Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
918 videos
1.15K files
3.07K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
برندگان تورم
liberal podcast
🎧 پادکست لیبرال

برندگان تورم

📌 به زبان فارسی

◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👍3
📄 مقاله

توجه به محدودیت‌ها

👤 پويا جبل‌عاملی

علم اقتصاد با انسان عقلایی سرکار دارد. هرچند اقتصاد رفتاری، کنش‌های انسانی را با چشم‌پوشی از این فرض تحلیل می‌کند، اما همچنان پایه و محور این علم مبتنی بر عقلانیت است‌. عقلانیت مثلا درمورد مصرف به‌طور خلاصه و با چشم‌پوشی از جزئیات، به این معناست که آدمی با توجه به بودجه خود، مطلوبیتش را از مصرف کالا‌ها به حداکثر می‌رساند.

بدون تردید فرد هر چه از یک کالا بیشتر مصرف کند، مطلوبیت بیشتری می‌برد. اما انسان عقلایی به قید بودجه خود نیز می‌نگرد. فرد با قید بودجه که ترکیبی از درآمد و قیمت کالاهاست، مطلوبیت خود را از مصرف یک کالا به حداکثر می‌رساند. انسانی عقلایی است که قیود و محدودیت‌ها و توانایی خود را در نظر بگیرد. اگر این محدودیت در نظر گرفته نشود، آن‌گاه با موجودی طرف هستیم که پایه‌ای‌ترین امر عقلانی را مدنظر قرار نمی‌دهد.

توجه محض به مطلوب‌ها که می‌تواند برآمده از نیازها، آرمان‌ها و ایده‌آل‌ها باشد، بدون در نظر گرفتن توانایی، کاری عقلایی نیست. کار غیرعقلایی هم معلوم است که به کجا ختم می‌شود.

اگر از حوزه فردی خارج شویم، کنش‌های غیرعقلایی و تصمیمات غیرمنطقی به معنی چشم‌پوشی از قیود و محدودیت‌ها و توانایی‌ها، بیش از پیش می‌شود. شاخه اقتصاد-سیاسی، فرآیندهای تصمیم‌سازی نهادها توسط انسان عقلایی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. اصولا تصمیمات غیرعقلایی بیشتر از سوی نهادهای جمعی که ذیل دستگاه‌های دولتی هستند، اتخاذ می‌شود. جایی که افراد عقلایی را تصمیم‌گیرنده می‌دانند، هزینه تصمیم‌های حتی غیرعقلایی آنان برای خودشان صفر است؛ اما چون این تصمیم‌ها مبتنی صرف بر مطلوب‌ها و ایده‌آل‌هاست، می‌تواند برای اعتبار آنان سودمند باشد. در نتیجه چنین تصمیم‌هایی گرفته می‌شود؛ اما چون به محدودیت‌ها توجه ندارد، تصمیم‌هایی غیرمنطقی و غیرعقلایی است.

بسیار می‌توان از این نوع تصمیم‌ها و قوانین و کنش‌ها در بوروکراسی ایران مثال آورد. نمونه بارزش قانون حجاب و عفاف بود که خوشبختانه ابلاغ نشد؛ قانونی که مبتنی بر یک ایده‌آل رسمی بود؛ اما به محدودیت‌های اجرایی ابدا توجهی نداشت.

اما جایی که امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجه به قیود و توانایی‌هاست، حوزه سیاست خارجی است؛ جایی که اگر بی‌توجه به امکانات و محدودیت‌ها حرکت کنیم و تنها بر ایده‌آل‌ها پافشاری کنیم، چه بسا کشور با هزینه‌های غیرقابل جبرانی در تاریخ خود مواجه شود.

اینکه در نهایت ابزار بازدارندگی ما که باید مانع جنگ شود، از بروز جنگ جلوگیری نکرد، بدون تردید تصمیم‌گیرندگان را باید به آن‌سو بکشاند که تجدید‌نظری اساسی در این ابزار کنند. ما امروز باید بیش از هر زمان دیگر به توانایی‌های واقعی خود توجه داشته باشیم و ایده‌آل‌ها را متناسب با آنها دنبال کنیم. ما نیازمند آن هستیم تا بیش از قبل به کشورهایی بنگریم که در این منطقه هستند که نه تنها منابع ما را به این حد ندارند، اما توانسته‌اند هم امنیت خود را برقرار کنند و هم بالاترین رفاه را برای شهروندانشان آن هم در تراز جهانی ایجاد کنند. انسان عقلایی نمی‌تواند به این تجربه‌ها، به آنچه بر خودش گذشته و به آنچه واقعا در دست دارد، بی‌توجه باشد.

امید است با تغییر، با توجه به قیود و با نگاهی نو به استراتژی‌های قبلی، آینده موفق و پیشرفته‌ای برای ایرانیان رقم بزنیم.

◽️@utfinance◽️
👍5
📄 یادداشت

تغییر پارادایم (یا همان توبه گرگ)

👤 ا.ع

در سال 1944 هنوز حکومت هیتلر کاملاً پابرجا بود. امّا اقتصاددانی به نام لودویگ ارهارت (Ludwig Erhard) که نگذاشته بود پروپاگاندای کورکننده نازی‌ها آسیبی به چشم بصیرتش برساند، فرض را بر این گذاشت که آلمان دیر یا زود در این جنگ شکست می‌خورد و ماشین سیاسی و نظامی رایش سوم فرومی‌پاشد. و بر مبنای همین فرض، توانست به یک فردای تلخ ولی واقعی فکر کند و برای آن چاره بیندیشد.

