رساله-یک-کلمه.pdf
3.2 MB
📕 کتاب
یک کلمه
👤 میرزا یوسف خان مستشارالدوله
رساله یک کلمه اثر میرزا یوسف خان تبریزی ملقب به مستشارالدوله، یکی از نخستین تلاشهای روشنفکران ایرانی برای ایجاد حکومت قانون و مشروطه است. این کتاب در پیدایش جنبش مشروطه نقش داشته و از منابع بحث انجمنهای سری دوره مشروطه بوده است.
رساله «یک کلمه» تفسیری است بر اصلیترین مواد از اصول قانون اساسی فرانسه (مقدمهٔ قانون اساسی پس از انقلاب ۱۷۸۹). مستشارالدوله از پیشروان و آزادیخواهان دوره ناصرالدینشاه و از همفکران میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا ملکم خان بود.
◽️@utfinance◽️
یک کلمه
👤 میرزا یوسف خان مستشارالدوله
رساله یک کلمه اثر میرزا یوسف خان تبریزی ملقب به مستشارالدوله، یکی از نخستین تلاشهای روشنفکران ایرانی برای ایجاد حکومت قانون و مشروطه است. این کتاب در پیدایش جنبش مشروطه نقش داشته و از منابع بحث انجمنهای سری دوره مشروطه بوده است.
رساله «یک کلمه» تفسیری است بر اصلیترین مواد از اصول قانون اساسی فرانسه (مقدمهٔ قانون اساسی پس از انقلاب ۱۷۸۹). مستشارالدوله از پیشروان و آزادیخواهان دوره ناصرالدینشاه و از همفکران میرزا حسین خان سپهسالار و میرزا ملکم خان بود.
◽️@utfinance◽️
👍6❤1👌1
ebook@utfinance.pdf
1.4 MB
📚 کتاب
مکتوبات
👤 میرزا فتحعلی آخوندزاده
◽️ رسالهٔ مکتوبات کمالالدوله به شاهزاده جمالالدوله یا به طور خلاصه مکتوبات نام کتابی است که توسط میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۲۴۴ خورشیدی (۱۲۸۲ ه.ق یا ۱۸۶۵ م) نوشته شدهاست. مکتوبات را میتوان مقدمهای بر جریان روشنفکری در ایران دانست. این کتاب هیچگاه در ایران منتشر نگردید، اما بعد از مرگ آخوندزاده متن فارسی آن در سال ۱۹۸۵ میلادی توسط نشریات علم در باکو منتشر شد.
◽️ جوهر رسالهٔ مکتوبات انتقاد بر سیاست و دیانت، یعنی مهمترین بنیادهای اجتماعی دوران قاجار است و انگیزهٔ وی به گفتهٔ خودش «پرورش هشیاری تاریخی است نسبت به گذشته، و ایجاد تفکر ملی و اصلاح و ترقی جامعه است در حال و آینده، تا استبداد سیاسی تغییر پذیرد و مشروطیتِ حکومت و حکومتِ قانون جایگزین آن گردد».
◽️@utfinance◽️
مکتوبات
👤 میرزا فتحعلی آخوندزاده
◽️ رسالهٔ مکتوبات کمالالدوله به شاهزاده جمالالدوله یا به طور خلاصه مکتوبات نام کتابی است که توسط میرزا فتحعلی آخوندزاده در سال ۱۲۴۴ خورشیدی (۱۲۸۲ ه.ق یا ۱۸۶۵ م) نوشته شدهاست. مکتوبات را میتوان مقدمهای بر جریان روشنفکری در ایران دانست. این کتاب هیچگاه در ایران منتشر نگردید، اما بعد از مرگ آخوندزاده متن فارسی آن در سال ۱۹۸۵ میلادی توسط نشریات علم در باکو منتشر شد.
◽️ جوهر رسالهٔ مکتوبات انتقاد بر سیاست و دیانت، یعنی مهمترین بنیادهای اجتماعی دوران قاجار است و انگیزهٔ وی به گفتهٔ خودش «پرورش هشیاری تاریخی است نسبت به گذشته، و ایجاد تفکر ملی و اصلاح و ترقی جامعه است در حال و آینده، تا استبداد سیاسی تغییر پذیرد و مشروطیتِ حکومت و حکومتِ قانون جایگزین آن گردد».
◽️@utfinance◽️
👍4❤2👌1
📄 مقاله
الحاق کانادا مانند اضافه کردن یک کالیفرنیای دوم است
👤 رایان مک میکن / انستیتو میزس
◽️@utfinance◽️
الحاق کانادا مانند اضافه کردن یک کالیفرنیای دوم است
👤 رایان مک میکن / انستیتو میزس
◽️@utfinance◽️
Telegraph
الحاق کانادا مانند اضافه کردن یک کالیفرنیای دوم است
دونالد ترامپ خواستار مرز باز با کانادا است. حداقل، این چیزی است که اگر ترامپ تمایل اعلام شده خود برای الحاق کانادا به عنوان ایالت پنجاه و یکم را اجرا کند، رخ خواهد داد.
