◽️ رویداد
گفتوشنود اقتصادی
نشست ۲۲۴
کامیابیهای نفت عربستان در مقایسه با ایران
راهی که عربستان در صنعت نفت پیمود؛
در مقایسه با بیراههای که ایران طی کرد
با ارائهی
👤 شهرام اتفاق
پژوهشگر انرژی و اقتصاد سیاسی
زمان: شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۱۸ تا ۲۱
اعلام حضور : از طریق این لینک
میزبان؛ گروه رسانهای دنیایاقتصاد
مدیر نشست؛ مرتضی کاظمی : https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
گفتوشنود اقتصادی
نشست ۲۲۴
کامیابیهای نفت عربستان در مقایسه با ایران
راهی که عربستان در صنعت نفت پیمود؛
در مقایسه با بیراههای که ایران طی کرد
با ارائهی
👤 شهرام اتفاق
پژوهشگر انرژی و اقتصاد سیاسی
زمان: شنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۱۸ تا ۲۱
اعلام حضور : از طریق این لینک
میزبان؛ گروه رسانهای دنیایاقتصاد
مدیر نشست؛ مرتضی کاظمی : https://t.me/mortezakazemii
◽️@utfinance◽️
ایونتومنت
ایونتومنت | گفتوشنود اقتصادی 224
گفتوشنود اقتصادینشست ۲۲۴کامیابیهای نفت عربستان در مقایسه با ایرانراهی که عربستان در صنعت نفت پیمود؛ در مقایسه با بیراههای که ایران طی کردبا ارائهیشهرام اتفا
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 جادی: دیپ سیک فرق داره
«در دو سال گذشته کلی خبر داشتیم که «وای این مدل جدید هوش مصنوعی رو دیدین؟» ولی خبر «وای دیپ سیک رو دیدین؟» کمی فرق داره! این مدل جدید چند قدم جلوتر از راهی است که تا الان اومدیم چون:
۱. آزاده
۲. با منابع بسیار کمتری درست شده
۳. با منابع بسیار کمتری قابل استفاده است
توی این ویدئو نگاهی میکنم به اینکه چطوری به اینجا رسیدن و چه فرصتهایی برای ما درست کردن؛ و البته یادمون نره که مدل چینی بخصوص برای ما یه گیرهای حادتری هم ممکنه داشته باشه.»
◽️@utfinance◽️
#deep_seek
#دیپسیک
#چتجیپیتی
«در دو سال گذشته کلی خبر داشتیم که «وای این مدل جدید هوش مصنوعی رو دیدین؟» ولی خبر «وای دیپ سیک رو دیدین؟» کمی فرق داره! این مدل جدید چند قدم جلوتر از راهی است که تا الان اومدیم چون:
۱. آزاده
۲. با منابع بسیار کمتری درست شده
۳. با منابع بسیار کمتری قابل استفاده است
توی این ویدئو نگاهی میکنم به اینکه چطوری به اینجا رسیدن و چه فرصتهایی برای ما درست کردن؛ و البته یادمون نره که مدل چینی بخصوص برای ما یه گیرهای حادتری هم ممکنه داشته باشه.»
◽️@utfinance◽️
#deep_seek
#دیپسیک
#چتجیپیتی
👍6👎4❤2
📄 مقاله
دیپ سیک لحظه اسپوتنیک قرن 21 است؟
👤 فرید زکریا
📌 ترجمه فارسی
◽️@utfinance◽️
#deep_seek
#دیپسیک
#چتجیپیتی
#فرید_زکریا
#اسپوتنیک
دیپ سیک لحظه اسپوتنیک قرن 21 است؟
👤 فرید زکریا
📌 ترجمه فارسی
◽️@utfinance◽️
#deep_seek
#دیپسیک
#چتجیپیتی
#فرید_زکریا
#اسپوتنیک
Telegraph
دیپ سیک لحظه اسپوتنیک قرن 21 است؟
جهان با شگفتی به انتشار یک مدل هوش مصنوعی تحولی از شرکت چینی دیپسیک (DeepSeek) واکنش نشان داده است. به نظر میرسد این مدل عملکردی برابر یا حتی در برخی موارد بهتر از ChatGPT و دیگر مدلهای پیشرفته آمریکایی دارد. آمریکاییها تصور میکردند که مزیت عظیم آنها…
👍4👎4
📄 مقاله
دیپسیک یا دیپفیک؟
👤 مایکل ویلکرسن
روند انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم به واسطه یک فناوری جدید تسهیل شد: راهآهن. تا سال ۱۸۹۰، حدود ۱۰ میلیارد دلار (۳۴۷ میلیارد دلار امروزی) از طریق عرضه عمومی و تأمین مالی خصوصی برای صنعت راهآهن جمعآوری شد. اینک در خلال توسعه جدیدترین فناوری تحولآفرین در حباب سوداگرانه مشابهی به سر میبریم: هوش مصنوعی.
◽️@utfinance◽️
#دیپ_سیک
#دیپسیک
#deep_seek
#deep_fake
#مایکل_ویلکرسن
#Michael_Wilkerson
دیپسیک یا دیپفیک؟
👤 مایکل ویلکرسن
روند انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم به واسطه یک فناوری جدید تسهیل شد: راهآهن. تا سال ۱۸۹۰، حدود ۱۰ میلیارد دلار (۳۴۷ میلیارد دلار امروزی) از طریق عرضه عمومی و تأمین مالی خصوصی برای صنعت راهآهن جمعآوری شد. اینک در خلال توسعه جدیدترین فناوری تحولآفرین در حباب سوداگرانه مشابهی به سر میبریم: هوش مصنوعی.
◽️@utfinance◽️
سرمایهگذاران آمریکایی از این میترسند که دیپسیک مبانی سرمایهگذاری در زمینه هوش مصنوعی را بهطور کامل خراب کند و استیلای شرکتهای آمریکایی مانند انویدیا را به چالش بکشد. همانطور که کیلومترها خطوط ریلی در قرن نوزدهم در خلال رقابت بر سر کنترل اراضی در کنار یکدیگر ساخته شدند، شاید دهها و حتی صدهامیلیارد دلار سرمایهگذاری در مراکز داده و دیگر زیرساختها به واسطه حضور رقبای کمهزینهتر و کارآمدتر بلااستفاده بماند.
زمان نشان خواهد داد که این تهدید چقدر واقعیت دارد. شاید دیپسیک چیزی فراتر از یک «دیپفیکِ» سازمانیافته باشد.
قابلیتهای دیپسیک در دست آزمایش هستند و با مدلهای رقیب آمریکایی خود مقایسه میشوند. ناظران معتقدند که زمان انتشار این خبر- متعاقب اعلام خبر استارگیت از جانب آمریکا- مشکوک است و به نظر میرسد که برای به حاشیه راندن اخبار بازار انجام گرفته باشد. مانند جنجالی که در رابطه با شرکت مخابراتی چینی هواوی و شبکه اجتماعی تیکتاک- که هردو تحت کنترل عوامل حزب کمونیست چین هستند- پدید آمد، نگرانیهایی نیز درباره مداخله پکن در دیپسیک وجود دارد و اینکه دیپسیک ممکن است برای گردآوری دادهها، نظارت و سانسور دولتی نقش اسب تروآ را ایفا کند.
#دیپ_سیک
#دیپسیک
#deep_seek
#deep_fake
#مایکل_ویلکرسن
#Michael_Wilkerson
Telegraph
دیپسیک یا دیپفیک؟
روند انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم به واسطه یک فناوری جدید تسهیل شد: راهآهن. تا سال ۱۸۹۰، حدود ۱۰ میلیارد دلار (۳۴۷ میلیارد دلار امروزی) از طریق عرضه عمومی و تأمین مالی خصوصی برای صنعت راهآهن جمعآوری شد. اینک در خلال توسعه جدیدترین فناوری تحولآفرین در حباب…
👍5👎2
📄 یادداشت
نقد تکنوسوسیالیسم: چرا برنامه ریزی با هوش مصنوعی نمیتواند جانشین فرایند بازار شود؟
👤 امیرحسین خالقی
هایک معتقد بود که دانش پراکنده در جامعه باعث میشود هیچ اتوریته متمرکزی نتواند تمام اطلاعات لازم را برای برنامهریزی موثر در اختیار داشته باشد.
