Finance & Economics
12.4K subscribers
1.67K photos
930 videos
1.15K files
3.09K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
Forwarded from اشکان زارع
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوروز چکیده فرهنگ ایرانی است؛ فرهنگی که از سوی مهاجمان به ایران، چه دشمنان درونی و چه ایران ستیزان بیرونی مورد هجمه و مصادره است. در بی‌التفاتی به ایران از سوی حکمرانان فعلی هر کسی بخشی از خاک و فرهنگ ما ملت ایران را طلب می‌کند. نوروز خاک و فرهنگ ماست که ارتجاع قومی به سرکردگی اردوغان به آن چشم دوخته است. مستند جمشیدی که گزارش سفر یک روزه به تخت جمشید در نوروز امسال است سعی کرده به نوروز جمشیدی توجه کند. این مستند کوتاه فردا در کانال یوتیوب تأملات با اشکان زارع منتشر خواهد شد.
#پاینده_ایران #ایرانشهر #اشکان_زارع #ملت #نوروز
👍20👎8
📄 یادداشت

آیا هوش مصنوعی می‌تواند اقتصاد سوسیالیستی را اداره کند؟

👤 مهرپویا علا

زمانی که میزس سوسیالیسم را با نوشیدن اسید مقایسه می‌کرد تا جایی که اطلاع دارم ایدۀ رایانه/کامپیوتر به جز نزد بعضی دانشمندان و ریاضیدانان مطرح نبود. چون موضوع این یادداشت معرفی مطالب کتاب بود تنها به مباحثی که در آن مطرح شده‌اند، محدود ماندم.

اما اگر کسی استدلال‌های منطقی میزس را درک کند، آنگاه رد کردن تمام ایده‌هایی که تلاش می‌کنند فناوری‌های تازه را به خدمت طرح‌های آرمانشهری همچون سوسیالیسم یا حتی مداخله‌گرایی در اقتصاد در بیاورند آسان خواهد بود. هرچند خود مباحث میزس شاید چندان آسان نباشند و درک آن‌ها نیازمند قدری صرف زمان و انرژی و دقت و قدری هم درک مقدمات باشد. این استدلال‌ها با تعدادی از پیش‌داوری‌های جاافتادۀ ما از طریق منطق قیاسی در می‌افتند، بااین‌حال بسیار روشن مطرح می‌شوند و دشواری‌شان از نوع مبهم‌گویی‌های رایج میان بسیاری از فیلسوفان نیست.

در پاسخ به این پرسش که آیا هوش مصنوعی نمی‌تواند مشکل سوسیالیسم را رفع کند؟ پاسخ ما این خواهد بود که مطابق استدلال در شرایط سوسیالیسم امکان محاسبۀ اقتصادی وجود ندارد، چون قیمت شکل نمی‌گیرد. بنابراین اگر قرار باشد هوش مصنوعی کاربردی در بهبود کسب‌وکارها و افزایش رفاه داشته باشد تنها در شرایط بازار آزاد این اتفاق خواهد افتاد. هرچه از شرایط بازار فاصله بگیریم و به نظام برنامه‌ریزی مرکزی نزدیک شویم امکان استفاده از فناوری‌های تازه از جمله هوش مصنوعی محدودتر خواهد شد. وقتی ما از عدم امکان محاسبۀ اقتصادی در شرایطی سخن می‌گوییم که پول، بازار و ریسک وجود ندارد، منظورمان این نیست که محاسبه در این شرایط مفروض «پیچیده» است و متغیرهای زیادی را در بر می‌گیرد؛ بلکه بحث این است که اصلاً متغیری به وجود نمی‌آید که بخواهیم با استفاده از آن‌ها محاسبه انجام دهیم یا محاسبۀ آن‌ها را به ابزار پیشرفته واگذار کنیم. بنابراین اگر کسی به راستی می‌خواهد فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی در خدمت رفاه انسان‌ها باشد به او توصیه می‌کنیم تا می‌تواند از بازار آزاد دفاع کند.
[بحثی هم وجود دارد که کسانی مانند روتبارد مطرح کرده‌اند، مبنی بر اینکه حتی فریدریش هایک استدلال میزس در رد سوسیالیسم را درست در نیافته بود. در مورد استدلالی که هایک - بر پایۀ نظریۀ پراکندگی اطلاعات - در رد سوسیالیسم مطرح می‌کرد، شاید بتوان گفت که به اندازۀ استدلال میزس بنیادین نیست و به ژرفای قضیه راه نیافته است و بنابراین جا برای مغالطه را باز می‌گذارد؛ هرچند به طور مستقل بینش‌های مختص به خودش را نیز دارد.]