ارهارت هم احتمالاً می‌توانست به پیشوا یا مقامات مادون او نامه سربسته یا سرگشاده بنویسد و ضمن محکوم کردن دشمنان و تشکّر از فداکاری‌های نیروهای مسلّح، رژیم ناسیونال سوسیالیست را به «تغییر پارادایم» دعوت کند. امّا چنین کاری نکرد. به جای آن در اتاقش نشست و به سؤالاتی فکر کرد که به زودی جوابشان برای نجات کشور لازم می‌شد، سؤالاتی مثل این‌ها: چطور می‌شود اقتصاد آلمان را که زیر منگنه برنامه‌ریزی‌ دولتی و کنترل قیمت‌ها مچاله شده است، به یک وضع طبیعی و معقول برگرداند؟ با حجم عظیمی از پول که دولت نازی خلق کرده است چه باید کرد؟ آیا واحد پول فعلی را می‌توان حفظ کرد یا باید به فکر واحد پول جدیدی بود؟ تکلیف بدهی‌های سرسام‌آور دولتی چه خواهد شد؟ تجارت خارجی را چطور باید از نو سامان داد و احیا کرد؟ غرامت‌های جنگی که بر گردن آلمان می‌افتند از کدام محل باید پرداخت شوند؟

متأسفم که در ایران امروز تا جایی که می‌دانیم کسی به این پرسش‌های حیاتی فکر نمی‌کند. اساتید اقتصاد ما همچنان امید دارند که میخ آهنین نصیحت در سنگ لجاجت ایدئولوژیک فرو برود، با آن که تا کنون حاکمیت به هیچ کدام از ده‌ها بیانیه‌ و نامه‌ هشدارآمیزی که نوشته‌اند حتّی ذرّه‌ای اعتنا نکرده.

اساتید بزرگوار! خودتان هم می‌دانید که حاکم ایران «تغییر پارادایم» نخواهد داد. برای او مرگ گواراتر از آن است که سر عقل بیاید و معمولی و متعارف عمل کند. رجال مورد اعتمادش نیز برای آن که شایستگی‌شان احراز شود، اوّل باید ثابت کرده باشند که گوششان به هیچ منطق و استدلالی بدهکار نیست و هرگز قرار نیست از واقعیات چیزی بیاموزند یا عبرتی بگیرند. بنابراین از خودتان خواهش می‌کنم که: تغییر پارادایم دهید لطفاً. پارادایم خیرخواهی و مصلحت‌اندیشی برای حاکمیت فعلی ایران خیلی وقت پیش پوسیده و فرو ریخته است. این گرگ نمی‌تواند توبه کند. آیا برای اقتصاد دریده و آش و لاشی که از او به میراث خواهد ماند فکری دارید؟

◽️@utfinance◽️
👍273👎2
📄 یادداشت

این نامه به آدرسی اشتباه ارسال شده؟

👤 مرتضی کاظمی

منظورم این نامه است که از طرف ۱۸۰ استاد به

۱- مردم شریف ایران
و
۲- رئیس‌جمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان

نوشته شده است. لطفاً شما هم به توصیه‌هایی که در ادامه این یاددشت و در آن نامه ذکر شده توجه کنید و اینجا در کامنت‌ها بنویسید آیا شما هم مثل من فکر می‌کنید که
- این نامه به آدرسی اشتباه ارسال شده؟
- آیا این دو مخاطب عام و خاص، توان و اختیار اجرای این توصیه‌ها را دارند؟

🔹 توصیه‌های ارائه شده در نامه:


- فعال شدن مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا و جلوگیری از بروز مجدد جنگ
- تغییر بنیادی در رویکرد نظام حکمرانی در جهت افزایش ملموس مشارکت جامعه و احیای سرمایه اجتماعی
- رهایی زندانیان سیاسی و محصورانی که به‌دلیل بیان نظرات زندانی شده‌اند
- رهایی صدا و سیما و دیگر رسانه‌های جمعی دولتی، از کنترل محافل افراطی
- بازنگری در نظام اطلاعاتی و امنیتی کشور برای خنثی‌سازی همه‌جانبه دشمن و صیانت از جان و کیان مردم
- تنظیم سیاست‌های پولی‌، ارزی، تجاری و مالی به‌گونه‌ای که زمینه رانت‌جویی و فساد را از بین ببرد
- ضرورت خروج نیروهای نظامی از امور بنگاه‌داری و فعالیت‌های اقتصادی

کدام یک از موارد فوق می‌توانند توسط
🔹 مردم شریف ایران
یا
🔹 رئیس‌جمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان
انجام شود.
والا به نظر من، هیچکدام.
نظر شما چیست؟

نوشته شده در ۱۷ تیر ۱۴۰۴
📎 https://t.me/mortezakazemii

◽️@utfinance◽️
👍366👎61
◽️ واکنش کیهان و وطن امروز به بیانیه اقتصاددانان

◽️@utfinance◽️
👍19🤬7👎3🔥3
Forwarded from Caissa Hub Official
🔳 #Nvidia (NVDA) has become the first company ever to reach a $4 trillion market cap.
#NVDA stock is up 6.5% in the last five days, driving the company to this historic milestone.

