برای اینکه رهبران تمامیتخواه بتوانند یک رژیم استبدادی را به کل جامعه تحمیل کنند، فقط کافی است که در ابتدا گروهی را دور خود جمع کنند که به طور داوطلبانه آمادگی پذیرش و تسلیم شدن در برابر اصول استبداد را که رهبران قصد دارند با زور به دیگران تحمیل کنند، داشته باشد.
📕 راه بردگی
👤 فریدرش فون هایک
لینک خرید کتاب و سفارش با ۲۵٪ تخفیف
📚برخطبوک @BarkhatBook
◽️@utfinance◽️
📕 راه بردگی
👤 فریدرش فون هایک
لینک خرید کتاب و سفارش با ۲۵٪ تخفیف
📚برخطبوک @BarkhatBook
◽️@utfinance◽️
👍13❤1😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ویدیو
ماجرای ملاقات سیدجواد طباطبایی و محمدرضا عارف (رئیس وقت دانشگاه تهران) پس از اخراج طباطبایی از دانشگاه
◽️@utfinance◽️
ماجرای ملاقات سیدجواد طباطبایی و محمدرضا عارف (رئیس وقت دانشگاه تهران) پس از اخراج طباطبایی از دانشگاه
◽️@utfinance◽️
❤8😱1
📄 یادداشت
محمدضا عارف یک بدهی ۳۰ ساله دارد
👤 حامد زارع -سردبیر مجله سیاستنامه-
سی سال پیش محمدرضا عارف که رئیس #دانشگاه_تهران بود #جواد_طباطبایی را فراخواند تا درباره اخراج او از دانشگاه در دوره ریاست غلامعلی افروز بر دانشگاه صحبت کند.
عارف در آن دیدار به طباطبایی میگوید همه میگویند سکولار، لیبرال و ملیگرا هستی. طباطبایی نیز هر سه اتهام (کذا!) را صحیح میداند و بدیهی است که به دانشگاه نیز بازنمیگردد.
مسئله این نیست که عارف نخواست یا نتوانست طباطبایی را به دانشگاه تهران بازگرداند، بلکه مسئله این است که در ذهن بلکه زبان رئیس وقت دانشگاه تهران #ملی_گرا بودن یک اتهام بوده است.
بدبختانه ته مانده همین ذهنیت پس از سالها همچنان وجود دارد و عارف که اکنون تا معاونت اولی رئیس جمهور برکشیده شده، سخنانی میگوید که تحلیلی جز فراهم آمدن مقدمات #فدرالیسم به عنوان مقدمه تجزیه کشور بر آن مترتب نیست.
راقم این سطور به عنوان یکی از دانش آموختگان علم سیاست آقای معاون اول را به این جمله از جواد طباطبایی متذکر میسازد که از ایران باید دفاع کرد چه به نام چه به ننگ. به ایشان پیشنهاد میکنم به جای سخن گفتن درباره موضوعاتی که بیان آن بازی کردن در حوزه نفوذ دشمنان ایران است به رئیس دانشگاه تهران دستور دهد تا استادانی را که تنها به دلیل میهن دوستی اخراج شدهاند به دانشگاه بازگردانند.
#محمدرضا_عارف به جامعه علوم سیاسی ایران به سبب بازنگرداندن جواد طباطبایی یک بدهی سی ساله دارد، بدهی که میتوان با بازگرداندن استادان میهن دوستی نظیر #آرش_رئیسی_نژاد به دانشگاه تهران تسویه شود و ایران موضوعیتی برای دانشگاه تبدیل شود.
به مشاوران عارف نیز پیشنهاد میشود تا با تهیه مطالب هشدار آمیز و البته دلسوزانه رئیس نژاد درباره آسیبهای اساسی که موجودیت ایران را تهدید میکند دانش سیاسی معاون اول رئیس جمهور را افزایش دهند تا درباره فدرالیسم در ایران بیهوده سخن نگوید.
◽️@utfinance◽️
محمدضا عارف یک بدهی ۳۰ ساله دارد
👤 حامد زارع -سردبیر مجله سیاستنامه-
سی سال پیش محمدرضا عارف که رئیس #دانشگاه_تهران بود #جواد_طباطبایی را فراخواند تا درباره اخراج او از دانشگاه در دوره ریاست غلامعلی افروز بر دانشگاه صحبت کند.
عارف در آن دیدار به طباطبایی میگوید همه میگویند سکولار، لیبرال و ملیگرا هستی. طباطبایی نیز هر سه اتهام (کذا!) را صحیح میداند و بدیهی است که به دانشگاه نیز بازنمیگردد.
🔗 ویدیوی بیان این خاطره توسط جواد طباطبایی را اینجا ببینید
مسئله این نیست که عارف نخواست یا نتوانست طباطبایی را به دانشگاه تهران بازگرداند، بلکه مسئله این است که در ذهن بلکه زبان رئیس وقت دانشگاه تهران #ملی_گرا بودن یک اتهام بوده است.
بدبختانه ته مانده همین ذهنیت پس از سالها همچنان وجود دارد و عارف که اکنون تا معاونت اولی رئیس جمهور برکشیده شده، سخنانی میگوید که تحلیلی جز فراهم آمدن مقدمات #فدرالیسم به عنوان مقدمه تجزیه کشور بر آن مترتب نیست.
راقم این سطور به عنوان یکی از دانش آموختگان علم سیاست آقای معاون اول را به این جمله از جواد طباطبایی متذکر میسازد که از ایران باید دفاع کرد چه به نام چه به ننگ. به ایشان پیشنهاد میکنم به جای سخن گفتن درباره موضوعاتی که بیان آن بازی کردن در حوزه نفوذ دشمنان ایران است به رئیس دانشگاه تهران دستور دهد تا استادانی را که تنها به دلیل میهن دوستی اخراج شدهاند به دانشگاه بازگردانند.
#محمدرضا_عارف به جامعه علوم سیاسی ایران به سبب بازنگرداندن جواد طباطبایی یک بدهی سی ساله دارد، بدهی که میتوان با بازگرداندن استادان میهن دوستی نظیر #آرش_رئیسی_نژاد به دانشگاه تهران تسویه شود و ایران موضوعیتی برای دانشگاه تبدیل شود.