واقعیت آن است که از همان قرن نوزدهم، شاید از زمان شارل فوریۀ متوهم [با ژوزف فوریۀ ریاضیدان اشتباه نشود] که می‌خواست شیرها و نهنگ‌ها را رام کند و از آن‌ها سواری بگیرد، همراه هر پیشرفتی که در حوزۀ فناوری اتفاق می‌افتاد سروکلۀ کسانی پیدا می‌شد که بی‌جهت آن را نویدبخش طرح آرمانشهری خودشان تلقی می‌کردند. نظریۀ تاریخ مارکس و مراحل سیر تطور جامعه از نگاه او - کمونیسم اولیه، برده‌داری، شیوۀ تولید آسیایی/فئودالیسم، کاپیتالیسم، کمونیسم نهایی - که بر پایه تحول در فناوری حرکت می‌کند، یکی از همین نظریه‌های رایج در قرن نوزدهم بود. طبق نظریۀ مارکس از قرن نوزدهم به این طرف با پیدایش فناوری و ابزارهای مبتنی بر الکتریسیته و مغناطیس و سپس انقلاب فناوری اطلاعات قاعدتاً باید مناسبات سرمایه‌داری به پایان می‌رسید.

نکتۀ جالب دیگر اینکه دولت اتحاد شوروی از دهۀ شصت میلادی کوشید یک شبکۀ اطلاعاتی سراسری مشابه اینترنت را با عنوان اختصاری OGAS توسعه دهد و برنامه‌ریزی اقتصادی را به آن واگذارد. طرحی که گویا در آن زمان باعث نگرانی آمریکایی‌ها نیز شده بود. روس‌ها از قرن نوزدهم دانشمندان بسیار برجسته‌ای در علوم نظری و فنی داشتند. از جنبۀ منابع طبیعی هیچ کشوری به اندازۀ اتحاد شوروی غنی نبود. در ضمن آنان پیروز جنگ جهانی و مورد ستایش بخش اعظم روشنفکران جهان هم بودند. اگر قرار بود ترکیب نبوغ دانشمندان و مهندسان، منابع طبیعی و قدرت سخت و نرم جایگزینی برای نظام اجتماعی مبتنی بر آزادی فردی فراهم بیاورد هیچ خاکی مساعدتر از روسیه نبود. وقتی آنان به معنی دقیق واژه چنان گندی زدند که امروز حتی اغلب سوسیالیست‌ها هم آن نظام را گردن نمی‌گیرند، می‌توان به برآوردی از شدت مضحک بودن تصورات مشابه در ایران رسید. البته اگر منظور از طرح چنین سخنانی دریافت پروژه‌های تازه و سودآور از دولت نباشد.

◽️@utfinance◽️
👍10😢3👎1
📄 یادداشت

«لیبرالیسم و محافظه‌کاری؛ ائتلافی ناگزیر»

👤 مهدی تدینی

ایران به یک جناح راست متحد و قوی نیاز داره. این راست باید از محافظه‌کار سنتی و مدرن تا لیبرال راست رو در بر بگیره. فقط یک راست قدرتمند می‌تونه تضمینی بر آیندۀ ایران باشه. در این بین لیبرال‌ها و محافظه‌کاران به هم نیاز متقابل دارند. محافظه‌کاران بدون لیبرال‌ها ضعف‌های اساسی در نظریۀ توسعه و حکمرانی دارند، لیبرال‌ها هم بدون محافظه‌کاران بدنۀ اجتماعی قدرتمندی نخواهند داشت و تک‌وتنها می‌مونند.