🔲@Caissa_Finance🔳
🔥3👍2
📄 یادداشت

چه کسانی به فضای خفقان رسانه‌ای دامن می‌زنند؟

👤 آرمان امیری

آقای عبدی در سرمقاله‌ی هم‌میهن، ضمن استقبال از گفتگوی جناب پزشکیان با شبکه‌ی آمریکایی، به دو نکته‌ی مهم اشاره کرده‌اند. نخست اینکه این گفتگو می‌توانست بسیار زودتر انجام شود. احتمالا اشاره‌شان به این است که اگر دولت با آن همه وعده که در باب تنش‌زدایی داده بود، از ابتدای روی کار آمدن اراده‌ای واقعی برای مذاکره با آمریکا داشت کار اصلا به اینجا کشیده نمی‌شد. نکته دوم اما، اشاره‌ای است که جای حرف و حدیث بسیار دارد. آقای عبدی نوشته‌اند:

محدودیت‌ها برای صاحبنظران و فعالان سیاسی جهت حضور در رسانه‌های خارجی همچنان پابرجاست و این یک سیاست غیرقانونی و نادرست است.

تمام شگفتی اینجاست که در هنگام تحلیل، دست‌کم بخشی از اصلاح‌طلبان مشکلات را به درستی شناسایی و معرفی می‌کنند؛ اما موقع عمل همه‌چیز وارونه می‌شود! در همین زمان که آقای عبدی چنین سرمقاله‌ای برای روزنامه هم‌میهن نوشته، چندین کمپین با محوریت و پشتیپانی لجستیک اصلاح‌طلبان به راه افتاده برای بایکوت و تحریم برخی شبکه‌های ماهواره‌ای، به ویژه ایران اینترنشنال. فقط در یک نمونه، بیانیه‌ای با امضای ۴۵۰ فعال سیاسی و رسانه‌ای منتشر شده که اکثر قریب به اتفاق‌شان فعالین اصلاح‌طلب هستند و از تمامی صاحب‌نظران می‌خواهند که با اینترنشنال مصاحبه نکنند.

این بیانیه تنها یکی از اشکال ارعاب و تهدید مخالفان است که با برچسب‌هایی نظیر «خیانت» و «وطن‌فروشی» نه تنها آنان را از اظهار نظر باز می‌دارند، بلکه پیشاپیش مقدمات برخوردهای امنیتی را در موردشان فراهم می‌کنند. درست همان کاری که با روح‌الله زم کردند و کمپین راه انداختند که «او اصلا خبرنگار نبوده و کارش کار خبری نبوده» تا امکان آن مجازات اعدام را برایش تسهیل کنند. به تازگی هم یکی از چهره‌های «جوان»(!) این جریان در گفتگو با شبکه‌ی بی‌بی‌سی فارسی (که بنابر اشاره‌ی آقای عبدی، می‌دانیم این گفتگوها بدون مجوز مقامات امنیتی میسر نمی‌شوند) با استدلال‌هایی شگفت‌انگیز تلاش کرد از «اعدام بدون محاکمه»ی متهمان امنیتی قباهت‌زدایی کند!

البته در میان اصلاح‌طلبانی که دیگر هیچ پیوند و ارتباطی با دولت ندارند، همچنان چهره‌هایی پیدا می‌شوند که منتقد این کمپین‌های ارعاب و سانسور باشند. در میان فهرست امضاکنندگان همین بیانیه‌ی ۴۵۰ امضایی اخیر نام دو چهره‌ی شاخص به چشم می‌خورد که جای شگفتی داشت: عیسی سحرخیز (کسی که خودش سابقه‌ی مدیریت مطبوعاتی وزارت فرهنگ را دارد) و عبدالله ناصری (با سابقه‌ی مدیریت خبرگزاری ایرنا).  خوشبختانه، هر دوی این چهره‌ها بلافاصله یادداشت‌هایی نوشتند و امضای این بیانیه را تکذیب کردند.

آقای ناصری در بخشی از یادداشت خود آورده است:

به رغم اختلافات قابل توجه با بعضی از  برنامه‌های غیرحرفه‌ای و جهت ساز و القاکننده  مثل “حرف آخر”،  چون تمام رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور(جز اسرائیل) برای پاسخ به دروغ‌های صدا و سیمای حکومت و سانسورهای آن تلاش می‌کنند ، وجود و فعالیت رسانه‌ای آن‌ها را در مجموع مفید می‌دانم.

آقای سحرخیز هم در متنی مشابه نوشته‌اند:

اشکال اصلی کار امضاکنندگان این بیانیه این است که در جایگاهی چون "ولی مطلقه فقیه" نشسته‌اند و برای دیگران، حتی آنان که دارای پیشینه‌ی سیاسی بیشتر و به اصطلاح "السابقون" هستند نسخه می‌پیچنند و امریه صادر می‌کنند، گویا که آنان خود عقل و شعور لازم را ندارند و قادر نیستند راه را از چاه تشخیص دهند.

و از این بخش مهم‌تر، آقای سحرخیز به نکته‌ای بسیار بنیادین‌تر اشاره کرده است:

اما عزیزان قرار نیست که برای مبارزه با این واقعیت، "سرنا را از سر گشادش بنوازید" و با حکمی آمرانه "آزادی بیان" را مختل، "اطلاع‌رسانی همه‌جانبه" را محدود و مردم را از "شنیدن تمام دیدگاه‌ها" محروم سازید.

