کارنامه_سیاسی_محمد_مصدق_نوشته_دکتر_جلال_متینی.pdf
75.6 MB
📚 کتاب
کارنامه سیاسی مصدق
👤 جلال متینی
جلال متینی، ایرانشناس و شاهنامهپژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی و رئیس دانشگاه فردوسی مشهد پیش از انقلاب ۵۷ بود.
او پس از بهمن ۱۳۵۷ بهاجبار از کشور خارج شده بود، سیام دیماه ۱۴۰۳ در ۹۶ سالگی در مریلند آمریکا درگذشت.
دو مجلهٔ «ایراننامه» و «ایرانشناسی» برجستهترین برگهای کارنامهٔ او در سالهای دور از وطن بود؛ کسی که احسان یارشاطر، بنیانگذار دانشنامهٔ ایرانیکا، او را «یکی از دقیقترین و منصفترین پژوهشگران تاریخ و ادبیات ایران» توصیف کرده بود.
متینی همواره به فرهنگ غنی و تاریخ ایران افتخار میکرد و معتقد بود که حفظ و ترویج این میراث فرهنگی وظیفهای ملی و در این میان همواره بر اهمیت زبان فارسی بهعنوان ستون فقرات هویت ملی ایران تأکید میکرد.
◽️@utfinance◽️
کارنامه سیاسی مصدق
👤 جلال متینی
جلال متینی، ایرانشناس و شاهنامهپژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی و رئیس دانشگاه فردوسی مشهد پیش از انقلاب ۵۷ بود.
او پس از بهمن ۱۳۵۷ بهاجبار از کشور خارج شده بود، سیام دیماه ۱۴۰۳ در ۹۶ سالگی در مریلند آمریکا درگذشت.
دو مجلهٔ «ایراننامه» و «ایرانشناسی» برجستهترین برگهای کارنامهٔ او در سالهای دور از وطن بود؛ کسی که احسان یارشاطر، بنیانگذار دانشنامهٔ ایرانیکا، او را «یکی از دقیقترین و منصفترین پژوهشگران تاریخ و ادبیات ایران» توصیف کرده بود.
متینی همواره به فرهنگ غنی و تاریخ ایران افتخار میکرد و معتقد بود که حفظ و ترویج این میراث فرهنگی وظیفهای ملی و در این میان همواره بر اهمیت زبان فارسی بهعنوان ستون فقرات هویت ملی ایران تأکید میکرد.
◽️@utfinance◽️
👍5❤1⚡1👎1
📄 یادداشت
👤 مهرپویا علا
انتخاب من میان گزینهها نیست! ادمین محترم این کانال (کانال جناب گاو) قصد نقد گزینۀ نخست را دارد و اینجا را درست هم میگوید. مطلبی که هست گزینۀ نخست در واقع پیامد ذهنیت حاکم بر گزینۀ دوم و تداوم آن در قالبی دیگر است. من مناسباتی را ترجیح میدهم که در آن «کارگری» و کار مفید انجام دادن ابزار «تواضعفروشی» برای آقای «من جراح قلبم» نباشد. مناسباتی که «پوزیده» بودن نام خانوادگی را ننگی ندانند که بلافاصله پس از قبول شدن در کنکور و وقوع انقلاب و در نتیجۀ آن انقلاب قدرتی به هم زدن، به فکر پاک کردن آن «ننگ» از روی شناسنامه و جایگزینیاش با نامی «فاخر» باشند. البته پس از دوران احمدینژاد این ذهنیت که با بیل زدن و «نوکر شما هستم» و «خاک زیر پای مردم فلان شهر هستم» گفتن در اصل فخر بفروشند تا حد بسیار زیادی از رواج افتاد و دیگر خریداری ندارد. منتها در اینجا ما با کسی طرفیم که در مسائل مختلف و نه فقط این یک مورد، نگرشی به شدت «دهۀ شصتی» و منجمد دارد. مثلاً این تصور دهه شصتی که مشکل مناطق محروم این است که کسی نمیرود برایشان بیل بزند، کمبود بنّا دارند و با درست کردن چهار تا ساختمان میتوان «محرومیتزدایی» کرد؛ درحالیکه در واقعیت با این کار تنها منابع را هدر میدهد. یک تعداد «خبرنگار» هم البته همیشه آن اطراف پیدا میشوند که بهبه و چهچه بزنند که طبیعی است. هرجا پول دولتی باشد این تیپ افراد نیز پیدا میشوند؛ وگرنه حتی احمدینژاد هم دیگر اینگونه ادا و اطوارها را کنار گذاشته و به شیوههای پیچیدهتر روی آورده است!
در مناسبات اشرافی کهن انجام کار یدی و تولیدی را عملی پست میدانستند که ویژۀ رعیت و عوام، یعنی افراد از لحاظ اجتماعی فرومرتبه است. در دوران نو و به طور مشخص از قرن نوزدهم به این طرف کسانی آمدند و به خیال خودشان خواستند مناسبات نابرابر را نقد کنند، درحالی که ذهنیتشان کماکان در چهارچوب همان مناسبات کهن بود. این افراد کماکان کار یدی انجام دادن را مختص طبقات فرودست میدانستند، با این تفاوت که اینبار اینان برای طبقات فرودست دل میسوزاندند. اینکه میبینید بسیاری از سوسیالیستهای نامآور در جهان و از جمله در همین ایران فرزندان زمینداران و اربابان فئودال بودند از همین واقعیت ناشی میشود. اینها کسانی بودند که نگرش اشرافیمسلک و طبقاتی کماکان به گونهای ناخودآگاه در ذهنشان باقی مانده بود، اما چون در مناسبات اجتماعی تازه و به ویژه در بافت شهری فخرفروشی بر پایۀ این مسائل دیگر خریداری نداشت به شیوهای دیگر روی آوردند: فخرفروشی بر پایۀ فهم و کمالات. «من درد فرودستان را دارم، ولی شما بیدرد هستید» «من معانی عمیق را درک میکنم، ولی شما سطحی و زرد هستید» «من کتاب میخوانم، ولی شما فست فود میخرید» «من رنجها را میبینم، ولی شما حواستان نیست» «من حلبیآبادها را میبینم، ولی شما فقط قسمتهای توریستی شهر را میبینید» تمام اینها ابزارهای تازۀ فخرفروشیاند و معنایی جز این ندارند که من از شما بهترم. اشرافزادۀ قجری هم مثل سوسیالیست امروزی حرفش این بود که من از مردم عادی بهترم، فقط دلایلی که ذکر میکرد متفاوت بودند. قدیم فخرفروشی میکردند، امروز تواضعفروشی میکنند.
