📄 یادداشت
جهانِ بدون بارگاسیوسا
👤 مهدی یزدانیخرم
جهانِ بدون بارگاسیوسا جهانیست که باید به آن خو کنیم. شیفتهاش بودم. او به بسیاری از ما جسارتِ تاریخکُشی داد. چند نویسنده میشناسید که نتوان خلاصهشان کرد؟ و من در تلخیصِ این لیبرالِ کبیر الکنام.
از دندهی چپ، آن روحِ همیشه محقِ آمریکای لاتین برآمد و به دشمنشان تبدیل شد. چریکها را خوش داشت اما در «مرگ در آند» آنها را طرد کرد. بین مادرید و لیما میزیست. روحِ لاتین و درکِ اسپانیایی و رویای فرانسویاش او را ساخت. «سور بز»، «جنگ آخرالزمان» و البته «خانهی سبز» بدنها را لرزاند. اما «گفتوگو در کاتدرال» ناقوس بلندی بود که هنوز میکوبد و میرُمباند ذهنها را.
«عصر قهرمان» (سالهای سگی) الگوی فکر بود و «رویای سِلت» نمایش پیچیدهگی. نولای «درستایش نامادری» رستاخیز اروتیسم بود و بدن. رمانهای کمجانتر هم داشت. رمانهایی که «بد»های او شدند مانند « قهرمانِ فروتن» اما او همیشه بازگشت. «روزگار سخت» نشان داد در هشتادوسهسالهگی هنوز طراوات دارد قلماش. اتو بیوگرافی «ماهی در آب» عیش مدام شد و «چهکسی پالومیرو مولیرو را کشت؟» تواننمایی بود دربارهی خشونت و معما.
بارگاسیوسا پنج دهه هر هفته در روزنامهی «اِلپاییس» ستون نوشت. متناش دربارهی سفر حسن روحانی به ایتالیا بینظیر بود و البته تحلیلاش از حملهی آمریکا به عراق را شجاعانه تغییر داد. مردی که جامجهانی «۱۹۸۲» را خبرنگاری کرد دو بار نامزد ریاستجمهوری پرو شد. یک بار با اختلاف ناچیز به «فوجیموری» باخت. چند سال پیش مشخص شد در آن انتخابات تقلب شدهبود و بارگاسیوسا میتوانست رییسجمهور شود و چه خوب که «نشد».
آنقدر پرسه زد، جستار و روایت نوشت که انگار سیصد سال زیسته. هوگو و فلوبر و همینگوی را بازنمایی کرد ولی از سیاست نگریخت. مردی که خوشسیماییاش او را بازیگران شبیه کرد و باعث شد تیاتر هم اجرا ببرد شیفتهی شهرت بود و ابایی نداشت از دوربینها.
مرگ او مرگِ یک سبک است، یک جسارت و یک ذهنِ پرخون. بارگاسیوسا نشان داد که میشود تاریخ را نوشت و در آغوش انقلابیگری و سرخبودن نیفتاد. او نقطهی مقابل مارکز و البته فوئنتس بود. مردی که در تمام آثارش نسبت به انقلاب تردید کرد ولی به هیچ دیکتاتوری باج نداد. او «قصهگو» بود و بیهراس از قضاوت کردن.
حالا در ۸۹ سالهگی و بعد کتاب آخر سکوتاش را به ما تقدیم کرد و به ارواحِ غولهایی پیوست که سالها با او ببرهای جوان ادبیات آمریکایلاتین را ساختند. قرن بیستم و شکوهاش با مرگ بارگاسیوسا تمام شد.
بارگاسیوسا سه برابر هر نویسندهای جنگید و این نبرد است که چنین رستگارش کرد.
◽️@utfinance◽️
جهانِ بدون بارگاسیوسا
👤 مهدی یزدانیخرم
جهانِ بدون بارگاسیوسا جهانیست که باید به آن خو کنیم. شیفتهاش بودم. او به بسیاری از ما جسارتِ تاریخکُشی داد. چند نویسنده میشناسید که نتوان خلاصهشان کرد؟ و من در تلخیصِ این لیبرالِ کبیر الکنام.
از دندهی چپ، آن روحِ همیشه محقِ آمریکای لاتین برآمد و به دشمنشان تبدیل شد. چریکها را خوش داشت اما در «مرگ در آند» آنها را طرد کرد. بین مادرید و لیما میزیست. روحِ لاتین و درکِ اسپانیایی و رویای فرانسویاش او را ساخت. «سور بز»، «جنگ آخرالزمان» و البته «خانهی سبز» بدنها را لرزاند. اما «گفتوگو در کاتدرال» ناقوس بلندی بود که هنوز میکوبد و میرُمباند ذهنها را.
«عصر قهرمان» (سالهای سگی) الگوی فکر بود و «رویای سِلت» نمایش پیچیدهگی. نولای «درستایش نامادری» رستاخیز اروتیسم بود و بدن. رمانهای کمجانتر هم داشت. رمانهایی که «بد»های او شدند مانند « قهرمانِ فروتن» اما او همیشه بازگشت. «روزگار سخت» نشان داد در هشتادوسهسالهگی هنوز طراوات دارد قلماش. اتو بیوگرافی «ماهی در آب» عیش مدام شد و «چهکسی پالومیرو مولیرو را کشت؟» تواننمایی بود دربارهی خشونت و معما.
