Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
918 videos
1.15K files
3.07K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📄 امر ملی در مسلخ شریعتی

بیانیه مرکز مطالعات ایران‌شناسی نیمروز در نقد به ابتذال کشیده شدن مسئله امر ملّی توسط برگزارکنندگان همایش «شریعتی و امر ملّی»

در روزگاری که مسئله‌ی «امر ملّی» برای ما ایرانیان به یکی از حیاتی‌ترین مباحث در حیات فکری، سیاسی و تمدنی بدل شده است؛ در عصری که استقلال، انسجام تاریخی، هویت جمعی و شاکله‌ی فرهنگی ایران، زیر فشارهای سهمگین ژئوپلیتیکی و بحران‌های تمدنی قرار گرفته، تعهد به فهم جدی و ریشه‌دار از مسئله‌ی امر ملّی، بیش از هر زمان دیگر ضرورتی اخلاقی، تاریخی و عقلانی دارد. اما تأسف‌بار و هشداردهنده است که در چنین لحظه‌ی خطیری، شماری از متولیان فرهنگی و دانشگاهی، با برگزاری همایشی با عنوان «شریعتی و امر ملّی»، یکی از مبهم‌ترین، ضدملی‌ترین، تاریک‌اندیش‌ترین و ایدئولوژیک‌ترین چهره‌های سده‌ی اخیر ایران را در مقام مرجع امر ملّی نشانده‌اند. این اقدام، نه یک تلاش نظری جدی، بلکه نشانه‌ای روشن از ابتذال مفهومی و بازی با واژه‌هایی است که ریشه در خون و رنج ملت دارند.

علی شریعتی، نه نظریه‌پرداز امر ملّی بود و نه دغدغه‌مند آن. او در طول عمر فکری‌اش، «ملت» را نه به‌مثابه یک «حقیقت تاریخی-فرهنگی»، بلکه همچون ابزار بسیج سیاسی در خدمت پروژه‌ی جهان‌وطنی‌سازی هویت ایرانی درک کرد. آنچه برای او «مقدس» بود، نه ایران، بلکه یک هویت غیرملّی و جهان‌وطنی بود که برای حصول به آن حتی مفهوم «امّت» را نیز به مسلخ کشاند. شریعتی نه در تلاش برای احیای فرهنگ ایرانی، بلکه جهان‌وطن‌گرایی ایدئولوژیک بود؛ در تلاش نفی هویت ملی، و بازتولید یک خلافت معنوی با تقلید از جهان‌وطن‌گرایی سوسیالیستی بر خرابه‌های مدرنیتۀ ایرانی. بازخوانی آثار او گواهی روشن بر این است که در نگاه وی، امر ملّی مفهومی زاید، یا دست‌کم ثانوی و تابع است.

شریعتی، در عمل و نظر، از پروژه‌ی دولت مدرن ایران و تلاش‌های روشنفکران ملّی در راستای احیای هویت و ملیت ایرانی، رویگردان بود. او با سنت ایران‌گرایی و پرداختن به تداوم مفاهیم ملّی در درازنای تاریخ چند هزارساله‌ی ایران خصومت داشت، با مدرنیته‌ی ملّی‌گرا زاویه داشت، و حیات اجتماعی را نه در سایه‌ی قرارداد سیاسی و هویت مشترک تاریخی، بلکه در پناه شور انقلابی و تعهد ایدئولوژیک به یک هویت جهان‌وطنی می‌دید. اگر شریعتی، اندیشمندی بود مدافع امر ملّی، چرا در سراسر آثارش از ایران به‌عنوان «ملت تاریخی» جز در مقام نقد و ستیز یاد نکرد؟ چرا تاریخ ایران را به اتهام «سکولاریسم زرتشتی» یا «تقدس‌گرایی شاهنشاهی» تخطئه کرد؟ چرا ایران‌گرایی را همزاد بورژوازی و تجدد طاغوتی دانست؟

امر ملّی مفهومی است که بر بستر رنج تاریخی ملت‌ها، بر خاک و زبان و حافظه‌ی جمعی استوار است؛ نه بازیچه‌ی ایدئولوژی‌های رمانتیک یا اراده‌گرایانه. امر ملّی، همانطور که در سنت‌های فکری مدرن (از ارنست رنان تا بندیکت اندرسون، از هانس کوهن تا آنتونی اسمیت) آمده، بر مفروضاتی چون «همبستگی فرهنگی»، «خاطره‌ی تاریخی»، «قلمرو سیاسی مستقل»، و تمایزاتی از این نوع متکی است. شریعتی اما، با تأکید بر هویت جهان‌وطنی، نه‌تنها این مبانی را انکار کرد، بلکه عملاً به فرایند ملت‌زدایی از فرهنگ ایرانی دامن زد. امروز، به‌جای بازاندیشی انتقادی در نسبت گسسته‌ی شریعتی با امر ملّی، کسانی می‌کوشند او را در جایگاه متفکر ملی بنشانند و بدین‌وسیله، بار دیگر مفاهیم ملت، وطن، حافظه‌ی تاریخی و عقلانیت ملی را مصادره کنند.