برای آنکه کسی با بنایی و بیل زدن فروتنی و خاکی بودن خود را نشان دهد اول باید به طور پیشفرض بیل زدن را عملی دون شأن بدانند تا بعد او بتواند بگوید «ببینید من رئیسجمهور دارم بیل میزنم.» اما در مناسبات سرمایهداری مادامیکه به کسی تعرض فیزیکی نکرده باشید هیچ کاری دون شأن نیست. همین شغل بنّایی به هیچ وجه درآمد پایینی ندارد و اگر کسی قدرت بدنی کافی داشته باشد اتفاقاً از بسیاری مشاغل دیگر پول بیشتری به دست خواهد آورد. یک پیامد بسیار زیانبار این نوع نگاه به مشاغل درست کردن عدۀ بسیار زیادی طلبکار از جامعه است. واقعیت این است که امروز بسیاری از شاغلین به دلایل بیاساس از جامعه طلبکارند. انتظار دارند اعتصاب کنند و کسی اخراجشان نکند. انتظار دارند کارفرما به زورِ دولت دستمزدی بالاتر از نرخ طبیعی بازار به آنان بدهد. انتظار دارند پزشک و پرستار را کتک بزنند و کسی چیزی نگوید. انتظار دارند هر سال به عنوان عیدی پول مفت بگیرند و هر کس نداد به شیوههای مختلف توهین کنند و جوابی نگیرند. این در واقع روی دیگر سکۀ تحقیر کردن مشاغل است.
در مناسبات سرمایهداری هم فخرفروشی وجود دارد. گویا این جزوی از طبیعت انسان باشد. ولی در این مناسبات کمترین حد از نمایش بازی کردن را شاهد هستیم. شما در هر کاری بهتر باشی این بهتر بودن در قالب درآمد بالاتر نسبت به همصنفیها خود را نشان میدهد. جامعۀ سرمایهداری پولپرست است، دقیقاً به این دلیل که برابریطلب است. شما وظیفه ندارید از کسی بهتر باشید، ولی اگر پول بیشتر میخواهید باید بهتر باشید و قدری هم شانس بیاورید.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
انتخاب من میان گزینهها نیست! ادمین محترم این کانال (کانال جناب گاو) قصد نقد گزینۀ نخست را دارد و اینجا را درست هم میگوید. مطلبی که هست گزینۀ نخست در واقع پیامد ذهنیت حاکم بر گزینۀ دوم و تداوم آن در قالبی دیگر است. من مناسباتی را ترجیح میدهم که در آن «کارگری» و کار مفید انجام دادن ابزار «تواضعفروشی» برای آقای «من جراح قلبم» نباشد. مناسباتی که «پوزیده» بودن نام خانوادگی را ننگی ندانند که بلافاصله پس از قبول شدن در کنکور و وقوع انقلاب و در نتیجۀ آن انقلاب قدرتی به هم زدن، به فکر پاک کردن آن «ننگ» از روی شناسنامه و جایگزینیاش با نامی «فاخر» باشند. البته پس از دوران احمدینژاد این ذهنیت که با بیل زدن و «نوکر شما هستم» و «خاک زیر پای مردم فلان شهر هستم» گفتن در اصل فخر بفروشند تا حد بسیار زیادی از رواج افتاد و دیگر خریداری ندارد. منتها در اینجا ما با کسی طرفیم که در مسائل مختلف و نه فقط این یک مورد، نگرشی به شدت «دهۀ شصتی» و منجمد دارد. مثلاً این تصور دهه شصتی که مشکل مناطق محروم این است که کسی نمیرود برایشان بیل بزند، کمبود بنّا دارند و با درست کردن چهار تا ساختمان میتوان «محرومیتزدایی» کرد؛ درحالیکه در واقعیت با این کار تنها منابع را هدر میدهد. یک تعداد «خبرنگار» هم البته همیشه آن اطراف پیدا میشوند که بهبه و چهچه بزنند که طبیعی است. هرجا پول دولتی باشد این تیپ افراد نیز پیدا میشوند؛ وگرنه حتی احمدینژاد هم دیگر اینگونه ادا و اطوارها را کنار گذاشته و به شیوههای پیچیدهتر روی آورده است!
در مناسبات اشرافی کهن انجام کار یدی و تولیدی را عملی پست میدانستند که ویژۀ رعیت و عوام، یعنی افراد از لحاظ اجتماعی فرومرتبه است. در دوران نو و به طور مشخص از قرن نوزدهم به این طرف کسانی آمدند و به خیال خودشان خواستند مناسبات نابرابر را نقد کنند، درحالی که ذهنیتشان کماکان در چهارچوب همان مناسبات کهن بود. این افراد کماکان کار یدی انجام دادن را مختص طبقات فرودست میدانستند، با این تفاوت که اینبار اینان برای طبقات فرودست دل میسوزاندند. اینکه میبینید بسیاری از سوسیالیستهای نامآور در جهان و از جمله در همین ایران فرزندان زمینداران و اربابان فئودال بودند از همین واقعیت ناشی میشود. اینها کسانی بودند که نگرش اشرافیمسلک و طبقاتی کماکان به گونهای ناخودآگاه در ذهنشان باقی مانده بود، اما چون در مناسبات اجتماعی تازه و به ویژه در بافت شهری فخرفروشی بر پایۀ این مسائل دیگر خریداری نداشت به شیوهای دیگر روی آوردند: فخرفروشی بر پایۀ فهم و کمالات. «من درد فرودستان را دارم، ولی شما بیدرد هستید» «من معانی عمیق را درک میکنم، ولی شما سطحی و زرد هستید» «من کتاب میخوانم، ولی شما فست فود میخرید» «من رنجها را میبینم، ولی شما حواستان نیست» «من حلبیآبادها را میبینم، ولی شما فقط قسمتهای توریستی شهر را میبینید» تمام اینها ابزارهای تازۀ فخرفروشیاند و معنایی جز این ندارند که من از شما بهترم. اشرافزادۀ قجری هم مثل سوسیالیست امروزی حرفش این بود که من از مردم عادی بهترم، فقط دلایلی که ذکر میکرد متفاوت بودند. قدیم فخرفروشی میکردند، امروز تواضعفروشی میکنند.
برای آنکه کسی با بنایی و بیل زدن فروتنی و خاکی بودن خود را نشان دهد اول باید به طور پیشفرض بیل زدن را عملی دون شأن بدانند تا بعد او بتواند بگوید «ببینید من رئیسجمهور دارم بیل میزنم.» اما در مناسبات سرمایهداری مادامیکه به کسی تعرض فیزیکی نکرده باشید هیچ کاری دون شأن نیست. همین شغل بنّایی به هیچ وجه درآمد پایینی ندارد و اگر کسی قدرت بدنی کافی داشته باشد اتفاقاً از بسیاری مشاغل دیگر پول بیشتری به دست خواهد آورد. یک پیامد بسیار زیانبار این نوع نگاه به مشاغل درست کردن عدۀ بسیار زیادی طلبکار از جامعه است. واقعیت این است که امروز بسیاری از شاغلین به دلایل بیاساس از جامعه طلبکارند. انتظار دارند اعتصاب کنند و کسی اخراجشان نکند. انتظار دارند کارفرما به زورِ دولت دستمزدی بالاتر از نرخ طبیعی بازار به آنان بدهد. انتظار دارند پزشک و پرستار را کتک بزنند و کسی چیزی نگوید. انتظار دارند هر سال به عنوان عیدی پول مفت بگیرند و هر کس نداد به شیوههای مختلف توهین کنند و جوابی نگیرند. این در واقع روی دیگر سکۀ تحقیر کردن مشاغل است.