👍11👎1
📄 یادداشت
یادداشت مختصری در مورد پیشنهاد تاریخی رئیس جمهور آرژانتین، خاویر میلی
👤 خسوس هوئرتا دسوتو
استاد اقتصاد دانشگاه ری خوان کارلوس
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
یادداشت مختصری در مورد پیشنهاد تاریخی رئیس جمهور آرژانتین، خاویر میلی
👤 خسوس هوئرتا دسوتو
استاد اقتصاد دانشگاه ری خوان کارلوس
خاویر میلی، رئیس جمهور جمهوری آرژانتین، اعلام کرده است که قصد دارد طرحی قانونی ارائه کند تا اعلام نماید که برای دولت و بانک مرکزی، تبدیل کسری بودجه عمومی به پول و ایجاد تورم، جرمی غیر قابل مرور زمان است.
بر این اساس، سران کشور و رؤسای دولتها، وزرا، مقامات بانک مرکزی و نمایندگانی که به نوعی در تصمیم گیری، ترویج یا مشارکت در خلق پول و تأمین مالی تورمی کسری بودجه عمومی نقش دارند، به عنوان مجرم محاکمه و مجازات خواهند شد.
بهعلاوه، این اقدامات به عنوان جرائم غیرقابل مرور زمان اعلام خواهند شد و بنابراین، حتی اگر -به دلیل تغییرات سیاسی احتمالی در آینده- این قانون لغو شود، احیای بعدی آن به طور خودکار به معنای پیگرد و محکومیت افرادی است که در سیاستهای تورمی دست داشتهاند. به طور خلاصه، هدف این است که از پیش، عمل هر مقام، کارمند دولتی یا سیاستمداری را که ممکن است در آینده تصمیم بگیرد برای تأمین مالی و دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی یا هر هدف دیگری به تورم متوسل شود، دلسرد کند.
در زیر، نگاهی خواهیم داشت به خسارات عظیمی که چاپ پول و تأمین مالی تورمی کسری بودجه عمومی وارد میکند. این آسیب به وضوح جرم انگاری و مجازات شدید همه کسانی را که به طور مستقیم یا غیرمستقیم، مروج، همکار یا مشارکت کننده اصلی در اقدامات تورمی میشوند، توجیه میکند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
Telegraph
یادداشت مختصری در مورد پیشنهاد تاریخی رئیس جمهور آرژانتین، خاویر میلی
خاویر میلی، رئیس جمهور آرژانتین، اعلام کرده است که قصد دارد طرحی قانونی ارائه کند تا اعلام نماید که برای دولت و بانک مرکزی، تبدیل کسری بودجه عمومی به پول و ایجاد تورم، جرمی غیر قابل مرور زمان است. بر این اساس، سران کشور و رؤسای دولتها، وزرا، مقامات بانک…
👍11⚡2
👎10👍7👏2
📄 یادداشت
مومن و ساقی و قیمت دلار
👤 امیرحسین خالقی
در قرن بیستم باپتیستها و دیگر مسیحیان انجیلی (اونجلیکال) به دلایل مذهبی به شدت مایل به محدود شدن فروش الکل در روزهای یکشنبه بودند. چنین قوانینی علی الظاهر خیلی به سود ساقیجماعت نبود، اما از قضا همین محدودیت بر رونق کسب و کار آنها میافزود و آنها به صورت «غیرقانونی» میتوانستند پول خوبی به جیب بزنند و کارشان سکه میشد.
این پدیده «مومن و ساقی» را نخستین بار بروس یاندل مطرح کرد؛ دولت قانونی میگذارد که همزمان هم گروهی که هوادار قانونگذاری است و هم مخالفان هر دو بهره مند میشوند و البته سیاستمداران هم که از این وضعیت بدشان نمیآید و میتوانند دل هر دو گروه را به طریقی به دست آورند و هم از توبره و هم از آخور بخورند.
باید بیشتر بررسی کرد ولی شاید بررسی این هیاهوی اخیر ثابت نگه داشتن قیمت دلار و دلارزدایی از این منظر هم پدیده جالبی باشد، در نگاه نخست به نظر جماعتی برای صادرکنندگان عمده (نظیر پتروشیمیها و فولادیها) شمشیر را از رو بستهاند ولی شاید از نگاه «مومن و ساقی» ماجرا چیز دیگری باشد. فرض کنید قیمتی پایین مثلا 20 هزار تومان برای ارز تعیین شود کیست که نداند صفی برای دریافت تشکیل میشود و باید با صلاحدید دولتیها منابع محدود موجود تقسیم شوند؛ این یعنی رانتی جدی برای برخی نورچشمیها (حواسمان باشد فرشتهها بنا نیست این تخصیص و تامین ارز را انجام دهند). اقتصاد که راه خودش را میرود و طبیعی است وقتی قیمت بازاری بسیار بیش از قیمت رسمی باشد انگیزه برای زیرآبی رفتن هم بیشتر میشود؛ وانگهی چه بسا به دلیل وجود محدودیت در تخصیص ارز رفاقتی، قیمت بازاری ارز در بیرون از فضای رسمی حتی بیشتر از وقتی شود که چنین محدودیتی وجود نداشت.
