Finance & Economics
12.4K subscribers
1.66K photos
925 videos
1.15K files
3.09K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
📕 در دست انتشار

تئوری بانکداری آزاد

👤 جورج سلجین

✍️ ترجمه: محمد (امیر) جوادی

◽️
@utfinance◽️
👍6👏5👎3
Finance & Economics
رفاه کارگران در کدام کشورها بیشتر است؟
◽️ شاخص آزادی اقتصادی

مؤسسه فریزر (Fraser Institute) هر سال شاخص آزادی اقتصادی کشورها را منتشر می‌کند که بر مبنای پنج حوزه اصلی تنظیم شده است. این حوزه‌ها ترکیبی از سیاست‌های دولتی و کیفیت نهادها را می‌سنجند. معیارهای اصلی عبارتند از:

1️⃣ اندازه دولت (Size of Government):

سهم مخارج دولت، میزان مالیات‌ها، و اندازه بنگاه‌های دولتی.
هرچه دولت کوچک‌تر و مداخله کمتر باشد، آزادی اقتصادی بیشتر ارزیابی می‌شود.

2️⃣ ساختار قانونی و حقوق مالکیت (Legal System and Property Rights):

حاکمیت قانون، استقلال قضایی، حفاظت از حقوق مالکیت خصوصی.
امنیت حقوق مالکیت یکی از ارکان اصلی آزادی اقتصادی است.

3️⃣ دسترسی به پول سالم (Sound Money):

میزان تورم، ثبات پولی، و سهولت دسترسی مردم به ارزهای جایگزین.
پول سالم به مردم امکان می‌دهد با اطمینان برنامه‌ریزی اقتصادی کنند.

4️⃣ آزادی تجارت بین‌الملل (Freedom to Trade Internationally):

میزان تعرفه‌ها، موانع غیرتعرفه‌ای، و محدودیت‌های سرمایه‌گذاری خارجی.
باز بودن اقتصاد به تجارت خارجی شاخص مهمی از آزادی اقتصادی است.

5️⃣ مقررات (Regulation):

میزان و شدت مقررات بر فعالیت‌های تجاری، بازار کار و بازارهای اعتباری.
آزادی از مقررات سختگیرانه، تسهیل‌کننده کارآفرینی و کسب‌وکار است.

هر یک از این حوزه‌ها شامل چندین شاخص فرعی هم هست (مثلاً در مقررات، چیزهایی مثل حداقل دستمزد، موانع ورود به بازار، مقررات بانک‌ها و غیره بررسی می‌شود).
امتیاز کشورها از صفر تا ۱۰ داده می‌شود؛ ۱۰ به معنای بیشترین آزادی اقتصادی است.

◽️@utfinance◽️
👍3
◽️ شاخص آزادی اقنصادی

مؤسسه هریتیج (The Heritage Foundation) نیز هرساله یک گزارش به نام شاخص آزادی اقتصادی (Index of Economic Freedom) منتشر می‌کند که ساختارش کمی با مؤسسه فریزر تفاوت دارد. در شاخص هریتیج، آزادی اقتصادی بر اساس ۴ دسته کلی و ۱۲ شاخص جزئی اندازه‌گیری می‌شود:

1️⃣ حاکمیت قانون (Rule of Law)

حقوق مالکیت (Property Rights): میزان احترام به مالکیت خصوصی.
صداقت دولت (Government Integrity): میزان فساد اداری و شفافیت نهادهای دولتی.
اثربخشی قضایی (Judicial Effectiveness): کارایی و استقلال دستگاه قضایی.


2️⃣ اندازه دولت (Government Size)

بار مالیاتی (Tax Burden): سطح مالیات بر درآمد، سود و دارایی‌ها.
مخارج دولت (Government Spending): اندازه مخارج دولت نسبت به تولید ناخالص داخلی.
سلامت مالی (Fiscal Health): میزان کسری بودجه و بدهی عمومی.


3️⃣ کارآیی مقررات (Regulatory Efficiency)

آزادی کسب‌وکار (Business Freedom): میزان سهولت راه‌اندازی و اداره کسب‌وکار.
آزادی کار (Labor Freedom): انعطاف‌پذیری قوانین بازار کار.
آزادی پولی (Monetary Freedom): ثبات قیمتی و آزادی قیمت‌گذاری کالاها و خدمات.


