👤 چهره روز
چهار سال از درگذشت مروج «آزادیخواهی انساندوستانه» گذشت
ششم تیرماه، مصادف با ۲۷ ژوئن چهارمین سالگرد درگذشت اقتصاددان معاصر، استیون هورویتز است.
◽️@utfinance◽️
چهار سال از درگذشت مروج «آزادیخواهی انساندوستانه» گذشت
ششم تیرماه، مصادف با ۲۷ ژوئن چهارمین سالگرد درگذشت اقتصاددان معاصر، استیون هورویتز است.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
چهار سال از درگذشت مروج «آزادیخواهی انساندوستانه» گذشت
ششم تیرماه، مصادف با ۲۷ ژوئن چهارمین سالگرد درگذشت اقتصاددان معاصر، استیون هورویتز است.
❤6👎1👌1
📄 مقاله
بحران نظریههای نئوکلاسیک پولی / علم اقتصاد راه حلی دارد؟
👤 شاهین کارخانه
نظریههای نئوکلاسیک پولی، مبتنی بر مفروضات بازار رقابت کامل، وجود مکانیزم قیمتهای انعطافپذیر و سیاست پولی اثربخش از طریق تغییر در نرخ بهره شکل گرفتهاند. اما بحران مالی سال ۲۰۰۸، این نظریهها را به بحران جدی کشاند.
◽️@utfinance◽️
بحران نظریههای نئوکلاسیک پولی / علم اقتصاد راه حلی دارد؟
👤 شاهین کارخانه
نظریههای نئوکلاسیک پولی، مبتنی بر مفروضات بازار رقابت کامل، وجود مکانیزم قیمتهای انعطافپذیر و سیاست پولی اثربخش از طریق تغییر در نرخ بهره شکل گرفتهاند. اما بحران مالی سال ۲۰۰۸، این نظریهها را به بحران جدی کشاند.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
بحران نظریههای نئوکلاسیک پولی / علم اقتصاد راه حلی دارد؟
نظریههای نئوکلاسیک پولی، مبتنی بر مفروضات بازار رقابت کامل، وجود مکانیزم قیمتهای انعطافپذیر و سیاست پولی اثربخش از طریق تغییر در نرخ بهره شکل گرفتهاند. اما بحران مالی سال ۲۰۰۸، این نظریهها را به بحران جدی کشاند.
👍3
Forwarded from مرتضی کاظمی
گفتوشنود اقتصادی
🗓 دوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴
🕠 ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹:۳۰
بورس، حق مالکیت و دامنه نوسان
از تعطیلی در روزهای جنگ تا
صفهای فروش پس از بازگشایی؛
بیاعتمادی چگونه شکل گرفت؟
پیرو نشست قبلی با موضوع
تعطیلی بورس در روزهای جنگ؛
تشدید بیاعتمادی یا تدبیر اقتصادی؟
با همراهی جمعی ازتحلیلگران، فعالان بازار و علاقهمندان، به گفتوگو درباره این پرسشهای کلیدی خواهیم پرداخت:
۱. آیا تعطیلی بورس در روزهای جنگ، مصلحت بود یا ضربهای به اعتماد عمومی؟
۲. آیا دامنه نوسان و قطع دسترسی به داراییها، محدودسازی حق مالکیت است؟
۳. آیا دامنه نوسان، ابزاری برای محافظت از بازار است یا پنهانسازی واقعیت قیمتها؟
برای گفتوگویی بیپرده درباره اعتماد، شفافیت و حقوق مالکیت در بازار سرمایه
برای شرکت در این نشست
لطفاً همینجا در کامنت حضورتان را اعلام کنید یا به @MortezaaKazemii پیام بدهید
گروه رسانهای دنیای اقتصاد
📎 https://t.me/mortezakazemii
🗓 دوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴
🕠 ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹:۳۰
بورس، حق مالکیت و دامنه نوسان
از تعطیلی در روزهای جنگ تا
صفهای فروش پس از بازگشایی؛
بیاعتمادی چگونه شکل گرفت؟
پیرو نشست قبلی با موضوع
تعطیلی بورس در روزهای جنگ؛
تشدید بیاعتمادی یا تدبیر اقتصادی؟
با همراهی جمعی ازتحلیلگران، فعالان بازار و علاقهمندان، به گفتوگو درباره این پرسشهای کلیدی خواهیم پرداخت:
۱. آیا تعطیلی بورس در روزهای جنگ، مصلحت بود یا ضربهای به اعتماد عمومی؟
۲. آیا دامنه نوسان و قطع دسترسی به داراییها، محدودسازی حق مالکیت است؟
۳. آیا دامنه نوسان، ابزاری برای محافظت از بازار است یا پنهانسازی واقعیت قیمتها؟
برای گفتوگویی بیپرده درباره اعتماد، شفافیت و حقوق مالکیت در بازار سرمایه
برای شرکت در این نشست
لطفاً همینجا در کامنت حضورتان را اعلام کنید یا به @MortezaaKazemii پیام بدهید
گروه رسانهای دنیای اقتصاد
📎 https://t.me/mortezakazemii
👍1
📄 مقاله
سراب بهبود اقتصادی «میثاق نوین»
👤 جاج گلاک -مورخ اقتصادی-
✍🏻 ترجمه مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
سراب بهبود اقتصادی «میثاق نوین»
👤 جاج گلاک -مورخ اقتصادی-
✍🏻 ترجمه مهران خسروزاده
◽️@utfinance◽️
Telegraph
سراب بهبود اقتصادی «میثاق نوین»
کتاب «طلوع کاذب» جورج سلجین مورد بررسی قرار گرفت؛ جورج سلجین اغلب به واسطه مطالعاتش در حوزه اقتصاد پولی شناخته میشود. با این حال سلجین مطالعات قابل توجه تاریخ اقتصاد هم در کارنامه دارد. او در تازهترین کتاب خود با عنوان «طلوع کاذب» به سراغ فرانکلین روزولت…
👍2👎1
📕 منتشر شد
چهلوچهارمین شمارۀ قلمیاران
▫️این شمارۀ قلمیاران چند مقاله در باب اهمیت خانواده دارد، یکی از مقالات به ارتباط اشکال نظامهای سیاسی و نقشی که خانوادهها در سیاست دارند میپردازد. از تورم گفتیم که در آن بخشهایی از کتاب مهم و ساده هنری هازلیت ترجمه شده است. از نسبیگرایی اخلاقی گفتیم و اینکه نسبیگرایی اخلاقی چه بر سر جهان ما میآورد.مقالهای در باب تفاوت نظری کمونیسم روسی وسوسیالیسم غربی. از چیستی دانشگاه و نقد دانشگاه کنونی. گفتوگویی با امیر قادری دربارهٔ سینمای چپ وطنی. نقد کتاب و مقالاتی دیگر.
چهلوچهارمین شمارهٔ قلمیاران را میتوانید از کتابفروشیها و دکههای روزنامهفروشی تهیه بفرمایید.
