📄 ایران در چهارراه حوادث
گفتوگوی «دنیایاقتصاد» با عباس آخوندی
👥 البرز نظامی و پرهام پهلوان
تقاطع تحولات بینالمللی و داخلی موجب شده است که کشورمان بار دیگر خود را در یکی از بزنگاههای تاریخی پیدا کند. تغییر پارادایم اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان و برآمدن «دولت وفاق»، دو موضوعی هستند که در گفتوگو با دکتر عباس آخوندی مورد بررسی قرار گرفته است.
دکتر عباس آخوندی، استاد دانشگاه، اقتصاددان و سیاستمدار ایرانی، دارای دکترای اقتصاد سیاسی از دانشگاه لندن است. او از سال ۷۲ تا ۷۶ وزارت مسکن و شهرسازی و بعد از آن از ۹۲ تا ۹۷ وزارت راه و شهرسازی را در دولتهای مختلف برعهده داشته و پیشتر نیز معاون سیاسی وزارت کشور بوده است. آخوندی از چهرههای باسابقه در عرصه سیاست و اقتصاد ایران به شمار میآید که همواره دیدگاههای صریح و تحلیلی درباره مسائل کلان کشور و تحولات جهانی ارائه داده است.
در گفتوگوی البرز نظامی و پرهام پهلوان در «باشگاه اقتصاددانان «دنیایاقتصاد» با دکتر آخوندی، موضوعات مهمی همچون موقعیت ایران در نظم جدید جهانی، فرصتهای ناشی از چندقطبیشدن جهان، امکان بازتعریف روابط خارجی ایران با آمریکا و اروپا و نسبت آن با منافع ملی بررسی شده است. او در این مصاحبه ضمن تحلیل تضعیف غرب یکپارچه و ظهور جریانهای نئومرکانتیلیستی، از ضرورت «سیاست بیطرفی فعال» و تاسیس دولت ملی مدرن در ایران سخن گفته است؛ مفهومی که به باور او، کلید عبور از بنبستهای داخلی و خارجی کشور خواهد بود.
◽️@utfinance◽️
گفتوگوی «دنیایاقتصاد» با عباس آخوندی
👥 البرز نظامی و پرهام پهلوان
تقاطع تحولات بینالمللی و داخلی موجب شده است که کشورمان بار دیگر خود را در یکی از بزنگاههای تاریخی پیدا کند. تغییر پارادایم اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان و برآمدن «دولت وفاق»، دو موضوعی هستند که در گفتوگو با دکتر عباس آخوندی مورد بررسی قرار گرفته است.
دکتر عباس آخوندی، استاد دانشگاه، اقتصاددان و سیاستمدار ایرانی، دارای دکترای اقتصاد سیاسی از دانشگاه لندن است. او از سال ۷۲ تا ۷۶ وزارت مسکن و شهرسازی و بعد از آن از ۹۲ تا ۹۷ وزارت راه و شهرسازی را در دولتهای مختلف برعهده داشته و پیشتر نیز معاون سیاسی وزارت کشور بوده است. آخوندی از چهرههای باسابقه در عرصه سیاست و اقتصاد ایران به شمار میآید که همواره دیدگاههای صریح و تحلیلی درباره مسائل کلان کشور و تحولات جهانی ارائه داده است.
در گفتوگوی البرز نظامی و پرهام پهلوان در «باشگاه اقتصاددانان «دنیایاقتصاد» با دکتر آخوندی، موضوعات مهمی همچون موقعیت ایران در نظم جدید جهانی، فرصتهای ناشی از چندقطبیشدن جهان، امکان بازتعریف روابط خارجی ایران با آمریکا و اروپا و نسبت آن با منافع ملی بررسی شده است. او در این مصاحبه ضمن تحلیل تضعیف غرب یکپارچه و ظهور جریانهای نئومرکانتیلیستی، از ضرورت «سیاست بیطرفی فعال» و تاسیس دولت ملی مدرن در ایران سخن گفته است؛ مفهومی که به باور او، کلید عبور از بنبستهای داخلی و خارجی کشور خواهد بود.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
ایران در چهارراه حوادث
گفتوگوی «دنیایاقتصاد» با دکتر عباس آخوندی تقاطع تحولات بینالمللی و داخلی موجب شده است که کشورمان بار دیگر خود را در یکی از بزنگاههای تاریخی پیدا کند. تغییر پارادایم اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان و برآمدن «دولت وفاق»، دو موضوعی هستند که در گفتوگو با دکتر…
👎7👍1
📄 مقاله
ریشه تمامیت خواهی، مهندسی اجتماعی است
/جایی که هایک با آیزیا برلین به اتفاق نظر میرسند/
👤مانی بشرزاد
منتشر شده در
American Institute for Economic Research
◽️@utfinance◽️
ریشه تمامیت خواهی، مهندسی اجتماعی است
/جایی که هایک با آیزیا برلین به اتفاق نظر میرسند/
👤مانی بشرزاد
منتشر شده در
American Institute for Economic Research
از متن:
لیبرالیسم و جستوجوی خوشبختی
ریشهی فاشیسم، کمونیسم و تمام ایدئولوژیهای تمامیتخواه در این باور سادهلوحانه نهفته است که تنها یک راه درست برای زندگی وجود دارد و روشنفکران میتوانند آن را با قطعیتی همچون علوم طبیعی تعیین کنند. در مقابل، لیبرالیسم هیچ سبک زندگی واحدی را تجویز نمیکند و قدرتش نیز در همین است.
