در وبسایت دانشگاه UCL)
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#کاظم_علمداری
#استیون_اسمیت
👍1
Forwarded from Finance & Economics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
یک سده اقتصاد سیاسی بحران آب
👥 گفتوگوی اکوایران با شهرام اتفاق
🎧 نسخه صوتی
▫️در سالهای اخیر منطقه غرب آسیا و بالاخص ایران با بحران آب دست و پنجه نرم میکنند. کشورهایی که مشکل آبی جدیتری دارند در حقیقت مناطق مستعد نزاع سیاسی نیز هستند.
▫️در این مصاحبه شهرام اتفاق کارشناس اقتصاد سیاسی محیط زیست از دریچه تاریخ به مسئله آب میپردازد.
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#محیط_زیست
#مسئله_آب
#آب
#اقتصاد_سیاسی_محیط_زیست
یک سده اقتصاد سیاسی بحران آب
👥 گفتوگوی اکوایران با شهرام اتفاق
🎧 نسخه صوتی
▫️در سالهای اخیر منطقه غرب آسیا و بالاخص ایران با بحران آب دست و پنجه نرم میکنند. کشورهایی که مشکل آبی جدیتری دارند در حقیقت مناطق مستعد نزاع سیاسی نیز هستند.
▫️در این مصاحبه شهرام اتفاق کارشناس اقتصاد سیاسی محیط زیست از دریچه تاریخ به مسئله آب میپردازد.
◽️@utfinance◽️
#شهرام_اتفاق
#محیط_زیست
#مسئله_آب
#آب
#اقتصاد_سیاسی_محیط_زیست
👍2
📄 یادداشت
۳۰ تیر؛ ظهور مصدق در قامت انقلابی
رخداد سیام تیر ۱۳۳۱، بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، غالباً با نگاهی جانبدارانه از سوی هواداران جبهه ملی و شخص دکتر محمد مصدق روایت شده است. اما برای بازشناسی واقعبینانه این واقعه، باید آن را در متن ساختار حقوقی کشور، حدود اختیارات قانونی پادشاه مصرح در قانون اساسی مشروطه و انگیزههای واقعی نیروهای دخیل تحلیل کرد. اگر منطقی و منصفانه نگاه کنیم، رخداد سیام تیر بیش از آنکه تجلی اراده مردم باشد، جلوهای از بیانضباطی سیاسی، شورش کور و عدول از سازوکارهای قانونی بود.
مصدق، قدرتطلبِ شورشی
در بهار ۱۳۳۰، مجلس شورای ملی، محمد مصدق را بهعنوان نخستوزیر انتخاب کرد. مصدق در آغاز کار، بهویژه با تکیه بر شعار ملیشدن صنعت نفت، مورد حمایت افکار عمومی قرار گرفت. با این حال، ماهیت واقعی سیاستورزی او، بهتدریج خود را در قالب تمرکز بیسابقه قدرت در دستان نخستوزیر، تضعیف نهاد سلطنت و سوءظن به دربار نشان داد.
در تیر ماه سال ۱۳۳۱، مصدق تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ و کنترل مستقیم ارتش را مطرح کرد؛ درخواستی که از منظر قانون اساسی مشروطه و تعادل قوا میان ارکان حکومت کاملاً ناموجه بود. محمدرضاشاه، مطابق با اختیارات قانونی خود و از بیم آنکه ارتش، ابزار یک جناح خاص قرار گیرد، از پذیرش این خواسته سر باز زد.
استعفای تاکتیکی و تحریک خیابان
محمد مصدق پس از رد پیشنهادش، استعفا داد. شاه، طبق اختیارات قانونی، استعفای نخستوزیر را پذیرفت و احمد قوام را مأمور تشکیل کابینه کرد. قوام، چهرهای مجرب، اهل سیاست و مرد دورانهای بحرانی بود. او در بیانیهی معروف خود هشدار داد: «اکنون وقت آن رسیده که دستجات سیاسی، میدان را به دولت قانونی بدهند.» این موضع، هرچند قاطعانه، اما در چارچوب نظم حقوقی کشور بود.