لیبرال‌های ایرانی رو به سه دستۀ کلی می‌شه تقسیم کرد: لیبرال‌های کلاسیک، لیبرتارین‌ها و لیبرال‌های چپ. لیبرال‌های چپ تکلیفشون مشخصه که تن به جناح راست نمی‌دن و بیشتر به سوی سوسیال‌دموکراسی میل می‌کنند. اینکه لیبرال چپ در جبهۀ راست جای بگیره، از محالات به نظر می‌رسه. لیبرتارین‌ها هم که یک جریان کوچک اما روبه‌رشد هستند، اگر رادیکال باشند، به هیچ گروهی تن نمی‌دن، و حتی اگر نیم درصد باشند، حرف کسی جز خودشون رو قبول نخواهند داشت. این لیبرتارین‌ها چون به آنارکوکاپیتالیسم نزدیکند (یا آنارکوکاپیتالیست هستند)، نمی‌تونن با محافظه‌کاری ایرانی کنار بیان. چون محافظه‌کاری ایرانی به هر حال میل به دولت‌گرایی داره و با اون دوز بالای دولت‌ستیزی لیبرتارینیسم سازگار نیست.

در اینجا فقط لیبرالیسم کلاسیکه که انعطاف نظری و عملی بیشتری داره و می‌تونه با محافظه‌کاران همراه باشه. وظیفۀ این لیبرال‌ها اینه که محافظه‌کاری ایرانی رو که به شدت هم در حال جذب توده‌ست «لیبرالیزه» کنه و از فاشیستی شدنش جلوگیری کنه. این دو جریان اگر به هم بپیوندند، آینده‌ای دارند، اگر نه، هر دو ناکام خواهند موند. اینکه برخی لیبرال‌ها محافظه‏‌کاران رو عقب‌مونده قلمداد می‌کنند و برخی محافظه‌کاران به لیبرال‌ها برچسب‌‌های تحقیرآمیز می‌زنند، امکان ائتلافشون رو تخریب می‌کنه. این دو جریان در فضای سیاسی آیندۀ ایران مؤتلف دیگه‌ای نمی‌تونن پیدا کنند؛ بهتره کار کردن با هم رو یاد بگیرند.


#لیبرالیسم #محافظه‌کاری

◽️@utfinance◽️
👎20👍184😱2🤬2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 مستند

نوروز جمشیدی

👤 اشکان زارع

«گفته بودم نوروز جمشیدی در یوتیوب منتشر می‌شود؛ دو موسیقی داشت که مشمول کپی‌رایت از سوی قوانین یوتیوب شد.
حیف‌مان آمد که «ای ایران» را از این فیلم برداریم. فیلم را که در نگاهم یک سفرنامه است در کانال تلگرام می‌گذارم. کامل‌تر که شد آن را با شمایلی دیگر و شاید قصه‌ای دیگر در یوتیوب هم بگذارم.
برنامه تأملات با اشکان زارع قصدش دفاع از ایران است. امید که این فیلم نیز بخشی از وظیفه ما در دفاع از ایران را بتواند انجام دهد.»


© https://t.me/iranpazhohi

◽️@utfinance◽️
17👎13👍1
📄 مقاله

ماجراجویی‌های مهندسان اجمتاعی در علوم انسانی؛ مدرسه پلی تکنیک پاریس

📌منتشر شده در
American Institute for Economic Research

👤 مانی بشرزاد


لینک مقاله


مسئله جامعه آزاد

باید درک کرد که مشکلاتی که یک جامعه‌ی آزاد با آن مواجه است، ماهیت فنی ندارند و نمی‌توان آن‌ها را با کمک کارشناسان فنی که دانش و داده‌ی کافی دارند، حل کرد. 