حالا اگر شما صادرکننده عمده ارزآور! بخواهی ذخیره ارز مخفی! را در بازار «سیاه» رد کنی از این قیمت بالا چندان ناراضی هم نخواهی بود؛ درست مثل ساقیهایی که قوانین محدودیت الکلجات کارشان را سکه کرده بود. خلاصه شاید بازی برد-برد بدی هم نباشد! این صرفا حدسی با توجه به یک چارچوب اقتصاد سیاسی است رفقای کاربلد با دادههای واقعی و شواهد کف زمین البته میتوانند به نقد این حدس بپردازند، الله اعلم.
🔗 ببینید:
Bootleggers and Baptists
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel
◽️@utfinance◽️
مومن و ساقی و قیمت دلار
👤 امیرحسین خالقی
در قرن بیستم باپتیستها و دیگر مسیحیان انجیلی (اونجلیکال) به دلایل مذهبی به شدت مایل به محدود شدن فروش الکل در روزهای یکشنبه بودند. چنین قوانینی علی الظاهر خیلی به سود ساقیجماعت نبود، اما از قضا همین محدودیت بر رونق کسب و کار آنها میافزود و آنها به صورت «غیرقانونی» میتوانستند پول خوبی به جیب بزنند و کارشان سکه میشد.
این پدیده «مومن و ساقی» را نخستین بار بروس یاندل مطرح کرد؛ دولت قانونی میگذارد که همزمان هم گروهی که هوادار قانونگذاری است و هم مخالفان هر دو بهره مند میشوند و البته سیاستمداران هم که از این وضعیت بدشان نمیآید و میتوانند دل هر دو گروه را به طریقی به دست آورند و هم از توبره و هم از آخور بخورند.
باید بیشتر بررسی کرد ولی شاید بررسی این هیاهوی اخیر ثابت نگه داشتن قیمت دلار و دلارزدایی از این منظر هم پدیده جالبی باشد، در نگاه نخست به نظر جماعتی برای صادرکنندگان عمده (نظیر پتروشیمیها و فولادیها) شمشیر را از رو بستهاند ولی شاید از نگاه «مومن و ساقی» ماجرا چیز دیگری باشد. فرض کنید قیمتی پایین مثلا 20 هزار تومان برای ارز تعیین شود کیست که نداند صفی برای دریافت تشکیل میشود و باید با صلاحدید دولتیها منابع محدود موجود تقسیم شوند؛ این یعنی رانتی جدی برای برخی نورچشمیها (حواسمان باشد فرشتهها بنا نیست این تخصیص و تامین ارز را انجام دهند). اقتصاد که راه خودش را میرود و طبیعی است وقتی قیمت بازاری بسیار بیش از قیمت رسمی باشد انگیزه برای زیرآبی رفتن هم بیشتر میشود؛ وانگهی چه بسا به دلیل وجود محدودیت در تخصیص ارز رفاقتی، قیمت بازاری ارز در بیرون از فضای رسمی حتی بیشتر از وقتی شود که چنین محدودیتی وجود نداشت.
حالا اگر شما صادرکننده عمده ارزآور! بخواهی ذخیره ارز مخفی! را در بازار «سیاه» رد کنی از این قیمت بالا چندان ناراضی هم نخواهی بود؛ درست مثل ساقیهایی که قوانین محدودیت الکلجات کارشان را سکه کرده بود. خلاصه شاید بازی برد-برد بدی هم نباشد! این صرفا حدسی با توجه به یک چارچوب اقتصاد سیاسی است رفقای کاربلد با دادههای واقعی و شواهد کف زمین البته میتوانند به نقد این حدس بپردازند، الله اعلم.
🔗 ببینید:
Bootleggers and Baptists
کانال راهبرد/امیرحسین خالقی @RahbordChannel
◽️@utfinance◽️
Wikipedia
Bootleggers and Baptists
Economic concept
👍5
📄 یادداشت
مردم حق دارند از روشنفکر ۵۷ی بیزار باشند
👤 بیژن اشتری
روشنفکر چپ ایرانی، به غلط گمان میکرد و هنوز هم گمان میکند که ایدئولوژی همان تکفرمول نجاتبخشی است که با آن میتوان همه مسائل جامعه را، از اقتصاد و سیاست تا اجتماع و فرهنگ، حل کرد. از نظر آنها دوره انقلاب دورهای است که میتوان با اسلحه از تاریخ جلو زد و .......
نمونه میخواهید؟ به این مصاحبه جناب مسعود کیمیایی (فیلمسازی که جایگاه هنریاش برایم محفوظ و محترم است اما برای عقاید سیاسیاش هیچ ارزشی قائل نیستم) توجه کنید که چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با روزنامه میزان انجام داده است. من با دقت این مصاحبه را خواندم و هیچ نشانی از دموکراسیخواهی و مدنیتخواهی در آن ندیدم. باز هم هدف اول روشنفکر آن زمانی ما صرفا مبارزه با امپریالیسم و تقدیس خشونت چریکی بود.