ایرادش این بود که در اقتصاد سوسیالیستی (دولتی/برنامه ریزی شده/دستوری) هماهنگی اقتصادی مناسب در عمل ممکن نیست و مسئله «محاسبه اقتصادی» را نمیشود حل کرد.
اما در اقتصاد بازار قیمتهایی که از رجحانها و انتخابهای افراد ناشی میشوند علامتهایی برای هماهنگی فعالیتهای اقتصادی به حساب میآیند که کار را به خوبی پیش میبرند. ماجرای محاسبه اقتصادی یکی از مهمترین چالش نظری علم اقتصاد در قرن بیستم بود که آن را با #میزس و #هایک و رابینز و لانگه و لرنر میشناسیم.
اما آیا تکنولوژیهای جدید در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، #هوش_مصنوعی و کلان داده و بلاکچین میتوان مشکل محاسبه اقتصادی را حل کرد؟
این تکنولوژیهای جدید میتوانند حجم عظیمی از اطلاعات را از منابع مختلف جمعآوری و پردازش کند، الگوها را بهتر کشف کنند و پیشبینیهای دقیقتری داشته باشند که کار تخصیص منابع را بهبود میبخشد. یکی از مشهورترین تلاشهای اولیه برای استفاده از تکنولوژیهای جدید در برنامهریزی اقتصادی را در دوران دولت #سالوادور_آلنده در شیلی شاهد بودیم که به پروژه سایبرسین شهرت داشت و البته با مشکلات زیادی نظیر دقت اطلاعات، بهروز رسانی به موقع روبه رو بود و عمرش هم دراز نبود. آن سالها #لانگه از هواداران پرشور #سوسیالیسم_بازار خواب این را میدید که حتی با رایانههای آن زمان به راحتی میشود مشکل محاسبه اقتصادی را حل کرد. او فکر میکرد اصل مطلب همان ظرفیت پردازش و تکنولوژی خوب است.
تکنولوژیهای جدید البته قدرتمندند ولی به ورودیهای خوب نیاز دارند؛ باید دادههای قابل اتکایی باشد تا بشود الگویی در آنها رصد کرد، منطق تغییر آنها را شناخت و به پیش بینی آینده پرداخت.
اما برای تصمیم گیریهای اقتصادی ما با دانش خاموش (دانشی که نمیتوان آن را به اعداد و ارقام بدل کرد) و زمینه مند (محلی که فقط افراد درگیر از آن اطلاع دارند) طرف هستیم. چنین دانشی آن بیرون نیست که بشود با روشهای ریاضی به آن پرداخت بلکه طی فرایند بازار خود را ظاهر میکند. وقتی در جامعه «تقسیم کار» داریم پس از «تقسیم دانش» هم گریزی نیست و این دانش هم فقط در تعامل افراد «کشف» میشود. چنین دانشی دانش مشروط به زمان و مکان است و بیرون از آن موضوعیت ندارد. برای تقریب ذهن تصور کنید که کامپیوترها میتوانند خوب شطرنج بازی کنند ولی بعید است بازی فوتبال آنها چیز جذاب و دیدنی از آب در بیاید!
خلاصه کنم، مشکل محاسبه اقتصادی «فنی» نیست بلکه «اقتصادی» است! الله اعلم.
◽️@utfinance◽️
نقد تکنوسوسیالیسم: چرا برنامه ریزی با هوش مصنوعی نمیتواند جانشین فرایند بازار شود؟
👤 امیرحسین خالقی
هایک معتقد بود که دانش پراکنده در جامعه باعث میشود هیچ اتوریته متمرکزی نتواند تمام اطلاعات لازم را برای برنامهریزی موثر در اختیار داشته باشد.
ایرادش این بود که در اقتصاد سوسیالیستی (دولتی/برنامه ریزی شده/دستوری) هماهنگی اقتصادی مناسب در عمل ممکن نیست و مسئله «محاسبه اقتصادی» را نمیشود حل کرد.
اما در اقتصاد بازار قیمتهایی که از رجحانها و انتخابهای افراد ناشی میشوند علامتهایی برای هماهنگی فعالیتهای اقتصادی به حساب میآیند که کار را به خوبی پیش میبرند. ماجرای محاسبه اقتصادی یکی از مهمترین چالش نظری علم اقتصاد در قرن بیستم بود که آن را با #میزس و #هایک و رابینز و لانگه و لرنر میشناسیم.
اما آیا تکنولوژیهای جدید در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، #هوش_مصنوعی و کلان داده و بلاکچین میتوان مشکل محاسبه اقتصادی را حل کرد؟
این تکنولوژیهای جدید میتوانند حجم عظیمی از اطلاعات را از منابع مختلف جمعآوری و پردازش کند، الگوها را بهتر کشف کنند و پیشبینیهای دقیقتری داشته باشند که کار تخصیص منابع را بهبود میبخشد. یکی از مشهورترین تلاشهای اولیه برای استفاده از تکنولوژیهای جدید در برنامهریزی اقتصادی را در دوران دولت #سالوادور_آلنده در شیلی شاهد بودیم که به پروژه سایبرسین شهرت داشت و البته با مشکلات زیادی نظیر دقت اطلاعات، بهروز رسانی به موقع روبه رو بود و عمرش هم دراز نبود. آن سالها #لانگه از هواداران پرشور #سوسیالیسم_بازار خواب این را میدید که حتی با رایانههای آن زمان به راحتی میشود مشکل محاسبه اقتصادی را حل کرد. او فکر میکرد اصل مطلب همان ظرفیت پردازش و تکنولوژی خوب است.
تکنولوژیهای جدید البته قدرتمندند ولی به ورودیهای خوب نیاز دارند؛ باید دادههای قابل اتکایی باشد تا بشود الگویی در آنها رصد کرد، منطق تغییر آنها را شناخت و به پیش بینی آینده پرداخت.
اما برای تصمیم گیریهای اقتصادی ما با دانش خاموش (دانشی که نمیتوان آن را به اعداد و ارقام بدل کرد) و زمینه مند (محلی که فقط افراد درگیر از آن اطلاع دارند) طرف هستیم. چنین دانشی آن بیرون نیست که بشود با روشهای ریاضی به آن پرداخت بلکه طی فرایند بازار خود را ظاهر میکند. وقتی در جامعه «تقسیم کار» داریم پس از «تقسیم دانش» هم گریزی نیست و این دانش هم فقط در تعامل افراد «کشف» میشود. چنین دانشی دانش مشروط به زمان و مکان است و بیرون از آن موضوعیت ندارد. برای تقریب ذهن تصور کنید که کامپیوترها میتوانند خوب شطرنج بازی کنند ولی بعید است بازی فوتبال آنها چیز جذاب و دیدنی از آب در بیاید!
خلاصه کنم، مشکل محاسبه اقتصادی «فنی» نیست بلکه «اقتصادی» است! الله اعلم.
◽️@utfinance◽️
👍6❤1
◽️ لایو اینستاگرام
درباره کتاب «خوشبین خردگرا»
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
👤 محمد ماشینچیان
و 👤 حسین گائینی
📌 کافه کشف
🗓 یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۳
⏰ساعت ۱۸
◽️@utfinance◽️
درباره کتاب «خوشبین خردگرا»
👤 محمدرضا مردانیان
👤 مسعود یوسفحصیرچین
👤 محمد ماشینچیان
و 👤 حسین گائینی
📌 کافه کشف
🗓 یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۳
⏰ساعت ۱۸
◽️@utfinance◽️
👌3
Finance & Economics
◽️ لایو اینستاگرام درباره کتاب «خوشبین خردگرا» 👤 محمدرضا مردانیان 👤 مسعود یوسفحصیرچین 👤 محمد ماشینچیان و 👤 حسین گائینی 📌 کافه کشف 🗓 یکشنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۳ ⏰ساعت ۱۸ ◽️@utfinance◽️
کتاب #خوشبین_خردگرا نوشته #مت_ریدلی است.