◾️دوستانی که تمایل دارند مجله را از طریق پست دریافت کنند، میتوانند تنها با پرداخت هزینه مجله(220000 تومان) با هزینۀ پستی رایگان دریافت کنند.
➖شمارۀ کارت: 6037997321603855 به نام آذر ارکانی
✖️ارسال برگۀ واریز و آدرس به شمارۀ تلگرام ۰۹۳۵۶۶۱۷۹۰۹
#قلمیاران #قلم_یاران
◽️@utfinance◽️
چهلوچهارمین شمارۀ قلمیاران
▫️این شمارۀ قلمیاران چند مقاله در باب اهمیت خانواده دارد، یکی از مقالات به ارتباط اشکال نظامهای سیاسی و نقشی که خانوادهها در سیاست دارند میپردازد. از تورم گفتیم که در آن بخشهایی از کتاب مهم و ساده هنری هازلیت ترجمه شده است. از نسبیگرایی اخلاقی گفتیم و اینکه نسبیگرایی اخلاقی چه بر سر جهان ما میآورد.مقالهای در باب تفاوت نظری کمونیسم روسی وسوسیالیسم غربی. از چیستی دانشگاه و نقد دانشگاه کنونی. گفتوگویی با امیر قادری دربارهٔ سینمای چپ وطنی. نقد کتاب و مقالاتی دیگر.
چهلوچهارمین شمارهٔ قلمیاران را میتوانید از کتابفروشیها و دکههای روزنامهفروشی تهیه بفرمایید.
◾️دوستانی که تمایل دارند مجله را از طریق پست دریافت کنند، میتوانند تنها با پرداخت هزینه مجله(220000 تومان) با هزینۀ پستی رایگان دریافت کنند.
➖شمارۀ کارت: 6037997321603855 به نام آذر ارکانی
✖️ارسال برگۀ واریز و آدرس به شمارۀ تلگرام ۰۹۳۵۶۶۱۷۹۰۹
#قلمیاران #قلم_یاران
◽️@utfinance◽️
❤2👍1
📄 مقاله
انتخاب عمومی؛ سنتی مهم از اقتصاد سیاسی (قسمت اول)
👤 پيتر بوتکه
پروفسور اقتصاد و فلسفه دانشگاه جورج ميسن
✍🏻 ترجمه: کيوان حسينوند
◽️@utfinance◽️
انتخاب عمومی؛ سنتی مهم از اقتصاد سیاسی (قسمت اول)
👤 پيتر بوتکه
پروفسور اقتصاد و فلسفه دانشگاه جورج ميسن
✍🏻 ترجمه: کيوان حسينوند
◽️@utfinance◽️
Telegraph
انتخاب عمومی؛ سنتی مهم از اقتصاد سیاسی (قسمت اول)
شصت سال پیش، انجمن انتخاب عمومی توسط گوردون تالاک و جیمز بوکانان تاسیس شد. این رویداد تقریبا همزمان با انتشار کتاب مشترک آنها، «The Calculus of Consent» بود. یک دهه پیش، در پنجاهمین سالگرد، وظیفه من این بود که درباره «گذشته، حال و آینده اقتصاد سیاسی ویرجینیا»…
👍1
Forwarded from Caissa Hub Official
◽️ Polymarket traders see a 46% chance Elon Musk will launch a new political party by December 31, 2025.
🔲@Caissa_Finance🔳
🔲@Caissa_Finance🔳
📄 یادداشت
آزادی در ایالات متحد
👤 مهرپویا علا
ارتش ایالات متحد عملیاتی را در ایران انجام داد و جایی را بمباران کرد. در اینجا سخنم ربطی به مسائل نظامی و امنیتی و خود این عملیات ندارد. یک اقدام نظامی از نظر خودشان مهم انجام شده است و رئیسجمهور آن کشور بیانیههای پرشوری را پس از آن صادر کرد. به فاصلۀ یک روز سی.ان.ان و نیویورک تایمز و تعدادی کارشناس مستقل در شبکههای اجتماعی به عنوان رسانههای اپوزوسیون گزارشهایی را منتشر کردند دال بر اینکه عملیات آنچنانکه ادعا میشود موفقیتآمیز نبود و یکی از مبانی این گزارششان سندی درز یافته به رسانهها بود. من در اینجا کاری ندارم که حرف کدام طرف صحیح است، چراکه اصولاً برای آدمهای عادی درستیسنجی چنین مسائلی ناممکن است و تنها باید دههها صبر کنند تا شاید در تاریخها ابعاد قضیه روشن شود.
آنچه میخواهم بگویم چیز دیگری است. به جرأت میتوان گفت مشابه چنین رویدادی در بالای هشتاد درصد کشورهای جهان میتواند به جمع شدن تماموکمال بساط آن رسانهها و حتی اعدام دستهجمعی دستاندرکاران و عوامل چنین گزارشی به جرم خیانت بیانجامد. اما در ایالات متحد دولت چه واکنشی به تلاش در راستای رسواسازی خود نشان داد؟ رئیسجمهور نیرومندترین کشور جهان ضمن گفتن اینکه این رسانهها مخاطبی ندارند و مشتی دروغگو هستند چند تا فحش هم نثارشان کرد! بعد هم البته وزیر دفاع و مقامات نظامی کنفرانسی مطبوعاتی تشکیل دادند و ضمن گلایه از این رسانهها کوشیدند با فیلم و رسم شکل و توضیحات گوناگون مخاطب را قانع کنند که گزارشهای مخالف صحیح نیستند.
شاید خود آمریکاییها مانند ماهی در آب که متوجه وجود آب نمیشود توجه نداشته باشند که چه رویداد شگفتانگیزی در آنجا جریان دارد. ولی برای ما توجیهی ندارد که به این موضوع توجه نکنیم. بیایی و سند محرمانه دولتی را به بیرون درز بدهی و - از نگاه دولت - آن را تحریف و تقطیع و سپس منتشر کنی و بر پایۀ آن اعتبار ارتش کشور را در «مقطع حساس کنونی» زیر سؤال ببری و دولتهای متخاصم از همین گزارشها برای اثبات مواضع خودشان بهرهبرداری کنند و در مقابل رئیسجمهور تنها به تو فحش بدهد و بگوید کسی شما را نگاه نمیکند؟! آیا صد سال دیگر چنین چیزی در کشوری مثل ایران قابل تصور است؟ آیا این تفاوتها نباید باعث شود در نگاهمان به بسیاری از مسائل از پایه تجدید نظر کنیم؟ آیا اینکه کشوری سازندۀ B-2 میشود فقط ناشی از قابلیت فنی و دانشی و صنعتی آن است؟ خود آن قابلیتها از کجا آمدهاند؟ این پرسش را علم و فناوری پاسخ نمیدهد.