بعد جناب جواد مجابی در مصاحبه امروزش با روزنامه اعتماد از این شاکی است که چرا مردم ایران روشنفکر ستیز شدهاند؟ خوب اخوی، این ستیز به خاطر اشتباهات فاحش سیاسی روشنفکران آن زمان بوده.
باری، به این فرازها از مصاحبه جناب کیمیایی، که میدانم امروز نظرات کاملا متفاوتی دارند، توجه کنید:
«فیلم اگر دست کم فرهنگساز نیست، نباید در نفی فرهنگ جهان سومی باشد، یا نباید گرایشهای امپریالیستی در حیطه اندیشه فیلمساز باشد...»
«کشورهایی مثل ما که همیشه زیر نفوذ چپاول سرمایه و امپریالیسم بودهاند، به هیچ کیفیتی نمیتوانند آرام باشند و آرام نبودن یعنی هنر ایدئولوژیکی داشتن.»
«سینمای هنر محض، سینمای هنر خاص، سینمایی از این دست، و فرهنگی از این دست، مال کشورهای استثمارگر است، کشورهایی که ترجیح میدهم به آنها کشورهای مهاجم بگویم.»
چنین بود اندیشههای روشنفکرانی که در آن سالها، خواسته و ناخواسته، به الگوهای فکری و ذهنی ما بدل شده بودند. سالها باید میگذشت تا فاجعه ایدئولوژیگرایی و ژدانفگرایی را با پوست و گوشت و استخوانمان بفهمیم.
📌 همچنین بخوانید: مارکسیسم افیون روشنفکران است
◽️@utfinance◽️
مردم حق دارند از روشنفکر ۵۷ی بیزار باشند
👤 بیژن اشتری
روشنفکر چپ ایرانی، به غلط گمان میکرد و هنوز هم گمان میکند که ایدئولوژی همان تکفرمول نجاتبخشی است که با آن میتوان همه مسائل جامعه را، از اقتصاد و سیاست تا اجتماع و فرهنگ، حل کرد. از نظر آنها دوره انقلاب دورهای است که میتوان با اسلحه از تاریخ جلو زد و .......
نمونه میخواهید؟ به این مصاحبه جناب مسعود کیمیایی (فیلمسازی که جایگاه هنریاش برایم محفوظ و محترم است اما برای عقاید سیاسیاش هیچ ارزشی قائل نیستم) توجه کنید که چند ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی با روزنامه میزان انجام داده است. من با دقت این مصاحبه را خواندم و هیچ نشانی از دموکراسیخواهی و مدنیتخواهی در آن ندیدم. باز هم هدف اول روشنفکر آن زمانی ما صرفا مبارزه با امپریالیسم و تقدیس خشونت چریکی بود.
بعد جناب جواد مجابی در مصاحبه امروزش با روزنامه اعتماد از این شاکی است که چرا مردم ایران روشنفکر ستیز شدهاند؟ خوب اخوی، این ستیز به خاطر اشتباهات فاحش سیاسی روشنفکران آن زمان بوده.
باری، به این فرازها از مصاحبه جناب کیمیایی، که میدانم امروز نظرات کاملا متفاوتی دارند، توجه کنید:
«فیلم اگر دست کم فرهنگساز نیست، نباید در نفی فرهنگ جهان سومی باشد، یا نباید گرایشهای امپریالیستی در حیطه اندیشه فیلمساز باشد...»
«کشورهایی مثل ما که همیشه زیر نفوذ چپاول سرمایه و امپریالیسم بودهاند، به هیچ کیفیتی نمیتوانند آرام باشند و آرام نبودن یعنی هنر ایدئولوژیکی داشتن.»
«سینمای هنر محض، سینمای هنر خاص، سینمایی از این دست، و فرهنگی از این دست، مال کشورهای استثمارگر است، کشورهایی که ترجیح میدهم به آنها کشورهای مهاجم بگویم.»
چنین بود اندیشههای روشنفکرانی که در آن سالها، خواسته و ناخواسته، به الگوهای فکری و ذهنی ما بدل شده بودند. سالها باید میگذشت تا فاجعه ایدئولوژیگرایی و ژدانفگرایی را با پوست و گوشت و استخوانمان بفهمیم.
📌 همچنین بخوانید: مارکسیسم افیون روشنفکران است
◽️@utfinance◽️
👍15👎7❤2👏1
📄 مقاله
ایزابل پترسون؛ آزادی خواه سرسخت
جمعه، دهم ژانویه مصادف با 21 دی ماه، سالگرد درگذشت ایزابل پترسون، روشنفکر آزادیخواه است.
در نیمه اول قرن بیستم شبح سوسیالیسم و مارکسیسم بر فراز سر روشنفکران و اندیشمندان جهان پرسه میزد. در نقطه نقطه جهان دیکتاتورهای چپگرا مردم را به فقر و فلاکت کشانده بودند و چماق سرکوب به نام آرمانهای جمعی سوسیالیستی بر سر هر انسان آزاد اندیشی فرود میآمد. بسیاری از روشنفکران غربی نیز جنایتکارانی مانند جوزف استالین را تطهیر کردند و دولتهای غربی با برنامه ریزی مرکزی به سبک شوروی قدرت و مداخلات خود را گسترش دادند. حتی دولت آمریکا نیز که در تضاد و تقابل با شوروی و بلوک شرق بود در دوره فرانکلین روزولت به ورطه چپگرایی و مداخله در اقتصاد افتاد.