در مناسبات سرمایهداری هم فخرفروشی وجود دارد. گویا این جزوی از طبیعت انسان باشد. ولی در این مناسبات کمترین حد از نمایش بازی کردن را شاهد هستیم. شما در هر کاری بهتر باشی این بهتر بودن در قالب درآمد بالاتر نسبت به همصنفیها خود را نشان میدهد. جامعۀ سرمایهداری پولپرست است، دقیقاً به این دلیل که برابریطلب است. شما وظیفه ندارید از کسی بهتر باشید، ولی اگر پول بیشتر میخواهید باید بهتر باشید و قدری هم شانس بیاورید.
◽️@utfinance◽️
Telegram
جناب گاو
پزشکیان در کار گِل!
لطفا نظرسنجی بعدی را جواب دهید!
@jenabegav
لطفا نظرسنجی بعدی را جواب دهید!
@jenabegav
👍12👎1
👤 موسی غنینژاد:
تجارت آزاد لازمه برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی است
گزارش ایرنا از سخنرانی موسی غنینژاد در همایش تجارت آزاد و توسعه اقتصادی در مشهد
◽️@utfinance◽️
تجارت آزاد لازمه برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی است
گزارش ایرنا از سخنرانی موسی غنینژاد در همایش تجارت آزاد و توسعه اقتصادی در مشهد
◽️@utfinance◽️
Telegraph
گزارش ایرنا از سخنرانی موسی غنینژاد در مشهد
تجارت آزاد لازمه برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی است
4👌10👍3👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نقش بیبدیل مشروطه در جامعه مدرن ایران
👤 موسی غنینژاد
▫️مشروطه نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که برای نخستین بار مفاهیمی چون قانون، تفکیک قوا و حاکمیت ملی را به رسمیت شناخت. این جنبش که با مطالبه عدالت و تحدید قدرت مطلقه شکل گرفت، نخستین گام جدی جامعه ایران به سوی مدرنیته سیاسی محسوب میشود.
▫️موسی غنینژاد اعتقاد دارد اگرچه مسیر مشروطه با چالشهای فراوانی روبهرو شد، اما همچنان میتوان آن را بزرگترین دستاورد جامعه مدرن ایران دانست و اگر ما امروز میتوانیم از قانون یا آزادی صحبت کنیم مدیون این اتفاق مهم تاریخ معاصر ایران هستیم.
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
▫️مشروطه نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که برای نخستین بار مفاهیمی چون قانون، تفکیک قوا و حاکمیت ملی را به رسمیت شناخت. این جنبش که با مطالبه عدالت و تحدید قدرت مطلقه شکل گرفت، نخستین گام جدی جامعه ایران به سوی مدرنیته سیاسی محسوب میشود.
▫️موسی غنینژاد اعتقاد دارد اگرچه مسیر مشروطه با چالشهای فراوانی روبهرو شد، اما همچنان میتوان آن را بزرگترین دستاورد جامعه مدرن ایران دانست و اگر ما امروز میتوانیم از قانون یا آزادی صحبت کنیم مدیون این اتفاق مهم تاریخ معاصر ایران هستیم.
◽️@utfinance◽️
👏6👍2👎1
📄 یادداشت
جادۀ ابریشم، بیتکوین و یک دزد دریایی ترسناک!
👤 مسعود یوسفحصیرچین
حتماً داستان پرداخت دههزار بیتکوین برای دو پیتزا بهعنوان نخستین معاملۀ بیتکوینی را میدانید. با همین معامله بود که بیتکوین برای اولین بار واقعاً ارزشی پیدا کرد؛ هر بیتکوین یکسوم سِنت! اما خب معلوم است که قرار نیست در این باره صحبت کنم.
حدوداً دو سال بعد از این ماجرا، کسی که خودش را «دزد دریایی ترسناک رابرتز» مینامید نوشت: «سالهاست موانع غیرقابل عبور میان جهان امروز و جهانی که میخواستم آزارم میداد و مستأصلم میکرد.» احتمالاً الآن میتوانید فهرست بلندبالایی از کسانی بنویسید که چنین جملهای را از زبان آنها شنیدهاید اما یادداشت آقای دزد دریایی در اینجا تمام نمیشد و ادامه داشت: «اما بالاخره چیزی را یافتم که میتوانستم شش دانگ با آن موافق باشم. چیزی که با عقل جور درمیآمد و ساده بود، هوشمندانه بود و مو لای درزش نمیرفت.» آنچه یافته بود شاخهای از لیبرتارینیسم رادیکال به نام آنارکوکاپیتالیسم بود که میگفت بازار آزادی است و دولت، جباریت. او به این نتیجه رسید که کار شرافتمندانه، مبارزه با جباریت از راه تجارت در بازار سیاه است.
آقای دزد دریایی فهمید هدف زندگیاش تأسیس وبسایتی است که مردم بتوانند در آن مواد مخدر بخرند و بهسرعت فهمید که با بیتکوین میشود ایدهاش را عملی کند. نام وبسایتش را «راه ابریشم» گذاشت. آنجا بازاری بود که خریداران را به فروشندگانی (همان ساقیها) وصل میکرد که همه جور مواد غیرقانونی را که میشد فرد به بدنش وارد کند میفروختند: ماریجوانا، اکستازی، مواد افیونی، روانگردانها و دیگر چیزها. به قول خودش، «آمازون مواد مخدر» بود و فهرست کالاهایش هم به این شکل بود:
«پنج گرم کریستال کوکائین»
«هروئین خفن کیفیت بالا»
راه معامله؟ بیتکوین! در اوایل سال 2011، هر بیتکوین یک دلار بود اما پس از انتشار نخستین مقاله دربارۀ این آمازون مواد مخدر، قیمت بیتکوین به بالای 30 دلار رسید.
در سال 2013، افبیآی مردی به نام راس اولبریکت را دستگیر کرد و گفت دزد دریایی ترسناک رابرتز، خالق جادۀ ابریشم، است. او بابت قاچاق مواد مخدر و تبانی برای پولشویی محاکمه و مجرم شناخته شد. در محاکمۀ اولبریکت، قاضی گفت «هدف اعلامی {جادۀ ابریشم} این بود که ورای قانون باشد» و افزود «در جهانی که شما در این مدت ساختید، دموکراسی جایی ندارد.» حکم؟ حبس ابد بدون امکان عفو مشروط! قرار بود برای عموم درس عبرتی شود که وقتی کسی جوری رفتار کند که انگار «بهتر از قوانین کشورش است» چه بر سرش خواهد آمد.