4️⃣ بازارهای باز (Open Markets)

آزادی تجارت (Trade Freedom): میزان آزادی واردات و صادرات.
آزادی سرمایه‌گذاری (Investment Freedom): میزان محدودیت بر جابجایی سرمایه.
آزادی مالی (Financial Freedom): میزان دخالت دولت در بخش مالی و بانکی.


امتیازدهی:
هر شاخص امتیازی از ۰ تا ۱۰۰ می‌گیرد (۱۰۰ یعنی آزادی کامل در آن بخش). سپس میانگین امتیازها گرفته می‌شود تا امتیاز کلی کشور به دست بیاید.

طبقه‌بندی نهایی کشورها:

آزاد (Free): امتیاز بالای ۸۰
تقریباً آزاد (Mostly Free): ۷۰–۷۹.۹
آزاد متوسط (Moderately Free): ۶۰–۶۹.۹
عمدتاً غیرآزاد (Mostly Unfree): ۵۰–۵۹.۹
سرکوب شده (Repressed): زیر ۵۰

◽️@utfinance◽️
👍6
Forwarded from شرق وحشی
شرق وحشی
میدان مین خودکامه https://t.me/yusefmasoud/853
از دیروز صبح به فکر این بخش‌های کتاب ما هماهنگ شده‌ایم هستم:
اوت 2015، در حوالی نیمه‌شب، ستونی از آتش، با ارتفاعی بیش از یک آسمانخراش، درست در چندصد متری یک منطقۀ مسکونی گران قیمت سر به آسمان کشید. در قلب یکی از ثروتمندترین و مدرن‌ترین شهرهای چین، در دو ساعتی پایتخت، آتش مهارناپذیر شعله می‌کشید. و همه‌اش به دلیل وجود یک انبار غیرقانونیِ مواد خطرناک حاوی مواد شیمیایی کشنده‌ای بود که مسئولان از آن اطلاعی نداشتند. یک مقام محلی سردرگم، مسئولان فاسد و رهبرانِ ناشی آتش نشانان بسیاری را به کام مرگ قطعی از سم و آتش فرستادند.
*
همیشه ترک‌های بزرگ‌تر درون نظام زمانی آشکار می‌شوند که اتفاقی غیرمنتظره تعادل نظام را بر هم بزند، مثلاً انفجار یک انبار مخفی مواد شیمیایی سمی در وسط منطقۀ مسکونی، مانند حادثۀ تیانجین در سال 2015، یا شیوع ویروس کرونا در سال 2020، هنگامی که سرانجام وحشت رویدادها و ترس از رفاهِ خود و عزیزان، از ترسِ از قدرت بزرگ‌تر می‌شود. در آن لحظه، حجاب پروپاگاندا لحظه‌ای برای نسل جدیدی از چینی‌ها برداشته می‌شود و ماهیت حقیقی نظام خودش را آشکار می‌کند. نظامی که در آن لحظه خودش را نشان می‌دهد، در هنگام تضاد منافع، بدون لحظه‌ای تردید حفظ قدرتش را به رفاه شهروندانش ترجیح می‌دهد. در مورد ویروس کرونا، در وهلۀ اول، فقدان شفافیت و پنهانکاری دیوان سالاری در هفته‌های حیاتی اول بود که باعث شیوع این بیماری در چنین مقیاسی شد.
در چنین رویدادهایی، بار دیگر آشکار می‌شود که افسانۀ دیکتاتورهای خردمند و شایسته‌سالاری کارآمد فقط در قصه‌ها هستند. چنین مواردی افشاکنندۀ دیوان‌سالاری بی‌خرد و غیرمسئول است.
*
پس از انفجار ویرانگر انبار مواد شیمیایی غیرقانونی در تیانجین، درست کنار ساختمان‌های سر به فلک کشیدۀ شهروندان مرفه، در یکی از مقالاتی که به دفعات در ویبو به اشتراک گذاشته شد، چنین آمده بود:
معلوم است که اگر با یک بی‌ام‌و و یک سگ کوچولو در خانه‌ای خوب در بینهای زندگی می‌کنید، در وقت آزادتان تسبیح دانه درشت زیبایتان را می‌چرخانید، یا می‌دوید یا ورزش می‌کنید. در مورد هر حادثۀ عمومی‌ای که از آن مطلعید سکوتی فاضلانه اتخاذ کنید. در ظاهر، هیچ تفاوتی با یک شهروند طبقۀ متوسط معمولی دیگر کشورها ندارید.
اما این توهم است. یک انفجار دیگر اتفاق بیفتد، آن وقت ساکنان چی‌هانگ جیایون و هاربر سیتی می‌بینند که هیچ تفاوتی با دادخواهانی که با دیدۀ تحقیر به آنان می‌نگرند ندارند.
همۀ ما عضو طبقۀ پایینیم. کشور خودکامه برای تمام ساکنانش یک میدان مین است. هر چقدر پول یا قدرت جمع کرده باشند باز هم در امان نیستند.
#بندرعباس