این کتاب را #محمدرضا_مردانیان و #مهدی_سیاوش ترجمه کردهاند.
پیش از این محمدرضا مردانیان کتابی با عنوان «آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟ - یک مناظره» را ترجمه کرده بود که مناظرهای میان #مت_ریدلی، #استیون_پینکر، #آلن_دوباتن و #مالکوم_گلدول است.
◽️@utfinance◽️
این کتاب را #محمدرضا_مردانیان و #مهدی_سیاوش ترجمه کردهاند.
پیش از این محمدرضا مردانیان کتابی با عنوان «آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟ - یک مناظره» را ترجمه کرده بود که مناظرهای میان #مت_ریدلی، #استیون_پینکر، #آلن_دوباتن و #مالکوم_گلدول است.
◽️@utfinance◽️
❤3
◽️ توئیت روز
بیانیه ایدئولوژیک روی جلد کتاب!
آقای #بهشتی_شیرازی مدیر #انتشارات_روزنه و مترجم کتاب #the_road_to_freedom نوشته #جوزف_استیگلیتز به صورت خودجوش یک زیرعنوان برای کتاب انتخاب کرده: «آن آزادی که #هایک نمیشناخت»!
#چپ_خجالتی
#چپ_مخفی
🔗 لینک توئیت
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
بیانیه ایدئولوژیک روی جلد کتاب!
آقای #بهشتی_شیرازی مدیر #انتشارات_روزنه و مترجم کتاب #the_road_to_freedom نوشته #جوزف_استیگلیتز به صورت خودجوش یک زیرعنوان برای کتاب انتخاب کرده: «آن آزادی که #هایک نمیشناخت»!
#چپ_خجالتی
#چپ_مخفی
🔗 لینک توئیت
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
🤬6👎3👍2😱2
📄 یادداشت
از استالین تا استیگلیتز
منبع: کانال چرا ملتها شکست میخورند؟
فصلنامهٔ چپگرای ترجمان آخرین شمارهٔ خود را به ناسزای محبوب چند دههٔ اخیر آکادمیها و چپهای از استالینبرگشته یعنی «نئولیبرالیسم» اختصاص داده و بهانهٔ این پرداخت چندباره را هم انتشار کتاب جدیدی از اقتصاددان مشهور ضدبازار، مشاور سابق کلینتون و معاون مستعفی بانک جهانی، «یوسف استیگلیتز» قرار داده است؛ کتابی تحت عنوان «راه آزادی؛ اقتصاد و جامعهٔ خوب» که در سال جاری منتشر شده است. استیگلیتز که علاقهٔ عجیبی به افزایش مداخلات دولتی و کوچکنمایی شکستهای پی در پی دولتها در اقتصاد و متقابلاً ایمانی راسخ به شکست بازار دارد، مانند اغلب تالیفات عمومی خود، «راه بردگی» را اینبار در پوشش «آزادی» همواره کرده و تعریف جدیدی از «Freedom» ارائه داده است که بسیار شاذ و عجیب است و تنها به کار اثر جدیدش میآید و بس. پرداخت به این تعریف از آزادی مجالی دیگر میطلبد اما مخاطبین عادی باید آگاه باشند که بسیاری از مداخلات دولتی در زندگی اقتصادی و شخصی آنها، تئوریپردازانی در دانشگاه دارد و سیاستمداران در نقض حریم خصوصی آنها غالباً به جماعت آکادمینشین متکی بودهاند.
باری در این شماره ضمن معرفی کتاب، گفتگویی هم با خود استیگلیتز انجام شده که باگِ نظریهٔ جدید او را ناخواسته آشکار میکند. «استیگلیتز» خود برای تز جدیدش که طبق معمول پر از دستورالعملها و احکام برای مداخلات بیحد و حصر، و البته بزرگ شدن مستمر ساختار دولت است، نام «سرمایهداری ترقیخواهانه» را برگزیده که مانند عنوان کتاب جدیدش یعنی «راه آزادی» باز هم نوعی بزک مزورانه است که امثال او همیشه برای بردگی شهروندان آزاد تدارک دیدهاند. حالا برگردیم به گفتگویی که در صفحات ۲۳ تا ۳۴ ترجمان منتشر شده و اقتصاددانی از شیکاگو بنام «استیون لویت» آنرا با «استیگلیتز» انجام داده است. لویت که با نظریات مولف همدلی دارد و حتی بارها برای جلب نظر او به استهزای میلتون فریدمن هم میپردازد، در میانهٔ گفتگو ناگهان سوالی میپرسد که اقتصاددان بازارستیزِ عاشق روزولت را اصطلاحاً در «تله» قرار میدهد. لویت پس از چند صفحه گفتگو که به خوبی و خوشی سپری شده، میگوید:
استیگلیتز که در صفحات قبل و احتمالاً کل کتاب جدید خود یک دوجین مقررات و مصوبه برای دخالت در اقتصاد و رساندن دست آهنین دولت به تمام ابعاد زندگی خصوصی شهروندان تدارک دیده، حالا باید به این پرسش اساسی که عدمپاسخ به آن کل تزش را با خطر فروپاشی روبرو میکند، جوابی متقن دهد. به این معنا که چرا او میخواهد از نظم بازار به چیزی پناهنده شود که به مراتب خطر بیشتری دارد و آن «برادر بزرگ» است؟ پاسخ استیگلیتز اما از خود سوال مهمتر است. او که خود را برای چنین پرسشی آماده نکرده بود مانند بیچارهای در گِل مانده، میگوید:
«نمیدانم!»؛ لویت پرسیده که تز مداخلهٔ شما قرار است توسط صاحبان قدرت اجرا شود حال آنکه آنها «حساب کارشان را بارها پس دادهاند» و ممکن است اوضاع را بدتر کنند. اقتصاددان همنام استالین اما پاسخ میدهد: «نمیدانم!» و اینکه «در تلاشم چشماندازی ارائه دهم!» او در حال حاضر ۸۱ سال دارد و حداقل نیم قرن است که در حوزه اقتصاد، فعالیت پژوهشی مستمر داشته اما هنوز پاسخی برای این پرسش مهم پیدا نکرده است. ولی یک دوجین صفحه را سیاه میکند که غول دولت را بزرگتر از اندازهٔ فعلی آن کند! وقتی هم از او سوال میکنند که «امامزادهٔ تو شفا نمیدهد» و دولتْ خود «مار غاشیه» است خیلی ساده و آسان میگوید: «نمیدانم!» او در همین گفتگو صریحاً تز خود را «سوسیال دموکراسی تقویتشده» نامیده که لاجرم در آمریکا باید «سرمایهداری ترقیخواهانه» لقب بگیرد!
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
از استالین تا استیگلیتز
منبع: کانال چرا ملتها شکست میخورند؟
فصلنامهٔ چپگرای ترجمان آخرین شمارهٔ خود را به ناسزای محبوب چند دههٔ اخیر آکادمیها و چپهای از استالینبرگشته یعنی «نئولیبرالیسم» اختصاص داده و بهانهٔ این پرداخت چندباره را هم انتشار کتاب جدیدی از اقتصاددان مشهور ضدبازار، مشاور سابق کلینتون و معاون مستعفی بانک جهانی، «یوسف استیگلیتز» قرار داده است؛ کتابی تحت عنوان «راه آزادی؛ اقتصاد و جامعهٔ خوب» که در سال جاری منتشر شده است. استیگلیتز که علاقهٔ عجیبی به افزایش مداخلات دولتی و کوچکنمایی شکستهای پی در پی دولتها در اقتصاد و متقابلاً ایمانی راسخ به شکست بازار دارد، مانند اغلب تالیفات عمومی خود، «راه بردگی» را اینبار در پوشش «آزادی» همواره کرده و تعریف جدیدی از «Freedom» ارائه داده است که بسیار شاذ و عجیب است و تنها به کار اثر جدیدش میآید و بس. پرداخت به این تعریف از آزادی مجالی دیگر میطلبد اما مخاطبین عادی باید آگاه باشند که بسیاری از مداخلات دولتی در زندگی اقتصادی و شخصی آنها، تئوریپردازانی در دانشگاه دارد و سیاستمداران در نقض حریم خصوصی آنها غالباً به جماعت آکادمینشین متکی بودهاند.