بارگاسیوسا پنج دهه هر هفته در روزنامهی «اِلپاییس» ستون نوشت. متناش دربارهی سفر حسن روحانی به ایتالیا بینظیر بود و البته تحلیلاش از حملهی آمریکا به عراق را شجاعانه تغییر داد. مردی که جامجهانی «۱۹۸۲» را خبرنگاری کرد دو بار نامزد ریاستجمهوری پرو شد. یک بار با اختلاف ناچیز به «فوجیموری» باخت. چند سال پیش مشخص شد در آن انتخابات تقلب شدهبود و بارگاسیوسا میتوانست رییسجمهور شود و چه خوب که «نشد».
آنقدر پرسه زد، جستار و روایت نوشت که انگار سیصد سال زیسته. هوگو و فلوبر و همینگوی را بازنمایی کرد ولی از سیاست نگریخت. مردی که خوشسیماییاش او را بازیگران شبیه کرد و باعث شد تیاتر هم اجرا ببرد شیفتهی شهرت بود و ابایی نداشت از دوربینها.
مرگ او مرگِ یک سبک است، یک جسارت و یک ذهنِ پرخون. بارگاسیوسا نشان داد که میشود تاریخ را نوشت و در آغوش انقلابیگری و سرخبودن نیفتاد. او نقطهی مقابل مارکز و البته فوئنتس بود. مردی که در تمام آثارش نسبت به انقلاب تردید کرد ولی به هیچ دیکتاتوری باج نداد. او «قصهگو» بود و بیهراس از قضاوت کردن.
حالا در ۸۹ سالهگی و بعد کتاب آخر سکوتاش را به ما تقدیم کرد و به ارواحِ غولهایی پیوست که سالها با او ببرهای جوان ادبیات آمریکایلاتین را ساختند. قرن بیستم و شکوهاش با مرگ بارگاسیوسا تمام شد.
بارگاسیوسا سه برابر هر نویسندهای جنگید و این نبرد است که چنین رستگارش کرد.
◽️@utfinance◽️
👍9❤1
📄 یادداشت
یوسا و عشقبازیهای جمهوری اسلامی با آمریکای لاتین
مهرماه ۱۳۸۹ وقتی یوسا برنده جایزه نوبل ادبیات شد، محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران بود.
یک سال قبل از آن، محسن پرویز معاون فرهنگی وزرات ارشاد با حمله به یوسا به دلیل حمایت از دموکراسی، گفت: «این نوید را به شما میدهم که قطعا این آقا [یوسا] جزو کاندیداهای نوبل ادبی خواهد بود.»
این پیشبینی شقالقمر نبود و نام یوسا در آن سالها بارها به عنوان نامزد نوبل ادبیات مطرح میشد، اما این اظهارات نشانگر خشم جمهوری اسلامی به ویژه احمدینژادیها از یوسا بود.
پرویز درباره «سور بز» گفت: «در این کتاب آمریکاییها به عنوان نیروهای نجاتبخش معرفی شدهاند و شخصیت خانم رمان جابهجا از دموکراسی آمریکایی تعریف میکند و حتی این تعریف از زبان جایگزینهای دیکتاتورهای سابق نیز مطرح میشود.»
او گفت: «در سالهای بعد شاهد آن خواهیم بود که کسانی که دنبال این جوایز [نوبل ادبی] هستند باید خوشخدمتیهایی هم بکنند.»
امیرحسین فردی نویسنده حکومتی گفت: «یوسا یک چهره ضد نهضتهای آزادی بخش در آمریکای لاتین و دشمن کاسترو و مورد حمایت آمریکا است.»
همدلی مقامها و نویسندگان حکومتی با دیکتاتورهای آمریکای لاتین در شرایطی بود که احمدینژاد بسیار از آن دیکتاتورها الگوبرداری میکرد.
چه از نظر ظاهری (با آن کاپشن معروف) و چه از نظر رفتار، دیکتاتورهای فاسدی چون چاوز و اورتگا الگوی احمدینژاد در حکومتداری بودند.
اما یوسا که زمانی به جنبشهای چپ آمریکای لاتین دل بست ولی بعد از منتقدان آنها شد، به دیکتاتورهای آنجا انتقادهای تندی وارد کرد.
او چاوز را یک رهبر عوامفریب میدانست که سیاستهایش آثار ویرانگری بر ونزوئلا و نهادهای دموکراتیک گذاشت.
چاوز بهویژه از قدرت اجرایی خود برای تضعیف مطبوعات مستقل و جامعه مدنی استفاده کرد و در حالی که بهطور مرتب با سخنرانیهای ضد امپریالیستی و ملیگرایانه در پی جلب حمایت تودهها بود، به تجمیع قدرت و ثروت در دستان خود میپرداخت.
یوسا گفت ایدئولوژی بولیواری که چاوز آن را ترویج میکرد تفسیری رمانتیک و اشتباه از افکار سیمون بولیوار است و این ایدئولوژی نه تنها به مدرنسازی ونزوئلا کمک نکرد، بلکه به بازگشت به شیوههای ضددموکراتیک منجر شد.
چاوز تلاش میکرد بهعنوان جایگزینی برای نئولیبرالیسم معرفی شود، اما به عقیده یوسا، در حقیقت شکلی از «سوسیالیسم خودکامه» بود.
یوسا حمایت مردمی از چاوز را نیز یک اشتباه تاریخی دانست و گفت: «مردم ونزوئلا همانطور که آلمان در حمایت از هیتلر اشتباه کرد، در حمایت از چاوز نیز اشتباه کردند.»