این سخنان، در ظاهر امر با تعبیر آقای عبدی هم سازگار است، تفاوت اینجاست که آقایان سحرخیز و ناصری دیگر ارتباط یا نفوذی در دولت ندارند. در نتیجه از این چهره‌ها توقعی بیش از همین نقدها نمی‌رود. در مقابل، از امثال آقای عبدی توقع می‌رود که اولا مساله را در همان دولت پی‌گیری کنند تا دست‌کم از ریخت و پاش بودجه‌های دولت برای تشکیل کمپین‌های ارعاب رسانه‌ای جلوگیری کنند. اگر هم چنین نفوذی ندارند، دست‌کم انتقاد را از دایره‌ی نزدیک‌تر شروع کنند و به مانند دیگر آقایان، به جای گرفتن انگشت اتهام به سود نهادهای نامرئی، به دایره‌ی «خودی‌ها» تلنگر بزنند که ابتدایی‌ترین شرط یک مدعی اصلاحات پایبندی به «آزادی بیان» است. شما که در تمامی شعارها و وعده‌های حداقلی و تقلیل‌یافته‌ی انتخاباتی هم کاملا شکست خورده‌اید، دست‌کم در پرهیز از یک روسیاهی ابدی، برای خفقان صداهای منتقد کاسه‌ی داغ‌تر از آش نشوید!

منبع: کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
4👌2
📄 ارسال لینک زلزله به بازار ارز؛ هکرها وارد می‌شوند

👤 میلاد حاتمی

روند بازارها امروز، عکس روند سه‌شنبه بود و تناقض روز گذشته همچنان در بازار وجود داشت. #قیمت‌دلار و #قیمت‌سکه یک کانال بالا آمدند اما قیمت طلای آبشده با کاهش به مرز حمایت رسید.

دو دلیل برای کاهش قیمت‌ها در بازار طلا و روند متفاوت آن در بازار بیان می‌شد.
دلیل اول از منظر تحلیلگران به رفتار بازار طلا در روز گذشته برمی‌گردد. در روز سه‌شنبه بازار ارز و سکه کاهش داشتند اما بازار طلا رنج دنبال شد، با این اتفاق حباب طلای آبشده افزایش پیدا کرد. در روز چهارشنبه بازار طلای‌ آبشده با لگ زمانی یک روزه کاهشی شد و از حبابش کم کرد.

دلیل دوم کاهش قیمت طلای آبشده به وضعیت بلوکه ربط دارد. در وضعیت بلوکه فروشنده سود می‌برد و برای همین در روز چهارشنبه شاهد فروش در بازار طلا بودیم.

نکته بازار هشدار معامله‌گران درمورد لینکی بود که به هک حساب آن‌ها منجر شده است. به ادعای معامله‌گران یک لینک فیلم با عنوان زلزله ۸.۵ ریشتری بانکوک در حال انتشار است که یک ویروس است. آن‌ها می‌گویند برخی از معامله‌گران با باز کردن این لینک، حساب‌های بانکی‌شان هک شده است.

◽️@utfinance◽️
1
📄 یادداشت

ماشین تبلیغ و ارعاب

👤 محمد طبیبیان

پس از صدور بیانیه اقتصاددانان و دانشگاهیان،  سر‌و‌صدای تبلیغات متعارف و لجن پاشی مرسوم بر علیه آن شروع شد؛ به این مضمون که این‌ها عامل شرایط موجود هستند!!!
این پرخاشگران عاری از اخلاق حاضر نیستند به سابقه نگاه کنند و توجه دهند که برخی از این امضاء کنندگان افرادی هستند که از میدان کار و حرفه و تخصص بیرون رانده شده‌اند، برای چند ده سال اعتقاد به همین مبانی و مخالفت کارشناسی و مدنی با آنچه کشور را در مسیر این گرفتاری‌های موجود قرار داده است.

چون این شیوه تبلیغات و تهدید و متهم کردن منتقدین به عنوان مسئول آنچه از آن انتقاد می‌کنند شیوه کهنه و میراث اربابان کمونیست است مواردی را در پایین مطرح می‌کنم:

بین سال‌های ۱۹۲۸-۱۹۳۲ استالین که سیاست‌های تعاونی‌سازی کشاورزی او منجر به کاهش تولید و قحطی شده بود کشاورزان خرده مالک را مسئول شرایط موجود معرفی کرد و سرکوب کرد. قحطی تشدید شد و بین ۳ تا ۷ میلیون تلفات این سرکوب و قحطی بود.
مجدداً در سال‌های ۱۹۳۶-۱۹۳۸ که سر و صدای مخالفت با سیاست‌های زیان‌بار او بلند شد در برنامه «پاک سازی بزرگ» رقبای سیاسی خود را مسئول شرایطی معرفی کرد که حاصل تصمیم‌های خود او بود. در نتیجه محاکمه پر سر وصدا و زندانی و اعدام کردن حدود یک میلیون نفر یا زندانی یا اعدام شدند.

بار آخر نیز در سال ۱۹۳۹ یک برنامه سرکوب دیگر را پیاده کرد و باز هم با تبلیغات وسیع منتقدان خود را مسئول سیاست‌هایی معرفی کرد که از آن انتقاد می‌کردند.