https://t.me/yusefmasoud
1👍1👎1👏1😢1
📚 معرفی کتاب‌های «ارنست نولته» به مناسبت انتشار کتابی جدید از او

آشنایی ما فارسی‌زبانان با ارنست نولته در دهه ۹۰ شمسی و به کوشش مهدی تدینی محقق شد که آثار او را به فارسی ترجمه کرده است:

◽️ جنبش‌های فاشیستی

◽️ قرن بیستم: ایدئولوژی‌های خشونت

◽️ اسلام‌گرایی


کتاب «فاشیسم» نیز به زودی توسط انتشارات پارسه و با ترجمه مهدی تدینی منتشر خواهد شد.

همچنین کتاب‌های «آشوویتس یکتا» و «ارنست نولته؛ سیمای یک تاریخ‌اندیش» درباره نولته و به قلم نویسندگان دیگری هستند که توسط مهدی تدینی به فارسی ترجمه‌ شده‌اند.

ارنست نولته جنایات رژیم شوروی را هم‌سنگ نازی‌ها می‌دانست و به همین سبب از سوی روشنفکران چپ‌گرا بایکوت شد و در ایران نیز تا پیش از دهه ۹۰ شمسی ناشناخته ماند.
مناقشه فکری او با یورگن هابرماس در دهه ۸۰ میلادی به دعوای تاریخ‌نگاران مشهور است.

◽️@utfinance◽️

#فاشیسم
#ارنست_نولته
#نولته
#تاریخ_اندیشی
#فاشیسم
#اسلام_گرایی
#مهدی_تدینی
👍7😱2👌1
◽️ رویداد

ملی شدن صنعت نفت؛
آرمان‌گرایی یا واقع‌گرایی؟

انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه شیراز به مناسبت سالروز آغاز نخست وزیری دکتر محمد مصدق برگزار می‌کند


👤 دکتر موسی غنی‌نژاد
اقتصاددان و هیأت علمی دانشگاه صنعت نفت (بازنشسته)

👤 دکتر محمد مهدی مرادی خلج
هیأت علمی تاریخ دانشگاه شیراز (بازنشسته)

👤 دکتر ابراهیم عباسی
هیأت علمی علوم سیاسی دانشگاه شیراز

🗓 دوشنبه ۸ اردیبهشت‌ماه

ساعت ۱۰:۰۰

🏢 مکان: تالار حکمت دانشگاه شیراز


◽️@utfinance◽️
👍41👎1
◽️ عکس روز

خاویر میلی، خسوس هوئرتا دسوتو و فیلیپ باگوس

در مراسم اهدای «نشان مایو» به پروفسور دسوتو توسط دولت آرژانتین

«نشان مایو» (Orden de Mayo) یکی از بالاترین نشان‌های افتخار کشور آرژانتین است. این نشان به افراد داخلی یا خارجی اعطا می‌شود که خدمات برجسته‌ای به آرژانتین یا ارزش‌های مورد احترام آن کشور ارائه کرده باشند.

اسم این نشان به «انقلاب ماه می» (Mayo) اشاره دارد، که یک رویداد مهم در سال ۱۸۱۰ بود و آغازگر روند استقلال آرژانتین از اسپانیا شد.