◽️@utfinance◽️
یوسا و عشقبازیهای جمهوری اسلامی با آمریکای لاتین
مهرماه ۱۳۸۹ وقتی یوسا برنده جایزه نوبل ادبیات شد، محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران بود.
یک سال قبل از آن، محسن پرویز معاون فرهنگی وزرات ارشاد با حمله به یوسا به دلیل حمایت از دموکراسی، گفت: «این نوید را به شما میدهم که قطعا این آقا [یوسا] جزو کاندیداهای نوبل ادبی خواهد بود.»
این پیشبینی شقالقمر نبود و نام یوسا در آن سالها بارها به عنوان نامزد نوبل ادبیات مطرح میشد، اما این اظهارات نشانگر خشم جمهوری اسلامی به ویژه احمدینژادیها از یوسا بود.
پرویز درباره «سور بز» گفت: «در این کتاب آمریکاییها به عنوان نیروهای نجاتبخش معرفی شدهاند و شخصیت خانم رمان جابهجا از دموکراسی آمریکایی تعریف میکند و حتی این تعریف از زبان جایگزینهای دیکتاتورهای سابق نیز مطرح میشود.»
او گفت: «در سالهای بعد شاهد آن خواهیم بود که کسانی که دنبال این جوایز [نوبل ادبی] هستند باید خوشخدمتیهایی هم بکنند.»
امیرحسین فردی نویسنده حکومتی گفت: «یوسا یک چهره ضد نهضتهای آزادی بخش در آمریکای لاتین و دشمن کاسترو و مورد حمایت آمریکا است.»
همدلی مقامها و نویسندگان حکومتی با دیکتاتورهای آمریکای لاتین در شرایطی بود که احمدینژاد بسیار از آن دیکتاتورها الگوبرداری میکرد.
چه از نظر ظاهری (با آن کاپشن معروف) و چه از نظر رفتار، دیکتاتورهای فاسدی چون چاوز و اورتگا الگوی احمدینژاد در حکومتداری بودند.
اما یوسا که زمانی به جنبشهای چپ آمریکای لاتین دل بست ولی بعد از منتقدان آنها شد، به دیکتاتورهای آنجا انتقادهای تندی وارد کرد.
او چاوز را یک رهبر عوامفریب میدانست که سیاستهایش آثار ویرانگری بر ونزوئلا و نهادهای دموکراتیک گذاشت.
چاوز بهویژه از قدرت اجرایی خود برای تضعیف مطبوعات مستقل و جامعه مدنی استفاده کرد و در حالی که بهطور مرتب با سخنرانیهای ضد امپریالیستی و ملیگرایانه در پی جلب حمایت تودهها بود، به تجمیع قدرت و ثروت در دستان خود میپرداخت.
یوسا گفت ایدئولوژی بولیواری که چاوز آن را ترویج میکرد تفسیری رمانتیک و اشتباه از افکار سیمون بولیوار است و این ایدئولوژی نه تنها به مدرنسازی ونزوئلا کمک نکرد، بلکه به بازگشت به شیوههای ضددموکراتیک منجر شد.
چاوز تلاش میکرد بهعنوان جایگزینی برای نئولیبرالیسم معرفی شود، اما به عقیده یوسا، در حقیقت شکلی از «سوسیالیسم خودکامه» بود.
یوسا حمایت مردمی از چاوز را نیز یک اشتباه تاریخی دانست و گفت: «مردم ونزوئلا همانطور که آلمان در حمایت از هیتلر اشتباه کرد، در حمایت از چاوز نیز اشتباه کردند.»
◽️@utfinance◽️
👍13
📄 یادداشت
چه کسانی اقتصاد را شرطی کردند؟
👤 پویا جبلعاملی
فردی را در نظر بگیرید که با تخصص خود میتواند در جامعه کار کند و زندگی آبرومندی برای خودش داشته باشد، بعد ما وی را مجبور کنیم نخ، خودش بریسد، لباس خودش بدوزد، دام خودش پرورش دهد، قصاب خودش باشد، گندم خودش درو کند، نان و پنیر و لبنیاتش را خودش درست کند و در یک کلام به زندگی ماقبل شهری با حداقل امکانات مجبورش کنیم و هر روز به وی بگوییم به امکانات داخلی خودش توجه کند.
اگر هم این فرد راهی را یافت که باز به تخصص خودش بازگردد، سرزنشش کنیم که چرا زندگی خود را شرطی میکنی؟ چرا آن را مشروط به کار کردن برای دیگران میکنی؟ چرا توان خودت را نادیده میگیری؟ چرا امکانات داخلی خودت را نمیبینی؟ هر چقدر حرف و کلام این سرزنشکنندگان منطقی باشد، آنانی هم که به بازگشت ایران به اقتصاد جهانی و نقشآفرینی آن مانند دیگر کشورهای معمول جهان خرده میگیرند، معقول سخن میگویند!
هربار که مذاکرهای صورت میگیرد و انتظارات مثبت میشود، فقط قرار است اقتصاد ایران به حالتی که باید باشد، بازگردد. وضعیت فعلی منفکشده و تحریمی استثناست.
آنانی که اقتصاد ایران را از قاعدهای که باید در آن میبود، جدا کردهاند، آن را شرطی کردهاند، نه آنانی که میخواهند آن را به شرایط عادی مانند سایر کشورهای جهان بازگردانند.
