Finance & Economics
12.2K subscribers
1.65K photos
919 videos
1.15K files
3.07K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Forwarded from Caissa Hub Official
◽️ Crypto Markets Weekly Outlook: Key Events, Regulatory Trends, and Opportunities
(June 16-21, 2025)

https://x.com/caissa_finance/status/1934921562299486585?t=siavBVZCrcgPLy5xGnD5Lw&s=19


🔲@Caissa_Finance🔳
1
📄 یادداشت

چند کلمه‌ای در باب وطن و آداب پرستیدن آن

👤 امیررضا عبدلی

گمان می‌کنم وطن‌پرستی توصیفی است برای بعضی از خلقیات و رفتارهای سیاسی که هزینه سنگینی دارند. این اصطلاح  (معنای دقیقش هرچه که باشد) یقیناً در خور قلم‌به‌مزدها و متوهّمان دائم یا موقّت نیست که با خیال آسوده و در امنیت کامل جلو دوربین رسانه‌های رسمی بی‌آبرو و بی‌مخاطب می‌نشینند و برای منویات مالیخولیایی میهن‌خواران هموطن دلیل و برهان می‌تراشند.

این روزها احتمالاً به کسی می‌توان وطن‌پرست گفت که حاضر باشد برای مصالح میهنش قید امنیت و سلامت شخصی‌اش را بزند، رودروی زورمندان ظاهرالصّلاحی که ده‌ها سال است ساکنان این سرزمین را از بدیهی‌ترین حقوقشان محروم کرده‌اند بایستد، چشم در چشمشان بدوزد و با صریح‌ترین کلمات بگوید: بیش از این حق ندارید میهن مرا بر سر سوداهای جنون‌آمیزتان قمار کنید و به ویرانی‌اش بکشانید.

امّا البته ادای وطن‌پرستی را خیلی راحت می‌توان درآورد. کافی است بگویید: «هرچه مقامات رسمی کشور من می‌کنند و می‌گویند صحیح و صواب است (البته انتقادات مختصری هم وجود دارد که در این شرایط جنگی فعلاً مطرح کردنشان صلاح نیست)، و این بیگانگان دژخیم هستند که دم به ساعت با ما کارهای ددمشیانه می‌کنند و می‌خواهند منابعمان را غارت کنند و ملّتمان را به بردگی بکشند و کشورمان را تجزیه کنند تا عزت و افتخارات باستانیمان زیر چکمه‌های سلطه‌شان له شود». این وطن‌پرستی ابلهانه و باب طبع دیکتاتورها نه تنها کاملاً بی‌خطر است، بلکه اگر بخت یاری کند احتمالاً باعث می‌شود شما هرجا که هستید ترفیع بگیرید و بر سر سفره رانت جای بالاتری را بهتان تعارف کنند.

این است که وطن‌پرستیِ مرد و مردانه مقرون به صرفه نیست، و وطن‌پرست راست و درست کم گیر می‌آید. به خاطر همین است که تا به امروز نشنیده‌ایم کسی آینه ایران ویران را پیش چشم آن «مار قهقهه» گرفته باشد تا ببیند با این کشور و مردمانش چه کرده. و باز به خاطر همین است که نمی‌شنویم کسی به تسلیم بی ‌قید و شرط نصیحتش کرده باشد، تا در جنگی که بردنش محال است هر روز ویرانی بیشتری به بار نیاید و بیگناهان بیشتری به خاک و خون نیفتند. 

📌 بعدالتحریر:  «مار قهقهه» موجودی افسانه‌ای است احتمالاً ساخته و پرداخته ذهن مهدی اخوان ثالث، که خود او درباره‌اش چنین توضیح داده است: «در افسانه‌ها داریم که مار یا اژدهای قهقهه ماری آنچنان بوده است که شهری را به‌ ستوه آورده بود از آتشباری‌ها، قربانی گرفتن‌ها، کشت و کشتارها و حمله و هجوم‌ها و چه و چه‌ها، و هیچ دلیری، پهلوانی هم حریف او نمی شده. بسیاری پهلوانانِ مدّعی از نفس زهرناک و آتشین او نابود شده بودند. تا سرانجام پهلوان پیری جهاندیده داوطلب و مدّعی می شود که شرّ او را دفع کند، می‌رود و آینۀ بزرگی قدنما پیش روی آن مار یا اژدها می‌گیرد و آن مار با دیدن حقیقت و چهره واقعی خود به قهقهه می‌افتد، واپس می‌افتد و باز می‌بیند و قهقهه می‌زند، تا آن که می‌میرد».
شعر مار قهقهه اخوان را هم اگر دوست داشتید و اینترنتتان وصل بود می‌توانید پیدا کنید و بخوانید.