باری در این شماره ضمن معرفی کتاب، گفتگویی هم با خود استیگلیتز انجام شده که باگِ نظریهٔ جدید او را ناخواسته آشکار میکند. «استیگلیتز» خود برای تز جدیدش که طبق معمول پر از دستورالعملها و احکام برای مداخلات بیحد و حصر، و البته بزرگ شدن مستمر ساختار دولت است، نام «سرمایهداری ترقیخواهانه» را برگزیده که مانند عنوان کتاب جدیدش یعنی «راه آزادی» باز هم نوعی بزک مزورانه است که امثال او همیشه برای بردگی شهروندان آزاد تدارک دیدهاند. حالا برگردیم به گفتگویی که در صفحات ۲۳ تا ۳۴ ترجمان منتشر شده و اقتصاددانی از شیکاگو بنام «استیون لویت» آنرا با «استیگلیتز» انجام داده است. لویت که با نظریات مولف همدلی دارد و حتی بارها برای جلب نظر او به استهزای میلتون فریدمن هم میپردازد، در میانهٔ گفتگو ناگهان سوالی میپرسد که اقتصاددان بازارستیزِ عاشق روزولت را اصطلاحاً در «تله» قرار میدهد. لویت پس از چند صفحه گفتگو که به خوبی و خوشی سپری شده، میگوید:
«اینجور که قضیه را میشنوم خیلی هم خوب است، ولی اجازه بدهید مخالفتی هم بکنم. برای اینکه چنین سیستمی نتیجه بدهد، وجود سیاستمدارانی لازم است که تصمیمات درست بگیرند ولی مگر اینهمه شواهد نشان نمیدهد که تصمیمات صاحبان قدرت معمولاً در راستای افزایش قدرت و ثروتشان است؟ امکانش نیست که صاحبان قدرت، در عمل، سرمایهداری ترقیخواهانه را تحریف کنند و چیزی از آن بسازند که به مراتب از حالت فعلی بدتر باشد؟»
استیگلیتز که در صفحات قبل و احتمالاً کل کتاب جدید خود یک دوجین مقررات و مصوبه برای دخالت در اقتصاد و رساندن دست آهنین دولت به تمام ابعاد زندگی خصوصی شهروندان تدارک دیده، حالا باید به این پرسش اساسی که عدمپاسخ به آن کل تزش را با خطر فروپاشی روبرو میکند، جوابی متقن دهد. به این معنا که چرا او میخواهد از نظم بازار به چیزی پناهنده شود که به مراتب خطر بیشتری دارد و آن «برادر بزرگ» است؟ پاسخ استیگلیتز اما از خود سوال مهمتر است. او که خود را برای چنین پرسشی آماده نکرده بود مانند بیچارهای در گِل مانده، میگوید:
«دقیق نمیدانم چطور باید به این نقطه برسیم، ولی در تلاشم تا چشماندازی از جهت حرکت ارائه بدهم!»
«نمیدانم!»؛ لویت پرسیده که تز مداخلهٔ شما قرار است توسط صاحبان قدرت اجرا شود حال آنکه آنها «حساب کارشان را بارها پس دادهاند» و ممکن است اوضاع را بدتر کنند. اقتصاددان همنام استالین اما پاسخ میدهد: «نمیدانم!» و اینکه «در تلاشم چشماندازی ارائه دهم!» او در حال حاضر ۸۱ سال دارد و حداقل نیم قرن است که در حوزه اقتصاد، فعالیت پژوهشی مستمر داشته اما هنوز پاسخی برای این پرسش مهم پیدا نکرده است. ولی یک دوجین صفحه را سیاه میکند که غول دولت را بزرگتر از اندازهٔ فعلی آن کند! وقتی هم از او سوال میکنند که «امامزادهٔ تو شفا نمیدهد» و دولتْ خود «مار غاشیه» است خیلی ساده و آسان میگوید: «نمیدانم!» او در همین گفتگو صریحاً تز خود را «سوسیال دموکراسی تقویتشده» نامیده که لاجرم در آمریکا باید «سرمایهداری ترقیخواهانه» لقب بگیرد!
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
Telegram
چرا ملتها شکست میخورند؟
2016///۱۳۹۵
شروع مجدد: 9March2019/// اسفند ماه ۱۳۹۷
زندگی👨👩👧
مالکیت🚧
آزادی🗽
پُست آغازین کانال👇
https://t.me/whynationsfail2019/2
شروع مجدد: 9March2019/// اسفند ماه ۱۳۹۷
زندگی👨👩👧
مالکیت🚧
آزادی🗽
پُست آغازین کانال👇
https://t.me/whynationsfail2019/2
👍12😱5👏1
📄 یادداشت
👤 مصطفی صادق
میدونی، پندار، انگاره و واژه آزادی تو اندیشه و زندگی این روزهای ما خیلی نشونی سرراستی نداره که تا واژه شو به کار ببریم، بگیم آهان اینو میگی. اگه چیزی هم جایی تو اندیشهمون جا گرفته، آزادی نیست.
برای گفتن از چیستی آزادی نخست باید ی آشنایی زدایی بکنیم. انگار بگیم آزادی چی نیست و اینایی که براش نشونی دارین، آزادی نیست. عرفا میگن برای سلوک، تخلیه برتر از تحلیه است. پیراستن پیشتر از آراستنه. آزادی رو میشه روان شناختی واکاوی کرد و گفت که ما در چنبره خواستهها، کامجوییها، سركوبها، ناخودآگاهها و ساختارها و ارزشهای شهر نشینی گیر افتادیم، پس آزادی نداریم و بگیم رهایی از این خواستنها و کامجوییها آزادیه. پ گور بابای آزادی! یا زیست شناختی آزادی رو بکاویم و بگیم این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی، را بُدی... و بگیم ما تو تنگ تنگ و تاریک تن گیر کردیم و آزادی کجاست بابا!
نه! آزادی ی فرم حقوقی با تعریف مرزهاست که آدمیزاد باهاش استوار و سرپا میشه و اگه برنتابیش یا دستکاریش کنی، آدمیزادی رو نشونه گرفتی و با بردگی و چیزوارگی جابجاش کردی! آدمی با در دسترس بودن بودنش و پیگیری خواستهش در مرزهای روشن، آدمیه. تو نمیتونی برای زندگی من گزینش داشته باشی، چه من تنی تندرست داشته باشم، چه نداشته باشم. تو نمیتونی به جان و دستاورد من دست درازی کنی، چه من در بند کامجویی هام باشم یا نباشم. چون آزادی مرز حقوقی و سزاواریه. اینجا نویسنده گفته آزادی از نیاز، خویش کاری دولته. پربیراه میگه! آدمی کی از نیاز آزاده آخه! آدمی با آفرینش، برای نیازش پاسخی میسازه. برای این آفرینش کسی نباید جلودارش بشه، نه اینکه یکی بیاد بهش پاسخ رو پاداش بده. اگه بخواهیم دولتی بسازیم، دولتی است که نخست برپایه داد ساختیمش و در گام پسین این دولت از داد و آزادی پاسداری میکنه، نه اینکه این دولت پی برابری باشه. برابری در دستاورد میتونه روا یا ناروا باشه. نابرابری در دستاورد هم میتونه روا و ناروا باشه.
پس برابری و نابرابری سنجه ارزیابی نیستن. سنجه داده. داد که نمیتونه روا و ناروا باشه. بن داد آیین روا و ناروایی. اگه داد باشه، آزادی درون داد شناخته میشه. آزادی از نیاز رو نمیتونی با مرزهای حقوقی پشتیبانی کنی، مگه اینکه ناروا دستاورد یکی دیگه رو جابجا کنی. آزادی از نیاز ی فریب برای دستکاری دستاوردهای این و اونه همشهری!