در واکنش، جبهه ملی و متحدان چپگرای آن، بهویژه حزب توده، با تحریک مردم، سازماندهی تظاهرات خیابانی و تهییج احساسات، سعی در القای این تصور داشتند که تنها راه مشروعیت، کف خیابان است نه سازوکار پارلمانی. ۳۰ تیر، نتیجهی همین بسیج احساسات بود. تظاهراتی در تهران و چند شهر دیگر رخ داد، نیروهای انتظامی و ارتش درگیر ماجرا شدند و کشور در آستانه هرج و مرج قرار گرفت.
تسلیم شاه در برابر معترضان
محمدرضاشاه، برای پایان دادن به درگیریها و پرهیز از خونریزی بیشتر، در نهایت به خواستهی معترضان تن داد و مصدق را به قدرت بازگرداند. اما این بازگشت، نه بر اساس رأی مجلس، که تحت فشار اعتراضات خیابانی بود.
رخداد ۳۰ تیر، یک پیروزی برای مصدق و حامیانش بود و بسیاری برای دفاع از مصدق جان دادند. محمدرضاشاه بعدها در خاطرات خود با تلخی از این روز یاد میکند و مینویسد: «اگر آن روز ایستادگی کرده بودم، شاید کشور هرگز به ورطهی بیثباتی و هرج و مرجهای سالهای بعد نمیافتاد.»
از نکات مهم اما مغفول در تحلیلهای رایج این است که جبهه ملی، هرچند خود را وفادار به مشروطه میدانست، اما عملاً دست در دست نیروهای چپ گذاشته بود. حزب توده، با نفوذ در بدنهی تظاهرات و نشر شعارهایی با گرایشهای آشکارا کمونیستی، از ۳۰ تیر بهرهبرداری کرد تا اقتدار شاه را تضعیف و شرایط را برای نفوذ بلوک شرق فراهم کند.
۳۰ تیر ۱۳۳۱، اگرچه از سوی تاریخ نگاران بسیاری «قیام ملت» نامیده شده، اما در حقیقت گامی به سوی سیاست خیابانی و عبور از چارچوب قانون اساسی مشروطه بود. حمایت بیقید و شرط چهرهها و گروههای سیاسی بانفوذ -جبهه ملی، آیتالله کاشانی و حزب توده- از محمد مصدق در نهایت کشور را به سوی بحرانهای سالهای بعد سوق داد؛ بحرانی که سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با پایان کار مصدق و بازگشت نظم، بهطور موقت مهار شد.
◽️@utfinance◽️
۳۰ تیر؛ ظهور مصدق در قامت انقلابی
رخداد سیام تیر ۱۳۳۱، بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، غالباً با نگاهی جانبدارانه از سوی هواداران جبهه ملی و شخص دکتر محمد مصدق روایت شده است. اما برای بازشناسی واقعبینانه این واقعه، باید آن را در متن ساختار حقوقی کشور، حدود اختیارات قانونی پادشاه مصرح در قانون اساسی مشروطه و انگیزههای واقعی نیروهای دخیل تحلیل کرد. اگر منطقی و منصفانه نگاه کنیم، رخداد سیام تیر بیش از آنکه تجلی اراده مردم باشد، جلوهای از بیانضباطی سیاسی، شورش کور و عدول از سازوکارهای قانونی بود.
مصدق، قدرتطلبِ شورشی
در بهار ۱۳۳۰، مجلس شورای ملی، محمد مصدق را بهعنوان نخستوزیر انتخاب کرد. مصدق در آغاز کار، بهویژه با تکیه بر شعار ملیشدن صنعت نفت، مورد حمایت افکار عمومی قرار گرفت. با این حال، ماهیت واقعی سیاستورزی او، بهتدریج خود را در قالب تمرکز بیسابقه قدرت در دستان نخستوزیر، تضعیف نهاد سلطنت و سوءظن به دربار نشان داد.