◽️@utfinance◽️
👌128👍4👎4💔1
📄 یادداشت

جنگ داخلی پنهان در فرانسه

👤 اشکان زارع

در فولکلور سیاسی فرانسه، که برای هر دردی درمانی و برای هر قهرمانی اسطوره‌ای می‌تراشد، «مقاومت» شمایلی مقدس دارد؛ روایتی اتوکشیده از ملتی متحد که در برابر شر نازی سینه سپر کرد. اما این روایت، که به برکت رتوش اساسی تاریخ‌نگاران رسمی تصویری مثبت یافته، نیازمند یک بازخوانی گزنده‌تر است. حقیقت آن است که این جنگ، بیش از آنکه نبردی با آلمان باشد، یک تسویه حساب داخلی کثیف بود که در آن، برچسب «خائن» مثل نقل و نبات بین هموطنان رد و بدل می‌شد.

برای فهم ماجرا باید به ذهنیت فرانسه‌ی تحقیرشده در ۱۹۴۰ بازگشت. مارشال پتن و دار و دسته‌اش در ویشی، با وعده‌ی «نظم» و «ثبات» قدرت را قاپیدند. این معامله‌ای بود که در آن، روح فرانسه در ازای یک صلح ظاهری و حفظ چند اداره‌ی دولتی به حراج گذاشته شد. اینجا بود که بوروکرات‌های وظیفه‌شناس و شهروندان عادی که حوصله‌ی فکر کردن نداشتند، به ماشین جنایت هیتلر روغن‌کاری کردند. این جماعت، که بعدها فیلسوفان برایشان عبارت شیک «ابتذال شر» را ساختند، نه از روی کینه‌ای عمیق، که از سر بی‌فکری محض و برای «انجام وظیفه»، در اخراج یهودیان و سرکوب مخالفان شریک جرم شدند.

در مقابل این دستگاه عریض و طویل، مقاومت قرار داشت؛ مخلوطی ناهمگون از کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها، لیبرال‌ها و هرکس دیگری که با نظم جدید حاکم سر سازگاری نداشت. اینان که در روایت رسمی به «قوه‌ی قضاوت» فردی خود شهره‌اند، در واقع حساب و کتاب خود را داشتند و فهمیده بودند که ماندن زیر چکمه‌ی آلمان و دولت ویشی، برایشان آینده‌ای ندارد. اتحادشان با متفقین هم نه یک الهام اخلاقی، که یک ضرورت استراتژیک و معامله‌ای برای بقا بود.

پس چه کسانی به این قهرمانان مارک خیانت می‌زدند؟
دقیقاً همان‌هایی که از نظم جدید نازی‌ها نان می‌خوردند: فاشیست‌های فرانسوی و ناسیونالیست‌های افراطی. منطق مسمومشان، که در فولکلور سیاسی اروپا برای هر نوع وابستگی به بیگانه به کار می‌رود، ساده بود:

۱. وطن‌فروشی به بیگانگان: از دید این ناسیونالیست‌ها، مقاومت با گدایی اسلحه و اطلاعات از لندن و واشنگتن، استقلال فرانسه را به ثمن بخس فروخته بود. آنها فرانسه‌ای «خالص» زیر سایه‌ی هیتلر را به فرانسه‌ای «آزاد» اما مدیون به انگلیس و آمریکا ترجیح می‌دادند. این نوعی وطن‌پرستی وارونه بود که در آن، ایدئولوژی بر حاکمیت ملی ارجحیت داشت.