ما در مرکز مطالعات ایران‌شناسی نیمروز با صراحت اعلام می‌داریم:
۱. همایش «شریعتی و امر ملّی» در سطح نظری، نمونه‌ای روشن از جعل مفهومی، و در سطح فرهنگی، مصداقی از آشتی‌دادن جمع‌ناپذیرهای فکری است.
۲. شریعتی، نه تنها نظریه‌پرداز ملت نبود، بلکه گفتمان او، یکی از عوامل تقلیل عقلانیت ملی به شور انقلابی، و جایگزینی اندیشه‌ی تمدنی با هیجانات و نظریات نامنطبق جهان‌وطن‌گرایانه با واقعیت تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران عزیزمان بود.
۳. برگزاری چنین همایشی، آن هم بدون نقد بنیادی به مبانی ضدملی آثار شریعتی، توهینی به فهم تاریخی ملت ایران و نادیده‌گرفتن رنج نظریه‌پردازان ملی‌گرا، مبارزان نهضت مشروطه، ایران‌دوستان، و مدافعان استقلال فرهنگی ایران در قرون اخیر است.

ما خواستار آنیم که مفاهیم مقدسی چون «امر ملّی»، از بازی‌های فرهنگی و مصادره‌های ایدئولوژیک دور نگاه داشته شود. ایران نیازمند بازاندیشی در امر ملّی است، اما این بازاندیشی باید در پرتو تاریخ واقعی که ایران از سر گذرانده است، هویت ایرانی، و عقلانیت سیاسی با توجه به ذخیره‌های تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران عزیزمان صورت گیرد، نه در سایه‌ی شرح و تفسیر بازخوانی‌های جهت‌دار شریعتی یا هر چهره‌ی ایدئولوژیک دیگر.

ایران را با حقیقت باید شناخت، نه با اسطوره‌های دروغین و جعلی!


◽️@utfinance◽️
👍20👎5👏1
📕 چاپ سوم زمان و پول

کتاب «زمان و پول» نوشته راجر گریسون، به چاپ سوم رسید. این اثر که توسط محمد جوادی و امیررضا عبدلی به فارسی ترجمه شده، تلاشی است برای پیوند اقتصاد خرد و کلان با نگاهی نو از منظر مکتب اقتصادی اتریشی.
گریسون در این اثر بر نقش محوری «زمان» و «پول» در تحلیل اقتصادی تأکید دارد و معتقد است تحلیل‌های متعارف، با فرض‌هایی غیرواقعی مانند «تزریق پول از هلیکوپتر»، از واقعیت فاصله گرفته‌اند.

او ساختار زمانی سرمایه را محور تحلیل قرار داده و نشان می‌دهد که تولید زمان‌بر است و پول به‌عنوان واسطه مبادله، نقش کلیدی در تسهیل این فرآیند دارد. این کتاب نه‌تنها یک اعتراض آکادمیک به حذف «زمان» از تحلیل‌های اقتصادی قرن اخیر است، بلکه تلاشی برای بازگرداندن این مفهوم به نظریه‌پردازی اقتصاد کلان به‌شمار می‌رود.

🔹 اگر متقاضی دریافت این کتاب هستید، مبلغ 500 هزار تومان به شماره حساب 5892107044098229- بانک‌سپه به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 واتس‌اپ یا تلگرام کنید.

🔗 همچنین بخوانید: چرا باید کتاب «زمان و پول» را باید خواند؟

◽️@utfinance◽️
14👎4👍1
Forwarded from Caissa Hub Official
◽️ Bitcoin's price has broken a new all-time high (ATH) of $122,500.

Bitcoin's market value has surpassed that of Amazon.

The total crypto market capitalization has exceeded $3.8 trillion.

Bitcoin experienced $445 million in daily liquidations.

Bitcoin has entered the top five assets list.

🔲@Caissa_Finance🔳
1
📄 یادداشت

«چرا پا نمیشی بری همونجا؟!»

👤 مهرپویا علا

کارگردان مجموعۀ غیرانسانی «اسکویید گیم/بازی مرکب» نسخۀ کره‌ای و ۲۰۲۵ همان روشنفکران نادان دهه پنجاه ایران است. از لحاظ سلامت مغزی وضعیتش شاید حتی خراب‌تر از براهنی و ساعدی و شریعتی و آل‌احمد و شاملو و نراقی و نصر و امثلهم باشد، با این تفاوت که زیرساخت‌های پیشرفتۀ کره جنوبی در سال ۲۰۲۵ را در اختیار دارد و در نتیجه از این امکان برخوردار است که به جای کرسی‌شعر سرودن با مشارکت کمپانی نتفلیکس علیه سرمایه‌داری سریال بسازد و ده‌ها میلیون مخاطب جذب کند. یعنی علیه همان مناسباتی که در آن کمپانی‌هایی از قبیل نتفلیکس امکان رشد پیدا کردند و کارگردان جوان فرصت به دست آوردن شهرت جهانی و ثروت سرشار یافت. در این سریال ایده‌های متعلق به مناسبات سرمایه‌داری با ایده‌های متعلق به نازی‌ها هم‌ارز قلمداد می‌شوند. سرمایه‌داران کسانی‌اند که مردم را برای تفریح به جان هم می‌اندازند، می‌کشند و جسدشان را درون کوره می‌اندازند یا اندام‌شان را می‌فروشند. در سریال تمام «میهمانان ویژه» با لهجۀ فصیح انگلیسی سخن می‌گویند و از شاعران کلاسیک نقل‌قول می‌آورند. اما اگر سرمایه‌داران و علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک به راستی اینقدر وحشی و شرورند پس چرا خود کارگردان یکی از آن‌هاست؟ آیا او که در همین مناسبات تحصیلات عالیه‌اش را گذراند و «فرهیخته» شد و به ثروت و شهرت انبوه دست یافت یکی از همان «میهمانان ویژه» نیست؟ پس بر پایۀ کدام مشروعیت برای ما پیام اخلاقی و اجتماعی صادر می‌کند؟