ادامه در پست بعد ⬇️
◽️@utfinance◽️
جادۀ ابریشم، بیتکوین و یک دزد دریایی ترسناک!
👤 مسعود یوسفحصیرچین
حتماً داستان پرداخت دههزار بیتکوین برای دو پیتزا بهعنوان نخستین معاملۀ بیتکوینی را میدانید. با همین معامله بود که بیتکوین برای اولین بار واقعاً ارزشی پیدا کرد؛ هر بیتکوین یکسوم سِنت! اما خب معلوم است که قرار نیست در این باره صحبت کنم.
حدوداً دو سال بعد از این ماجرا، کسی که خودش را «دزد دریایی ترسناک رابرتز» مینامید نوشت: «سالهاست موانع غیرقابل عبور میان جهان امروز و جهانی که میخواستم آزارم میداد و مستأصلم میکرد.» احتمالاً الآن میتوانید فهرست بلندبالایی از کسانی بنویسید که چنین جملهای را از زبان آنها شنیدهاید اما یادداشت آقای دزد دریایی در اینجا تمام نمیشد و ادامه داشت: «اما بالاخره چیزی را یافتم که میتوانستم شش دانگ با آن موافق باشم. چیزی که با عقل جور درمیآمد و ساده بود، هوشمندانه بود و مو لای درزش نمیرفت.» آنچه یافته بود شاخهای از لیبرتارینیسم رادیکال به نام آنارکوکاپیتالیسم بود که میگفت بازار آزادی است و دولت، جباریت. او به این نتیجه رسید که کار شرافتمندانه، مبارزه با جباریت از راه تجارت در بازار سیاه است.
آقای دزد دریایی فهمید هدف زندگیاش تأسیس وبسایتی است که مردم بتوانند در آن مواد مخدر بخرند و بهسرعت فهمید که با بیتکوین میشود ایدهاش را عملی کند. نام وبسایتش را «راه ابریشم» گذاشت. آنجا بازاری بود که خریداران را به فروشندگانی (همان ساقیها) وصل میکرد که همه جور مواد غیرقانونی را که میشد فرد به بدنش وارد کند میفروختند: ماریجوانا، اکستازی، مواد افیونی، روانگردانها و دیگر چیزها. به قول خودش، «آمازون مواد مخدر» بود و فهرست کالاهایش هم به این شکل بود:
«پنج گرم کریستال کوکائین»
«هروئین خفن کیفیت بالا»
راه معامله؟ بیتکوین! در اوایل سال 2011، هر بیتکوین یک دلار بود اما پس از انتشار نخستین مقاله دربارۀ این آمازون مواد مخدر، قیمت بیتکوین به بالای 30 دلار رسید.
در سال 2013، افبیآی مردی به نام راس اولبریکت را دستگیر کرد و گفت دزد دریایی ترسناک رابرتز، خالق جادۀ ابریشم، است. او بابت قاچاق مواد مخدر و تبانی برای پولشویی محاکمه و مجرم شناخته شد. در محاکمۀ اولبریکت، قاضی گفت «هدف اعلامی {جادۀ ابریشم} این بود که ورای قانون باشد» و افزود «در جهانی که شما در این مدت ساختید، دموکراسی جایی ندارد.» حکم؟ حبس ابد بدون امکان عفو مشروط! قرار بود برای عموم درس عبرتی شود که وقتی کسی جوری رفتار کند که انگار «بهتر از قوانین کشورش است» چه بر سرش خواهد آمد.
ادامه در پست بعد ⬇️
◽️@utfinance◽️
👍7
⬅️ ادامه:
در ماه مه سال جاری، دونالد ترامپ در مجمع حزب لیبرتارین شرکت کرد. یکی از مطالبههای نوشته شده روی پلاکاردهای اعضای حزب این بود: «راس را آزاد کن!» و اتفاقاً ترامپ هم در سخنرانیاش گفت «اگر به من رأی بدهید، در روز اول، حکم راس اولبریکت را لغو میکنم.»
در تمام این سالها، راس اولبریکت به چهرۀ زندانی شدن بابت تعاملات توافقی غیرخشن تبدیل شده بود. بخشی از این ماجرا هم به صحبتها و پیشینۀ آقای اولبریکت برمیگشت. او زمانی نوشته بود که میخواهد با استفاده از نظریۀ اقتصادی «بهعنوان ابزاری برای لغو استفاده از زور و خشونت در میان نوع بشر» استفاده کند و «محرکی اقتصادی {به وجود بیاورد} تا به مردم تجربۀ دست اولی از زندگی در جهانی بدون استفادۀ نظاممند از زور بدهد.» او بعدتر در سال 2021 در زندان گفت «میخواستم کار خوبی بکنم. میخواستم کاری کنم به جلو برویم.»
این مسئله را میتوان در شیوۀ عملکرد و ادارۀ وبسایت جادۀ ابریشم هم مشاهده کرد. در این وبسایت، مثل بازاری واقعی افراد میتوانستند به فروشندگان امتیاز بدهند تا خریداران بالقوۀ بعدی بدانند که پس از استفاده از جنسِ این فروشنده چه تجربهای داشتهاند. وبسایت به محلی برای تبادل نظر و توصیههای مربوط به استفاده از مواد مخدر تبدیل شد و البته، راس بهصورت داوطلبانه یک قانون هم وضع کرد: نه مدرک جعلی، نه هرزهنگاری کودکان و نه کالای دزدی. «قوانین بنیادین ما این است که با دیگران طوری رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند و به کسی آسیب نرسانید و سر کسی کلاه نگذارید.» او چند ماه پیش از دستگیری، در مصاحبهای با مجلۀ فوربز در پاسخ به اینکه «آیا مزایای بازار آزاد محدودیتی دارند؟ {...} آیا لیبرتارینیسم بازار آزاد میتواند افراطی شود؟» پاسخ داد:
بستگی دارد چه چیزی بخواهید. من میخواهم آنطوری که به نظرم مناسب است زندگی کنم، بدون اینکه سایرین مانع آن شوند و میخواهم سایرین هم همین آزادی را داشته باشند. پرسش شما با عقل من جور درنمیآید. چطور میشود در محافظت از حقوق افراد افراط کرد؟ چطور میشود در رهایی مردم افراط کرد؟
و در پاسخ به اینکه آیا بابت فروش مواد شدیداً اعتیادآور عذاب وجدان ندارد؟ پاسخ داد:
برعکس، به کارم افتخار میکنم. {...} مردم مالک خودشان هستند، مالک بدنشان هستند و حق دارند هر چیزی را که میخواهند وارد بدنشان کنند. من، دولت یا کس دیگری حق ندارد به کسی بگوید با بدنش چه کاری بکند. دادن آزادی و کرامتِ مالکیت بر خود چیز خوبی است. اگر کسی از مواد استفاده کند و سپس به دیگران آسیب برساند، آن وقت البته که باید او را پاسخگو کرد، فارغ از اینکه مواد مصرف کرده است یا خیر اما گفتن اینکه همۀ مصرف کنندگان مواد «برای جامعه مضرند» و بکوشند همه را در قفس بیندازند کار نفرتانگیزی است.