لیبرالیسم به افراد با باورها، اهداف و آرزوهای گوناگون اجازه میدهد در کنار یکدیگر زندگی کنند. این اصل در اعلامیهی استقلال ایالات متحده تجلی یافته است، جایی که از «جستوجوی خوشبختی» سخن میگوید — جستوجویی که باید بر عهدهی خود افراد باشد، نه چیزی که دولت آن را تعیین کند. این باور، هستهی اصلی لیبرالیسم است.
◽️@utfinance◽️
thedailyeconomy.org
The Root of Totalitarianism is Social Engineering | The Daily Economy
Planners who want to 'perfect' society often resort to coercion to impose their preferred outcomes. The result has been unthinkable government vio ...
👍9⚡2❤1
◽️ ماریو بارگاس یوسا؛ صدای آزادی در ادبیات
👤 محمد ماشینچیان
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
🗓 جمعه
⏰ ساعت ۱۹
📌 در اینستاگرام
📌 پادکست بورژوا
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
🗓 جمعه
⏰ ساعت ۱۹
📌 در اینستاگرام
📌 پادکست بورژوا
◽️@utfinance◽️
👍12
📄 یادداشت
سرمایهگذاری «نامولد» معنی ندارد
👤 مهرپویا علا
دوگانهای زیر عنوان سرمایهگذاری «مولد» و سرمایهگذاری «نامولد» ناشی از تحلیل اقتصادی کاملاً غلط است.
من وقتی پولم را میدهم و سکه یا دلار میخرم، اتفاقی که در سطح کلان میافتد این است که مقداری پول از جیب من بیرون میرود و وارد جیب طلافروش یا دلارفروش میشود. چرا بعضیها تصور میکنند با این جابهجایی پول میان دو جیب مختلف به «تولید» آسیب وارد میشود؟ مگر طلافروش یا ارزفروشی که پول را از من گرفته است آن را داخل لحاف خود پنهان میکند و فقط من بودم که ممکن بود با آن پول سهام شرکتها را بخرم؟ از پرداختن به این واقعیت که حتی اگر پول داخل لحاف هم پنهان شود باز به ساختار تولید آسیب وارد نمیشود صرفنظر میکنم. درواقع پول حتی از نظام بانکی خارج هم نمیشود. ما روزانه میلیونها مبادلۀ کوچک و بزرگ انجام میدهیم، بدون آنکه پولی از نظام بانکی خارج شود.
افراد با خریدن طلا یا ارز جلوی افت ارزش بخشی از سرمایۀ خود را میگیرند. اگر با خرید سهام شرکتهای صنعتی جلوی افت ارزش سرمایه گرفته شود هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی سهام این شرکتها را خریداری نکند. من اگر انتظار داشته باشم سهام فولاد سپاهان چند درصد بیشتر از طلا افزایش خواهد یافت چرا باید طلا بخرم؟ ما تمایل کمتری به خرید سهام فولاد و ذوبآهن و پتروشیمی در مقایسه با طلا و دلار و رمزارز داریم، چون در شرایط کنونی انتظار داریم گروه دوم افزایش قیمت بیشتری داشته باشند. چرا؟ چون سهام کسبوکارهایی مانند فولاد و پتروشیمی با در نظر گرفتن نرخ تورم افزایش قیمت کمتری از طلا و دلار دارند. چرا؟ چون دارند زیان میدهند یا به اندازۀ کافی سوددهی ندارند.
حالا حکومت میآید با عنوان اینکه ما میخواهیم پول مردم به سمت کارهای مولد برود به زور مانع خرید طلا و دلار میشود و بخشی از این نقدینگی را به سمت خرید سهام میبرد. معنای این کار حکومت این است که بخشی از نقدینگی مردم را به زور به سمت کسبوکارهای زیانده میبرد و منابع بیشتری را به هدر میدهد. کسی که طلا و ارز میخرد به این امید که ارزش سرمایۀ خود را نگاه دارد، اگر در این کار موفق شود، به این معنی که انتظارش از افزایش قیمت طلا درست از آب در بیاید، دارد به جامعه لطف میکند و چه بسا شایسته دریافت لوح تقدیر باشد! چون به این ترتیب او موفق شده است به اندازۀ توان مالی خودش جلوی گسترش فعالیت چند واحد تولیدی زیانده را بگیرد و سرمایه کمتری به هدر برود. هیچکسی تا ابد طلا و دلار را نگاه نمیدارد. طلا غذا نیست که خورده یا فاسد شود. طلا ارزش سرمایه را نگاه میدارد تا به موقع وارد کار تولیدی شود. اگر حکومت برای کار تولیدی عجله دارد بهتر است به جای «هدایت نقدینگی» ببیند چه اتفاقی افتاده است که واحدهای تولیدی با زیان به کار خود ادامه میدهند.