در تیر ماه سال ۱۳۳۱، مصدق تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ و کنترل مستقیم ارتش را مطرح کرد؛ درخواستی که از منظر قانون اساسی مشروطه و تعادل قوا میان ارکان حکومت کاملاً ناموجه بود. محمدرضاشاه، مطابق با اختیارات قانونی خود و از بیم آنکه ارتش، ابزار یک جناح خاص قرار گیرد، از پذیرش این خواسته سر باز زد.
استعفای تاکتیکی و تحریک خیابان
محمد مصدق پس از رد پیشنهادش، استعفا داد. شاه، طبق اختیارات قانونی، استعفای نخستوزیر را پذیرفت و احمد قوام را مأمور تشکیل کابینه کرد. قوام، چهرهای مجرب، اهل سیاست و مرد دورانهای بحرانی بود. او در بیانیهی معروف خود هشدار داد: «اکنون وقت آن رسیده که دستجات سیاسی، میدان را به دولت قانونی بدهند.» این موضع، هرچند قاطعانه، اما در چارچوب نظم حقوقی کشور بود.
در واکنش، جبهه ملی و متحدان چپگرای آن، بهویژه حزب توده، با تحریک مردم، سازماندهی تظاهرات خیابانی و تهییج احساسات، سعی در القای این تصور داشتند که تنها راه مشروعیت، کف خیابان است نه سازوکار پارلمانی. ۳۰ تیر، نتیجهی همین بسیج احساسات بود. تظاهراتی در تهران و چند شهر دیگر رخ داد، نیروهای انتظامی و ارتش درگیر ماجرا شدند و کشور در آستانه هرج و مرج قرار گرفت.
تسلیم شاه در برابر معترضان
محمدرضاشاه، برای پایان دادن به درگیریها و پرهیز از خونریزی بیشتر، در نهایت به خواستهی معترضان تن داد و مصدق را به قدرت بازگرداند. اما این بازگشت، نه بر اساس رأی مجلس، که تحت فشار اعتراضات خیابانی بود.
رخداد ۳۰ تیر، یک پیروزی برای مصدق و حامیانش بود و بسیاری برای دفاع از مصدق جان دادند. محمدرضاشاه بعدها در خاطرات خود با تلخی از این روز یاد میکند و مینویسد: «اگر آن روز ایستادگی کرده بودم، شاید کشور هرگز به ورطهی بیثباتی و هرج و مرجهای سالهای بعد نمیافتاد.»
از نکات مهم اما مغفول در تحلیلهای رایج این است که جبهه ملی، هرچند خود را وفادار به مشروطه میدانست، اما عملاً دست در دست نیروهای چپ گذاشته بود. حزب توده، با نفوذ در بدنهی تظاهرات و نشر شعارهایی با گرایشهای آشکارا کمونیستی، از ۳۰ تیر بهرهبرداری کرد تا اقتدار شاه را تضعیف و شرایط را برای نفوذ بلوک شرق فراهم کند.
۳۰ تیر ۱۳۳۱، اگرچه از سوی تاریخ نگاران بسیاری «قیام ملت» نامیده شده، اما در حقیقت گامی به سوی سیاست خیابانی و عبور از چارچوب قانون اساسی مشروطه بود. حمایت بیقید و شرط چهرهها و گروههای سیاسی بانفوذ -جبهه ملی، آیتالله کاشانی و حزب توده- از محمد مصدق در نهایت کشور را به سوی بحرانهای سالهای بعد سوق داد؛ بحرانی که سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با پایان کار مصدق و بازگشت نظم، بهطور موقت مهار شد.