به دلیل این محدودیت‌ها، آنچه نیاز داریم همان چیزی است که فرانک نایت—که هایک او را «ممتازترین اقتصاددان-فیلسوف زنده» می‌نامید—«حکمرانی از طریق گفت و گو» توصیف کرد.

نهادهای سیاسی و اقتصادی باید به گونه‌ای طراحی شوند که دانش غیرمتمرکز را به کار گیرند و به افراد اجازه دهند تا هر یک سهم منحصربه‌فرد خود از اطلاعات را ارائه دهند. 

یک جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ای است که همواره در حال کشف، تطبیق و کسب دانش جدید است. 

همان‌طور که هایک استدلال کرد: «مسئله‌ی علوم اجتماعی اساساً این است که انسان چگونه با این جهل بنیادین کنار می‌آید.»

◽️@utfinance◽️
👏9👍6👎3
📖هر شخصی ناچار است زندگی خود را و هر ملتی ناچار است تاریخ خود را همان‌گونه که به وقوع می‌پیوندد دریافت کند؛ هیچ‌چیز بیهوده‌تر از شکایت درباره‌ی خطاهایی که دیگر نمی‌توانند اصلاح شوند نیست، هیچ‌چیز پوچ‌تر از تأسف خوردن نیست. ما نباید به‌عنوان قاضیان سرزنشگر و ستایشگر یا انتقام‌جویانی در جست‌وجوی گناهکار، با گذشته روبه‌رو شویم. ما در جست‌وجوی حقیقت هستیم نه گناهکار؛ می‌خواهیم نحوه‌ی وقوع چیزها را بدانیم تا به فهم آن‌ها نائل شویم، نه اینکه احکام محکومیت صادر کنیم. هر آن‌کس که با تاریخ همچون بازرسی در مواجه با مدارک جرم مواجه می‌شود تا مواد لازم برای محکومیت را بیابد همان بهتر که از آن دور بماند. وظیفه‌ی تاریخ اطفای نیاز توده‌ها به قهرمان‌ها و بزهای طلیعه نیست.

ملت، دولت، اقتصاد: مشارکت‌هایی در سیاست و تاریخ روزگار ما
لودویگ فون میزس
ترجمه‌ی مهرپویا علا
کتابستان برخط

لینک کتاب


📚برخط‌بوک (کتابستان برخط)👇
🆔 @Barkhatbook

◽️@utfinance◽️
👍9👎2👌2👏1
Forwarded from رامین احمدی
Chapter 1-5.pdf
1.3 MB
📚 برای یک آزادی جدید
🖋 موری روتبارد

📕 فصل 1: میراث لیبرتاریان: انقلاب آمریکا و لیبرالیسم کلاسیک

📕 فصل 2: مالکیت و مبادله

📕 فصل 3: دولت

📕 فصل ۴: مسائل

📕 فصل ۵: کار اجباری
Chapter 6.pdf
517.7 KB
📚 برای یک آزادی جدید
🖋 موری روتبارد

📕 فصل 6: آزادی شخصی
Chapter 7.pdf
519.4 KB
📚 برای یک آزادی جدید
🖋 موری روتبارد

📕 فصل 7: آموزش
👍3👎1
📄 یادداشت

آیا دوران «جنگ سرد» به پایان رسیده است؟

برای پاسخ به این که آیا دوران جنگ سرد به پایان رسیده، باید دید دشمنی شوروی سابق با فرهنگ اروپایی که بن‌مایه فرهنگ غربی است، در چه ریشه داشت؟

اروپایی‌ها در همان قرن نوزدهم به میل مسکو برای تسلط بر کشورهای دیگر پی برده بودند. فرانتیشک پالاتسکی مورخ و سیاستمدار اهل چک قرن نوزدهم گفت: «سلطنت جهانی روسی فاجعه‌ای است عظیم و توضیح ناپذیر، فاجعه‌ای بی‌حد و قیاس‌ناپذیر.»