◽️@utfinance◽️
سرمایهگذاری «نامولد» معنی ندارد
👤 مهرپویا علا
دوگانهای زیر عنوان سرمایهگذاری «مولد» و سرمایهگذاری «نامولد» ناشی از تحلیل اقتصادی کاملاً غلط است.
من وقتی پولم را میدهم و سکه یا دلار میخرم، اتفاقی که در سطح کلان میافتد این است که مقداری پول از جیب من بیرون میرود و وارد جیب طلافروش یا دلارفروش میشود. چرا بعضیها تصور میکنند با این جابهجایی پول میان دو جیب مختلف به «تولید» آسیب وارد میشود؟ مگر طلافروش یا ارزفروشی که پول را از من گرفته است آن را داخل لحاف خود پنهان میکند و فقط من بودم که ممکن بود با آن پول سهام شرکتها را بخرم؟ از پرداختن به این واقعیت که حتی اگر پول داخل لحاف هم پنهان شود باز به ساختار تولید آسیب وارد نمیشود صرفنظر میکنم. درواقع پول حتی از نظام بانکی خارج هم نمیشود. ما روزانه میلیونها مبادلۀ کوچک و بزرگ انجام میدهیم، بدون آنکه پولی از نظام بانکی خارج شود.
افراد با خریدن طلا یا ارز جلوی افت ارزش بخشی از سرمایۀ خود را میگیرند. اگر با خرید سهام شرکتهای صنعتی جلوی افت ارزش سرمایه گرفته شود هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی سهام این شرکتها را خریداری نکند. من اگر انتظار داشته باشم سهام فولاد سپاهان چند درصد بیشتر از طلا افزایش خواهد یافت چرا باید طلا بخرم؟ ما تمایل کمتری به خرید سهام فولاد و ذوبآهن و پتروشیمی در مقایسه با طلا و دلار و رمزارز داریم، چون در شرایط کنونی انتظار داریم گروه دوم افزایش قیمت بیشتری داشته باشند. چرا؟ چون سهام کسبوکارهایی مانند فولاد و پتروشیمی با در نظر گرفتن نرخ تورم افزایش قیمت کمتری از طلا و دلار دارند. چرا؟ چون دارند زیان میدهند یا به اندازۀ کافی سوددهی ندارند.
حالا حکومت میآید با عنوان اینکه ما میخواهیم پول مردم به سمت کارهای مولد برود به زور مانع خرید طلا و دلار میشود و بخشی از این نقدینگی را به سمت خرید سهام میبرد. معنای این کار حکومت این است که بخشی از نقدینگی مردم را به زور به سمت کسبوکارهای زیانده میبرد و منابع بیشتری را به هدر میدهد. کسی که طلا و ارز میخرد به این امید که ارزش سرمایۀ خود را نگاه دارد، اگر در این کار موفق شود، به این معنی که انتظارش از افزایش قیمت طلا درست از آب در بیاید، دارد به جامعه لطف میکند و چه بسا شایسته دریافت لوح تقدیر باشد! چون به این ترتیب او موفق شده است به اندازۀ توان مالی خودش جلوی گسترش فعالیت چند واحد تولیدی زیانده را بگیرد و سرمایه کمتری به هدر برود. هیچکسی تا ابد طلا و دلار را نگاه نمیدارد. طلا غذا نیست که خورده یا فاسد شود. طلا ارزش سرمایه را نگاه میدارد تا به موقع وارد کار تولیدی شود. اگر حکومت برای کار تولیدی عجله دارد بهتر است به جای «هدایت نقدینگی» ببیند چه اتفاقی افتاده است که واحدهای تولیدی با زیان به کار خود ادامه میدهند.
◽️@utfinance◽️
👍14👎6
📄 متن سخنرانی ماریو بارگاس یوسا
فرهنگ آزادی
◽️@utfinance◽️
فرهنگ آزادی
بورژوا:
متنی که در ادامه میخوانید، سخنرانی یوسا در کنفرانسی در نیکاراگوئه در سال ۱۳۷۰ شمسی است. مطالعه این متن شما را با اندیشه درخشان یوسا آشنا میکند. هرچند این سخنرانی، سی و پنج سال پیش، در آن سوی دنیا، ایراد شده اما گویی وصف شرایط امروز ایران ماست.
◽️@utfinance◽️
👍2
🖥 ویدیوکست
داستان زندگی رونالد ریگان | بخش اول، از تولد تا دانشگاه
🎙 پادکست ۱۷۷۶
در این ویدیو، به نخستین فصل از زندگی رونالد ریگان میپردازیم؛ مردی که از شهری کوچک در ایالت ایلینوی برخاست و بعدها به یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم تبدیل شد.
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها و شخصیت او ایفا کردند؟ ریگان از چه طبقه اجتماعی میآمد و در چه فضایی رشد یافت؟ پاسخ این پرسشها را در این ویدیو خواهید یافت.
ما شما را به سفری تاریخی میبریم؛ از سالهای ابتدایی زندگی ریگان، نقلمکانهای مکرر خانوادهاش، چالشهای مالی، باورهای مذهبی و تجربههای اولیه کاریاش، تا تصمیم مهم او برای تحصیل در کالج اورکا—مکانی که مسیر آیندهاش را رقم زد.