دیروز خبر آمد که آقای ترامپ راسِ حالا 40 ساله را پس از بیش از ده سال تحمل حبس عفو کرده است و او آزاد میشود.
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبریخت
#ross_ulbricht
#راس_اولبریکت
#مسعود_یوسف_حصیرچین
#جاده_ابریشم
در ماه مه سال جاری، دونالد ترامپ در مجمع حزب لیبرتارین شرکت کرد. یکی از مطالبههای نوشته شده روی پلاکاردهای اعضای حزب این بود: «راس را آزاد کن!» و اتفاقاً ترامپ هم در سخنرانیاش گفت «اگر به من رأی بدهید، در روز اول، حکم راس اولبریکت را لغو میکنم.»
در تمام این سالها، راس اولبریکت به چهرۀ زندانی شدن بابت تعاملات توافقی غیرخشن تبدیل شده بود. بخشی از این ماجرا هم به صحبتها و پیشینۀ آقای اولبریکت برمیگشت. او زمانی نوشته بود که میخواهد با استفاده از نظریۀ اقتصادی «بهعنوان ابزاری برای لغو استفاده از زور و خشونت در میان نوع بشر» استفاده کند و «محرکی اقتصادی {به وجود بیاورد} تا به مردم تجربۀ دست اولی از زندگی در جهانی بدون استفادۀ نظاممند از زور بدهد.» او بعدتر در سال 2021 در زندان گفت «میخواستم کار خوبی بکنم. میخواستم کاری کنم به جلو برویم.»
این مسئله را میتوان در شیوۀ عملکرد و ادارۀ وبسایت جادۀ ابریشم هم مشاهده کرد. در این وبسایت، مثل بازاری واقعی افراد میتوانستند به فروشندگان امتیاز بدهند تا خریداران بالقوۀ بعدی بدانند که پس از استفاده از جنسِ این فروشنده چه تجربهای داشتهاند. وبسایت به محلی برای تبادل نظر و توصیههای مربوط به استفاده از مواد مخدر تبدیل شد و البته، راس بهصورت داوطلبانه یک قانون هم وضع کرد: نه مدرک جعلی، نه هرزهنگاری کودکان و نه کالای دزدی. «قوانین بنیادین ما این است که با دیگران طوری رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند و به کسی آسیب نرسانید و سر کسی کلاه نگذارید.» او چند ماه پیش از دستگیری، در مصاحبهای با مجلۀ فوربز در پاسخ به اینکه «آیا مزایای بازار آزاد محدودیتی دارند؟ {...} آیا لیبرتارینیسم بازار آزاد میتواند افراطی شود؟» پاسخ داد:
بستگی دارد چه چیزی بخواهید. من میخواهم آنطوری که به نظرم مناسب است زندگی کنم، بدون اینکه سایرین مانع آن شوند و میخواهم سایرین هم همین آزادی را داشته باشند. پرسش شما با عقل من جور درنمیآید. چطور میشود در محافظت از حقوق افراد افراط کرد؟ چطور میشود در رهایی مردم افراط کرد؟
و در پاسخ به اینکه آیا بابت فروش مواد شدیداً اعتیادآور عذاب وجدان ندارد؟ پاسخ داد:
برعکس، به کارم افتخار میکنم. {...} مردم مالک خودشان هستند، مالک بدنشان هستند و حق دارند هر چیزی را که میخواهند وارد بدنشان کنند. من، دولت یا کس دیگری حق ندارد به کسی بگوید با بدنش چه کاری بکند. دادن آزادی و کرامتِ مالکیت بر خود چیز خوبی است. اگر کسی از مواد استفاده کند و سپس به دیگران آسیب برساند، آن وقت البته که باید او را پاسخگو کرد، فارغ از اینکه مواد مصرف کرده است یا خیر اما گفتن اینکه همۀ مصرف کنندگان مواد «برای جامعه مضرند» و بکوشند همه را در قفس بیندازند کار نفرتانگیزی است.
دیروز خبر آمد که آقای ترامپ راسِ حالا 40 ساله را پس از بیش از ده سال تحمل حبس عفو کرده است و او آزاد میشود.
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبریخت
#ross_ulbricht
#راس_اولبریکت
#مسعود_یوسف_حصیرچین
#جاده_ابریشم
اکوایران
جادۀ ابریشم، بیتکوین و یک دزد دریایی ترسناک!
حتماً داستان پرداخت دههزار بیتکوین برای دو پیتزا بهعنوان نخستین معاملۀ بیتکوینی را میدانید. با همین معامله بود که
👌9👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 قیمتگذاری دستوری همه اقتصاد دستوری نیست
👤 موسی غنینژاد
▫️معمولا زمانی که واژه اقتصاد دستوری به میان میآید، به ذهن همگان مباحث مربوط به قیمتگذاری دستوری یادآوری میشود درحالیکه قیمتگذاری دستوری یکی از جنبههای مهم اقتصاد دستوری است. اقتصاد دستوری علاوه بر بازار شامل دستورات دیگری میشود که ناظر بر فعالیتهای اقتصادی است.
▫️اما به طور کلی اقتصاد دستوری چیست؟ چه هدفی را دنبال میکند؟ چرا در میان سیاستگذاران مورد استقبال است؟
▫️موسی غنینژاد، اقتصاددان در گفتگوی اختصاصی با اکوایران به بررسی این سوالات پرداخت و بیان کرد: اقتصاد دستوری دارای دو جنبه نظری است؛ قیمت گذاری دستوری و انواع مجوزها.
▫️وی ادامه داد: سیاستگذار توجه نمیکند که قیمت بازار علامتی ناشی از رفتار آگاهانه میلیونها کنشگر اقتصادی است. مجموعه خواستههای کنشگران اقتصادی که میتواند تولیدکننده، صادرکننده یا تاجر باشد، در قیمت بازار خلاصه میشود.
▫️غنینژاد همچنین اذعان دارد که هیچکس نمیتواند قیمت مناسب بازار را تعیین کند چراکه دخالت در آن به معنای محدود کردن آزادی افراد و تجاوز به حقوق آنان است.
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
▫️معمولا زمانی که واژه اقتصاد دستوری به میان میآید، به ذهن همگان مباحث مربوط به قیمتگذاری دستوری یادآوری میشود درحالیکه قیمتگذاری دستوری یکی از جنبههای مهم اقتصاد دستوری است. اقتصاد دستوری علاوه بر بازار شامل دستورات دیگری میشود که ناظر بر فعالیتهای اقتصادی است.
▫️اما به طور کلی اقتصاد دستوری چیست؟ چه هدفی را دنبال میکند؟ چرا در میان سیاستگذاران مورد استقبال است؟
▫️موسی غنینژاد، اقتصاددان در گفتگوی اختصاصی با اکوایران به بررسی این سوالات پرداخت و بیان کرد: اقتصاد دستوری دارای دو جنبه نظری است؛ قیمت گذاری دستوری و انواع مجوزها.
