Finance & Economics
12.4K subscribers
1.66K photos
924 videos
1.15K files
3.08K links
/مالی و اقتصاد و فلسفه سیاسی/مقاله و کتاب‌ و ویدیو/

📚E-Library
@UTfinance

ارتباط با ادمین:
@UTfinanceAdmin

📌فایل‌هایی که در کانال منتشر می‌شوند یا با موافقت مؤلف و ناشر منتشر شده‌اند، یا پیش از این به طور گسترده در دسترس همگان بوده‌اند.©
Download Telegram
معرفی و بررسی کتاب «اقتص...
انجمن علمی اقتصاد دانشگاه تهران
🎧 معرفی و بررسی کتاب «اقتصاد، قانون و سیاست: مهم‌ترین ایده‌های جیمز بوکانان»

👤 مانی بشرزاد

◽️@utfinance◽️
4👍2
◽️ رویداد

سیاست، فلسفه سیاسی و شهروند
/بازگشت به عقل عقلائی در اندیشه ایرانی/

👤 ابراهیم صحافی، پژوهشگر تاریخ اندیشه

📌 فرهنگان پاسداران

🗓  جمعه ۲۸ دی ۱۴۰۳
ساعت ۱۰:۳۰ صبح


آدرس کتابفروشی «فرهنگان پاسداران»:

سه راه ضرابخانه خیابان ناطق نوری (زمرد) روبروی دشتستان پنجم. طبقه فوقانی فروشگاه سپه.

📌 حضور برای همه آزاد و رایگان است

◽️@utfinance◽️
👎2👍1
Mantre-8.pdf
1.2 MB
📕 مجله

مانتره

«به نام تمرکززدایی، به کام نابودی ایران»

شماره‌ی هشتم گاهنامه‌ی علمی-فرهنگی مانتره به صاحب‌امتیازی کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران با محوریت واکنش به سخنان معاون اول رئیس‌جمهور منتشر شد.


یادداشت ۱۵ استاد دانشگاه و پژوهشگر برجسته در واکنش به سخنان آقای محمدرضا عارف، معاون اول ریاست جمهوری درباره‌ی اختیارات استانداران و ایده‌ی فدرالیسم

نویسندگان:

حمید احمدی
احسان هوشمند
اصغر دادبه
کوروش احمدی
مهدی ذاکریان
آرش رییسی‌نژاد
سید عبدالامیر نبوی
مهدی تدینی
حامد زارع
حسین(سالار) سیف‌الدینی
عارف مسعودی
محمدعلی بهمنی قاجار
محمدرضا پاسبان
احسان موحدیان
اشکان زارع


۲۵ دی‌ماه ۱۴۰۳

منبع: کانون ایران‌شناسی دانشگاه تهران @iranshenasi_ut

◽️@utfinance◽️
👍14👎111🤬1
Finance & Economics
Mantre-8.pdf
📄 یادداشت

بوزینه را چه به نجاری!

👤 اشکان زارع

منتشر شده در نشریه مانتره


بوزینه‌ای، درودگری را دید که بر چوبی نشسته آن را می‌برید و دو میخ درشت یکی بر شکاف چوب فرو کوفتی تا بریدن آسان گشتی و راه برای آمد و شد ارّه آسان شدی و، چون شکاف از حدّ معینی گذشتی دیگری را بکوفتی و میخ پیشین را برآوردی. بوزینه تفرّج می‌کرد، ناگاه نجّار در انتهای کار برای حاجتی برخاست و برفت. بوزینه به جای نجار بر چوب نشست و از آن جانب که چوب بریده شده بود خصیتین او بر شکاف چوب اندر شد. بوزینه آن میخ را که در پیش کار بود از شکاف چوب برکشید. پس شکاف چوب دو شق چوب را به هم پیوست. خصیتین بوزینه در میان چوب محکم بماند. مسکین بوزینه ناله آغاز کرد و همی گفت:
آن به که در جهان، همه کس کار خود کند * آن کس که کار خود نکند، نیک بد کند.
کلیله و دمنه