آنچنان اقتصاد ایران از دنیا جدا شده که با یک جلسه دو ساعته و امید به ارتباط مجدد با ایالات متحده و دیگر کشورهای نقشآفرین در اقتصاد جهانی، کاری که فروش میلیاردها دلار از ذخایر بانک مرکزی نمیتوانست انجام دهد، محقق و پول ملی طی چند روز ۲۰درصد تقویت شد. آیا درک این موضوع این قدر سخت است که باور کنید نیاز اول اقتصاد ایران، بازگشت به ریل جهانی است؟
آیا درک این موضوع این قدر سخت است که متوجه شوید مردم و فعالان اقتصادی از تصمیمگیرندگان سیاست خارجی چه چیزی را طلب میکنند؟ دیگر باید چه اتفاقی رخ دهد تا مطالبه مردم به شکلی چنین عیان آشکار شود؟
بیش از هرگونه حقی، این ملت حق دارند مثل هر فرد عادی در دنیای امروز زندگی کنند. این حق را تصمیمگیرندگان ما بعد از چندین دهه باید اعاده کنند و آن نیز تنها با عادی شدن شرایط کشور و بازگشت اقتصاد ایران به جرگه جهانی ممکن است.
همه ما میدانیم، مشکلات اقتصاد ایران بیش از مساله تحریمهاست. اقتصاد دستوری، کسری بودجه، ناترازی انرژی و... هر کدام معضلاتی است که بدون رفع آن، توسعهیافتگی هدفی دور از دسترس خواهد بود. اما همه اینها در وضعیت عادی شدن شرایط سیاسی و بینالمللی ایران میتواند به شکل مطلوب برطرف شود. با وجود تحریمها و نبود سرمایه خارجی هنگفت، حتی اگر بتوان بخشی از مشکلات ساختاری را برطرف کرد و مردم تاب اصلاحات را داشته باشند، باز توسعه و رفاه و برطرف شدن عقبماندگی از کشورهای همسایه رخ نخواهد داد.
پس بگذارید راهی که باز شده است به ثمر رسد. دست از شرطی کردن بیشتر اقتصاد و جدا گذاردنش از تجارت بینالملل بردارید و بگذارید آفتاب تازهای بر زندگی ایرانیان بدرخشد.
◽️@utfinance◽️
چه کسانی اقتصاد را شرطی کردند؟
👤 پویا جبلعاملی
کسانی کسبوکار ایرانیان را شرطی کردهاند که نمیگذارند اقتصاد ایران در جایگاهی که ظرفیتش را دارد، در اقتصاد و زنجیره ارزش جهانی نقش ایفا کند.
فردی را در نظر بگیرید که با تخصص خود میتواند در جامعه کار کند و زندگی آبرومندی برای خودش داشته باشد، بعد ما وی را مجبور کنیم نخ، خودش بریسد، لباس خودش بدوزد، دام خودش پرورش دهد، قصاب خودش باشد، گندم خودش درو کند، نان و پنیر و لبنیاتش را خودش درست کند و در یک کلام به زندگی ماقبل شهری با حداقل امکانات مجبورش کنیم و هر روز به وی بگوییم به امکانات داخلی خودش توجه کند.
اگر هم این فرد راهی را یافت که باز به تخصص خودش بازگردد، سرزنشش کنیم که چرا زندگی خود را شرطی میکنی؟ چرا آن را مشروط به کار کردن برای دیگران میکنی؟ چرا توان خودت را نادیده میگیری؟ چرا امکانات داخلی خودت را نمیبینی؟ هر چقدر حرف و کلام این سرزنشکنندگان منطقی باشد، آنانی هم که به بازگشت ایران به اقتصاد جهانی و نقشآفرینی آن مانند دیگر کشورهای معمول جهان خرده میگیرند، معقول سخن میگویند!
هربار که مذاکرهای صورت میگیرد و انتظارات مثبت میشود، فقط قرار است اقتصاد ایران به حالتی که باید باشد، بازگردد. وضعیت فعلی منفکشده و تحریمی استثناست.
آنانی که اقتصاد ایران را از قاعدهای که باید در آن میبود، جدا کردهاند، آن را شرطی کردهاند، نه آنانی که میخواهند آن را به شرایط عادی مانند سایر کشورهای جهان بازگردانند.
آنچنان اقتصاد ایران از دنیا جدا شده که با یک جلسه دو ساعته و امید به ارتباط مجدد با ایالات متحده و دیگر کشورهای نقشآفرین در اقتصاد جهانی، کاری که فروش میلیاردها دلار از ذخایر بانک مرکزی نمیتوانست انجام دهد، محقق و پول ملی طی چند روز ۲۰درصد تقویت شد. آیا درک این موضوع این قدر سخت است که باور کنید نیاز اول اقتصاد ایران، بازگشت به ریل جهانی است؟
آیا درک این موضوع این قدر سخت است که متوجه شوید مردم و فعالان اقتصادی از تصمیمگیرندگان سیاست خارجی چه چیزی را طلب میکنند؟ دیگر باید چه اتفاقی رخ دهد تا مطالبه مردم به شکلی چنین عیان آشکار شود؟
بیش از هرگونه حقی، این ملت حق دارند مثل هر فرد عادی در دنیای امروز زندگی کنند. این حق را تصمیمگیرندگان ما بعد از چندین دهه باید اعاده کنند و آن نیز تنها با عادی شدن شرایط کشور و بازگشت اقتصاد ایران به جرگه جهانی ممکن است.