▫️وی ادامه داد: سیاستگذار توجه نمیکند که قیمت بازار علامتی ناشی از رفتار آگاهانه میلیونها کنشگر اقتصادی است. مجموعه خواستههای کنشگران اقتصادی که میتواند تولیدکننده، صادرکننده یا تاجر باشد، در قیمت بازار خلاصه میشود.
▫️غنینژاد همچنین اذعان دارد که هیچکس نمیتواند قیمت مناسب بازار را تعیین کند چراکه دخالت در آن به معنای محدود کردن آزادی افراد و تجاوز به حقوق آنان است.
◽️@utfinance◽️
👍9👎1
Finance & Economics
📕 در دست انتشار تحقیر آزادی تجربه روسی و پیامدهای آن 👤 مایکل پولانی ترجمه نیلوفر زارعی با مقدمه دکتر موسی غنینژاد نشر فراهم ◽️@utfinance◽️
📚 معرفی کتاب
تحقیر آزادی
تجربه ی روسی و پیامدهای آن
👤 نوشته مایکل پولانی
کـتاب «تحقیر آزادی» در سال ۱۹۴۰ میلادی منتشر شد و در حقیقت در برگیرنده مقالاتی است کـه #مایکل_پولانی در پـی سفرهای علمیاش بـه اتحاد جماهیر شوروی در سالهای ۱۹۳۰ انجام داده و در آنها به جایگاه علم در کشور شوراها پرداخته است.
ارزیابی مایکل پولانی این است که هر پیشرفتی که تاکنون در علم صورت گرفته در سایه مکاشفات آزادانه اهل علم بـوده است و محدود کردن این آزادی پژوهشهای علمی را سترون میسازد.
این سخنان در باره آزادی علم و اهل علم ممکن است برای پـژوهشگران جوان که در آکادمیهای امروزی تحصیل و پـژوهش میکنند پیشپـا افتاده و حتی بدیهی تلقی شود اما باید توجه کرد که این کتاب در زمانی منتشر شد که بسیاری از دانشمندان غربی مجذوب آرمانهای جمعگرایانه ضد آزادی شده بودند و بیخبر از آنچه در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی می گذشت به ستایش از این آرمانهای ضد «سرمایهداری» و علم در خدمت جامعه میپرداختند.
این فیلسوف برجسته مجاری-انگلیسی بـه روشنی نشان میدهد که آزادی فردی و فلسفه سیاسی مبتنی بر آن یعنی لیبرالیسم نظریهای علمی برای شکوفایی اجتماعی در جهت تولید ثروت و رفاه بیشتر در جامعه است.
--برگرفته از مقدمه دکتر موسی غنینژاد
وبسایت نشر فراهم: farahampub.ir
◽️@utfinance◽️
تحقیر آزادی
تجربه ی روسی و پیامدهای آن
👤 نوشته مایکل پولانی
کـتاب «تحقیر آزادی» در سال ۱۹۴۰ میلادی منتشر شد و در حقیقت در برگیرنده مقالاتی است کـه #مایکل_پولانی در پـی سفرهای علمیاش بـه اتحاد جماهیر شوروی در سالهای ۱۹۳۰ انجام داده و در آنها به جایگاه علم در کشور شوراها پرداخته است.
ارزیابی مایکل پولانی این است که هر پیشرفتی که تاکنون در علم صورت گرفته در سایه مکاشفات آزادانه اهل علم بـوده است و محدود کردن این آزادی پژوهشهای علمی را سترون میسازد.
این سخنان در باره آزادی علم و اهل علم ممکن است برای پـژوهشگران جوان که در آکادمیهای امروزی تحصیل و پـژوهش میکنند پیشپـا افتاده و حتی بدیهی تلقی شود اما باید توجه کرد که این کتاب در زمانی منتشر شد که بسیاری از دانشمندان غربی مجذوب آرمانهای جمعگرایانه ضد آزادی شده بودند و بیخبر از آنچه در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی می گذشت به ستایش از این آرمانهای ضد «سرمایهداری» و علم در خدمت جامعه میپرداختند.
این فیلسوف برجسته مجاری-انگلیسی بـه روشنی نشان میدهد که آزادی فردی و فلسفه سیاسی مبتنی بر آن یعنی لیبرالیسم نظریهای علمی برای شکوفایی اجتماعی در جهت تولید ثروت و رفاه بیشتر در جامعه است.
--برگرفته از مقدمه دکتر موسی غنینژاد
وبسایت نشر فراهم: farahampub.ir
◽️@utfinance◽️
Telegram
📎
❤2
📄 یادداشت
رویکردی تاریخی، حقوقی و سیاستی به موضوع اقتصاد نفت
درباره همایش اقتصاد نفت - گام دوم
👤 مرتضی کاظمی
◽️@utfinance◽️
رویکردی تاریخی، حقوقی و سیاستی به موضوع اقتصاد نفت
درباره همایش اقتصاد نفت - گام دوم
👤 مرتضی کاظمی
◽️@utfinance◽️
Telegraph
رویکردی تاریخی، حقوقی و سیاستی به موضوع اقتصاد نفت
درباره همایش اقتصاد نفت - گام دوم آیا تصمیمات تاریخی دکتر مصدق، بهترین تصمیم بود؟ چه آلترناتیوهایی در ماجرای ملی شدن نفت وجود داشت؟ آیا تجاریسازی شرکت ملی نفت امکانپذیر است؟ چرا در صنعت نفت، خصولتیها جای خصوصیها را گرفتند؟ آیا دولتزدایی و دستورزدایی…
📄 مقاله
راه ابریشم به لویاتان بدل میشود؟
هنری فارل، استاد علوم سیاسی، در مقالهای تحت عنوان «لویاتان تاریک»، شکست تلاشهای اولبریکت را خط بطلانی بر امید به آزادی و بازار در فقدان دولت میداند. اما رابرت مورفی، اقتصاددان، این ادعا را نادرست میخواند. «دنیای اقتصاد» به مناسبت آزادی اولبریکت، آرای این دو صاحبنظر را بررسی کرده است.
◽️@utfinance◽️
راه ابریشم به لویاتان بدل میشود؟
هنری فارل، استاد علوم سیاسی، در مقالهای تحت عنوان «لویاتان تاریک»، شکست تلاشهای اولبریکت را خط بطلانی بر امید به آزادی و بازار در فقدان دولت میداند. اما رابرت مورفی، اقتصاددان، این ادعا را نادرست میخواند. «دنیای اقتصاد» به مناسبت آزادی اولبریکت، آرای این دو صاحبنظر را بررسی کرده است.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
راه ابریشم به لویاتان بدل میشود؟
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، روز گذشته راس اولبریکت، موسس سایت جنجالی «راه ابریشم»، را عفو کرد. پیشتر، ترامپ در گردهماییهای حزب لیبرتارین وعده داده بود که در نخستین روز کاری خود این اقدام را انجام خواهد داد. اولبریکت که با استفاده از رمزارزها…
👎3👍2
◽️ گرامیداشت ششم بهمن
۶ بهمن ۱۳۴۱ برای اولین بار زنان در ایران حق رأی پیدا کردند و در همهپرسی اصلاحات موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و ملت شرکت کردند.