◽️@utfinance◽️
👍16❤2👎2🔥2
Forwarded from تاریخ اقتصاد | مهدی الیاسی
شماره نخست مجله تاریخ اقتصاد به زودی منتشر میشود:
🔷 سالهای پاندمی: همهگیری مارکسیسم در تهران
🔹 همراه با گفتگویی منتشر نشده با ابوالحسن بنیصدر
🔹 چگونه دانشجوها شیفته "شبه علم" شدند؟
🔹 همراه با ضمیمه تحلیلی مالینگر: ذوب آهن اصفهان، چگونه دوباره زیانده شد؟
🔹مجله تحلیلی تاریخ اقتصاد دو زبان فارسی و انگلیسی و به چهار شکل: نسخه کاغذی (قطع جیبی)، نسخه الکترونیک (E Book)، نسخه صوتی (پادکست) و نسخه تصویری (ویدئو کست) در سکوهای انتشار گوناگون در ایران و سراسر جهان، در دسترس علاقهمندان به تاریخ اقتصاد خواهد بود.
@tarikh_eghtesaad1
🔷 سالهای پاندمی: همهگیری مارکسیسم در تهران
🔹 همراه با گفتگویی منتشر نشده با ابوالحسن بنیصدر
🔹 چگونه دانشجوها شیفته "شبه علم" شدند؟
🔹 همراه با ضمیمه تحلیلی مالینگر: ذوب آهن اصفهان، چگونه دوباره زیانده شد؟
🔹مجله تحلیلی تاریخ اقتصاد دو زبان فارسی و انگلیسی و به چهار شکل: نسخه کاغذی (قطع جیبی)، نسخه الکترونیک (E Book)، نسخه صوتی (پادکست) و نسخه تصویری (ویدئو کست) در سکوهای انتشار گوناگون در ایران و سراسر جهان، در دسترس علاقهمندان به تاریخ اقتصاد خواهد بود.
@tarikh_eghtesaad1
❤8👍3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 گوشت در دست گربه
محسن کدیور و قانون اساسی جدید با نظارت حسن روحانی! سیدمحمد خاتمی! میرحسین موسوی!
👤 محمدامیر قدوسی
👤 سیدعلیرضا صالحی
◽️@utfinance◽️
محسن کدیور و قانون اساسی جدید با نظارت حسن روحانی! سیدمحمد خاتمی! میرحسین موسوی!
👤 محمدامیر قدوسی
👤 سیدعلیرضا صالحی
◽️@utfinance◽️
👍9👎5🤬2
📄 یادداشت
یک پیشنهاد برای رفع ناترازی
👤 مهرپویا علا
از زمان کرونا به این طرف هر چند گاه یکبار به بهانههای مختلف ادارات دولتی تعطیل یا یک روز در میان میشوند.
اغلب این تعطیلیهای گاز و آب و برق و پنجشنبهها و... در عمل فقط شامل مستخدمین دولت میشود و بقیه چیزی به نام تعطیلی ندارند.
تعداد زیادی از کارگاهها و تولیدیها و مزارع به ظاهر خصوصی هم درواقع خصوصی نیستند چون به زور یارانۀ گاز و برق و آب یا بازار انحصاری ادامه میدهند. یعنی باید گاز را با قیمت ارزان تحویل اینها داد تا «تولید» کنند، یا برق و آب را با قیمت ارزان داد تا گندم بیکیفیت بکارند و پدر محیط زیست را در بیاورند.
از این رو من یک پیشنهاد برای حل مشکل ناترازی دارم: به کارمندان دولت و کلیۀ کارگاهها و کارخانجات و مزارع بهرهمند از یارانه کماکان پول و حقوق داده شود ولی از آنان خواهش شود که دیگر سر «کار» نیایند.
درب اغلب ادارات دولتی را ببندند. اینگونه هم این عزیزان حقوقشان را تمام و کمال دریافت میکنند، هم از میزان کاغذبازی و بروکراسی زاید و دستوپاگیر کاسته میشود و هم آب و برق کمتری مصرف میشود و مردم در فصل تابستان برق و در فصل زمستان گاز کم نمیآورند.