حیله مشابهی توسط مائو در چین پیگیری شد. در سال‌های ۱۹۶۶-۱۹۷۶در یک حرکت وسیع با بسیج عوام تحت عنوان انقلاب فرهنگی تمام منتقدان واقعی و خیالی خودرا حذف کرد و به مردم چنین نمایاند که این‌ها، به عنون عناصر بورژوا و برخی اعضاء حزب کمونیست، دلیل رکود اقتصاد هستند و مانع بهبود شرایط زندگی مردم می‌شوند. سرکوب و زندانی و تبعید کردن ده‌ها میلیون انجام شد و متعاقب آن وضع زندگی عموم بدتر گردید.
همین بازی کثیف در سال‌های ۱۹۶۷-۱۹۶۸و پس از آن ۱۹۷۱ ادامه یافت. تنزل ادامه داشت تا یکی از همان زندانیان سال ۱۹۶۸ به نام دنگ شیائوپنگ بعد از مرگ مائو، با کمک یک بخش از حزب کمونیست و ارتش، قدرت را بدست گرفت و برنامه اصلاحات اقتصادی پیاده کرد که موجب نجات اقتصاد چین و تداوم رشد آن شد.

دیگر مستبدان حقیر هم همین شیوه را پیاده کردند. در سال‌های ۱۹۷۵-۱۹۷۹ پال پوت رهبر انقلابی کامبوج، روشنفکران و شهرنشینان را عامل تنزل اجتماعی معرفی کرد، و اجامر عوام را بسیج نمود. برنامه سرکوب و اخراج از شهر به روستاها را در حد وسیع اجرا کرد، عوامل بسیج شده را هدایت کرد تا به منازل شهر نشینان هجوم ببرند و آنچه وسائل رفاه و به زعم آن‌ها فساد بود را نابود کنند اعضای خانواده‌ها را از هم جدا و با اعمال خشونت مردان و زنان و کودکانِ از هم جدا شده را به روستاها برای کار کشاورزی بکشانند. وسائل متعارف زندگی مردم مانند وسائل آشپزخانه و خواب نابود شد و فقر و فلاکت سبب شد که دو میلیون از جمعیت پنج میلیونی کامبوج کشته یا به دلیل قحطی تلف شوند.

در کره شمالی نیز شیوه متعارف از زمان برسرکار آمدن نظام کمونیستی همین بوده، سرزنش منتقدان برای مشکلات و دست یازیدن به خشونت و سر کوب.

خبر خوب این که هیچ مورد از این موارد به جز بدنامی تاریخی برای کسانی که این خشونت‌ها را برنامه ریزی و اجرا کردند و حتی عاقبت تلخ برایشان چیزی در برنداشت. بسیاری از یاران و فرمان‌بران استالین و مائو و پال پوت و دیگران طعم تلغ میوه کِشته خود را چشیدند، علاوه بر لعنت جاویدان تاریخ که نصیبشان شد.
این شیوه‌ها نخ نما و مفتضح تاریخ است.

◽️@utfinance◽️
11👎4👍2
📄 یادداشت

نکته‌ای در باب بیانیه ۱۸۰ اقتصاددان

👤 حمید آذرمند

▫️اخیرا بیانیه‌ای از طرف ۱۸۰ اقتصاددان و استاد محترم دانشگاه منتشر شد. اغلب امضاکنندگان را از نزدیک می‌شناسم و برخی، از دوستان نزدیک من هستند.
فارغ از محتوای متن، که در جای خود قابل تحلیل و تامل و بهره برداری است، نحوه طرح موضوع محل نقد جدی است.

▫️ اصولا بکار بردن گزاره‌هایی از جنس تغییر رویکرد نظام حکمرانی، اصلاح سیاست‌های ارزی، تجاری و مالی، شایسته‌سالاری و ...، عبارت‌هایی کلی و تفسیرپذیر و فاقد دلالت‌های سیاستی و راه‌کارهای مشخص اجرایی است. مطمئنا هیچ مقام مسئولی برای خواندن چنین بیانیه‌ای وقت نخواهد گذاشت.

▫️ بسیاری از این گزاره‌ها اگر در نشست‌های تخصصی بین امضاکنندگان به بحث گذاشته شود، یقینا به اجماع و جمع‌بندی مشخص نخواهد رسید.
در اغلب کشورها، اتاق‌های فکر و اندیشکده‌ها مسئولیت تدوین راه‌کارهای سیاستی مشخص را برعهده دارند و راه‌کارهای مذکور محصول سالها مطالعه و کار مستمر است‌.

▫️ بسیاری از این دوستان گرامی، سابقه مسئولیت در دانشگاه‌ها و دستگاه‌های اجرایی دارند. انتظار می‌رفت در زمان مسئولیت خود، بنایی پایه‌گذاری کنند که بتواند به طور مستمر برای رفع چالش‌های اقتصادی کشور راه‌کارهای تخصصی، قابل اجرا و مبتنی بر شناخت مسئله، ارائه نماید.

▫️ صدور بیانیه و اتمام حجت کردن با سیاستگذار، اگر چه می‌تواند گامی در جهت رفع تکلیف و سبک شدن بار مسئولیت خبرگان جامعه باشد ولی مشکلی از جامعه حل نخواهد کرد. کشور به مطالعات هدفمند، عمیق، مستمر و مبتنی بر شناخت مسئله نیاز دارد. اگر چنین مطالعاتی در دست باشد، مخاطب خود را خواهد یافت.