در این دوران افرادی چون فردریش هایک یا لودویگ فون میزس استثناهایی بودند که توسط دانشگاهیان نیز مطرود بودند. اما این مهاجران اتریشیتبار تنها آزادی خواهان این دوره نبودند. سه زن جسور در همین دوره ظهور کردند که در ایران کمتر شناخته شده هستند. آین رند، رز وایلدر لین و ایزابل پترسون سه زنی بودند که به ویژه با انتشار سه کتاب در سال 1943 بر بسیاری از محافل روشنفکری و آزاد اندیشان اثر گذاشتند. رز وایلدر لین «کشف آزادی» را نوشت، ایزابل پترسون «خدای ماشین» را منتشر کرد، و آین رند کتاب «سر چشمه» را نوشت.
آنها جرأت کردند و اعلام کردند که جمع گرایی شیطانی است. آنها از حقوق طبیعی دفاع کردند، فلسفهای که مبنایی اخلاقی برای مخالفت با استبداد در همه جا فراهم کرد. آنها فردگرایی ستایش میکردند و آیندهای را متصور بودند که در آن مردم دوباره آزاد شوند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
ایزابل پترسون؛ آزادی خواه سرسخت
جمعه، دهم ژانویه مصادف با 21 دی ماه، سالگرد درگذشت ایزابل پترسون، روشنفکر آزادیخواه است.
در نیمه اول قرن بیستم شبح سوسیالیسم و مارکسیسم بر فراز سر روشنفکران و اندیشمندان جهان پرسه میزد. در نقطه نقطه جهان دیکتاتورهای چپگرا مردم را به فقر و فلاکت کشانده بودند و چماق سرکوب به نام آرمانهای جمعی سوسیالیستی بر سر هر انسان آزاد اندیشی فرود میآمد. بسیاری از روشنفکران غربی نیز جنایتکارانی مانند جوزف استالین را تطهیر کردند و دولتهای غربی با برنامه ریزی مرکزی به سبک شوروی قدرت و مداخلات خود را گسترش دادند. حتی دولت آمریکا نیز که در تضاد و تقابل با شوروی و بلوک شرق بود در دوره فرانکلین روزولت به ورطه چپگرایی و مداخله در اقتصاد افتاد.
در این دوران افرادی چون فردریش هایک یا لودویگ فون میزس استثناهایی بودند که توسط دانشگاهیان نیز مطرود بودند. اما این مهاجران اتریشیتبار تنها آزادی خواهان این دوره نبودند. سه زن جسور در همین دوره ظهور کردند که در ایران کمتر شناخته شده هستند. آین رند، رز وایلدر لین و ایزابل پترسون سه زنی بودند که به ویژه با انتشار سه کتاب در سال 1943 بر بسیاری از محافل روشنفکری و آزاد اندیشان اثر گذاشتند. رز وایلدر لین «کشف آزادی» را نوشت، ایزابل پترسون «خدای ماشین» را منتشر کرد، و آین رند کتاب «سر چشمه» را نوشت.
آنها جرأت کردند و اعلام کردند که جمع گرایی شیطانی است. آنها از حقوق طبیعی دفاع کردند، فلسفهای که مبنایی اخلاقی برای مخالفت با استبداد در همه جا فراهم کرد. آنها فردگرایی ستایش میکردند و آیندهای را متصور بودند که در آن مردم دوباره آزاد شوند.
🔗 متن کامل را اینجا بخوانید
◽️@utfinance◽️
اکوایران
ایزابل پترسون؛ آزادی خواه سرسخت
جمعه، دهم ژانویه مصادف با 21 دی ماه، سالگرد درگذشت ایزابل پترسون، روشنفکر آزادیخواه است.
👍7❤2👏1
📄 مقاله
بحران دموکراسی، در واقع بحرانی برای چپ است
👤 فرید زکریا
✍🏻 ترجمه مسعود یوسف حصیرچین
به نظر میرسد که ناامیدی رای دهندگان بهویژه متوجه جناحی است که به صورت سنتی با دولت بزرگ شناخته میشود: جناح چپ.
مردم احساس میکنند که دهههاست سیاستمداران چپگرا از آنها مالیات میگیرند، بر آنها مقررات تحمیل میکنند، به آنها زور میگویند و مرعوبشان میکنند ــاما نتایج بد بودهاند و دارند بدتر هم میشوند.
◽️@utfinance◽️
بحران دموکراسی، در واقع بحرانی برای چپ است
👤 فرید زکریا
✍🏻 ترجمه مسعود یوسف حصیرچین
به نظر میرسد که ناامیدی رای دهندگان بهویژه متوجه جناحی است که به صورت سنتی با دولت بزرگ شناخته میشود: جناح چپ.