عین همین موضوع را شما در اقتصاد هم مشاهده میکنید. پس از دههها کنترلگری در تمام ابعاد اقتصاد، ایجاد دهها «سامانه» و «شورای عالی»، اشتغال تماموقت دهها هزار کارمند در دستگاههای نظارتی و حذف تقریباً کامل پول کاغذی جهت کنترل بیشتر بر خریدوفروش دستآخر وقتی با ناکامی و بحران اقتصادی و بیارزشی پول و ناترازی و تورم و سرخ شدن روی شاخصهای بورس و فساد فزاینده مواجه میشوند تازه تحلیلشان این است که به اندازۀ کافی کنترل نکردهایم و زیاد از حد آسان گرفتهایم! همین منطق بر مسائل امنیتی هم حاکم است. هرچه بیشتر آزادی در یک کشور فدای «شرایط حساس کنونی» شود - و این شرایط حساس «کنونی» همواره و تا دههها ادامه خواهد یافت - آن کشور بیشتر ناامن خواهد شد. اما «راهحل» کسی که آزادی را نشناخته و آن را موضوعی تزئینی میپندارند باز این خواهد بود که به اندازۀ کافی آزادی را محدود نکردهایم.
◽️@utfinance◽️
آزادی در ایالات متحد
👤 مهرپویا علا
ارتش ایالات متحد عملیاتی را در ایران انجام داد و جایی را بمباران کرد. در اینجا سخنم ربطی به مسائل نظامی و امنیتی و خود این عملیات ندارد. یک اقدام نظامی از نظر خودشان مهم انجام شده است و رئیسجمهور آن کشور بیانیههای پرشوری را پس از آن صادر کرد. به فاصلۀ یک روز سی.ان.ان و نیویورک تایمز و تعدادی کارشناس مستقل در شبکههای اجتماعی به عنوان رسانههای اپوزوسیون گزارشهایی را منتشر کردند دال بر اینکه عملیات آنچنانکه ادعا میشود موفقیتآمیز نبود و یکی از مبانی این گزارششان سندی درز یافته به رسانهها بود. من در اینجا کاری ندارم که حرف کدام طرف صحیح است، چراکه اصولاً برای آدمهای عادی درستیسنجی چنین مسائلی ناممکن است و تنها باید دههها صبر کنند تا شاید در تاریخها ابعاد قضیه روشن شود.
آنچه میخواهم بگویم چیز دیگری است. به جرأت میتوان گفت مشابه چنین رویدادی در بالای هشتاد درصد کشورهای جهان میتواند به جمع شدن تماموکمال بساط آن رسانهها و حتی اعدام دستهجمعی دستاندرکاران و عوامل چنین گزارشی به جرم خیانت بیانجامد. اما در ایالات متحد دولت چه واکنشی به تلاش در راستای رسواسازی خود نشان داد؟ رئیسجمهور نیرومندترین کشور جهان ضمن گفتن اینکه این رسانهها مخاطبی ندارند و مشتی دروغگو هستند چند تا فحش هم نثارشان کرد! بعد هم البته وزیر دفاع و مقامات نظامی کنفرانسی مطبوعاتی تشکیل دادند و ضمن گلایه از این رسانهها کوشیدند با فیلم و رسم شکل و توضیحات گوناگون مخاطب را قانع کنند که گزارشهای مخالف صحیح نیستند.
شاید خود آمریکاییها مانند ماهی در آب که متوجه وجود آب نمیشود توجه نداشته باشند که چه رویداد شگفتانگیزی در آنجا جریان دارد. ولی برای ما توجیهی ندارد که به این موضوع توجه نکنیم. بیایی و سند محرمانه دولتی را به بیرون درز بدهی و - از نگاه دولت - آن را تحریف و تقطیع و سپس منتشر کنی و بر پایۀ آن اعتبار ارتش کشور را در «مقطع حساس کنونی» زیر سؤال ببری و دولتهای متخاصم از همین گزارشها برای اثبات مواضع خودشان بهرهبرداری کنند و در مقابل رئیسجمهور تنها به تو فحش بدهد و بگوید کسی شما را نگاه نمیکند؟! آیا صد سال دیگر چنین چیزی در کشوری مثل ایران قابل تصور است؟ آیا این تفاوتها نباید باعث شود در نگاهمان به بسیاری از مسائل از پایه تجدید نظر کنیم؟ آیا اینکه کشوری سازندۀ B-2 میشود فقط ناشی از قابلیت فنی و دانشی و صنعتی آن است؟ خود آن قابلیتها از کجا آمدهاند؟ این پرسش را علم و فناوری پاسخ نمیدهد.
عین همین موضوع را شما در اقتصاد هم مشاهده میکنید. پس از دههها کنترلگری در تمام ابعاد اقتصاد، ایجاد دهها «سامانه» و «شورای عالی»، اشتغال تماموقت دهها هزار کارمند در دستگاههای نظارتی و حذف تقریباً کامل پول کاغذی جهت کنترل بیشتر بر خریدوفروش دستآخر وقتی با ناکامی و بحران اقتصادی و بیارزشی پول و ناترازی و تورم و سرخ شدن روی شاخصهای بورس و فساد فزاینده مواجه میشوند تازه تحلیلشان این است که به اندازۀ کافی کنترل نکردهایم و زیاد از حد آسان گرفتهایم! همین منطق بر مسائل امنیتی هم حاکم است. هرچه بیشتر آزادی در یک کشور فدای «شرایط حساس کنونی» شود - و این شرایط حساس «کنونی» همواره و تا دههها ادامه خواهد یافت - آن کشور بیشتر ناامن خواهد شد. اما «راهحل» کسی که آزادی را نشناخته و آن را موضوعی تزئینی میپندارند باز این خواهد بود که به اندازۀ کافی آزادی را محدود نکردهایم.
◽️@utfinance◽️
👌15👍5❤1👎1😱1
🖥 بورس، حق مالکیت و دامنه نوسان
از تعطیلی تا صف فروش؛ قیممآبی در بورس چگونه شکل گرفت؟
👤 سعید اسلامیبیدگلی
👤 عظیم ثابت
👤 علیرضا توکلیکاشی
و هومن عمیدی، پویان مظفری، رضا خانکی، محمدعلی محمدی، سینا صفری، پیام الیاس کردی و امین فهیما.
به میزبانی: 👤مرتضی کاظمی
◽️@utfinance◽️
از تعطیلی تا صف فروش؛ قیممآبی در بورس چگونه شکل گرفت؟
👤 سعید اسلامیبیدگلی
👤 عظیم ثابت
👤 علیرضا توکلیکاشی
و هومن عمیدی، پویان مظفری، رضا خانکی، محمدعلی محمدی، سینا صفری، پیام الیاس کردی و امین فهیما.
به میزبانی: 👤مرتضی کاظمی
◽️@utfinance◽️
YouTube
از تعطیلی تا صف فروش؛ قیممآبی در بورس چگونه شکل گرفت؟
در جدیدترین نشست گفتوشنود اقتصادی به میزبانی مرتضی کاظمی، شرکتکنندگان به بررسی ساختارهایی پرداختند که در روزهای بحران، بهنام ثبات، اما به قیمت بیاعتمادی و نقض حقوق مالکیت اعمال شدند.