◽️@utfinance◽️
👍131👎1
Audio
🎧 پادکست

ایده‌ها و پدیده‌ها
🔟  قسمت دهم

🎙 امیررضا عبدلی

«ایده‌ها و پدیده‌ها» پادکستی درباره تاریخ اندیشه‌های اقتصادی است.

در قسمت دهم از پادکست ایده‌ها و پدیده‌ها با بعضی از مهم‌ترین و اثرگذارترین رئوس اندیشه‌های آدام اسمیت آشنا خواهیم شد.

پس از آن خواهیم دید که اسمیت بارقه اولیه این اندیشه‌ها را از پاره‌ای متفکّران بزرگ قرن هجدهم اقتباس کرده بود؛ کسانی مثل برنارد مندِویل هلندی، صاحبنظران عصر روشنگری اسکاتلند، و فیزیوکرات‌های فرانسوی.

در این قسمت همچنین مرور کوتاهی بر آراء کارل منگر خواهیم داشت؛ اندیشمندی که ایده‌های آدام اسمیت درباره تشکیل نظم‌های اجتماعی خودجوش و خودانگیخته را بسط داد، و لیبرالیسم اقتصادی را به یک دستگاه فکری مدرن و منسجم و مستحکم تبدیل کرد.

1️⃣ قسمت نخست را اینجا گوش دهید

2️⃣ قسمت دوم را اینجا گوش دهید

3️⃣ قسمت سوم را اینجا گوش دهید

4️⃣ قسمت چهارم را اینجا گوش دهید

5️⃣ قسمت پنجم را اینجا گوش دهید

6️⃣ قسمت ششم را اینجا گوش دهید

7️⃣ قسمت هفتم را اینجا گوش دهید

8️⃣ قسمت هشتم را اینجا گوش دهید

9⃣ قسمت نهم را اینجا گوش دهید

◽️@utfinance◽️
◼️@Amirrezaabdolipodcast◼️
👍5
📄 امر ملی در مسلخ شریعتی

بیانیه مرکز مطالعات ایران‌شناسی نیمروز در نقد به ابتذال کشیده شدن مسئله امر ملّی توسط برگزارکنندگان همایش «شریعتی و امر ملّی»

در روزگاری که مسئله‌ی «امر ملّی» برای ما ایرانیان به یکی از حیاتی‌ترین مباحث در حیات فکری، سیاسی و تمدنی بدل شده است؛ در عصری که استقلال، انسجام تاریخی، هویت جمعی و شاکله‌ی فرهنگی ایران، زیر فشارهای سهمگین ژئوپلیتیکی و بحران‌های تمدنی قرار گرفته، تعهد به فهم جدی و ریشه‌دار از مسئله‌ی امر ملّی، بیش از هر زمان دیگر ضرورتی اخلاقی، تاریخی و عقلانی دارد. اما تأسف‌بار و هشداردهنده است که در چنین لحظه‌ی خطیری، شماری از متولیان فرهنگی و دانشگاهی، با برگزاری همایشی با عنوان «شریعتی و امر ملّی»، یکی از مبهم‌ترین، ضدملی‌ترین، تاریک‌اندیش‌ترین و ایدئولوژیک‌ترین چهره‌های سده‌ی اخیر ایران را در مقام مرجع امر ملّی نشانده‌اند. این اقدام، نه یک تلاش نظری جدی، بلکه نشانه‌ای روشن از ابتذال مفهومی و بازی با واژه‌هایی است که ریشه در خون و رنج ملت دارند.

علی شریعتی، نه نظریه‌پرداز امر ملّی بود و نه دغدغه‌مند آن. او در طول عمر فکری‌اش، «ملت» را نه به‌مثابه یک «حقیقت تاریخی-فرهنگی»، بلکه همچون ابزار بسیج سیاسی در خدمت پروژه‌ی جهان‌وطنی‌سازی هویت ایرانی درک کرد. آنچه برای او «مقدس» بود، نه ایران، بلکه یک هویت غیرملّی و جهان‌وطنی بود که برای حصول به آن حتی مفهوم «امّت» را نیز به مسلخ کشاند. شریعتی نه در تلاش برای احیای فرهنگ ایرانی، بلکه جهان‌وطن‌گرایی ایدئولوژیک بود؛ در تلاش نفی هویت ملی، و بازتولید یک خلافت معنوی با تقلید از جهان‌وطن‌گرایی سوسیالیستی بر خرابه‌های مدرنیتۀ ایرانی. بازخوانی آثار او گواهی روشن بر این است که در نگاه وی، امر ملّی مفهومی زاید، یا دست‌کم ثانوی و تابع است.