۲. همسویی ایدئولوژیک: فاشیست‌های فرانسوی، مقاومت را نیرویی «منحط» و «یهودی-بلشویکی» می‌دیدند که قرار بود ارزش‌های سنتی و اقتدارگرای محبوبشان را نابود کند. برای آن‌ها، جنگ با مقاومت، دفاع از «فرانسه واقعی» در برابر یک توطئه‌ی جهانی بود.

در نهایت، تاریخ را فاتحان نوشتند. برچسب «خائن» که زمانی از سوی دولت ویشی و حامیانش علیه مقاومت به کار می‌رفت، پس از جنگ به پیشانی خودشان چسبانده شد. مقاومت نشان داد که در یک جنگ داخلی، «وطن‌پرستی» و «خیانت» مفاهیمی سیال هستند که تعریفشان بیش از آنکه به اخلاق وابسته باشد، به نتیجه‌ی نهایی نبرد بستگی دارد. و این درسی است که هرگز نباید به این سادگی‌ها فراموش شود.

◽️@utfinance◽️
15👍8👎8
📕 در دست انتشار

در سودای عدالت کیهانی

👤 توماس سوئل

ترجمه: امیر امجدیان

در گیرودار گفتگوهای روزمره، اصول کلی از قبیل «عدالت» یا «برابری» چه‌بسا با اشتیاقی وافر به زبان آورده می‌شوند، اما چنین اصطلاحاتی معمولاً از تعریف و تدقیق بازمانده و مورد کنکاش لازم قرار نمی‌گیرند. 

اغلب اوقات، دستاوردهای بسیار بیشتری قابل حصول است از رهگذر باریک‌بینی در معنایی که ما شخصاً برای این مفاهیم قائل هستیم، در مقایسه با تکاپو برای اقناع یا تحمیل نظر بر دیگران.

 چنانچه درمی‌یافتیم منظور واقعی‌مان از این سخن چیست، در بسیاری از موارد ممکن بود از بیان آن خودداری کنیم، یا اگر مبادرت به بیان آن می‌ورزیدیم، آنگاه شانس بیشتری داشتیم که بتوانیم استدلال‌های خود را برای کسانی تبیین کنیم که با ما اختلاف‌نظر دارند.

آن شور و هیجان سرمست‌کننده لفاظی‌ها و خیال‌پردازی‌ها، عنصر بنیادین گفتمان رایج در سیاست روزمره و مباحثات رسانه‌ای جاری به شمار می‌رود.

 از همین رو، این امر اهمیتی مضاعف می‌یابد که در مقطعی، تأملی ژرف نموده و بکوشیم تا معنای بنیادین این امور را در پس آن جلوه‌های سطحی و فریبنده واکاوی نماییم. این کتاب، تکاپویی است در جهت تحقق این مهم.

◽️@utfinance◽️
👍85
Forwarded from مرتضی کاظمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#مناظره

📹 تعطیلی بورس در روزهای جنگ؛
تشدید بی‌اعتمادی یا تدبیر اقتصادی؟


ویدیوی کامل در یوتیوب

نسخه صوتی

▫️در جدیدترین نشست گفت‌وشنود اقتصادی با میزبانی مرتضی کاظمی بحث داغی بین تعدادی از فعالان بازار سرمایه و تحلیلگران مالی و اقتصادی شکل گرفت و اثرات مالی، روانی و نهادی که بخاطر تعطیلی بورس در ایام جنگ اتفاق افتاد به بحث و بررسی گذاشته شد.

▫️در این نشست علیرضا توکلی‌کاشی، امیرحسین خالقی، محمد ناطقی، حسین محمودی‌اصل، سیاوش وکیلی، امیر ندیری، حمیدرضا پورسلیمی، سید فرهنگ حسینی، مجتبی شهبازی، سید محمدرضا اعلمی و امین مکرمی در بحث حضور و نسبت به تعطیلی اجزای مختلف بازار سرمایه شامل بازار سهام، صندوق‌های درآمد ثابت، صندوق‌های طلا و سایر موارد نظرات مختلفی را به بحث گذاشتند.
👎2
📄 مقاله