از تعطیلی بورس و انسداد دسترسی به صندوقها گرفته تا دامنه نوسانی که…
از تعطیلی بورس و انسداد دسترسی به صندوقها گرفته تا دامنه نوسانی که…
❤1👌1
📄 مقاله
توجه به محدودیتها
👤 پويا جبلعاملی
علم اقتصاد با انسان عقلایی سرکار دارد. هرچند اقتصاد رفتاری، کنشهای انسانی را با چشمپوشی از این فرض تحلیل میکند، اما همچنان پایه و محور این علم مبتنی بر عقلانیت است. عقلانیت مثلا درمورد مصرف بهطور خلاصه و با چشمپوشی از جزئیات، به این معناست که آدمی با توجه به بودجه خود، مطلوبیتش را از مصرف کالاها به حداکثر میرساند.
بدون تردید فرد هر چه از یک کالا بیشتر مصرف کند، مطلوبیت بیشتری میبرد. اما انسان عقلایی به قید بودجه خود نیز مینگرد. فرد با قید بودجه که ترکیبی از درآمد و قیمت کالاهاست، مطلوبیت خود را از مصرف یک کالا به حداکثر میرساند. انسانی عقلایی است که قیود و محدودیتها و توانایی خود را در نظر بگیرد. اگر این محدودیت در نظر گرفته نشود، آنگاه با موجودی طرف هستیم که پایهایترین امر عقلانی را مدنظر قرار نمیدهد.
توجه محض به مطلوبها که میتواند برآمده از نیازها، آرمانها و ایدهآلها باشد، بدون در نظر گرفتن توانایی، کاری عقلایی نیست. کار غیرعقلایی هم معلوم است که به کجا ختم میشود.
اگر از حوزه فردی خارج شویم، کنشهای غیرعقلایی و تصمیمات غیرمنطقی به معنی چشمپوشی از قیود و محدودیتها و تواناییها، بیش از پیش میشود. شاخه اقتصاد-سیاسی، فرآیندهای تصمیمسازی نهادها توسط انسان عقلایی را مورد کنکاش قرار میدهد. اصولا تصمیمات غیرعقلایی بیشتر از سوی نهادهای جمعی که ذیل دستگاههای دولتی هستند، اتخاذ میشود. جایی که افراد عقلایی را تصمیمگیرنده میدانند، هزینه تصمیمهای حتی غیرعقلایی آنان برای خودشان صفر است؛ اما چون این تصمیمها مبتنی صرف بر مطلوبها و ایدهآلهاست، میتواند برای اعتبار آنان سودمند باشد. در نتیجه چنین تصمیمهایی گرفته میشود؛ اما چون به محدودیتها توجه ندارد، تصمیمهایی غیرمنطقی و غیرعقلایی است.
بسیار میتوان از این نوع تصمیمها و قوانین و کنشها در بوروکراسی ایران مثال آورد. نمونه بارزش قانون حجاب و عفاف بود که خوشبختانه ابلاغ نشد؛ قانونی که مبتنی بر یک ایدهآل رسمی بود؛ اما به محدودیتهای اجرایی ابدا توجهی نداشت.
اما جایی که امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجه به قیود و تواناییهاست، حوزه سیاست خارجی است؛ جایی که اگر بیتوجه به امکانات و محدودیتها حرکت کنیم و تنها بر ایدهآلها پافشاری کنیم، چه بسا کشور با هزینههای غیرقابل جبرانی در تاریخ خود مواجه شود.
اینکه در نهایت ابزار بازدارندگی ما که باید مانع جنگ شود، از بروز جنگ جلوگیری نکرد، بدون تردید تصمیمگیرندگان را باید به آنسو بکشاند که تجدیدنظری اساسی در این ابزار کنند. ما امروز باید بیش از هر زمان دیگر به تواناییهای واقعی خود توجه داشته باشیم و ایدهآلها را متناسب با آنها دنبال کنیم. ما نیازمند آن هستیم تا بیش از قبل به کشورهایی بنگریم که در این منطقه هستند که نه تنها منابع ما را به این حد ندارند، اما توانستهاند هم امنیت خود را برقرار کنند و هم بالاترین رفاه را برای شهروندانشان آن هم در تراز جهانی ایجاد کنند. انسان عقلایی نمیتواند به این تجربهها، به آنچه بر خودش گذشته و به آنچه واقعا در دست دارد، بیتوجه باشد.
امید است با تغییر، با توجه به قیود و با نگاهی نو به استراتژیهای قبلی، آینده موفق و پیشرفتهای برای ایرانیان رقم بزنیم.
◽️@utfinance◽️
توجه به محدودیتها
👤 پويا جبلعاملی
علم اقتصاد با انسان عقلایی سرکار دارد. هرچند اقتصاد رفتاری، کنشهای انسانی را با چشمپوشی از این فرض تحلیل میکند، اما همچنان پایه و محور این علم مبتنی بر عقلانیت است. عقلانیت مثلا درمورد مصرف بهطور خلاصه و با چشمپوشی از جزئیات، به این معناست که آدمی با توجه به بودجه خود، مطلوبیتش را از مصرف کالاها به حداکثر میرساند.
بدون تردید فرد هر چه از یک کالا بیشتر مصرف کند، مطلوبیت بیشتری میبرد. اما انسان عقلایی به قید بودجه خود نیز مینگرد. فرد با قید بودجه که ترکیبی از درآمد و قیمت کالاهاست، مطلوبیت خود را از مصرف یک کالا به حداکثر میرساند. انسانی عقلایی است که قیود و محدودیتها و توانایی خود را در نظر بگیرد. اگر این محدودیت در نظر گرفته نشود، آنگاه با موجودی طرف هستیم که پایهایترین امر عقلانی را مدنظر قرار نمیدهد.
توجه محض به مطلوبها که میتواند برآمده از نیازها، آرمانها و ایدهآلها باشد، بدون در نظر گرفتن توانایی، کاری عقلایی نیست. کار غیرعقلایی هم معلوم است که به کجا ختم میشود.
اگر از حوزه فردی خارج شویم، کنشهای غیرعقلایی و تصمیمات غیرمنطقی به معنی چشمپوشی از قیود و محدودیتها و تواناییها، بیش از پیش میشود. شاخه اقتصاد-سیاسی، فرآیندهای تصمیمسازی نهادها توسط انسان عقلایی را مورد کنکاش قرار میدهد. اصولا تصمیمات غیرعقلایی بیشتر از سوی نهادهای جمعی که ذیل دستگاههای دولتی هستند، اتخاذ میشود. جایی که افراد عقلایی را تصمیمگیرنده میدانند، هزینه تصمیمهای حتی غیرعقلایی آنان برای خودشان صفر است؛ اما چون این تصمیمها مبتنی صرف بر مطلوبها و ایدهآلهاست، میتواند برای اعتبار آنان سودمند باشد. در نتیجه چنین تصمیمهایی گرفته میشود؛ اما چون به محدودیتها توجه ندارد، تصمیمهایی غیرمنطقی و غیرعقلایی است.