به مشاوران عارف نیز پیشنهاد میشود تا با تهیه مطالب هشدار آمیز و البته دلسوزانه رئیس نژاد درباره آسیبهای اساسی که موجودیت ایران را تهدید میکند دانش سیاسی معاون اول رئیس جمهور را افزایش دهند تا درباره فدرالیسم در ایران بیهوده سخن نگوید.
◽️@utfinance◽️
1👍10👏5👎2
🌱 زنده باد آزادی
امروز با فرمان عفو پرزیدنت دونالد ترامپ، راس اولبریخت (Ross Ulbricht) مؤسس سایت جاده ابریشم آزاد شد.
جاده ابریشم بازاری آزاد برای خرید و فروش همه چیز با کریپتوکارنسی بود.
راس اولبریخت در سال ۲۰۱۵ به حبس ابد محکوم شد. در جریان کارزار انتخاباتی، دونالد ترامپ وعده داده بود که در صورت انتخاب شدن، اولبریکت را عفو کند.
دونالد ترامپ در اعلام خبر عفو اولبریخت به حمایت لیبرتارینها از کمپین ریاست جمهوری خود اشاره کرده است.
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبریخت
#Ross_Ulbricht
امروز با فرمان عفو پرزیدنت دونالد ترامپ، راس اولبریخت (Ross Ulbricht) مؤسس سایت جاده ابریشم آزاد شد.
جاده ابریشم بازاری آزاد برای خرید و فروش همه چیز با کریپتوکارنسی بود.
راس اولبریخت در سال ۲۰۱۵ به حبس ابد محکوم شد. در جریان کارزار انتخاباتی، دونالد ترامپ وعده داده بود که در صورت انتخاب شدن، اولبریکت را عفو کند.
دونالد ترامپ در اعلام خبر عفو اولبریخت به حمایت لیبرتارینها از کمپین ریاست جمهوری خود اشاره کرده است.
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبریخت
#Ross_Ulbricht
👏21😱4👌3❤1
📄 فایننشال تایمز:
«بر اساس اطلاعات مقامات امنیتی دو کشور غربی، دو کشتی ایرانی به نامهای گلبن و جیران در هفتههای آینده بیش از هزار تن سدیم پرکلرات را از چین به ایران منتقل خواهند کرد. این ماده برای تولید آمونیوم پرکلرات استفاده میشود که عنصر اصلی سوخت جامد موشکهاست.»
لینک خبر:
https://www.ft.com/content/f0bc9fcc-11b3-4615-bd24-163f8938f2a5
◽️@utfinance◽️
«بر اساس اطلاعات مقامات امنیتی دو کشور غربی، دو کشتی ایرانی به نامهای گلبن و جیران در هفتههای آینده بیش از هزار تن سدیم پرکلرات را از چین به ایران منتقل خواهند کرد. این ماده برای تولید آمونیوم پرکلرات استفاده میشود که عنصر اصلی سوخت جامد موشکهاست.»
لینک خبر:
https://www.ft.com/content/f0bc9fcc-11b3-4615-bd24-163f8938f2a5
◽️@utfinance◽️
Ft
Ships carrying missile propellant ingredients set to sail from China to Iran, say officials
Intelligence suggests vessels will be laden with sodium perchlorate used in critical weapons
📄 مقاله
مخالفت با توهم کینزی: مخارج محرک اقتصاد نیستند
👤 جاناتان نیومن
ترجمه از ai studio
◽️@utfinance◽️
مخالفت با توهم کینزی: مخارج محرک اقتصاد نیستند
👤 جاناتان نیومن
ترجمه از ai studio
◽️@utfinance◽️
Telegraph
مخالفت با توهم کینزی: مخارج محرک اقتصاد نیستند
به ما بپیوندید: https://t.me/UTfinance
👍6👎3
📄 یادداشت
آیا ترامپ میتواند سیاست خارجی شکستخورده آمریکا را اصلاح کند؟
👤 ران پال
◽️@utfinance◽️
آیا ترامپ میتواند سیاست خارجی شکستخورده آمریکا را اصلاح کند؟
👤 ران پال
بدون شک، در سیاست خارجی ترامپ شاهد برخی ناامیدیها خواهیم بود، اما دلایل محکمی برای خوشبینی محتاطانه وجود دارد؛ بهویژه وقتی آن را با دوران رئیسجمهور قبلی مقایسه کنیم.
◽️@utfinance◽️
اکوایران
آیا ترامپ میتواند سیاست خارجی شکستخورده آمریکا را اصلاح کند؟
بدون شک، در سیاست خارجی ترامپ شاهد برخی ناامیدیها خواهیم بود، اما دلایل محکمی برای خوشبینی محتاطانه وجود دارد؛ بهویژه وقتی آن را با دوران رئیسجمهور قبلی مقایسه کنیم.
❤1👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 پیام ویدیویی 👤 ران پال
Can Trump Fix Our Broken Foreign Policy?
آیا ترامپ میتواند سیاست خارجی شکستخورده آمریکا را اصلاح کند؟
🔗 متن ترجمه فارسی این پیام ویدیویی را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Can Trump Fix Our Broken Foreign Policy?