منبع: @Podcast1776
◽️@utfinance◽️
داستان زندگی رونالد ریگان | بخش اول، از تولد تا دانشگاه
🎙 پادکست ۱۷۷۶
در این ویدیو، به نخستین فصل از زندگی رونالد ریگان میپردازیم؛ مردی که از شهری کوچک در ایالت ایلینوی برخاست و بعدها به یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم تبدیل شد.
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها و شخصیت او ایفا کردند؟ ریگان از چه طبقه اجتماعی میآمد و در چه فضایی رشد یافت؟ پاسخ این پرسشها را در این ویدیو خواهید یافت.
ما شما را به سفری تاریخی میبریم؛ از سالهای ابتدایی زندگی ریگان، نقلمکانهای مکرر خانوادهاش، چالشهای مالی، باورهای مذهبی و تجربههای اولیه کاریاش، تا تصمیم مهم او برای تحصیل در کالج اورکا—مکانی که مسیر آیندهاش را رقم زد.
منبع: @Podcast1776
◽️@utfinance◽️
YouTube
داستان زندگی رونالد ریگان | بخش اول، از تولد تا دانشگاه
در این ویدیو، به نخستین فصل از زندگی رونالد ریگان میپردازیم؛ مردی که از شهری کوچک در ایالت ایلینوی برخاست و بعدها به یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم تبدیل شد.
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها…
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها…
👍10❤4👎3
🖥 ویدیوکست بیپلاس
خاندان آل سعود: رابطه با امریکا، اسرائیل، ایران و آینده
🎙 علی بندری
◽️@utfinance◽️
خاندان آل سعود: رابطه با امریکا، اسرائیل، ایران و آینده
🎙 علی بندری
◽️@utfinance◽️
YouTube
خاندان آل سعود: رابطه با امریکا، اسرائیل، ایران و آینده
همه چیز درباره خاندان آل سعود، ساختن حکومت مطلقه عربستان سعودی و همه سرمایهگذاریها برای آینده.
از نفت تا نفوذ: آل سعود و مثلث ایران، آمریکا و اسرائیل
متن: زهره سروشفر، علی بندری
ویدیو: نیما خالدیکیا
*ویدیوی قبلی نسخه نهایی نبود و حذفش کردیم. لطفا این…
از نفت تا نفوذ: آل سعود و مثلث ایران، آمریکا و اسرائیل
متن: زهره سروشفر، علی بندری
ویدیو: نیما خالدیکیا
*ویدیوی قبلی نسخه نهایی نبود و حذفش کردیم. لطفا این…
👍4👎2
◽️ ماریو بارگاس یوسا؛ صدای آزادی در ادبیات
👤 محمد ماشینچیان
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
🗓 جمعه
⏰ ساعت ۱۹
📌 در اینستاگرام
📌 پادکست بورژوا
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
🗓 جمعه
⏰ ساعت ۱۹
📌 در اینستاگرام
📌 پادکست بورژوا
◽️@utfinance◽️
❤5👎2
📄 یادداشت
در رثای آخرین غول ادبیات جنوب
👤 میلاد روشنی پایان
نویسندهی بزرگ هرگز با وراجیهای سطح بالا داستان نمینویسد، بلکه با طراحی عمارتی فرمال خوانندگان را به بند ایدههایش میکشد. چنین نویسندهای، ایدهها را در قالب جملههایی قصار قاب نمیکند، بلکه با سازه بندی آرماتورهای فولادین اثرش، شما را ناچار به پذیرش ایدههایی میکند که خودش در ذهن دارد.
مثلاً اگر چنین نویسندهای قصد داشته باشد تا از ناچیز بودن جان انسان در جهان سوم چیزی بگوید، احتمالاً همان کاری را میکند که یوسا در «مرگ در آند» کرده است.
در ظاهر، داستان یوسا با دو خط داستانی آغاز میشود. در خط اول یک افسر و یک گروهبان در یک پاسگاه کوهستانی، تنهایی شبانهشان را با بازگویی خاطرات عشقیشان سر میکنند و در خط دوم یک زوج فرانسوی عاشق طبیعت و زیباشناسی، سوار بر مینی بوسی قراضه از کوهستانهای تاریک و خیس میگذرند. دختر جوان از مسیر کوهستانی هولناک و شنیده هایش دربارهی تروریستهای گردنهگیر در اضطراب است و مرد تلاش میکند تا به او دلداری دهد. تروریستها از راه میرسند و مینی بوس را متوقف میکنند. دختر بیشتر میترسد اما مرد به او اطمینان میدهد که آنها کاری به کارشان نخواهند داشت. تروریستها همهی مسافران را دست به سر از مینی بوس پیاده میکنند، مرد به آرامش آسمان نگاه میکند و در دلش میگوید این مهلکه به زودی تمام میشود و میتواند بعدها در کافههای پاریس آن را برای دوستانش تعریف کند. یوسا این خط روایی را در ظاهری شبیه تکنیک روایت موازی همین جا قطع میکند و دوباره به سراغ خط اول میرود. تعلیق درخشانی شکل میگیرد، خوانندهای که معتاد اینتر کاتینگهای عامه پسند شده است مشتاق است که داستان پیش برود و با رسیدن به خط داستانی دوم تعلیق را خنثا کند، اما یوسا باز نمیگردد. داستان یوسا به مسیر دیگری میرود با مسائل و رخدادهای دیگر. هر چه داستان پیشتر میرود امیدواری خواننده برای بازگشت به خط داستانی دوم کمتر میشود، تا اینکه بالاخره افسر در یکی از دیالوگهای فرعی داستان که نه ادامه مییابد و نه اهمیتی در داستان دارد در اشارهای گذرا میگوید که چند شب پیش تروریستها یک زوج فرانسوی را در گردنهی کوهستان با ضربات سنگ شکنجه دادند و کشتند. همین.