گفته شده، مجالس استانی تصمیم بگیرند و استاندار هم رئیس جمهور استان شود؛ دلیل هم ناکار آمدی دولت بزرگ دانستهاند. گمانشان این است که با تأسیس دول استانی دولت مرکزی کوچک میشد. سی و یک استان را میخواهند دست دولتهای محلی بسپارند، تا ناکارآمدی دولت را به مثابه State البته، از میان بردارند. در حالی که هم چنان نه از آزادی اقتصادی صحبت میشود و نه از حقوق شهروندی شهروندان بی حقوق ایران سخنی در میان است. ما که میدانیم الان یک دولت نا کارآمد فرمان میدهد، حالا میخواهند هر استان را یک دولت ناکارآمد هدایت کنند و همگیشان هم گوش به فرمان دولت ناکارآمد تر مرکز شوند. این برایم شوخی است؛ چند خط بالا هم به سیاق سخنان مضحک ایراد شده به شوخی برگزار کردم. اما ایران در خطر است. ایران مدتی است که در دستهای مهندسی گرفتار است؛ مهندسانی که میخواهند همه چیز را مهندسی کنند. دولت فخیمه ایران در طول تاریخ دولتی بوده که مبنای سرزمینی داشته است. دولتی یکپارچه بوده که در تاریخ ایران بر سرزمین ایران حکم میرانده است؛ آلمان اگر فدرال است؛ آمریکا اگر فدرال است، دلیل دارد. آنها به دنبال تأسیس دولت مقتدر یک فدراسیون درست کردند. و این گونه ذیل یک دولت بزرگ و قدرتمند در آمدهاند. هیچ عقل عاقلی، نمیگوید من یک قدرت سرزمینی واحد دارم که قرنها در  دولت فخیمه ایران نمود داشته است؛ حال میخواهم آن را کوچک کنم؛ میخواهم از وحدتی نام بخش به کثرتی بیسر و ته بروم. به نظرشان شیک هم هست؛ پایتخت هم میبرند مکران به دریا و آب نزدیک است. لابد فکر میکنند که آب شیرین کن میگذارند آنجا و همین بحران آب را حل میکند. چقدر راحت!
مدنیت میگوید در دوران جدید به روایت نیاز دارید. اما آنان که سخنان مورد بحث ما را گفتهاند، نمیدانند که پایتخت نیازمند تاریخ است؛ نیازمند روایت است. پایتخت باید یک جایی باشد. پایتخت باید قصه داشته باشد. باید اهالی داشته باشد.  همه آنچه که به زبان قصه گفتم البته جهت ساده سازی، خبر میدهد که در ایران بزرگترین بحران پیش رو ناترازی منابع انسانی است. هیچ عقلی اگر مختصر آشنایی با مناسبات سیاسی و مدنی جدید داشته باشد از این حرفها نمیزند. اگر هم بزند وقتی بفهمد اشتباه است دیگر تکرارش نمیکند. در اینجا اما پافشاری هم میکنند. لابد ژنشان خوب است ما که نمیدانیم.
زبان ما مو در آورد از بس توضیح دادیم که فدرالیسم چیست؛ اینجا دیگر نمیگویم. اما دست از سر ایران با این ترهات ذهن مخدوشتان بردارید، تمدن و تاریخی هفت هزار ساله در خطر است.
استاد فقیدم درست میگفت در ایران همه چیز متولی دارد جز ایران.

کانال اشکان زارع: https://t.me/iranpazhohi

◽️@utfinance◽️
👍13👎4
📄 یادداشت

آیا میزس ادامه دهنده راه منگر بود؟

لودویگ فون میزس خود را وارث واقعی ایده‌های کارل منگر می‌دانست، اما با این حال به طور انتقادی با بسیاری از نظرات منگر، مواجه می‌شد. میزس او را به عنوان پیشگام در زمینه اقتصاد می‌دید و بسیار به او احترام می‌گذاشت، اما همچنین آنچه را که به نظرش اشتباهات و حوزه‌هایی بود که نیاز به توسعه بیشتر داشت، شناسایی کرد.