من چند وزارتخانه و نهاد را میتوانم نام ببرم که با بسته شدن دربشان اوضاع در حوزۀ فعالیت آنان قدری بهتر خواهد شد. حقوق کارمندان این نهادها را بدهید و از آن خواهش کنید که شما همان در خانه بنشینید و کیف کنید! نوش جانتان پارتی و روابط داشتید زرنگ بودید توانستید خود را در جایی در دولت جا بدهید یا از دولت مجوزهای لازم را برای «تولید» بگیرید و از انواع یارانهها برخوردار شوید. بنشینید و بخورید و کیف کنید. فقط لطف کنید و منت سر مردم بگذارید و سر کار نروید و تولید نکنید.
اگر حوصلهتان سر میرود این را به عنوان فداکاری تقبل کنید. میتوانید حتی منت بگذارید که ما سر کار نمیآییم و این آب و برق و گاز و هوای پاکتر و ترافیک کمتری که دارید صدقه سر همین لطف ما به شماست که حاضر شدیم سر کار نرویم و به همان پول گرفتن از دولت اکتفا کنیم.
برای آنکه این عزیزان دچار سرخوردگی نشوند میتوان یک قانون تصویب کرد که مطابق آن کسی حق ندارد به آنان حس ناکافی بودن بدهد یا اعتراض کند که دولت چرا باید به یک عده همینطور پول بدهد.
◽️@utfinance◽️
یک پیشنهاد برای رفع ناترازی
👤 مهرپویا علا
از زمان کرونا به این طرف هر چند گاه یکبار به بهانههای مختلف ادارات دولتی تعطیل یا یک روز در میان میشوند.
اغلب این تعطیلیهای گاز و آب و برق و پنجشنبهها و... در عمل فقط شامل مستخدمین دولت میشود و بقیه چیزی به نام تعطیلی ندارند.
تعداد زیادی از کارگاهها و تولیدیها و مزارع به ظاهر خصوصی هم درواقع خصوصی نیستند چون به زور یارانۀ گاز و برق و آب یا بازار انحصاری ادامه میدهند. یعنی باید گاز را با قیمت ارزان تحویل اینها داد تا «تولید» کنند، یا برق و آب را با قیمت ارزان داد تا گندم بیکیفیت بکارند و پدر محیط زیست را در بیاورند.
از این رو من یک پیشنهاد برای حل مشکل ناترازی دارم: به کارمندان دولت و کلیۀ کارگاهها و کارخانجات و مزارع بهرهمند از یارانه کماکان پول و حقوق داده شود ولی از آنان خواهش شود که دیگر سر «کار» نیایند.
درب اغلب ادارات دولتی را ببندند. اینگونه هم این عزیزان حقوقشان را تمام و کمال دریافت میکنند، هم از میزان کاغذبازی و بروکراسی زاید و دستوپاگیر کاسته میشود و هم آب و برق کمتری مصرف میشود و مردم در فصل تابستان برق و در فصل زمستان گاز کم نمیآورند.
من چند وزارتخانه و نهاد را میتوانم نام ببرم که با بسته شدن دربشان اوضاع در حوزۀ فعالیت آنان قدری بهتر خواهد شد. حقوق کارمندان این نهادها را بدهید و از آن خواهش کنید که شما همان در خانه بنشینید و کیف کنید! نوش جانتان پارتی و روابط داشتید زرنگ بودید توانستید خود را در جایی در دولت جا بدهید یا از دولت مجوزهای لازم را برای «تولید» بگیرید و از انواع یارانهها برخوردار شوید. بنشینید و بخورید و کیف کنید. فقط لطف کنید و منت سر مردم بگذارید و سر کار نروید و تولید نکنید.