همه ما میدانیم، مشکلات اقتصاد ایران بیش از مساله تحریمهاست. اقتصاد دستوری، کسری بودجه، ناترازی انرژی و... هر کدام معضلاتی است که بدون رفع آن، توسعهیافتگی هدفی دور از دسترس خواهد بود. اما همه اینها در وضعیت عادی شدن شرایط سیاسی و بینالمللی ایران میتواند به شکل مطلوب برطرف شود. با وجود تحریمها و نبود سرمایه خارجی هنگفت، حتی اگر بتوان بخشی از مشکلات ساختاری را برطرف کرد و مردم تاب اصلاحات را داشته باشند، باز توسعه و رفاه و برطرف شدن عقبماندگی از کشورهای همسایه رخ نخواهد داد.
پس بگذارید راهی که باز شده است به ثمر رسد. دست از شرطی کردن بیشتر اقتصاد و جدا گذاردنش از تجارت بینالملل بردارید و بگذارید آفتاب تازهای بر زندگی ایرانیان بدرخشد.
◽️@utfinance◽️
👍8
📄 مقاله
آدرس غلط راه آزادی
👤 ورنون اسمیت
برنده نوبل اقتصاد سال 2002
ترجمه: دنیای اقتصاد
انتشار کتاب جدید جوزف استیگلیتز با عنوان «راه آزادی؛ اقتصاد و جامعه خوب» واکنشهای زیادی را دربر داشتهاست. ورنون اسمیت، در یادداشتی به مرور کتاب جدید استیگلیتز پرداخته است. مواجهه اسمیت با این اثر انتقادی بوده و نقطه عزیمت استیگلیتز را نامناسب معرفی میکند. اسمیت و استیگلیتز هر دو برنده جایزه نوبل اقتصاد بودهاند.
◽️@utfinance◽️
آدرس غلط راه آزادی
👤 ورنون اسمیت
برنده نوبل اقتصاد سال 2002
ترجمه: دنیای اقتصاد
انتشار کتاب جدید جوزف استیگلیتز با عنوان «راه آزادی؛ اقتصاد و جامعه خوب» واکنشهای زیادی را دربر داشتهاست. ورنون اسمیت، در یادداشتی به مرور کتاب جدید استیگلیتز پرداخته است. مواجهه اسمیت با این اثر انتقادی بوده و نقطه عزیمت استیگلیتز را نامناسب معرفی میکند. اسمیت و استیگلیتز هر دو برنده جایزه نوبل اقتصاد بودهاند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
آدرس غلط راه آزادی
کتاب جدید استیگلیتز بررسی شد
👍7👎3🔥2
📄 مقاله
ترکیه در مسیر استبداد؟
نوشته: برک اسن و شبنم گوموشچو / ترجمه و تنظیم: فربد بهروز
◽️@utfinance◽️
ترکیه در مسیر استبداد؟
نوشته: برک اسن و شبنم گوموشچو / ترجمه و تنظیم: فربد بهروز
◽️@utfinance◽️
Telegraph
ترکیه در مسیر استبداد؟
زورآزمایی اردوغان و مخالفان بر سر دموکراسی به خیابانها کشیده شده است اکرم اماماوغلو، شهردار استانبول، درست همان روزی که انتظار میرفت در انتخابات مقدماتی حزبش برای تعیین نامزد ریاستجمهوری پیروز شود، بههمراه مشاوران کلیدی و دو شهردار منطقه از حزب…
👍2
📄 ایران در چهارراه حوادث
گفتوگوی «دنیایاقتصاد» با عباس آخوندی
👥 البرز نظامی و پرهام پهلوان
تقاطع تحولات بینالمللی و داخلی موجب شده است که کشورمان بار دیگر خود را در یکی از بزنگاههای تاریخی پیدا کند. تغییر پارادایم اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان و برآمدن «دولت وفاق»، دو موضوعی هستند که در گفتوگو با دکتر عباس آخوندی مورد بررسی قرار گرفته است.
دکتر عباس آخوندی، استاد دانشگاه، اقتصاددان و سیاستمدار ایرانی، دارای دکترای اقتصاد سیاسی از دانشگاه لندن است. او از سال ۷۲ تا ۷۶ وزارت مسکن و شهرسازی و بعد از آن از ۹۲ تا ۹۷ وزارت راه و شهرسازی را در دولتهای مختلف برعهده داشته و پیشتر نیز معاون سیاسی وزارت کشور بوده است. آخوندی از چهرههای باسابقه در عرصه سیاست و اقتصاد ایران به شمار میآید که همواره دیدگاههای صریح و تحلیلی درباره مسائل کلان کشور و تحولات جهانی ارائه داده است.
در گفتوگوی البرز نظامی و پرهام پهلوان در «باشگاه اقتصاددانان «دنیایاقتصاد» با دکتر آخوندی، موضوعات مهمی همچون موقعیت ایران در نظم جدید جهانی، فرصتهای ناشی از چندقطبیشدن جهان، امکان بازتعریف روابط خارجی ایران با آمریکا و اروپا و نسبت آن با منافع ملی بررسی شده است. او در این مصاحبه ضمن تحلیل تضعیف غرب یکپارچه و ظهور جریانهای نئومرکانتیلیستی، از ضرورت «سیاست بیطرفی فعال» و تاسیس دولت ملی مدرن در ایران سخن گفته است؛ مفهومی که به باور او، کلید عبور از بنبستهای داخلی و خارجی کشور خواهد بود.