میزس منگر را به عنوان بنیانگذار مکتب اتریشی اقتصاد معرفی می‌کرد. کارهای منگر پایه و اساس نظریه‌های میزس بود و میزس خود را ادامه دهنده سنتی می‌دانست که منگر آغاز کرده بود. میزس همچنین منگر را به عنوان یک روش‌شناس می‌دید.

میزس بسیاری از نظرات و ایده‌های خود را بر اساس نظریه ارزش ذهنی منگر بنا نهاد، که بیان می‌کند پدیده‌های اقتصادی از ارزیابی‌های ذهنی فردی ناشی می‌شوند. میزس مفهوم ماژینالیسم منگر را پذیرفت. این مفهوم سنگ بنای رویکرد مکتب اتریشی به اقتصاد است. با این حال، میزس از تعریف منگر از ارزش به عنوان یک رابطه دو جانبه بین یک فرد و یک کالا انتقاد کرد و در عوض استدلال کرد که ارزش یک رابطه سه جانبه است که شامل یک فرد و دو کالای در حال مقایسه است. از نظر میزس، ارزش از عمل انتخاب بین دو گزینه به وجود می‌آید، بنابراین ارزش‌گذاری ذهنی بر اساس ترجیح است. میزس احساس می‌کرد که مفهوم ارزش منگر مبهم است. میزس همچنین اشاره کرد که منگر بین خواسته‌های واقعی و خیالی تمایز قائل شده و از این تمایز نیز انتقاد کرد.

میزس معتقد بود که منگر در نظریه ارزش خود مرتکب برخی اشتباهات شده است. میزس به صراحت از نظریه ارزش منگر انتقاد می‌کند و خاطرنشان می‌کند که نیاز به روشن شدن و بازگویی دارد. به طور خاص، او با نظر منگر مبنی بر اینکه خواسته‌ها تقریباً حقایق فیزیولوژیکی هستند، مخالف بود. هدف میزس پالایش نظریه ارزش از این اشتباهات بود.

میزس منگر را مدافع نوع خاصی از نظریه مبتنی بر دانش ضروری، نه احتمالی، می‌دانست. میزس خود را با رویکرد منگر به نظریه و علاقه او به آنچه منگر «قوانین دقیق» می‌نامید که نیازی به تأیید تجربی نداشت، همسو می‌دانست. میزس معتقد بود که منگر می‌فهمید که اقتصاد باید به عنوان بخشی از رشته گسترده‌تری که به کنش انسانی مربوط می‌شود، در نظر گرفته شود.

پراکسیولوژی

میزس با تکیه بر کار منگر، یک علم کلی کنش انسانی به نام پراکسیولوژی را توسعه داد. میزس اقتصاد را بخشی از این نظریه جامعه شناختی فراگیرتر می‌دانست.

میزس خود را وارث واقعی منگر در «جدال روش‌ها»، نزاعی بر سر روش‌ها بین مکتب اتریشی و مکتب تاریخی آلمان می‌دانست. میزس معتقد بود که جدال روش‌ها تمام نشده است و موضع منگر در مورد ماهیت نظریه هنوز مهم است. میزس در این اختلاف با منگر همسو بود و از رویکرد منگر در برابر ادعاهای تاریخ گرایانه مکتب تاریخی آلمان دفاع می‌کرد.

نظریه پول

میزس اعتبار نظریه پراکسیولوژیکی غیرقابل انکار در مورد منشأ پول را به منگر داد، که توضیح می‌داد چگونه پول از طریق کنش فردی پدید آمده است. میزس بر نظریه پول منگر صحه گذاشت و آن را در کارهای خود به کار برد.

میزس تشخیص داد که منگر، به همراه بوم باورک و فون ویزر، نظریه اقتصادی را بر مبنای محکمی قرار داده‌اند. میزس به منگر و پیروانش اعتبار داد که درک کرده‌اند اقتصاد باید برای همه کنش‌های انسانی به کار گرفته شود، نه فقط قیمت‌های بازار.

میزس معتقد بود که ایده‌های منگر هنوز هم علاقه عمومی را برمی‌انگیزد، در حالی که معاصرانش بیشتر به فراموشی سپرده شده‌اند. او خاطرنشان کرد که هر کسی که با اقتصاد سروکار دارد باید با نظریه ارزش ذهنی منگر کنار بیاید. میزس می‌دید که منگر اهمیتی بسیار بیشتر از معاصران خود به دست آورده است.