اگر حوصلهتان سر میرود این را به عنوان فداکاری تقبل کنید. میتوانید حتی منت بگذارید که ما سر کار نمیآییم و این آب و برق و گاز و هوای پاکتر و ترافیک کمتری که دارید صدقه سر همین لطف ما به شماست که حاضر شدیم سر کار نرویم و به همان پول گرفتن از دولت اکتفا کنیم.
برای آنکه این عزیزان دچار سرخوردگی نشوند میتوان یک قانون تصویب کرد که مطابق آن کسی حق ندارد به آنان حس ناکافی بودن بدهد یا اعتراض کند که دولت چرا باید به یک عده همینطور پول بدهد.
◽️@utfinance◽️
👍16👎6❤1
📄 مقاله
دینخویی ایرانی
نگاهی به نظریه دین خویی آرامش دوستدار
در تاریخ تفکر مدرن ایران، کمتر متفکری به ژرفای فرهنگی و روانشناختی پدیده دینگرایی و دینخویی چون آرامش دوستدار نگریسته است.
دوستدار، که خود را «فیلسوف فرهنگ» مینامد، پروژه فکریاش را نه صرفاً در نقد دین، بلکه در فهم تأثیرات مزمن و ساختاری دینخویی بر عقلانیت، علم، و تاریخنگری ایرانی بنیان نهاده است.
نقد او از «فرهنگ دینی» بهمثابه یک صورتبندی معرفتی و هستیشناختی، در تقابل کامل با رویکردهای اصلاحطلبانه یا مدرنساز دین قرار دارد.
دین، نزد دوستدار، صرفاً یک ساختار نهادی یا الهیاتی نیست، بلکه یک شیوه زیست، تفکر، و احساس است که در تار و پود ذهن و ضمیر ایرانی تنیده شده است.
◽️@utfinance◽️
دینخویی ایرانی
نگاهی به نظریه دین خویی آرامش دوستدار
در تاریخ تفکر مدرن ایران، کمتر متفکری به ژرفای فرهنگی و روانشناختی پدیده دینگرایی و دینخویی چون آرامش دوستدار نگریسته است.
دوستدار، که خود را «فیلسوف فرهنگ» مینامد، پروژه فکریاش را نه صرفاً در نقد دین، بلکه در فهم تأثیرات مزمن و ساختاری دینخویی بر عقلانیت، علم، و تاریخنگری ایرانی بنیان نهاده است.
نقد او از «فرهنگ دینی» بهمثابه یک صورتبندی معرفتی و هستیشناختی، در تقابل کامل با رویکردهای اصلاحطلبانه یا مدرنساز دین قرار دارد.
دین، نزد دوستدار، صرفاً یک ساختار نهادی یا الهیاتی نیست، بلکه یک شیوه زیست، تفکر، و احساس است که در تار و پود ذهن و ضمیر ایرانی تنیده شده است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
دینخویی ایرانی
نگاهی به نظریه دین خویی آرامش دوستدار در تاریخ تفکر مدرن ایران، کمتر متفکری به ژرفای فرهنگی و روانشناختی پدیده دینگرایی و دینخویی چون آرامش دوستدار نگریسته است. دوستدار، که خود را «فیلسوف فرهنگ» مینامد، پروژه فکریاش را نه صرفاً در نقد دین، بلکه در فهم…
👍5👎3👏2
📄 مقاله
احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
روزگاری سیاستمداری خبرساز بود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1372 به رقابت با هاشمی رفسنجانی برخاست و در سال 1380 نیز به رقابت با رئیس جمهور مستقر، محمد خاتمی پرداخت. آرای احمد توکلی اندک بود اما آنچه را که اعتقاد داشت با زبان صریح بیان میکرد. احمد توکلی در دهه 60 و در دولت میرحسین موسوی وزیر کار بود و نقش مهمی در شکل گیری قانون کار داشت. علاوه بر آن، در ابتدای دهه 80 و زمانی که نماینده مجلس بود نقش مهمی در تصویب قانون تثبیت قیمت انرژی داشت. احمد توکلی درگذشت اما میراث او برای اقتصاد ایران پا بر جاست.