آیا جامعه ایران «کوتاه مدت» است؟

👤 شاهین کارخانه

نظریه «جامعه کوتاه‌مدت» محمدعلی همایون کاتوزیان، طی دهه‌های اخیر، به یکی از بحث‌برانگیزترین چارچوب‌های مفهومی در تحلیل تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران تبدیل شده است. او در آثارش، به‌ویژه در کتاب‌های «ایران جامعه کوتاه مدت»، «تضاد دولت و ملت: نظریه تاریخ و سیاست در ایران» و «اقتصاد سیاسی ایران»، بر آن است که ساختارهای تاریخی ایران فاقد نهادهای پایدار حقوقی و اقتصادی بوده‌اند و همین امر مانع شکل‌گیری نظم بلندمدت شده است.

همایون کاتوزیان نظریه خود را بر مبنای ویژگی‌های تاریخی-ساختاری جامعه ایرانی بنا می‌نهد. در این چارچوب، «دولت مطلقه» نه محصول فرآیند تاریخی پیچیده‌ای نظیر دولت‌سازی اروپایی، بلکه حاصل نوعی قدرتِ متکی بر اراده حاکم و بی‌پایگی ساختارهای اجتماعی است. به باور کاتوزیان، در غیاب نهادهای پایدار حقوقی و مالکیت خصوصی تضمین‌شده، تعامل دولت و جامعه در ایران واجد ثبات و پیش‌بینی‌پذیری نبوده و جامعه ایرانی در چرخه‌ای از «فروپاشی و بازسازی» به‌صورت کوتاه‌مدت عمل کرده است (کاتوزیان، ۱۳۸۶).

یکی از بنیادین‌ترین نقدها به نظریه جامعه کوتاه‌مدت، به تقدم مفهومی و روشی سیاست در اندیشه کاتوزیان بازمی‌گردد. تحلیل تحولات تاریخی ایران نمی‌تواند صرفاً با تکیه بر چارچوب‌های جامعه‌شناختی یا سیاسی به‌درستی صورت گیرد، بلکه نیازمند فهم سازوکارهای اقتصادی و تحلیلی نهادهای اقتصادی است. موسی غنی‌نژاد در کتاب «اقتصاد و دولت در ایران» با تأکید بر اهمیت حقوق مالکیت و بازار آزاد، معتقد است که شکل‌گیری دولت مدرن در غرب نیز بیش از آنکه حاصل نوعی «قرارداد اجتماعی» باشد، نتیجه تحولات در سازوکارهای اقتصادی و مالکیتی بوده است (غنی‌نژاد، ۱۳۹۰: ۶۷).

🔗 ادامه مطلب را اینجا بخوانید

◽️@utfinance◽️
10👍1
📄 مقاله

بحران نظریه‌های نئوکلاسیک پولی / علم اقتصاد راه حلی دارد؟

👤 شاهین کارخانه

نظریه‌های نئوکلاسیک پولی، مبتنی بر مفروضات بازار رقابت کامل، وجود مکانیزم قیمت‌های انعطاف‌پذیر و سیاست پولی اثربخش از طریق تغییر در نرخ بهره شکل گرفته‌اند. اما بحران مالی سال ۲۰۰۸، این نظریه‌ها را به بحران جدی کشاند.

◽️@utfinance◽️
👍3
Forwarded from مرتضی کاظمی
گفت‌وشنود اقتصادی

🗓 دوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴
🕠 ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹:۳۰

بورس، حق مالکیت و دامنه نوسان

از تعطیلی در روزهای جنگ تا
صف‌های فروش پس از بازگشایی؛

بی‌اعتمادی چگونه شکل گرفت؟

پیرو نشست قبلی با موضوع
تعطیلی بورس در روزهای جنگ؛
تشدید بی‌اعتمادی یا تدبیر اقتصادی؟

با همراهی جمعی ازتحلیلگران، فعالان بازار و علاقه‌مندان، به گفت‌وگو درباره این پرسش‌های کلیدی خواهیم پرداخت:

۱. آیا تعطیلی بورس در روزهای جنگ، مصلحت‌ بود یا ضربه‌ای به اعتماد عمومی؟

۲. آیا دامنه نوسان و قطع دسترسی به دارایی‌ها، محدودسازی حق مالکیت است؟

۳. آیا دامنه نوسان، ابزاری برای محافظت از بازار است یا پنهان‌سازی واقعیت قیمت‌ها؟