◽️@utfinance◽️
👍8😱2👌1
◽️ رویداد

ناسیونالیسم چیست و چگونه وارد ایران شد؟

👤 فرهاد سلیمان‌نژاد

از سلسله نشست‌های ایران کجاست
با مشارکت روزنامه آسیا و موسسه آتوسا

◽️@utfinance◽️
nilimomenidebate.pdf
514.8 KB
📄 متن مناظره مسعود نیلی و فرشاد مومنی

چه کسی مقصر بالارفتن قیمت ارز است؟

📕 ماهنامه اندیشه پویا / شماره ۹۴ / دی و بهمن ماه ۱۴۰۳

در هفته‌‌های اخیر شاهد بالا رفتن نرخ ارز بوده‌ایم؛ اتفاقی که آن را برخی اقتصاددانان شوک درمانی می‌خوانند و برخی اقتصاددانان تحمیل واقعیت به سیاست‌گذار. اما واقعیت ماجرا نشان از تکرار الگویی ثابت دارد. سیاست گذار از یک سو مجبور به واقعی کردن نرخ ارز ترجیحی و تخصیصی و حرکت به سمت ارز تک نرخی است تا از فساد ناشی از تفاوت قیمت‌ها بکاهد و از دیگر سو در برابر بالارفتن نرخ ارز مقاومت می‌کند چنان که در روز‌های گذشته بانک مرکزی با مسدود کردن حساب صرافی‌های ارز دیجیتال در برابر تبدیل شدن ریال به دلار ایستادگی نشان داد و با تزریق‌های بیشینه ارز و طلا به بازار سعی در کنترل تقاضا در بازار را داشت. در گفتگویی که می‌خوانید دو اقتصاددان که دو جریان متفاوت اقتصادی در ایران را نمایندگی می‌کنند مقابل هم نشسته‌اند و به مباحثه در این باره پرداخته‌اند.

◽️@utfinaance◽️
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 نیویورک در سال‌های ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۴
(۱۲۷۷ تا ۱۲۸۳ شمسی)

این تصاویر در کتابخانه کنگره آمریکا نگهداری می‌شود و با کمک هوش مصنوعی رنگ آمیزی شده است.

◽️@utfinance◽️
👍63
📄 مقاله

لس‌آنجلس در آتش قیمت‌گذاری سوخت

آتش‌سوزی اخیر در شهر لس‌آنجلس آمریکا واکنش‌های زیادی را برانگیخت. برآوردها حاکی از آن است که این حادثه گران‌ترین آتش‌سوزی تاریخ آمریکا محسوب می‌شود. انتشار تصاویر آخرالزمانی از نابودی شهر و رها شدن خودرو‌های گران‌قیمت موجب شد تا آتش‌سوزی در ایالت کالیفرنیا و مباحث مرتبط با آن در صدر اخبار قرار بگیرند. یکی از این نکات، عدم برخورداری بسیاری از خانه‌های خسارت‌دیده از بیمه آتش‌سوزی است. یک مطالعه نشان می‌دهد که مقررات صنعت بیمه با سرکوب قیمتی خدمات این صنعت و مداخله مستقیم در قراردادها، شرکت‌های بیمه را از بخش‌هایی مانند بیمه آتش‌سوزی و حوادث طبیعی خارج کرده است. بر این اساس، شهر فرشتگان نه تنها با آتش دست و پنجه نرم می‌کند، بلکه با مقررات ناکارآمد بازار بیمه متحمل زیان‌های هنگفتی شده است.

◽️@utfinance◽️
👎6👍5👌3
📄 یادداشت

شباهت مارکسیسم با نازیسم چیست؟

لودویگ فون میزس، اندیشمند بزرگ اتریشی، معتقد بود مارکسیسم و ​​نازیسم اشکالی از سوسیالیسم هستند، علی‌رغم اینکه در ظاهر متفاوت به نظر می‌رسیدند. او استدلال می‌کند که هر دو سیستم دارای ویژگی اقتصادی «کنترل دولت بر تولید و توزیع» هستند.