پس از فروپاشی امپراطوری اتریش-مجارستان، کشورهای جدید اراده خود را برای باقی ماندن در اروپا یا مفهوم جدیدتر آن، «غرب»، اعلام کردند اما مسکو این اراده را به رسمیت نشناخت.

در قرن بیستم حتی اروپای شرقی می‌دانست مشکل مسکو نه یک تعداد کشور اروپایی هم‌مرز با خود، بلکه کلیت اروپاست.

در ۱۹۵۶، مدیر خبرگزاری مجارستان اندکی پیش از آنکه دفترش زیر گلوله‌های توپ با خاک یکسان شود، تلکسی به جهان مخابره کرد حاوی این پیام نومیدانه که هجوم روس‌ها به بوداپست آغاز شده و نه تنها ما «برای مجارستان» جان می‌دهیم، بلکه «برای اروپا» می‌میریم.

میلان کوندرا مهمترین نویسنده در قرن بیستم است که به ما نشان می‌دهد مسئله روسیه با غرب مشکل فرهنگی است و تا زمانی که چنین مسئله‌ای وجود دارد، جنگ سرد روسیه با غرب پایانی ندارد.

او درباره فرار خود از چک به فرانسه پس از اشغال پراگ گفت: «به فرانسه رسیدم و کوشیدم تا کشتار فرهنگی پس از اشغال را برای دوستان فرانسوی توضیح دهم.»

حرف اصلی #میلان‌کوندرا این است که تهاجم‌ها و تصرفاتی که از سوی روس‌ها در نیمه دوم قرن بیستم صورت گرفت، فقط یک مسئله جغرافیایی و ارضی نیست، بلکه آنان به تمدن و فرهنگ اروپا حمله و بخشی از آن را تصرف کرده بودند:

«هیچ چیز نمی‌تواند با اروپای مرکزی و آرزوی آن برای تنوع، بیگانه‌تر از روسیه باشد؛ روسیه یک‌شکل، قالبی و متمرکزکننده، که مصمم است هر یک از ملل امپراطوری خود، اوکراینی‌ها، بلاروسی‌ها، ارمنی‌ها، اهالی لتونی و لیتوانی‌ و دیگران را به درون ملت واحد روس مستحیل کند.»

کوندرا عمیقا به فرهنگ اروپای باور داشت و آثارش به ما می‌گویند تهاجم روسیه به اوکراین امتداد همان وقایع تراژیک ۱۹۶۸ است.

در رمان‌های او، شخصیت‌ها با «حقیقتی» مواجه می‌شوند که از سوی دولت یا جامعه تحمیل شده، زیرا حقیقت همواره در معرض خطر دست‌کاری شدن قرار دارد.

روسیه کنونی خود را در امتداد شوروی سابق می‌داند، همان نیت‌های جنگ سخت و نرم را دارد و «جنگ سرد» به راه می‌اندازد تا تحریف کند و واقعیت را در خدمت منافع ایدئولوژیک خود قرار دهد و به شکل مدرن به سرکوب فکری اقدام ‌کند.

◽️@utfinance◽️
👌10👍4👎2
📄 یادداشت

یرواند آبراهامیان؛ روایت تاریخ با چرخش چپ‏

👤 زهرا عبدی

«یرواند آبراهامیان» با آن نام پر طمطراقش یکی از روشنفکرانی بود که از نظر برخی از جمله من، در سوق‌دادن ایران به قعر جهنم نقش داشت.

و بعد از فاجعه۵٧، در تمام دانشگاه‌ها کتاب او مرجع آموزش بود. زمانی در بحث‌های اجتماعی جوانان، هر که آبراهامیان را نخوانده بود، انگار عقب‌مانده بود و‌ اظهار نظرش ارزشی نداشت.