بسیار میتوان از این نوع تصمیمها و قوانین و کنشها در بوروکراسی ایران مثال آورد. نمونه بارزش قانون حجاب و عفاف بود که خوشبختانه ابلاغ نشد؛ قانونی که مبتنی بر یک ایدهآل رسمی بود؛ اما به محدودیتهای اجرایی ابدا توجهی نداشت.
اما جایی که امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجه به قیود و تواناییهاست، حوزه سیاست خارجی است؛ جایی که اگر بیتوجه به امکانات و محدودیتها حرکت کنیم و تنها بر ایدهآلها پافشاری کنیم، چه بسا کشور با هزینههای غیرقابل جبرانی در تاریخ خود مواجه شود.
اینکه در نهایت ابزار بازدارندگی ما که باید مانع جنگ شود، از بروز جنگ جلوگیری نکرد، بدون تردید تصمیمگیرندگان را باید به آنسو بکشاند که تجدیدنظری اساسی در این ابزار کنند. ما امروز باید بیش از هر زمان دیگر به تواناییهای واقعی خود توجه داشته باشیم و ایدهآلها را متناسب با آنها دنبال کنیم. ما نیازمند آن هستیم تا بیش از قبل به کشورهایی بنگریم که در این منطقه هستند که نه تنها منابع ما را به این حد ندارند، اما توانستهاند هم امنیت خود را برقرار کنند و هم بالاترین رفاه را برای شهروندانشان آن هم در تراز جهانی ایجاد کنند. انسان عقلایی نمیتواند به این تجربهها، به آنچه بر خودش گذشته و به آنچه واقعا در دست دارد، بیتوجه باشد.
امید است با تغییر، با توجه به قیود و با نگاهی نو به استراتژیهای قبلی، آینده موفق و پیشرفتهای برای ایرانیان رقم بزنیم.
◽️@utfinance◽️
👍5
📄 یادداشت
تغییر پارادایم (یا همان توبه گرگ)
👤 ا.ع
در سال 1944 هنوز حکومت هیتلر کاملاً پابرجا بود. امّا اقتصاددانی به نام لودویگ ارهارت (Ludwig Erhard) که نگذاشته بود پروپاگاندای کورکننده نازیها آسیبی به چشم بصیرتش برساند، فرض را بر این گذاشت که آلمان دیر یا زود در این جنگ شکست میخورد و ماشین سیاسی و نظامی رایش سوم فرومیپاشد. و بر مبنای همین فرض، توانست به یک فردای تلخ ولی واقعی فکر کند و برای آن چاره بیندیشد.
ارهارت هم احتمالاً میتوانست به پیشوا یا مقامات مادون او نامه سربسته یا سرگشاده بنویسد و ضمن محکوم کردن دشمنان و تشکّر از فداکاریهای نیروهای مسلّح، رژیم ناسیونال سوسیالیست را به «تغییر پارادایم» دعوت کند. امّا چنین کاری نکرد. به جای آن در اتاقش نشست و به سؤالاتی فکر کرد که به زودی جوابشان برای نجات کشور لازم میشد، سؤالاتی مثل اینها: چطور میشود اقتصاد آلمان را که زیر منگنه برنامهریزی دولتی و کنترل قیمتها مچاله شده است، به یک وضع طبیعی و معقول برگرداند؟ با حجم عظیمی از پول که دولت نازی خلق کرده است چه باید کرد؟ آیا واحد پول فعلی را میتوان حفظ کرد یا باید به فکر واحد پول جدیدی بود؟ تکلیف بدهیهای سرسامآور دولتی چه خواهد شد؟ تجارت خارجی را چطور باید از نو سامان داد و احیا کرد؟ غرامتهای جنگی که بر گردن آلمان میافتند از کدام محل باید پرداخت شوند؟
متأسفم که در ایران امروز تا جایی که میدانیم کسی به این پرسشهای حیاتی فکر نمیکند. اساتید اقتصاد ما همچنان امید دارند که میخ آهنین نصیحت در سنگ لجاجت ایدئولوژیک فرو برود، با آن که تا کنون حاکمیت به هیچ کدام از دهها بیانیه و نامه هشدارآمیزی که نوشتهاند حتّی ذرّهای اعتنا نکرده.
اساتید بزرگوار! خودتان هم میدانید که حاکم ایران «تغییر پارادایم» نخواهد داد. برای او مرگ گواراتر از آن است که سر عقل بیاید و معمولی و متعارف عمل کند. رجال مورد اعتمادش نیز برای آن که شایستگیشان احراز شود، اوّل باید ثابت کرده باشند که گوششان به هیچ منطق و استدلالی بدهکار نیست و هرگز قرار نیست از واقعیات چیزی بیاموزند یا عبرتی بگیرند. بنابراین از خودتان خواهش میکنم که: تغییر پارادایم دهید لطفاً. پارادایم خیرخواهی و مصلحتاندیشی برای حاکمیت فعلی ایران خیلی وقت پیش پوسیده و فرو ریخته است. این گرگ نمیتواند توبه کند. آیا برای اقتصاد دریده و آش و لاشی که از او به میراث خواهد ماند فکری دارید؟
◽️@utfinance◽️
تغییر پارادایم (یا همان توبه گرگ)
👤 ا.ع
در سال 1944 هنوز حکومت هیتلر کاملاً پابرجا بود. امّا اقتصاددانی به نام لودویگ ارهارت (Ludwig Erhard) که نگذاشته بود پروپاگاندای کورکننده نازیها آسیبی به چشم بصیرتش برساند، فرض را بر این گذاشت که آلمان دیر یا زود در این جنگ شکست میخورد و ماشین سیاسی و نظامی رایش سوم فرومیپاشد. و بر مبنای همین فرض، توانست به یک فردای تلخ ولی واقعی فکر کند و برای آن چاره بیندیشد.
ارهارت هم احتمالاً میتوانست به پیشوا یا مقامات مادون او نامه سربسته یا سرگشاده بنویسد و ضمن محکوم کردن دشمنان و تشکّر از فداکاریهای نیروهای مسلّح، رژیم ناسیونال سوسیالیست را به «تغییر پارادایم» دعوت کند. امّا چنین کاری نکرد. به جای آن در اتاقش نشست و به سؤالاتی فکر کرد که به زودی جوابشان برای نجات کشور لازم میشد، سؤالاتی مثل اینها: چطور میشود اقتصاد آلمان را که زیر منگنه برنامهریزی دولتی و کنترل قیمتها مچاله شده است، به یک وضع طبیعی و معقول برگرداند؟ با حجم عظیمی از پول که دولت نازی خلق کرده است چه باید کرد؟ آیا واحد پول فعلی را میتوان حفظ کرد یا باید به فکر واحد پول جدیدی بود؟ تکلیف بدهیهای سرسامآور دولتی چه خواهد شد؟ تجارت خارجی را چطور باید از نو سامان داد و احیا کرد؟ غرامتهای جنگی که بر گردن آلمان میافتند از کدام محل باید پرداخت شوند؟
متأسفم که در ایران امروز تا جایی که میدانیم کسی به این پرسشهای حیاتی فکر نمیکند. اساتید اقتصاد ما همچنان امید دارند که میخ آهنین نصیحت در سنگ لجاجت ایدئولوژیک فرو برود، با آن که تا کنون حاکمیت به هیچ کدام از دهها بیانیه و نامه هشدارآمیزی که نوشتهاند حتّی ذرّهای اعتنا نکرده.