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
👤 مصطفی صادق
میدونی، پندار، انگاره و واژه آزادی تو اندیشه و زندگی این روزهای ما خیلی نشونی سرراستی نداره که تا واژه شو به کار ببریم، بگیم آهان اینو میگی. اگه چیزی هم جایی تو اندیشهمون جا گرفته، آزادی نیست.
برای گفتن از چیستی آزادی نخست باید ی آشنایی زدایی بکنیم. انگار بگیم آزادی چی نیست و اینایی که براش نشونی دارین، آزادی نیست. عرفا میگن برای سلوک، تخلیه برتر از تحلیه است. پیراستن پیشتر از آراستنه. آزادی رو میشه روان شناختی واکاوی کرد و گفت که ما در چنبره خواستهها، کامجوییها، سركوبها، ناخودآگاهها و ساختارها و ارزشهای شهر نشینی گیر افتادیم، پس آزادی نداریم و بگیم رهایی از این خواستنها و کامجوییها آزادیه. پ گور بابای آزادی! یا زیست شناختی آزادی رو بکاویم و بگیم این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی، را بُدی... و بگیم ما تو تنگ تنگ و تاریک تن گیر کردیم و آزادی کجاست بابا!
نه! آزادی ی فرم حقوقی با تعریف مرزهاست که آدمیزاد باهاش استوار و سرپا میشه و اگه برنتابیش یا دستکاریش کنی، آدمیزادی رو نشونه گرفتی و با بردگی و چیزوارگی جابجاش کردی! آدمی با در دسترس بودن بودنش و پیگیری خواستهش در مرزهای روشن، آدمیه. تو نمیتونی برای زندگی من گزینش داشته باشی، چه من تنی تندرست داشته باشم، چه نداشته باشم. تو نمیتونی به جان و دستاورد من دست درازی کنی، چه من در بند کامجویی هام باشم یا نباشم. چون آزادی مرز حقوقی و سزاواریه. اینجا نویسنده گفته آزادی از نیاز، خویش کاری دولته. پربیراه میگه! آدمی کی از نیاز آزاده آخه! آدمی با آفرینش، برای نیازش پاسخی میسازه. برای این آفرینش کسی نباید جلودارش بشه، نه اینکه یکی بیاد بهش پاسخ رو پاداش بده. اگه بخواهیم دولتی بسازیم، دولتی است که نخست برپایه داد ساختیمش و در گام پسین این دولت از داد و آزادی پاسداری میکنه، نه اینکه این دولت پی برابری باشه. برابری در دستاورد میتونه روا یا ناروا باشه. نابرابری در دستاورد هم میتونه روا و ناروا باشه.
پس برابری و نابرابری سنجه ارزیابی نیستن. سنجه داده. داد که نمیتونه روا و ناروا باشه. بن داد آیین روا و ناروایی. اگه داد باشه، آزادی درون داد شناخته میشه. آزادی از نیاز رو نمیتونی با مرزهای حقوقی پشتیبانی کنی، مگه اینکه ناروا دستاورد یکی دیگه رو جابجا کنی. آزادی از نیاز ی فریب برای دستکاری دستاوردهای این و اونه همشهری!
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
👍1
📄 یادداشت
استیگلیتز خودکشی علمی و حرفهای کرده
👤 پوریا فرجپور
متوجه شدم که این کتاب استیگلیتز (علم اقتصاد و جامعه خوب) به فارسی ترجمه شده. البته نمیفهمم که چرا این بلا رو به سر عنوان کتاب آوردن! (نکته خوبش اینه که گویا مترجم حداقل بر کتاب مقدمه ننوشته! واقعا روزی میرسه که مترجمین فارسی به کتابهایی که ترجمه میکنن مقدمه و موخره ننویسن و کتاب رو به ننه و باباشون تقدیم نکنن؟؟؟ بعضیها نه تنها خودشون مقدمه مینویسن، میدن که رفیقاشون هم یک مقدمه جداگونه بنویسه! واقعا عجيبه.)
من كل کتاب رو نخوندم و فقط بخشهای اصلی که مربوط به هایک بوده رو دنبال کردم. با قضاوت براساس همین مطالعه محدود باید بگم که استیگلیتز عملا خودکشی علمی و حرفهای کرده. حتی اگر بخوام از طرف یک دشمن خونین هایک هم صحبت کنم باید بگم که نوشته او درباره هایک و ادعاهای او درباره هایک یا نتیجه جهل نویسنده و عدم شناخت هایک است، و یا اینکه دروغ پردازی گسترده و هدفمند است. یک فاجعهی بیهمتاست. شما ببین کسی که هایک رو فردی باورمند به تئوریهایی نظیر رقابت کامل و اطلاعات کامل معرفی میکنه چقدر بی اعتبار هست.
هایک منتقدین زیادی داشته و دارد، از چپ گرفته تا راست. منتقدانی که جنبههای مختلف کار او را نقد کردهاند. برای مثال کار هایک در حوزه سایکولوژی نظری رو فردی نظیر ساس نقد و رد کرده -و حقیقتا حتی خواندنش اتلاف وقت است.
خود ما اتریشیها و لیبرالها که شدیدا متاثر از او هستیم در موارد زیادی با او کاملا مخالفیم و منتقد جدی او به حساب میآییم.
اما درباره استیگلیتز باید بگم یک بی آبرویی تمام و کماله. اسم نقد گذاشتن به کتاب احمقانه است. او با چاپ این اثر خودش را به کل بی اعتبار، بیآبرو و بیارزش کرد و پرداخت ۴۰۰ هزار تومان برای خرید این یاوه نامه کاری ست که آدم عاقل انجام نمیدهد!
استیگلیتز هایک را نمیشناسد، او را نخوانده است، حتی سادهترین و کوچک ترین کارهای او را هم نخوانده است. او حتی هایک را به صورت دسته دوم از طریق نوشتههای دیگران هم نخوانده است. نوشتن و چاپ کردن یک چنین نوشتهای از سوی یک اقتصاددان حرفهای بسیار کار عجیب و دور از انتظار است.
اما اگر او هایک را خوانده است و اینها را نوشته، پس او یک شیاد، دغل باز، جاعل و دروغگوی کثیف بزرگ است او تمام خط قرمزهای یک اقتصاددان حرفه ای، یک روشنفکر، یک پژوهشگر و استاد دانشگاه را زیر پا گذاشته. او نه تنها اخلاق حرفهای را زیر پا گذاشته، بلکه شرافت را لجن مال کرده است.
هایک در تمام طول دوران کار حرفهای خود حتی یکبار هم مانند دشمنانش، فردی مثل استیگلیتز عمل نکرده است. هایک حتی یکبار هم در منازعات فکری اخلاق را زیر پا نگذاشت. او با نهایت احترام، صداقت و رفتار حرفهای با دیگران مواجه شد. حتی یک مورد هم پیدا نمیکنید که او مانند استیگلیتز از روی جهالت و نداشتن دانش به کار کسی حمله کرده باشد یا هدفمند درباره کسی دروغهای شاخدمدار گفته باشد.
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
استیگلیتز خودکشی علمی و حرفهای کرده
👤 پوریا فرجپور
متوجه شدم که این کتاب استیگلیتز (علم اقتصاد و جامعه خوب) به فارسی ترجمه شده. البته نمیفهمم که چرا این بلا رو به سر عنوان کتاب آوردن! (نکته خوبش اینه که گویا مترجم حداقل بر کتاب مقدمه ننوشته! واقعا روزی میرسه که مترجمین فارسی به کتابهایی که ترجمه میکنن مقدمه و موخره ننویسن و کتاب رو به ننه و باباشون تقدیم نکنن؟؟؟ بعضیها نه تنها خودشون مقدمه مینویسن، میدن که رفیقاشون هم یک مقدمه جداگونه بنویسه! واقعا عجيبه.)