سازندگان سریال در چند سکانس آن نشان داده‌اند که معتقدند فرق چندانی میان کره شمالی و جنوبی وجود ندارد. زنی در فصل نخست و زنی دیگر در فصل سوم سریال با هزار مشقت از شمال می‌گریزند و در جنوب گرفتار بلایی حتی بدتر از آنچه در شمال شاهد آن بودند می‌شوند. اگر کره جنوبی به همان بدی قسمت شمالی شبه‌جزیره است چرا به اندازۀ پنج دقیقه هم محتوا از کره شمالی در انتقاد از وضعیت آنجا بیرون نمی‌آید؟ البته شاید به این دلیل که وضعیت در شمال خوب است و به جز خائنین کسی اعتراضی ندارد!

می‌توانید ده‌ها پرسش بدیهی مانند این‌ها را مطرح کنید و البته در مقابل هیچ پاسخی جز متلک و محکومیت و تحقیر و برچسب دریافت نخواهید کرد. فارغ از بحث این سریال اگر کسی فقط قدری با اقتصاد و حقوق آشنایی داشته باشد به سادگی می‌تواند با چند پرسش کل بنای ایدۀ سوسیالیسم را در هم بشکند. گره کار اینجاست که در مواجهه با سوسیالیست‌ها شما با منطق و عقل سروکار ندارید. آن‌ها اغلب حتی به استدلال‌های شما گوش هم نمی‌دهند. همین که دهان باز کنید و بخواهید یکی از مفروضات آنان را زیر سؤال ببرید محکوم خواهید شد. اینجا شما با مکانیسمی مشابه مذاهب جهانی مواجهید. سوسیالیسم درواقع جایگزین قرن بیستمی و بیست‌ویکمی مذاهب جهانی در دنیای کهن است.

هیچ‌گونه خلاقیت و ابتکاری در داستان اسکویید گیم وجود ندارد. همه چیز آن به طرز کودکانه‌ای کلیشه‌ای است. از هر «اقلیت تحت ستمی» یکی را آورده و درون داستان چپانده است تا بارش جور شود: یک اقلیت پاکستانی، یک زن ترنس و یک زن در حال زایمان که البته همه خوب و مظلوم‌اند و سرمایه‌داران خون‌آشام از درک آنان عاجزند و استثمارشان می‌کنند. تنها جذابیت این سریال بی‌رحمی و خشونت عریانی است که به نمایش می‌گذارد و از این لحاظ سریال‌هایی که می‌کوشند با صحنه‌های آشکار پورنوگرافی مخاطب جذب کنند هم بسیار انسانی‌ترند و هم بدآموزی کمتری دارند.

◽️@utfinance◽️
👍26👌31👎1
📄 یادداشت

اینترنت طبقاتی یا اینکه دلم برای منبر انحصاری‌ام تنگ شده است

👤 مسعود یوسف حصیرچین

کرۀ شمالی مردم را به سه طبقۀ اصلی و بیش از پنجاه زیر طبقه تقسیم می‌کند اما همۀ ما می‌دانیم که «کشور بی‌طبقه»ای است، درست همان چیزی که طرفداران جامعۀ بی‌طبقۀ توحیدی می‌خواستند و درست کردند.

در پیونگ‌یانگ، قلم به دستان حزب، خب طبیعتاً جز حزب کسی قلم ندارد، به اطلاعات سانسور نشده دسترسی دارند. مثلاً آقای جنگ جین‌سونگ، نویسندۀ کتاب رهبر عزیز می‌گوید مجلات و برنامه‌های کرۀ جنوبی به دستش می‌رسید تا آن‌ها را بخواند و بعد در نشریات کرۀ شمالی مطالبی بنویسد که کیم جونگ‌ایل خوشش بیاید!

طرح اینترنت طبقاتی به اتفاق آراء و با حمایت کامل دولت تصویب شد. خانم سخنگو البته می‌گوید یک اینترنت بی‌طبقۀ توحیدی است که برای بعضی، از جمله «خبرنگاران»، آزادتر خواهد بود، اسم طبقه را هم نیاورید که ناراحت می‌شود، به جان ناپلئون.

یان لیانکه، نویسنده و دگراندیش چینی می‌گوید در کشور ما نسیان، ورزشی ملی است و دولت اسپانسرش است. اگر به موقع رو برگردانید، چیزی را که نباید بگویید، به زبان نیاورید و عملکرد قابل قبولی داشته باشید، پاداش خوبی می‌گیرید، برای رفتارهای بد هم که مجازات همیشه هست.