پروفسور اوئرتا دسوتو در سخنرانی خود تأکید کرد: «دولت غیرضروری است، وعده‌هایی که می‌دهد غیرممکن است، نمی‌توان آن را محدود کرد، غیر اخلاقی است و باید آن را برچید.»

◽️@utfinance◽️
👍24👎71👏1🤬1
📄 یادداشت

واقعه دردناک

👤 پویا جبل‌عاملی

واقعه بندرعباس، مصیبت بهت‌آوری بود. جان‌هایی که فدا شد و خسارتی نه‌چندان کوچک. این اتفاق دل هر ایرانی را آزرد و از زمان اتفاق همه به دنبال علت و رفع حوادث مشابه هستند.

هنوز آمار و ارقام درستی از میزان خسارت و میزان خسرانی که اقتصاد در پی توقف فرآیند بندر شهید رجایی تحمل می‌کند، منتشر نشده است. اما به هر رو همه شاهدان این اتفاق می‌دانند آسیبی جدی ایجاد شده است و انتظار رفع آن را دارند.

اگر انفجاری رخ می‌دهد و بندری آسیب می‌بیند و همگان متوجه آن می‌شوند، در اقتصاد ما بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها به‌صورت روزانه اتفاق می‌افتد و جمیع آنها کم از این اتفاق ندارد.

مشکل فقط این است که انفجار، آنچه را که هست، نابود می‌کند و تصمیم‌های ما، آنچه می‌توانست از منابع کشور ساخته شود؛ اما به‌خاطر ما انجام نشده است.

انفجار محسوس است؛ چون آنچه را که هست، نابود می‌کند، سیاست‌های غلط ما، آنچه را که می‌توانست باشد، از بین می‌برد. اولی را همگان درک می‌کنند؛ اما دومی به‌طور فوری آشکار نیست. اولی چون به‌عینه دیده می‌شود، مردم فوری انتظار جبران دارند و دومی بیشتر در بلندمدت ایجاد نارضایتی می‌کند.

اما داستان به همین جا ختم نمی‌شود. سیاست‌های غلط، بعضا همراه با تغییری در سطح بنگاه و اقتصاد ملی است و همین تغییر باعث می‌شود تا بهانه کافی دست تصمیم‌گیرندگان باشد تا این سیاست را ادامه دهند.

مثلا سناریویی را مدنظر قرار دهید که کارخانه‌ای با اعتبار ترجیحی به یک صنعت خاص به وجود بیاید. صاحب آن کارخانه اگر می‌خواست در یک بازی عادلانه به وام ‌برسد، باید با رقبای دیگر برای گرفتن وام رقابت می‌کرد و آن وقت بنگاهی به وام می‌رسید که طرح مدنظرش نرخ بازدهی داخلی بیشتری می‌داشت. بنابراین با نرخ ترجیحی کارخانه‌ای به‌وجود آمده که نرخ بازدهی کمتری داشته است. اما صاحب بنگاه با بیان تولیدات جدیدش و میزان کارگری که به‌کار گرفته است، نشان می‌دهد که این کارخانه همانی بوده که اقتصاد می‌خواسته است‌. اما درواقع این‌طور نیست و این کارخانه اصلا نباید احداث می‌شده است.
کارخانه‌ای بهتر و تولیدی بیشتر حادث نشده تا این کارخانه ایجاد شود. آیا این خسارت نیست؟

سیاست‌های اشتباه، عمدتا چنین نتیجه‌ای به‌بار می‌آورند. سیاست‌های مخالف چارچوب بازار و سیستم قیمتی این چنین منابع را هدر می‌دهند.

اما آیا کسی اینها را می‌بیند؟ چه‌بسا وام‌دهنده و سازنده کارخانه مورد تشویق هم قرار گیرند! همین می‌شود که سیاست غلط اجرا می‌شود و بدتر آنکه ذی‌نفعان آن هم مورد تشویق قرار می‌گیرند.