اساتید بزرگوار! خودتان هم میدانید که حاکم ایران «تغییر پارادایم» نخواهد داد. برای او مرگ گواراتر از آن است که سر عقل بیاید و معمولی و متعارف عمل کند. رجال مورد اعتمادش نیز برای آن که شایستگیشان احراز شود، اوّل باید ثابت کرده باشند که گوششان به هیچ منطق و استدلالی بدهکار نیست و هرگز قرار نیست از واقعیات چیزی بیاموزند یا عبرتی بگیرند. بنابراین از خودتان خواهش میکنم که: تغییر پارادایم دهید لطفاً. پارادایم خیرخواهی و مصلحتاندیشی برای حاکمیت فعلی ایران خیلی وقت پیش پوسیده و فرو ریخته است. این گرگ نمیتواند توبه کند. آیا برای اقتصاد دریده و آش و لاشی که از او به میراث خواهد ماند فکری دارید؟
◽️@utfinance◽️
روزنامه دنیای اقتصاد
وقت تغییر پارادایم
جمعی از اقتصاددانان و اساتید دانشگاه با انتشار بیانیهای خطاب به مردم ایران و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ضمن محکوم کردن تجاوز رژیم جنایتکار اسرائیل به ایران و حمله آمریکا به تاسیسات هستهای کشور، خواستار تغییر پارادایم حاکم بر نظام حکمرانی برای برونرفت از…
👍27❤3👎2
📄 یادداشت
این نامه به آدرسی اشتباه ارسال شده؟
👤 مرتضی کاظمی
منظورم این نامه است که از طرف ۱۸۰ استاد به
۱- مردم شریف ایران
و
۲- رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان
نوشته شده است. لطفاً شما هم به توصیههایی که در ادامه این یاددشت و در آن نامه ذکر شده توجه کنید و اینجا در کامنتها بنویسید آیا شما هم مثل من فکر میکنید که
- این نامه به آدرسی اشتباه ارسال شده؟
- آیا این دو مخاطب عام و خاص، توان و اختیار اجرای این توصیهها را دارند؟
➖➖➖
🔹 توصیههای ارائه شده در نامه:
- فعال شدن مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا و جلوگیری از بروز مجدد جنگ
- تغییر بنیادی در رویکرد نظام حکمرانی در جهت افزایش ملموس مشارکت جامعه و احیای سرمایه اجتماعی
- رهایی زندانیان سیاسی و محصورانی که بهدلیل بیان نظرات زندانی شدهاند
- رهایی صدا و سیما و دیگر رسانههای جمعی دولتی، از کنترل محافل افراطی
- بازنگری در نظام اطلاعاتی و امنیتی کشور برای خنثیسازی همهجانبه دشمن و صیانت از جان و کیان مردم
- تنظیم سیاستهای پولی، ارزی، تجاری و مالی بهگونهای که زمینه رانتجویی و فساد را از بین ببرد
- ضرورت خروج نیروهای نظامی از امور بنگاهداری و فعالیتهای اقتصادی
کدام یک از موارد فوق میتوانند توسط
🔹 مردم شریف ایران
یا
🔹 رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان انجام شود.
والا به نظر من، هیچکدام.
نظر شما چیست؟
نوشته شده در ۱۷ تیر ۱۴۰۴
📎 https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
این نامه به آدرسی اشتباه ارسال شده؟
👤 مرتضی کاظمی
منظورم این نامه است که از طرف ۱۸۰ استاد به
۱- مردم شریف ایران
و
۲- رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان
نوشته شده است. لطفاً شما هم به توصیههایی که در ادامه این یاددشت و در آن نامه ذکر شده توجه کنید و اینجا در کامنتها بنویسید آیا شما هم مثل من فکر میکنید که
- این نامه به آدرسی اشتباه ارسال شده؟
- آیا این دو مخاطب عام و خاص، توان و اختیار اجرای این توصیهها را دارند؟
➖➖➖
🔹 توصیههای ارائه شده در نامه:
- فعال شدن مسیر دیپلماسی و مذاکره سازنده با آمریکا و اروپا و جلوگیری از بروز مجدد جنگ
- تغییر بنیادی در رویکرد نظام حکمرانی در جهت افزایش ملموس مشارکت جامعه و احیای سرمایه اجتماعی
- رهایی زندانیان سیاسی و محصورانی که بهدلیل بیان نظرات زندانی شدهاند
- رهایی صدا و سیما و دیگر رسانههای جمعی دولتی، از کنترل محافل افراطی
- بازنگری در نظام اطلاعاتی و امنیتی کشور برای خنثیسازی همهجانبه دشمن و صیانت از جان و کیان مردم
- تنظیم سیاستهای پولی، ارزی، تجاری و مالی بهگونهای که زمینه رانتجویی و فساد را از بین ببرد
- ضرورت خروج نیروهای نظامی از امور بنگاهداری و فعالیتهای اقتصادی
کدام یک از موارد فوق میتوانند توسط
🔹 مردم شریف ایران
یا
🔹 رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان انجام شود.
والا به نظر من، هیچکدام.
نظر شما چیست؟
نوشته شده در ۱۷ تیر ۱۴۰۴
📎 https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
Telegram
روزنامه دنیای اقتصاد
.
بخشی از متن بیانیه ۱۸۰ اقتصاددان و استاد دانشگاه درباره «ضرورت تضمین امنیت، ثبات و توسعه ایران» (بخش دوم)
به نام خداوند جان و خرد
ضرورت تضمین امنیت، ثبات و توسعه ایران
مردم شریف ایران و رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان
🔹...این جنگ، به همراه…
بخشی از متن بیانیه ۱۸۰ اقتصاددان و استاد دانشگاه درباره «ضرورت تضمین امنیت، ثبات و توسعه ایران» (بخش دوم)
به نام خداوند جان و خرد
ضرورت تضمین امنیت، ثبات و توسعه ایران
مردم شریف ایران و رئیسجمهور محترم جناب آقای دکتر پزشکیان
🔹...این جنگ، به همراه…
👍36❤6👎6⚡1
👍19🤬7👎3🔥3
Forwarded from Caissa Hub Official
🔳 #Nvidia (NVDA) has become the first company ever to reach a $4 trillion market cap.
#NVDA stock is up 6.5% in the last five days, driving the company to this historic milestone.
🔲@Caissa_Finance🔳
#NVDA stock is up 6.5% in the last five days, driving the company to this historic milestone.