تعلیقی که در ابتدا شکل گرفت صرفاً ناشی از عادتی روانی درخور حساسیتهای شهروندان غربی طرفدار محیط زیست و یوگا و تربیت ذهن است. داستان یوسا در جایی میگذرد که از این خبرها نیست. ارزش جان آدمها در آنجا و طبیعتاً در اینجا درست به اندازهی همان انتظار بیهودهایست که خوانندگان را ناامید کرد.
◽️@utfinance◽️
در رثای آخرین غول ادبیات جنوب
👤 میلاد روشنی پایان
نویسندهی بزرگ هرگز با وراجیهای سطح بالا داستان نمینویسد، بلکه با طراحی عمارتی فرمال خوانندگان را به بند ایدههایش میکشد. چنین نویسندهای، ایدهها را در قالب جملههایی قصار قاب نمیکند، بلکه با سازه بندی آرماتورهای فولادین اثرش، شما را ناچار به پذیرش ایدههایی میکند که خودش در ذهن دارد.
مثلاً اگر چنین نویسندهای قصد داشته باشد تا از ناچیز بودن جان انسان در جهان سوم چیزی بگوید، احتمالاً همان کاری را میکند که یوسا در «مرگ در آند» کرده است.
در ظاهر، داستان یوسا با دو خط داستانی آغاز میشود. در خط اول یک افسر و یک گروهبان در یک پاسگاه کوهستانی، تنهایی شبانهشان را با بازگویی خاطرات عشقیشان سر میکنند و در خط دوم یک زوج فرانسوی عاشق طبیعت و زیباشناسی، سوار بر مینی بوسی قراضه از کوهستانهای تاریک و خیس میگذرند. دختر جوان از مسیر کوهستانی هولناک و شنیده هایش دربارهی تروریستهای گردنهگیر در اضطراب است و مرد تلاش میکند تا به او دلداری دهد. تروریستها از راه میرسند و مینی بوس را متوقف میکنند. دختر بیشتر میترسد اما مرد به او اطمینان میدهد که آنها کاری به کارشان نخواهند داشت. تروریستها همهی مسافران را دست به سر از مینی بوس پیاده میکنند، مرد به آرامش آسمان نگاه میکند و در دلش میگوید این مهلکه به زودی تمام میشود و میتواند بعدها در کافههای پاریس آن را برای دوستانش تعریف کند. یوسا این خط روایی را در ظاهری شبیه تکنیک روایت موازی همین جا قطع میکند و دوباره به سراغ خط اول میرود. تعلیق درخشانی شکل میگیرد، خوانندهای که معتاد اینتر کاتینگهای عامه پسند شده است مشتاق است که داستان پیش برود و با رسیدن به خط داستانی دوم تعلیق را خنثا کند، اما یوسا باز نمیگردد. داستان یوسا به مسیر دیگری میرود با مسائل و رخدادهای دیگر. هر چه داستان پیشتر میرود امیدواری خواننده برای بازگشت به خط داستانی دوم کمتر میشود، تا اینکه بالاخره افسر در یکی از دیالوگهای فرعی داستان که نه ادامه مییابد و نه اهمیتی در داستان دارد در اشارهای گذرا میگوید که چند شب پیش تروریستها یک زوج فرانسوی را در گردنهی کوهستان با ضربات سنگ شکنجه دادند و کشتند. همین.
تعلیقی که در ابتدا شکل گرفت صرفاً ناشی از عادتی روانی درخور حساسیتهای شهروندان غربی طرفدار محیط زیست و یوگا و تربیت ذهن است. داستان یوسا در جایی میگذرد که از این خبرها نیست. ارزش جان آدمها در آنجا و طبیعتاً در اینجا درست به اندازهی همان انتظار بیهودهایست که خوانندگان را ناامید کرد.
◽️@utfinance◽️
👍5❤2😱2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 تحلیل وحید بهمن از نسبت مذاکرات هستهای و انقلاب ملی ایران
🔗ویدئوی کامل گفتوگوی وحید بهمن با علیرضا کیانی در کانال یوتیوب «فریدون»
◽️@utfinance◽️
🔗ویدئوی کامل گفتوگوی وحید بهمن با علیرضا کیانی در کانال یوتیوب «فریدون»
◽️@utfinance◽️
👎9❤7
🖥 پادکست پندار
برنامههای خبری روزنامه پادکست پندار از یک فروردین آغاز شده و حالا در آستانه اپیزود ۳۰ است
◽️@utfinance◽️
برنامههای خبری روزنامه پادکست پندار از یک فروردین آغاز شده و حالا در آستانه اپیزود ۳۰ است
◽️@utfinance◽️
YouTube
Pendar Podcast
من نیما افشارنادری در این پادکست، مسائل ایران را زیر ذرهبین میبرم و درباره آن گپ میزنیم.