آیا ترامپ میتواند سیاست خارجی شکستخورده آمریکا را اصلاح کند؟
🔗 متن ترجمه فارسی این پیام ویدیویی را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
👎4❤3
📄 مقاله
از کینز تا ترامپ
👤 امیررضا عبدلی
(روزنامهنگار و مترجم کتابهای «خصوصی سازی پول»، «سرمایه و ساختار آن»، «تئوری و سیاست پولی» و «زمان و پول»)
◽️@utfinance◽️
از کینز تا ترامپ
👤 امیررضا عبدلی
(روزنامهنگار و مترجم کتابهای «خصوصی سازی پول»، «سرمایه و ساختار آن»، «تئوری و سیاست پولی» و «زمان و پول»)
آنهایی که با آثار کینز آشنایند میدانند که او مرکانتیلیستها را میستود، و نهایتاً هم توانست برای تشکیل یک جهان نئومرکانتیلیستی پشتوانه فکری فراهم کند. حالا تخمی که او کاشت به درخت تناوری تبدیل شده است. دنیا با همه پیشرفتهای فکری و تکنولوژیک به باتلاق اقتصادهای ملّی حمایتگرا بازگشته و هرچه بیشتر در آن فرو میرود. شصت سال پیش مجلّه تایم عکس کینز را روی جلدش چاپ کرد و زیرش نوشت: «امروز همه ما کینزی هستیم». حالا وقت یک پوستر ترامپ است با این تیتر که: «امروز همه ما مرکانتیلیست هستیم».🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
هرچه فکر میکنم میبینم این روزها آرمان تجارت آزاد هنوز همانقدر مدرن (یعنی بیگانه و خلاف عرف) است که در اواخر قرن هجدهم بود.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
از کینز تا ترامپ
چند روز قبل بخشی از ترجمه مقاله «پایان لسهفر» در دنیای اقتصاد منتشر شد. این مقاله را جان مینارد کینز حدود صد سال قبل نوشته است. لب کلام کینز در این مقاله این است که اندیشه آزادگذاری اقتصادی هیچ پایه و مایه علمی و فلسفی ندارد. اگر این اندیشه در قرن نوزدهم…
👏9❤3👎2👍1😱1
🗓 تقویم تاریخ
نامه سرگشاده ۳۰ فعال سیاسی اپوزیسیون به دونالد ترامپ
(شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ برابر با ۲۴ دسامبر ۲۰۱۶)
◽️ سال ۱۳۹۵ با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، ۳۰ فعال سیاسی اپوزیسیون در نامهای سرگشاده به رئیس جمهور منتخب خواستار افزایش تحریمها و فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی شدند.
◽️@utfinance◽️
نامه سرگشاده ۳۰ فعال سیاسی اپوزیسیون به دونالد ترامپ
(شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ برابر با ۲۴ دسامبر ۲۰۱۶)
◽️ سال ۱۳۹۵ با پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، ۳۰ فعال سیاسی اپوزیسیون در نامهای سرگشاده به رئیس جمهور منتخب خواستار افزایش تحریمها و فشار حداکثری بر جمهوری اسلامی شدند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
نامه سرگشاده ۳۰ فعال سیاسی اپوزیسیون به دونالد ترامپ (شنبه ۴ دی ۱۳۹۵ برابر با ۲۴ دسامبر ۲۰۱۶)
آقای دونالد ترامپ، رییسجمهور منتخب امریکا، پیروزی شما در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری ایالات متحده امریکا را تبریک میگوییم. در خلال رقابتهای انتخاباتی، ما و میلیونها ایرانی، دیدگاههای صریح شما در اعتراض به توافق اتمی رییس جمهور اوباما با حاکمان جمهوری…
👎8👍6🤬2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 راس اولبریخت بخاطر لیبرتارین بودن محکوم شده بود
👤 محمد ماشینچیان
«در طول دادگاه اتهامات زیادی به راس اولبریخت زدند که هیچ کدام نچسبید چون بسیاری از این اتهامات کاملا دروغ بود تعدادی از این اتهامات توسط مامورین افبیای زده شد که بعدا مشخص شد خود آنها در این پرونده به فساد آلوده بودند.»
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبربخت
#لیبرتارین
#لیبرتارینیسم
#محمد_ماشین_چیان
#Ross_Ulbricht
#سیلک_رود
#جاده_ابریشم
👤 محمد ماشینچیان
«در طول دادگاه اتهامات زیادی به راس اولبریخت زدند که هیچ کدام نچسبید چون بسیاری از این اتهامات کاملا دروغ بود تعدادی از این اتهامات توسط مامورین افبیای زده شد که بعدا مشخص شد خود آنها در این پرونده به فساد آلوده بودند.»
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبربخت
#لیبرتارین
#لیبرتارینیسم
#محمد_ماشین_چیان
#Ross_Ulbricht
#سیلک_رود
#جاده_ابریشم
👍4😱3
کارنامه_سیاسی_محمد_مصدق_نوشته_دکتر_جلال_متینی.pdf
75.6 MB
📚 کتاب
کارنامه سیاسی مصدق
👤 جلال متینی
جلال متینی، ایرانشناس و شاهنامهپژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی و رئیس دانشگاه فردوسی مشهد پیش از انقلاب ۵۷ بود.
او پس از بهمن ۱۳۵۷ بهاجبار از کشور خارج شده بود، سیام دیماه ۱۴۰۳ در ۹۶ سالگی در مریلند آمریکا درگذشت.
دو مجلهٔ «ایراننامه» و «ایرانشناسی» برجستهترین برگهای کارنامهٔ او در سالهای دور از وطن بود؛ کسی که احسان یارشاطر، بنیانگذار دانشنامهٔ ایرانیکا، او را «یکی از دقیقترین و منصفترین پژوهشگران تاریخ و ادبیات ایران» توصیف کرده بود.
متینی همواره به فرهنگ غنی و تاریخ ایران افتخار میکرد و معتقد بود که حفظ و ترویج این میراث فرهنگی وظیفهای ملی و در این میان همواره بر اهمیت زبان فارسی بهعنوان ستون فقرات هویت ملی ایران تأکید میکرد.
◽️@utfinance◽️
کارنامه سیاسی مصدق
👤 جلال متینی
جلال متینی، ایرانشناس و شاهنامهپژوه و استاد زبان و ادبیات فارسی و رئیس دانشگاه فردوسی مشهد پیش از انقلاب ۵۷ بود.
او پس از بهمن ۱۳۵۷ بهاجبار از کشور خارج شده بود، سیام دیماه ۱۴۰۳ در ۹۶ سالگی در مریلند آمریکا درگذشت.
دو مجلهٔ «ایراننامه» و «ایرانشناسی» برجستهترین برگهای کارنامهٔ او در سالهای دور از وطن بود؛ کسی که احسان یارشاطر، بنیانگذار دانشنامهٔ ایرانیکا، او را «یکی از دقیقترین و منصفترین پژوهشگران تاریخ و ادبیات ایران» توصیف کرده بود.