میزس تاکید می‌کند که عنصر اصلی سوسیالیسم «کنترل کامل دولت بر تولید و توزیع» است. به گفته میزس، آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی هر دو با این تعریف مطابقت دارند.

میزس معتقد بود نازی‌ها مارکسیسم را رد می کنند، نه به خاطر اهداف سوسیالیستی آن، بلکه به این دلیل که ادعا می‌کنند مارکسیسم طرفدار انترناسیونالیسم است. میزس می‌نویسد که انترناسیونالیسم مارکس بر این ایده استوار بود که ملت‌های آزاد تمایلی به تسخیر همسایگان خود ندارند، ایده‌ای که البته فقط در یک جامعه بازار آزاد صادق است.

میزس بیان می‌کند که نازی‌ها و مارکسیست‌ها هر دو هدف یکسانی دارند که «کنترل» است. آنها ممکن است با یکدیگر بجنگند، اما این به این دلیل است که برای رسیدن به یک هدف در حال رقابت هستند.

میزس انکار نمی‌کرد که علی‌رغم شباهت بسیار، مارکسیسم و ​​نازیسم با یکدیگر در تضاد هستند. او خاطرنشان می‌کند که در یک جامعه سوسیالیستی، اقلیت‌های سیاسی در موقعیت بسیار آسیب پذیری قرار خواهند گرفت. میزس از این ایده سوسیالیستی انتقاد می‌کند که در دنیای سوسیالیستی هیچ درگیری وجود نخواهد داشت.

میزس به رابطه نزدیک بین سوسیالیسم و ​​میلیتاریسم اشاره می‌کند که اغلب در برنامه‌های سوسیالیستی که به دنبال سازماندهی دولت بر اساس الگوی ارتش هستند منعکس می‌شود.

مارکسیسم و ​​نازیسم، به گفته میزس، هر دو توسط نفرت از سرمایه داری و تجارت آزاد هدایت می‌شوند. میزس استدلال می‌کند که مداخله گرایی گامی به سوی سوسیالیسم است. او استدلال می‌کند که بسیاری به دنبال راه میانه‌ای بین سرمایه‌داری و سوسیالیسم هستند، اما نظم بازار مختل شده ناگزیر به سوسیالیسم می‌انجامد.

میزس استدلال می‌کند که هر دو ایدئولوژی مارکسیسم و نازیسم از ذهنیت ضد سرمایه‌داری سرچشمه می‌گیرند و چون مزایای بازار آزاد را نادیده می‌گیرند منجر به پیشرفت یا رونق نمی‌شوند.

◽️@utfinance◽️
👍14👎3
📄 یادداشت

👤 محمد ایمانی

در سال ۱۹۱۹ لودویگ فُن میزس کتاب «ملّت، ‌دولت و اقتصاد» را منتشر کرد. بخش عمده و اصلی کتاب بررسی دلایل وقوع جنگ بزرگ (جنگ جهانی اول) است. میزس با تعریف Nation شروع می‌کند: ملّت اجتماعی از افرادی است با زبان مشترک طبیعی. (ص. ۱۰) میزس می‌‌نویسد: یک اجتماع زبانی همزمان یک ملّت طبیعی است. (ص. ۲۸)

بر اساس تعریف میزس، او عضو ملّت آلمانی‌ز‌بان بود که بخشی از آن تحت سلطهٔ دولت آلمان بود و بخشی تحت سلطهٔ امپراتوری اتریش-مجارستان. یعنی او ملیّت مشترک با مردم تبعهٔ دولت آلمان داشت، اما خودش تبعهٔ دولتی چندملیّتی بود، یعنی با مردمانی غیر از ملیّت خودش تابعیّت مشترک یک دولت را داشت.