انفجار ذی‌نفعی ندارد؛ اما سیاست غلط دارد، این می‌شود که ذی‌نفعان نمی‌گذارند خسران سیاست برای عموم باز شود. پس دیگر چه خواست عمومی برای تغییر سیاست غلط؟

این می‌شود که در اقتصاد ما هر روز انفجار و فاجعه‌ای رخ می‌دهد؛ اما چیزی تغییر نمی‌کند. هر روز منابعی از دست می‌رود و کسی آه چندانی نمی‌کشد. هرچند نتیجه کار بعد از چند صباحی مشخص می‌شود و همه متعجب می‌مانند که کشوری با این همه منابع بالقوه چرا وضعیت معیشت مردمانش این‌گونه است؟ چرا وقتی دو دهه پیش ایرانیان حاضر به مقایسه خود با همسایگان خلیج‌فارس نبودند، اکنون قضیه بالعکس شده است؟ سیاست‌های غلط طول می‌کشد که تخریب خود را نشان دهند! حداقل اکنون که مشخص شده است، کسی به فکر تغییر باشد.

◽️@utfinance◽️
👍71
📕 منتشر شد

فردگرایی و فلسفه علوم اجتماعی

👤 مورای روتبارد

✍️ ترجمه: مهران خسروزاده

©️ انتشارات دنیای اقتصاد

◽️
@utfinance◽️
22🤬1💔1
🖥 بررسی ساختار قدرت و اقتصاد در ایران

چرا چپاول در این سرزمین چنین آسان شد؟

چرا چپاول در ایران آسان است و چرا ما تا کنون نتوانستیم روند چپاول را متوقف کنیم؟
آیا در تاریخ ایران شاهد دوره‌هایی بودیم که نشان از تغییر این روند در آن باشد؟
چرا توصیه‌های متفکران و اندیشمندان به توقف روند چپاول منجر نشده است؟

👤 مصطفی صادق
👤 مرتضی کاظمی
👤 امین فهیما
👤 محمدمهدی کهربی

با میزبانی 👤 اویس ارشادیان
Instagram | X(twitter) | Telegram | Youtube

◽️@utfinance◽️
👍3
◽️ رویداد

آزادی در اندیشه مدرن

👤 موسی غنی‌نژاد

🗓 سه‌شنبه 9 اردیبهشت‌ماه

ساعت 18

🏢 مکان: شیراز ، میدان معلم، خیابان همت (ایمان) جنوبی، کوچه 17 ، نبش فرعی 2/17



◽️@utfinance◽️
10👎2👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 میزگرد

انحصار، رقابت و تنظیم‌گری در بازار آزاد

👤 جعفر خیرخواهان
👤 علیرضا شکوهیان
👤 امیرحسین خالقی

نسخه صوتی

◽️@utfinance◽️
📄 مقاله

چرا «چپ‌های لیبرال» باید از «محافظه‌کاران لیبرال» حمایت کنند؟

👤 هلن پلاک‌رز

✍🏻 ترجمه: مسعود یوسف حصیرچین


📌 از متن:
لیبرالیسم ــ‌در بنیان خود، تلاشی برای بیشینه کردن آزادی فردی‌ــ و محافظه‌کاری‌ــ در بنیان خود، کوششی برای حفظ آنچه به خوبی به ما خدمت کرده‌ــ ترکیبی جدی و پخته از فلسفه‌های سیاسی هستند که به خوبی با هم کار می‌کنند و در واقع به‌شدت در هم تنیده‌اند.

لیبرالیسم فلسفه‌ای سیاسی است که رو به آینده دارد و هدفش اصلاح و گسترش آن چیزی است که خوب است تا به این ترتیب دانش را گسترش دهد و پیشرفت اخلاقی به بار بیاورد. محافظه‌کاری فلسفه‌ای تاریخی‌نگر است و هدفش حفظ سنت‌ها و نهادهای فکری ارزشمند است که در دموکراسی‌های لیبرال، شامل خود لیبرالیسم هم می‌شود.

علی‌رغم تغییر معناها، به‌ویژه در ایالات متحده، که لیبرالیسم و محافظه‌کاری را در تضاد با هم می‌بیند، در اصل، متضاد «لیبرال»، «اقتدارگرا» است و متضاد «محافظه‌کار»، «انقلابی».

در نتیجه، مخالفت با اقتدارگرایی انقلابی، ویژگی اصلی محافظه‌کاری لیبرال است؛ ویژگی‌ای که آن را در تضاد با جنبش عدالت اجتماعی انتقادی و پوپولیسم راست افراطی قرار می‌دهد.

◽️@utfinance◽️
👍21👌1