◽️@utfinance◽️
گفتوگوی «دنیایاقتصاد» با عباس آخوندی
👥 البرز نظامی و پرهام پهلوان
تقاطع تحولات بینالمللی و داخلی موجب شده است که کشورمان بار دیگر خود را در یکی از بزنگاههای تاریخی پیدا کند. تغییر پارادایم اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان و برآمدن «دولت وفاق»، دو موضوعی هستند که در گفتوگو با دکتر عباس آخوندی مورد بررسی قرار گرفته است.
دکتر عباس آخوندی، استاد دانشگاه، اقتصاددان و سیاستمدار ایرانی، دارای دکترای اقتصاد سیاسی از دانشگاه لندن است. او از سال ۷۲ تا ۷۶ وزارت مسکن و شهرسازی و بعد از آن از ۹۲ تا ۹۷ وزارت راه و شهرسازی را در دولتهای مختلف برعهده داشته و پیشتر نیز معاون سیاسی وزارت کشور بوده است. آخوندی از چهرههای باسابقه در عرصه سیاست و اقتصاد ایران به شمار میآید که همواره دیدگاههای صریح و تحلیلی درباره مسائل کلان کشور و تحولات جهانی ارائه داده است.
در گفتوگوی البرز نظامی و پرهام پهلوان در «باشگاه اقتصاددانان «دنیایاقتصاد» با دکتر آخوندی، موضوعات مهمی همچون موقعیت ایران در نظم جدید جهانی، فرصتهای ناشی از چندقطبیشدن جهان، امکان بازتعریف روابط خارجی ایران با آمریکا و اروپا و نسبت آن با منافع ملی بررسی شده است. او در این مصاحبه ضمن تحلیل تضعیف غرب یکپارچه و ظهور جریانهای نئومرکانتیلیستی، از ضرورت «سیاست بیطرفی فعال» و تاسیس دولت ملی مدرن در ایران سخن گفته است؛ مفهومی که به باور او، کلید عبور از بنبستهای داخلی و خارجی کشور خواهد بود.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
ایران در چهارراه حوادث
گفتوگوی «دنیایاقتصاد» با دکتر عباس آخوندی تقاطع تحولات بینالمللی و داخلی موجب شده است که کشورمان بار دیگر خود را در یکی از بزنگاههای تاریخی پیدا کند. تغییر پارادایم اقتصاد سیاسی حاکم بر جهان و برآمدن «دولت وفاق»، دو موضوعی هستند که در گفتوگو با دکتر…
👎7👍1
📄 مقاله
ریشه تمامیت خواهی، مهندسی اجتماعی است
/جایی که هایک با آیزیا برلین به اتفاق نظر میرسند/
👤مانی بشرزاد
منتشر شده در
American Institute for Economic Research
◽️@utfinance◽️
ریشه تمامیت خواهی، مهندسی اجتماعی است
/جایی که هایک با آیزیا برلین به اتفاق نظر میرسند/
👤مانی بشرزاد
منتشر شده در
American Institute for Economic Research
از متن:
لیبرالیسم و جستوجوی خوشبختی
ریشهی فاشیسم، کمونیسم و تمام ایدئولوژیهای تمامیتخواه در این باور سادهلوحانه نهفته است که تنها یک راه درست برای زندگی وجود دارد و روشنفکران میتوانند آن را با قطعیتی همچون علوم طبیعی تعیین کنند. در مقابل، لیبرالیسم هیچ سبک زندگی واحدی را تجویز نمیکند و قدرتش نیز در همین است.
لیبرالیسم به افراد با باورها، اهداف و آرزوهای گوناگون اجازه میدهد در کنار یکدیگر زندگی کنند. این اصل در اعلامیهی استقلال ایالات متحده تجلی یافته است، جایی که از «جستوجوی خوشبختی» سخن میگوید — جستوجویی که باید بر عهدهی خود افراد باشد، نه چیزی که دولت آن را تعیین کند. این باور، هستهی اصلی لیبرالیسم است.
◽️@utfinance◽️
thedailyeconomy.org
The Root of Totalitarianism is Social Engineering | The Daily Economy
Planners who want to 'perfect' society often resort to coercion to impose their preferred outcomes. The result has been unthinkable government vio ...
👍9⚡2❤1
◽️ ماریو بارگاس یوسا؛ صدای آزادی در ادبیات
👤 محمد ماشینچیان
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
🗓 جمعه
⏰ ساعت ۱۹
📌 در اینستاگرام
📌 پادکست بورژوا
◽️@utfinance◽️
👤 محمد ماشینچیان
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
🗓 جمعه
⏰ ساعت ۱۹
📌 در اینستاگرام
📌 پادکست بورژوا
◽️@utfinance◽️
👍12
📄 یادداشت
سرمایهگذاری «نامولد» معنی ندارد
👤 مهرپویا علا
دوگانهای زیر عنوان سرمایهگذاری «مولد» و سرمایهگذاری «نامولد» ناشی از تحلیل اقتصادی کاملاً غلط است.
من وقتی پولم را میدهم و سکه یا دلار میخرم، اتفاقی که در سطح کلان میافتد این است که مقداری پول از جیب من بیرون میرود و وارد جیب طلافروش یا دلارفروش میشود. چرا بعضیها تصور میکنند با این جابهجایی پول میان دو جیب مختلف به «تولید» آسیب وارد میشود؟ مگر طلافروش یا ارزفروشی که پول را از من گرفته است آن را داخل لحاف خود پنهان میکند و فقط من بودم که ممکن بود با آن پول سهام شرکتها را بخرم؟ از پرداختن به این واقعیت که حتی اگر پول داخل لحاف هم پنهان شود باز به ساختار تولید آسیب وارد نمیشود صرفنظر میکنم. درواقع پول حتی از نظام بانکی خارج هم نمیشود. ما روزانه میلیونها مبادلۀ کوچک و بزرگ انجام میدهیم، بدون آنکه پولی از نظام بانکی خارج شود.