من كل کتاب رو نخوندم و فقط بخشهای اصلی که مربوط به هایک بوده رو دنبال کردم. با قضاوت براساس همین مطالعه محدود باید بگم که استیگلیتز عملا خودکشی علمی و حرفهای کرده. حتی اگر بخوام از طرف یک دشمن خونین هایک هم صحبت کنم باید بگم که نوشته او درباره هایک و ادعاهای او درباره هایک یا نتیجه جهل نویسنده و عدم شناخت هایک است، و یا اینکه دروغ پردازی گسترده و هدفمند است. یک فاجعهی بیهمتاست. شما ببین کسی که هایک رو فردی باورمند به تئوریهایی نظیر رقابت کامل و اطلاعات کامل معرفی میکنه چقدر بی اعتبار هست.
هایک منتقدین زیادی داشته و دارد، از چپ گرفته تا راست. منتقدانی که جنبههای مختلف کار او را نقد کردهاند. برای مثال کار هایک در حوزه سایکولوژی نظری رو فردی نظیر ساس نقد و رد کرده -و حقیقتا حتی خواندنش اتلاف وقت است.
خود ما اتریشیها و لیبرالها که شدیدا متاثر از او هستیم در موارد زیادی با او کاملا مخالفیم و منتقد جدی او به حساب میآییم.
اما درباره استیگلیتز باید بگم یک بی آبرویی تمام و کماله. اسم نقد گذاشتن به کتاب احمقانه است. او با چاپ این اثر خودش را به کل بی اعتبار، بیآبرو و بیارزش کرد و پرداخت ۴۰۰ هزار تومان برای خرید این یاوه نامه کاری ست که آدم عاقل انجام نمیدهد!
استیگلیتز هایک را نمیشناسد، او را نخوانده است، حتی سادهترین و کوچک ترین کارهای او را هم نخوانده است. او حتی هایک را به صورت دسته دوم از طریق نوشتههای دیگران هم نخوانده است. نوشتن و چاپ کردن یک چنین نوشتهای از سوی یک اقتصاددان حرفهای بسیار کار عجیب و دور از انتظار است.
اما اگر او هایک را خوانده است و اینها را نوشته، پس او یک شیاد، دغل باز، جاعل و دروغگوی کثیف بزرگ است او تمام خط قرمزهای یک اقتصاددان حرفه ای، یک روشنفکر، یک پژوهشگر و استاد دانشگاه را زیر پا گذاشته. او نه تنها اخلاق حرفهای را زیر پا گذاشته، بلکه شرافت را لجن مال کرده است.
هایک در تمام طول دوران کار حرفهای خود حتی یکبار هم مانند دشمنانش، فردی مثل استیگلیتز عمل نکرده است. هایک حتی یکبار هم در منازعات فکری اخلاق را زیر پا نگذاشت. او با نهایت احترام، صداقت و رفتار حرفهای با دیگران مواجه شد. حتی یک مورد هم پیدا نمیکنید که او مانند استیگلیتز از روی جهالت و نداشتن دانش به کار کسی حمله کرده باشد یا هدفمند درباره کسی دروغهای شاخدمدار گفته باشد.
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
👍7👎7
📄 مقاله
در یک ایران نرمال، بانک مرکزی چه نقشی بازی میکند؟
👤 حمید بابایی
/دکتری اقتصاد مالی از دانشگاه لیئژ بلژیک/
◽️@utfinance◽️
در یک ایران نرمال، بانک مرکزی چه نقشی بازی میکند؟
👤 حمید بابایی
/دکتری اقتصاد مالی از دانشگاه لیئژ بلژیک/
◽️@utfinance◽️
Telegraph
در یک ایران نرمال، بانک مرکزی چه نقشی بازی میکند؟
درآمد بازار پول به عنوان رهگذر جذب منابع در اقتصاد یکی از قربانیان اصلی نهاد سیاست در ایران است که قواعد بازی در آن به نفع دولت و به ضرر نظام بانکی رقم خورده است به طوری که نظام بانکی دچار یک کژکارکردی تحمیلی شده است. این کژکارکردی به سراسر نظام بانکی سرایت…
👍1
📄 مقاله
قدرت توتالیتر و تامین سرمایه
👤 حمید بابایی / دکتری اقتصاد مالی از دانشگاه لیئژ بلژیک
◽️@utfinance◽️
قدرت توتالیتر و تامین سرمایه
👤 حمید بابایی / دکتری اقتصاد مالی از دانشگاه لیئژ بلژیک
◽️@utfinance◽️
Telegraph
قدرت توتالیتر و تامین سرمایه
درآمد بیش از یک دهه از آغاز به کار اولین شرکت تأمین سرمایه در کشور میگذرد و امروز میتوان با نگاهی به گذشته، در مورد عملکرد این شرکتها و توفیق آنها در تأمین مالی و تشکیل سرمایه در کشور به قضاوت نشست. شرکتهای تامین سرمایه، شکل جدیدی از تأمین مالی بدون…
📄 یادداشت
نشر روزنه و ایدئولوژیهای واپسگرا
کتاب «راهی به آزادی» (The Road to Freedom) با زیرعنوان «علم اقتصاد و جامعه خوب» (Economics and the Good Society) نوشته جوزف استیگلیتز، اقتصاددان دولتگرای آمریکایی، به تازگی در ایالات متحده منتشر شده و پس از مدت کوتاهی در ایران توسط «انتشارات روزنه» ترجمه و منتشر شده است.
مترجم کتاب، علیرضا بهشتی شیرازی، مدیر انتشارات روزنه است. او عنوان کتاب را «علم اقتصاد و جامعه خوب» انتخاب کرده و در زیرعنوان آن نوشته «آن آزادی که هایک نمیشناخت».
این زیرعنوان در واقع یک بیانیه ایدئولوژیک است و پرده از رویکرد انتشارات روزنه برمیدارد. انتشاراتی که در سالهای اخیر به ترجمه و انتشار کتابهایی از چهرههای دولتگرا و به بیان دیگر اقتصاددانان چپگرا پرداخته است. #جوزف_استیگلیتز، #توماس_پیکتی و #دارون_عجم_اوغلو از این جملهاند.
اما انتشارات روزنه تنها بنگاه نشر و چاپ کتاب چپگرا در ایران نیست. بسیاری از بنگاههای حوزه چاپ و توزیع کتاب مبلغ آرا و عقاید نویسندگان مارکسیست، سوسیالیست، دولتگرا و جمعگرا هستند. میتوانیم انتشارات #چشمه (و #چرخ)، #آگاه (و #آگه)، #اختران، #نی، #شیرازه، #بیدگل، #نگاه و... را نیز نام ببریم.
برخی معتقدند تغییر روش فعالین سیاسی از فعالیت چریکی و انقلابی به چاپ و نشر کتاب و مجله اتفاقی مثبت است اما در اوج فعالیت چریکی و انقلابی چپگرایان نیز بازار نشر و چاپ کتاب در انحصار آنها بود و ابزار مهمی در اشاعه افکار و عقاید و نیز جذب مخاطب بیشتر و اعضای جدید برای احزاب و گعدههای سیاسی بود.
البته فراموش نکنیم که باید از حق آزادی بیان همه افراد و گروهها دفاع کنیم. همگان باید در نشر و چاپ بدون سانسور افکار خود آزاد باشند و اندیشههای خود را در دسترس مخاطبان و خوانندگان خود قرار دهند.
یکی از دلایل گستردگی کتب چپگرا در بازار نشر ایران، مخاطبینی است که آن را تقاضا میکنند. هرچند که علت اصلی این تقاضا به پاسخی برمیگردد که ایدئولوژیهای دست چپی میدهند. این پاسخها معمولا تکخطی، سطحی و سادهتر هستند و پیچیدگیهای زندگی اجتماعی بشر را به توضیحاتی ساده تقلیل میدهند.
در واقع جذابیت اندیشههای جمعگرا شباهت بسیار زیادی به جذابیت علوم غریبه و طب سنتی و عرفان و خرافه دارد.