در مصاحبه‌ یک فرد بیگانه‌ی آمریکایی (رابرت مک‌نیل خبرنگار PBS) از #یرواندآبراهامیان ایرانی می‌پرسد: آمریکا باید (در برابر ۵۷) چه موضعی بگیرد؟
یرواند پاسخ می‌دهد: «شاه باید برود و آمریکا باید با استفاده از نفوذش ارتش را راضی کند که پشت شاه را خالی کند.»

هر جا صحبت از تاریخ بود، کتاب آبراهامیان به عنوان منبع و رفرنس در میان بود.
یرواند آبراهامیان سال‌ها مرجع تاریخ‌نگاری در ایران بود، اما روش‌شناسی او به‌شدت تحت تأثیر نگاه مارکسیستی و مبارزه طبقاتی قرار داشت. او تحولات پیچیده سیاسی را ساده‌سازی می‌کرد.

او بسیاری از رویدادها را از منظر مبارزه طبقاتی و تضادهای اقتصادی تحلیل می‌کند. نتیجه‌ی این نگاه باعث ساده‌سازی بیش از حد تحولات همواره پیچیده سیاسی و از  قضا حذف مردم ایران شده است.

این روایت‌ها، چتر امنیتی برای تندروهای مذهبی فراهم کرد و باعث شد جامعه ایران، برای سال‌ها، درکی ناقص از تحولات تاریخی خود داشته باشد.

با توجه به نفوذ ایدئولوژی‌های چپ در میان روشنفکران ایرانی، روایت‌های تاریخ‌نگاری مارکسیستی آن زمان جذابیت زیادی داشت و در نتیجه بزرگ‌ترین غصه‌ی روشنفکر! شده‌بود: زیاد بودن مهمانی در مملکت!

او در آثارش تمام تمرکزش را بر روایات ضدغربی می‌نهد و این کار را چنان ماهرانه در کتاب «کودتا» انجام می‌دهد که تا سال‌های سال، ملت کودتا را فقط نتیجه‌ی سیاست‌های آمریکا و بریتانیا می‌دانستند و نقش عوامل داخلی، از جمله اختلافات درون جبهه ملی و سیاست‌های ویرانگرانه خود مصدق، را کمتر مورد بررسی قرار می‌دهد.

خوشبختانه جامعه‌شناسان و تاریخ‌دانان معاصر امروزه به نقش مصدق در کودتا بیشتر پرداخته‌اند.

و اما به نظر من بزرگ‌ترین خیانت در کتاب‌های او نادیده گرفتن نیروهای ملی‌گرا و ملی‌گرایی ایران‌دوستانه در ایران بود. نیرویی که هزاران هزار سال است که اصلی‌ترین جریان هویتی این ملت است و دیرینگی تمدن ایران‌زمین آن را نشان داده است.

امروز، با توجه به پژوهش‌های جدید، وقت آن است که نگاه انتقادی‌تری به روش‌شناسی او داشته باشیم و منابع متنوع‌تری برای آموزش تاریخ معرفی شوند.

◽️@utfinance◽️
👍18👎4👏43
📄 یادداشت

«خوابگردها»

👤 مهدی تدینی

تا وقتی در خونه نشستید، با دیدن کسانی که رفته‌ند در طبیعت چادر زده‌ند، لذت می‌برید، اما احتمالاً اگر جای اون طبیعت‌گردها باشید، با اولین باری که به قضای حاجت نیاز پیدا می‌کنید، متوجه سختی‌های کمپینگ می‌شید. البته احتمالاً می‌گید تدینی سخت نگیر بابا! می‌شه چند روزی بدون دستشویی و شلنگ زندگی کرد! بله! حتما! حتی بیشتر از چند روز هم می‌شه... منتها شما این وضعیت رو تحمل می‌کنید، چون موقته؛ چون قراره «موقتاً» از یه چیزهایی محروم بشید تا از یه چیزهای دیگه لذت ببرید. مثلاً قراره در سرمای دمِ صبح در چادر بلرزید، اما عوضش وقتی از چادر درمی‌آید شبنم روی برگ‌ها رو می‌بینید و کیف می‌کنید (به شرطی که نصفه‌شب خرس ساواک نیاد سراغ آدم)، یا مثلاً می‌رید لب رودخونه کتری رو پر می‌کنید و تجربۀ بسیار دلپذیریه ــ اگر قرار باشه فقط چند روز کتری رو به جای پیچوندن شیر آب، با فرو کردن در رودخونه پر کنید.