افراد با خریدن طلا یا ارز جلوی افت ارزش بخشی از سرمایۀ خود را میگیرند. اگر با خرید سهام شرکتهای صنعتی جلوی افت ارزش سرمایه گرفته شود هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی سهام این شرکتها را خریداری نکند. من اگر انتظار داشته باشم سهام فولاد سپاهان چند درصد بیشتر از طلا افزایش خواهد یافت چرا باید طلا بخرم؟ ما تمایل کمتری به خرید سهام فولاد و ذوبآهن و پتروشیمی در مقایسه با طلا و دلار و رمزارز داریم، چون در شرایط کنونی انتظار داریم گروه دوم افزایش قیمت بیشتری داشته باشند. چرا؟ چون سهام کسبوکارهایی مانند فولاد و پتروشیمی با در نظر گرفتن نرخ تورم افزایش قیمت کمتری از طلا و دلار دارند. چرا؟ چون دارند زیان میدهند یا به اندازۀ کافی سوددهی ندارند.
حالا حکومت میآید با عنوان اینکه ما میخواهیم پول مردم به سمت کارهای مولد برود به زور مانع خرید طلا و دلار میشود و بخشی از این نقدینگی را به سمت خرید سهام میبرد. معنای این کار حکومت این است که بخشی از نقدینگی مردم را به زور به سمت کسبوکارهای زیانده میبرد و منابع بیشتری را به هدر میدهد. کسی که طلا و ارز میخرد به این امید که ارزش سرمایۀ خود را نگاه دارد، اگر در این کار موفق شود، به این معنی که انتظارش از افزایش قیمت طلا درست از آب در بیاید، دارد به جامعه لطف میکند و چه بسا شایسته دریافت لوح تقدیر باشد! چون به این ترتیب او موفق شده است به اندازۀ توان مالی خودش جلوی گسترش فعالیت چند واحد تولیدی زیانده را بگیرد و سرمایه کمتری به هدر برود. هیچکسی تا ابد طلا و دلار را نگاه نمیدارد. طلا غذا نیست که خورده یا فاسد شود. طلا ارزش سرمایه را نگاه میدارد تا به موقع وارد کار تولیدی شود. اگر حکومت برای کار تولیدی عجله دارد بهتر است به جای «هدایت نقدینگی» ببیند چه اتفاقی افتاده است که واحدهای تولیدی با زیان به کار خود ادامه میدهند.
◽️@utfinance◽️
سرمایهگذاری «نامولد» معنی ندارد
👤 مهرپویا علا
دوگانهای زیر عنوان سرمایهگذاری «مولد» و سرمایهگذاری «نامولد» ناشی از تحلیل اقتصادی کاملاً غلط است.
من وقتی پولم را میدهم و سکه یا دلار میخرم، اتفاقی که در سطح کلان میافتد این است که مقداری پول از جیب من بیرون میرود و وارد جیب طلافروش یا دلارفروش میشود. چرا بعضیها تصور میکنند با این جابهجایی پول میان دو جیب مختلف به «تولید» آسیب وارد میشود؟ مگر طلافروش یا ارزفروشی که پول را از من گرفته است آن را داخل لحاف خود پنهان میکند و فقط من بودم که ممکن بود با آن پول سهام شرکتها را بخرم؟ از پرداختن به این واقعیت که حتی اگر پول داخل لحاف هم پنهان شود باز به ساختار تولید آسیب وارد نمیشود صرفنظر میکنم. درواقع پول حتی از نظام بانکی خارج هم نمیشود. ما روزانه میلیونها مبادلۀ کوچک و بزرگ انجام میدهیم، بدون آنکه پولی از نظام بانکی خارج شود.
افراد با خریدن طلا یا ارز جلوی افت ارزش بخشی از سرمایۀ خود را میگیرند. اگر با خرید سهام شرکتهای صنعتی جلوی افت ارزش سرمایه گرفته شود هیچ دلیلی وجود ندارد که کسی سهام این شرکتها را خریداری نکند. من اگر انتظار داشته باشم سهام فولاد سپاهان چند درصد بیشتر از طلا افزایش خواهد یافت چرا باید طلا بخرم؟ ما تمایل کمتری به خرید سهام فولاد و ذوبآهن و پتروشیمی در مقایسه با طلا و دلار و رمزارز داریم، چون در شرایط کنونی انتظار داریم گروه دوم افزایش قیمت بیشتری داشته باشند. چرا؟ چون سهام کسبوکارهایی مانند فولاد و پتروشیمی با در نظر گرفتن نرخ تورم افزایش قیمت کمتری از طلا و دلار دارند. چرا؟ چون دارند زیان میدهند یا به اندازۀ کافی سوددهی ندارند.