برای گفت‌وگویی بی‌پرده درباره اعتماد، شفافیت و حقوق مالکیت در بازار سرمایه
برای شرکت در این نشست
لطفاً همینجا در کامنت حضورتان را اعلام کنید یا به @MortezaaKazemii پیام بدهید

گروه رسانه‌ای دنیای اقتصاد
📎
https://t.me/mortezakazemii
👍1
📕 منتشر شد

چهل‌وچهارمین شمارۀ قلم‌یاران

▫️این شمارۀ قلم‌یاران چند مقاله در باب اهمیت خانواده دارد، یکی از مقالات به ارتباط اشکال نظام‌های سیاسی و نقشی که خانواده‌ها در سیاست دارند می‌پردازد. از تورم گفتیم که در آن بخش‌هایی از کتاب مهم و ساده هنری هازلیت ترجمه شده است. از نسبی‌گرایی اخلاقی گفتیم و این‌که نسبی‌گرایی اخلاقی چه بر سر جهان ما می‌آورد.مقاله‌ای در باب تفاوت نظری کمونیسم روسی وسوسیالیسم غربی. از چیستی دانشگاه ‌و نقد دانشگاه کنونی. گفت‌و‌گویی با امیر قادری دربارهٔ سینمای چپ وطنی. نقد کتاب و مقالاتی دیگر.


چهل‌وچهارمین شمارهٔ قلم‌یاران را می‌توانید از کتابفروشی‌ها و دکه‌های روزنامه‌فروشی تهیه بفرمایید.

◾️دوستانی که تمایل دارند مجله را از طریق پست دریافت کنند، می‌توانند تنها با پرداخت هزینه مجله(220000 تومان) با هزینۀ پستی رایگان دریافت کنند.

شمارۀ کارت: 6037997321603855 به نام آذر ارکانی

✖️ارسال برگۀ واریز و آدرس به شمارۀ تلگرام ۰۹۳۵۶۶۱۷۹۰۹

#قلمیاران #قلم_یاران

◽️@utfinance◽️
2👍1
Forwarded from Caissa Hub Official
◽️ Polymarket traders see a 46% chance Elon Musk will launch a new political party by December 31, 2025.

🔲@Caissa_Finance🔳
◽️ تقویم اقتصادی

پنجشنبه ۳ جولای ۲۰۲۵


◽️@utfinance◽️
1
📄 یادداشت

آزادی در ایالات متحد

👤 مهرپویا علا

ارتش ایالات متحد عملیاتی را در ایران انجام داد و جایی را بمباران کرد. در اینجا سخنم ربطی به مسائل نظامی و امنیتی و خود این عملیات ندارد. یک اقدام نظامی از نظر خودشان مهم انجام شده است و رئیس‌جمهور آن کشور بیانیه‌های پرشوری را پس از آن صادر کرد. به فاصلۀ یک روز سی.ان.ان و نیویورک تایمز و تعدادی کارشناس مستقل در شبکه‌های اجتماعی به عنوان رسانه‌های اپوزوسیون گزارش‌هایی را منتشر کردند دال بر اینکه عملیات آنچنان‌که ادعا می‌شود موفقیت‌آمیز نبود و یکی از مبانی این گزارش‌شان سندی درز یافته به رسانه‌ها بود. من در اینجا کاری ندارم که حرف کدام طرف صحیح است، چراکه اصولاً برای آدم‌های عادی درستی‌سنجی چنین مسائلی ناممکن است و تنها باید دهه‌ها صبر کنند تا شاید در تاریخ‌ها ابعاد قضیه روشن شود.