مردم احساس میکنند که دهههاست سیاستمداران چپگرا از آنها مالیات میگیرند، بر آنها مقررات تحمیل میکنند، به آنها زور میگویند و مرعوبشان میکنند ــاما نتایج بد بودهاند و دارند بدتر هم میشوند.
◽️@utfinance◽️
Telegraph
بحران دموکراسی، در واقع بحرانی برای چپ است
به نظر میرسد که ناامیدی رای دهندگان بهویژه متوجه جناحی است که به صورت سنتی با دولت بزرگ شناخته میشود: جناح چپ.
👍7👎2😱2
📄 یادداشت
سرمایهدار یا قهرمان؟
👤 مهرپویا علا
کسانی مارک زاکربرگ را بابت این چرخش ناگهانی متهم به دورویی و پیروی از حزب باد میکنند. من با اطلاعات محدودی که دربارۀ این داستان دارم اگر بخواهم قضاوت کنم ایلان ماسک را بیشتر از زاکربرگ پایبند به آزادی و حقیقت میدانم. البته ممکن است اگر اخبار و تاریخچۀ مربوط به اینها را دنبال میکردم و اطلاعات بیشتری به دست میآورم نظر دیگری میدادم؛ ولی این موضوع ربطی به آنچه میخواهم بگویم ندارد. فعلاً تصویری که از زاکربرگ در ذهنم شکل گرفته آدمی است که به خواستههای سرکوبگران آزادی بیان در آمریکا و اروپا - به اصطلاح «ووکها» - تن داد و در مقابل ایلان ماسک در برابر آنها ایستاد و فعلاً توانست آنان را در آمریکا قدری عقب بزند. اکنون که ورق در ایالات متحد برگشته و در کانادا و اروپا هم احتمالاً برگردد زاکربرگ در اینجا آمده است و حرفهای دیگری را خلاف رویۀ چند سال اخیرش میگوید. اینکه خود ترامپ و دست راستیهای اروپا بهراستی چقدر پایبند به آزادی بیان باشند و اینکه با یک جریان مشابه ووکها منتها اینبار از سمت «راست» مواجه خواهیم شد یا خیر بحثی جداست که باز در اینجا نمیخواهم به آن بپردازم.
با این فرض که تصویری که از زاکربرگ در ذهن امثال من شکل گرفته است درست باشد، میخواهم قدری از او با همین تصویر دفاع کنم. مگر یک آنتروپرونر یا یک مدیر بنگاه وظیفه دارد قهرمان یا فعال سیاسی آزادیخواهی باشد و «مسئولیت اجتماعی» خاصی را بر عهده بگیرد؟ مگر غیر از این است که او دارد از مجموعۀ زیر نظرش دفاع میکند تا کمترین آسیب از سوی دولتها به آن وارد شود؟ زمانی که دولت ایالات متحد دست گروهی با منافع خاص خودشان و نوع خاصی از طرز فکر بود به ساز آنها رقصید و اکنون که دولت در دست گروهی دیگر با منافع و طرز فکری متفاوت افتاده ناچار است به ساز اینان برقصد. در اینجا آن طرفهایی که بیشتر باید سرزنش شوند صاحبان قدرت هستند نه صاحبان سرمایه. بااینهمه در عمل آدمها عادت دارند دولت را رها کنند و گریبان سرمایهدار را بگیرند. نمیپرسند که اصلاً چرا دولت باید چنین قدرتی را داشته باشد که به منافع یک بنگاه آسیب برساند؟ من اگر از طرز کار یک بنگاه به هر دلیلی که به خودم مربوط است ناراضی باشم با نخریدن از آن بنگاه و تشویق دیگران به انجام کاری مشابه تنبیهش میکنم. دولت اما اینگونه عمل نمیکند و عملکرد دولت منطق دیگری دارد که مبتنی بر زور است.
در میان عموم مردم جدایی دین و سیاست به خوبی جا افتاده است، اما نه تنها کسی از جدایی اقتصاد و سیاست سخنی نمیگوید که حتی برعکس آن جا افتاده است و مردم خواهان دخالت هرچه بیشتر دولت در اقتصاد و خدمت اقتصاد به دولت هستند. درحالیکه خسارت ناشی از آمیختگی قدرت/سیاست با بازار/اقتصاد به هیچ عنوان کمتر از خسارت ناشی از آمیختگی قدرت/سیاست با دین/معنویت نیست. یک تفاوت کشوری مانند ایران در اینجا با ایالات متحد این است که در دومی این مشکل در سطح کمپانیهای بزرگ با ارزش دارایی صدها میلیارد دلاری و دامنۀ اثرگذاری در سطح جهانی نمود پیدا میکند، در حالیکه در ایران کسبوکارِ صاحب یک کلهپزی هم ممکن است به صرف ورود یک خانم با پوشش عادی به آن به مشکل بر بخورد. در ایران اگر کسبوکار فردی رونق بگیرد و به فرض بخواهد یک باب مغازهاش را تبدیل به دو باب مغازه کند معلوم نیست باید به چند نفر باجهای مالی، سیاسی یا ایدئولوژیک بدهد.