احمد توکلی از موثرترین افراد در تصویب طرح تثبیت قیمت انرژی در اسفند 1383 بود. طرحی که رئیس مجلس هفتم، غلامعلی حداد عادل، آن را عیدی به مردم ایران نامید، چند سال بعد وزیر نیرو آن را اینگونه توصیف کرد: «این مصوبه کمر صنعت برق را شکست».
◽️@utfinance◽️
احمد توکلی؛ سیاستگذار ناترازیها
روزگاری سیاستمداری خبرساز بود. در انتخابات ریاست جمهوری سال 1372 به رقابت با هاشمی رفسنجانی برخاست و در سال 1380 نیز به رقابت با رئیس جمهور مستقر، محمد خاتمی پرداخت. آرای احمد توکلی اندک بود اما آنچه را که اعتقاد داشت با زبان صریح بیان میکرد. احمد توکلی در دهه 60 و در دولت میرحسین موسوی وزیر کار بود و نقش مهمی در شکل گیری قانون کار داشت. علاوه بر آن، در ابتدای دهه 80 و زمانی که نماینده مجلس بود نقش مهمی در تصویب قانون تثبیت قیمت انرژی داشت. احمد توکلی درگذشت اما میراث او برای اقتصاد ایران پا بر جاست.
احمد توکلی از موثرترین افراد در تصویب طرح تثبیت قیمت انرژی در اسفند 1383 بود. طرحی که رئیس مجلس هفتم، غلامعلی حداد عادل، آن را عیدی به مردم ایران نامید، چند سال بعد وزیر نیرو آن را اینگونه توصیف کرد: «این مصوبه کمر صنعت برق را شکست».
◽️@utfinance◽️
🤬12👍3👎3😢3⚡1🔥1
📄 مقاله
۹ کتابی که باید از لودویگ فون میزس بخوانیم
👤 مهرپویا علا
۹ کتابی که باید از لودویگ فون میزس بخوانیم
👤 مهرپویا علا
لودویگ فون میزس (1881-1973) را اغلب بهعنوان اقتصاددان و یکی از اندیشمندان کانونی مکتب اقتصاد اتریش میشناسند. اما یک اقتصاددان از نگاه میزس باید در حوزههای بسیار فراگیری از زندگی اجتماعی مطالعه داشته باشد و کار او منحصر به سروکله زدن با عدد و رقم نمیشود. درواقع او باور چندانی به نقش ریاضیات در نظریۀ اقتصادی و درک فرایندهای اجتماعی کلان نداشت. میزس در یک بازۀ زمانی بالاتر از نیم قرن آثار بسیاری را به رشتۀ تحریر درآورد که در آنها مسائل و گرفتاریهای بشر در قرن بیستم را از جنبههای گوناگون مورد بررسی قرار داد. مسائلی که شاید اکنون در حوزۀ تمدنی غرب تا اندازهای برطرف یا تعدیل شده باشند، اما هنوز در چهارگوشۀ جهان چهبسا با شدت بیشتر بر جای ماندهاند و موجب رنج بشر میگردند. در اینجا معرفی کوتاهی را از شماری از آثار مهم او به دست میدهیم. اعداد روبهروی هر عنوان تاریخ انتشار نخستین ویرایش کتاب است. گفتنی است که این فهرست شامل تمامی آثار منتشرشدۀ او نمیشود.◽️@utfinance◽️
اکوایران
9 کتابی که باید از لودویگ فون میزس بخوانیم
لودویگ فون میزس (1881-1973) را اغلب بهعنوان اقتصاددان و یکی از اندیشمندان کانونی مکتب اقتصاد اتریش میشناسند. اما یک اقتصاددان از نگاه
👍16👎5❤1