میزس بر دولت‌های چندملیّتی متمرکز می‌شود و می‌گوید در این دولت‌ها تعارضات و ستیزهایی بوجود می‌آید که منجر به سرکوب ملیّت‌ها می‌شود: یا اکثریت در قالب دموکراسی ملیّت‌های اقلیت را سرکوب می‌کند یا اقلیت در قالب پادشاهی ملیّت‌هایی که اکثریت را تشکیل می‌دهند سرکوب می‌کند، زیرا در کشورهای چندملیّتی، چند ملّت زیر سلطهٔ یک قدرت مرکزی درمی‌آیند (ص. ۳۶). میزس در کتاب تأکید می‌کند رایش دویچلند (آلمان) دولتِ ملّتِ آلمان نبود، بلکه دولت شاهان و شهریاران و حاکمان دولت‌های آلمانی بود که ۱۸۷۱ ذیل یک نظام سیاسی جدید در قالب امپراتوری دویچلند متّحد شدند. اینجا میزس می‌خواهد روی این ویژگی رایش آلمان تأکید کند که ناسیونالیسم آن، ناسیونالیسمِ شاهان و قیصر در پادشاهی فدرال دویچه رایش بود. میزس همزمان شاید نخستین نقد به دموکراسی به مثابهٔ استبداد اکثریت را به زبان آلمانی مطرح می‌کند: اینکه اگر این رایش‌ها دموکراتیک شوند (کمااینکه سال ۱۹۱۸ جمهوری آلمان و اتریش تأسیس شدند) سرکوب ملیّت‌ها به پایان نمی‌رسد، بلکه اکثریت به صورت دموکراتیک دست به سرکوب ملیّت‌های دیگر ساکن در آن سرزمین می‌زند.

کتاب میزس سال ۱۹۱۹ منتشر شد. یعنی زمانی که او مشغول نوشتن کتاب بود هنوز پادشاهی‌های آلمانی‌زبان کاملا ساقط نشده بودند، جمهوری آلمان و اتریش تأسیس نشده بودند و هیتلر نیز به قدرت نرسیده است. یعنی نظم سیاسی در آلمان و اتریش-مجارستان هنوز دولت‌ امپراتوری (Imperial-State) بود نه همچون فرانسه دولت-ملّت (Nation-State). میزس نه تنها ریشه‌های جنگ جهانی اوّل را تشخیص داده بود، بلکه پیشاپیش ریشه‌های جنگ جهانی دوم را هم دیده بود: ناسیونالیسم. میزس صریحاً می‌نویسد: میلیون‌ها کُشته و زخمیِ فاجعهٔ جنگ جهانی چیزی را تغییر نداده است!

میزس با تعریفی که از ملّت به عنوان واحد سخن‌گویان به یک زبان به دست می‌دهد، از «ناسیونالیسم لیبرال» سخن می‌گوید و منظور خود از آن را شرح می‌دهد: ناسیونالیسم لیبرال، صلح‌جوست، یعنی ملّت‌ها چیزی (میزس زبان را مثال می‌زند) را به یکدیگر تحمیل نمی‌کنند و یکدیگر را سرکوب نمی‌کنند. در برابر ناسیونالیسم لیبرال که همزیستی مسالمت‌آمیز «ملّت‌های طبیعی» کنار یکدیگر است، میزس از ناسیونالیسم دولتی سخن می‌گوید، ناسیونالیسمی که در ذات خود نظامی/میلیتاری است. در این نوع از ناسیونالیسم در سرزمین‌های چندملیّتی یعنی چندزبانی، یک اقلیت یا اکثریت، ملیّت‌های دیگر را به سلطهٔ بیگانه (ملّت دیگر) در می‌آورد. میزس می‌نویسد: کسی که مجبور است قوانینی را اطاعت کند که در شکل‌گیری آنها نقشی نداشته است، کسی که باید سلطهٔ حکومتی را بر خود تحمّل کند که خود در ساخته شدن آن تأثیری نداشته است، به معنای سیاسی کلمه آزاد نیست (unfrei=برده) و به معنای سیاسی کلمه حقی ندارد (rechtlos) حتی اگر در حوزهٔ خصوصی خود تحت حمایت [آن دولت] باشد. (ص. ۳۷) میزس مسئلهٔ آموزش را مثال می‌زند و می‌گوید در ناسیونالیسمِ دولتی در سرزمین‌هایی که ملیّت‌های گوناگونی (مردمانی که با زبان‌های گوناگون سخن می‌گویند) زندگی می‌کنند، این پرسش که چه زبانی باید زبان آموزش باشد، چون طبیعی و خودجوش و به اختیار خود مردمان نیست، بلکه از سوی دولت‌ها تعیین می‌شود، تبدیل به مسئله‌ای‌ سرنوشت‌ساز برای این ملّت‌ها می‌شود: دولت‌ها از طریق مدرسه/نظام آموزشیِ دولتی فرزندان را نسبت به ملیّت والدین‌شان بیگانه می‌کنند و مدرسه را به عنوان ابزاری برای سرکوب ملیّت‌ها قرار می‌دهند.