به عبارت دیگر، اندیشههای جمعگرا به دوره پیشامدرن تعلق دارد. یعنی زمانهای که برای رفع مشکلات زیست جمعی بشر، در طول زمان ساختارهای قدرت متمرکز در خانواده، قبیله، ایل و قوم شکل گرفت. به تدریج این تمرکز قدرت در ید بزرگ قبیله با شکل گیری دو نیرو پا به دوران موسوم به قرون وسطی گذاشت؛ مبلغان دینی و نظامیان.
از این رو، همانطور که دین و گفتمان و گفتار روحانیون در حفظ ساختار متمرکز قدرت مهم بود، در دوره متأخر نیز اندیشه جمعگرایی در حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی در ید دولت همان نقشی را ایفا میکند که پیش از این دین ایفا میکرد. روشنفکران نیز، در گفتمان جمعگرا، جایگاهی مشابه روحانیون یافتند.
البته این روابط قدرت در ایران امروز متفاوت است. اما همچنان اشتراکات زیادی میان گفتمان چپ (جمعگرایان و دولتگرایان) و افکار ذینفعان وضع موجود (نظامیان و روحانیون) وجود دارد. یکی از دلایل ناکامیهای گسترده و بیشمار نهاد دولت در ایران در ۵۰ سال اخیر نیز اثرگذاری ایدهها و روشهای جمعگرایانه-دولتگرایانه بر سیاستگذاری دولت و شکلگیری «اقتصاد دستوری» بوده است، تا جایی که امروز ایران به ورشکستگی و کمبودهای بیشمار در اغلب حوزههای زیست جمعی مردم دچار شده است.
بنابراین، برای گشوده شدن افق در ایران، به ایدههای آلترناتیو نیاز است. نمیتوانیم با همان گفتمانی که مشکلات را پدید آورده به دنبال راهحل نیز باشیم.
اندیشههای واپسگرایانه و دولتگرای امثال استیگلیتز در نهایت به نسخههایی برای افزایش اعمال قدرت دولت منتهی میشود که برای جوامعی مانند ایران امروز نه تنها کارآیی ندارند بلکه خطرناک هستد.
راهحل همان جایی است که عقل سلیم آن را تایید میکند و تجربیات بشر در قرون اخیر نشان میدهد.
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
#نشر_روزنه
#جمع_گرایی
#دولت_گرایی
#اقتصاد_دستوری
#راه_بردگی
#راهی_به_آزادی
نشر روزنه و ایدئولوژیهای واپسگرا
کتاب «راهی به آزادی» (The Road to Freedom) با زیرعنوان «علم اقتصاد و جامعه خوب» (Economics and the Good Society) نوشته جوزف استیگلیتز، اقتصاددان دولتگرای آمریکایی، به تازگی در ایالات متحده منتشر شده و پس از مدت کوتاهی در ایران توسط «انتشارات روزنه» ترجمه و منتشر شده است.
مترجم کتاب، علیرضا بهشتی شیرازی، مدیر انتشارات روزنه است. او عنوان کتاب را «علم اقتصاد و جامعه خوب» انتخاب کرده و در زیرعنوان آن نوشته «آن آزادی که هایک نمیشناخت».
این زیرعنوان در واقع یک بیانیه ایدئولوژیک است و پرده از رویکرد انتشارات روزنه برمیدارد. انتشاراتی که در سالهای اخیر به ترجمه و انتشار کتابهایی از چهرههای دولتگرا و به بیان دیگر اقتصاددانان چپگرا پرداخته است. #جوزف_استیگلیتز، #توماس_پیکتی و #دارون_عجم_اوغلو از این جملهاند.
اما انتشارات روزنه تنها بنگاه نشر و چاپ کتاب چپگرا در ایران نیست. بسیاری از بنگاههای حوزه چاپ و توزیع کتاب مبلغ آرا و عقاید نویسندگان مارکسیست، سوسیالیست، دولتگرا و جمعگرا هستند. میتوانیم انتشارات #چشمه (و #چرخ)، #آگاه (و #آگه)، #اختران، #نی، #شیرازه، #بیدگل، #نگاه و... را نیز نام ببریم.
برخی معتقدند تغییر روش فعالین سیاسی از فعالیت چریکی و انقلابی به چاپ و نشر کتاب و مجله اتفاقی مثبت است اما در اوج فعالیت چریکی و انقلابی چپگرایان نیز بازار نشر و چاپ کتاب در انحصار آنها بود و ابزار مهمی در اشاعه افکار و عقاید و نیز جذب مخاطب بیشتر و اعضای جدید برای احزاب و گعدههای سیاسی بود.
البته فراموش نکنیم که باید از حق آزادی بیان همه افراد و گروهها دفاع کنیم. همگان باید در نشر و چاپ بدون سانسور افکار خود آزاد باشند و اندیشههای خود را در دسترس مخاطبان و خوانندگان خود قرار دهند.
یکی از دلایل گستردگی کتب چپگرا در بازار نشر ایران، مخاطبینی است که آن را تقاضا میکنند. هرچند که علت اصلی این تقاضا به پاسخی برمیگردد که ایدئولوژیهای دست چپی میدهند. این پاسخها معمولا تکخطی، سطحی و سادهتر هستند و پیچیدگیهای زندگی اجتماعی بشر را به توضیحاتی ساده تقلیل میدهند.
در واقع جذابیت اندیشههای جمعگرا شباهت بسیار زیادی به جذابیت علوم غریبه و طب سنتی و عرفان و خرافه دارد.
به عبارت دیگر، اندیشههای جمعگرا به دوره پیشامدرن تعلق دارد. یعنی زمانهای که برای رفع مشکلات زیست جمعی بشر، در طول زمان ساختارهای قدرت متمرکز در خانواده، قبیله، ایل و قوم شکل گرفت. به تدریج این تمرکز قدرت در ید بزرگ قبیله با شکل گیری دو نیرو پا به دوران موسوم به قرون وسطی گذاشت؛ مبلغان دینی و نظامیان.
از این رو، همانطور که دین و گفتمان و گفتار روحانیون در حفظ ساختار متمرکز قدرت مهم بود، در دوره متأخر نیز اندیشه جمعگرایی در حفظ قدرت سیاسی و اقتصادی در ید دولت همان نقشی را ایفا میکند که پیش از این دین ایفا میکرد. روشنفکران نیز، در گفتمان جمعگرا، جایگاهی مشابه روحانیون یافتند.
البته این روابط قدرت در ایران امروز متفاوت است. اما همچنان اشتراکات زیادی میان گفتمان چپ (جمعگرایان و دولتگرایان) و افکار ذینفعان وضع موجود (نظامیان و روحانیون) وجود دارد. یکی از دلایل ناکامیهای گسترده و بیشمار نهاد دولت در ایران در ۵۰ سال اخیر نیز اثرگذاری ایدهها و روشهای جمعگرایانه-دولتگرایانه بر سیاستگذاری دولت و شکلگیری «اقتصاد دستوری» بوده است، تا جایی که امروز ایران به ورشکستگی و کمبودهای بیشمار در اغلب حوزههای زیست جمعی مردم دچار شده است.
بنابراین، برای گشوده شدن افق در ایران، به ایدههای آلترناتیو نیاز است. نمیتوانیم با همان گفتمانی که مشکلات را پدید آورده به دنبال راهحل نیز باشیم.
اندیشههای واپسگرایانه و دولتگرای امثال استیگلیتز در نهایت به نسخههایی برای افزایش اعمال قدرت دولت منتهی میشود که برای جوامعی مانند ایران امروز نه تنها کارآیی ندارند بلکه خطرناک هستد.
راهحل همان جایی است که عقل سلیم آن را تایید میکند و تجربیات بشر در قرون اخیر نشان میدهد.