همین حالا در چین نظام اعتبار اجتماعی وجود دارد که به‌ازای رفتارهای «خوب کمونیست‌پسند» به شهروندان امتیاز مثبت می‌دهد و به‌ازای رفتارهای دیگر، امتیاز منفی. این امتیازات هم به دسترسی به خدمات یا محرومیت از آن‌ها ترجمه می‌شود، از وام تا بلیت هواپیما و ... .

از جورج اورول نقل می‌کنند که «کار خبرنگار، چاپ چیزهایی است که نمی‌خواهند چاپ شود، باقی ماجرا روابط عمومی است.»

اگر قرار است دولت دسترسی ویژه‌ای به کسی بدهد، خطر از دست دادنش مثل شمشیر داموکلس بالای سر طرف است؛ باید بچۀ خوبی باشد و مطابق میل دولت رفتار کند، وگرنه آن را از دست خواهد داد. همانطور که بعضی از جامعۀ بی‌طبقۀ توحیدی بهره‌مند شدند، از اینترنت بی‌طبقۀ توحیدی هم کسانی سود خواهند برد. منبرهای انحصاری‌شان را بازخواهند یافت. احتمالاً باید از والتر دورانتی‌ها ترجمه کنند و به گوش ما برسانند و داستان ما را هم والتر دورانتی‌وار به گوش سایرین برسانند، مخصوصاً در حالی‌که ما در طبقۀ زیرزمین ساختمان اینترنت طبقاتی دسترسی‌مان قطع است.

اگر قرار است خبرنگاری خبری بیاورد که نتوانم راستی‌آزمایی‌اش کنم، من یکی بلاکش می‌کنم، حالا که قرار است به آن طرف ماجرا دسترسی نداشته باشم، بهتر است روابط عمومی‌چی‌ها را هم نبینم. بلاهت می‌آورند.

منبع: کانال شرق وحشی

◽️@utfinance◽️
👌7👍2
📄 یادداشت

درباره والتر دورانتی

👤 امیرهادی انواری

والتر دورانتی، خبرنگار مشهور نیویورک تایمز در شوروی بود.
او ارتباط بسیار خوبی با مقامات شوروی داشت و گزارش‌های خوبی هم برای نیویورک تایمز ارسال میکرد.
جایزه پولیتزر هم گرفته بود.
در دورانی از کار حرفه‌ای خودش - احتمالا به دلیل زلفی که با مقامات شوروی گره زده بود- تمام حرف و حدیث‌ها درباره قحطی بزرگ اوکراین را قاطعانه و شاید تحقیرآمیز به نفع رژیم شوروی «افسانه» و «اغراق» توصیف میکرد.
در این شرایط، گرت جونز، خبرنگاری که یک هزارم شهرت دورانتی را نداشت، مرعوب نام او و رسانه اش نشد و در پی «حقیقت» با حداقل امکانات خودش را به اوکراین رساند و گزارش شرایط اسفناک مردم در قحطی که شوروی ساخته بود را ثبت کرد.
حالا بعد از ۹۰ سال، پرده‌ها کنار رفتند، شاهدان تاریخ هم شهادت خودشان را دادند.
ما امروز به خاطر پاکی روح، صداقت، شهامت و اعتقادی که جونز به راستی داشت، تمام قد می ایستیم.
اما دورانتی چطور؟ پولیتزر او هم نمیتونه او را از قضاوت سخت تاریخ نجات بده.
همین 🙂
فیلم بسیار زیبایی هم درباره این داستان واقعی ساخته شده به نام Mr Jones اگر دوست داشتید ببینید.

◽️@utfinance◽️
👍5
📄 مقاله

ایده شکست خورده بریکس

👤 مانی بشرزاد

منتشر شده در: Centre for Policy Studies (Capx)

نیچه روزی نوشت: «خدا مرده است. خدا همچنان مرده است. و ما او را کشته‌ایم.» در مورد گروه بریکس، دو جملهٔ اول صدق می‌کنند – اما سومی نه. ما آن را نکشتیم. پروژهٔ بریکس از همان ابتدا یک خودکشی آهسته بود.

کشورهای عضو بریکس که در دهه‌های اخیر رشد اقتصادی بالایی تجربه کردند همه به لطف بازار آمریکا و غرب به این موفقیت رسیدند اما بریکس بر پایه این توهم شکل گرفت که این کشورها می‌توانند خود نقش «خدا» را برای کشورهای کوچک تر بازی کنند.  ایده‌ای که ثابت شد یک توهمی بیش نبود. بریکس که قرار بود جایگزین  غرب شود امروز بدون غرب نمی‌تواند دوام بیاورد.

بله، بریکس ۳۹٪ از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می‌دهد، اما تنها ۱۸٪ از تجارت آن درون این بلوک انجام می‌شود. این تصادفی نیست. یکی از دلایل اصلی آن، نوسانات ارزی است. بازار این واقعیت را بازتاب می‌دهد: حدود ۶۲٪ از ذخایر ارزی جهان به دلار آمریکاست. تنها ۲٪ به یوان چین اختصاص دارد.