◽️@utfinance◽️
👏63👎3
📄 یادداشت

چرا چپ‌های ایرانی از ملی‌گرایی و ایران بیزارند

🏛 اندیشکده مسائل ایران

چپ ایرانی در چند سال اخیر سعی کرده است که ملی‌گرایی درحال‌رشد ایرانی را با برچسب رشد فاشیسم در ایران به‌عنوان یک تهدید معرفی کند. آن‌ها با بزرگنمایی چند ناسزا و جمله‌ی پرخشم در دوران استیلای یک حکومت فاشیستی نسبت به شکل‌گیری بنیادهای خشونت در جامعه ایران هشدار می‌دهند و فارغ از نادیده‌گیری نقش چپ ایرانی در شکل‌گیری این وضعیت، به‌روی خود هم نمی‌آورند که چپ‌ها در سراسر جهان و در طول تاریخ شیفته‌ی سلاح و ترور بوده‌اند. چنان پریشان شده‌اند که گویی ملی‌گرایان زیر فشار و سرکوب ایرانی حکومتی چون شوروری دوران استالین در اینجا ساخته‌اند!

کسانی که به هر بهانه‌ای به همه میراث تمدنی ایران و زبان فارسی و گنجینه‌های آن حمله می‌کنند، برآشفته‌اند که جامعه ایران قدر چند نویسنده و شاعر چپ‌گرای معاصر را نمی‌داند. در نمونه‌ای جالب بیانیه‌ای با عنوان جمعی از روشنفکران احتمالاً با جمع‌آوری فله‌ای اسامی در چند گروه تلگرامی منتشر شده است. مضحکه‌ی خودروشنفکردانی این جمع شناس و ناشناس وقتی نمایان‌تر می‌شود که میزان علاقه آن‌ها به استالین، مائو و کاسترو آشکار شود و سابقه‌ی یک عمر حمایت آن‌ها از تروریست‌های فلسطین، قذافی و اشغالگری روسیه و جنایت‌های بیشمار کمونیسم در جهان را بدانیم.

◽️@utfinance◽️
👍14👎62
منشور آزادی دینی در ویرجینیا.pdf
895.5 KB
📚 کتاب

منشور آزادی دینی در ویرجینیا

👤 توماس جفرسون

📎 PDF - فارسی

توماس جفرسون (١٧٤٣ ـ ١٨٢٦) سومین رئیس جمهور ایالات متحده و نویسنده اصلی بیانیه استقلال و یکی از مدافعان سرسخت آزادی مذهبی بود. جفرسون منشور «وضع آزادی دینی در ویرجینیا» (A Bill for Establishing Religious Freedom in Virginia) را در سال ١٧٧٧ به رشته تحریر درآورد؛ ولی این منشور تا سال ١٧٨٦ به تصویب این ایالت نرسید.

◽️@utfinance◽️
2👏2
📄 بیانیه نامگذاری 16 ژانویه به نام «روز آزادی ادیان» در سال 2018

👤 دونالد ترامپ

من، دونالد جی. ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، به موجب اختیاری که بر اساس قانون اساسی و قوانین ایالات متحده به من تفویض شده است، بدین وسیله 16 ژانویه 2018 را به عنوان روز آزادی مذهبی اعلام می‌کنم.

من از همه آمریکایی‌ها می‌خواهم که این روز را با رویدادها و فعالیت‌هایی گرامی بدارند که میراث مشترک ما از آزادی مذهبی را به ما یادآوری می‌کند و به ما می‌آموزد که این نعمت را هم در داخل و هم در خارج از کشور تضمین کنیم.