حالا حکومت میآید با عنوان اینکه ما میخواهیم پول مردم به سمت کارهای مولد برود به زور مانع خرید طلا و دلار میشود و بخشی از این نقدینگی را به سمت خرید سهام میبرد. معنای این کار حکومت این است که بخشی از نقدینگی مردم را به زور به سمت کسبوکارهای زیانده میبرد و منابع بیشتری را به هدر میدهد. کسی که طلا و ارز میخرد به این امید که ارزش سرمایۀ خود را نگاه دارد، اگر در این کار موفق شود، به این معنی که انتظارش از افزایش قیمت طلا درست از آب در بیاید، دارد به جامعه لطف میکند و چه بسا شایسته دریافت لوح تقدیر باشد! چون به این ترتیب او موفق شده است به اندازۀ توان مالی خودش جلوی گسترش فعالیت چند واحد تولیدی زیانده را بگیرد و سرمایه کمتری به هدر برود. هیچکسی تا ابد طلا و دلار را نگاه نمیدارد. طلا غذا نیست که خورده یا فاسد شود. طلا ارزش سرمایه را نگاه میدارد تا به موقع وارد کار تولیدی شود. اگر حکومت برای کار تولیدی عجله دارد بهتر است به جای «هدایت نقدینگی» ببیند چه اتفاقی افتاده است که واحدهای تولیدی با زیان به کار خود ادامه میدهند.
◽️@utfinance◽️
👍14👎6
📄 متن سخنرانی ماریو بارگاس یوسا
فرهنگ آزادی
◽️@utfinance◽️
فرهنگ آزادی
بورژوا:
متنی که در ادامه میخوانید، سخنرانی یوسا در کنفرانسی در نیکاراگوئه در سال ۱۳۷۰ شمسی است. مطالعه این متن شما را با اندیشه درخشان یوسا آشنا میکند. هرچند این سخنرانی، سی و پنج سال پیش، در آن سوی دنیا، ایراد شده اما گویی وصف شرایط امروز ایران ماست.
◽️@utfinance◽️
👍2
🖥 ویدیوکست
داستان زندگی رونالد ریگان | بخش اول، از تولد تا دانشگاه
🎙 پادکست ۱۷۷۶
در این ویدیو، به نخستین فصل از زندگی رونالد ریگان میپردازیم؛ مردی که از شهری کوچک در ایالت ایلینوی برخاست و بعدها به یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم تبدیل شد.
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها و شخصیت او ایفا کردند؟ ریگان از چه طبقه اجتماعی میآمد و در چه فضایی رشد یافت؟ پاسخ این پرسشها را در این ویدیو خواهید یافت.
ما شما را به سفری تاریخی میبریم؛ از سالهای ابتدایی زندگی ریگان، نقلمکانهای مکرر خانوادهاش، چالشهای مالی، باورهای مذهبی و تجربههای اولیه کاریاش، تا تصمیم مهم او برای تحصیل در کالج اورکا—مکانی که مسیر آیندهاش را رقم زد.
منبع: @Podcast1776
◽️@utfinance◽️
داستان زندگی رونالد ریگان | بخش اول، از تولد تا دانشگاه
🎙 پادکست ۱۷۷۶
در این ویدیو، به نخستین فصل از زندگی رونالد ریگان میپردازیم؛ مردی که از شهری کوچک در ایالت ایلینوی برخاست و بعدها به یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم تبدیل شد.
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها و شخصیت او ایفا کردند؟ ریگان از چه طبقه اجتماعی میآمد و در چه فضایی رشد یافت؟ پاسخ این پرسشها را در این ویدیو خواهید یافت.
ما شما را به سفری تاریخی میبریم؛ از سالهای ابتدایی زندگی ریگان، نقلمکانهای مکرر خانوادهاش، چالشهای مالی، باورهای مذهبی و تجربههای اولیه کاریاش، تا تصمیم مهم او برای تحصیل در کالج اورکا—مکانی که مسیر آیندهاش را رقم زد.
منبع: @Podcast1776
◽️@utfinance◽️
YouTube
داستان زندگی رونالد ریگان | بخش اول، از تولد تا دانشگاه
در این ویدیو، به نخستین فصل از زندگی رونالد ریگان میپردازیم؛ مردی که از شهری کوچک در ایالت ایلینوی برخاست و بعدها به یکی از چهرههای تأثیرگذار قرن بیستم تبدیل شد.
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها…
چرا دوران کودکی ریگان اهمیت دارد؟ چه نقشهایی پدر و مادرش—جک و نلی ریگان—در شکلگیری باورها…
👍10❤4👎3
🖥 ویدیوکست بیپلاس
خاندان آل سعود: رابطه با امریکا، اسرائیل، ایران و آینده
🎙 علی بندری
◽️@utfinance◽️
خاندان آل سعود: رابطه با امریکا، اسرائیل، ایران و آینده
🎙 علی بندری
◽️@utfinance◽️
YouTube
خاندان آل سعود: رابطه با امریکا، اسرائیل، ایران و آینده
همه چیز درباره خاندان آل سعود، ساختن حکومت مطلقه عربستان سعودی و همه سرمایهگذاریها برای آینده.
از نفت تا نفوذ: آل سعود و مثلث ایران، آمریکا و اسرائیل
متن: زهره سروشفر، علی بندری
ویدیو: نیما خالدیکیا
*ویدیوی قبلی نسخه نهایی نبود و حذفش کردیم. لطفا این…
از نفت تا نفوذ: آل سعود و مثلث ایران، آمریکا و اسرائیل
متن: زهره سروشفر، علی بندری
ویدیو: نیما خالدیکیا
*ویدیوی قبلی نسخه نهایی نبود و حذفش کردیم. لطفا این…
👍4👎2