آنچه می‌خواهم بگویم چیز دیگری است. به جرأت می‌توان گفت مشابه چنین رویدادی در بالای هشتاد درصد کشورهای جهان می‌تواند به جمع شدن تمام‌وکمال بساط آن رسانه‌ها و حتی اعدام دسته‌جمعی دست‌اندرکاران و عوامل چنین گزارشی به جرم خیانت بیانجامد. اما در ایالات متحد دولت چه واکنشی به تلاش در راستای رسواسازی خود نشان داد؟ رئیس‌جمهور نیرومندترین کشور جهان ضمن گفتن اینکه این رسانه‌ها مخاطبی ندارند و مشتی دروغگو هستند چند تا فحش هم نثارشان کرد! بعد هم البته وزیر دفاع و مقامات نظامی کنفرانسی مطبوعاتی تشکیل دادند و ضمن گلایه از این رسانه‌ها کوشیدند با فیلم و رسم شکل و توضیحات گوناگون مخاطب را قانع کنند که گزارش‌های مخالف صحیح نیستند.

شاید خود آمریکایی‌ها مانند ماهی در آب که متوجه وجود آب نمی‌شود توجه نداشته باشند که چه رویداد شگفت‌انگیزی در آنجا جریان دارد. ولی برای ما توجیهی ندارد که به این موضوع توجه نکنیم. بیایی و سند محرمانه دولتی را به بیرون درز بدهی و - از نگاه دولت - آن را تحریف و تقطیع و سپس منتشر کنی و بر پایۀ آن اعتبار ارتش کشور را در «مقطع حساس کنونی» زیر سؤال ببری و دولت‌های متخاصم از همین گزارش‌ها برای اثبات مواضع خودشان بهره‌برداری کنند و در مقابل رئیس‌جمهور تنها به تو فحش بدهد و بگوید کسی شما را نگاه نمی‌کند؟! آیا صد سال دیگر چنین چیزی در کشوری مثل ایران قابل تصور است؟ آیا این تفاوت‌ها نباید باعث شود در نگاه‌مان به بسیاری از مسائل از پایه تجدید نظر کنیم؟ آیا اینکه کشوری سازندۀ B-2 می‌شود فقط ناشی از قابلیت فنی و دانشی و صنعتی آن است؟ خود آن قابلیت‌ها از کجا آمده‌اند؟ این پرسش را علم و فناوری پاسخ نمی‌دهد.

عین همین موضوع را شما در اقتصاد هم مشاهده می‌کنید. پس از دهه‌ها کنترل‌گری در تمام ابعاد اقتصاد، ایجاد ده‌ها «سامانه» و «شورای عالی»، اشتغال تمام‌وقت ده‌ها هزار کارمند در دستگاه‌های نظارتی و حذف تقریباً کامل پول کاغذی جهت کنترل بیشتر بر خریدوفروش دست‌آخر وقتی با ناکامی و بحران اقتصادی و بی‌ارزشی پول و ناترازی و تورم و سرخ شدن روی شاخص‌های بورس و فساد فزاینده مواجه می‌شوند تازه تحلیل‌شان این است که به اندازۀ کافی کنترل نکرده‌ایم و زیاد از حد آسان گرفته‌ایم! همین منطق بر مسائل امنیتی هم حاکم است. هرچه بیشتر آزادی در یک کشور فدای «شرایط حساس کنونی» شود - و این شرایط حساس «کنونی» همواره و تا دهه‌ها ادامه خواهد یافت - آن کشور بیشتر ناامن خواهد شد. اما «راه‌حل» کسی که آزادی را نشناخته و آن را موضوعی تزئینی می‌پندارند باز این خواهد بود که به اندازۀ کافی آزادی را محدود نکرده‌ایم.

◽️@utfinance◽️
👌15👍51👎1😱1
🖥 بورس، حق مالکیت و دامنه نوسان

از تعطیلی تا صف فروش؛ قیم‌مآبی در بورس چگونه شکل گرفت؟

👤 سعید اسلامی‌بیدگلی
👤 عظیم ثابت
👤 علیرضا توکلی‌کاشی

و هومن عمیدی، پویان مظفری، رضا خانکی، محمدعلی محمدی، سینا صفری، پیام الیاس کردی و امین فهیما.