متینی همواره به فرهنگ غنی و تاریخ ایران افتخار میکرد و معتقد بود که حفظ و ترویج این میراث فرهنگی وظیفهای ملی و در این میان همواره بر اهمیت زبان فارسی بهعنوان ستون فقرات هویت ملی ایران تأکید میکرد.
◽️@utfinance◽️
👍5❤1⚡1👎1
📄 یادداشت
👤 مهرپویا علا
انتخاب من میان گزینهها نیست! ادمین محترم این کانال (کانال جناب گاو) قصد نقد گزینۀ نخست را دارد و اینجا را درست هم میگوید. مطلبی که هست گزینۀ نخست در واقع پیامد ذهنیت حاکم بر گزینۀ دوم و تداوم آن در قالبی دیگر است. من مناسباتی را ترجیح میدهم که در آن «کارگری» و کار مفید انجام دادن ابزار «تواضعفروشی» برای آقای «من جراح قلبم» نباشد. مناسباتی که «پوزیده» بودن نام خانوادگی را ننگی ندانند که بلافاصله پس از قبول شدن در کنکور و وقوع انقلاب و در نتیجۀ آن انقلاب قدرتی به هم زدن، به فکر پاک کردن آن «ننگ» از روی شناسنامه و جایگزینیاش با نامی «فاخر» باشند. البته پس از دوران احمدینژاد این ذهنیت که با بیل زدن و «نوکر شما هستم» و «خاک زیر پای مردم فلان شهر هستم» گفتن در اصل فخر بفروشند تا حد بسیار زیادی از رواج افتاد و دیگر خریداری ندارد. منتها در اینجا ما با کسی طرفیم که در مسائل مختلف و نه فقط این یک مورد، نگرشی به شدت «دهۀ شصتی» و منجمد دارد. مثلاً این تصور دهه شصتی که مشکل مناطق محروم این است که کسی نمیرود برایشان بیل بزند، کمبود بنّا دارند و با درست کردن چهار تا ساختمان میتوان «محرومیتزدایی» کرد؛ درحالیکه در واقعیت با این کار تنها منابع را هدر میدهد. یک تعداد «خبرنگار» هم البته همیشه آن اطراف پیدا میشوند که بهبه و چهچه بزنند که طبیعی است. هرجا پول دولتی باشد این تیپ افراد نیز پیدا میشوند؛ وگرنه حتی احمدینژاد هم دیگر اینگونه ادا و اطوارها را کنار گذاشته و به شیوههای پیچیدهتر روی آورده است!
در مناسبات اشرافی کهن انجام کار یدی و تولیدی را عملی پست میدانستند که ویژۀ رعیت و عوام، یعنی افراد از لحاظ اجتماعی فرومرتبه است. در دوران نو و به طور مشخص از قرن نوزدهم به این طرف کسانی آمدند و به خیال خودشان خواستند مناسبات نابرابر را نقد کنند، درحالی که ذهنیتشان کماکان در چهارچوب همان مناسبات کهن بود. این افراد کماکان کار یدی انجام دادن را مختص طبقات فرودست میدانستند، با این تفاوت که اینبار اینان برای طبقات فرودست دل میسوزاندند. اینکه میبینید بسیاری از سوسیالیستهای نامآور در جهان و از جمله در همین ایران فرزندان زمینداران و اربابان فئودال بودند از همین واقعیت ناشی میشود. اینها کسانی بودند که نگرش اشرافیمسلک و طبقاتی کماکان به گونهای ناخودآگاه در ذهنشان باقی مانده بود، اما چون در مناسبات اجتماعی تازه و به ویژه در بافت شهری فخرفروشی بر پایۀ این مسائل دیگر خریداری نداشت به شیوهای دیگر روی آوردند: فخرفروشی بر پایۀ فهم و کمالات. «من درد فرودستان را دارم، ولی شما بیدرد هستید» «من معانی عمیق را درک میکنم، ولی شما سطحی و زرد هستید» «من کتاب میخوانم، ولی شما فست فود میخرید» «من رنجها را میبینم، ولی شما حواستان نیست» «من حلبیآبادها را میبینم، ولی شما فقط قسمتهای توریستی شهر را میبینید» تمام اینها ابزارهای تازۀ فخرفروشیاند و معنایی جز این ندارند که من از شما بهترم. اشرافزادۀ قجری هم مثل سوسیالیست امروزی حرفش این بود که من از مردم عادی بهترم، فقط دلایلی که ذکر میکرد متفاوت بودند. قدیم فخرفروشی میکردند، امروز تواضعفروشی میکنند.
برای آنکه کسی با بنایی و بیل زدن فروتنی و خاکی بودن خود را نشان دهد اول باید به طور پیشفرض بیل زدن را عملی دون شأن بدانند تا بعد او بتواند بگوید «ببینید من رئیسجمهور دارم بیل میزنم.» اما در مناسبات سرمایهداری مادامیکه به کسی تعرض فیزیکی نکرده باشید هیچ کاری دون شأن نیست. همین شغل بنّایی به هیچ وجه درآمد پایینی ندارد و اگر کسی قدرت بدنی کافی داشته باشد اتفاقاً از بسیاری مشاغل دیگر پول بیشتری به دست خواهد آورد. یک پیامد بسیار زیانبار این نوع نگاه به مشاغل درست کردن عدۀ بسیار زیادی طلبکار از جامعه است. واقعیت این است که امروز بسیاری از شاغلین به دلایل بیاساس از جامعه طلبکارند. انتظار دارند اعتصاب کنند و کسی اخراجشان نکند. انتظار دارند کارفرما به زورِ دولت دستمزدی بالاتر از نرخ طبیعی بازار به آنان بدهد. انتظار دارند پزشک و پرستار را کتک بزنند و کسی چیزی نگوید. انتظار دارند هر سال به عنوان عیدی پول مفت بگیرند و هر کس نداد به شیوههای مختلف توهین کنند و جوابی نگیرند. این در واقع روی دیگر سکۀ تحقیر کردن مشاغل است.