سرمایۀ بزرگ به معنی مصرف بیشتر شخص سرمایهدار نیست. حدس میزنم کیفیت و کمیت غذایی که ایلان ماسک میخورد اگر کمتر از کیفیت و کمیت غذای من نباشد بیشتر هم نباشد! سرمایۀ بزرگ یعنی قدرت تصمیمگیری و اثرگذاری و این چیزی است که دولت مدعی آن است و میخواهد آن را به انحصار خود در بیاورد. در ایران دولت در همه جا مدعی «اعمال حاکمیت» است و از تکرار این اصطلاح بیمعنی خسته نمیشوند (در جایی دیگر بحث خواهم کرد که خود این اصطلاح «حاکمیت/sovereignty» بیمعنی است). در آمریکا نیز این تمایل وجود دارد، اما در هیچ کشوری در طول تاریخ به اندازۀ ایالات متحد سرمایههای بزرگ تحمل نشده است و در هیچ کشوری به اندازۀ ایالات متحد سیاست و اقتصاد از یکدیگر جدا نبودند، چراکه در هیچ کشوری به اندازۀ ایالات متحد قدرت سیاسی توزیعشده و محدود نبود.
◽️@utfinance◽️
سرمایهدار یا قهرمان؟
👤 مهرپویا علا
کسانی مارک زاکربرگ را بابت این چرخش ناگهانی متهم به دورویی و پیروی از حزب باد میکنند. من با اطلاعات محدودی که دربارۀ این داستان دارم اگر بخواهم قضاوت کنم ایلان ماسک را بیشتر از زاکربرگ پایبند به آزادی و حقیقت میدانم. البته ممکن است اگر اخبار و تاریخچۀ مربوط به اینها را دنبال میکردم و اطلاعات بیشتری به دست میآورم نظر دیگری میدادم؛ ولی این موضوع ربطی به آنچه میخواهم بگویم ندارد. فعلاً تصویری که از زاکربرگ در ذهنم شکل گرفته آدمی است که به خواستههای سرکوبگران آزادی بیان در آمریکا و اروپا - به اصطلاح «ووکها» - تن داد و در مقابل ایلان ماسک در برابر آنها ایستاد و فعلاً توانست آنان را در آمریکا قدری عقب بزند. اکنون که ورق در ایالات متحد برگشته و در کانادا و اروپا هم احتمالاً برگردد زاکربرگ در اینجا آمده است و حرفهای دیگری را خلاف رویۀ چند سال اخیرش میگوید. اینکه خود ترامپ و دست راستیهای اروپا بهراستی چقدر پایبند به آزادی بیان باشند و اینکه با یک جریان مشابه ووکها منتها اینبار از سمت «راست» مواجه خواهیم شد یا خیر بحثی جداست که باز در اینجا نمیخواهم به آن بپردازم.
با این فرض که تصویری که از زاکربرگ در ذهن امثال من شکل گرفته است درست باشد، میخواهم قدری از او با همین تصویر دفاع کنم. مگر یک آنتروپرونر یا یک مدیر بنگاه وظیفه دارد قهرمان یا فعال سیاسی آزادیخواهی باشد و «مسئولیت اجتماعی» خاصی را بر عهده بگیرد؟ مگر غیر از این است که او دارد از مجموعۀ زیر نظرش دفاع میکند تا کمترین آسیب از سوی دولتها به آن وارد شود؟ زمانی که دولت ایالات متحد دست گروهی با منافع خاص خودشان و نوع خاصی از طرز فکر بود به ساز آنها رقصید و اکنون که دولت در دست گروهی دیگر با منافع و طرز فکری متفاوت افتاده ناچار است به ساز اینان برقصد. در اینجا آن طرفهایی که بیشتر باید سرزنش شوند صاحبان قدرت هستند نه صاحبان سرمایه. بااینهمه در عمل آدمها عادت دارند دولت را رها کنند و گریبان سرمایهدار را بگیرند. نمیپرسند که اصلاً چرا دولت باید چنین قدرتی را داشته باشد که به منافع یک بنگاه آسیب برساند؟ من اگر از طرز کار یک بنگاه به هر دلیلی که به خودم مربوط است ناراضی باشم با نخریدن از آن بنگاه و تشویق دیگران به انجام کاری مشابه تنبیهش میکنم. دولت اما اینگونه عمل نمیکند و عملکرد دولت منطق دیگری دارد که مبتنی بر زور است.
در میان عموم مردم جدایی دین و سیاست به خوبی جا افتاده است، اما نه تنها کسی از جدایی اقتصاد و سیاست سخنی نمیگوید که حتی برعکس آن جا افتاده است و مردم خواهان دخالت هرچه بیشتر دولت در اقتصاد و خدمت اقتصاد به دولت هستند. درحالیکه خسارت ناشی از آمیختگی قدرت/سیاست با بازار/اقتصاد به هیچ عنوان کمتر از خسارت ناشی از آمیختگی قدرت/سیاست با دین/معنویت نیست. یک تفاوت کشوری مانند ایران در اینجا با ایالات متحد این است که در دومی این مشکل در سطح کمپانیهای بزرگ با ارزش دارایی صدها میلیارد دلاری و دامنۀ اثرگذاری در سطح جهانی نمود پیدا میکند، در حالیکه در ایران کسبوکارِ صاحب یک کلهپزی هم ممکن است به صرف ورود یک خانم با پوشش عادی به آن به مشکل بر بخورد. در ایران اگر کسبوکار فردی رونق بگیرد و به فرض بخواهد یک باب مغازهاش را تبدیل به دو باب مغازه کند معلوم نیست باید به چند نفر باجهای مالی، سیاسی یا ایدئولوژیک بدهد.