شریعتی، در عمل و نظر، از پروژه‌ی دولت مدرن ایران و تلاش‌های روشنفکران ملّی در راستای احیای هویت و ملیت ایرانی، رویگردان بود. او با سنت ایران‌گرایی و پرداختن به تداوم مفاهیم ملّی در درازنای تاریخ چند هزارساله‌ی ایران خصومت داشت، با مدرنیته‌ی ملّی‌گرا زاویه داشت، و حیات اجتماعی را نه در سایه‌ی قرارداد سیاسی و هویت مشترک تاریخی، بلکه در پناه شور انقلابی و تعهد ایدئولوژیک به یک هویت جهان‌وطنی می‌دید. اگر شریعتی، اندیشمندی بود مدافع امر ملّی، چرا در سراسر آثارش از ایران به‌عنوان «ملت تاریخی» جز در مقام نقد و ستیز یاد نکرد؟ چرا تاریخ ایران را به اتهام «سکولاریسم زرتشتی» یا «تقدس‌گرایی شاهنشاهی» تخطئه کرد؟ چرا ایران‌گرایی را همزاد بورژوازی و تجدد طاغوتی دانست؟

امر ملّی مفهومی است که بر بستر رنج تاریخی ملت‌ها، بر خاک و زبان و حافظه‌ی جمعی استوار است؛ نه بازیچه‌ی ایدئولوژی‌های رمانتیک یا اراده‌گرایانه. امر ملّی، همانطور که در سنت‌های فکری مدرن (از ارنست رنان تا بندیکت اندرسون، از هانس کوهن تا آنتونی اسمیت) آمده، بر مفروضاتی چون «همبستگی فرهنگی»، «خاطره‌ی تاریخی»، «قلمرو سیاسی مستقل»، و تمایزاتی از این نوع متکی است. شریعتی اما، با تأکید بر هویت جهان‌وطنی، نه‌تنها این مبانی را انکار کرد، بلکه عملاً به فرایند ملت‌زدایی از فرهنگ ایرانی دامن زد. امروز، به‌جای بازاندیشی انتقادی در نسبت گسسته‌ی شریعتی با امر ملّی، کسانی می‌کوشند او را در جایگاه متفکر ملی بنشانند و بدین‌وسیله، بار دیگر مفاهیم ملت، وطن، حافظه‌ی تاریخی و عقلانیت ملی را مصادره کنند.

ما در مرکز مطالعات ایران‌شناسی نیمروز با صراحت اعلام می‌داریم:
۱. همایش «شریعتی و امر ملّی» در سطح نظری، نمونه‌ای روشن از جعل مفهومی، و در سطح فرهنگی، مصداقی از آشتی‌دادن جمع‌ناپذیرهای فکری است.
۲. شریعتی، نه تنها نظریه‌پرداز ملت نبود، بلکه گفتمان او، یکی از عوامل تقلیل عقلانیت ملی به شور انقلابی، و جایگزینی اندیشه‌ی تمدنی با هیجانات و نظریات نامنطبق جهان‌وطن‌گرایانه با واقعیت تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران عزیزمان بود.
۳. برگزاری چنین همایشی، آن هم بدون نقد بنیادی به مبانی ضدملی آثار شریعتی، توهینی به فهم تاریخی ملت ایران و نادیده‌گرفتن رنج نظریه‌پردازان ملی‌گرا، مبارزان نهضت مشروطه، ایران‌دوستان، و مدافعان استقلال فرهنگی ایران در قرون اخیر است.

ما خواستار آنیم که مفاهیم مقدسی چون «امر ملّی»، از بازی‌های فرهنگی و مصادره‌های ایدئولوژیک دور نگاه داشته شود. ایران نیازمند بازاندیشی در امر ملّی است، اما این بازاندیشی باید در پرتو تاریخ واقعی که ایران از سر گذرانده است، هویت ایرانی، و عقلانیت سیاسی با توجه به ذخیره‌های تاریخی، فرهنگی و تمدنی ایران عزیزمان صورت گیرد، نه در سایه‌ی شرح و تفسیر بازخوانی‌های جهت‌دار شریعتی یا هر چهره‌ی ایدئولوژیک دیگر.

ایران را با حقیقت باید شناخت، نه با اسطوره‌های دروغین و جعلی!


◽️@utfinance◽️
👍20👎5👏1
📕 چاپ سوم زمان و پول

کتاب «زمان و پول» نوشته راجر گریسون، به چاپ سوم رسید. این اثر که توسط محمد جوادی و امیررضا عبدلی به فارسی ترجمه شده، تلاشی است برای پیوند اقتصاد خرد و کلان با نگاهی نو از منظر مکتب اقتصادی اتریشی.
گریسون در این اثر بر نقش محوری «زمان» و «پول» در تحلیل اقتصادی تأکید دارد و معتقد است تحلیل‌های متعارف، با فرض‌هایی غیرواقعی مانند «تزریق پول از هلیکوپتر»، از واقعیت فاصله گرفته‌اند.

او ساختار زمانی سرمایه را محور تحلیل قرار داده و نشان می‌دهد که تولید زمان‌بر است و پول به‌عنوان واسطه مبادله، نقش کلیدی در تسهیل این فرآیند دارد. این کتاب نه‌تنها یک اعتراض آکادمیک به حذف «زمان» از تحلیل‌های اقتصادی قرن اخیر است، بلکه تلاشی برای بازگرداندن این مفهوم به نظریه‌پردازی اقتصاد کلان به‌شمار می‌رود.

🔹 اگر متقاضی دریافت این کتاب هستید، مبلغ 500 هزار تومان به شماره حساب 5892107044098229- بانک‌سپه به نام دنیای اقتصاد تابان واریز و فیش آن را برای شماره 09031239791 واتس‌اپ یا تلگرام کنید.