◽️@utfinance◽️
7👎1
📄 یادداشت

ضرورت بازخوانی تاریخ: نقش فدائیان اسلام

👤 عباس آخوندی

ظهور جریان فدائیان اسلام در دهه‌ی 20 خورشیدی و بلا فاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم و تبعید رضا شاه و نقشی که آنان در صحنه‌ی سیاسی ایران ایفا کردند پدیده‌ی تاریخی مهمی است که نمی توان به‌سادگی از کنار آن گذشت. به‌ویژه از آن‌رو که این جریان فکری از یک سوی رهگذر جریان‌یابی اندیشه‌ی اخوانی به درون جهان تشیع و صحنه‌ی سیاسی ایران بود. و برای مدت‌ها سایه‌ی آن بر جریان‌های احیاگری و اصلاحی اندیشه اسلامی و شیعی در ایران سنگینی می‌کرد و می‌کند. و از سوی دیگر، این جریان و علاقمندان آن در تحولات سیاسی قرن بیستم ایران نقش مستقیمی داشته است.

هرچند ساختار و تشکیلات فدائیان اسلام در دهه‌ی 30 و پس از اعدام مرحوم نواب صفوی تقریبا متلاشی شد، لیکن، باقیماندگان این تشکیلات و علاقمندان راه و ورش آنان و دلبستگان به سید قطب و جریان اخوانی در فرایند انقلاب اسلامی و پس از آن نقش موثری ایفا کردند. و هم‌اکنون نیز مسلک و روش آنان تا حد زیادی بر بخش‌هایی از حاکمیت غلبه دارد. از این رو، فهم این جریان با درک درست ما از چرایی وضع موجود و راه برون رفت ایران از تنگناهای موجود ارتباط مستقیمی دارد.

آگاهیم که مواضع جریان‌های دینی و سیاسی نسبت به این جریان از بدو تاسیس آن متفاوت بوده‌است. مشهور است که مرحوم آیت‌الله بروجردی نگاه مثبتی به این جریان نداشته است. در حالی‌که مرحوم کاشانی با آنان همکاری می‌کرده است؛ حال یا به صورت اعتقادی و یا به صورت همکاری مقطعی و سیاسی. و نشانی از تایید آنان از سوی مرحوم امام خمینی وجود ندارد. در جریان کودتای 28 مرداد 32 هرچند فدائیان نقش مستقیمی نداشته‌اند، لیکن اطلاعیه مرحوم نواب در فاصله‌ای کمتر از ده روز در شهریور همان سال و مخالفت آشکار به مرحوم مصدق، به‌نحوی هم‌راهی و هم‌دلی با کودتاچیان را تداعی می‌کند.

من در این جستار در پی اثبات هیچ نظریه‌ای نیستم. تنها در پی عبرت‌گیری از بازی‌گری جریان‌های افراطی هستم. می‌خواهم بفهمم که چگونه آنان از یک سوی در راه تحقق اهداف به‌ظاهر دینی خود حتی دست به اسلحه می‌برند؟ و از سوی دیگر با جریان‌هایی چون کودتا 32 به نحوی هم‌دلی می‌کنند؟ آیا تاریخ تکرار می‌شود؟

📌 مقاله زیر که توسط جناب دکتر کریم سلیمانی دهکردی استاد محترم تاریخ دانشگاه شهید بهشتی تدوین شده حاوی نکاتی انتقادی به مواضع نواب صفوی به کوتای 28 مرداد 1332 است. من البته برای خود صلاحیت نقد در این ارتباط قائل نیستم. لیکن، به عنوان یک سیاست‌مدار، این نوشته برای من حائز اهمیت فراوان است. این مقاله ناظر بر یک پرهیز ملی سترگ است که باید بدان توجه کرد. تا دوستانی که می‌خوانند چه نظری داشته باشند. خرسند می‌شوم که دوستان در بحث مشارکت کنند.

🔗 متن مقاله را اینجا بخوانید


◽️@utfinance◽️
👎1👌1