◽️@utfinance◽️
#جوزف_استیگلیتز
#علم_اقتصاد_و_جامعه_خوب
#هایک
#نشر_روزنه
#جمع_گرایی
#دولت_گرایی
#اقتصاد_دستوری
#راه_بردگی
#راهی_به_آزادی
👍13👎7
📄 مقاله
تیغ کند مقرراتزدایی
/چرا فرآیند حذف قوانین دستوپاگیر در ایران با بنبست روبهرو میشود؟/
◽️@utfinance◽️
تیغ کند مقرراتزدایی
/چرا فرآیند حذف قوانین دستوپاگیر در ایران با بنبست روبهرو میشود؟/
درحالیکه بسیاری از کشورهای جهان موفق به کاهش مقررات اضافی شدهاند، در ایران فرآیند #بوروکراسیزدایی با چالشهای زیادی روبهرو است که مانع از حذف قوانین دستوپاگیر میشود. به گفته کارشناسان، تعدد نهادها و شوراهای عالی، پراکندگی قدرت قانونگذاری و مخالفتهای سیاسی در کنار رانتجویی از موانع اصلی اصلاحات اداری به شمار میروند. بررسیها نشان میدهد در حال حاضر ساختار بوروکراتیک کشور پیچیدگیهایی ایجاد کرده که نه تنها موجب فساد اداری میشود، بلکه بهرهوری را کاهش میدهد و مانع از توسعه کسبوکارها میشود. طبق اعلام بانک جهانی، ایران در شاخص کارآیی دولت رتبه۱۲۱ را بین ۱۴۱کشور دنیا داشته است. علاوه بر این، برخی بوروکراسیهای دولتی و محدودیتهای قانونی درآمدهای کلانی برای برخی ذینفعان به ارمغان آوردهاند و مخالفت این ذینفعان خود مانعی برای اصلاحات شده است. به این ترتیب، بوروکراسیزدایی در ایران نه تنها برای کاهش هزینهها بلکه برای حفظ رقابتپذیری اقتصادی ضروری است.
#لودویگ_فون_میزس، اقتصاددان اتریشی، در کتاب کلاسیک خود با عنوان «#بوروکراسی» (۱۹۴۴)، به تحلیل ماهیت سیستمهای بوروکراتیک و تفاوت آنها با سازوکارهای بازار آزاد میپردازد. او تاکید میکند که بوروکراسی ذاتا فاقد «مکانیسم سود و زیان» است و این فقدان، به کاهش بهرهوری و ابتکار عمل در سیستمهای اداری منجر میشود. به گفته میزس، «در یک سیستم #بوروکراتیک، کارمند نه بر اساس کارآیی، بلکه بر پایه پیروی از دستورات و مقررات ارزیابی میشود».
این اقتصاددان در کتاب خود اشاره میکند که «بوروکراسی هرگز نمیتواند جایگزین کارآفرینی خصوصی شود، چرا که انگیزههای آن نه بر مبنای رضایت مشتری، بلکه بر پایه اطاعت از سلسلهمراتب استوار است.» او هشدار میدهد که «تکثر نهادهای تصمیمگیر، #بوروکراسی را به غولی تبدیل میکند که حتی قانونگذاران نیز کنترل آن را از دست میدهند.» میزس به رابطه مستقیم «بوروکراسی و رانتخواری» اشاره میکند: «هرجا مقررات دولتی گسترش یابد، گروههایی پدید میآیند که حیات اقتصادی خود را وابسته به حفظ آن مقررات میدانند.»
این اندیشمند اتریشی در کتاب خود اشاره میکند که: «جامعهای که در دام بوروکراسی فرو میغلتد، بهتدریج روحیه کارآفرینی و نوآوری خود را از دست میدهد.» در این شرایط به نظر میرسد ایران امروز نیز در آستانه این خطر ایستاده است. تنها راه نجات، بازخوانی انتقادی ساختارهای اداری و بهکارگیری ایدههایی است که میزس نزدیک به ۸۰ سال پیش مطرح کرد. بوروکراسیزدایی نه یک انتخاب، که ضرورتی برای بقای اقتصاد ایران است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تیغ کند مقرراتزدایی
چرا فرآیند حذف قوانین دستوپاگیر در ایران با بنبست روبهرو میشود؟ درحالیکه بسیاری از کشورهای جهان موفق به کاهش مقررات اضافی شدهاند، در ایران فرآیند بوروکراسیزدایی با چالشهای زیادی روبهرو است که مانع از حذف قوانین دستوپاگیر میشود. به گفته کارشناسان،…
👎4👍2❤1
📄 یادداشت
همه چیز عادی به نظر میآید تا اینکه حرف تیانآنمن به وسط بیاید
👤 مسعود یوسف حصیرچین
◽️@utfinance◽️
#دیپ_سیک
#دیپسیک
#deep_seek
همه چیز عادی به نظر میآید تا اینکه حرف تیانآنمن به وسط بیاید
👤 مسعود یوسف حصیرچین
◽️@utfinance◽️
#دیپ_سیک
#دیپسیک
#deep_seek
Telegraph
همه چیز عادی به نظر میآید تا اینکه حرف تیانآنمن به وسط بیاید
با انتشار خبرهای مربوط به فعالیت چتبات هوش مصنوعی چینی به نام دیپسیک، سهام بسیاری از شرکتهای فناوری سقوط کرد چرا که به نظر میرسید این چتبات عملکردی مشابه چتجیپیتی و دیگر مدلهای هوش مصنوعی دارد اما منابع و بودجهاش به میزان قابل توجهی از آنها کمتر…
👍3😱3👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 در هیچ حالتی مردم مقصر نیستند!
👤 موسی غنینژاد
چرا مردم مقصر نیستند؟ برای اینکه مردم سیاستگذاری نمیکنند. مسئولین هستند که سیاستگذاری میکنند.
مسئولیت وضع موجود با سیاستگذارهاست.
چرا مردم را مسئول میگیرید؟ آی! مردم بد مصرف میکنند! زیاد مصرف میکنند! زیاد اینو شنیدید: باید فرهنگ سازی کنیم! هیچ حرفی مزخرفتر از این حرف نمیشود گفت!
شما سیاست گذاری غلط کردید. مردم هم بر مبنای آن تصمیم میگیرند. فرهنگ سازی یعنی چه!؟
اصلاح سیاست بکنید شما! فکرتان را اصلاح بکنید!
آن انسانیتی که در مردم پیدا میکنید در سیاستمداران پیدا نمیکنید. سیاست مداران یک اپسیلون از منافع خودشان کوتاه نمیآیند. شما فرهنگ خودتان را اصلاح کنید.
انقدر به مردم نصیحت نکنید! مسئولیت خودتان را بپذیرید! و نتایج مسئولیت خودتان را بپذیرید. شما مسئول این وضعیت هستید؛ نه مردم! انقدر مردم را سرزنش نکنید. برای مردم هم نسخه نپیچید! شما فرهنگ سازی برای خودتان بکنید. سیاستهایتان را اصلاح کنید، آن وقت همه چیز درست میشود. مردم نیازی به فرهنگ سازی ندارند.
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
چرا مردم مقصر نیستند؟ برای اینکه مردم سیاستگذاری نمیکنند. مسئولین هستند که سیاستگذاری میکنند.
مسئولیت وضع موجود با سیاستگذارهاست.
چرا مردم را مسئول میگیرید؟ آی! مردم بد مصرف میکنند! زیاد مصرف میکنند! زیاد اینو شنیدید: باید فرهنگ سازی کنیم! هیچ حرفی مزخرفتر از این حرف نمیشود گفت!
شما سیاست گذاری غلط کردید. مردم هم بر مبنای آن تصمیم میگیرند. فرهنگ سازی یعنی چه!؟
اصلاح سیاست بکنید شما! فکرتان را اصلاح بکنید!
آن انسانیتی که در مردم پیدا میکنید در سیاستمداران پیدا نمیکنید. سیاست مداران یک اپسیلون از منافع خودشان کوتاه نمیآیند. شما فرهنگ خودتان را اصلاح کنید.
انقدر به مردم نصیحت نکنید! مسئولیت خودتان را بپذیرید! و نتایج مسئولیت خودتان را بپذیرید. شما مسئول این وضعیت هستید؛ نه مردم! انقدر مردم را سرزنش نکنید. برای مردم هم نسخه نپیچید! شما فرهنگ سازی برای خودتان بکنید. سیاستهایتان را اصلاح کنید، آن وقت همه چیز درست میشود. مردم نیازی به فرهنگ سازی ندارند.
◽️@utfinance◽️
👍31