و ارقام رشد اقتصادی گویای همه‌چیزند. رشد تولید ناخالص داخلی ترکیبی کشورهای بریکس در سال ۲۰۲۴ به تنها ۳.۲٪ رسید، در حالی که این رقم بین سال‌های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ به طور میانگین ۴.۵٪ بود.
یو‌بی‌اس رشد اقتصادی چین را در سال ۲۰۲۵ معادل ۴.۰٪ و در سال ۲۰۲۶ تنها ۳.۰٪ پیش‌بینی می‌کند. بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۳، رشد سالانه چین از بیش از ۱۴٪ به کمتر از ۶٪ کاهش یافت. افزون بر این، نقش دولت چین در اقتصاد در حال گسترش است. در سال ۲۰۲۰، بیش از ۶۰٪ از کل درآمد شرکت‌های چینی حاضر در فهرست فورچون گلوبال ۵۰۰ از بنگاه‌های دولتی به‌دست آمده بود.


🔗 لینک متن کامل مقاله:
https://capx.co/the-brics-project-was-a-slowmotion-suicide


◽️@utfinance◽️
👌8👍63👏2👎1
📄 مقاله

دونالد ترامپ و شورش علیه سرمایه‌داری

بسیاری از مردم جهان آمریکا را نماد سرمایه داری می‌دانند. اما در کشوری که اقتصاد اول جهان است، رئیس جمهوری بر مسند قدرت نشسته که علیه تجارت آزاد شورش کرده است. تعرفه‌گذاری او بر واردات کالاهای خارجی، نظام تجارت آزاد کل جهان را مختل کرده است.

◽️@utfinance◽️
👎11👍84
📄 یادداشت

جزئیات زندگی میلان کوندرا به روایت جاسوسان

👤 مصطفی خلجی

اگر در کوچه‌های حاشیه ولتاوا در پراگ قدم بزنید، ساختمانی سیمانی را می‌بینید که در میان ساختمان‌های تر و تمیز و بازسازی شده، هنوز قدیمی باقی است: چرک و دلگیر.

در نگاه اول، نرده‌های آهنی جلوی پنجره‌های طبقه اول ساختمان توجه آدم را جلب می‌کند؛ نامنطبق با ساختمان‌های اروپایی و شبیه بازداشتگاه‌ها.

این یکی از ساختمان‌های نیروی پلیس مخفی چکسلواکی بوده که جاسوسانش در کمین مخالفان و منتقدان بودند و هیچ گوشه‌ پراگ از حضورشان در امان نبود.

این ساختمان، الان محل بایگانی‌ اسناد رژیم کمونیستی چکسلواکی است، حکومتی که در نیمه اول دهه ۱۹۷۰ بیش از هر زمان دیگری میلان کوندرا را زیر نظر داشت و اسم رمز او را «الیتار» گذاشته بودند.

در این اسناد، کوندرا «فردی بسیار باهوش اما ناسازگار، و آشکارا منتقد» است که «مهارناپذیر، و بنابراین خطرناک» طبقه‌بندی شده.

عکس‌های پلیس مخفی از کوندرا فوق‌العاده است که چند تایش مربوط به دیدار او با جورج گیبیان، استاد وقت ادبیات روسی دانشگاه کرنل است.

قبلا کارلوس فوئنتس نوشته که کوندرا خودش به تحت نظر بودن خود آگاهی داشت.

یکی از تکان‌دهنده‌ترین اسناد، گزارش جاسوسان از تعقیب کوندرا در یک روز معمولی است:

«ساعت ۹:۵۰: الیتار خانه‌اش را ترک می‌کند. او سر برهنه است، کت‌وشلوار تیره و کفش‌های مشکی به پا دارد. همراه همسرش است. برای مدتی کوتاه، مقابل خانه منتظر می‌مانند.

۱۰:۰۵: خودرویی با پلاک ABJ 67 97 مقابل خانه‌ می‌رسد. الیتار و همسرش سوار خودرو می‌شوند که به سمت خیابان ریچنا حرکت و در آنجا توقف می‌کند. پس از پیاده‌شدن از خودرو، همگی از پارک کناری عبور می‌کنند.

۱۰:۲۵: وارد خانه‌ یان وریش می‌شوند.

۱۲:۰۰: دستورات تعقیب به گروه بعدی منتقل می‌شود...»

وریش نویسنده‌ای بود که در همان دوران کمونیسم درگذشت.

نکته جالب گزارش‌ها این است که جاسوسان عین یک رمان‌نویسان، تمام صحنه‌ها را با جزئیات توصیف کرده‌اند؛ مثلا این که کوندرا در فلان کافه، روی کدام صندلی نشست و چه نوع آبجویی و چند تا لیوان سفارش داد...

استعدادهایی که شاید اگر حکومتی جاسوس‌پرور وجود نداشت، در راه دیگری به کار گرفته می‌شد...