در مناسبات سرمایهداری هم فخرفروشی وجود دارد. گویا این جزوی از طبیعت انسان باشد. ولی در این مناسبات کمترین حد از نمایش بازی کردن را شاهد هستیم. شما در هر کاری بهتر باشی این بهتر بودن در قالب درآمد بالاتر نسبت به همصنفیها خود را نشان میدهد. جامعۀ سرمایهداری پولپرست است، دقیقاً به این دلیل که برابریطلب است. شما وظیفه ندارید از کسی بهتر باشید، ولی اگر پول بیشتر میخواهید باید بهتر باشید و قدری هم شانس بیاورید.
◽️@utfinance◽️
👤 مهرپویا علا
انتخاب من میان گزینهها نیست! ادمین محترم این کانال (کانال جناب گاو) قصد نقد گزینۀ نخست را دارد و اینجا را درست هم میگوید. مطلبی که هست گزینۀ نخست در واقع پیامد ذهنیت حاکم بر گزینۀ دوم و تداوم آن در قالبی دیگر است. من مناسباتی را ترجیح میدهم که در آن «کارگری» و کار مفید انجام دادن ابزار «تواضعفروشی» برای آقای «من جراح قلبم» نباشد. مناسباتی که «پوزیده» بودن نام خانوادگی را ننگی ندانند که بلافاصله پس از قبول شدن در کنکور و وقوع انقلاب و در نتیجۀ آن انقلاب قدرتی به هم زدن، به فکر پاک کردن آن «ننگ» از روی شناسنامه و جایگزینیاش با نامی «فاخر» باشند. البته پس از دوران احمدینژاد این ذهنیت که با بیل زدن و «نوکر شما هستم» و «خاک زیر پای مردم فلان شهر هستم» گفتن در اصل فخر بفروشند تا حد بسیار زیادی از رواج افتاد و دیگر خریداری ندارد. منتها در اینجا ما با کسی طرفیم که در مسائل مختلف و نه فقط این یک مورد، نگرشی به شدت «دهۀ شصتی» و منجمد دارد. مثلاً این تصور دهه شصتی که مشکل مناطق محروم این است که کسی نمیرود برایشان بیل بزند، کمبود بنّا دارند و با درست کردن چهار تا ساختمان میتوان «محرومیتزدایی» کرد؛ درحالیکه در واقعیت با این کار تنها منابع را هدر میدهد. یک تعداد «خبرنگار» هم البته همیشه آن اطراف پیدا میشوند که بهبه و چهچه بزنند که طبیعی است. هرجا پول دولتی باشد این تیپ افراد نیز پیدا میشوند؛ وگرنه حتی احمدینژاد هم دیگر اینگونه ادا و اطوارها را کنار گذاشته و به شیوههای پیچیدهتر روی آورده است!
در مناسبات اشرافی کهن انجام کار یدی و تولیدی را عملی پست میدانستند که ویژۀ رعیت و عوام، یعنی افراد از لحاظ اجتماعی فرومرتبه است. در دوران نو و به طور مشخص از قرن نوزدهم به این طرف کسانی آمدند و به خیال خودشان خواستند مناسبات نابرابر را نقد کنند، درحالی که ذهنیتشان کماکان در چهارچوب همان مناسبات کهن بود. این افراد کماکان کار یدی انجام دادن را مختص طبقات فرودست میدانستند، با این تفاوت که اینبار اینان برای طبقات فرودست دل میسوزاندند. اینکه میبینید بسیاری از سوسیالیستهای نامآور در جهان و از جمله در همین ایران فرزندان زمینداران و اربابان فئودال بودند از همین واقعیت ناشی میشود. اینها کسانی بودند که نگرش اشرافیمسلک و طبقاتی کماکان به گونهای ناخودآگاه در ذهنشان باقی مانده بود، اما چون در مناسبات اجتماعی تازه و به ویژه در بافت شهری فخرفروشی بر پایۀ این مسائل دیگر خریداری نداشت به شیوهای دیگر روی آوردند: فخرفروشی بر پایۀ فهم و کمالات. «من درد فرودستان را دارم، ولی شما بیدرد هستید» «من معانی عمیق را درک میکنم، ولی شما سطحی و زرد هستید» «من کتاب میخوانم، ولی شما فست فود میخرید» «من رنجها را میبینم، ولی شما حواستان نیست» «من حلبیآبادها را میبینم، ولی شما فقط قسمتهای توریستی شهر را میبینید» تمام اینها ابزارهای تازۀ فخرفروشیاند و معنایی جز این ندارند که من از شما بهترم. اشرافزادۀ قجری هم مثل سوسیالیست امروزی حرفش این بود که من از مردم عادی بهترم، فقط دلایلی که ذکر میکرد متفاوت بودند. قدیم فخرفروشی میکردند، امروز تواضعفروشی میکنند.
برای آنکه کسی با بنایی و بیل زدن فروتنی و خاکی بودن خود را نشان دهد اول باید به طور پیشفرض بیل زدن را عملی دون شأن بدانند تا بعد او بتواند بگوید «ببینید من رئیسجمهور دارم بیل میزنم.» اما در مناسبات سرمایهداری مادامیکه به کسی تعرض فیزیکی نکرده باشید هیچ کاری دون شأن نیست. همین شغل بنّایی به هیچ وجه درآمد پایینی ندارد و اگر کسی قدرت بدنی کافی داشته باشد اتفاقاً از بسیاری مشاغل دیگر پول بیشتری به دست خواهد آورد. یک پیامد بسیار زیانبار این نوع نگاه به مشاغل درست کردن عدۀ بسیار زیادی طلبکار از جامعه است. واقعیت این است که امروز بسیاری از شاغلین به دلایل بیاساس از جامعه طلبکارند. انتظار دارند اعتصاب کنند و کسی اخراجشان نکند. انتظار دارند کارفرما به زورِ دولت دستمزدی بالاتر از نرخ طبیعی بازار به آنان بدهد. انتظار دارند پزشک و پرستار را کتک بزنند و کسی چیزی نگوید. انتظار دارند هر سال به عنوان عیدی پول مفت بگیرند و هر کس نداد به شیوههای مختلف توهین کنند و جوابی نگیرند. این در واقع روی دیگر سکۀ تحقیر کردن مشاغل است.