احتمالاً پس از چند روز کمپینگ و تنفس در آغوش مادر مهربون طبیعت متوجه می‌شید چقدر اون زندگی عادی آسایش داره و چه و چه. حالا مثالی که زدم، خوش‌وخرم بود؛ لذت‌بخش بود؛ نگفتم قراره برید چند روز در معدن کار کنید ــ که در این صورت خبری از شبنمِ روی برگ هم نیست. اگر براتون سواله که جوون‌های ایرانی چرا انقدر چپ می‌شدند، یه قسمت مهم از جواب همین‌جاست. بخش بزرگی از علاقۀ عاشقانِ سوسیالیسم در همین عدم تجربۀ زندگی سوسیالیستیه. جوون‌های ایرانی، در دنیای غیرسوسیالیستی ایران هیچ ــ مطلقاً هیچ! ــ ذهنیتی از زندگی در سوسیالیسم واقعی نداشتند. عکس و فیلم و کتاب یا سفر هیچ ــ مطلقاً هیچ ــ ربطی به زندگی واقعی نداره. یک سبک زندگی رو تا زندگی نکنید، هیچ دریافت درستی ازش ندارید. البته بگم! اصلاً منظورم سرکوب و دیکتاتوریِ سوسیالیستی نیست. اصلاً منظورم گولاگ و سیبری و داغ و درفش استالینیستی نیست. مطلقا! دارم دربارۀ زندگی روتین و بی‌دردسر سوسیالیستی، یعنی زندگی روزمرۀ سوسیالیستی، صحبت می‌کنم.

اون جوون‌هایی هم که دنیادیده بودند، می‌رفتند فرانسه، آلمان غربی، انگلیس و آمریکا، در فضای آزاد زندگی کاپیتالیستی تجربه می‌اندوختند؛ در دانشگاه پلی‌تکنیک پاریس تنها اثری که از سوسیالیسم بود، کتاب‌های مائوئیستی و لنینیستی بود؛ و البته شورش‌های جذاب برای جوانانی که حتی خود این شورش به زندگی غیرسوسیالیستی‎شون هیجانی مازاد می‌داد. جوان ایرانی از فضای غیرسوسیالیستیِ باز می‌رفت به یک فضای غیرسوسیالیستیِ بسیار بازتر و رؤیایش سوسیالیسم بود. اما خودش نمی‌دونست زندگی واقعی در فضای سوسیالیستی چطور خواهد بود. نه اینکه پا شه بره جشنوارۀ جوانان بخارست تا یک هفته جیغ و داد و پرچم‌های سرخ رو تماشا کنه و سر میز غذای مجانی بنشینه دخترهای خوشگل بلوک شرق رو دید بزنه، هر بعدازظهر هم رفقای بلوک شرق براش از دستاوردهای سوسیالیسم افسانه‌سرایی کنند. نه! این نه! زندگی، زندگی واقعی. یعنی صبح در یک کشور سوسیالیستی از خواب بیدار شی، شیرِ آبِ لوله‌کشیِ کشور سوسیالیستی رو باز کنی، وارد خیابونی بشی در شهری از اجتماع سوسیالیستی و بری به اداره‌ای که یکی از توهای هزارتوی دولت سوسیالیستیه.