🔲@Caissa_Finance🔳
🔥3👍2
📄 یادداشت
چه کسانی به فضای خفقان رسانهای دامن میزنند؟
👤 آرمان امیری
آقای عبدی در سرمقالهی هممیهن، ضمن استقبال از گفتگوی جناب پزشکیان با شبکهی آمریکایی، به دو نکتهی مهم اشاره کردهاند. نخست اینکه این گفتگو میتوانست بسیار زودتر انجام شود. احتمالا اشارهشان به این است که اگر دولت با آن همه وعده که در باب تنشزدایی داده بود، از ابتدای روی کار آمدن ارادهای واقعی برای مذاکره با آمریکا داشت کار اصلا به اینجا کشیده نمیشد. نکته دوم اما، اشارهای است که جای حرف و حدیث بسیار دارد. آقای عبدی نوشتهاند:
تمام شگفتی اینجاست که در هنگام تحلیل، دستکم بخشی از اصلاحطلبان مشکلات را به درستی شناسایی و معرفی میکنند؛ اما موقع عمل همهچیز وارونه میشود! در همین زمان که آقای عبدی چنین سرمقالهای برای روزنامه هممیهن نوشته، چندین کمپین با محوریت و پشتیپانی لجستیک اصلاحطلبان به راه افتاده برای بایکوت و تحریم برخی شبکههای ماهوارهای، به ویژه ایران اینترنشنال. فقط در یک نمونه، بیانیهای با امضای ۴۵۰ فعال سیاسی و رسانهای منتشر شده که اکثر قریب به اتفاقشان فعالین اصلاحطلب هستند و از تمامی صاحبنظران میخواهند که با اینترنشنال مصاحبه نکنند.
این بیانیه تنها یکی از اشکال ارعاب و تهدید مخالفان است که با برچسبهایی نظیر «خیانت» و «وطنفروشی» نه تنها آنان را از اظهار نظر باز میدارند، بلکه پیشاپیش مقدمات برخوردهای امنیتی را در موردشان فراهم میکنند. درست همان کاری که با روحالله زم کردند و کمپین راه انداختند که «او اصلا خبرنگار نبوده و کارش کار خبری نبوده» تا امکان آن مجازات اعدام را برایش تسهیل کنند. به تازگی هم یکی از چهرههای «جوان»(!) این جریان در گفتگو با شبکهی بیبیسی فارسی (که بنابر اشارهی آقای عبدی، میدانیم این گفتگوها بدون مجوز مقامات امنیتی میسر نمیشوند) با استدلالهایی شگفتانگیز تلاش کرد از «اعدام بدون محاکمه»ی متهمان امنیتی قباهتزدایی کند!
البته در میان اصلاحطلبانی که دیگر هیچ پیوند و ارتباطی با دولت ندارند، همچنان چهرههایی پیدا میشوند که منتقد این کمپینهای ارعاب و سانسور باشند. در میان فهرست امضاکنندگان همین بیانیهی ۴۵۰ امضایی اخیر نام دو چهرهی شاخص به چشم میخورد که جای شگفتی داشت: عیسی سحرخیز (کسی که خودش سابقهی مدیریت مطبوعاتی وزارت فرهنگ را دارد) و عبدالله ناصری (با سابقهی مدیریت خبرگزاری ایرنا). خوشبختانه، هر دوی این چهرهها بلافاصله یادداشتهایی نوشتند و امضای این بیانیه را تکذیب کردند.
آقای ناصری در بخشی از یادداشت خود آورده است:
آقای سحرخیز هم در متنی مشابه نوشتهاند:
و از این بخش مهمتر، آقای سحرخیز به نکتهای بسیار بنیادینتر اشاره کرده است:
این سخنان، در ظاهر امر با تعبیر آقای عبدی هم سازگار است، تفاوت اینجاست که آقایان سحرخیز و ناصری دیگر ارتباط یا نفوذی در دولت ندارند. در نتیجه از این چهرهها توقعی بیش از همین نقدها نمیرود. در مقابل، از امثال آقای عبدی توقع میرود که اولا مساله را در همان دولت پیگیری کنند تا دستکم از ریخت و پاش بودجههای دولت برای تشکیل کمپینهای ارعاب رسانهای جلوگیری کنند. اگر هم چنین نفوذی ندارند، دستکم انتقاد را از دایرهی نزدیکتر شروع کنند و به مانند دیگر آقایان، به جای گرفتن انگشت اتهام به سود نهادهای نامرئی، به دایرهی «خودیها» تلنگر بزنند که ابتداییترین شرط یک مدعی اصلاحات پایبندی به «آزادی بیان» است. شما که در تمامی شعارها و وعدههای حداقلی و تقلیلیافتهی انتخاباتی هم کاملا شکست خوردهاید، دستکم در پرهیز از یک روسیاهی ابدی، برای خفقان صداهای منتقد کاسهی داغتر از آش نشوید!
منبع: کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
چه کسانی به فضای خفقان رسانهای دامن میزنند؟
👤 آرمان امیری
آقای عبدی در سرمقالهی هممیهن، ضمن استقبال از گفتگوی جناب پزشکیان با شبکهی آمریکایی، به دو نکتهی مهم اشاره کردهاند. نخست اینکه این گفتگو میتوانست بسیار زودتر انجام شود. احتمالا اشارهشان به این است که اگر دولت با آن همه وعده که در باب تنشزدایی داده بود، از ابتدای روی کار آمدن ارادهای واقعی برای مذاکره با آمریکا داشت کار اصلا به اینجا کشیده نمیشد. نکته دوم اما، اشارهای است که جای حرف و حدیث بسیار دارد. آقای عبدی نوشتهاند:
محدودیتها برای صاحبنظران و فعالان سیاسی جهت حضور در رسانههای خارجی همچنان پابرجاست و این یک سیاست غیرقانونی و نادرست است.
تمام شگفتی اینجاست که در هنگام تحلیل، دستکم بخشی از اصلاحطلبان مشکلات را به درستی شناسایی و معرفی میکنند؛ اما موقع عمل همهچیز وارونه میشود! در همین زمان که آقای عبدی چنین سرمقالهای برای روزنامه هممیهن نوشته، چندین کمپین با محوریت و پشتیپانی لجستیک اصلاحطلبان به راه افتاده برای بایکوت و تحریم برخی شبکههای ماهوارهای، به ویژه ایران اینترنشنال. فقط در یک نمونه، بیانیهای با امضای ۴۵۰ فعال سیاسی و رسانهای منتشر شده که اکثر قریب به اتفاقشان فعالین اصلاحطلب هستند و از تمامی صاحبنظران میخواهند که با اینترنشنال مصاحبه نکنند.
این بیانیه تنها یکی از اشکال ارعاب و تهدید مخالفان است که با برچسبهایی نظیر «خیانت» و «وطنفروشی» نه تنها آنان را از اظهار نظر باز میدارند، بلکه پیشاپیش مقدمات برخوردهای امنیتی را در موردشان فراهم میکنند. درست همان کاری که با روحالله زم کردند و کمپین راه انداختند که «او اصلا خبرنگار نبوده و کارش کار خبری نبوده» تا امکان آن مجازات اعدام را برایش تسهیل کنند. به تازگی هم یکی از چهرههای «جوان»(!) این جریان در گفتگو با شبکهی بیبیسی فارسی (که بنابر اشارهی آقای عبدی، میدانیم این گفتگوها بدون مجوز مقامات امنیتی میسر نمیشوند) با استدلالهایی شگفتانگیز تلاش کرد از «اعدام بدون محاکمه»ی متهمان امنیتی قباهتزدایی کند!