◽️@utfinance◽️
👍41👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 عوضش امنیت دارند!؟

👤 مسعود یوسف حصیرچین

این روزها خیلی از این صحبت می‌کنند که ایران هم باید مثل کرۀ شمالی بمب اتم بسازد. معمولاً هم بهانه‌شان امنیت کشور و مردم است. به همین مناسبت، فکر کردم که خوب است وضعیت کرۀ شمالی را بررسی کنم و ببینیم آیا این سلاح‌های هسته‌ای امنیت کشور و مردم را تأمین کرده‌اند؟
به‌عنوان کسی که چند کتاب دربارۀ کرۀ شمالی ترجمه کرده و سال‌هاست پیگیر اخبار این کشور است، به نظرم بهترین کار این بود که دربارۀ وضعیت کرۀ شمالی گزارشی بدهم تا اگر کسی پیشنهاد کرۀ شمالی شدن را داد، حواسمان باشد که چه می‌گوید.

نسخۀ کامل این ویدیو را می‌توانید در یوتوب شرق وحشی ببینید:

🔗https://www.youtube.com/watch?v=ctSU-KqW71M


خرید فرار از اردوگاه 14 ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک متنی | صوتی
خرید رهبر عزیز ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک متنی | صوتی
خرید اتهام ایران کتاب | بنوبوک | الکترونیک صوتی

کانال تلگرام شرق وحشی: https://t.me/yusefmasoud

◽️@utfinance◽️
👍102
📄 یادداشت

آب طبقاتی

👤 امیررضا عبدلی

از خواب که بیدار شدم شیر آب را باز کردم و دیدم آب نیست. دو سه دقیقه‌ای منگ ماندم تا به فکرم رسید که می‌شود از بطری آب یخچال برای شستن صورت استفاده کرد. ولی هرچه خودم را در آینه ورانداز کردم دیدم با این سر و وضع نمی‌شود سر کار رفت. تصمیم گرفتم منتظر بمانم تا آب وصل شود و دوش بگیرم. ظهر شد. بعد از ظهر شد. برق هم رفت. و آب نیامد و نیامد تا ساعت یک بعد از نیمه‌شب.
داشتم با خودم فکر می‌کردم اسرائیل هم وقتی می‌خواهد منطقه‌ای را بمباران کند از قبل به ساکنان آن‌جا هشدار می‌دهد، ولی اداره آبفا حتّی این اندازه شعور و شرف ندارد که یک روز قبل به مردم بگوید فردا تمام روز را بی‌آب خواهید بود. این که هیچ، اصولاً حتّی گردن نمی‌گیرد که جایی در تهران آب چند هزار نفر را قطع کرده است. با وقاحت تمام می‌گویند: قطعی نداریم، محدودیت و کاهش فشار داریم. آدم یاد اقتصاددان‌های جمهوری‌اسلامی‌چی می‌افتد که به جای «قحطی» می‌گویند «ناترازی»، تا خدای نکرده اسائه ادب نکرده باشند.
احتمالاً به رسانه‌ها هم هشدار داده‌اند که خبر قطعی آب را منتشر نکنند. 28 تیرماه هیچ رسانه‌ای این خبر را اعلام نکرد که تنش آبی بالاخره به محلّات پایتخت رسید.

****************************************

هدف از سیاست‌های سوسیالیستی یاری رساندن به محرومان و فرودستان است. این سیاست‌ها معمولاً با جملاتی دلفریب مثل این شروع می‌شوند: «دسترسی به آب آشامیدنی حق بدیهی همه شهروندان است». در قدم بعدی برای احقاق این حق مالکیت یا کنترل منابع آب به دولت سپرده می‌شود. با این ترتیبات یک کالای عادی مثل آب که قاعدتاً و ذاتاً باید مثل همه کالاهای دیگر خرید و فروش شود، حکم کالای عمومی را پیدا می‌کند؛ یعنی کالایی که دولت موظّف است آن را به رایگان یا به بهایی اندک در اختیار عموم مردم قرار دهد.
ظاهراً همه چیز خوب است الّا این که تولیدکننده دولتی آب انگیزه چندانی برای تولید بهتر و بیشتر ندارد، و مصرف‌کننده هم دلیلی نمی‌بیند که خودش را به زحمت بیندازد و آب را مقتصدانه و به‌جا مصرف کند. کالایی که ارزان است به زبان بی‌زبانی به انسان‌ها می‌گوید: نگران نباش! مرا هدر دادی هم دادی!
این ترکیب ناکارایی و سوءمصرف در گذار زمان دائماً تقاضا را از عرضه بیشتر می‌کند، تا وقتی که به قحطی یا به قول حضرات «ناترازی» برسیم. در این نقطه انحصارگر دولتی آب به این سؤال می‌رسد که این مقدار باقیمانده آب را به چه کسانی باید تخصیص داد؟ یا به عبارت بهتر چه کسانی را باید از آب محروم کرد؟
پاسخ این سؤال برای هیچ دولتمردی مشکل نیست. واضح است که نمی‌توان آب جاهایی مثل نیاوران و زعفرانیه و ولنجک را هفده ساعت قطع کرد. آخر زشت است و خوبیت ندارد. آن‌جاها سفارتخانه خارجی است، منزل بسیاری از خادمان ملّت است، کلّی «خانه امن» آنجاست. به طور کلّی شخصیت‌های برجسته‌ای در این مناطق زندگی می‌کنند که صدا دارند و اگر صدایشان را بلند کنند آبروریزی خواهد شد. پس گزینه بهینه برای قطع آب محلّاتی هستند که در آن‌ها نه اماکن مهم سیاسی و دیپلماتیک باشد، نه منازل سرداران و مدیران و رانتخواران گردن‌کلفت. محلّات بی‌صدا. محلّاتی که در کثافت فرورفتنشان خدشه‌ای به وجهه نظام وارد نخواهد کرد.