👌2
🖥 لایو اینستاگرام
درباره یک مرز نامرئی
ابعاد اجتماعی - سیاسی موج مهاجران افغانستانی به ایران
👤 ناصر کرمی
👤 مولود حاجیزاده
👤 نجات بهرامی
👤 البرز زاهدی
🗓یکشنبه ۳۱ فروردین
⏰ساعت ۱۹
◽️@utfinance◽️
درباره یک مرز نامرئی
ابعاد اجتماعی - سیاسی موج مهاجران افغانستانی به ایران
👤 ناصر کرمی
👤 مولود حاجیزاده
👤 نجات بهرامی
👤 البرز زاهدی
🗓یکشنبه ۳۱ فروردین
⏰ساعت ۱۹
◽️@utfinance◽️
👏2👍1👌1
🖥 بیراهه جمهوری خواهی
👥 گفتوگوی سیدعلیرضا صالحی و مهدی نصیری - قسمت دوم
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
👥 گفتوگوی سیدعلیرضا صالحی و مهدی نصیری - قسمت دوم
🔗 قسمت نخست را اینجا ببینید
◽️@utfinance◽️
YouTube
بیراهه جمهوری خواهی/ بخش دوم گفتگو با دکتر سید علیرضا صالحی
Enjoy the videos and music you love, upload original content, and share it all with friends, family, and the world on YouTube.
👎11👍7🤬3👌2😱1
📄 یادداشت
«سوسیالیسم و تخریبِ رفتار اقتصادی»
👤 مهدی تدینی
کمبود آب داریم. کمبود آب چقدر باعث میشه کسی که زیر دوشه کاملاً بر اساس ندای وجدان خودش و بدون اینکه کسی بر عمل او نظارت کنه، به کمترین حد ممکن آب مصرف کنه؟ کمبود آب چقدر باعث میشه کسی که ظرف میشوره دقیقاً به دلیل کمبود آب شیر رو مرتب حین کار ببنده و تا حد امکان آب کمتری مصرف کنه؟
کمبود برق داریم. این کمبود برق چقدر، واقعاً چند درصد، روی مصرف مردم اثر گذاشته؟ موعظه خوندن مسئولان و تبلیغات رسانهها چقدر اثر داره؟ چقدر لامپهای کمتری روشن میشه؟ چقدر صرفهجویی میشه؟
البته برای جواب حالتی رو در نظر بگیرید که فرد کاملاً به «وجدان فردی»ش واگذار شده؛ یعنی در اینجا کسی نباشه که فرد رو به خاطر دوش گرفتن طولانی ملامت کنه؛ یا به دلیل شستن ماشین با شلنگ آب ملامت کنه. یک نفر، کاملاً بر اساس انگیزههای درونی خودش چقدر صرفهجویی میکنه؟
کمبود آب چقدر واقعاً باعث میشه یک کشاورز چاه نزنه (اگر مطمئن باشه نظارتی بر کارش وجود نداره)؟ چقدر باعث میشه نوع کشتوکارش رو عوض کنه تا آب کمتری ببره (اگر نظارت، اجبار و ملامت عمومی وجود نداشته باشه)؟
اگر یک کارمند دولت یا کارمند یک شرکت بدونه که بابت مواد مصرفی در محل کار کسی از او بازخواست نمیکنه و هزینههای مصرفی کاملاً پای شرکت یا دولته، چقدر در استفاده از اون کالاهای مصرفی مقتصدانه و صرفهجویانه عمل میکنه؟ فرض کنید حالا نظارتی هم وجود نداشته باشه؛ کارمندان ادارۀ عمومی چقدر در استفاده از اموالِ کاربردی و مصرفی که در اختیار داره، صرفهجویانه عمل میکنند.