در واقع کافی بود یک بار براشون توضیح بدی آیا حاضری همه‌چیزت سهمیه‌بندی باشه؟ شخصاً مالک هیچ‌چیز نباشی، اما سهمیه داشته باشی؛ از مقدار گوشت و برنج و نون تا سهمیۀ استخر و سینما و تئاتر. اصلاً از این صحبت نمی‌کنم که حتی ده سانتی‌متر در مسائل عمیق بشیم! یعنی بحث دربارۀ اینکه سوسیالیسم ممکنه چه بلایی سر اقتصاد و دارایی کشور بیاره رو بذارید کنار؛ اصلاً در اینجا «نقد» سوسیالیسم در کار نیست، بلکه همه‌چیز «وصفِ» سوسیالیسمه. تأکید هم می‌کنم که حالت‌های درجه‌یک و ایدئال رو در نظر بگیرید.

شما خوش‌ترین حالت سوسیالیسم رو تا زندگی نکنید، نمی‌تونید دربارۀ زندگی کنونی‌تون دریافت درستی داشته باشید. اگر کسی این زندگی رو تجربه می‌کرد، تازه از خودش می‌پرسید «این‌همه هزینه دادیم تا این زندگی رو بسازیم؟» «واقعاً کجای این زندگی یوتوپیاست؟»
اینه که اگر برید به پسِ ایده‌های سوسیالیستی، چیزی جز «فرار از واقعیت به خیال» پیدا نمی‌کنید. سوسیالیسم واقعیت‌گریزی شیرینی بود که به زندگی وجهی رویایی می‌بخشید؛ به همین دلیل کشش روانی قدرتمندی داشت. جوان سوسیالیستی که در آمریکا درس می‌خوند، «خوابگرد» بود و از این خوابگردی لذت می‌برد ــ و همین لذت باعث می‌شد خوبی زندگی عادی رو درک نکنه؛ با زندگی عادی بجنگه، چون رؤیا داشت؛ رؤیایی که اگر واقعیت پیدا می‌کرد، همه‌چیزش طعم دیگه‌ای پیدا می‌کرد؛ شیرینی‌ش گس می‌شد، شور می‌شد، تلخ می‌شد ــ و در نهایت زهرمار می‌شد. یه زندگی دیگه‌ای وجود داشت که فکر کردن بهش براش لذت‌بخش بود، دقیقاً چون تجربه‌ای واقعی از اون زندگی نداشت. عشق به سوسیالیسم، لذت بردن از زندگی‌ای بود که وجود نداشت...


◽️@utfinance◽️
👍14👎52👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 قصه دختر کوچکی که آرزو داشت رئیس جمهور شود تا به کارتن خواب‌ها کمک کند

👤 رونالد ریگان

◽️@utfinance◽️
19👌8👎1😱1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نقد کتاب «علم اقتصاد و جامعه خوب» نوشته جوزف استیگلیتز

👤 محمد (امیر) جوادی
اقتصاددان، دکتری اقتصاد، پژوهشگر و مترجم

👤 حسین درودیان
دکتری اقتصاد

📌 همچنین بخوانید:
🔗 آن آزادی که مخالفان هایک می‌شناسند


◽️@utfinance◽️
👍11👎1
آشنایی با کتاب «اقتصاد، قانون و سیاست» درباره مهمترین ایده‌های جیمز بوکانان، نوشته دونالد بودرو و رندال هولکومب

با حضور مترجمان فرهیخته کتاب:
مانی بشرزاد
مهرزاد مطهری
کامراد گل‌محمدی


به همراه: گفتگو درباره مقاله مانی بشرزاد با عنوان «اقتصاد کلان دوره لنین»، برنده «مسابقه سیاست پولی موسسه iea»

زمان: سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۴ ساعت ۱۸:۴۵ تا ۲۰ به وقت ایران / ۸ آوریل ۲۰۲۵

📍مکان: اتاق برگزاری در اسکایپ👇
https://join.skype.com/ot0jfL1SGhg7

🏛 منبع: آرشیو جلسات قبلی 👇
https://t.me/ArchiveOfLiberalism


@ArchiveOfLiberalism
.
👍9