سرمایۀ بزرگ به معنی مصرف بیشتر شخص سرمایهدار نیست. حدس میزنم کیفیت و کمیت غذایی که ایلان ماسک میخورد اگر کمتر از کیفیت و کمیت غذای من نباشد بیشتر هم نباشد! سرمایۀ بزرگ یعنی قدرت تصمیمگیری و اثرگذاری و این چیزی است که دولت مدعی آن است و میخواهد آن را به انحصار خود در بیاورد. در ایران دولت در همه جا مدعی «اعمال حاکمیت» است و از تکرار این اصطلاح بیمعنی خسته نمیشوند (در جایی دیگر بحث خواهم کرد که خود این اصطلاح «حاکمیت/sovereignty» بیمعنی است). در آمریکا نیز این تمایل وجود دارد، اما در هیچ کشوری در طول تاریخ به اندازۀ ایالات متحد سرمایههای بزرگ تحمل نشده است و در هیچ کشوری به اندازۀ ایالات متحد سیاست و اقتصاد از یکدیگر جدا نبودند، چراکه در هیچ کشوری به اندازۀ ایالات متحد قدرت سیاسی توزیعشده و محدود نبود.
◽️@utfinance◽️
YouTube
Mark Zuckerberg announces the end of Meta's fact-checking program in the United States
Meta scraps its longstanding fact-checking program in the United States, as its CEO Mark Zuckerberg appears to be mending fences with Donald Trump’s incoming second administration.
The changes will affect Facebook, Instagram, and Threads, three of the world’s…
The changes will affect Facebook, Instagram, and Threads, three of the world’s…
👍5👎4👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 ایلان ماسک برای من یک چهره پسا-آخرزمانیست
👤 نیما قاسمی
دوستی نکتهسنج و گرامی میگفت هر روز از خواب بیدار میشویم و از پیشرفتهای جدید دنیای فنآوری شگفتزده میشویم. او میپرسید مگر «آخرزمان» غیر از این است!؟ گوشیهای هوشمند که زندگی شهروندان را به دو دوره پیش و پس از خود تقسیم کردند، از ۲۰۱۰ میلادی در دسترس شهروندان عادی قرار گرفتند و تولید انبوه شدند! حالا اینکه شما میتوانید با دوستی یا عضوی از خانواده، ویدئوکال کنید، افسانه نگریستن کیخسرو به جام جم نیست! عین واقعیت است! اما با ظهور هوش مصنوعی چه خواهد شد؟
دیدگاه بدبینانه نسبت به این تحولات، خود سابقه تاریخی دارد. نخبگان در هر مقطع زمانی وارثان، ابزارهای سنتی و بنابراین مفاهیم ذهنی وابسته به آن هستند. در حالی که گسترش ژانرهای مختلف ادبی در یونان باستان - شامل بر تاریخنگاری، نمایشنامهنویسی و ادبیات فلسفی - محصول پیشرفت در تکنیکهای کتابت (نوشتار) بود، اتفاقی نیست که در محاوره فدروس اثر افلاطون، شما یک دیدگاه بدبینانه را نسبت به فن نوشتن پیدا میکنید.
◽️@utfinance◽️
👤 نیما قاسمی
دوستی نکتهسنج و گرامی میگفت هر روز از خواب بیدار میشویم و از پیشرفتهای جدید دنیای فنآوری شگفتزده میشویم. او میپرسید مگر «آخرزمان» غیر از این است!؟ گوشیهای هوشمند که زندگی شهروندان را به دو دوره پیش و پس از خود تقسیم کردند، از ۲۰۱۰ میلادی در دسترس شهروندان عادی قرار گرفتند و تولید انبوه شدند! حالا اینکه شما میتوانید با دوستی یا عضوی از خانواده، ویدئوکال کنید، افسانه نگریستن کیخسرو به جام جم نیست! عین واقعیت است! اما با ظهور هوش مصنوعی چه خواهد شد؟
دیدگاه بدبینانه نسبت به این تحولات، خود سابقه تاریخی دارد. نخبگان در هر مقطع زمانی وارثان، ابزارهای سنتی و بنابراین مفاهیم ذهنی وابسته به آن هستند. در حالی که گسترش ژانرهای مختلف ادبی در یونان باستان - شامل بر تاریخنگاری، نمایشنامهنویسی و ادبیات فلسفی - محصول پیشرفت در تکنیکهای کتابت (نوشتار) بود، اتفاقی نیست که در محاوره فدروس اثر افلاطون، شما یک دیدگاه بدبینانه را نسبت به فن نوشتن پیدا میکنید.
◽️@utfinance◽️
👍3👎1