فکر میکنم همۀ ما کموزیاد در طول زندگی متوجه شدیم که نوع برخورد فرد با منابع و سرمایههای «عمومی» و «خصوصی» چقدر فرق میکنه. وقتی کسی چیزی رو متعلق به خودش بدونه، کاملاً رفتار متفاوتی داره تا وقتی اون چیز رو متعلق به کل جامعه بدونه ــ هر چقدر هم که شما دربارۀ مصرف مقتصدانۀ کالای عمومی موعظه بخونید و آموزش بدید. چرا کمبود آب باعث نمیشه یک نفر در خانه و بر اساس ندای وجدانش کمتر آب مصرف کنه؟ یا اگر هم صرفهجویی میکنه، چرا چندان به خودش فشار نمیاره؟ چرا فرد در مصرف کالای عمومی یا تمایلی به صرفهجویی نداره یا اگر هم داشته باشه، این صرفهجویی رو شل و ول انجام میده؟
مسئله فقط یک چیزه:
در این مواردی که برشمردم، رابطۀ نفع شخصی با مصرف از بین رفته. فرد دیگه نمیتونه محاسبه کنه که نوع مصرف چه تأثیری در منفعت شخصیش داره. فرد فقط زمانی نظارت دقیقی بر مصرف خودش داره که بتونه رابطۀ روشنی بین نفع شخصی و مصرف شخصیش شناسایی کنه. وقتی بین رفتار فردی (اعم از کار کردن، مصرف کردن، تولید کردن) و نفع شخصی رابطۀ مستقیمی وجود نداشته باشه، نمیشه از فرد انتظار داشت نفع عمومی رو در حد نفع شخصی رعایت کنه؛ چون این منفعتِ عمومی، کارکردِ انگیزهبخش نداره. اینکه مصرف صرفهجویانۀ آب زیر دوش چند هزارم درصد در مصرفِ صد میلیون آدم اثر داشته باشه، هیچ انگیزهای به فرد نمیده! حالا شما یک تانکر آب به او بدید و بگید تمام آب تو همینه. ببینید چگونه رفتار میکنه. چرا؟ چون رابطۀ روشنی بین مصرف و نفع شخصی شناسایی میکنه.
یکی از حکمتهای لیبرالیسم هم همینه: نقد لیبرال بر سوسیالیسم همینه که میگه نظم سوسیالیستی رابطۀ بین نفع شخصی و رفتار شخصی رو از بین میبره. وقتی مالکیت عمومی جایگزین مالکیت خصوصی میشه، یعنی وقتی فرد چیزهایی رو مصرف میکنه که دیگه دارایی شخصیش نیست، دیگه درکِ لازم برای رفتار مقتصدانه رو از دست میده: سهلانگارانه و با اتلاف و اسراف فراوان از مایملک عمومی استفاده میکنه.
البته حتماً در نظمِ مبتنی بر مالکیت عمومی (یعنی در سوسیالیسم) قوانینی وضع میشه تا کسی نتونه رفتار زیانبار داشته باشه، اما این فقط قدری اوضاع رو بهتر میکنه؛ یعنی فرد فقط جوری رفتار میکنه که جریمه نشه، اما انتظار نداشته باشید در استفاده از اون داشتۀ عمومی چنان کوشا باشه که در نگهداری از داشتۀ شخصیش کوشاست. کارگری که بتونه کارمزدی کار کنه (یعنی به اندازۀ مقدار کاری که میکنه، مزد بگیره) با سرعت و کیفیت خیلی بهتری کار میکنه. چرا؟ چون رابطۀ بسیار روشنی بین نفع شخصی و رفتار شخصی شناسایی میکنه. نه فقط کارگر ساده، بلکه حتی بزرگترین شرکت ــ یعنی بزرگترین کارفرما ــ هم وقتی کارمزدی کار میکنه، سریعتر کار میکنه. اینها واقعیتهای ذهن و وجود انسانه و گریزی ازش نیست ــ مگر در تخیلات سوسیالیستی!
حالا تصور کنید سوسیالیسم با حمله به مالکیت خصوصی، چه خطر بزرگی رو در کنش اقتصادی انسان ایجاد میکنه! مثل ویروس که سیستمهای کارآمد بدن رو از کار میاندازه، سوسیالیسم هم پیکر اقتصادی رو ناکارآمد میکنه. همین اصل بدیهی که برای شما توضیح دادم، به هیچ نحو به خورد علاقهمندان به سوسیالیسم نمیره که نمیره که نمیره!
#سوسیالیسم
◽️@utfinance◽️
«سوسیالیسم و تخریبِ رفتار اقتصادی»
👤 مهدی تدینی
کمبود آب داریم. کمبود آب چقدر باعث میشه کسی که زیر دوشه کاملاً بر اساس ندای وجدان خودش و بدون اینکه کسی بر عمل او نظارت کنه، به کمترین حد ممکن آب مصرف کنه؟ کمبود آب چقدر باعث میشه کسی که ظرف میشوره دقیقاً به دلیل کمبود آب شیر رو مرتب حین کار ببنده و تا حد امکان آب کمتری مصرف کنه؟
کمبود برق داریم. این کمبود برق چقدر، واقعاً چند درصد، روی مصرف مردم اثر گذاشته؟ موعظه خوندن مسئولان و تبلیغات رسانهها چقدر اثر داره؟ چقدر لامپهای کمتری روشن میشه؟ چقدر صرفهجویی میشه؟
البته برای جواب حالتی رو در نظر بگیرید که فرد کاملاً به «وجدان فردی»ش واگذار شده؛ یعنی در اینجا کسی نباشه که فرد رو به خاطر دوش گرفتن طولانی ملامت کنه؛ یا به دلیل شستن ماشین با شلنگ آب ملامت کنه. یک نفر، کاملاً بر اساس انگیزههای درونی خودش چقدر صرفهجویی میکنه؟
کمبود آب چقدر واقعاً باعث میشه یک کشاورز چاه نزنه (اگر مطمئن باشه نظارتی بر کارش وجود نداره)؟ چقدر باعث میشه نوع کشتوکارش رو عوض کنه تا آب کمتری ببره (اگر نظارت، اجبار و ملامت عمومی وجود نداشته باشه)؟
اگر یک کارمند دولت یا کارمند یک شرکت بدونه که بابت مواد مصرفی در محل کار کسی از او بازخواست نمیکنه و هزینههای مصرفی کاملاً پای شرکت یا دولته، چقدر در استفاده از اون کالاهای مصرفی مقتصدانه و صرفهجویانه عمل میکنه؟ فرض کنید حالا نظارتی هم وجود نداشته باشه؛ کارمندان ادارۀ عمومی چقدر در استفاده از اموالِ کاربردی و مصرفی که در اختیار داره، صرفهجویانه عمل میکنند.