در مناسبات سرمایهداری هم فخرفروشی وجود دارد. گویا این جزوی از طبیعت انسان باشد. ولی در این مناسبات کمترین حد از نمایش بازی کردن را شاهد هستیم. شما در هر کاری بهتر باشی این بهتر بودن در قالب درآمد بالاتر نسبت به همصنفیها خود را نشان میدهد. جامعۀ سرمایهداری پولپرست است، دقیقاً به این دلیل که برابریطلب است. شما وظیفه ندارید از کسی بهتر باشید، ولی اگر پول بیشتر میخواهید باید بهتر باشید و قدری هم شانس بیاورید.
◽️@utfinance◽️
Telegram
جناب گاو
پزشکیان در کار گِل!
لطفا نظرسنجی بعدی را جواب دهید!
@jenabegav
لطفا نظرسنجی بعدی را جواب دهید!
@jenabegav
👍12👎1
👤 موسی غنینژاد:
تجارت آزاد لازمه برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی است
گزارش ایرنا از سخنرانی موسی غنینژاد در همایش تجارت آزاد و توسعه اقتصادی در مشهد
◽️@utfinance◽️
تجارت آزاد لازمه برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی است
گزارش ایرنا از سخنرانی موسی غنینژاد در همایش تجارت آزاد و توسعه اقتصادی در مشهد
◽️@utfinance◽️
Telegraph
گزارش ایرنا از سخنرانی موسی غنینژاد در مشهد
تجارت آزاد لازمه برون رفت از مشکلات اقتصادی کنونی است
4👌10👍3👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نقش بیبدیل مشروطه در جامعه مدرن ایران
👤 موسی غنینژاد
▫️مشروطه نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که برای نخستین بار مفاهیمی چون قانون، تفکیک قوا و حاکمیت ملی را به رسمیت شناخت. این جنبش که با مطالبه عدالت و تحدید قدرت مطلقه شکل گرفت، نخستین گام جدی جامعه ایران به سوی مدرنیته سیاسی محسوب میشود.
▫️موسی غنینژاد اعتقاد دارد اگرچه مسیر مشروطه با چالشهای فراوانی روبهرو شد، اما همچنان میتوان آن را بزرگترین دستاورد جامعه مدرن ایران دانست و اگر ما امروز میتوانیم از قانون یا آزادی صحبت کنیم مدیون این اتفاق مهم تاریخ معاصر ایران هستیم.
◽️@utfinance◽️
👤 موسی غنینژاد
▫️مشروطه نقطه عطفی در تاریخ ایران بود که برای نخستین بار مفاهیمی چون قانون، تفکیک قوا و حاکمیت ملی را به رسمیت شناخت. این جنبش که با مطالبه عدالت و تحدید قدرت مطلقه شکل گرفت، نخستین گام جدی جامعه ایران به سوی مدرنیته سیاسی محسوب میشود.
▫️موسی غنینژاد اعتقاد دارد اگرچه مسیر مشروطه با چالشهای فراوانی روبهرو شد، اما همچنان میتوان آن را بزرگترین دستاورد جامعه مدرن ایران دانست و اگر ما امروز میتوانیم از قانون یا آزادی صحبت کنیم مدیون این اتفاق مهم تاریخ معاصر ایران هستیم.
◽️@utfinance◽️
👏6👍2👎1
📄 یادداشت
جادۀ ابریشم، بیتکوین و یک دزد دریایی ترسناک!
👤 مسعود یوسفحصیرچین
حتماً داستان پرداخت دههزار بیتکوین برای دو پیتزا بهعنوان نخستین معاملۀ بیتکوینی را میدانید. با همین معامله بود که بیتکوین برای اولین بار واقعاً ارزشی پیدا کرد؛ هر بیتکوین یکسوم سِنت! اما خب معلوم است که قرار نیست در این باره صحبت کنم.
حدوداً دو سال بعد از این ماجرا، کسی که خودش را «دزد دریایی ترسناک رابرتز» مینامید نوشت: «سالهاست موانع غیرقابل عبور میان جهان امروز و جهانی که میخواستم آزارم میداد و مستأصلم میکرد.» احتمالاً الآن میتوانید فهرست بلندبالایی از کسانی بنویسید که چنین جملهای را از زبان آنها شنیدهاید اما یادداشت آقای دزد دریایی در اینجا تمام نمیشد و ادامه داشت: «اما بالاخره چیزی را یافتم که میتوانستم شش دانگ با آن موافق باشم. چیزی که با عقل جور درمیآمد و ساده بود، هوشمندانه بود و مو لای درزش نمیرفت.» آنچه یافته بود شاخهای از لیبرتارینیسم رادیکال به نام آنارکوکاپیتالیسم بود که میگفت بازار آزادی است و دولت، جباریت. او به این نتیجه رسید که کار شرافتمندانه، مبارزه با جباریت از راه تجارت در بازار سیاه است.
آقای دزد دریایی فهمید هدف زندگیاش تأسیس وبسایتی است که مردم بتوانند در آن مواد مخدر بخرند و بهسرعت فهمید که با بیتکوین میشود ایدهاش را عملی کند. نام وبسایتش را «راه ابریشم» گذاشت. آنجا بازاری بود که خریداران را به فروشندگانی (همان ساقیها) وصل میکرد که همه جور مواد غیرقانونی را که میشد فرد به بدنش وارد کند میفروختند: ماریجوانا، اکستازی، مواد افیونی، روانگردانها و دیگر چیزها. به قول خودش، «آمازون مواد مخدر» بود و فهرست کالاهایش هم به این شکل بود:
«پنج گرم کریستال کوکائین»
«هروئین خفن کیفیت بالا»
راه معامله؟ بیتکوین! در اوایل سال 2011، هر بیتکوین یک دلار بود اما پس از انتشار نخستین مقاله دربارۀ این آمازون مواد مخدر، قیمت بیتکوین به بالای 30 دلار رسید.