🔗 همچنین بخوانید: چرا باید کتاب «زمان و پول» را باید خواند؟

◽️@utfinance◽️
14👎4👍1
Forwarded from Caissa Hub Official
◽️ Bitcoin's price has broken a new all-time high (ATH) of $122,500.

Bitcoin's market value has surpassed that of Amazon.

The total crypto market capitalization has exceeded $3.8 trillion.

Bitcoin experienced $445 million in daily liquidations.

Bitcoin has entered the top five assets list.

🔲@Caissa_Finance🔳
1
📄 یادداشت

«چرا پا نمیشی بری همونجا؟!»

👤 مهرپویا علا

کارگردان مجموعۀ غیرانسانی «اسکویید گیم/بازی مرکب» نسخۀ کره‌ای و ۲۰۲۵ همان روشنفکران نادان دهه پنجاه ایران است. از لحاظ سلامت مغزی وضعیتش شاید حتی خراب‌تر از براهنی و ساعدی و شریعتی و آل‌احمد و شاملو و نراقی و نصر و امثلهم باشد، با این تفاوت که زیرساخت‌های پیشرفتۀ کره جنوبی در سال ۲۰۲۵ را در اختیار دارد و در نتیجه از این امکان برخوردار است که به جای کرسی‌شعر سرودن با مشارکت کمپانی نتفلیکس علیه سرمایه‌داری سریال بسازد و ده‌ها میلیون مخاطب جذب کند. یعنی علیه همان مناسباتی که در آن کمپانی‌هایی از قبیل نتفلیکس امکان رشد پیدا کردند و کارگردان جوان فرصت به دست آوردن شهرت جهانی و ثروت سرشار یافت. در این سریال ایده‌های متعلق به مناسبات سرمایه‌داری با ایده‌های متعلق به نازی‌ها هم‌ارز قلمداد می‌شوند. سرمایه‌داران کسانی‌اند که مردم را برای تفریح به جان هم می‌اندازند، می‌کشند و جسدشان را درون کوره می‌اندازند یا اندام‌شان را می‌فروشند. در سریال تمام «میهمانان ویژه» با لهجۀ فصیح انگلیسی سخن می‌گویند و از شاعران کلاسیک نقل‌قول می‌آورند. اما اگر سرمایه‌داران و علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک به راستی اینقدر وحشی و شرورند پس چرا خود کارگردان یکی از آن‌هاست؟ آیا او که در همین مناسبات تحصیلات عالیه‌اش را گذراند و «فرهیخته» شد و به ثروت و شهرت انبوه دست یافت یکی از همان «میهمانان ویژه» نیست؟ پس بر پایۀ کدام مشروعیت برای ما پیام اخلاقی و اجتماعی صادر می‌کند؟

سازندگان سریال در چند سکانس آن نشان داده‌اند که معتقدند فرق چندانی میان کره شمالی و جنوبی وجود ندارد. زنی در فصل نخست و زنی دیگر در فصل سوم سریال با هزار مشقت از شمال می‌گریزند و در جنوب گرفتار بلایی حتی بدتر از آنچه در شمال شاهد آن بودند می‌شوند. اگر کره جنوبی به همان بدی قسمت شمالی شبه‌جزیره است چرا به اندازۀ پنج دقیقه هم محتوا از کره شمالی در انتقاد از وضعیت آنجا بیرون نمی‌آید؟ البته شاید به این دلیل که وضعیت در شمال خوب است و به جز خائنین کسی اعتراضی ندارد!

می‌توانید ده‌ها پرسش بدیهی مانند این‌ها را مطرح کنید و البته در مقابل هیچ پاسخی جز متلک و محکومیت و تحقیر و برچسب دریافت نخواهید کرد. فارغ از بحث این سریال اگر کسی فقط قدری با اقتصاد و حقوق آشنایی داشته باشد به سادگی می‌تواند با چند پرسش کل بنای ایدۀ سوسیالیسم را در هم بشکند. گره کار اینجاست که در مواجهه با سوسیالیست‌ها شما با منطق و عقل سروکار ندارید. آن‌ها اغلب حتی به استدلال‌های شما گوش هم نمی‌دهند. همین که دهان باز کنید و بخواهید یکی از مفروضات آنان را زیر سؤال ببرید محکوم خواهید شد. اینجا شما با مکانیسمی مشابه مذاهب جهانی مواجهید. سوسیالیسم درواقع جایگزین قرن بیستمی و بیست‌ویکمی مذاهب جهانی در دنیای کهن است.

هیچ‌گونه خلاقیت و ابتکاری در داستان اسکویید گیم وجود ندارد. همه چیز آن به طرز کودکانه‌ای کلیشه‌ای است. از هر «اقلیت تحت ستمی» یکی را آورده و درون داستان چپانده است تا بارش جور شود: یک اقلیت پاکستانی، یک زن ترنس و یک زن در حال زایمان که البته همه خوب و مظلوم‌اند و سرمایه‌داران خون‌آشام از درک آنان عاجزند و استثمارشان می‌کنند. تنها جذابیت این سریال بی‌رحمی و خشونت عریانی است که به نمایش می‌گذارد و از این لحاظ سریال‌هایی که می‌کوشند با صحنه‌های آشکار پورنوگرافی مخاطب جذب کنند هم بسیار انسانی‌ترند و هم بدآموزی کمتری دارند.

◽️@utfinance◽️
👍26👌31👎1