فکر میکنم همۀ ما کموزیاد در طول زندگی متوجه شدیم که نوع برخورد فرد با منابع و سرمایههای «عمومی» و «خصوصی» چقدر فرق میکنه. وقتی کسی چیزی رو متعلق به خودش بدونه، کاملاً رفتار متفاوتی داره تا وقتی اون چیز رو متعلق به کل جامعه بدونه ــ هر چقدر هم که شما دربارۀ مصرف مقتصدانۀ کالای عمومی موعظه بخونید و آموزش بدید. چرا کمبود آب باعث نمیشه یک نفر در خانه و بر اساس ندای وجدانش کمتر آب مصرف کنه؟ یا اگر هم صرفهجویی میکنه، چرا چندان به خودش فشار نمیاره؟ چرا فرد در مصرف کالای عمومی یا تمایلی به صرفهجویی نداره یا اگر هم داشته باشه، این صرفهجویی رو شل و ول انجام میده؟
مسئله فقط یک چیزه:
در این مواردی که برشمردم، رابطۀ نفع شخصی با مصرف از بین رفته. فرد دیگه نمیتونه محاسبه کنه که نوع مصرف چه تأثیری در منفعت شخصیش داره. فرد فقط زمانی نظارت دقیقی بر مصرف خودش داره که بتونه رابطۀ روشنی بین نفع شخصی و مصرف شخصیش شناسایی کنه. وقتی بین رفتار فردی (اعم از کار کردن، مصرف کردن، تولید کردن) و نفع شخصی رابطۀ مستقیمی وجود نداشته باشه، نمیشه از فرد انتظار داشت نفع عمومی رو در حد نفع شخصی رعایت کنه؛ چون این منفعتِ عمومی، کارکردِ انگیزهبخش نداره. اینکه مصرف صرفهجویانۀ آب زیر دوش چند هزارم درصد در مصرفِ صد میلیون آدم اثر داشته باشه، هیچ انگیزهای به فرد نمیده! حالا شما یک تانکر آب به او بدید و بگید تمام آب تو همینه. ببینید چگونه رفتار میکنه. چرا؟ چون رابطۀ روشنی بین مصرف و نفع شخصی شناسایی میکنه.
یکی از حکمتهای لیبرالیسم هم همینه: نقد لیبرال بر سوسیالیسم همینه که میگه نظم سوسیالیستی رابطۀ بین نفع شخصی و رفتار شخصی رو از بین میبره. وقتی مالکیت عمومی جایگزین مالکیت خصوصی میشه، یعنی وقتی فرد چیزهایی رو مصرف میکنه که دیگه دارایی شخصیش نیست، دیگه درکِ لازم برای رفتار مقتصدانه رو از دست میده: سهلانگارانه و با اتلاف و اسراف فراوان از مایملک عمومی استفاده میکنه.
البته حتماً در نظمِ مبتنی بر مالکیت عمومی (یعنی در سوسیالیسم) قوانینی وضع میشه تا کسی نتونه رفتار زیانبار داشته باشه، اما این فقط قدری اوضاع رو بهتر میکنه؛ یعنی فرد فقط جوری رفتار میکنه که جریمه نشه، اما انتظار نداشته باشید در استفاده از اون داشتۀ عمومی چنان کوشا باشه که در نگهداری از داشتۀ شخصیش کوشاست. کارگری که بتونه کارمزدی کار کنه (یعنی به اندازۀ مقدار کاری که میکنه، مزد بگیره) با سرعت و کیفیت خیلی بهتری کار میکنه. چرا؟ چون رابطۀ بسیار روشنی بین نفع شخصی و رفتار شخصی شناسایی میکنه. نه فقط کارگر ساده، بلکه حتی بزرگترین شرکت ــ یعنی بزرگترین کارفرما ــ هم وقتی کارمزدی کار میکنه، سریعتر کار میکنه. اینها واقعیتهای ذهن و وجود انسانه و گریزی ازش نیست ــ مگر در تخیلات سوسیالیستی!
حالا تصور کنید سوسیالیسم با حمله به مالکیت خصوصی، چه خطر بزرگی رو در کنش اقتصادی انسان ایجاد میکنه! مثل ویروس که سیستمهای کارآمد بدن رو از کار میاندازه، سوسیالیسم هم پیکر اقتصادی رو ناکارآمد میکنه. همین اصل بدیهی که برای شما توضیح دادم، به هیچ نحو به خورد علاقهمندان به سوسیالیسم نمیره که نمیره که نمیره!
#سوسیالیسم
◽️@utfinance◽️
👏16👍4❤2👎2😱2