البته در میان اصلاحطلبانی که دیگر هیچ پیوند و ارتباطی با دولت ندارند، همچنان چهرههایی پیدا میشوند که منتقد این کمپینهای ارعاب و سانسور باشند. در میان فهرست امضاکنندگان همین بیانیهی ۴۵۰ امضایی اخیر نام دو چهرهی شاخص به چشم میخورد که جای شگفتی داشت: عیسی سحرخیز (کسی که خودش سابقهی مدیریت مطبوعاتی وزارت فرهنگ را دارد) و عبدالله ناصری (با سابقهی مدیریت خبرگزاری ایرنا). خوشبختانه، هر دوی این چهرهها بلافاصله یادداشتهایی نوشتند و امضای این بیانیه را تکذیب کردند.
آقای ناصری در بخشی از یادداشت خود آورده است:
به رغم اختلافات قابل توجه با بعضی از برنامههای غیرحرفهای و جهت ساز و القاکننده مثل “حرف آخر”، چون تمام رسانههای فارسیزبان خارج از کشور(جز اسرائیل) برای پاسخ به دروغهای صدا و سیمای حکومت و سانسورهای آن تلاش میکنند ، وجود و فعالیت رسانهای آنها را در مجموع مفید میدانم.
آقای سحرخیز هم در متنی مشابه نوشتهاند:
اشکال اصلی کار امضاکنندگان این بیانیه این است که در جایگاهی چون "ولی مطلقه فقیه" نشستهاند و برای دیگران، حتی آنان که دارای پیشینهی سیاسی بیشتر و به اصطلاح "السابقون" هستند نسخه میپیچنند و امریه صادر میکنند، گویا که آنان خود عقل و شعور لازم را ندارند و قادر نیستند راه را از چاه تشخیص دهند.
و از این بخش مهمتر، آقای سحرخیز به نکتهای بسیار بنیادینتر اشاره کرده است:
اما عزیزان قرار نیست که برای مبارزه با این واقعیت، "سرنا را از سر گشادش بنوازید" و با حکمی آمرانه "آزادی بیان" را مختل، "اطلاعرسانی همهجانبه" را محدود و مردم را از "شنیدن تمام دیدگاهها" محروم سازید.
این سخنان، در ظاهر امر با تعبیر آقای عبدی هم سازگار است، تفاوت اینجاست که آقایان سحرخیز و ناصری دیگر ارتباط یا نفوذی در دولت ندارند. در نتیجه از این چهرهها توقعی بیش از همین نقدها نمیرود. در مقابل، از امثال آقای عبدی توقع میرود که اولا مساله را در همان دولت پیگیری کنند تا دستکم از ریخت و پاش بودجههای دولت برای تشکیل کمپینهای ارعاب رسانهای جلوگیری کنند. اگر هم چنین نفوذی ندارند، دستکم انتقاد را از دایرهی نزدیکتر شروع کنند و به مانند دیگر آقایان، به جای گرفتن انگشت اتهام به سود نهادهای نامرئی، به دایرهی «خودیها» تلنگر بزنند که ابتداییترین شرط یک مدعی اصلاحات پایبندی به «آزادی بیان» است. شما که در تمامی شعارها و وعدههای حداقلی و تقلیلیافتهی انتخاباتی هم کاملا شکست خوردهاید، دستکم در پرهیز از یک روسیاهی ابدی، برای خفقان صداهای منتقد کاسهی داغتر از آش نشوید!
منبع: کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
Telegram
مجمع دیوانگان
چه کسانی به فضای خفقان رسانهای دامن میزنند؟
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
❤4👌2
📄 ارسال لینک زلزله به بازار ارز؛ هکرها وارد میشوند
👤 میلاد حاتمی
روند بازارها امروز، عکس روند سهشنبه بود و تناقض روز گذشته همچنان در بازار وجود داشت. #قیمتدلار و #قیمتسکه یک کانال بالا آمدند اما قیمت طلای آبشده با کاهش به مرز حمایت رسید.
دو دلیل برای کاهش قیمتها در بازار طلا و روند متفاوت آن در بازار بیان میشد.
دلیل اول از منظر تحلیلگران به رفتار بازار طلا در روز گذشته برمیگردد. در روز سهشنبه بازار ارز و سکه کاهش داشتند اما بازار طلا رنج دنبال شد، با این اتفاق حباب طلای آبشده افزایش پیدا کرد. در روز چهارشنبه بازار طلای آبشده با لگ زمانی یک روزه کاهشی شد و از حبابش کم کرد.
دلیل دوم کاهش قیمت طلای آبشده به وضعیت بلوکه ربط دارد. در وضعیت بلوکه فروشنده سود میبرد و برای همین در روز چهارشنبه شاهد فروش در بازار طلا بودیم.
نکته بازار هشدار معاملهگران درمورد لینکی بود که به هک حساب آنها منجر شده است. به ادعای معاملهگران یک لینک فیلم با عنوان زلزله ۸.۵ ریشتری بانکوک در حال انتشار است که یک ویروس است. آنها میگویند برخی از معاملهگران با باز کردن این لینک، حسابهای بانکیشان هک شده است.
◽️@utfinance◽️
👤 میلاد حاتمی
روند بازارها امروز، عکس روند سهشنبه بود و تناقض روز گذشته همچنان در بازار وجود داشت. #قیمتدلار و #قیمتسکه یک کانال بالا آمدند اما قیمت طلای آبشده با کاهش به مرز حمایت رسید.
دو دلیل برای کاهش قیمتها در بازار طلا و روند متفاوت آن در بازار بیان میشد.
دلیل اول از منظر تحلیلگران به رفتار بازار طلا در روز گذشته برمیگردد. در روز سهشنبه بازار ارز و سکه کاهش داشتند اما بازار طلا رنج دنبال شد، با این اتفاق حباب طلای آبشده افزایش پیدا کرد. در روز چهارشنبه بازار طلای آبشده با لگ زمانی یک روزه کاهشی شد و از حبابش کم کرد.
دلیل دوم کاهش قیمت طلای آبشده به وضعیت بلوکه ربط دارد. در وضعیت بلوکه فروشنده سود میبرد و برای همین در روز چهارشنبه شاهد فروش در بازار طلا بودیم.
نکته بازار هشدار معاملهگران درمورد لینکی بود که به هک حساب آنها منجر شده است. به ادعای معاملهگران یک لینک فیلم با عنوان زلزله ۸.۵ ریشتری بانکوک در حال انتشار است که یک ویروس است. آنها میگویند برخی از معاملهگران با باز کردن این لینک، حسابهای بانکیشان هک شده است.
◽️@utfinance◽️
❤1