*****************************************

ملاحظه فرمودید که سیاست سوسیالیستی یا «مُفت‌گرا» از کجا شروع شد و به کجا رسید؟ این سیاست قرار بود آب رایگان یا ارزان را در اختیار اقشار محروم قرار دهد، امّا در نهایت آب را طبقاتی کرد و همان محرومان را به محرومیتی صدچندان رساند. این یک وضعیت استثنایی نیست، یک قانون است. هر کالای کمیابی را که با یاوه‌سرایی‌های ایدئولوژیک در فهرست کالاهای عمومی قرار دهیم، به زودی طبقاتی خواهد شد. و از این مسیر است که کار مدّعیان عدالت و مساوات به غیرقابل توجیه‌ترین و ظالمانه‌ترین شکل‌های تبعیض می‌رسد.
رجال جمهوری اسلامی نیم‌قرن فرصت داشته‌اند تا به همگان ثابت کنند که از بیخ کور و کرند. به آن‌ها و حرف‌های مفتشان امید و اعتباری نیست. امّا امیدوارم اگر روزی عنان اداره امور به دست سنخ دیگری از سیاستمداران و سیاستگذاران افتاد، حتماً این واقعیت را پیش چشم داشته باشند که سپردن تولید و توزیع آب به دولت، در حکم استقبال از خودکشی ملّی است.
من به عنوان یک شهروند ایران گران بودن آب را به بی‌آبی ترجیح می‌دهم.

منبع: https://t.me/AmirrezaAbdolii/

◽️@utfinance◽️
👍13👎2👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 رنج رانت‌جویی

سخنرانی موسی غنی‌نژاد در کمیسیون صنعت و معدن اتاق بازرگانی تهران

◽️@utfinance◽️
👎6👍5👌1
Forwarded from Finance & Economics
📚 معرفی کتاب

چهار عنوان کتاب با محوریت «اقتصاد» و «محیط زیست» منتشر شده توسط انتشارات آماره:

◽️ تغییر اقلیم و اقتصاد بازار
/گفتارهایی درباره اقتصادسیاسی محیط زیست/
شهرام اتفاق

◽️ طبقه و محیط زیست
شهرام اتفاق

◽️ محیط زیست؛ سرمایه داری یا سوسیالیسم؟
گفت‌وگوهای شهرام اتفاق با علی دینی ترکمانی، کاظم علمداری، کاوه مدنی، محمدرضا جعفری، شهریار عامری، علی شمس اردکانی، محمدابراهیم رئیسی و یداله سبوحی

◽️ اقتصاد محیط زیست
استیون اسمیت (صفحه استیون اسمیت در وبسایت دانشگاه UCL)

◽️@utfinance◽️

#شهرام_اتفاق
#کاظم_علمداری
#استیون_اسمیت
👍1
Forwarded from Finance & Economics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو

یک سده اقتصاد سیاسی بحران آب

👥 گفت‌وگوی اکوایران با شهرام اتفاق

🎧 نسخه صوتی

▫️در سال‌های اخیر منطقه غرب آسیا و بالاخص ایران با بحران آب دست و پنجه نرم می‌کنند. کشورهایی که مشکل آبی جدی‌تری دارند در حقیقت مناطق مستعد نزاع سیاسی نیز هستند.

▫️در این مصاحبه شهرام اتفاق کارشناس اقتصاد سیاسی محیط زیست از دریچه تاریخ به مسئله آب می‌پردازد.

◽️@utfinance◽️

#شهرام_اتفاق
#محیط_زیست
#مسئله_آب
#آب
#اقتصاد_سیاسی_محیط_زیست
👍2
📄 یادداشت

۳۰ تیر؛ ظهور مصدق در قامت انقلابی

رخداد سی‌ام تیر ۱۳۳۱، به‌عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، غالباً با نگاهی جانب‌دارانه از سوی هواداران جبهه ملی و شخص دکتر محمد مصدق روایت شده است. اما برای بازشناسی واقع‌بینانه این واقعه، باید آن را در متن ساختار حقوقی کشور، حدود اختیارات قانونی پادشاه مصرح در قانون اساسی مشروطه و انگیزه‌های واقعی نیروهای دخیل تحلیل کرد. اگر منطقی و منصفانه نگاه کنیم، رخداد سی‌ام تیر بیش از آن‌که تجلی اراده مردم باشد، جلوه‌ای از بی‌انضباطی سیاسی، شورش کور و عدول از سازوکارهای قانونی بود.