به میزبانی: 👤مرتضی کاظمی

◽️@utfinance◽️
1👌1
برندگان تورم
liberal podcast
🎧 پادکست لیبرال

برندگان تورم

📌 به زبان فارسی

◽️@utfinance◽️
◼️@LiberalPodcast◼️
👍3
📄 مقاله

توجه به محدودیت‌ها

👤 پويا جبل‌عاملی

علم اقتصاد با انسان عقلایی سرکار دارد. هرچند اقتصاد رفتاری، کنش‌های انسانی را با چشم‌پوشی از این فرض تحلیل می‌کند، اما همچنان پایه و محور این علم مبتنی بر عقلانیت است‌. عقلانیت مثلا درمورد مصرف به‌طور خلاصه و با چشم‌پوشی از جزئیات، به این معناست که آدمی با توجه به بودجه خود، مطلوبیتش را از مصرف کالا‌ها به حداکثر می‌رساند.

بدون تردید فرد هر چه از یک کالا بیشتر مصرف کند، مطلوبیت بیشتری می‌برد. اما انسان عقلایی به قید بودجه خود نیز می‌نگرد. فرد با قید بودجه که ترکیبی از درآمد و قیمت کالاهاست، مطلوبیت خود را از مصرف یک کالا به حداکثر می‌رساند. انسانی عقلایی است که قیود و محدودیت‌ها و توانایی خود را در نظر بگیرد. اگر این محدودیت در نظر گرفته نشود، آن‌گاه با موجودی طرف هستیم که پایه‌ای‌ترین امر عقلانی را مدنظر قرار نمی‌دهد.

توجه محض به مطلوب‌ها که می‌تواند برآمده از نیازها، آرمان‌ها و ایده‌آل‌ها باشد، بدون در نظر گرفتن توانایی، کاری عقلایی نیست. کار غیرعقلایی هم معلوم است که به کجا ختم می‌شود.

اگر از حوزه فردی خارج شویم، کنش‌های غیرعقلایی و تصمیمات غیرمنطقی به معنی چشم‌پوشی از قیود و محدودیت‌ها و توانایی‌ها، بیش از پیش می‌شود. شاخه اقتصاد-سیاسی، فرآیندهای تصمیم‌سازی نهادها توسط انسان عقلایی را مورد کنکاش قرار می‌دهد. اصولا تصمیمات غیرعقلایی بیشتر از سوی نهادهای جمعی که ذیل دستگاه‌های دولتی هستند، اتخاذ می‌شود. جایی که افراد عقلایی را تصمیم‌گیرنده می‌دانند، هزینه تصمیم‌های حتی غیرعقلایی آنان برای خودشان صفر است؛ اما چون این تصمیم‌ها مبتنی صرف بر مطلوب‌ها و ایده‌آل‌هاست، می‌تواند برای اعتبار آنان سودمند باشد. در نتیجه چنین تصمیم‌هایی گرفته می‌شود؛ اما چون به محدودیت‌ها توجه ندارد، تصمیم‌هایی غیرمنطقی و غیرعقلایی است.

بسیار می‌توان از این نوع تصمیم‌ها و قوانین و کنش‌ها در بوروکراسی ایران مثال آورد. نمونه بارزش قانون حجاب و عفاف بود که خوشبختانه ابلاغ نشد؛ قانونی که مبتنی بر یک ایده‌آل رسمی بود؛ اما به محدودیت‌های اجرایی ابدا توجهی نداشت.

اما جایی که امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجه به قیود و توانایی‌هاست، حوزه سیاست خارجی است؛ جایی که اگر بی‌توجه به امکانات و محدودیت‌ها حرکت کنیم و تنها بر ایده‌آل‌ها پافشاری کنیم، چه بسا کشور با هزینه‌های غیرقابل جبرانی در تاریخ خود مواجه شود.

اینکه در نهایت ابزار بازدارندگی ما که باید مانع جنگ شود، از بروز جنگ جلوگیری نکرد، بدون تردید تصمیم‌گیرندگان را باید به آن‌سو بکشاند که تجدید‌نظری اساسی در این ابزار کنند. ما امروز باید بیش از هر زمان دیگر به توانایی‌های واقعی خود توجه داشته باشیم و ایده‌آل‌ها را متناسب با آنها دنبال کنیم. ما نیازمند آن هستیم تا بیش از قبل به کشورهایی بنگریم که در این منطقه هستند که نه تنها منابع ما را به این حد ندارند، اما توانسته‌اند هم امنیت خود را برقرار کنند و هم بالاترین رفاه را برای شهروندانشان آن هم در تراز جهانی ایجاد کنند. انسان عقلایی نمی‌تواند به این تجربه‌ها، به آنچه بر خودش گذشته و به آنچه واقعا در دست دارد، بی‌توجه باشد.