اصول انقلاب سفید:
۱- اصلاحات ارضی و لغو نظام ارباب-رعیتی
۲- ملی کرن جنگلها و مراتع
۳- خصوصی سازی کارخانجات دولتی
۴- سهیم کردن کارگران در سهام و سود کارخانهها
۵- اعطای حق رأی به زنان
۶- ایجاد سپاه دانش برای مبارزه با بیسوادی
◽️@utfinance◽️
۶ بهمن ۱۳۴۱ برای اولین بار زنان در ایران حق رأی پیدا کردند و در همهپرسی اصلاحات موسوم به انقلاب سفید یا انقلاب شاه و ملت شرکت کردند.
اصول انقلاب سفید:
۱- اصلاحات ارضی و لغو نظام ارباب-رعیتی
۲- ملی کرن جنگلها و مراتع
۳- خصوصی سازی کارخانجات دولتی
۴- سهیم کردن کارگران در سهام و سود کارخانهها
۵- اعطای حق رأی به زنان
۶- ایجاد سپاه دانش برای مبارزه با بیسوادی
◽️@utfinance◽️
👍26👎14❤4
Forwarded from مرتضی کاظمی
گفتوشنود اقتصادی
نشست ۲۲۳
با ارائهی
یاسر میرزایی
پژوهشگر و مدیر اجرایی در صنعت نفت
و
با حضور موسی غنینژاد
زمان: شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۱۸ تا ۲۱
سخنرانی و گفتوگو
در ادامه نشست قبلی
🔹مروری بر قراردادهای قبل و بعد از مصدق
🔹نفت آیا قبل از مصدق ملی نبود؟
🔹آیا نفت ملی شد؟
لطفاً و حتماً
از طریق این فرم
اعلام حضور بفرمایید
تا بتوانیم شرایط لازم برای پذیرایی از شما را مهیا کنیم
میزبان؛ گروه رسانهای دنیایاقتصاد
مدیر نشست؛ مرتضی کاظمی
نشست ۲۲۳
با ارائهی
یاسر میرزایی
پژوهشگر و مدیر اجرایی در صنعت نفت
و
با حضور موسی غنینژاد
زمان: شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳
ساعت ۱۸ تا ۲۱
سخنرانی و گفتوگو
در ادامه نشست قبلی
🔹مروری بر قراردادهای قبل و بعد از مصدق
🔹نفت آیا قبل از مصدق ملی نبود؟
🔹آیا نفت ملی شد؟
لطفاً و حتماً
از طریق این فرم
اعلام حضور بفرمایید
تا بتوانیم شرایط لازم برای پذیرایی از شما را مهیا کنیم
میزبان؛ گروه رسانهای دنیایاقتصاد
مدیر نشست؛ مرتضی کاظمی
👍7
مرتضی کاظمی
گفتوشنود اقتصادی نشست ۲۲۳ با ارائهی یاسر میرزایی پژوهشگر و مدیر اجرایی در صنعت نفت و با حضور موسی غنینژاد زمان: شنبه ششم بهمن ۱۴۰۳ ساعت ۱۸ تا ۲۱ سخنرانی و گفتوگو در ادامه نشست قبلی 🔹مروری بر قراردادهای قبل و بعد از مصدق 🔹نفت آیا قبل از مصدق ملی…
دوستان حاضر در جلسه لطفا از طریق این لینک به دو سوال کوتاه درباره این جلسه پاسخ دهید:
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfK3CAcMdsmk0VvEB-_HEWKAJt7yFCMYhxkUOW9tTtDIeVDlA/viewform?usp=header
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSfK3CAcMdsmk0VvEB-_HEWKAJt7yFCMYhxkUOW9tTtDIeVDlA/viewform?usp=header
Google Docs
گفت و شنود اقتصادی، نشست 223 (ششم بهمن 1403)
مروری بر قرارداد های قبل از مصدق.
آیا نفت قبل از مصدق ملی نبود؟
آیا نفت ملی شد؟
آیا نفت قبل از مصدق ملی نبود؟
آیا نفت ملی شد؟
👍1
📄 سرمقاله دنیای اقتصاد
جان کندن در زمین لمیزرع
👤 پویا جبلعاملی / سردیبر
اکثر مردم کرهشمالی بسیار سخت کار میکنند. از صبحگاهی که دولت تعیین میکند، بیدار میشوند و تا شب هرکدام وفق مسوولیت تعیینشده به کار میپردازند. اما به سختی دستمزد ماهانه آنها از ۱۰هزار وون کرهشمالی که قریب ۳دلار آمریکا در بازار سیاه میشود، عبور میکند.
چرا آنها وقتی اینگونه سخت کار میکنند، عایدی ندارند؟
پاسخ جامعی میتوان به آن داد؛ اما لب کلام آن است که کشت در این اقتصاد، محصولی به دست نمیدهد. کارآیی نیروی کار کمترین حد در کل دنیاست و اگر برای مردم کرهشمالی هر ۲۴ساعت روزانه ۲۴۰ساعت هم بود و تمام این مدت هم آنها کار میکردند باز عایدی پسرعموهای جنوبی خود را نداشتند.
مشکل کرهشمالی کار کردن نیست. کرهشمالی بهخاطر تنبلی به اینجا نرسیده است و تا رویکردها و استراتژی آنان تغییر نکند، با کار و تلاش بیشتر به جایی نمیرسند. به رفاه و درآمد سرانه بالا نمیرسند. آنها فقط در زمین لمیزرع صبح تا شب جان میکنند.
◽️@utfinance◽️
جان کندن در زمین لمیزرع
👤 پویا جبلعاملی / سردیبر
اکثر مردم کرهشمالی بسیار سخت کار میکنند. از صبحگاهی که دولت تعیین میکند، بیدار میشوند و تا شب هرکدام وفق مسوولیت تعیینشده به کار میپردازند. اما به سختی دستمزد ماهانه آنها از ۱۰هزار وون کرهشمالی که قریب ۳دلار آمریکا در بازار سیاه میشود، عبور میکند.
چرا آنها وقتی اینگونه سخت کار میکنند، عایدی ندارند؟
پاسخ جامعی میتوان به آن داد؛ اما لب کلام آن است که کشت در این اقتصاد، محصولی به دست نمیدهد. کارآیی نیروی کار کمترین حد در کل دنیاست و اگر برای مردم کرهشمالی هر ۲۴ساعت روزانه ۲۴۰ساعت هم بود و تمام این مدت هم آنها کار میکردند باز عایدی پسرعموهای جنوبی خود را نداشتند.