مصدق، قدرت‌طلبِ شورشی
در بهار ۱۳۳۰، مجلس شورای ملی، محمد مصدق را به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب کرد. مصدق در آغاز کار، به‌ویژه با تکیه بر شعار ملی‌شدن صنعت نفت، مورد حمایت افکار عمومی قرار گرفت. با این حال، ماهیت واقعی سیاست‌ورزی او، به‌تدریج خود را در قالب تمرکز بی‌سابقه قدرت در دستان نخست‌وزیر، تضعیف نهاد سلطنت و سوءظن به دربار نشان داد.

در تیر ماه سال ۱۳۳۱، مصدق تقاضای در اختیار گرفتن وزارت جنگ و کنترل مستقیم ارتش را مطرح کرد؛ درخواستی که از منظر قانون اساسی مشروطه و تعادل قوا میان ارکان حکومت کاملاً ناموجه بود. محمدرضاشاه، مطابق با اختیارات قانونی خود و از بیم آن‌که ارتش، ابزار یک جناح خاص قرار گیرد، از پذیرش این خواسته سر باز زد.

استعفای تاکتیکی و تحریک خیابان
محمد مصدق پس از رد پیشنهادش، استعفا داد. شاه، طبق اختیارات قانونی، استعفای نخست‌وزیر را پذیرفت و احمد قوام‌ را مأمور تشکیل کابینه کرد. قوام، چهره‌ای مجرب، اهل سیاست و مرد دوران‌های بحرانی بود. او در بیانیه‌ی معروف خود هشدار داد: «اکنون وقت آن رسیده که دستجات سیاسی، میدان را به دولت قانونی بدهند.» این موضع، هرچند قاطعانه، اما در چارچوب نظم حقوقی کشور بود.

در واکنش، جبهه ملی و متحدان چپ‌گرای آن، به‌ویژه حزب توده، با تحریک مردم، سازماندهی تظاهرات خیابانی و تهییج احساسات، سعی در القای این تصور داشتند که تنها راه مشروعیت، کف خیابان است نه سازوکار پارلمانی. ۳۰ تیر، نتیجه‌ی همین بسیج احساسات بود. تظاهراتی در تهران و چند شهر دیگر رخ داد، نیروهای انتظامی و ارتش درگیر ماجرا شدند و کشور در آستانه هرج و مرج قرار گرفت.

تسلیم شاه در برابر معترضان
محمدرضاشاه، برای پایان دادن به درگیری‌ها و پرهیز از خون‌ریزی بیشتر، در نهایت به خواسته‌ی معترضان تن داد و مصدق را به قدرت بازگرداند. اما این بازگشت، نه بر اساس رأی مجلس، که تحت فشار اعتراضات خیابانی بود.

رخداد ۳۰ تیر، یک پیروزی برای مصدق و حامیانش بود و بسیاری برای دفاع از مصدق جان دادند. محمدرضاشاه بعدها در خاطرات خود با تلخی از این روز یاد می‌کند و می‌نویسد: «اگر آن روز ایستادگی کرده بودم، شاید کشور هرگز به ورطه‌ی بی‌ثباتی و هرج و مرج‌های سال‌های بعد نمی‌افتاد.»

از نکات مهم اما مغفول در تحلیل‌های رایج این است که جبهه ملی، هرچند خود را وفادار به مشروطه می‌دانست، اما عملاً دست در دست نیروهای چپ گذاشته بود. حزب توده، با نفوذ در بدنه‌ی تظاهرات و نشر شعارهایی با گرایش‌های آشکارا کمونیستی، از ۳۰ تیر بهره‌برداری کرد تا اقتدار شاه را تضعیف و شرایط را برای نفوذ بلوک شرق فراهم کند.

۳۰ تیر ۱۳۳۱، اگرچه از سوی تاریخ نگاران بسیاری «قیام ملت» نامیده شده، اما در حقیقت گامی به سوی سیاست خیابانی و عبور از چارچوب قانون اساسی مشروطه بود. حمایت بی‌قید و شرط چهره‌ها و گروه‌های سیاسی بانفوذ -جبهه ملی، آیت‌الله کاشانی و حزب توده- از محمد مصدق در نهایت کشور را به سوی بحران‌های سال‌های بعد سوق داد؛ بحرانی که سرانجام در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با پایان کار مصدق و بازگشت نظم، به‌طور موقت مهار شد.

◽️@utfinance◽️
👍162👎2🔥2
شماره نخست مجله تاریخ اقتصاد به زودی منتشر می‌شود:

🔷 سال‌های پاندمی: همه‌گیری مارکسیسم در تهران

🔹 همراه با گفتگویی منتشر نشده با ابوالحسن بنی‌صدر

🔹 چگونه دانشجوها شیفته "شبه علم" شدند؟

🔹 همراه با ضمیمه تحلیلی مالی‌نگر: ذوب آهن اصفهان، چگونه دوباره زیان‌ده شد؟


🔹مجله تحلیلی تاریخ اقتصاد دو زبان فارسی و انگلیسی و به چهار شکل: نسخه کاغذی (قطع جیبی)، نسخه الکترونیک (E Book)، نسخه صوتی (پادکست) و نسخه تصویری (ویدئو کست) در سکوهای انتشار گوناگون در ایران و سراسر جهان، در دسترس علاقه‌مندان به تاریخ اقتصاد خواهد بود.

@tarikh_eghtesaad1
8👍3👎1