امید است با تغییر، با توجه به قیود و با نگاهی نو به استراتژی‌های قبلی، آینده موفق و پیشرفته‌ای برای ایرانیان رقم بزنیم.

◽️@utfinance◽️
👍5
📄 یادداشت

تغییر پارادایم (یا همان توبه گرگ)

👤 ا.ع

در سال 1944 هنوز حکومت هیتلر کاملاً پابرجا بود. امّا اقتصاددانی به نام لودویگ ارهارت (Ludwig Erhard) که نگذاشته بود پروپاگاندای کورکننده نازی‌ها آسیبی به چشم بصیرتش برساند، فرض را بر این گذاشت که آلمان دیر یا زود در این جنگ شکست می‌خورد و ماشین سیاسی و نظامی رایش سوم فرومی‌پاشد. و بر مبنای همین فرض، توانست به یک فردای تلخ ولی واقعی فکر کند و برای آن چاره بیندیشد.

ارهارت هم احتمالاً می‌توانست به پیشوا یا مقامات مادون او نامه سربسته یا سرگشاده بنویسد و ضمن محکوم کردن دشمنان و تشکّر از فداکاری‌های نیروهای مسلّح، رژیم ناسیونال سوسیالیست را به «تغییر پارادایم» دعوت کند. امّا چنین کاری نکرد. به جای آن در اتاقش نشست و به سؤالاتی فکر کرد که به زودی جوابشان برای نجات کشور لازم می‌شد، سؤالاتی مثل این‌ها: چطور می‌شود اقتصاد آلمان را که زیر منگنه برنامه‌ریزی‌ دولتی و کنترل قیمت‌ها مچاله شده است، به یک وضع طبیعی و معقول برگرداند؟ با حجم عظیمی از پول که دولت نازی خلق کرده است چه باید کرد؟ آیا واحد پول فعلی را می‌توان حفظ کرد یا باید به فکر واحد پول جدیدی بود؟ تکلیف بدهی‌های سرسام‌آور دولتی چه خواهد شد؟ تجارت خارجی را چطور باید از نو سامان داد و احیا کرد؟ غرامت‌های جنگی که بر گردن آلمان می‌افتند از کدام محل باید پرداخت شوند؟

متأسفم که در ایران امروز تا جایی که می‌دانیم کسی به این پرسش‌های حیاتی فکر نمی‌کند. اساتید اقتصاد ما همچنان امید دارند که میخ آهنین نصیحت در سنگ لجاجت ایدئولوژیک فرو برود، با آن که تا کنون حاکمیت به هیچ کدام از ده‌ها بیانیه‌ و نامه‌ هشدارآمیزی که نوشته‌اند حتّی ذرّه‌ای اعتنا نکرده.

اساتید بزرگوار! خودتان هم می‌دانید که حاکم ایران «تغییر پارادایم» نخواهد داد. برای او مرگ گواراتر از آن است که سر عقل بیاید و معمولی و متعارف عمل کند. رجال مورد اعتمادش نیز برای آن که شایستگی‌شان احراز شود، اوّل باید ثابت کرده باشند که گوششان به هیچ منطق و استدلالی بدهکار نیست و هرگز قرار نیست از واقعیات چیزی بیاموزند یا عبرتی بگیرند. بنابراین از خودتان خواهش می‌کنم که: تغییر پارادایم دهید لطفاً. پارادایم خیرخواهی و مصلحت‌اندیشی برای حاکمیت فعلی ایران خیلی وقت پیش پوسیده و فرو ریخته است. این گرگ نمی‌تواند توبه کند. آیا برای اقتصاد دریده و آش و لاشی که از او به میراث خواهد ماند فکری دارید؟

◽️@utfinance◽️
👍273👎2