در سال 2013، افبیآی مردی به نام راس اولبریکت را دستگیر کرد و گفت دزد دریایی ترسناک رابرتز، خالق جادۀ ابریشم، است. او بابت قاچاق مواد مخدر و تبانی برای پولشویی محاکمه و مجرم شناخته شد. در محاکمۀ اولبریکت، قاضی گفت «هدف اعلامی {جادۀ ابریشم} این بود که ورای قانون باشد» و افزود «در جهانی که شما در این مدت ساختید، دموکراسی جایی ندارد.» حکم؟ حبس ابد بدون امکان عفو مشروط! قرار بود برای عموم درس عبرتی شود که وقتی کسی جوری رفتار کند که انگار «بهتر از قوانین کشورش است» چه بر سرش خواهد آمد.
ادامه در پست بعد ⬇️
◽️@utfinance◽️
جادۀ ابریشم، بیتکوین و یک دزد دریایی ترسناک!
👤 مسعود یوسفحصیرچین
حتماً داستان پرداخت دههزار بیتکوین برای دو پیتزا بهعنوان نخستین معاملۀ بیتکوینی را میدانید. با همین معامله بود که بیتکوین برای اولین بار واقعاً ارزشی پیدا کرد؛ هر بیتکوین یکسوم سِنت! اما خب معلوم است که قرار نیست در این باره صحبت کنم.
حدوداً دو سال بعد از این ماجرا، کسی که خودش را «دزد دریایی ترسناک رابرتز» مینامید نوشت: «سالهاست موانع غیرقابل عبور میان جهان امروز و جهانی که میخواستم آزارم میداد و مستأصلم میکرد.» احتمالاً الآن میتوانید فهرست بلندبالایی از کسانی بنویسید که چنین جملهای را از زبان آنها شنیدهاید اما یادداشت آقای دزد دریایی در اینجا تمام نمیشد و ادامه داشت: «اما بالاخره چیزی را یافتم که میتوانستم شش دانگ با آن موافق باشم. چیزی که با عقل جور درمیآمد و ساده بود، هوشمندانه بود و مو لای درزش نمیرفت.» آنچه یافته بود شاخهای از لیبرتارینیسم رادیکال به نام آنارکوکاپیتالیسم بود که میگفت بازار آزادی است و دولت، جباریت. او به این نتیجه رسید که کار شرافتمندانه، مبارزه با جباریت از راه تجارت در بازار سیاه است.
آقای دزد دریایی فهمید هدف زندگیاش تأسیس وبسایتی است که مردم بتوانند در آن مواد مخدر بخرند و بهسرعت فهمید که با بیتکوین میشود ایدهاش را عملی کند. نام وبسایتش را «راه ابریشم» گذاشت. آنجا بازاری بود که خریداران را به فروشندگانی (همان ساقیها) وصل میکرد که همه جور مواد غیرقانونی را که میشد فرد به بدنش وارد کند میفروختند: ماریجوانا، اکستازی، مواد افیونی، روانگردانها و دیگر چیزها. به قول خودش، «آمازون مواد مخدر» بود و فهرست کالاهایش هم به این شکل بود:
«پنج گرم کریستال کوکائین»
«هروئین خفن کیفیت بالا»
راه معامله؟ بیتکوین! در اوایل سال 2011، هر بیتکوین یک دلار بود اما پس از انتشار نخستین مقاله دربارۀ این آمازون مواد مخدر، قیمت بیتکوین به بالای 30 دلار رسید.
در سال 2013، افبیآی مردی به نام راس اولبریکت را دستگیر کرد و گفت دزد دریایی ترسناک رابرتز، خالق جادۀ ابریشم، است. او بابت قاچاق مواد مخدر و تبانی برای پولشویی محاکمه و مجرم شناخته شد. در محاکمۀ اولبریکت، قاضی گفت «هدف اعلامی {جادۀ ابریشم} این بود که ورای قانون باشد» و افزود «در جهانی که شما در این مدت ساختید، دموکراسی جایی ندارد.» حکم؟ حبس ابد بدون امکان عفو مشروط! قرار بود برای عموم درس عبرتی شود که وقتی کسی جوری رفتار کند که انگار «بهتر از قوانین کشورش است» چه بر سرش خواهد آمد.
ادامه در پست بعد ⬇️
◽️@utfinance◽️
👍7
⬅️ ادامه:
در ماه مه سال جاری، دونالد ترامپ در مجمع حزب لیبرتارین شرکت کرد. یکی از مطالبههای نوشته شده روی پلاکاردهای اعضای حزب این بود: «راس را آزاد کن!» و اتفاقاً ترامپ هم در سخنرانیاش گفت «اگر به من رأی بدهید، در روز اول، حکم راس اولبریکت را لغو میکنم.»
در تمام این سالها، راس اولبریکت به چهرۀ زندانی شدن بابت تعاملات توافقی غیرخشن تبدیل شده بود. بخشی از این ماجرا هم به صحبتها و پیشینۀ آقای اولبریکت برمیگشت. او زمانی نوشته بود که میخواهد با استفاده از نظریۀ اقتصادی «بهعنوان ابزاری برای لغو استفاده از زور و خشونت در میان نوع بشر» استفاده کند و «محرکی اقتصادی {به وجود بیاورد} تا به مردم تجربۀ دست اولی از زندگی در جهانی بدون استفادۀ نظاممند از زور بدهد.» او بعدتر در سال 2021 در زندان گفت «میخواستم کار خوبی بکنم. میخواستم کاری کنم به جلو برویم.»