مشکل کرهشمالی کار کردن نیست. کرهشمالی بهخاطر تنبلی به اینجا نرسیده است و تا رویکردها و استراتژی آنان تغییر نکند، با کار و تلاش بیشتر به جایی نمیرسند. به رفاه و درآمد سرانه بالا نمیرسند. آنها فقط در زمین لمیزرع صبح تا شب جان میکنند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
جان کندن در زمین لمیزرع
اکثر مردم کرهشمالی بسیار سخت کار میکنند. از صبحگاهی که دولت تعیین میکند، بیدار میشوند و تا شب هرکدام وفق مسوولیت تعیینشده به کار میپردازند. اما به سختی دستمزد ماهانه آنها از ۱۰هزار وون کرهشمالی که قریب ۳دلار آمریکا در بازار سیاه میشود، عبور میکند.…
❤8👍7👎2
📄 مقاله
تاریخ و ایدئولوژی سیاسی
👤 وانجیرو نیویا / ترجمه از AI STUDIO
در حالی که تاریخ هدفش بازگو کردن داستانهایی درباره گذشته است، تا به ما در درک سیر وقایع انسانی کمک کند، شعارهای سیاسی «اتهامات و ابزارهای درگیری و سلطه» هستند. نبرد علیه ایدئولوژی سیاسی، که در لباس تاریخ ظاهر شده، توسط ایدئولوگهایی که به طور معمول به عنوان «تاریخدانان جعلی» شناخته میشوند، تبلیغ میشود، نبردی نیست که تاریخدانان به تنهایی از آن دفاع کنند. این نبردی است که باید همه کسانی را که به اهمیت تمایز بین حقیقت تاریخی و ایدئولوژی سیاسی پی بردهاند، درگیر کند.
◽️@utfinance◽️
تاریخ و ایدئولوژی سیاسی
👤 وانجیرو نیویا / ترجمه از AI STUDIO
در حالی که تاریخ هدفش بازگو کردن داستانهایی درباره گذشته است، تا به ما در درک سیر وقایع انسانی کمک کند، شعارهای سیاسی «اتهامات و ابزارهای درگیری و سلطه» هستند. نبرد علیه ایدئولوژی سیاسی، که در لباس تاریخ ظاهر شده، توسط ایدئولوگهایی که به طور معمول به عنوان «تاریخدانان جعلی» شناخته میشوند، تبلیغ میشود، نبردی نیست که تاریخدانان به تنهایی از آن دفاع کنند. این نبردی است که باید همه کسانی را که به اهمیت تمایز بین حقیقت تاریخی و ایدئولوژی سیاسی پی بردهاند، درگیر کند.
میزس میگوید: «مطالعه تاریخ یک انسان را دانا و عاقل میکند. اما به خودی خود هیچ دانش و مهارتی را ارائه نمیدهد که بتوان از آن برای رسیدگی به وظایف مشخص استفاده کرد.»
«تاریخ نمیتواند هیچ گزاره کلی را به شیوهای که علوم طبیعی یک فرضیه را بر اساس آزمایشهای آزمایشگاهی میپذیرند یا رد میکنند، اثبات یا رد کند. نه تأیید تجربی و نه رد تجربی یک گزاره کلی در این زمینه امکان پذیر نیست.
پدیدههای پیچیدهای که در تولید آنها زنجیرههای علّی مختلف به هم متصل شدهاند، نمیتوانند هیچ نظریهای را آزمایش کنند. برعکس، چنین پدیدههایی فقط از طریق تفسیری بر اساس نظریههایی که قبلاً از منابع دیگر توسعه یافتهاند، قابل فهم میشوند.»
◽️@utfinance◽️
Telegraph
تاریخ و ایدئولوژی سیاسی
کلاید ویلسون در مقاله خود با عنوان «چرا جنگ در مورد بردهداری نبود»، بین تاریخ و ایدئولوژی سیاسی تمایز قائل میشود و استدلال میکند که: «خرد متعارف به ما میگوید که جنگ بزرگ سالهای ۱۸۶۱-۱۸۶۵ «درباره» بردهداری بود یا «ناشی از» بردهداری بود. من معتقدم که…
monazere.pdf
3.6 MB
📄 متن مناظره مسعود نیلی و فرشاد مومنی
چه کسی مقصر بالارفتن قیمت ارز است؟
📕 ماهنامه اندیشه پویا / شماره ۹۴ / دی و بهمن ماه ۱۴۰۳
در هفتههای اخیر شاهد بالا رفتن نرخ ارز بودهایم؛ اتفاقی که آن را برخی اقتصاددانان شوک درمانی میخوانند و برخی اقتصاددانان تحمیل واقعیت به سیاستگذار. اما واقعیت ماجرا نشان از تکرار الگویی ثابت دارد. سیاست گذار از یک سو مجبور به واقعی کردن نرخ ارز ترجیحی و تخصیصی و حرکت به سمت ارز تک نرخی است تا از فساد ناشی از تفاوت قیمتها بکاهد و از دیگر سو در برابر بالارفتن نرخ ارز مقاومت میکند چنان که در روزهای گذشته بانک مرکزی با مسدود کردن حساب صرافیهای ارز دیجیتال در برابر تبدیل شدن ریال به دلار ایستادگی نشان داد و با تزریقهای بیشینه ارز و طلا به بازار سعی در کنترل تقاضا در بازار را داشت. در گفتگویی که میخوانید دو اقتصاددان که دو جریان متفاوت اقتصادی در ایران را نمایندگی میکنند مقابل هم نشستهاند و به مباحثه در این باره پرداختهاند.
◽️@utfinaance◽️
چه کسی مقصر بالارفتن قیمت ارز است؟
📕 ماهنامه اندیشه پویا / شماره ۹۴ / دی و بهمن ماه ۱۴۰۳
در هفتههای اخیر شاهد بالا رفتن نرخ ارز بودهایم؛ اتفاقی که آن را برخی اقتصاددانان شوک درمانی میخوانند و برخی اقتصاددانان تحمیل واقعیت به سیاستگذار. اما واقعیت ماجرا نشان از تکرار الگویی ثابت دارد. سیاست گذار از یک سو مجبور به واقعی کردن نرخ ارز ترجیحی و تخصیصی و حرکت به سمت ارز تک نرخی است تا از فساد ناشی از تفاوت قیمتها بکاهد و از دیگر سو در برابر بالارفتن نرخ ارز مقاومت میکند چنان که در روزهای گذشته بانک مرکزی با مسدود کردن حساب صرافیهای ارز دیجیتال در برابر تبدیل شدن ریال به دلار ایستادگی نشان داد و با تزریقهای بیشینه ارز و طلا به بازار سعی در کنترل تقاضا در بازار را داشت. در گفتگویی که میخوانید دو اقتصاددان که دو جریان متفاوت اقتصادی در ایران را نمایندگی میکنند مقابل هم نشستهاند و به مباحثه در این باره پرداختهاند.
◽️@utfinaance◽️
👍3👌1