این مسئله را میتوان در شیوۀ عملکرد و ادارۀ وبسایت جادۀ ابریشم هم مشاهده کرد. در این وبسایت، مثل بازاری واقعی افراد میتوانستند به فروشندگان امتیاز بدهند تا خریداران بالقوۀ بعدی بدانند که پس از استفاده از جنسِ این فروشنده چه تجربهای داشتهاند. وبسایت به محلی برای تبادل نظر و توصیههای مربوط به استفاده از مواد مخدر تبدیل شد و البته، راس بهصورت داوطلبانه یک قانون هم وضع کرد: نه مدرک جعلی، نه هرزهنگاری کودکان و نه کالای دزدی. «قوانین بنیادین ما این است که با دیگران طوری رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند و به کسی آسیب نرسانید و سر کسی کلاه نگذارید.» او چند ماه پیش از دستگیری، در مصاحبهای با مجلۀ فوربز در پاسخ به اینکه «آیا مزایای بازار آزاد محدودیتی دارند؟ {...} آیا لیبرتارینیسم بازار آزاد میتواند افراطی شود؟» پاسخ داد:
بستگی دارد چه چیزی بخواهید. من میخواهم آنطوری که به نظرم مناسب است زندگی کنم، بدون اینکه سایرین مانع آن شوند و میخواهم سایرین هم همین آزادی را داشته باشند. پرسش شما با عقل من جور درنمیآید. چطور میشود در محافظت از حقوق افراد افراط کرد؟ چطور میشود در رهایی مردم افراط کرد؟
و در پاسخ به اینکه آیا بابت فروش مواد شدیداً اعتیادآور عذاب وجدان ندارد؟ پاسخ داد:
برعکس، به کارم افتخار میکنم. {...} مردم مالک خودشان هستند، مالک بدنشان هستند و حق دارند هر چیزی را که میخواهند وارد بدنشان کنند. من، دولت یا کس دیگری حق ندارد به کسی بگوید با بدنش چه کاری بکند. دادن آزادی و کرامتِ مالکیت بر خود چیز خوبی است. اگر کسی از مواد استفاده کند و سپس به دیگران آسیب برساند، آن وقت البته که باید او را پاسخگو کرد، فارغ از اینکه مواد مصرف کرده است یا خیر اما گفتن اینکه همۀ مصرف کنندگان مواد «برای جامعه مضرند» و بکوشند همه را در قفس بیندازند کار نفرتانگیزی است.
دیروز خبر آمد که آقای ترامپ راسِ حالا 40 ساله را پس از بیش از ده سال تحمل حبس عفو کرده است و او آزاد میشود.
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبریخت
#ross_ulbricht
#راس_اولبریکت
#مسعود_یوسف_حصیرچین
#جاده_ابریشم
در ماه مه سال جاری، دونالد ترامپ در مجمع حزب لیبرتارین شرکت کرد. یکی از مطالبههای نوشته شده روی پلاکاردهای اعضای حزب این بود: «راس را آزاد کن!» و اتفاقاً ترامپ هم در سخنرانیاش گفت «اگر به من رأی بدهید، در روز اول، حکم راس اولبریکت را لغو میکنم.»
در تمام این سالها، راس اولبریکت به چهرۀ زندانی شدن بابت تعاملات توافقی غیرخشن تبدیل شده بود. بخشی از این ماجرا هم به صحبتها و پیشینۀ آقای اولبریکت برمیگشت. او زمانی نوشته بود که میخواهد با استفاده از نظریۀ اقتصادی «بهعنوان ابزاری برای لغو استفاده از زور و خشونت در میان نوع بشر» استفاده کند و «محرکی اقتصادی {به وجود بیاورد} تا به مردم تجربۀ دست اولی از زندگی در جهانی بدون استفادۀ نظاممند از زور بدهد.» او بعدتر در سال 2021 در زندان گفت «میخواستم کار خوبی بکنم. میخواستم کاری کنم به جلو برویم.»
این مسئله را میتوان در شیوۀ عملکرد و ادارۀ وبسایت جادۀ ابریشم هم مشاهده کرد. در این وبسایت، مثل بازاری واقعی افراد میتوانستند به فروشندگان امتیاز بدهند تا خریداران بالقوۀ بعدی بدانند که پس از استفاده از جنسِ این فروشنده چه تجربهای داشتهاند. وبسایت به محلی برای تبادل نظر و توصیههای مربوط به استفاده از مواد مخدر تبدیل شد و البته، راس بهصورت داوطلبانه یک قانون هم وضع کرد: نه مدرک جعلی، نه هرزهنگاری کودکان و نه کالای دزدی. «قوانین بنیادین ما این است که با دیگران طوری رفتار کنید که میخواهید با شما رفتار کنند و به کسی آسیب نرسانید و سر کسی کلاه نگذارید.» او چند ماه پیش از دستگیری، در مصاحبهای با مجلۀ فوربز در پاسخ به اینکه «آیا مزایای بازار آزاد محدودیتی دارند؟ {...} آیا لیبرتارینیسم بازار آزاد میتواند افراطی شود؟» پاسخ داد:
بستگی دارد چه چیزی بخواهید. من میخواهم آنطوری که به نظرم مناسب است زندگی کنم، بدون اینکه سایرین مانع آن شوند و میخواهم سایرین هم همین آزادی را داشته باشند. پرسش شما با عقل من جور درنمیآید. چطور میشود در محافظت از حقوق افراد افراط کرد؟ چطور میشود در رهایی مردم افراط کرد؟
و در پاسخ به اینکه آیا بابت فروش مواد شدیداً اعتیادآور عذاب وجدان ندارد؟ پاسخ داد:
برعکس، به کارم افتخار میکنم. {...} مردم مالک خودشان هستند، مالک بدنشان هستند و حق دارند هر چیزی را که میخواهند وارد بدنشان کنند. من، دولت یا کس دیگری حق ندارد به کسی بگوید با بدنش چه کاری بکند. دادن آزادی و کرامتِ مالکیت بر خود چیز خوبی است. اگر کسی از مواد استفاده کند و سپس به دیگران آسیب برساند، آن وقت البته که باید او را پاسخگو کرد، فارغ از اینکه مواد مصرف کرده است یا خیر اما گفتن اینکه همۀ مصرف کنندگان مواد «برای جامعه مضرند» و بکوشند همه را در قفس بیندازند کار نفرتانگیزی است.
دیروز خبر آمد که آقای ترامپ راسِ حالا 40 ساله را پس از بیش از ده سال تحمل حبس عفو کرده است و او آزاد میشود.
◽️@utfinance◽️
#راس_اولبریخت
#ross_ulbricht
#راس_اولبریکت
#مسعود_یوسف_حصیرچین
#جاده_ابریشم
اکوایران
جادۀ ابریشم، بیتکوین و یک دزد دریایی ترسناک!
حتماً داستان پرداخت دههزار بیتکوین برای دو پیتزا بهعنوان نخستین معاملۀ بیتکوینی را میدانید. با همین معامله بود که
👌9👍5